372 مقاله
در این ویکی

کلای کژمارک


Movyn

Clay Kaczmarek

gallery_1_7_43080.png

 

کلای کژمارک در بازی Assassin's Creed: Revelations

 

 

اطلاعات شخصی

تولد 1982
مرگ 8 آگوست 2012

رم، ایتالیا

اطلاعات جانبی

وابستگی اساسین

اطلاعات در بازی

دیده شده در اساسینز کرید: برادری

اساسینز کرید: مکاشفات

صداگذارها Cam Clarke (AC2, ACB)

Graham Cuthbertson (ACR)

کلای کژمارک (انگلیسی: Clay Kaczmarek) یکی از شخصیت‌های سری بازی‌های Assassin's Creed است. او نمونه شماره ۱۶ (Subject 16) پروژه آنیموس در شرکت آبسترگو بود. همچون دزموند مایلز، او نیز یک اساسین و از نوادگان الطائر محسوب می‌شد. او گرچه در یک خانواده با والدینی مهندس متولد شد اما در همان آغاز کودکی با مشکل کم‌توجهی و بحران‌های روحی دست به گریبان بود و مسیر زندگی، او را نیز همچون اجداد مشهورش به محفل اساسین‌ها کشاند.

 



معرفی

کلای کژمارک در سال 1982 متولد شد. پدر او هارولد کژمارک بود. او علاقه داشت تا همچون پدرش در آینده یک مهندس شود. اما رفته رفته علایق او دچار تغییر شد. یک بار به پدر خود گفت که می‌خواهد یک فضانورد شود. او هرچه بزرگ‌تر می‌شد، تفاوت بیشتری میان خود و پدرش حس کرد تا جایی که برای یکدیگر غریبه و از هم ناامید شدند.

با این وجود کژمارک در سال 2007 موفق به ورود به داشنگاه در رشته مهندسی شد، هرچند پدرش همچنان از وی ناامید بود که در دانشگاهی بهتر پذیرفته نشده است. او مخفیانه به جلسات روانپزشکی می‌رفت تا وضعیت خود را شرح دهد و برای آن درمانی پیدا کند. در این مقطع، او با ویلیام مایلز که عضوی از محفل اساسین‌ها بود آشنا شد. مایلز به خوبی روحیات کژمارک را درک می‌کرد و او را مستعد در حضور در محفل اساسین‌ها می‌دید. محفلی که برای اهدافی بزرگ‌تر مبارزه می‌کرد.

 


نفوذ به آبسترگو

ما دفعه بعد باید بیشتر نفوذ کنیم. متوجه شو که آبسترگو دقیقا در داخل DNA دنبال چه چیزی است.

―ویلیام مایلز با کلای کژمارک

پس از پیوستن به اساسین‌ها، یکی از مهم‌ترین ماموریت‌های سپرده شده به کژمارک، نفوذ در شرکت آبسترگو به عنوان یکی از نمونه‌های آزمایش‌های پروژه آنیموس بود. اساسین‌ها قصد داشتند تا بدانند این پروژه چیست و اساس کار آن چگونه است. این دستگاه از طریق آنالیز دقیق قسمت حافظه ژنتیک DNA کاربر خود، به کاربر اجازه می‌دهد تا اطلاعات رمزگذاری شده حافظه ژنتیک خود را به صورت بصری مشاهده کند. این اطلاعات که نسل به نسل از طریق حافظه ژنتیک منتقل می‌شوند به صورت رمز گذاری شده هستند و آنیموس می‌تواند این رمزها را خوانده و در قالب تصویر و صوت منتشر کند.

هدف اصلی کژمارک گرفتن دسترسی برای ورود به رایانه شخصی آلن ریکین بود. ریکین از مدیران ارشد شرکت آبسترگو محسوب می‌شد. او به دلیل خط خونی منحصر به فرد تبدیل به یکی از با ارزش‌ترین نمونه‌های پروژه آنیموس و درنهایت موفق به ورود به رایانه شخصی آلن ریکین شد. او اطلاعات باارزشی از "پروژه آنیموس" را از رایانه استخراج کرد و آن‌ها را نیز با موفقیت به اساسین‌ها رساند. اطلاعاتی مانند میزان هزینه و سرمایه‌گذاری‌ها، هدایت‌گران پروژه از جمله دکتر وارن ویدیچ و همچنین ساخت یک مرکز جدید در ایتالیا از آن جمله بودند.

 


خط‌خونی اتزیو

جد نمونه شماره شانزده در رنسانس، اتزیو آئودیتوره بود. آبسترگو قصد داشت با دنبال کردن این شخصیت که با یکی از سیب‌های عدن در ارتباط بود به موقعیت این قطعه پی ببرد. اما پس از آنکه کژمارک متوجه هدف واقعی اجرای پروژه آنیموس شد تصمیم به فرار گرفت. متاسفانه برای او، کژمارک به شدت تحت تاثیر اثر بلیدینگ قرار گرفته بود و حتی بدون آنیموس نیز قادر به دیدن اجداد خود در دوره‌های زمانی مختلف بود. او یک بار با یکی از افراد تمدن اولیه دیدار کرد؛ جونو به کژمارک گفت که لوسی استیل‌من یک نفوذی در میان اساسین‌ها است و ریشه‌های او متفاوت است. لوسی نیز همچون کلای به عنوان نفوذی اساسین‌ها وارد آبسترگو شد ولی هدف او در اصل کمک به تمپلارها بود.

لوسی که پس از مدتی از این موضوع باخبر شده بود، همچنان طوری رفتار کرد تا کلای شک نکند. کلای اما در شوک بود و دیگر نمی‌دانست به چه کسی می شد اعتماد کرد. لوسی به اوگفت که می‌تواند از او محافظت کند و اطلاعات به دست آمده از ویدیچ را از او مخفی کند ولی اجازه خروج از شرکت را ندارد. کلای که با حقیقت روبه‌رو شده بود متوجه شد که تنها یک راه وجود دارد تا حداقل به نمونه بعدی آن اتاق پیغام خود را برساند.

 


The Truth

gallery_1_7_60679.jpg

پیام‌های مرموز در اتاق خواب دزموند که توسط کژمارک نوشته شده بود

برای چند هفته، کزمارک نقشه خودکشی خود را می‌کشید و پیش از آن قصد داشت تا به هر شکلی که شده پیغام خود را به نمونه بعدی برساند. او سرانجام موفق شد تا از طریق هک دستگاه آنیموس در طول شب یک ساختار مصنوعی در داخل آنیموس ایجاد و آن را به 30 قسمت تقسیم کند؛ او سپس از این تکه‌ها را در قسمت‌های مختلف آنیموس پنهان کرد تا توسط استفاده کننده بعدی دستگاه قابل یافتن باشد.

روز بعد او اقدام به خودکشی کرد و با بریدن مچ دستش با شیشه‌های خرد شده، سعی کرد مقدار زیادی از خون خود را خارج کند. او سپس شروع به نوشتن پیام‌های مرموز در اتاق خواب و فضای محیطی آزمایشگاه خود کرد. این پیغام‌ها تنها برای دارنده حس عقابی قابل مشاهده بود. او پس از این می‌میرد و آبسترگو پس از اطلاع از مرگ وی، جسدش را در رودخانه سپتیم رم می‌اندازد.

به فاصله کوتاهی، دزموند مایلز توسط آبسترگو ربوده شد و جانشین نمونه 16 گردید. او ابتدا خاطرات الطائر را توسط آنیموس مشاهده کرد ولی پس از پایان، لوسی تصمیم گرفت تا دسموند را از آبسترگو فراری دهد. او ابتدا یک حافظه مشترک از دسموند و نمونه 16 از آنیموس استخراج کرد و بعد به همراه او از آبسترگو فرار کرد. دسموند در جریان مشاهده خاطرات مشترک خود با کلای کژمارک، یعنی جد مشترکشان اتزیو آئودیتوره متوجه تکه‌های پنهان شده در جای جای شهرها شد. این تکه‌ها در داخل شهر نبودند و توسط نمونه 16 در آنیموس گنجانده شده بود. پس از یافته شدن هر 30 تکه، ویدئوی The Truth قابل نمایش است که به نمایش یافتن آدم و حوا به سیب عدن و فرار آن‌ها از دست افراد تمدن اولیه می‌پردازد.

 


اتاق سیاه

دزموند، لوسی، شان هاستینگ و ربکا کرین موفق شدند سیب عدن را که در درون سازه کلیزیوم پنهان شده بود پیدا کنند. اما در این زمان جونو خود را نمایان می‌کند و به دسموند می‌گوید که لوسی یک تمپلار است و قصد دارد سیب عدن را به آبسترگو بدهد. بنابراین دسموند به شکلی غیرارادی مجبور به کشتن لوسی شد. پس از این واقعه دسموند به کما رفت و تیم همراه او و پدرش تصمیم گرفتند او را در همان حالت، وارد آنیموس کنند. آنیموس در حالت Safe Mode.

دسموند در این فضا (اتاق سیاه یا Black Room) سرانجام نمونه شماره 16 را دید. او شبیه پسر الطائر، داریم ابن لا احد بود و تنها حافظه‌ای از او بود که در دنیای آنیموس باقی مانده بود. در پایان و پس از به هوش آمدن دسموند، آنیموس از حالت Safe Mode خارج و همه اطلاعات از جمله کلای کژمارک از بین رفت.

 

مخفی کننده

 

الگو:اساسینز کرید ۲

شخصیت‌ها
خاندان آئودیتوره جیووانی آئودیتورهماریو آئودیتورهماریا آئودیتورهفدریکو آئودیتورهاتزیو آئودیتورهکلاودیا آئودیتورهپتروچیو آئودیتوره | دومنیکو آئودیتورهرناتو آئودیتوره
اساسین‌ها ربکا کرینشان هاستینگدزموند مایلزلوسی استیل‌من | دانته آلیگیریبارتولومئو د آلویانوتئودورا کونتانتونیکولو ماکیاولیآنتونینیو د ماگیانیسپائولالا ولپه | الطائر
تمپلارها استفانو دا بانیونهامیلیو بارباریگومارکو بارباریگوسیلویو بارباریگوبرناردو بارونچلیرودریگو بورجیاکارلو گریمالدیآنتونیو مافیدانته موروکه‌کو اورسیلودویکو اورسیفرانچسکو د پاتزییاکوپو د پاتزیویری د پاتزیفرانچسکو سالویاتی
دیگران کلای کژمارکوارن ویدیچ | اوبرتو آلبرتیجیرولامو ساوونارولالورنزو د مدیچیجولیانو دی مدیچیکاترینا اسفورزالئوناردو داوینچی | آگوستینو بارباریگوآنتارزاکارلوتا موروکریستینا وسپوچیآلویزه دا ویلاندینو | ماریا تروپ | مینروا
طرف‌ها اساسین‌هاتمپلارهاشهروندCourtesansمزدورانبازرگانانجیب‌برهاپاسبان‌ها
مکان‌ها آزمایشگاه آبسترگوپنهان‌گاه | فلورانسمونتریجیونیویلای آئودیتورهتوسکانیسن جیمینیانوکوهستان آپنینرومانیافورلیونیزرم
رویدادها رنسانس
قوانین و گیم‌پلی آبسترگودستاوردهاآنیموسدید عقابیبازرگانان هنریآهنگرهاپزشک‌هااثر بلیدینگسیستم اقتصادیپرهاکدکس پیجگلیف‌هاتمدن اولیهمجسمه‌های مونتریجیونیاستراق سمغحافظه ژنتیکمراحللباس‌هاتکه‌های عدن (سیب عدنعصای عدن)The Truthمخفی‌کاریصندوقچه‌های گنجشنانقاط دید
سلاح‌ها سلاح سنگینسلاح گرم مخفیبمب دودزاپرتاب چاقوخنجرخنجر پنهانشمشیر
DLC نبرد فورلیآتش‌بازی در پوچی

 

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

سلام خسته نباشید.اول میخوام از تمامی کارکنان این سایت تشکر کنم به خاطر مطالب مفیدتون ولی سایت خیلی بی نظمی دارین.مثلا ویکی اساسینز خیلی مطالبش بی نظم هست.مثلا اگه مثل واچ دا گز ویکی شخصیت به شخصیت بود عالی می شد مثلا(الطائر - اتزیو- کانر-ادوارد-هیثم-آرنو دوریان و تمپلارها و ... ) خواهش میکنم سایت تان رو ویرایش کنید.?

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خسته نباشید.اول میخوام از تمامی کارکنان این سایت تشکر کنم به خاطر مطالب مفیدتون ولی سایت خیلی بی نظمی دارین.مثلا ویکی اساسینز خیلی مطالبش بی نظم هست.مثلا اگه مثل واچ دا گز ویکی شخصیت به شخصیت بود عالی می شد مثلا(الطائر - اتزیو- کانر-ادوارد-هیثم-آرنو دوریان و تمپلارها و ... ) خواهش میکنم سایت تان رو ویرایش کنید.

 

سلام. ممنون دوست عزیز :)

این سایت و مطالبش به صورت ویکی هست. در یک سایت ویکی، خود شما هم می‌تونید ثبت نام کنید و مطلب بنویسید. حتی همین مقاله رو ویرایش کنید یا مقاله جدید بفرستید. پس اگر می‌بینید مقاله‌ای وجود نداره، دست به کار بشید و خودتون مقاله رو بنویسید :)

درحال حاضر فقط خودم نویسنده هستم و با وجود همه مشغله‌های شخصی که دارم مطالب رو طبق زمان‌بندی قرار می‌دم. ویکی اساسینز کرید الآن ۱۰۰ مقاله داره، فعلن روی ویکی واچ داگز کار می‌کنم که مطالبش سر و سامان بگیره.

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر



لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری