جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'لوکیشن‌های رزیدنت اویل'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار
  • دیس‌آنرد
  • تکن
  • ماوراء: دو روح
  • دیترویت بیکام هیومن
  • مافیا
  • PES
  • فیفا

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Detroit: Become Human انجمن دیترویت بیکام هیومن
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

18 نتیجه پیدا شد

  1. خانه مهمان

    خانه مهمان (Guest House) یکی از ساختمان ها در املاک بیکر بود که خانواده بیکر از آن خانه برای پذیرایی از مهمان ها استفاده میکردند. منظور از خانه روح زده دولوی (Dulvey Haunted House) در اصل به خانه مهمان و درحالت کلی به کل املاک بیکرها گفته میشود. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه بعد از یک طوفان سهمگین در اواخر 2014 خانواده بیکر مفقود شدند و خانه مهمان هم رها شد. در سال بعد هم دیده شدن گاه و بی گاه و عجیب بیکرها باعث شد تا بومیان محلی فکر کنند که بیکرها و خانه شان روح زده شده است. سور گیتورز که یک گروه مستندسازی بود و کارشان ساخت مستند از خانه های روح زده بود به اینجا تمایل پیدا کردند. و آنها هم مثل بسیاری از توریست ها و افراد دیگر که در اطراف املاک ناپدید میشدند پیوستند. وقتی ایتن وینترز پیامی از همسر مفقود شده اش یعنی میا گرفت به دولوی رفت و برای وارد شدن به خانه روح زده از ساختمان خانه مهمان وارد میشود. خانه از یک راهرو آشپزخانه و چند اتاق تشکیل شده که همه چیز به نظر دست نخورده اند و غذاها و ظرفها سالها همین طور سر جایشان مانده اند. ایتن راه مخفی به زیرزمین خانه پیدا میکند و اجسادی را خواهد دید. تا اینکه به اتاقی میرسد که میا داخلش زندانی شده و او را بیرون میآورد. میا رفتار عجیبی دارد و در حین فرارشان مفقود میشود. مدتی بعد شخصی به ایتن میگوید که باید میا را فراموش کند و هر چه سریع تر از اتاق زیر شیروانی در خانه مهمان متواری شود. بع از این میا که کاملا روانی شده بود با چاقو به ایتن حمله ور میشود. این دو نفر یک بار دیگر هم در اتاق زیر شیروانی درگیر میشوند تا اینکه جک بیکر ایتن را بیهوش میکند و آنها را به خانه اصلی میبرد. در اواخر بازی هم وقتی که ایتن از معدن نمک برمیگشت دوباره وارد خانه مهمان میشود. و اینجا با اولین مواجه میشود.اولین سعی داشت تا ایتن را با نفوذ به ذهنش دیوانه کند ولی موفق نبود و در انتها نیز ایتن سرنگ نکروتوکسین را به اولین تزریق میکند. این کار ایتن باعث میشود که اولین جهش پیدا کند و او به قدری بزرگ مشود که کل ساختمان خانه مهمانها را تخریب و از سقفش بیرون میزند. منابع Guest House در رزیدنت اویل ویکی
  2. دولوی، لوییزیانا

    دولوی (Dulvey) یک شهر خیالی در ایالت جنوبی لوییزیانا در آمریکا است. خانه روح زده دولوی در این شهر وجود دارد که یک مزرعه و املاک بزرگ و متروکه بسیار قدیمی است و گزارش شده که اشباح در آن حضور دارند. دولوی یک روزنامه محلی به نام The Dulvey Daily دارد که آلیسا آشکرافت در آن مطلب مینویسد. املاک بیکر که محل اصلی بازی رزیدنت اویل 7: بایوهازارد هم هست نیز در این شهر قرار گرفته و ایتن وینترز وارد آن میشود. محتویات منابع منابع Dulvey Parish, Louisiana در رزیدنت اویل ویکی
  3. املاک بیکر

    املاک یا مرتع خانواده بیکر (انگلیسی: The Baker family ranch) یک ملک بسیار بزرگ در دولوی، لوئیزیانا بود که مالک آن خانواده بیکر بودند. این یک املاک بزرگ با چند ساختمان بود و بیکرها غیر از اینکه در آنجا ساکن بودند بلکه گاو و اسب هم پرورش می دادند. در نزدیکی این املاک هم یک معدن نمک هست که مدت ها قبل خشک شده است. غیر از عمارت بزرگ مسکونی و خانه های قدیمی تر انبارهای بزرگ، گلخانه بزرگ و ساختمان های دیگر نیز جزو املاک هستند. محتویات خانه اصلی خانه قدیمی انبارها خانه قایق ها خانه مهمان منابع خانه اصلی خانه اصلی (Main House) املاک مثل یک عمارت خیلی بزرگ بود که شامل دو طبقه اصلی و زیرزمین، اتاق های زیر شیروانی، اتاق های مخفی، گاراژ و راه هایی برای ارتباط با سایر قسمت های املاک مثل خانه های قدیمی، قایق ها و انبارها و... هم دارد. خانه قدیمی (Old House) اینجا قبلا خانه اصلی بیکرها بوده که بسیار قدیمی می باشند و بعد از طوفان شدید سال ۲۰۱۴ تا حد زیادی هم تخریب شدند. وقتی اولین بیکرها را فاسد کرد خانم بیکر اینجا را استفاده کرد تا حشراتش را رشد بدهد. انبارها انبارها (Barn) را بیکرها برای نگه داشتن اسب و گاو استفاده میکردند. بعد از آمدن اولین لوکاس اینجا را به مارپیچ ها و محل هایی پر از تله تبدیل کرد تا مهمان ها را مورد آزمایش قرار دهد. خانه قایق ها (Boathouse) یک محل نگه داری قایق ها بود که البته بعد طوفان ۲۰۱۴ منهدم و نابود شد. خانه مهمان خانه مهمان (The guest house) ساختمانی است که بیکرها از مهمان هایشان پذیرایی میکردند. اینجا در نهایت توسط اولین نابود میشود. منابع Baker Ranch در رزیدنت اویل ویکیا
  4. راکون

    تغییر مسیر به شهر راکون
  5. جزیره سوشستوانی

    جزیره زابیتیژ (نام محلی: Zabytij Island) نام روسی: جزیره سوشستوانی (Sushestovanie Island) یک جزیره واقع در دریای بالتیک است که در گذشته توسط اتحاد شوروی اداره می‌شد و بیشتر مردم ساکن آن به زبان روسی سخن می‌گویند. این جزیره در قرن ۲۱ محلی برای فعالیت‌های شرکت آمبرلا و آلکس وسکر بود. محتویات جغرافیا تاریخچه جغرافیا این جزیره خیالی در دریای بالتیک واقع شده است و به دلیل مالکیت پیشین شوروی بر آن بیشتر ساکنان آن روس زبان بوده‌اند. محیط جزیره بیشتر کوهستانی و جنگلی است که از چندین شهرک، یک روستا و یک شهر به همراه برج رادیویی و مخابراتی تشکیل می‌شده است. همچنین یک زندان که توسط آلکس وسکر، به صورت پنهانی به عنوان یک آزمایشگاه استفاده می‌شد تا از زندانیان به عنوان نمونه‌های آزمایشگاهی برای آزمایش‌های وحشتناک استفاده شود. این جزیره یک روستای ماهیگیری کوچک را نیز در خود جای داده بود که از شهر اصلی کمی فاصله داشت. همچنین یک کارخانه پردازش گوشت و همچنین یک معدن از دیگر ویژگی‌های منطقه‌ای جزیره بوده است. تاریخچه این جزیره در میانه‌های قرن ۲۰ به دلیل صنایع معدنی یک جزیره ثروتمند و شاد بود اما پس از مدتی این صنعت دچار رکود شد و بیشتر مردم فقیر شدند. در آغاز قرن ۲۱، آلکس وسکر به جزیره آمد. او و همراهانش که کارمند آمبرلا بودند قصد استفاده از جزیره به عنوان محیطی مناسب برای تحقیقات پیرامون ویروس تی-فوبوس را داشتند؛ با این حال آلکس وانمود کرد که یک تاجر ثروتمند است و می‌تواند جزیره را به روزهای خوب گذشته برگرداند. او از این طریق توانست ساکنان را با خود همراه کند. پس از مدتی صنعت معدن دوباره باز و اقتصاد جزیره احیا شد. او مردم را تشویق کرد تا یک سال از خانواده‌های خود جدا شوند و در معدن کار کنند تا صنایع به سرغت رونق گیرد. افراد خارج شده هیچ‌گاه بازنمی‌گشتند چون توسط آلکس و افرادش به عنوان نمونه‌های آزمایشگاهی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. پس از مدتی ساکنان در ترس از آلکس و برج جزیره او زندگی می‌کردند. هرچند مردم ساکن در روستای ماهیگیری به دلیل فاصله با این برج و محل فعالیت‌های مرموز آلکس ترس کم‌تری داشتند. در سال ۲۰۱۰، آلکس به میزان مورد نیاز به نمونه‌های آزمایشگاهی دست پیدا کرد و روند توسعه پروژه ویروس تی-فوبوس تکمیل شد. او مخفیانه این ویروس را در بین ساکنان شیوع داد و در ادامه وانمود کرد که مشغول تهیه واکسن علیه این ویروس است. به همین منظور مچ‌بندهای مخصوصی به دست ساکنان جزیره نصب کرد.
  6. جزیره راکفورت

    جزیره راکفورت (انگلیسی: Rockfort Island) یک جزیره خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این جزیره، یک خشکی کوچک متعلق به شرکت آمبرلا است که در جنوب خط استوا و در اقیانوس جنوبی واقع شده است. شرکت آمبرلا از این جزیره به عنوان زندان برای مجرمین خود استفاده می‌کرد. این جزیره تا قبل از آنکه مورد استفاده آمبرلا واقع شود توسط گروهی از مردم اسپانیایی‌تبار اداره می‌شد، تا جایی که برخی از همین اسپانیایی‌ها در شرکت استخدام شدند و از آمبرلا خواستند تا در این جزیره نیز مقر خود را راه‌اندازی کند. یکی از این افراد رودریگو خوان راول بود. شرکت آمبرلا از طریق خاندان آشفورد وارد جزیره شد و پس از خریداری زمین‌ها، آلفرد آشفورد را در سال 1993 به عنوان نماینده خود در آن جزیره منصوب کرد. پس از حضور آلفرد در جزیره، او یک مرکز آموزشی و نظامی تاسیس کرد که بیشتر برای نیروهای USS شرکت استفاده می شد. از مشهورترین سربازان USS می‌توان به هانک اشاره کرد که در سال 1996 در این جزیره آموزش دید. در سال 1998، که دومینوی نابودی شرکت آمبرلا شروع شده بود، کریس ردفیلد به مقر مرکزی این شرکت در اروپا رفته بود تا مدارک بیشتری علیه آن جمع‌آوری کند. او در مورد حوادث پیرامون آمبرلا به خواهرش چیزی نگفت زیرا نمی‌خواست او را به خطر بندازد. با این حال پس از دو ماه کلر ردفیلد خودش به شهر راکون آمد تا برادرش را ملاقات کند. او در اداره پلیس متوجه شد که دیگر برادرش در شهر نیست و به اروپا رفته است. کلیر پس از فرار از شهر راکون به اروپا رفت ولی در مقر شرکت آمبرلا، توسط محافظان شرکت دستگیر شد. رودریگو خوان راول، خود شخصا کلیر را دستگیر و به عنوان زندانی به جزیره راکفورت آورد. اندک زمانی پس از ورود کلیر، جزیره هدف حملات هوایی آلبرت وسکر قرار گرفت. وسکر که پس از حوادث عمارت اسپنسر وانمود کرده بود که مرده است، نهایتا خود را آشکار کرد و به یکی از سنگرهای آمبرلا حمله کرد. هدف او از حمله به جزیره، به دست آوردن نمونه ویروس t-Veronica بود. این ویروس توسط آلکسیا آشفورد کشف شده بود. درجریان حملات هوایی وسکر، اپیدمی شیوع ویروس T بار دیگر اتفاق افتاد. این ویروس‌ها که در آزمایشگاه‌های راکفورت وجود داشت، پس از حملات به بیرون نشت کرد و به سرعت همه‌گیر شد. ویروس تی اکثر زندانیان، زندانبانان، مردم عادی و حتی مردگان در گور را به زامبی تبدیل کرد. در این شرایط کلیر ردفیلد و استیو برنساید دو زندانی بودند که قصد فرار از جزیره را داشتند. آلفرد آشفورد حاکم نظامی جزیره در این زمان به شدت پریشان شده بود و به کلیر و استیو اجازه فرار نمی‌داد؛ با این حال این دو بسیار مصمم بودند و درنهایت از جزیره با یک هواپیما فرار کردند. پس از فرار این دو، آلفرد باز هم به دنبالشان رفت. کریس ردفیلد در این زمان که از کلر باخبر شده بود به جزیره راکفورت رسید. او برای نجات کلیر وارد جزیره شد ولی در همان ابتدای کار با رودریگو خوان راول ملاقات کرد. رودریگو به کریس گفت که پس از نشت ویروس تی این جزیره نیز همانند شهر راکون به تباهی رسیده است، اما کلیر و استیو موفق شدند از جزیره فرار کنند. کریس با مطلع شدن از فرار کلیر، خودش نیز مقدمات خروج از جزیره را فراهم کرد. او با رفتن به مقر نظامی آلفرد آشفورد و بازکردن درب مخفی فرودگاه، با یک جت جزیره را ترک کرد.
  7. مرکز تحقیقاتی آمبرلا

    مرکز تحقیقاتی آمبرلا (انگلیسی: Umbrella Research Center) یک آزمایشگاه خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این آزمایشگاه برای اولین بار در بازی Resident Evil 0 نمایش داده شد و مدیریت آن برعهده دکتر جیمز مارکوس بود. کشف نهایی ویروس T و آموزش دیدن محققانی چون ویلیام برکین و آلبرت وسکر برای اولین بار در این مرکز آموزشی صورت گرفته است. این مرکز تحقیقاتی در حومه شهر راکون و در کوهستان آرکلی قرار داشت. محتویات معرفی منابع معرفی مجموعه تحقیقاتی شرکت آمبرلا، همزمان با ساخته شدن عمارت اسپنسر فعالیت خود را در سال 1968 آغاز کرد. این مرکز شامل مقر آموزشی برای دانشمندان بااستعداد در زمینه ژنتیک و ویروس‌شناسی، کتابخانه و محل بحث و تبادل نظر، آزمایشگاه‌های پیشرفته، دسترسی به قطار سریع‌السیر برای ارتباط با دیگر مقرها از جمله آزمایشگاه زیرزمینی شرکت آمبرلا نیز بود. با این همه، فعالیت‌های این مقر کاملا محرمانه و پنهانی بود. زمانی که اوزول اسپنسر، ادوارد آشفورد و جیمز مارکوس در آفریقا موفق به کشف ویروس مادر شدند، اسپنسر و مارکوس به آمریکا بازگشتند و در شهر راکون فعالیت‌های خود را توسعه دادند. این ویروس، درحقیقت عصاره گیاهی منحصر به فرد بود که در بدترین شرایط نیز قادر به بقا بود. این گیاهان حتی در اعماق زمین و بدون نور خورشید نیز زنده می‌ماندند و برای مردم بومی مقدس بودند. آن‌ها بر این عقیده بودند که این ویروس می‌تواند ارگانیسم‌های زنده بدن را به حدی پایدار و مقاوم کند که موجود نامیرا و ابدی شود. با این حال ویروس بسیار قدرتمند بود و مبتلا به آن به سرعت کشته می‌شد. برای تحقیقات بیشتر روی ویروس مادر، دکتر مارکوس اقدام به تاسیس این مرکز آموزشی و تحقیقاتی کرد. هدف از ساخت این مرکزپیشرفته تحقیقاتی، تربیت دانشمندان جوان و با استعداد و در آینده استخدام آن‌ها توسط شرکت آمبرلا بود. در سال 1977، تعدادی از جوانان بااستعداد و علاقمند برای آموزش وارد این مرکز شدند. مشهورترین این افراد، آلبرت وسکر و ویلیام برکین بودند. این دو از بهترین شاگردان دکتر مارکوس شدند، خصوصا ویلیام برکین که تنها 15 سال داشت و بهترین و بااستعداترین شاگرد او بود. یک سال بعد و در سال 1978، دکتر مارکوس با کمک دانشمندان جدید کار بر روی ویروس مادر را آقاز کرد. تحقیقاتی طولانی و دامنه‌دار که با همکاری شاگردانی چون ویلیام برکین سرانجام منتهی به پیدا کردن راهی برای استفاده از این ویروس شد. او دریافت که بیشترین پایداری در برابر ویروس مربوط به زالوها است. پس از چندین سال آزمون و خطا، در سال 1988 مارکوس ویروس مادر را به DNA زالو در تخم زالو تزریق کرد و پایداری بیشتری را در زالوهای جدید شاهد بود. ویروس استخراج شده از این زالوها، دیگر ویروس مادر نبود بلکه صورتی خنثی تر و قابل استفاده تر از آن بود. ویروس جدید، ویروس T یا ویروس Tyrant نامیده شد. این ویروس در مرکز تحقیقاتی آمبرلا کشف شد. پس از کشف نهایی ویروس T، اسپنسر دیگر تاریخ مصرف مارکوس را تمام شده دانست و دستور کشتن او و سپردن تحقیقات وی به ویلیام برکین را صادر کرد. اقدام به قتل دکتر مارکوس، گرچه باعث مرگ او شد ولی در این زمان یکی از زالوهای آزمایشگاهی او وارد بدنش شد و درطول 10 سال سلول‌های بدن او را ترمیم کرد. به این ترتیب مارکوس در سال 1998 از مرگ بازگشت و به تنها موضوعی که فکر می‌کرد انتقام از اسپنسر و شرکت آمبرلا بود. به همین منظور او ویروس تی را در محوطه کوهستان آرکلی منتشر کرد. شیوع ویروس تی باعث تبدیل شدن اکثر جانوران و انسان‌های ساکن در انجا به زامبی شد. روند شیوع ویروس از مرکز تحقیقاتی آمبرلا شروع شد، جایی که مارکوس در آن به زندگی برگشته بود. این روند به کل کوهستان آرکلی از جمله به عمارت اسپنسر نیز سرایت کرد. پس از شیوع ویروس تی در کوهستان آرکلی، اولین تیم تحقیقاتی پلیس، یعنی تیم براوو گروه s.T.A.R.S مامور رسیدگی به پرونده شد. ربکا چمبرز با همکاری بیلی کوئن دو شخصی بودند که این آزمایشگاه را کشف کردند و درنهایت آنجا را نابود کردند. منابع رزیدنت اویل
  8. آزمایشگاه آرکلی

    آزمایشگاه آرکلی (انگلیسی: Arklay Laboratory) یک آزمایشگاه خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این آزمایشگاه که در کوهستان آرکلی قرار داشت، تحت پوشش اوزول اسپنسر مدیر کل شرکت آمبرلا بود. این آزمایشگاه به دیل انجام آزمایش‌ها و تحقیقات غیرقانونی، کاملا سربسته و مخفی بود و عمارت اسپنسر برای پنهان کردن و اختفای این آزمایشگاه ساخته شده بود. محققان این آزمایشگاه، از جمله اولین افرادی بودند که بر روی ساخت B.O.W تمرکز کردند و درکنار آن بر روی پروژه بهبود کارایی ویروس مادر فعال بودند. آلبرت وسکر، ویلیام برکین و آنت برکین از جمله مشهورترین دانشمندانی بودند که در آن به تحقیق می‌پرداختند. محتویات معرفی و تاریخچه انتقام دکتر مارکوس معرفی و تاریخچه آزمایشگاه آرکلی و عمارت اسپنسر قبل تاسیس Umbrella ساخته شد. زمانی که اوزول اسپنسر، ادوارد آشفورد و جیمز مارکوس در آفریقا موفق به کشف ویروس مادر شدند، اسپنسر و مارکوس به امریکا بازگشتند و در شهر راکون فعالیت‌های خود را توسعه دادند. این ویروس، درحقیقت عصاره گیاهی منحصر به فرد بود که در بدترین شرایط نیز قادر به بقا بود. این گیاهان حتی در اعماق زمین و بدون نور خورشید نیز زنده می‌ماندند و برای مردم بومی مقدس بودند. آن‌ها بر این عقیده بودند که این ویروس می‌تواند ارگانیسم‌های زنده بدن را به حدی پایدار و مقاوم کند که موجود نامیرا و ابدی شود. با این حال ویروس بسیار قدرتمند بود و مبتلا به آن به سرعت کشته می‌شد. برای تحقیقات بیشتر روی ویروس مادر، دکتر مارکوس اقدام به تاسیس یک مقر آموزشی برای اموزش و تربیت دانشمندان جوان کرد تا پیرامون تحقیقات ژنتیکی و ویروس‌شناسی، افراد بااستعداد را برای کار در آمبرلا آموزش دهد. از طرف دیگر اسپنسر نیز در همان منطقه اقدام به ساخت یک آزمایشگاه تحقیقاتی مدرن و مجهز کرد و از آنجا که این تحقیقات باید پوشیده و مخفی می‌ماند، آن را از نظر امنیتی کاملا دقیق و حساب‌شده ساخت. این آزمایشگاه که در کوهستان آرکلی واقع بود به همین نام نیز شناخته می‌شد. در سال 1967، اسپنسر از طرفی برای پنهان کردن هرچه بیشتر آزمایشگاه و از طرفی دیگر برای ایجاد فضای زندگی و تفریح برای محققان، به جورج تریور معمار مشهور نیویورکی پیشنهاد ساخت عمارتی بزرگ داد. این عمارت باشکوه، بسیار بزرگ بود و امکانات رفاهی، استراحت و تفریحی داشت. تریور پس از اتمام ساخت عمارت از خانواده خود دعوت کرد تا از این عمارت بازدید کنند. اسپنسر نیز باتوجه به رضایت کامل از پروژه، پیشنهاد ساخت عمارتی دیگر را به جورج داد. زمانی که جورج تریور برای انجام پروژه جدید رهسپار شده بود، همسر و دخترش از اولین نمونه‌های آزمایشگاهی انسانی آزمایشگاه آرکلی شدند. در این آزمایش‌ها جسیکا کشته شد ولی بدن لیسا نسبت به ویروس مادر مقاومت نشان می‌داد، هرچند که دیگر از حالت انسانی خارج شده بود و به یک b.O.W تبدیل شده بود. در سال 1977، ویلیام برکین و آلبرت وسکر دو نفر از بهترین شاگردان دکتر مارکوس آموزش‌های خود را در مرکز تحقیقاتی آمبرلا به پایان رساندند و به آزمایشگاه آرکلی منتقل شدند. برکین در این آزمایشگاه با وجود سن بسیار کم نبوغ بالایی از خود نشان داد و موفق به ساخت نخستین نمونه از هیولاهای هانتر شد. او در ادامه قصد داشت تا پروزه جدیدتری را شروع کند؛ بیرکین معتقد بود که لیسا تریور در برابر ویروس مادر مقاومت کرده است و ویروس الآن در بدن او به شکل خنثی شده وجود دارد. بنابراین تمرکز خود را روی پروژه‌ای متمرکز کرد که سرانجام آن کشف ویروس G بود. او در ادامه برای پیشرفت در پروژه‌اش، فعالیت‌های خود را به آزمایشگاه جدیدی منتقل کرد.این آزمایشگاه به تازگی در اعماق شهر راکون ساخته شده بود و از نظر امکانات در سطح بالایی قرار داشت. او و همسرش از طرف اسپنسر مدیر این آزمایشگاه معرفی شدند. در آزمایشگاه زیرزمینی شهر راکون و همچنین آزمایشگاه آرکلی، دو نمونه از اولین B.O.W های نوع تایرانت ساخته شد. تایرانت‌ها یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های شرکت آمبرلا بودند. انتقام دکتر مارکوس در سال 1988، پس از آنکه دکتر مارکوس در مرکز آموزشی خود موفق به کشف ویروس T شده بود، مورد خیانت اسپنسر قرار گرفت. اسپنسر دستور کشتن مارکوس را صادر کرد و ادامه پروژه ویروس تی را به ویلیام برکین واگذار کرد. اقدام به قتل دکتر مارکوس، گرچه باعث مرگ او شد ولی در این زمان یکی زا زالوهای آزمایشگاهی او وارد بدنش شد و درطول 10 سال سلول‌های بدن او را ترمیم کرد. به این ترتیب مارکوس در سال 1998 از مرگ بازگشت و به تنها موضوعی که فکر می‌کرد انتقام از اسپنسر و شرکت آمبرلا بود. به همین منظور او ویروس تی را در محوطه کوهستان آرکلی منتشر کرد. شیوع ویروس تی باعث تبدیل شدن اکثر جانوران و انسان‌های ساکن در انجا به زامبی شد. روند شیوع ویروس به خود عمارت اسپنسر و آزمایشگاه آرکلی نیز رسیده بود و رفته رفته همه محققان و داشنمندان، مورد حمله مخلوقاتی قرار گرفتند که خودشان در ساخته شدن آن‌ها نقش بزرگی داشتند. بسیاری از مهم‌ترین دانشمندان آمبرلا از جمله جان کلمنز در این اتفاق کشته شدند. جان کلمنز، یکی از سرپرست‌های ارشد محققین در آزمایشگاه بود که البته قبل از این وقایع توسط ایدا وانگ تخلیه اطلاعاتی شده بود. ایدا یک جاسوس بود و از او برای پی بردن به آزمایش‌های سری این آزمایشگاه بهره گرفت. پس از آنکه شیوع ویروس تی روز به روز قربانیان بیشتری می‌گرفت، گروه S.T.A.R.S به عنوان گروهی از بهترین پلیس‌های شهر راکون وارد عمارت و در ادامه آزمایشگاه آرکلی شدند. کریس ردفیلد، جیل ولنتاین، بری بارتون و ربکا چمبرز از جمله افرادی بودند که موفق شدند بر زامبی‌ها و تله‌های فراوان داخل عمارت و آزمایشگاه غلبه پیدا کنند و علاوه بر پی بردن به ریشه‌ها و دلایل پیدایش این آزمایشگاه از آنجا فرار کنند. آن‌ها پیش از فرار سیستم انهدام خودکار آزمایشگاه را فعال کرده بودند و به این ترتیب آزمایشگاه و عمارت را نابود کردند.
  9. عمارت اسپنسر

    عمارت اسپنسر (انگلیسی: Spencer Mansion) یک عمارت بزرگ و مخوف در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این عمارت متعلق به اوزول اسپنسر مدیرکل شرکت آمبرلا و محل رخ دادن حوادث و داستان‌های اولین بازی این سری بود. سازنده این بنا جورج تریور، معمار مشهور نیویورکی بود که به درخواست اسپنسر، این بنا را بسیار بزرگ، با اتاق‌ها و راهروهای فراوان و مملو از تله و پازل طراحی کرده بود. این عمارت بدنام درحقیقت، پوششی برای آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و غیرقانونی بود که در اعماق این عمارت ساخته شده بود. از این آزمایشگاه برای کار روی ویروس مادر و ساخت اولین نمونه‌های B.O.W ها استفاده می‌شد. محتویات تاریخچه شیوع ویروس تی در آرکلی گالری تاریخچه عمارت اسپنسر، یک بنای مسکونی بسیار بزرگ و باشکوه بود که به سفارش اوزول اسپنسر در محوطه جنگلی کوهستان آرکلی ساخته شد. اسپنسر، ادوارد آشفورد و جیمز مارکوس به تازگی موفق به کشف ویروس مادر شده بودند. این ویروس از گل‌های نامیرا در آفریقا استخراج شده بود و تصور بر این بود که با این ویروس می‌توان عمری ابدی پیدا کرد، زیرا وجود عصاره همین ویروس در گل‌ها باعث نامیرا شدن گل‌ها حتی بدون آب و نور خورشید در اعماق زمین شده بود. اما این ویروس به قدری قوی بود که مبتلا به خودش را می‌کشت. اسپنسر، مارکوس و ادوارد آشفورد پس از کشف این ویروس، فعالیت‌های خود را توسعه دادند. آن‌ها از خانواده‌های ثروتمند و اشرافی در اروپا بودند و با دراختیار داشتن منابع سرشار، قصد تاسیس شرکتی داروسازی را داشتند تا در پوشش آن، به تحقیق پیرامون ویروس مادر بپردازند. یکی از اولین آزمایشگاه‌های تحقیقاتی روی ویروس مادر، آزمایشگاه آرکلی بود. سفارش ساخت یک عمارت باشکوه نیز برای ایجاد پوششی بر این آزمایشگاه بود؛ اما اسپنسر در این موارد صحبتی با جورج تریور معمار بنا نکرد. در سال 1961، عمارتی در جنگل‌های آرکلی ساخته شد که طبق سافرش داده شده، بزرگ، با شکوه، دارای اتاق‌ها و راهروهای زیاد و قرار دادن تله‌ها و پازل‌هایی قابل کنترل در گوشه گوشه آن بود. در پایان این فقط یک عمارت و بنای ساده نبود و باغ، محوطه تفریحی، انبارها و دالانهای مرتبط با آن نیز در مساحتی بزرگ ساخته شده بود. اسپنسر از جورج خواست تا خانواد خود را برای مشاهده این عمارت دعوت کند. جورج نیز همین کار را کرد و از همسرش جسیکا و دخترش لیسا تریور دعوت کرد. پس از مدتی اسپنسر به جورج پیشنهاد ساخت یک عمارت دیگر، این بار در قطب جنوب را می‌دهد و جورج باز هم می‌پذیرد. در این زمان جسیکا و لیسا در همان عمارت به عنوان مهمان باقی می‌مانند. پس از رفتن جورج، لیسا و جسیکا تریور از اولین قربانیان آزمایشگاه آرکلی می‌شوند زیرا از آن‌ها به عنوان نمونه‌های ویروس مادر استفاده می‌شود. جسیکا نمی‌تواند مقاومت نشان دهد ولی لیسا در مقابل ویروس از خود پایداری نشان داد؛ هرچند به شدت جهش فیزیکی پیدا کرد و از حالت انسانی خارج شد. دانشمندان لیسا را در یک اتاق زندانی کردند تا آزمایش‌های بیشتری رو او انجام گیرد. جورج تریور نیز پس از مدتی به عمارت اسپنسر بازگشت و او نیز طی توطئه اسپنسر در داخل تله‌ها و پازل‌هایی که خودش طراحی کرده بود درگذشت. شیوع ویروس تی در آرکلی در سال 1998، دکتر مارکوس که از همکاران اسپنسر و از بنیانگذارن آمبرلا بود، به قصد انتقام گیری از اسپنسر ویروس T را در محوطه کوهستان آرکلی پخش کرد. او ده سال قبل‌تر با دستور مستقیم اسپنسر به قتل رسید؛ اما این پایان ماجرا نبود زیرا زالوهای آزمایشگاهی دکتر مارکوس، که از آن‌ها برای کشف ویروس تی استفاده شده بود وارد بدن مارکوس شدند و در طول 10 سال سلول‌های او توسط آن‌ها بازسازی شد. مارکوس پس از بازگشت از مرگ به قصد رسوا کردن آمبرلا و برملا کردن تحقیقات غیرقانونی این شرکت، ویروس تی را در محوطه وسیع کوهستان آرکلی منتشر می‌کند. پس از انتشار ویروس تی، همه جانوران و انسان‌ها به مرور به زامبی تبدیل شدند، هر زامبی نیز با گزیدن فرد سالم، باعث انتقال ویروس و ساخته شدن زامبی جدید می‌شد. در طی این شیوع گسترده، عمارت اسپنسر و آزمایشگاه آرکلی نیز مورد هجوم زامبی‌ها قرار گرفت. به زودی همه مستخدمان و دانشمندان حاضر در مجموعه عمارت اسپنسر به زامبی تبدیل شدند و این فاجعه، با گذشت هر لحظه و هر روز قربانیان بیشتری می‌گرفت. با شدت گرفتن فجایع، اداره پلیس شهر راکون از گروه s.T.A.R.S خواست تا به موضوع رسیدگی کند. گروه استارز متشکل از کارآزموده‌ترین افسران پلیس شهر بود و فرماندهی آن‌را آلبرت وسکر برعهده داشت. پس از یک تلاش ناموفق در جریان فرستاده شدن تیم براوو، وسکر در مرحله دوم خودش و تیم اصلی به کوهستان آرکلی رفتند. آن‌ها پس از رسیدن به منطقه تحت حمله همه‌جانبه سگ‌های زامبی درامدند و پا به فرار گذاشتند، در این زمان تنها محل برای پناه گرفتن عمارت اسپنسر بود. بنایی بزرگ و باشکوه و درعین حال مرموز و پر پیچ و خم. وسکر درحالی فرمانده گروه پلیسی استارز بود که پنهانی محقق شرکت آمبرلا نیز بود. او قصد داشت تا از انتقام مارکوس و حضور گروه استارز برای رسیدن به اهداف خودش استفاده کند؛ بنابراین کریس ردفیلد را برای جستجو به اتاق‌های دیگر عمارت فرستاد و خودش با گمراه کردن و درنهایت ربودن جیل ولنتاین، دیگر افسر پلیس استارز از محدوده کریس خارج شد. کریس از این پس برای پیدا کردن وسکر و جیل، مجبور بود تا همه اتاق‌ها و راهروهای این عمارت را جستجو کند. او بارها تا نزدیکی مرگ رفت زیرا بسیاری از تله‌ها کشنده و مرگ‌بار بودند. به همین منظور باید با پیدا کردن پازل‌هایی مخصوص از گوشه گوشه این عمارت، این تله‌ها را خنثی می‌کرد. البته مشکل کریس فقط به تله‌ها محدود نمی‌شد زیرا زامبی‌های مختلف نیز در همه جای عمارت حضور داشتند. با این حال اراده کریس برای زنده ماندن و پیدا کردن بقیه اعضای تیم بیشتر از قدرت تله‌های عمارت اسپنسر بود. او یکی پس از دیگری این موانع را از سر راه برمی‌دارد و علاوه بر پی بردن به ریشه‌های ماجرا، موفق به نجات جیل و همچنین دیگر اعضای گروه استارز، مانند ربکا چمبرز و بری بارتون نیز شد. او متوجه شد که این عمارت اهریمنی پوششی برای آزمایش‌های غیرقانونی شرکتی است که تا پیش از آن، نماد همه پیشرفت‌های شهر راکون بود. کریس و جیل همچنین متوجه شدند که آلبرت وسکر فرمانده گروه استارز، درحقیقت دانشمند شرکت آمبرلا بوده است و از همه تحقیقات غیرقانونی شرکت اطلاع داشت. اما به هرحال در پایان به شکلی اقدام کرد تا همگان او را مرده بپندارند. ربکا، پس از فعال کردن سیستم انهدام خودکار عمارت به همراه دیگر بازماندگان موفق به فرار از عمارت می‌شوند. گرچه این عمارت نابود شد و کریس، جیل و بقیه اعضای گروه استارز مدرکی برای اعلام جرم علیه آمبرلا نداشتند، اما آن‌ها به همه چیزهایی که دیده بودند باور داشتند و ماموریت خود را تا نابود کردن کامل آمبرلا ادامه دادند. گالری
  10. کوهستان آرکلی

    کوهستان آرکلی (انگلیسی: Arklay Mountains) یک منطقه خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این کوهستان وسیع، در حومه شهر راکون قرار دارد و به نوعی آن را در خود جای داده است. این منطقه به دلیل داشتن چندین کارخانه بزرگ و املاک متعلق به شرکت آمبرلا مسیرهای پررفت و آمدی را به شهر راکون ایجاد می‌کرد. محتویات معرفی منابع معرفی کوهتسان آرکلی به عنوان یک منطقه جنگلی و حاصل‌خیز، تفرجگاهی دائمی برای شهروندان شهر راکون به شمار می‌رفت. این منطقه در شمال غرب شهر راکون واقع بود و به دلیل راه‌های عبور و مرور زیاد آن به شهر، از ترافیک مناسبی برخوردار بود. این منطقه همچنین برای گردشگران دیگر شهرها نیز جذاب بود و از طرفی بسیاری از مناطق آن نیز به دلیل پوشش جنگلی انبوه غیرقابل استفاده برای گردشگران بود. پوشش گیاهی این منطقه بیشتر از نوع درخت و جنگل بود، درخت‌های کاج، افرا و بلوط عمده این درخت‌ها محسوب می‌شدند؛ همچنین گیاهان دارویی که در این سری به عنوان آیتم سلامتی بخش مورد استفاده قرار می‌گیرند ابتدا در این منطقه کشف شدند. این گیاهان در رنگ‌های سبز، آبی و قرمز بودند که هریک نحوه اثر مختص به خودشان را داشتند. با حضور قدرتمند شرکت آمبرلا در شهر راکون و کوهستان آرکلی، به زودی روند تولید و توسعه صنعتی این گیاهان شروع می‌شود مشتریان داخلی و خارجی برای آن پیدا می‌شود. علاوه بر کارخانه‌های متعلق به آمبرلا در این کوهستان، آرکلی میزبان عمارت بزرگ اوزول اسپنسر نیز بود. اسپنسر مدیر کل شرکت آمبرلا بود. همچنین آزمایشگاه آموزشی شرکت نیز در این منطقه واقع بود؛ محلی که جیمز مارکوس دانشمندانی چون ویلیام برکین و آلبرت وسکر را آموزش داد و خودش نیز موفق به کشف ویروس T شد. با این وجود دکتر مارکوس مورد خیانت آمبرلا و اسپنسر قرار گرفت و در سال 1998، برای گرفتن انتقام از این شرکت ویروس تی را در منطقه شایع کرد. با شیوع ویروس تی در کوهستان آرکلی، بسیاری از مردم و حیات وحش این کوهستان قربانی شدند و به زامبی تبدیل شدند. با شدت گرفتن جنایات که برای اولین بار بود که رخ می‌داد، اداره پلیس شهر راکون از گروه s.T.A.R.S خواست تا به وقایع کوهستان آرکلی رسیدگی کند. گروه استارز از بهترین افسران پلیس شهر راکون تشکیل می‌شد ولی آنها نیز در مقابل این پدیده‌های تازه نتوانستند موففق شوند. زامبی‌ها دیوانه‌وار به آن‌ها حمله می‌کردند و بسیاری از اعضای این تیم را کشتند. در پایان تنها کریس ردفیلد، بری بارتون، جیل ولنتاین و ربکا چمبرز موفق به فرار از کوهستان آرکلی شدند. پس از بازگشت اعضای باقیمانده استارز به اداره پلیس، دیگر فعالیت‌های شرکت آمبرلا پنهانی وسربسته نبود و افرادی چون کریس و جیل تا نابود کردن آخرین نشانه‌های این شرکت پیش رفتند. کوهستان آرکلی و شهر راکون در جریان شیوع گسترده‌تر ویروس تی در داخل شهر، مورد حمله هسته‌ای قرار گرفت و از آن پس توسط ارتش کاملا ایزوله شده است. منابع رزیدنت اویل
  11. شهر راکون

    شهر راکون (انگلیسی: Raccoon City) شهری خیالی در سری بازی‌های رزیدنت اویل است. این شهر به عنوان یک شهر صنعتی کوچک در منطقه میدوست آمریکا قرار داشت و به دلیل فعالیت‌های گسترده شرکت آمبرلا در آن، دارای اقتصاد و صنعت بسیار پیشرفته و قدرتمندی بود. این شرکت که خود با فعالیت‌های مختلف تجاری و صنعتی خود باعث پیشرفت و شکوفایی شهر شده بود، عملا کنترل مشاغل، دولت محلی و ارتباطات را در این شهر برعهده داشت. این شهر در سال 1998 طی وقایعی که مستقیما به آمبرلا مربوط می‌شد، دچار شیوع گسترده ویروس T شد و عملا بیشتر شهروندان شهر به زامبی تبدیل شدند. پس از آن دولت آمریکا به تحریک افرادی چون درک سی. سیمنز شهر را بمباران هسته‌ای کردند و از آن زمان به بعد، تمام محوطه شهر توسط ارتش ایزوله شده است. محتویات تاریخچه کوهستان افشاگری‌ها منابع تاریخچه شهر راکون، در دشتی وسیع میان کوهستان آرکلی قرار داشت. این شهر کوچک پس از تاسیس شدن شرکت آمبرلا و شروع فعالیت‌های صنعتی به صورت جهشی شکوفا شد و جمعیت و منابع آن رو به افزایش گذاشت. از سال 1987 به بعد، دوران شهرداری مایکل ورن در شهر آغاز شد. ورن یک شهردار خوش‌فکر و مبتکر بود که طرح‌های مختلف توسعه شهری او روند شکوفایی شهر را سرعت بخشید. تشکیل شدن گروه پلیسی s.T.A.R.S در درون اداره پلیس شهر به منظور مبارزه موثرتر با جرم و جنایت، قطار شهری، پارک تفریحی، کتابخانه و ... همه طرح‌هایی بودند که مایکل ورن با کمک منابع و ثروت شرکت آمبرلا در شهر ایجاد کرد. این فعالیت‌هاباعث خرسندی مردم و افزایش سطح رفاه آن‌ها بود. شرکت آمبرلا درظاهر به عنوان شرکتی محبوب و خیرخواه شناخته می‌شد و کمتر کسی در مورد اهداف واقعی این شرکت اطلاع داشت. این شرکت با استفاده از منابع مختلف خود، هدفی پنهانی را دنبال می‌کرد. اوزول اسپنسر رئیس کل این شرکت به همراه جیمز مارکوس و ادوارد آشفورد از مدت‌ها قبل به دنبال کشف عصاره جاودانگی بودند و این فعالیت را در قالب‌های مخفی انجام می‌دادند. جیمز ارکوس، دانشمند ژنتیک و از بنیانگذاران این شرکت سرانجام موفق به ساخت نوع خاصی از "ویروس مادر" شده بود که مبتلایان به خودش را نمی‌کشت. این ویروس که ویروس T نام داشت هنوز در مرحله ابتدایی بود و اگرچه توانایی بخشیدن جاودانگی را داشت ولی موجودی که مبتلا به خودش بود را به زامبی تبدیل می‌کرد که هوش و ذکاوتی نداشتند. اسپنسر از آنجایی که می‌دید دیگر جیمز مارکوس برای او ارزشی ندارد، او را به قتل می‌رساند. گرچه همگان مارکوس را مرده می‌دانستند ولی او از طریق ویروس خودش زنده مانده بود. سلول‌های او پس از 10 سال در سال 1998 کاملا بازیابی شده بودند و مارکوس پس از تولد دوباره، تنها فکری که داشت انتقام از اسپنسر و شرکت آمبرلا بود. کوهستان افشاگری‌ها مارکوس، با شایع کردن ویروس T در کوهستان آرکلی، باعث شد تا همه جانداران این منطقه به زامبی تبدیل شوند. پس از کوتاه مدتی، چندین مورد قتل و کشتار وحشیانه به اداره پلیس شهر راکون گزارش شد. تحقیقات در این زمینه بی ثمر بود تا اینکه آلبرت وسکر تیم دوم استارز یعنی تیم براوو را در 23 جولای 1998به محل حادثه فرستاد ولی بعد از رسیدن این گروه به آرکلی، ارتباطشان با مرکز قطع شد. یک روز بعد و در 24 جولای، آلبرت وسکر و تیم اول استارز یعنی آلفا به محل رفتند. پس از فرود هلی‌کوپتر اعضای تیم آلفا مشغول جستجو شدند تا اینکه جوزف فراست جسد یکی از افسران اعزامی تیم براوو را پیدا کرد، او بلافاصله مورد حمله سگ‌های خون‌آشام قرار گرفت. پس از این اتفاق، براد ویکرز از ترس با هلی کوپتر فرار کرد و بقیه اعضای تیم کاری جز فرار از دستشان برنمی‌آمد. کریس، جیل، وسکر و بری بارتون مسیر فرار خود را تا یک عمارت تاریک و قدیمی دویدند و در آن پناه گرفتند. اعضای گروه استارز در این عمارت به ریشه‌های شیوع ویروس و چگونگی ساخته شدن آن پی بردند. آن‌ها متوجه شدند که در پشت همه این ماجراها و جنایات، شرکت آمبرلا حضور دارد. در نهایت کریس پس از نجات جیل، ربکا چمبرز و بری بارتون که درتلاش برای فرار از این عمارت مملو از زامبی بودند، موفق می‌شود تا با براد ویکرز خلبان گروه ارتباط برقرار کرده و از عمارت خارج شود. بازماندگان گروه استارز پس از ورود به اداره پلیس همه وقایع و نقشه‌های پشت پرده شرکت آمبرلا را به برایان آیرونز، رئیس پلیس شهر گفتند اما با توجه به انهدام کامل عمارت اسپنسر، مدرکی درجهت اثبات وجود نداشت. کریس که از این وضع عصبانی بود استارز را ترک کرد و شخصا به پاریس، جایی که شعبه مرکزی آمبرلا در آن بود رفت. جیل و بری نیز قصد پیوستن به او را داشتند. پس از خروج کریس از شهر، اسپنسر اشتباه دوم را انجام داد. ویلیام برکین دیگر دانشمند ژنتیک شرکت آمبرلا موفق به کشف ویروس دیگری جدیدتری شد. برکین با ملتهب شدن اوضاع برعلیه آمبرلا قصد داشت این ویروس که ویروس G نام داشت را به ارتش امریکا بفروشد؛ اما اسپنسر از این ماجرا مطلع شد و با فرستادن تیم هانک به شهر راکون، ویروس جدید را تصاحب کرد. هانک و افرادش برای تصاحب ویروس مجبور به تیراندازی شدند. برکین که به شدت زخمی بود، نمونه ویروس خودش را به خود تزریق کرد و به سرعت جهش پیدا کرد. ویلیام برکین برای انتقام گیری به تیم هانک حمله کرد و بیشتر اعضای آن را کشت. در این درگیری بیشتر سرنگ‌های حاوی ویروس از جمله ویروس تی شکسته شد. پخش شدن مایع ویروس تی در سطح زمین باعث انتشار آن به موش‌های فاضلاب و انتقال ویروس از موش‌ها به کارکنان اداره فاضلاب شهر شد. در کوتاه مدتی این کارکنان به زامبی تبدیل شدند و حالت تهاجمی به خود گرفتند. آن‌ها خون و گوشت هر انسان سالمی را می‌خوردند و در همین جریان، ویروس را به بدن قربانی منتقل می‌کردند. این رویه باعث شد تا در مدت زمان کوتاهی اکثر شهروندان شهر راکون به زامبی تبدیل شوند. شرکت آمبرلا، ارتش و سایر نهادهای نظامی و مدنی تلاش زیادی کردند تا از انتشار بیشتر ویروس جلوگیری کنند ولی انتقال بسیار سریع بود. حتی بسیاری از ماموران، پلیس‌ها، سربازان و افراد مسلح دیگر نیز قربانی زامبی‌ها می‌شدند و عملا شهر به نقطه بی‌بازگشتی رسیده بود. با وخیم‌تر شدن اوضاع دولت آمریکا تمامی راه‌های ورودی و خروجی شهر را مسدود کرد و با توصیه افرادی مثل درک سی. سیمنز شهر را بمباران هسته‌ای کرد. پس از بمباران، شهر راکون و بیش از 100 هزار شهروند بی‌گناه ان خاکستر شدند و همه اتهامات متوجه شرکت آمبرلا و فعالیت‌های غیرقانونی آن شد. منابع رزیدنت اویل رزیدنت اویل ۲ رزیدنت اویل ۳: نمسیس