45 مقاله
در این ویکی

لیکوئید اسنیک


Movyn

Liquid Snake

gallery_1_10_3636.jpg

 

اطلاعات شخصی

 
نام اصلی ایلای (Eli)
 
نام‌های مستعار مامبای سفید
مک‌دانل میلر
 
ملیت آمریکایی
بریتانیایی
 
تولد ۱۹۷۲
 
مرگ ۲۸ فوریه ۲۰۰۵ (در ۳۳ سالگی)
 

اطلاعات فیزیکی

 
رنگ چشم آبی
 
رنگ مو بلوند
 
قد ۱۸۳ س.م (۲۰۰۵)
 

اطلاعات جانبی

 
وابستگی ارتش ایلای
سرزمین مگس‌ها
sAS
sIS
فاکس‌هاند
پسران بیگ باس
 
شناخته شده برای فرمانده کودکان سربازان
جاسوس
فرمانده نیروهای ویژه
 
ارتباطات بیگ باس (پدر ژنتیکی)
دستیار کلارک (اهداکننده mtDNA)
ایوا (مادر جانشین)
سالید اسنیک (برادر دوقلو)
سالیدوس اسنیک (برادر)
 

اطلاعات در بازی

 
دیده شده در متال گیر سالید
متال گیر سالید: اسنیک‌های دوقلو
متال گیر سالید ۵: فانتوم پین
 
خالق هیدئو کوجیما
 
طراح یوجی شینکاوا
 
صداگذارها کمرون کلارک (MGS, MGS2, TTS)
پیرس استابز (MGS:TPP)

لیکوئید اسنیک (انگلیسی: Liquid Snake) با نام اصلی ایلای (Eli) که با نام‌های مستعار دیگری چون مامبای سفید (White Mamba) و مک‌دانل میلر (McDonell Miller) نیز شناخته می‌شود، رهبر گروه نظامی فاکس‌هاند در جریان رویداد جزیره سایه موسی بود. همچون دو برادر دیگرش یعنی سالید اسنیک و سالیدوس اسنیک، او نیز به عنوان یک محصول پروژه کودکان وحشتناک به عنوان یک کلون از سرباز افسانه‌ای جنگ سرد یعنی بیگ باس در محیط آزمایشگاه ایجاد شد. البته این کلون‌ها به شکل رویان ایجاد شده و در رحم معشوقه بیگ باس یعنی ایوا قرار داده شدند. از میان ۸ رویان، تنها دو کودک زنده به دنیا آمدند که یکی از آن‌ها سالید اسنیک و دیگری لیکوئید اسنیک نام گرفتند. سالید و لیکوئید به فاصله کمی صاحب برادر دیگری به نام سالیدوس اسنیک نیز شدند. بیگ باس از کل این پروژه بی‌اطلاع بود و پس از آگاهی سازمان اجراکننده این پروژه یعنی میهن‌پرستان را ترک کرد. با این حال کودکان از این موضوع اطلاعی نداشتند و روند طبیعی رشد خود را طی کردند.

پس از این و با روشن شدن حقیقت، به لیکوئید باورانده شد که او حاصل صفات مغلوب است؛ موضوعی که باعث شد او خود را نمونه پست‌تر از بیگ باس و برادرش سالید بداند و نفرت و انتقام‌جویی در او نهادینه شود. لیکوئید دارای ضریب هوشی ۱۸۰ بوده و به هفت زبان از جمله انگلیسی، اسپانیایی، فرانسوی، مالزیایی، عربی و کیکونگویی به روانی صحبت کند. او البته انگلیسی را با لهجه بریتانیایی به خاطر بزرگ شدنش در لندن صحبت می‌کرد. باتجه به ناهمتا بودن زیگوت اولیه و تفاوت صفات غالب و مغلوب استفده شده در دو برادر، لیکوئید ظاهر متفاوتی مسبت به سالید دارد؛ او پوستی روشن‌تر و رنگ موی طلایی دارد در حالی که برادرش سالید کمی تیره‌تر و رنگ موی مشکی دارد.



معرفی


برای اولین بار در سال ۱۹۷۰ بود که الیزا و اورزولا در یک چشم‌انداز آینده‌نگرانه متوجه شد که لیکوئید اسنیک (Liquid Snake) به عنوان پسر بیگ باس شخصی خواهد شد که "جهان را به ویرانی خواهد کشاند".

در سال ۱۹۷۲، لیکوئید و سالید اسنیک به عنوان نتایج پروژه کودکان وحشتناک که توسط سازمان میهن‌پرستان (یا سایفر) انجام می‌گرفت متولد شدند. این پروژه که برای ایجاد "سربازان برتر" طراحی شده بود، از ژن‌های بیگ باس؛ بزرگ‌ترین جنگجوی قرن بیستم برای تشکیل کلون استفاده می‌کرد. گامت‌های اولیه با استفاده از روش انتقال هسته سلول سوماتیک، ژن بیگ باس به همراه هشت سلول تخم اهدایی توسط یک زن ژاپنی، ایجاد و آن‌ها در رحم معشوقه بیگ باس یعنی ایوا قرار گرفت. در زمان اجرای این پروژه، میهن‌پرستان آن را به دور از چشم و آگاهی خود بیگ باس اجرا کردند. پس از مدتی، مشخص شد که ۶ رویان در همان مراحل اولیه سقط شدند و تنها دو کلون به رشد خود ادامه دادند. محققان پس از این کلون‌ها را از نظر توالی کدون‌ها دستکاری کردند؛ یکی ازکلون‌ها بیشتر حاوی صفات غالب و دیگری بیشتر حاوی صفات مغلوب ژنوم بیگ باس بود. پس از ۹ ماه، دو نوزاد در سلامت کامل متولد و با اسم رمزهای سالید و لیکوئید اسنیک شناخته شدند. پس ازتولد این دو بود که کلون سوم نیز توسط محققان سازمان میهن‌پرستان براساس ژنوم بیگ باس ایجاد شد. پس از این به لیکوئید باورانده شد که او بوده که در جریان کلون‌سازی از صفات مغلوب بیگ باس در ژنومش استفاده شده؛ باوری که باعث می‌شد او خود را نمونه مغلوب و پست‌تر فرایند کلون‌سازی نسبت به برادرش تصور کند.


سوابق اولیه


در سال ۱۹۷۴، سایفر تصمیم گرفت باتوجه به سرکشی بیگ باس و جدایی او از سازمان، از دوقلوها علیه او استفاده کند؛ تصمیمی که البته بدون آگاهی همکار تجاری سایفر یعنی کازوهیرا میلر گرفته شده بود. در سال ۱۹۷۶، پروژه کودکان وحشتناک با فشار ATGC توسط سایفر کنار گذاشته شد؛ سالید اسنیک با نام دیوید در آمریکا نگه‌داشته شد ولی لیکوئید با نام ایلای (Eli) به بریتانیا فرستاده شد و همچون کودکی یتیم توسط والدین ناتنی بزرگ شد. او در هفت سالگی و زمانی که همراه والیدن ناتنی خود به آفریقا رفته بود، از دستشان فرار کرد و به کلی ناپدید شد. پس از این بود که ایلای به رهبر یک گروه از کودکان سرباز آفریقایی تبدیل شد.


رویداد فانتوم پین

 

gallery_1_10_111539.jpg

ایلای یا "مامبای سفید" در آفریقا

ایلای در سن ۱۲ سالگی که با نام "مامبای سفید" به خاطر رهبری گروهی از کودکان سرباز در آفریقا به شهرت رسیده، خود را در برابر پدرش بیگ باس و گروه دایموند داگز می‌دید. گرچه ایلای تصور می‌کرد با پدرش بیگ باس مواجه خواهد شد اما بدون آنکه از حقیقت ماجرا مطلع باشد، او دراصل با یک کپی ژنتیکی از پدرش یعنی ونوم اسنیک مواجه بود. در سال ۱۹۸۴، ایلای و گروه سربازان کودک او در دهکده ماسا در مرز آنگولا-زئیر حضور داشت و ماموریت ونوم اسنیک استخراج ایلای از محل و برگرداندن او به پایگاه مادر گروه دایموند داگز بود. او در جریان ماموریت می‌بایست بدون درگیری به اتاق ایلای می‌رسید چون نمی‌توانست به کودکان سرباز شلیک کرده و آن‌ها را بکشد. درحالی که آن‌ها امیدوار بودند با جدا کردن مامبای سفید از گروه، این کودکان بی رهبر سلاح‌ها را کنار می‌گذارند و گروهشان سقوط می‌کند، ونوم درنهایت وارد اتاق ناخدای یک کشتی‌شکسته شد؛ جایی که ایلای روی صندلی نشسته بود و انتظار ورود پدرش را می‌کشید. ایلای شدیدا از پدرش متنفر بود و او را به مبارزه دعوت کرد. پس از یک مبارزه کوتاه، ایلای ونوم را با یک صندلی به دیوار چسباند و درحالی که قصد داشت با یک چاقو کار را یک‌سره کند، اسنیک او را خلع‌سلاح و در ادامه دستگیرش کرد. پس از این، اسنیک ایلای و کودکان سرباز گرهش را با هلی‌کوپتر به پایگاه مادر انتقال داد. پس از فرود در پلتفرم روی دریا، اسنیک با قصد شوخی دستش را روی شانه ایلای گذاشت، کاری که باعث خشم او شد و باعث شد ایلای به خاطر تنفر عمیقش ناگهان به عقب برگشته و چاقوی اسنیک را از جیب او خارج کند. گرچه اسنیک بار دیگر او را خلع‌سلاح کرد ولی این بار بازوی ایلای را با یک ضربه از جا درآورد و درادامه آن را جا انداخت. ایلای پس از این آنجا را بدون صحبت دیگری ترک کرد و اسنیک نیز امیدوار بود که او بتواند آرامش خود را بازیابد. در پایگاه مادر، برای او برنامه‌ریزی شد که تحت آموزش قرار گرفته و به شهروند خوبی تبدیل شود اما نگرش لجبازانه و تحریک پذیر او تقریبا این هدف را غیرممکن می‌کرد.

مدتی بعد و زمانی که اسنیک از یکی دیگر از ماموریت‌های خود به پایگاه مادر برگشته بود، شاهد صحبت ایلای با یکی از کودکان سرباز بود. کودک در مورد "پدر او" با ایلای صحبت کرد ولی ایلای گفت هیچ وقت به بزرگسالان اعتماد ندار. در ادامه یکی از سربازان دایموند داگز به سرزنش ایلای پرداخت ولی او بلافاصله متوجه شد که ایلای چاقوی او را از جیبش خارج کرد و با گذاشتن آن روی گلویش وی را تهدید می‌کند. بلافاصله پس از این آسلات وارد عمل شد و علیرغم مقاومت اولیه ایلای موفق شد تا او را خلع سلاح کند. گرچه پس از این نیز ایلای به مقاومت ادامه داد ولی این بار آسلات او را روی زمین انداخت و در ادامه دستور داد او را از آنجا ببرند.
 

gallery_1_10_32248.jpg

ایلای در ۱۲ سالگی

در جریان آخرین رویارویی اسنیک با اسکال فیس و متال گیر ساحل‌آنتروپوس، ایلای نیز در هلی‌کوپتر پشتیبانی دایموند داگز حضور داشت. در این زمان بدون آگاهی دیگر خدمه هلی‌کوپتر، سایکو مانتیس، از متحدان اسکال فیس که دارای توانایی‌های ماورایی بوده و به دستور اسکال فیس کنترل ساحل‌آنتروپوس را برعهده داشت به درون کابین نفوذ کرد. در واقع این نفرت عمیق ایلای و حس انتقام‌جویی او از اسنیک بود که باعث جذب شدن مانتیس به او شد. سایکو مانتیس در ادامه تصمیم گرفت با ایجاد پیوند ذهنی میان خودش و او به ایلای اجازه دهد با کنترل ساحل‌آنتروپوس از اسنیک انتقام بگیرد. پس از این درحالی که اسکال فیس سخت متحیر شده بود، متال گیر علیه او و XOF وارد عمل شد و به آن‌ها و اسنیک حمله کرد. درحالی که بازماندگان از غار مخفی پشت نیروگاه فرار می‌کردند، ساحل‌آنتروپوس بیشتر اعضای اکس‌اواف از جمله فرمانده‌شان اسکال فیس را قلع و قمع کرد. درحالی‌که اسکال فیس زیر یک داربست بزرگ به دام افتاده بود، ایلای سرانجام می‌توانست با این متال گیر عظیم روی اسنیک تمرکز کند. ایلای خود در داخل هلی‌کوپتر کمکی اسنیک نشسته بود و از طریق ذهن خود با سایکو مانتیس ارتباط داشت و متال گیر را کنترل می‌کرد. به هر شکل این نبرد نفس‌گیر با پیروزی اسنیک به پایان رسید و ایلای و مانتیس بازندگان ماجرا بودند. گرچه اسکال فیس، اکس‌اواف و ساحل‌آنتروپوس بیش از همه صدمه دیده بودند اما هیچ یک از اعضای دایموند داگز متوجه نقش محوری ایلای در این ماجرا نشده بود؛ او همچون دیگران در هلی‌کوپتر پشتیبانی نشسته بود، حال آنکه از طریق پیوند ذهنی ایجاد شده با سایکو مانتیس کنترل متال گیر را در اختیار داشت. پس از این و زمانی که اسنیک مشغول نابودسازی دو نمونه انگلیسی انگل تارهای صوتی بود، سایکو مانتیس بدون جلب توجه دیگران یکی از نمونه‌ها را برداشت و ناپدید شد. در ادامه و درحالی که دایموند داگز ساحل‌آنتروپوس را به پایگاه مادر آورد، مانتیس نیز بدون آگاهی دیگران به این محل رفت و تنها نمونه باقی‌مانده انگل تارهای صوتی را به ایلای داد.

مدتی پس از این ایلای مورد یک آزمایش DNA قرار گرفت که با مشخص شدن نتیجه، تایید شد که میان او و اسنیک هیچ ارتباط ژنتیکی وجود ندارد. گرچه این نتیجه از ایلای مخفی شد ولی در تحلیل اولیه، دایموند داگز به این نتیجه رسید که احتمالا ایلای همان لیکوئید اسنیک اصلی نیست؛ با در نظر گرفتن اینکه آن‌ها نیز از ماجرای کپی بودن ونوم اسنیک از بیگ باس مطلع نبودند.

درحالی که دایموند داگز متال گیر ساحل‌آنتروپوس را به پلتفرم تحقیق و توسعه خود آورده بود، ایلای مخفیانه نقشه فرار خود و دیگر کودکان سرباز را پیاده‌سازی کرد. البته در برنامه‌ریزی فرار، یک "اتفاق" باعث کشته شدن یکی از کودکان سرباز شد. در همین زمان که اسنیک مشغول پیدا کردن کودکان سرباز دیگر از مناطق درگیری بود، ایلای با سازماندهی یک شورش در میان کودکان حاضر در پایگاه مادر، دردسرهای جدیدی برای نیروهای دایموند داگز ایجاد کرد، هرچند آن‌ها قادر بودند شرایط را کنتل کنند. پس از این میلر تصمیم گرفت برای کودکان سرباز وظایف جدیدی درنظر بگیرد و به آن‌ها مسئولیت واگذار کند. لجبازی‌های بیش از حد ایلای درنهایت باعث گرفتاری او شد و میلر و آسلات او را به اتاق بازجویی بردند. در حالی که ونوم اسنیک از پشت شیشه قادر بود جریان بازجویی را ببیند، ایلای در همین زمان با کمک سایکو مانتیس موفق به فرار از اتاق بازجویی شد. این اتفاق ناگهانی با حمله کوتاه ساحل‌آنتروپوس که به شکل مشکوکی تعمیر شده بود صورت گرفت و پ از نفوذ به اتاق بازجویی و سوار شدن ایلای روی آن، به فرار او و همه کودکان سرباز منتهی شد. او در این زمان به اسنیک گفت که از او متنفر است و بیش از این به او احتیاج ندارد.
 

gallery_1_10_71102.jpg

مانتیس آخرین نمونه انگل تارهای صوتی را به ایلای می‌دهد

ایلای، سایکو مانتیس و کودکان سرباز همراه با متال گیر ساحل‌آنتروپوس به آفریقا رفتند و در یک جزیره کوچک بار دیگر گروه نظامی خود را این بار با نام "ارباب مگس‌ها" تشکیل دادند. آن‌ها خلبان اسیر گرفته دایموند داگز را به عمد زنده نگه داشتند تا اسنیک بتواند موقعیت آن‌ها را شناسایی کند. ایلای همچنین انگل تارهای صوتی را در جزیره شایع کرد تا این محوطه را به جهنم مهاجمان بیرونی تبدیل کند. مدتی بعد موقعیت گروه لو رفت و نیروهای XOF و همچنین اسنیک به جزیره نفوذ کردند که در ادامه با حمله XOF به ایلای، سایکو مانتیس از وی دفاع کرد و اجازه برخورد هیچ گلوله‌ای را به او و متال گیر نداد. با شروع حرکت ساحل‌آنتروپوس و مشخص شدن حضور اسنیک در این محل، یک نبرد گسترده دیگر بین آن‌ها شکل گرفت. جنگ دوباره ونوم با ساحل‌آنتروپوس نزدیک و سخت دنبال می‌شد تا اینکه بالاتنه متال گیر منفجر گردید و دیگر توان اجرایی برای سلاح باقی نمانده بود. درحالی که ایلای و سایکو مانتیس سرانجام شکست خورده بودند، با خروج ایلای از کابین تعدادی از نیروهای XOF برای کشتن او نزدیکش شدند. اسنیک در این زمان با یک حمله غافلگیرانه این نیروها را کشت ولی به زودی باید با نیروهای پشتیبانی XOF مواجه می‌شد. پس از انفجار یک نارنجک در نزدیکی اسنیک، ترکش بزرگ و شاخ مانندی که روی جمجمه‌اش بود جابجا شد و باعث تشنج مغزی وی گردید. در حالی که این اتفاق باعث شد تا بینایی وی دچار مشکل شود، او بار دیگر به درگیری برگشت اما در زمان هدف‌گیری به خاطر اشتباه در تشخیص رنگ‌ها به جای شلیک به سرباز XOF تصادفا به ایلای شلیک کرد. او در ادامه به سمت پیکر بی‌حرکت ایلای دوید و به خاطر اشتباهش سوگواری کرد.

پس از این مشخص شد که ایلای کشته نشده بود چون قبل از آغاز درگیری‌ها جلیقه ضدگلوله به تن کرده بود. ونوم پس از این دستور داد تا او را به پایگاه مادر برگردانند تا مداوا شود ولی به زودی اثرات انگل تارهای صوتی در وی دیده شد. ایلای دراینجا گفت از خودش متنفر است چون یک بازنده همیشگی است؛ اینکه او حتی خودش نیست و یک کپی از پدرش است. درحالی که ایلای از زیرو و سایفر نیز ابراز تنفر می‌کرد آرزو کرد که روزی بیگ باس را نابود کند، چون هنوز فکر می‌کرد ونوم اسنیک پدر واقعی او است. باتوجه به اینکه جزیره کاملا توسط انگل تارهای صوتی آلوده شده بود، آسلات دستور سوزاندن جزیره با شلیک موشک‌های ناپالم را داد. درحالی که دایموند داگز درحال انتقال باقیمانده‌های ساحل‌آنتروپوس بود، ونوم اسنیک یک اسلحه با یک فشنگ به او داد تا خودش انتخاب کند که چگونه انتقامش را بگیرد. پس از این اما ایلای تصمی گرفت با اسلحه خودش را بکشد اما سایکو مانتیس مانع او شد، او در عوض با قدرت عجیب خود انگل را از گلوی وی خارج کرد و پیش از بمباران جزیره با بمب‌های ناپالم، همراه با ایلای روی هوا معلق شد و از محل خارج گردید.


دوره جوانی


در سال ۱۹۹۰، لیکوئید اسنیک به نیروی ویژه هوایی بریتانیا (SAS) پیوست و تبدیل به جوان‌ترین فردی شد که در تاریخ این واحد فوق‌حرفه‌ای در صفوف مقدم آن قرار می‌گرفت. او در دوره‌هایی چون قواصی، صعود از ارتفاعات سخت، سقوط آزاد، چتربازی، استفاده از سلاح‌های مختلف، کار با انواع وسایل نقلیه و ... بهترین رتبه‌ها را در عین جوانی کسب کرد. در طول جنگ خلیج در عراق، ماموریت او به عنوان یکی از اعضای واحد SAS ردگیری و از بین بردن موشک‌های اسکاد بود. گرچه او به عنوان یک شهروند عادی بریتانیایی به عنوان جاسوس به عراق نفوذ کرد اما در ادامه توسط نیروهای عراقی دستگیر و زندانی شد. در سال ۱۹۹۴ بود که لیکوئید توسط نیروهای ویژه امریکایی نجات پیدا کرد.

در سال ۱۹۹۹ و پس از اینکه برادرش سالید اسنیک موفق شد در جریان آشفتگی سرزمین زنگبار پدرشان بیگ باس را شکست دهد، نفرت لیکوئید از سالید چندبرابر شد. او درنهایت در سال ۲۰۰۰ با دوست قدیمی خود سایکو مانتیس ملاقات و بار دیگر با او متحد گردید. این دو در ادامه به واحد نیروهای ویژه فاکس‌هاند آمریکا پیوسته و با توجه به سوابق و قابلیت‌هایشان به سرعت پیشرفت نمودند.

رویداد جزیره سایه موسی

 

gallery_1_10_18540.jpg

لیکوئید اسنیک در کنار REX

در فوریه ۲۰۰۵، آسلات به عنوان یکی از اعضای بانفوذ فاکس‌هاند لیکوئید اسنیک را متقاعد کرد تا با به دست گرفتن کنترل این سازمان در ادامه و در جریان یک مانور تمرینی در جزیره سایه موسی علیه دولت آمریکا شورش کند. در این شورش، لیکوئید و سایر اعضای موافق شورش با کمک سایکو مانتیس موفق شدند بسیاری دیگر از اعضای فاکس‌هاند را با خود همراه کنند، هسته مرکزی دفاعی واحد را تسخیر و در ادامه کنترل متال گیر REX را در اختیار بگیرند. این گروه در ادامه خود را پسران بیگ باس نامیده و موفق شدند مدیر ارشد بخش تحقیق و توسعه یعنی دونالد اندرسون و رئیس گروه صنعتی آرمزتک یعنی کنث بیکر را نیز گروگان بگیرند. پس از دراختیار گرفتن کنترل کامل، گروه هدف اصلی خود را بیان کرد؛ أن‌ها با تهدید استفاده از جنگ‌افزار هسته‌ای علیه دولت آمریکا، خواهان پس دادن بقایای بدن بیگ باس بودند. این حادثه همچنین به عمد در این تاریخ رخ داد چون دو دولت آمریکا و روسیه قصد امضای توافقنامه START III را برای کاهش سلاح‌های هسته‌ای خود داشتند و افشای این موضوع که دولت آمریکا روی متال گیر رکس کار می‌کرده باعث کاهش اعتماد به این دولت و آشوب‌های بین‌المللی شد. پس از اینکه اندرسون تحت بازجویی آسلات "به شکل اتفاقی" کشته شد، لیکوئید به خاطر عدم موفقیت در به دست آوردن کد فعال‌سازی متال گیر احساس شکست کرد و حتی سایکو مانتیس نیز با کمک توانایی ذهن‌خوانی خود نتوانست کد را به دست بیاورد. در اینجا مانتیس ایده جدیدی را مطرح کرد و گفت باید دیکوی اختاپوس را جای اندرسون به عنوان زندانی جا بزنند که منتظر رسیدن نیروهای آمریکایی برای نجات خود است. لیکوئید پیش‌بینی می‌کرد آمریکایی‌ها برادر دوقلویش یعنی سالید را برای خنثی کردن این شورش خواهند فرستاد و قصد داشت با یک ترفند کاری کند که سالید خودش ناآگاهانه متال گیر رکس را فعال کند. او در ادامه با توجه به حضور کاز میلر در آلاسکا افرادی را به خانه او فرستاد تا او را بکشند. پس از مرگ میلر، اینک لیکوئید به عنوان تنها شخص مطلع از ماجرا خودش نقش میلر را بازی می‌کند و از طریق رادیو با سالید در ارتباط خواهد بود. او برای این پشتیبانی خود به عنوان مک‌دانل میلر حتی موفق شد به کلنل کمپبل نیز حقه زده و او را متقاعد کند.

در حالی که لیکوئید به نیروهای خود دستور داده بود تا منتظر ورود نزدیک سالید اسنیک باشند، خود موفق شد دو فروند F-16 فرستاده شده توسط پنتاگون را ردیابی کند. پس از این و درحالی که لیکوئید با توانایی حیرت‌انگیز خلبانی خود موفق شد با یک هلی‌کوپتر این دو جت اف-۱۶ را سرنگون کند، پیغامی به دولت آمریکا فرستاد و تهدید کرد که حمله هسته‌ای نیز به همین شکل علیه آن‌ها صورت خواهد گرفت. پس از ورود سالید اسنیک به تاسیسات نیز لیکوئید با هویت جعلی مک‌دانل میلز از طریق رادیو با او به عنوان پشتیبان تایید شده توسط کمپبل ارتیاط برقرار کرد. با این حال برنامه‌های لیکوئید به خاطر مرگ ناگهانی دیکوی اختاپوس تا حد زیادی به هم ریخت. پس از اینکه بیکر نیز به همین شکل مرد، لیکوئید دستور داد تا در مورد این مرگ‌های مشکوک تحقیق شود. او همچنین به آسلات و ولکان ریون دستور داد تا سالید را نکشند چون می‌خواست ببیند برادرش چه توانایی‌هایی در ادامه از خود بروز می‌دهد. در طول این زمان او هم به عنوان پشتیبان و هم مرد پشت پرده قادر بود فعالیت‌های سالید را از نزدیک و با دقت رصد کند. وقتی که سالید اسنیک توسط اسنایپر ولف دستگیر شد، لیکوئید قصد داشت یک نمونه DNA از او بگیرد تا درمورد جهش‌های مختلف سربازان ژنی اطلاعات بیشتری کسب کند. پس از به هوش آمدن سالید، برای اولین بار به شکل رو در رو لیکوئید با او ملاقات و خودش را معرفی کرد. او در ادامه دستور داد تا متال گیر را برای شلیک موشک‌های هسته‌ای آماده کنند چون دولت آمریکا هیچ جوابی به درخواست قبلی آن‌ها نداده بود. او تصور می‌کرد حقه‌ای در کار است و اینکه ممکن است جاسوسی در رتبه‌های بالا درمیانشان نفوذ کرده است. برای همین در مورد انگیزه‌های سایبورگ نینجا از سالید سوال کرد که موفق شده بود ۱۲ نفر از بهترین نیروهایش را بکشد. او آسلات را برای ادامه بازجویی از سالید اسنیک در محل باقی گذاشت ولی پیش از خروج به او گفت بار دیگر "اشتباه اتفاقی" قبلی با اندرسون را تکرار نکند.
 

gallery_1_10_34527.jpg

پس از اینکه اسنیک درنهایت موفق شد از تاسیسات پزشکی فرار کند، لیکوئید با هلی‌کوپتر به او حمله کرد تا مانع از رسیدن او به برج‌های مخابراتی شود. هلی‌کوپترهای روسی نیز تا پیش از آخرین مرحله و روی سقف یکی از برج‌ها چندبار اسنیک را تهدید کردند. پس از یک نبرد شدید، اسنیک درنهایت موفق شد با موشک استینگز هلی‌کوپتر لیکوئید را منفجر کند؛ هرچند از این ماجرا لیکوئید زنده بیرون آمد. لیکوئید پس از این به ادامه نقش‌آفرینی به جای میلر ادامه داد و با این هویت به عنوان پشتیبان با سالید تماس رادیویی برقرار می‌کرد. او به عنوان یک حقه به اسنیک گفت روی ماموریتش تمرکز کرده و به عنوان یک "جاسوس دشمن" از نائومی هانتر پشتیبانی کند. با استفاده از این حواس‌پرتی و گمراهی، لیکوئید درنهایت کاری کرد تا سالید کلید پال رئیس آرمزتک را به دست بیاورد؛ درحالی که اسنیک تصور می‌کرد این کار باعث غیرفعال شدن متال گیر خواهد شد اما این حقه لیکوئید بود تا سالید خودش REX را فعال کند.

باتوجه به اطلاعات به دست آمده توسط یک جاسوس در پنتاگون، لیکوئید متوجه شد مرگ‌های مرموزی چون دیکوی اختاپوس و بیکر به خاطر ویروس فاکس‌دای بوده است؛ ویروس هوشمندی که دولت حتی سالید اسنیک را نیز به آن مبتلا کرده است. باتوجه به اطلاعات جدید، او درخواست واکسن ضد ویروس فاکس‌دای به همراه مبلغ یک میلیلارد دلار پول برای تحقیق و توسعه روی سربازان نسل بعد را به خواسته قبلی خود اضافه کرد. لیکوئید همچنین از آنجایی که قصد داشت ابرقدرت‌ها را علیه یکدیگر به بازی بگیرد، نه اینکه آن‌ها را علیه هم وارد عمل کند پیشنهاد آسلات برای هدف قرار دادن چرنوتون روسیه یا هدف قرار دادن منطقه هسته‌ای در چین را رد کرد. از آنجایی که شلیک بمب هسته‌ای به مراکز پرجمعیت شهری هرگونه مذاکره‌ای را در ادامه غیرممکن می‌کرد، با این حال شلیک موشک به سایت‌های هسته‌ای نظامی می‌توانست توسط دولت سرپوش گذاشته شده و نوعی مذاکره را کلید بزند. به این ترتیب لیکوئید می‌توانست جنگ‌افزارهای هسته‌ای خود از جمله متال گیر را در شرایط ترس ابرقدرت‌ها با قیمت عالی به فروش برساند. لیکوئید همچنین برنامه داشت با توجه به دراختیار داشتن متال گیر رکس که به همت سالید نیز فعال شده بود، با نیروهای کلنل گورلوکویچ متحد شده و جزیره سایه موسی را به یک "بهشت بیرونی" جدید تبدیل کند. با این منابع گسترده، لیکوئید قادر بود استارت جنگ جهانی سوم را زده و آرزوی بیگ باس را برای تبدیل کردن جهان که همیشه جایی برای سربازان باشد تبدیل کند. او در ادامه بازهم با هویت میلر با اسنیک ارتباط برقرار کرد و از او خواست تا آن را به کلید پال قرمز تغییر دهد. با توجه به موفقیت اسنیک، لیکوئید نیز از پیشرفت حاصل شده هیجان زده شده بود.

پس از اینکه سالید اسنیک ناخواسته با کلید پال متال گیر را فعال کرد، مک‌دانل میلر سرانجام هویت جعلی خود را به عنوان لیکوئید اسنیک افشا و در ادامه او را در اتاق کنترل محبوس کرد. لیکوئید که دیگر هیچ استفاده‌ای از اسنیک نمی‌دید، گاز اعصاب را در اتاق پخش کرد، گرچه سالید اسنیک در ادامه موفق شد با کمک اتاکون از آنجا فرار کرده و جان سالم به در ببرد. درنهایت پس از به دام افتادن لیکوئید توسط اسنیک، او برای سالید فاش کرد که پنتاگون در بدن او نیز ویروس فاکس‌دای را وارد کرده و آن‌ها از اول قصد داشتند REX را فعال کنند و به ژنوم سربازان نسل بعدی نیز بدون وارد شدن خسارتی به خودشان دسترسی پیدا کنند. پس از این لیکوئید از پدرشان ابراز تنفر کرد و گفت با این شورش قصد داشته تا به موقعیتی بهتر از بیگ باس برسد و سایه او را از سر خود کم کند. لیکوئید در ادامه از دست اسنیک فرار کرده و پس از سوار شدن در کابین REX به اسنیک حمله می‌کند. پس از این گری فاکس موفق به نجات اسنیک شده و او را از مرگ قطعی نجات می‌دهد. در واکنش لیکوئید قول داد که او را به جهنم پس بفرستد. در حالی که لیکوئید به شدت خشمگین بود و کورکورانه به همه جا شلیک می‌کرد، اسنیک و فاکس به هر شکل ممکن موفق به فرار از محوطه شدند. با جستجوی بیشتر، لیکوئید سرانجام این دو را پیدا و ابتدا به سمت گری فاکس آتش گشود. گرچه فاکس خسارت زیادی به متال گیر وارد کرد اما شلیک اسلحه لیزری REX باعث قطع شدن دست چپ گری فاکس و در ادامه کشته شدن او گردید. پس از این لیکوئید و اسنک بار دیگر به مبارزه پرداختند که این بار خساراتی که اسنیک به کابین کنترل متال گیر وارد کرد باعث منفجر شدن اتاقک و پرت شدن لیکوئید شد.

با توجه به زنده ماندن لیکوئید، او اسنیک را بی‌هوش بالای متال گیر برد و پس از به هوش آمدنش به او گفت تا زمانی که او زنده باشد خودش نیز نخواهد مرد. او همچنین گفت گرچه REX تخریب شده ولی مبارزه او هنوز به پایان نرسیده است. او توضیح داد که هدف نهایی او برای سربازان ژنی نسل بعدی دادن هدف دوباره به آن‌ها بوده است چون درحال حاضر سربازان بازیچه دست سیاستمداران فاسد هستند. او پس از این دریافت که اسنیک علیرغم اعتراضاتش، از اینکه جهان همیشه در جنگ باشد بدش نمی‌آید و از حضور در میدان نبرد لذت می‌برد. لیکوئید در ادامه درمورد چگونگی ساخته شدن خود و برادرش توضیح داد و اینکه سربازان ژنی نسل بعد نیز به همین شکل خواهند بود و برای این منظور آن‌ها نیاز به باقی‌مانده بدن بیگ باس دارند. او سپس مریل سیلوربرگ را در بالای REX نشان داد که به یک بمب تایمری بسته شده بود. با شروع بمباران تاسیسات به دستور پنتاگون، دو برادر بار دیگر ولی این بار به شکل تن به تن مبارزه کردند که در نهایت باز هم سالید اسنیک بود که موفق شد لیکوئید را شکست داده و با یک ضربه او را پایین بیاندازد. هرچند به نظر می‌رسید که اسنیک برنده شده ولی لیکوئید از این سقوط نیز جان سالم به در برد. او پس از این سوار بر یک جیپ به تعقیب اسنیک و مریل پرداخت که از طریق تونل درحال فرار از تاسیسات بودند. در حالی که تعقیب و گریز این دو در جریان بود، براثر تیراندازی‌ها هر دو ماشین در نزدیکی خروجی تونل واژگون شدند. چند دقیقه بعد، لیکوئید درحالی که شدیدا مجروح بود با حالتی نامتعادل از ماشین پیاده شد و به سمت اسنیک و مریل رفت و درست در لحظه‌ای که می‌توانست هر دوی آن‌ها را بکشد، به خاطر فعال شدن ویروس فاکس‌دای ناگهان به زمین افتاد و کشته شد.


پس از مرگ


پس از این آسلات در گزارشی از حوادث جزیره سایه موسی گفته بود که درپایان ماجرا، کلون مغلوب (کلونی که در دوره رویان، بیشتر ژن‌های او از صفات مغلوب بیگ باس تشکیل شده بود) زنده ماند و "دیگری" کشته شد. این به آن معنی است که لیکوئید تا زمان مرگش به اشتباه تصور می‌کرده که کلون مغلوب بوده است و درواقع سالید اسنیک همان کلون مغلوب بود. جسد لیکوئید در ادامه توسط برادر دیگرش سالیدوس اسنیک بازیبای شد و پس از اینکه آسلات دست راست او را به جای دست راست قطع شده خود پیوند زد، جسد لیکوئید در سردخانه قرار گرفت.

در سال ۲۰۰۷، سالید اسنیک جسد لیکوئید را دزدید تا از طریق او مرگ جعلی خود را وانمود کند که این حقه تا سال ۲۰۰۹ و نبش قبر و آزمایش DNA برای سالید کار کرد. همچنین از سال ۲۰۰۷، ویژگی‌های شخصیتی لیکوئید به خاطر پیوند دست در آسلات نیز بروز کرده بود اما او قادر بود کنترل خود را دراختیار داشته و مجالی به لیکوئید ندهد. با ای حال در سال ۲۰۰۹، روح و شخصیت لیکوئید به شکل کامل کنترل ذهن آسلات را در اختیار گرفت.

در سال ۲۰۱۴، روند کنترلی روح و شخصیت لیکوئید کل بدن آسلات را در بر گرفت و او به شخصیت متفاوتی با نام لیکوئید آسلات تبدیل شد. با توجه به اینکه اینک او همزاد خودش شده بود، جاه‌طلبی‌های لیکوئید را در پیش گرفت و ساخت یک بهشت بیرونی دیگر و همچنین از بین بردن میهن‌پرستان به اهداف وی تبدیل شد.

منابع

  • Liquid Snake در وب‌گاه متال گیر ویکیا

ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری