195 مقاله
در این ویکی

جیل ولنتاین


Movyn

Jill Valentine

 

e52c0be32dfb002af0c8b14cb21fa3b2.jpg

 

جیل در بازی رزیدنت اویل و لباس S.T.A.R.S

 

اطلاعات شخصی

تولد 1974
ملیت آمریکایی
فعالیت افسر ارتش آمریکا (1996-؟)

عضو تیم آلفای گروه استارز (1998-1996)

عضو سرویس مخفی ضد سلاح‌های بیولوژیکی (2003)

مامور BSAA

(-2005)

وضعیت زنده

اطلاعات فیزیکی

جنسیت زن
گروه خون B
قد 172 س.م
وزن 56 ک.گ

اطلاعات در بازی

اولین حضور رزیدنت اویل
آخرین حضور رزیدنت اویل: مکاشفات
صداگذارها کاترین دیشر (RE3)

هایدی اندرسون (RE:Remake)

پاتریشیا جا لی (RE5، RE:UC)

میشل راف (RE:ORC، RE:REV، RE:REV2)

متیو مرسر (RE6، RE:D)

جیل ولنتاین (انگلیسی: Jill Valentine) یکی از شخصیت‌های اصلی و مهم در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. جیل برای اولین بار در بازی Resident Evil و به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی و قابل انتخاب دیده شد. او شخصیت اصلی در بازی رزیدنت اویل 3، یکی از شخصیت‌های مهم در رزیدنت اویل مکاشفات و رزیدنت اویل 5 بود. جیل از پدری فرانسوی و مادری ژاپنی در سال 1974 در آمریکا متولد شد.

 



پیش زمینه

جیل ولنتاین تا پیش از سال 1996 در ارتش آمریکا خدمت می‌کرد تا اینکه از آنجا بیرون آمد و در اداره پلیس شهر راکون استخدام شد. مهارت بالای او در کارهای امنیتی و پشتیبانی تیمی باعث شد تا به گروه S.T.A.R.S بپیوندد. گروه استارز مجموعه‌ای از زبده‌ترین افسران پلیس شهر راکون بود که توسط آلبرت وسکر در قالب یک گروه فعالیت می‌کردند. این گروه خود به دو تیم کوچک تقسیم می‌شد. جیل در تیم اول این گروه یعنی تیم آلفا قرار گرفت. آلبرت وسکر که ریاست کل گروه استارز را برعهده داشت شخصا فرماندهی تیم آلفا را نیز برعهده داشت. کریس ردفیلد، بری بارتون، براد ویکرز و جوزف فراست از دیگر اعضای این تیم بودند. این گروه پلیسی نقشی مهم در تامین امنیت شهر راکون داشت و در میان مردم محبوب بود تا اینکه ...

 


اتفاقات کوهستان آرکلی

در کوهستان‌های اطراف شهر راکون چندین مورد قتل و کشتار وحشیانه گزارش شده است. تحقیقات در این زمینه بی ثمر بود تا اینکه آلبرت وسکر تیم دوم استارز یعنی تیم براوو را در 23 جولای 1998 به محل حادثه فرستاد ولی بعد از رسیدن این گروه به آرکلی، ارتباطشان با مرکز قطع شد. پس از اینکه تلاش‌ها برای برقراری ارتباط نتیجه‌ای نداشت، یک روز بعد و در 24 جولای وسکر و تیم اول استارز یعنی آلفا به محل رفتند. پس از فرود هلی‌کوپتر اعضای تیم آلفا مشغول جستجو شدند تا اینکه جوزف فراست جسد یکی از افسران اعزامی تیم براوو را پیدا کرد، او بلافاصله مورد حمله سگ‌های خون‌آشام قرار گرفت. پس از این اتفاق، براد ویکرز از ترس با هلی کوپتر فرار کرد و بقیه اعضای تیم کاری جز فرار از دستشان برنمی‌آمد. کریس، جیل، وسکر و بری بارتون مسیر فرار خود را تا یک عمارت تاریک و قدیمی دویدند و در آن پناه گرفتند.

 

کریس، جیل و وسکر موفق شدند خود را به داخل عمارت برسانند ولی از بری خبری نبود تا اینکه در داخل عمارت صدای شلیک گلوله به گوش رسید. وسکر به کریس دستور داد تا اتاق‌های دیگر را برای شناسایی صدا شلیک جستجو کند. کریس درنهایت به جنازه کنث جی. سالیوان، یکی از اعضای تیم براوو رسید که توسط یک مرد خون‌آشام در حال خورده شدن بود. کریس سراسیمه از این اتفاق وحشتناک به سمت وسکر و جیل رفت ولی آن‌ها دیگر آن‌جا نبودند. در حقیقت آلبرت وسکر فرمانده گروه خود در متن این اتفاقات قرار داشت و قصد داشت تا قدرت خون‌آشام‌ها را در مقابل بهترین افراد پلیس شهر محک بزند. او دانشمند شرکت آمبرلا بود. بنابراین جیل را در سلولی در آزمایشگاه زیرزمینی این عمارت مخفی کرد و بدون اینکه وانمود کند، کریس را برای ادامه مسیر همراهی می‌کرد. در نهایت کریس متوجه این خیانت وسکر شد و جیل را نجات داد و به همراه بری بارتون و ربکا چمبرز از عمارت گریختند. جیل و کریس بعد از این اتفافات به عمق فاجعه پی بردند و مصمم شدند تا آمبرلا را نابود کنند.

 


گیم‌پلی رزیدنت اویل 1

داستان اتفاقات کوهستان آرکلی به شکلی است که در آن کریس موفق می‌شود تا جیل را از سلول خارج کرده و از عمارت فرار کنند ولی در رزیدنت اویل 1 گیم‌پلی به دو شکل روایت می‌شود. در نوع دوم این جیل است که باید در عمارت به جستجو بپردازد و درنهایت کریس را از سلول آزاد و از عمارت فرار کنند. در این حالت، برخلاف کریس که توسط ربکا چمبرز حمایت می‌شد، جیل توسط بری بارتون پشتیانی می‌شود.

 


تباهی یک شهر

جیل و کریس پس از فرار از عمارت ماجراها و پشت‌پرده‌های این اتفاقات که مرتبط با آمبرلا و آلبرت وسکر بود را توضیح دادند ولی برایان آیرونز رئیس پلیس شهر این مدعاها را نپذیرفت. در حقیقت عمارت و تمام شواهد اثبات کنده به کلی نابود شده بود. کریس از پلیس خارج شد و خود به مقر مرکزی آمبرلا در پاریس رفت. جیل و بری نیز قرار شد تا بعدا به او ملحق شوند اما فاجعه‌ای بزرگ‌تر در پیش بود. این بار ویروس T در شهر راکون شیوع پیدا کرده و شهروندان عادی به خون‌آشام تبدیل شده‌اند. جیل باید ابتدا زنده از این شهر تباه شده خارج شود. در سر راه او برای خروج موانع بی‌شماری وجود دارند که مهم‌ترین آن‌ها نمسیس است. نمسیس یک هیولای بزرگ است که دارای هوش و ذکاوتی بیش از هم نوعانش است. او آموزش دیده تا تنها به کشتن اعضای پلیس گروه استارز بپردازد. آمبرلا این هیولا را برای انتقام از گروه استارز ساخته بود زیرا آن‌ها را باعث رسوایی خود می‌دانست و قصد نابودی شان را داشت. از طرفی آمبرلا با فرستادن نیروهای نظامی‌اش به شهر قصد داشت تا حد ممکن جلوی فاجعه را بگیرد ولی فاجعه خیلی عمیق تر از حد تصور بود. جیل به هر زحمت ممکن با کمک همین نظامیان، از جمله کارلوس اولیویرا موفق می‌شود تا با یک هلی‌کوپتر، بعد از نابود کردن نمسیس از شهر فرار کند.

جیل پس از فرار از شهر تباه شده راکون به کریس پیوست. این دو در قالب تیم ضد آمبرلا به مراکز و مقرهای مختلف این شرکت رفتند و سرانجام توانستند افراد رده بالای این شرکت را از جمله سرگئی ولادیمیر نابود کنند. نابودی آمبرلا با سقوط سهام این شرکت تکمیل شد و کریس و جیل اینک تنها یک هدف داشتند و آن نابودی آلبرت وسکر بود.

 


پیوستن به BSAA

کریس و جیل پس از نابودی آمبرلا به سازمانی غیرانتفاعی و نظامی به نام bSAA پیوستند. این سازمان وظیفه خود را در نابودی سلاح‌های بیولوژکی در سطح جان می‌دانست و بعدها زیرمجموعه سازمان ملل شد. در سال 2005، جیل و پارکر لوسیانی از طرف BSAA برای بررسی وضعیت یک کشتی تفریحی به نام "ملکه زنوبیا (Queen Zenobia)" به دریای مدیترانه می‌روند. این دو از طرف اوبرایان، رئیس BSAA ماموریت داشتند تا کریس و جسیکا را پیدا کنند؛ این دو در ماموریتی به همین کشتی مفقود شده بودند. با رسیدن جیل و پارکر به این کشتی، B.O.Wهای جدیدی نیز مشاهده شد، پس مدت‌ها جستجو و بررسی جیل و پارکر متوجه شدند که کریس و جسیکا در کشتی نیستند و این موجودات نیز به ویروسی جدید به نام t-Abyss virus مبتلا شدند. کریس و جسیکا به زودی موقعیت خود را به اوبرایان گزارش می‌دهند، اما این بار جیل و پارکر ارتباطشان با مرکز قطع شده بود. بنابراین کریس و جسیکا برای نجات این دو، خود را به کشتی می‌رسانند. موقعیت برای هر دو تیم پیچیده شده بود؛ کریس و جسیکا پس از مدت‌ها جستجو در کشتی به دنبال تیم مفقود شده، درنهایت متوجه شدند که کشتی که در آن هستند، کشتی دوقلوی Queen Zenobia است! جیل و پارکر نیز با ناپایدار شدن اوضاع خودشان در خطر مرگ قرار داشتند. این دو گروه سرانجام همدیگر را پیدا می‌کنند. اوبرایان متوجه می‌شود که همه این نقشه‌ها توسط مورگان لنس‌دیل، رئیس کمیسیون فدرال بیوتروریسم برنامه‌ریزی شده بود. حتی واقعه ترگریژیا نیز که توسط گروه تروریستی Veltro انجام شده بود نیز جزو نقشه‌های مورگان بود. مورگان از واقعه ترگریژیا برای افزایش قدرت خود استفاده می‌کرد و در پشت پرده نیز با Veltro هماهنگ بود. واقعه Queen Zenobia نیز توسط Veltro و به تحریک مورگان در پشت پرده انجام شده بود.

 

مورگان از آنجایی که موقعیت خود را در خطر می‌دید، سعی کرد تا BSAA را از بین ببرد. او به عنوان رئیس یک سازمان فدرال از اختیارات خود استفاده کرد و قصد بازداشت اوبرایان و تعطیل کردن BSAA را داشت. کریس و جیل در این مقطع تنها امید باقی مانده BSAA بودند. آن‌ها برای پیداکردن مدرکی علیه مورگان، باید خود را به Veltro می‌رساندند که موفق هم شدند. پس از کشتن Veltro، آن‌ها به فیلم مخفیانه ضبط شده ای از Veltro دست پیدا کردند که در آن، مورگان درحال مذاکره با Veltro تروریست بود. این فیلم، هویت واقعی مورگان را افشا و کمیسیون فدرال او را منحل کرد. BSAA نجات پیدا کرد و افراد و نیروهای کمیسیون فدرال به آن پیوستند. پس از این اتفاقات، اوبرایان از سمت خود استعفا کرد ولی سازمان BSAA تازه قدرتی دوچندان پیدا کرده بود.

 


بخشی از مشکل

در همان سال 2005، جیل و کریس متوجه شدند که وسکر در عمارت قدیمی اوزول ای. اسپنسر رئیس کل شرکت نابود شده آمبرلا در اروپا است. پس از روبه‌رو شدن با وسکر، او دیگر یک انسان معمولی نبود و به دلیل استفاده از ویروس‌های مختلف و البته ژنتیک خاص خود، به یک فرا انسان تبدیل شده بود. وسکر توانست هر دوی آن‌ها را شکست دهد ولی در آخرین لحظه جیل جان کریس را نجات داد و وسکر را با خود به یک پرتگاه انداخت. کریس که از این اتفاق جان سالم به در برده بود هیچ وقت جنازه جیل و وسکر را پیدا نکرد. از جانب BSAA مراسم یادبود درگذشت جیل برگزار شد ولی کریس هرگز فکر نمی‌کرد که جیل مرده باشد.

وسکر و جیل هر دو از این سقوط زنده بیرون آمدند. او جیل را به اسارت گرفت و از او برای پیشبرد مقاصدش استفاده کرد. در حقیقت وسکر از خون جیل برای ساخت ویروس جدیدی استفاده کرده بود. جیل قبل از فرار از شهر راکون به ویروس T مبتلا شده بود ولی با تزریق واکسن پادزهر از خطر خون‌آشام شدن رها شده بود. خون او اینک به ویروس T مقاوم شده بود و وسکر از آن برای قابل استفاده کردن ویروس مادر استفاده کرد. نتیجه ساخته شدن ویروسی مرگبار به نام اوروبوروس بود.


اوروبوروس

به جیل دستگاهی وصل شد که P30 نام داشت. این دستگاه در فواصل زمانی معین ماده‌ای را به جیل تزریق می‌کرد و همین باعث تحت فرمان در آمدن او توسط وسکر می‌شد. وسکر که با کمک خون جیل ویروس اوروبوروس را ساخته بود، درنهایت قصد داشت تا شیوه پیدایش حیات در زمین را تغییر دهد و خود در راس این جهان قرار گیرد. آلبرت وسکر از جیل، اکزلا گیونه و ریکاردو ایروینگ در جهت رسیدن به مقاصدش استفاده کرد و مرحله اول شروع کار را در آفریقا پی گرفت. به زودی شهر آفریقایی کیجوجو هدف حملات بیوارگانیک قرار گرفت و BSAA نیز وارد عمل شد. کریس ردفیلد از طرف این سازمان به آفریقا فرستاده شد درحالی که همچنان تمام فکرش مفقود شدن جیل بود. او هرگز فکر نمی‌کرد که همکار قدیمی‌اش بخشی از مشکل کنونی باشد اما به زودی این را دریافت. او درنهایت باز هم جیل را نجات داد و دستگاه را از بدن جیل خارج کرد. جیل پس از آزادی تلاش کرد تا راه نابود کردن وسکر را بفهمد و موفق هم شد. او به کریس گفت که با تزریق واکسن PG67-AW به وسکر می‌تواند او را متوقف کند. از همین واکسن نیز کریس و شوا برای ضربه زدن به وسکر استفاده کردند و در نهایت او را از بین بردند.

 


منابع

 

مخفی کننده

مخفی کننده

 

شخصیت‌های اصلی کریس ردفیلدجیل ولنتاینآلبرت وسکربری بارتونربکا چمبرز
شخصیت‌های فرعی ریچارد آیکنجوزف فراستکنث جی. سالیوانانریکو مارینیفورست اسپایربراد ویکرزلیسا تریورکوین دولی
حضور در فایل‌ها آلیاسجان کلمنزThe Keeperاسکاتاوزول اسپنسرجان تولمنجورج تریورجسیکا تریورلیندا

نام‌های ایتالیک شده یا مورب فقط در بازی ریمیک حضور داشتند.

 

 

 

 

 

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری