378 مقاله
در این ویکی

جورج واشنگتن


Movyn

نماد ویکی‌پدیا

 

George Washington

 

gallery_1_7_33885.jpg

 

اطلاعات شخصی

تولد ۲۲ فوریه ۱۷۲۲

وستمورلند، ویرجینیا، آمریکای بریتانیا

مرگ ۱۴ دسامبر ۱۷۹۹

مونت ورنون، ویرجینیا، ایالات متحده

اطلاعات جانبی

وابستگی ارتش بریتانیا

ارتش قاره‌ای

فری‌میسون‌ها

اطلاعات در بازی

دیده شده در اساسینز کرید ۲ (گلیف‌ها)

اساسینز کرید ۳

اساسینز کرید: سرکش

صداگذارها Robin Atkin Downes

جورج واشینگتون (انگلیسی: George Washington) فرمانده کل ارتش قاره‌ای در جنگ انقلاب آمریکا و استقلال ایالت‌های سیزده‌گانه از بریتانیا در خلال سال‌های ۱۷۷۵ تا ۱۷۸۳ بود. واشینگتون همچنین نخستین رئیس‌جمهور ایالات متحده از ۳۰ آوریل ۱۷۸۹ تا ۴ مارس ۱۷۹۷ بود.

واشینگتون در مستعمره ویرجینیا در آمریکای بریتانیا متولد شد. او در جوانی به ارتش ویرجینیا پیوست و در جنگ فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان با فرانسه و متحدان بومی آن‌ها جنگید. در این جنگ، او دستور سوزاندن یکی از قبایل بومی حامی فرانسه یعنی کاناتاه‌سه‌تون را داد.
پس از این واشینگتون با توجه به عدم پیشرفت نظامی‌اش در ارتش بریتانیا، از آنجا کناره‌گیری کرد و به یک سیاستمدار تبدیل شد. با قطعی شدن وقوع جنگ میان بریتانیا و مستعمره‌نشین‌های حامی استقلال، استقلال طلبان در چند نبرد اول شکست خوردند و درحالی که امید به استقلال در حال افول بود، واشنگتن به عنوان یک سیاستمدار با پیشینه نظامی به حمایت از استقلال طلبان پرداخت و در کنگره قاره‌ای سخنرانی کرد. کنگره پس از این در سال ۱۷۷۵، دستور تشکیل ارتش قاره‌ای را داد و واشینگتون را به فرماندهی کل آن انتخاب کرد.
پس از انتخاب او به فرماندهی کل قوا، تمپلارها به محوریت چارلز لی از این انتخاب ناراحت بودند. چارلز لی به عنوان یک ژنرال عالیرتبه در ارتش قاره‌ای گرچه در ظاهر ناراحتی خود را بروز نمی‌داد ولی دراصل هدفش از میان برداشتن واشینگتون بود. در این راه تمپلارها نیز وی را حمایت می‌کردند. با این حال یک اساسین به نام کانر کن‌وی همواره حامی واشینگتون بود و توطئه‌های تمپلارها و چارلز لی را علیه واشینگتون خنثی می‌کرد.
کانر اما پس از اینکه متوجه شد واشینگتون بود که در کودکی دستور سوزاندن قبیله‌اش را داده بود رابطه دوستانه سابق را با وی قطع کرد. هرچند پس از این نیز در صورت لزوم به او و استقلال طلبان کمک می‌کرد.
پس از پیروزی ارتش قاره‌ای در نبرد علیه بریتانیا در سال ۱۷۸۱، واشینگتون یکی از سیب‌های عدن را به دست آورد. پس از این و با کمک کانر، واشینگتون از طریق نکسوس و محاسبات مینروا به مشاهده یک پیش‌بینی پرداخت و اینکه اگر او به عنوان پادشاه کشور تازه تاسیس عمل کند چه اتفاقاتی خواهد افتاد. این پیش‌بینی‌ها برای واشینگتون مانند یک کابوس بود و در ادامه از کانر خواست سیب عدن را از وی دور کند و جایی بیاندازد که دیگر هیچ کس نتواند آن را پیدا کند. پس ازاین و زمانی که او به ریاست جمهوری رسید، این تجربه باعث تقویت نگاهش به قانون اساسی شد و او پس از دو دوره ریاست ۴ ساله بر آن کشور، خود را برای دوره سوم کاندید نکرد.

 



معرفی

gallery_1_7_73350.jpg

جورج واشینگتون و برادرش لارنس واشینگتون در مونت ورنون

جورج واشنگتن (George Washington) در ۲۲ فوریه ۱۷۳۲ در ویرجینیا متولد شد. او در خانواده یک زمین‌دار و مزرعه‌دار توتون و تنباکو متولد شد. با این حال پدرش در سال ۱۷۴۳ درگذشت و او نیز قبل از شانزده سالگی مجبور شد برای کمک به خانواده تحصیل را ترک کند.

در سال ۱۷۵۲، جورج ۲۰ ساله که سرباز ارتش بریتانیا بود با برادر ناتنی و بیمارش لارنس واشینگتون در مونت ورنون ملاقات کرد. این صحبت کوتاه و درمورد وضع سلامتی لارنس بود. پس از رفتن جورج از محل، لارنس که یکی از اعضای محفل تمپلارها بود به دوستانش توصیه کرد برادرش را درگیر محفل نکنند. اندکی پس از این لارنس در همین مهمانی توسط یک اساسین به نام شی پاتریک کورماک کشته شد.

 


جنگ فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان

در سال ۱۷۵۴، جورج به عنوان یک نقشه‌بردار و استراتژیست به نیروهای شبه‌نظامی ویرجینیا پیوست و حرفه نظامی را ادامه داد. در این زمان شبه‌نظامیان تحت فرمان بریتانیا با جنگ فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان درگیر شدند. در این جنگ که فرانسه برای گسترش قلمرو با سرخ‌پوستان متحد بریتانیا درگیر شده بود، بریتانیا که خود را صاحب حق می‌دید به فرماندهی ژنرال ادوارد برادوک خود را در این جنگ درگیر کرد. جورج واشنگتن و نیروهای هم‌رسته‌اش در حین حرکت به سمت فورت دوکین در اولین درگیری، موردحمله نیروهای گشت‌زن فرانسوی در کنار رودخانه اوهایو قرار گرفتند.

در این زمان واشینگتون و شبه‌نظامیان، برای تدارک حمله تلافی‌جویانه ابتدا یک دژ چوبی ساختند تا از خود و منابع به دست آمده حفاظت کنند. این دژ بعدها نیز مورد استفاده قرار گرفت. با این حال در آن زمان واشینگتون و شبه‌نظامیان پس از مدتی درگیری درنهایت شکست خوردند و تسلیم فرانسوی‌ها شدند. الباه اندکی بعد، فرانسوی‌ها شبه نظامیان از جمله واشنگتون را آزاد کردند.

gallery_1_7_117914.jpg

جورج واشینگتون و ادوارد برادوک

واشینگتن پس از این داوطلب خدمت در ارتش بریتانیا شد و ژنرال برادوک او را به عنوان راهنمای مسیر خود به فورت سنت-متیو به خدمت پذیرفت. در زمستان ۱۷۵۴، واشینگتون در فورت سنت-متیو مستقر شد و مسیرهای ممکن در راهپیمایی‌های ارتش را ترسیم کرد. در این زمان برادوک نیز مشغول آماده‌سازی ارتش بود.

در ۹ جولای ۱۷۵۵ یعنی روزی که در آینده با نام نبرد مونونگاهلا شناخته می‌شود، جورج واشنگتون و ادوارد برادوک به همراه ارتش در یک مسیر جنگلی و پوشیده از درخت حرکت می‌کردند. در این زمان ناگهان از دو سمت، از طرف نیروهای خودی به محوریت هیثم کن‌وی و از طرف دیگر، نیروهای بومی سرخ‌پوست مورد حمله واقع شدند.

پس از این هیثم به تعقیب برادوک پرداخت و درست درلحظه‌ای که قصد کشتن او را داشت توسط واشینگتون متوقف شد. واشینگتون نیز درست در لحظه‌ای که قصد شلیک به هیثم را داشت مورد حمله یک زن سرخ‌پوست به نام کانیتزیو قرار گرفت. فرصت به وجود آمده برای هیثم، باعث ادامه تعقیب برادوک و درنهایت ترور این ژنرال انگلیسی توسط هیثم کن‌وی شد. هیثم و زن سرخ‌پوست به همراه نیروهای سرخ پوست در ادامه از آنجا فرار کردند ولی آن‌ها اطلاع نداشتند که برادوک در اثر این حمله کشته نشده بود. برادوک پس از این به شدت مجروح شد و چند روز بعد در اثر این جراحت کشته شد.

واشینگتون پس از این فرمان عقب نشینی نیروها را صادر کرد و بدن برادوک را نیز در نقطه‌ای نامعلوم در همین مسیر به خاک سپرد. پس از این واشینگتون به خدمت نظامی در ارتش ویرجینیا بازگشت و به درجه کلنل ارتقاع یافت. پس از این او به بازسازی ساختار شبه‌نظامیان ویرجینیا پرداخت و امیدوار بود با تشکیل یک ارتش حرفه‌ای از میان این شبه‌نظامیان شانس پیوستن به ارتش بریتانیا بیشتر شود. در سال ۱۷۶۰، پس از دریافت گزارش همکاری چند قبیله بومی با فرانسوی‌ها و قصد حمله آن‌ها به مستعمره‌نشین‌ها، دستور سوزاندن قبیله کاناتاه‌سه‌تون، قبیله‌ای که در جنگ قبلی باعث کشته شدن برادوک شده بود را داد که منجر به کشته شدن بسیاری از افراد این قبیله گردید.

 


تبدیل شدن به فرمانده کل

پس از پایان جنگ فرانسه با سرخ‌پوستان، واشینگتون به سیاست روی آورد و به عنوان یکی از نمایندگان ویرجینیا در مجلس ایالتی انتخاب شد. از سال ۱۷۶۵ به بعد، به حامی قدرتمند استقلال‌طلبان و میهن‌پرستان تبدیل شد که نسبت به قانون تمبر اعتراض جدی داشتند. پارلمان بریتانیا تحت تاثیر خسارات جنگ فرانسه و سرخ‌پوستان، با این قانون مالیات‌های بیشتری از مستعمره‌نشین‌ها تصویب کرد درحالی که مردم این کلونی‌ها هیچ نماینده‌ای در پارلمان کشور مادر نداشتند و باید مالیات‌های بیشتری نیز می‌پرداختند. ادامه این روال باعث گسترش اعتراضات و درنهایت درگیری‌های مسلحانه میان مستعمره‌نشین‌ها و ارتش بریتانیا شد.

 

با شروع اولین نبرد در لکزینگتون و کنکورد تاسیس یک ارتش حرفه‌ای برای مبارزه با بریتانیا برای کسب استقلال مستعمره‌نشین‌های سیزده‌گانه ضروری بود. کنگره قاره‌ای برای همین منظور در ۱۴ ژوئن ۱۷۷۵ جورج واشینگتون را به عنوان فرمانده کل این ارتش نوپا با نام ارتش قاره‌ای انتخاب کردند. سخنرانی او در کنگره بیش از هر موضوعی نمایندگان را قانع کرد تا از تجربه بالای او در نظامی‌گری به عنوان فرمانده ارتش بهره گیرند. با این حال او تنها گزینه کنگره نبود و رقیبی به نام چارلز لی داشت. لی نیز فرماندهی بزرگ بود با این حال واشینگتون در مقایسه با لی دستمزدی بسیار ناچیز در قبال پست فرماندهی کل طلب می‌کرد و استراتژی‌های مقتصدانه‌ای به کنگره بی‌پول ارائه می‌کرد. در هر صورت مجموعه عوامل باعث شد تا کنگره او را به عنوان فرمانده کل قوا برگزیند. پس از این چارلز لی نیز در ارتش تازه تاسیس به عنوان یکی از ژنرال‌ها فعالیت خود را ادامه داد.

 

gallery_1_7_13608.jpg

جورج واشینگتون با کانر کن‌وی و ساموئل آدامز ملاقات می‌کند

دو روز بعد در ۱۶ ژوئن ۱۷۷۵، واشینگتون در کنگره قاره‌ای در فیلادلفیا رسما به سمت فرماندهی کل قوا منصوب شد. در این زمان چارلز لی، ساموئل آدامز و متحد او اساسین کانر کن‌وی نیز در جلسه حضور داشتند. واشینگتون در این زمان پس از پایان سخنرانی با آدامز و کانر صحبت کرد و از کانر برای نجات جان و ساموئل آدامز در نبرد لکزینگتون تشکر کرد. پس از این او به دیدن چارلز لی رفت، ژنرالی که هنوز از انتخاب نشدن به سمت فرماندهی کل ناراحت بود. واشینگتون در صحبت با او، لی را دعوت به آرامش و فکر کردن به آینده مستعمره‌نشین‌ها کرد.

 

یک روز بعد، ارتش قاره‌ای پیروزی در بوستون به دست آورد. هرچند پس از این و در نبرد بنکرهیل بریتانیا پیروز شد ولی کانر موفق شده بود یکی از مهم‌ترین فرماندهان انگلیس یعنی جان پیتکرن را بکشد. کانر پس از این بود که متوجه توطئه تمپلارها برای قتل جورج واشینگتون شد. او این نامه را فرمانده ایزرائیل پتنام نشان داد. کانر پس از این به عنوان یک اساسین، باید یکی دیگر از توطئه‌های تمپلارها را خنثی می‌کرد. درحقیقت هدف اصلی تمپلارها در این زمان کشتن واشینگتون و به فرماندهی رسیدن چارلز لی به عنوان یکی از اعضای اصلی محفل خود بود.

 


شهر نیویورک

در سال ۱۷۷۶، واشنگتن و ارتش قاره‌ای شهر نیویورک را از کنترل بریتانیا خارج کردند. در ادامه او نیروهایش را در این شهر مستقر نمود. پس از این کانر که متوجه شده بود تمپلارها از طریق توماس هیکی قصد کشتن واشینگتون را دارند به نیویورک رفت تا هیکی را به قتل برساند. هیکی در این زمان به گارد محافظان جورج پیوسته بود. کانر پس از این در یکی از مراکز جعل پول هیکی را پیدا کرد و در پایان یک تعقیب و گریز هر دوی آن‌ها دستگیر و روانه زندان تادیب‌گاه شدند. در زندان کانر تلاش کرد هیکی را بکشد ولی با توطئه تمپلارها، خود کانر مسئول کشته شدن یکی از نگهبانان زندان و در ادامه تلاش برای قتل واشینگتون شناخته شد.

روز بعد کانر به همین جرم به میدان شهر نیویورک آورده شد تا در مقابل عموم اعدام شود. در این زمان واشینگتون و گارد محفظش نیز برای تماشای اعدام حضور داشتند. درست در زمان اعدام، کانر با کمک دیگر اساسین‌ها از مرگ نجات پیدا می‌کند. با سردرگمی ایجاد شده، هیکی بلافاصله به سمت واشینگتون هجوم می‌برد و کانر نیز در یک تعقیب کوتاه او را به قتل می‌رساند. با مرگ هیکی و حضور ژنرال پتنام، کانر از این اتهام تبرئه می‌شود.

پس از رفع خطر سوء قصد، واشنگتون تصمیم گرفت به فیلادلفیا برگردد ولی قبل از این کار مجبور شد بار دیگر برای حفظ نیویورک مبارزه کند. در این جنگ بریتانیا درنهایت موفق شد بار دیگر کنترل شهر را به دست آورد و نیروهای واشینگتون مجبور به عقب نشینی از شهر شدند. در کریسمس، واشینگتون یک حمله غافلگیر کننده و موفق به ترنتون نیوجرزی انجام داد که در این زمان کانر نیز در کنار او حضور داشت.

 


اردوگاه در ولی فورج

gallery_1_7_103292.jpg

واشنگتن و کانر در ولی فورج

جورج واشینگتون پس از این نیروهای خود را به اردوگاه ولی فورج منتقل کرد تا راحت‌تر کمک‌های نظامی فرانسوی‌ها را دریافت کند. او در این زمان مارکی دو لافایت را به عنوان دستیار اصلی و کازیمیر پولاسکی را به عنوان فرمانده سواره‌نظام میهن‌پرستان در کنار خود داشت.

در سال ۱۷۷۷ و در ولی فورج، ژنرال واشینگتون بار دیگر با کانر ملاقات کرد. او به کانر گفت که یک خائن به نام بنجامین چرچ آذوقه و مهمات ارتش را با کشتی انتقال داده است. کانر چرچ را می‌شناخت و می‌دانست که یک تمپلار است. با این حال چرچ شحصی بود که به تمپلارها نیز خیانت کرده بود و قصد پیوستن به انگلیسی‌ها را داشت. از همین رو کانر داوطلبانه به واشنگتون اعلام کرد که مشکل چرچ را خودش حل خواهد کرد. پیش از رفتن، واشنگتون از ترس بیش از حد خود از شکستی دیگر صحبت کرد و اینکه رفته رفته خیانت خودی و افزایش قدرت دشمن شکست را اجتناب ناپذیر می‌کند. با این حال کانر او را به عنوان یک فرمانده جنگی تحسین کرد و گفت باید راهش را برای رسیدن به آزادی ادامه دهد.

در طول این ماموریت، کانر با پدرش هیثم که استاد اعظم تمپلارها بود موقتا متحد شد و در پایان و پس از شکست چرچ، منابع و مهمات سرقت رفته پیدا و به ارتش قاره‌ای بازگردانده شد.

 


نبرد مونموث

در سال ۱۷۷۸، واشنگتون گزارش‌هایی مبنی بر حمایت برخی از قبایل بومی از بریتانیا دریافت کرد و اینکه برخی بومیان قصد اتحاد با بریتانیا در جنگ علیه استقلال‌طلبان را دارند. در واکنش ژنرال واشنگتون جان سالیوان را برای مقابله با بومیان فرستاد که به راهپیمایی سالیوان شناخته می‌شود. واشنگتون به سربازانش دستور داد تا همه قبایل سرخ‌پوستان را که متحد بریتانیا هستند از بین ببرند. حتی قبایلی که تاکنون موضعی اعلام نکردند.

gallery_1_7_76631.jpg

هیثم نامه محرمانه واشنگتن را برای کانر می‌خواند

در این زمان که واشنگتون مشغول مطالعه فرمان بود کانر و هیثم وارد اردوگاه شدند. در حالی که کانر با واشینگتون صحبت می‌کرد، هیثم نامه را برداشت و آن را با صدای بلند خواند که باعث عصبانیت واشینگتون و شوک کانر شد. از این رو که پس از این به کانر ثابت شد که سوزاندن قبیله خودش در کودکی به فرمان واشینگتون بوده است. در این زمان مجادله هیثم و واشینگتون بالا گرفت و او گفت دستوراتی که صادر کرده بر مبنای گزارش‌هایی بوده که دریافت می‌کرده است. از جمله اتحاد قبایل بومی با دشمن و حمله آن‌ها به نیروهای تحت فرمانش. با این حال مجادلات بیشتر شد تا اینکه کانر صحبت آن‌ها راقطع کرد و با دادن هشداری به هردوی آن‌ها گفت که اگر هر یک از آن‌ها بخواهد او را متوقف کند خودش او را خواهد کشت. کانر پس از این اردوگاه را ترک کرد و به تعقیب و کشتن پیک‌های واشینگتون پرداخت که در صدد رساندن فرمان او برای از بین بردن قبایل بودند.

واشینگتن پس از این نیروهایش را جمع کرد و به مونموث راهپیمایی کرد تا از رسیدن نیروهای انگلیس به نیویورک جلوگیری کند. نیروهای انگلیس اما از مسیر دیگری رفتند و با نیروهای پشتیبان ژنرال لافایت مواجه شدند. نفرات ارتش بریتانیا بسیار بیشتر از ارتش کوچک لافایت بود، با این حال او در این نبرد از حمایت کانر کن‌وی برخوردار بود. کانر برای مدتی کوتاه موفق شد حرکت انگلیسی‌ها را متوقف کند و در همین مدت نیز لافایت نیروهایش را سازماندهی و عقب‌نشینی کرد. پس از این کانر و باقیمانده ارتش نیز به لافایت و واشینگتون در مونموث پیوستند.

کانر در اینجا به واشینگتون گفت که در نبرد اخیر چارلز لی مرتکب خیانت شده و با ترک پستش در قبل از جنگ، قصد داشته تلفات ارتش قاره‌ای را بالا ببرد و به این ترتیب واشینگتون را بی‌کفایت جلوه دهد. لافایت پس از این حرف کانر را در خصوص ترک پست ناگهانی و بدون هیچ توضیح چارلز لی تایید کرد. واشینگتن ابتدا باور نداشت که لی چنین خیانتی مرتکب شده ولی پس از شنیدن صحبت هردو گفت در این زمینه پس از تحقیق تصمیم خواهد گرفت. کانر به واشینگتون گفت باید تضمین دهد که از خیانت‌های لی نخواهد گذشت و او را اعدام خواهد کرد. واشینگتون اما نپذیرفت و گفت هیچ قولی در این زمینه نمی‌دهد و منتظر تحقیق خواهد ماند. کانر نیز به واشینگتون گفت بنابراین اتحاد میانشان دیگر از بین رفته و پس از این آنجا را ترک کرد.

پس از پایان این تحقیق، موضوع خیانت چارلز لی تایید شد و او از پستش در ارتش قاره‌ای برکنار گردید. با این حال واشینگتون لی را به خاطر خدمات گذشته‌اش مورد عفو قرار داد و از خطر قطعی اعدام شدن نجات داد.

 


خیانت بندیکت آرنولد

در سال ۱۷۸۰، واشینگتون یک بار دیگر از کانر درخواست کمک کرد. او گفت از وست پوینت گزارش‌هایی دریافت کرده که احتمال ترور بندیکت آرنولد از فرماندهان ارتش قاره‌ای بالا است. کانر با اکراه پذیرفت و برای تحقیق به آنجا رفت ولی به واشینگتون هشدار داد که دیگر با او تماس نگیرد.

gallery_1_7_150473.jpg

واشنگتن و کانر در وست پوینت

کانر در تحقیق متوجه شد که این خود بندیکت آرنولد است که خیانت مرتکب شده است. در زمان تحقیق از ژنرال، او مخفیانه صحبت بندیکت آرنولد با جان اندرسون را استراق سمع کرد. جان اندرسون در اصل جان آندره از فرماندهان ارتش بریتانیا بود. آرنولد در مورد رساندن نامه‌اش به ژنرال انگلیسی هنری کلینتون صحبت می‌کرد. زمانی که صحبت تمام شد بندیکت به اردوگاه برگشت درحالی که دستیارش به دنبال تهیه یونیفرم ارتش بریتانیا بود. اندرسون پس از این به اردوگاه برگشت ولی توسط کانر متوقف شد. کانر به سرعت خود را به او رسانده بود و دو سرباز قاره‌ای را که قصد کشتن اندرسون را داشتند متوقف کرد. او پس از این نامه‌ای را از اندرسون به دست آورد که نقشه تسلیم ارتش توسط آرنولد در قبال ۲۰ هزار پوند را توضیح می‌داد. بندیکت در سوی دیگر غافل از لو رفتن نقشه، منتظر رسیدن آندره بود که ناگهان کانر را در برابر خود دید. کانر با نشان دادن نامه خیانت او را آشکار کرد. به فاصله کمی پس از این نیروهای انگلیسی به اردوگاه حمله کردند و فرصتی مناسب برای فرار بندیکت فراهم شد.

واشنگتون در ادامه با کانر ملاقات کرد و متوجه خیانت آرنولد شد. او گفت اگر قهرمان میهن‌پرستان خائن باشد دیگر به چه کسی می‌شود اعتماد کرد؟ کانر پس از این آنجا را ترک کرد و در پاسخ گفت "هرچه بکارید درو خواهید کرد"

 


سیب عدن

در سال ۱۷۸۱، واشنگتون از طریق یکی از افسران اسیر شده در جریان نبرد یورک‌تاون به سیب عدن دست پیدا کرد. جنگ انقلاب آمریکا دو سال بعد با پیروزی مستعمره‌نشین‌ها به پایان رسید و انگلیسی‌ها نیویورک را ترک کردند. پس از این کانر در بولینگ گرین نیویورک با واشنگتون ملاقات کرد و به او بابت پیروزی تبریک گفت. اساسین در ادامه واشینگتون را برای اینکه قصد دارد از قدرت کناره‌گیری کند تحسین کرد ولی گفت این ایده جالبی نیست و یک رهبر مسئول باید به هدایت مردم ادامه دهد.

 

gallery_1_7_16531.jpg

واشینگتون سیب عدن خود را به کانر نشان می‌دهد

مدتی بعد واشینگتون که تحت تاثیر نیروهای قدرت‌طلبانه سیب عدن قرار گرفته بود از کانر خواست تا نزد او برود تا کابوس‌های خود را با او به اشتراک بگذارد. پس از نشان دادن سیب عدن به واشینگتون، کانر طراحی آن را به عنوان یکی از تکه‌های عدن شناخت. او درادامه سیب عدن را لمس کرد که باعث شد هر دو وارد محیط نکسوس شوند و از طریق محاسبات مینروا سرنوشت دیگری را مشاهده کنند. اینکه اگر واشینگتون از قدرت سیب عدن برای کنترل مردم استفاده کند چه سرنوشتی در انتظار او و مردم خواهد بود. در این پیش‌بینی، واشینگتن با عنوان "شاه واشینگتون" به تاج و تخت پادشاهی ایالات متحده می‌رسید. پادشاهی به مرکزیت نیویورک که یک اهرام به شکل اهرام مصر مقر فرمانروایی او خواهد بود. در این زمان او تحت تاثیر قدرت کنترل سیب عدن به مستبدانه حکومت می‌کرد و مورد اعتراضات شدید مردمی واقع می‌شد.

پس از دیدن این پیش‌بینی‌ها، کانر و جورج هر دو سیب عدن را رها کرده و از نکسوس خارج شدند. پس از این واشنگتن گفت این شئ را از او دور کند چون دنبال چنین قدرتی نیست. او گفت اصلا این شئ را به آب بیاندازد تا هیچ کس نتواند به آن دست پیدا کند. کانر پذیرفت و پس از گفتن اینکه هیچ مرد فانی نباید قدرتی بی‌انتها داشته باشد همراه با واشینگتون سیب عدن را برای غرق کردن در اقیانوس با خود برد.

در این زمان که کانر و واشینگتون با کشتی از بندر دور شدند تا سیب عدن را به آب بیاندازند. در این حین که کانر سیب عدن را به بیرون از اتاق برده بود، سیب عدن توهمی در ذهن واشینگتون ایجاد کرد که ایالات متحده نیازمند یک پادشاه است مانند همه کشورهای دیگر. با این حال او که پیش‌بینی پادشاهی را دیده بود در مقابل این ایده ایستاد و گفت یک پادشاه دیگر برای ایالات آزاد اشتباه بزرگ‌تری است. پس از این کانر سیب عدن را به آب انداخت و توهم نیز از ذهن واشنگتون خارج شد.

 


ادامه زندگی

در سال ۱۷۸۹، واشینگتون در یک رای‌گیری غیرعلنی در کنگره قاره‌ای به عنوان اولین رئیس جمهور کشور تازه تاسیس ایالات متحده انتخاب شد. پس از ۴ سال ریاست جمهوری او برای بار دوم نیز به این سمت انتخاب شد و تا پایان دوره در سال ۱۷۹۷ در سمت خود باقی ماند. در دوره ریاست جمهوری وی، احزاب و پایگاه‌های مردمی تشکیل شدند که می‌توانستند رهبری کشور را طبق قانون اساسی ادامه دهند. بنابراین او خود را برای دوره سوم کاندید نکرد و با اعلام بازنشستگی به مزرعه‌اش در مونت ورنون رفت. او دو سال بعد در سال ۱۷۹۹ و در ۶۷ سالگی درگذشت. پیش از مرگ او تحت تاثیر فرانکلین همه برده‌های مزرعه‌اش را آزاد کرده بود.

 


منابع

 

مخفی کننده

الگو:اساسینز کرید ۳

اساسینز کرید ۳

شخصیت‌ها  
اساسین‌ها ربکا کرینشان هاستینگدزموند مایلزویلیام مایلز | دبرا کارتراستفن چافیاجیمی کالیآکیلیز داون‌پورتروبرت فالکنردانکن لیتلمیکولوئیس میلزکانر کن‌ویکلیپر ویلکینسونجیکوب زینگر | جان دلا تور
 
تمپلارها دنیل کراسوارن ویدیچ | نیکولاس بیدلرجینالد برچادوارد برادوکبنجامین چرچجان هریسونتوماس هیکیویلیام جانسونهیثم کن‌ویچارلز لیجان پیتکرن
 
ساکنان Homestead کاترینکوریندیاناالنگادفریلنس اودانللیل وایتمیریامنوریساولیورپرودنستریتیموتیدیوید والستونوارن
 
دیگران جونوژوپیترمینروا | ساموئل آدامزبندیکت آرنولدآماندا بایلیدیوید کلاترباکریچارد کلاترباکبنجامین فرانکلینفرانسوا-ژوزف پال د گراسجیم هولدنکانیتزیوکاننتویکونلافایتاویایینرایزریل پتنامپل ریویربنجامین تال‌مجسیلاس تاچرمیسون ویمزجورج واشینگتون
طرف‌ها اساسین‌هاارودیتوتمپلارها (صنایع آبسترگو) | ارتش بریتانیا (وفادارماندگان)اساسین‌های مستعمره‌نشینتشریفات مستعمره‌نشینانارتش قاره‌ای (میهن‌دوستان)مردم موهاکپسران آزادی
مکان‌ها شهر نیویورک (برج آزادی) | رم (آزمایشگاه آبسترگو)سائو پائولوتورین، نیویورک (معبد بزرگ) | بوستوندریای کارائیب (کروس جزیره مرد مرده جامائیکا مارتینیک)چارلزتاونهومستد داون‌پورتفورت والکاتفرانتیر (کنکورد جانز تاون کاناتاه‌سه‌تون لکزینگزتون مون‌موث دره فورج)لندن (تساتر سلطنتی)مارتاز وینیردوست‌پوینتگذرگاه شمال‌غربیجزیره اوآکفیلادلفیا
رویدادها خروج جرم از تاج خورشیدی (۲۰۱۲) | جنگ فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان (اعزامیان برادوک)کشتار بوستونمهمانی چای بوستونجنگ انقلاب آمریکا (نبردهای لکزینگتون و کنکورد نبرد بانکر هیل نبرد مون‌موث نبرد وست‌پوینت نبرد چساپیک حمله به فورت جورج)
قوانین و گیم‌پلی داستان آبسترگودستاوردهاصفحه‌های آلماناکآنیموسآکوییلاهمراه شدنتوپ جنگیچالش‌های کلابقراردادهاCraftingکارکرد دوگانهدید عقابیاستراق سمعسیستم اقتصادیشکارحافظه ژنتیکمراحللباس‌هاتکه‌های عدن (سیب عدنکلید معبد بزرگ)پرش با ایمانمخفی‌کاریصندوقچه‌های گنجشنانقاط دید
سلاح‌ها سلاح گرمتیر و کمانتوپ جنگیطناب دارتخنجر پنهانشمشیرتاماهاکس
DLC بندیکت آرنولدبسته اسرار پنهاناستبداد شاه واشینگتون

 

مخفی کننده

 

شخصیت‌ها  
اساسین‌ها چارلز دوریان | ادوالهآکیلیز داون‌پورتهوپ جنسنKesegowaaseفرانسوا ماکانداللیام اوبرایانوندردیلویی-ژوزف گوتیه، شوالیه دو لا وراندرای
 
تمپلارها یوهانی اوتسو برگوایولت دا کوستاملانی لامی | شی پاتریک کورماککریستوفر گیستویلیام جانسونهیثم کن‌ویچارلز لیجورج مونروساموئل اسمیتجیمز واردروپلارنس واشینگتونجک ویکس | جیمز گان
 
دیگران محقق آنالیزور هلیکسالینا برگ | آرنو دوریانالیز د لا سر | جیمز کوکلوشاسربری فینیگانکاسیدی فینیگانبنجامین فرانکلیناوناتاجورج واشینگتون
طرف‌ها اساسین‌هاتمپلارها (صنایع آبسترگوسرگرمی‌های آبسترگو)ارتش بریتانیاارتش فرانسه
مکان‌ها مونترال | فرانسه (پاریسکاخ ورسای)داون‌پورت هاومستدلیسبوننیویورکاطلس شمالیریور ولی
رویدادها جنگ هفت سالهزلزله ۱۷۵۵ لیسبون
قوانین و گیم‌پلی دستاوردهاسفارشی سازیدید عقابیاستراق سمغحافظه ژنتیکهلیکسبازکردن قفلمراحللباس‌هاتکه‌های عدن (Precursorنسخه خطی ووینیچ)مخفی‌کارینقاط دید
سلاح‌ها سلاح گرمسلاح‌های سنگینخنجر پنهانبمب اندازشمشیر
DLC جستجوی زره سر گانتسخیر قلعه دی سیبل


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

در در 14 مرداد 1396 در 22:27، علیموسانکیه مهمان گفته است :

آخر نگفتید در کدام نسخه اساسینز کرید جورج واشنگتن وجود دارد ؟

در اساسینز 3 دیگه

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر



لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری