• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - آبان 96   دوشنبه, 29 آبان 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.
9 مقاله
در این ویکی

ساموئل دریک


Movyn

Samuel "Sam" Drake

ساموئل "سم" دریک

large.sam-drake.jpg.84eebb009e12ead91914

 

تولد ۱۹۷۰-۱۹۷۱ (۴۵ یا ۴۶ سال)
ملیت آمریکایی
جنسیت مرد
وضعیت

زنده

ارتباطات

نیتن دریک

کاساندرا مورگان

النا فیشر

ویکتور سالیوان

ریف ادلر

کلویی فریزر

نیدین راس

قد ۱٫۹۱ سانتی‌متر
رنگ مو قهوه‌ای
رنگ چشم قهوه‌ای
شناخته شده برای جوینده گنج، جیب‌بر
حضور در

آنچارتد 4: پایان یک دزد
آنچارتد: میراث گمشده

صداگذارها

تروی بیکر

 

ساموئل "سم" دریک (انگلیسی: Samuel "Sam" Drake) (نام اصلی: ساموئل مورگان - Samuel Morgan) یکی از شخصیت‌های سری آنچارتد است. او برادر بزرگ‌تر نیتن و یک جوینده گنج آمریکایی و یک دزد و جیب‌بر حرفه‌ای است. سم در بازی آنچارتد 4: پایان یک دزد شخصیت اصلی دوم در کنار برادرش و در بازی آنچارتد: میراث فراموش شده از شخصیت‌های مکمل بوده است.

با توجه به مرگ مادر، او و برادرش نیتن دریک کودکی و نوجوانی سختی را تجربه کردند. پدرشان مسئولیت آن‌ها را به یک مدرسه مذهبی واگذار کرد و آن‌ها از کودکی مجبور بودند روی پای خود بایستند. با توجه به اینکه مادر نیتن یک جوینده گنج‌های گمشده بود، سم و برادرش نیز به زودی تصمیم به پا گذاشتن در همین مسیر گرفتند. این دو براساس یک تئوری از جانب مادرشان که سر فرانسیس دریک جوینده گنج و سیاح افسانه‌ای انگلیسی، برخلاف باور عموم نسلی از خود به جا گذاشته بود، تصمیم به کنار گذاشتن نام خانوادگی اصلی خود می‌گیرند و نام خانوادگی دریک را بر می‌گزینند. به این ترتیب، سم و نیتن خودشان را از همان ابتدا ساخته شده برای حرکت در همین مسیر می‌دیدند.

در اوایل نوجوانی و در حالی که برادرش نیز مسیر خودش را برای تبدیل شدن به یک جوینده گنج حرفه‌ای دنبال می‌کرد، سم تصمیم گرفت این حرفه را با دنبال کردن مهم‌ترین کشف مادرش یعنی سرنخ گنج گمشده هنری ایوری، دزد دریایی افسانه‌ای شروع کند. او برای دنبال کردن مهم‌ترین سرنخ پیدا شده که در زندان پاناما بود، همکاری برادرش و جوان ثروتمندی به نام ریف ادلر را جلب کرد. این سه بدون مشکل و با رشوه ادلر وارد زندان شدند، ولی وقایع به شکل دیگری پیش رفت و آن‌ها مجبور به فرار از زندان شدند. در حین فرار، سم موفق نشد به آن دو برسد و در مقابل چشم نیتن، هدف چند گلوله قرا گرفت و سپس سقوط کرد. نیتن و ادلر او را مرده پنداشته و چاره‌ای جز فرار نداشتند؛ اما سم به هر شکل زنده ماند و توسط پزشکان مورد مداوا قرار گرفت. او سال‌ها در زندان بود تا اینکه توسط ادلر از زندان خارج شد و مجددا همراه با او، به جستجوی گنج گمشده هنری ایوری پرداخت.



معرفی

large.Colin-thomas-sam-7-1.jpg.51ea8e63a

ساموئل مورگان در سال ۱۹۷۰ یا ۱۹۷۱ از کاساندرا مورگان و پدری که نامش مشخص نشده متولد شد. او ۵ سال بزرگ‌تر از برادرش نیتن بود و مادرش زمانی که ۱۰ سال داشت درگذشت. پس از مرگ مادر، پدرشان سرپرستی او و برادرش را به دولت واگذار کرد. در نتیجه، این دو به یتیم‌خانه پسرانه سنت فرانسیس که یک مدرسه مذهبی مسیحی بود سپرده شدند. سم و نیتن در این یتیم‌خانه توسط راهبه‌ها تعلیم می‌دیدند و زبان لاتین را یاد گرفتند. سم در این دوره رفتارهای ماجراجویانه‌ای از خود نشان داد و به تدریج درگیر فعالیت‌های خلاف و غیرقانونی شد. به همین دلیل نیز مسئولین یتیم‌خانه تصمیم به اخراجش گرفتند.

او ۱۸ سال داشت که شغل و درآمد خوبی پیدا کرد. از زمان اخراجش تا این زمان، او مخفیانه به برادرش نیتن هم سر می‌زد که سال‌های سختی را در یتیم‌خانه و به تنهایی می‌گذراند. سم که مدتی بود دست از جیب‌بری و خلافکاری برداشته بود و با جمع‌آوری پول از شغلش یک موتور سیکلت خریده بود، به زودی جستجو برای پیدا کردن وسایل و اموال فروخته شده مادرش را شروع کرد. پدرشان از همان زمان مرگ کاساندرا این اشیا را به حراج گذاشته بود. پس از پیدا کردن خریدار، شب هنگام سم به نزدیکی ساختمان یتیم‌خانه رفت و به نیتن علامت داد تا بیرون بیاید. نیتن که علامت را دیده و مخفیانه از بالکن و سقف ساختمان‌ها خودش را به سم رسانده بود، به زودی از محوطه خارج می‌شوند. سم در اینجا به نیتن خواهد گفت که وسایل فروخته شده مادرشان را پیدا کرده و به او پیشنهاد داد همراهش برود و اشیا را از محل بدزدند.

large.59c5688442f4a_Uncharted4_AThiefsEn

این دو پس در سمت دیگر شهر به عمارت بزرگی رسیده و به داخل آن نفوذ می‌کنند. سم و نیتن در اینجا جستجو برای پیدا کردن ژورنال مادرشان را دنبال می‌کنند و سرانجام نیز آن را پیدا خواهند کرد. این درست همزمان با متوجه شدن صاحب‌خانه از حضور این دو بود. در حالی که خود را به دام افتاده دیدند، پیرزن آن‌ها را با اسلحه تهدید و به پلیس تلفن زد. سم اما با گفتن اینکه تنها برای برداشتن وسایل مادرشان کاساندرا مورگان به محل آمدند شرایط را تغییر داد. پیرزن، مادر آن‌ها را می‌شناخت و به آن‌ها گفت می‌توانند دفتر یادداشت کاساندرا را نگه دارند.

در ادامه پلیس به عمارت رسید و پیش از اینکه پیرزن بخواهد به پلیس درباره پیام اشتباه توضیح دهد، او در مقابل نیتن و سم سکته کرد و درگذشت. با توجه به شرایط، نیت و سم چاره‌ای جز فرار نمی‌دیدند و با عبور از بالکون‌ها، و در ادامه مسیر زمینی، از دست پلیس‌ها فرار کرده و سوار بر موتور سیکلت از محل دور شدند. آن‌ها گرچه پلیس را جا گذاشتند اما نیت دیگر نمی‌توانست به یتیم‌خانه برگردد، چون پلیس به دنبال این دو بود. سم که دفتر یادداشت مادرش و صحبت‌های پیرزن درباره او را در ذهن داشت، گفت که آن‌ها برای همین هدف ساخته شده‌اند. سم و نیتن، به این ترتیب نام خانوادگی دریک را برگزیدند؛ نام خانوادگی براساس سیاح مشهور سر فرانسیس دریک که به اعتقاد مادرشان و برخلاف باور عمومی، نسلی از خود برجا گذاشته بود. این شروع سفری طولانی بود که نیتن و سم دریک در پیش گرفتند تا مثل مادرشان، زندگی ماجراجویانه و پرخطری را در پیش بگیرند.


جستجو برای گنج هنری ایوری

large.59c5688ab94d5_Uncharted4_AThiefsEn


سم که باور داشت او و نیتن برای کارهای بزرگ ساخته شده‌اند، تصمیم گرفت عمر و زندگی حرفه‌ای خودش را وقف دنبال کردن مهم‌ترین کشف مادرش یعنی گنج گمشده هنری ایوری کند و کار ناتمام او را به پایان برساند. تا چند سال بعد، سم درگیر پیدا کردن سرنخ، جمع‌آوری اطلاعات و هر آنچه مرتبط با سرگذشت دزدان دریایی هم عصر ناخدا ایوری کرد و سرانجام نیز به نتیجه‌ای رسید. او متوجه شد که یکی از خدمه کشتی ایوری زمانی در زندان اسپانیایی‌ها در پاناما اسیر بود و حالا برای تکمیل تحقیق نیازمند دسترسی به این سلول بود. برای رفتن به زندان سم با ریف ادلر، جوینده گنج ثروتمند شروع به همکاری کرد و از نیتن نیز خواست تا به او ملحق شود. با رشوه ادلر به وارگاس رئیس زندان، این سه بدون دردسر وارد زندان شدند و نیتن به زودی موفق شد سلول مورد نظر را پیدا کرده و سرنخ را پیش سم و ریف بیاورد.

large.59c5688cdc252_Uncharted4_AThiefsEn

این سه در لباسشویی زندان سرنخ یعنی «صلیب شکسته سنت دیسمیس» را بررسی کردند. قدمت و نوع ساخت این صلیب مشخصا هم عصر هنری ایوری بود. سنت دیسمیس، یکی از دو دزدی بود که در زمان به صلیب کشیده شدن حضرت مسیح، همراه با او به صلیب کشانده شد. دیسمیس در آن زمان با گفتن اینکه «ما پاداش هر آنچه کرده‌ایم را دریافت می‌کنیم» به مسیح ایمان آورد، توبه کرد و برای همین نیز از نظر تاریخی با لقب «سنت» نام برده می‌شود. طبق تئوری سم، سرنخ بعدی باید در اسکاتلند و کلیسایی دقیقا با نام «کلیسای سنت دیسمیس» می‌بود. نیتن نیز با گفتن اینکه هنری ایوری آخرین بار در اسکاتلند دیده شده نیز آن را تایید کرد. با پیدا شدن این سرنخ، ریف گفت که وقت بیرون رفتن از زندان است. آن‌ها درحال رفتن پیش وارگاس بودند که وارد یک درگیری ناخواسته با چند زندانی دیگر شدند. در پایان، این وارگاس و زندان‌بانان بودند که به درگیری قائله دادند. در حین جستجوی این زندانیان، صلیب در جیب نیتن پیدا شد و وارگاس با عصبانیت ریف، سم و نیتن را به اتاقش برد. او که فهمیده بود این سه دنبال گنج ۴۰۰ میلیون دلاری ایوری بودند، قصد گرفتن ۲۰٪ از گنجینه را داشت که درنهایت توسط ریف کشته شد. با مرگ وارگاس و صدای شلیک گلوله، برای این سه چاره‌ای جز فرار از زندان باقی نماند. پس از عبور از چند محوطه زندان و در نزدیکی خروجی، سم در یک صحنه هدف چند گلوله قرار گرفت و درست در مقابل چشم نیتن به پایین ساختمان سقوط کرد. نیتن که در شوک فرو رفته بود، چاره‌ای جز پذیرفتن پیشنهاد ریف نداشت؛ ریف گفت که سم کشته شده و او باید بین فرار و ماندن در محل و مردن یکی را انتخاب کند.

در حالی که آن دو موفق به فرار از زندان شده بودند، زندانبانان سم را که شدیدا مجروح شده بود نزد پزشکان برده و به هر ترتیب او را از مرگ نجات دادند. با این حال او به خاطر قتل وارگاس رئیس زندان (تنها کسی که می‌دانست او عمدا و از روی نقشه وارد زندان شده، و همچنین تلاش برای فرار به حبس ابد در همان محل محکوم شد.


آنچارتد ۴: پایان یک دزد

مقاله اصلی: آنچارتد ۴: پایان یک دزد

نجات از زندان

پس از ۱۵ سال و درحالی که ریف هنوز درگیر پیدا کردن گنج ایوری بود، متوجه شد که سم دریک هنوز زنده و در زندان پاناما است. او که در جستجویش در کلیسای سنت دیسمیس اسکاتلند ناموفق بود، به تخصص سم نیاز داشت و در نهایت با پرداخت رشوه سم را از زندان آزاد کرد. سم که هنوز عطش پیدا کردن گنج را داشت، همراه با ریف به اسکاتلند رفت و گروه آن‌ها متر به متر کند و کاو را در پی گرفت. او قصد نداشت درپایان کسی جز برادرش نیتن برای پیدا کردن گنج همراهش باشد و به همین دلیل قصد خیانت به ریف را داشت. او تک تک اطلاعات حاصله در زمان تحقیق در اسکاتلند را جمع‌آوری کرد و پس از اینکه از وجود «صلیب سنت دیسمیس دوم» و حراج آن در ایتالیا مطلع شد، بدون اطلاع ریف ناپدید شد.

large.59c5689aaae3a_Uncharted4_AThiefsEn

او برای رفتن پیش برادرش، داستان متفاوتی درست کرد و هکتور آلکازار را به فرار و دلیل ادامه جستجویش ربط داد. به هر شکل، سم پس از سال‌ها نیتن را در نیواورلئان پیدا کرد و در مقابل دفتر کارش با او در این باره صحبت کرد. نیتن گفت که اگر می‌دانست سم زنده است دنبالش می‌آمد و پرسید که چه اتفاقی افتاد. سم گفت که هنوز اثر گلوله‌هایی که از شکمش رد شده وجود دارد ولی به هر شکل مداوا شد و او را در زندان نگه داشتند؛ به هر شکل آن‌ها رئیس زندان را کشتند و در حین فرار بود که سم هدف گلوله قرار گرفت و آن‌ها می‌خواستند او را تا آخر عمرش در زندان نگه دارند. نیتن که به تدریج با زنده بودن سم کنار می‌آید، تا صبح با برادرش وقایع دیوانه‌وار خودش را در طول این ۱۵ سال بازگو می‌کند و آرزو می‌کند که ای کاش برادرش هم همراهش می‌بود. پس از شنیدن همه داستان این ۱۵ سال، نوبت به سم و داستان ساختگی او می‌رسد. به گفته سم، او در زندان مدتی با هکتور آلکازار، قاچاقچی مواد مشهور پانامایی هم‌سلولی بوده است. او در سلول از آرزوهای دور و دراز خود برای پیدا کردن «گنج ایوری» صحبت کرد. سم با این داستان‌ها آلکازار را نیز وسوسه کرده بود؛ او به آلکازار گفته بود که اگر در زندان نبود، قطعا گنج را پیدا می‌کرد. اما اندکی بعد، نیروهای آلکازار به زندان یورش بردند و آلکازار را همراه با سم آزاد کردند. پس از فرار از زندان، آلکازار سم را تهدید به پیدا کردن گنج کرد و گفت که باید گنج را برای او پیدا کرده و در غیر این صورت او را خواهد کشت.

سم که موفق شده بود به خوبی توجه نیتن را جلب کند، پیشنهاد او را مبنی بر همکاری با افراد دیگر مثل چارلی کاتر نیز رد کرد و گفت او حتما باید همراه برادرش نیتن جستجو را ادامه دهند؛ چون او نمی‌تواند سر جانش به کسی جز نیتن اعتماد کند. او که سرنخ جدید یعنی صلیب دوم سنت دیسمیس، که این یکی برخلاف صلیب اول، دست نخورده و نشکسته بود را نشان داد؛ شی که قرار بود از طریق حراج در ایتالیا به فروش برسد. نیتن که چند سالی بود از زندگی ماجراجویی بازنشسته شده بود و با النا فیشر ازدواج کرده بود، به سختی می‌توانست با این وضع کنار بیاید، اما در نهایت تصمیم به کمک به سم گرفت و به النا هم به دروغ گفت که ماموریت مالزی را قبول کرده و مدتی از کشور خارج خواهد شد.


ایتالیا

large.59c568a38817b_Uncharted4_AThiefsEn

برای ماموریت ایتالیا، نیتن پس از چند سال مجددا از ویکتور سالیوان درخواست کمک کرده بود. با این حال این دو قصد ورود بی سر و صدا به مزایده را داشتند و برای همین می‌خواستند مخفیانه و از مسیرهای دیگر وارد ساختمان شوند. در این مسیر، سم و نیتن درباره گذشته صحبت کردند و اینکه نیتن از اینکه مجددا وارد این شرایط شده راضی نیست. او حتی سالیوان را نیز مجبور کرده بود تا در این مورد چیزی به النا نگوید. سم هم که هنوز فکر به ثمر رساندن کشف مادرشان وجودش را فرا گرفته بود، گفت که او و نیتن برای همین کار ساخته شده‌اند. نیتن که مدتی از ماجراجویی فاصله گرفته بود، و البته اشتهای قبل برای ماجراجویی را هم نداشت بدنش چندان روی فرم نبود که با متلک‌های سم مواجه می‌شد. این دو به هر شکل درنهایت با عبور از صخره‌ها و بی‌راهه‌ها به ساختمان رسیده و وارد اتاقی شدند که سالی در آن نشسته بود. سم تاکنون سالی را از نزدیک ندیده بود و این اولین بار بود که رسما با ویکتور سالیوان ملاقات می‌کرد. با این حال، شرایط آن طور که این دو می‌خواستند پیش نرفته بود و سم پیشنهاد ربودن صلیب را داد. نقشه سم این بود که نیتن برق ساختمان را قطع کند و خودش در این فرصت صلیب سنت دیسمیس را بدزدد. در حالی که این سه نقشه به دست آوردن صلیب سنت دیسمس را داشتند، سالی با حضور ریف ادلر و نیدین راس در محوطه مزایده غافلگیر شد. نیدین فرمانده گروه شبه‌نظامی شورلاین بود که ریف او و نیروهایش را برای پیدا کردن گنج ایوری استخدام کرده بود. نیتن و سم به هر شکل مسیر خودشان را تا رسیدن به اتاق ژنراتور دنبال کردند تا اینکه در یک نقطه، سم یکی از مهمانداران را بی‌هوش کرد و لباسش را پوشید. او که حالا می‌توانست بدون دردسر نزدیک میز اقلام شود، تنها منتظر نیتن بود تا برق را قطع کند.

large.59c568d2e0d63_Uncharted4_AThiefsEn

مدتی بعد و در حالی که سالیوان و ریف مرتب درحال بالا بردن قیمت صلیب بودند، نیتن درنهایت برق را قطع کرد و سم در سریع‌ترین زمان ممکن صلیب را دزدید و همراه با سالیوان از محل خارج شد. سم و نیتن به هر شکل ممکن و پس از درگیری با محافظان به هم ملحق شده و همراه با سالی و ماشین لوکسش از محوطه فرار کردند. مدتی بعد و در هتل، نیتن، سالی و سم به صلیب دست نخورده سنت دیسمیس نگاه می‌کردند که برخلاف آنچه نیتن ۱۵ سال قبل در پاناما پیدا کرده بود نشکسته بود. سم به هر ترتیب اینجا صلیب را می‌شکند و سرنخ جدید که در داخل صلیب بود را از آن خارج کرد. این سرنخ گرچه مجددا فرضیه اسکاتلند را تایید کرد ولی برخلاف آنچه همه این سال‌ها تصور می‌شد، لوکیشن نه در کلیسای سنت دیسمیس، بلکه در گورستان قدیمی اطراف آن کلیسا باید جستجو می‌شد. با آگاهی از سرنخ جدید، نیتن قصد تماس با النا را داشت و اینکه کارشان از آنچه پیش بینی می‌شد طولانی‌تر دنبال خواهد شد. گرچه سالی با دروغ‌گویی نیتن موافق نبود و پیشنهاد کرد که بهتر است به النا اعتماد کند اما نیتن قصد نداشت حقیقت ماجرا را برای النا تعریف کند. این موضوع، باعث شد تا سالی کمی هم با سم مشاجره کند و به او بگوید که نیتن با گذشته فرق کرده و برای قبول کردن این ماموریت و کمک به برادرش، درحال فدا کردن زندگی و خانواده‌اش است. او سپس در پاسخ به سم که گفته بود این موضوع چه ارتباطی به سالی دارد، گفت که بالاخره باید کسی مراقب نیتن باشد. پس از سکوت سم در قبال این جواب، نیتن که صحبتش با النا تمام شده بود وارد شده و این سه به زودی به سمت اسکاتلند پرواز کردند.


اسکاتلند

large.59c5696e39453_Uncharted4_AThiefsEn

سم و نیتن همراه با سالی و هواپیمای شخصی‌اش «هاگ وایلد» به اسکاتلند و محوطه کلیسای سنت دیسمیس وارد شدند. جایی که حالا نیروهای شبه‌نظامی شورلاین از آنجا محافظت می‌کردند. ریف نیز درست مثل سم، در طول این ۱۵ سال وجودش را پیدا کردن گنج ایوری فرا گرفته بود و کل ثروت و اعتبار شخصی‌اش را به پیدا کردن این گنج پیوند داده بود. در مسیر رسیدن به کلیسا،که هنوز نیروهای ریف و نیدین مشغول کند و کاو در قسمت نادرست آن بودند، نیتن گفت که اوایل و پس از وقایع پاناما مدتی با ریف در اینجا همکاری کرد ولی درنهایت کنار کشید. به اعتقاد او، ریف شخص بی‌رحمی بود و اگر می‌ماند شاید تا الآن او را می‌کشت. سم نیز این موضوع را درباره ریف تایید کرد ولی همچنان حقیقت ماجرا را از برادرش پنهان کرده بود. در میانه راه رسیدن به کلیسا، گشتی‌های شورلاین متوجه این دو شدند و نیتن و سم حتی با وجود بی خبر بودن ریف و نیدین از لوکیشن اصلی، مسیر راحتی تا گورستان کلیسا نداشتند. به هر شکل، نیتن و سم پس از چند مرحله درگیری با شورلاین خود را به قبرستان کلیسا رسانده و پس از بررسی مقبره‌ها سرانجام محل دفن هنری ایوری را پیدا کردند. ورود به تالار مخفی اما برخلاف انتظار همراه با پیدا کردن گنج نبود، بلکه به آن‌ها سرنخ دیگری را در غارهای مخفی در اطراف کلیسا نشان می‌داد. برادران دریک برای رسیدن به آن محوطه بار دیگر با شورلاین درگیر شدند و درنهایت خود را به محل رساندند. غار مخفی که چندین پازل و تله در سر راه خود داشت و این دو برای عبور باید آن‌ها را از پیش رو بر می‌داشتند. نکته جالب در این مسیر، دیده شدن آرم و پرچم توماس تیو، دزد دریایی مشهور دیگری بود که هم عصر ایوری فعالیت می‌کرد.

به هر ترتیب در انتهای غار نیز به جای گنج بزرگ هنری ایوری، یک سرنخ بزرگ دیگر دیده می‌شد و آن‌ها باز هم باید دست خالی جستجو را ادامه می‌دادند. سرنخ بعدی، نقشه بزرگی از مادگاسکار و مشخصا خلیج کینگز بی بود که روی سقف حکاکی شده بود؛ همچنین یک صلیب طلا روی ترازویی که در کفه دیگر آن تعدادی سکه بی ارزش قرار داشت. سم اول قصد برداشتن صلیب طلا را داشت ولی نیتن گفت که صلیب طلا ارزشمندترین شی بوده که تا حالا در غار پیدا کردند و این ترازو نیز باید یک تله باشد؛ به این ترتیب سم با احتیاط یکی از سکه‌ها را برداشت. سم که از به بن‌بست رسیدن دوباره ماموریت عصبانی بود، پرسید چه توجیهی برای این کار ایوری وجود دارد. به نظر نیتن، کل ماجرای صلیب سنت دیسمیس، این غار و تله‌ها برای یک هدف می‌توانسته باشد و آن هم اینکه هنری ایوری و دزد دریایی همراه او یعنی توماس تیو در زمان فعالیت خود، به دنبال جذب افرادی قابل اعتماد بودند. به همین دلیل تنها افرادی که به انتهای این غار مخفی می‌رسیدند می‌توانستند به ایوری و تیو در «ماداگاسکار» بپیوندند. صحبت این دو با فرا رسیدن نیدین و افرادش نیمه کاره ماند و این گروه دست بالا را پیدا کرد. نیتن مجددا پیشنهاد همکای مشترک برای پیدا کردن گنجینه را داد که نیدین گفت قصد ندارد «یک بار دیگر» به یک دریک اعتماد کند. این دو سپس با تله ترازو، سعی کردند نیدین و افرادش را به دردسر بیاندازند. یکی از نیروهای شورلاین صلیب را برداشت و تله فعال شد، اما نیدین از این ماجرا زنده بیرون آمد. در ادامه افراد شورلاین به سمت نیتن و سم تیراندازی کرده و به هر ترتیب ممکن، این دو پس از چندین مواجهه دیگر با نیروهای شورلاین  موفق به فرار از محوطه و رساندن خود به هواپیمای سالی شدند. پس از صحبت، سالی متوجه شد که از این ماموریت نیز چیزی جز سرنخ نصیب‌شان نشده و حالا با داشتن سکه مخصوصی که از غار پیدا کرده بودند، باید برای پیدا کردن گنج به ماداگاسکار می‌رفتند.


ماداگاسکار

large.59c569869d921_Uncharted4_AThiefsEn

تصویر حکاکی شده روی سکه، یک آتش‌فشان بود که سرنخ مهم آن‌ها بود. ریف، نیدین و شورلاین گرچه می‌دانستند سرنخ بعدی، کینگز بی در ماداگاسکار است اما این تنها نیتن و سم بودند که سکه منقش به آتش‌فشان را در اختیار داشتند، و می‌دانستند باید دقیقا اطراف آتش‌فشان کینگز بی را جستجو کنند. به زودی مسابقه مرگباری میان دو طرف، برای پیدا کردن گنج شروع شد. با داشتن سکه، برادران دریک و سالی برجک‌های بسیار قدیمی حاشیه آتش‌فشان را جستجو کردند و متوجه شدند که علاوه بر ایوری و تیو، آثار و نشان‌های متعلق به تعداد دیگری از دزدان دریایی مشهور نیز در محوطه وجود داشت. براساس تئوری نیتن، آن‌ها متوجه شدند که هنری ایوری و توماس تیو در زمان فعالیت خود موفق شدند تا با استفاده از داستان مشهور سنت دیسمیس یا «دزد توبه‌کرده»، چند دزد دریایی بزرگ دیگر عصر خودشان را با خود همراه کنند. از میان ۱۲ برج مخروبه که هر یک به یکی از کاپیتان‌های دزد معروف منتسب بود، برادران دریک با توجه به حکاکی دو طرف سکه‌ای که در اختیار داشتند متوجه شدند که تنها یکی از آن دو برج محل گنج است. در حالی که سم به سمت یکی از برج‌ها رفته بود، نیتن و سالی به سمت برج دیگری رفتند که اتفاقا محل مورد نظر آن‌ها نیز بود. سم که در برجک خودش به سرنخی دست پیدا نکرده بود، به زودی با تماس‌ها و پیام‌های نیتن مواجه شد که از او درباره لوگوها و پرچم‌های دزدان دریایی می‌پرسید. او فهمید که سرنخ در برجک نیتن است و برای همین پرسید که آیا گنج را پیدا کردند یا خیر؟ نیتن و سالی گنجی را پیدا نکرده بودند ولی با توجه به سرنخ‌ها و پازل‌ها نیاز به راهنمایی سم داشتند. سرنخ نیتن ثابت می‌کرد چندین دزد دریایی از جمله ایوری و تیو در زمانه خود به همکاری پرداخته بودند، این نظریه را تقویت کرد که ممکن است دزدان دریایی واقعا کلونی افسانه‌ای لیبرتالیا را ساخته باشند و تمام گنجینه‌هایشان را در یک محل قرار داده بودند. در ادامه مشخص شد که خط ارتباطی نیتن و سم توسط ریف هک شده و او نیز متوجه سرنخ شده است. ریف که از طریق GPS محل دقیق نیتن و سم را می‌دانست، نیروهای شورلاین را به سمت این دو فرستاد.

large.5a1d25345a7de_Uncharted4_AThiefsEn

با از راه رسیدن ناگهانی نیروهای شورلاین، سم با موتور سیکلت به سرعت پا به فرار گذاشت. در حالی که یک ارتش کامل در تعقیب او بود، سم موفق شد آن‌ها را از خود دور کند. به زودی و با رسیدن نیتن، این دو مجددا به هم ملحق شده و نیروهای شورلاین را از بین بردند. این دو درادامه همراه با سالی به هتل محل اقامت برگشتند و درحالی که خوشحال از پیدا کردن سرنخ لیبرتالیا بودند، «النا» را در اتاق دیدند. النا که کاملا از دست نیتن عصبانی بود، و او را به خاطر چند هفته دروغ «کار در مالزی» سرزنش می‌کرد، درنهایت متوجه حقیقت مخفی شده دیگر، یعنی پیدا شدن برادر مرده او یعنی سم هم شد. او باور نمی‌کرد که نیتن هیچ علاقه‌ای به پیدا کردن گنج ایوری ندارد و او این کار را تنها به خاطر نجات برادرش انجام می‌دهد. به این ترتیب او درحالی از محل خارج شد که به نیتن گفت او را درک نمی‌کند و بهتر است کار خود را ادامه دهد. سم در این زمان متاسفا به نظر می‌رسید و نیتن از سالی خواست تا مراقب النا باشد؛ در حالی که خودش و سم جستجو برای سرنخ بعدی را از سر گرفتند. سرنخ بعدی آن‌ها، شهر گمشده و افسانه‌ای تاریخ دزدان دریایی یعنی «لیبرتالیا» بود؛ که به اعتقاد نیتن، ایوری و تیو احتمالا با گرد آوردن ۱۰ دزد دریایی بزرگ دیگر، سرمایه عظیمی جمع کرده و همراه با خدمه کشتی‌هایشان و دیگر دزدان دریایی، شهری مخصوص دزدان دریایی ساختند. به این ترتیب سم و نیتن به دریای ماداگاسکار برگشته و جستجوی جزیره‌ها را شروع کردند.


بهشت منتظر است

large.59c569a0778c7_Uncharted4_AThiefsEn

با قوی شدن فرضیه لیبرتالیا، حالا از نظر نیتن و سم ماجرای جمله «برای کسانی که لیاقتشان را ثابت کنند؛ بهشت منتظر است» منطقی به نظر می‌رسید. این جمله‌ای بود که در زمان گذر از تله‌های غار مخفی زیر کلیسا در اسکاتلند دیدند. جایی که ایوری و تیو، مراحل سختی را برای جذب افرادی که لایق و معتمد بودند در نظر گرفته بودند. افرادی که می‌توانستند در «آرمان‌شهری» که دزدان دریایی با افکار خودشان ساخته بودند زندگی کنند. در مسیر آبی که نیتن و سم با قایق بزرگ عبور می‌کردند، نیت هنوز بابت متوجه شدن النا ناراحت بود و تلاش سم برای تغییر فضا نیز چندان کارساز نبود. پس از جستجوی چندین جزیره و پیدا کردن سرنخ‌های بیشتر از هنری ایوری، توماس تیو و سایر دزدان دریایی، مشخص شد که افسانه‌ها ممکن است حقیقت داشته باشند. آن‌ها درنهایت چند مقبره، سازه عظیم و مکانیزم ساخته شده توسط دزدان دریایی را پیدا کردن که سرنخ بعدی را برای پیدا کردن لیبرتالیا در اختیارشان می‌گذاشت. طبق این سرنخ‌ها، ۱۲ دزد دریایی بزرگی که کنار هم جمع شده بودند تا مانند داستان «دزد توبه‌کرده» به رستگاری برسند، در نهایت با استفاده از منابع نامحدود خود از دزدی دست برداشته، آرمانشهر خودشان را تشکیل داده و تصمیم به زندگی متمدنانه، اما با قوانین خودشان گرفتند. درحالی که محل جزیره قرارگیری لیبرتالیا مشخص شده بود و نیتن و سم به سمت جزیره قایق می‌راندند، نیروهای شورلاین بار دیگر از راه رسیده و در میانه طوفانی شدید به قایق آن‌ها حمله کردند. تعقیب و گریز دریایی طولانی، در نهایت باعث منهدم شدن قایق، مفقود شدن نیتن و فراری شدن سم از دست نیروهای شورلاین شد.

سم برای مدتی از دست نیروهای شورلاین فرار کرد و درنهایت نقطه امنی پیدا کرد. او که از سرنوشت برادرش اطلاعی نداشت، با چراغ قوه و علامت‌دهی مورس جمله «کارهای بزرگ با شروع‌های کوچک» فرانسیس دریک را فرستاد و امیدوار بود نیتن پیام را دیده و درنهایت او را پیدا کند. مدتی بعد نیتن درنهایت سم را پیدا خواهد کرد و این دو مجددا وارد مشاجره درباره ادامه ماموریت می‌شوند. نیتن در اینجا از سم خواست که این وضع را پایان دهد؛ گنج ایوری را فراموش کند و راه حل دیگری برای هکتور آلکازار پیدا کنند. سم که نمی‌توانست این پیشنهاد را قبول کند، گفت که آن‌ها حالا که بسیار به لیبرتالیا نزدیک هستند نمی‌توانند موضوع را فراموش کنند. نیتن در حالی به او یادآوری کرد که برای رسیدن به لیبرتالیا، باید با ارتش شورلاین دست و پنجه نرم کنند که خودش سرنخ جدیدی از لیبرتالیا پیدا کرد. به این ترتیب، نیتن و سم مجددا در مسیر جستجو قرار گرفته و با پیشروی و دنبال کردن سرنخ‌های جدیدتر سرانجام وارد کلونی یا شهر گمشده لیبرتالیا شدند. سم در اینجا به شوخی گفت که دوست دارد از زبان خود نیتن بشنود که اینجا کجاست و نیتن با کمی اکراه گفت که اینجا لیبرتالیاست! باز هم به شوخی سم گفت که این شهر پس از قرن‌ها در نهایت توسط سم دریک ... و البته برادر کم‌تر جذابش نیتن دریک کشف شده است! این دو که پس از مدت‌ها جستجو و خطر به لیبرتالیا رسیده بودند، مدتی به تماشای این کلونی گمشده ایستادند.


لیبرتالیا

large.59c569d248b60_Uncharted4_AThiefsEn

سبک معماری، ساختمان‌ها، جاده‌ها و مشاغل عادی مثل آهنگری باعث تعجب نیتن شده بود؛ اینکه چرا این تمدن گمشده باقی مانده و اصلا چه دلیلی باعث از بین رفتن آن شده است. در ویرانه‌های کلونی که طبیعت و درختان کاملا آن‌ها را احاطه کرده بود، نیتن و سم قادر به پیدا کردن نامه‌ها، دست‌نوشته‌ها و نشانه‌هایی بودند که نشان می‌داد دزدان دریایی به دور از چشم قدرت‌ها و کشورهای مادر، تمدن جالب توجهی ساخته بودند. این دو پس از عبور از ویرانه‌های لیبرتالیا، به ساختمان بزرگی رسیدند که به عقیده نیتن شاید یک ساختمان اداری بوده ... اینکه به نظر سم شاید دزدان دریایی به سطح پرداخت مالیات رسیده بودند! به هر شکل آنچه اهمیت داشت، این بود که گنجی در اینجا نبود و آن‌ها باید به پیشروی ادامه می‌دادند. با ورود شورلاین به منطقه، این دو مجددا باید از طریق درگیری مسیر خود را هموار می‌کردند؛ مسیری که درنهایت آن‌ها را به محوطه خزانه داری شهر رساند. با این حال برخلاف انتظار، این محوطه مملو از اسکلت اجساد ساکنان لیبرتالیا بود و ظاهرا گورستان وسیعی برای دو طرف جنگی بود که هیچ پیروزی نداشت. براساس تئوری نیتن، مشخص شد که ساکنان کلونی در عصر خود دست به شورش زده بودند، وارد محوطه خزانه‌داری شده و توسط سربازان ۱۲ بنیانگذار شهر قتل عام شده بودند. با ورود به خزانه‌داری نیز روشن شد که تمام گنجینه از محل خارج شده است. به اعتقاد نیتن، ساکنان لیبرتالیا در اعتراضشان به بنیانگذاران، به عباراتی مثل «مستبد»، «ستمگر» و ... اشاره نکرده بودند، بلکه بنیانگذاران لیبرتالیا را «دزد» خطاب کرده بودند. در نتیجه، گنجینه توسط ۱۲ بنیانگذار از شهر خارج شده بود و همین نیز دلیل شورش ساکنان و نابودی لیبرتالیا بوده است.

سرنخ بعدی، محل سکونت بنیانگذاران لیبرتالیا در همان نزدیکی بود که نیو دوون نام داشت. برای رفتن به این محل، نقشه‌ای نیز مشخص شده بود ولی نیتن و سم تصمیم گرفتند تا بالای برج خزانه‌داری رفته و نیو دوون را از ارتفاع پیدا کنند. پس از رسیدن به بالای برج و دیدن عمارت‌های بنیانگذاران، این دو از برج پایین می‌آمدند که هدف حمله شورلاین قرار گرفتند.در درگیری با این نیروها و مبارزه با نیدین راس درنهایت سم و نیتن به دام افتادند. نیتن در اینجا پیشنهاد کرد که حاضر است در پیدا کردن گنج به ریف کمک کند و او همه گنج را به او واگذار می‌کند؛ به شرطی که مقداری از آن را به سم بدهد تا او بدهی‌اش را با هکتور آلکازار صاف کند. ریف در اینجا کاملا سورپرایز شد و گفت که او بوده که سم را از زندان خارج کرده است و نه آلکازار. به این ترتیب درحالی که دروغ سم در بدترین شرایط لو رفت و او چیزی برای گفتن نداشت، نیتن متوجه شد که آلکازار چندین ماه قبل در آرژانتین کشته شده است. نیتن که شدیدا عصبانی و شوکه شده بود، به سم اجازه توضیح نداد و گفت او به خاطر دروغ سم به همسر و قولش خیانت کرده و مجددا به زندگی دزدی برگشته است. ریف نیز گفت که سم او را نیز بازی داد ولی درحال حاضر به او برای پیدا کردن گنج نیاز دارد. در حالی که ریف قصد کشتن نیتن را داشت، سم خود را در مسیر گلوله قرار داد و باعث سقوط نیتن به پایین ساختمان شد.

large.5a1d2839148f0_Uncharted4_AThiefsEn

خوشبختانه برای نیتن، سقوط او باعث مرگش نشده بود اما سم به زودی مثل یک اسیر باید نقش راه‌یاب را برای ریف و نیدین بازی می‌کرد. شورلاین همراه با سم، به زودی وارد نیو دوون و محل زندگی ۱۲ بنیانگذار لیبرتالیا رسیدند و مستقیما وارد عمارت عظیم هنری ایوری شدند. در اینجا، سم در اتاق مطالعه و کار هنری ایوری راه مخفی پیدا کرد و گروه وارد آن شدند. سم اما پیش از ورود فندکش را روی زمین انداخت تا نیتن آن را پیدا کند. در غارهای مخفی زیر عمارت، ایوری تله‌های مرگبار و انفجاری ساخته بود که گروه با مسیریابی سم قادر به گذر از آن‌ها بود. با این حال سم در انتهای کار، گروهی از نیروهای شورلاین را مستقیم به سمت یکی از تله‌های انفجاری فرستاد و باعث فرار و تعقیب و گریز میان آن‌ها شد. مدتی بعد، نیتن و النا سم را پیدا کرده و در کشتن نیروهای شورلاین که در تعقیب سم بودند به وی کمک کردند. پس از نجات از آن شرایط، گروه از هم جدا شدند و سم در یک صحنه جان النا را نجات داد. این دو سپس به نیتن و سالی ملحق شدند و سم شروع به توضیح دادن دلایل دروغش به نیتن کرد. نیتن در اینجا سم را مجبور به فراموش کردن گنج کرد و از او خواست تا از جزیره خارج شوند. سم، با وجود تلاشش برای متقاعد کردن نیتن و اینکه سرنخ نهایی را دراختیار دارد، درنهایت باز هم با مخالفت نیتن مواجه شد. نیتن به او گفت که آن‌ها دیگر آن دو پسر بچه نیستند و بزرگ شدند و حالا، دیگر به چیزی برای اثبات کردن خود نیاز ندارند. سم، با اکراه حرف نیتن را پذیرفت و همراه با او، النا و سالی به سمت هواپیما حرکت کردند. با این حال یک اتفاق ناگهانی باعث شد تا سم از گروه جدا شود. او درنهایت بدون توجه به هشدار نیتن، تصمیم گرفت تا محل را ترک کرده و به تنهایی به دنبال گنج برود.


پایان یک دزد

large.59c56a5f377e9_Uncharted4_AThiefsEn

سم درک می‌کرد که اگر نیتن به دنبالش نمی‌آمد. او به تنهایی به سمت کوه رفت و در آبراه بزرگ زیر آن، شاهد کشتی هنری ایوری بود. نیروهای شورلاین از قبل وارد محل شده بودند و مقادیر زیادی جواهر از کشتی خارج کرده بودند. با این وجود، آن تنها اندکی از گنجینه ایوری بود و بخش اعظم گنجینه هنوز در کشتی وجود داشت. نیدین دوست نداشت بیش از این ریسک کرده و افرادش را به کشتی مملو از تله ایوری بفرستد. در این شرایط، سم از فرصت استفاده کرد و مخفیانه با یک قایق به سمت کشتی رفت. او در اینجا سرانجام از نزدیک گنجینه عظیم هنری ایوری را دید و می‌توانست حالا کار تمام نشده مادرش را پایان یافته تلقی کند. او مقدار زیادی از جواهرات را با خودش برداشت اما به زودی شاهد ورود افراد شورلاین و ریف بود. او در این زمان با فعال کردن یکی از تله‌های انفجاری بزرگ، تقریبا کل تیم پشتیبانی شورلاین که پشت سر ریف آمده بودند را نابود کرد و در اثر انفجار، خودش هم بی‌هوش شد.

مدتی بعد، سم درحالی به هوش آمد که روی پایش آوار افتاده بود و امکان حرکت نداشت. این درحالی بود که نیتن و ریف با شمشیر در حال دوئل بودند. سرانجام این شمشیرزنی، پیروزی نیتن بود ولی ریف ناغافل نیتن را زمین‌گیر می‌کند. این زمانی بود که سم در همان وضعیت یک شمشیر به سمت نیت انداخت تا بتواند از خودش دفاع کند و در پایان هم ریف کشته شد. نیتن درادامه تلاش کرد تا سم را نجات دهد اما مانعی که روی سم بود سنگین‌تر از توان نیتن بود. در حالی که سم تسلیم شده بود و مرگ خود را قبول کرده بود، به نیتن گفت که همه آنچیزی که می‌خواسته، پیدا کردن گنج درکنار او بوده و حالا به این هدف رسیده‌اند. او از نیت خواست تا دیر نشده و کشتی منفجر نشده خودش را نجات دهد. نیتن اما نمی‌توانست تسلیم شود؛ او پس از بررسی اتاق، توپ بزرگی را پیدا و به کف کشتی شلیک کرد. با ورود آب به داخل اتاق، مانع بزرگ از روی سم برداشته شد و سم بدون اینکه خودش باور کند نجات پیدا کرد. این دو سرانجام از کشتی خارج شده و خود را به سمت دیگر دریاچه رساندند. به این ترتیب، با کمک النا و سالی، نیتن و سم نجات پیدا کرده و از محل خارج شدند.

large.59c56aaa5d48c_Uncharted4_AThiefsEn

مدتی بعد در یک اسکله، این چهار نفر مشغول صحبت‌های آخر بودند. سم که درحال صحبت با النا بود، خاطراتی از کودکی نیتن تعریف کرد، او را در آغوش گرفت و در همین زمان مخفیانه چند سکه طلا در کتش گذاشت. پس از رفتن النا، او با نیتن صحبت کرد و این دو در نهایت می‌توانستند کتاب ماجراجویی دوران کودکی خود را ببندند. با این حال، سم گفت که همیشه فکر می‌کرده که چه اتفاقی پس از پیدا شدن گنج خواهد افتاد ولی حالا که این ماجراجویی به سرانجام رسیده،  به نوعی احساس پوچی در ماجراجویی می‌کند. نیتن نیز گفت که او نیز قبلا این حس را تجربه کرده اینکه خود سفر همیشه معنادارتر از مقصد نهایی است. سم با این حال قصد داشت برخلاف نیتن زندگی ماجراجویی را ادامه دهد و به دستاوردهای برادرش برسد. پس از خداحافظی و رفتن نیتن،  سم و سالی درباره شراکت صحبت کردند. سالی گفت پیش از اینکه نیتن او را وارد این ماجرا کند، خودش هم درگیر کاری با یک سری افراد خطرناک بود و با پیشنهاد سم، این دو هم شراکت با هم را شروع کردند.


آنچارتد: میراث گمشده

مقاله اصلی: آنچارتد: میراث گمشده

large.5a130a238b361_UnchartedTheLostLega


برای پیدا کردن شی عاج گانش، سم با کلویی فریزر شروع به همکاری کرده بود و این دو قصد ربودن یک لوح از آساو را داشتند. با این حال سم به زودی مفقود شد و کلویی برای ادامه ماموریت با نیدین راس همکاری کرد. در این مدت، سم به عنوان یک متخصص تاریخ هویسالا با آساو و افرادش کار کرد ولی آنچه واقعا در حال انجامش بود، وقت تلف کردن و خرید فرصت برای از راه رسیدن کلویی بود تا نجاتش دهد.

بالاخره زمانی رسید که آساو فهمید سم متخصص این جستجو نیست و درحالی که خودش وارد یک تونل شده بود، افرادش سم را بستند. پس از اینکه آساو کلویی و نیدین را نیز گرفته بود، سم از دیدن نیدین بهت‌زده شد و این دو تا رسیدن به مرکز تالار با هم مشاجره می‌کردند. در این محل، هرچند سم گفت که به آساو چیزی را که می‌‌خواهد ندهند، ولی به هرشکل کلویی مجبور بود یک پازل را حل کند. پس از این کار، آساو یک تله را فعال و خود و افرادش محل را ترک می‌کنند تا این سه کشته شوند. کلویی اما سریع‌تر بود و با قفل‌باز کن و سنگ درنهایت خود، نیدین و سم را نجات داد.

large.5a130a2c8bfb1_UnchartedTheLostLega

حالا که هر سه نجات پیدا کرده بودند، به سمت اردوگاه آساو رفته تا عاج گونش را پس بگیرند. در این مسیر، گرچه کار با نیدین برای سم سخت بود ولی او همراه با تیم ماند و درادامه جان او را با متوقف کردن اورکا نجات داد. پس از اینکه تیم عاج را از اورکا، فرمانده جدید شورلاین به دست آورد، آن‌ها فهمیدند که آساو عاج را با اورکا در قبال یک موشک بزرگ معامله کرده بود. هدف آساو شلیک موشک به شهر و شعله‌ور تر کردن جنگ داخلی در هند بود. کلویی قصد متوقف کردن آساو را داشت و سم هم با او موافق بود. در ادامه و برای ماموریت روی قطار حامل موشک، سم در جیپ باقی ماند تا نیدین و کلویی روی قطار بپرند. پس از این نیز کلویی مجددا داخل جیپ پرید و به سم گفت که برای تغییر مسیر قطار باید به سوییچ برسند. ان دو با موفقیت این کار را انجام داده و درحالی که کلویی مجددا روی قطار رفت، سم در جیپ باقی ماند و از این محل به آن دو در پاکسازی دشمنان کمک می‌کرد.

پس از پایان ماموریت و سقوط قطار، سم هم کلویی و هم نیدین را زنده پیدا کرد و فهمید که آساو نیز کشته شده است. در اینجا وقتی نیدین و کلویی قبول کردند که شراکت‌شان را ادامه دهند و اینکه عاج را به وزارت فرهنگ تحویل بدهند، سم چندان خوشحال نبود.


سال‌های بعد و بازنشستگی

large.5a1d25314199e_Uncharted4_AThiefsEn

چندین سال بعد، سم هم از دنیای ماجراجویی و جویندگی گنج بازنشست می‌شود. او اما همچنان شراکتش با سالیوان را ادامه داده و هر چند وقت یک بار، به برادرش نیتن، النا و دخترشان کسی دریک در خانه کنار ساحل‌شان هم سر می‌زند.


منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

Recommended Comments

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری