• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - دی 96   جمعه, 29 دی 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  
20 مقاله
در این ویکی

تامی



Tommy

تامی

large.Tommy.jpg.e1803e455876c1a1ffda485b

 

نام‌های دیگر

تامی میلر (غیر رسمی)

داداش کوچیکه (توسط جول)

عمو تامی (توسط سارا)

سن اوایل دهه ۴۰
وضعیت زنده
وابستگی‌ها فایرفلایز (گذشته)
ارتباطات

مارا (همسر)

جول (برادر)

سارا (برادرزاده)

محل سکونت

آستین، تکزاس آمریکا

جکسون کانتی، وایومینگ آمریکا

گونه انسان
جنسیت مرد
دیده شده در لست آو آس
صداگذار جفری پیرس

 

تامی (انگلیسی: Tommy) یکی از شخصیت‌های فرعی و مکمل در بازی لست آو آس است. او به عنوان برادر کوچک‌تر جول، عموی سارا و شوهر ماریا از بازماندگان شیوع سراسری عفونت قارچی مغز است. او در گذشته عضو گروه فایرفلایز بود و برخلاف برادرش، امیدوار بود راهی برای مقابله با وضعیت وخیم ایجاد شده پس از همه‌گیری بیماری پیدا شود. ولی پس از چند وقت مشخص شد که این امید چیزی جز سراب نیست و فایرفلایز را ترک کرد. او که از قبل برادرش را هم ترک کرده بود، در نهایت به جکسون سیتی رفت. کار صداگذاری این شخصیت را جفری پیرس برعهده داشته است.



پیش‌زمینه

تامی در دهه ۱۹۸۰ و در تکزاس متولد شد؛ جایی که برادری بزرگ‌تر به نام جول داشت و او درنهایت توسط جول هم بزرگ شد. در جریان یکی از تولدهای تامی، او و برادرش دو موتور هارلی اجاره کردند و دو نفره در کشور موتورسواری کردند. این دو ظاهرا، هر دویشان هم به فوتبال دانشگاهی علاقمند بودند. تایم احتمالا در آینده هم در کنار برادرش در یک نجاری کار می‌کرده، و مرتب به خانه برادرش و برادرزاده‌اش سارا هم سر می‌زده است.


وقایع در لست آو آس

large.Tommy2.jpg.163915fb30458ca89aa855a

تامی در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۳ با برادرش جول تلفنی صحبت کرد؛ جول درباره پیمانکار و شغلی که نیاز داشت با تامی صحبت می‌کرد. در بامداد ۲۶ سپتامبر، تامی به تلفن سارا زنگ زد و به او گفت که سریعا پدرش را روی خط بیاورد که ناگهان تماس قطع شد. او چندین پیام و تماس بدون نتیجه هم با تلفن جول داشت که سارا در ادامه فهمید پدرش خانه را ترک کرده است. با نگران شدن از شرایط که نوعی بیماری مسری از کنترل خارج شده بود، او سریعا خود را به خانه جول رساند و متوجه خون روی لباس جول شد. جول گفت که این خون خودش نیست و او مجبور بوده یکی از همسایه‌های مریض را بکشد. به هر شکل تامی جول و سارا را سوار ماشین کرد و این سه مسیر فرار از شهر را در پیش گرفتند. در این مسیر، افراد مبتلا که دیوانه‌وار درحال دویدن بودند، خانه‌های آتش گرفته و خانواده‌های پریشان دیده می‌شدند. تامی قصد سوار کردن یکی از خانواده‌ها را داشت که جول اجازه نداد. تامی سپس در جواب اینکه چطور این اتفاق افتاده گفت که آن‌ها (دولت) سرنخی ندارند و همه گیری این بیماری به سرعت در حال گسترش در کشور بوده و به سواحل شرقی و غربی می‌رسد. شمار کشته‌ها از آمار در رفته و وضعیت شدیدا بحرانی شده است. در مسیر خروجی به سمت یک پایگاه نظامی ترافیک سنگینی ایجاد شده بود و با حمله ور شدن گروهی از افراد مبتلا به ماشین‌ها، تامی مجبور شد مسیر دیگری را ادامه دهد.

در میانه هرج و مرج و فرار مردم در خیابان‌ها، یک کامیون با ماشین آن‌ها تصادف کرد. تامی که بیرون آمده بود، شاهد زخمی شدن پای سارا بود و جول که دخترش را حمل می‌کرد، تفنگش را به تامی داد و گفت ازشان محافظت کند. این سه سپس در کنار دیگر مردم پریشان در خیابان‌ها دویده و از مبتلایان فرار می‌کردند. در یک نقطه، تامی مجبور شد عقب بماند تا گروهی از مبتلایان را متوقف کند. او در عوض از جول خواست سریع‌تر با سارا فرار کند و او هم به زودی ملحق خواهد شد. مدتی پس از رفتن جول و سارا، تامی هم از محل فرار کرد و خودش را به خیابان رساند. این درست زمانی بود که یک سرباز ارتش به سمت جول و سارا تیراندازی کرده بود. سرباز بالای سر جول رفت تا کارش را تمام کند که تامی او را کشت. او سپس به سارا اشاره کرد و این دو به زودی متوجه شدند که گلوله به سارا خورده و او در حال مرگ است. تامی در این زمان شاهد مرگ سارا در بغل جول بود و مثل برادرش در سوگ بود.

جول و تامی در چنین شرایطی چاره‌ای جز بقا نداشتند و به کمپ نظامی رفتند. در حالی که بسیاری امیدوار بودند که خبر پیدا شدن روش درمان برای بیماری پیدا شود، ولی هرگز چنین اتفاقی نیافتاد و عفونت قارچی مغز به سرعت درحال پراکنده شدن و قربانی گرفتن بود. خیلی زود مشخص شد که مناطق قرنطینه با بحران کمبود آذوقه جیره بندی مواجه می‌شدند و جول و تامی تصمیم به خروج از تکزاس گرفتند. این دو مدتی شکارچی شدند و با کشتن ارفاد سالم یا مبتلا آذوقه تامین می‌کردند که از این دوران چیزی جز کابوس در ذهن تامی نمانده بود. سپس آن‌ها تصمیم به رفتن به منطقه قزنطینه بوستون گرفتند. تامی مدتی بعد در اینجا متوجه ایده‌آل‌های گروه فایرفلایز شد و قصد داشت به آن‌ها ملحق شود. علیرغم نظر جول علیه این تصمیم، تامی با گفتن اینکه دیگر نمی‌خواهد قیافه برادرش را ببیند، جول را ترک و به زودی به فایرفلایز ملحق شد. او توسط مارلین متقاعد شده بود که می‌توان دنیای بهتری از شرایطی که ارتش حاکم کرده ساخت و درنهایت درمانی برای بیماری پیدا کرد. او مدت زیادی مثل یک سرباز خوب در فایرفلایز بود و حتی به پایگاه اصلی آن‌ها در دانشگاه کلرادو شرقی هم رفته بود. به هر شکل، او درنهایت تصمیم به خروج از این گروه گرفت، چون فهمیده بود که چنین امیدهایی چیزی بیش از سراب نبود و غیر از کشته شدن شمار زیادی از افراد فایرفلایز در کل کشور، تمام تلاش‌ها برای پیدا کردن راه درمان هم بدون نتیجه بود. با موافقت مارلین، او از فایرفلایز جدا شد ولی به مارلین گفت که اگر نیازی به کمک داشت می‌تواند روی برادرش جول حساب کند.

تامی در سفرش به غرب کشور درنهایت به جکسون کانتی رسید و به اهالی کمک کرد تا یک پناهگاه امن در محوطه سد روی رودخانه بسازند. او در اینجا با زنی به نام ماریا ازدواج کرد و این دو با کمک پدر ماریا، رهبری این گروه از بازماندگان را برعهده گرفتند. آن‌ها با کمک دیگر اهالی، ژنراتور و توربین تولید برق سد را هم راه‌اندازی کردند و وجود این منبع برق دائمی، باعث شده بود که شرایط خوبی در پناهگاهشان داشته باشند. با این وجود، این گروه مرتبا مورد حمله غارتگران و شکارچیان قرار داشت و آن‌ها با دیوار و حصارکشی از محوطه دفاع می‌کردند. تامی در این میان مدتی هم از محل خارج و به تکزاس رفت و متوجه شد که خانه‌هایشان به کلی به غارت رفته است. او از اینجا برخی اقلامی که مانده بود، از جمله عکس دو نفره‌ای از جول و سارا را همراه خودش به جکسون کانتی آورد.

large.59c2560fc14f2_TheLastofUsRemastere

در پائیز ۲۰۳۳، تامی شاهد از راه رسیدن برادرش جول و دختری به نام الی به محوطه سکونت‌گاه گروهش بود. ماریا که جول را نمی‌شناخت ابتدا او را تهدید کرد ولی تامی گفت که او برادرش است. او به گرمی از برادرش استقبال کرد و ماریا را هم به عنوان همسرش به او معرفی کرد. او سپس جول و الی را به داخل سکونتگاه گروهش دعوت کرد و او را در جریان شرایط محل قرار داد. تامی گفت که آن‌ها جای خوبی برای زندگی برپا کردند و با تعمیر توربین سد هم برق دائمی برقرار کره‌اند. به گفته تامی، این محل به خانواده‌های زیادی شانس دوباره داده، هرچند هنوز هم مجبور به تحمل غم تبدیل شدن دوستانشان به مبتلا یا دفع حملات راهزنان و شکارچیان هستند. بعد از این درحالی که ماریا و الی گرم صحبت شدند، جول و تامی به محل دیگری رفتند تا صحبت کنند. تامی در این زمان گفت که مدتی پیش به تکزاس ببرگشته بود و از آنجا چیزی آورده که فکر می‌کرد جول بخواه نگه دارد. جول پس از یک نگاه به عکس قدیمی خودش و سارا، با اکراه آن را پس داد و تاکید کرد که آن را نمی خواهد. پس از این نیز این دو شاهد گروهی بودند که توربین را مجددا به کار می‌انداختند. در اتاق دیگر، جول از دلیل آمدنش گفت و اینکه دختری که با خودش آورده، به عفونت قارچی مغز مصون است و هرچند خودش هم ابتدا باور نداشت ولی این برایش کاملا به اثبات رسیده. او سپس از تامی خواست که دختر را به فایرفلایز برساند و یک وسیله در اختیار خودش بگذارد تا از آن محل برود.

تامی بعد از شنیدن این صحبت، پیشنهاد را رد کرد و گفت که مدت هاست از فایرفلایز جدا شده و دیگر زندگی‌اش وقف خانواده‌ای است که تشکیل داده است. او گفت که اگر بخواهد وسیله دراختیارش می‌گذارد تا برود ولی دختر را پیش فایرفلایز نخواهد برد. جول که عصبانی شده بود، سعی کرد با خشونت و یادآوری اینکه آن همه سال مراقبش بوده او را مدیون کند تا خواستش را انجام دهد. پس از این بود که گروهی از راهزنان به محل حمله کردند. آن‌ها حتی به داخل سکونت‌گاه هم نفوذ کردند و در این شرایط جول و تامی به کمک بقیه رفتند. پس از کشتن چند گروه از راهزنان، مشخص شد که ماریا و الی در اتاقکی توسط راهزنام محاصره شدند. جول و تامی به همراه دیگر افراد گروه به زودی مسیر خود را به آن محل باز و در نهایت هم آن‌ها را نجات دادند. تامی از این خوشحال بود که ماریا نجات پیدا کرده ولی در ادامه و با دفع حمله راهزنان، به او گفت که می‌خواهد به خواست جول الی را به فایرفلایز برساند. ماریا اما شدیدا مخالف بود و گفت به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که تامی برود ولی این مجادله درنهایت به این ختم شد که تامی باید این کار را انجام می‌داد. ماریا که حرفی برای گفتن نداشت، پیش جول رفت و به او اخطار داد که اگر هر اتفاقی برای تامی بیافتد مسئولیتش با جول خواهد بود.

large.TommyvsJoel.jpg.3271559c699f34479b

اندکی بعد یکی از افراد به تامی خبر داد که الی با یک اسب به سرعت و به تنهایی سکونت‌گاه را ترک کرده است. با گفتن این خبر به جول، این دو هم به سرعت تعقیب الی را شروع کردند. پس از عبور از یک کمینگاه و درگیر شدن با راهزنان، تامی و جول به خانه‌ای رسیدند که اسب الی در بیرون حضور داشت. در حالی که جول به طبقه بالا رفته بود تا با الی صحبت کند، تامی اندکی بعد در پایین متوجه نزدیک شدن راهزنان شد. او به سرعت بالا رفت و جول را در جریان گذاشت. پس از این، تای و جول با این گروه از راهزنان هم مقابله کرده و سپس همراه با الی محل را ترک کردند. پس از این و درحالی که تامی و الی آماده رفتن بودند، جول گفت که نظرش عوض شده و خودش الی را پیش فایرفلایز خواهد برد. پس از این مشخصات و آدرس محل حضور فایرفلایز در دانشگاه کلرادو شرقی را به جول داد و گفت که هر وقت که بخواهد می‌تواند پیش و برگردد. پس از این تامی به سکونت‌گاهش برگشت و چند ماه بعد، شاهد برگشتن جول و الی بود. به گفته جول فایرفلایز خودشان چندین شخص دیگر با شرایط الی را آزمایش کرده بودند که به نتیجه نرسیده بودند و برای همین نیز منصرف شده بودند. به هر شکل تامی به حرفش عمل کرد و در سکونت‌گاهش به جول و الی اتاق داد. او همچنین جول را وارد گروه دفاعی بازماندگان گروهش کرد و سعی کرد او و زنی به نام «استر» را هم به هم علاقمند کند.


منابع

  • Tommyدر  The Last of Us ویکیا

 



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری