• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - دی 96   جمعه, 29 دی 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  
20 مقاله
در این ویکی

بیل


Movyn

Bill

بیل

5a3e7e596cd03_Bills_lamp.jpg.d87c245c53c

 

سن میانه ۳۰
وضعیت زنده (در طول وقایع بازی)
محل سکونت لینکلن، ماساچوست
شناخته شده برای قاچاقچی، تعمیرکار
جنسیت مرد
دیده شده در لست آو آس
صداگذار و موشن کپچر ویلیام ارل براون

 

بیل (انگلیسی: Bill) یکی از شخصیت‌های مکمل و فرعی در بازی لست آو آس است. او یکی از بازماندگان تنها است که با جول و تس آشنایی دارد. کار صداگذاری و موشن کپچر شخصیت بیل توسط ویلیام ارل براون انجام شده است.



پیش‌زمینه

اطلاعات چندانی درباره گذشته بیل قبل از همه‌گیری سراسری عفونت قارچی مغز وجود ندارد. با این حال به نظر او می‌توانسته در دوره ای از زندگی‌اش یک مکانیک باشد، چون مهارت بالایی در تعمیر وسایل نقلیه و ساخت قطعات از ضایعات دارد.

پس از عفونت قارچی مغز، او همراه با دوستش فرانک تنها بازماندگان باقی مانده در شهر لینکلن بودند؛ شهری که به شکلی غیر معمول مملو از افراد مبتلا به بیماری شده بود. او همراه با فرانک محل‌های مختلف شهر راه تله‌گذاری کرده بودند تا مبتلایان وارد محدوده آن‌ها نشوند. بیل همچنین استعداد بالایی در پیدا کردن آذوغه و مایحتاج در دنیایی را داشت که یا دیگر آذوغه‌ای نمانده بود و یا در مناطق قرنطینه مردم بازمانده به شکل جیره‌بندی آذوغه دریافت می‌کردند. آنچه اتفاق افتاد این بو که فرانک روزی بدون خبر تصمیم به رفتن گرفت و بیل به تنها بازمانده شهر تبدیل شد. او در ادامه به تعداد موانع و تله‌ها در اطراف محل اسکانش اضافه کرد تا مانع نزدیک شدن شکارچیان و مبتلایان شود.

او بواسطه پیدا کردن محموله‌های آذوقه و قاچاق و مبادله آن در مناطق قرنطینه نیز به مایحتاجی که دراختیار نداشت دست پیدا می‌کرد. تس و جول دو قاچاقچی ساکن در منطقه قرنطینه بوستون بودند که بیل آن‌ها را می‌شناخت و ظاهرا طی وقایعی، بیل مدیون و بدهکار جول شده بود.


وقایع در لست آو آس

بیل در محل اسکانش در شهر بود که متوجه منفجر شدن تله‌هایش در شهر و از راه رسیدن چندین موج از افراد مبتلا شده بود. در واقع بدون اطلاع او، جول همراه با یک دختر وارد شهر شده بودند و برای عبور مجبور به غیرفعال کردن تله‌ها شدند. او به موقع خودش را رساند و این دو را که توسط مبتلایان محاصره شده بودند از دردسر نجات داد. سپس همراه با آن‌ها از چند موج دیگر مبتلایان فرار و در نهایت به محل امنی رسیدند. بیل در اینجا دست دختر را با دست‌بند به میله بست و جول را با اسلحه تهدید کرد. او قصد داشت مطمئن شود که این دو به عفونت مبتلا نشده‌اند. جول گفت که این طور نیست و در این حین دختر خودش را آزاد و به بیل حمله کرد. پس از متوقف شدن دختر توسط جول، این سه وارد جدال لفظی شدند چون جول برای گرفتن یک ماشین پیش بیل آمده بود اما بیل به خاطر از بین رفتن تله‌هایش و رسیدن مبتلایان به محدوده‌اش از دست جول عصبانی بود. به هر شکل جول بدهی مهم بیل را یادآوری کرد و گفت که بیل آن قدری مدیون هست که یک ماشین در اختیارش بگذارد. پس از این، بیل گفت که ماشینی ندارد ولی می‌توانند به سمت دیگر شهر رفته باطری یک ماشین نظامی را بردارند تا بیل بتواند یکی از ماشین‌ها را با آن راه بیاندازد.

در حین مسیر رسیدن به کلیسا که بیل برای انبار آذوقه و سلاح استفاده می‌کرد، او خصوصا با الی مرتبا جدال لفظی داشت و جول سعی می‌کرد این دو را متوقف کند. بیل سپس از جول درباره تس پرسید که جول گفت او جای دیگری مشغول است. پس از کشتن چند گروه دیگر از مبتلایان، این سه درنهایت به کلیسا رسیدند و بیل در اینجا به جول چند سلاح از جمله شاتگان و بمب میخی داد و به الی شدیدا اخطار داد که به چیزی از وسایلش دست نزند. او اینجا هم درباره تس پرسید و اینکه چطور شده او به جول اجازه داده این ماموریت خطرناک را انجام دهد. وقتی جول گفت که ماموریت درواقع ایده خود تس بوده، بیل ناامید شد و گفت فکر می‌کرد تس باهوش‌تر از این حرف‌ها باشد. او سپس از رفیق خودش فرانک گفت و اینکه او هم کسی را داشته که مراقبش باشد ولی این قبیل چیزها در دنیای آن‌ها فقط یک معنی می‌داد، این که شخص را درنهایت به کشتن می‌داد. پس از این او باز هم درگیری لفظی با الی داشت و رو به جول گفت که این دختر درنهایت جول را به کشتن خواهد داد که جول نیز گفت این بحث ها را رها کرده و با موضوع کنار بیاید. آن‌ها سپس به سمت یک دبیرستان رفته تا ماشین نظامی را برای باطری بررسی کنند. او اشاره کرد که قبلا خودش شدیدا در این فکر بوده که برود و باطری ماشین را بردارد اما همیشه نظرش با در نظر گرفتن آن همه مبتلا که در مسیر بود عوض می‌شد... ولی حالا «به جهنم! جول ماشین می‌خواد!»

پس از عبور از چند موج و فرار از یک موج دیگر از مبتلایان، آن‌ها در نهایت به دبیرستان رسیدند ولی بیل متوجه شد که باطری از قبل از ماشین خارج شده است. بدون داشتن هیچ گزینه دیگر، آن‌ها چاره‌ای جز برگشتن نداشتند ولی پس از فرار از مبتلایان و سپس کشتن یک بلوتر و تعداد دیگری مبتلا، آن‌ها مجبور شدند در یک خانه پناه بگیرند. جول در اینجا پرسید که حالا نقشه چیست که بیل با عصبانیت گفت نقشه دیگری در کار نیست و در این میان به تس توهین کرد. جول اینجا از اینکه بحث تس به میان آمده صحبت را با عصبانیت ادامه داد که بیل ناگهان با دیدن جسدی حلق‌آویز شده بحث را متوقف کرد. جول پرسید که چه شده و اینکه این شخص را می‌شناسد؟ بیل گفت که این شخص همان رفیقش یعنی فرانک است. جول سپس به آثار جراحت و نشانه‌های ابتلا به عفونت در بدن فرانک اشاره کرد و گفت ظاهرا او نمی‌خواسته به یک مبتلا تبدیل شود و برای همین خودش را حلق‌آویز کرده بود. بیل در اینجا شدیدا تلاش کرد غصه‌اش را پنهان کند وانمود کرد که اهمیتی نمی‌دهد که فرانک مرده است. جول سپس یادداشتی از فرانک پیدا کرد که برای بیل جا گذاشته بود. او اشاره کرده بود که از دل و جرأت بیل متنفر بوده و می‌خواسته به جای دیگری برود. بیل بعد از خواندن یادداشت آن را کنار انداخت و باز هم وانمود کرد که ناراحت نشده است. در حقیقت فرانک بوده که باطری ماشین نظامی را برداشته بود و در گاراژ آن خانه، روی ماشین دیگری نصب کرده بود.

ماشین فرانک نیاز به هل دادن داشت تا روشن شود، و در حال که الی پشت فرمان بود بیل و جول ماشین را هل می‌دادند. در بیرون از گاراژ، آن‌ها باز هم مورد حمله چند گروه از افراد مبتلا قرار گرفتند و مجبور بودند هل دادن را متوقف و ابتدا مبتلایان را بکشند. پس از چند بار هل دادن و توقف ماشین در نهایت روشن شد، این دو نیز سوار شدند و الی آن‌ها را از محوطه خارج کرد. پس از این، آن‌ها به شهر بیل برگشته و بیل در مقابل کلیسا پیاده شد. جول نیز پیاده شد تا از او تشکر و خداحافظی کند. بیل هنوز معتقد بود در این ماموریت جول به زودی خواهد مرد و برای همین سعی می‌کرد ا را نیز از خودش براند. او یک شلنگ کوچک به جول داد تا بتواند از باک ماشین‌های کنار جاده‌ها سوخت بیشتر برای مسیری که در پیش داشتند به دست آورد. پس از اظهار تاسف دوباره جول به خاطر مرگ فرانک و خداحافظی، بیل گفت که او دیگر هیچ بدهی به جول ندارد پس بهتر است که «از شهر او گم شود!»

جول و الی سپس شهر را ترک کردند و بیل پس از این دیگر دیده نشد. مشخص نیست که او زنده است یا مرده ولی با توجه به مهارت‌هایش در کار گذاشتن تله‌ها و پیدا کردن آذوقه، احتمالا او پس از این ماجرا نیز زنده باشد.


منابع

  • Bill در  The Last of Us ویکیا

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری