195 مقاله
در این ویکی

S.T.A.R.S


Movyn

ba59daea9be8a7fdb65f52d69229de12.jpg.e62

گروه پلیس استارز (انگلیسی: Special Tactics and Rescue Service - S.T.A.R.S) یک گروه پلیسی خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این گروه پلیس برای اولین بار در بازی رزیدنت اویل 1 نمایش داده شد. گروه استارز تحت نظر اداره پلیس شهر راکون فعالیت می‌کرد و تاریخچه شکل‌گیری آن به سال 1996 برمی‌گشت. این گروه، شامل زبده‌ترین و بهترین ماموران پلیس شهر راکون می‌شد که ماموریت‌های ویژه پلیسی را در شهر انجام می‌دادند.

 



تاریخچه

ایده تشکیل گروه پلیسی ویژه‌ای در شهر راکون که با استفاده از افسران نخبه برای ماموریت‌های ضد تروریستی و همچنین ضد جرم و جنایت استفاده شود، اولین بار توسط شهردار شهر راکون مایکل ورن مطرح شد. او در یک طرح بزرگ برای شکوفایی شهر راکون به ویژگی‌ها و خدماتی اشاره کرد تا کیفیت خدمات اجتماعی شهری افزایش پیدا کند. یکی از این ایده‌ها تشکیل یک گروه پلیسی ویژه در داخل اداره پلیس شهر بود. این طرح با استقبال همگانی مواجه بود و شرکت آمبرلا نیز به عنوان شرکت خصوصی از آن حمایت مالی کرد. با تشکیل شدن این گروه، به درستی مشخص شد که ایده‌های شهردار شهر موثر بوده است. این گروه با جدیت تمام ماموریت‌های گوناگونی را درجهت حفظ آرامش و امنیت شهر انجام داد به طوری که رضایت مردمی را به خود جلب کرد. این افسران در داخل اداره پلیس نیز مورد تمجید واقع می‌شدند و حضور آن‌ها الهام‌بخش دیگر افسران پلیس بود. گروه استارز در مجموع از تعداد 12 افسر زبده و متخصص در آن تشکیل می‌شد؛ این 12 افسر نیز خود به دو تیم "آلفا" و "براوو" تقسیم شدند. تیم آلفا که از افسران با مهارت‌تری تشکیل می‌شد تحت فرماندهی آلبرت وسکر و تیم براوو نیز تحت فرماندهی انریکو مارینی قرار گرفت.

 


تیم آلفا

اعضای تیم آلفا، از میان افسران نخبه‌ای تشکیل می‌شد که نسبت به سایرین عملکرد بهتری داشتند. این تیم به فرماندهی آلبرت وسکر بود و از نفراتی چون بری بارتون، کریس ردفیلد، جیل ولنتاین، جوزف فراست و براد ویکرز تشکیل می‌شد. هر یک از این نفرات در زمینه‌ای دارای تخصص بودند و نسبت به تیم براوو امتیازات بیشتری در آزمون‌های عملی به دست آورده بودند.

 


تیم براوو

تیم براوو به عنوان تیم دوم گروه استارز شناخته می‌شد. اعضای این گروه نیز همچون تیم آلفا از افسران گزینش شده و نخبه تشکیل شده بود ولی با این تفاوت که اعضایش نسبت به تیم آلفا امتیازات کمتری داشتند. این تیم از ریچارد آیکن، ربکا چمبرز، ادوارد دیوی، فورست اسپایر و کنث جی. سالیوان تشکیل شده بود که تحت فرماندهی انریکو مارینی قرار داشتند.

 


وقایع کوهستان آرکلی

در جولای سال 1998، در کوهستان‌های اطراف شهر راکون (کوهستان آرکلی) چندین مورد قتل و کشتار وحشیانه گزارش شده است. تحقیقات در این زمینه بی ثمر بود تا اینکه آلبرت وسکر تیم دوم استارز یعنی تیم براوو را در 23 جولای 1998به محل حادثه فرستاد ولی بعد از رسیدن این گروه به آرکلی، ارتباطشان با مرکز قطع شد. هلی‌کوپتر تیم به دلیل نقص فنی سقوط کرده بود و همین باعث قطع ارتباط بود. به هرحال تیم مشغول تحقیق و بررسی محوطه کوهستان شدند. یک خودرو نظامی منهدم شده با چند جنازه در آن اطراف دیده شدند. ربکا در کنار اجساد پرونده‌ای پیدا کرد، این خودرو نظامی در حال انتقال یک مرد نظامی به نام بیلی کوئن بود که به جرم قتل 23 نفر غیر نظامی محکوم به زندان بود ولی در میان جنازه‌ها اثری از بیلی نبود. تیم به جستجوی خود ادامه داد.

ربکا به یک قطار متوقف شده رسید و وارد آن شد. در این قطار او برای اولین بار با زامبی‌ها مواجه شد. موجودات خون‌آشامی که توسط ویروس T به این شکل در آمده بودند. ربکا به بررسی خود برای پیداکردن منشا این ویروس ادامه داد که در همین میان با بیلی کوئن مواجه شد. ربکا در ابتدا قصد داشت تا او را دستگیر کند ولی در ادامه با هجوم زامبی‌ها، این دو چاره‌ای جز همکاری نداشتند. ربکا و بیلی قطار را به حرکت انداختند و به همراه قطار سرانجام به آزمایشگاه آموزشی آمبرلا رسیدند. ربکا و بیلی متوجه شدند که این جیمز مارکوس است که این ویروس را در کوهستان منتشر کرده و زمینه تبدیل موجودات زنده به زامبی شده است. مارکوس یکی از موسسان شرکت آمبرلا و کاشف ویروس T است که به دلیل خیانتی که از جانب آمبرلا به او شده بود، تصمیم گرفت تا با انتشار ویروس T ماهیت اصلی شرکت آمبرلا را افشا کند. او در نهایت به یک هیولا تبدیل شد و توسط بیلی و ربکا کشته شد. ربکا در ادامه بیلی را دستگیر نمی‌کند چون فهمید که ماجرای قتل 23 نفر توسط او یک توطئه از جانب مافوقان او بود. ربکا پس از خروج از آزمایشگاه آموزشی آمبرلا، وارد عمارت اسپنسر شد.

 

یک روز بعد و در 24 جولای وسکر و تیم اول استارز یعنی آلفا به محل رفتند. پس از فرود هلی‌کوپتر اعضای تیم آلفا مشغول جستجو شدند تا اینکه جوزف فراست جسد یکی از افسران اعزامی تیم براوو را پیدا کرد، او بلافاصله مورد حمله سگ‌های خون‌آشام قرار گرفت. پس از این اتفاق، براد ویکرز از ترس با هلی کوپتر فرار کرد و بقیه اعضای تیم کاری جز فرار از دستشان برنمی‌آمد. کریس، جیل، وسکر و بری بارتون مسیر فرار خود را تا یک عمارت تاریک و قدیمی دویدند و در آن پناه گرفتند.

کریس، جیل و وسکر موفق شدند خود را به داخل عمارت برسانند ولی از بری خبری نبود تا اینکه در داخل عمارت صدای شلیک گلوله به گوش رسید. وسکر به کریس دستور داد تا اتاق‌های دیگر را برای شناسایی صدا شلیک جستجو کند. کریس درنهایت به جنازه کنث جی. سالیوان، یکی از اعضای تیم براوو رسید که توسط یک مرد خون‌آشام در حال خورده شدن بود. کریس سراسیمه از این اتفاق وحشتناک به سمت وسکر و جیل رفت ولی آن‌ها دیگر آن‌جا نبودند. کریس نه می‌توانست از عمارت خارج شود و نه به آسودگی به جستجوی وسکر و جیل بپردازد. این محل مملو از سگ‌ها و انسان‌های خون‌آشام بود. این عمارت علاوه بر خون‌آشام‌ها، دارای انواع تله‌ها، دام‌ها و پازل‌های مرگبار نیز بود. کریس در نهایت موفق می‌شود از این تله‌ها و پازل‌ها و خون‌آشام‌ها به سلامت عبور کند و خود را در این عمارت پیدا کند. او رفته رفته متوجه شد که این شرکت آمبرلا است که مسؤول تبدیل شدن انسان‌ها و حیوانات بی‌گناه به خون‌آشام‌هایی وحشی و خطرناک است. این شرکت توسط دکتر مارکوس موفق شده بود تا ویروسی به نام ویروس T را کشف کند. این ویروس مبتلایان به خود را به خون‌آشام تبدیل می‌کرد. کریس همچنین پی برد که رئیس گروه استارز یعنی آلبرت وسکر نیز جزئی از دانشمندان شرکت آمبرلا بوده است. او پس از نجات جیل، ربکا چمبرز و بری بارتون موفق می‌شود تا با براد ویکرز خلبان گروه ارتباط برقرار کرده و از عمارت خارج شود.

 


انحلال

در پایان این واقعه، تنها یک عضو از تیم آلفا، یعنی جوزف فراست کشته شد؛ وسکر در ادامه داستان مشخص می‌شود که زنده است و با برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده خود را مرده نشان داد. از اعضای تیم براوو نیز فقط یک نفر، یعنی ربکا چمبرز زنده ماند. بازماندگان گروه استارز پس از ورود به اداره پلیس همه وقایع و نقشه‌های پشت پرده شرکت آمبرلا را به برایان آیرونز، رئیس پلیس شهر گفتند اما با توجه به انهدام کامل عمارت اسپنسر، مدرکی درجهت اثبات وجود نداشت. کریس که از این وضع عصبانی بود استارز را ترک کرد و شخصا به پاریس، جایی که شعبه مرکزی آمبرلا در آن بود رفت. جیل و بری نیز قصد پیوستن به او را داشتند که با جدا شدن این افراد، عملا گروه پلیسی استارز از هم فرو پاشید.

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری