• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - دی 96   جمعه, 29 دی 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  
189 مقاله
در این ویکی

مارگاریت بیکر


Movyn

Marguerite Baker

large.98094_03_1.jpg.dbc367887306467db72

اطلاعات شخصی

وضعیت مرده
مرگ ۲۰ جولای 2017
جنسیت زن

 

اطلاعات در بازی

دیده شده در

رزیدنت اویل ۷: بایوهازارد

رزیدنت اویل ۷: ساعت شروع

صداگذار سارا کوتس

 

مارگاریت بیکر (انگلیسی: Marguerite Baker) همسر جک بیکر و یکی از ساکنن عمارت بزرگ بیکرها در دولوی، لوئیزیانا بود. او و جک همچنین صاحب یک دختر به نام زویی و یک پسر به نام لوکاس بیکر نیز بودند.



معرفی

مارگاریت به عنوان مادر خانواده بیکر، همراه با جک و دو فرزندشان در عمارت و مرتعی بزرگ در دولوی، لوئیزیانا زندگی می‌کردند. در این مرتع، تعدادی خانه بسیار قدیمی و فرسوده، گلخانه بزرگ و یک اسکله نیز در نزدیکی آنجا وجود داشت.

large.One_Click_Question_-_No.25_A_Dream

پس از به گل نشستن یک کشتی بزرگ در اثر طوفان، جک و لوکاس برای کمک به بازماندگان به محل رفتند و جز دو نفر، میا وینترز و دختری نوجوان کسی را زنده پیدا نکردند. آن‌ها این دو را که بی‌هوش بودند به عمارت بردند. بیکرها هیچ اطلاعی از اینکه دختر نوجوان، یک B.O.W است نداشتند و پیش از به هوش آمدن میا، دختر بچه به هوش آمده و به سرعت شروع به استفاده از قدرت‌های خودش کرد. این دختر که «اولین» نام داشت، قدرت کنترل ذهن افرادی را داشت که به ماده باکتریایی مولد مبتلا بودند؛ اولین در واقع قدرت ترشح نامحدود این ماده را داشت. این دختر که به شکل آزمایشگاهی متولد شده بود، همیشه در آرزوی داشتن خانواده در کنار خودش بود و با قدرت کنترل ذهن خود، بیکرها را مجبور به برآورده کردن خواسته‌های خود کرد.

اولین، به آرامی نفوذش را از طریق ماده مولد در ذهن بیکرها و همچنین «میا وینتر»، که تصور می‌کرد مادرش است بیشتر کرد. مارگریت اولین عضو خانواده بود که نشانه‌های ابتلا را در او ظاهر شد و او شروع به حرکات توهمی و زمزمه با خود کرده بود. او در مراجعه به پزشک و معاینات بعدی، متوجه شد که ماده‌ای در مغزش وجود دارد. با این حال پیش از اینکه به مراجعه بعدی پزشک برود، اولین او را منصرف کرد تا اینکه درنهایت مارگاریت این ماده در مغزش را به عنوان یک «هدیه» می‌دید. این «هدیه» که حلا در مغز جک بیکر نیز وجود داشت، باعث شد تا این خانواده آرام به زودی به افرادی پرخاشجو و منزوی تبدیل شوند. بیکرها مخفیانه برای برآورده کردن خواسته‌های اولین، افراد و توریست‌های زیادی را ربودند. مارگاریت یک دست نوع D در اتاق اولین مخفی کرده بود تا به عنوان یک آیتم، که می‌توان برای ساخت درمان این هدیه از آن استفاده کرد را از دسترس دیگران دور نگه دارد.

از تاثیرات ثانویه وجود مولد در بدن مارگاریت، این بود که او را قادر به کنترل حشرات مبتلا به مولد نیز می‌کرد.


تحت کنترل اولین

مارگاریت و خانواده‌اش (به جز زویی)، به زودی عقل خود را کاملا از دست داده و به کلی از دنیا و جامعه پیرامون خود جدا شدند. همین هم باعث شد تا محلی‌ها فکر کنند که این خانواده به نوعی گم شده‌اند. به تدریج اما دیده شدن گاه و بی‌گاه آن‌ها توسط دیگران، باعث شد تا مردم به این نظریه برسند که اعضای این خانواده «جن زده» شده‌اند.

اولین که هیچ هدفی جز داشتن خانواده بزرگ نداشت، بیکرها مجبور بودند این نیاز را از طریق ربودن توریست‌ها و بی‌خانمان‌ها برطرف کنند. سرنوشت این افراد مبتلا شدن به ماده مولد یا همان «هدیه» از دید مارگاریت و جک بود. این افراد به خواست اولین به خانواده اضافه می‌شدند و بیکرها همیشه فهرستی از افراد ربوده شده، تبدیل شده و کشته شده را یادداشت می‌‌کردند. آن‌ها همچنین روزنامه‌های محلی و اخبار مفقود شدن افراد زیاد در ناحیه را نیز در خانه داشتند. این خانواده به تدریج به خوردن اعضای بدن این قربانیان روی آوردند و مارگاریت از اعضای بدن قربانیان برای تهیه غذا استفاده می‌کرد! دختر آن‌ها زویی که با مخفی شدن و دوری کردن از اولین خود را تا حد زیادی مصون نگه داشته بود نیز تلاش بیهوده‌ای را برای ارتباط با دنیای خارج یا کمک کردن به قربانیان انجام می‌داد.

مارگاریت و جک که متوجه «سرکشی و خیانت» زویی بودند، شروع به دنبال کردن او برای منطبق کردنش با شرایط جدید بودند. سه سال پس از ورود اولین و در ژوئن ۲۰۱۷ بود که آندره استریکلند همراه با اعضای تیم تلویزیونی سور گیتورز به عمارت این خانواده آمدند. این تیم مستندساز به خاطر ساخت فیلم‌هایی از خانه‌ها و عمارت‌های جن‌زده و متروکه شهرت داشت. با این حال اعضای این تیم به تدریج توسط جک و لوکاس بیکر شکار شدند. البته یکی از این افراد، کلنسی جارویس به دام افتاد و در اتاقی به صندلی بسته شد. در ادامه مارگاریت به استقبال او رفت و از غذای خودشان به او تعارف کرد. جارویس در ادامه تلاش ناموفقی برای فرار داشت وی تا پیش از متوجه شدن مارگاریت به تخت خودش برگشت.

مارگاریت که قصد داشت جارویس ا به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، سعی کرد خوش‌رفتاری نشان دهد و مجدد غذا تعارف کرد. با این حال جارویس درنهایت موفق به فرار شد و در زمان مواجهه با مارگاریت نیز او را با چاقو زد. مارگاریت گرچه نمرد و فریاد می‌زد ولی فرصت برای فرار جارویس مهیا شد.


ورود اتن وینترز

large.598e7e9467015_re72017-02-0611-56-15-52.jpg

یک ماه پس از حوادث سور گیتورز، شوهر میا یعنی ایتن وینترز وارد عمارت بیکرها شد. ایتن تلاش ناموفقی را برای فراری دادن میا داشت و درنهایت توسط جک بیکر به دام افتاد. اولین که خودش بانی ورود ایتن شده بود و می‌خواست او را به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، بیکرها را مجبور به اطاعت کرده بود. مدتی بعد، میا نیز از اسارت مارگاریت در خانه‌های قدیمی فرار کرد که البته درنهایت توسط مارگاریت به دام افتاد. بیکرها درادامه ایتن را در میز نهارخوری خود مهمان کرده بودند. با این حال تعارف غذاهای ساخته شده با اعضای بدن انسان، باعث شد تا ایتن لب به غذاها نزند. اصرار بیشتر نیز جوابگو نبود و باعث عصبانیت شدید مارگاریت شد. ضیافت نیز درنهایت با حضور یک افسر پلیس در پشت در خانه آن‌ها ناتمام ماند.

مدتی بعد و زمانی که ایتن در جستجوی «دست نوع D» به خانه‌های قدیمی مرتع رفته بود، متوجه حضور مارگاریت شد. او با حشرات تحت کنترل و فانوسی که در دست داشت به ایتن حمله می‌کرد. او در سراسر راهروهای باریک این خانه قدیمی ایتن را سرگردان کرده بود تا اینکه درنهایت، در مقابل درب اتاق مهمی مانع ایتن شد. اتاقی که او دست نوع D را مخفی کرده بود. او ایتن را به سمتی پرتاب و باعث صقوطش در یک گودال شد. او درادامه حشرات را در گودال به سراغ ایتن فرستاد که ایتن، موفق شد با سلاح آتش افکن مارگاری و حشراتش را شکست دهد. درحالی که مارگاریت به گودال افتاده و ایتن درنهایت وارد اتاق شد بود، متوجه شد که برای ورود به اتاق بعدی نیاز به فانوس مارگاریت دارد. در بازگشت به گودال، مارگاریت به یک هیولا تبدیل و راه خود را به محل دیگری باز کرده بود.


مواجهه با ایتن

ایتن برای دسترسی به طبقه دوم خانه و به دست آوردن دست نوع D، حتما باید فانوس مارگاریت را به دست می‌آورد. مارگاریت مسیر دیگری در گودال باز کرده بود و با تعقیب بیشتر، ایتن به گلخانه بزرگ نیزدیک خانه رسید. او که به یک هیولای سخت‌جان جهش پیدا کرده بود، به ایتن حمله کرد ولی درنهایت ایتن بود که او را کشت. مارگاریت پس از مرگ به توده پیله‌ای سخت تبدیل و کاملا خرد شد. ایتن نیز در ادامه به فانوس دست پیدا کرد.


منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری