45 مقاله
در این ویکی

یوگنی بوریسویچ ولگین


Movyn

 

Yevgeny Borisovitch Volgin
 

gallery_1_10_61511.jpg

 

اطلاعات شخصی

 
نام‌های مستعار صاعقه
مردی در آتش
 
ملیت روسی
 
تولد دهه ۱۹۰۰
 
مرگ ۱۹۸۴
 

اطلاعات فیزیکی

 
رنگ چشم سبز تیره
 
رنگ مو بلوند تیره
 
قد ۲۰۱ س.م
 

اطلاعات جانبی

 
وابستگی GRU
XOF
 
شناخته شده برای افسر نظامی، کنترل و استفاده بدنی از برق و آتش
 

اطلاعات در بازی

 
دیده شده در متال گیر سالید ۳: اسنیک ایتر
متال گیر سالید ۵: فانتوم پین
 
صداگذارها نیل راش (MGS3)
دیو فوکت (MGSV:TPP)

یوگنی بوریسویچ ولگین (انگلیسی: Yevgeny Borisovitch Volgin / روسی: Евгений Борисович Волгин) که به عنوان صاعقه (Thunderbolt) نیز شناخته می‌شود، کلنل و فرمانده واحد GRU از نیروهای نظامی/اطلاعاتی شوروی و همچنین فرمانده عملیات‌های استراتژیک شوروی در دوران جنگ سرد بود. او به عنوان یک استالینیست، قصد داشت از طریق سرنگون کردن حکومت نیکیتا خروشچف و به رهبری رساندن لئونید برژنوف و الکسی کاسیگین، عملا خود در پشت پرده کنترل شوروی را دراختیار بگیرد. ولگین از نظر فیزیکی بی‌اندازهتنومند و با قد و جثه‌ای بزرگ بود و با توجه به توانایی عجیب خود در کنترل الکتریسیته، در غرب او را با لقب "صاعقه" می‌شناختند.

پس از پایان عملیات اسنیک ایتر و آتش گرفتن ولگین در داخل متال گیر شاگوهاد، او از حادثه جان سالم به در برد، هرچند به شدت صدمه دیده و وارد یک دوره طولانی در کما شده بود. بدن بی‌هوش او پس از آن توسط یک موسسه تحقیقاتی برای انجام آزمایش در مسکو نگه‌داری می‌شد. با این حال در همین وضعیت نیز آنچه باعث زنده ماندن او شده بود، میل شدید و بی‌اندازه او برای انتقام گیری از اسنیک بود که تمام نقشه‌های او را در جریان عملیات اسنیک ایتر بی‌اثر کرده بود. همین میل شدید به انتقام، حتی در حالت کما نیز به حدی بود که سایکو مانتیس، در دوره کوتاه نگه‌داری‌اش در همان موسسه تحقیقاتی قادر بود انرژی این کینه‌جویی را حس کند و با توانایی خاص خود ولگین را این بار به صورت "مرد در آتش" برای انتقام‌جویی به زندگی بازگرداند.



معرفی


یوگنی بوریسویچ ولگین (Yevgeny Borisovitch Volgin) در اوایل دهه ۱۹۰۰ میلادی متولد شد. پدر او بوریس ولگین که در آینده از افسران ارشد و بلندمرتبه ژوزف استالین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی در جنگ جهانی دوم شد بود. ولگین در جوانی وارد رشته بوکس گردید و به یک قهرمان بوکس تبدیل شد. در طول جنگ جهانی دوم، ولگین به عنوان یکی از افسران موافق در جریان کشتار کاتین حضور داشت که در آن شوروی بیش از ۲۰ هزار اسیر لهستانی را با نظر مثبت استالین به قتل رساند. او پیش از کشتن هر کدام از اسیران چشم‌بند را از صورتشان برمی‌داشت و آن‌قدر أن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار می‌داد تا از این طریق کشته شوند. او البته به خاطر این روش مواخذه شد و در دوران حضورش در پلیس مخفی شوروی، تقصیر را گردن زندانیان انداخت که به ادعای او قصد شورش و فرار داشتند.

ولگین به عنوان یک نیروی سرکوبگر در خیزش ۱۹۵۳ آلمان شرقی و همچنین انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان نیز حضور داشت. یکی از افتخارات او پس از این دوره، "دفع کردن" بیش از ۱۰۰ هزار فعال ضد کمونیستی بود.

تا پیش از سال ۱۹۶۴، ولگین در جریان جزییات گروه فلاسفه و همچنین میراث فلاسفه قرار گرفت که توسط پدرش بوریس دزدیده شده بود و اینک به شکل غیرقانونی به او ارث رسیده بود. میراث فلاسفه، شامل ۴ میکروفیلم کوچک که حاوی اسناد و کدهای محل‌های اختفای میلیاردها دلار بود می‌شد. با در اختیار داشن این میراث عظیم که سازمان‌های اطلاعاتی قدرت‌های بزرگ نیز در پی تصاحب آن بودند، ولگین از آن برای ساخت یک دژ نظامی مجهز به نام گروزنیج گراد در منطقه کوهستانی زلینویرسک شوروی استفاده کرد. او در این محل مشغول جمع‌آوری نیروهای نظامی و محقق شد تا جنگ‌افزارهای نوینی را تولید کند. از جمله آن‌ها نوعی تانک به نام Objekt 279 بود که البته به دلیل مخارج بسیار بالای آن ولگین از آن صرف نظر کرد؛ هرچند مایل بود حداقل ۸ تانک از این نوع تولید کند. با داشتن این ثروت افسانه‌ای، ولگین خود را قادر به انجم هرکاری می‌دید. او پس از این وارد بازی‌های سیاسی شد و مخفیانه با جناح طرفدار لئونید برژنف در حزب کمونیست همکاری کرد تا از طریق حمایت او، خروشچف و دولتش را سرنگون کند. او همچنین با استخدام الکساندر لئونویچ گرانین طرح‌های جدید توسعه تانک‌های راه رونده (با اسم رمز متال گیر) در صدر فعالیت‌های تحقیقاتی گروزنیج گراد قرار داد. در این زمان خروشچف حامی طرح‌های مشابه نیکولای استپانویچ سوکولوف (دانشمند شوروی که به آمریکا پناهنده شده بود ولی در جریان مذاکرات خلع سلاح هسته‌ای کوبا از آمریکا به شوروی بازگردانده شده بود) برای ساخت متال گیر شاگوهاد بود. در ادامه نیز با توجه به موثر نبودن طرح‌های گرانین، ولگین تصمیم گرفت ایده‌های سوکولوف را دنبال کند.

ولگین در این دوره به سرگرد واحد GRU یعنی ایوان رایدن‌اویچ رایکوف علاقه‌مند شد. علاقه ولگین به رایکوف، با توجه به نامه‌های شکایت سربازان دیگر از دست او باعث شده بود تا او در مقابل دستگاه نظامی شوروی تحت حفاظت قرار گیرد.


عملیات اسنیک ایتر



کلنل ولگین در ۲۴ جولای ۱۹۶۴ از طریق شبکه جاسوسی فلاسفه با "باس" ارتباط برقرار کرد و پیشنهاد پناهندگی او به شوروی را به منظور کمک در ساقط کردن حکومت خروشچف داد. او همچنین پیشنهاد مقام بالا در واحد GRU را به باس داده بود. باس این پیشنهاد را پذیرف، گرچه ولگین نمی‌دانست که این پذیرش از جانب باس با موافقت پشت پرده دولت آمریکا به عنوان یک نقشه جهت نفوذ باس به تشکیلات ولگین و بازیابی میراث فلاسفه صورت گرفته بود. همچنین دلیل دیگر پذیرش مخفیانه این پیشنهاد توسط دولت آمریکا، ماموریت مخفی دیگری به باس برای تهیه گزارشی از روند توسعه متال گیر شاگوهاد بود. یک ماه بعد و در جریان ماموریت بافضیلت (ماموریت مخفی دیگری از جانب گروه فاکس که در طی آن نیکد اسنیک برای فراری دادن سوکولوف به زلینویرسک شوروی نفوذ کرده بود)، باس در حضور ولگین و اسنیک اعلام کرد که به شوروی پناهنده شده و با دستور مستقیم از ولگین، اسنیک را روی پل شکست داد و او را به پایین انداخت. با شکست ماموریت اسنیک، ولگین دکتر سوکولوف را با کمک باس به دست آورد. باس همچنین برای اثبات حسن نیت خود دو موشک اتمی دیوی کراکت را به ولگین داد و اعلام کرد واحد کبرا نیز از این پس برای ولگین مبارزه خوهند کرد. ولگین که اینک اعتماد کاملی به باس پیدا کرده بود و از طرف دیگر دکتر سوکولوف را برای توسعه متال گیر شاگوهاد در اختیار داشت، در یک اقدام ناگهانی یکی از موشک‌های دیوی کراکت را به سمت مرکز تحقیقاتی سابق سوکولوف شلیک و باعث انفجار و تخریب هسته‌ای آن شد. در این زمان آسلات نیز نتوانسته بود مانع این حرکت سرکشانه ولگین شود. آسلات پس از این واقعه به یکی از حاضران جدید هلی‌کوپتر یعنی تاتیانا اشاره کرد و به او دچار سوءظن گردید؛ هرچند ولگین قصد داشت از تاتیانا مثل یک اسباب بازی شخصی استفاده کند و همین موضوع باعث شد تا تاتیانا نوعی حاشیه امن پیدا کند.

انفجار هسته‌ای مرکز تحقیقاتی سوکولوف موضوعی نبود که از دید دولت شوروی مخفی بماند و پس از این خروشچف با رئیس جمهور آمریکا در این زمینه صحبت کرد. دولت آمریکا هرگونه ارتباط با این موضوع را تکذیب و درعوض انگشت اتهام را به سمت "باس" گرفت و اعلام کرد او از آمریکا خارج و اخیرا به شوروی پناهنده شده است. دولت آمریکا اعلام کرد که ماموریت مخفی دیگری را برای کشتن باس اجرا خواهد کرد. درحالی که گروه فاکس با اجرای ماموریت اسنیک ایتر بار دیگر نیکد اسنیک را به شوروی فرستاده بود تا باس را به قتل برساند، ولگین در گروزنیج گراد سوکولوف را مجبور به ادامه کار و توسعه متال گیر شاگوهاد کرده بود. نقشه ولگین از توسعه شاگوهاد، حمله هسته‌ای به آمریکا به عنوان پرچمدار بلوک غرب و همچنین تولید انبود متال گیر برای استقرار در سرتاسر مرزهای بلوک شرق جنگ سرد بود.

ولگین گرچه روند پیشرفت و توسعه شاگوهاد را مشاهده می‌کرد و از حمایت واحد کبرا، باس و GRU برخوردار بود اما آنچه از آن مطلع نبود، فعالیت مخفیانه تاتیانا و کمک‌های او به اسنیک در جریان ماموریت اسنیک ایتر بود. از طرفی دیگر، باس نیز حتی با وجود پشت کردن دولت آمریکا به او همچنان مخفیانه و خارج از دید ولگین روی ماموریت اصلی خود یعنی تصاحب میراث فلاسفه کار می‌کرد. پیشرفت قابل ملاحظه ماموریت اسنیک ایتر و موفقیت‌های اسنیک باعث خشم شدید ولگین در ادامه کار شده بود و او به وجود جاسوس در میان نیروهای خودش مشکوک شده بود. او دستور پیدا کردن جاسوس را به آسلات داد ولی در ادامه خودش به گرانین، محقق قبلی پروژه متال گیر مشکوک شد. پس از این، ولگین گرانین را در بشکه‌ای محبوس کرد و با ضربات مشت الکتریکی خود او را مورد شکنجه قرار داد. شکنجه به حدی شدید بود که گرانین پیش از اینکه بخواهد حرفی بزند کشته شد. با این حال پس از پیدا کردن یک فرستنده در کفش گرانین، ولگین نسبت به جاسوس بودن او مطمئن شد و در این رابطه که چرا زودتر این جاسوس کشف نشده آسلات را مواخذه کرد. او پس از این دستور داد تا گشت‌های هوایی و زمینی گروزنیج گراد چندبرابر شود تا از نفوذ اسنیک به تاسیسات جلوگیری گردد. با وجود این که ولگین تصور می‌کرد جاسوس را پیدا و کشته است، پیشروی‌های اسنیک متوقف نشده بود و او موفق به کشتن درد، رنج و پایان از دیگر اعضای واحد کبرا شده بود.

ولگین سرانجام در گروزنیج گراد، اسنیک را در لباس رایکوف پیدا و با ورود باس به اتاق او را دستگیر کرد. در این زمان اسنیک به اتاق سوکولوف نفوذ کرده بود و در همینجا نیز توسط ولگین شناسایی گردید. این موضوع باعث مشکوک شدن ولگین به سوکولوف نیز گردید و او را سگ دست آموز خروشچف خطاب کرد. پس از این در حالی که اسنیک بسته شده بود مورد شکنجه و ضربات الکتریکی ولگین قرار گرفت تا ماموریت خود را لو دهد. در ادامه شکنجه و با ورود "باس" به اتاق، او به ولگین گفت که اسنیک توسط خودش آموزش دیده و هیچ حرفی نمی‌شود از او بیرون کشید. ولگین با شنیدن این صحبت به باس دستور داد اسنیک را کور کند. درحالی که باس به آهستگی به سمت اسنیک می‌رفت، تاتیانا ناگهان مانع باس شد که باعث دخالت آسلات گردید. آسلات در اینجا تردید خود در خصوص جاسوس بودن تاتیانا را علنی کرد و او را جاسوس خطاب کرد. او یک فشنگ در رولور خود قرار داد و دحالی که بازی شان برعلیه تاتیانا انجام می‌داد، درست در زمان شلیک منجر به پرتاب تیر اسنیک که نزدیک آسلات بود او را هل داد و تغییر جهت ناگهانی اسلحه باعث شلیک گلوله به چشم راست او گردید. بلافاصله پس از این باس یک سیلی خشن به صورت آسلات زد و به ولگین گفت آیا کور شدن یک چشم او را راضی می‌کند؟ ولگین که به نظر راضی می‌رسید دستور داد تا اسنیک را در یک سلول زندانی کنند. پس از خروج ولگین از اتاق و زندانی شدن اسنیک، او به هر ترتیب موفق به فرار از سلول خود گردید و ماموریت خود را ادامه داد. با آگاهی از این موضوع، ولگین دستور بستن کامل تاسیسات را صادر کرد، به شکلی که اسنیک مجبور شد وارد فاضلاب گروزنیج گراد شود و در نهایت نیز در یک پرتگاه و ریزشگاه فاضلاب گرفتار شود. با توجه به تعقیب آسلات، اسنیک مجبور شد به پایین بپرد و درحالی که GRU تصور می‌کرد او دیگر مرده است، با این حال اسنیک از پرش جان سالم به در برده و خود را از غرق شدن رهانید.

پس از تکمیل ساخت متال گیر شاگوهاد، ولگین به دانشمندان دستور داد کمی استراحت کنند؛ هرچند قصد نهایی او کشتن همه آن‌ها پس از تکمیل فاز ۲ نقشه‌اش بود. با توجه به سوءظن قبلی آسلات نسبت به تاتیانا، نیروهای او سرانجام تاتیانا را در مخفیگاه گروزنیج گراد درحالی که قصد ربودن میراث فلاسفه را داشت دستگیر کردند. اندکی پس از این اسنیک نیز در همین تاسیسات توسط باس و آسلات دستگیر شد. ولگین در این زمان پس از گرفتن میروفیلم‌ها، باوجود بی‌میلی دستور کشتن تاتیانا را داد. او پس از این میکروفیلم‌ها را به باس داد و او را مسئول کشتن تاتیانا کرد. پس از رفتن باس و تاتیانا، ولگین در مورد اسنیک تصمیم گرفت تا از طریق یک مبارزه او را مجازات کند. با این حال در جریان این مبارزه آسلات به اسنیک کمک کرد و برای او مهمات می‌انداخت. خشمگین از این رفتار، ولگین به آسلات دستور شلیک به اسنیک را داد ولی آسلات دستور را رد کرد و به ولگین گفت باید منصفانه با اسنیک بجنگد. ولگین پس از این به آسلات گفت به جستجوی بمب‌های کار گذاشته شده بپردازد. پس از خروج آسلات، مبارزه او و اسنیک ادامه پیدا کرد تا اینکه درنهایت اسنیک موفق به شکست کلنل ولگین شد.

پس از این مبارزه، ولگین گرچه شکست خورده اما همچنان زنده بود و پیش از منفجر شدن بمب‌های C4 خود را به متال گیر شاگوهاد رساند. پس از انففجار نیز او با متال گیر از سوله خارج و با دیدن اسنیک و ایوا که درحال حرکت با موتورسیکلت بودند به تعقیب آن‌ها پرداخت. در جریان حرکت این متال گیر عظیم در داخل گروزنیج گراد، بیشتر تاسیسات منهدم شده بود اما با این حال تنها هدف ولگین از بین بردن اسنیک بود. او حتی برای این کار نیروهای خودش را نیز که در سر راه و درحال تعقیب اسنیک و تاتیانا بودند از بین برد. در حین تعقیب و زمان عبور از یک پل، اسنیک پل را منفجر و باعث سقوط شاگوهاد و ولگین شد؛ با این وجود ولگین و شاگوهاد باز هم به تعقیب خود ادامه داد و پس از رساندن خود به سطح با اسنیک مبارزه کرد. در این مبارزه اسنیک موفق شد شاگوهاد را منهدم کند؛ هرچند این اتفاق نیز باعث نشد ولگین شکست را بپذیرد و او با کمک قدرت الکتریکی خود متال گیر را دوباره راه انداخت و مبارزه را از سر گرفت. در این مبارزه اما ولگین ناگهان به دلیل اصابت صاعقه همراه با متال گیر در آتش سوخت و دیگر نمی‌توانست به مبارزه ادامه دهد.


پس از اسنیک ایتر


حتی با وجود شکست ولگین، تمایل او برای ساقط شدن حکومت خروشچف و جایگزینی آن با برژنف به وقوع پیوست. علاوه براین، برخلاف گزارش نهایی ماموریت اسنیک ایتر، ولگین از آتش‌سوزی و سخوتن جان سالم به در برده بود؛ هرچند او به شدت سوخته و وارد کما شده بود. بدن بی‌هوش او نیز در ادامه توسط دانشمندان روسی بازیابی و برای تحقیقات به یک موسسه در مسکو منتقل گردید. در این موسسه دانشمندان روی افرادی همچون ولگین که دارای توانایی‌های ماورایی خاصی بودند تحقیق می‌کردند. دانشمندان برای همین منظور تصمیم به زنده نگه داشتن بدن ولگین داشتند اما در واقع آنچه باعث زنده ماندن ولگین در این شرایط بود، میل شدید انتقام‌جویی او از اسنیک بابت رویدادهای پیش آمده بود.

۱۹ سال و نیم بعد و در سال ۱۹۸۴، زمانی که شخص فراطبیعی دیگری به نام سایکو مانتیس به همین موسسه منتقل شد، ولگین با کمک توانایی مانتیس به صورت "مرد در آتش" به زندگی برگشت. او در این حالت کاملا گداخته و شعله‌ور بود. سایکو مانتیس قادر به درک این حس شدید انتقام‌جویی در بدن بی‌هوش ولگین شده بود و برای همین تصمیم گرفت او را برگداند و در انتقام‌جویی به ولگین کمک کند. این زمان، دقیقا همزمان با به هوش آمدن بیگ باس از کما بود که در جریان ماموریت قبلی در ۹ سال قبل به کما رفته بود.


رویداد فانتوم پین



ولگین که اینک با کمک سایکو مانتیس در قالب مردی در آتش به زندگی بازگشته بود، شروع به جستجوی مردی کرد که زندگی طبیعی و نقشه‌های بزرگش را از او گرفته بود. این دو پس از این برای خروج از آزمایشگاه کل تاسیسات را در آتش و خاکستر سوزاندند. سایکو مانتیس و ولگین پس از این به بیمارستان محل نگه‌داری اسنیک رفتند، شخصی که اینک با لقب بیگ باس شناخته می‌شد و او نیز به تازگی از یک دوره ۹ ساله کما به هوش آمده بود. زمانی که این دو به بیمارستان رسیدند، نیروهای مهاجم XOF نیز به قصد کشتن بیگ باس وارد ساختمان شده بودند. با توجه به به هوش آمدن بیگ باس و تلاش او برای فرار، مانتیس برای لحظه‌ای اسنیک را در مقابل آسانسور دید و پس از این ولگین بود که از درون آتش به دنبال کردن اسنیک و بیمار دیگر پرداخت. با این حال با توجه به آتش‌سوزی و روشن شدن آب‌پاش اضطراری ساختمان، ولگین مجبور به عقب نشینی موقت شد چون آب باعث خاموش شدن آتش وجود او می‌شد. پس از این مانتیس با چندین نفر از نیروهای XOF مبارزه کرد و آن‌ها را کشت؛ درحالی که در همین زمان ولگین به تعقیب اسنیک ادامه می‌داد. در این زمان حمله ولگین به نیروهای XOF و کشتن آن‌ها باعث حمله انتحاری یک تانک XOF به او شد. گرچه مرد در آتش موفق شد درنهایت تانک را منهدم کند ولی این فرصتی مناسب برای اسنیک فراهم کرد تا از ساختمان خارج شود. ولگین در اینجا نیز اسنیک را به دام انداخت ولی این بار بیمار همراه اسنیک با یک آمبولانس به او کوبید و موفق شد اسنیک را فراری دهد. تعقیب ولگین با کمک اسب آتشین و همچنین مانتیس ادامه پیدا کرد تا اینکه با شروع بارندگی، مرد در آتش نیز عملا متوقف شد.

پس از فرار موفقیت آمیز اسنیک از بیمارستان، اسکال فیس، رهبر گره XOF که همچون مرد در آتش حس انتقام‌جویی شدیدی نسبت به اسنیک داشت توجه سایکو مانتیس را به خود جلب کرد. از آنجایی که سایکو مانتیس قصد کمک در این انتقام‌جویی را داشت، اسکال فیس نیز او و ولگین را همچون سلاح‌های کارآمدی می‌دید که به خار منافع مشترک می‌توانند به نابود کردن اسنیک به او کمک کنند. پس از این و در ماموریت اسنیک در منطقه صنعتی نگومبا در آفریقا، جایی که اسنیک برای نجات فرمانده کودکان سرباز یعنی شبانی به محل نفوذ کرده بود بار دیگر با اسکال فیس و سایکو مانتیس مواجه شد. پس از این اسکال فیس دستور سوزاندن کمپ همراه با اسنیک را به مانتیس داد و خود از محل خارج شد. با توجه به دستور، سایکو مانتیس از طریق کنترل مرد در آتش او را به تحرک واداشت و این کار علاوه بر آتش زدن تاسیسات، شامل اجازه تعقیب و دنبال کردن انتقام ولگین از اسنیک نیز می‌شد. در حین تعقیب اسنیک توسط ولگین، مانتیس برای مدت کوتاهی بالای سر کودک در حال رنج یعنی شبانی حاضر شد و او را از روی ترحم و متحمل نشدن رنج بیشتر کشت. این توقف همچنین باعث بازایستادن ولگین نیز شد و فرصتی طلایی برای اسنیک و فرار او از تاسیسات ایجاد کرد. در خارج از تاسیسات، یک نبرد تمام عیار میان اسنیک و مرد در آتش شکل گرفت، در حالی که مانتیس روی هوا شناور بود و اسنیک نمی‌توانست او را مورد هدف شلیک گلوله قرار دهد. مانتیس همچنین بدن ولیگن را از متلاشی شدن به خاطر شلیک‌های اسنیک محافظت می‌کرد. با این حال پس از ریختن مقدار زیادی از آب یک تانکر آب، مرد در آتش برای مدت مناسبی متوقف و به اسنیک فرصت فرار با هلی‌کوپتر نجات را داد.

مدتی بعد و در رویارویی نهایی بین اسنیک و اسکال فیس در آشیانه ساحل‌آنتروپوس و درحالی که درحال توضیح هویت اصلی مرد آتشین به اسنیک بود، پس از آن دستور حمله مرد در آتش به اسنیک را داد. در اینجا مرد در آتش به سمت اسنیک درحال حرکت بود تا اینکه سایکو مانتیس قادر شد تا انرژی‌های منفی ذهنی جدیدی را حس کند. او پس از این بدون جلب توجه و آگاهی دیگران، اتحاد جدیدی با ایلای ایجاد کرد؛ کودکی که بیش از هر کدام از افراد حاضر مملو از حس نفرت و کینه‌جویی بود. پس از این درحالی که اسکال فیس سخت متحیر شده بود، مانتیس ولگین را متوقف و با برگرداندن او به سمت پایه متال گیر، از مرد در آتش به عنوان یک اهرم برای جابجایی متل گیر استفاده کرد. درحالی که بازماندگان از غار مخفی پشت نیروگاه فرار می‌کردند، ساحل‌آنتروپوس که اینک از مجرا خارج و قادر به حرکت بود حاضران را تعقیب کرد. حوادث بعدی باعث کشته شدن اسکال فیس و ضبط شدن ساحل‌آنتروپوس شد. مرد در آتش اما به همین شکل غیرفعال در ادامه توسط نیروهای شوروی پیدا و در پاسگاه یاخو آبو مورد نگه‌داری واقع شد.

آسلات مدتی بعد متوجه این موضوع شد و از اسنیک خواست تا به پاسگاه نفوذ کرده و جسد ولگین را به پایگاه مادر گروه دایموند داگز انتقال دهد. اسنیک در این ماموریت با موفقیت به داخل پاسگاه نفوذ و سرانجام جسد سوخته ولگین را پیدا کرد. در حالی که او با فالتون قصد انتقال بدن او را داشت، ولگین ناگهان دوباره آتش گرفت و پس از تبدیل شدن به مرد در آتش، اسب تک‌شاخ و آتشین او نیز پدیدار شد. در جریان حمله مرد در آتش، اسنیک روی زمین افتاد و این دو چهره به چهره همدیگر شدند. به شکل مرموزی، مرد در آتش برای لحظه‌ای به چهره اصلی خود یعنی کلنل ولگین برگشت و پس از این حمله خود را متوقف کرد [به نظر متوجه شده بود که او اسنیک واقعی نیست و در واقع شخص مشابه او بوده است]. او پس از این عقب رفت، چند گلوله روی زمین انداخت و درنهایت همراه با اسبش مرد. اسنیک نیز جسد ولگین را به پایگاه مادر انتقال داد که آسلات نیز آن را در یک قفس در پلتفرم قرنطینه محبوس کرد.

منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری