369 مقاله
در این ویکی

بایک


Movyn

Bayek of Siwa

large.ACO_Bayek_render.jpg

 

وابستگی مدجای
اساسین
حضور اساسینز کرید اوریجینز
صداگذار ابوبکر سلیم

بایِک (Bayek) یا بایک از سیوا (Bayek of Siwa) آخرین مدجای عصر مصر باستان و از موسسان محفل مخفی شدگان بوده که بعدها به حالت کنونی محفل اساسین ها در آمده است. این اساسین در عصر آخرین فرعون مصر باستان یعنی کلئوپاترا فعالیت داشته و شوهر آیا، یکی از عوامل کلئوپاترا در اسکندریه هم بوده است.

بایک و همسرش نقش مهمی در جنگ داخلی بین ملکه کلئوپاترا و برادرش بطلمیوس سیزدهم داشتند و در این ماجرا متوجه فعالیت محفل باستانیان شدند.

او و آیا کارهای پایه ای برای تاسیس محفل مخفی شدگان انجام دادند و شعبه هایی در ممفیس و رم هم تاسیس کردند.آن ها با این کارشان باعث نفوذ پیدا کردن بیشتر محفل در سراسر جمهوری رم شدند. محفلی که برای آزادی مردم در مقابل محفلی که قصدش کنترل مردم بود می جنگید.



اوایل زندگی

بایک پسر یک مدجای مصری به نام سابو و همسرش آهموس و اهل سیوا بود. گرچه پدرش مخالف بود ولی او بعدا با دختری اهل اسکندریه که در سیوا ساکن بود به اسم آیا ازدواج کرد.این دو بعدها صاحب پسری به اسم خمو هم شدند. بایک در سیوا با شخصی به نام هپزفا هم دوستی نزدیکی داشت.


مرگ خمو

در سال ۴۹ قبل از میلاد، محفل باستانیان به سیوا سفر کردند و بایک و پسرش خمو را دزدیدند، آن‌ها را به ورودی یک نهانگاه متعلق به ایسو آوردند که در زیر معبد آمون بود. در اینجا به بایک شئ اسرارآمیزی نشان دادند و او را تهدید کردند که به عنوان مدجای با تجربه درب نهانگاه را باز کند.بایک گرچه مدجای سیوا بود ولی هیچ اطلاعی از نهانگاه نداشت و قبل از اینکه بیشتر شکنجه شود، فرعون مصر بطلمیوس سیزدهم به معبد وارد شد.خمو سپس یک چاقو بلند کرد و پدرش را آزاد کرد و سپس به سراغ بقیه رفتند.خمو سپس به یکی از آنها حمله کرد که شخص حمله را دفع کرد و باعث کشته شدن خمو شد.بایک قبل از اینکه عکس العمل نشان بدهد توسط شخصی نقابدار بی هوش شد.


جستجو برای انتقام

مرگ خمو اثر شدیدی روی بایک داشت و او هدفش را شکار اعضای محفل باستانیان تعیین کرد.آیا هم که نمیتوانست با مرگ پسرش کنار بیاید به اسکندریه جایی که پسرعمویش فانوس جوان زندگی میکرد برگشت.بایک ولی جستجو در کل مصر را شروع کرد تا اطلاعات بیشتری از باستانیان به دست بیاورد. در نبود بایک هم هپزفا وظایف مدجای را از بایک تحویل گرفت و از سیوا محافظت میکرد.بعد از حدود یک سال جستجو،بایک موفق شد یکی از افراد باستانیان به اسم رودجک را پیدا کند که با اسم مستعار "هرون" شناخته می شد. او رودجک را تا هرم بنت سنفرو تعقیب کرد و کشت.در اینجا هم او با هیپاتوس، محافظ رودجک مواجه شد که طی زد و خوردی در نهایت او را هم کشت.

بایک که اولین عضو باستانیان را کشته بود از هرم بیرون رفت تا جستجویش را دوباره شروع کند. او در طول سفرش به خاطر جراحاتی که داشت بی هوش شد که توسط نفرتاری پیدا شد و او را شفا داد. نفرتاری بعد از این بایک را به شهر برد تا زخم هایش را ببندد.مدتی بعد که بایک قدرتش را به دست آورد تصمیم گرفت به سیوا برگردد.چندماه بعد، بایک با هیپاتوس در حومه یک شهر قدیمی مواجه شد که از ماجرای هرم جان سالم به در برده بود و حالا برای انتقام بایک را پیدا کرده بود.در اواسط جنگ هیپاتوس چند بار به زمین کوبید که باعث شد کف بشکافد و هردویشان به خرابه های زیرزمینی سقوط کنند. جنگ این دو اینجا هم دنبال گردید که بایک پیشنهاد صلح داد.ولی هیپاتوس به نام افتخار صلح را رد کرد که درنهایت منجر به مرگش به دست بایک شد. او داشت از مقبره خارج میشد که متوجه دوستش هپزفا شد که با گروهی از سرباان متصل به رودجک می‌جنگید.


برگشت به سیوا

بعد از رفع خطر سربازان رودجک، مدجای به هدف سیوا مسیرش را دنبال کرد. او فهمیده بود که وطنش با حضور مادونامون با قبل فرق کرده است. مادونامون عضو محفلی به اسم ایبیس بود که در معبد آمون پایگاهی درست کرده بودند. بایک و دوستش درادامه به خانه هپزفا رفته و سربازی که برای کشتنشان فرستاده بودند را کشتند. در اینجا هم دوست قدیمی بایک یا رابیا زخم‌های او را مداوا کرد. هپزفا قبل از اینکه بایک با مادونامون مواجه شود از بایک خواست که شرایط جسمی و سلاح هایش را اول ارتقا بدهد. برای این کار هم بایک اول به آهنگر شهر کمک کرد که وسایلش را به دست بیاورد که دست یک نظامی فاسد بود. بعد از کمک به یک سیوایی دیگر، بایک به مقابله مادونامون رفت که به خاطر مرگ خمو، به دست بایک تا حد مرگ کنک خورد و مرد. او که حالا با کشتن یکی از افراد باستانیان سیوا را آزاد کرده بود به خانه هپزفا رفت تا بپرسد کجا می تواند آیا را پیدا کند. او سپس به بایک گفت به کتابخانه اسکندریه برود جایی که آیا اطلاعاتی از خودش و اینکه او هم در تعقیب افراد محفل باستانیان است را به بایک بدهد.


به اسکندریه

بایک بعد از عبور از بیابان به اسکندریه وارد شد و برای پیدا کردن آیا به کتابخانه اسکندریه رفت. در آدرس داده شده کنار مجسمه سراپیس بایک فانوس جوان، پسرعموی آیا را پیدا کرد. او بایک را به یک باغ و ورودی مخفی به محلی برد که آیا آنجا را پایگاه عملیات هایش مقرر کرده بود. آیا که بعد از مدت ها بایک را می دید بسیار خوشحال و استقبال گرمی از او کرد. او گفت که تا به حال دو نفر از افراد باستانیان یعنی اکتیون و کتیسوس را کشته است. بعد از این آیا یک برگه سلطنتی با نشان مار به بایک نشان داد که ارتباط دادگاه بطلمیوسی با محفل را فاش می کرد. او این اطلاعات را از آپولودوروس سیسیلی گرفته بود که از طرف کلئوپاترا جاسوس های را برای ردیابی باستانیان گمارده بود.بایک به کلئوپاترا اعتمادی نداشت ولی به تصمیم آیا اعتماد داشت. او سپس خنجر مخفی داریوش را به دست چپ بایک بست تا او با کمک آن آخرین عضو شناسایی شدن محفل یعنی یودوروس را به قتل برساند. آیا معتقد بود یودوروس همان ماری بوده که خمو را کشته است. آیا خنجر دیگر را برای خودش و ماموریتی برای کلئوپاترا نگه داشت. با این حال قبل از اینکه آیا بخواهد کاری کند توسط گنادیوس تحت تعقیب بود چون می خواست او را به جرم قتل هایی که مرتکب شده اعدامش کند.


گنادیوس و یودوروس

بایک در پی پیدا کردن گنادیوس به زندان آکرا نفوذ کرد و هدفش را کشت ولی او هشدار داد که افرادش بایک را در کل مصر تعقیب می کنند و انتقام مرگش را می گیرند. بایک بعد از این برای کشتن یودوروس که عضو دادگاه بطلمیوسی بود به قصر سلطنتی نفوذ کرد و در اتاق ریاست صندوقچه قفل شده ای پیدا نمود. بعد از پیدا کردن کلید و باز کردن صندوقچه، او سند پیدا کرد که به مادونامون اشاره می کرد، جایی که گفته شد یودوروس دارد فرعون بطلمیوس سیزدهم را تحت کنترل می گیرد و گنادیوس هم از مردم می پرسد که آیا را در کجا پیدا کند. با مطمئن شدن اینکه مار نهانگاه سیوا همان یودوروس بوده بایک به حمامی رفت که آیا گفته بود یودوروس را آنجا پیدا میکند.

او تنها حوله و خنجر مخفی اش را میتوانست وارد کند. بعد از پیدا کردن یودوروس بایک تا سقف محل بالا رفت و از آنجا روی یودوروس پرید. یودوروس که برای نمردن میجنگید مقاومتش نتیجه دا و دست بالا را گرفت و داشت بایک را خفه میکرد. در اینجا بود که بایک از خنجر مخفی اش استفاده کرد که باعث قطع شدن انگشتش شد و البته یودوروس هم مرد. آخرین حرف یودوروس این بود که مار هیچ وقت نخواهد مرد. بایک هم از حمام بیرون آمد و جای انگشت قطع شده اش را با آتش سوزاند. او سپس پیش آیا رفت و گفت که گنادیوس را به خاطر تلاشش برای کشتن آیا و یودوروس را برای کشتن پسرشان کشته است.


کلئوپاترا

پس از شنیدن صحبتهای یودوروس بایک به مار بودن او شک می کند و با آیا به نزد کلئوپاترا و آپولودوروس می رود. کلئوپاترا فاش می کند که همان افراد نقاب دار که باعث مرگ پسرش بودند او را هم از قدرت پایین انداختند و به بطلیموس قدرت دادند و این افراد خودشان را محفل باستانیان می نامند. کلئوپاترا فاش کرد که باستانیان میخواهند با استفاده از برادرش بطلمیوس سیزدهم کنترل کل مصر را در سایه دراختیار خودشان داشته باشند. مشخص میشود که باستانیان بیش از فقط 5 نفر هستند و مار هنوز زنده است. درواقع لقب یودوروس که کشتند اسب آبی بوده است و مار لقبی است که به همه اعضای باستانیان گفته میشود. بایک که این اطلاعات را گرفته حالا به مدجای کلئوپاترا تبدیل شده و شروع به کشتن تعدادی از اعضای مهم محفل باستانیان میکند. آیا هم از طرف دیگر به قدرت گرفتن کلئوپاترا کمک میکند و کمک میکند که پومپه کبیر با کلئوپاترا متحد شود.


باستانیان

بایک نامه ای دریافت می کند مبنی بر این که هنوز دو نفر دیگر از باستانیان به اسامی رمز شغال و عقرب زنده هستند و اتفاقا اعضای گارد سلطنتی بطلمیوس هم بودند. بایک موفق به کشف هویت عقرب یعنی لوسیوس سپتیمیوس میشود. او رد سپتیموس را دنبال میکند ولی دیر میرسد چون سپتیموس پومپه کبیر از متحدان قدرتمند کلئوپاترا را میکشد. کلئوپاترا که گزینه دیگری ندارد با کمک‌ بایک و آیا، با ژولیوس سزار دیدار می کند و از او می خواهد که از او حمایت کند. کلئوپاترا به خوبی سزار را متقائد میکند و پیشنهاد ازدواج میدهد. با شروع جنگ داخلی اسکندریه بایک پوتینوس یا عقرب را میکشد ولی سزار اجازه کشتن سپتیمیوس را به او نمیدهند. درواقع با وجود اینکه کلئوپاترا قدرت را به دست می آورد ولی سپتیمیوس مشاور خود سزار بود. در سمت دیگر نیز آیا که بطلمیوس را که جنگ داخلی را برای پس گرفتن قدرت شروع کره بود تعقیب میکرد شاهد مرگش و خورده شدنش توسط کورکدیل ها میشود.

بعد از اتمام جنگ داخلی کلئوپاترا رسما قدرت را به عنوان فرعون جدید مصر در اختیار میگیرد. سپتیموس هم که مشاور سزار بود حالا مشاور کلئوپاترا نیز میشود. کلئوپاترا که قرت مطلق را گرفته حالا ارتباطاتش را با بایک و آیا قطع میکند. بایک و آیا که متوجه اشتباه بزرگ در پشتیبانی از کلئوپاترا میشوند متحدانشان را جمع میکنند. بایک اینجا میگوید که دشمن آن ها یعنی محفل باستانیان کسانی هستند که در سایه قدرت های پشت حاکمان هستند. و این نابرابر است و در این وضعیت پس چه قدرت در سایه ای برای پشتیبانی از مردم عادی وجود دارد؟ در اینجا بایک و آیا به همراه متحدانشان اولین پایه های محفل جدید پنهان شدگان را پایه میگذارند تا از مردم و آزادی آنها در مقابل باستانیان دفاع کنند. بایک و آیا سپس متوجه شدند که این گروه علاقه شدیدی برای تحقیق در آرامگاه اسکندر کبیر دارند پس به آن جا می روند ولی در آن جا آپولودوروس، از متحدین کلئوپاترا را پیدا می کنند که بعد از جنگ با فلاویوس به شدت مجروح شده است. او به بایک می‌گوید که رهبر محفل باستانیان در واقع افسر ارشد شخص سزار فلاویوس ملقب به شیر است. فلاویوس و سپتیموس نیز اکنون با گوی به همان غار در سیوا رفتند.


پنهان شدگان

در برگشت به سیوا آنها می فهمند که دروازه غار مخفی باز شده است. بایک فلاویوس را دنبال و با او مبارزه میکند که سیب عدن را در دست دارد. بایک در این جنگ موفق میشود و فلاویوس را میکشد و سرانجام انتقام مرگ خمو پسرش را میگیرد. او سپس پیش آیا برمیگردد. آیا چند نفر دیگر را متقائد به عضویت در محفل مخفی شدگان کرده و تصمیمش برای رفتن به رم و کشتن سزار و سپتیموس را گفت. آیا و بایک دراین محل تصمیم به جدا شدن میگیرند و اینکه هر دو در ادامه زندگی شان را وقف رشد محفل کنند و دنیا را از داخل سایه ها مراقبت کنند. بایک قبل از رفتنش جمجمه عقاب که گردنبند خمو بود را روی زمین انداخت. و بعد از این وقتی آیا آن را از زمین برداشت شکل و آیکون محفل اساسین‌ های امروزی روی زمین درست شده بود.

بعد از این لیلا از آنیموس بر می خیزد و با منتور اساسین ها ویلیام مایلز که آنجا بود دیدار میکند. مایلز مدتی بود در اینجا مراقب لیلا بود چون لیلا به هدف آبسترگو تبدیل شده بود. او به لیلا پیشنهاد عضو شدن در محفل اساسین ها را میدهد. و لیلا هم با تردید و عدم تمایل پیشنهاد را قبول میکند و میگوید که ظاهرا چاره ای ندارد. پس از این نیز این دو نفر به اسکندریه می روند. 

در برگشت به آنیموس آیا به رم می رود و سپتیمیوس را که عصای عدن را دارد می کشد. بعد از آن آیا به مجلس سنا نفوذ کرده و کار خود را با کشتن سزار تمام می کند. بعد ها آیا با کلئوپاترا دیدار می کند و او را تهدید می کند که اگر حاکمی عادل نباشد او را ترور می کند. بعد از آن بایک و آیا (که اسمش را به آمونت تغییر داده) شروع به گسترش محفل مخفی شدگان (اساسین ها) در مصر و روم می کنند.


نکات


منابع

  • Bayek در وب‌گاه ویکیا

 

مخفی کننده

اساسینز کرید اوریجینز

الگو:اساسینز کرید اوریجینز

شخصیت ها
پنهان شدگان

ویلیام مایلز | بایک (سنو) • آیافانوس جوانپاشرنپتاهتاهیرافوکسیداسمارکوس جونیوس بروتوسگایوس کاسیوس لونگینوس

باستانیان

یوهانی اوتسو برگصوفیا ریکینسایمون هاتاوی | آکتایونبرنیکیودوروسفلاویوس متالوسهتپیخالیستکتیسوسلوسیوس سپتیموس • مدونامونپوتینوسرودجکتاهارقا

گلادیاتورها

The Axes • The Brothers (Diovicos • Viridovix) • The Duelist • The Hammer • The Hoplite • Polymestor • The Seleucid • The Slaver

دیگران

لیلا حسندینا گری | اسکندر مقدونی | آپولودوروس سیسیلیبنیپهسزاریونکلئوپاتراچنزیراداماستسدیوکلسفنوکوگنادیوسهارخوفهپزفاهوتفرسژولیوس سزارکنساخموخنوتمنهتملیتاپومپهپراکسیلابطلمیوس سیزدهمکلاریداسربیا

گروه ها

پنهان شدگان (محفل اساسین‌ها در مصر) • تمپلارها (صنایع آبسترگو | باستانیان) | گابینیانمدجایسلسله بطلمیوسی

مکان ها

مصر (اسکندریهیوهمریادینوسیاسفایومابولهول کبیرجیزههراکلیونکانوپوسکارانیسکرکاسورسکوروکدیلوپولیسدریاچه موریس •  لتوپولیسممفیسناثوپر اوسیرفیلادلفیا • Pr-Hapi-n-Iwnw • سایسروستای ساوسیواسوکنوپیو نسوس • اودجات آپیرایامو) • کیرنیایکا (سیرن) • رم

وقایع

جنگ داخلی اسکندریه (محاصره اسکندریه • جنگ نیل) • قتل ژولیوس سزار

قوانین و گیم پلی

اچیومنت‌ها • Crafting • سفارشی سازیدید عقابیحافظه ژنتیک • پرش ایمان • پالس آنیموسحافظه هالباس‌هاتکه‌های عدن (سیب عدنعصای عدنزره ایسو) • مهارت ها • صندوقچه‌های گنج • شکار کردننقاط دید

سلاح ها

خنجر مخفیکمانشمشیرسپر

DLCها

Secrets of the First Pyramids • Ambush at Sea • The Hidden Ones • The Curse of the Pharaohs

 

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده

سلام و درود. حاجی این مرگ بایک رو توضیح ندادیت اگر میشه کاملش کنید دوم اینکه سری اسسینز دیگه اون حس و حال گذشته رو نمیده همش تکراری شده! از اون طرف زمان حال بازی کاملا افتضاح شده یکم روش فکر نمیکنن یکم رو چیزا دیگه اهمیت نمیدن یه داستانی برا زمان حال بازی اجرا نمیکنن که تنوع بشه و بازیکن حال کنه 

به اشتراک گذاری این دیدگاه


لینک به نظر
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر



لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری