372 مقاله
در این ویکی

آرنو دوریان


Movyn

Arno Victor Dorian

 

cf27996cc94f540d0d9291df36daebb7.jpg

 

اطلاعات شخصی

تولد ۱۷۶۸
مرگ نامشخص

اطلاعات جانبی

وابستگی اساسین‌ها

(۱۷۸۹-۱۷۹۳) - ( -۱۷۹۴)

اطلاعات در بازی

دیده شده در اساسینز کرید: وحدت

اساسینز کرید: سرکش

صداگذارها Dan Jeannotte

آرنو ویکتور دوریان (انگلیسی: Arno Victor Dorian) یکی از شخصیت‌های اصلی در سری بازی‌های Assassin's Creed و شخصیت اصلی در بازی Assassin's Creed Unity است. آرنو یک اساسین اتریشی-فرانسوی است که وقایع زندگی او شامل دوره تاریخی انقلاب کبیر فرانسه است.

او در کودکی پدر خود را از دست داد و به عنوان یک یتیم، تحت سرپرستی فرانسوا دلا سر قرار گرفت. در جوانی، مرگ مشکوک پدرخوانده‌اش درست در مقابل چشمان او، باعث شد که خودش مجرم شناخته شده و در زندان باستیل حبس شود. حضور او در زندان باستیل و ملاقات او با یک اساسین باتجربه همزمان بود با رویداد تاریخی هجوم انقلابیون به زندان باستیل و آزادسازی زندانیان. او پس از این واقعه خودش نیز به اساسین‌ها پیوست تا به قاتلان پدر و پدرخوانده‌اش برسد.



معرفی

gallery_1_14_67921.jpg

آرنو در هشت سالگی

آرنو دوریان در سال 1768 در ورسای فرانسه متولد شد. پدر و مادر او چارلز و ماری دوریان بودند و آرنو به عنوان یک اصیل‌زاده در ورسای بزرگ شد. زندگی به عنوان یک اشراف‌زاده فرانسوی باعث شده بود تا آرنو به آموزگاران خوبی دسترسی داشته باشد و به تحصیلات بپردازد. با این وجود او مادرش را در همان کودکی از دست داده بود، آرنو دلیل این اتفاق را در کودکی نمی‌دانست ولی به هرحال، ماری دوریان به دلیل فعالیت‌های چارلز که یک اساسین بود او و آرنو را ترک کرده بود.


مرگ پدر و رشد درمیان تمپلارها

در سال 1776 زمانی که آرنو 8 سال داشت، پدرش توسط شای کورماک در داخل کاخ ورسای کشته شد ولی در آن زمان، آرنو نمی‌دانست پدرش چگونه و توسط چه کسی به قتل رسیده است. آرنو که پیش از این مادرش را از دست داده بود، با از دست دادن پدرش دیگر یک یتیم اصیل‌زاده بود و پس از آن، فرانسوا دلا سر رهبر تمپلارهای فرانسه که در همان محل شاهد جسد چارلز بود سرپرستی او را پذیرفت. فرانسوا دلا سر، رهبری محفل تمپلارها را برعهده داشت. محفل تمپلارها به دلیل فساد و دست داشتن در جریان تفتیش عقاید در قرون وستا، در سال 1314 میلادی توسط پادشاه وقت فرانسه و همچنین پاپ وقت نابود شد. با این وجود جریان فکری این محفل پس از این نیز مخفیانه همچنان وجود داشت ولی در گذر زمان دیدگاه‌های تعدیل‌شده‌ای پیدا کردند. فرانسوا دلا سر همچنین پدر الیز دلا سر بود. الیز و آرنو در کودکی با یکدیگر آشنا بودند و با توجه به اینکه آرنو فرزندخوانده فرانسوا دلا سر شده بود این دو از هشت سالگی با یکدیگر بزرگ شدند. آرنو تا سنین جوانی هرگز نفهمید که پدرش چارلز یک اساسین و پدرخوانده‌اش نیز یک تمپلار بوده است.

13 سال بعد، آرنو خود را در دردسر بی‌پایانی پیدا کرد که زندگی او را تغییر داد. زمانی که به خانه یکی از دوستانش رفته بود تا ساعت خودش را پس بگیرد و از آنجا فرار کند. او این ساعت را که تنها یادگاری پدرش بود در جریان یک بازی باخته بود و برای به دست آوردن مجدد آن به خانه دوستش رفته بود. او پس از دزدیدن این ساعت از خانه فرار کرد و آن دو دوستش نیز به دنبال او به تعقیب آرنو پرداختند. این تعقیب و گریز طولانی سرانجام به عمارت دلا سر ختم شد. درنهایت نیز خود فرانسوا دلا سر واسطه میان آن‌ها شد و دعوا خاتمه پیدا کرد. سپس فرانسوا سوار کالسکه شد تا به دیدن الیز برود. به محض رفتن فرانسوا، مستخدم او تلاش کرد تا کالسکه او را متوقف کند اما موفق نشد. او می‌خواست یک نامه بسیار مهمی را به دست فرانسوا برساند و آرنو قبول کرد تا کالسکه را دنبال کرده و هر طور که شده سریعا نامه را به دست آقای دلا سر برساند. تلاش آرنو برای رسیدن به کالسکه نافرجام بود چون هوگو و ویکتور، همان دو دوستی که آرنو ساعت خودش را از آن‌ها دزدید بار دیگر آرنو را پیدا می‌کنند و او نیز مجبور به فرار می‌شود. پس از فرار آرنو از دست این دو نفر، دیگر او تعقیب کالسکه آقای دلا سر را نیز راها می‌کند و به عمارت او برمی‌گردد. آرنو که از تعقیب آقای دلا سر نامید شده بود، نامه را از زیر در اتاق آقای دلا سر به داخل می‌اندازد و پس از آنکه متوجه می‌شود مهمانی به افتخار الیز برگزار می‌شود، یک لباس مجلسی تهیه می‌کند و بدون اینکه دعوت شده باشد به این مراسم می‌رود.


زندان و تغییر سرنوشت

gallery_1_14_91795.jpg

الیز دلا سر در مراسمی که به افتخار او برگزار شده است

آرنو کارت دعوت نداشت و مخفیانه وارد عمارت شد. در حین جشن او الیز را دید و به دنبال او رفت و پس از صحبت با او، مجبور شد آنجا را ترک کند. از آنجایی که او غیرقانونی وارد شده بودمخفیانه نیز از میان محافظان گذشت و درست زمانی که به درب خروجی رسید، پدرخوانده‌اش فرانسوا دلا سر را دید که به شدت مجروح شده بود و پیش از آنکه چیزی بگوید مرد. آرنو در بدترین زمان ممکن بالای سر او رسید و قاتلان واقعی پس از صدا کردن محافظان از آنجا فرار کردند. به این ترتیب آرنو دستگیر شد و به زندان باستیل فرستاده شد. دوران کوتاه زندانی شدن آرنو همزمان بود با اولین جرقه‌های انقلاب فرانسه. آرنو در زندان با پیر بلک آشنا شد. بلک یک اساسین بود و پدر آرنو را می‌شناخت. زمانی که بلک متوجه این موضوع شد تصمیم گرفت تا به آرنو آموزش شمشیرزنی دهد و او را وارد محفل اساسین‌ها کند. زمانی که شعله‌های انقلاب درحال زبانه کشیدن بود، مردم پاریس به زندان باستیل هجوم آوردند و زندان را تصرف کردند. آرنو و بلک نیز از این ماجرا استفاده کردند و از زندان فرار کردند. آرنو پس از فرار تصمیم نداشت به محفل اساسین‌ها برود، بنابراین به عمارت دلا سر رفت تا به الیز توضیح دهد که او قاتل پدرش نیست. الیز گفت که می‌داند پدرش یک تمپلار بوده و آرنو نیز یک اساسین شده است بنابراین تکذیب آرنو را قبول نمی‌کرد؛ هرچند آرنو با اصرار سعی داشت ثابت کند که او قاتل پدرخوانده‌اش نیست و افراد دیگری این کار را کرده بودند.


پیوستن به اساسین‌ها

آرنو عمارت دلا سر را ترک کرد و پس از مدتی فکر تصمیم گرفت تا به محفل اساسین‌ها بپیوندد. او پس از مدتی وارد محفل شد و سرانجام از آزمون‌های آن‌ها نیز سربلند بیرون آمد و رسما یک اساسین شد. آرنو با استفاده از امکانات محفل شروع به ردگیری تمپلارها کرد و در همان حین متوجه شد که توطئه قتل پدرخوانده‌اش که رهبر تمپلارها بود، توسط خود تمپلارها برنامه‌ریزی و اجرا شده بود. او در ابتدا متوجه شد خنجری که آقای دلا سر با آن به قتل رسیده توسط یک نقره کار ثروتمند به نام فرانسوا توماس ژرماین ساخته شده است. زمانی که آرنو با ژرماین روبه رو می شود او می گوید که خنجر را به دستور لافرنیه معاون آقای دلا سر ساخته و خودش هم زندانی اوست. پس از این آرنو لافرنیه را به قتل می رساند. او خیانت تمپلار ها را با الیز نیز مطرح کرد و توانست خود را مجددا به او ثابت کند. به این ترتیب آرنو به عنوان یک اساسین و الیز به عنوان یک تمپلار با یکدیگر همراه شدند تا قاتلان اصلی را پیدا کنند.

gallery_1_14_82220.jpg

آرنو در کلیسای مشهور نوتردام

این موضوع مورد تایید محفل اساسین‌ها نبود و آرنو به شدت مورد مواخذه قرار گرفت اما آرنو از آن‌ها خواست که به او اعتماد کنند. با این وجود بلک به هیچ وجه این رفتار آرنو را تحمل نمی‌کرد و معتقد بود الیز دختر رهبر تمپلارها بوده و خودش نیز یک تمپلار است و باید کشته شود. او اول رهبر محفل اساسین ها را کشته و سپس تلاش کرد که الیز را به قتل برساند اما آرنو مانع شد و این دو اساسین با یکدیگر به نبرد پرداختند؛ نبردی که سرانجام به مرگ پیر بلک انجامید. پس از مرگ بلک، محفل اساسین‌ها آرنو را اخراج کرد. پس از خروج آرنو از محفل او مدتی بی هدف بود تا اینکه مجددا تصمیم گرفت تا به الیز کمک کند. همه این وقایع مصادف بود با حوادث منتهی به اعدام لویی شانزدهم پادشاه فرانسه با گیوتین در جریان انقلاب کبیر فرانسه.

 



ژرماین

آرنو و الیز سرانجام با مرد پشت پرده همه این ماجراها مواجه شدند. فرانسوا توماس ژرماین که برای به رهبری رسیدن محفل تمپلارها، شروع به مطیع کردن بزرگان محفل و سرانجام ریختن توطئه قتل رهبر اصلی تمپلارها، یعنی پدر الیز و پدرخوانده آرنو، فرانسوا دلا سر کرده بود. ژرماین فردی بسیار زیرک بود و از انجایی که یک Sage بود، از توانایی‌های تمدن اولیه نیز بهره‌مند بود؛ او مرد پشت پرده اصلی در تدارک دیدن دوران ترور نیز بود. الیز و آرنو در جریان اعدام لویی شانزدهم نتوانستند ژرماین را بکشند، بنابراین او را تعقیب کردند تا اینکه سرانجام به معبد قرون وستایی پاریس رسیدند. این معبد که بازمانده آخرین رهبر ثبت شده تمپلارها، یعنی ژاک د مولای بود، بیشتر با نام قلعه قرون وستایی شناخته می‌شد.آرنو و الیز پس از پیدا کردن ژرماین در این محل با او مبارزه کردند. ژرماین به شمشیر عدن دست پیدا کرده بود. شمشیری که توسط ژاک دی مولای در قرون وستا کشف شده بود و در همان معبد پنهان شده بود، اینک در دست ژرماین بود. این شمشیر که دارای قدرت‌های منحصر به فردی بود، به آرنو حتی اجازه نزدیک شدن را نیز به ژرماین نمی‌داد. به هرحال ژرماین بار دیگر نیز فرار کرد و الیز و آرنو نیز مجددا او را تعقیب کردند تا اینکه سرانجام او را در داخل معبد پیدا کردند.

gallery_1_14_80812.jpg

آرنو ویکتور دوریان: ؛عقیده" محفل اساسین‌ها به من آموخت که هیچ چیز برای ما ممنوع نیست. یک بار من با خود فکر کردم که این به این معنی است که ما آزادیم هرکاری انجام دهیم. برای رسیدن به آرمان‌هایمان و بدون توجه به هزینه آن. من حالا می‌فهمم که این عقیده یک هشدار [برای دشمن‌ها] است، نه یک آزادی مطلق.

مبارزه با ژرماین بسیار سخت بود زیرا او مسلح به شمشیر عدن بود و با قدرتی که داشت حتی نزدیک شدن نیز به ژرماین سخت بود. در این زمان آرنو و الیز با کمک یکدیگر از راه دور با سلاح‌های پرتابی ژرماین را هدف قرار دادند اما این ژرمیان بود که با کمک شمشیر یکی از ستون‌ها را روی آرنو فرو ریخت. الیز هرچقدر تلاش کرد نتوانست آرنو را از زیر آوار خارج کند و تصمیم گرفت تا پیش از رفتن دوباره ژرماین، او را بکشد. آرنو هرچقدر خواهش کرد الیز قبول نکرد و درنهایت نیز به تنهایی با ژرماین مبارزه کرد. در پایان این مبارزه، الیز کشته شد و ژرماین نیز به شدت مجروح شده بود. آرنو که خودش را از اوار خارج کرده بود، ژرماین را کشت و جنازه الیز را از معبد خارج کرد تا در کنار آرامگاه پدرش دفن کند. پس از این کار، آرنو تا مدت‌ها در سوگ از دست دادن الیز بود.

 



منابع

 

مخفی کننده

الگو:اساسینز کرید: وحدت

شخصیت‌ها
اساسین‌ها بیشاپInitiateشان هاستینگ | پیر بلکگیوم بلیرآرنو دوریانچارلز دوریانآگوستین گریسیردیدیه پتونمیربوصوفی ترنتهرو کومار | لوئیس-دومنیک کارتوشژولی دوبینیلوئی-ژوزف دآلبرت د لوینزماریشالمیرل | توماس د کارنیلونگیوم د نوگارت
'تمپلارها فرانسوا توماس ژرماینآرپینوندوشسنیوژان گیلبرتفلاوینیکرچن لافرنیهماری لیویکمارکورتدنیس مولینیهلوئی-میشل لاپلیتهماکسیمیلیان روبسپیرفردریک رویلالیز دلا سرفرانسوا دلا سرچارلز گابریل سیورتروی دس تونآلویس لا توشه | اسکیو د فلایراکژاک دومولهمشاور ژاک دوموله
دیگران ناپلئون بناپارتماری آنتوانتنیکولاس د کندارستژرژه دانتونتوماس-الکساندر دوماسکومته د گامباسفرانسوا هانریوتلویی شانزدهم فرانسهلویی هفدهم فرانسهژان-پل ماراتتروینه د مریکورتفیلیپه رزمارکی دو سادماری توسوویکتوراوژن فرانسوا ویدوک | پاپ کلمنت پنجمفیلیپ چهارم فرانسه
طرف‌ها اساسین‌هاتمپلارها (صنایع آبسترگو)ارتش اتریشفرقه بافومهارتش فرانسهژاکوبین‌ها (کمون پاریس)
مکان‌ها پاریسسنت دنیسوندیورسای (کاخ ورسای)
رویدادها انقلاب کبیر فرانسه (املاک کل ۱۷۸۹بورش به باستیلکشتار سپتامبردوران ترور۱۳ وندیمیر طرح اندوه سنت نیکاز)
قوانین و گیم‌پلی دستاوردهابرنامه‌های همراهسفارشی سازیدید عقابیاستراق سمعحافظه ژنتیکهلیکسبازکردن قفلمراحللباس‌هاتکه‌های عدن (سیب عدنشمشیر عدن)مخفی‌کاریصندوقچه‌های گنجنقاط دید
سلاح‌ها سلاح گرمسلاح‌های سنگینخنجر پنهان (خنجر فانتوم)سلاح‌های بلندشمشیر
DLC زندانی آمریکاییانقلاب شیمیاییپادشاهان مردهکشته به دست دانش

 


ویرایش شده در توسط Movyn (نمایش تاریخچه)



بازخورد کاربر

پست‌های توصیه شده




لطفا از بخش نظرات، تنها برای اظهار نظر درباره مقالات استفاده کنید

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال دیدگاه

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری