• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
39 مقاله
در این ویکی

سالید اسنیک


Movyn

Solid Snake

gallery_1_10_102641.jpg

 

اطلاعات شخصی

 
نام اصلی دیوید
 
نام‌های مستعار اسنیک پیر (Old Snake)
Iroquois Pliskin
 
ملیت آمریکا
 
تولد ۱۹۷۲
 

اطلاعات فیزیکی

 
رنگ چشم آبی
 
رنگ مو قهوه‌ای
 
قد ۱۷۸ س.م (۱۹۹۹)
۱۸۲ س.م (۲۰۰۵)
۱۸۰ س.م (۲۰۱۴)
 
وزن ۷۵ ک.گ (۱۹۹۹)
۶۳.۴ ک.گ (۲۰۱۴)
 

اطلاعات جانبی

 
وابستگی ارتش ایالات متحده (کلاه سبزها، فاکس‌هاند)
CIA
فیلانتروپی
 
شناخته شده برای سرباز، جاسوس، مزدور
 
ارتباطات بیگ باس (پدر ژنتیکی)
دستیار کلارک (اهداکننده میتوکندری)
ایوا (مادر جایگزین)
لیکوئید اسنیک (برادر دوقلو)
سالیدوس اسنیک (برادر)
 

اطلاعات در بازی

 
دیده شده در متال گیر
متال گیر ۲: سالید اسنیک
متال گیر سالید
متال گیر سالید ۲: پسران آزادی
متال گیر سالید ۴: سلاح‌های میهن‌پرستان
 
صداگذارها دیوید هیتر
 
سازنده هیدئو کوجیما
 
طراح یوجی شینکاوا

سالید اسنیک (انگلیسی: Solid Snake) و با نام اصلی دیوید که با اسم رمزهای دیگری چون، Iroquois Pliskin، مار پیر (Old Snake) و یا به صورت ساده اسنیک نیز شناخته می‌شود، یک جاسوس، سرباز نیروهای ویژه آمریکا و مزدور بوده است. اسنیک دارای IQ یا ضریب هوشی ۱۸۰ بوده و به شکل روان قادر است تا به ۶ زبان صحبت کند. سوابق او در میان نیروهای ویژه باعث شده تا از او به عنوان یک افسانه و همچنین به عنوان "مردی که غیرممکن را ممکن می‌کند" شناخته شود.

سالید به عنوان یک محصول از پروژه کودکان وحشتناک شناخته می‌شود. این پروژه سری توسط سازمان میهن‌پرستان انجام گرفت و در طی آن، از ژن سرباز افسانه‌ای نیروهای ویژه آمریکا یعنی بیگ باس، برای تولید کلون‌های همتا از او استفاده گردید. البته این کلون‌ها به شکل رویان ایجاد شده و در رحم معشوقه بیگ باس یعنی ایوا قرار داده شدند. از میان ۸ رویان، تنها دو کودک زنده به دنیا آمدند که یکی از آن‌ها سالید اسنیک و دیگری لیکوئید اسنیک نام داشتند. سالید و لیکوئید به فاصله کمی صاحب برادر دیگری به نام سالیدوس اسنیک نیز شدند. بیگ باس از کل این پروژه بی‌اطلاع بود و پس از آگاهی سازمان میهن‌پرستان را ترک کرد. با این حال کودکان از این موضوع اطلاعی نداشتند و روند طبیعی رشد خود را طی کردند.

دوران نظامی‌گری او با حضور در نیروهای ویژه کلاه سبزها شروع شد وبا پیشرفت در این واحد، در دهه ۱۹۹۰ به بخش نیروهای فاکس‌هاند منتقل شد؛ جایی که فرماندهی آن با پدرش بیگ باس بود. در این زمان گرچه بیگ باس از هویت اصلی او مطلع بود اما سالید درابتدا از اینکه پدرش فرمانده او است اطلاعی نداشت. بیگ باس در این دوره به او آموزش‌های نظامی و رزمی، به ویژه آموزش فنون CQC را یاد داد و در ادامه او را به یک ماموریت فرستاد. در این ماموریت او بارها و بارها با یک متال گیر دارای توان هسته‌ای درگیر شد و درنهایت آن را نابود کرد. او سه بار چنین تهدیدهای هسته‌ای را خنثی کرد و به یک قهرمان و افسانه جنگی در کشورش مشهور شد. گرچه او در این مسیر مجبور شد تا دستورات پدرش بیگ باس را نادیده بگیرد ودرنهایت یک کپی از پدرش یعنی ونوم اسنیک را بکشد. در این زمان تصور اولیه او این بود که دراصل پدرش را کشته اما بیگ باس حقیقی پس از مرگ ونوم تصمیم گرفت خود را پنهان کند تا اسنیک بر همین باور بماند.

به دنبال حوادث جزیره موسی و پس از اینکه میهن‌پرستان سالید اسنیک را به عنوان یک خطر تروریستی معرفی کردند، اسنیک کاری کرد که در جریان حادثه تانکر مرده پنداشته شود. گرچه یک سال بعد بار دیگر خود را نشان داد و در رویداد بیگ شل به رایدن کمک کرد. پس از این بدن او وارد حالت "پیری زودرس" شد چون در زمان کلون شدن، تغییرات عمدی در ژنوم او صورت گرفته بود که باعث کاهش سلامتی ندریجی وی می‌شد. در سال ۲۰۱۴، اسنیک آخرین ماموریت خود رابا موفقیت به پایان رساند؛ در جریان این ماموریت، اسنیک لیکوئید آسلات را شکست داد و درنهایت نیز سازمان میهن‌پرستان را نابود کرد. پس از این، او برای آخرین بار با پدرش بیگ باس ملاقات کرد و تصمیم گرفت تا آخرین روزهای عمرش را به جای جنگ در صلح بگذراند.



معرفی


برای اولین بار در سال ۱۹۷۰ بود که الیزا و اورزولا در یک چشم‌انداز آینده‌نگرانه متوجه شدند که سالید اسنیک به عنوان پسر بیگ باس شخصی خواهد شد که "جهان را نجات خواهد داد".

 

 

gallery_1_10_2168.jpg

سالید اسنیک در دهه ۹۰

سالید اسنیک (Solid Snake) در سال ۱۹۷۲ همراه با برادر دوقلوی خود یعنی لیکوئید اسنیک متولد شد. نام‌های سالی و لیکوئید اسنیک به صورت مستعار هستند ودر اصل این دو به نام‌های دیوید (David) و ایلای (Eli) نامیده شدند. هر دو کودک، حاصل یک پروژه آزمایشگاهی به نام پروژه کودکان وحشتناک بودند. این پروژه به منظور ساخت سربازان برتر از ژن سرباز افسانه‌ای نیروهای ویژه آمریکا یعنی بیگ باس، برنامه‌ریزی و اجرا گردید. اجراکننده این پروژه سازمان میهن‌پرستان (یا سایفر) بود که مستقیما توسط رئیس آن یعنی سرگرد زیرو انجام می‌گرفت. با استفاده از روش انتقال هسته سلول سوماتیک هشت سلول تخم اهدایی توسط یک زن ژاپنی که حاوی DNA بیگ باس به عنوان رویان بود، ایجاد و آن‌ها در رحم معشوقه بیگ باس یعنی ایوا قرار گرفت. در زمان اجرای این پروژه، میهن‌پرستان آن را به دور از چشم و آگاهی خود بیگ باس اجرا کردند. پس از مدتی، مشخص شد که ۶ رویان در همان مراحل اولیه سقط شدند و تنها دو کلون به رشد خود ادامه دادند. محققان پس از این کلون‌ها را از نظر توالی کدون‌ها دستکاری کردند؛ یکی ازکلون‌ها بیشتر حاوی صفات غالب و دیگری بیشتر حاوی صفات مغلوب بیگ باس بود.

۹ماه بعد، دوقلوها به دنیا آمدند و در ادامه اسم رمزهای سالید اسنیک و لیکوئید اسنیک را دریافت کردند. سالید اسنیک به عنوان یک کلون از سلول‌های سوماتیک بیگ باس، DNA میتو‌کندریایی زن ژاپنی را به ارث برده بود که بعدها برخی از صفات او را در سالید نشان داد. پس ازتولد این دو بود که کلون سوم نیز توسط محققان سازمان میهن‌پرستان ایجاد شد.


اوایل زندگی و سوابق نظامی


سالید اسنیک پس از تولد دیوید نامیده شد. او در دوره‌های مختلف و توسط چند خانواده به عنوان پدرخوانده و مادرخوانده‌های خود بزرگ شد و در این سال‌های اولیه هیچ‌گاه کشور را ترک نکرد. پس از مدتی، سایفر (سازمان میهن‌پرستان) به خاطر آنکهموفق نشد تا بیگ باس را متقاعد به رفتن کنار پسران ژنتیکی‌اش کند، تصمیم گرفت فرزندان بیگ باس را وارد ارتش کند. دیوید در نوجوانی وارد ارتش شد ودوره‌های آموزشی خود را در واحد کلاه سبزها گذراند. یکی از اولین ماموریت‌های او در سال ۱۹۹۱ و زمان جنگ خلیج (جنگ عراقو کویت) بود که در طی آن دیوید باید به غرب عراق نفوذ می‌کرد. در طول این جنگ، به برخی از سربازان ارتش برای تکرار نتایج پروژهکودکان وحشتناک، واکسن‌های حاوی ژن بیگ باس تزریق شد. این افراد در ادامه با عنوان فرزندان جنگ خلیج شناخته می‌شدند و به نوعی خواهرها و برادرهای سالید نیز از جهتی تبدیل شده بودند.

پس از این، دیوید به واحد نیروهای فاکس‌هاند پیوست که تشکیل شده از برترین سربازان نیروهای ویژه آمریکا بود و فرماندهی آن نیز در اختیار بیگ باس قرار داشت. در طی این دوره بود که دیوید رسما اسم رمز "سالید اسنیک" را برای ماموریت‌هایش دریافت کرد. او درجریان دوره‌های آموزشی فاکس‌هاند، به یک متخصص پرش از ارتفاع و چتربازی تبدیل شد، زبان‌شناسی آموخت واین توانایی را به دست آورد تا به ۶ زبان مختلف صحبت کند، فنون مبارزه تن به تن در خشکی و درون آب را فرا بگیرد و در صخره‌نوردی و صعود به ارتفاع نیز به یک استاد تبدیل شود. بیگ باس پس از این شخصا فنون مبارزه اختصاصی CQC را نیز آموزش داد؛ این روش که در اصل حاصل ابداع مشترک بیگ باس و استاد سابقش باس بود، به مبارز کمک می‌کرد تا به شکل موثر و همزمان از سلاح سرد، گرم و فنون رزمی در تقابل با حریف استفاده کند. بیگ باس به سالید اسنیک آموخت که مهم‌ترین نکته در میدان جنگ، داشتن اراده بالا برای زنده ماندن است. سالید اسنیک همچنین در این دوره با یک استاد زندگی در شرایط مرگ یعنی کازوهیرا میلر نیز ملاقات کرد. نام اصلی و هویت و پیشینه اسنیک نیز در این دوره به دلایل امنیت ملی به صورت طبقه‌بندی شده درآمده بود.


طغیان بهشت بیرونی

 

 

 

gallery_1_10_6353.jpg


سالید اسنیک و مبارزه با TX-55

gallery_1_10_5615.jpg


سالید اسنیک و مبارزه با ونوم اسنیک


نخستین ماموریت اسنیک به‌عنوان سرباز فاکس‌هاند در سال ۱۹۹۵ و نفوذ او به بهشت بیرونی بود. بهشت بیرونی یک شرکت و سازمان نظامی خصوصی بود که در اعماق آفریقای جنوبی قرار داشت و توسط یک مزدور افسانه‌ای فرماندهی می‌شد. ماموریت اسنیک، نجات گری فاکس به عنوان یک مامور فاکس‌هاند که در یک ماموریت مفقود شده بود و همچنین روشن کردن ماهیت یک متال گیر به نام TX-55 بود. مدت کوتاهی پس از ورود به بهشت بیرونی، بیگ باس با او تماس گرفت و از او خواست تا آماده نخستین ماموریت واقعی‌اش در فاکس‌هاند شود.

پس از نفوذ به استحکامات از طریق دالان‌های آبی زیرین، اسنیک از طریق چند زندانی که آزادشان کرد متوجه شد که فاکس یک سلول فوق‌امنیتی درمحل دراختیار دارد که تنها راه نفوذ آن این است که به شکل دستگیر شده وارد آن شوند. اسنیک پس از این با همین تاکتیک مرگبار درنهایت گریفاکس را پیدا و او را نجات داد. اودر ادامه از طریق گری فاکس فهمید که متال گیر مورد نظر، از نوع هسته‌ای ودارایکلاهک است که قادر است هر نقطه از جهان را هدف‌گذاری و منهدم کند. پس از این فاکس به اسنیک گفت برای نابود کردن این سلاح، باید توسعه دهنده آن یعنی دکتر مادنار را پیدا کند. اسنیک پس از این با کمک دیگر بازماندگان و متحدانش یعنی اشنایدر، دایان و جنیفر موفق شد دکتر مادنار و دخترش الن مادنار را پیدا کرده و روش منهدم کردن TX-55 را متوجه شده و درنهایت آن را از بین ببرد. پس از این بیگ باس بار دیگر با اسنیک تماس گرفت و این بار گفت فرمانده نیروهای بهشت بیرونی خودش است. این دو پس از این با یکدیگر رو در رو شده و مبارزه کردند که در نهایت این اسنیک بود که پدرش را شکست داد و او را کشت. درحالی که او پس از این به سرعت و با موفقیت از پایگاه خارج شد، از این حقیقت اطلاع نداشت که او در واقع یک کپی از بیگ باس یعنی ونوم اسنیک را کشته است. با این حال آنچه برای سالید اهمیت داشت، پایان موفقیت‌آمیز ماموریتش بود.


جدایی از فاکس‌هاند


بی‌اعتنا به موفقیتش در ماموریت بهشت بیرونی، سالید اسنیک تصمیم گرفت تا فاکس‌هاند را ترک کند و وارد یک دوره کوتاه بازنشستگی شود. او همچنین استفاده از روشهای CQC را که توسط بیگ باس آموخته بود نیز کنار گذاشت چون پدرش را شخصی می‌دید که به نیروهای واحد تحت فرماندهی خودش خیانت کرد.

مدتی بعد سالید توسط CIA استخدام شد و به مدت ۶ ماه به عنوان مامور مخفی برای آن‌ها فعالیت کرد، تا اینکه به خاطر نارضایتی از این سازمان، از آن‌ها نیز جدا شد. پس از جدایی از CIA، سالید تبدیل به یک مزدور شد و زمانی که میزان کافی پول به دست آورد، تصمم گرفت به دشت‌های غیرمسکونی کانادا برود و دوران نیمه بازنشستگی را در آنجا بگذراند. در این دوره و برای چند سال پیش رو، سالید اسنیک به دلیل خاطراتی که از بیگ باس و بهشت بیرونی برایشمانده بود، دچار PTSD (اختلال استرسی پس از ضایعه روانی) شد.


آشفتگی در سرزمین زنگبار

 

gallery_1_10_549.jpg

سالید اسنیک در سال ۱۹۹۹

در سال ۱۹۹۹، فرمانده جدید فاکس هاند یعنی روی کمپبل اسنیک را فراخواند تا به یک ماموریت در آسیای میانه بفرستد. یک کشور جدید و تازه استقلال‌یافته توسط مزدوران به نام سرزمین زنگبار، ظاهرا یک متخصص ومخترع به نام دکتر کیو را ربوده بود و به اعتقاد آن‌ها،مزدوران حاکم بر آن سرزمین از این طریق قصد ساخت نوع جدیدی از یک متال گیر را داشتند. سالید پس از این تصمیم گرفت برای پایان دادن به کابوس‌هایش این ماموریت را بپذیرد.
سالید اسنیک برای این ماموریت ابتدا باید از دیواره غیرقابلنفوذ و طولانی که سرزمین زنگبار را احاطه کرده بود عبورد کند، دکتر کیو را پیدا کرده و پس از به دست آوردن فرمول ساخت ماده OILIX و همراه آن‌ها از آنجا فرار کند. اسنیک در این ماموریت از پشتیبانی رادیویی کلنل کمپبل، استاد سابقش در فاکس‌هاند یعنی کازوهیرا میلر و همچنین یک مشاور به نام جورج کاسلر برخوردار بود. پس از مدتی اسنیک موفق شد اولین آبجکتیو خود در ماموریت را پشت سر بگذارد اما در ادامه مجبور شد تا یک جاسوس CIA به نام هالی وایت که تحت پوشش درآنجا حضور داشت و دچار دردسر شده بود را نجات دهد. پس از نجات هالی، اسنیک دریافت که از چه طریقی می‌تواند با رادیو با دکتر کیو ارتباط برقرار کند. پس از برقراری ارتباط، اسنیک متوجه شد که دکتر کیو فقط قادر است با زبان‌های چکی و اسلواکی صحبت کند و برای حل این مشکل، او این بار باید محافظ شخصی وی یعنی گوستاوا هفنر را بیابد. پس از پیدا کردن هفنر و برقراری یک ارتباط رادیویی دیگر، اسنیک درنهایت موفق شد تا دکتر کیو راپیدا کرده و آزادش کند.
 

gallery_1_10_2943.jpg

سالید اسنیک و مبارزه با گری فاکس

با این حال در ادامه اسنیک شاهد یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده بود؛ این بار او مورد حمله دوست و همرزم سابقش در فاکس‌هاند یعنی "گری فاکس" قرار گرفت. پس از اینو پس از خیانت دکتر مادنار که اسنیک ابتدا تصور می‌کرد متحدش است، آنها مورد حمله قرار گرفتند و در جریان این حمله دکتر کیو و محافظشگوستاوا هفنر کشته شدند. با وجود این حوادث، اسنیک سلامتخود را بازیافت و موفق شد فرمول OILIX را پیدا کند. اسنیک پس از این و در اعماق سرزمین زنگبار موفق شد متال گیر D را پیدا کرده و پس از مبارزه‌ای دشوار درنهایت آن را نابود کند. پس از نابود شدن این متال گیر، آخرین جاه‌طلبی‌های مرد پشت پرده حوادث زنگبار یعنی بیگ باس خنثی شد و او آماده مبارزه نهایی با پسرش شد. در این مبارزه، یک بار دیگر سالید اسنیک پیروز شد و این بار او با اسلحه شعله‌افکن و ریختن آتش روی بیگ باس، او را کشت. پس از این و درحالی که بیگ باس در حال سوختن بود، اسنیک او را در همین حال و برای مرگ رها کرد و همراه با هالی وایت از استحکامات زنگبار فرار کرد. در مسیر فرار آن‌ها حملات بازماندگان نیروهای بیگ باس را دفع کردند و درنهایت خود را به هلی‌کوپتر نجات رساندند.

پس از پایان ماموریت وزمانی که اسنیک مشغول ارائه گزارش بود، او درخواست کمپل برای پیوستن مجدد به فاکس‌هاند را رد کرد و گفت سرانجام کابوس‌هایش به پایان رسیدند. او همچنین تایید کرد که کارتریج‌های به دست آمده حاوی فرمول‌های OILIX دکتر کیو هستند. پس از این و باوجود قولی که به وایت در مورد شام کریسمس داده بود، سالید اسنیک به محل نرفت. کمپل نیز پس از این گفت که این اولین باری بود که اسنیک بدون اطلاع ناپدید می‌شود.


بازنشستگی


سالید اسنیک، گرچه گفت کابوسش پس از ماموریت زنگبار به پایان رسید ولی همچون پیش از این ماموریت، تصمیم گرفت بازهم خود را بازنشسته کند. این بار او به آلاسکا رفت تا در دریاچه‌های دوقلو اقامت کند. در این زمان، ارتش پس از ناپدید شدن ناگهانی اسنیک، او را متهم به چندین مورد اقدام سوءرفتار در حین خدمت در نیروهای مسلح کرد. اتهامات به قدری سنگین بود که پرونده او را برای بسته شدن با حکم یک حبس طولانی مدت کافی می‌کرد. سالید اسنیک اما بدون توجهی قصد از بازنشستگی استفاده کرد تا دوران جنگی خود و همچنین این واقعیت که درواقع پدر خودش را کشته را به فراموشی بسپارد. او در ادامه به یک دائم‌الخمر و همچنین مسابقه‌دهنده در رقابت‌های محلی سورتمه‌سواری با سگ تبدیل شده بود.

حادثه جزیره سایه موسی

 

gallery_1_10_15476.jpg

سالید اسنیک در جریان رویداد جزیره سایه موسی

در فوریه ۲۰۰۵، سالید اسنیک بار دیگر به ارتش فراخوانده شد و به دستور فرمانده سابقش یعنی کلنل کمپبل، این بار به جزیره سایه موسی اعزام گردید. این بار تعدادی از اعضای سرکش فاکس‌هاند بودند که دست به شورش زده و پس از تسخیر جزیره سایه موسی در نزدیکی آلاسکا، کشور را تهدید هسته‌ای کرده بودند. شرایط آن‌ها برای جلوگیری از این اقدام، پس دادن باقی‌مانده‌های اعضای بدن "بیگ باس" بود. سالید این ماموریت را با اکراه و تحت یک شرایط پذیرفت که تنها دستوراتش را از کلنل کمپبل باید دریافت کرده و همچنین همه اطلاعات مرتبط با ماموریت را نیز باید دراختیارش بگذارد. باتوجه به اینکه رهبر شورشیان، برادر اسنیک یعنی لیکوئید اسنیک بود، سالید پیش از ورود به ماموریت موهای خود را کوتاه کرد تا با او اشتباه گرفته نشود. پس از نفوذ به استحکامات، سالید با مهارت بالا و عبور مخفیانه از میان نیروهای امنیتی، درنهایت موفق شد برخی از گروگان‌ها از جمله کنث بیکر، رئیس صنایع اسلحه‌سازی آرمزتک و رئیس DARPA یعنی دونالد اندرسون را نجات دهد.

اسنیک پس از این به تنهایی به پایگاه اصلی نفوذ کرد، گرچه در ادامه موفق شد دو متحد پیدا کند. یک متخصص به نام هال امریش که توسعه دهنده پروژه متال گیر REX بود وهمچنین یک عضو جدید فاکس‌هاند و همچنین خواهرزاده کلنل کمپل یعنی مریل سیلوربرگ. متال گیر رکس درحقیقت یک تانک غول‌پیکر دو پا و مسلح به جنگ‌افزار هسته‌ای بود که فرایند ساخت آن در اصل به شکل مخفیانه توسط دولت آمریکا پشتیبانی می‌شد اما اینک به دست شورشیان افتاده بود. گرچه اسنیک برای این ماموریت آماده بود اما پس از رساندن خود به پشت‌بام برج خسته شده بود. اسنیک پس از این به خاطر اطلاعات غلط فریب خورد و متال گیر را فعال کرد (اطلاعات غلط توسط لیکوئید اسنیک و با نام مستعار کازوهیرا میلر به گروه پشتیبانی اسنیک داده شده بود). با وجود این ماجرا، سالید اسنیک با کمک دو متحدش و همچنین دوست قدیمی‌اش یعنی گری فاکس (که اینجا با نام سایبورگ نینجا شناخته می‌شود) درنهایت موفق شد تا در یک نبرد نفس‌گیر متال گیر رکس و شورشیان فاکس‌هاند از جمله لیکوئید را شکست دهد. پیش از نبرد نهایی با لیکوئید، او اسنیک را به خاطر کشتن نسل بعدی نیروهای ویژه سرزنش کرد چون این افراد نیز همچون سالید اسنیک و لیکوئید حاصل آزمایش‌های مشابهی بودند و درحقیقت حکم برادرانش را داشتند.

سالید اسنیک پس از این متوجه شد که کل این ماموریت یک طرح هوشمندانه بود که توسط پنتاگون طرح‌ریزی شده بود. بدون اطلاع قبلی و به عنوان یک پروژه مخفی، پنتاگون یک مهندس ژنتیک به نام نائومی هانتر که در جریان ماموریت نیز متحد اسنیک بود را مامور کرده بود تا در بدن سالید یک ویروس هوشمند به نام فاکس‌دای (ویروسی که تنها پس از تشخیص ژنوم شخص به عنوان سلاح بیولوژیکی میزبان را می‌کشد) قرار دهد. سالید پس از آگاهی از این موضوع شدیدا عصبانی شد که این ماموریت درواقع توطئه دولت بوده و او نیز صرفا به عنوان یک حامل ویروس، برای کشتن بیکر (شخصی که بیش از حد درباره این پروژه اطلاع داشت) فرستاده شده بود. همچنین به او یادآوری شد که سالید با میل و اشتیاق خودش ماموریت را قبول کرد چون عاشق میدان نبرد بوده است، همان طور که مریل، سایکو مانتیس، لیکوئید و همچنین بیگ باس پیش از این به او گفته بودند.

در طول این ماموریت، سالید به این موضوع مشکوک شده بود که کمپل اطلاعات کافی دراختیارش نمی‌گذارد یا موضوعاتی را از وی مخفی می‌کند. اوپس از این متوجه شد که پنتاگون از مریل به عنوان اهرم فشار استفاده کرده بود تا کمپل را وادار به همکاری کند. سالید همچنین متوجه شد که نائومی هانتر، خواهر ناتنی گری فاکس بوده است و به خاطر آنچه اسنیک با پدرش وبرادرش کرده بود او را لایق انتقام‌گیری از طریق تزریق ویروس فاکس‌دای می‌دانست. با این حال ویروس، ژنوم سالید را به عنوان یک تهدید و سلاح بیولوژیکی تشخیص نداد و همین باعث زنده ماندن سالید شد. کمپل پس از این و برای اینکه کمی برای اسنیک آسایش ایجاد کند، خبری جعلی پخش کرد که در آن سالید کشته شده اعلام شد؛ زمانی که او و خودرو در اقیانوس غرق شدند.


پس از جزیره سایه موسی


پس از ماموریت جزیره سایه موسی، سالید اسنیک و مریل ناپدی شدند و کمپل نیز خبر مرگ جعلی‌شان را تایید کرد. مدتی بعد سالید ارتباطش با مریل را نیز از دست داد؛ گرچه در میان عموم مردم به خاطر موفقیتش در ماموریت سایه موسی ودنهایت کشته شدنش به یک قهرمان تبدیل شده بود. این موضوع البته با نگرانی سازمان میهن‌پرستان همراه بود.

آسلات به عنوان تنها بازمانده فاکس‌هاند، در ادامه گزارشی از حوادث جزیره سایه موسی به رئیس جمهور داد. در این گزارش، آسلات گفته بود که درپایان ماجرا، کلون مغلوب (کلونی که در دوره رویان، بیشتر ژن‌های او از صفات مغلوب بیگ باس تشکیل شده بود) زنده ماند ودیگری کشته شد. این به ان معنی است که لیکوئید تا زمان مرگش به اشتباه تصور می‌کرده که کلون مغلوب بوده است و درواقع سالید اسنیک همان کلون مغلوب بود. آسلات همچنین درگزارش خود اشاره کرد که بالاخره ویروس فاکس‌دای در بدن سالید اسنیک فعال خواهد شد؛ هرچند ممکن است به خاطر تفاوت‌های ژنتیکی‌اش با لیکوئید تاثیری روی او نگذارد. سه هفته پس از رویداد جزیره همچنین، نائومی از مرکز فوق امنیتی که در آن مشغول کار بود فرار کرد. دولت آمریکا و همچنین ناتاشا روماننکو در این زمان براین باور بودند که تنها کسی که می‌توانسته او را فراری دهد خود سالید اسنیک است. پس از این گرچه ارتش نیز سالید را به فهرست سیاه خود اضافه کرد ولی آنچهآن‌ها اطلاع نداشتند این بود که درواقع نائومی را لیکوئید آسلات فراری داده بود.

آسلات پس از این اطلاعات مرتبط با توسعه پروزه متال گیر رکس را در بازار سیاه فروخت که در ادامه باعث شد سالید اسنیک و اوتاکن (هال امریش) تصمیم به تاسیس یک سازمان مبارزه با سلاح‌های متال گیر به نام فیلانتروپی بگیرند. پس از این کار، اسنیک با هدف نابود کردن همه سلاح‌های متال گیر، شخصا تحقیقات در زمینه ساخت این گونه از سلاح‌ها در جهان را شروع کرد. فیلانتروپی معمولا اطلاعات خود را از روش‌های غیروقانونی کسب می‌کرد و در ادامه آن‌ها را از طریق اینترنت در معرض دید عموم قرار می‌داد. ماموریت‌ها و فعالیت‌های گروه شامل جمع‌آوری اطلاعات و حتی ماموریت‌های تخریبی بود. در یکی از این ماموریت‌ها، اسنیک همراه با اوتاکن در یک مرکز، جسد لیکوئید اسنیک را که در حالت منجمد نگه‌داری می‌شد ربودند. از سال ۲۰۰۷ به بعد، اسنیک دچار درد وعوارض عجیبی شد که منجر به پیری زودرس او گردید.

رویداد منهتن

 

gallery_1_10_85049.jpg

سالید اسنیک، ۲۰۰۷

در آگوست سال ۲۰۰۷، اوتاکن پیغامی از خواهر ناتنی‌اش اما امریش دریافت کرد که در آن اطلاعاتی از ساخت یک متال گیر جدید توسط تفنگداران دریایی ارتش آمریکا فاش شده بود. او همچنین نوشته بود این متال گیر با یک کشتی مبدل نفتکش در حال جابجایی است. سالید بعدها در این مورد گفت سازمان‌های اطلاعاتی در این زمینه مشکوک شدند ولی فیلانتروپی نیز سوابق خوبی در مورد منهدم کردن متال گیرها از خود به جای گذاشته است. پس از این سالید درحالی که این کشتی درحال حرکت به سمت مقصدش بود، مخفیانه به آن نفوذ کرد واندکی بعد متوجه شد که یک گروه از مزدوران روسی به رهبری سرگئی گورلوکویچ برنامه‌های خودشان را برای متال گیر RAY دنبال می‌کنند. پس از این و در عرشه کشتی، سالید با اولگا گورلوکویچ، دخترسرگئی مواجه شد و در مبارزه که میانشان صورت گرفت، سالید درنهایت پیروز و اولگا بی‌هوش شد. پس از این اسنیک مسیر خود را تا انتهای کشتی ادامه داد؛ هدف او در این زمان تهیه عکس‌های اثبات کننده از وجود متال گیر جدید بود با این حال آنچه که او و اوتاکن پیش‌بینی نمی‌کردند، حضور "آسلات" در کشتی بود.

آسلات برای غرق کردن کشتی قصد منفجر کردن نوعی بمب را داشت. پس از این ودر حالی که اسنیک قصد متوقف کردن آسلات را داشت، او ناگهان با روح برادرش یعنی لیکوئید اسنیک مواجه شد که به نظر بخشی از آسلات را کنترل می‌کرد. (پس از وقایع جزیره سایه موسی و قطع شدن دست آسلات، او از دست لیکوئید به عنوان جایگزین دست قطع شده استفاده کرده بود). به نظر حضور سالید باعث آزاد شدن روح لیکوئید شده بود. لیکوئید با دیدن سالید به او گفت که دچار پیری زودرس شده است. پس از این و درحالی که لیکوئید از متال گیر به سرقت رفته خارج شد، اسنیک نیز با موفقیت از کشتی غرق شده فرار کرد و خود را به سطح رودخانه رساند.در اینجا، اوتاکن با یک قایق منتظر او بود و به این ترتیب توسط او نجات داده شد. این دو در ادامه اولگا را نیز نجات دادند و برای آنکه بار دیگر بتوانند کشته شدن سالید را اعلام کنند، تصمیم گرفتند تا از جسد لیکوئید به عنوان بدیل استفاده کنند.

باتوجه به عکس‌های تهیه شده توسط پهپاد سایفر، سازمان میهن‌پرستان سالید اسنیک و گروه فیلانتروپی را بانی غرق شدن کشتی معرفی کردند که همین شواهد نیز برای افزایش محبوبیت فیلانتروپی و سالید کافی بود. گرچهباور عمومی این بود که سالید پس از این ماجرا کشته شد، به خصوص آنکه جسد لیکوئید به عنوان جسد سالید به نیویورک منتقل شد و آزمایش‌های ژنتیکی به دلیل تشابه بالای DNA این دو، مرگ سالید را درنهایت تایید کردند.

در آوریل ۲۰۰۹، اطلاعات جدیدی از تولید یک متال گیر جدید در پایگاه دریایی دور از ساحل نیویورک به نام بیگ شل به دست سالید اسنیک رسید. متاسفانه برای آن‌ها، این پایگاه توسط یک گروه تروریستی به نام پسران آزادی اشغال شده بود. این گروه از بازماندگان واحدهایی نظیر GRU (فعال در دوره جنگ سرد به رهبری کلنل ولگین) و سایر گروه‌هایی که معتقد بودند به اندازه کافی در خفا باقی مانده بودند تشکیل می‌شد. سالید اسنیک پس از کسب اطمینان از این ماجرا، به سمت پایگاه رفت و مخفیانه به آن نفوذ کرد. در ادامه او برای رسیدن به پشت‌بام بخش A پایگاه، با تعدادی از نگهبانان گورلوکویچ درگیر شد و پس از این با آسانسور خود را به مقصد رساند. در این محل او برای مدت کوتاهی رایدن را دید که اندکی پس از او موفق به نفوذ در پایگاه شده بود. سالید پس از این لباس خود را مبدل به یک نظامی نیروهای ویژه دریایی آمریکا به نام Iroquois Pliskin کرد. این نام یادآور ماجرای فرار اواز نیویورک با عنوان "Snake Plissken" بود که برگرفته از وازه‌ای به زبان بومیان اولیه نویورک بوده است. همچنین این ترکیب در زبان بومیان به معنای "مار سیاه" نیز هست.

"پلیسکین" اولین بار دراتاق ترانسفورماتور با "رایدن" مواجه شد که درکنار جسدهای برخی از نیروهای ویژه حضور داشت. این افراد توسط دد سل از اعضای وامپ کشته شده بودند. وامپ قصد کشتن رایدن را نیز داشت ولی با کمک سالید، تنها یک زخم در اثر شلیک گلوله آن‌ها روی صورت رایدن ایجاد شد. پس از این وامپ با سالید درگیر شد ولی اندکی بعد تیراندازی را متوقف کرد چون به اعتقاد او، سالید بوی "او" را می‌داد. پس از این رایدن با اسلحه اسنیک به وامپ تیراندازی کرد و باعث عقب‌نشینی او شد. پس ازمدتی صحبت در مورد چگونگی نفوذ به پایگاه، پلیسکین با رایدن در مورد پیشینه وامپ و دد سل صحبت کرد؛ هرچند به خاطر صدماتی که از حمله وامپ دیده بود و خونی که از دست داده بود نمی‌توانست بیش از این ادامه دهد و بایستی ابتدا سلامتی خود را بازیابی می‌کرد. پلیسکین همچنین به رایدن گفت از دور مراقب او است چون هنوز نمی‌تواند برای اتحاد با او مطمئن باشد. پیش از رفتن رایدن، پلیسکین یک سلاح از نوع تپانچه به او داد.

پلیسکین پس از این بار دیگر رایدن را این بار در کنار یک متخصص خنثی‌سازی بمب به نام پتر استیلمن دید. استیلمن به این دونوعی اسپری خنک‌کننده و یک سنسور برای خنثی کردن بمب‌های C4 داد که در طول بخش C پایگاه توسط شاگرد سابقش یعنی فت‌من کاشته شده بود. گرچه پس از این و باتوجه به صحبت‌های اعتراضی فرمانده نیروهای ویژه از طریق هدفون با پلیسکین، باعث شد تا دکتر استیلمن به اینکه او واقعا یک عضو نیروهای ویژه دریایی است مشکوک شود. پلیسکین پس از این آنجا را ترک کرد و در ادامه برای خنثی کردن بمب‌ها، اولین C4 را روی بخش H پایگاه در نزدیکی محل فرود هلی‌کوپتر شناسایی کرد. پس از خنثی‌سازی این بمب، پلیسکین بمب دوم را روی سقف بخش کناری و بمب سوم را پشت مزدور گرولوکویچ پیدا و خنثی کرد. برای خنثی کردن بمب چهارم، او باید از یک مسیر باریک به شکل خزیده حرکت می‌کرد و برای بمب پنجم باید بازرسی بسیار نزدیکی انجام می‌داد. در این زمان اولگا گورلوکویچ که "مردی داخل یک جعبه مقوایی" را دیده بود، اعلام هشدار کرد که پلیسکین وارد آن بخش شده است. تاکتیک استفاده از جعبه مقوایی برای حرکت مخفیانه در این زمان منسوب به سالیدوس اسنیک بود که باعث شد تا هویت پلیسکین نیز به خطر بیافتد.

پس از پایان خنثی‌سازی بمب‌ها، استیل‌من با پلیسکین تماس گرفت و از او خواست تا شل ۲ را برای پیدا کردن یک بمب C4 که سنسور نتواسنته آن را شناسایی کند، بررسی کند. پس از مدتی بررسی، پلیسکین یک انبار بزرگ از بمب‌های C4 پیدا کرد و در ادامه وپس از برقراری ارتباط با استیل‌من و رایدن آن‌ها را خنثی کرد. با این حال اندکی بعد و در اثر انفجاری دیگر، پلیسکین این بار توسط اوتاکن نجات پیدا کرد که خود را به پایگاه رسانده بود. پس از این و زمانی که رایدن در تماسی در مورد گازهای متصاعد شده در اثر انفجار پرسید، پلیسکین گفت در این‌باره چیزی نشنیده وبه زودی در مورد آن تحقیق می‌کند. با این حال او گفت در بخش ۲ گروگانی وجود نداشته اما احتمالا در بخش ۱ چنین نیست. او البته گفت نجات گروگان‌ها از جمله رئیس جمهور جیمز جانسون بخشی از ماموریت او نیست. گرچه این جمله نیز باعث شد تا بار دیگر هویت پلیسکین به عنوان یک عضو درجه‌دار نیروهای ویژه آمریکا نزد رایدن مورد تردید قرار گیرد اما به هرحال او طبق راهنمایی رایدن وارد عمل شد. پلیسکین در ادامه بخش دو پایگاه را بررسی کرد و باکمک اوتاکن یک هلیکوپتر Kasatka را ربود. پس از این او رایدن و اوتاکن را به یکدیگر معرفی کرد، هرچند این یک معرفی کوتاه بود و درادامه مجبور شد به چند نفر از مزدوران که آن‌ها را شناسایی کرده بودند تیراندازی کند.
 

gallery_1_10_22052.jpg

سالید اسنیک در جریان رویداد بیگ شل

پلیسکین در ادامه سرانجام موفق شد رهبر شورشیان و برادر ژنتیکی خودش یعنی سالیدوس اسنیک را ببیند، با این حال او حاضر نشد هویت خود را مشخص کند. پس از شروع درگیری و کمک رایدن درحمله به هواپیمای سالیدوس، او درنهایت هویت و ماموریت واقعی خود به عنوان سالید اسنیک را به رایدن گفت. اسنیک پس از این یک بر دیگر با اولگا ملاقات کرد و به او گفت که درواقع این آسلات بوده که پدرش سرگئی را کشته بود. اسنیک پس از این به رایدن، اوتاکن و اما در نصب یک ویروس کامپیوتری به هوش مصنوعی GW که همتای الکترونیکی ویروس فاکس‌دای بود کمک کرد. گرچه اندکی قبل از این کار اما توسط وامپ کشته شد. اسنیک پس از این با اولگا در به دست آوردن یک دیسک حاوی اطلاعاتی در مورد کمیته متفکران همکاری کرد. پس از این اسنیک به رایدن یک چاقوی نظامی داد و با اینکه "طرفدار مبارزه با چاقو نبود" اما روش استفاده از آن را به رایدن آموزش داد. این دو در ادامه مسیر خود را با مبارزه با مزدوران حاضر در پایگاه ادامه دادند تا اینکه درنهایت اسنیک توسط فورچون دستگیر شد و به بالای پایگاه منتقل شد.

در این بخش، درحالی که اسنیک دستگیر شده بود بار دیگر سالیدوس اسنیک و آسلات را می‌بیند و در ادامه، آسلات نیات واقعی خود را به عنوان یک جاسوس میهن‌پرستان بروز می‌دهد. با این حال پش از آن‌که آسلات با متال گیر Ray به فورچون، رایدن، اسنیک و سالیدوس حمله کرد، روح لیکوئید در دست پیوندی او بار دیگر فعال شد و این بار کنترل کامل بدن آسلات را دراختیار گرفت. اینک که آسلات به لیکوئید آسلات تبدیل شده بود (آسلات با روح لیکوئید اسنیک)، به اسنیک گفت ماجرای بیگ شل نقشه‌ای از پیش تعیین شده بود تا با کمک او بتواند بار دیگر خود را آزاد کند. لیکوئید در بدن آسلات پس از این با متال گیر RAY برای کشتن میهن‌پرستان حرکت کرد و در ادامه نیز سالید به دنبال او رفت. گرچه اسنیک و رایدن صدمات زیادی به این متال گیر زدند و لیکوئید آسلات نیز از آن فرار کرد اما سالید موفق به متوقف کردن RAY نشد. با این حال او موفق شد یک ردیاب روی آن کار بگذارد. سالید در ادامه و پس از آن که رایدن موفق به شکست سالیدوس شد به او گفت باتوجه به ردیاب کارگذاشته شده روی RAY می‌توان از موقعیت آن مطلع شد. در ادامه سالید گفت باید به میهن‌پرستان در مورد رمزگشایی "ویروس اِما" اطلاع دهد، هرچند اعتراف کرد که دیسکی که دراختیار رایدن بود تقلبی است. او همچنین پیشنهاد رایدن برای ارائه کمک به اسنیک در فیلانتروپی و همچنین نجات فرزند اولگا را نیز رد کرد. همان‌طور که از قبل نیز مشکوک بود، میهن‌پرستان پس از نقشه S3 نیز هنوز رایدن را نظاره می‌کردند و درموقع لزوم باید به او کمک می‌کرد.


پیری زودرس و CQC


پس از رویداد بیگ شل، علائم سندرم وارنر اسنیک بدتر از گذشته خود را نشان داد. درحالی کهپزشکان نمی‌توانستند علت اینعلائم را متوجه شوند، رشد سلولی او سریع و بدن او به سرعت دچار کهولتی زودرس شد. در سال ۲۰۱۱، رایدن که پیش از این وعده داده بود تا سانی امریش را از دست میهنپرستان نجات دهد، به هر شکل موفق به این کار نشده بود. در سال ۲۰۱۴، اوتاکن و سایر پزشکان که روی روند بهبود سالید تلاش می‌کردند، درنهایت به این نتیجه رسیدند که اسنیک دربهترین شرایط حداکثر یک سال دیگر زنده خواهد ماند.

قبل از سال ۲۰۱۴، پنتاگون اطلاعات مربوط به بیگ باس را در دهه ۱۹۶۰ از حالت طبقه‌بندی شده خارج کردند. این اقدام علاوه براینکه باعث محبوبیت دوباره بیگ باس گردید، سبب شد تا یک بار دیگر روش‌های افسانه‌ای او در CQC زنده شود و دوره‌های آموزشی آن بار دیگر برقرار شود. اوتاکن پس از این به اسنیک گفت بهتر است ممنوعیت این روش را برای خود کنار بگذارد و به آن‌ها نشان دهد که اجرای واقعی این تکنیک‌ها به چه صورت است. سالید این درخواست را رد کرد و گفت درحال حاضر ویروس موجود در بدنش فقط به یک اشاره نیاز دارد تا با دراختیار گرفتن یک چاقو بار دیگر فعال شود.

رویداد سلاح‌های میهن‌پرستان

 

gallery_1_10_75998.jpg

"اسنیک پیر"، ۲۰۱۴

قبل از سال ۲۰۱۴، سالید اسنیک برای آخرین بار و این بار با اسم مستعار "اسنیک پیر (Old Snake)" وارد ماموریت جدیدی شد. لیکوئید آسلات که در پایان ماموریت قبلی موفق به فرار شده بود، اینک رهبر شرکت خصوصی نظامی بهشت بیرونی جدید شده بود؛ این شرکت به عنوان یک شرکت پایه، کنترل هر ۵ PMC بزرگ جهان (Private Mercenary Corporation یا شرکت خصوصی نظامی) را در دست دارد. قدرت نظامی این ۵ شرکت خصوصی در برابر ارتش‌های کشورها کافی بود تا لیکوئید آسلات خود را در آستانه سلطه برجهان ببیند. اینک که یک بار دیگر جهان در آستانه هرج‌ومرج بود، "اسنیک پیر" به ماموریت کشتن لیکوئید فرستاده می‌شود. او همچنین با گروه بازرسی PMCها ملاقات کرد تا یک هویت پوششی برای بازرسی از PMCها دریافت کند.



ترور نافرجام

gallery_1_10_7055.jpg

اسنیک پیر، خاورمیانه

اسنیک پیر برای کشتن لیکوئید به PMC پرینگ مانتیس رفت و با موفقیت در لباس مبدل مربی شبه‌نظامیان به آن نفوذ کرد؛ این PMC محلی بود که طبق گزارش‌ها، لیکوئید در آنجا حضور داشت. گرچه پس از این او هویت مبدل خود را پس از قرار گرفتن در کمین واحد گکو از دست داد اما در ادامه با لباس اوکتوکامو (لباس هوشمند و مناسب برای هر نوعی از استتار) موفق به فرار شد. اسنیک پس از این بار دیگر با مریل سیلوربرگ ملاقات کرد که اینک فرمانده واحد Rat Patrol Team 01 شده بود. او و تیم ۰۱ پس از این با مزدوران درگیر می‌شوند و آن‌ها جوخه‌های مختلف این ارتش خصوصی را پاکسازی می‌کنند. او همچنین در این زمان شاهد حمله واحد دیو و دلبر به شبه‌نظامیان مخالف PMC بود که همه آن‌ها را تار و مار کردند. پس از این ولی درنهایت اسنیک موفق نشد تا لیکوئید را در زمان مورد نظر به قتل برساند. در ادامه و با غیرفعال شدن سیستم پسران میهن‌پرستان (SOP) به دستور لیکوئید، همه سربازان دچار تشنج قرار گرفتند. در این زمان اسنیک نیزبه اندازه‌ای کماز تاثیرات این موضوع بی‌نصیب نمانده بود. سیستم پسران میهن‌پرستان، توسط سازمان میهن‌پرستان ساخته و اجرا می‌شد و به همه سربازان حاضر در میدان نبرد اجازه ارتباط ذهنی می‌داد. در کنار آن، میهن‌پرستان همچنین با این سیستم امکان مونیتورینگ و کنترل هر یک از این سربازان را داشتند. هدف لیکوئید، ازبین بردن این سیستم در سربازان میهن‌پرستان بود که به PMC حمله می‌کردند با این حال تلاش اولیه او با عواقب پیش‌بینی نشده‌ای مواجه شد و باعث ایجاد هرج و مرج در میان سربازان شد. گرچه همین هرجو مرج نیز باعث شد تا لیکوئید از فرشته مرگ خود، اسنیک فرار کند.



نفوذ به آمریکای جنوبی

gallery_1_10_891.jpg

اسنیک، درلباس شبه‌نظامیان

در ادامه و پس از بی‌هوش شدن اسنیک، اوتاکن پیغامی از نائومی هانتر دریافت کرد که می‌گفت به خاورمیانه رفته و پس از به هم ریختن SOP جان اسنیک را نجات داده است. پیغام همچنین شامل یک نقشه رمزگذاری شده از پایگاهی متعلق به لیکوئید در آمریکای جنوبی بود. همچنین در نقشه موقعیت سانی، دختر اولگا نیز قابل ردیابی بود. پس از این اسنیک موفق شد با پوشش یک مامور سازمان ملل به فرودگاه بین‌المللی ال‌دورادو وارد و در ادامه به پایگاه لیکوئید در یک منطقه کوهستانی و جنگلی نفوذ کند. او ابتدا باید با یک گروه شورشی مخالف PMCها ملاقات و به کمک آن‌ها باید وارد پایگاه اصلی آسلات یعنی عمارت ویستا می‌شد اما به حمله اختاپوس خندان وکشته شدن چند شورشی نقشه اسنیک نیز تغییر کرد. اختاپوس خندان اسم مستعار یکی از اعضای واحد دیو و دلبر بود که اسنیک قبلا در خاورمیانه نیز او را دیده بود. پس از کشته شدن چند شورشی، اختاپوس خندان با توجه به داشتن فیس‌کامو، خود را به ظاهر اسنیک درآورد و به جای کشتن آخرین شورشی، به او گفت که چهره او را به خاطر بسپارد.

اسنیک پس از این مسیر خود را تا رسیدن به عمارت ویستا، جایی که نائومی نیز در آن نگه‌داری می‌شد هموار کرد. در اینجا نائومی او را مورد معاینه پزشکی قرار داد و اسنیک متوجه شد که عامل پیری زودرس او، خارجی نیست بلکه به دوره کلون شدگی در پروژه کودکان وحشتناک بازمی‌گردد که ژنوم او به شکلی اصلاح شده بود تا از سنی مشخص به بعد دچار پیری زودرس شود. همچنین باتوجه به ویروس فاکس‌دای که حدود ۱۰ سال پیش نائومی به او تزریق کرده بود درنهایت عمر اسنیک را تا ۶ ماه دیگر تخمین زد. این به این خاطر بود که فاکس‌دای نیز در جریان پیری زودرس اسنیک دچار جهش شده بود و توانایی خود در کشتن میزبان دارای ژن تشخیص داده شده به عنوان سلاح بیولوژیکی را از دست داده بود. اسنیک پس از اینکه گفت بنابراین اگر کشته شود، فاکس‌دای نیز از بین خواهد رفت که با تایید نائومی همراه بود. او همچنین گفت که به تازگی یک رشته جدید از ویروس فاکس‌دای ساخته که اتفاقا توسط دربین ۸۹۳ به اسنیک نیز تزریق شده است.

پس از مبارزه و درنهایت شکست اختاپوس خندان توسط اسنیک، او فیس‌کامو او را به دست آورد و با کمک دربین ۸۹۳ همراه با نائومی از پایگاه ویستا فرار کرد. آن‌ها همچنین رایدن را نیز همراه با خود بردند؛ او در این ماموریت با اسم رمز سایبورگ نینجا فعالیت می‌کرد. اسنیک همچنین متوجه موضوع دیگری از زبان نائومی شد و آن اینکه برخلاف تصور همگان، سالید بهترین کلون بیگ باس نبود و همین نیز دلیل آن بود که فاکس‌دای باعث مرگ او نشده بود.


شرق اروپا

gallery_1_10_8241.jpg

اسنیک، با استفاده از فیس‌کامو ظاهر جوان‌تری پیدا می‌کند

رایدن درادامه گفت به دستور بیگ ماما که رهبر یک گروه گروه کوچک مقاومت مردمی در شرق اروپا به نام ارتش گمشده بهشت فعالیت می‌کند. این گروه، بقایای بدن بیگ باس را که در شرایط نباتی قرار داشت نگه‌داری می‌کرد و لیکوئید برای به دست آوردن کنترل سیستم پسران میهن‌پرستان، نیاز به DNA بیگ باس داشت. اسنیک در ادامه با فیس‌کامو که از اختاپوس خندان به دست آورده بود، چهره خود را جوان‌تر کرد و با تغییر لباس به عنوان یک غیرنظامی به شرق اروپا رفت. با این حال گرچه PMC ریون سورد ورود اسنیک را پیش‌بینی می‌کرد و او را در فهرست سیاه قرار داده بود؛ اما ورود اسنیک با چهره و ظاهر متفاوت باعث گمراهی آن‌ها شد. پس از این اسنیک با مریل ملاقات کرد و توسط او شناخته شد. این دو در مورد سطح تهدید لیکوئید بحث کردند و اینکه نیازی به حضور اسنیک نیست. با این حال اسنیک تصمیم خود را گرفته بود و قصد متوقف کردن لیکوئيد آسلات را داشت. پس از این اسنیک درنهایت موفق شد بیگ ماما را پیدا کند، شخصی که در ادامه مشخص شد همان جاسوس فلاسفه چینی در ماجرای اسنیک ایتر و همچنین مادر جایگزین خودش یعنی ایوا است. با توجه به سابقه طولانی از آشنایی او با بیگ باس، ایوا اطلاعات بیشتری درباره سازمان میهن‌پرستان به او داد و در ادامهگفت که درحال حاضر بدن بیگ باس دراختیار او است.

پس از فرار از یورش همه‌جانبه نیروهای بهشت و شکست دادن دومین عضو واحد دیو و دلبر یعنی ریجینگ ریون، اسنیک درنهایت لیکوئید را درمیانه اجرای نقشه‌اش دید. با به دست گرفتن کنترل سیستم پسران میهن‌پرستان، لیکوئید همه سربازانش را برای کشتن باقی‌مانده سربازان از جمله بیگ ماما فرستاد. در این هرج و مرج خوشبختانه اوتاکن و نائومی موفق شد نقشه لیکوئید را از طریق متال گیر Mk. II متوجه شوند. در جریان این نقشه، هسته هوش مصنوعی JD (هسته مرکزی هوش مصنوعی متعلق به میهن‌پرستان) نابود می‌شد و به جای آن از هوش مصنوعی GW (هسته هوش مصنوعی ثانویه میهن‌پرستان) برای کنترل سیستم پسران میهن‌پرستان استفاده می‌شد. به عنوان نتیجه، آخرین مرحله با هرج و مرج و انفجار همراه می‌شود و سمت چپ صورت اسنیک می‌سوزد.



بازگشت به جزیره سایه موسی و نفوذ به بهشت بیرونی

gallery_1_10_8342.jpg

اسنیک، درلباس اوکتوکامو

با آگاهی از اینکه لیکوئید این نقشه را با تنها سلاح موجود که در کنترل میهن‌پرستان نیست (یعنی اسلحه ریلی متال گیر رکس) انجام خواهد داد، اسنیک بار دیگر به جزیره سایه موسی برگشت. در اینجا اسنیک موفق به شکست دادن وامپ، کراینگ ولف از اعضای واحد دیو و دلبر و همچنین با استفاده از متال گیر REX، متال گیر RAY را که توسط لیکوئید کنترل می‌شد را نیز شکست داد. با این حال او موفق نشد لیکوئید را بکشد یا مانع او برای ربودن اسلحه ریلی متال گیر REX شود. لیکوئید در ادامه این سلاح را روی متال گیر خودش یعنی پناهگاه بیونی (Outer Haven) نصب کرد. در ادامه اسنیک، مریل و یکی از اعضای واحد او یعنی آکیبا موفق بهنفوذ در این متال گیر شدند. در اینجا اسنیک آخرین عضو واحد دیو و دلبر یعنی اسکریمینگ مانتیس را نیز شکست داد. او همچنین سرانجام هسته هوش مصنوعی GW را نیز تخریب کرد. با این حال بدون آگاهی اسنیک، ویروس فاکس‌آلایو که به سیستم وارد شد، علاوه بر GW باعث سرایت آن به هوش مصنوعی JD و بقیه هسته‌های متعلق به سازمان میهن‌پرستان نیز شد.

در بالای متال گیر، لیکوئید به اسنیک گفت که او از قبل می‌خواسته تا اسنیک با موفقیت ویروس را وارد سیستم کند تا قدرت کنترل میهن‌پرستان از بین برود. با این حال او اطلاع نداشت که از هرج و مرجی که او پیش‌بینی می‌کرد، جلوگیری شده بود. اسنیک پس از این با برادرش برای آخرین بار مبارزه تن به تن کرد، در اینجا مشخص شد که لیکوئید آسلات دیگر دست راست لیکوئید را ندارد بلکه به جای آن نوعی دست مکانیکی نصب کرده است. اسنیک پس از این و درنهایت موفق شد لیکوئید آسلات را شکست دهد و او را بکشد.

آخرین مواجهه با بیگ باس

gallery_1_10_10813.jpg

مدتی بعد، اسنیک برای جلوگیری از گسترش رشد جهش ویروس فاکس‌دای تصمیم گرفت به آرامستان آرلینگتون رفته و بالای یادبود پدرش بیگ باس خودکشی کند. او تفنگ را در دهان خود گذاشت ولی درنهایت نتوانست خودش را بکشد. در این زمان بیگ باس بار دیگر خود را نشان داد، درحالی که او نیز به همین محل آمده بود تا به استاد پیشین خود باس ادای احترام کند. بیگ باس در ادامه از دید خود به بازگویی تاریخچه میهن‌پرستان پرداخت و در ادامه کلنل زیرو را که در شرایط نباتی و روی ویلچر زنده بود، از طریق جدا کردن دستگاه تنفسی باعث مرگ زیرو شد. او همچنینبه اسنیک گفت آسلات هرگز به شکل کامل توسط لیکوئید تسخیر نشده بود، اما از طریق هیپنوتیزم و نانوماشین به این باور رسیده بود که لیکوئید اسنیک شده است.

بیگ باس همچنین گفت ویروس دوم فاکس‌دای که توسط دربین به اسنیک تزریق شد برای هماهنگ کردن بدن او با سیستم پسران میهن‌پرستان بوده و همچنین اینکه در زمان مواجهه با بیگ ماما، لیکوئید آسلات و بیگ باس بتواند آن‌ها را بکشد. ولی این کار باعث متوقف شدن جهش ویروس اصلی و اولیه فاکس‌دای شده بود؛ بنابراین اسنک دیگر در خطر تبدیل شدن به یک سلاح بیولوژیکی و کشته شدن توسط فاکس‌دای نبود. پس از این و با توجه به اینکه بیگ باس درحال مرگ بود، اسنیک قول جبران داد و بیگ باس نیز از او قول گرفت که آخرین روزهای زندگی خود را "نه به عنوان اسنیک بلکه به عنوان یک مرد" وبدون اتلاف وقتش با جنگ و درگیری بگذراند. اسنیک پس از این و با پذیرش این درخواست، تصمیم گرفت سیگار را ترک کرده، و همراه با اوتاکن و سانی باقی‌مانده عمر خود را در صلح سپری کند تا متوجه شود دنیای جدیدی که او به ساختنش کمک کرده، به چه صورت خواهد بود.

منابع


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

Recommended Comments

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری