• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
36 مقاله
در این ویکی

سگ‌های نگهبان


Movyn

Watch Dogs

 

gallery_1_8_72352.jpg

 

 

توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال
منتشرکننده Ubisoft
کارگردان Jonathan Morin
نویسنده Kevin Shortt

Darby McDevitt

تهیه‌کننده Dominic Guay
موسیقی Brian Reitzell

Peter Connelly

David Kristian

Pavel Maximytchev

موتور ساخت بازی Disrupt
تاریخ انتشار ۲۷ می ۲۰۱۴
سبک اکشن ماجراجویی
پلت‌فرم‌ها Xbox 360

Xbox One

PlayStation 3

PlayStation 4

PC

Wii U

تعداد بازیکنان ۱ نفره

چندنفره

رده‌بندی سنی

ESRB: M

سگ‌های نگهبان (انگلیسی: WATCH_DOGS) یک بازی در سبک اکشن ماجراجویی و دنیای باز است که توسط شرکت یوبی‌سافت ساخته و منتشر شده است. بازی قرار بود ابتدا در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۳ عرضه شود ولی درنهایت، انتشار بازی با تأخیری چندماهه همراه بود. این بازی سرانجام در ۲۷ می ۲۰۱۴ برای ویندوز، پلی‌استیشن ۳، پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس ۳۶۰ و ایکس‌باکس وان به صورت یک‌پارچه و همزمان منتشر شد. نسخه کنسول وی یو این بازی نیز در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۴ عرضه شد.

مجموعه داستان و حوادث بازی در شهر شیکاگو، ایلی‌نوی رخ می‌دهد. شخصیت اصلی و محوری بازی آیدن پیرس، یک هکر بسیار ماهر کلاه خاکستری است که توانایی نفوذ و گرفتن دسترسی به هر وسیله الکترونیکی داخل شهر را دارد. مشاهده اطلاعات شخصی افراد، مشاهده و کنترل دوربین‌های مداربسته شهری، دستکاری در زیرساخت‌های شهری مانند کنترل مترو، خطوط جاده‌ای و چراغ‌های راهنمایی و ... از جمله توانایی‌های آیدن پیرس است.

 



جهان بازی

gallery_1_8_82266.jpg

رویدادهای بازی سگ‌های نگهبان در شهر شیکاگو رخ می‌دهد

خط داستانی بازی واچ داگز (Watch Dogs)، پیرامون گسترش همه‌جانبه فن‌آوری در زندگی افراد و جامعه است. بازیکن در این بازی با مفاهیمی چون داده‌ها و اطلاعات یکپارچه، اتصال آنلاین، جنگ اطلاعاتی و گسترش استفاده از فن‌آوری‌هایی نظیر رایانه، موبایل و دستگاه‌های هوشمند آشنا می‌شود و این سؤال برای وی پیش می‌آید که چه افرادی واقعاً این دستگاه بسیار بزرگ را به حرکت در می‌آورند؟ اهداف آن‌ها چیست و ضریب خطای آن‌ها چه قدر است؟

 

بازی با شبیه‌سازی کامل شهر شیکاگو، سومین شهر بزرگ ایالات متحده روند داستانی را پیش می‌برد. این شهر یکی از بسیاری شهرهای دیگر است که به ابررایانه هوشمند و خیالی به نام ctOS متصل است. این شهر، تشکیل شده از زیرساخت‌های عمومی، نیروگاه‌های انرژی، وسایل ارتباط جمعی و ساکنان و در کل، «همه‌چیز و همه‌کس درآن به یکدیگر [از طریق شبکه‌ای هوشمند] متصل هستند.» یک شبکه کاملاً فراگیر تقریباً همه اجزای شهر را به یکدیگر متصل می‌کند؛ دستگاه‌های هوشمند شخصی، بانک‌ها، دوربین‌های مداربسته، چراغ‌های راهنمایی، خطوط مترو، مراکز ارتباطات، اطلاعات و انرژی همه و همه به شبکه متصل، قابل کنترل و ردگیری هستند. با وجود چنین سازوکاری، گزارش‌های مردمی از هر حوزه شهری به سرعت مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. پلیس قادر به شناسایی سریع مجرمین است، قطعی‌های برق به سرعت رفع می‌شوند و افراد به سهولت قادر به برقراری ارتباط با یکدیگر و مسوولان هستند. از طرفی دیگر، آیدن پیرس به عنوان یک هکر کلاه خاکستری و شخصیت قهرمان، با نفوذ در این شبکه آگاه می‌شود که شرکت بلوم با کنترل این سیستم‌عامل به جاسوسی از مردم و جنبه‌های خصوصی آن‌ها می‌پردازد و همه آن‌ها را در پایگاه‌های داده خود ذخیره می‌کند تا در آینده به عنوان برگ برنده مورد استفاده قرار گیرد. در این بازی همچنین مشخص می‌شود که خاموشی بزرگ‌سال ۲۰۰۳ به دلیل آگاهی یک هکر از این موضوعات و طرح هشدار به مسؤلین بوده است.

 


گیم‌پلی

gallery_1_8_261508.jpg

آیدن دوربین‌های مدار بسته را با تلفن هوشمند خود هک می‌کند

سگ‌های نگهبان یک بازی در جهانی باز (Open World) و اکشن ماجرایی است که روند آن به صورت سوم شخص روایت می‌شود. شخصی اصلی بازی، آیدن پیرس یک هکر کلاه خاکستری است که با تلفن هوشمند مخصوص خود، امکان دسترسی گرفتن از هر وسیله یا شخص متصل به شبکه شهری ctOS را دارد. آیدن می‌تواند از طریق پروفایلر به مهم‌ترین اطلاعات شخصی تک تک افراد شهر بزرگ شیکاگو در همان لحظه دسترسی داشته باشد. اطلاعاتی چون نام و نام خانوادگی، شغل، درآمد و حساب بانکی و ... او همچنین قادر به ردگیری مکالمات صوتی و متنی افراد با یکدیگر نیز هست و همچنین می‌تواند از حساب بانکی افراد دیگر پول برداشت کند. شوه مبارزه در بازی، بیشتر بر پایه اسلحه‌های گرم است که آیدن می‌تواند آن‌ها را از اسلحه‌فروشی خریداری کند. بازی دارای سیستم اقتصادی و گردش پول است و از طریق هک حساب بانکی افراد، انجام ماموریت‌ها و ... این حساب افزایش و با خرید وسایلی چون اسلحه، ارتقاء تلفن هوشمند یا خرید گجت‌های دیگر از این حساب کاسته می‌شود. بازیکن در شهر شیکاگو، امکان راندن خودرو و موتورسیکلت و ر رودخانه‌های شهر امکان راندن قایق را دارد. آیدن می‌تواند ماشین و وسایل نقلیه دیگر افراد را با زور تصاحب کرده و یا برای این کار، خودرو خریداری کند. از دیگر راه‌های ارتباطی می‌توان به عبور و مرور با متروی شهری پرداخت.

 

شیکاگو به صورت شهری طراحی شده که تا حد بسیار زیادی زنده و پویا است و شهروندان آن در رفت‌وآمد، انجام کار، برپا کردن جشن و کارهای خیریه و یا حتی ایجاد درگیری و جرم و جنایت هستند. آن‌ها ممکن است در صورت شناسایی آیدن، سریعاً با گوشی همراه خود پلیس شهر را از رویت شدن آیدن مطلع کنند. پلیس نیز از طریق قابلیتی به نام اسکن ctOS محل گزارش شده را مورد کاوش قرار داده و از میان شهروندان حاضر در همان قسمت از شهر، آیدن را شناسایی کند. آیدن در این زمان یا باید خود را در درگیری بی‌پایانی با پلیس قرار داده یا با فرار و گمراه کردن پلیس خود را نجات دهد. عملیات تعقیب و گریز در این زمان عمدتاً از طریق ماشین سواری است. آیدن با داشتن توانایی هک شبکه‌های شهری، گزینه‌های مختلفی برای گمراه کردن پلیس دارد، تغییر رنگ چراغ‌های راهنمایی، بالا آوردن موانع و ایست‌های جاده‌ای، منفجر کردن خط گاز شهری که از زیر خیابان‌ها می‌گذرد، بالا آوردن پل‌های تا شو رودخانه‌ای و ... . آیدن می‌تواند هلی‌کوپتر شناسایی را با هک گمراه کند یا خود را به یک ایستگاه مترو برساند، حرکت مترو را متوقف کند و پس از سوار شدن در مترو مجدداً آن را به حرکت در بیاورد.

 


مبارزات

gallery_1_8_12273.jpg

آیدن با باتوم، حمله موریس وگا را دفع می‌کند

سازوکار مبارزات در بازی سگ‌های نگهبان، تلفیق یک بازی در سبک تیراندازی سوم‌شخص، مخفی‌کاری و پارکور است. اگرچه قابلیت دفاعی اولیه آیدن، امکان هک کردن است ولی سیستم مبارزه برپایه استفاده از طیف وسیعی از سلاح‌های گرم و سرد و همچنین مبارزه و زد و خورد است. بازیکن با سلاح‌های گرمی که در اختیار دارد به صورت سوم شخص شروع به نشانه‌گیری و شلیک به دشمنان می‌کند. حال آنکه زد و خورد در بازی بیشتر شبیه یک انیمیشن است و افرادی که از آیدن فرار می‌کنند، پس از تعقیب و گریز و رسیدن آیدن به آن‌ها، امکان فشردن دکمه و تماشای یک درگیری کوچک وجود دارد. در بازی همچنین سلاح‌های پرتابی مانند بمب نیز وجود دارد. برای هک، آیدن یک تلفن هوشمند مخصوص دراختیار دارد که از طریق ابزارها و اپلیکیشن‌های اختصاصی آن امکان گرفتن دسترسی یا دفاع دارد. برخی ابزارها مانند Blackout که باعث خاموشی بخشی از شهر می‌شود یا با ابزار Jam Coms امکان مختل کردن روند اسکن ctOS پلیس وجود دارد. این ابزارها حالتی دفاعی و پیشگیرانه دارند ولی ابزارهای دیگر نظیر iED بمب‌های دست‌سازی هستند که از طریق گوشی هوشمند امکان انفجار و تخریب را دارند.

وجود شهروندان در سطح شهر باعث می‌شود که آیدن سلاح خود را همواره مخفی کند زیرا به محض مشاهده او با اسلحه، شهروند ممکن است به پلیس اطلاع دهد. مخفی‌کاری و رانندگی مخفیانه از دیگر راه‌های پیروز شدن در مبارزات است. آیدن امکان کاور گیری در پشت موانع مختلف و پنهان ردن خود از دید دشمن را دارد و یا زمانی که در حال رانندگی است، این امکان وجود دارد که خودرو را خاموش، و خو نیز در آن از دید دشمن مخفی شود. بازی همچنین دارای نوعی ابتدایی از پارکور است. بازیکن می‌تواند به صورت نامحدود بدود، از موانع در حالت دویدن پرش کند، از برخی موانع بالا یا پایین برود، خود را به آب رسانده و شنا کند. این روش نیز ممکن است برای موفقیت در مبارزات کارگشا باشد.

 


وسایل نقلیه

gallery_1_8_242916.jpg

gallery_1_8_211879.jpg

امکان رانندگی با ماشین در جاده‌ها و قایق‌سواری در آب‌ها در بازی وجود دارد

 

یوبی‌سافت تأیید کرده بود که در این بازی بیش از ۶۵ وسیه نقلیه با فیزیک منحصر به فرد خودشان وجود دارد. این خودروها طیفی از خودروهای کوچک و سبک تا خودروهای سنگین، تراک، ماشین‌های اسپرت و کامیون‌ها هستند. همچنین امکان رانندگی با موتور سیکلت نیز وجود دارد. متروهای مونوریل از دیگر وسایل نقلیه قابل کنترل هستند. در آب و رودخانه، قایق‌های تفریحی و یا تاکسی نیز وجود دراد که بازیکن می‌تواند از ان‌ها نیز استفاده کند. در این بازی امکان خلبانی و حمل و نقل از طریق وسایل نقلیه هوایی وجود ندارد، هرچند در گیم‌پلی و داستان وسایلی چون هلی‌کوپتر پلیس حضور دارند. وسایل نقلیه معمولاً قابل خریداری هستن، هرچند امکان تصاحب وسایل نقلیه دیگران با زور و یا دزدیدن آن‌ها (هک سیستم قفل و دزدگیر) نیز وجود دارد.

 

درمجموع در خصوص رانندگی، این بازی نقدهای مثبتی دریافت نکرد و عمدتاً از فیزیک و کنترل ضعیف‌تر بازی نسبت به بازی Grand Theft Auto IV انتقاد شده است.

 


داستان بازی

gallery_1_8_15087.jpg

آیدن پیرس از گوشی هوشمند خود برای هک وسایل استفاده می‌کند

در این بازی، بازیکن کنترل شخصیت ارلندی-آمریکایی به نام آیدن پیرس را برعهده دارد که دارای توانایی منحصر به فردی در زمینه هک و رخنه به دستگاه‌های الکترونیکی، با تلفن هوشمند خود است. در سال ۲۰۱۲، آیدن با همکاری دوستش دمیان برنکس وارد محوطه لابی هتل مرلات شد تا با استفاده از تلفن هوشمند خود حساب‌های بانکی افراد را هک کند. پس از مدتی نفوذ مقدار زیادی پول از حساب‌های مردم برداشت شد ولی دمیان از آیدن خواست همانجا بماند تا پول بیشتری وارد حسابشان شود. آیدن پذیرفت و به هک حساب‌ها ادامه داد تا اینکه ماموران امنیتی هتل به رخنه اطلاعاتی پی بردند. در این زمان، درموت لاکی کویین مدیر هتل از جریان باخبر شد و خواست تا افراد را شناسایی کنند. آیدن پس از متوجه شدن لو رفتن عملیات، سعی کرد به سرعت فرار کند ولی دوربین‌های امنیتی و متخصصات هتل متوجه شدند که چه افرادی در این نفوذ گسترده نقش داشتند. لاکی کویین دستور داد این دو هکر را طوری تنبیه کنند که تسلیم شوند و دیگر جرات انجام چنین کاری را پیدا نکنند. لاکی کویین در حقیقت تصور می‌کرد عملیات هک برای دسترسی به یک فیلم مخفی از نحوه مرگ رز واشینگتون بوده است که از آن به عنوان اهرم فشار علیه شهردار شهر استفاده می‌کرد. درحالی که هدف آیدن و دمیان چنین چیزی نبود، هتل مرلات با یک خلافکار به نام موریس وگا تماس گرفت و از او خواست که یکی از اعضای خانواده آیدن را به قتل برساند. زمانی که آیدن به همراه خواهرزاده ۶ ساله‌اش، لنا پیرس مشغول رانندگی بود، موریس به لاستیک ماشین تیراندازی کرد و باعث واژگونی آن شد. در جریان این حادثه خواهرزاده ۶ ساله پیرس کشته شد.

 

۱۱ ماه بعد، آیدن موفق شد موریس را ردیابی و وی را به دام بیاندازد. آیدن او را در طبقه پایین استادیوم به دام انداخت و از وی بازجویی کرد تا نام کارفرمای خود را بگوید. موریس با هیچ ترفندی حاضر به همکاری نشد و ادعا کرد که آن‌ها با وی تماس گرفتند و و خود هرگز با کارفرما ملاقات نکرده و او را نمی‌شناسد. آیدن ادامه داد و به او گفت یک دختر ۶ ساله کشته شده و اگر نام کارفرمایش را نگوید او را خواهد کشت. موریس گفت بهتر است شلیک کند چون او کارفرما را نمی‌شناسد. آیدن قصد شلیک داشت ولی اسلحه او خالی بود. در این زمان موریس از فرصت استفاده کرد و به آیدن حمله کرد که آیدن با هوشیاری حمله را دفع و با باتوم خود موریس را بی‌هوش کرد. آیدن سپس اتاق را ترک می‌کند ولی به صورت اتفاقی یک خلافکار دیگر جلوی او را سد می‌کند. پس از این همکار آیدن، جوردی چین از پشت این خلافکار را خلع سلاح می‌کند و پس از بی‌هوش کردن وی، با دست و اسلحه همان خلافکار به یک جسد دیگر شلیک می‌کند. آیدن به جوردی گفت که موریس هیچ حرفی در مورد کارفرمایش نزد و او مجبور شد وی را بی‌هوش کند چون از عمد اسلحه‌اش را خالی کرده بود. او سپس به جوردی گفت که موریس را به جای امنی ببرد و از وی بازجویی کند و خودش نیز استادیوم را ترک کرد. در این زمان پلیس نیز در حالت آماده باش بود و آیدن با کمک هکری دیگر به نام BadBoy17 از استادیوم فرار کرد.

 

gallery_1_8_96223.jpg

آیدن در حال تلاش برای فرار از استادیوم

آیدن پس از فرار از استادیوم و رساندن خود به یک متل، در این مکان استراحت کرد و صبح فردا به منزل خواهرش نیکول پیرس رفت. این روز جشن تولد پسرش جکسون بود و آیدن پس از مدتی دوری، به بهانه تولد خواهرزاده‌اش به منزل خواهرش رفت. جکسون پس از مرگ خواهرش لنا با هیچ کس جز مادرش صحبت نمی‌کرد. آیدن تولد جکسون را به او و مادرش تبریک گفت. درحالی که این دو نسبتا مهربان بایکدیگر بودند، آیدن متوجه پریشانی خواهرش در زمان صحبت وی با تلفن شد و سریعا مکالمه تلفنی را هک و مورد شنود قرار داد تا متوجه شود چه کسی خواهرش را تهدید کرده است. پس از پایان، آیدن از نیکول پرسید که چه کسی او را تهدید کرده و بهتر است به او بگوید تا موضوع را حل کند. خواهرش اما گفت هر بار که تلاش کردید موضوعی را حل کنید آن را بدتر کردید. با بالا گرفتن مشاجره، آیدن منزل خواهرش را ترک کرد. آیدن سپس خط تلفن را ردگیری کرد و به سرعت شخص تهدیدکننده را ردیابی کرد. او سپس با ماشین به دنبال وی رفت. در حین تعقیب و گریز خواهرش به او زنگ زد و بابت رفتار تندش معذرت خواهی کرد. آیدن پس از این شخص تهدید کننده را به دام انداخت و گوشی وی را هک کرد تا متوجه شود او با چه کسی در ارتباط بوده و دستور تهدید خواهرش را از چه کسی گرفته است. آیدن سپس اطلاعات استخراج شده را به یکی از اعضای گروه DedSec به نام BadBoy17 که با او در ارتباط بود داد تا متوجه شود دستور تهدید از چه کسی به آن مرد داده شده بود.

 

BadBoy17 از آیدن خواست به محله The Loop برود و با نفوذ به مرکز ctOS آن منطقه، از سیستم عامل دسترسی بگیرد تا بتواند آن شخص را ردگیری کند. در این میان، جوردی چین نیز از آیدن خواست یک ماموریت ساده انجام دهد و به عنوان راننده شخصی را با ماشینش به محل مورد نظر ببرد. آیدن پذیرفت و یک مرد مضطرب را به محل ملاقاتش رساند. این بخش نخستین جایی بود که آیدن به لاکی کویین چهره به چهره دیدار کرد زیرا ملاقات کننده آن مرد کویین بود. آیدن به صورت ناشناس و با صورتی پوشیده در ماموریت بود و پس از پایان، کویین به آیدن گفت که به کارفرمایش بگوید باز هم اگر نیاز شد با او تماس خواهد گرفت. پس از این BadBoy17 با آیدن تماس گرفت و به او گفت که نیاز است تا با یکدیگر ملاقات کنند. آیدن پس از رسیدن به محل قرار متوجه شد که BadBoy17 یک مرد نیست و یک دختر فرانسوی-کانادایی به نام کلارا لیل است. آیدن که از این موضوع متعجب بود گفت که حالا بیشتر دچار بی‌اعتمادی شده است ولی کلارا در جواب گفت که او باید اعتماد کند. سپس کلارا برنامه پروفایلر گوشی هوشمند آیدن را به نسخه مورد استفاده گروه هکری DedSec ارتقا داد و به او گفت که این گوشی الآن خیلی قدرتمندتر است و باید با احتیاط رفتار کند. پس از این، همکاری میان آیدن و کلارا بیشتر شد و سرانجام نیز کلارا موفق به پیدا کردن رد منبع تماس گردید. آیدن اطلاعات را پیگیری کرد و درنهایت متجه شد که شخصی که خواهرش را تهدید کرده، همکار سابقش دمیان بوده است. دمیان از آیدن تقاضای ملاقات می‌کند و آیدن نیز می‌پذیرد، هرچند پس از وقایع مرلات ارتباطش را با دمیان قطع کرده بود. در ملاقات، دمیان گفت که در جریان ماموریت هتل مرلات، یک هکر سوم نیز وجود داشت که عامل لو رفتن کل ماموریت شد. دمیان نیز همچون آیدن مورد حمله واقع شده بود و او یک پایش را برای همیشه در پلاتین می‌دید. او به آیدن گفت بهتر است دوباره تیم سابق را تشکیل دهند و هکر سوم را پیدا کرده و انتقام بگیرند. آیدن اما خود را مقصر می‌دانست که چرا دمیان را از ماموریت مرلات منصرف نکرده بود وبالاتر ازآن، اصلا نباید با دمیان همکاری می‌کرد؛ از همین رو پیشنهاد دمیان را رد کرد.

 

gallery_1_8_39092.jpg

دمیان برنکس، همکار و دوست سابق آیدن

آیدن گرچه با قاطعیت پیشنهاد دمیان را رد کرد ولی خود نیز می‌دانست که به اطلاعات او احتیاج دارد. در همین حال جوردی با او تماس گرفت و گفت بازمانده قضیه استادیوم توسط پلیس دستگیر شده و احتمالا اگر تحت فشار قرار بگیرد هویت آیدن را لو می‌دهد. پس از یک بازجویی از لنس برنر که با همراهی و پشتیبانی جوردی همراه بود، آیدن متوجه شد آنجلو توچی قصد دارد اطلاعات هویت آیدن را از بازمانده استادیوم، یعنی لیونزو بگیرد. آیدن برای پیدا کردن آنجلو، ابتدا خواهرزاده‌اش را پیدا کرد و او را مجبور به تماس با آنجلو کرد. پس از برقراری تماس، آیدن مکالمه را هک و رد انجلو را گرفت و در نهایت با پیدا کردن وی، او را از سر راه برداشت. آیدن پس از این یز باید به هر شکل ممکن خود را به لیونزو می‌رساند و با تهدید، او را از لو دادن اطلاعاتش منصرف می‌کرد. درنهایت طبق نقشه، آیدن باید خود را به پلیس تسلیم می‌کرد ولی به هر طریق ممکن باید گوشی هوشمندش توسط جوردی به دستش می‌رسید. آیدن نیز همین کار را کرد و جوردی نیز با تطمیع یک افسر نگهبان فاسد،گوشی هوشمند را از آن طریق به آیدن رساند. آیدن به دقت از گوشی استفاده کد و اطلاعات خود در سیستم رایانه‌ای پلیس را تغییر داد و پس از رفتن به سلول، بار دیگر با گوشی هوشمندش شروع به هک سیستم کرد. او ابتدا در سلول را باز کرد و بعد با ظرافت خود را به اتاق اداری، زیرزمین و اتاق سیستم رساند و با هک دوربین مداربسته، موقعیت لیونزو را پیدا کرد. لیونزو خود توسط پلیس‌های فاسد درحال شکنجه بود و آیدن مجبور شد سرعت کار خود را بیشتر کند. پس از درگیری با پلیس، او خود را به لیونزو رساند و وی را تهدید کرد. او گفت خیلی ساده می‌تواند دوره محکومیتش را تا آخر عمر اضافه کند اگر بخواهد حرفی از او به زبان بیاورد. پس از این تهدید، آیدن با کمک جوردی از اداره پلیس فرار کرد.

 

gallery_1_8_39092.jpg

آیدن با گوشی خود اطلاعات وارد شده توسط پلیس را تغییر می‌دهد

پس از فرار از زندان، دمیان مجددا با آیدن تماس گرفت و خواستار ملاقات شد. آیدن نیز چون به اطلاعات دمیان نیاز داشت به محل قرار رفت ولی خبری از دمیان نبود. تا اینکه دمیان تصاویر خود را روی مانیتورها و بیلبوردهای مقابل آیدن انداخت و آیدن متوجه شد که او در خانه خواهرش است. سراسیمه و عجله، آیدن به سمت خانه خواهرش رفت تا متوجه شود داستان چیست. درخانه اما خبری از خواهرش نبود و دمیان به او گفت او خواهرش را گروگان گرفته است. آیدن ابتدا با ضرب و شتم و تهدید برخورد کرد ولی مت.جه شد که این راه درست نیست و خواهرش گروگان گرفته شده است و تا زمانی که آیدن همکاری کند خطری متوجه خواهرش نخواهد بود. دمیان همچنین گفت که خواهرزاده‌اش جکسون پیش او نیست. پس از پایان صحبت و درک موقعیت جدید، آیدن ابتدا محل جکسون را ردگیری کرد و پس از نجات او از دست خلافکارها، او را به منزل روانشناسی به نام یولاندا مندز برد تا در امنیت باشد. جکسون پیش از رفتن نزد یولاندا، نقاشی نشان داد که به آیدن در پیدا کردن خواهرش کمک کند. نقاشی مربوط به تعمیرگاه قایقی به اسم ریسین (Racine). پس از هک مرکز ctOS ناحیه برندون داکس، او محل این تعمیرگاه را پیدا و به ان نفوذ کرد. در این محل او درنهایت متوجه می‌شود که روبرت ریسین در ربودن خواهرش با دمیان همکاری کرده بود. پس از کشتن ریسین، او با دمیان ارتباط برقرارکرد و از او خواست اجازه دهد با خواهرش صحبت کند.

 

آیدن پیرس با ناامیدی به متل خود برگشت و تلاش کرد ویدئویی که دمیان به او داده را بررسی کند؛ متاسفانه برای آن‌ها اما این فایل ویدئویی خراب بود و جزییات مناسبی نمایش نمی‌داد. در همین حال کلارا به شکل ناگهانی وارد اتاق شد که آیدن ابتدا به رویش اسلحه کشید ولی پس از آگاهی از موضوع از وی معذرت‌خواهی کرد. کلارا نیز پس از دیدن ویدئو گفت فایل خراب است و نمی‌شود آن را درست کرد؛ پس از نشان دادن آدرس IP که دمیان به او داده بود، کلارا از آیدن پرسید که آیا در خطر است و پس از اینکه با پاسخ مثبت مواجه شد خواست آیدن را ترک کند. پیش از خروج از اتاق، صدای چندین ماشین به گوش رسید و آیدن از کلارا خواست بیرون نرود. او سپس دیوار کناری و رایانه‌اش را منفجر کرد تا از این راه خارج شوند. پس از خروج نیز هر دو تحت حمله افراد Fexer قرار گرفتند. یک حمله شدید و به قصد کشتن که باعث دردسر زیادی برای این دو شد ولی نهایتا آیدن و کلارا همه این افراد را کشتند. آیدن پس از این از کلارا خواست سریعا سوار ماشینش شده و اینجا را ترک کند. پس از این نجات معجزه‌آسا، دمیان با آیدن تماس گرفت و گفت که خبر تیراندازی‌ها و انفجار متل حل سکونتش را دیده است، آیدن گفت که در این حادثه همه اطلاعات و داده‌های کامپیوتری‌اش که مدت‌ها صرف جمع‌آوری کرده بود از بین رفته و باید بیشتر منتظر باشد. او سپس از دمیان خواست خواهرش را روی خط بیاورد. آیدن سعی کرد به نیکول آرامش بدهد و به او گفت جکسون جایش امن است و نگران نباشد. کلارا نیز پس از فرار با آیدن تماس گرفت و به او گفت باید در یک جای امن همدیگر را ملاقات کنند، او سپس مختصات این محل را برای گوشی آیدن فرستاد.

 

gallery_1_8_114360.jpg

نیکول پیرس خواهر آیدن که توسط دمیان گروگان گرفته می‌شود

با توجه به از دست دادن مخفیگاه، تجهیزات و اطلاعات، کلارا از آیدن خواست او را در ورودی بانکر ملاقات کند. کلارا در این محل به ایدن گفت بانکر یکی از اولین مقرهای تست و بررسی سیستم‌عامل ctOS بوده است ولی درحال حاضر بسته شده و راه ورودی به آن نیز نیاز به جابجا کردن پل الکتریکی دارد. این پل الکتریکی ظاهرا مدت‌ها است که غیرمتصل است و تلاش آیدن برای هک کردن آن بی‌نتیجه است. او سپس از دوربین مداربسته آن محوطه استفاده می‌کند تا ببیند آخرین شخصی که از پل استفاده کرده چه کسی بوده است. دوربین تصویر مردی را نمایش می‌دهد که پس از بستن پل، با ظرافت سعی در پنهان کردن چهره‌اش از دوربین می‌کند ولی کلارا او را تشخیص می‌دهد؛ توبایاس فرور یکی از کارمندان سابق بلوم که مدت‌هاست از این شرکت اخراج شده است. او سپس به آیدن می‌گوید مغازه توبایاس در همان نزدیکی است و بهتر است به ملاقاتش بروند. پس از رسیدن به محل، این دو فهمیدند که توبایاس در مغازه نیست و در قفل است. با کمی تحقیق آیدن محل توبایاس را در یک بازی پوکر ردیابی کرد و به این محل رفت. آیدن نمی‌دانست از میان آن افراد کدام‌یک توبایاس است بنابراین خودش نیز وارد بازی شد و پس از اینکه سوال کرد کدامشان توبایاس است، یکی از افراد میز بازی را به هم زد و به سرعت فرار کرد. آیدن پس از این به تعقیب شخص پرداخت و درنهایت او را به دام انداخت.توبایاس تصور می‌کرد آیدن قصد لو دادن او را دارد ولی پس از این متوجه شد تنها چیزی که این مرد می‌خواست، ریموت کنترل پل برای ورود به بانکر است. او درنهایت متقاعد شد که این ریموت را به آیدن بدهد و درپایان گفت هرزمان که نیاز به وسیله الکتریکی خاص داشت، به مغازه او بیاید.

 

آیدن پس از شنیدن خبری از جوردی در مورد موریس و اینکه او اطلاعات جدیدی به جوردی داده، به سمت بانکر رفت و با کمک ریموت پل را متصل کرد. کلارا نیز با آیدن تماس گرفت و گفت بدون او وارد مقر بانکر نشود. آیدن ابتدا باید منبع برق جزیره را مجددا متصل می‌کرد زیرا مدت‌ها بدون استفاده و غیرفعال بود. پس از برقراری جریان برق با کمک هر سه منبع انرژی، آیدن به سمت مقر بانکر رفت و پس از آمدن کلارا کار بر روی ردیابی IP که دمیان داده بود را آغاز کردند. پس از مدتی، کلارا ردگیری را انجام داد؛ این IP منحصر به فرد به محله رسی-فرمونت تعلق دارد، جایی که گروه خلافکاری به نام Black Viceroys در آن قدرت دارد. با روشن شدن این موشوع، آیدن به محل رفت و ابتدا مرکز ctOS آن محله را هک کرد. او سپس به پایگاه Black Viceroys نفوذ کرد و پس از تشخیص و پیداکردن پایانه‌های امنیتی پایگاه، هر سه آن‌ها را با احتیاط و بدون جلب توجه غیرفعال کرد. آیدن همچنین در این زمان متوجه شد این گروه خلافکار، دسترسی گسترده‌ای به ctOS منطقه دارد که بیش از پیش باعث مشکوک‌تر شدن فعالیت‌های شرکت بلوم می‌شد. از طرفی دیگر آیدن نتیجه گرفت که Black Viceroys چیزی بیشتر از یک گروه خلافکار خیابانی است زیرا علاوه بر داشتن منابع اطلاعاتی در ctOS، بسیار سازمان‌یافته و منظم فعالیت دارند. پس از هک برج ctOS پایگاه، آیدن این محل را ترک و به سمت بانکر برمی‌گردد.

 

gallery_1_8_88305.jpg

دلفورد "عراق" وید (کاور نارنجی) در حال صحبت با بدباگ

پس از ورود به بانکر و اندکی بحث و صحبت با کلارا در مورد کار تیمی و متقتعاد کردن وی برای ادامه همکاری، آیدن با کمک دسترسی خود در ctOS محله رسی-فرمونت وارد دوربین‌های محل شد تا نگاهی نزدیک‌تر به پایگاه و تشکیلات باند Black Viceroys بیاندازد. او با استفاده از دوربین‌ها و نگاه کردن اتاق‌ها و راهروهای پایگاه، به یقین رسید که این باند یک باند خلافکار معمولی نیست، آن‌ها به شدت مسلح و مجهز هستند. آیدن با ردگیری دوربین‌ها، درنهایت به ورودی یک اتاق رسید که امکان دیدن داخل آن وجود نداشت و به نظر آخر راه بود. با کمک همین دوربین، سرانجام آیدن رئیس این باند، دلفورد وید را دید که از اتاق خارج شد و با نگهبانان اتاق، از جمله یکی از اعضای کلوپ جنوب شیکاگو، تایرون "بدباگ" هایس به صحبت پرداخت. او همچنین متوجه شد که اتاق محلی برای سرورهای باند است که به شدت از آن محافظت می‌شود. دلفورد وید در این زمان با لاکی کویین مالک هتل مرلات و رئیس کلوپ جنوب شیکاگو صحبت کرد و به نظر به شدت از دلفورد عصبانی بود اما گفت همچنان از وی حمایت می‌کند. پس از مدتی صحبت او به اتاق سرور برگشت و تایرون نیز آنجا را ترک کرد. آیدن برای رسیدن به اتاق سرور تصمیم گرفت از تایرون بدباگ استفاده کند زیرا این امکان را داشت که به راحتی به پشت در اتاق برود. او برای این کار نیاز به پیدا کردن یک نقطه ضعف از تایرون داشت و برای این منظور سعی کرد به رایانه شخصی‌اش نفوذ کند و اشتباه بعدی او را متوجه شود.

 

آیدن پس از این خود را به محله بدباگ رساند و منتظر خروج و درادامه تعقیب وی شد. در حین تعقیب، بدباگ با برخی همکاران و دوستانش صحبت می‌کرد و آیدن با ردگیری این پیغام‌ها، فهرستی از مدارک را که بیانگر وفادار نبودن بدباگ به دلفورد بود جمع‌آوری کرد. درنهایت بدباگ با یک خبرچین به نام گری "رابیت" دیگز تماس گرفت و به ملاقات او رفت. در حین ملاقات آیدن امکان نزدیک شدن به محل را نداشت زیرا به شدت تحت مراقبت افراد مسلح بود. او با کمک دوربین‌های امیتی مکالمه میان بدباگ و دیگز را مشاهده کرد و در جایی که بدباگ به سمت او اسلحه کشید، آیدن با کمک دوربین، ریگلاتور پشت بدباگ را منفجر کرد و با این وقفه کوچک، جان دیگز را نجات داد. او سپس با کنترل دوربین‌ها و مشاهده حرکت افراد مسلح، به دیگز در فرار از محل کمک کرد تا در ازای آن اطلاعات مورد نیازش را به دست آورد. آیدن درنهایت موفق به فراری دادن دیگز و هک گوشی او و به دست آوردن اطلاعات می‌شود. اطلاعاتی که باعث شد آیدن متوجه شود که برای بدباگ در کارخانه آجر سیه‌نا کمین گذاشته شده است. او از این فرصت استفاده کرد تا با گذاشتن تله برای این افراد، جایگاه بدباگ را نزد دلفورد تقویت کند.

 

gallery_1_8_60395.jpg

جوردی چین

آیدن پس از این از جوردی چین خواست مقداری مواد منفجره دست‌ساز در اختیار وی بگذارد که امکان کنترل از راه دور داشته باشد. او پس از ملاقات با جوردی این بمب‌های کوچک را دراختیار گرفت و به سمت کارخانه آجر رفت و با کمک این بمب‌ها، همه قاتلان و خلافکارها که صد تله‌گذاری برای بدباگ را داشتند کشت. با بیشتر شدن اعتبار بدباگ نزد دلفورد وید، این بار آیدن به تعقیب بدباگ پرداخت و با هک گوشی وی با او تماس گرفت. او سپس تصاویری از خیانت‌های او به دلفورد و سایر مدارک را در نمایشگرهای عمومی اطراف بدباگ انداخت و گفت اگر در پایگاه دلفورد مانند چشم و گوش او عمل نکند، این اسناد را به جای درست خواهد رساند. بدباگ که شدیدا مضطرب شده بود، بدون انکه شخص پشت خط را بشناسد این موضوع را پذیرفت و از آیدن خواست تصاویر را از روی نمایشگرها بردارد. در جریان این مکالمه، آیدن همچنین متوجه شد که یک جلسه مزایده غیرقانونی برگزار می‌شود که با دیگر مزایده‌ها به کلی متفاوت است. درنهایت و با پذیرفتن بدباگ برای انجام این کار، کلارا به آیدن گفت که کلید رسیدن به اتاق سرورها سرانجام به دست آمد.

 

کلارا پس از این شخصی را پیدا کرد که آیدن می‌توانست با گرفتن هویت او، وارد آن مزایده غیرقانونی شود. این شخص نیکولاس کریسپن نام داشت که ۱۲ سال پیش از آمریکا به اروپا مهاجرت کرد ولی به تازگی و به دعوت درموت کویین، به شیکاگو آمده تا در این مزایده شرکت کند. کریسپن در یک نمایشگاه ماشین حضور داشت و قصد داشت پس از انتخاب یک خودرو به محل مزایده برود. آیدن ابتدا باید مرکز ctOS منطقه‌ای را هک می‌کرد تا دسترسی لازم سیستم را داشته باشد. او سپس به نمایشگاه رفت و پس از کشتن محافظان شخصی و سپس خود کریسپن، با خودرو و هویت او به محل مورد نظر، یعنی infinite 92 رفت. این محل یک کلوپ مخفی و انحصاری بود که فعالیت‌های غیرقانونی از جمله تجارت جنسی انجام می‌داد. آیدن با هویت نیکولاس به راحتی وارد کلوپ شد و از نزدیک فعالیت‌های آن‌ها را مشاهده کرد. او سپس نزد یک برده جنسی به نام دونا دین برده شد که درموت کویین شخصا او را برای کریسپن درنظر گرفته بود. این دختر به محض اطلاع از حضور کریسپن به او حمله کرد ولی درنهایت متوجه شد که این شخص کریسپن نیست. آیدن پس از این به دختر گفت که راهی برای نجاتش پیدا خواهد کرد و پس از آگاهی از محل برگزاری مزایده، کلوپ را ترک کرد.

 

gallery_1_8_10993.jpg

نیکولاس کریسپن

با استفاده از هویت و بلیط نیکولاس کریسپن، آیدن خود را به اسکله‌های برندون رساند و وارد سالن مزایده شد. محلی که درموت کویین با استفاده از نفوذش روی شهردار و پلیس شهر، حتا آن‌ها را نیز به نادیده‌گرفتن برگزاری آن مجبور کرده بود. آیدن پس از این با همین هویت به ملاقات درموت کویین رفت ولی پیش از آن، با دلفورد مواجه شد. در اینفرصت کوتاه، آیدن کلیدهوشمند دلفورد را که روی گردن‌بندش نصب شده بود هک کرد و سپس با کویین ملاقات نمود. کویین درحقیقت از مرگ کریسپن مطلع شده بود و با یک مکالمه نمایشی، به افرادش دستور داد آیدن را تعقیب و وی را بکشند. در این زمان دونا دین گفت این مرد کریسپن است و سعی کرد آیدن را نجات دهد. آیدن سپس به دونا گفت که باید از این محل فرار کند ولی دونا گفت که پشت گردنش ردیاب کار گذاشته شده است و نمی‌تواند انجا را ترک کند. آیدن ردیاب را غیرفعال کرد و سپس به آرامی محل را ترک کرد. در حین خروج، افراد کویین به او حمله کردند و وی را به دام انداختند اما درنهایت اینآیدن بود که این افراد را کشت. پیش از خروج از محوطه، آیدن به پلیس این مزایده غیرقانونی را خبر داد و پلیس نیز پس از رسیدن به محل، همه دختران را آزاد کرد.

 

آیدن پس از نجات از اسکله برندون، به سمت بانکر برمی‌گردد ولی در میان راه یولاندا مندز با او تماس می‌گیرد. یولاندا گفت که جکسون گم شده است و به شدت نگران او است. بدون درنگ، آیدن محل جکسون را در شمال شهر به دست می‌اورد و به محل می‌رود. جایی که Fixer ها آن را محاصره کرده و به شدت از آن مراقبت می‌کنند. آیدن ناچار بود همه این افراد را بکشد، او از طریق هک دوربین‌ها، منفجر کردن لوله‌های گاز و سایر اجسام منفجرشونده، همه این افراد را کشت و درنهایت خود را به اتاق محل نگهداری جکسون رساند. او جکسون را سالم پیدا کرد ولی او از طریق نمایشگرها این کشتار را دیده بود و نسبت به آیدن بی‌اعتماد شده بود. او حالتی مضطرب و همراه با ترس داشت ولی آیدن پس از معذرت‌خواهی گفت هیچ راه دیگری برای نجاتش وجود نداشت. او سپس جکسون را مجددا نزد یولاندا برد ولی یولاندا این بار گفت اگر در همین روزها تماسی از طرف مادرش با او نشود موضوع را با پلیس درمیان می‌گذارد.

 

با به هم زدن مزایده غیرقانونی، به دست آوردن کلیدهوشمند دلفورد وید و نجات جکسون، آیدن اینک می‌توانست کار خود را برای نفوذ به پایگاه Black Viceroys از طریق بدباگ پیگیری کند. بنابراین مجددا با بدباگ تماس گرفت و به او اطلاع داد که الآن زمان نفوذ است. حتا با وجود داشتن اعتماد، بدباگ باز هم کار سختی برای نفوذ به اتاق ممنوعه سرورها داشت. بنابراین آیدن به او کمک کرد و از طریق دوربین‌های مداربسته او را به سلامت، به پشت در اتاق سرور هدایت کرد. بدباگ درنهایت وارد اتاق شد و آیدن نیز با کمک کلیدهوشمندی که در مزایده از دلفورد هک کرده بود دسترسی از سرورها گرفت. او به بدباگ گفت نزدیک سرورها باشد تا اطلاعات دانلود شود. درست زمانی که دانلود به ۲۳٪ رسیده بود، بدباگ متوجه حضور افراد پشت در اتاق شد. او شدیدا سراسیمه بود و تلاش کرد مانع ورود افراد شود. این تلاش ناموفق بود و دلفورد شخصا با افرادش آنجا بودند. او که از دیدن بدباگ در اتاق ممنوعه متحیر شده بود بدباگ را مورد ضرب و شتم قرار داد و پس از فهمیدن اینکه به او دوربین متصل است سعی کرد او را از بالای ساختمان پایین بیاندازد. دلفورد دوربین را پایین انداخت و باعث شد آیدن گمان کند که این بدباگ بود که از بالای ساختمان سقوط کرد. اما پس از مدتی بدباگ با آیدن تماس گرفت و گفت که زنده است؛ او همچنین به آیدن گفت که دلفورد از یک فایل ویدئویی متعلق به شخصی به نام رز واشینگتون صحبت می‌کرد و پس از اینکه متوجه شد او چیزی در این مورد نمی‌داند وی را نکشت. آیدن پس از شنیدن این موضوع به بدباگ گفت که کارش با وی تمام شده و دیگر او را تهدید نمی‌کند.

 

gallery_1_8_49847.jpg

ریموند کنی معروف به تی-بون

پس از بازگشت به بانکر، کلارا به آیدن گفت که داده‌های دانلود شده با نوع خاصی از الگوریتم‌ها رمزگذاری شده و حتا اگر کل داده‌ها دانلود شود نمی‌تواند آن را رمزگشایی کند. پس مدتی صحبت در مورد اینکه چه کسی می‌تواند این کار را انجام دهد، کلارا گفت که تنها کسی که می‌تواند رمزگشایی را انجام دهد، نویسنده این الگوریتم است که در گذشته برای بلوک کار می‌کرد ولی مدت‌هاست از آن شرکت جدا شده و هیچ اطلاعاتی نیز از وی در دسترس نیست. ای شخص ریموند کنی نام دارد که از پیشگامان طراحی سیستم‌عامل ctOS بود ولی در ادامه به بزرگ‌ترین منتقد آن تبدیل شد و از شرکت نیز خارج شده بود. آیدن گفت هرکس درنهایت ردی از خود به جا می‌گذارد. او شروع به جستجو و ردگیری آخرین فعالیت‌های ثبت شده از ریموند کنی کرد و درنهایت متوجه شد او احتمالا در نزدیکی پانی است.

 

آیدن پس از ورود به پانی، نخستین کاری که انجام داد هک کردن و گرفتن دسترسی از مرکز ctOS منطقه بود. او سپس درچند محل به ردگیری ریموند کنی پرداخت و درنهای به اسم تی-بون گرادی (T-Bone Grady) رسید که از قرار معلوم پاتوق او در یک بار به نام جددایا (Jedediah's Bar) است. با آگاهی از موضوع، آیدن این بار را پیدا کرده و وارد آن می‌شود. او سپس ریموند را صدا می‌کند ولی شخصی به او گفت که ممکن است او ریموند کنی باشد ولی بهتر است دیگر این اسم را به زبان نیاورد. او آیدن را به یک چالش نوشیدن دعوت کرد که درنهایت چه کسی می‌تواند هوشیاری خود را حفظ کند. آیدن پس از نوشیدن چند لیوان، هوشیاری خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد. تی‌بون پس از این دوباره از وی می‌پرسد که با چه کسی کار دارد و پس از شنیدن جواب قبلی با آیدن درگیر می‌شود. در این درگیری آیدن با باتوم خود تی‌بون را شکست می‌دهد ولی او نیز تسلیم نشد و با شوکر آیدن را بی‌هوش کرد. تی بون سپس آیدن را به محل اقامت خودش برد و پس از به هوش آمدن به وی گفت که می‌داند او چه کسی است. آیدن سپس از تی بون خواست به او در رمزگشایی سرورها کمک کند زیرا با الگوریتم خود ریموند رمزگذاری شده بودند. تی بون برای پذیرفتن این کار شرایطی را تعیین کرد تا درنهایت بتواند به آیدن اعتماد کرده و به او کمک کند. نخستین کاری که آیدن باید می‌کرد ربودن یک خودروی تراک خاص بود که درحال حاضر در اختیار شبه‌نظامیان پانی بود.

 

تی‌بون ابتدا از آیدن خواست یکی از هلی‌کوپترهای بلوم را تعقیب کند. این هلی‌کوپتر به یکی از مجموعه‌های بلوم درحال حرکت بود که در آن، یکی رئیس بخش امنیتی شرکت حضور داشت. آیدن و تی بون برای دسترسی به مقر مرکزی به ID این کارمند نیاز داشتند. پس از تعقیب هلی‌کوپتر و رسیدن به مجموعه، آیدن دوربین مداربسته هلی‌کوپتر نفوذ کرد و از ارتفاعی مناسب افراد حاضر در مجموعه را جستجو کرد. او درنهایت دو تن از رئیس‌های بخش امنیتی را پیدا کرد و پس از درگیری بانیروهای امنیتی شرکت، ID هر دو نفر را بازیابی و از محل فرار کرد. تی بون پس از این به آیدن گفت که یک ویروس خاص نوشته است که باید آن را وارد سیستم مرکزی بلوم کند تا سوابق و اطلاعات خود را از شبکه پاک کند. بنابراین آیدن به مقر مرکیزی بلوم رفت و با کمک دوربین‌های مداربسته و گمراه کردن نیروهای امنیتی، ویروس را با موفقیت وارد سیستم کرد و اطلاعات و سوابق تی بون از شبکه پاک شد. در زمان انتقال ویروس به شبکه، آیدن متوجه اتفاقی عجیب شد و آن هم ملاقات دمیان با شارلوت گاردنر بود. شارلوت یکی از کارمندان رده بالا و بانفوذ بلوم محسوب می‌شد. دمیان از شارلوت خواست تا دسترسی کاملی از ctOS را دراختیارش بگذارد و در قبال آن، محل اقامت ریموند کنی را به او بگوید. با آگاهی از این موضوع و خطری که ریموند را تهدید می‌کرد، آیدن به محل اقامت ریموند برگشت و متوجه شد تحت حمله افراد مسلح قرار گرفته است. او به ریموند کمک کرد تا از این شرایط خلاصی یابد و پس از نابود کردن این افراد و منفجر کردن محل اقامت، ریموند و آیدن با یک قایق به سمت بانکر رفتند.

 

gallery_1_8_70346.jpg

تی-بون، آیدن و کلارا لیل در بانکر

تی بون درنهایت پذیرفت به آیدن کمک کند و در ابتدا نیز از اینکه او از بانکر به عنوان پایگاه عملیاتی خود استفاده کرده هیجان زده بود اما پس از حضور در مقر، متوجه شد که حمله اخیر به محل اقامتش به دلیل اطلاعاتی بود که دمیان در اختیار بلوم گذاشته بود. با آگاهی از دشمنی دمیان و آیدن، تی بون از همکاری با آیدن منصرف شد ولی در ادامه و با ادامه بحث توسط کلارا و آیدن، او مجددا تصمیم خود را تغییر می‌دهد. اینک آیدن باید خود به تنهایی به پایگاه Black Viceroys در رسی-فرمونت نفوذ کند، به اتاق سرور برسد و پس از دانلود اطلاعات منتظر رمزگشایی توسط ریموند کنی باشد. او خود را به محله رسی-فرمونت رساند ولی در ورود به پایگاه Black Viceroys با مشکل مواجه شد. ریموند به او گفت که یک تاخیر کوتاه کافی است تا درب را باز کند. آیدن با کمک گوشی هوشمند خود قابلیت Blackout را فعال کرد و درجریان قطعی موقت برق، درب توسط ریموند باز شد. آیدن اینک برای رسیدن به اتاق سرور چند طبقه را بایستی می‌پیمود. در این طقات افراد مسلح باند Black Viceroys همچنان حضور داشتند و به مقابله پرداختند اما در نهایت، آیدن همه این افراد را از بین برد و خود را به اتاق سرور رساند. او پس از هک در ورودی مشغول دانلود اطلاعات شد و آن را با موفقیت به دیتاسنتر بانکر ارسال کرد. پس از پایان کار و در حین خروج، دلفورد وید با او روبه‌رو شد اما آیدن او و همچنین باقیمانده افرادش را کشت و درنهایت از پایگاه Black Viceroys خارج شد.

 

پس از بازگشت آیدن به بانکر، به زودی او، کلارا و ریموند متوجه شدند کل اطلاعات استخراج شده توسط یک هکر دیگر به نام JB Marcowicz معروف به دیفالت مورد استخراج کامل قرار گرفته است. درجریان این هک، دیفالت یک فایل صوتی برای آن‌ها فرستاد که فاش می‌کرد پس از هک هتل مرلات، این کلارا بود که توسط هتل مامور شد و درنهایت موفق به ردیابی آیدن و دمیان شد. آیدن که شدیدا از کلارا عصبانی شد از او پرسید چه کسی دستور این کار را داده بود ولی کلارا آن شخص را نمی‌شناخت و گفت اگر می‌دانست حتما می‌گفت. کلارا به او گفت قصد داشته همه این موضوعات را به او بگوید اما آیدن او را از خود راند و به او گفت دیگر نزدیکش نشود. هدف بعدی آیدن اینک دیفالت و برگرداندن اطلاعات بود ولی او پیش از این کار باید نگران خواهرش می‌بود که توسط دمیان گروگان گرفته شده بود و او نیز اینک همه اطلاعات مورد نیاز برای مبادله خواهرش را از دست داده بود. او و دمیان در یک محل عمومی به صورت رو در رو ملاقات کردند و در این زمان آیدن گفت که به زمان بیشتری برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارد. دمیان او را تهدید کرد که خواهرش را خواهد کشت ولی آیدن گفت پس او را بکشد، زیرا بدون او دیگر اهرمی برای معامله نخواهد داشت. دمیان قصد نداشت نیکول را بکشد ولی به دلیل عصبانیت چهره و سوابق آیدن را روی نمایشگرهای شهر انداخت و باعث لو رفتن هویت آیدن شد. از این پس شهروندان به محض دیدن آیدن با پلیس تماس می‌گرفتند. آیدن درنهایت لو رفت و توسط پلیس تعقیب شد اما با موفقیت آن‌ها را سردرگم کرد و به ادامه کارش پرداخت.

 

تی-بون در ادامه موفق شد موقعیت دیفالت را ردیابی کند. او به عنوان یک خواننده در کلوپ Dot ConneXion در تئاتر آمبروز فعالیت می‌کرد. آیدن سریعا خود را به این محل رساند و پس از نفوذ به کلوپ، دیفالت را شناسایی کرد. او سپس به تعقیب وی پرداخت و پس از یک تعقیب و گریز دامنه دار، اطلاعات از دست رفته بازیابی شد. تی-بون پس از این به آیدن گفت همه اطلاعات به دستش رسیده و مشغول رمزگشایی است. او سپس اطلاعاتی از خواهر آیدن را به او می‌دهد و پس از این، آیدن تلاش می‌کند خواهرش را از اسارت دمیان نجات دهد. او خود را به محل مورد نظر رساند و با هک دوربین‌های مداربسته مجتمع، خواهرش نیکول را پیدا کرد. پس از منفجرکردن یک ریگلاتور گازی در پشت نگهبان نیکول، به تلفن اتاق زنگ زد و نیکول گوشی را برداشت. او به خواهرش گفت که به او کمک می‌کند تا از سوله فرار کند و بهتر است اسلحه نگهبان را بردارد. او در ادامه با کنترل مسیر تردد نگهبانان خارج از اتاق، بهترین زمان را برای حرکت نیکول انتخاب می‌کند و او را به سمت یک خودرو هدایت می‌کند. با سوار شدن نیکول در این ماشین، کارنجات خواهر به پایان می‌رسد و آیدن نیز محوطه سوله را ترک می‌کند. پس از خارج شدن نیکول از اسارت دمیان، مهم‌ترین کار آیدن خارجکردن نیکول و پسرش از شهر بود. دمیان که از فرار نیکول عصبانی بود، اطلاعات خانه نیکول را به عنوان خواهر آیدن پیرس به پلیس داد و پلیس محله را شدیدا تحت نظر داشت. اما آیدن برای خارج کردن نیکول مصمم بود و با مهارت او و پسرش را به خروجی شهر رساند. در این زمان نیکول و جکسون از آیدن خداحافظی کردند و از شهر خارج شدند.

 

gallery_1_8_64492.jpg

درموت کویین

پس از اینکه خیال آیدن از امنیت خواهر و خواهرزاده‌اش راحت شد، او به سمت بانکر بازگشت ولی در این میان، ریموند با او تماس گرفت و گفت کسی که دستور حمله و کشتن خواهرزاده‌اش را داده بود، رئیس هتل مرلات یعنی درموت "لاکی" کویین است. بنابراین آیدن به هتل مرلات رفت؛ جایی که زندگی‌اش در آن تباه شد. او ابتدا با ماموران ورودی هتل درگیر می‌شود و پس از دیدن یک جلسه میان شهردار شهر، داناوان راشمور و لاکی کویین به سمت دفتر او در هتل می‌رود. پس از رسیده به این اتاق، با توجه به اینکه کویین منتظر او بود دستگیر می‌شود. کویین از محافظان می‌خواهد که او را بکشند و سپس از محل می‌رود. آن چه محافظان نادیده گرفته بودند، توانایی آیدن در استفاده از گوشی هوشمند خود بود. او با کمک گوشی و سپس باتوم خود محافظان را از سر راه برداشت و به محل اقامت کویین رفت. در میان راه او با تعداد زیادی از محافظان کویین درگیر شد ولی این نیز مانعی جدی برای وی نبود؛ آیدن درنهایت به اتاق کویین رسید و او را پیدا کرد. لاکی کویین ویدئویی به آیدن نشان داد که در آن، شهردار شهر داناوان راشمور، یکی از کارمندان شرکت بلوم، یعنی رز واشینگتن را در مقابل یک دوربین مخفی به قتل می‌رساند. این ویدئو اهرم فشار کویین روی شهردار بود و آیدن متوجه شد که پیرمرد، از آنجایی که تصور داشته هکرها برای بازیابی این ویدئو اقدام به هک در هتل مرلات کردند، دستور حمله به او و دمیان را داده بود. با آگاهی از حقیقت، آیدن به کویین گفت که او را خواهد کشت اما کویین گفت آیا فکر می‌کند پس از کشتن من، برای تو مجسمه می‌سازند؟ آیدن گفت این‌ها مهم نیستند، من Vigilante هستم و کارم تمیز کردن آشغال‌هایی مثل تو است. او سپس با گوشی هوشمند خود دستگاه تنظیم ضران قلب کویین را هک کرد و باعث سکته قلبی و مرگ وی شد. او سپس ویدئو را دانلود و برای تی-بون فرستاد. پس از این کار، آیدن باید از هتل فرار می‌کرد، هتلی که در محاصره پلیس قرار داشت.

پس از فرار از پلیس، دمیان با آیدن تماس گرفت و به او گفت اخیرا کلارا با او تماس گرفته و گفته است حاضر است که حقایق را به او بگوید تا نیکی را آزاد کند. اما نیکول مدتی پیش آزاد شده بود و دمیان تنها قصد انتقام از بانی لو رفتنش، یعنی کلارا را داشت. آیدن با درنظر گرفتن خطری که کلارا را تهدید می‌کند او را ردیابی و به سرعت به سمت او رفت. او در گورستان شهر و سر زدن به محل دفن لنا، خواهرزاده ۶ ساله آیدن بود. زمانی که آیدن به این محل رسید، کلارا دسته گلی روی سنگ قبر لنا گذاشت و پس از این در محاصره افراد مسلح کلوب جنوبی شهر قرار گرفته بود. آیدن تلاش کرد به کلارا اخطار دهد تا پناه بگیرد ولی برای هر کاری دیر شده بود و آن‌ها پس از تیراندازی کلارا را کشتند. پس از درگیری آیدن و نابود کردن این افراد، او فایل صوتی گوشی کلارا را دانلود کرد که حاوی آخرین صحبت‌هایش بود. او در این فایل توضیح داد که برای اولین بار آیدن و خواهرزاده‌اش جکسون را در زمان بازی شطرنج در پارک دید، زمانی که مراسم تدفین لنا به پایان رسیده بود. او گفت که از مرگ لنا متاسف بود و خود را در این ماجرا مقصر می‌دانست. برای همین تلاش کرد به آیدن در پیدا کردن افرادی که می‌خواست کمک کند اما در نهایت همه چیز تمام شد و قصد دارد ناپدید شود. آیدن پس از این ماجرا، با تی-بون تماس گرفت و این خبر بد را داد و به او گفت درحال بازگشت به بانکر است.

در بانکر، تی-بون درحال بسته بندی و آماده شدن برای خروج بود. او به خواست آیدن درحال بارگذاری و عمومی کردن تمامی اطلاعات بازیابی شده از سرورهای Black Viceroys بود و قصد داشت تا پیش از شروع شدن انتقام‌جویی‌ها خود را ناپدید کند. او سپس از آیدن پرسید آیا مطمئن است که قصد عمومی کردن اطلاعات را دارد؟ آیدن برای این کار مصمم بود و تی-بون نیز بانکر را ترک کرد. پس از بارگذاری همه اطلاعات، آیدن آن‌ها را عمومی کرد و به این ترتیب حجم بسیار بالایی از اسرار غیرقانونی در رسانه‌ها فاش شد. پس از خارج شدن از بانکر، دمیان با آیدن تماس گرفت و گفت قصد انتقام گیری دراد و برای این کار، کل سیستم عامل ctOS را باز کرده و دسترسی کامل به آن دارد. به زودی کل شهر، پلیس‌ها، چراغ‌های راهنمایی،لوله‌ها و انشعابات گاز، پل‌ها و ... برضد آیدن عمل می‌کردند. آیدن پس از این با تی-بون تماس گرفت و موضوع دمیان را با مطرح کرد. او نمی‌توانست دیگر هیچ سیستمی را هک کند زیرا دمیان با دسترسی کامل خود و فایروال جدیداین امکان را به او نمی‌داد. تی-بون گفت فقط یک راه وجود دارد و آن هم خاموش کردن دستی ctOS است، کاری که سال‌ها پیش خودش انجام داده بود و باعث مرگ شهروندان بی‌گناه شد. آیدن گفت درحال حاضر مردم بیشتری خواهند مرد اگر دمیان دسترسی کامل روی سیستم داشته باشد. با وجود همه تهدیدها در شهر، آیدن خود را به محل مورد نظر رساند ولی متوجه شد که خاموش کردن سیستم با فایروال جدید کاری محال است. تی-بون گفت سه نقطه خاص در سرورهای متراکم ctOS در سطح شهر وجود دارد که باید خود را به آن رسانده و ویروس خاصی را در آن وارد کند. آیدن پس از وارد کردن ویروس تی-بون در این سه نقطه، به محل اصلی برگشت و خود را برای خاموشی کامل سیستم آماده کرد. پیش از خاموش کردن، تماسی از DedSec با آیدن برقرار شد. DedSec به آیدن گفت پیش از هک سیستم عامل ۳۰ ثانیه به آن‌ها فرصت دهد تا برنامه خودشان را روی سیستم سوار کنند و اجازه دهد آن‌ها "سگ‌های نگهبان سیستم" شوند. آیدن به هرحال این خواسته را رد می‌کند و پس از هک سیستم و اتصال به ماهواره مخابراتی، سیستم را خاموش می‌کند. به زودی شهر در خاموشی مطلق فرو می‌رود و فعالیت همه سازوکارهای شهری متوقف می‌شود.

gallery_1_8_111059.jpg

جوردی چین، دمیان برنکس و آیدن پیرس در آخرین ایستگاه

آیدن اینک به دنبال دمیان بود و در تاریکی و مرگ شهر، تنها ساختمان روشن، برج فانوس دریایی شهر بود. او خود را با قایق به این محل رساند و به جستجوی دمیان پرداخت. او دمیان را در بالای برج پیدا کرد و بدون مقاومتی، با او روبه‌رو شد. دمیان گفت چرا اجازه داد تا شهر را به تباهی بکشاند؟ آیدن گفت که با او بازی کرده و باید تاوانش را پس دهد. در این زمان جوردی چین نیز وارد درگیری می‌شود. آیدن ابتدا فکر کرد جوردی برای حمایت از او آمده ولی ناگهان تفنگش را روی آیدن نشانه رفت. آیدن که به شدت از این رفتار جوردی متعجب بود از وی شنید که با شخصی دیگر قرارداد بسته است. جوردی از آیدن خواست اسلحه‌اش را بیاندازد و آیدن نیز مجبور به پذیرش شد. اما او در ادامه با گوشی خود فانوس دریایی را منفجر کرد و از زمان ایجاد شده برای خلع سلاح جوردی و انداختنش به پایین برج استفاده کرد. او سپس بلافاصله به سمت دمیان شلیک کرد و اجازه نداد قبل از او تیراندازی کند. آیدن سپس به پایین برج نگاه کرد و متوجه شد که جوردی از آنجا رفته است. با پایان داستان، آیدن به گذشته فکر کرد، اینکه یک دختر ۶ ساله باید بمیرد تا یک پیرمرد اسرار کثیفش را حفظ کند. اینکه او خود راوارد بازی خطرناکی کرده است و گفت: من دیگر به گذشته نگاه نمی‌کنم. پشیمان نیستم. من به آینده نگاه می‌کنم. همه چیز به یکدیگر متصل است و من از آن برای افشاگری استفاده می‌کنم، برای محافظت و اگر لازم شد ... برای مجازات. رسانه‌ها پس از این به پوشش وسیع اخبار آیدن به عنوان یک قانون‌شکن (Vigilante) و همچنین اطلاعات و اسرار درز پیدا کرده از جنایت‌کاران شهر پرداختند.

 

پس از این، جوردی مجددا با آیدن تماس گرفت و گفت بهتر است حسابش را با موریس نیز تصفیه کند زیرا او گفته هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. آیدن پس از این خود را به محل رساند و با موریس مواجه شد. او شدیدا پشیمان بود و گفت لحظه‌ای نیست که تصویر آن دختر ۶ ساله جلوی چشمش نباشد. او گفت دیگر خسته است و آماده مجازات و بهتر است او را راحت کند. بازی در این زمان به آیدن حق انتخاب می‌دهد؛ بخشش موریس یا کشتن او ...


توسعه و ساخت

gallery_1_8_40778.jpg

آیدن پیرس، شخصیت اصلی بازی

روند توسعه و ساخت بازی از سال ۲۰۰۹ آغاز گردید. پس از ارائه مشخصات بازی با محوریت رانندگی در شهر، عمدتاً شیوه‌ای نزدیک به سری درایور به عنوان محرک اصلی در بازی عنوان شد؛ بنابراین فیزیک خودروها و نحوه رانندگی در بازی سگ‌های نگهبان نوعی بهبودیافته و بسیار نزدیک به آن سری است. یوبی‌سافت مونترال برای ساخت این بازی یک موتور بازی جدید به نام Disrupt طراحی کرد. این موتور بازی، تلفیقی از ویژگی‌های سایر موتورهای ساخت بازی یوبی‌سافت مونترال بوده است.

 

یوبی‌سافت در ادامه تأیید کرد که با شرکت امنیتی روسی کاسپرسکی جهت واقعی‌تر شدن فرآیندهای هک، دسترسی و نفوذ به شبکه‌ها در بازی همکاری کرده است.

 

مدیر خلاق یوبی‌سافت، جاناتان مورین نیز گفت: استفاده از مفاهیم اطلاعات در این بازی نقطه کلیدی داستان است، اینکه بازیکن چگونه قادر خواهد بود یک شهر بزرگ را با هک کردن و نفوذ وسایل الکترونیکی را کنترل کند. رفتن و نزدیک شدن به دشمنان بدون نزدیک شدن فیزیکی به آن‌ها چیزی فراتر از محدودیت‌های بازی‌های کنونی در سبک دنیا باز است. دنی بیلانگر، طراح لید بازی نیز گفت ترسیم ایده یک شهر هوشمند به طراحی گیم‌پلی و داستان بازی اجازه می‌داد که اتصال همه چیز و همه کس در شبکه شهری را به گیم‌پلی بیافزایند. تیمی متشکل از ۱۳۰ کارمند به صورت تمام وقت در طول یک سال و حدود ۶۰۰ کارمند در مجموع از ۶ استودیو بازی‌سازی یوبی‌سافت در جهان روی ساخت بازی فعالیت داشتند.

 

بازی سپس به صورت رسمی در کنفرانس یوبی‌سافت در E3 2012 معرفی شد و تاریخ انتشار آن ۱۹ نوامبر ۲۰۱۳ اعلام شد که یوبی‌سافت در ادامه اعلام کرد انتشار بازی با تأخیر همراه خواهد بود. سرانجام یوبی‌سافت در ۲۷ می ۲۰۱۴ این بازی را روانه بازار کرد. از نظر فروش نیز این بازی رکوردهای منحصربه فردی از خود برجای گذاشت. بیشترین فروش تاریخ یک بازی یوبی‌سافت در روز اول انتشار، بیشترین فروش یک عنوان بازی جدید در بریتانیا و هفدهمین بازی پرفروش تاریخ این کشور، فروش ۴ میلیونی در پایان هفته نخست انتشار و هشت میلیونی تا پایان جولای از جمله آمارهای فروش این بازی بودند. سگ‌های نگهبان تا تاریخ ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴ (آخرین روز سال میلادی) بیش از ۱۰ میلیون نسخه به فروش رساند که بیشتر از هر میزان در میان عناوین جدید یوبی‌سافت بود.

 


نقد و بررسی‌ها

gallery_1_8_9403.jpg

نمونه‌ای از هک شبکه که آیدن باید خطوط ارتباطی را با احتیاط اتصال دهد

بازی سگ‌های نگهبان با نقدهای مثبت و منفی همراه بوده است. درحالی که منتقدان گیم‌پلی بازی در زمینه هک کردن وسایل، مراحل متنوع و بخش چندنفره بازی را ستوده‌اند، به همان میزان بخش رانندگی و فیزیک بازی مورد انتقاد بوده است. گیم‌اسپات همچنین از نقاط ضعف بازی به بی‌ارزش بودن مقدار پول و همچنین امتیاز اعتبار اشاره کرده است زیرا آیتم‌های کمی برای خرید وجود دارد و امتیاز اعتبار نیز حالتی دکوری و بی‌استفاده دارد. نسخه وی یو بازی که نسخه‌ای پورت شده محسوب می‌شود، به دلیل نرخ فریم‌ریت پایین نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. Metacritic به نسخه پلی‌استیشن ۴ این بازی امتیاز ۸۰/۱۰۰، نسخه ایکس‌باکس وان ۷۸/۱۰۰، نسخه کامپیوتر ۷۷/۱۰۰ و نسخه وی یو امتیاز ۶۲/۱۰۰ را اختصاص داد.

 



امتیازات

:t: سازوکار هک در بازی آزادی عمل بالایی را ایجاد می‌کند

:t: مدهای بخش آنلاین بازی جذاب و سرگرم‌کننده هستند

:t: Digital tripsها بسیار سرگرم‌کننده هستند؛ به خصوص بازی عنکبوت رباتیک

:t: طراحی مراحل جذاب و برخی هوشمندانه بوده است و بازیکن را به دنبال کردن ادامه داستان مجذوب می‌کند

:t: جزییات در بازی بالا است و هرکدام از آن‌ها به زیبایی اجرا شده‌اند

:x: آهنگ روایت بازی نامتوازن است

:x: بخش Successful online invasions به شدت خسته‌کننده است

:x: مقدار پول و یا امتیاز اعتبار (Reputation) هر دو تقریباً بی‌ارزش هستند

امتیازات

متاکریتیک (PS4) 80/100
(XONE) 78/100
(PC) 77/100
(WIIU) 62/100
گیم‌اسپات 8/10
IGN 8,4/10
گیم‌اینفورمر 8.5/10
Polygon 8/10

 



مرتبط با سگ‌های نگهبان

 

 



منابع

  • Watch_Dogs, وب‌گاه واچ داگز ویکیا

ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

Recommended Comments

عالیه سایتتون. اولین سایت گیم بدون سوتی بدون اشتباه. واقعا ازتون ممنونم یه سری چیزارو من متوجه نشده بودم تو داستان بازی.

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ممنون از شما دوست عزیز. موفقیت یک سایت ویکی بستگی به مشارکت خواننده‌ها برای نوشتن مقالات جدید داره که متاسفانه کم‌تر خواننده‌ای تصمیم گرفته در گسترش مقالات کمک کنه.

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه سوال داشتم در بازی موقعی که او ایدن را به یک چالش نوشیدن دعوت میکنه که چه کسی می تواند هوشیاری خود را حفظ کند یک سری اعداد جلوی او قرار می گیرند منظور از این اعداد چیست.. لطفا مرا راهنمایی کنید .. ممنون از سایتتون 

1-2-1-2-4-3-4

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منظور شما همون 1-2-3-4 خودمون. منم همون چیزی که شما گفتید رو انجام دادم ولی اتفاقی نیفتاد راستی اینا که دارای دوتا اعداد تکرارین فقط عدد سه تکی میباشد موقعی که روی دکمه ها کلیک میکنم فرمز میشن ... لفطا مرا بیشتر راهنمایی کنید 

خواهش میکنم

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر



لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری