• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - آبان 96   دوشنبه, 29 آبان 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.
179 مقاله
در این ویکی

رزیدنت اویل ۴


Movyn

Resident Evil 4

 

gallery_1_5_31055.jpg

 

توسعه‌دهنده Capcom
منتشرکننده Capcom

Nintendo

Ubisoft

کارگردان شینجی میکامی
نویسنده شینجی میکامی

هارو موراتا

تهیه‌کننده هیرویوکی کوبایاشی
تاریخ انتشار ۱۱ ژانویه ۲۰۰۵ (گیم‌کیوب)

۲۵ اکتبر ۲۰۰۵ (پلی‌استیشن ۲)

۱۵ می ۲۰۰۷ (ویندوز)

سبک
پلت‌فرم‌ها GameCube

PlayStation 2

Microsoft Windows

Wii

iOS, Android, Zeebo

PlayStation 3 (HD)

Xbox 360 (HD)

تعداد بازیکنان 1
رده‌بندی سنی ESRB: M

رزیدنت اویل ۴ (انگلیسی: Resident Evil 4 و در ژاپن با نام: バイオハザード4 Baiohazādo Fō) ششمین بازی از سری بازی‌های رزیدنت اویل است که توسط شرکت کپ‌کام در سال ۲۰۰۵ عرضه شد. بازی ابتدا در ۱۱ ژانویه در آمریکای شمالی و برای کنسول گیم‌کیوب منتشر شد و نسخه‌های مربوط به اروپا و ژاپن پس از این منتشر شدند. در ۲۵ اکتبر همان سال کپ‌کام بازی را برای کنسول پلی‌استیشن ۲ نیز عرضه کرد که همراه با برخی ویژگی‌های بصری جدید در گیم‌پلی و صداگذاری بود. این بازی همچنین در ۲ مارس ۲۰۰۷ برای پلتفرم PC و در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۷ برای کنسول Wii نیز پورت گردید. در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۱، یک نسخه HD از بازی برای کاربران ایکس‌باکس لایو و پلی‌استیشن استور عرضه شد. این بازی همچنین برای سیستم‌عامل‌های iOS و اندروید نیز پورت شده است. در سال ۲۰۱۴ نیز کپ‌کام نسخه Ultimate HD Edition از بازی را بار دیگر برای PC منتشر نمود.

داستان بازی پیرامون فرستاده شدن لیان اسکات کندی به اسپانیا است؛ جایی که لیان باید به عنوان یک مامور زبده دولت آمریکا، اشلی گراهام دختر رئیس جمهور آمریکا را که اخیرا ربوده شده پیدا کرده و او را به کشور بازگرداند. لیان گرچه یکی از بازماندگان شهر راکون بوده است اما ۶ سال پس از آن ماجرا و نابودی شهر راکون به خاطر شیوع گسترده ویروس T بار دیگر باید در یک ماموریت با B.O.W ها مبارزه کرده و بلیط نجات خودش و اشلی را از آنجا به دست بیاورد.

 



گیم‌پلی

رزیدنت اویل ۴ (Resident Evil 4) با کارگردانی شینجی میکامی از نظر گیم‌پلی، نقطه پایان عصر کلاسیک این سری و از طرفی آغاز عصر مدرن آن بود. در بازی چهارم از عناوین شماره دار رزیدنت اویل، زاویه دید، نشانه‌گیری و تیراندازی، فاکتورهای دلهره‌آور، مکانیک و کنترل شخصیت، تعداد و تنوع دشمنان، آیتم‌ها و سیستم جمع‌آوری آیتم به صورت کامل و انقلابی نسبت به بازی پیشین خود یعنی رزیدنت اویل صفر دچار تغییر، بازطراحی یا نونمایی شده است. اگر در سری کلاسیک، قرار گرفتن شخصیت در محیط‌های تاریک و وحشتناک، پنجه در پنجه شدن با زامبی‌ها و B.O.W های مخوف با چاشنی تنوع سلاح کم، مهمات محدود و موسیقی متن رعب‌آور فاکتورهای یک بازی در سبک ترس و بقا بود، رزیدنت اویل ۴ مسیری کاملا متفاوت را پیگیری کرده است. در این بازی، سلاح و مهمات زیادی به بازیکن خواهد رسید، سیستم اقتصادی تشکیل شده از خرید و فروش و کسب پول برای تهیه سلاح و آیتم نیز از طرفی دیگر باعث می‌شود بازیکن کم‌ترین نگرانی را در این خصوص داشته باشد. درحقیقت بازیکن در رزیدنت اویل ۴ با تعداد بسیار زیادی از دشمنان مواجه است، دشمنانی که به تدریج قدرتمندتر و سخت‌جان‌تر نیز می‌شوند. به فراخور موقعیت‌های پیش‌آمده در بازی، گیم‌پلی به سمت اکشن‌تر شدن میل کرده است؛ جایی که شخصیت اصلی بازی گاهی می‌تواند از ضربات مشت یا لگد استفاده کند یا حتی جاخالی دهد و کاور بگیرد.

در بازی سوم، برخی میان‌پرده‌ها شامل انتخاب دو واکنش در برابر تهدید بود؛ در بازی چهارم این ویژگی پررنگ‌تر شده و به صورت QTE در آمده است. اشتباه در برخی از رویدادهای سریع گاهی ممکن است باعث مرگ بازیکن شود. باوجود همه تغییرات صورت گرفته، بازی همچون نسخه‌های کلاسیک روالی خطی دارد و ترکیب مناسبی از عناصر تاریک، دشمنان مخوف و متنوع، موسیقی متن دلهره‌آور و معماها و پازل‌های ساده تا دشوار را در خود گنجانده است.

دشمنان در بازی، گانادو نام دارند و برخلاف زامبی‌ها که به ویروس تی مبتلا بودند، این هیولاها به انگل لاس پلاگاس مبتلا هستند. گانادوها هوشمندتر، سخت‌جان‌تر و طیف بسیار متنوع‌تری را نسبت به زامبی‌ها شامل می‌شوند. در حرکت بین لوکیشن‌ها تنوع دشمنان به خوبی در بازی گسترانده شده است.

 


داستان

پس از پایان داستان بازی رزیدنت اویل ۲ لیان اسکات کندی به عنوان یک پلیس و از معدود زنده‌ماندگان شهر راکون توسط دولت آمریکا استخدام شد و دوره‌های آموزشی خاص خود را گذراند تا تبدیل به یک مامور حرفه‌ای دولتی در نهاد ریاست جمهوری شود. ۶ سال از نابودی شهر راکون گذشته و لیان اینک به یکی از نخستین ماموریت‌هایش فرستاده می‌شود. او باید به اسپانیا برود، جایی که آخرین بار، هدف این ماموریت در آنجا دیده شده است؛ اشلی گراهام، دختر رئیس جمهوری آمریکا که مدتی پیش توسط افرادی ناشناس در حین بازگشت از دانشگاه ربوده شده بود.

 


خط داستانی لیان

لیان همراه با دو مامور پلیس محلی به یک روستای دورافتاده اسپانیایی می‌رود تا تحقیقات در مورد اشلی را شروع کند. در هنگامه ورود، روستاییان به او حمله می‌کنند و گرچه لیان مجبور می‌شود آن‌ها را بکشد، اما مشخص بود که آن افراد زامبی نبودند و هوشمندانه عمل می‌کردند. روستاییان در ادامه به ماشین پلیس حمله کرده و پس از دستگیری دو پلیس، خودرو آن‌ها را به دره انداختند. با ادامه مسیر، لیان متوجه شد که روستاییان از قبل منتظر ورودش بوده‌اند و دستور داشتند تا او را متوقف کنند. درحالی که تعداد روستاییان حمله کننده بیشتر می‌شد، با این حال لیان قادر بود مسیر خود را برای کشف اصل ماجرا هموار کند. او در ادامه با شخصی به نام لوئیس سرا مواجه شد که توسط روستاییان دستگیر و زندانی شده بود. طولی نکشید که با ورود بیتورس مندز، رهبر روستاییان لیان نیز دستگیر شد. درحالی که هر دو بی‌هوش بودند، لیان مبتلا به یکی از نمونه‌های انگل جدید شد. او و لوئیس اندکی بعد به هوش آمدند و لوئیس در مورد ماهیت رفتار پرخاشگرانه روستاییان توضیح داد. این افراد که گانادو (گله گوسفند) نام داشتند به انگل لاس پلاگاس مبتلا بودند که باعث می‌شد کورکورانه پیرو فرقه مذهبی لوس ایلامینادوس شوند. لوئیس ابتدا عضوی از آن‌ها بود و درتحقیقات آماده‌سازی انگل‌ها شرکت داشت ولی در ادامه نظرش عوض شد و توسط آن‌ها دستگیر گردید. کوتاه مدتی پس از این، در اینجا لیان روستایی که برای کشتن آن‌ها آمده بود را کشت و موفق شد هر دویشان را آزاد کند. پس از آزاد شدن، لوئیس سراسیمه اتاق ر ترک کرد و لیان نیز ماجراجویی خود را برای کشف حقایق و مهم‌تر از آن، پیدا کردن اشلی ادامه داد.

در زمان خروج، لیان با یک مرد غریبه مواجه می‌شود؛ او یک بازرگان عجیب است که لان می‌تواند از او سلاح و آیتم خریداری کرده یا وسایل خود را به وی بفروشد. پس از این لیان با عبور از میان تعداد زیادی گانادو به یک دریاچه بزرگ می‌رسد؛ جایی که روستاییان یکی دیگر از پلیس‌ها را طعمه یک هیولای دریایی بزرگ به نام دل لاگو می‌کنند. در حالی که لیان نیز باید با قایق و از میان همین دریاچه عبور می‌کرد، طبق پیش‌بینی با حمله دل لاگو مواجه شد. حمله اولیه باعث شد تا طناب غلاب به هیولا گیر کند و قایق را به دنبال خود بکشد. با این حال لیان د یک درگیری دشوار موفق شد این هیولا را از بین برده و درادامه غلاب و طناب را از قایق جدا کند. او پس از این به سمت دیگر دریاچه رفت و در حالی که علاسم فعالیت انگل را در بدنش حس می‌کرد بی‌هوش شد. پس از به هوش آمدن، لیان مسیر خود را برای پیدا کردن کلید کلیسا ادامه می‌دهد و درنهایت موفق به این کار می‌شود. در بازگشت به سمت کلیسا برای استفاده از کلید، او با یک هیولای بزرگ دیگر یعنی ال گیگانته مواجه می‌شود. لیان در یک نبرد نفسگیر این هیولای بزرگ و انسان‌نما را نیز شکست داده و مسیر خود را به کلیسا ادامه می‌دهد. پس از نجات اشلی و درحال خروج از کلیسا، این دو با رهبر گروه ایلومینادوس یعنی اسموند سادلر مواجه می‌شوند. سادلر گفت که هم اشلی و هم لیان مبتلا به انگل هستند، انگلی که پس از خروج از تخم و بالغ شدن در بدن میزبان، کنترل ذهن و حرکات شخص را در دست می‌گیرد و خود انگل نیز فرمانبردار سادلر خواهد بود. به گفته سدلر، او از این روش برای افزودن پیروان فرقه خود استفاده کرده و با ربودن دختر رئیس جمهور آمریکا، قصد دارد تا قدرتش را به جهانیان نشان دهد. لیان و اشلی در ادامه از کلیسا فرار میکنند و مسیر خود را تا گذرگاهی ادامه می‌دهند. در اینجا آن‌ها توسط تعداد بسیار زیادی از گانادوها محاصره و مجبور می‌شوند در کلبه‌ای در نزدیکی خود پناه بگیرند. لوئیس نیز در این کلبه مخفی شده بود و اینک با محاصره گانادوها، همراه با لیان مشغول دفاع از کلبه شد. پس از کشتن تعداد زیادی گانادو، بازماندگان آن‌ها عقب‌نشینی کردند و اینک آن‌ها می‌توانستند مسیر خودشان را ادامه دهند.

درحالی که لیان و اشلی از لوئیس جدا شدند، لیان متوجه شد که هلی‌کوپتر نجات فرستاده شده سرنگون شده است. لیان و اشلی چاره‌ای جز ادامه مسیر نداشتند و پس از عبور از یک دره کوچک و در ادامه استفاده از یک گوندولا، خود را به کلبه‌ای دیگر رساندند. لیان در این محل با رهبر روستاییان یعنی بیتورس مندز مبارزه کرد؛ مبارزه‌ای سخت و دو مرحله‌ای که باز هم درنهایت لیان در آن موفق بود. با ساتفاده از چشم مصنوعی بیتورس مندز، لیان قادر به استفاده از آن (به عنوان اسکن شبکیه) برای درب خروجی دهکده بود. پس از خروج از دهکده، اشلی و لیان اینک وارد قلعه خاندان سالازار شدند؛ قلعه‌ای بزرگ که ساکنان آن نیز به انگل پلاگا مبتلا بوده و درواقع دشمنان آن دو بودند. اشلی و لیان در ادامه با مالک قلعه یعنی رامون سالازار ملاقات کردند. او به لیان گفت بهتر است خودشان را تسلیم کنند تا به زودی با خروج انگل از تخم به سادگی به یکی از پیروان فرقه آن‌ها تبدیل شوند و یا اینکه به مقاومت ادامه دهند تا درنهایت بمیرند. سالازار پس از این آنجا را ترک کرد ولی انتخاب اشلی و لیان مقاومت و فرار از آنجا بود. در ادامه مسیر، اشلی سرفه‌های خونی می‌کند و با اضطراب پیدا شده از لیان نیز فرار می‌کند تا اینکه در یکی از تله‌های قلعه به دام می‌افتد. در جریان پیدا کردن دوباره اشلی، لیان با ایدا وانگ مواجه می‌شود که گرچه سعی دارد ماموریتش را پنهان کند ولی در ادامه مشخص می‌شود که قصد تصاحب یکی از نمونه‌های پلاگای مخصوص غالب را دارد. پس از خروج ایدا، لیان مسیر خود را از طریق فاضلاب ادامه داده و پس از عبور از میان تعداد زیادی از نویستادورها و در ادامه ساکنان قلعه، خود را به اتاق اشلی می‌رساند و او را پیدا می‌کند. در این زمان لوئیس وارد شده و درحالی که با خوشحالی خبر از موفقیتش در پیدا کردن نمونه انگل غلب پلاگا را می‌دهد، سادلر از پشت با شاخک مرموز خود او را می‌کشد و نمونه انگل را به دست م‌آورد. پس از خروج سادلر، لوئیس در آخرین لحظات قرص‌های کندکننده رشد انگل را به لیان می‌دهد و از او می‌خواهد به هر شکل ممکن نمونه را از سادلر بگیرد.

پس از آزاد شدن اشلی و همراه شدن دوباره این دو، لین در ادامه مسیر باز هم اشلی را به خاطر حمله نویستادورهای سالازار از دست می‌دهد و تلاش می‌کند باز هم او را نجات دهد. پس از شکست دادن یکی از دستیاران سالازار در مبارزه‌ سختی دیگر یعنی وردوگو، در ادامه مبارزه با دو هیولای گیگانته و پس از فرار از یک مجسمه متحرک غول پیکر از سالازار، لیان درنهایت به برج سالازار می‌رسد و پس از سعود به آن متوجه می‌شود که سالازار اندکی قبل اشلی را به یک جزیره در نزدیکی آنجا فرستاده است. اینک لیان باید با خود سالازار مبارزه می‌کرد. پس از شکست سالازار جهش‌یافته، لیان مسیرش را ادامه داد و پس از دیدن ایدا، همراه با قایق او به سمت جزیره رفت. در جزیره نیز نیروهای انگلی سادلر مانع نجات اشلی توسط لیان می‌شدند. با این حال لیان این مسیر دشوار را ادامه داد تا اینکه اشلی را پیدا کرد. با این حال مدتی بعد سادلر شخصا از طریق کنترل انگل، بار دیگر اشلی را از لیان جدا کرد. لیان درادامه با یکی از هم‌رسته‌ای سابق خود در ارتش آمریکا مواجه شد؛ جک کراوزر که اینک با سادلر کار می‌کرد و مشخص شد که بانی اصلی ربودن اشلی از آمریکا بوده است. لیان در چند نوبت با کراوزر مبارزه کرد و درنهایت او را پس از جهش نیز شکست داد تا مسیرش برای خروج و ادامه راه هموار شود. او در ادامه مسیر بار دیگر اشلی را پیدا کرد؛ او این بار در اتاق آزمایش و داخل محفظه شیشه‌ای قرار داشت ولی با کمک ایدا موفق شد او را نجات داد و از سادلر نیز بگریزد. لیان و اشلی در ادامه برای نابود کردن انگل در بدن خود از دستگاه لیزری استفاده کردند.

لیان واشلی مسیر دشوار خود را ادامه دادند تا اینکه لیان اینک با خود سادلر مبارزه می‌کرد. در جریان مبارزه، سادلر به یک هیولای مرگبار تبدیل شده بود ولی لیان این بار هم با کمک ایدا موفق شد سادلر را شکست دهد و او را بکشد. پس از کشتن سادلر، نمونه انگل غالب سادلر به لیان رسید ولی ایدا آن را با تهدید تصاحب کرد. او در ادامه خود را به هلی‌کوپتر نجات رساند و به لیان گفت هرچه سریع‌تر از جزیره فرار کند چون به زودی تاسیسات این محل منفجر خواهد شد. لیان پس از این با اشلی خود را به قایق موتوری کوچک رساند و پس از عبور از کانال‌ها و جریان آب شدید حاصل از انفجار تاسیسات، موفق شد از محدوده خطر نجات پیدا کند. اینک که کابوس به پایان رسیده بود، اشلی و لیان به سمت کشور بازگشتند.

 


خط داستانی ایدا

ایدا وانگ تقریبا همزمان با ورود لیان به دهکده وارد این محل شد. ماموریت این جاسوس که خود از بازماندگان شهر راکون بود، تحقیق در مورد انگل پلاگا و به دست آوردن یک نمونه از آن بود. او این ماموریت را برای سازمان سوم و با پشتیبانی آلبرت وسکر انجام می‌داد. وسکر پیش از این، جک کراوزر را برای همین ماموریت به اسپانیا فرستاد ولی پس از گذشت مدتی هیچ خبری از کراوزر نشد و وسکر تصمیم گرفت این بار ایدا را برای تکمیل ماموریت بفرستد. ایدا اما در همان ابتدای کار در دهکده، لیان اسکات کندی را دید که برای نجات اشلی گراهام، دختر رئیس جمهور آمریکا وارد آنجا شده بود. لیان و ایدا کمپین مشترکی برای فرار از شهر راکون تشکیل دادند؛ هرچند از دید لیان، ایدا در پایان آن ماموریت به شکل مشکوکی کشته شده بود. ایدا پس از این با اجتناب از دیده شدن توسط لیان، از میان گانادها عبور کرد و پس از رساندن خود به کلیسا، آونگ را به صدا در آورد که باعث جذب گانادوها به کلیسا شد. این کار علاوه بر نجات لیان از تهاجم گانادوها، باعث هموار شدن مسیر ایدا نیز شد.

ایدا پس از این به عمارت بیتورس مندز رفت و با مطالعه یک کتاب، بیشتر به ماهیت گانادوها و همچنین شخصی به نام لوئیس سرا پی برد که در تحقیقات اولیه کشف انگل پلاگا با لوس ایلامینادوس همکاری کرده بود. پس از تماس مجدد با وسکر و صحبت درباره لوئیس، وسکر گفت طبق اطلاعات آن‌ها، لوئیس توسط روستایی‌ها دستگیر شده و الآن در جایی در دهکده زندانی است. به این ترتیب برای پیدا کردن نمونه انگل، ایدا بایستی اول لوئیس را از اسارت نجات می‌داد. او مسیر خود را به موقعیت مشخص شده دنبال کرد تا اینکه در آن کلبه، متوجه شد روستاییان هم لوئیس و هم لیان را به محل دیگری انتقال می‌دهند. در بازگشت به عمارت بیتورس مندز، ایدا شاهد درگیری مندز با لیان بود؛ او بدون دیده شدن مستقیم و از پشت پنجره به مندز تیراندازی کرد و باعث منحرف شدن او از درگیری با لیان شد. پس از این نیز او خودش را از محل دور کرد و درحالی که لیان از ماجرا نجات پیدا کرده بود، با این حال خودش توسط روستاییان بی‌هوش گردید. مدتی بعد، ایدا درست در لحظه‌ای به هوش آمد که یک گانادو قصد داشت طی مراسم مذهبی ایدا را با تبر به دو نیم تبدیل کند. با استفاده از مهارت‌های بالای خود، ایدا قادر بود با حرکات آکروباتیک از ضربه مرگبار گانادو نجات پیدا کند و پس از کشتن او و چند گانادو دیگر، ماموریتش را پیگیری کند. او در ادامه در نزدیکی یک خانه دو طبقه با لوئیس ملاقات کرد، جایی که لوئیس در پاسخ به دست آوردن یک نمونه از انگل، جواب منفی به ایدا داد.

در قلعه سالازار، ادا سرانجام خود را به لیان نشان می‌دهد و در ادامه پس از یک مکالمه کوتاه به شکل ناگهانی آنجا را ترک می‌کند. در حیاط قلعه، وسکر بار دیگر با ایدا تماس گرفت و اطلاع داد که نمونه‌ای از انگل پلاگا اکنون در دست لوئیس است و ایدا باید آن را به دست بیاورد. وسکر همچنین در مورد لیان گفت در مواجهه بعدی باید او را بکشد. پس از پایان صحبت، ایدا از آنجایی که قصد کشتن لیان را نداشت تصمیم گرفت مدت با او مواجه نشود. پس از ادامه مسیر و در یکی از تالارهای قلعه، ایدا شاهد کشته شدن لوئیس توسط اسموند سادلر و در ادامه تصاحب نمونه انگل توسط سادلر بود.

ایدا پس از این با جک کراوزر ملاقات کرد، جایی که او توضیح داد به دلایل خودش تصمیم گرفته به سادلر بپیوندد و درحال حاضر نیز به ایدا و وسکر اعتماد ندارد. پس از این ملاقات، وسکر در تماسی دیگر به ایدا گفت درحال حاضر کراوزر ماموریت قتل لیان را از سادلر گرفته است و از آنجایی که ایدا تاکنون با لیان مواجه نشده تا او را بکشد، شاید این بار کراوزر موفق به این کار شود. با آگاهی از نقشه، ایدا مسیر خود را ادامه می‌دهد تا اینکه لیان و کراوزر را درحال مبارزه تن به تن می‌بیند. او در آخرین لحظه و جایی که کراوزر می‌توانست لیان را بکشد متوقف کرد و لیان را نجات داد. مدتی بعد و پس از یک مبارزه دیگر، این بار لیان موفق به شکست دادن کراوزر شد. ایدا باتوجه به این موضوع گزارش مرگ کراوزر به دست لیان را به وسکر داد. او سپس با لیان درحالی مواجه شد که انگل در بدن لیان شروع به فعالیت کرد و باعث حمله لیان به ایدا شد. ایدا اما از خود دفاع کرد و با شوک وارد شده به لیان، او به حالت عادی برگشت و چند قرص کندکننده رشد انگل خورد. ایدا پس از این با کراوزر مواجه شد که از حمله قبلی زنده مانده بود و این بار دچار جهش ژنتیکی نیز شده بود. او قصد نداشت گزارش زنده شدن کراوزر را به وسکر دهد و از همین رو خودش با او مبارزه کرد و درنهایت او را به قتل رساند.

ایدا پس از این از طریق بالکون وارد اتاق آزمایشی شد که اشلی گراهام در آن در قرنطینه بود. با توجه به ورود لیان برای نجات اشلی و در ادامه حضور سادلر، ایدا با تیراندازی به سادلر فرصت کافی برای نجات اشلی توسط لیان را فراهم کرد. او سپس از لیان خواست سریع‌تر از آنجا فرار کند و پس از این به تیراندازی به سادلر ادامه داد. اینک با بسته شدن مسیر توسط ایدا، خطر سادلر برای لیان و اشلی برطرف شده بود اما سادلر حالا قصد کشتن ایدا را داشت. در مبارزه سختی که صورت گرفت، ایدا درنهایت موفق شد سادلر را شکست دهد ولی درست درلحظه‌ای که فکر می‌کرد موفق شده و قصد برداشتن نمونه انگل را داشت، سادلر به هوش آمد و با شاخک مرموزش ایدا را بی‌هوش کرد. سادلر پس از این ایدا را اسیر کرد تا اینکه لیان برای مبارزه با سادلر وارد شد و ایدا را نجات داد. در طول مبارزه لیان و سادلر، ایدا خود را به سمت دیگر محوطه رساند و با انداختن یک راکت لانچر قدرتمند، به لیان کمک کرد تا سادلر را از بین ببرد. پس از مرگ سادلر، لیان نمونه انگل را به دست آورد ولی ایدا آن را با تهدید تصاحب کرد. او در ادامه خود را به هلی‌کوپتر نجات رساند و به لیان گفت هرچه سریع‌تر از جزیره فرار کند چون به زودی تاسیسات این محل منفجر خواهد شد. پس از دور شدن هلی‌کوپتر از جزیره، ایدا در گزارش خود اشاره کرد که سازمان چگونه می‌خواهد از نمونه انگل استفاده کند، اینکه پذیرفتن این ماموریت را "سرگرم‌کننده" دیده و تظاهر کرده که با وسکر همکاری می‌کند اما قصد دارد یک نمونه دیگر از انگل را برای او بفرستد. در ادامه گزارش، ایدا گفت وسکر احمق نیست و می‌داند سازمان دقیقا چه برنامه‌ای دارد، با این حال گرچه این ماموریت به پایان رسید اما جنگ تازه شروع شده است.

 


ساخت و توسعه

رزیدنت اویل ۴ شاید یکی از عذاب‌آورترین پروسه‌های ساخت و توسعه را در میان بازی‌های دیگر صنعت گیم داشته باشد. این بازی چهار بار و به چهار شکل و داستان ساخته شد و پیش از انتشار کنسل گردید. نخستین تلاش در سال ۲۰۰۰ صورت گرفت؛ جایی که به کارگردانی هیدکی کامیا و تهیه‌کنندگی میکامی بازی بایوهازارد ۴ در حال ساخت و توسعه بود ولی درنهایت لغو گردید. داستان آن بازی به نویسندگی سوگیمورا، پیرامون شخصیت تونی ردگریو و برادر دوقلویش بود که فرزندان اوزول ای. اسپنسر بودند و خط داستانی ویروس G را ادامه می‌دادند. با این حال این بازی لغو شد و دو شخصیت دوقلوی بازی الهام بخش شخصیت‌های دانته و ورجیل در بازی دویل می کرای شدند. بازی که به کارگردانی کامیا ساخته شد و پس از انتشار بازی رزیدنت اویل کد: ورانیکا عرضه گردید.

تلاش بعدی برای ساخت بازی چهارم سری در سال ۲۰۰۱ اعلام شد. تیم ساخت همزمان روی سه خط داستانی و ورژن متفاوت کار کرد که به نام‌های رزیدنت اویل ۴ (قلعه)، رزیدنت اویل ۴ (توهم) و رزیدنت اویل ۴ (زامبی) شناخته می‌شدند. شخصیت‌اصلی در هر سه ورژن لیان بود با این حال داستان آن‌ها کاملا متفاوت از یکدیگر بود. با این حال هر سه ورژن در مراحل نزدیک به پایان لغو شدند و شرکت پس از این از خود شینجی میکامی خواست تا کارگردانی نسخه چهارم را با هدف آغاز جدید برعهده بگیرد. درحالی که بازی‌های لغو شده با نام رزیدنت اویل ۳/۵ شناخته می‌شدند، شرکت از میکامی خواست در سبک بازی تغییرات جدی صورت گیرد درغیر این صورت تهدید کرد اگر بازی با فروش خوبی مواجه نشود این مجموعه بازی را متوقف خواهد کرد. میکامی با الهام از بازی اونیموشا ۳، تصمیم گرفت دوربین را پشت بازکین درحال حرکت قرار دهد، با این تفاوت که دوربین به شخصیت نزدیک و از بالا تنه شخصیت را دنبال کند. باتوجه به مخالفت شرکت برای ادامه نمایش زامبی به عنوان دشمن اصلی، میکامی ایده گانادوها را مطرح کرد که به نوعی انسان‌های عادی ولی کنترل شده و قدرت گرفته از یک انگل جاسازی شده در بدنشان بودند. همچنین تیم ساخت و توسعه توجه، دقت و زمان بیشتری را برای طراحی جزییات شخصیت‌های اصلی و فرعی بازی کرده بود تا تفاوت محسوس و بیشتری با نسخه‌های قبلی داشته باشد.

بازی دیگر از زامبی استفاده نمی‌کرد. گانادوها هوشمندتر و چابک‌تر طراحی شدند و برای آن‌ها هوش مصنوعی بسیار بالاتری نسبت به زامبی‌ها ساخته شد. آن‌ها قادرند گول بزنند، کمین کنند، شئ پرت کنند، از سلاح سرد و گرم استفاده کنند، شخصیت را روی نردبان یا پشت پنجره تعقیب کنند و درکل دستورات پیچیده و کارهای گروهی را اجرا کنند. این نیازمند بازطراحی کامل و جدیدی بود که برای این بازی انجام شد.

باتوجه به زاویه دوربین جدید، تیراندازی نیز طبیعی‌تر از گذشته شده است. بازیکن قادر است سلاحش را مسلح کرده، نشانه بگیرد و به هر نقطه مقابلش شلیک کند. چنین کاری در نسخه‌های کلاسیک انجام شدنی نبود. دوربین با این حال از کمر به بالای شخصیت قفل است و با آنالوگ تنها می‌توان اندکی دوربین را در محورهای عمودی، افقی و اریب حرکت داد و دایره عمل کامل برای تغییر دوربین به بازیکن داده نشده است. وجود لیزر روی اسلحه‌ها باعث شده تا دقت تیراندازی بیشتر هم شود. با وجود این قابلیت و دقت در تیراندازی، برخورد تیر نیز دقیق شده است و حتی محل برخورد تیر روی دشمنان نیز تاثیر متفاوتی روی کاهش خط عمرشان دارد. گرچه بازیکن با یک سلاح ساده و تعدادی خشاب بازی را آغاز می‌کند اما به مرور زمان و پیشرفت دشمنان، سلاح‌ها جدیدتر و کارآمدتری نیز در بازی قابل یافت یا خرید خواهند شد که امکان ارتقا سطح نیز دارند. همه این موارد نیازمند پیاده شدن یک سیستم اقتصادی در بازی نیز شده است.

رزیدنت اویل ۴ درنهایت در سال ۲۰۰۵ عرضه شد و خواسته شرکت توسط میکامی به صورت مطلوبی پیاده گردید. با این حال این بازی قرار بود به شکل انحصاری فقط برای کنسول گیم‌کیوب عرضه شود. به گفته میکامی، اگر قرار باشد شرکت آن را روی کنسولی دیگر پورت کند سر خودش را قطع خواهد کرد! با این حال شرکت پس از عرضه بازی برای گیم‌کیوب، ورژن پلی‌استیشن ۲ بازی را نیز عرضه کرد که باعث بیشتر شدن اختلاف میکامی و کپ‌کام و در ادامه جدایی او از شرکت شد.

 


نقد وبررسی‌ها

امتیازات

تلفیق چند نقد

متاکریتیک GC:‏ ۹۶٪

PS2:‏ ۹۶٪

‎PC:‏ ۷۶٪

Wii:‏ ۹۱٪

نمرات نقدها

گیم‌اسپات GC:‏ ۹/۶ از ۱۰

PS2:‏ ۹/۳ از ۱۰

‎PC:‏ ۷/۸ از ۱۰

Wii:‏ ۹/۱ از ۱۰

IGN GC:‏ ۹/۸ از ۱۰

PS2:‏ ۹/۵ از ۱۰

‎PC:‏ ۷/۷ از ۱۰

Wii:‏ ۹ از ۱۰

گیم‌اینفورمر GC:‏ ۱۰ از ۱۰

PS2:‏ ۱۰ از ۱۰

Wii:‏ ۹/۵ از ۱۰

گیم‌تریلرز GC:‏ ۹/۶ از ۱۰

Wii:‏ ۹/۳ از ۱۰

1UP.com GC: A

PC: A

PS2: A+

Wii: B+

رزیدنت اویل ۴ پس از بارها آزمون و خطا در انتشار نهایی با بازخوردهایی عالی مواجه شد. این بازی بیشترین و بهترین بازخوردها، نقد وبررسی‌ها و امتیازات را در طول این سری به خود اختصاص داد و موفق شد عنوان بهترین بازی سال ۲۰۰۵ را به دست بیاورد. همچنین این بازی در زمینه‌ها و بخش‌های دیگر نیز در جشنواره‌های دیگر به ده‌ها جایزه دیگر دست پیدا کرد. بازی در متاکریتیک امتیاز بی‌سابقه ۹۶/۱۰۰ را دریافت کرد. گیم‌پلی، داستان، شخصیت‌پردازی‌ها و پس‌زمینه‌ها همگی با نقدهای مثبت مواجه گردیدند که مجموع این بازخوردها باعث شد تا این بازی به یکی از بهترین بازی‌های ویدیویی تاریخ این صنعت تبدیل شود. گرگ کازاوین از متقدین برجسته گیم‌اسپات بازی را کاملا درخور ستایش دانسته و از گیم‌پلی، داستان و صداگذاری بازی تمجید کرده است. او تنها نقطه ضعف بازی را در برخی دیالوگ‌های غیرلازم می‌دانست؛ او به این بازی امتیاز ۹/۶ از ۱۰ داد. مت کازاماسینا از آی‌جی‌ان نمره ۹/۸ از ۱۰ به بازی داد و از جزییات بالای شخصیت‌ها، انیمیشن‌های حرکت، دشمنان، اتمسفر و گیم‌پلی بازی و داستان و پیاده‌سازی ترکیبی آن تمجید کرد. او همچنین به صداپیشگان و دقت بالای میان‌پرده‌ها و لب‌خوانی حرفه‌ای شخصیت‌ها اشاره کرد و طور خاص از پل مرسر صدا پیشه شخصیت لیان تمجید کرد که کاری بی‌نقص ارائه کرده است. IGN این بازی را به عنوان بهترین بازی سال از نظر صداگذاری برگزید. مجله معتبر Edge به بازی نمره کامل ۱۰ از ۱۰ داد که باعث می‌شد این بازی از یکی از معدود بازی‌های با نمره کامل توسط این نشریه شناخته شود.



مرتبط

 


منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

Recommended Comments

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری