45 مقاله
در این ویکی

ایوا


Movyn

EVA

gallery_1_10_5859.jpg

 

اطلاعات شخصی

نام اصلی نامشخص
نام‌های مستعار تاتیانا
تانیا
Matka Pluku
بیگ ماما
ملیت آمریکا
تولد ۱۶ می ۱۹۳۶
مرگ ۲۰۱۴ (۷۸ سالگی)

اطلاعات فیزیکی

رنگ چشم آبی
رنگ مو بلوند
قد ۱۷۸ س.م (۱۹۶۴)
وزن ۶۷.۶ ک.گ (۱۹۶۴)

اطلاعات جانبی

وابستگی فلاسفه
ارتش خلق چین
میهن‌پرستان
ارتش گمشده بهشت
شناخته شده برای جاسوس
ارتباطات بیگ باس (معشوق)
سالید اسنیک (پسر)
لیکوئید اسنیک (پسر)

اطلاعات در بازی

حضور در متال گیر ۲: سالید اسنیک
متال گیر سالید ۴: سلاح‌های میهن‌پرستان
متال گیر سالید: رهرو صلح (فقط صدا)
صداگذارها سوزتا مینت (MGS3, PW)
ونسا مارشال (MPO)
لی مری‌ودر (MGS4)
سازنده هیدئو کوجیما

ایوا (به انگلیسی: EVA) که با اسامی مستعار دیگری چون تاتیانا (Tatyana) ماتاکا پلوکو (Matka Pluku) و بیگ ماما (Big Mama) نیز شناخته می‌شود، یک جاسوس زبده بود که مخفیانه در جریان عملیات اسنیک ایتر با نیکد اسنیک همکاری کرد. در جریان آن ماموریت، طرفین درگیر او را به عنوان یک جاسوس KGB شوروری شناسایی کردند؛ با این حال، او درنهایت ظرافت به عنوان یک جاسوس چینی وارد ماجرا شده بود و تا پایان نیز جز باس کسی متوجه این موضوع نشده بود. ماموریت اصلی او در این ماجرا، پیدا کردن میراث فلاسفه از طریق نفوذ به تشکیلات کلنل ولگین بود. پس از این ماموریت و به پیشنهاد میهن‌پرستان، ایوا به عنوان "مادر جایگزین" برای رشد جنین‌های وابسته به بیگ باس، سالید اسنیک و لیکوئید اسنیک انتخاب شد.



معرفی


ایوا (EVA) در ۱۵ می ۱۹۳۶ در آیداهو آمریکا متولد شد. در دوره‌ای از زندگی و تا پیش از جنگ جهانی دوم، او همراه با بچه‌های دیگری از سرتاسر جهان توسط فلاسفه گرفته شد تا توسط آن‌ها بزرگ شوند و در "مدارس جذابیت" که تحت پوشش هر سه شعبه روسی-آمریکایی و چینی فلاسفه بود تحت تعلیم قرار بگیرند. این کودکان به عنوان جاسوس‌های فوق حرفه‌ای، کارآزموده و مسلط به چند زبان تربیت می‌شدند. پس از این، او درنهایت به چین منتقل شد و به عنوان یک عامل گروه فلاسفه چینی در ارتش آزادی‌بخش این کشور مشغول به خدمت شد. در اینجا او به فنون مختلف نظامی خصوصا تیراندازی با سلاح‌های دستی چینی مسلط شد.


ماموریت اسنیک ایتر


در سال ۱۹۶۴ و قبل از اجرای ماموریت بافضیلت توسط گروه فاکس، ایوا با هویت جعلی تاتیانا (Tatyana) و به عنوان یک جاسوس KGB (اداره جاسوسی شوروی) به زلینویرسک رفت تا از نزدیک روی فرایند توسعه متال گیر شاگوهاد که توسط دکتر سوکولوف درحال انجام بود نظارت کند. او این ماموریت و هویت جعلی را در قالب یک ماموریت سری از جانب فلاسفه چینی انجام می‌داد. با این حال، چند روز پس از آن او همراه با سوکولوف و تحقیقاتش توسط کلنل ولگین دستگیر شدند. تاتیانا در این زمان نیز به بازی در نقشش به عنوان جاسوس KGB و همچنین معشوقه سوکولوف ادامه داد و موفق شد اعتماد و علاقه کلنل ولگین را به خود جلب کند؛ اتفاقی که به او این اجازه را می‌داد تا به سهولت به دژ نظامی کلنل یعنی گروزنیج گراد دسترسی داشته باشد.

بیش از یک هفته بعد، ایوا با با مامور فرستاده فاکس یعنی نیکد اسنیک ملاقات کرد که با هدف خارج کردن مجدد سوکولوف از شوروی به زلینویرسک نفوذ کرده بود. نیکد اسنیک در جریان عملیات اسنیک ایتر قرار بود با آدام، جاسوس KGB که توسط نیکیتا خروشچف به محل فرستاده شده بود ملاقات کند ولی این ایوا بود که به عنوان جایگزین با اسنیک ملاقات کرد. او به اسنیک گفت که به جای آدام در گزونیج گراد نفوذ پیدا کرده و با او همکاری می‌کند. اندکی بعد اما این دو توسط نیروهای آسلات مورد حمله واقع شدند ولی درنهایت اسنیک با کمک ایوا آن‌ها را شکست داد. پس از این و در بازگشت ایوا، کلنل ولگین او را مورد شکنجه قرار داد تا سوکولوف را از این طریق مجبور به همکاری و ادامه پروژه ساخت متال گیر شاگوهاد کند. پس از این اما با شروع بارندگی، ولگین شکنجه را متوقف کرد و گفت این کار را پس از صاف شدن هوا ادامه می‌دهد. ایوا در ادامه نیز مخفیانه و دور از چشم ولگین و افرادش همکاری به اسنیک را ادامه داد و با پیشرفت موفقیت‌آمیز ماموریت‌هایشان، این دو تدریجا احساس علاقمندی به یکدیگر پیدا کردند. او بمب‌های C3 که پیش از این از مقر ربوده بود را به اسنیک داد تا در ادامه ماموریت خود از آن استفاده کند.

باتوجه به نقشه اولیه، ایوا با هویت جاسوس KGb یعنی تاتیانا همچنان با زیرکی درحال پیشبرد ماموریت اصلی خود، یعنی پیدا کردن میراث فلاسفه برای گروه فلاسفه چینی بود. در خلال این تلاش مخفیانه در درون گروزنیج گراد و پیش چشم ولگین، او بدون کم‌ترین جلب‌توجهی در خصوص ماموریت اصلی خود به اسنیک نیز در قالب ارتباط رادیویی کمک می‌کرد. او گفت برای نفوذ به بخش تحقیقاتی و در ادامه ملاقات با گرانین باید چگونه تغییر لباس و چهره بدهد تا بدون دردسر از میان انبوه کارکنان گروزنیج گراد عبور کند. در طول این دوره، او توسط آسلات مورد تردید قرار گرفت و آسلات از طریق بوی بنزین و ردهای باقی‌مانده زنجیر موتورسیکلت روی پوتین‌هایش متوجه هویت مخفی برای تاتیانا شده بود؛ گرچه او مدرک کافی در مورد جاسوس بودن ایوا نداشت و موضوع را در حضور ولگین پیگیری نکرد. باتوجه به شدت اعتماد و علاقه‌ای که از ولگین جلب کرده بود، تاتیانا درنهایت موفق شد اطلاعات حساس ساخت شاگوهاد را از سوکولوف به دست بیاورد و در ادامه از او درخصوص محل اختفای میراث فلاسفه بازجویی کند. در همین زمان، اسنیک که موفق به نفوذ به گروزنیج گراد شده بود درنهایت توسط ولگین دستگیر شد. پس از این و درجریان شکنجه اسنیک توسط کلنل ولگین، ایوا نزدیک بود هویت اصلی خود را لو دهد. زمانی که ولگین از باس خواست تا چشم‌های اسنیک را کور کند، تاتیانا نزدیک او رفت تا مانع وی شود که همین حرکت با دخالت آسلات مواجه شد. این کار باعث تعجب آسلات شد و او گفت مشخص شد که تاتیانا جاسوس است. درحالی که او بازی شانس را با اسلحه‌های Revolver خود روی تاتیانا انجام می‌داد، آخرین شلیک او که منجر به شلیک گلوله می‌شد توسط اسنیک تشخیص داده شد و همین باعث شد تا اسنیک مانع شلیک مستقیم او شود. در عوض گلوله آسلات به چشم راست اسنیک برخورد کرد. پس از این ولگین و آسلات اتاق را ترک کردند و در ادامه باس خودش به پای اسنیک شلیک کرد و به آرامی به او گفت تا فرار کند. ایوا نیز پس از این و تا قبل از رسیدن سربازان ولگین اطلاعات لازم در مورد چگونگی فرار را به اسنیک داد.

 

 

gallery_1_10_62108.jpg

اسنیک و ایوا در حال فرار از شاگوهاد

مدتی بعد و زمانی که اسنیک پس از فرار و نفوذ مجدد به گروزنیج گراد موفق به نصب بمب‌های C3 در محدوده متال گیر شده بود، تاتیانا که موفق شده بود میراث فلسفه را از پنهانگاه ولگین به دست بیاورد توسط او دستگیر شد. با توجه به این موضوع، میکروفیلم‌ها مجددا به دست ولگین افتاد و او علیرغم میل باطنی قصد کشتن تاتیانا را به خاطر این خیانت داشت. گرچه پس از این، باس داوطلب شد تا شخصا تاتیانا را اعدام کند و برای این کار او را از محل خارج کرد. با این حال باس با توجه به اینکه میکروفیلم‌ها را از ولگین گرفته بود درواقع قصد نجات ایوا را داشت و در نهایت نیز او را خارج از گروزنیج گراد و درحالی که ولگین و اسنیک مشغول مبارزه بودند آزاد کرد. پس از پایان مبارزه و شکست ولگین، درحالی که گروزنیج گراد براثر انفجار بمب‌ها درحال سوختن بود، تاتیانا با موتورسیکلت خود به کمک اسنیک آمد و با توجه به تعقیب ولگین با شاگوهاد، همراه با اسنیک از دست او فرار کرد. پس از مدتی تعقیب و گریز، ایوا پس از عبور از یک پل آهنی توقف کرد و به اسنیک گفت به محض عبور شگوهاد از پل، مواد منفجره کار گذاشته شده روی پایه‌های پل را هدف قرار دهد. این نقشه گرچه عملی شد اما تعقیب شاگوهاد پس از این نیز ادامه پیدا کرد. این تعقیب نیز درنهایت به مبارزه منتهی شد که در جریان این مبارزه، ایوا با موتورسیکلت خود تلاش کرد تا توجه ولگین را به خود جلب کند تا در همین زمان، فرصت برای اسنیک و هدف قرار دادن شاگوهاد فراهم شود. با کمک موثر ایوا، اسنیک درنهایت موفق شد ولگین و شاگوهاد را منفجر کرده و از بین ببرد.

ایوا و اسنیک پس از این از محل فرار کردند و پس از گذراندن مسیری طولانی از دل جنگل و مبارزه با چند دسته از نیروهای بازمانده ولگین، درنهایت موفق شدند خود را به هواپیما برسانند. با این حال ماموریت هنوز برای اسنیک تمام نشده بود. او باید آخرین هدف خود،یعنی استاد سابقش باس را از بین می‌برد. در این زمان ایوا نیز به اسنیک گفت که باس نیز منتظر او است. پس از پایان ماموریت اسنیک و بازگشت به هواپیما، این دو علیرغم دخالت مجدد آسلات از شوروی خارج شدند. ایوا پس از این همراه با میکروفیلم میراث فلاسفه و همچنین اطلاعات ساخت شاگوهاد به چین بازگشت. چینی‌ها یک سال بعد سیستم متال گیر خود را براساس همین اطلاعات ساختند اما آن‌ها متوجه شدند که میکروفیلم‌های به دست آمده توسط ایوا جعلی بوده است. با توجه به اینکه مشخص شد میکروفیلم‌های اصلی [به لطف آسلات] اینک دراختیار CIA است، چینی‌ها درنهایت ایوا را از کشور خود اخراج کردند.

در سال ۱۹۶۸ نیز او در هانوی ویتنام حضور داشت، گرچه با شروع جنگ ویتنام براساس اطلاعات رسمی ناپدید شد.


میهن‌پرستان


در ۱۹۷۱، ایوا بار دیگر با اسنیک (در این زمان با لقب بیگ باس) مواجه شد و این بار توسط او از هانوی نجات پیدا کرد. پس از بازگشت این دو به آمریکا، آن‌ها همراه با چند عضو دیگر اقدام به تاسیس گروه میهن‌پرستان کردند؛ سازمانی که با هدف متحد کردن دوباره جهان و پایان دادن به جنگ سرد شکل گرفته بود. اعضای اولیه میهن‌پرستان غیر از بیگ باس و ایوا، سرگرد زیرو، پارا-مدیک، آسلات و سیگنت بودند.

یک سال بعد، سرگرد زیرو در یک پروژه مخفی که بدون آگاهی بیگ باس پیش برده می‌شد، تصمیم به ایجاد کلون‌هایی از بیگ باس کرد و برای پرورش رویان‌ها و جنین، ایوا خود را داوطلب به عنوان رحم جایگزین اعلام کرد. زیرو حضور بیگ باس در میهن‌پرستان را نوعی ایجادکننده مشروعیت می‌دید و قصد داشت از این طریق، حتی با از دست دادن بیگ باس همچنان حضور سربازان افسانه‌ای در سازمان را تداوم ببخشد. در این پروژه، هشت کلون در رحم ایوا قرار گرفت که در پایان دو رویان به جنین تبدیل شده و سالم متولد شدند. پس از این رویداد، بیگ باس درنهایت متوجه اجرای پروژه شد و میهن‌پرستان را ترک کرد. با توجه به این موضوع، ایوا گرچه دوقلوهای متولد شده را همچون کودکان خودش می‌دید ولی درحمایت از بیگ باس او نیز سازمان را ترک کرد.


رویداد رهرو صلح


ایوا پس از آن ماجرا نیز به ارتباط خود، هرچند اندک و از دور با بیگ باس ادامه داد. ازجمله او یک نوار کاست در سال ۱۹۷۴ به مقر سربازان بدون مرز فرستاد و پیرامون آخرین اقداماتی که باس در سال ۱۹۶۴ و در گروزنیج گراد انجام داد توضیح داد. این نوار که توسط کازوهیرا میلر به دست بیگ باس رسیده بود آدرس برگشتی نداشت و تنها اسم ایوا روی آن نوشته شده بود. بیگ باس نیز در پاسخ با تردید توضیح داد که ایوا یک آشنای قدیمی است.


پس از رهرو صلح


پس از تخریب پایگاه مادر سربازان بدون مرز توسط XOF، ایوا به دستور زیرو اسنیک و ونوم اسنیک را به قبرس منتقل کرد. پس از ماجرا و زمانی که اسنیک از کما خارج شد، آسلات درخصوص اقدام موفقیت‌آمیز ایوا در اجرای این ماموریت صحبت کرد؛ هرچند اسنیک متعجب بود که چرا ایوا دستورات زیرو را دنبال می‌کند.

پس از اینکه سالید اسنیک در عین ناباوری و تجربه کم موفق شد کودتای پدر ژنتکی خود بیگ باس را در سرزمین زنگبار خنثی کند، میهن‌پرستان درادامه بدن سوخته و بی‌جان او را بازیابی کرد تا در حالت نباتی و در نانوماشین به حیات ادامه دهد. در سال ۲۰۰۳، ایوا و آسلات گری فاکس و نائومی هانتر را به خدمت گرفتند تا پارا-مدیک را به قتل برسانند. آسلات شخصا در جریان رویداد جزیره سایه موسی سیگنت را کشته بود و اینک از بلندپایگان میهن‌پرستان، تنه سرگرد زیرو باقی مانده بود. ایوا مدتی پس از رویداد بیگ شل توسط سالیدوس اسنیک به شرق اروپا فرار کرد و با تشکیل یک گروه مقاومت مردمی به نام ارتش گمشده بهشت، با عنوان بیگ ماما (Big Mama) به عنوان فرمانده گروه به فعالیتش ادامه داد. در این دوره او علاوه بر پذیرش یتیم‌های جنگی، به مقابله با سیستم هوش‌مصنوعی‌های میهن‌پرستان و زیرو پرداخت و تصمیم داشت اقتصاد مبتنی بر جنگ را [از طریق نابود کردن میهن‌پرستان] برای همیشه نابود کند.


رویداد سلاح‌های میهن‌پرستان

 

 

 

gallery_1_10_35536.jpg

"بیگ ماما" در سال ۲۰۱۴

در سال ۲۰۱۴ و در جریان ماموریت اسنیک پیر برای نابود کردن لیکوئید آسلات، رایدن فاش کرد که بیگ ماما درقبال کمک برای نجات سانی، موفق به تصاحب بدن بیگ باس شده است. با آگاهی از موضوع و اینکه بیگ ماما و گروهش با لیکوئید آسلات همکاری می‌کنند، اسنیک تصمیم گرفت به شرق اروپا برود و بدن بیگ باس را از دسترس لیکوئید آسلات خارج کند.

اسنیک پس از این و درتعقیب یکی از نیروهای بهشت گمشده درنهایت با بیگ ماما مواجه شد. ایوا در اینجا درخصوص چگونگی تاسیس میهن‌پرستان و هدف اولیه آن به اسنیک اطلاعات بیشتری داد. او همچنین گفت که بدن بیگ باس زنده اما در کما و در داخل نانوماشین اینک در اختیار خودش است. با این حال درحقیقت، این بدن سالیدوس اسنیک بود که به دست آورده بود و با زیرکی و پیش از این ملاقات از آن برای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده بیگ باس حقیقی استفاده کرده بود؛ موضوعی که اسنیک و لیکوئید از آن بی اطلاع بودند. اینک بیگ ماما تنها امیدوار بود که در ماجرای اسنیک و لیکوئید، درنهایت سیستم هوش مصنوعی‌های میهن‌پرستان منهدم شود تا بیگ باس بتواند از کمای مصنوعی ایجاد شده توسط نانوماشین خارج شود.

اندکی بعد، مشخص شد که سه دوارف گکو از طریق تعقیب اسنیک وارد محوطه شدند و به این ترتیب موقعیت آن‌ها برای PMC لو رفته است. درحالی که ایوا، گروه مقاومت و اسنیک از محل خارج شدند، یک ون طعمه شروع به حرکت کرد تا ون اصلی حامل بدن بیگ باس همراه با ایوا که با موتورسیکلت خود حرکت می‌کرد بتوانند از دست نیروهای PMC فرار کنند. در این زمان اسنیک نیز در جریان تعقیب از ایوا و ون حامل بیگ باس دفاع می‌کرد. این تعقیب و گریز دیوانه‌وار در داخل شهر ت آنجا ادامه پیدا کرد که با شدید شدن حملات ماشین‌ها واژگون شدند. ایوا نیز از موتورسیکلت افتاد و براثر این تصادف، درست شبیه تصادف قبلی در زلینویرسک به شدت مجروح شد. پس از از بین بردن نیروهای PMC توسط اسنیک، او به جراحات ایوا رسیدگی کرد و در ادامه با یکدیگر به سمت یک کشتی رفتندتا همراه با جسد بیگ باس از شهر فرار کنند. با این حال در آنجا لیکوئید آسلات منتظر آن‌ها بود. پس از اینکه لیکوئید با تکنیک‌های CQC اسنیک و مریل سیلوربرگ و نیروهایش را نیز از طریق فعال کردن سیستم سلاح‌های میهن‌پرستان شکست داد، باتوجه به اینکه دیگر به DNA بیگ باس نیازی نداشت بدن او را در آتش انداخت. در این زمان ایوا درحالتی ناامید و متوهم وارد آتش شد تا بیگ باس را نجات دهد اما درنهایت این خودش بود که سوخت. گرچه اسنیک درادامه ایوا را از شلیک تیر لیکوئید نجات داد ولی او دیگر به شدت ضعیف و مجروح شده بود. اسنیک پس از این در آخرین لحظات زندگی ایوا، "مادرش" را در آغوش گرفت تا اینکه اندکی بعد درگذشت.


پس از مرگ


گرچه به نظر می‌رسید ترکیب صدمات مختلف از تصادف موتورسیکلت و سوختگی در آتش باعث مرگ ایوا شد اما بیگ باس در آرامستان آرلینگتون به اسنیک گفت که درواقع ایوا براثر نوع جدیدی از ویروس فاکس‌دای که در اسنیک وجود داشت کشته شد. دراینجا بود که اسنیک متوجه شد ایوا در نقشه بزرگ بازگرداندن بیگ باس برای نابود کردن میهن‌پرستان نقشی کلیدی داشت.


منابع

 

  • EVA در وب‌گاه متال گیر ویکیا

ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری