21 مقاله
در این ویکی

هنری


Movyn

Henry

هنری

large.Henry_Profile.jpg.9eeebaeaf68bec05

 

تولد ۲۰۰۸
سن ۲۵
وضعیت مرده
دلیل مرگ خودکشی با تفنگ
محل سکونت

هارتفورد، کانتیکت

پیتسبورگ، پنسیلوانیا

ارتباطات سم (برادر)
جنسیت مرد
دیده شده در لست آو آس
صداگذار و موشن کپچر برندون اسکات

 

هنری (انگلیسی: Henry) یکی از شخصیت‌های فرعی و مکمل در بازی لست آو آس است. او و برادر کوچک‌ترش سم از بازماندگان شیوع سراسری عفونت قارچی مغز و اهل هارت‌فورد هستند. او شخصیتی بسیار حمایت‌گرانه و محافظانه از برادر کوچک‌ترش دارد و همه تلاش و هدفش زنده نگه داشتن سم در دنیایی وحشی و مملو از مبتلا و شکارچی است. کار صداگذاری این شخصیت را برندون اسکات برعهده داشته است.



پیش‌زمینه

هنری تنها ۵ سال داشت که شیوع سراسری عفونت قارچی مغز شروع شد. وقتی ۱۲ سالش بود، برادرش سم متولد شد که خصوصا پس از مرگ والدین‌شان، اهمیت بسیار زیادی برای هنری پیدا کرده بود و هنری وظیفه بزرگ کردن و محافظت از او را برعهده گرفت. آن‌ها در منطقه قرنطینه شهر هارتفورد ساکن بودند که بالاخره همه آذوقه جیره‌بندی تمام شد و ارتش اقدام به ترک محل کرد. به پیشنهاد یکی از اعضای گروه‌شان، هنری و سم همراه با آن‌ها به پیتسبورگ رفتند تا آذوقه پیدا کنند ولی خیلی زود متوجه شدند که وارد چه دردسر بزرگی افتادند؛ چون ارتش از پیتسبورگ نیز خارج شده بود و کنترل شهر حالا در اختیار شکارچیان بود که در کمین توریست‌هایی مانند آن‌ها بودند تا آذوقه آن‌ها را به دست بیاورند. بیشتر اعضای گروه در حمله شکارچی‌ها کشته شدند ولی هنری قادر بود مخفیانه یکی از شکارچیان را کشته و کلید خانه امنی را به دست بیاورد. او و برادرش سپس به آن خانه رفتند و حرکات شکارچیان را از دور نظاره می‌کردند. هدف آن‌ها پیدا کردن راه فراری از شهر و رساندن خودشان به یک برج مخابراتی بود که قرار بود از اعضای گروه، هر کسی زنده مانده بود در آن محل یکدیگر را مجددا ملاقات کنند.


وقایع در لست آو آس

large.59c2559c51fae_TheLastofUsRemastere

هنری و سم در آپارتمان شان مخفی شده بودند که ناگهان شاهد وارد شدن یک مرد به خانه از طریق پنجره بودند. با در نظر گرفتن اینکه شخص یک شکارچی است، هنری به او حمله‌ور شد ولی ناگهان دختر بچه دیگری هم از پنجره رسید و با چاقویش به هنری حمله کرد. هنری که با دیدن دختر بچه تعجب کرده بود حواسش کاملا پرت شد و مرد حالا به قصد کشتن شروع به زدن هنری کرد. در این زمان سم به سمت مرد اسلحه نشانه گرفت که دختربچه از «جول» خواست که زدن مرد را متوقف کند. جول هم با دیدن این پسربچه دست از زدن برداشت و هنری نیز به سم گفت که نگران نباشد چون این افراد «آدم بدها» نیستند. او سپس به جول گفت که شکارچی‌ها بچه اطرافشان نگه نمی‌دارند و برای همین از دیدن دختر کوچک تعجب کرده بود. هنری سپس خودش و سم را معرفی کرد و با دانستن اسم جول، دختر نیز خودش را الی معرفی کرد. او گفت که جول واقعا دست سنگینی دارد که جول نیز در پاسخ گفت قصدش این بود که او را بکشد. در اینجا هنری گفت که می‌توانند به همدیگر کمک کنند تا از شهر خارج شوند؛ ایده‌ای که ابتدا جول رد کرد ولی پس از صحبت الی آن را قبول کرد. این ۴ نف به زودی هم‌مسیر شده و از این آپارتمان به سمت خانه‌ای رفتند که هنری کلیدش را داشت. در بن راه، این تیم برای مخفی شدن از دید یک ماشین نظامی تحت کنترل شکارچیان وارد یک مغازه اسباب‌بازی شدند. در اینجا سم یک اسباب‌بازی را برداشت و درحال نگاه کردنش بود که هنری عصبانی شد. او سپس قانون‌شان را یادآوری کرد که «ما فقط چیزهایی را برمی‌داریم که باید برداریم» و حتی با وجود خالی بودن کوله، سم را از برداشتن چیزی که نیازی به آن نیست نهی کرد.

این تیم در ادامه مسیرشان وارد دفتر شرکتی تجاری و مهندسی شدند تا کمی استراحت کنند. جول در اینجا پرسید که چرا هنری تا به حال از شهر فرار نکرده بود؟ که هنری گفت آن‌ها منتظر وقت مناسب برای این کار بودند و سپس به جول منظره بیرون پنجره را نشان داد. او گفت که از دروازه بزرگ منتهی به پل، گروهی از شکارچیان دائم درحال حفاظت هستند که در شب محافظان اصلی با یک گروه دیگر تغییر شیفت می‌دهند. او سپس گفت که بعد از رفتن از شهر قرار ملاقات با فایرفلایز در غرب را دارند. هنری بعد از شنیدن اینکه چرا او برادرش را در کل کشور می‌چرخاند تا فایرفلایز را پیدا کند کمی عصبانی شد. او گفت که جول بهتر است نگران الی باشد و نگرانی درباره سم به او ارتباطی ندارد. جول سپس او را به آرامش دعوت کرد و اینکه او و الی هم مقصدشان پیدا کردن فایرفلایز است. او سپس گفت که در بیرون از شهر و در نزدیکی یک برج رادیویی با گروهش ملاقات می‌کنند. شب‌هنگام شد که هنری، سم و جول و الی ساختمان را ترک کرده و به سمت دروازه بزرگ رفتند. آن‌ها با استفاده از تاریکی به نزدیکی دروازه رسیده، نگهبانان را از پیش رو برداشته و به سمت دیگر رفتند. در یک نقطه، ماشین نظامی هم به پشت دروازه رسید و این ۴ نفر با عجله قصد داشتند خودشان را بالای یک پلتفرم برسانند. جول کمک کرد که سم، هنری و الی بالا بروند ولی بعد از بالا رفتن الی نردبان کوچک شکست. با نزدیک شدن ماشین نظامی، و دیدن اینکه راه سریعی برای نجات جول نیست هنری تصمیم گرفت جول را رها کرده و همراه با سم فرار کنند. سم گرچه مخالف بود ولی این دو از محل رفتند و الی تصمیم گرفت پیش جول بماند.

هنری و سم گرچه از آنجا فرار کردند ولی مدتی بعد شاهد تعقیب جول و الی توسط شکارچیان بودند. این دو در نهایت مجبور شدند از پل به رودخانه بپرند و اینجا بود که هنری و سم به کمک‌شان رفتند. هنری جول و الی را که در حال غرق شدن بودند نجات داده و به ساحل برد. الی زودتر به هوش آمد و این سه منتظر به هوش آمدن جول بودند. پس از مدتی، جول که به هوش آمده بود با دیدن هنری به سمت او حمله کرد و پرسی چرا آن‌ها را پشت سر تنها گذاشت. هنری توضیح داد که شکارچی‌ها درحال نزدیک شدن بودند و ماندن در آنجا باعث می‌شد جان برادرش سم به خطر بیافتد. با این حال او هم جول و هم الی را از رودخانه نجات داده بود و با تایید الی جول هم عقب‌نشینی کرد.  این ۴ نفر به زودی دوباره تیم شده و ساحل را برای پیدا کردن اقلام جستجو کردند. در حین جستجو، آن‌ها کانال بزرگ تخلیه طوفان پیدا کرده و وارد آنجا شدند. در این کانال بزرگ فاضلاب، مسیر ادامه پیدا کرد تا اینکه مشخص شد در گذشته، گروهی از بازماندگان در همین کانال‌ها پناهگاه ایجاد کرده بودند. با این حال جستجو برای پیدا کردن بازمانده بی‌نتیجه بود و در عوض مشخص شد این بازماندگان نیز حالا به عفونت قارچی مبتلا شده‌اند. پس از مبارزه با چند گروه مبتلا، هنری و سم ناگهان از هم جدا می‌افتند. در این زمان دریچه بزرگی سهوا توسط جول بسته شد و سم اینک در کنار جول بود. هنری نیز اینک درکنار الی بود و در حالی که تلاش برای باز کردن مجدد دریچه بی‌نتیجه بود، گروهی از کلیکرها به هنری و الی حمله کردند که این دو مجبور به فرار شدند.

پس از مدتی فرار، درگیر شدن با کلیکرها و باز هم فرار در این کانال‌ها، هنری و الی جول و سم را پیدا کردند و حالا هر ۴ نفر از کلیکرها فرار می‌کردند. این فرار درنهایت به درب خروج منتهی شد که بسته بود. هنری، سم و الی را از دریچه بالای در آن طرف فرستاد و خودش همراه جول با گروهی از کلیکرها و رانرها درگیر شدند. پس از مدتی، الی و سم در را باز کرده و جول و هنری نیز بیرون آمدند. تیم کاملا سالم و حالا از کانال‌های فاضلاب هم خارج شده بودند. هنری در اینجا برج رادیویی در چند کیلومتر دورتر را به جول نشان داد و این ۴ نفر در مسیر رسیدن‌شان به آن محل، از یک منطقه مسکونی خالی از سکنه عبور کردند. در جستجو برای پیدا کردن اقلام در این خانه‌ها، هنری اشاره کرد که یادش است که قبل از شیوع بیماری مردم و اهالی محل در حیاط پشتی خانه‌هایشان باربکیو می‌پختند و او بیش از هر چیز بوی آن‌ها را خاطرش است. او سپس با دیدن خانه‌ای که رویش نوشته شده بود «اگر دزدی کنید، شلیک خواهم کرد» از جول نظرش را پرسید. جول گفت که اوایل شیوع بیماری مردم درنهات مجبور شدند خودشان را در خانه‌هایشان ایزوله کنند ولی شیوع ادامه پیدا کرد و وقتی مردم آذوقه و مایحتاج‌شان تمام شود، آن وقت است که می‌فهمید چه کارهایی ازشان بر می‌آید. این تیم در نهایت به محله‌ای رسید که توسط گروهی از شکارچیان محافظت می‌شد. به پیشنهاد جول، هنری، سم و الی پناه گرفتند و جول به تنهایی به خانه‌ای نفوذ کرد که یک شکارچی با اسلحه اسنایپر آن‌ها را تهدید می‌کرد. پس از کشتن این شکارچی، بقیه شکارچیان به سمت هنری، سم و الی حمله کردند. در اینجا این تیم شروع به تیراندازی و حفاظت از خود کردند و جول نیز با اسنایپر آن‌ها را پشتیبانی می‌کرد.

large.59c12554a26e8_TheLastofUsRemastere

پس از کشته شدن گروه بزرگی از شکارچیان، ماشین نظامی که در تعقیب‌شان بود وارد منطقه شد و این سه به ماشین تیراندازی کردند. ماشین در نهایت توسط جول منهدم شد ولی حالا که آتش گرفته بود، با سرعت به یکی از خانه‌های مهر و موم شده برخورد کرد. در حالی که تیم فکر می‌کردند خطر رفع شده، سه کلیکر از همین خانه به آن‌ها حمله کردند که البته جول با اسنایپر، هر سه آن‌ها را کشت. تیم که حالا مورد حمله موج بزرگی از کلیکرها و رانرها قار گرفته بود، مجبور به فرار از محل شدند و به این ترتیب، هر ۴ نفر زنده از این منطقه فرار کردند. شب‌هنگام، آن‌ها در یک خانه پناه گرفتند و هنری و جول مشغول تعریف خاطراتشان بودند. جول در باره برادرش تامی گفت و اینکه زمانی موتورهای هارلی اجاره کرده بودند تا دور کشور بچرخند. هنری در این زمان گفت که حاضر است بمیرد ولی خوشحال می‌شود اگر با یک موتور در یک محله چرخ بزند. بعد از رفتن الی پیش سم که در اتاق دیگری بود، هنری به جول گفت که فکر نکند هیچ کدام از افراد گروهش زنده مانده باشند و سخت‌تر این است که این حقیقت را به سم بگوید. صبح روز بعد، هنری مشغول تهیه صبحانه بود و اجازه داده بود که برادرش بیشتر بخوابد. او سپس از الی که بیدار شده بود خواست سم را بیدار کند. با این حال چند لحظه بعد، الی فریاد کشید چون سم به او حمله کرده بود. سم در واقع از حمله آخر کلیکرها زخمی شده بود و گرچه این را پنهان کرد ولی حالا به یک مبتلا تبدیل شده بود. جول در اینجا قصد کشتن سم را داشت تا الی را نجات دهد، ولی هنری که هنوز باورش نمی‌شد جول را از این کار منع کرد. او سپس خودش به سمت برادرش نشانه‌گیری کرد در حالی که سم قصد گزیدن الی را داشت ناچار به کشتن برادرش شد. او که شدیدا شوک زده بود، سپس به سمت جول هدف‌گیری کرد و گفت همه این‌ها تقصی او بوده است. جول که حالت دفاعی گرفته بود، هنری را دعوت به آرامش کرد و گفت که این تقصیر هیچ کس نبوده و بهتر است اسلحه‌اش را پایین بیاورد. هنری اما پس از لحظه‌ای تردید، اسلحه را به سمت سرش گرفت و خودکشی کرد.

پس از این ماجرا، جول و الی این دو برادر را در کنار یکدیگر دفن کردند.


منابع

  • Henry در  The Last of Us ویکیا

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری