45 مقاله
در این ویکی

کوایت


Movyn

Quiet

gallery_1_10_15707.jpg

 

اطلاعات شخصی

نام حقیقی نامشخص
 
نام‌های مستعار Sniper "Quiet"
 
ملیت نامشخص
 
تولد نامشخص
 
مرگ نامشخص
 

اطلاعات فیزیکی

 
رنگ چشم سبز
 
رنگ مو قهوه‌ای
 

اطلاعات کاری

 
وابستگی سایفر (XOF)
دایموند داگز
 
شناخته شده برای تک‌تیرانداز افسانه‌ای، آدم‌کش، مزدور
 

اطلاعات در بازی

 
دیده شده در متال گیر سالید ۵: فانتوم پین
 
صداگذارها استفانی یوستن
 
خلق شده توسط هیدئو کوجیما


کوایت (انگلیسی: Quiet) که برای نیروهای شوروی با نام Тихий به معنی "بی سر و صدا" نیز شناخته می‌شود، یک آدم‌کش زن در دهه ۱۹۸۰ بود. کوایت در اصل یک آدم‌کش برای گروه XOF بود ولی پس از شکست در مقابل ونوم اسنیک به گروه دایموند داگز ملحق شد. او به دلیل نتایج انگل-درمانی ناشی از جراحات سنگین خود پس از عملیات بیمارستان در جزیره قبرس، مجبور بود از حداقل پوشش استفاده کند چون پس از از بین رفتن دستگاه تنفسی‌اش، تنها قادر بود از طریق سطح پوست خود تنفس کند. به این ترتیب پوشیدن لباس‌های عادی منجر به خفگی او و هم‌نوعانش می‌گردید.

در افغانستان و پس از اینکه در یک دوئل با اسلحه اسنایپر از ونوم اسنیک شکست خورد، کوایت توسط دایموند داگز دستگیر و به پایگاه مادر منتقل شد. او برای مدت کوتاهی با موافقت خود در این محل زندانی شد ولی در ادامه اجازه پیدا کرد تا در صورت نیاز، ونوم اسنیک را در ماموریت‌های پیش روی خود همراهی کند. او متخصص استفاده از اسلحه اسنایپر و به جهت توانایی‌های فرابشری کسب شده در اثر انگل درمانی‌ها، همراهی بسیار موثر برای ونوم اسنیک بود.



یورش به بیمارستان

 

gallery_1_10_71531.jpg


کوایت به عنوان یک قاتل حرفه‌ای برای کشتن بیگ باس به بیمارستان نفوذ کرده بود

کوایت (Quiet) به عنوان یک قاتل حرفه‌ای تحت استخدام گروه XOF با دستور مستقیم فرمانده گروه یعنی اسکال فیس به بیمارستان داکلیا در قبرس رفت؛ جایی که طبق دستور می‌بایست بیگ باس را که در آنجا با نام مستعار بستری بود به قتل می‌رساند. در ۱۱ مارس ۱۹۸۴ و در جریان یورش نیروهای XOF به بیمارستان، کوایت وارد اتاق بیگ باس شد و پس از اطمینان از اینکه هدف خود را پیدا کرده، ابتدا پرستار و سپس پزشک معالج را به قتل رساند. او در ادامه با مافوق خود تماس گرفت و اطلاع داد که هدف را پیدا کرده ولی هنوز او را نکشته است. او همچنین گفت که بیمار تخت کناری چهره او را دیده است. پس از این و درحالی که مرگ بیگ باس قطعی به نظر می‌رسید، بیمار تخت کناری یعنی اسماعیل مانع او شد و با شروع یک درگیری توجه کوایت را به خود جلب کرد. پس از این اسماعیل چند وسیله پزشکی از جمله یک بطری اتانول به سمت کوایت پرت کرد که گرچه بطری شکست و محتویاتش روی او ریخت ولی کوایت کاملا مصمم بود و تلاشش برای کشتن بیگ باس را پس از کنار زدن اسماعیل ادامه داد. بار دیگر و درلحظه آخر، پیش از خفه شدن احاب اسماعیل خود را درگیر کرد و این بار کوایت را با آتش شعله ور کرد.

کوایت درحالی که در آتش می‌سوخت سراسیمه به عقب رفت و درنهایت مجبور شد از پنجره بیرون بپرد. این سقوط و آتش‌سوزی شدیدی که دچار آن شده بود اما منجر به مرگ وی نشد و زنده ماند؛ با این حال جراحات و صدمات بسیار جدی بود و او بایستی بهای زیادی برای زندگی پرداخت می‌کرد. به این ترتیب، او ترکیب جهش‌یافته انگلی که XOF برای ساخت نیروهای واحد انگلی به کار می‌برد را روی خود استفاده کرد. این انگل تارهای صوتی که حساس به زبان انگلیسی بود، او را قادر می‌ساخت تا از این پس فقط از طریق پوست خود تنفس سلولی انجام داده و برای دریافت مواد غذایی نیز به همین طریق سلول‌هایش قادر به فتوسنتز شدند. همچنین با توجه به نسخه انگلیسی انگل، کوایت دیگر نمی‌توانست با این زبان صحبت کند چون منجر به مرگ وی می‌شد.


پوشیده در سکوت


در سال ۱۹۸۴، اسکال فیس کوایت را به افغانستان فرستاد؛ در دوره‌ای که نیروهای شوروی به آن کشور حمله کرده بودند. ماموریت کوایت کشتن افسرهایی از شوروی بود که با ساخت و توسعه متال گیر ساحل‌آنتروپوس مخالف بودند. مدتی بعد اما او در ویرانه‌های اعابه شیفاپ و در میانه ماموریت بیگ باس گرفتار شد. کوایت که متوجه این ورود غیرمنتظره اسنیک شده بود به سرعت در وضعیت هجومی قرار گرفت و دوئل مرگبار خود با او را شروع کرد. مهارت بالای کوایت باعث شد تا کازوهیرا میلر به اسنیک بگوید که بهتر است بعدا با این تک‌تیرانداز مبارزه کند چون او بسیار خطرناک ظاهر شده بود. به هر شکل در این دوئل اسنیک موفق شد کوایت را شکست دهد. میلر گرچه معتقد بود باید او را کشت چون ممکن است مامور سایفر باشد، با این وجود اسنیک تصمیم گرفت باوجود ریسک بالا کوایت را همراه با خود به پایگاه مادر گروه دایموند داگز ببرد. آسلات پیشنهاددهنده اصلی این انتقال معتثد بود می‌توانند از طریق بازجویی از کوایت اطلاعات بیشتری کسب کنند.

 

 

 

gallery_1_10_95861.jpg

کوایت با اسنایپر، خلبان جت درحال حرکت را هدف قرار داد

در حین بازگشت هلیکوپتر به پایگاه مادر، کوایت دستبند خود را باز و به ظاهر از هلی‌کوپتر درحال پرواز فرار کرد؛ با این حال کوایت درواقع خود را نامرئی کرده بود و هنوز در هلی‌کوپتر حضور داشت. در نزدیکی پایگاه مادر، ناگهان یکی از هواپیماهای دشمن به هلی‌کوپتر حمله کرد ولی حمله اولیه توسط آتش پشتیبانی اسنیک خنثی شد. هواپیما در مانور بعدی ترتیب یک حمله دیگر را داد و درحالی که شرایط بسیار دشوار شده بود، کوایت بار دیگر ظاهر شد و این‌بار با اسلحه اسنایپر، خلبان جت در حال حرکت را هدف قرار داد وبا کشتن او مهارت "فرا انسانی" خود را در استفاده از اسلحه اسنایپر به رخ کشید. او در ادامه خودش را به اسنیک تسلیم کرد تا پس از فرود در پایگاه مادر تحت بازداشت قرار گیرد. با این حال در حین پیاده شدن، نیروهای دایموند داگز و میلر حس خوبی نسبت به او نداشتند؛ گرچه در اینجا نیز کوایت نشان داد که هر لحظه می‌تواند از بند و اسارت خارج شود اما ترجیح داد با میل خودش بازداشت شود. اودر ادامه خودش را در یک سلول حبس کرد و پس از ابراز نگرانی بیشتر میلر، اسنیک به او گفت نگران نباشد چون زمانش که برسد و کوایت به خطری بزرگ برای دایموند داگز تبدیل شود، شخصا او را خواهد کشت.


عضوی از دایموند داگز


گرچه حضور کوایت همچنان با سوءظن و عصبانیت میلر ادامه داشت ولی آسلات معتقد بود باید به او شانسی برای اثبات ارزش‌هایش داده شود. از آنجایی که او قادر نبود انگلیسی صحبت کند، توانایی ارتباط با اعضای گروه دایموند داگز را نیز نداشت و بیشتر از طریق حرکات خود منظورش را منتقل می‌کرد. در روزهای حضورش در دایموند داگز، کوایت نهایت همکاری را با پرسنل داشت و تنها استثنا در این باره تلاش هرکدام از آن‌ها برای پوشاندن لباس مناسب برای او بود. در این زمینه، هرکس وارد عمل می‌شد کارش به جراحت و مصدومیت می‌کشید. کوایت برای اقامت در یک اتاقک شیشه‌ای حضور داشت که آسلات قفل اتاق را به "یک جوک" تشبیه کرده بود. درواقع آسلات با این کار ودادن شانس فرار، قصد داشت متوجه شود که نیت واقعی کوایت چه چیزی است. این حقه اما در ادامه مشخص می‌شود که بی‌معنا بوده چون کوایت به تدریج نیت اولیه خود برای آسیب زدن به دایموند داگز را پشت سر گذاشته بود. به این ترتیب آسلات پیشنهاد کرد که اسنیک در ماموریت بعدی‌اش کوایت را نیز به عنوان همراه و یار کمکی با خود به محل ببرد. گرچه آسلات امیدوار بود از این طریق بالاخره کوایت زبان باز کند و با هم‌تیمی خود ارتباط برقرار کند ولی کوایت به هیچ وجه حاضر به صحبت یا حتی نوشتن منظورش نبود. میلر نیز جدای از سوءظن قدیمی‌اش به کوایت معتقد بود صحبت نکردن یار همراه در میدان عملیات به ضرر اسنیک تمام خواهد شد؛ هرچند آسلات چنین عقیده‌ای نداشت و معتقد بود کوایت کمکی بسیار موثر برای اسنیک می‌شود.

مدتی بعد و پس از یکی از ماموریت‌ها، کوایت در پایگاه مادر به یکی از نیروهای دایموند داگز به دلایل نامشخصی حمله کرد. تلاش دو سرباز دیگر برای متوقف کردن او بی‌نتیجه ماند تا اینکه اسنیک و سلات شخصا او را متوقف کردند. با تزریق آرام‌بخش به او توسط آسلات، اسنیک کوایت را به سلولش برگرداند. این در ادامه مشخص شد که دلیل حمله کوایت، مبتلا بودن سرباز مورد نظر به نسخه کیکونگویی انل تارهای صوتی بوده است و کوایت درواقع قصد داشته با از بین بردن سرباز مانع همه‌گیری انگل شود. مدتی بعد و پس از شکست متال گیر ساحل‌آنتروپوس توسط اسنیک، این سلاح عظیم و غیرفعال به پایگاه مادر منتقل گردید و در این زمان، کوایت درکنار اسنیک و آسلات به سخنرانی میلر گوش می‌کرد. مدتی بعد و در پایگاه مادر، اسنیک شاهد اضطراب و پریشانی کودکان سربازی شد که به عوان مهمان به پایگاه آورده بود. دلیل این پریشانی بچه‌ها هم افتاده گردن‌بند فرمانده سابق‌شان شبانی داخل یک مخزن آلوده و سمی بود. با دیدن اینکه این گردن‌بند چه میزان برای کودکان مهم است و هیچ کس حاضر نیست جانش را برای بازگزداندن یک گردنبند به خطر بیاندازد، کوایت خودش داخل مخزن پرید و گرد‌بند را برگرداند، درحالی که شدیدا مجروح شده بود. اسنیک پس از این دستور داد تا او را به بخش پزشکی منتقل کنند تا تحت درمان قرار گیرد.

پس از بررسی MRI از کوایت مشخص شد که این زن درواقع همان قاتلی بوده که در ماجرای فرار اسنیک از بیمارستان تا مرز کشتن اسنیک نیز پیش رفته بود اما پس از آتشش گرفتن توسط بیمار تخت کناری، اسماعیل از پنجره بیرون پریده بود. درواقع آن‌ها با پیدا کردن گلبرگ شیرمرغ در بقایای ریه‌اش متوجه این موضوع شدند. پزشکان دایموند داگز همچنین پی بردند که کوایت خودش مبتلا به انگل تارهای صوتی است. در این زمان میلر در اتاق بازجویی دستور شکنجه او را داد و درادامه خواستار اعدام او شد. این بار نیز آسلات تلاش کرد کز را آرام کند و به او گفت که کوایت اگر قصد می‌داشت تا آن‌ها را بکشد یا پایگاه را به انگل آلوده کند تا الآن باید این کار را انجام داده بود. آسلات همچنین گفت که کوایت فقط با اسنیک کار می‌کند چون عاشق "افسانه" شده است. با تایید ضمنی صحبت‌های آسلات توسط اسنیک، کاز که شدیدا عصبانی شده بود اتاق بازجویی را ترک کرد.

اسنیک دراینجا بالاخره متوجه شد که کوایت چرا لب به سخن باز نمی‌کرد چون از این واهمه داشت که انگل در پایگاه شیوع پیدا کند. کوایت که اینک آزاد شده بود، پس از خروج اسنیک، آسلات و میلر با کد تاکر به زبان ناواجویی (زبان یکی از قبایل سرخ‌پوستان بومی آمریکایی) صحبت کرد. او در اینجا افشا کرد که نقشه اسکال فیس این بوده که کوایت توسط دایموند داگز دستگیر شود و به پایگاه مادر انتقال پیدا کند تا در آنجا از طریق شایع کردن انگل، این گروه را از بین ببرد. با این حال کوایت تصمیمش را گرفته بود و در حضور نیروهای دایموند داگز هرگز با زبان انگلیسی با کسی صحبت نکرد.


یک خروج بی سر و صدا


پس از دومین همه‌گیری بزرگ انگل تارهای صوتی در میان نیروهای دایموند داگز که به دلیل ابتلای برخی از نیروهای خودشان به این انگل بود، کوایت از آنجایی که حضور خود را ریسک می‌دید تصمیم به ترک ناگهانی و بی سر و صدای پایگاه مادر گرفت. مقصد بعدی او بار دیگر افغانستان بود اما این بار توسط نیروهای شوروی دستگیر شد. نیروهای شوروی به زور به او لباس پوشاندند که همین نیز باعث شد رفته رفته دچار احساس خفگی شده و از طرف دیگر قدرت‌های فرابشری خود را از دست بدهد. او تلاش کرد از دست آن‌ها فرار کند ولی به راحتی توسط یکی از سربازان شوروی دستگیر شد. این سرباز پس از این کوایت را به سمت مخزن آب برد و به قصد خفه کردن سر او را زیر آب فشار داد. درادامه اما زمانی که سرباز با پایین کشیدن شلوار او، قصد تجاوز به کوایت را داشت؛ درواقع فرصت تنفس مجدد را بدون آگاهی خود به کوایت داد. به این ترتیب کوایت بلافاصله توانایی‌اش برگشت و پس از کشتن سرباز خود را نجات داد. او اینک به تلافی این اسارت به سربازان این کمپ حمله کرد و پس از کشتن و سوزاندن آن‌ها، همراه با تجهیزات خود از کانکس بیرون آمد.

 

 

 

gallery_1_10_19759.jpg

"من انتخاب نکرده بودم که کوایت (ساکت) باشم. من می‌خواستم احساسم را به شما بگویم. اگر فقط ما یک زبان مشترک [دیگر غیر از انگلیسی] داشتیم. انتقام تنها چیزی بود که من را به سمت آن‌ها [XOF] کشاند... درواقع تنها زبان باقی مانده برای من انتقام بود. اما کلماتی که میان ما دو نفر به اشتراک گذاشته شد... نه، آن‌ها در هیچ زبانی وجود ندارند. به خاطر همین بود که من... من به جایش زبان قدرشناسی را انتخاب کردم و الآن هم به سکوت برمی‌گردم. من کوایت هستم... من تهی از کلمات هستم."
―نوار کاست ضبط شده توسط کوایت

در این زمان بود که کوایت متوجه حضور اسنیک شد که برای نجات و بازگرداندن کوایت به پایگاه مادر به افغانستان آمده بود. کوایت و اسنیک اما در ادامه شاهد حمله نیروهای پشتیبانی شوروی بودند که باعث شد متحدانه در برابر آن‌ها مقاومت کنند. با این حال در انتهای درگیری، موج موشک شلیک شده از تانک دشمن باعث بی‌هوش شدن کوایت گردید. اسنیک در این زمان مجبور بود تا کوایت را تا محلی امن و دور از نیروهای دشمن با خود حمل کند. با توجه به بروز طوفان شن، فرصتی عالی برای این کار فراهم شد و اسنیک با گذر از نیروهای شوروی به محدوده پشت آن‌ها نفوذ کرد. درحالی که همچنان طوفان شن درجریان بود و نیروهای شوروی در پیدا کردن این دو ناکام بودند، یک مار اسنیک را نیش زد و باعث مسمومیت و بی‌هوشی او شد. کوایت پس از این به هوش آمد و با توجه به وضعیت ناگوار اسنیک و همچنین احتمال رسیدن نیروهای شوروی تلاش کرد تا با پایگاه مادر و هلی‌کوپتر نجات ارتباط برقرار کند. متاسفانه برای او، خلبان قادر به صحبت به زبانی غیر از انگلیسی نبود و کوایت درنهایت مجبور شد با این زبان با او صحبت و او را به موقعیت خودشان هدایت کند. پس از نزدیک شدن هلی‌کوپتر نجات، کوایت محل را ترک کرده بود و اسنیک نیز با پادزهر مار مورد درمان واقع شد. او با توجه به ردپای به جای مانده از کوایت در شن‌ها به تعقیب او پرداخت تا اینکه درنهایت به یک نوار کاست به جای مانده از کوایت رسید. اسنیک در ادامه نوار کاست کوایت را با دستگاه واکمن خود گوش داد تا متوجه دلیل کمک او به خودش شود.

پس از این کد تاکر با اسنیک تماس گرفت و تایید کرد که سرنگ سوم حاوی زبان انگلیسی که در زمان مرگش ناپدید شده بود درحقیقت پیش از آن ماجراها به کوایت تزریق شده بود. اسکال فیس درآن زمان اشاره کرد که انگل سوم بسیار نزدیک اسنیک است چون طبق برنامه کوایت باید انگل را در میان دایموند داگز ترویج می‌داد، اما کوایت این کار را نکرد چون تغییری قلبی در او پدید آمده بود.
 


منابع

  • Quiet در وب‌گاه متال گیر ویکیا

ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

یعنی باید در مرحله11 که باکوایت درگیر میشیم اونو نکشیم؟ چون خط داستان بر کشتن کوایت حکایت داره!

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام، وقت بخیر

 

مبارزه با کوایت همیشه درنهایت باعث شکست اون می‌شه

وقتی شکست خورد و بالای سر کوایت رفتید، یک جا این آپشن رو دارید که بهش شلیک کنید. اگر شلیک کنید دیگه انتخاب کوایت رو به عنوان همراه در مراحل آینده ندارید و اگر شلیک نکنید اون رو به عنوان همراه، خواهید داشت.

اختیاری هست :)

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر



لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری