• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - آبان 96   دوشنبه, 29 آبان 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.
179 مقاله
در این ویکی

رزیدنت اویل: مکاشفات ۲


Movyn

Resident Evil: Revelations 2

 

gallery_1_5_110047.jpg

جلد بازی در نسخه ایکس‌باکس ۳۶۰

توسعه‌دهنده کپ‌کام
منتشرکننده کپ‌کام
کارگردان یاسوهیرو آمپو
نویسنده دای ساتو
تهیه‌کننده ماساچیکا کاواتا

میچیترو اوکابو

موتور بازی MT Framework
تاریخ انتشار
مخفی کننده

۲۴ فوریه ۲۰۱۵ (PS3 و PS4)

۲۵ فوریه ۲۰۱۵ (X360، XONE و ویندوز)

مخفی کننده

۳ مارس ۲۰۱۵ (PS3 و PS4)

۴ مارس ۲۰۱۵ (X360، XONE و ویندوز)

مخفی کننده

۱۰ مارس ۲۰۱۵ (PS3 و PS4)

۱۱ مارس۲۰۱۵ (X360، XONE و ویندوز)

مخفی کننده

۱۷ مارس ۲۰۱۵ (PS3 و PS4)

۱۸ مارس ۲۰۱۵ (X360، XONE و ویندوز)

مخفی کننده

۱۸ مارس ۲۰۱۵ (PS3 و PS4)

۲۰ مارس ۲۰۱۵ (X360، XONE و ویندوز)

۱۸ آگوست ۲۰۱۵ (پلی‌استیشن ویتا)

سبک تیراندازی سوم‌شخص

ترس و بقا

پلت‌فرم‌ها پلی‌استیشن ۳

پلی‌استیشن ۴

پلی‌استیشن ویتا

اکس‌باکس ۳۶۰

اکس‌باکس وان

مایکروسافت ویندوز

تعداد بازیکنان یک نفره، دو نفره
رده‌بندی سنی ESRB: M

رزیدنت اویل: مکاشفات ۲ یا رزیدنت اویل: افشاگری‌ها ۲ (انگلیسی: Resident Evil: Revelations 2 و ژاپنی: バイオハザードリベレーションズ2 Baiohazādo Riberēshonzu 2) یکی دیگر از بازی‌های سری رزیدنت اویل و دومین بازی در مجموعه رولیشنز این سری پس از بازی رزیدنت اویل: مکاشفات است. به طور رسمی این بازی در کنفرانس سونی در ۱ سپتامبر ۲۰۱۴ معرفی و اعلام شد که در اوایل سال ۲۰۱۵ عرضه خواهد شد. انتشار نهایی نیز برای اولین بار در این سری به صورت "اپیزودی و سریالی" صورت گرفت که شامل انتشار جداگانه هر فصل در فواصل چند هفته‌ای و در پایان انتشار بازی کامل که شامل هر ۴ فصل و بازی‌های جایزه‌ای می‌شد بود. نسخه کامل بازی نیز ابتدا برای کنسول‌های نسل هشتمی در ۱۸ مارس و در ادامه برای کنسول‌های نسل هفتمی و رایانه‌های شخصی در ۱۸ آگوست ۲۰۱۵ صورت گرفت.

داستان بازی وقایع روی داده در بین دو بازی رزیدنت اویل ۵ و رزیدنت اویل ۶ با محوریت شخصیت کلر ردفیلد است که مباحث پیرامون او در سازمان تراسیو را دنبال می‌کند.

 



گیم‌پلی

رزیدنت اویل: مکاشفات ۲ (Resident Evil: Revelations 2) گرچه از نظر مکانیک‌های تصویری و حرکتی شباهت زیادی به بازی ششم دارد ولی از تظر عمق، این بازی نیز روال بازی پیشین خود، یعنی بازی مکاشفات ۱ را دنبال می‌کند. بازی بیشر دارای تم ترس و بقا در مقایسه با عنصر اکشن شوتر محض است. عناصر مدیریت مهمات و اسلحه، مخفی‌کاری، حل پازل و روایت مرموز داستانی همچون نسخه اول رولیشنز در این بازی نیز به کار گرفته شده است. دشمنان اصلی بازی Afflicted نام دارند که با توجه به مبتلا بودند به ویروس تی-فوبوس بسیار خشن و بی‌رحم حمله می‌کنند و همچون گانادوها دارای سطحی از هوش هستند و توانایی برداشتن و پرت کردن تیشه، اره، آچار و ... را دارند. همچنین غول‌های بازی در جریان مراحل بیشتر موجودات مبتلا به ویروس اوروبوروس هستند.

برخلاف بازی قبلی این سری، در این بازی امکان بازی مشارکتی و کو-آپ وجود دارد؛ هرچند به گفته کپ‌کام این کار فقط در شبکه محلی و به صورت آفلاین صورت می‌گیرد. همچنین امکان سوییچ بین دو شخصیت در حین گیم‌پلی وجود دارد؛ امکانی که فقط در گذشته در بازی "زیرو" به کار گرفته شد. هر کاراکتر شخصیت منحصر به فرد و استایل خاص خود را دارد. درحالی که شخصیت اول می‌تواند از سلاح‌های گرم استفاده کرده و فعالانه با دشمنان مقابله کند، شخصیت دوم چنین توانایی‌هایی را ندارد و با سلاح‌های سرد نقش پشتیبان شخصیت اصلی را بازی می‌کند. شخصیت دوم می‌تواند به شکل محدود آیتم‌ها و دشمنان مخفی را در محیط پیرامون شناسایی کند؛ کاری که در بازی قبلی این سری با آیتم "جنسیس" انجام می‌گرفت. نکته دیگر در خصوص مکانیزم بازیابی سلامتی است که به شکل یک‌بارره پس از مصرف گیاه یا اسپری انجام نمی‌شود و بازیکن باید دکمه اکشن را پایین نگه دارد تا خط خون به مرور بازیابی شود.

در بازی منوی موجودی‌ها و اقلام برای هر یک از دو شخصیت وجود دارد که مستقل از یکدیگر بوده و مکان اشتراک آیتم میان آن‌ها وجود دارد. سلاح‌ها قابل ارتقا و آیتم‌ها درمجموع قابل حذف نیز هستند. همچنین برای نخستین بار در سری، هر یک از دو شخصیت قابل بازی توانایی "نشسته حرکت کردن" در جریان گیم‌پلی و همچنین کشتن بی سر و صدای دشمنان را نیز دارند.

 



داستان

"این بازی به شکل اپیزودی و سریالی با فاصله حدود چند هفته‌ای از یکدیگر عرضه شد که هر اپیزود شامل بخشی از داستان کلر ردفیلد و مویرا بارتون و بخشی از داستان بری بارتون و ناتالیا کوردا بود. در مجموع چهار اپیزود برای این بازی منتشر شد که در پایان نسخه کامل با همه اپیزودها به صورت یکجا عرضه گردید که شامل دو اپیزود کوتاه و اضافی نیز بود. به صورت کلی، داستان بازی از نظر تاریخ زمانی به این شکل است: خط داستانی کلر و مویرا (ایپزودهای ۱ تا ۴) > اپیزود The Struggle > اپیزود Little Miss > و درنهایت خط داستانی بری و ناتالیا (اپیزودهای ۱ تا ۴). در ادامه متن نیز خط داستانی برگرفته از زمان روی‌دادن آن‌ها قرار می‌گیرد."

 

در مقر سازمان غیردولتی و ضد فعالیت‌های بیوتروریستی تراسیو یک جشن یادبود برگزار می‌شود که در جریان آن، کلر ردفیلد به عنوان یکی از اعضای ارشد این سازمان نیز در آن حضور دارد. کلر در جریان این جشن با همکار تازه‌وارد خود یعنی مویرا بارتون، دختر بزرگ بری بارتون نیز ملاقات می‌کند. طولی نمی‌کشد که به صورت ناگهانی، سربازانی نقاب‌دار و ناشناس به مقر حمله کرده و پس از ورود به جشن افراد حاضر در محل را به گروگان می‌گیرند. مدتی بعید که کلر به هوش می‌آید، خود را در یک سلول زندانی می‌بیند در حالی که یک مچ‌بند مرموز نیز به دست او بسته شده است. پس از این درب سلول باز شده و با اندکی حرکت کلر موفق می‌شود مویرا را نیز پیدا کند. پس از باز شدن درب سلول، این دو با یکدیگر همراه می‌شوند تا به ریشه‌های این حوادث پی ببرند. مویرا به دلیل خاطره خود از گذشته، از سلاح گرم استفاده نمی‌کند، در عوض او از یک اهرم فلزی و چراغ قوه برای دفاع از خود استفاده خواهد کرد. این دو در ادامه راه و برای فرار از این زندان با موجوداتی جهش‌یافته و خطرناک مبارزه کردند و سرانجام نیز از زندان فرار کردند. در خارج از زندان، آن‌ها صدای زنی مرموز را از طرق مچ‌بند خود شنیدند که خود را Overseer یا دیده‌بان معرفی کرد. او به این دو گفت که راه فرار خود را در محلی به نام Wossek پی بگیرند. "جایی که همه چیز از همانجا شروع شد" کلر و مویرا موفق شدند خود را به دکل رادیویی برسانند ولی متوجه شدند که سیستم از کار افتاده است. کلر تصمیم گرفت از دکل بالا برود و سیستم را بازیابی کند. در این زمان مویرا نیز از پنل کنترل پیغام کمک فرستاد ولی کلر از بالای دکل، تازه متوجه شد که در چه وضعیتی به دام افتاده‌اند؛ ان‌ها در یک جزیره ناشناخته به دام افتاده بودند.

کلر و مویرا در جریان جستجوی خود به دهکده ماهیگیری Wossek می‌رسند و با دیگر بازماندگان سالم تراسیو که به دام افتاده‌اند ملاقات می‌کنند. گابریل چاوز و پدرو فرناندز از جمله بازماندگان تراسیو هستند که در Wossek حضور دارند. درحالی که آن‌ها مشغول تلاش برای راه‌اندازی یک هلی‌کوپتر بودند، حملات آفلیکتدها شروع شد که در جریان آن فرناندز به هیولا تبدیل شد. درحالی که این دو مشغول فرار بودند، نیل فیشر به آن‌ها کمک کرد تا از محوطه دهکده خارج شدند. آن‌ها پس از این وارد یک شهر متروکه شدند که در جریان آن، کلر و مویرا دختر بچه‌ای مرموز را در حال فرار تعقیب کردند. پس از مدتی و پیدا کردن مجدد او، دختربچه خود را ناتالیا کوردا معرفی کرد. این سه برای فرار از شهر با هم همراه شدند اما در ادامه و در نزدیکی برج بزرگ جزیره، شاهد سقوط هلی‌کوپتر گابریل با دخالت زن مرموز یعنی Overseer بودند. پس از پایان این ماجرا، کلر و مویرا که هر دو مبهوت صحنه سقوط هلی‌کوپتر همکارشان بودند، متوجه شدند که ناتالیا دیگر همراه آن‌ها نیست؛ در طول این مدت ناتالیا در حقیقت توسط نیل فیشر ربوده و او نیز ناتالیا را برای Overseer یا همان آلکس وسکر آورد. آلکس وسکر قصد داشت برای بقای خودش، خودآگاهی خود را به مغز این دختربچه منتقل کند و امیدوار بود تا شش ماه آینده این کار صورت گیرد.

کلر و مویرا در مقابل ورودی برج جزیره، یادداشتی را پیدا می‌کنند؛ یاداشتی از طرف نیل که در آن به کلر و مویرا می‌گوید که به کارخانه‌ای که در همان اطراف است وارد شوند. مویرا اعتماد چندانی به نیل نداشت ولی کلر این گونه نبود و تصمیم گرفت به جای پیدا کردن ناتالیا، مسیر مشخص شده نیل را دنبال کند. بنابراین این دو وارد کارخانه شدند. در کارخانه نیز "دیده‌بان" با کلر و مویرا از طریق مچ‌بند ارتباط برقرار کرد و دوباره به آن‌ها پیام‌های هشدارآمیز فرستاد. کلر و مویرا برای باز کردن مسیر خود در کارخانه، چند پازل و معما را حل کردند اما در انتها ساختمان در حال انفجار بود و کلر و مویرا به زحمت موفق شدند خود را از ساختمان به بیرون بیاندازند و خود را نجات دهند. این دو پس از عبور از داخل کانال‌ها و مسیرهای مختلف، سرانجام به داخل برج می‌رسند ولی همچنان اثری از نیل مشاهده نمی‌کنند. تا اینکه در یکی از اتاق‌ها، کلر دست‌نوشته‌ای را پیدا می‌کند که نام همه اعضای تراسیو از جمله خودش و مویرا روی آن نوشته شده است. پس از این یک فیلم ضبط شده از مکالمه نیل و دیده‌بان نمایش داده می‌شود. نیل درحقیقت با "دیده‌بان" همکاری کرده بود زیرا قصد داشت FBC را مجددا احیا و مورگان لنس‌دیل را آزاد کند. با این حال در ویدسو مشخص شد که آن زن به فیشر نیز ویروس اوروبوروس را تزریق کرد و خودش از آنجا رفت. کلر و مویرا که اینکه به نقش خیانت نیل پی برده بودند از اتاق خارج شده و به سمت آسانسور حرکت کردند. این دو ناگهان نیل را دیدند که از آسانسور خارج می‌شود. فیشر در ادامه به یک هیولا تبدیل و به آن‌ها حمله کرد؛ با این حال این دو با همکاری هم قادر بودند این هیولا را شکست دهند. درجریان کشته شدن فیشر، مویرا مجبور شد برای نجات کلر بر ترس خود غلبه کرده و از سلاح گرم استفاده کند. پس از مرگ نیل، این دو وارد آسانسور شده و به بالای برج رفتند.

کلر و مویرا در بالای ساختمان برج با زن مرموز مواجه شدند. این زن که در پشت شیشه‌ها بود و امکان دسترسی به ان وجود نداشت، خود را آلکس وسکر معرفی کرد. آلکس به کلر و مویرا گفت که می‌خواهد همچون "برادرش" از مرگ بگریزد. پس از این آلکس به سر خود شلیک و خودکشی کرد و بلافاصله سیستم نابودسازی خودکار برج فعال شد. با فعال‌سازی این سیستم وضعیت ساختمان به کلی ناپایدار شد و کلر و مویرا مجبور شدند تا به سرعت از ساختمان خارج شوند. در میانه راه فرار، سقف بخشی از ساختمان فرو ریخت و درحالی که نزدیک بود کلر در زیر آن دفن شود، مویرا او را از پشت هل داد و او را از خطر دور کرد؛ در عوض این خودش بود که در زیر آوار به دام افتاد. فرصت چندانی تا پایان نابودی کامل برج نمانده بود و مویرا در زیر آوار از کلر خواست تا وقت را هدر ندهد و بدون اینکه پشتش را نگاه کند خود را نجات دهد. کلر نیز پس از اینکه متوجه شد هیچ کاری از دست وی ساخته نیست، به حرف مویرا گوش داد و خود را نجات داد. او خود را به پایین برج و داخل دریا انداخت. اندکی پس از این و بدون اطلاع کلر، مویرا در وضعیت نزدیک به مرگ توسط اوگنی ربیک نجات پیدا و در کلبه او تحت مداوا قرار گرفت و تا شش ماه بعد، یعنی زمان ورود پدرش بری به جزیره در آنجا و با "قوانین اوگنی" زندگی کرد. ربیک به مویرا گفته بود که خودش مسئول تامین غذای خودش است و بای در جنگل شکار کند. پس از دشوار شدن وضعیت بیماری اوگنی، مویرا مجبور شد خودش راه خود را ادامه دهد.

کلر نیز پس از سقوط، زمانی به هوش می‌آید که روی تخت بیمارستان است و بری بارتون و پزشکان در حال انتقال او هستند. بری از کلر در مورد مویرا پرسید و کلر نیز به سختی به او گفت که متاسفم و نتوانستم او را نجات دهم. پس از ان جستجوی بری برای پیدا کردن نشانه‌ای از مویرا ادامه پیدا کرد تا اینکه ۶ ماه بعد موفق شد سیگنال صوتی از صدای مویرا پیدا کند. سیگنالی که مویرا ۶ ماه پیش و در زمان کار با برج مخابراتی فرستاده بود. با توجه به این موضوع، بری با یک قایق به سمت مبدا سیگنال یعنی جزیره زابیتیژ حرکت کرد. تا زمان رسیدن بری به جزیره، ناتالیا نیز از دستگاه انتقال خودآگاهی خارج شده بود. درحالی که او با "حالت دوشخصیتی" مواجه شده و بخشی از حافظه‌اش را نیز از دست داده بود، مسیر خود را تا رسیدن به ساحل جزیره ادامه داد. او در اینجا شاهد ورود بری بارتون بود. بری در همان بدو ورود، ناتالیا را دید که کاملا بهت‌زده و عجیب رفتار می‌کند و به بری می‌گوید که چیزی به خاطر نمی‌آورد. بری نیز می‌پذیرد که درجریان جستجوی جزیره برای یافتن مویرا، ناتالیا نیز همراهش باشد. این دو ابتدا به سمت برج رادیو می‌روند، جایی که شش ماه قبل مویرا از آنجا پیغام کمک فرستاده بود. ناتالیا پس از شنیدن نام مویرا دچار سرگیجه می‌شود و سپس به بری می‌گوید که مویرا مرده است. بری که دچار شوک شده بود از او می‌خواهد بیشتر توضیح دهد. ناتالیا می‌گوید که درگذشته او با مویرا و کلر همراه بود ولی در مقابل ورودی برج توسط یک "مرد خوب" به جای دیگری منتقل شد.

پس از این ناتالیا و بری به سمت ورودی برج جزیره حرکت کردند. این دو در جریان جستجو عکس مشترک آلکس وسکر و آلبرت وسکر را دیدند. ناتالیا گفت که این زن را می‌شناسد و نامش آلکس وسکر است. سپس یک هیولا با حالتی زنانه از پشت آن‌ها ظاهر شد و به بری حمله کرد. او سپس به ناتالیا اشاره کرد و گفت که سرانجام او را پیدا کرده است. آلکس در فرم جهش یافته درنهایت نقاب خود را برمی‌دارد و توسط ناتالیا شناسایی می‌شود. بری در این زمان از او می‌پرسد که مویرا کجاست؟ آلکس می‌گوید که مویرا را همراه با دیگراه در داخل کوه به خاک سپرده است و اکنون می‌خواهد ناتالیا را بکشد زیرا از او می‌ترسد. بری در این زمان با چند شلیک به سقف، باعث ریزش سنگ‌ها می‌شود و با ناتالیا از آنجا فرار می‌کند. پس از این اتفاق ناتالیا زخمی می‌شود و نمی‌تواند حرکت کند، بنابراین او را روی دوش خود می‌گذارد و با نامیدی می‌گوید گرچه نتوانست به مویرا کمک کند اما به ناتالیا همچون دختر خودش کمک می‌کند تا از جزیره خارج شود. بری و ناتالیا یک بار دیگر در محوطه معدن جزیره با آلکس جهش یافته مواجه می شوند. آلکس در این زمان بری را به کناری پرت می‌کند و ناتالیا را از زمین بلند می‌کند. او قصد کشتن وی را داشت ولی ناتالیا تحت فشار این هیولا کشته نشد و چشمانش را باز کرد. آلکس پس از مشاهده چشم‌های ناتالیا به شدت وحشت می‌کند و پس از رها کردن ناتالیا از آنجا فرار می‌کند.

پس از فرار آلکس، ناتالیا و بری دوباره با یکدیگر همراه می‌شوند و به سمت اعماق معدن حرکت می‌کنند. پس از طی کردن مسافتی زیاد و رفتن به اعماق زمین، این دو وارد یک عمارت بزرگ می‌شوند؛ جایی که آلکس در آن حضور داشت. این دو درنهایت آلکس را مشاهده می‌کنند و مجبور به مبارزه می‌شوند. درحالی که مبارزه به ضرر بری و ناتالیا پیش می‌رود، مویرا ناگهان وارد محل شده و پدرش و ناتالیا را درحال مبارزه با آلکس مشاهده کرده و به سمت آلکس تیراندازی می‌کند. بری و ناتالیا که متوجه می‌شوند آلکس درحال جهش بیشتر است، از آنجا فرار می‌کنند و در کنار یک صخره پناه می‌گیرند. در این زمان کلر نیز با هلی‌کوپتر خود را به انتهای داستان رسانده و به آلکس تیراندازی می‌کنند. این مبارزه ادامه می‌یابد تا اینکه آلکس توسط شلیک یک راکت کشته می‌شود بازماندگان؛ بری، ناتالیا و مویرا درنهایت با هلی‌کوپتر کلر از جزیره خارج می‌شوند.

دو سال بعد در سال ۲۰۱۳، درحالی که ناتالیا توسط بری به فرزندی پذیرفته شده است، درحال مطالعه کتاب پندهای سورائو اثر فرانتس کافکا نمایش داده می‌شود و اینکه خودآگاهی آلکس به بدن او منتقل شده است. همچنین کلر نیز پیغامی از طرف یکی از نیروهای BSAA درمورد ماموریت برادرش کریس دریافت می‌کند؛ او از آن مامور خواست که به پیرس بگوید مراقب برادرش باشد.

 


ساخت و توسعه

شایعه ساخت یک عنوان جدید برای این سری در انتشار مجدد بازی مکاشفات برای کنسول‌ها و رایانه مطرح شد. براساس کانسپت‌آرت‌ها، لوکیشن جزیره در آن‌ها دیده نمی‌شد و این بخش پس از این به داستان بازی اضافه شد. آنچه در تصاویر اولیه وجود داشت شهری قدیمی با ساختمان‌هایی بزرگ و کهنه که در کنار یک رودخانه قرار داشت. همچنین در همان تصاویر موجودات آفلیکتد نیز دیده می‌شدند. در تصویر سوم، محل‌های دفن زباله در کنار ریل راه‌آهن دیده می‌شد؛ با یک مجسمه غول‌پیکر از یک دیکتاتور که به نظر برهمه چیز مسلط است.

کپ‌کام پس از این رسما اعلام کرد که ساخت بازی دوم مکاشفات توسط تیم سازنده قبلی همین عنوان خواهد بود. در توکیو گیم شو ۲۰۱۴ نیز کپ‌کام اعلام کرد هیچ یک از دو شخصیت کریس ردفیلد و جیل ولنتاین در بازی حضور نخواهند داشت ولی ارتباطاتی میان این دو نسخه وجود خواهد داشت. با این حال سری رولیشنز از عناصر متکی به همین سری برای گسترش خط داستانی بازی‌های اصلی استفاده می‌کند. در جریان همین نمایشگاه، تهیه کننده بازی میچیترو گفت که سری اصلی بازی رزیدنت اویل علارغم موفقیت سری رولیشنز همچنان "اکشن-محور" باقی خواهد ماند تا طیف وسیع‌تری از مخاطبان بتوانند آن را تجریه کنند. او در ادامه گفت این سری مکاشفات خواهد بود که "طرفدار-محور" خواهد بود و قصد دارد با پرداختن بیشتر به بعد ترس و بقا رضایت طرفداران اصلی سری را جلب کند. کپ‌کام اظهار امیدواری کرد با ارائه چنین فرمولی برای عرضه بازی‌های سری اصلی و جانبی در قالب مکاشفات برای مدت طولانی مشتریان و طرفداران سری را حفظ کند.

بسیار شبیه به استفاده از نقل قول‌های دانته آلیگیری در بازی مکاشفات، بازی مکاشفات ۲ از نقل‌قول‌ها و الهامات نویسنده و فیلسوف آلمانی یعنی فرانتس کافکا بهره خواهد برد. همچنین با توجه به صحبت‌های میچیترو، بازی قرار است در تعادل بین خواسته طرفداران اصیل سری و برنامه‌های شرکت، بیشتر به خواسته‌های فن‌ها احترام بگذارد. برای همین این بازی بیشتر برمبنای بازی آفلاین و تک نفره خواهد بود؛ البته به جز بخش Raid Mode. به گفته تهیه‌کننده این بازی به تاسی از سری مردگان متحرک تل‌تیل گیمز به شکل اپیزودی و سریالی عرضه خواهد شد، گرچه تایید کرد که این روش ولی در برخی موارد با نارضایتی مشتریان همراه بوده است.

 

نویسنده بازی دای ساتو، نویسنده بازی مکاشفات یک است و قرار است از شخصیت کلر ردفیلد پس از مدت‌ها به عنوان یک شخصیت اصلی و قابل بازی استفاده کند. او همچنین با وارد کردن شخصیت مویرا، قصد دارد تا خط داستانی بری بارتون را نیز در این سری دنبال کند.


نقد و بررسی‌ها و امتیازات

نمرات متاکریتیک

اپیزود یک PS4: 75

PC: 73

XONE: 73

اپیزود ۲ PS4: 75

PC: 76

XONE: 74

اپیزود ۳ PS4: 77

PC: 78

XONE: 73

اپیزود ۴ PS4: 75

PC: 73

XONE: 74

باتوجه به انتشار اپیزودیک بازی، نقد و بررسی‌ها نیز به همین صورت منتشر شد. انتشار اپیزود اول به شکل کلی با استقبال منتقدین مواجه شد، هرچند انتقاداتی نیز به بازی وارد شد. به طور کلی بهترین امتیازات برای اپیزود سوم یعنی Judgment بود و نمرات متای بالاتری دریافت کرد. اپیزود سوم همچنین بهترین امتیاز را در بین اپیزودها از طرف سایت گیم‌اسپات دریافت کرد. این سایت به اپیزود سوم نمره ۸ داد در حالی که به اپیزود دوم، نمره ضعیف ۶ داده بود. اپیزود اول و چهارم نیز نمره‌های ۷ دریافت کردند.



مرتبط

 

 

 

 

 

 

 



منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

Recommended Comments

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری