4 مقاله
در این ویکی

هاجیمه هیناتا



فقط امید نیست... اون بیرون پر از ناامیدی هم هست... و من هم نمیدونم چه آینده ای پیش رومون قرار داره
ولی اینو خوب میدونم که این آینده، آینده خودمونه و ما نمیذاریم کس دیگه ای این آینده رو کنترل کنه.

_دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی_

هاجیمه هیناتا | Hajime Hinata

large.Hajime_Hinata_Illustration.png.9df

مخفی کننده
استعداد ابر امید
جنسیّت مذکّر
قد 179 cm
وزن 67 Kg
تاریخ تولّد 1 ژانویه
رده خونی A
مورد علاقه کوساموچی (نوعی غذا)
مورد تنفّر ساکوراموچی (نوعی غذا)
خانواده نامشخّص
مخفی کننده
شرکت کرده اردوی مرگبار مدرسه ای
سرنوشت تبدیل شدن به ایزورو کاماکورا طی پروژه ایزورو کاماکورا

زنده ماندن در اردوی مرگبار مدرسه ای و فرار کردن از برنامه نئو ورلد

ترکیب شخصیّتی با ایزورو کاماکورا و هم نشینی با کلاس 77-ب
مخفی کننده
وضعیّت زنده 
همتا نابود کننده دنیا (AI)
وابستگی ها کلاس 77-ب
وابستگی های گذشته دبیرستان کوداکا
دپارتمان دوره ذخیره وابسته به آکادمی امید
اوّلین حضور در بازی ها دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی
اوّلین حضور در انیمه ها دانگانرونپا 3: پایان دبیرستان امید - آرک ناامیدی - قسمت 1
صداپیشه مینامی تاکایاما
جانی یانگ بوش

هاجیمه هیناتا(انگلیسی: Hajime Hinata) شخصیّت اصلی بازی دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی است و یکی از پروتاگونیست های اصلی داستان آکادمی امید محسوب می شود. او همچنین در اردوی مرگبار مدرسه ای نیز شرکت داشته.



ظاهر

مقاله به شدّت حاوی اسپویل از داستان دنیای دانگانرونپا است

small.Hajime_Hinata_Fullbody_Sprite_15.p

هاجیمه جوانی است که طیّ وقایع بازی در سنین بیست سالگی اش به سر می برد، در کمترین حالت 22 سال. آواتار او در برنامه نئو ورلد، او را در سن 17 سالگی اش نمایان می کند.

او موهای قهوه ای تیره و تیغ تیغی ای دارد که در سر آن یک آهوگه(شاخه موی آویزان از بالای سر) وجود دارد که در اکثر اوقات نمایانگر حالات هیناتا نیز هست. او یک پیراهن معمولی سفید به تن دارد که نشان دبیرستان قدیمی اش بر روی آن حک شده. او یک کروات سبز زنگ نیز به تن دارد که همان نشان روی پیراهن اش را داراست. و او همچنین شلواری سیاه و کفشی اسپورت به پا دارد. در طی دروان تحصیل او در دپارتمان ذخیره، او کت سیاه و و همان یونیفورم مخصوص این واحد از آکادمی را به تن داشت.

خطّ باریکی همواره روی مردمک های سبزرنگ چشم هاجیمه کشیده شده که نمادی از ممنوعیّت به آن می دهد. و هر چند چشم های هاجیمه به طور معمول سبز رنگ است، امّا وقتی او به ایزورو تبدیل می شود چشم هایش قرمز زنگ شده و دو خط عممود به نشانه هدف گرفتن روی مردمک های آن کشیده می شود. بعد از ترکیب شخصیّتی هاجیمه با ایزورو، تنها یکی از  چشمان هاجیمه به رنگ قرمز در می آیند و هر دوی چشم ها خطّ راداری رویشان کشیده شده است.

طی وقایع پیش آمده در شبیه ساز و در انتهای بازی دوّم، هاجیمه به حالت "بیدار شده" در آمده و موهایش سفید شده و چشم هایش نیز هر دو همانند چشم های ایزورو می شود. بعلاوه این ها او در این فرم، حالتی رعد مانند دارد و هاله ای الکتریسیته دور او جریان دارد.

در دفترچه آرت های رسمی بازی، همان گونه که در اتّفاقات وقت آزاد چیاکی نانامی و نیدای نکومارو اشاره شده، به این موضوع می توان پی برد که هاجیمه پسری ورزشکار بوده و هیکلی عضلانی دارد امّا حالت او به گونه ای است که جزو آن دسته ای می رود که هنگام لباس پوشیدن لاغر تر به نظر می رسند.


شخصیّت

طرز رفتار هاجیمه، گونه ای نشان میدهد که به نظر برسد او فرد بدبینی نسبت به مسائل است. امّا بهتر است او را به جای بدبین، واقع بین صدا کنیم. او بسیار شکاک است و نگرانی او نسبت به دیگر دانش آموزان بیشتر است. البته گاهی اوقات نگرانی های او بیش از حد غیر قابل درک است. هاجیمه منطقی و باهوش است و اکثراً از این نظر نسبت به او که نمی تواند کسی یا چیزی را درک کند عصبانی می شود. او تلاش می کند همیشه جدّی به نظر برسد ولی هر از گاهی او نیز جوک هایی در بین دانش آموزان گفته و ناخودآگاه وارد فضای شاد غالب در بین آن ها می شود. گاهی اوقات او از دست برخی همکلاسی هایش به ستوه می آید و در افکارش آن ها را سرزنش می کند و بعضاً مستقیم این موضوع را به آن ها می گوید و با آن ها خیلی روراست رفتار می کند. البته او صریح تر انسان های سارکاسیست بعضاً رفتار می کند ولی بیشتر اوقات او را می توان در رفتار کردن با بقیه (مخصوصاً دخترهایی که ادای رییس ها را در می آورند) مطیع یافت. او از صحبت کردن در مورد بقیه چیزها و افراد در ذهن اش هیچ هراسی ندارد و میتواند اگر کسی او را زیاد اذیّت کند این افکار را بیرون بریزد و با او بسیار خشن برخورد کند. او را می توان گاهی اوقات نیز زود جوش یافت، به صورتی که اگر تحمّل اش به سر برسد کسی را نیز بزند. او همچنین در ابتدای بازی مرگ بسیار گوشه گیر ظاهر شده و علاقه ای از دوست یابی در خود نشان نمی دهد. امّا در ادامه او از صمیم قلب می خواهد که به همکلاسی هایش اعتماد کند و از شک کردن به آن ها در کلاس محاکمه خسته می شود و حس بدی به او دست می دهد، امّا در نهایت متوجّه می شود شک کردن به دوستانش، لازمه ی زنده ماندن در این بازی بی رحم است. او گاهی اوقات از فاش کردن متهّمین ناراحت شده. مثل موقعی که او متهّم و قاتل چپتر سوّم را فاش می کند.

شخصیّت تهاجمی هاجیمه خود را بیشتر در صحنه ای از دانگانرونپا 3 خود را نشان می دهد، جایی که هاجیمه بعد از شنیدن حرف های غیر انسانی و بیرحمانه جوزو ساکاکورا، سعی می کند او را با مشت بزند و حتی طی این عصبانیت دست چیسا یوکیزومه که برای کمک به او دراز شده بود را نیز کنار می زند که در نگاه اوّل نیز بسیار متفاوت با رفتاری است که دیگر پروتاگونیست های مجموعه می توانند از خود نشان دهند. او حتّی در نقطه ای از بازی از جونکو انوشیما با عنوان "هرزه روانی" یاد می کند. چیزی که ماکوتو حتّی در زیمنه بدترین دشمن اش نیز از این لفظ استفاده نمی کرد. به خاطر این شخصیّت دو جانبه اش، ناگیتو و مونوکوما او را عموماً مسخره کرده و به شخصیّت های سوندره تشبیه می کنند.

جدا از اشتباهات رفتاری اش در گاهی از اوقات، هایجمه در کل فرد مهربان و بخشنده ای است. او به همه اهمیّت زیادی می دهد. او صبر زیادی در مقابل رفتار عجیب و غریب همکلاسی هایش نشان می دهد و همیشه سعی می کند به آن ها گوش بدهد و وقت اش را به آن ها اختصاص بدهد. او همچنین در مقابل ابراز علاقه دیگر شخصیّت های به او بسیار زود باور و همان گونه که خودش می گوید، در زمینه این گونه روابط او کمی خنگ است.

هر چند او سعی می کند این موضوع را پنهان کند، امّا او به شدّت از بابت این که او استعداد خاصّی ندارد احساس نا امنی می کند و مدام خودش را در این رابطه تحت فشار قرار میدهد. همین موضوع هم هست که باعث می شود او آکادمی امید را بیش از هر چیزی در زندگی اش ستایش کند. او باورد داشت که تحصیل در این آکادمی تمامی مشکلاتش را حل خواهد کرد. او همواره آرزو داشت بخشی از مجموعه ای بزرگتر از چیزهای معمول اطراف خودش باشد تا بتواند به خود بیشتر اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند به خود افتخار کند. برای همین او اصلاً حسّ خوبی از این که تنها دانش آموزی در دپارتمان ذخیره آکادمی بود، نداشت. چیاکی تنها کسی بود که هیناتا را در این زیمنه راهنمایی کرد و به او گفت که مهم نیست هر فرد چه استعدادهایی داشته باشد و یا نداشته باشد این هیچ تاثیری در روند زندگی نخواهد داشت. اکثراً به خاطر تلاش های نانامی در تشویق کردن و اعتماد به نفس دادن به هیناتا بود که او توانست در لحظات حساس امید خود را حفظ کند و ناامید نشود.

بعد از بیداری هاجیمه از برنامه نئو ورلد، او خاطرات و هویّت اش را، با پذیرش این موضوع که آینده پز ار احتمالات و شکست ها وپیروزی هاست، به عنوان هاجیمه هیناتا دوباره به دست می آورد. خوشبختانه بعد از بیداری شخصیّت ایزورو و هاجیمه با هم تلفیق می شوند. با وجود این که او هویّت و چهره هاجیمه را دارد و اکثراً مانند او رفتار می کند او هنوز هم به راحتی مانند کاماکورا از دنیای اطراف خسته می شود و گاهی اوقات رفتار اش بیشتر از هاجیمه به ایزورو متمایل می شود. هاجیمه همچنین در این حالت توانایی استفاده از تمامی قابلیت ها و استعداد های ایزورو را داراست. که او را طبیعتاً به قدرتمند ترین فرد روی زمین تبدیل می کند. هر چند کازوکاتا کوداکا اشاره کرده که او هنوز احساسات و انسانیّت اش را بر خلاف کاماکورا در خود دارد که این می تواند او را به طرز غافلگیرانه ای ضعیف کند: " اگه شما آدمی باشید که کازوییچی راحت به شما تیکه بیندازد، آن قدر هم آدم بزرگی نیستید." کازوکاتا این جمله را با خنده می گوید که اشاره ای به جمله "این پسره از دوره ذخیره است" در آرک امید انیمه دانگانرونپا 3 است.


استعداد


ابر امید

بعد از ترکیب شدن با ایزورو کاماکورا و تبدیل شدن به ابر انسانی که هویّ هاجیمه را با خود حمل می کرد، از تمام قدرت های ایزورو اعمّ از ابر استعداد هایش را که در آکادمی امید طی تحقیقات متنوّع به او داده شده بود، به دست آورد. هر چند در مجموعه تنها دیده شده او از تعداد کمی از این استعدادها و قابلیت های بی انتها استفاده کند.


ابر آنالیست

هاجیمه طبیعتاً به خاطر ایزورو باید توانایی یک ابر آنالیزور و موقعیّت سنج را داشته باشد. هر چند بر خلاف دیگر افرادی که این قابلیت را دارا هستند، هاجیمه می تواند احساسات دیگران را نیز درک کند و به همین علّت از خستگی مطلق از دانستن پیش از پیش همه چیز کمتر رنج می برد. هر چند مثل بقیه دارندگان این قابلیت او نیز گاهی اوقات از دانستن همه چیز خسته می شود.


ابر سرباز

هاجیمه از لحاظ فیزیکی بسیار فرد قدرتمندی است، تا جایی که سرعت، عکس العمل و قدرت او به چیزی فراتر از یک انسان معمولی رسیده است و به یک ابر انسان شبیه است. او توانایی شکست دادن چندین سرباز مجهّز و زرهی را در چندین دقیقه کوتاه دارد. و همچنین دیده شده که او توانایی خم کردن آهن و نابود کردن دیوار های محکم سیمانی را به اندازه یک عبور یک انسان را داراست.

مشابه ایزورو، هاجیمه نیز در مواقع نیاز می تواند کاملاً خونسردانه از قابلیت های ابر سربازانه اش استفاده کند. تا جایی که او به شدّت افرادی که دوستانش را تهدید می کردند، زخمی و حتّی به قتل می رساند.


استعداد بدون نام

هاجیمه همچنین استعداد شگرفی دارد که به وسیله آن توانست همه همکلاسی های تحت کمایش را از زیر بنامه نئو ورلد، زنده بیرون بیاورد. این استعداد می تواند مربوط به استعداد های درمانگری، تخصص مغز و اعصاب و یا برنامه نویسی باشد. چرا که خالقان این برنامه از همین استعداد ها بهره می بردند. هر چند با دانستن این موضوع که هاجیمه تمامی استعداد های کشف شده در آکادمی امید را داراست می توان راحت به این نتیجه رسید که او می تواند ترکیب هر سه استعداد را داشته باشد.


تاریخچه


قبل از تراژدی

از زمانی که بچّه بود، هاجیمه همواره آکادمی امید را ستایش می کرد و آرزو داشت در آن جا به تحصیل بپردازد. آرزوی او در تحصیل در آکادمی امید برای او تبدیل به سمبلی مثل تبدیل شدن به یک سلبریتی یا ابر قهرمان شدن شده بود. او دیگر در مورد خودش مطمئن نبود و ترجیح می داد بخشی از چیزی بزرگتر از دنیای کوچک اطراف خودش شود تا بتواند در آینده به خود افتخار کند. او در زندگی خود را فردی بی استعداد و خسته کننده می پنداشت.

بعد از رسیدن به سنین نوجوانی، هاجیمه تصمیم به تحصیل در آکادمی امید می گیرد امّا در دپارتمان دوره ذخیره آن جا مشغول به تحصیل می شود. چرا که او هیچ استعدادی که ملزومه وارد شدن به آکادمی اصلی باشد را ندشات و مجبور بود برای داشتن نام آکادمی روی دوران تحصیل اش پول بسیار زیادی را برای تحصیل در دوره ذخیره، از طریق خانواده اش پرداخت کند. در نهایت، هر چند، هاجیمه به عنوان یک دانش آموز بی استعداد دوره ذخیره اصلاً حسّ خوبی نسبت به خودش نداشت. این خشم نسبت به بی مصرفی بودن خودش، او را بیشتر به این سمت سوق داد که تا به گونه ای که شده عضوی از آکادمی اصلی شود. فضای بی شوق و ذوق دپارتمان دوره ذخیره امّا با او به مخالفت می پردازد و به این صورت هاجیمه اکثرا اوقاتش را به تنهایی سپری می کند.

شوق هاجیمه در نهایت باعث پایه ریزی شکرت او در پروژه ایزورو کاماکورا می شود. که به او اجازه می داد با رفتن زیر چندین آزمایش مختلف استعداد هایش را بهبود ببخشد. بعد از موافقت با پروژه کاماکورا، وضعّت هاجیمه در پرونده تحصیلی اش، "اخراج شده" درج می شود. آزمایش های غیر انسانی ای بر روی هاجیمه صورت می گیرد و خاطرات او تا آن زمان از بین می روند و پاک می شوند و اتّفاقاتی می افتد که هاجیمه ابداً انتظار آن را نداشت.

مشخّص می شود که آکادمی امید تنها قصد داشته از احساس ستایش هاجیمه نسبت به آکادمی امید سوء استفاده کند و از او به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کند. تمام احساسات، افکار، خاطرات، سرگرمی ها و هر چیزی که می توانست در رسیدن به نتیجه آزمایش مانع کار شود از ذهن هاجیمه پاک شدند. و تمام خاطرات مربوط به گذشته او در تاریک ترین گوشهو اعماق ذهن اش مدفون شدند. با دخالت مستقیم در مغز هاجیمه و تغییر آن، آکادمی هاجیمه را به شخص متفاوتی تبدیل کرد که خود نماد استعداد باشد. او قرار بود تا میوه تحقیقات عظیم و پرهزینه آکادمی برای رسیدن به مخلوقی بی همتا و نابغه ای میان نابغه ها باشد تا تمامی استعداد های کشف شده در آکادمی تا به آن روز را در خود داشته باشد. آکادمی به او نام ایزورو کاماکورا را داد. نامی که سابقاً برای موسّس آکادمی در سال های پیش بوده است.

ایزورو که نماد امید برای بشریّت بود به وسیله آکادمی لقب ابر امید را دریافت کرد و برای پنهان ماندن از نظر همگی، او را در اعماق محیط آکادمی قرنطینه کردند و هویّت و ریشه او را از همگی مخفی کردند


طی تراژدی

بعد از اتّفاقاتی که افتاد، ایزورو که توسّط جونکو انوشیما شستشوی مغزی داده شده بود به بازماندگان ناامیدی ملحق شد و آن ها را رهبری کرد.


دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی

با مرگ جونکو، ایزورو با دیگر بازماندگان ناامیدی موافقت می کنند تا اجازه بدهند هوش مصنوعی جونکو از طریق برنامه نئو ورلد، بدن آن ها را بگیرد. هدف اصلی برنامه در اصل ایجاد اثر برعکس آن چه جونکو با این افراد کرده بود، بود. امّا ایزورو با دانلود هوش مصنوعی جونکو در سیستم عامل برنامه همه چیز را تغییر داد.

بعد از این که ایزورو وارد برنامه می شود، بنرامه خاطرات او را از اعماق ذهن اش بازیابی می کند و او را دوباره به عنوان هاجیمه هیناتا در دنیای مجازی بازسازی می کند.


مقدّمه دانگانرونپا 2: به جزیره دانگان خوش آمدید! ترس در اردوی مدرسه ای دل انگیز؟

large.Event_2_(2).png.a2492e71099ddd8f18

هاجیمه را بار اوّل می توان در روبروی آکادمی امید دید. او خود و آکادمی امید را به بازیکن ها معرّفی می کند. بعد از این که او وارد سالن ورودی می شود، کلماتش مبهم می شوند. سرش کم کم گیج می رود و در نهایت بیهوش می شود.

بعد از به هوش آمدن، او خود را در مقابل دربی می یابد که آن طرف اش کلاسی پر از هم کلاسی هایش است. بعد از این که هاجیمه وارد می شود همه بلافاصله متوجّه می شوند که درب پشت سرشان قفل شده. آن ها تلاش می کنند درب را باز کنند که ناگهان سر و کلّه عروسک خرگوش مانندی که خود را اوسامی صدا می زند پیدا شده. اوسامی بعد از این همه دانش آموزان را به وسیله چوب جادویی اش به جزیره ای استوایی ای به نام جزیره جابرواک، منتقل می کند

هاجیمه و هم کلاسی هایش ابتدا از وضعیّت موجود ترسیده، ولی وقتی اوسامی سعی می کند آن ها را آرام کند هیناتا از هوش می رود. ناگیتو یکی از هم کلاسی هایش او را در کنار ساحل بیدار می کند.

بعد از این که هاجیمه بیدار می شود، ناگیتو به او می گوید که او باید خودش را به او و دیگران معرّفی کند. بعد از این، ناگیتو و هاجیمه برای آشنایی با بقیه دانش آموزان جزیره مرکزی و جزیره اوّل را می گردند تا بتوانند اوّلین قطعه امید را جمع آوری کنند. بعد از انجام این کار، اوسامی ظاهر شده و هدیه ای نیز برای اوّلین روز حضور دانش آموزان در جزیره تدارک می بیند.

اوسامی به هر یک از دانش آموزان دو هدیه می دهد، اوّلی یک عروسک کوچک از خود اوسامی است و دوّمین هدیه نیز یک ست لباس شنا می باشد. اکثر دانش آموزان به غیر از هاجیمه و چند تن دیگر به شنا می روند. بعد از مدّتی کشمکش با خود، هاجیمه در نهایت تصمیم می گیرد با بقیه به شنا بپردازد. امّا به محض این که نزدیک آب می شود، آسمان تیره شده و هوا طوفانی می شود.

اوسامی به هاجیمه می گوید که او هیچ کاری نکرده است و دلیل این امر را نمی داند. او نیز از تغییر ناگهانی هوا به شدّت می ترسد. در همین حین، شخص مرموزی از طریق نمایشگرهای پخش شده در جزیره به دانش آموزان دستور می دهد که همگی در پارک جزیره مرکزی جمع شوند. اوسامی متوجّه موضوع مهمی می شود و سریعتر از دانش آموزان وارد عمل می شود تا جلوی حادثه قریب الوقوعی که در شرف اتّفاق افتادن بود را بگیرد. هاجیمه و بقیه دانش آموزان هم که می بینند چاره ای ندارند به سمت پارک می روند تا چیزی را از دست ندهند.

هاجیمه و بقیه بعد از رسیدن به پارک با مونوکوما روبرو می شوند. کسی که خود مدیر آکادمی امید می خواند. مونوکوما بلافاصله اوسامی را شکست داده و او را طی عملیّاتی به خواهر غیر خونی کوچک و ضعیف اش مبدّل می سازد و نام او را مونومی می گذارد. بعد از این او بلافالصه مونومی را به وسیله مونوبیست ها اعدام می کند. مشخّص می شود که نیّت اصلی مونوکوما از ظاهر شدن اش این است که این اردوی مدرسه ای را به یک بازی مرگبار تبدیل کند. او بعد از این اعلام می کند که تنها کسی که بتواند یکی از همکلاسی هایش را با موفّقیت به قتل برساند و تا بعد کلاس محاکمه شناسایی نشود، می تواند از این جزیره خارج شود. هاجیمه و بقیه دانش آموزان بلافالصه حواس شان به هم جمع می شود و سعی می کنند در مقابل همدیگر و در مقابل این بازی مرگ محتاط تر عمل کنند.


چپتر اوّل دانگانرونپا 2: مقصد، ناامیدی

بعد از رسیدن مونوکوما و اعدام مونومی، هاجیمه به کنار استخر محوّطه هتل می آید و به دفترچه الکترونیکی اش نگاهی می اندازد و متوجّه قوانین جدیدی می شود که توسّط مونوکوما به آن اضافه شده. هاجیمه بعد از این به شدّت در مورد اتّفاقاتی که افتاده در فکر فرو می رود و در نگاهش در آسمان تیره شب غرق می شود و به ستاره های زیبا و بی اندازه آن خیره می شود ولی می فهمد که زیبایی این ستاره ها بیشتر به او می فهماند که آن ها را چقدر دور از خانه شان برده اند.

هاجیمه به اتاق خودش باز میگردد و مونوکوما در همین حین مونوکوما اعلامیه شبانه اش را بیان می کند و به دانش آموزان می گوید که دیگر بخوابند تا صبح فوق العاده ای را تجربه کنند. هاجیمه که به شدّت عصبانی اس با خود غرولند می کند که چرا باید همچین سرنوشت ظالمانه ای را تحمل کند. بعد از این او تصمیم می گیرد خواب سبکی داشته باشد تا خود را برای فردا آماده کند.

روز بعد، بعد از اعلامیه ی صبحگاهی مونوکوما، خود کونوکوما وارد اتاق هاجیمه می شود و او را غافلگیر می کند. بعد از دادن توضیحاتی راجع به عروسک های گمشده خودش در سرتاسر جزایز، او از اتاق خارج می شود. هاجیمه سپس به جمعی که توسّط ماهیرو کویزومی به سختی جمع آوری شده بودند محلق می شود. دقیقاً وقتی که جمع شروع به حرف زدن می کنند، بیاکویا توگامی اعلام می کند که رهبری جمع را به عهده خواهد گرفت و اجازه نمی دهد که کسی از آن ها به خاطر این بازی مرگ جان خود را از دست بدهد. هاجیمه و بقیه ابتدا فکر می کنند که بیاکویا هدفی خودخواهانه از ریاست داشته باشد امّا بعد ازدیدن حسن نیّت او به تصمیم اش احترام می گذارند و اجازه می دهند با وجود رفتار خصمانه ای که از خود دارد، ریاست گروه را بر عهده بگیرد.

large.50_(2).jpg.dc1ff39a3ed8978319f523b

هاجیمه در کنار ابیوکی و سایونجی و کومائدا و نیدای در مهمانی

طی شب مونوکوما از طریق اعلان عمومی به دانش آموزان می گوید که به پارک جابرواک بیایند. بعد از رسیدن دانش آموزان به آن جا، مونوکوما طی نمایشی مسخره، حسابی مونومی را به باد کتک می بندد و در همین حین فاش می کند که مونومی خاطرات آن ها را پاک کرده است و بعد از این به دانش آموزان می گوید که یه یک خائن میان جمع آنان وجود دارد. مونوکوما همچنین انگیزه ای نیز به دانش آموزان برای برگشتن خاطراتشان به آن ها می دهد امّا بیاکویا به بقیه می گوید که این انگیزه را نادیده گرفته و به کار خود ادامه دهند و امشب را استراحت کنند. بعد از این که هاجیمه به اتاق خودش بر میگردد و روی تخت اش دراز می کشد مدام به خائن میان جمع فکر می کند و در نهایت خوابش می برد.

صبح روز بعد در قرار ملاقات همیشگی مربوط به صبحانه، بیاکویا از نقشه خود برای به راه انداختن یک مهمانی بزرگ در شب، صحبت به میان می آورد. و این که مهمانی قرار است تا صبح ادامه داشته باشد و کسی حقّ غیبت در آن را نخواهد داشت. در ابتدا همه به این فکر کردند که با اتّفاقاتی که افتاده امروز روز خوبی برای جشن گرفتن و مهمانی نباشد. امّا بعد از اندکی بحث، همه راضی می شوند و کلبه قدیمی درون محوّطه هتل، که تا کنون اجازه ورود به آن توسّط مونومی داده نمی شد را برای برگزاری مهمانی انتخاب می کنند. مونومی نیز اجازه وارد شدن به آن جا را این دفعه به آن ها می دهد.

از آن جا که کلبه قدیمی بسیار خاک گرفته و کثیف بود، ناگیتو از بقیه می خواهد که طی قرعه کشی، شخصی که کلبه را تمیز کنند را انتخاب کنند. قرعه کشی انجام می شود و در کمال تعجّب قرعه به نام خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی، ناگیتو می افتد. در کنار این، تروترو هانامورا نیز وظیفه آشپزی برای مهمانی را بر عهده می گیرد و پکو پکویاما نیز سعی می کند فویوهیکو که در حلسه صبح غایب بوده را از این موضوع مطّلع سازد. بعد از به اتمام رسیدن جلسه، همه از هم جدا می شوند و قرار می گذارند بعد از اعلامیه شبانه مونوکوما، همگی در کلبه قدیمی دور هم جمع شوند.

بعد از فرا رسیدن شب و پخش شدن اعلامیه شبانه مونوکوما، هاجیمه به سمت کلبه قدیمی حرکت می کند. بعد از رسیدن به آن جا او با توگامی بیاکویا روبرو می شود و توگامی که به شدّت در مورد امنیّت جشن، محتاط است او را چک بدنی می کند تا وسیله خطرناکی نداشته باشد هاجیمه در این حین متوجّه دو صندوقچه کوچک آلومینیومی در کنار بایکویا می شود. او از بیاکویا در مورد آن ها سوال می پرسد و توگامی نیز در جواب می گوید که یکی از آن ها برای نگه داشتن وسایل خطرناکی است که پیدا کرده و دوّمین کیف دستی نیز برای مواقع حسّاس است. بعد از رفتن به سالن اصلی، بیاکویا متوجّه سیخ های کباب می شود و به هاجیمه می گوید که با او به آشپزخانه بیاید تا تمام وسایل خطرناک و تیز، اعم از چاقو ها چنگال ها و سیخ ها را جمع آوری کنند. در آشپزخانه، بیاکویا متوجّه نبود یکی از سیخ هایی که در لیست سفارشات بود می شود.  تروترو نیز اعلام بی اطّلاعی کرده و می گوید همیشه در چنین جشن هایی گم شدن یکی یا دو تا از وسایل امری طبیعی است. درنهایت توجّه هاجیمه به گوشت روی استخوان عظیمی جلب می شود و از تروترو در مورد نجوه پیدا کردن گوشت به این گندگی در این جزیره از او می پرسد و او نیز جواب می دهد که او از نیدای خواسته تا گاو درون مزرعه را برای او بکشد تا به همچین گوشت نابی دست پیدا کند.

بعد از این تروترو و هاجیمه و بیاکویا به سالن اصلی رفته و مهمانی را آغاز می کنند. همه از مهمانی لذّت می برند، از آکانه که مدام به خوردن ادامه می داد تا ماهیرو که در حال عکس گرفتن از بچّه ها بود. نکومارو نیدای نیز سعی می کرد از کلبه قدیمی به خاطر فشاری که به شکم اش آمده بود خارج شود. گاندام تاناکا گوشواره اش را گم کرده بود و چیاکی نانامی نیز بیرون کلبه مراقب بود تا مونوکوما نزدیک نشود. و تروترو که مدام از غذاهایش تعریف می کرد به آسپزخانه رفت تا غذاهای بیشتری آماده کند و بیارود. در همین حین که مهمانی به آرامی پیش می رفت و هاجیمه فکر میکرد دیگر اتّفاقی نمی افتد ناگهان برق می رود و خاموشی مطلق پدید می آید.

همه شروع به وحشت می کنند و کازوییچی سعی می کند در آن تاریکی مطلق خود را به دقتر کلبه برساند تا قطعی برق را برطرف کند امّا قبل از این که بتواند حرکتی کند برق برگشته و نور همه جا را فرا گرفته. بلافاصله بعد از آمدن برق، همه متوجّه می شوند میکان سومیکی به طرز خجالت آوری بر روی زمین افتاده است. بعد از این که همگی به خود می آیند متوجّه می شوند شخصی بین جمع شان وجود ندارد و آن نیز کسی نیست جز خود بیاکویا توگامی. همه دانش آموزان سر تا و اطراف کلبه را به دنبال توگامی می گردند و اثری پیدا نمی کنند. بعد از برگشتن به سالن اصلی، آکانه از یکی از میزها، بوی خون استشمام می کند. هاجیمه به سمت میز رفته و بعد از بلند کردن روکش میز با صحنه وحشت برانگیزی روبرو می شود. جنازه بیاکویا روی زمین افتاده و زیر آن را خون کامل فرا گرفته است.

هاجیمه که کاملاً در بهت از دست رفتن دوست اش به سر می برد و با جیغ و فریاد های ماهیرو از بهت در می آیدو  متوجّه عمق فاجعه می شود. وقتی کلّ آرامش جمع به هم می ریزد و هاجیمه سعی می کند آن ها را آرام کند مونوکوما ظاهر شده و می گوید که به زودی یک کلاس محاکمه را برگزار خواهد کرد. او به همگی مونوکوما فایل 1 را که حاوی اطّلاعات پایه ای مقتول و وضعیّت اش است را به دانش آموزان می دهد و آن ها را ترک می کند و راهی برای آن ها جز تحقیق در مورد قتل دوست شان باز نمی گذارد.

طیّ تحقیقات، هاجیمه به سراغ میزی که مقتول زیر آن قرار دارد رفته و روی آن نکته جالبی غیر از لامپ رومیزی سنگینی که آن را از بقیه میزها متمایز می کند پیدا نمی کند. بعد از آن او با اکراه شروع به تحقیق بر روی بدن بی جان بیاکویا می کند و لکّه های عظیم خونی را دور بدن بیاکویا می یابد امّا هیچ ردی از خون که به جایی رفته باشد را نمی یابد. او همچنین یک دوربین دید در شب در نزدیکی جنازه می یابد و زیر میز نیز یک چاقوی خونین و نوار چسبی چسبیده به زیر میز را هر دوی آن ها به مواد رنگی درخشنده و فسفرسانت آغشته شده اند، می یابد.

بعد از بررسی زیر میز، هاجیمه شروع به آرام کردن میکان می کند و او را راضی می کند تا کالبد شکافی جنازه بیاکویا را انجام دهد تا به اطّلاعات مفید تری دست پیدا کند. هاجیمه همچنین ماهیرو را نیز که خود را مقصّر مرگ توگامی می دانست را نیز آرام کرد. ماهیرو بعد از آرام شدن به هاجیمه دو عکس از وضعیّت افراد حاضر در مهمانی در لحظه ی قبل از خاموشی مطلق می دهد. طبق اطّلاعات او، بیاکویا در دورترین نقطه از میزی که قتلش در زیر آن اتّفاق افتاده بود قرار داشت. بعد از این موضوع، هاجیمه به سراغ گاندام می رود که گوشواره اش را گم کرده است. بعد از بررسی کوچکی متوجّه می شوند گوشواره گاندام از لای شکاف ها کف زمین رد شده و به زیر کلبه افتاده است. گاندام بعد از فهمیدن این موضوع به دنبال راهی برای رسیدن به زیر کلبه می گردد. هاجیمه سپس در سالن متوجّه ست بودن تایمر ها کولرها بر روی ساعت 11:30 می شود که با زمان مرگ توگامی و خاموشی نیز مطابقت دارد. او در نهایت در سالن اصلی به بررسی  صندوقچه مرموز بیاکویا می پردازد و در داخل آن با لوازم امنیّتی عجیبی روبرو می شود و از آمادگی بیش از حد توگامی شوکه می شود. او در سندوقچه نیز کیف مخصوصی پیدا می کند که گمان می رود برای وسیله ای خاص باشد.

بعد از اتمام بررسی سالن اصلی، هاجیمه و کومائدا به راهروی کلبه رفته و در آن جا با ایبوکی میودا روبرو می شوند. هاجیمه از ایبوکی در مورد صداهایی که طی خاموشی شنیده اند می پرسد و او نیز با شوخ طبعی ولی جزییات کامل به او پاسخ می دهد. هاجیمه و کومائدا بعد از شنیدن اطّلاعات او، از او تشکّر می کنند و به سراغ نکومارو می روند و در مورد مشکل او نیز می پرسند و او نیز می گوید که دستشویی از قبل از مهمانی درش بسته بوده او نتوانسته تا بعد از پیدا شدن جنازه بیاکویا به آن جا دسترسی داشته باشد. در نهایت در راهرو، هاجیمه و کومائدا به در بزرگی بر میخورند که هدف اش جلوگیری از پخش آتش در کلبه است، بعد از بررسی راهرو هر دوی آن ها به انباری کلبه رفته و در آن جا با یک رو میزی خونین و سه اتوی خاموش که به تازگی روشن بوده اند روبرو می شوند.

large_53.jpg.4c2b42091e7a1b5a8470ced0ba0

دانش آموزان سوار بر آسانسور در حال رفتن به سمت سالن کلاس محاکمه


بعد از بررسی این مورد هاجیمه و کومائدا به بیرون از کلبه رفته تا اتاق بیاکویا را نیز بررسی کنند. امّا به محض بیرون آمدن از کلبه، آن ها متوجّه چیاکی و گاندام می شوند که در حال بررسی راهی برای ورود به فضای زیرین کلبه هستند. بعد از پرسش از آن ها چیاکی جواب می دهد که راهی از بیرون برای وراد شدن به زیر کلبه وجود نداشته و قاتل نمی توانسته از  خارج کلبه به زیر آن برود. او همچنین به حضور فویوهیکو در نزدیکی ها کلبه در میانه مهمانی اشاره می کند و از صحبت اش با او به هاجیمه می گوید. بعد از صحبت به نانامی، هاجیمه و کومائدا به سمت اتاق بیاکویا رفته و بعد از باز کردن در آن با کمک مونوکوما در آن جا با نامه تهدید آمیزی با مضمون این که قتلی امشب رخ خواهد داد روبرو می شوند. بعد از بررسی این موضوع نیز مونوکوما در نمایشگرها ظاهر شده و اعلام می کند که فرصت آن ها برای تحقیق تمام شده و همگی آن ها، حال باید برای حضور در کلاس محاکمه آماده شوند و به "صخره مونوکوما" بیایند

بعد از حاضر شدن همگی در روبروی صخره همگی با صخره بزرگی که طرح کلّه های مونوکوما در آن حک شده روبرو می شوند، بعد از مدّتی مونوکوما با خود به زور کوزوریو را می آورد و با فعّال کردن مکانیزمی از یکی از سرهای سنگی خود پلّه برقی ای را به پایین می آورد. بعد از بالا رفتن از پلّه ها و سوار آسانسور شدن، تمامی دانش آموزان به سمت سالن کلاس محاکمه حرکت می کنند.

در آغاز کلاس محاکمه بعد از این که مونوکوما راهنمایی های مهم را می کند، همگی شروع به بحث در مورد این که چرا بدن بیاکویا زیر میز بوده می پردازند. با وجود لکّه های خون روی زمین و دوربین دید در شبی که ظاهراً مربوط به خود بیاکویا بوده دانش آموزان به این نتیجه می رسند که بیاکویا به زیر میز منتقل نشده بلکه در زیر میز به قتل رسیده است. سپس دانش آموزان به این موضوع که چرا برق ها رفت می پردازند و شک شان معطوف به پکو پکویاما می شود. چرا که او باید در دفتر کلبه بود و فیوز های برق و جعبه کنترل قدرت کلبه در آن اتاق قرار داشت. امّا هاجیمه متوجّه می شود که پکویاما اصلاً در دفتر نبوده و با اطّلاعاتی که از سحبت با نیدای در طی تحقیقات به دست آورده بود ثابت می کند که تمام طی مهمانی، کسی که دستشویی را اشغال کرده بود پکویاما بوده. به علاوه این که جعبه کنترل قدرت مجموعه در بالای دیوار و نزدیک به سقف قرار داشته و پکویاما هرگز نمی توانسته به آن برسد و برق را از آن جا قطع کند.

بحث به این موضوع می کشد که در غیر این صورت چرا برق ها اصلاً رفته است. هر کسی نظر خود را می دهد تا این که ماهیرو به این موضوع اشاره می کند که شاید برق در اثر فشار زیاد مصرف رفته و فیوز پریده باشد. هاجیمه این نظر را متحتمل تر می داند و با توجّه به سه اتوی روشن در انباری کلبه او نیز فکر می کند که دلیل برق رفتن به علّت فشار انرژی باشد. بعد از این او و کومائدا به کمک هم معمّای برق رفتن را با اشاره به تایمر های کولر حل می کنند و متوجّه می شوند که قاتل از حداکثر توان برق مصرفی کلبه با خبر بوده و احتمالاً این موضوع را از مونوکوما پرسیده است و با تنظیم کردن تایمر کولر ها به عنوان آخرین منبع مصرفی برق توانسته زمان برق رفتن را به طور دقیق تنظیم کند.

بعد از حل شدن این معمّا همه به این بحث می پردازند که قاتل چگونه به چاقوی زیر میز در آن تاریکی دست یافته که هاجیمه بلافاصله به رنگ درخنشده روی چسب نواری زیر میز اشاره می کند و می گوید که چاقو از قبل در زیر آن میز چسب زده شده و قرار بوده در طی تاریکی به وسیله رنگ درخشنده تشخیص داده شود و برداشته شود. مورد دیگری که مورد بحث قرار می گیرد، دلیل احتیاط بیش از حد بیاکویا طی مهمانی است که در این جا هاجیمه مجبور می شود نامه ای را که با کومائدا در اتاق بیاکویا پیدا کرده را به بقیه دانش آموزان نشان دهد. همگی شوکه شده و هاجیمه می گوید برای جلوگیری از ایجاد وحشت، بیاکویا نمی توانسته این نامه را به بقیه نشان دهد و مجبور شده و فقط خود او محتاط تر باشد.

در همین نقطه کلاس محاکمه به بن بست می رسد و مدرک دیگری برای پیشروی به ذهن افراد نمی رسد و با مدارک جمع آوری شده نیز نمی توان کسی را متهّم کرد. در همین زمان رفتار کومائدا ناگیتو عجیب شده , و شروع به صحبت در این مورد که اگر نمی شود قاتل را پیدا کرد باید تسلیم شد و بهتر است به جای شک کردن به همدیگر، همه با هم بمیریم. هاجیمه از رفتار عجیب کومائدا بهت زده می ماند و فکر می کند مشکلی برای پسر خوش قلبی که تا به آن جای کار کمک دست او بوده، پیش آمده. امّا کومائدا ادامه می دهد و می گوید چرا باید همگی در این دنیای ظالمانه به هم شک کنند و هم دیگر را متهّم کرد و موفّق می شود احساسات دیگر دانش آموزان را برانگیزد و به سمت خود بکشاند که ناگهان چیاکی نانامی جلوی او را گرفته و روبروی او می ایستد و می گوید که هنوز محاکمه تمام نشده و راز مهمّی وجود دارد که از طریق آن می توان به هویّت قاتل نزدیک شد و به این موضوع اشاره می کند که در ابتدا اصلاً قاتل چگونه توانسته به میز مشخّصی که چاقو زیر آن قرار داشته نزدیک شود؟

هاجیمه بلافالصه راز موجود را با عکس هایی که از ماهیرو گرفته و دیاگرامی که از آن رسم شده حل می کند و می فهمد نزدیک ترین شخص به میز مورد نظر، کسی جز ناگیتو نبوده. شک همه ناگهان به ناگیتو بر می گردد و همه او را تحت فشار قرار می دهند. تحت فشار روانی حرف های دیگر دانش آموزان و اتّهاماتی که به او زده می شود ناگیتو ناگهان تغییر رفتار داده و به طرز دیوانه واری شروع به خندیدن می کند و می گوید که از این که نماد های امید (اشاره به بقیه دانش آموزان) در مقابل ناامیدی موجود در این جزیره تسلیم نمی شوند به وجد آمده و به تمام کارهایی که کرده اعمّ از پشت پرده بودن قطعی برق، گذاشتن چاقو زیر میز  و... اعتراف می کند. در همان نقطه هاجیمه متوجّه می شود که اصلاً در ابتدا قبل از مهمانی، این موضوع که کومائدا برای تمیز کردن کلبه انتخاب شد اصلاً از روی بد شانسی وی نبوده بلکه ناگیتو با اعتماد به شانس خودش به عنوان خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی توانسته این موقعیّت را برای فراهم کردن شرایط قتل به دست بیاورد. جنون کومائدا تمام کلاس محاکمه را در بر می گیرد و همگی تصمیم می گیرند به کومائدا رای دهند تا او اعدام شود که ناگهان سومیکی به میان آمده و می گوید که شاید کومائدا اصلاً قاتل نباشد. او می گوید که طبق کالبد شکافی ای که انجام داده، قاتل با وسیله ای تیز به قطر پنج میلیمتر به قتل رسیده که با چاقویی که کومائدا مخفی کرده هماهنگی ندارد. با این حرف بحث دیگری راه می افتد و طی آن نانامی از کومائدا می خواهد که آخرین چیزی را که مخفی کرده است را بگوید. او نیز اعتراف کرده و می گوید که در قتل بیاکویا به خاطر دوربین های دید در شبی که داشته ناموفّق بوده و نتوانسته طی اموشی او را بکشد و دیگر نمی داند چه کسی او را به قتل رسانده است. در همین جا دوباره کلاس محاکمه به بن بست می رسد و همگی در نقطه غیر قابل برگشتی متوقّف می شوند.

با معلوم شدن این که چاقوی ناگیتو سلاح قاتل نیست و سلاح نازک تر از این حدود بوده، نانامی این موضوع را که قاتل و مقتول در دو جای متفاوت بوده باشند را پیش می کشد. هاجیمه منظور او را فهمیده و این احتمال که قاتل از زیر کلبه مقتول را به قتل رسانده باشد را پیش می کشد. در ابتدا همه بعد از شنیدن این موضوع به بحث در مورد این که چه کسی می تواند زیر کلبه برود می پردازند و شکّ همه به سوی فویوهیکو که در مهمانی نبود متمرکز می شود. فویوهیکو از خود نمی تواند دفاعیه ای ارائه دهد تا این که نانامی از او دفاع کرده و می گوید که او را طی طی نگهبانی از کلبه بیرون محوّطه دیده و او نمی توانسته زیر کلبه وارد شود. علاوه بر این از بیرون کلبه نیز کسی نمی تواند به زیر آن وارد شود. هاجیمه مبنای قتل را بر وارد شدن قاتل از درون کلبه به زیر آن قرار می دهد و برای اثبات نظریه اش از تاناکا می خواهد که نحوه پیدا کردن گوشواره اش را که زیر کلبه افتاده بود توضیح دهد. او نیز سپس می گوید که از طریق درب زیر جعبه های درون انباری توانسته به زیر کلبه وارد شود.

بعد از چندین نوبت بحث، دانش آموزان به این نتیجه می رسند که اجاق گاز قابل حمل درون آشپزخانه تنها منبع نوری بوده که می توانسته برای رسیدن قاتل به اتاق انباری استفاده شود و سیخ گمشده ای که در لیست آشپزخانه بوده نیز تنها سلاحی قاتل می توانسته باشد. ولی ناگیتو با هاجیمه مخالفت کرده و می گوید که طی تاریکی، قاتل و کازوییچی هر دو در راهرو بوده اند پس چگونه، کازوییچی منبع نور قاتل را ندیده است. هاجیمه نیز در جواب به در نسوز کلبه اشاره می کند و می گوید با بستن آن در نور از آن عبور نکرده و هر فردی که پشت درب نسوز باشد می تواند با منبع نور بدون انیکه کسی آن طرق درب متوجّه او شود به راهش ادامه دهد.

با تمامی این تفاسیر همگی به این نتیجه می رسند که قاتل کسی جز تروترو هانامورا نیست و بعد از دفاعیه ضعیفی که او پیرامون این که نمی توانسته سلاح قتل را جایی پنهان کند. او با جواب محکم هیناتا پیرامون این که او سیخ گمشده را میان غذاها و گوشت روی استخوان به آن گندگی مخفی کرده بود آخرین پرده راز این قتل را بر می دارد و هانامورا بعد از گفتن گذشته اش و این که چگونه او توسّط کومائدا تحریک شده بوده تا قتلی را صورت بدهد و در ابتدا اصلاً هدف اش کشتن کومائدا بوده، مونوکوما او را به بدترین وجه ممکن اعدام می کند.


چپتر دوّم دانگانرونپا 2: دریا و مجازات، نارگیل و گناهان

بعد از بیدار شدن، هاجیمه دوباره تمام وقایع چند روز پیش که شامل به قتل رسیدن بیاکویا و اعدام وحشیانه تروترو بود را به یاد می آورد. با احساس بدی که داشت او به سمت رستوران هتل حرکت می کند. در آن جا همگی متوجّه می شوند هیوکو سایونجی به خاطر این که توانایی پوشیدن کیمونویش را ندارد، از اوّل ورودشان به اردو حمّام نکرده است. در کنار این موضوع، ناگیتو که در محاکمه قبلی شخصیّت پیچیده و به هم ریخته اش به همه ثابت شده بود، غیبش زده بود و تا آخر زمان صبحانه به رستوران نیامد و باعث شک و تردید هاجیمه و چیاکی شد. بعد از مدّتی سر وکلّه مونوکوما نیز در رستوران پیدا شده و از دانش آموزان در مورد یکی از مونوبیست ها که غیب شده است می پرسد. دانش آموزان اظهار بی اطّلاعی می کنند و او می رود. بعد از او بلافاصله مونومی ظاهر شده و تایید می کند که او مونوبیست مذکور را شکست داده و حالا دانش آموزان می توانند به جزیره دوّم رفته و در آن جا به گشت و گذار بپردازند.

طی گشت و گذار در جزیره دوّم، دانش آموزان متوجّه وجود کتابخانه ای در آن جا می شوند بعلاوه یک داروخانه و یک رستوران در نزدیکی یک خانه ساحلی. و کناز همگی این موارد یک خرابه عظیم که از دور بسیار شبیه به ساختمان آکادمی امید به نظر می رسید. دانش آموزان، خرابه عظیم را بررسی می کنند و متوجّه می شوند که درب ورودی به قدرت مهر و موم شده و راه عبوری ندارند. آن ها بر روی درب عبارت ژاپنی "آینده" را نیز می بینند. مونوکوما بعد از این ظاهر می شود و به آن ها در مورد پایان دهندگان دنیا می گوید. سازمانی که هدف اش پایان دادن به این دنیا است. او بعد از اشاره به این سازمان می گوید که خود و مونومی نیز نمی توانند وارد خرابه شوند. هاجیمه بعد از گشت و گذار طولانی ای که در جزیره دوّم تجربه می کند خسته شده و به کابین خود باز می گردد.

large.B0042375_506fe4af894d9.jpg.8541a95

هاجیمه در مقابل درب عظیم خرابه که بر روی آن با زبان ژاپنی عبارت "آینده" نوشته شده است

روز بعد هاجیمه موفّق به فهمیدن راز پشت غیبت های ناگیتو شد. او توسّط نکومارو و کازوییچی در همان اتاقی که بیاکویا به قتل رسیده بود بسته شده بود. در جواب توضیح، کازوییچی بیان می کند که بهتر است "آن خیانت کار" دست و پایش بسته بماند تا نتواند برای کس دیگری مزاحمت ایجاد کند. همان شب، مونوکوما طی اعلامیه ای تمام دانش آموزان را در پارک جابرواک جمع می کند. مونوکوما در آن جا دوّمین انگیزه قتل اش برای بازی مریض گونه اش را نمایان می کند، یک بازی آرکید بر اساس یکی از مجموعه های ویدیو گیم فراموش شده، بازی ای به نام توییلایت سندروم: پرونده قتل. مونوکوما به دانش آموزان می گوید که برای تمام کردن این بازی به طور کامل باید راز اصلی بازی را پیدا کنید و در آن صورت به پایان شوکه کننده بازی خواهید رسید. او همچنین قبل از رفتن خود به دانش آموزان می گوید که بهتر است هر کس به عنوان نفر اوّل سریعتر بازی را تمام کند و گرنه به ضرر خود او تمام می شود و شخص دیگری از راز انتهای بازی برای جلو بردن قتل خود استفاده می کند. تمام گروه بعد از رفتن مونوکوما به هم قول می دهند که هیچ کس این بازی مرموز را انجام ندهد. امّا هنگامی که قولی این چنینی داده شود، نگه داشتن اش بسیار سخت می شود.

بعد از چند روز هاجیمه به طور تصادفی با کوزوریو روبرو می شود و در دست او، نامه ای را می بیند. در عوض پرس و جوی هاجیمه، کوزوریو به او می گوید که گم شود و او را تنها بگذارد و او به رستوران برای پیوستن به جمع راه می افتد. بعد از رسیدن به رستوران، ماهیرو از هاجیمه می خواهد تا اندکی غذا برای ناگیتو که در تالار غذاخوری حبس شده است ببرد. هاجیمه به تالار رفته و با دیدن ناگیتو از وضعیّتی که او را در آن بسته بودند تعجب می کند ولی بیشتر از آن از رفتار غیر منطقی و غیر قابل توصیف ناگیتو تعجّب می کند. آن جا ناگیتو به هاجیمه می گوید که از انگیزه جدیدی که مونوکوما به دانش آموزان داده مطّلع است و تعجّب می کند که چرا نماینده های امید(دانش اموزان) از این فرصت برای تمام کردن آن بازی استفاده نمی کنند. هاجیمه تحریک شده و تمام دل و جرئت خود را جمع می کند تا بازی را انجام دهد و متوجّه شود در آینده با چه چیزی قرار است روبرو شود. هر چند بعد از رسیدن به پایان بازی، هاجیمه از شدّت گیج کنندگی داستان آن، بیخیال آن شده و دوباره به کابین و تخت خواب خود باز می گردد.

large.Event_64_(2).png.74e3131da6d326134

هاجیمه هیناتا در مقابله با کومائدا ناگیتوی بسته شده

صبح روز بعد هاجیمه با کازوییچی در سوپرمارکت جزیره دیدار می کند. او در آن جا به هاجیمه توضیح می دهد که همگی دختران در حال ترتیب دادن قراری برای شنا در ساحل جزیره دوّم هستند و او می خواهد به طرز ساختگی ای کاملاً اتّفاقی به آن ها ملحق شود و با هاجیمه قرار می گذارد تا در ساعت 3 ظهر هم دیگر را در غذاخوری نزدیک ساحل ببینند و در آن جا منتظر بقیه دخترها بمانند. بعد از رسیدن به آن جا صبر کردن، آن ها با فویوهیکو روبرو می شوند و او نیز سعی می کند از آن ها دوری بجوید. بعد از او، آن ها میکان و ایبوکی را می بینند که وارد رستوران شده و منتظر می مانند تا دیگران برسند و به ساحل بروند. در همین حین ناگهان گروه جمع شده در رستوران، نظرشان به هیوکو سایونجی که در دویدن در جهت مخالف جهت ساحل است جلب می شود و در حین دویدن متوجّه گریه کردن او نیز می شوند. بعد از این رویداد، چیاکی، آکانه، پکویاما و سونیا نورمایند به نوبت وارد رستوران شده. آکانه با بسیاری خون و رخم بر روی سرش وارد رستوران می شود و بیان می کند که این زخم ها در اثر تمرین با نکومارو به وجود آمده. میکان بلافاصله وارد عمل شده و او را به دستشویی رستوران می برد تا زخم هایش را مداوا کند. بعد از خارج شدن کازوییچی برای رفتن به خانه ساحلی، هاجیمه که خود را در محاصره عجیبی توسّط زنان می بیند، فرار را بر قرار ترجیح می دهد و به دنبال کازوییچی به سمت خانه ساحلی راه می افتد. که در بین راه ناگهان صدای جیغ کازوییچی را می شنود و بلافاصله بعد از آن اعلامیه پیدا شدن جسد از طریق نمایشگر ها به صدا در می آید. هاجیمه دوان دوان به سمت خانه ساحلی می رود به امید این که چیزی که فکر می کند اشتباه باشد اّما با باز کردن در، تمامی امید های هاجیمه باری دیگر به یاس تبدیل می شود. کازوییچی از ترس دور خود چمبره زده و بدن بی جان ماهیرو کویزومی، ابر عکّاس دبیرستانی بر روی زمین غرق در خون افتاده است.

هاجیمه طی بررسی محلّ حادثه با پنجره میله داری در نزدیکی سقف سرویس بهداشتی روبرو می شود. آکانه از وی کمک می گیرد و خود را به پنجره می رساند و متوجّه می شود که میله های پنجره شل بوده و قابل جدا سازی اند و در صورت همکاری دو نفر امکان فرار کردن از این راه وجود داشته است. بعد از بررسی دقیق محلّ حادثه، چیاکی و هاجیمه برای حل راز های پرونده باری دیگر به سراغ توییلایت سندروم: پرونده قتل می روند و در آن جا با ناگیتو روبرو می شوند که ظاهراً به کمک مونومی از بند خود آزاد شده است. هاجیمه و چیاکی بعد از صحبت با ناگیتو به سراغ بازی می روند و این بار هاجیمه با راهنمایی چیاکی به پایان نهایی و وقایعی که در روز اوّل و سوّم بازی اتّفاق افتاده بود می رسد. بعد از انجام بازی، ناگیتو به آن دو کمک می کند تا افرادی که اسم شان در تیتراژ بازی آورده شده بود را در فرودگاه جمع کنند تا بتوانند از آن ها نیز اطّلاعات بگیرند. میکان، ایبوکی و سایونجی حاضر می شوند ولی سایونجی همکاری نکرده و در نهایت فرار می کند.

بعد از پرس و جو، مونوکوما به هاجیمه و چیاکی اجازه می دهد تا به اتاق ماهیرو وارد شوند. در آن جا هر دوی آن ها با پاکتی روبرو می شوند که درون آن ها سه عکس مرتبط با بازی وجود دارد و نامه ای که ماهیرو را ترغیب به انجام بازی می کند. هاجیمه و چیاکی از محتویات نامه می فهمند که ماهیرو اوّلین کسی نبوده که بازی را تمام کرده و شخص دیگری این کار را کرده و ماهیرو را ترغیب کرده تا این بازی را انجام دهد. بعد از این موضوع ناگیتو باری دیگر ظاهر شده و به هاجیمه می گوید تا به خانه ساحلی بیایید. بعد از رفتن به آن جا، میکان اظهار می کند که طی کالبد شکافی اش متوجّه شده که ماهیرو از ضربه به پشت سر در جا جان داده و درد زیادی نکشیده، به علاوه او نامه ای از هیوکو نیز در جیب ماهیرو پیدا کرده و آن را  به هاجیمه می دهد. سونیا نیز بیان می کند ماسکی که در کنار جسد مقتول افتاده متعلّق به یک قاتل زنجیره ای معروف است که جمله نمادین بسیار معروفی دارد، او ترجمه این جمله را می گوید و در نهایت بیان می کند که مترجّم جمله او نیز از خشم این قاتل در امان نمانده و توسّط او به قتل رسیده. در نهایت خود ناگیتو نیز به سراغ هاجیمه آمده و می گوید که رد ّو پاهای روی ساحل را بررسی کرده و متوجّه شده که آن ها متعلّق به سایونجی هستند. بعد از گفتن این موضوع فرصت بررسی و تحقیقات به پایان می رسد و همگی راهی دوّمین کلاس محاکمه می شوند.


چپتر سوّم دانگانرونپا 2: گیر افتاده توسّط عطر اقیانوس

صبح روز بعد از دوّمین محاکمه، هاجیمه دهان اش از شدّت ترسناک و بدترکیب بودن یادبودی که هیوکو برای ماهیرو ساحته باز می ماند امّا در نهایت با روی مهربان در مقابل هیوکو ظاهر شده و مانند بقیه از آن تعریف می کند.

بعد از وارد شدن به جزیره سوّم، هاجیمه با جو و اتمسفر جدیدی روبرو می شود. برای پیدا کردن راز های جدید پشت این جزیره که روزگاری پر از زندگی و مردم بوده است، در نهایت سر از سالن سینمای مونوکوما در می آورد. در آن جا او طی سر و کلّه زدن عجیبی با مونوکوما به قیمت گزامی یک برچسب مسخره ای با طرح خود مونوکوما از او خریده و بعد از آن به زور پای تماشای فیلمی مسخره از خود مونوکوما می نشیند. در نهایت نیز بعد از بیرون آمدن از سالن، مونوکوما شروع به دست انداختن هاجیمه می کند و به او کمی امید بی پایه اساس می دهد، تنها کمی.

در بازارچه لوازم الکترونیک، هاجیمه بر روی یکی از کامپیوتر ها، فایلی از اوسامی می یابد که در آن از بزرگترین، وحشتنتاک ترین و تراژدیک ترین واقعه تاریخ بشریّت صحبت به میان آمده، امّا هاجیمه هیچی از آن نفهمیده و سعی می کند به دنبال حقیقت بگردد که مونوکوما ظاهر شده و به جای کمک کردن برای پیدا کردن حقیقت امر تنها او را بیشتر اذیّت می کند و دست می اندازد.

امّا در بیمارستان، هاجیمه با دیدن فویوهیکو، در کنار بقیه دانش آموزان شوکه می شود. آن ها که فکر می کردند فویوهیکو نتواند از واقعه دوّمین محاکمه زنده بیرون بیاید، اکثراً برای او خوشحال بودند و در واقعیّت در کنار همه کارهایی که فویوهیکو انجام داده بود، آن ها هنوز او را دوست خود می پنداشتند. میکان بعداً تصمیم می گیرد که وظیفه مراقبت از فویوهیکو را برای بقیه روز بر عهده بگیرد.

در کمال تعجّب، صبح روز بعد که فویوهیکو، درمان اش را تمام کرده بود و به رستوران هتل آمده بود، در اثر شرم از کارهایی که کرده با چاقو شکم خود را زخمی می کند تا تقاص گناهانش را بدهد. هاجیمه نیز که از این موضوع به شدّت شوکه شده بود در عوض بیشتر به خاطر تغییراتی که در رفتار فویوهیکو در اثر درمانش به وجود آمده بود خوشحال بود. در همین حین ایبوکی نیز که استیجی را در جزیره سوّم پیدا کرده بود، تدارک اجرای زنده ای را برای دانش آموزان ترتیب می بیند. در ابتدای شروع خواندن او، هاجیمه چشم امید اش را به آهنگی که از زبان ابر آهنگساز دبیرستانی بیرون می آمد می دوزد. امّا بعد از چند دقیقه، از شدّت سردرد آور بودن آهنگ ایبوکی، نظر خود را پس می گیرد. بعد از اتمام اجرای استیج تمامی دانش آموزان در ساحل جزیره اوّل با صحنه وحشتناک روبرو می شوند، آکانه در حال نبرد با مونوکوما است و به سختی نیز شکست خورده. مونوکوما سعی می کند با ضربه نهایی اش کار او را تمام کند که نیدای جلو پریده و جلوی ضربه را می گیرد و در نتیجه خود او به شدّت زخمی می شود. هاجیمه به شدّت شوکه شده و از مونوکوما می خواهد به زخم های وی رسیدگی کند. مونوکوما ابتدا قبول نمی کند امّا با اصرار بچّه ها و کمی فکر از جانب خودش بعد از مدّتی با اکراه وظیفه درمان نکوماروی به شدّت زخمی شده را نیز بر عهده می گیرد.

روز بعد که سه نفر ناگیتو، ایبوکی و آکانه مبتلا به بیماری ناامیدی، سوّمین انگیزه قتل مونوکوما، می شوند، هیوکو، هاجیمه را مجبور می کند تا در بیمارستان مراقب آن ها باشد. به همراه او میکان و فویوهیکو نیز در بیمارستان می ایستند و از سه بیمار بخت برگشته مراقبت می کنند. امّا در همان شب اوّل مراقبت، وقتی هاجیمه سعی می کند بر روی تخت های بیمارستان در اثر خستگی استراحت کند، بعد از بیداری میکان را در حالی می یابد که بالای سر او خوابیده و سر او را لای پاهای خود سفت بغل کرده. فویوهیکو بعد از مدّتی وارد بیمارستان شده و این صحنه را می بیند و حسابی هاجیمه را بابت این موضوع سرزنش و اذیّت می کند. هاجیمه نیز عسبانی و خجالت زده می شود و نمی تواند میکان را نیز سرزنش کند.

large.Event_97.png.d2ea703d5964f69bb0608

رویای عجیب هاجیمه از روزهای دور زندگی اش

شب بعد، وقتی هاجیمه به اتاق اش بر می گردد تا بخوابد، کابوسی وحشتناک در مورد خودش در یک کلاس غریب می بیند و حرف هایی را می شنود که هرگز دلش نمی خواسته بشنود. وقتی او سعی می کند تا دوباره بیدار شود، باری دیگر میکان را در همان وضعیّت خجالت برانگیز دیشب بنی خودش و او می یابد. این بار هاجیمه به شدّت میکان را سرزنش میکند و او نیز به شدّت از هاجیمه معذرت می خواهد و بعد از این بیان می کند که نمی داند چرا به آن جا آمده. بعدها او به یاد می آورد دلیلی که او به آن جا آمده بود این بود که به هاجیمه بگوید که ناگیتو بیماری اش خوب شده و نیازی به درمان بیش از این ندارد.

وقتی هاجیمه به همراه میکان به ملاقات ناگیتو می روند، ناگیتو به هاجیمه به زور دستور می دهد که دیگر برای ملاقات او نیاید چرا که هنو زاحتمال ابتلای او به بیماری دروغگویی زیاد است. او که هنوز اوضاع هاجیمه را وخیم می دید او را رها می کند و به میکان می گوید که به اتاق طبقه بالای بیمارستان رفته  و در آن جا استراحت کند. بعد از این او در لابی بیمارستان با پیام ویدیویی ای روبرو  می شود که طی آن شخصی قصد حلق آویز کردن خود را دارد. او بلافلاصله صحنه وقوع جرم، استیج موزیک تیتی تایفون، را می شناسد و دوان دوان به طرف آن جا حرکت می کند ولی با باز کردن در آن جا با صحنه شوک آوری روبرو می شود، ایبوکی میودا، ابر آهنگساز دبیرسانی از گردن حلق آویز شده و هیچ جانی در بدن اش نمانده است. امّا این پایان ماجرا نبود، وقی هایجمه برای خبر کردن بقیه دانش آموزان به متل می رود و به همراه سه نفر دیگر به استیج بازمیگردند در آن جا این بار در کنار جسد حلق آویز شده ایبوکی، بدن بی جان هیوکو سایونجی را نیز در حالی که به ستون بسته شده است را می بیند و این گونه حجم دردبار و مرگبار بودن این پرونده برای هاجیمه دو چندان می شود.

بعد از انجام تحقیقات که برای هاجیمه منجر به دیدن فیلم جادوگر مونومی می شود، پرده های قتل دانه دانه برداشته می شوند و در نهایت در کلاس محاکمه سوّم موفّق می شوند میکان سومیکی را به عنوان متهّم شناسایی و به مجازات اش برسانند. بعد از پایان مجاکمه سوّم، مونوکوما اعلام می کند که نیدای نکومارو برگشته و همه می توانند به او سلام کنند. آن ها به ساحل می روند تا احوال او را جویا شوند ولی همان گونه که هاجیمه انتظار داشت، هیچ چیزی طبق معمول برای نکومارو پیش نرفته


چپتر چهارم دانگانرونپا 2: آیا روبات ها رویای ماشین ساعتی می بینند؟

large.Riding_roller_coaster.jpg.d25a9994

دانش آموزان باقی مانده سوار بر ترن هوایی


حین ملاقات صبح در رستوران، ناگیتو از قصد و برای امتحان، باری دیگر به خاطر این که کسی و حتّی خودش از استعداد هاجیمه بی خبر بودند، او را متهّم می کند که خائن میان جمع باشد. بعد از واکنش همه به این موضوع، مونومی برای بار دیگر ظاهر شده و به دانش آموزان می گوید که مسیر عبور برای رفتن به جزیره چهارم باز شده است. آن ها با اکراه وارد جزیره چهارم شده و برای گرفتن جایزه ای که مونوکوما وعده اش را می دهد سوار ترن هوایی می شوند. بعد از انجام فعّالیت مربوطه، آن ها فایلی مربوط به بنیاد آینده از مونوکوما، تحویل می گیرند که اطّلاعات به نسبت مفیدی در آن می یابند امّا چیزی که به آن ها کمک کند با آن بتوانند از جزیره فرار کنند نمی یابند. هاجیمه بعد از سوار ترن هوایی شدن سعی می کند وارد خانه مونومی شود که با مخالفت اکید خودش روبرو می شود و مونومی اجازه ورود را به او نمی دهد.

در ادامه دانش آموزان سوار قطار وحشتی می شوند تا جایزه دیگری از مونوکوما دریافت کنند امّا این بار وحشت قطار واقعی جلوه کرده و با پخش شدن گاز خواب آوری در تونل وحشت، همگی به خوابی عمیق فرو رفته و بعد از بیدار شدن خود را در محوطّه ای بسته می یابند. این موضوع باعث می شود که شکّ بقیه نسبت به خائن بودن هاجیمه از آن جا که او بقیه را قانع کرده بود تا آن ها وارد تونل وحشت شوند را بیشتر و بیشتر می کند. هنگام گشت و گذار در برج انگور و توت فرنگی، هاجیمه توسّط کازوییچی طرد می شود و مجبور می شود ساختمان ها را با نکومارو جست و جو کند تا شاید راه فراری پیدا کنند.

large.7NTaHs6.png.38f841ec470244cb4ebd0f

ورزش صبحگاهی دانش آموزان در عین گرسنگی

در طی گشت و گذار، هاجیمه و نکومارو متوجّه می شوند که برای باز کردن درب بین ساختمان توت فرنگی و ساختمان انگور، تنها با زدن دکمه مورد نظر می توانند از پس این کار بی بیایند و درب در غیر این صورت و خوبی مهر و موم شده و از جایش تکان نمی خورد. شب آن روز طبق قرعه کشی ای که صورت می گیرد، هاجیمه مجبور می شود در داغون ترین اتاق ساختمان در ساختمان انگور که دخترها در آن اقامت داشتند بخوابد.

صبح روز بعد مونوکوما با برنامه صبحگاهی تای چی خود کاری می کند تا دانش اموزان از شدّت گرسنگی به فکر کشتن بیفتند. با این حال هاجیمه مقاومت کرده و می گوید که ترجیح می دهد از گرسنگی بمیرد ا کسی را بکشد. کازوییچی امّا داد اش در آمده و بیان می کند که هاجیمه این را به این علّت می گوید که خود او خائن است، هاجیمه کنترل خود را از دست می دهد و سعی می کند به کازوییچی حمله ور شود، امّا چیاکی به زور جلوی او را گرفته و دعوا را متوقّف می کند. بعد از این موضوع هاجیمه دویده و سعی می کند وارد اتاق نهایی مرگ شود. امّا این بار نیز چیاکی جلوی او را گرفته و به او بار دیگر نصیحت میکند که از بردن در این بازی چیزی عاید اش نمی شود. و به او توصیه می کند که استراحت کند. هاجیمه در اتاقش استراحت می کند امّا در نزدیکی های صبح با صدای مهیبی از خواب بلند می شود امّا از شدّت خستگی دوباره می خوابد، تا این که این بار توسّط اعلامیه برنامه صبحگاهی وارد سالن بین دو ساختمان می شود. ولی در آن جا به جای برنامه صبحگاهی با منظره منزجز کننده ای روبرو می شوند، بدن تکّه تکّه شده ی نیدای نکومارو میان اتاق افتاده و حال کلاس محاکمه ای جدید در شرف اتّفاق افتادن است.

در این نقطه، هاجیمه و دختر ها هیچ دسترسی ای به ساختمان توت فرنگی پیدا نمی کنند و ایضاً افراد ساختمان انگور نیز به همین مشکل مبتلا هستند. با وجود عدم دسترسی پسر ها به آسانسور و همچنین نداشتن دسترسی برای دیدن صحنه جرم، کازوییچی دست به کار می شود تا آسانسور را تعمیر کند.

در همین حین، ناگیتو به عنوان راوی افراد ساختمان توت فرنگی وارد عمل می شود. چیاکی به هاجیمه می گوید که با تلفن ارتباطی دو ساختمان با فویوهیکو تماس گرفته و جزییات اوضاع را با او در میان بگذارد. در همین حین، ناگیتو به اتاق مرگ نهایی می رود و موفّق می شود راز "ابر اسلحه" را بدست آورد.

 بعد از اتمام بازی تهدید آمیز، ناگیتو از طریق دریچه مخفی ای به اتاق آرشیو مونوکوما وارد شده و از آن جا وارد ساختمان انگور می شود و هاجیمه و چیاکی را به شدّت غافلگیر می کند. او در ادامه آن ها را با گفتن این که او رولت روسی را با پنج تیر انجام داده، بیشتر شوکه می کند. بعد از این در این نقطه است که ناگیتو به هاجیمه می گوید که او تنها دانش آموز دوره ذخیره است که در این جمع دانش آموزان وجود دارد و این موضوع، ناگیتو را بسیار ناراحت می کند و بلافاصله بعد از آن او هاجیمه را سرزنش می کند چرا که او ابداً توانایی تبدیل شدن به یکی از نماد های امید را نداشته است و این گونه هاجیمه در بهت و سکوت باقی می ماند.


چپتر پنجم دانگانرونپا 2: خنده به امید به نام ناامیدی

صبح روز بعد فویوهیکو کنجکاو می شود تا بداند منظور ناگیتو از حرف اش در محاکمه، که می گفت هاجیمه بخشی از دوره ذخیره است چه معنی ای داشته است. وقتی هاجیمه در نهایت با اکراه می گوید که هیچ استعدادی ندارد در کمال تعجّب هیچ کس آزرده نشده، و سونیا توضیح می دهد چیزی که در حال حاضر اهمیّت دارد دوستی بین آن ها است. با این حال هاجیمه هنوز آزرده خاطر مانده و در افکارش به خود لعنت می فرستد. بعد از مدّتی مونومی سر رسیده و راه ریسدن به آخرین جزیره از جزایر پنج گانه جابرواک را به آن ها نشان می دهد. طی گشت و گذار در جزیره جدید، کازوییچی ایمیلی را می یابد که در آن از نابودی کامل دنیا صحبت به میان آمده و کازوییچی نیز سعی می کند آن را باور نکند، وبه هاجیمه می گوید که این چیزی جز داستان های ساختگی مانگاهای سنّی نوجوانان نمی تواند باشد. هاجیمه در ادامه با فهمیدن این موضوع که ناگیتو از نقشه بقیه دانش آموزان در مورد گرفتن او خبر داشته اند بسیار مضطرب شده که در اثر همین موضوع، ناگیتو وارد عمل شده و با منفجر کردن بمبی، از هتل خارج می شود و همه را در بهت رها می کند. طی تلاش ناگیتو برای منفجر کردن کلّ جزیره تا این که خائن جمع خود را معرّفی کند. هاجیمه با نقشه وی روبرو شده و در مقابل ترسش از روبرویی با بمب ها می ایستد و به دنبال سرنخ آن ها می گردد. امّا گروه دانش آموزان باقیمانده به جای بمب ها با بدن بی جان و به شدّت شکنجه شده ی ناگیتو روبرو می شوند.

large.Event_136.png.e35a74313068b1696aef

هاجیمه و چیاکی در حال بررسی دفترچه ای که ناگیتو بعد از بازی مرگبار بدست آورده بود

هاجیمه ابتدا از قبول کردن این موضوع که کسی می توانسته ناگیتو را به این وجه دردناک بکشد، امتناع کرده امّا پس از مدّتی او که معتقد بوده است هر چیزی در این جزیره نفرین شده ممکن است، مرگ ناگیتو را قبول می کند و شروع به بررسی و تحقیق صحنه ی جرم می کند. هاجیمه شروع به شک کردن به این موضوع می کند که شاید انگیزه ناگیتو برای حرکت هایش تنها بیرون کشیدن هویّت خائن نبوده ولی او نمی تواند دقیق بفهمد که انگیزه اصلی ناگیتو چه بوده. در حقیقت هدف ناگیتو از بین بردن ابر ناامیدی میان دانش آموزان بوده که از قضا خود هاجیمه همان فرد است. چیاکی و هاجیمه در ادامه اتاق ناگیتو را بررسی می کنند و در آن جا و در آن جا بطری سمّی مهلک به همراه یک ماسک محافظت از گازهای شیمیایی را پیدا می کنند. آن ها همچنین دفترچه خاطرات نقّاشی شده ای را که متعلّق به مونومی است را در آن اتاق پیدا می کنند و محتویات اش را چک می کنند. آن ها در نهایت به دفترچه اطّلاعات آکادمی در اتاق ناگیتو دست پیدا می کنند ولی در آن هیچ اطّلاعات مثبتی نمی یابند چرا که ناگیتو قبل از این همه اطّلاعات مهم را از آن حذف کرده و صفحات آن را پاره کرده است.


چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان، بدرود آکادمی ناامیدی

بعد از دیدن مرگ دوستانش، یکی پس از دیگری. هاجیمه با خود قرار می گذارد تا از این بازی زنده بیرون بیاید. این میل به زندگی که ابتدا در هاجیمه نبود با دیدن ویدیویی که ناگیتو قبل از مرگ اش ضبط کرده بود و اهدافش را در آن گفته بود، بیشتر نیز می شود.

آن ها برای رویارویی با مونوکوما و فرد پشت پرده آن وارد خرابه های عظیم جزیره دوّم می شوند و در آن جا طی تحقیقاتی، هاجیمه متوجّه راز های زیادی می شود و در نقطه ای تماسی از ماکوتو نائگی و آلتر اگو دریافت می کند و طی آن از برخی اتّفاقاتی که بیرون افتاده با خبر می شود. او همچنین طی تحقیقات متوجّه می شود که دو نفر میان جمعی که در جزیره در حال تعامل بودند نقش بیننده را برای برنامه ای که در حال اجرا بود بازی می کردند که یکی از آن دو نفر مونومی و دیگری چیاکی نانامی بود. بعد از انجام تحقیقات، آخرین کلاس محاکمه یا در حقیقت کلاس فارغ التّحصیلی آغاز می شود و بعد از مدّتی با حضور ناگهانی ماکوتو همه چیز تغییر می کند و در تغییر اتّفاقات بزرگی مشخّص می شود که فرد پشت پرده مونوکوما در دوّمین بازی مرگ کسی نیست جز هوش مصنوعی جونکو انوشیما که خود در بازی مرگ اوّل کشته شده بود.

large.Nanami_and_Hinata_together.png.dbb

دیدار نهایی و تعیین کننده

 با مطّلع شدن از حقایق دردناکی که هوش مصنوعی انوشیما جونکو برای آن ها بیان می کند و در صدر آن ها قضیه بازماندگان ناامیدی و مخصوصاً هویّت هاجیمه به عنوان ایزورو کاماکورا. گروه دانش اموزان در پرده نهایی داستان دچار یاسی عظیم می شوند تا این که هاجیمه در ملاقاتی با هوش مصنوعی چیاکی متوجّه می شود که باید به چه چیزی اعتماد داشته باشد و در همین حین او متوجّه تقلّبی  بودن ماکوتویی که در آن جا حضور داشت می شود و منتظر می ماند تا ماکوتوی اصلی به همراه کیوکو کیریگیری و بیاکویا توگامی از راه برسند.

بعد از رسیدن سه نفر، پیشنهادی مبنی بر اجرای خاموشی اجباری برای از بین بردن برنامه نئو ورلد ارائه می شود ولی ریسک این که افراد مرده در طی بزنامه زنده آن طرف بیرون نیاایند بسیار بالا می روند. طی بحث عظیمی که صورت می گیرد همگی قبول کرده و هاجیمه و دوستانش با فعّال کردن خاموشی اجباری، هوش مصنوعی جونکو را از کار می اندازند و به این برنامه مرگبار یکبار برای همیشه خاتمه می دهند.

بعد از شکست خوردن هوش مصنوعی جونکو انوشیما، هاجیمه و بقیه افراد زنده مانده در طی برنامه تصمیم میگرند تا در جزیره جابرواک بمانند (تا شاید بتوانند کاری در مورد دوستان در کما رفته شان بکنند) و خود هاجیمه نیز با اتّکا به آینده، هویّت خود را به عنوان هاجیمه هیناتا، و نه کاماکورا ایزورو، حفظ می کند و به سمت جلو حرکت می کند.


موارد دیگر

  • اسم اوّل هاجیمه هیناتا، یعنی هاجیمه به معنای "آغاز" است و هیناتا نیز به معنای "یک مکان آفتابی" است و اسم او در کل به معنای "رویارویی با یک روز جدید" است
  • در یکی از وقت های آزادی که با گاندام تاناکا می گذرانید، او از هاجیمه به شوخی در مورد اسم حقیقی اش سوال می پرسد که اشاره ای بسیار ابتدایی به قضیه کاماکورا ایزورو و هویّت دوّم و اصلی هاجیمه است
  • به خاطر هم هویّت بودن با ایزورو کاماکورا، هاجیمه اوّلین شخص در مجموعه دانگانرونپا است که از دو بازی مرگ واقعی جان سالم به در می برد، افراد دیگر مثل او، ماکوتو نائگی، آئوی آساهینا و کیوکو کیریگیری هستند.


منابع



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

تاکنون دیدگاهی ارسال نشده است




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری