195 مقاله
در این ویکی

هلنا هارپر


Movyn

Helena Harper

adc881a3e3d1b49e66a16e5e57cbd66a.jpg

 

اطلاعات شخصی

تولد 1989
ملیت آمریکایی
فعالیت سرباز سابق ارتش آمریکا

مامور سابق CIA

مامور کنونی USSS

وضعیت زنده

اطلاعات فیزیکی

جنسیت زن

اطلاعات در بازی

اولین حضور رزیدنت اویل ۶
صداگذارها Laura Bailey

هلنا هارپر (انگلیسی: Helena Harper) یکی از شخصیت‌های سری بازی‌های رزیدنت اویل است. هلنا به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی و قابل کنترل در بازی Resident Evil 6 حضور داشت و همراه با لیان اس. کندی بود. او یک مامورد USSS است که در زمان شیوع ویروس C در دانشگاه Ivy شهر تال اواک، وظیفه حفاظت از رئیس جمهور را برعهده داست.

 



استخدام به عنوان محافظ رئیس جمهور

هلنا تا قبل از حوادث تال اواک، مامور سازمان اطلاعات مرکزی (CIA) بود. همچنین او قبل از CIA در ارتش آمریکا خدمت می‌کرد. زمانی که مامور سیا بود، توانایی‌های او در میان 7 کاندید استخدام به عنوان محافظ شخص رئیس جمهور، توسط اینگرید هانیگان تایید شده بود. اما به هرحال، هلنا قبل از هر اقدامی، توسط سازمان سیا تعلیق شد. در یکی از ماموریت‌ها، هلنا موفق می‌شود مظنون اصلی چندین فقره قتل سریالی را دستگیر کند. آن مرد سپس شروع به تهدید خانواده یکی از قربانیان کرد و همین کافی بود تا هلنا کنترل خود را از دست بدهد و از نیروی بیش از حد علیه او استفاده کند. سازمان سیا که متوجه این اقدام هلنا شده بود، هلنا را به طور موقت از کار تعلیق کرد. پس از نعلیق از کار و پس از بازگشت به خانه، هلنا متوجه شد که خواهرش دبرا هارپر توسط دوست پسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و الآن در بیمارستان بستری است، هلنا نیز که خودش در وضعیت بدی قرارداشت، نتوانست جلوی خشم خود را بگیرد و پس از تیراندازی به آن مرد او را زخمی کرد. در گزارشی که مافوق او در سیا برای هانیگان فرستاده بود، استخدام او در DSO را کاری نادرست خوانده بود.

 

مشاور امنیت ملی وقت، درک سی. سیمنز تحت تاثیر رفتارهای هلنا قرار گرفته بود و با توجه به نقشه قبلی‌اش، هلنا را برای جذب شدن در پست محافظت از رئیس‌جمهور مناسب می‌دید. سیمنز از طریق ربودن خواهر هلنا، یعنی دبرا هارپر، او را مجاب کرد تا در انجام نقشه‌هایش او را یاری دهد. سیمنز از هلنا خواست تا در زمان سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه تال اواک، پست حفاظت ریاست جمهوری را ترک کند، در غیراینصورتخواهرش قربانی خواهد شد. رئیس جمهور قرار بود تا در این سخنرانی، حوادث پشت پرده بمباران هسته‌ای شهر راکون را برملا کند. سیمنز به عنوان یکی از عاملین این بمباران، علاقه به عمومی شدن موضوع نداشت و با توجه به اینکه رئیس جمهور درخواست‌های مکرر او را برای مسکوت گذاشتن موضوع نپذیرفته بود، بنابراین نقشه مرگ او را کشید. در این نقشه، هلنا آلت دست سیمنز شده بود و با برنامه‌ریزی سیمنز، او در پست محافظت از رئیس جمهور استخدام شد.

در روز سخنرانی، طبق نقشه سیمنز ویروس C در محوطه شهر شیوع پیدا کرد و مردم به سرعت به زامبی تبدیل شدند. خون‌آشام‌ها به دانشگاه حمله‌ور شدند و از آنجا که کسی برای حفاظت از رئیس جمهور نمانده بود، او نیز مورد حمله قرار گرفت و خودش به زامبی تبدیل شد. هلنا که خودش را مسوول این اتفاق می‌دانست و دچار عذاب وجدان بود، خودش نیز مورد حمله رئیس جمهور خون‌آشام واقع شد. در این زمان، لیان اس. کندی که خود را به اتاق رئیس جمهور رسانده بود جان هلنا را نجات داد و رئیس جمهور را کشت. هلنا خود را مقصر می‌دانست ولی نمی‌توانست دلیل این عذاب وجدان را برای لیان بازگو کند. گزارش این واقعه به اینگرید هانیگان رسید، هانیگان که در ابتدا از حمله بیولوژیکی متعجب شده بود، این تعجب با شنیدن خبر مرگ رئیس جمهور که به زامبی تبدیل شده بود، کامل‌تر شد. هلنا که خود را هنوز مقصر می‌دانست، درحقیقت داشت موضوعی را از لیان مخفی می‌کرد و تنها از او می‌خواست که به دنبال او برود. این دو به زودی یکی از بازماندگان در دانشگاه را می‌یابند. او یک مرد میانسال است که به دنبال دختر خود می‌گردد. دخترش دانشجوی همان دانشگاه بوده و به گفته او هنوز زنده است. جستجوها برای پیداکردن او به نتیجه می‌رسد اما این دختر به ویروس مبتلا شده بود و در نهایت نیز باعث مرگ پدرش و حمله به لیان و هلنا شد. پس از کشتن این زامبی، لیان و هلنا از دانشگاه فرار کردند، آن‌ها قصد خروج از شهر را داشتند اما زامبی‌های زیادی در آن محوطه وجود داشتند. این زامبی‌ها بسیار هوشمند بودند. برخلاف زامبی‌های شهر راکون که با ویروس T آلوده شده بودند، توانایی پرش، دویدن، ضربه زدن و ... داشتند.

 

هانیگان مجددا روی خط آمد و از لیان و هلنا خواست تا به صحبت‌های درک سی. سیمنز مشاور امنیت ملی آمریکا گوش دهند. سیمنز هلنا و لیان را در ماجرای قتل رئیس جمهور مقصر دانست ولی هلنا او را دروغگو خطاب کرد. هلنا همچنان خود را مقصر می‌دانست و از طرفی قصد داشت تا موضوع مهمی را به لیان بگوید. بنابراین لیان و هلنا به سمت یک صومعه حرکت کردند، جایی که به اصرار هلنا، قرار بود حقایق در آنجا روشن شود. این صومعه یک راه مخفی و زیرزمینی داشت که هلنا در آن در حقیقت دنبال دبرا می‌گشت. هلنا برای لیان تعریف می‌کند که مدتی پیش خودش و خواهرش توسط سیمنز، مشاور امنیت ملی آمریکا تهدید شدند. سیمنز از هلنا خواست تا در زمان وقوع حملات پست خود را برای محافظت از رئیس جمهور ترک کند، درغیر این صورت خواهرش کشته خواهد شد. هلنا از این جهت خود را مقصر می‌دانست و تنها فکری که در ذهن داشت نجات خواهرش بود. در داخل این صومعه، پس از جستجوی فراوان لیان و هلنا، دبرا را پیدا کردند. دبرا که درمانده به نظر می‌رسید پیش از این که دستش را به سمت خواهرش دراز کند، ناگهان در "یک پیله‌" محبوس شد، این پیله پس از مدت کوتاهی ترک برداشت و خواهرش که اینک به شکل یک هیولا شده بود از آن خارج و به آن‌ها حمله کرد. "ایدا وانگ" نیز که ظاهرا همچون گذشته ماموریتش در تداخل با ماموریت لیان قرار گرفته بود، این دو را در نابود کردن دبرا همراهی کرد و پس از نابودی این هیولا، این دو را ترک کرد.

لیان و هلنا پس از مخاطرات فراوان و عبور از موانعی مانند زامبی‌ها و هیولاها، سرانجام خود را به محوطه‌ای امن تر رساندند. آن‌ها از دور شاهد حمله هوایی به شهر ویروسی شده تال اواک بودند که در این زمان، باز هم هانیگان روی خط آمد و به اطلاع آن‌ها رساند که "درک سی. سیمنز" اندکی پس از صحبت با لیان و هلنا به چین رفته است. بنابراین لیان و هلنا تصمیم گرفتند تا به چین بروند.

 


انتقام مرگ دبرا

تنها دلیلی که هلنا حاضر به ادامه ماموریت در چین بود، گرفتن انتقام مرگ خواهرش از سیمنز بود. پرواز به سمت چین برای هلنا و لیان تا زمانی ساده و راحت بود که وارد چین شدند. در آسمان شهر لانشیانگ، یک هیولای وحشی که در هواپیما ظاهر شده بود، با ترشح سمی بنفش رنگ، قربانیان خود را بلافاصله به زامبی تبدیل می‌کرد. این هیولا پس از یک مبارزه نفس‌گیر از قسمت بارگیری هواپیما بیرون انداخته شد اما بازگشت لیان و هلنا به داخل کابین ساده نبود. خلبان‌ها و مسافران اینک به دلیل سم متصاعد شده هیولا به زامبی تبدیل شده بودند. لیان و هلنا با زحمت فراوان هواپیمای مسافربری را روی ساختمان‌های شهر فرود آوردند و پیش از انفجار از آن فرار کردند.

جستجوی آن‌ها برای پیداکردن سیمنز، با کمک هانیگان همراه بود. او مختصات و اطلاعات لازم را برای این دو می‌فرستاد. ولی آن‌چه باعث شد تا این دو متوجه شوند که سیمنز در کجا قرار دارد، شری برکین بود. شری پس از وقایع شهر راکون به استخدام دولت درآمده بود و به عنوان مامور، ماموریت داشت تا جیک مولر را به سلامت به دولت تحویل دهد. شری، مافوق خود را سیمنز معرفی کرد. او در ابتدا مطلع نبود که مافوقش یک خائن است و از جیک برای مقاصد شخصی‌اش قصد استفاده دارد. جیک درواقع پسر آلبرت وسکر بود و خون او، برای تهیه واکسن علیه ویروس C مناسب تشخیص داده شده بود. لیان از شری خواست تا محل دقیق سیمنز را به آن‌ها بگوید، شری نیز در نهایت این کار را کرد. لیان و شری پس از این، به سمت ساختمان گفته شده حرکت کردند. اما لیان در این بین مجددا با "ایدا" برخورد کرد و او را تعقیب کرد. لیان و هلنا به دنبال ایدا می‌رفتند، او برخلاف انتظار از آن‌ها فرار می‌کرد و همین کنجکاوی لیان را بیشتر کرد. در جریان تعقیب و گریز، ایدا نهایتا به دام افتاد. او تحت محاصره لیان و هلنا از یک طرف و کریس و پیرس نیوانس از طرف دیگر قرار گرفت. کریس که قصد کشتن ایدا را داشت، مورد حمله لیان قرار گرفت و پس از اندکی درگیری، این دو یکدیگر را شناختند. لیان از کریس خواست تا او را نکشد چون او نقش یک شاهد را دارد. اما کریس از این توجیه متعجب شد و گفت او یک شاهد نیست بلکه تمام این حملات بیولوژیکی و ماجراهای بعد از آن توسط همین شاهد انجام شده، او به لیان گفت که به خاطر او تمام سربازانش را به شکلی تراژیک از دست داده است. با این وجود لیان به کریس گفت که عامل اصلی همه این مشکلات ایدا نیست بلکه سیمنز است، او عامل این حملا و کشته شدن شهروندان شهر تال اواک و همچنین خود رئیس جمهوری است و ... در میانه این صحبت‌ها ایدا با یک فلش بمب از مهلکه گریخت. کریس به دنبال ایدا رفت و لیان نیز از او خواست تا او را نکشد؛ خودش و هلنا نیز به سمت ساختمان محل سیمنز حرکت کردند.

رسیدن لیان و هلنا به این ساختمان همزمان شد با رسیدن شری بیرکین و جیک مولر. شری از سیمنز در مورد این خیانت پرسید و سیمنز در جواب گفت ما برای قتل رئیس جمهور، مجرم را در اختیار داریم که همان هلنا است. سپس به افرادش دستور داد تا به آن‌ها شلیک کنند. این 4 نفر به سرعت پناه گرفتند، شری که به خیانت سیمنز پی برده بود، مدارک و اسناد (در یک حافظه) مرتبط با جیک مولر را که قرار بود به سیمنز بدهد، به لیان داد.پس از یک بحث کوتاه قرار شد تا لیان و هلنا به مهاجمین تیراندازی کنند تا شری و جیک بتوانند فرار کنند، همین کار هم انجام شد ولی جیک و شری در حال فرار دستگیر شدند. در این بین افراد ناشناس دیگری به سیمنز حمله کردند و یک واکسن حاوی نوع خاصی از ویروس C را به او تزریق کردند. لیان و هلنا او را تا روی یک قطار تعقیب کردند و مجبور به مبارزه با او شدند. سیمنز که به یک هیولای بسیار پرقدرت تبدیل شده بود مانع بزرگی دربرابر لیان و هلنا بود اما با هر زحمت که بود، او را شکست دادند و خود از روی قطار به داخل یک رودخانه پریدند. درحالی که تصور می‌شد همه مشکلا حل شده است، شیوع ویروس در شهر تحت کنترل درآمده و سیمنز نیز کشته شده است، لیان و هلنا تازه وارد عمق مشکلات شدند! زمانی که لیان با کریس در مورد نجات جیک صحبت کرد، کریس نیز به لیان گفت که ایدا وانگ کشته شده است، او از آن‌دو خواست تا آن شهر را به سرعت ترک کنند. به زودی یک موشک حاوی ویروس C به شهر رسید و با انفجار بزرگی، این ویروس را در تمام این شهر پخش کرد. مردم هر چقدر هم فرار می‌کردند باز تحت تاثیر گاز قرار می‌گرفتند چون میزان غلظت گاز در اثر انفجار بالا بود.

لیان و هلنا سوار یک خودروی زرهی شدند تا از تاثیر گاز مصون بمانند. ادامه مسیر برای فرار باعث شد تا این دو متوجه شوند که سیمنز هنوز زنده است. او این توانایی را داشت که جهش فیزیکی خود را کنترل کند. بنابراین در چند مرحله و در اشکال مختلفی مانند دایناسور، عقرب، مگس غول پیکر و ... به هیولا تبدیل می‌شد. لیان و هلنا در نهایت با کمکی از طرف ایدا وانگ موفق شدند تا سرانجام این هیولا را نابود کنند. لیان که از زنده بودن ایدا خوشحال بود، به سراغ او نرفت و هلنا را همراهی کرد. آن دو سوار برهلی کوپتری شدند که ایدا برای آن‌ها گذاشته بود، با مدارکی که در هواپیما بود، ان دو می‌توانستند بی‌گناهی خود را ثابت کنند.

هلنا پس از بازگشت از چین، تصمیم گرفته بود تا از کار دولتی خود را بازنشست کند، ولی لیان او را ترغیب کرد که در ماموریت‌های بعدی نیز حضور داشته باشد.

 

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری