195 مقاله
در این ویکی

زویی بیکر



Zoe Baker

زویی بیکر

large.5a598692d1eed_zoebakerprofile.jpg.

اطلاعات بیوگرافی

تولد 1994
وضعیت زنده

 

اطلاعات بیولوژیک

جنسیت زن
قد  170 سانتیمتر
وزن 58 کیلوگرم

 

اطلاعات جانبی

دیده شده رزیدنت اویل 7: بایوهازارد
صداگذار جیزل گیلبرت
مدل صورت از آناندا جیکوبز

 

زویی بیکر (انگلیسی: Zoe Baker) دختر جک و مارگاریت است. او برادری نیز به اسم لوکاس بیکر دارد. زویی پس از ورود اولین و میا زندگی‌اش به کلی تغییر کرد چون اولین یک دختر عادی نبود و به خاطر تغییرات ژنتیکی قدرت های کنترل ذهنی داشت. این باعث دیوانه شدن جک و مارگاریت شده بود.



تاریخچه

زویی عضوی از خانواده بیکر در املاک بیکر در لوئیزیانا است. و در سال 1994 از جک و مارگاریت متولد شده است. در بزرگسالی هم کارها و پروژه های هنری انجام می داد.


ورود اولین

زویی داشت اخبار طوفان عظیم لويزیانا را نگاه میکرد که پدرش از بیرون برگشت و یکی از بازماندگان طوفان و به گل نشستن کشتی در رودخانه را با خودش آورده بود. این یک دختر نوجوانی به اسم اولین بود.جک این دختر را به اتاق قدیمی لوکاس برد و مارگاریت به زویی که لباس هایی برای اولین بیاورد.جک بیرون رفت و زویی در اتاق میخواست اولین را تمیز و لباس بپوشاند. ولی قبل از این که بتواند کار دیگری انجام دهد اولین به هوش آمد و از اتاق هم بیرون رفت.

بعد از این هم برق رفت و زویی فکر میکرد سیم قطع شده است. بعد هم او لوکاس را بی هوش پیدا کرد و مادرش که پیش خودش هذیان گویی میکرد دیده شد.مارگاریت اینجا به طرف زویی پرید و او را گرفت. بعد هم درباره "هدیه" دختر که به او داده گفت. بعد هم مارگاریت سعی کرد که چیزی که از دهانش بیرون می آمد را به خورد زویی بدهد. جک در اینجا وارد خانه و صحنه عجیب را که دید مارگاریت را از زویی جدا کرد. مادرش هنوز درگیر بود و جک گفت که زویی برود و طنابی پیدا کند تا او را ببندند. وضعیت بدتر هم شد که وقتی برگشت دید جک دارد سعی میکند مارگاریت را در آب خفه کند. زویی فهمید که پدرش هم مثل مادرش دیوانه شده و از نشان دادن وفاداری اش به اولین صحبت میکرد. همین که این را دید زویی پا به فرار از خانه گذاشت. او یکی از درها را با طنابی که داشت بست و مخفیانه دید که پدرش لوکاس را کشان کشان دارد پیش اولین می برد.

زویی بعد از این به تریلی کمپ که در حیاط بود پناه برد و اینجا یک بازمانده دیگر کشتی یعنی میا را دید که بی هوش بود. بعد زویی یادداشتی درباره اولین و همچنین یک سر عجیب پیدا کرد. بعد هم صدای اولین را شنید و همین که برگشت او را دید. اولین بعد از این دست زویی را گرفت و او بی هوش شد.

زویی مدتی بعد در اتاق ناهارخوری به هوش آمد و همه را سالم دید طوری که فکر میکرد کل چیزی که تجربه کرده بود مثل خواب و کابوس بوده. سعی کرد توضیح دهد که یک باره جک حرفش را قطع کرد و گفت چطور خساراتی که طوفان زه را باید جبران کنند. او به زویی و مارگاریت گفت چه کاری باید انجام شود. بعد از این اولین آمد و زویی را خواهر صدا کرد که سبب شوکه شدن زویی شد.


زندگی در تبعید

زویی مورد نادری بود چون درست است که اولین ماده ترشح شده اش را به وی تزریق نمود ولی این هم باعث نشد که تحت کنترل اولین دربیاید. بعد هم که اولین دوست داشت خانواده واقعی داشته باشد چون هیچ وقت خانواده نداشت و بچه تنهایی بود. او بیکرها را مجبور کرد که افراد بیشتری به خانه بیاورند. زویی ولی تمرد میکرد و در فعالیت های آدم ربایی خانواده اش همکاری نمیکرد. او بعد از این هم خودش را در تریلر کمپ وسط حیاط محبوس کرد و چون او هم حامل ماده هدیه اولین بود بقیه خانواده هم او را یک عضو میدیدند و کاری با او نداشتند. ولی البته آنها اجازه بیرون رفتن از املاک را هم به او نمیدادند. زویی به تدریج این باور را پیدا کرد که خانواده اش از نجات دادن رد شدند و تلاش های زیادی کرد تا راه و روش درمان برای خودش پیدا کند و چندین بار هم سعی کرد فرار کند که البته موفق نبود. همچنین او سعی میکرد تا جایی که بتواند به آدم های ربوده شده که در خانه ورده میشدند هم کمک کند تا فرار کنند. که البته هیچ کام هم زنده نمی ماندند.


همکاری با ایتن

Zoetiedup.jpg.668881eaa9f1aa2bb78866a719

وقتی شوهر میا ایتن وینترز وارد املاک شد تا زنش را نجات بدهد، زویی او را رصد میکرد و سعی کرد با او ارتباط برقرار کند. ایتن متوجه دیوانه شدن زنش شده بود و با او درگیر شد و فکر کرد او را کشته است. بعد از این بود که زویی از راه تلفن با ایتن صحبت کرد و گفت که باید نجات میا را فراموش کند و از راه اتاق زیر شیروانی خانه فرار کند. ایتن بعد از این همین کار را کرد ولی دوباره با زنش درگیر شد و کمی بعد هم جک بیکر ایتن را با یک ضربه بی هوش کرد. ایتن وقتی بی هوش بود زویی دست قطع شده ایتن را دوباره پیوند زد و یک ژنوم کدکس هم روی دستش نصب کرد تا او بتواند وضعیت سلامتی اش را ببیند.

مدتی بعد ایتن فکر کرد جک را کشته و از دست او فرار کرد. زویی سپس از تلفن با ایتن صحبت کرد و به او گفت که چه کارهایی باید انجام دهد. ایتن مدتی بعد از عمارت اصلی با راهنمایی که زویی داد هم بیرون آمد و به تریلی کمپ وسط حیاط رسید.زویی اینجا هم با تلفن به ایتن گفت چه کاری کند و گفت که باید به خانه های قدیمی برود و لوازم ساخت سرم را پیدا کند. این سرم میتوانست شخص را به هدیه اولین مصون کند.زویی همچنین به ایتن هشدار داد که مراقب مادرش مارگارت درخانه قدیمی باشد.بعد از این در خانه قدیمی زویی بازهم با ایتن تلفنی صحبت کرد و گفت که یکی از مواد ساخت سرم (سر عجیب که پیدا کرده بود) پیش او است و ایتن باید یک دست هم پیدا می کرد.

ایتن بعد از اینکه دست را پیدا کرد تلفنی با زویی صحبت کرد و زویی گفت که دست را به تریلی کمپ وسط حیاط بیاورد تا او سرم را درست کند. این را که گفت کمی بعد لوکاس که برای زویی کمین کرده بود او را دزدید و زویی را به خانه های قایق برد و در آنجا او را بست. لوکاس قبل این هم میا را ربوده و در آنجا اسیر کرده بود و برنامه داشت ایتن را برای نجات این دو نفر ترغیب کند. ایتن همین کار رو هم کرد ولی موفق شد لوکاس و برنامه اش را خراب کند و زویی و میا را نجات بدهد. زویی اینجا از ایتن دست را گرفت و شروع به ساختن سرم کرد.

large.Re7-mia-zoe.jpg.561b6fe29ec38ac174

زویی بیکر (راست) و میا وینترز (چپ)

او فقط توانست دو سرم با این مواد درست کند. بعد از این جک بیکر که به هیولای عظیمی تبدیل شده بود حمله کرد و ایتن با او مبارزه کرد. زویی بعد از این به ایتن گفت که از سرم روی پدرش استفاده کند چون جک سخت جان تر از این حرف ها بود. ایتن همین کار را کرد و جک را متوقف نمود. او حالا برگشت ولی با یک سرمی که داشت مجبور بود انتخاب کند که سرم را روی زنش استفاده کند یا زویی؟ که او تصمیم به نجات زنش میا می گیرد. زویی حس کرد که بعد از این همه کمک به ایتن به او خیانت شده است و با عصبانیت به ایتن و میا گفت از املاک خارج شوند.


End of Zoe

large.Endofzoe1.jpg.59a94a2145238e85723e

بعد از فرار ایتن و میا اولین به تلافی کمکی که زویی به ایتن کرده او را به مقدار زیادی مولد آلوده کرد و مومیایی اش کرد. چند هفته بعد بود که او را عمویش جو بیکر پیدا کرد و سعی کرد که زویی را نجات بدهد.

تا وقتی که جو دنبال راه نجاتی برای زویی بود خود زویی بی هوش بود. تا زمانی که کریس ردفیلد و افراد آمبرلای آبی برسند هم جو ماده دارویی پیدا کرده بود و زویی را نجات داد.

ایتن قبل از این به کریس گفته بود که زویی را نجات دهند و از او قول گرفته بود. و حالا که زویی نجات پیدا کرده بود کریس تماسی بین زویی و ایتن برقرار کرد. زویی اینجا تشکر کرد و گفت که ممنون است که ایتن به قولش عمل کرد و افرادی را برای کمک فرستاد.به این ترتیب با مرگ لوکاس زویی و عمویش جو حالا تنها بازماندگان خانواده بیکر هستند.


منابع

  • Zoe Baker در رزیدنت اویل ویکیا



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری