45 مقاله
در این ویکی

اسکال فیس


Movyn

Skull Face

gallery_1_10_59273.jpg

 

اطلاعات شخصی

 
نام اصلی نامشخص
 
نام‌های مستعار اسکال فیس
 
ملیت مجارستان
 
تولد نامشخص
 
مرگ ۱۹۸۴
کابل، افغانستان
 
شناخته شده برای شبحی بدون گذشته، فرمانده واحد XOF
 

اطلاعات فیزیکی

 
رنگ چشم آبی
 
رنگ مو ندارد
 
وابستگی S.A.S
XOF
میهن‌پرستان
 

اطلاعات در بازی

 
دیده شده در متال گیر سالید ۵: گراند زیروز
متال گیر سالید ۵: فانتوم پین
 
صداگذارها جیمز هوران
 
خلق شده توسط هیدئو کوجیما

اسکال فیس (انگلیسی: Skull Face) فرمانده سابق گروه نظامی XOF با چهره‌ای شدیدا آسیب دیده بود. او از دهه ۱۹۶۰، مخفیانه این گروه نظامی را که ابتدا وظیفه پشتیبانی از گروه فاکس را برعهده داشت تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۴ فرماندهی می‌کرد. XOF یک واحد نظامی حرفه‌ای و مخفی بود که توسط سرگرد زیرو و با هدف پشتیبانی از گروه فاکس تشکیل شده بود؛ با این حال ماهیت XOF شدیدا سری بود وهرگونه اطلاعات از وجود چنین گروهی شدیدا طبقه‌بندی شده بود، به شکلی که حتی اعضای واحد فاکس و سران ارشد CIA نیز از آن بی‌اطلاع بودند. نخستین ماموریت اسکال فیس و گروه او در عملیات نیکد اسنیک صورت گرفت که در آن، اسکال فیس و XOF وظیفه پاکسازی و پشتیبانی ماموریت اسنیک را برعهده داشتند؛ بدون آنکه حتی خود اسنیک درجریان آن باشد. پس از این، اسکال فیس و گروهش به عنوان نیروی ضربت نخبه سایفر به فعالیت ادامه داد. اسکال فیس همچنین در دوران فعالیتش اقدام به تاسیس یک واحد رزمی جدید به نام واحد انگلی کرد که نیروهای آن تشکیل شده از افرادی بود که با کمک انگل‌های آزمایشگاهی به شدت تقویت شده بودند. به دلیل صدمات گسترده‌ای که در دوره جوانی به او وارد شد، چهره‌اش شدیدا سوخته و آسیب دیده شده بود و روی صورت او یک لبخند گلاسکو وجود داشت.



معرفی


اسکال فیس (Skull Face) (نام اصلی نامشخص) در یک روستای کوچک در مجارستان و از پدر و مادری کارگر کارخانه‌ای متولد شد. این روستا که در ترانسیلوانیا (امروزه در رومانی) واقع شده بود، در دوران جنگ جهانی دوم توسط مجارها بازسازی شده بود. از زمان تولد، او مجبور شد زبان‌های مختلفی را بیاموزد؛ ابتدا مجاری، پس از حمله نازی‌ها آلمانی ودر دوره جنگ سرد وتسخیر کشور توسط شوروی نیز مجبور شد روسی یاد بگیرد. او همچنین مجبور بود سایر زبان‌ها مانند انگلیسی را نیز فرا بگیرد. دوره کودکی او با توجه به بمباران کارخانه محل کار والدینش توسط متفقین (به دلیل سوءظن آن‌ها نسبت به اینکه کارخانه تولید سلاح است) به تراژدی تبدیل شد. در جریان فرار غیرنظامیان و روستاییان در اثر حملات هوایی، کودک زیر دست و پا افتاد و صدمات قابل توجهی در جریان این هرج و مرج دید که از جمله مهم‌ترین آن‌ها، ریخته شدن روغن جوشان کارخانه روی او و سوختن شدید پوستش بود. شدت جراحات و تغییرات ظاهری چهره‌اش به حدی بود که پرستار درمانگاه ابتدا گفت او باید اوتانازی شود. با این حال کودک را نکشتند و او مجبور شد از آن پس با تغییر شکل ظاهری بنیادی و عدم حس درد به خاطر آسیب‌های عصبی کنار بیاید. این دو ویژگی در ادامه به خاطر حضور سربازان خارجی و شکنجه‌هایی که در ادامه متحمل شد، تشدید نیز شد.

در جوانی، او به عنوان یک جاسوس و قاتل حرفه‌ای در شوروی فعالیت می‌کرد. او با روش‌هایی بسیار حرفه‌ای و خاص اهداف خود را به قتل می‌رساند و بیشتر اهداف او، کسانی بودند، که در کودکی او را از صحبت به زبان مادری منع می‌کردند یا در این کار نقش داشتند. یکی از اهداف مهم او، رهبر اتحاد جماهیر شوروی یعنی جوزف استالین بود که اسکال فیس با یکی از وسایل انتشاردهنده امواج مغناطیسی، باعث سکته مغزی و مرگ وی شد. او در حالی این کار را انجام داد که بدون جلب هرگونه توجهی و از پشت درب، از مرگ او مطمئن شد. او بعدها به غرب پناهنده شد و پس از آشنایی با سرگرد زیرو به واحد SAS نیروی هوایی بریتانیا پیوست. مهارت‌های او به عنوان یک قاتل و همچنین فنون جنگی و تاکتیک‌های نظامی او، باعث شده بود تا زیرو تحت تاثیر قرار بگیرد. پس از استخدام او در SAS، زیرو اسکال فیس را به سرعت به درجه XO ارتقا داد.

پس از اینکه سرگرد زیرو از SAS استعفا داد تا به CIA بپیوندد، اسکال فیس همچنان به عنوان یک نیروی عملیاتی نخبه به همکاری با زیرو ادامه داد تا اینکه در اوایل دهه ۱۹۶۰، زیرو با او تماس گرفت و از او خواست تا به عنوان فرمانده تیم پشتیبانی سری XOF به زیرو کمک کند. تیم XOF، یک واحد پشتیبانی غیرمتعارف و مخفی برای واحد اصلی یعنی فاکس بود؛ XOF مسؤلیت تامین منابع، پشتیبانی تاکتیکی و ارائه اطلاعات به اعضای واحد فاکس را به شیوه‌ای پنهان برعهده داشت. هدف کلی زیرو از تاسیس چنین واحدی که حتی اعضای فاکس و سران CIA نیز از آن بی‌اطلاع بودند، اطمینان از بقای عملیاتی نیروهای واحد فاکس در جریان ماموریت‌ها بود. اسکال فیس این پیشنهاد را پذیرفت و هدایت نیروهای زبده این واحد را برعهده گرفت. نخستین ماموریت او و گروهش، ماموریت بافضیلت (Virtuous Mission) بود که در جریان آن، یکی از برترین نیروهای واحد فاکس یعنی نیکد اسنیک باید به خاک شوروی نفوذ می‌کرد و به یکی از مهندسان سلاح‌های متال گیر شوروی کمک می‌کرد تا از آن کشور فرار کند. اسکال فیس و واحد XOF مخفیانه و بدون اطلاع اسنیک قرار بود تا او را دنبال کند، به او در صورت نیاز کمک کند و خرابکاری‌های احتمالی اسنیک را نیز پاکسازی کند. با این حال این ماموریت درپایان به دلیل دخالت باس به شکست منتهی شد. و زیرو در ادامه دستور اجرای ماموریت دوم یعنی ماموریت اسنیک ایتر را داد. در ماموریت دوم نیز زیرو از اسکال فیس خواست با دقت و هوشیاری بیشتری وظایف خود را در قبال ماموریت اسنیک انجام دهد.

با توجه به اینکه ماموریت اسنیک ایتر با موفقیت به پایان رسید، واحد XOF به فرماندهی اسکال فیس همچون گذشته به پشتیبانی مخفیانه ماموریت‌های نیروهای فاکس تا سال ۱۹۷۰ ادامه داد، تا اینکه در این سال واحد فاکس منحل گردید. پس از این، سرگرد زیرو اقدام به تاسیس سازمان میهن‌پرستان یا سایفر کرد و از اسکال فیس و تیمش خواست بار دیگر در کنار او و این بار به عنوان واحد پشتیبانی اعضای سازمان جدید به همکاری ادامه دهد. باتوجه به پذیرش پیشنهاد، زیرو قصد داشت این بار از اسکال فیس و مهارت‌های مخفی‌کاری فوق‌العاده او در از میان برداشتن دشمنان خودش استفاده کند. اینک که اسکال فیس به یکی از قابل اعتمادترین نیروهای زیرو تبدیل شده بود، او به اسکال فیس دایره عمل و آزادی گسترده‌ای داد و به او اجازه داد مستقل از زیرو به فرماندهی XOF ادامه داده و خودش به ردگیری و از اجرای ماموریت‌هایی که مورد علاقه‌اش بود بپردازد، البته با این شرط که ابتدا زیرو را در جریان ماموریت بگذارد. درحالی که بسیاری از نیروهای عملیاتی زیرو از طریق پراکسی ماموریت خود را دریافت می‌کردند، زیرو یک خط ارتباطی برای ارتباط مستقیم با اسکال فیس درنظر گرفته بود. البته این خط ارتباطی به شکل رمزگذاری شده و خصوصی بود اما به هرشکل زیرو قادر بود در یک اقدام احتیاطی او را ردیابی کند.

اسکال فیس گرچه از هر دو، زیرو و اسنیک متنفر بود اما موقعیتی فوق‌العاده در XOF داشت و قصد داشت موضع و موقعیت خود را حفظ کند. در زمانی نامشخص در همین دوره، اسکال فیس با یک زیست‌شناس ناواهاویی به نام کد تاکر آشنا شد که مشغول مطالعه پیرامون سوخت و ساز اورانیومی رشته‌های آرکیایی (باستانیان) بود و برای ادامه کارش نیاز زیادی به بودجه و پول داشت. اسکال فیس باتوجه به دسترسی زیادی که از زیرو گرفته بود مبلغ بسیار زیادی پول فراهم کرد تا در تحقیقات، کد تاکر راتحت حمایت قرار دهد. اسکال فیس البته در ادامه کد تاکر را مجبور کرد تا روی بخش تولید سلاح‌های هسته‌ای از روی باستانیان تمرکز کند و درغیر این صورت او قبیله ناواهو را به شکل کامل از بین می‌برد. اسکال فیس درادامه به برخی تحقیقات قدیمی‌تر کد تاکر برخورد که در خصوص ساخت انگل تارهای صوتی بود و امکان این را داشت تا میزبان خود را درصورت صحبت به زبانی خاص از بین ببرد. این بار اسکال فیس، زیرو را در جریان این تحقیق گذاشت ولی سرگرد زیرو این پروژه را چندان جدی نگرفت و تنها برای آزمایش‌هایی محدود درمورد تکامل معکوس از آن استفاده کرد. اسکال فیس پس از این تصمیم گرفت خودش روی توسعه این پروژه کار کند تا از آن برای اهداف خود بهره گیرد.


رویداد گراند زیروز


مدتی پس از رویداد رهرو صلح در سال ۱۹۷۴، اسکال فیس و XOF با استفاده از اعتبارنامه جعلی CIA کنترل یک زندان امنتی متعلق به نیروی دریایی آمریکا در کوبا به نام کمپ اومگا را دراختیار گرفت و از آن برای ادامه عملیات‌های یاغیانه گروهش استفاده کرد. او در این زمان ادعا می‌کرد که XOF یک واحد نظامی زیرنظر CIA است. در جریان استخدام نیرو از میان زندانیان، او یک بار تلاش کرد تا با گفتن تاریخچه زندگی خود، زندانی را متقاعد به پیوستن به نیروهایش کند ولی درنهایت آن زندانی به خاطر شکنجه‌هایی که او تحمیل کرد کشته شد. گرچه در جریان بازجویی از یکی از اعضای تیم اینتل MSF، زندانی هیچ اطلاعاتی را فاش نکرد ولی شگردهای تخلیه اطلاعاتی او باعث شد تا بیش از هر بازجوی دیگری به اطلاعات مرتبط با بیگ باس پی ببرد.
 

gallery_1_10_112954.jpg

اسکال فیس و نیروهای XOF در جریان رویداد گراند زیروز

در اواخرفوریه ۱۹۷۵، اسکال فیس متوجه شد که در جریان مواجهه اخیر میان پاز اورتگا آندراده و بیگ باس، پاز زنده مانده بود و توسط یک ماهیگیر نجات پیدا کرده بود. با آگاهی از اینکه پاز از معدود افرادی بود که از موقعیت زیرو باخبر بود، اسکال فیس دستور دستگیری پاز را داد تا از طریق او بتواند به زیرو که پس از پروژه کودکان وحشتناک در انزوا زندگی می‌کرد، دست پیدا کند. پس از دستگیری، او می‌دانست که تنها راه برای گرفتن اطلاعات بازجویی و شکنجه پاز است و از همین رو به عنوان جاسوس سایفر او را در کمپ زندانی کرد. پس از این، اسکال فیس پاز را به طرز وحشیانه‌ای مورد شکنجه جسمی و روحی قرار داد،؛ گرچه پاز در این زمان مقاومت حیرت‌انگیزی دربرابر شکنجه‌ها از خود نشان داد. پس از این، XOF یک سرباز نوجوان یعنی چیکو را که قصد داشت پاز را از کمپ نجات دهد دستگیر کرد. با آگاهی از اینکه این پسر جوان با سربازان بدون مرز و بیگ باس درارتباط است، اسکال فیس او را بهترین موقعیت برای از میان برداشتن بیگ باس و زیرو می‌دید. با آگاهی از اینکه شکنجه نمی‌تواند چیکو را به حرف وادار کند، اسکال فیس از روش کثیف دیگری استفاده کرد؛ او چیکو را مجبور کرد تا شاهد صحنه تجاوز به پاز باشد و حتی در ادامه از اونیز خواست تا به دیگر سربازان در این کار بپیوندد. پسر جوان پس از این در نهایت شکست و اطلاعات و جزییات کلیدی از پایگاه مادر MSF و متال گیر ZEKE را فاش کرد. اسکال فیس همچنین در ادامه با توضیح انگیزه‌های خود و همچنین دلایل کمک به بیگ باس برای تحقق اهدافش درنهایت او را مجبور به فاش کردن محل اختفای سرگرد زیرو کرد. با پیش بینی اینکه بیگ باس قطعا برای نجات پاز و چیکو به پایگاه نفوذ خواهد کرد، اسکال فیس دستورداد تا دو بمب در پاز، یکی در شکم و دیگری "درجایی که آن‌ها هیچ وقت دنبالش نمی‌گردند" جاسازی کنند. پس از انجام این کار، او همچنین به نیروهایش دستور داد تا یک کپی از نوار صوتی شکنجه‌های پاز و چیکو تهیه کنند تا مطمئن شود که این نوار به دست بیگ باس خواهد رسید.

در ۱۵ مارس، اسکال فیس برای بازدید از چیکو به سلولش در زندان کمپ اومگا رفت وبه او گفت هرانچه نیاز داشته را از زبان پاز بیرون کشیده است و البته به او قول داده است تا یک "مرگ خوب" به او هدیه دهد. پس از به دست آوردن اطلاعات لازم جهت حمله به MSF، اسکال فیس دستور داد تا کمپ اومگا را به یک پایگاه عملیاتی جهت حمله به پایگاه مادر MSF تبدیل کنند. پس از این و زانی که او وارد کمپ شد، سگ‌های نگهبان حالت تهاجمی گرفتند چون او را به عنوان یک خطر و تهدید حس می‌کردند. او سپس به چیکو گفت که سلام اورا به بیگ باس برساند و به او بگوید که چه احساسی دارد وقتی "به عنوان یک خائن بازی می‌کند". پس از این اسکال فیس به همراه نیروهایش به فرودگاه هلیکوپتر رفت و دستور داد تا لوگوی XOF را از آن پاک کنند چون قرار است ماند "اسب تروا" عمل کرده وبه دزدان دریایی حمله کنند. پس از سوار شدن در هلیکوپتر نیز اوبه نیروهایش دستور داد تا اتیکت‌های XOF را از روی یونیفرم خود نیز دربیاورند و آن‌ها را به یکی از سربازان بدهند تا پس از فرود آن‌ها را بیرون بیاندازد.

پس از حرکن نیروهای XOF به پایگاه مادر سازمان سربازان بدون مرز، اسکال فیس ابتدا بمب‌های مخفیانه کارگذاشته شده C4 را منفجر می‌کند تا هرج و مرجدر پایگاه رخ دهد. هلی‌کوپترهای XOF پس از این به عنوان اسب‌های تروا ماموریت حمله به MSF را آغاز می‌کنند. هلی‌کوپتر اودر ادامه در برج کنترل فرود می‌آید و اسکال فیس در این محل، یک مهندس و طراح متال گیر به نام هوی امریش را می‌بیند. به عنوان یک راه فرار، اسکال فیس به او پیشنهاد کرد تا به او ملحق شود و در غیر این صورت چیزی جز مرگ در انتظار او نخواهد بود. او و امریش پس از این سوار هلی‌کوپتر شده به سمت افغانستان حرکت کردند. در طول این مدت، درست همانطور که اسکال فیس پیش بینی کرده بود، بیگ باس به کمپ اومگا نفوذ کرده بود تا پاز و چیکو را نجات دهد اما درنهایت و در زمان بازگشت به پایگاه مادر، علاوه بر اینکه او متوجه حمله به آنجا شده بود، متوجه بمب دوم داخل بدن پاز نیز شد. پاز پس از این خود را از هلی‌کوپتر بیرون انداخت ولی موج حاصل از انفجار بمب داخل بدن او، باعث ناپایداری هلی‌کوپتر حامل بیگ باس شد و درنهایت پس از سقوط، بیگ باس به کما رفت.


به قدرت رسیدن خصمانه


اسکال فیس در ادامه به آفریقا تبعید شد و به خاطر حوادث اخیر از قدرت و نفوذ سیاسی خود محروم شد؛ با این حال او همچنان فرمانده واحد XOF و همچنین معتمد زیرو محسوب می‌شد. او این زمان را بهترین فرصت برای حذف زیرو از قدرت می‌دید و درنهایت با کمک اطلاعات کسب شده از پاز، متوجه شد که زیرو اکنون در آپارتمانی در منهتن نیویورک زندگی می‌کند. تحقیقات بعدی نشان داد که ساختمان مورد نظر شدیدا توسط نیروهای سایفر تحت کنترل بود و آن‌ها شبانه روز ماموریت مقابله با تهدیدهای جانی مرتبط با زیرو را به هر قیمت ممکن داشتند. زیرو همچنین خودش در پنت‌هاوس آپارتمان و واحدی بدون هیچ پنجره‌ای اقامت داشت و رفت و آمد او نیز از طریق یک آسانسور مخفی صورت می‌گرفت. اسکال فیس درحالی که می‌دید شانس‌های او برای دسترسی به زیرو محدود است، بهترین راه برای حذف رئیس قدیمی خود را در غافلگیر کردن او پیدا کرد.

اسکال فیس در پایان ماموریت اسنیک ایتر، سنجاق سینه باس را به دست آورده بود و از آنجایی که آن سنجاق، هدیه‌ای از زیرو به باس بود، می‌توانست تنها راه رسیدن اسکال فیس به زیرو باشد. او یک کپی از انگل تارهای صوتی را در سنجاق قرار داد و آن را به نشانه حسن نیت برای زیرو فرستاد. در سال ۱۹۷۶، اسکال فیس از طریقخط تلفن امن خود با زیرو ارتباط برقرارکرد و او را ترغیب کرد تا از پروژه توسعه انگل تارهای صوتی پشتیبانی کند. زیرو اما این درخواست را رد کرد و گفت سایفر درحال حاضر روی پروژه فاکس‌دای متمرکز است. پس از این، اسکال فیس او را تشویق کرد که هدیه‌ای که برایش فرستاده را باز و آن را بررسی کند.به محض باز کردن، سنجاق خراش کوجکی در دست زیرو ایجاد کرد و همین نیز کافی بود تا انگل وارد بدن او شود. انگل به کندی و به صورت تدریجی زیرو را ضعیف می‌کرد و این نشانه تنفر عمیق اسکال فیس از رئیس سابقش بود چون نمی‌خواست مرگ او به سرعت اتفاق بیافتد. درحالی که زیرو شدیدا درد می‌کشید و به دور خود می‌پیچید، اسکال فیس قادر به شنیدن صدای او و لذت بردن از آن بود.

اسکال فیس در طول این مدت خودش نیز به برخی از این انگل‌ها آلوده شده بود و همین باعث شده بود تا دستور پیدا کردن روش درمانی برای آن را بدهد. او در ادامه توسط کد تاکر مجبور شد تا به روش پرتودرمانی تحت مداوا قرار گیرد؛ کد تاکر در این زمان یک روش درمان ساده‌تر از طریق باکتری‌ها را از اسکال فیس مخفی کرده بود. با توجه به شرایط زیرو و اینکه او پس از قرار گرفتن در محیط درمانی، کنترل سایفر را به عهده دونالد اندرسون گذاشته بود، اسکال فیس در تدارک اجرای نقشه خود برای تصاحب منابع باقی‌مانده سایفر و انتقال آن به XOF بود. از طرفی دیگر، اندرسون نیز منابع باقی‌مانده را برای توسعه هوش مصنوعی میهن‌پرستان اختصاص داده که در آینده بتواند کنترل سازمان را برعهده گیرد.

رویداد فانتوم پین


در سال ۱۹۸۴، اسکال فیس متوجه شد که بیگ باس در پایان عملیات اسب تروا زنده مانده بود و چند ماه پس ازآن رویداد، توسط زیرو به یک بیمارستان نظامی بریتانیایی در قبرس منتقل شده بود. او پس از این دستور حمله نیروهای XOF به این بیمارستان را صادر کرد. نیروهای XOF این بار همراه با کوایت، برترین قاتل خود به قبرس رفتند و دستور داشتند تا بیمارستان را به شکل کامل پاکسازی کنند؛ این علاوه بر کشتن بیگ باس، شامل کشتن بیماران، پرستاران، پزشکان و همه افراد زنده بیمارستان می‌شد. ماموریت ابتدا بانفوذ کوایت آغاز شد ولی او درنهایت شکست خورد و نیروهای XOF حملات همه جانبه به بیمارستان را آغاز کردند. در این میان اما بیگ باس با همراهی ایشمائیل به هر شکل ممکن خود را از تهاجم نجات دادند. گرچه اسکال فیس و نیروهایش در کشتن هدف خود شکست خوردند اما اسکال فیس موفق شد Tretij Rebenok و مرد در آتش را متقاعد به همکاری با خود و گروهش کند. این دو نیز همچون اسکال فیس به قصد انتقام از بیگ باس به بیمارستان حمله کرده بودند. او به همراه نیروهایش پس از این به سمت افغانستان رفتند.
 

gallery_1_10_76275.jpg

نخستین ملاقات اسکال فیس و ونوم اسنیک

مدتی بعد در افغانستان، هنگامی که ونوم اسنیک از خرابه‌های داسماسی لامان خارج شد، پیش از اینکه نیروهای شوروی او را پیدا کنند توسط اسکال فیس و متال گیر ساحل‌آنتروپوس اسیر شد. اسکال فیس که همچون همگان تصور می‌کرد او بیگ باس است، با لحنی تمسخرآمیز وقایع ۹ سال پیش را یادآوری کرد و پس از این همراه با نیروهایش و همچنین متال گیر ساحل‌آنتروپوس او را رها کرد و در طوفان شن ناپدید شد. او در حقیقت یک واحد از نیروهای انگلی خود را برای کشتن بیگ باس در آنجا مستقر کرد. با این حال، ونوم اسنیک درنهایت موفق شد از میان آن‌ها فرار کرده و به پایگاه مادر بازگردد.

مدتی بعد اسکال فیس شخصا به نیروگاه برق سراک رفت تا از نزدیک شاهد پیشرفت روند توسعه متال گیر ساحل‌آنتروپوس باشد، جایی که گروه متخصصان به رهبری هوی امریش روی این پروژه کار می‌کردند. او اسرار داشت که کار را سریع‌تر به پایان برساند اما امریش معتقد بود تا زمان آماده شدن هوش مصنوعی باید صبرکرد. اسکال فیس درادامه عصبانی شد و گفت این دقیقا همان اشتباهی بود که ۱۰ سال پیش هات کلدمن مرتکب آن شد. پس از این یکی از سربازان به اسکال فیس گزارش ارتباط امریش با بیگ باس را داد که باعث خشمگین شدن او شد و در ادامه با یک تنه، امریش را از پلکان پایین انداخت. او در ادامه به امریش گفت باید این را درمحاسباتش درنظر بگیرد که به پاهایش نیاز دارد. او سپس استنباط کرد که دایموند داگز و بیگ باس قصد دارند امریش را نجات دهند اما دراصل قصد دارند از او به خاطر کمک به XOF در جریان عملیات اسب تروا انتقام بگیرند. به این ترتیب، گرچه ابتدا قصد داشت امریش را بکشد ولی درادامه تصمیم گرفت او را زنده نگه داشته و اجازه دهد تا توسط بیگ باس نجات پیدا کند. پیش بینی اسکال فیس در این زمینه درست بود چون بیگ باس در نزدیکی محل حضور داشت و برای نجات امریش منتظر فرصت بود. اسکال فیس در این زمان پس از گفتن اینکه ساحل‌آنتروپوس آماده عملیات است، به سمت هلی‌کوپتر خود رفت تا این متال گیر و Tretij Rebenok را برای کشتن بیگ باس و امریش تنها بگذارد.
 

gallery_1_10_53121.jpg

ملاقات دوباره اسکال فیس با اسنیک

مدتی بعد در آفریقا و در منطقه صنعتی نگومبا؛ جایی که اسکال فیس و نیروهایش از آن برای آزمایش انگل تارهای صوتی استفاده می‌کردند، او بار دیگر با بیگ باس که درتلاش برای نجات یک کودک سرباز به نام شابانی بود مواجه شد. پس از کشتن یکی از نمونه‌های آزمایشی، اسکال فیس تصمیم گرفت تا این تاسیسات را همراه با بیگ باس بسوزاند. به این ترتیب او به Tretij Rebenok و مرد در آتش دستور اجرای فرمان را داد و پیش از شروع کار از آنجا خارج شد. بیگ باس اما پس از این بار دیگر موفق شد از این تهاجم نجات پیدا کند ولی شابانی و دیگر نمونه‌های آزمایشی انگل تارهای صوتی خوش شانس نبودند و در آتش سوختند.

با توجه به روند موفقیت‌آمیز آماده سازی انگل تارهای صوتی، اسکال فیس دیگر سودی در زنده نگه داشتن کد تاکر نمی‌دید و تصمیم گرفت او را بکشد. با این حال دایموند داگز و بیگ باس در عملیات نجات کد تاکر موفق عمل کردند و او را پس از گذراندن از خط دفاعی XOF به پایگاه مادر انتقال دادند. پس از این، اسکال فیس همان طور که پیش بینی کرده بود، دایموند داگز موفق به پیدا کردن موقعیت ساحل‌آنتروپوس و خودش شده بود؛ بنابراین او و نیروهایش منتظر رسیدن بیگ باس شدند تا اینکه درنهایت او به محل رسید و در محل فرود هلی‌کوپتر با اسکال فیس و نیروهایش مواجه شد. در اینجا، اسکال فیس به افرادش دستورداد سلاحشان را پایین بیاورند تا با او صحبت کند. پس از صحبت درباره اینکه چرا هردوی آن‌ها شرور هستند، از بیگ باس خواست تا او را برای رفتن به آشیانه ساحل‌آنتروپوس همراهی کند. پس از این، اسکال فیس و بیگ باس درکنار هم سوار یک جیپ شدند و با همراهی نیروهای XOF به سمت محل نگهداری متال گیر ساحل‌آنتروپوس رفتند. در طول مسیر، اسکال فیس درباره تاریخچه خود و ارتباطاتش با او و زیرو صحبت کرد و همچنین از انگیزه‌هایش برای رسیدن به اهدافی که اکنون برایش تلاش می‌کند. او سپس ادعا کرد "ساکت کردن دنیا" درواقع هدف نهایی "باس" بود و نقشه زیرو برای ساخت هوش‌مصنوعی برای کنترل میهن‌پرستان نیز درنهایت به همین هدف منتهی می‌شود. او در ادامه گفت هدف او درست برخلاف زیرو است و قصد دارد با گسترش انگل تارهای صوتی و نابود کردن صحبت‌کنندگان به زبان انگلیسی، جهان را وارد هرج و مرج کند.
 

gallery_1_10_92283.jpg

اسکال فیس مورد حمله ساحل‌آنتروپوس قرار می‌گیرد

پس از رسیدن کاروان به محل نگه‌داری متال گیر ساحل‌آنتروپوس، او از "مرد در آتش" خواست تا با بیگ باس مبارزه کند. در طول این زمان، اسکال فیس هویت اصلی مرد در آتش یعنی کلنل ولگین را فاش کرد و به بیگ باس یادآوری کرد که چه ارتباطی میان این دو وجود دارد. با این حال درست در زمانی که اسکال فیس می‌توانست نزدیک بودن ثمره نقشه‌هایش را ببیند، ناگهان متل گیر ساحل‌آنتروپوس توسط Tretij Rebenok فعال شد و به نیروهای XOF، اسکال فیس و بیگ باس حمله کرد. درحالی که Tretij به خاطر اتحاد مخفیانه‌اش با ایلای بیش از هرکس دیگری قصد انتقام‌جویی از XOF را داشت، اسکال فیس به نیروهایش دستور داد تا آن متال گیر عظیم را به هر شکل ممکن متوقف کنند. درحالی که XOF شانس بسیار کمی برای متوقف کردن ساحل‌آنتروپوس داشت و این متال گیر همه داشته‌های او را از بین برد، اسکال فیس می‌توانست ببیند که درنهایت زیرو در برنامه‌هایش به موفقیت رسیده است. گرچه او هنوز امیدوار بود بتواند در آینده نزدیک اهدافش را احیا کند.
 

gallery_1_10_10684.jpg

فانتوم (ونوم اسنیک) از درد خود (اسکال فیس) انتقام می‌گیرد

درحین فرار، اسکال فیس توسط متال گیر مورد حمله قرار گرفت و درنهایت باعث افتادن یک داربست روی پایش شد به شکلی که دیگر نمی‌توانست حرکت کند. پس از شکست دادن متال گیر توسط بیگ باس، او و میلر به سمت اسکال فیس رفتند تا انتقام همه جنایاتش را از او بگیرند. در حالی که اسکال فیس از آن‌ها خواست زودتر وی را بکشند، بیگ باس و میلر شروع به تیراندازی به دست‌ها وپاهایش کردند. میلر به تلافی پا و دست قطع شده‌اش، آن‌قدر به پای چپ اسکال فیس تیراندازی کرد تا اینکه آن را از بدنش جدا کرد. بیگ باس نیز به دست راستش تیراندازی کرد تا انتقام دست قطع شده‌اش را با جدا کردن دستش از او بگیرد. پس از وارد کردن صدمات بسیار شدید به اسکال فیس، این دو تصمیم گرفتند او را به حال خودش رها کنند تا سرنوشت برای او تصمیم بگیرد. با این حال در زمان رفتن میلر و بیگ باس به سمت هلی‌کوپتر، هوی امریش به بالای پیکر اسکال فیس رفت و به قصد انتقام با شلیک یک تیر به سر، او را به قتل رساند.

پس از این و زمانی که دایموند داگز ساحل‌آنتروپوس را به پایگاه مادر انتقال داد، بیگ باس یا ونوم اسنیک شبحی از اسکال فیس در مقابلش ظاهر شد و به او گفت حتی با کشتن او نیز دایموند داگز همچنان درد این شبح (Phantom Pain) را حس خواهد کرد.


منابع

  • Skull Face در وب‌گاه متال گیر ویکیا

ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری