جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'god of war'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار
  • دیس‌آنرد
  • تکن
  • ماوراء: دو روح
  • دیترویت بیکام هیومن
  • مافیا
  • PES
  • فیفا

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Detroit: Become Human انجمن دیترویت بیکام هیومن
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

12 نتیجه پیدا شد

  1. God-of-war-2018-cover.jpg

  2. گاد آو وار در PS4 بازی کاملا متفاوتی نسبت به بازی‌های قبلی این سری است. سیستم مبارزات، پیشرفت و گردش و جستجو به کلی تغییر پیدا کرده و بسیاری ویژگی‌ها و مکانیک‌های جدید نیز به بازی اضافه شده است. در نتیجه وقتی برای اولین بار کمپین اصلی بازی را شروع می‌کنید، برخی از این المان‌ها ممکن است ناآشنا و گیج‌کننده باشد. در ابتدا، این ممکن است باعث تعجب‌تان شود که بازی، اجازه گردش و جستجو در محیط‌هایی به نسبت بزرگ‌تر، به همراه فعالیت‌های جانبی پراکنده در خودش را می‌دهد. در این بازی، حتی یک بخش درخت مهارت‌ها نیز وجود دارد که اسکیل‌هایی در چند بخش قابل باز کردن هستند و برای این کار نیاز به امتیاز XP دارید. امتیاز تجربه یا XP چیزی در مدل پیشرفت‌های بازی‌های رایج نقش‌آفرینی است، و امکان کرفت کردن یا ارتقا زره‌ها نیز وجود دارد. با تتوجه به سیستم‌های جدیدی که در این بازی به کار رفته است، ۱۱ ترفند برای بهتر بازی کردن این بازی را جمع‌آوری کردیم که در ادامه می‌توانید مطالعه کنید. برای گردش و جستجو در محوطه‌های اختیاری و غیر اجباری وقت بگذارید همان‌طو که اشاره شد، God of War جدید از دنیایی بسیار بزرگ‌تر از بازی‌های قبلی این مجموعه برخوردار است. بازی ابتدا به شکل خطی شروع می‌شود، ولی وقتی به دریچه ناین (Lake of Nine) برسید، دنیای بازی رفته رفته بزرگ‌تر می‌شود و اجازه پیدا می‌کنید به محوطه‌های اختیاری بروید و منابع بیشتری پیدا کنید. بله شما آزادید که خط داستانی اصلی را دنبال کنید، ولی بهتر است برای جستجو در مناطق مختلف وقت بگذارید و Hacksilver، منابع کرفت کردن و تجهیزات بیشتر پیدا کنید. در این مناطق، گاهی حتی کوئست‌های جانبی (sidequests) نیز پیدا می‌شود؛ مراحلی که داستان‌های مخصوص و پاداش‌های ویژه خودشان را دارند. حتی مبارزات انتخابی نیز در این مناطق وجود دارد که همگی باعث دریافت امتیاز XP بیشتر می‌شود، و شما این شانس را دارید که سریع‌تر مهارت‌ها را در skill tree باز کنید. شاید داستان این بازی بسیار جذاب باشد، ولی فعالیت‌ها و کوئست‌های جانبی ماطق اختیاری را فراموش نکنید. در حاشیه همه جهان‌ها (Realms) نیز یک گنجینه مخفی از آیت‌ها و موارد مخفی نیز ارزش وقت گذاشتن و پیدا کردن دارند. در جستجوها و گردش در محیط‌ها دقیق عمل کنید در زمان جستجو و کاوش در محیط‌ها، مطمئن شوید که همه گوشه و کنارهای محوطه را چک کرده‌اید. همیشه ممکن است یک گوشه، مقدار زیادی گنجینه، آیتم و منابع پیدا شود. برخی اوقات صندوق‌های Runic پیدا می‌کنید و بهتر است وقت گذاشته و بازشان کنید. معمولا این صندوق‌ها حاوی آیتم‌های نایاب هستند؛ مثل Idunn Apples و Horns of Blood Mead که باعث می‌شود حداکثر میزان سلامت و خشم اسپارتان شما ارتقا پیدا کند. تنها کافی است محوطه‌ها را به دقت جستجو کنید. چرخش سریع را فراموش نکنید حالا که زاویه دوربین گاد آو وار، روی شانه کریتوس آمده است، شما در محوطه‌هایی با تعداد زیادی دشمن، اغلب در وضعیتی قرار می‌گیرید که باید برگردید. در بیشتر اوقات می‌توانید از میان دشمنان غلط خورده و عبور کنید، ولی گاهی پیش می‌آید که فضای مانور چندان زیاد نیست. در این وضعیت‌ها، قابلیت جدیدی به نام چرخش سریع کارگشا است که باید دکمه جهت پایین را فشار دهید. این یک مانور سریع و شاید کمی بی‌نظم است ولی می‌تواند نجات‌بخش باشد. ممکن است شایع باشد، باید مراقب بود که برحسب اتفاق دوبار چرخش سریع انجام ندهید چون دقیقا در جایگاه قبل قرار می‌گیرد. همیشه این امکان هست که از طریق تنظیمات و کانفیگ‌های بازی، عملکرد دکمه چرخش سریع را تغییر دهید. این کار از طریق منوی Options و انتخاب تنظیمات مورد نظر در قسمت Gameplay است. استفاده و سفارشی‌سازی Runic Abilitieها ممکن است شما مایل باشید از حملات و کمبوهای پیش‌فرض استفاده کنید، ولی بهتر است استفاده از حملات Runic Attack را فراموش نکنید. این حرکات بسیار قوی قابل تجهیز روی اسلحه‌ها بوده و با نگه داشتن دکمه L1 و زدن دکمه‌های R1 یا R2 قابل استفاده می‌شوند. در کل دو مدل کلی Runic Attack وجود دارد که شامل نوع‌های سبک (Light) و سنگین (Heavy) هستند. انواع مختلفی Runic Attack نیز برای مسلح کردن وجود دارند که هر کدام، اثر، خاصیت و زمان استفاده مجدد منحصر به خودشان را خواهند داشت. این‌ها هم قابل ارتقا با امتیاز XP هستن تا قدرت بیشتری پیدا کنند. این Runic Attackها به خودی خود بسیار کارساز هستند، ولی اگر درست استفاده شوند امکان ترکیب و اجرای کمبوهای قوی‌تر نیز خواهد بود. این خصوصا در تقابل با دشمنان قوی‌تر، یا وقت‌هایی که شانس زنده ماندن را کم ببینید مفید واقع می‌شود. در طول سفری که با کریتوس خواهید داشت، انواع Runic Attackها را جمع‌آوری خواهید کرد. هر یک ویژگی مختص خودش را دارد و بهتر است، آن‌ها را آزمایش کنید تا ببینید کدام بیشتر از بقیه در مل بازی کردن شما موثرتر هستند. مهارت‌های جدید را هوشمندانه باز کنید شما در پنج یا شش ساعت اولی که بازی می‌کنید، امتیاز XP زیادی کسب نخواهید کرد چون واقعا فعالیت‌های کم‌تری وجود دارند. به همین دلیل، حتما باید برای مهارت‌هایی که از منوی Skill Tree باز می‌کنید اولویت‌بندی قرار دهید. مهارت‌هایی مثل Grinding Storm و Guardian Sweep انتخاب‌های عالی برای تقابل با گروه‌های دشمنان هستند. از طرف دیگر، اگر اولویت شما قدرت تخریب بیشتر است باید مهارت‌های Rage Combat را زیرنظر داشته باشید. در اوایل بازی واقعا فضای مانور زیادی وجود ندارد و باید به این فکر کنید که داشتن کدام مهارت در سبک بازی شما اولویت بیشتری دارد. در ابتدا اگر چنین روشی به کار بگیرید، بالاخره در بازی تا جایی پیشرفت خواهید کرد که با مقادیر بسیار زیاد XP بتوانید همه مهارت‌ها را باز کنید. تا آن موقع، بهتر است مهارت‌های جدید را هوشمندانه باز کنید. در مبارزات و تقابل‌ها خلاقیت به خرج دهید در منوی Skill tree مهارت‌های مانوردهی فراوانی برای استفاده در مبارزات وجود دارند که حتی در ابتدا، شاید بیش از حد هم به نظر برسند. ولی باید در نظر گرفت که این حملات در موقعیت‌های گوناگون و حتی با یکدیگر و به شکل کمبوهای قو‌تر قابل استفاده هستند. اگر بخواهید موثرتر در مبارزات عمل کنید، مطالعه توضیحات در زمان گرفتن مهارت جدید بسیار مهم است. اطلاعاتی مثل اینکه تا چه مدت می‌شود اجرا کرد، وقتی به دشمن برخورد کند چه اثری دارد، و خصوصا اینکه قابل ترکیب و استفاده در کمبوها هست از اطلاعاتی است که می‌توان در توضیحات کسب کرد. حتی بعد از این نیز، باید بتوانید موثرترین Runic Attack که مکمل کمبو باشد را انتخاب کنید. در این بازی امکان نوآوری و خلاقیت زیادی گنجانده شده است. پس این طور حس نکنید که بهتر است با همه دشمنان فقط با یک روش جنگید. اگر دوست دارید در مبارزات چابک و سریع باشید، همین‌طور می‌توانید باشید. اگر می‌خواهید ضربات‌تان حساب‌شده باشد، این کار نیز قابل انجام است. در کل تا وقتی که دفاع و ضدحمله را درک کرده باشید، خیلی کم پیش می‌آید که روش غلطی به کار گرفته شود. از اینجا به بعد می‌توانید در مبارزات با خلاقیت جلو بروید. آترئوس را یکی از قسمت‌های مهم مبارزات تلقی کنید در ابتدای کار، آترئوس شاید متحد چندان قابل اتکایی در مبارزات نباشد، تیرهای او عملا قدرت چندانی ندارند و خودش هم کار چندانی انجام نمی‌دهد. با این وجود همین طو که پیشرفت می‌کنید، آترئوس نیز فنون و مهارت‌هایی به دست می‌آورد که در مبارزات مشت و لگد و همچنین سلاح‌ها استفاده می‌کند. این مهارت‌ها به تدریج باعث می‌شود که آترئوس به یک متحد ارزشمند تبدیل شود. او به زودی شروع به پریدن روی سر دشمنان می‌کند تا خفه‌شان کند، که این به شما فرصت زدن ضربات کمبو به دشمن را می‌دهد. گذشته از این، آترئوس تیرهای ویژه‌ای پیدا می‌کند که می‌توانند بسیار موثر باشند. تیرهای Light و Shock از آن جمله هستند. در بیشتر مواقع، توصیه می‌شود آترئوس تیرهای Shock را مسلح کند چون می‌توانند دشمن را برای مدتی کوتاه از حرکت متوقف کنند. اگر در وضعیتی قرار گرفتید که یک گوشه گیر کردید و خط سلامتی پایینی دارید، آترئوس می‌تواند نقش حیاتی در دور کردن دشمنان از شما بازی کند. فرصتی برای فکر کردن به نحوه حملات بعدی و جستجو برای آیتم‌های سلامتی‌بخش. یک روش بازی موثر انتخاب کرده و روی همان تمرکز کنید گاد آو وار در سفارشی‌سازی (customization) کریتوس و تجهیزاتش، انعطاف‌پذیری و انخاب‌های زیادی دارد تا او را به وضعیتی در بیاورید، که با روش بازی شما هماهنگ شود. طیف گسترده‌ای از زره‌ها و تجهیزات در دسترس قرار می‌گیرد که می‌توان با کمک آن‌ها کریتوس را با قالب‌ها و کلاس‌های مختلفی همگام کرد. برای مثال امکان این هست که مثل روش سنتی، و حداقل-حداکثر قدرت و دفاع جلو رفت و تبدیل به یک ماشین جنگی پرقدرت شد. این حتی با Runic attack قابل پیشرفت بیشتر نیز هست. باید بسنجید که در کدام روش جنگیدن مهارت بیشتری دارید و همان خط را به عنوان روش اصلی مبارزات دنبال کنید. Enchantmentهای خود را مجددا استفاده کنید در طول داستان و با پیشرفت در بازی، بالاخره وقت‌هایی می‌رسد که زره‌های کاملا جدیدی پیدا و آن‌ها را با زره قبلی عوض می‌کنید. در این مواقع ممکن است در هیجان مسلح شدن به زره جدید باشید، ولی فراموش نکنید که Enchantmentهایی که برای زره قبلی فعال کرده بودید، همراه با زره قبلی غیرفعال شده‌اند. پس حتما بعد از گفتن زره جدید، Enchantmentها را باید یک بار دیگر روی زره جدید نیز استفاده کنید. Yggdrasil Dew را بردارید همین طور که realmها را با قایق کاوش می‌کنید، شما درخت پیچ‌خورده‌ای را در اطراف محیط می‌بینید. این درخت (درخت ایگدراسیل) یک آیتم ویژه و درخشان به نام Yggdrasil Dew دارد که می‌توانید بردارید. این آیتم ویژه یک پاداش فوری و سریع برای یکی از قابلیت‌های قدرتی، دفاعی یا سلامتی کریتوس خواهد داشت. اگر در هر جای سفر این درخت متمایز را دیدید، به سمت آن را رفته و این آیتم را بردارید. پیدا کردن آیتم واقعا ارزش وقت گذاشتن را دارد. چالش‌های Muspelheim و Niflheim را کامل کنید تا Legendary Gear را به دست بیاورید با پیشرفت بیشتر در بازی، دنیاهای Muspelheim و Niflheim را کشف خواهید کرد که البته پیدا کرن و کاوش در آن‌ها کاملا اختیاری است. در این Realmها چالش‌هایی وجود دارد که توصیه می‌کنیم حتما تکمیل‌شان کنید. با این کار، منابع ویژه‌ای برای کرفت کردن و ساختن تعدادی از بهترین زره‌های بازی در اختیار شما قرار خواهد گرفت. منبع GameSpot
  3. سونی اخیرا اطلاعات بیشتری از بازی مورد انتظار گاد آو وار 2018، درجات سختی و همچنین آپشن‌های HUD بازی داده است. جدیدترین بازی گاد آو وار که قرار است به زودی برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 عرضه شود، دارای 4 درجه سختی مختلف خواهد بود. با توجه به آنچه سونی اعلام کرده، به نظر سخت‌ترین حالت ممکن بازی بسیار چالش‌برانگیز باشد. این درجه‌های سختی از آسان‌ترین به سخت‌ترین، با عناوین «داستان را به من بده Give Me A Story»، «یک تجربه متعادل به من بده Give Me A Balanced Experience»، «یک چالش به من بده Give Me A Challenge» و در نهایت «گاد آو وار را به من بده Give Me God of War» نام خواهند داشت. در این اطلاعیه، سونی پیشنهاد کرده که بازیکنان بهتر است بازی را با درجه سختی Give Me A Balanced Experienced شروع کنند، که تمرکز این حالت، امکان تجربه یک گیم‌پلی چالش‌برانگیز اما متعادل و بالانس‌شده را به بازیکن می‌دهد. اگر بازیکن تنها بخواهد داستان بازی را تجربه کند، و چالش و سختی چندانی در مسیرش نداشته باشد باید Give Me A Story را انتخاب کند. درجه سختی Give Me A Challenge حالتی است که گیم‌پلی سخت‌تر و بی‌رحمانه‌تری را در طول بازی به نمایش در می‌آورد. این گزینه برای بازیکنانی مناسب است که به تجربیاتشان اعتماد، و حتی با وجود تغییرات در سیستم مبارزات، با سازوکارهای بازی‌های سری گاد آو وار آشنایی دارند. به گفته سونی، آخرین و طبیعتا سخت‌ترین درجه سختی بازی، Give Me God of War است که برای بازیکنانی «با تخصص کشتی گرفتن دائمی با خرس‌های قطبی» طراحی شده است! در این حالت، کریتوس ضعیف‌تر، دشمنان قدرتمندتر و عکس‌العمل‌های دشمنان با درجات قبلی فرق کرده تا آن‌ها بتوانند تا جایی که امکان دارد خطرناک باشند. همچنین اگر بازی با این درجه سختی شروع شود، امکان کم‌کردن درجه سختی در خلال بازی وجود ندارد و حتما هم در ابتدای بازی و کمپین داستانی قابل انتخاب است. برای مشاهده جزئیات کامل‌تر از حالت‌های سختی بازی به منبع خبر مراجعه کنید. سونی در اطلاعیه اخیر خود، به یک حالت خاص از تنظیمات HUD بازی نیز اشاره کرده است؛ این حالت که Immersion Mode نام دارد، تنها موارد و آیتم‌های بسیار ضروری را در HUD بازی نمایش خواهد داد. در بخش دیگر اطلاعیه، سونی گفته است که «در بازی کردن روش درست و اشتباهی در کار نیست، و شما قطعا اطلاعات خوب زیادی موقع فعال بودن کامل HUD بازی دم دست خود خواهید داشت. با این حال برای بازیکنانی که روی HUD حساسیت دارند، یا قصد استریم‌کردن یا ذخیره بازی را خواهند داشت، این گزینه به آن‌ها امکان این را می‌دهد که رابط کاربری تا جای ممکن محدود شود. درنهایت، این امکان اضافی نیز وجود دارد که بازیکن، دقیقا انتخاب کند تا کدام یک از موارد HUD در بازی فعال یا غیر فعال باشد، یا حتی از طریق تاچ پد کنترلر و برای مدتی کوتاه فعال شود. گاد آو وار قرار است در 20 آوریل 2018 (۳۱ فروردین ۱۳۹۷)، به صورت انحصاری برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 عرضه می‌شود. منبع GameSpot
  4. آشنایی با غول های اساطیر نورس

    در دنیای کتاب‌ها، سینما و بازی‌های ویدیویی فانتزی، یک سری موجودات همیشه پای ثابت آن‌ها هستند. الف‌ها و دورف‌ها، اژدهایان، غول‌ها و ترول‌ها و بسیاری دیگر. اما آیا به این فکر کرده بودید که سرمنشا اکثر این موجودات کجاست؟ بله، افسانه‌های اسکاندیناوی یکی از مهم‌ترین منابع خلق موجودات عجیب و غریبی هستند که امروزه با آن‌ها در بسیاری از فضاهای سرگرمی فانتزی رو به رو می‌شویم. در سومین قسمت از مقاله‌های دروازه ورودی به سوی بازی God of War، به معرفی این مخلوقین می‌پردازیم و احتمال می‌دهیم که کریتوس با آن‌ها رو به رو شود. ترول‌ها، غول‌های کوچک! تمام غول‌هایی که در دنیای بازی‌ها، فیلم‌ها و حتی کتاب‌ها با آن‌ها رو به رو شده‌اید، از افسانه‌های نورس نشات گرفته‌اند. خلق ترول‌ها به صورت کلی از غول‌ها، بزرگ‌ترین دشمنان خدایان نورس الهام گرفته شده‌اند، اما بسیار ضعیف‌تر، کوچک‌تر و البته نادان‌تر! مکان اصلی آن‌ها در کوه‌ها و گاهاً در جنگل‌ها است. ظاهر ترول‌ها شبیه به انسان‌ها است، اما آن‌ها جثه‌ای بزرگ و چهره بسیار زشتی دارند. ترول‌ها نیز شامل گونه‌های مختلف می‌شوند و همگی یک شکل و یک نژاد نیستند. بسیاری از آن‌ها ترول‌های سنگی و کوهستانی هستند، برخی از آن‌ها در جنگل‌های انبوه زندگی می‌کنند و حتی برخی از آن‌ها نیز گونه ساحلی یا دریایی به شمار می‌روند. البته در برخی از منابع آمده است که ترول‌ها کاری با کسی ندارند، اما وقتی تهدیدی را حس کنند، به شدت خشن و وحشی می‌شوند. ترول‌ها به طور حتم در سری جدید «خدای جنگ» حضور دارند، چرا که در تریلر رونمایی از این بازی، کریتوس بلای بدی سر یکی از این موجودات آورد. اما باید دید تنوع آن‌ها بیشتر از این خواهد بود یا خیر. دورف‌ها، کوتوله‌های ریشو دورف‌ها نیز که موجودات بسیار شناخته شده‌ای در بازی‌ها و فیلم‌ها به شمار می‌روند، از افسانه‌های اسکاندیناوی پدیدار شده‌اند. آن‌ها شباهت بسیار زیادی به انسان‌ها دارند، اما قد کوتاهی و چندین برابر انسان‌ها نیز مو دارند. دورف‌ها تبهر فوق‌العادهای در آهنگری دارند و زره‌ها و ابزار جنگی بسیار با کیفیتی را خلق می‌کنند. آن‌ها در دنیای زیرین درخت دنیا زندگی می‌کنند و انسان‌ها به سختی می‌توانند راه خود را در آن پیدا کنند. مشخص نیست این موجودات را در God of War ببینیم یا خیر. البته با این که قد کوتاهی دارند، اما بسیار شجاع‌تر از ترول‌ها هستند و می‌توانند در دسته‌های گروهی دردسرساز شوند. شاید بیشترین خاطرات با از دورف‌ها در فیلم‌هایی مانند ارباب حلقه‌ها و هابیت باشد. اِلف‌ها، افسون‌گران جنگل اِلف‌ها نیز یکی دیگر از مخلوقینی هستند که سال‌هاست در داستان‌های مختلف با آن‌ها رو به رو شده‌ایم. از بازی‌های مختلفی مانند Warcraft و سری The Elder Scrolls گرفته تا داستان‌های بی‌نظیر ارباب حلقه‌ها و امثال آن که نژاد الف‌ها حضور پررنگ و مهمی در چنین فضاهایی داشته‌اند. در دنیای نورس، الف‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند. الف‌های تاریکی و الف‌های روشنایی. در افسانه‌ها نورس الف‌های روشنایی به عنوان فرشتگان نگهبان نیز در نظر گرفته می‌شدند. دانش و توانایی جادویی آن‌ها بسیار زیاد است و به خدایان طبیعت نیز معروف هستند. اما الف‌های تاریکی که در عمیق‌ترین و تاریک‌ترین جنگل‌های درخت جهان زندگی می‌کنند، خلق و خوی متفاوتی نسبت به الف‌های روشنایی دارند. آن‌ها به شدت از نور خورشید فراری هستند، چرا که اگر ذره‌ای با نور تماس داشته باشند تبدیل به سنگ می‌شوند. در افسانه‌های نورس آمده است که گاهی اوقات آن‌ها شبیه به پری‌های کوچک هستند و گاهی نیز تبدیل به روح‌های ناپیدا می‌شوند. در تریلر بازی God of War اگر کمی دقت کنید، حضور یکی از آن‌ها را در حال پرواز خواهید دید. برخلاف بسیاری از فیلم‌ها که از الف‌ها چهره‌های خوب و مثبتی به نمایش گذاشته شده، آن‌ها می‌توانند شرور و بد خو باشند. از آن‌جایی که با بازی God of War سر و کار داریم، احتمالا بسیاری از الف‌هایی که با آن‌ها رو به رو خواهیم شد، موجودات شروری خواهند بود. مِیر، بختک! مِیر (Mare) شبیه به چیزی همانند بختک در افسانه‌های پارسی است. این موجود عجیب که جنسیت آن مونث است، در نیمه شب به سراغ انسان‌ها می‌آید و بدترین کابوس‌ها را برای آن‌ها رغم می‌زند. در برخی منابع این موجود را همانند گرگینه‌های دیگر افسانه‌ها شباهت داده‌اند. موجودی که روزها شبیه به یک انسان یا یک الف معمولی است و شب‌ها تبدیل به موجودی ترسناک و نحس می‌شود. واژه انگلیسی مِیر به معنای کابوس است. مشخص نیست این موجود در بازی God of War وجود داشته باشد. اما شاید سانتا مونیکا با کمی تغییرات بتواند دقیقا نام کابوسی که روی اسم این موجود گذاشته شده است را در بازی پیاده کند. ناکین، موسیقی‌دان وحشت ناکّین (NØKKEN) یک موجود عجیب ساکن آب است و در آب‌های شیرین، برکه‌ها و دریاچه‌ها زندگی می‌کند. در افسانه‌های اسکاندیناوی، این موجودات را مخلوقی سیاه که روی سطح آب فقط سر و چشمان او مشخص است توصیف می‌کنند. جالب است بدانید که در سنت‌های نروژ، این مخلوق یک مرد بسیار زشت و وحشتناک است، اما در سنت‌های سوئد، این مخلوق یک مرد بسیار زیبا توصیف شده است. کار اصلی او کشاندن انسان‌ها به سمت آب، غرق کردن آن‌ها و ترساندن آن‌ها تا سر حد مرگ زیر آب است. آن‌ها قادر به تغییر شکل هستند و می‌توانند از این طریق مردم را به سمت آب بکشانند. گاه یک اسب سپید و جذاب، گاه مردی با چهره بسیار زیبا. اما جالب است بدانید که این موجود توانایی بسیار زیادی در نواختن ویولن دارد. با نواختن این ساز، او بسیار راحت طعمه خود را به دام می‌اندازد. به نظر می‌رسد این موجودات دشمنان خوبی برای کریتوس هنگامی که به زیر آب می‌رود باشند. دراگر، وحشت در زیر آب در دنیای نورس، دراگر (Draugr) به معنای روح یا نامیرا است. بله، حتی اگر بخواهیم زامبی‌ها را ریشه یابی کنیم، شاید سر از افسانه‌های نورس درآوریم چرا که نامیراها در دنیای نورس وجود داشتند. البته این موجود در دل دریا قرار دارد و انتظار نداشته باشید کریتوس را در مقابله موجوداتی مثل زامبی ببینید. دراگرها در افسانه‌شناسی نورس به یک روح غول پیکر گفته می‌شود که در در زیر آب کشته شده‌ و جسم و روح آن‌ زنده مانده است. همچنین این موجود عظیم‌الجثه بسیار ترسناک و وحشتناک است و افرادی که در آن زمان از طریق دریا سفر می‌کردند هرگز دل‌شان نمی‌خواست از قایق خود به آب نگاه کنند. این مخلوق هیولای انسان مانندی است که چهره آشفته و آب‌رفته‌ای دارد و بدن آن را جلبک‌های دریایی پوشانده‌اند. هنگامی که او ظاهر شود، جیغ یا فریاد بسیار وحشتناک و کر کننده‌ای می‌زند و در افسانه‌ها گفته شده که در هنگامی که دریا توفانی است، دراگر قابل مشاهده خواهد بود و هر کسی را که روی آب باشد نابود خواهد کرد. یک داستان کوتاه نیز درباره او وجود دارد: روزی مردی با تلاش فراوان از دست دراگر در حال فرار بود که به یک کلیسا می‌رسد و از روح مردگان درخواست کمک می‌کند. روز بعد، تمام قبرها باز شده‌اند و هیچ جسدی در آن‌ها وجود نداشت و کل محوطه کلیسا توسط جلبک پوشیده شده بود. از آن روز به بعد، دراگر را به هر چیز تاریک، ترسناک و اسرارآمیز مربوط به دریا ربط می‌دهند و سربازان او را همان اجساد زنده شده قبرها می‌دانند. این طور که به نظر می‌رسد دراگر یک باس خیلی خوب برای کریتوس است! هولدرا، نفرین ابدی این مخلوق داستان بسیار جالبی دارد که مشخص نیست اصل روایت آن مربوط مسیحیان اسکاندیناوی است یا به افسانه‌های نورس ربط دارد. گفته می‌شود آدم و حوا فرزندان زیادی داشتند. روزی حوا در حال شست و شوی فرزندان خود بود که خدا سری به او می‌زند و در حالی که حوا کار شست و شوی فرزندانش را به اتمام نرسانده بود از حوا می‌پرسد: دیگر فرزندی برای شستن نداری؟ حوا نیز با دروغ می‌گوید خیر. خدا که از موضوع آگاه بود می‌گوید: پس بگذار تمام فرزندانی که آن‌ها را از من پنهان کرده‌ای، تا ابد پنهان بمانند. از این رو، چندین فرزند آدم و حوا به فرزندانی معروف شدند که در زیر زمین زندگی می‌کنند و روح خود را گم کرده‌اند. از این رو همیشه دنبال انسان‌هایی هستند که بتوانند روح آن‌ها را بدزدند. اما هولدرا تنها دختری بود که روی زمین باقی ماند و زیر زمین نماند. هولدرا یک ترول مونث اما بسیار زیبا است. در حالی که زیبایی او با خدایان برابری می‌کند، یک دُم گاو مانند و خلق و خوی وحشیی دارد. او نه موجود شیطانی است و نه موجودی خوب، اما به نظرتان رو به روی کریتوس قرار می‌گیرد؟ پِستا، فرشته مرگ پِستا (Pesta) را می‌توان فرشته مرگ افسانه‌های اسکاندیناوی بدانیم. در گذشته‌های دور و در افسانه‌ها، پستا نام جادوگری وقیح و مخوف بود که مرگ و مریضی را به همراه داشت. او شنلی سیاه بر تن داشت و همانند فرشته مرگ، یک عصای جاروب مانند و چنگک در دستانش قرار داشت. مزرعه به مزرعه، خانه به خانه، او راه می‌رفت و هر شخصی که در آن اطرف سکونت داشت را از پای درمی‌آورد. هنگامی که چنگک را به دست می‌گرفت، برخی از افراد از دست او جان سالم به در می‌بردند، اما کل زندگی آن‌ها به تباهی کشیده می‌شد. اما هنگامی که جاروی خود را در دست داشت، کل افراد از بین می‌رفتند. در سال ۱۳۵۰ میلادی، طاعونی شیوع پیدا کرد که یک سوم جمعیت زمین که برابر با ۲۵ میلیون نفر است را از بین برد و به واقعه مرگ سیاه معروف شد. مردم با وجود چنین افسانه‌ای در تاریخ خود، واقعه مرگ سیاه را به پستا ربط دادند. مشخص نیست اصلا این جادوگر در اصل در افسانه‌های نورس بوده یا تنها به عنوان یک داستان ترسناک برای کودکان اسکاندیناوی تعریف می‌شد. اما در میان این همه خدا و غولی که رو به روی کریتوس قرار خواهند گرفت، چرا یک جادوگر بد ذات و ترسناک را جلوی کریتوس نبینیم؟ کراکن ، اختاپوس عظیم‌الجثه بله! این هم از افسانه‌های اسکاندیوناوی و دریاهای نروژ آمده است. کراکن (Kraken) را خیلی‌ها به خوبی می‌شناسیم، مخصوصا اگر سری فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب را دیده باشید. در سال ۱۷۰۰ خبرهایی منتشر شد که موجودی عظیم، به اندازه یک جزیره بزرگ در عمق آب شناور بوده است. در آن زمان ابتدا مردم بر این باور بودند که این موجود یک خرچنگ بزرگ است. اما بسیاری از دریانوردان و ماهی‌گیران با دیدن او این موجود را یک اختاپوس عظیم‌الجثه وصف می‌کردند. اختاپوسی که جسم‌های شناور روی دریا و مخصوصا کشتی‌ها را با خود به اعماق دریا می‌برد. کراکن نیز همانند پِستا احتمالا ربط خیلی زیادی به افسانه‌شناسی نورس ندارد و در افسانه‌ها بدترین کابوس زیر دریا همان دراگر نام داشت. حال باید دید سانتا مونیکا این موجود غیر قابل کنترل را در دنیای God of War رها می‌کند تا کریتوس دلی از عزا درآورد یا خیر. کریتوس پیش از این با موجود افسانه‌ای دریاهای اولیمپوس به نام هایدرا رو به رو شده‌ است. پس نمی‌توان احتمال رو به رو شدن با کراکن را رد کرد. سورت، ترسناک‌ترین غول دنیای نورس همان‌طور که قبلا اشاره شد، سورت بزرگ‌ترین و عظیم‌ترین و وحشتناک‌ترین غول افسانه نورس است که در دنیای آتشین موسپل‌هایم سکونت دارد. او یک شمشیر بسیار بزرگ از جنس آتش دارد و به اندازه چکش ثور خرابی به بار می‌آورد. در گوشه‌ای از افسانه نورس، هنگامی که اودین به همراه دو برادر خود به نام‌های ویلی و وی بر آسگارد حکم‌فرمایی می‌کردند، سورت از دنیای زیرین خارج می‌شود به آسگارد یورش می‌برد و با خرابی‌های فراوان ترس را در دنیای نورس به بار می‌نشاند. اما خدایان با تلاش فراوانی توانستند او را به موسپل‌هایم بازگردانند. سورت نقش پر رنگی در نبرد بزرگ راگنوراک داشته است. تنها چیزی که قادر به کشتن او بود، شمشیر فری، خدای حاصلخیزی بود. اما فری قبل از این نبرد، شمشیر را از دست می‌دهد و توسط سورت کشته می‌شود. سورت نیز تمام جهان را با شمشیر خود به آتش می‌کشد و هیچ چیزی باقی نمی‌گذارد. جالب است بدانید سورت جزو معدود مخلوقین بسیار مهمی بوده که سرگذشت نامعلومی داشته است و به نظر می‌رسد خدایان نتوانسته‌اند از پس او بربیایند. اما با غرق شدن کل دنیا در آخرین نبرد راگنوراک، سورت نیز همراه با تمامی خدایان دیگر ناپدید شد. اهریمن های آتش اطلاعات زیادی در مورد این مخلوقین وجود ندارد. این اهریمن‌ها همان‌هایی هستند که در دنیای زیرین درخت دنیا، در بخش موسپل‌هایم سکونت دارند. این مخلوقین در افسانه‌های نورس به عنوان جنگجویانی بسیار خطرناک تحت فرمان وحشتناک‌ترین و عظیم‌ترین غول دنیا یعنی سورت تعریف شده‌اند. ظاهر دقیقی از آن‌ها در افسانه‌ها ترسیم نشده است و خب سانتا مونیکا نیز استاد خلق موجودات عجیب و غریب است و طراحی این اهریمن‌ها را به دست آن‌ها می‌سپاریم. یورمونگاند، مار عظیم‌الجثه نورس، پادشاه اژدهایان بعد از دو مقاله قبل، به خوبی با یورمونگاند (Jormangand) آشنایی دارید. او یکی از سه هیولایی است که توسط لوکی خلق شده‌اند. یورمونگاند و برادر و خواهر او که در ادامه با آن‌ها رو به رو می‌شود، فرزند لوکی و غولی به نام آنگروبودا هستند. یورمونگاند را می‌توان پادشاه تمام اژدهایان نورس دانست. او به قدری بزرگ است که درازای او دور تا دور زمین کشیده شده است و دمش به سرش رسیده است. سکونت‌گاه اصلی او در اقیانوس‌های زمین است و مهم‌ترین دشمن ثور شناخته می‌شود. در نبرد راگنوراک، یورمونگاند توسط ثور کشته می‌شود، اما ثور نیز بر اثر جراحت از پای درمی‌آید. یورمونگاند قادر است سایز خود را تغییر دهد و کوچک‌تر شود، اما با کوچک شدن هرگز قدرتش کاهش پیدا نمی‌کند و می‌تواند هر موجود زنده‌ای را نابود کند. یورمونگاند موجودی بود که با سم خود کل موجودات زنده میدگارد، دنیای میانی را نابود کرد. فِنریر، گرگ غول‌پیکر فنریر (Fenrir) هیولایی وحشتناک در قالب یک گرگ بوده است. او پسر ارشد لوکی محسوب می‌شود و یکی از عاملین اصلی نابودی دنیای نورس به شمار می‌رود. بنابراین خدایان در سن جوانی فنریر، او را به بند کشیدند و تنها خدای جنگ، تیر، شجاعت غذا دادن به او را داشت. فنریر هنگامی که کوچک بود، خدایان ترسی از او نداشتند، اما هنگامی که او بزرگ شد، از او به عنوان یکی از کابوس‌وارترین مخلوقین افسانه‌های نورس یاد شد. خدایان آن را توسط ریسمان ابریشمی جادویی که توسط دورف‌ها ساخته شده بود به کوهی به نام جیول به بند کشیدند و شمشیری در بین آرواره‌های او گذاشتند تا سعی نکند کسی را گاز بگیرد. اما در یکی از روزهای نبرد راگنوراک، او ریسمان ابریشمی را پاره می‌کند و در کنار دیگر غول‌ها در مقابل خدایان قرار می‌گیرد. در این جنگ، فنریر اودین، خدایای خدایان را می‌بلعد. ویدار، پسر اودین نیز در این نبرد با کینه جوئی و عصبانیت فراوان با شکاندن فک‌ فرنیر، او را از پای در می‌آورد. امکان ندارد که کریتوس پا به افسانه‌های نورس بگذارد و ما فنریر را در این بازی نبینیم. او وحشتناک‌ترین کابوس دنیای نورس است و مهم‌ترین مخلوق تمامی منابع اسطوره‌شناسی نورس محسوب می‌شود. کریتوس نبردی فوق حماسی را در برابر فنریر خواهد داشت. هل، ملکه دنیای مردگان هل (Hel) جوان‌ترین فرزند لوکی است. در افسانه‌ها از هل به عنوان عجوزه‌ای ترسناک یاد شده است که نیمی از آن زنده و نیم دیگر او مرده است و تجلی واقعی ترس و تاریکی به شمار می‌رود.اما در برخی منابع دیگر نیز او به زنی زیبا شهرت دارد. او که توسط خدایان به دنیای زیرین تبعید شد، توانست به عنوان ملکه مردگان، جایگاه خود را در هل‌هایم ثابت کند. او چاقویی به نام «خشکسالی» بشقابی به نام «گرسنگی» تختی به نام «مریضی» دارد و پرده‌ای که دور تا دور تخت او را پوشانده است «بیچارگی» نام دارد. جالب است بدانید که او به اندازه دو برادر خود موجودی بی‌رحم نیست. به طور مثال اگر به یاد داشته باشید، در افسانه بالدر، فرزند اودین که با نیرنگ‌های لوکی کشته شد، هل تمام تلاش خود را کرد تا او را به دنیا بازگرداند و یک شرط آسان برای بازگرداندن او گذاشت. اما این تنها خود لوکی بود که نگذاشت تلاش هل به نتیجه برسد. مشخص نیست بعد از نابودی دنیا، چه بر سر هل می‌آید. آیا او نیز نابود شده است یا همچنان در جایگاه الهه مردگان قرار دارد. اما هر چه که هست، امیدواریم به عنوان ملکه مردگان در برابر کریتوس قرار بگیرد. با وجود فنریر و یورمونگاند بعید است که خواهر دوست داشتنی این دو موجود در بازی حضور نداشته باشد. نیدهاگ، اژدهای قدرتمند نیدهاگ (Nidhogg) یکی از اژدهایان بسیار قوی و شیطان‌صفت افسانه‌های نورس است. او در دنیای زیرین در کنار ریش‌های درخت دنیا زندگی می‌کند. در افسانه‌ها آمده است که نیدهاگ در‌حال جویدن ریشه‌های درخت جهان است. همچنین سنجابی همیشه درحال بالا و پایین رفتن از درخت است تا اخبار وقایع جدید را به نیدهاگ و یک عقاب در آسمان گذارش دهد. مشخص نیست چه بر سر او آمد، اما شاید نیدهاگ همان اژدهایی باشد که در تریلر بازی God of War مشاهده کردیم. گارم، سگ جهنمی گارم (Garm) یکی دیگر از مخلوقین عظیم‌الجثه دنیای نورس است و سگی به شدت نیرومند به شمار می‌رود. او همانند سربروس «سگ سه سر افسانه‌های یونانی» نگهبان ورودی دنیای زیرین است. او اجازه می‌دهد هر کسی که بخواهد وارد دنیای زیرین شود، اما هرگز اجازه خروج به کسی را نمی‌دهد. جالب است بدانید که او تحت فرمان ملکه مردگان، هل، قرار دارد. در نبرد راگنوراک، گارم از بند آزاد می‌شود و به دنیای بالا می‌رود و این تنها تیر، خدای شجاعت است که یارای مقابله با او را دارد. در نبرد بسیار نفس‌گیر او با خدای جنگ، تیر، هر دو به هلاکت می‌رسند. بیایید حدس بزنیم که ابتدا کریتوس به دنیای مردگان سفر می‌کند و هل را از پای در‌می‌آرود. اما زمانی که می‌خواهد از آن‌ جا خارج شود با گارم رو به رو می‌شود و باید با او دست و پنجه نرم کند! این هم از مخلوقین مهمی که در منابع افسانه‌شناسی نورس از آن‌ها بسیار یاد شده است و نقش بسیار مهمی در تاریخ اسطوره‌شناسی اسکاندیناوی دارند. مطمئنا مخلوقین بسیار زیادی در بازی God of War حضور پیدا خواهند کرد و امیدواریم این موجوداتی که در لیست وجود دارند، به عنوان دشمن‌های اصلی و فرعی در برابر کریتوس حضور پیدا کنند. البته مطمئنا این چیزهایی که در مورد آن‌ها خوانده‌اید تنها مربوط به افسانه‌های نورس می‌شوند و احتمالا استودیو سانتا مونیکا تغییرات مختلفی را در بین آن‌ها به وجود بیاورد. مقاله «دروازه‌ی ورودی به سوی God of War» همین‌جا به پایان می‌رسد، اما صبر کنید. هنوز یک مقاله دیگر باقی مانده است. شاید تریلر گیم‌پلی بازی God of War را بارها و بارها دیده باشید. اما حالا با شناخت بسیاری از بخش‌های اسطوره نورس، اسرارهای زیادی را در این تریلر می‌توان مشاهده کرد. نکاتی در گوشه و کنار آن وجود دارد که وقتی آن‌ها را ببینید، ارزش نمایش بازی God of War چندین و چند برابر می‌شود. بنابراین سعی دارم در آخرین مقاله، با نگاهی بسیار دقیق‌تر به گیم‌پلی بازی God of War، چیزهایی را به شما نشان دهم که حتی فکرش هم نمی‌کردید چنین نکات مهمی در این تریلر وجود داشته باشند. منبع : زومجی
  5. پس از آشنایی با خدایان نورس، حال بهتر است با دنیای افسانه‌های نورس آشنا شویم. در اسطوره‌شناسی نورس، دنیای این افسانه‌ها به صورت یک درخت پیکربندی شده است. این درخت که به درخت دنیا معروف است، ایگدراسیل نام دارد. این درخت عظیم که در مرکز جهان قرار دارد، ۹ دنیای نورس را به یکدیگر متصل می‌کند. در این مقاله به معرفی مختصری از این ۹ دنیا می‌پردازیم. همچنین سعی می‌کنیم تا با برخی از موجودات این ۹ قلمرو آشنا شویم. البته قبل از هرچیز لازم به ذکر است که بسیاری از منابع این افسانه‌ها قبل از عصر وایکینگ‌ها نوشته شده‌اند و در همین هنگام و در بینابین جنگ‌های مختلف نیز از بین رفته‌اند. این منابع باقی مانده نیز توسط راهب‌های مسیحی اسکاندیناوی بازنویسی شده است. اگر این منابع در جنگ‌های مختلف نابود نمی‌شد، مطمئنا اطلاعات بسیار بیشتری از خدایان، دنیاها و مخلوقین این افسانه داشتیم. تمام دنیاهایی که در در درخت جهان یا ایگدراسیل وجود دارند، از طریق انشعابات مختلف که همان شاخه‌ها و اجزای درخت تشبیه شده‌اند، به یکدیگر متصل هستند. دنیای فوقانی آسگارد «Asgard» آسگارد در بالاترین بخش درخت جهان قرار دارد و تمام خدایان آسیر در این قسمت ساکن هستند. اودین و همسر او فریگ نیز رهبر تمام آسگارد به شمار می‌روند. بیشتر خدایان نورس، مکان مخصوص به خود را در آسگارد دارند. در افسانه‌شناسی‌های نورس، اسگارد به عنوان یک قلمرو باعظمت و باشکوه تعریف شده است. جایی که برج‌های بلند مخروطی شکل دارد و تمام شهر توسط نقره و طلا پوشیده شده است. این شهر توسط جنگل‌های افسونگر و عمیق، رودخانه‌ها و دریاها محاصره شده است و در دل آن‌ها انواع و اقسام مخلوقات عجیب و شگفت‌انگیز زندگی می‌کنند. این مخلوقات شباهت زیادی به موجودات روی زمین دارند. موجوداتی مانند سگ، گربه، اسب که البته شکل و شمایل آن‌ها با تخیلات در هم آمیخته شده است. در کنار آن‌ها، جانورانی خطرناک و اهلی وجود دارند که اصلی‌ترین آن‌ها اژدهایان و تعداد بسیار وسیعی از مارهای عظیم و هیولاهای دریای هستند. از بخش‌های مهم آسگارد می‌توان به تخت پادشاهی اودین که هیلیوزکیافت نام دارد اشاره کرد. اودین قادر است از این دالان تمام ۹ قلمرویی که در درخت جهان وجود دارند را نظاره کند. تنها فریگ و فریر قادر به استفاده از این بخش در کنار اودین هستند. دیگر تالار بزرگی که در اسگارد وجود دارد، مربوط به ثور می‌شود و به تالار رعد و برق مشهور است. اما دو بخش بسیار مهم دیگر والهالا و فولک‎ونگر نام دارند. فولک‌ونگر زمینی بسیار بزرگ برای نیمی از سربازان و جنگجویانی است که در جنگ کشته می‌شوند. این بخش از آسگارد را فریا، الهه عشق رهبری می‌کند. اما مهم‌تر از این مکان، والهالا نام دارد. مکانی باشکوه که جایگاه خدایان و جنگجویانی است که با شهامت جان خود را از دست می‌دهند که همچنین اودین این مکان را رهبری می‌کند. اما در بین این بخش‌های مختلف، پل رنگین‌کمان بیفروست جزو اصلی‌ترین بخش‌های آسگارد به شمار می‌رود. این پل که توسط هایمدال، خدای روشنایی نگهبانی می‌شود، تنها راه آسگارد به دیگر دنیاها است. وان‌هایم «Vanaheim» وان‌هایم در بخش شمال غربی درخت دنیا قرار دارد و سکونت‌گاه خدایان ونیر به شمار می‌رود؛ خدایانی صلح طلب و قدرتمند در امور حاصلخیزی دنیا. البته وان‌هایم را باید خانه سابق خدایان ونیر بدانیم. همان‌طور که پیش از این خواندید، جنگی بین دو قبیله خدایان آسیر و ونیر شکل گرفت که نتیجه آن صلح بین این دو خدایان بود. بنابراین، این دو قبلیه با یکدیگر ادغام شدند و اکثر آن‌ها نیز خانه‌هایی در آسگارد ساختند. وان‌هایم همانند آسگارد قلمرویی بسیار باشکوه و عظیم است و جنگل‌هایی بسیار وسیع و دریاهایی عمیق دارد. اسوارتالف‌هایم «Svartalfaheim» اسوارتالف‌هایم به معنای دنیای الف‌های سیاه یا الف‌های سیاه‌چرده است و درست بر اساس همین نام، الف‌های سیاه در این منطقه زندگی می‌کنند. این منطقه که در شمال شرقی ایگدراسیل قرار دارد، دارای پوششی جنگلی است که احتمالا محیطی تاریک‌تر از دیگر قسمت‌های شمال ایگدراسیل دارد. الف‌هایی که در این بخش زندگی می‌کنند هرگز طاقت تحمل روشنایی روز را ندارند. به همین علت تاریک‌ترین قسمت جنگلی درخت جهان را برای زندگی انتخاب کرده‌اند و به نظر می‌رسد دشمنان خوبی برای کریتوس باشند. آلف‌هایم «Alfheim» این بخش در غرب درخت جهان قرار دارد و سکونت‌گاه اِلف‌های روشنایی است. الف‌های روشنایی برترین افسونگران ۹ دنیا هستند. اطلاعات خیلی زیادی از این بخش در دسترس نیست. اما این الف‌ها، درست همان الف‌هایی هستند که در داستان‌های تخیلی ریز و درشت با آن‌ها رو به رو شده‌ایم. مهم‌ترین حضور این الف‌ها را می‌توان در داستان‌های جی. آر. آر تالکین فقید دانست. داستان ارباب حلقه و بسیاری دیگر از بازی‌ها و کتاب‌ها که الف‌ها در آن‌ها یکی از مهم‌ترین نژادها محسوب می‌شوند. دنیای میانی میدگارد «Midgard» میدگارد به معنای قلمرو یا ناحیه میانی است و در مرکز درخت جهان قرار دارد. این بخش از دنیا مکان اصلی انسان‌های فانی به شمار می‌رود. این منطقه با این‌که مکانی برای انسان‌های عادی است، اما به دلیل این که در مرکز درخت جهان قرار دارد، انواع و اقسام نژادهای دیگر در آن در رفت و آمد هستند. هیولاها، غول‌ها و اژدهایان و بسیاری دیگر. به احتمال زیاد، میدگارد همان جایی است که در تریلر بازی God of War کریتوس در آن قرار داشت. دور تا دور میدگارد توسط اقیانوس پوشیده شده است و مار عظیم‌الجثه یورمانگاندر در آن آب‌ها حرکت می‌کند. این منطقه جایی است که خدایان با کشتن یمیر، پدر تمام غول‌های یخی، از پیکر بی‌جان او جهان را به وجود آوردند. یمیر غولی به شدت عظیم‌الجثه بود که خدایان از گوشت او زمین، از استخوان او کوه‌ها و از خون آن دریاها را به وجود آوردند. گیاهان و درختان از موهای یمیر به وجود آمد و مغز او ابرها را خلق کرد. در نهایت میدگارد، از اجزای بدن یمیر به به وجود آمد. میدگارد در جنگ راگناروک، توسط مار عظیم رومانگاندر به کلی نابود می‌شود. دنیای زیرین یوتون‌هایم «Jotunheim» یوتون‌هایم در بخش شرقی درخت جهان قرار دارد. این بخش سکونت‌گاه غول‌های بزرگ سنگی و یخی است. این مکان به شدت سرد، پوشیده از یخ و برف و دارای کوه‌های بسیار مرتفع است. همچنین جنگل‌های تاریک وانبوه از دیگر قسمت‌های یوتون‌هایم به شمار می‌روند. یوتون‌هایم توسط یکی از ترسناک‌ترین غول‌ها به نام ثریم رهبری می‌شود و یکی از بزرگ‌ترین قلعه‌های ۹ دنیا در این منطقه قرار دارد. این قلعه آن قدر بزرگ است که نوک آن در آسمان به سختی قابل مشاهده است. اما مهم‌ترین تاریخچه این سرزمین، تولد لوکی، خدای شرارت در این منطقه است. نیداولیر «Nidavellir» نیداولیر را غارهای بسیار بزرگ و طولانی از جنس سنگ تشکیل داده‌اند. در این مکان، موجودات کوتوله و ریشویی که آن‌ها را با نام دوارف‌ می‌شناسیم زندگی می‌کنند. این غارها به قدری بزرگ هستند که فقط دوارف‌ها در آن گم نمی‌شوند. البته لازم به ذکر است نیداولیر معمولا در کیهان‌شناسی نورس جزو ۹ دنیا محسوب نمی‌شود. اما به علت موقعیت مکانی آن، بعید نیست کریتوس سری به آن‌جا بزند! دوارف‌ها استاد فلزکاری هستند. دو نفر از اعضای آن‌ها به نام‌های بروک و ایتری هدایای خارق‌العاده‌ای برای خدایان ساخته‌اند. به طور مثال بزرگترین کشتی دنیا که متعلق به فریر بود و همچنین گراز طلایی به دست این دو ساخته شد. آن‌ها مهم‌ترین دارایی‌های اودین، همان حلقه طلایی و آن نیزه قدرتمند را خلق کردند. برای سیف، همسر ثور، کلاه گیس طلایی و در نهایت برای ثور، چکش بی‌نهایت قدرتمندش را خلق کردند. همچنین آن ریسمان‌های ابریشمی که فنریر، گرگ عظیم‌الجثه را با آن به بند کشیدند، توسط این نژاد ساخته شده است. هل‌هایم «Helheim» هل‌هایم پایین‌ترین طبقه درخت جهان و قلمرو دنیای مردگان است. هوای گرگ و میش همیشگی آن و حضور ارواح انسان‌های فانی و خدایان شاید جذاب‌ترین بخش برای حضور کریتوس باشد. این بخش نه سمتی برای موجودات و مخلوقین شیطانی است و نه از خدایان فرمان‌برداری می‌کند. به علت موقعیت مکانی هل‌هایم، حتی خدایان نیز بعد از مرگ قادر به ترک این مکان نیستند. افرادی که به علت ترس، گناه و مریضی جان خود را از دست می‌دهند، به هل‌هایم منتقل می‌شوند و افراد شجاع نیز به والهالا سفر می‌کنند. هل‌هایم توسط ملکه‌ای به نام هل، دختر لوکی اداره می‌شود و قدرت او در این مکان بسیار زیاد است. این مکان تاریک، خاکستری، تهی و غم‌افزا است. نیفل‌هایم «Niflheim» نیفل‌هایم که به معنای قلمرویی از مِه است، به عنوان یکی مه‌آلودترین، تاریک‌ترین و سردترین بخش‌های درخت دنیا شناخته می‌شود. این مکان با سرما و تاریکی بی‌پایان خود، یک قلمرو تلخ از رسوایی‌ها، شیطان‌ها، مردگان، ارواح فانی انسان‌های بد اندیش و بسیاری از مخلوقات ترسناک است. از نیفل‌هایم در کیهان‌شناسی نورس، به عنوان مکانی فوق‌العاده سرد با شب‌های بی‌پایان یاد شده است. ارواح در این مکان سخت‌ترین بلاها سرشان می‌آید و همیشه در حال شکنجه شدن هستند. نیفل‌هایم خانه سابق غول عظیم یمیر و خالق تمامی غول‌های دیگر بوده است. در برخی منابع، نیفل‌هایم و هل‌هایم را یک دنیای واحد در درخت جهان می‌دانند. چرا که هل، الهه مرگ در این قلمرو نیز حکومت می‌کند. همچنین گفته شده که اژدهای عظیم‌الجثه نیدهاگ که در اعماق ریشه‌های درخت جهان زندگی می‌کند، محافظ نیفل‌هایم نیز به شمار می‌رود. موسپل‌هایم «Muspelheim» برخلاف دو دنیای زیرین دیگر، موسپل‌هایم قلمرویی از آتش سوزان و بی‌پایان است. این مکان سکونت‌گاه نژاد جنگجوی خطرناکی به نام اهریمن‌های آتش است. همچنین غول‌هایی از جنس آتش نیز در این مکان زندگی می‌کنند. اما بدترین کابوس این منطقه، وجود غولی به نام سورت است. این غول از هر موجود دیگری در دنیا قوی‌تر است و حاکم موسپل‌هایم شناخته می‌شود. سورت، آخرین موجودی است که در نبرد راگناروک درخت جهان را توسط شمشیر خود به کلی به آتش می‌کشد و هیچ از آن باقی نمی‌گذارد. از حالا نمی‌توان گفت کریتوس در سری جدید God of War به کدام یک از این دنیاها قدم خواهد گذاشت، بر خلاف سرگذشت و داستان خدایان نورس که نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم استودیو سانتا مونیکا آن را جز به جز و دقیق پیاده کند، اما می‌توان انتظار داشت که آن‌ها به ۹ دنیای بازی پایبند باشند و توسط کریتوس به این مکان‌ها برویم. منبع : زومجی
  6. پیش نمایش بازی God of War

    کم کم صدای قدم‌های کریتوس شنیده می‌شود. پس با زومجی همراه باشید تا قبل از رسیدنش، نگاهی کوتاه به اطلاعات بازی God of War داشته باشیم و خود را برای انتشار یکی از مهم‌ترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ آماده کنیم. مجموعه بازی‌های کمی وجود دارند.. نه، بگذارید اینطوری بگم، قهرمان‌های کمی در بازی‌های ویدیویی وجود دارند که آنقدر محبوب و بزرگ باشند تا بتوانند سالیان سال باعث رشد یک مجموعه بازی شوند. مجموعه بازی‌های کمی وجود دارند که این شانس را داشته باشند تا بتوانند سه نسل از کنسول‌ها را پشت سر بگذارند و همچنان با معرفی یک نسخه جدید از آن، نفس‌مان بند بیاید. از آن مهم‌تر، استودیوهای بازی‌سازی کمی وجود دارند که ناشر، بازیکنان و طرفداران قدیمی یک مجموعه بتوانند روی آن‌ها آن‌قدر حساب باز کنند که با خیال راحت ریسک‌های بزرگی روی اثر محبوب‌شان انجام دهند و آن را متحول کنند. اما بعد از همه این‌ها، تنها یک God of War وجود دارد و تعداد انگشت شماری از این نوع بازی‌ها هستند که کاراکتری برجسته، جذاب و هیجان‌انگیز مثل کریتوس داشته باشند. آیا نسخه چهارم از سری اصلی مجموعه God of War صحت این مقدمه را اثبات خواهد کرد؟ یا کل کارنامه این مجموعه را خط خطی می‌کند؟ نمی‌دانم از زمانی که نسخه جدید بازی God of War معرفی شد، هنوز هم زمانی که نام کریتوس می‌آید، آن کچل وحشی بی‌رحم را به یاد می‌آورید یا این که به سرعت یک مرد مسن و جا افتاده که سعی دارد خشم خود را کنترل کند در ذهن‌تان نقش می‌بندد. اما دیگر باید بدانید که این کریتوس، آن کریتوس سابق نیست. پس از وقایع God of War 3، کریتوس تبدیل به شخصی سرگردان شد. چه در دنیای بازی، چه در صنعت بازی و چه در بین طرفدارانش. او چه شد؟ چه بلایی سرش آمد؟ نمی‌دانیم، اما خوشبختانه دیگر خبری از یونان نیست و کریتوس طی اتفاقاتی نامعلوم، پا به دنیای ناآشنای نورس گذاشت و بهتر است بگوییم، دنیایی به مراتب جادویی‌تر از یونان. در این بین، او با زنی مرموز آشنا شد و صاحب یک فرزند شدند. یک پسر که نه از گذشته پدرش خبر دارد و نه می‌داند که خودش هم پتانسیل تبدیل شدن به یک خدای خشمگین را دارد. همه چیز در مورد بازی پیچیده است و خوشبختانه سانتا مونیکا و کارگردانش از زمان معرفی بازی تا امروز، سعی نکردند چیز زیادی از داستان بازی را روی سفره بچینند. آن‌ها صبر کردند تا غذای اصلی آماده شود و بازیکنان خودشان به سراغش بروند و دلی از عزا درآورند. حال اینکه این غذا چقدر خوشمزه باشد و باب میل طرفداران، باید چند روز دیگر صبر کنیم. روزی روزگاری، اسم کریتوس که می‌آمد، جلوی چشم‌مان شخصیتی آتشین شکل می‌گرفت، اما حالا با این تغییرات عجیب، همه چیز حسی آرام‌ و ملایم و حتی حسی در بر گرفته با احساسات دارد. اینکه حالا او یک پسر دارد که دست به هر کاری می‌زند تا اجازه ندهد راه گذشته خود در یونان را ادامه دهد، تبدیل به یک بار احساسی در بازی شده است. اما خود سانتا مونیکا هم می‌داند که اگر کریتوس تبدیل به شخصی مانند جول در The Last of Us شود، اگر آن ویژگی‌های نابش را که کل سری God of War روی آن سوار بود از او بگیرند، اوضاع جالبی شکل نخواهد گرفت. جول در بازی The Last of Us بی‌نظیر بود، اما کریتوسی که در یک بازی God of War شبیه به جول باشد، چندان هیجان انگیز نیست و هم گذشته این شخصیت را خراب و هم کارنامه God of War را خدشه دار می‌کند. خب سازندگان هم سعی نکرده‌اند کل ویژگی‌های کریتوس را با یک پاک کن پاک کنند و پس مانده‌های پاک کن را با دست تمیز کنند. در عوض، کوری بارلوگ، کارگردان بازی، تنها با قرار دادن یک پسر و ایجاد باری احساسی، از آن به عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های نسخه جدید بازی بهره برده است. اما چگونه؟ کریتوس یک نیمه خدا است؛ خدایی که فضل و بخشش نداشت و هر کسی را سر راهش بود می‌کشت. حالا تمام خشونت‌هایی که درون او شعله‌ور بود، تبدیل به عوارض جانبی شده‌اند؛ تبدیل به یک سوختگی همیشگی که باید با آن دست و پنجه نرم کند تا دوباره زبانه نکشد. به قول کوری بارلوگ، عوارض جانبی کریتوس که باید همیشه آن را تحمل کند، آثار به جا مانده از طوفانی باورنکردنی از قدرت درون روح و جسمش است. شاید در گذشته و سری‌های قبل، این قدرت بی حد و مرز او همیشه با کشتن و از بین بردن و تخریب کنترل می‌شد، اما حالا کریتوس باید آن را درون خود، در زندگی‌اش و در تمام لحظاتی که پشت سر می‌گذارد همراه خود داشته باشد. حالا این موضوع به یکی از موارد اصلی نسخه جدید تبدیل شده است؛ کریتوس باید راهی برای کنترل این قدرت پیدا کند و این دقیقا همان بار احساسی سنگینی است که بازی رویش سوار شده است. اما در کنار آن، کریتوس باید با غیر منتظره‌ترین اتفاقی که در ذهن هیچ یک از طرفداران نمی‌گنجید کنار بیاید؛ وجود یک پسر بچه به نام اترئوس. همانطور که می‌دانید، کریتوس قبل از اینکه به یک خدا تبدیل شود، یک اسپارتان بود و در نبردهای مختلف افراد زیادی پشت سر او صف‌آرایی می‌کردند. حال کریتوس با آن خوی تند و بدخلقش، باید پسر کوچکش را تربیت کند. او شبیه هیچ پدری در دنیای بازی‌ها نیست. با این که بازی از عناصر بی‌نظیر The Last of Us بهره برده، اما قصد ندارد آن بار احساسی که قلب تپنده اثر جاودانه ناتی داگ بود در بازی خودش قرار دهد. آن‌ها از این عناصر به روش خود سری God of War استفاده کرده‌اند. کریتوس خشن است و دوست ندارد برای تربیت پسرش روی لطیفی نشان دهد (اصلا بلد نیست). اما مسئله این است که کریتوس نه تنها باید خشمش را کنترل کند، نه تنها باید با گذشته‌اش کنار بیاید، حالا باید یک پسر نیمه خدا را هم بزرگ و تربیت کند. با این تفاسیر، دیگر خبری از داستان‌های بی‌مغز عصر یونان سری God of War نخواهد بود؛ در عصر نورس، همه چیز برای کریتوس پیچیده‌تر و صدالبته احساسی‌تر شده است. در ذهن کوری بارلوگ، ایجاد یک رابطه عجیب بین پدر و پسر، هدفی برای رستگاری کریتوس بود. کشتن خدایان و تمام کردن دوران ابرقدرت‌ها، برای کریتوس رستگاری حساب نمی‌شود و او را آرام نمی‌کند؛ اما انگار رستگاری او زمانی به وقوع می‌پیوندد که باید پسری را تربیت کند که مثل او بار نیاید، مثل او تبدیل به یک سلاح کشتار جمعی نشود. اما آیا می‌تواند؟ البته این تنها کریتوس نیست که باید راه جدیدی برای زندگی خود پیدا کند. در طول بازی، همیشه شاهد این خواهیم بود که اترئوس سعی دارد خودش را به پدرش ثابت کند. هرچند که طی اطلاعات منتشر شده در یکی دو سال اخیر، خبرها حاکی از این بود که این پسر در طول بازی مزاحمتی برای ما ایجاد نمی‌کند، اما به نظر می‌رسد اینطور هم نیست که دشمنان به کلی او را نبینند و جوری رفتار کنند که انگار وجود ندارد (اگر اینگونه بود که یک نکته منفی حساب می‌شد). اترئوس در برابر حمله‌های دشمنان مصون نیست و محتمل تهدید و خطر خواهد بود. این خطرها معمولا در برابر دشمنان معمولی رخ می‌دهند و آن گردن کلفت‌ها مستقیما به سراغ کریتوس می‌روند. بنابراین، هنگامی که دشمنان معمولی به سراغ اترئوس می‌روند، می‌توان به راحتی با مشت یا پرتاب تبر دخل آن‌ها را آورد و آترئوس را آزاد کرد. اما در کنار این موارد، اترئوس یک همراه عالی در مبارزات هم به حساب می‌آید. به طور مثال غول‌های بازی می‌توانند از هر شکل و سمت و جهتی به کریتوس حمله کنند، در این حین آترئوس با پرتاب تیر آن‌ها را گیج می‌کند تا این کریتوس باشد که از هر جهت و سمتی بتواند غول را له و لورده کند. از طرفی دیگر، با توجه به تغییر زاویه دوربین، گاهی آترئوس می‌تواند شما را از دشمنان دور و برتان مطلع کند. لازم به ذکر است که قرار نیست تیرهای او جنبه ظاهری داشته باشند، او واقعا می‌تواند به دشمنان صدمه بزند اما نه به میزان چشمگیر. از طرفی دیگر شاید این حرف برای‌تان عجیب باشد، اما از نگاه بارلوگ، آترئوس نسبت به سنش، از برخی جهات شخصی باهوش‌تر از کریتوس است. او زبان نورس‌ها را از کریتوس سریع‌تر یاد گرفته و به راحتی می‌تواند متن‌ها و تصاویر باستانی را برای کریتوس تفسیر کند و حتی زبان مار عظیم‌الجثه نورس یعنی یورمونگاند را برای کریتوس ترجمه کند. یک جورهایی، سازنده بازی سعی کرده تا کریتوس هم به حضور پسرش نیاز داشته باشد. در بازی پر است از نشانه‌ها و حروف‌های که کریتوس نمی‌داند چیست، پر از کاراکترها و موجوداتی است که کریتوس نمی‌داند چه می‌گویند و حتی پر است از طرح‌ها و نقاشی‌های باستانی که کریتوس از آن‌ها سر در نمی‌آورد. بنابراین اینجا نقش این پسر کوچک پررنگ‌تر می‌شود و با تفسیر و ترجمه آن‌ها، کریتوس آگاهی و دانش لازم را در دنیای بازی به دست می‌آورد؛ دنیای عجیب و جادویی نورس. البته شاید با خود بگویید تمامی نمایش‌های بازی، دنیایی برفی و به نوعی یکنواخت را به ما نشان داده‌ است و شاید این موضوع تبدیل به نکته‌ای منفی در بازی شود. اما این دنیای بازی فقط منحصر به مکان‌های برفی و کوهستانی و جنگل‌های سرد و خشک نیست که در طول نمایش‌های بازی دیدیم، بلکه طبق گفته افرادی که بازی را تجربه کرده‌اند، God of War 4 بسیار وسیع‌تر از این حرف‌ها است. دنیای بازی رنگارنگ‌تر از نمایش‌هایی که تا به حال دیده‌ایم خواهد بود و آن چاشنی خدایان افسانه‌‌ای، اسطوره‌ها و میتولوژی که God of War را همیشه با عطر و بوی‌شان می‌شناسیم، سر جای خود باقی مانده‌اند؛ پس حداقل تا زمان انتشار و تجربه آن نباید نگران این موضوع باشیم. در طول ساخت بازی، سانتامونیکا دائما در حال محاسبه، پرس و جو و دست و پنجه نرم کردن با چالش‌هایی بود تا بتواند بین بازیکنان قدیمی و بازیکنان جدید بالانس ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین تغییراتی که دائما به چشم می‌خورد و خیلی از افرادی هم که بازی را تجربه کردند در مورد آن نظرهای ضد و نقضی داشتند، دوربین بازی است؛ دوربین بازی مهم‌ترین تغییرات را در God of War جدید ایجاد کرده است. رها کردن آن دوربین ثابت و تغییر آن به دوربین بالای شانه، باعث شد تا همه چیز به نگاه ما نزدیک‌تر شود. با این اتفاق دیگر خبری از آن صحنه‌های پرجمعیت تماشایی نیست و به همه چیز کنترل راحتی نخواهید داشت، اما خب در عوض این بار دید ما نسبت به دنیای بازی و نسبت به دشمنان در هنگام مبارزات تبدیل به یک نقطه قوت شده و طبق گفته‌ها، حتی نبردها خشن‌تر به نظر می‌رسند. این مورد نه تنها در مبارزات تاثیر گذاشته بلکه شما از این زاویه قرار است کریتوسی عضلانی‌تر یا بهتر بگویم، هیولایی‌تر را همراهی کنید. مخصوصا اگر نمایش‌های اخیر بازی را دیده باشید، متوجه انیمیشن بی‌نظیر عضله‌های او خواهید شد. آن طور که پیدا است، نزدیک شدن دوربین باعث شده تا آن سنگینی همیشگی کریتوس را برجسته‌تر از همیشه در بازی حس کنیم. البته فقط جنبه ظاهری و خشونت نیست، بلکه طبق وعده سازندگان، باید مبارزات را با استراتژی پیش برد. خب تغییر در دوربین باعث چه اتفاقات دیگری شد؟ خدانگهدار تیغه‌های آشوب! خداحافظ کریتوسی که می‌توانستی بِپری و خیلی راحت از در و دیوار بالا بروی. اگر قرار بود Blade of Chaos یا قابلیت‌هایی نظیر پریدن در بازی حفظ شود، دوربین باید بسیار عقب‌تر از چیزی که امروز در بازی شاهد آن هستیم قرار می‌گرفت و سازندگان این را نمی‌خواستند. آن‌ها المان‌های جدیدی می‌خواستند. تیم سازنده قصد نداشت المان‌های کهنه و تکراری را در بازی حفظ کند. اگر Blade of chaos سر جای خود باقی می‌ماند، مبارزات باز هم تکراری می‌شد و شما باید در دنیای نورس ۲۰ ۳۰ ساعت فقط پشت سر هم مربع مربع مثلث را فشار می‌دادید تا کریتوس هم کار خودش را بکند، دشمنان به راحتی کشته شوند و هیچ چالشی هم برای شما باقی نماند. اما به گفته بارلوگ، سخت‌ترین کاری که او در طول ساخت بازی انجام داد، رها کردن Baldes of Chaos نبود، او زمانی که قابلیت‌های لوایتن، همان تبر عجیب کریتوس را دید، این که چه ضربات متنوعی با آن پیاده شد، پرتاب کردنش، یخ بستن دشمنان و چندین و چند مورد دیگر، با این اسلحه کنار آمد و حتی عاشقش شد. اما سخت‌ترین موردی که تیم در طول بازی با آن دست و پنجه نرم می‌کردند، حذف قابلیت پریدن بود. عدم پریدن به معنای کنار گذاشتن حالت پلتفرمینگ بازی بود و در نتیجه در صحنه‌های مختلف، دیگر خبری از آن ورجه و ورجه‌های کریتوس نبود. اما خوشبختانه افرادی که بازی را تجربه کرده‌اند،‌ نظرشان این بود که بازی حسی کاملا متفاوت نسبت به نسخه‌های قبل به خود گرفته است، اما نه از راه بد و خسته کننده، بلکه بازی جذاب و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد؛ حداقل آن دو سه ساعتی که بازی را تجربه کرده‌اند. آن طور که پیدا است، جنبه‌های مثبت نزدیک شدن دوربین، وزنه سنگین‌تری نسبت به جنبه‌های منفی آن داشته است. مبارزات از نزدیک دنبال می‌شوند، اما خشن و خونین همانند گذاشته، ضربات سنگین و سبک نقش مهم‌تری به خود گرفته‌اند و از همه مهم‌تر، دیگر همانند گذشته که دورتان بسیار شلوغ می‌شد و با بلید‌ها به راحتی همه را نابود می‌کردید، این بار باید با استراتژی خاص خود جمعیت دشمنان را کنترل کنید. هرچند برخی‌ها دوربین بازی را همانند گذشته هیجان‌انگیز توصیف نکرده‌اند و تا این جای کار بازی نتوانسته آن حس باشکوه و نفس‌گیر را داشته باشد، اما به نظر می‌رسد به بدنه کلی بازی ضربه نخورده است. در نهایت، تمام منتقدانی که پیش‌نمایش بازی را تجربه کرده‌‌اند، از سیستم جدید مبارزات و تبر کریتوس لذت برده‌اند. آیا عاشقان این سری هم از این تغییرات لذت خواهند برد؟ بارها ثابت شده که نظر بازیکنان می‌تواند برعکس نظر منتقدین باشد. اما اینکه ما هم از این تغییرات ۱۸۰ درجه‌ای لذت ببریم یا خیر، باید صبر کرد. مساله‌ای که در مورد مبارزات وجود دارد و پیش از این هم در موردش صحبت کردیم این است که در نسخه جدید نبردها حالتی ماموریت گونه دارند؛ خودمانی تر بگویم، کریتوس سرش را پایین نمی‌اندازد تا دشمنان را مانند خمیر بازی له کند، بلکه اوضاع باید حساب‌ شده‌تر پیش برود. حتی دشمنان اطراف را نمی‌توانید کامل ببینید، مخصوصا که اگر پشت یا کناره‌های کریتوس قرار گرفته باشند. شما باید شرایط محیط، تعداد دشمنان و حتی نژاد دشمنان را در شرایط شلوغ بسنجید، آن دشمنی که ابتدا باید از بین ببرید را بشناسید و کاملا آگاهانه کار را پیش ببرید. البته این یک پیشنمایش است و حرف‌های من تماما برداشتی از روی صحبت‌های سازندگان است. علاوه بر مبارزه‌ها، بازی عناصر نقش‌آفرینی را هم در خود جای داده است. یکی از این موارد، آپگرید کردن است و مهم‌ترین بخش آپگرید‌های بازی مربوط به تبر خواهد بود. در بازی Runeهایی وجود دارد که با اضافه کردن آن‌ها به تبر، قابلیت‌های جدیدی توسط آن قابل انجام خواهد بود. همچنین علاوه بر قابلیت‌ها، تبر را می‌توان از نظر قدرت ضربات، دفاع و المان‌های جذاب دیگر آپگرید کرد. این کار در بازی توسط یک آهنگر انجام خواهد شد؛ یک دورف به نام Brok. همچنین او این قابلیت را دارد که برای کریتوس و اتریئوس زره بسازد که باعث ایجاد ظاهری جدید برای این دو کاراکتر خواهد شد که البته تنها جنبه تجملاتی نخواهند داشت و دارای قابلیت‌های دفاعی و دیگر موارد مختلفی خواهند بود. البته این تنها تبر شما نیست که باید ارتقا پیدا کند، بلکه بروک باید کمان آتریئوس هم ارتقا دهد. تمامی این موارد با پیدا کردن آیتم‌های مختلف در هنگام سفر و جمع‌آوری آن‌ها قابل انجام خواهد بود. البته دنیای بازی بزرگ است و مشخص نیست که بروک چگونه قرار است همیشه در دسترس باشد. شاید در مناطق دیگر با برادر بزرگ‌تر او که سیندری نام دارد ملاقات کنیم. اما در کل، برای صدهزارمین بار هم بگویم، این God of War، دیگر آن God of War گذشته نیست. هرچند که از گوشه و کنار و افرادی که بازی را تجربه کرده‌اند می‌توان اینگونه برداشت کرد که بازی یک شاهکار است، اما هنوز باید گفت که گاد آو وار، در لبه تیغ قرار دارد. ممکن است بازیکنان تازه‌کار و آن‌هایی که زیاد کریتوس قدیمی را نمی‌شناسند از بازی لذت ببرند و در عین حال آن عاشقان خدای جنگ نتوانند ذره‌ای این کریتوس جدید را تحمل کنند. یا شاید هم همه عاشق این نسخه جدید شوند. چیزی تا تجربه بازی توسط خود ما باقی نمانده است. داستانی کوتاه، جایی پیش از حضور کریتوس در نورس داستانی از زمان‌های دور را بخوانید، جایی که همه چیز آغاز شد؛ داستان اولین نبرد بزرگ. و برای آشنایی با خدایان نوس به مقاله ای در انجمن خبر با نام GOW GODS مراجعه کنید سال‌های سال، میان دو دسته از خدایان نورس درگیری و ستیز وجود داشت. دسته اول خدایان شجاع و تنومندی به نام «آسیرها» بودند و دسته دوم، خدایانی به نام «ونیر» که به‌خاطر ارتباط‌شان با طبیعت و جادو شناخته می‌شدند. در راس خدایان ونیر، فریر قرار داشت، یکی از خردمند‌ترین خدایان که سعی داشت با سیاست بین دو دسته خدایان، آرامش ایجاد کند. او بین قلمروها سفر می‌کرد تا به خدایان آسیر روش کاشت و برداشت محصولات را با مشایعت سحر یاد دهد تا بتوانند تمامی ساکنین آسگارد را سیر کنند. اما طولی نگذشت که خدایان آسیر، گرفتار افسون‌های فریر شدند و از قدرتی که او داشت مورد خشم قرار گرفتند. هر جادویی مشکلات خودش را دارد و هر مشکلاتی، نتایج ناخوشایندی به وجود می‌آورد، این اتفاق رفته رفته با حضور فریر در قلمروی اسیرها شکل گرفت و در پی سحر و جادوهای استفاده شده از سوی فریر، اوضاع ناخوشایندی شکل گرفت. با وجود اینکه فریر برای کاشت و برداشت محصولات به آن‌ها کمک کرده بود، اما با شکل گرفتن مشکلات، خدایان آسگارد، فریر را مقصر می‌دانستند. آن‌ها از جادوی غیر قابل پیشبینی فریر که بر سرزمین‌شان خوانده بود عصبانی بودند و حال، آن شخصی که در راس قدرت خدایان آسیر قرار داشت، به سربازانش دستور داد تا فریر را به قتل برسانند. اما فریر، خدای ونیر، به این راحتی‌‌ها کارش تمام نمی‌شد. او فرار کرد و به قلمرو خدایان ونیرها بازگشت؛ به ونهایم. خانواده او، چنین خشم عجیبی از سوی آسیرها را باور نداشتند. پس آن‌ها قسم خوردند تا از خدایان آسگارد انتقام بگیرند. به این ترتیب، اولین نبرد و وحشیانه‌ترین جنگ بین خدایان نورس شکل گرفت. نبرد بین دو دسته از خدایان آغاز شد و برای قرن‌ها طول کشید. اودین، بزرگ‌ترین خدای آسیرها، عظیم‌ترین ارتش در آن روزگار را گردهم آورد و به سمت قلمرو ونیرها یعنی وانهایم حمله‌ور شد. ترس و وحشت تمامی ونهایم را فرا گرفته بود. اودین، خدای خدایان، در هیچ جنگی شکست نخورد. اما ارتش اودین، با قدم گذاشتن به قلمرو وانهایم با چیزی رو به رو شدند که تا به حال ندیده بودند؛ جادوهای عجیب و غریب خدایان ونیر. این جادوی عظیم، عواقب عظیمی را هم بر سر هر دو خدایان آورد؛ آنقدر عظیم که نیروها و خدایان آسیر عقب نشینی کردند و اودین شکست خورد؛ اما هیچ کدام از این دو دسته، به پیروزی نرسیدند و باز هم به بن بست خوردند. حال که هر دو گروه شکست خوردند و دنیای نورس به خاطر این جنگ عظیم در حال نابودی بود، باید راهی تازه‌ را پیش می‌گرفتند؛ راهی که تا پیش از این آن را غیر ممکن می‌دانستند و آن راه چیزی نبود جز مصالحه و سازش. بنابراین آن‌ها به سراغ داناترین شخص موجود در نورس رفتند. آن شخص کسی نبود جز «میمیر». او قاضی میان دو گروه شد و برای ایجاد صلح بین آن‌ها، پیشنهاد جالبی مطرح کرد؛ ازدواج فریا، خواهر فریر با اودین پادشاه خدایان. فریا، یکی از زیباترین خدایان نورس بود و اودین نمی‌توانست چنین پیشنهادی را رد کند. اما فریا هرگز راضی نبود. چرا که اودین سعی کرده بود خانه، خانواده و هر آن چه را که فریا عاشقش بود نابود کند. از همه مهم‌تر، او قصد داشت برادرش را به قتل برساند. اما ازدواج او با اودین منجر به صلح بین دو قلمرو می‌شد و به همین دلیل با این کار موافقت کرد. هر چند که به راحتی نمی‌توانست در کنار اودین و در میان خدایان آسگارد زندگی خوبی داشته باشد و تمامی لبخند‌های او دروغین بود. اما به هر حال، با این وصلت صلح و شادی در میان دو قلمرو شکل گرفته بود و دیگر خبری از نبردهای خونین نبود. اودین عاشق همسر زیبایش شده بود. صلح سرتاسر دنیای نورس را فرا گرفت. اوایل زندگی مشترک برای فریا آنقدر‌ها هم بد نبود. او حتی به همسرش اودین برخی از جادوها را یاد داد. با اینکه او دلتنگ قلمرو خود در میان خدایان ونیر شده بود، اما او صلح را در میان دنیای نورس برقرار کرده بود. اما در ذهن اودین، صلحی وجود نداشت. او نبرد راگناروک، نبرد پایان دوران‌ها را غریب الوقوع می‌دانست. او ادعا داشت که غول‌ها در نبرد راگناروک انتظارش را می‌کشند. اصرار داشت که با کشتن نژاد jötnar (دسته‌ای از غول‌های بسیار عظیم‌الجثه) می‌تواند این آخر‌الزمان خونین را متوقف کند. اما او حالا آگاه‌تر و باهوش‌تر بود. دیگر اشتباهی که در زمان جنگ میان دو خدایان را انجام داد تکرار نخواهد کرد و ارتش عظیمی از مردمانش را به کام مرگ نخواهد کشاند. به جای این کار، اودین دو تن از بزرگ‌ترین آهنگران تمامی قلمروها را به خدمت گرفت. دو برادر از نژاد دورف‌ها به نام‌های بروک و سیندری. وظیفه آن‌ها ساخت اسلحه‌ای با قدرت تخریب غیر قابل توصیف بود. اسم این اسلحه، میولنیر بود، چکشی با قدرت وحشتناک که آن را به پسرش «ثور» اهدا کرد. اودین به ثور دستور داد تا هر غولی را که سر راهش می‌بیند از بین ببرد. ثور که عاشق قدرت بود، این دستور را با کمال میل پذیرفت. اما در این بین، فریا موافق نبود. او متوقف کردن راگنانورک را در قتل عام خونین غول‌ها نمی‌دید. بنابراین او با اودین درگیر شد تا متوقفش کند و تهدیدش کرد که اگر از این کار دست بر ندارد، او را ترک می‌کند و به وانهایم باز‌میگردد؛ حتی اگر این کار باز هم منجر به کشته شدن هزاران نفر شود. فریا با طرد شدن از سرزمینش، حالا به دنبال فردی تنومند و شجاع است؛ کسی که در برابر قدرت اودین و زیردست‌هایش حرفی برای گفتن داشته باشد حال فریا دیگر در ازگارد جایی نداشت. او تصمیم به فرار از دروازه‌های بزرگ ازگارد گرفت، اما اودین او را دید. او عاجزانه از اودین خواست تا رهایش کند و به سرزمینش بازگردد و مردمش را تنها بگذارد. اما این دیگر آن اودین سابق نبود. او عقلانیت و خوش‌فکریش را از دست داده بود. اودین با جادوهایی که از فریا آموخته بود، به خود فریا حمله‌ور شد. فریا فکر می‌کرد آموختن این جادوها به همسرش تنها جنبه سرگرمی دارد. اما اودین باهوش‌تر از این حرف‌ها بود. او با جادویی که آموخته بود، شروع به مطالعه کرد و به جادوی منحصر به فرد خودش دست پیدا کرده بود. او با قدرتش، نه تنها فریا را از آسگارد بیرون انداخت، بلکه حتی با گرفتن برخی از قدرت‌هایش، نبرد و جنگ را برای فریا ممنوع کرد؛ تا جایی که فریا حتی قادر به دفاع از خود نبود. فریا سعی داشت در برابر اودین ایستادگی کند، اما هر بار که از جادویی استفاده می‌کرد، به خودش آسیب می‌رسید. آنقدر آسیب دید که کاری نمی‌توانست بکند، چشمانش تار می‌دید و سپس همه چیز تاریک شد. وقتی چشمانش را باز کرد، فریا خودش را بسیار دورتر از اودین و قلمرویش دید. از آن بیشتر، او بسیار ناامید بود. او حالا مطمئن بود که نبردی دیگر در راه است. میان دو قلمروی خدایان جنگ خونین دیگری در راه بود. حالا که اسیر‌ها قدرت جادوی ونیرها را بلد بودند، حالا که آن‌ها قدرتمندترین سلاح دنیای نورس یعنی میولنیر را در اختیار داشتند، حالا پایان زندگی مشترک فریا و اودین، به معنای پایان زندگی تمامی خدایان و مردمان ونیر بود. حالا فریا تنها یک راه داشت. پناه بردن به شخصی شجاع که بتواند کاری را که از دستش برنمی‌آمد به جایش به پایان برساند؛ بازگرداندن تعادل و صلح به سرزمین نورس؛ او به قدرت کسی در حد و اندازه کریتوس نیاز داشت. پس می توان گفت دشمن کریتوس اودین است اما بنا به افسانه ی نورس اودین در نبردی با یک گرگ به قتل رسیده است. منبع : زومجی
  7. God of war 1-5_.jpg

  8. God of war 1-2.jpg

  9. God of war 1-4.jpg

  10. God of war 2-1.jpg

  11. God of war 1-0.jpg

  12. God-Of-War-1-PS2