• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.

جستجو در انجمن‌

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'شخصیت‌های رزیدنت اویل'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

171 نتیجه پیدا شد

  1. نمسیس

    Nemesis اطلاعات درون بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۳: نمسیس اطلاعات شخصی نوع تایرانت قد نزدیک ۷ فوت و ۰٫۳ اینچ (۲ متر و ۱۴ سانتی متر) ساخته شده از ویروس تی_NE-a کاربرد جایگزینی برای نیرو های نظامی وضعیت نابود شده نمسیس (به انگلیسی:Nemesis) یک نمونه آزمایشی از Tyrant هوشمند است که توسط یکی از آزمایشگاه های آمبرلا در فرانسه تحت مدیریت مستقیم ستاد آمبرلا ساخته شده است. هدف آن ها این بود که ثابت کنند که موجودی آلوده به ویروس تی می تواند بسیار هوشمند باشد و دستورات مافوقش را اجرا کند. این نام از نمسیس، الهه انتقام یونان باستان گرفته شده است. محتویات تاریخچه ساخت نمسیس حضور در شهر راکون به دنبال جیل گالری منابع تاریخچه ساخت نمسیس شاخه اروپایی آمبرلا در ابتدا نمسیس را به عنوان شاخه ای از پروژه Tyrant که توسط آمریکایی‌ها دنبال می‌شد و با تأکید بر افزایش هوشمندی میزبان و توانایی پیروی از دستورات بدون آسیب رساندن به قدرت ذاتی آن ساخت. این پیشرفت با ساخت انگل NE-α Type صورت گرفت. این انگل می تواند کنترل مغز میزبان خود را داشته باشد و به عنوان یک مغز دوم جایگزین مغز میزبان شود. حضور در شهر راکون شرکت آمبرلا نمسیس را به منظور پیدا کردن و کشتن اعضای باقی مانده از استارز به شهر راکون فرستاد. فرصتی برای مقابله با آنها در هرج و مرج شهر راکون پیش آمد. اولین قربانی نمسیس براد ویکرز، خلبان تیم بود. ویکرز در جلوی چشمان جیل ولنتاین کشته شد. به دنبال جیل نمسیس بعد از کشتن براد پس از کشتن براد، نمسیس به جیل حمله می کند. بسته به انتخاب بازیکن، جیل یا بلافاصله به ایستگاه پلیس می رود و یا تلاش می کند کارت شناسایی براد را از جسدش بازیابی کند و سپس به ایستگاه برود و یا برای نبرد با نمسیس در مقابل ایستگاه پلیس بماند. در داخل ایستگاه ، نمسیس جیل را تعقیب می کند. با این حال، پس از این جیل با کارلوس اولیویرا از طریق یک رادیو در دفتر S.T.A.R.S تماس می گیرد. پس از آن جیل از نمسیس فرار می کند. جیل چند بار با نمسیس روبه رو می شود ولی هر بار به سختی فرار کرد. پس از ملاقات با کارلوس و تیم او و تعمیر قطار، جیل با متحد جدید خود کارلوس، سفر خطرناک را از طریق شهرستان ادامه می دهد، اما بار دیگر نمسیس او را پیدا می کند. این قطار به راحتی می سوزد، جایی که میخائیل ویکتور مجروح می شود و برای فرار کارلوس و جیل با نمسیس فرار می کند و بعد از آن که از او شکست می خورد با نارنجک جان خود را برای نابودی نمسیس فدا می کند ولی با وجود مرگش و انفجار قطار نمسیس زنده می ماند. بعد از رسیدن به برج ساعت نمسیس خود را به جیل می رساند. بعد از آن در طی یک تعقیب و گریز این دو به بالای برج ساعت می رسند. با توجه به انتخاب بازیکن، جیل ممکن است با پرتاب سیم برق به گودال آب که در آن نمسیس ایستاده برای مدتی او او را متوقف کند یا جیل می تواند با چراغ روشن او را از برج به پایین بیندازد. بعد از آن جیل موفق می شود هلی کوپتر نجات را لاز وجود خودش مطلع کند با این حال اما نمسیس با یک راکت هلی کوپتر را منهدم می کند. بعد از آن جیل به کمک کارلوس موفق می شود که از دست نمسیس فرار کند با این حال اما جیل توسط نمسیس به ویروس آلوده شده بود. بعد از آن، در حالی که کارلوس برای پیدا کردن واکسنی برای درمان جیل از بیمارستان برگشته بود نمسیس جهش پیدا می کند. پس از این جیل باز هم با نمسیس روبه رو می شود و در آخر روی یک پل مجبور به پرش در آب برای نجات جان خود می شود. پس از آن جیل در تعقیب و گریز با نمسیس موفق می شود که او درون مواد شیمیایی بیندازد. در حالی که جیل قصد دارد تا از شهر فرار کند این بار نمسیس جهش بیشتری پیدا می کند و به دنبال جیل می گردد. جیل متوجه می شود که فقط با اسلحه ی لیزری می توان نمسیس را نابود کرد پس با اسلحه ی لیزری سرانجام نمسیس را شکست داده و در اینجا جیل می تواند که بدون توجه به نمسیس از آن جا دور شده یا با کلتش شلیک نهایی را به نمسیس وارد کند تا او کشته شود. اگر جیل نمسیس را نکشد به احتمال زیاد نمسیس در بمب باران شهر راکون نابود می شود. گالری منابع نمسیس در رزیدنت اویل ویکی
  2. مارگریت بیکر

    تغییر مسیر به مارگاریت بیکر
  3. مارگاریت بیکر

    Marguerite Baker اطلاعات شخصی وضعیت مرده مرگ ۲۰ جولای 2017 جنسیت زن اطلاعات در بازی دیده شده در رزیدنت اویل ۷: بایوهازارد رزیدنت اویل ۷: ساعت شروع صداگذار سارا کوتس مارگاریت بیکر (انگلیسی: Marguerite Baker) همسر جک بیکر و یکی از ساکنن عمارت بزرگ بیکرها در دولوی، لوئیزیانا بود. او و جک همچنین صاحب یک دختر به نام زویی و یک پسر به نام لوکاس بیکر نیز بودند. محتویات معرفی تحت کنترل اولین ورود اتن وینترز مواجهه با ایتن منابع معرفی مارگاریت به عنوان مادر خانواده بیکر، همراه با جک و دو فرزندشان در عمارت و مرتعی بزرگ در دولوی، لوئیزیانا زندگی می‌کردند. در این مرتع، تعدادی خانه بسیار قدیمی و فرسوده، گلخانه بزرگ و یک اسکله نیز در نزدیکی آنجا وجود داشت. پس از به گل نشستن یک کشتی بزرگ در اثر طوفان، جک و لوکاس برای کمک به بازماندگان به محل رفتند و جز دو نفر، میا وینترز و دختری نوجوان کسی را زنده پیدا نکردند. آن‌ها این دو را که بی‌هوش بودند به عمارت بردند. بیکرها هیچ اطلاعی از اینکه دختر نوجوان، یک B.O.W است نداشتند و پیش از به هوش آمدن میا، دختر بچه به هوش آمده و به سرعت شروع به استفاده از قدرت‌های خودش کرد. این دختر که «اولین» نام داشت، قدرت کنترل ذهن افرادی را داشت که به ماده باکتریایی مولد مبتلا بودند؛ اولین در واقع قدرت ترشح نامحدود این ماده را داشت. این دختر که به شکل آزمایشگاهی متولد شده بود، همیشه در آرزوی داشتن خانواده در کنار خودش بود و با قدرت کنترل ذهن خود، بیکرها را مجبور به برآورده کردن خواسته‌های خود کرد. اولین، به آرامی نفوذش را از طریق ماده مولد در ذهن بیکرها و همچنین «میا وینتر»، که تصور می‌کرد مادرش است بیشتر کرد. مارگریت اولین عضو خانواده بود که نشانه‌های ابتلا را در او ظاهر شد و او شروع به حرکات توهمی و زمزمه با خود کرده بود. او در مراجعه به پزشک و معاینات بعدی، متوجه شد که ماده‌ای در مغزش وجود دارد. با این حال پیش از اینکه به مراجعه بعدی پزشک برود، اولین او را منصرف کرد تا اینکه درنهایت مارگاریت این ماده در مغزش را به عنوان یک «هدیه» می‌دید. این «هدیه» که حلا در مغز جک بیکر نیز وجود داشت، باعث شد تا این خانواده آرام به زودی به افرادی پرخاشجو و منزوی تبدیل شوند. بیکرها مخفیانه برای برآورده کردن خواسته‌های اولین، افراد و توریست‌های زیادی را ربودند. مارگاریت یک دست نوع D در اتاق اولین مخفی کرده بود تا به عنوان یک آیتم، که می‌توان برای ساخت درمان این هدیه از آن استفاده کرد را از دسترس دیگران دور نگه دارد. از تاثیرات ثانویه وجود مولد در بدن مارگاریت، این بود که او را قادر به کنترل حشرات مبتلا به مولد نیز می‌کرد. تحت کنترل اولین مارگاریت و خانواده‌اش (به جز زویی)، به زودی عقل خود را کاملا از دست داده و به کلی از دنیا و جامعه پیرامون خود جدا شدند. همین هم باعث شد تا محلی‌ها فکر کنند که این خانواده به نوعی گم شده‌اند. به تدریج اما دیده شدن گاه و بی‌گاه آن‌ها توسط دیگران، باعث شد تا مردم به این نظریه برسند که اعضای این خانواده «جن زده» شده‌اند. اولین که هیچ هدفی جز داشتن خانواده بزرگ نداشت، بیکرها مجبور بودند این نیاز را از طریق ربودن توریست‌ها و بی‌خانمان‌ها برطرف کنند. سرنوشت این افراد مبتلا شدن به ماده مولد یا همان «هدیه» از دید مارگاریت و جک بود. این افراد به خواست اولین به خانواده اضافه می‌شدند و بیکرها همیشه فهرستی از افراد ربوده شده، تبدیل شده و کشته شده را یادداشت می‌‌کردند. آن‌ها همچنین روزنامه‌های محلی و اخبار مفقود شدن افراد زیاد در ناحیه را نیز در خانه داشتند. این خانواده به تدریج به خوردن اعضای بدن این قربانیان روی آوردند و مارگاریت از اعضای بدن قربانیان برای تهیه غذا استفاده می‌کرد! دختر آن‌ها زویی که با مخفی شدن و دوری کردن از اولین خود را تا حد زیادی مصون نگه داشته بود نیز تلاش بیهوده‌ای را برای ارتباط با دنیای خارج یا کمک کردن به قربانیان انجام می‌داد. مارگاریت و جک که متوجه «سرکشی و خیانت» زویی بودند، شروع به دنبال کردن او برای منطبق کردنش با شرایط جدید بودند. سه سال پس از ورود اولین و در ژوئن ۲۰۱۷ بود که آندره استریکلند همراه با اعضای تیم تلویزیونی سور گیتورز به عمارت این خانواده آمدند. این تیم مستندساز به خاطر ساخت فیلم‌هایی از خانه‌ها و عمارت‌های جن‌زده و متروکه شهرت داشت. با این حال اعضای این تیم به تدریج توسط جک و لوکاس بیکر شکار شدند. البته یکی از این افراد، کلنسی جارویس به دام افتاد و در اتاقی به صندلی بسته شد. در ادامه مارگاریت به استقبال او رفت و از غذای خودشان به او تعارف کرد. جارویس در ادامه تلاش ناموفقی برای فرار داشت وی تا پیش از متوجه شدن مارگاریت به تخت خودش برگشت. مارگاریت که قصد داشت جارویس ا به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، سعی کرد خوش‌رفتاری نشان دهد و مجدد غذا تعارف کرد. با این حال جارویس درنهایت موفق به فرار شد و در زمان مواجهه با مارگاریت نیز او را با چاقو زد. مارگاریت گرچه نمرد و فریاد می‌زد ولی فرصت برای فرار جارویس مهیا شد. ورود اتن وینترز یک ماه پس از حوادث سور گیتورز، شوهر میا یعنی ایتن وینترز وارد عمارت بیکرها شد. ایتن تلاش ناموفقی را برای فراری دادن میا داشت و درنهایت توسط جک بیکر به دام افتاد. اولین که خودش بانی ورود ایتن شده بود و می‌خواست او را به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، بیکرها را مجبور به اطاعت کرده بود. مدتی بعد، میا نیز از اسارت مارگاریت در خانه‌های قدیمی فرار کرد که البته درنهایت توسط مارگاریت به دام افتاد. بیکرها درادامه ایتن را در میز نهارخوری خود مهمان کرده بودند. با این حال تعارف غذاهای ساخته شده با اعضای بدن انسان، باعث شد تا ایتن لب به غذاها نزند. اصرار بیشتر نیز جوابگو نبود و باعث عصبانیت شدید مارگاریت شد. ضیافت نیز درنهایت با حضور یک افسر پلیس در پشت در خانه آن‌ها ناتمام ماند. مدتی بعد و زمانی که ایتن در جستجوی «دست نوع D» به خانه‌های قدیمی مرتع رفته بود، متوجه حضور مارگاریت شد. او با حشرات تحت کنترل و فانوسی که در دست داشت به ایتن حمله می‌کرد. او در سراسر راهروهای باریک این خانه قدیمی ایتن را سرگردان کرده بود تا اینکه درنهایت، در مقابل درب اتاق مهمی مانع ایتن شد. اتاقی که او دست نوع D را مخفی کرده بود. او ایتن را به سمتی پرتاب و باعث صقوطش در یک گودال شد. او درادامه حشرات را در گودال به سراغ ایتن فرستاد که ایتن، موفق شد با سلاح آتش افکن مارگاری و حشراتش را شکست دهد. درحالی که مارگاریت به گودال افتاده و ایتن درنهایت وارد اتاق شد بود، متوجه شد که برای ورود به اتاق بعدی نیاز به فانوس مارگاریت دارد. در بازگشت به گودال، مارگاریت به یک هیولا تبدیل و راه خود را به محل دیگری باز کرده بود. مواجهه با ایتن ایتن برای دسترسی به طبقه دوم خانه و به دست آوردن دست نوع D، حتما باید فانوس مارگاریت را به دست می‌آورد. مارگاریت مسیر دیگری در گودال باز کرده بود و با تعقیب بیشتر، ایتن به گلخانه بزرگ نیزدیک خانه رسید. او که به یک هیولای سخت‌جان جهش پیدا کرده بود، به ایتن حمله کرد ولی درنهایت ایتن بود که او را کشت. مارگاریت پس از مرگ به توده پیله‌ای سخت تبدیل و کاملا خرد شد. ایتن نیز در ادامه به فانوس دست پیدا کرد. منابع رزیدنت اویل 7 Marguerite Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  4. مارگاریت بیکر

    مارگاریت بیکر
  5. مارگاریت و جک بیکر / اولین

    مارگاریت و جک بیکر / اولین
  6. خاویر هیدالگو

    Javier Hidalgo اطلاعات شخصی تاریخ مرگ ۲۰۰۲ شناخته شده برای قاچاقچی مواد مخدر رهبر کارتل مارهای مقدس وضعیت مرده اطلاعات در بازی حضور در تاریخچه تاریکی صداگذار اولیسیس کوادرا خاویر هیدالگو یا هاویر هیدالگو (انگلیسی: Javier Hidalgo) رئیس یک کارتل مواد مخدر به نام مارهای مقدس در آمریکای لاتین بود. او به خاطر بیماری همسرش، متوسل به محصولات آمبرلا، ویروس‌های تی و ویروس T-Veronica شد. محتویات معرفی عملیات خاویر منابع معرفی خاویر هیدالگو رهبر یک باند قاچاق مواد مخدر در ناحیه‌ای در آمازون بود. او همچنین یک همسر به نام هیلدا و دختری به نام مانوئلا هیدالگو نیز داشت. در سال ۱۹۹۱، هیلدا مبتلا به بیماری لاعلاجی شد و سرنوشتی جز مرگ در انتظارش نبود. خاویر که چاره‌ا پیش روی خود نداشت، با یک محقق آمبرلا ارتباط برقرار و از او پیشنهاد دریافت ویروس T گرفت؛ تا به این ترتیب جان همسرش را نجات دهد. پس از استفاده از ویروس، بدن هیلدا قدرت خود را مجددا به دست آورد، سلول‌های سرطانی او از بین رفت ولی طولی نکشید که ویروس تاثیرات اصلی خود را نشان داد و هیلدا را به شکل موجودی هیولا مانند تبدیل کرد. جهش‌های پی‌دی‌پی ژنتیکی در هیلدا، او را به چیزی مثل یک هیولای بی‌رحم تبدیل کرده بود. در سال ۲۰۰۱ و پس از ابتلای دخترش مانوئلا به بیماری لاعلاج مشابه هیلدا، خاویر این بار به ویروس دیگری از آمبرلا یعنی ویروس T-Veronica دسترسی پیدا کرد. این بار و با کمک توانایی‌های بازساز‌ی‌کننده ویروس، خاویر امیدوار بود تا جان دخترش را نجات دهد. ویروس جدید این بار نتایج بهتری داشت ولی مانوئلا همچنان در خطر جهش‌های پی در پی ژنتیکی بود. خاویر برای جلوگیری از این اتفاق، دستور ربودن تعداد زیادی از دختران بومی را داد و با استفاده از اورگان‌ها و اندام‌های داخلی این افراد، توانست تا مانع از تبدیل شدن مانويلا به یک هیولا شود. پس از به هوش آمدن مانوئلا و فهمیدن این حقیقت که بسیاری برای نجات جان او کشته شده‌اند، او از محل پا به فرار گذاشت. خاویر نیز که عصبانی از ماجرا بود، دستور باز کردن آب از یک سد بزرگ را داد که باعث نشت ویرس تی در ناحیه و ابتلای مجدد هیلدا این بار به ویروس تی-ورانیکا شد. هیلدا پس از این جهش‌های ژنتیکی جدیدی پیدا و به یک هیولای دو-زیست/دریایی بزرگ تبدیل شد. عملیات خاویر دولت محلی از سال‌ها قبل‌تر نیز قادر به کنترل خاویر و گروه مارهای مقدس نبود و این بار با وقوع یک اپیدمی جدید از طریق ویروس جهش‌زای T، توجه بیشتری به این ناحیه جلب شد. دولت آمریکا لیان اسکات کندی و جک کراوزر را برای تحقیقات بیشتر به محل فرستاد. لیان سه سال قبل‌تر، از معدود بازماندگان یک حادثه مشابه اما در ابعاد بزرگ‌تر در شهر راکون بود. خاویر برای مقابله با هر نیروی مهاجم خارجی، صاحب ثروتی بزرگ و ارتش خصوصی خودش بود. او در پی برگرداندن دخترش مانوئلا در میانه بحران تبدیل شدن ساکنین به زامبی بود. با این حال مانوئلا که از پدرش فراری شده بود، به زودی با لیان و کراوزر مواجه و با آن دو همراه شد. لیان و کراوزر چندبار به نزدیکی خاویر رسیدند. در نهایت در گلخانه بزرگ خاویر بود که او در گیاه بزرگ ورانیکا ذوب و تبدیل به هیولایی به نام V-Complex شد. این موجود عظیم به لیان و کراوزر حمله کرد ولی این درنهایت دو مامور زبده بودند که با کمک مانوئلا هیولا را نابود کردند. منابع رزیدنت اویل: تاریخچه تاریکی Javier Hidalgo در رزیدنت اویل ویکیا Hilda Hidalgo در رزیدنت اویل ویکیا
  7. خانواده بیکر

    خانواده بیکر (انگلیسی: The Baker family) گروه اصلی ضدقهرمان در بازی رزیدنت اویل 7 بودند. این خانواده متشکل از جک، مارگاریت، لوکاس و زویی بیکر بودند که پس از پذیرش میا وینترز و اولین در عمارت خودشان در دولوی، لوئیزیانا، سرنوشت آن‌ها به عنوان یک خانواده معمولی به کلی تغییر کرد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه خانواده بیکرها، یک خانواده معمولی و ساکن عمارت و املاک بزرگی در دولوی، لوئیزیانا بودند. پدر خانواده یعنی جک بیکر نیز سابقه خدمت در نیروهای نظامی آمریکا را داشته است. در سال ۲۰۱۴ و پس از واژگون شدن یک کشتی حمل و نقل در نزدیکی عمارت این خانواده، جک و لوکاس بیکر به محل رفتند تا به بازماندگان کمک کنند. آن‌ها درنهایت اولین و میا وینترز را در حالت بی‌هوش پیدا و به عمارت بردند. بی‌خبر از ماهیت حقیقی اولین، این کودک پس از به هوش آمدن شروع به استفاده از قدرت‌های کنترل ذهنی خود کرد و به تدریج کنترل ذهن افراد خانواده را در اختیار گرفت. اولین به عنوان یک کودک که همیشه آرزوی داشتن خانواده‌ای را داشت، بیکرها را مجبور به اطاعت و ربودن افراد مختلف کرد تا از این طریق عطش داشتن خانواده اولین را برطرف کنند. به هر شکل سرنوشت این خانواده، پس از ورود اولین و میا تغییر کرد و آن‌ها جریان عادی زندگی خود را تعطیل کردند. آن‌ها به تدریج به عنوان خانواده‌ای منزوی، خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی شناخته می‌شدند.در حلی که جک و مارگراریت تحت کنترل اولین به ربودن مخفیانه توریست‌ها می‌پرداختند، زویی خود را از اعضای خانواده و اولین پنهان می‌کرد تا تحت کنترل ذهنی او نباشد. لوکاس نیز گرچه وانمود می‌کرد که تحت کنترل اولین است، اما او در اصل با شرکت بانی ماجرا همکاری داشت. در این میان زویی به چندین نفر از قربانیان برای فرار از عمارت کمک می‌کرد که کلنسی جارویس و ایتن وینترز از جمله آن‌ها بودند. پس از ورود ایتن برای نجات همسرش میا، جک و مارگاریت همراه با زویی درنهایت کشته شدند و سرنوشت لوکاس نیز نامعلوم است. منابع The Baker family در رزیدنت اویل ویکیا
  8. ایتن وینترز

    Ethan Winters مشخصات تولد نامشخص وضعیت زنده اطلاعات ژنتیکی جنسیت مرد اطلاعات در بازی دیده شده در رزیدنت اویل ۷: بایوهازارد صداگذار تاد سالی ایتن وینترز (انگلیسی: Ethan Winters) یک مهندس سیستم عادی و قهرمان اصلی در بازی رزیدنت اویل ۷ است که در سال ۲۰۱۷ و در وقایع روی داده در املاک بیکرها درگیر شد. او همسری به نام میا وینترز دارد که تا سال ۲۰۱۴ در تکزاس زندگی می‌کردند. همسر او در یک شرکت، شغلی تحت عنوان نگه‌داری و مراقبت از یک کودک را برعهده داشت. میا یک ویدیو نیز در حین کار برای ایتن فرستاد و آرزو کرد که سریع‌تر کارش تمام شود تا نزد ایتن برگردد. اما این اتفاق هرگز رخ نداد و تا چند سال آینده، هیچ خبری از میا نبود. در حالی که ایتن و سایرین، دیگر میا را مرده فرض می‌کردند، او در سال ۲۰۱۷ پیامی از طرف میا دریافت کرد. او در پیام گفته بود که در دولوی، لوئیزیانا بوده و باید نجات داده شود. محتویات ورود به دولوی عمارت بیکرها ساخت سرم فرار با میا مواجهه با اولین منابع ورود به دولوی ایتن در سال ۲۰۱۷، پیامی از میا دریافت کرد و متوجه شد که در املاک بیکرها واقع در دولوی لويزیانا بوده و باید نجات داده شود. میا برای سه سال مفقود شده و توسط ایتن و دیگران مرده پنداشته می‌شد ولی او بدون در نظر گرفتن این موضوع، به سمت لوئیزیانا رفت. او به زودی وارد عمارت بیکرها شد و در در مسیر پیدا کردن میا، یک نوار ویدیویی پیدا کرد. در این ویدیو، ایتن شاهد ورود اعضای تیم مستندساز سور گیتورز به داخل همان خانه بود. این تیم ظاهرا به ساخت مستندهایی پیرامون خانه‌ها و محل‌های جن‌زده شهرت داشت. در طول این ویدیو، اضعای تیم یکی پس از دیگری در خانه مفقود می‌شوند. در نهایت نیز فیلمبردار تیم یعنی کلنسی جارویس نیز توسط مرد ناشناسی به دام می‌افتد. پس از این، ایتن به هر ترتیب در زیرزمین خانه مهمان‌ها میا را پیدا کرد. میا در یک سلول زندانی بود و حتی به خاطر نمی‌آورد که پیغامی فرستاده است. پس از آزاد کردن او از سلول، میا از ایتن خواست تا برای خروج از عمارت دنبالش برود. در فاصله کوتاهی که ایتن بخش دیگر اتاق را جستجو می‌کرد، میا ناگهان فریاد کشید و وقتی ایتن به محل برگشت، متوجه شد که دیوار شکافته شده و خبری هم از میا نیست. او به جستجوی همسرش ادامه داد تا اینکه مشخص شد میا کاملا تغییر کرده است. ایتن پس از این، تلفن خانه را پاسخ داد که در آن شخصی به نام زویی به او گفت که از طریق شیروانی می‌تواند از این خانه فرار کند. پس از اندکی جستجو، ایتن میا را در حالتی وحشتناک پیدا کرد. او رفتار عجیبی داشت و به سمت ایتن حمله‌ور شد. در حالی که میا ضربات چاقو را ادامه می‌داد، ایتن از خود دفاع و سرانجام او را به عقب راند. در این زمان میا به حالت عادی برگشت، از ایتن عذرخواهی کرد و بعد از گفتن اینکه «دختر از ذهنش بیرون نمی‌رود»، شروع به کوبیدن سر خودش به دیوار کرد. ایتن که کاملا مبهوت شده بود، درنهایت دید که میا در اثر خودزنی‌هایش بی‌هوش شد. به فاصله کوتاهی، میا مجددا از جا پرید و به سمت ایتن حمله کرد. مبارزه بعدی میان میا و ایتن، مرگبارتر بود و ایتن چاره‌ای جز کشتن همسرش با یک تبر نداشت. در همین زمان، ایتن برای برداشتن تلفن به راهرو رفت که در زمان بازگشت مشخص شد میا از آنجا رفته است. ایتن یک بار دیگر در راهرو خانه مهمان‌ها هم با او مواجه شد. میا ابتدا حالت عادی داشت، به ایتن گفت که درک می‌کند که قصد نداشته به او آسیبی برسد؛ در ادامه اما مجددا تغییر کرد و به ایتن حمله‌ور شد. او شوهرش را به دیوار چسباند و در ادامه با یک اره‌برقی دست چپ ایتن را قطع کرد. این دو یک بار دیگر هم در اتاق زیرشیروانی با یکدیگر مواجه و ایتن این بار با اسلحه به سمت میا تیراندازی و باز هم او را کشت. به فاصله کوتاهی اما ایتن توسط جک بیکر بی‌هوش و او هر دوی آن‌ها را به عمارت اصلی آورد. عمارت بیکرها مدتی بعد ایتن بسته شده به صندلی، و پشت میز غذاخوری خود را پیدا کرد و در حالی که هنوز کاملا به هوش نیامده بود، زویی برای مدتی کوتاه حضور داشت و دست قطع شده ایتن را مجددا به ساعدش دوخت. او همچنین یک ساعت کدکس نیز به دستش بست و سپس محل را ترک کرد. پس از خروج زویی، ایتن رفته رفته هوشیای خود را به دست آورد؛ او همچنان به صندلی بسته شده بود در حالی که غیر از جک بیکر، مارگاریت و لوکاس به همراه پیرزنی با هویت نامشخص نیز پشت میز بودند. ایتن که مجبور به خوردن غذای آن‌ها شد از این کار امتناع کرد که همین نیز، باعث عصبانیت آن‌ها شد. در در این زمان جک وارد عمل شد و با ضبات چاقو ایتن را مجبور کرد. او اما درست قبل از زدن ضربه نهایی، به خاطر رسیدن جانشین اداره پلیس دولوی متوقف شد. اعضای خانواده که اتاق را ترک کرده بودند، فرصتی مناسب برای ایتن فراهم شد تا از محل فرار کرده و گردش مخفیانه خود در این خانه مملو از خطر را، برای پیدا کردن یک راه فرار آغاز می‌کند. پس از این او متوجه حضور افسر پلیس در بیرون پنجره خانه شد و این دو قبول کردند تا در گاراژ خانه صحبت کنند. در اینجا اما جک نیز وارد گاراژ شد، درب را بست و سر پلیس نگون‌بخت را با بیل قطع کرد. ایتن اسلحه پلیس را برداشت و به سمت جک تیراندازی کرد. در اینجا بود که توانایی خودترمیمی جک برای ایتن روشن شد؛ جک رسما موجودی نامیرا بود که به سرعت اعضای منهدم شده بدنش ترمیم می‌شدند. ایتن کلید ماشین را پیدا، سوار شد و سعی کرد با ماشین جک را زیر بگیرد. اما جک دیوانه‌وار بلند و وارد ماشین شد. کنترل آن را بدست گرفت و ماشین را به موانع کوبید. او امیدوار بود ایتن کشته شود ولی شانس با ایتن یار بود، او نجات پیدا و الوار به بدن جک کوبیده شده بودند. در ادمه و خروج ایتن، حتی انفجار ماشین نیز باعث مرگ جک نشد و او گرچه کاملا سوخته بود اما همچنان سرحال به نظر می‌رسید. او به سرعت ترمیم شد و تعقیب را شروع کرد. ایتن را گرفت و این بار اسلحه را در دهان خودش گذاشت. پس از گفتن اینکه ایتن به زودی صحنه هیجان‌انگیزی می‌بیند، جک ماشه را کشید و سر خود را منفجر کرد! ایتن گرچه تصور می‌کرد که جک مرده اما زویی به او گفت که این اتفاق نمی‌افتد! او همچنین به ایتن اطلاع داد که میا هنوز زنده است چون مبتلا به همان ویروسی است که دیگر اعضای خانواده بیکرز به آن مبتلا هستند. با این حال زویی نیز مثل ایتن در خانه گرفتار شده و قصد فرار دارد. پیش از این اما، او به ایتن گفت که آن‌ها نیاز به تزریق «سرم خاصی» هستند تا تاثیر ویروس در بدن آن‌ها از بین برود. به گفته زویی، ایتن باید چند آیتم برای ساخت سرم پیدا کند و درنهایت آن را پیش او در یک کابین کوچک در حیاط پشتی ببرد. ایتن به ان ترتیب چند بار دیگر نیز مجبور به مواجهه و فرار از دست جک، در راهروها و اتاق‌های بسته این عمارت بزرگ بود. او همچنین یک نوار ویدیویی دیگر پیدا کرد که این بار توسط میا ضبط شده بود. در این ویدیو، مشخص شد که میا زنده است و توسط مارگاریت بیکر تعقیب می‌شود. او درنهاایت بار دیگر از ایتن خواست تا نجاتش دهد. ایتن پس از چند بار فرار موفق، این بار او برای به دست آوردن کلید درب پشتی خانه مجبور به مبارزه با جک بیکر بود. این دو در نهایت در یک محوطه بسته و کوچک مواجه شدند؛ جایی که درگیری شدید و خونین شد و جک یک قیچی غول‌پیکر را برای سلاخی کردن ایتن برداشت. ایتن نیز در ادامه یک اره‌برقی پیدا و این دو به جنگی تن به تن پرداختند که با موفقیت ایتن تمام شد. ایتن در اینجا جک را با اره برقی به دو نیم کرد تا مطمئن شود که این دفعه او را کشته است! ساخت سرم پس از برداشتن کلید، ایتن به خارج از خانه و محوطه بزرگ حیاط رسید، جایی که در کابین کوچکی در میانه آن، بار دیگر از طریق تلفن با زویی صحبت کرد. طبق گفته زویی، ایتن باید برای پیدا کردن آیتم‌های این سرم، به خانه دیگری در سمت دیگر حیاط رفت، جایی که مجبور بود تا با مارگاریت بیکر مواجه شود. علیرغم هشدار زویی که بهتر است ایتن از مواجهه با مادرش مارگاریت خودداری کند، ایتن اما چاره‌ای جز این نداشت. او در اینجا با مارگاریت و زنبورهای جهش‌یافته او مقابله کرد و مدتی بعد نیز برای لحظاتی، میا را نیز دید که البته به سرعت توسط «لوکاس بیکر» به دام افتاد. پس از پیدا کردن اولین آیتم، ایتن لحظاتی شمایل «دختر بچه» مرموزی را دید که در ادامه ناپدید شد. او درنهایت کلید ورود به اتاق طبقه دوم را پیدا کرد ولی پیش از ورود، توسط مارگارت متوقف و به سمت دیگر پرتاب شد. در حالی که ایتن در چاه افتاده بود، مارگاریت سعی کرد با زنبورهایش ایتن را بکشد. با این حال ایتن از خود دفاع و مارگاریت را آتش زد. پس از خروج از چاه و ورود به اتاق× او یک نوزاد مرده و مومیایی شده نوع D پیدا کرد. با این حال او قادر به ورود به اتاق دیگر نبود تا نمونه‌ای از دست یک کودک نوع D را به دست بیاورد. برای این کار، او بایستی فانوس مارگاریت را پیدا می‌کرد. ایتن برای گرفتن فانوس، این بار باید با مارگاریت جهش‌یافته درگیر می‌شد. پس از گرفتن فانوس و پیدا کردن آیتم مورد نیاز برای ساخت سرم، او به محلی رفت که قرار بود با زویی ملاقات کند؛ در عوض و در کابین وسط حیاط، ایتن تلفنی از لوکاس بیکر را پاسخ داد. لوکاس به او گفت که زویی و میا در اسارت او هستند و ایتن، برای نجات آن‌ها باید وارد «مهمانی» شود. مهمانی دیوانه‌واری که لوکاس در نظر گرفته بود، ناز به دو کارت کلید ورودی داشت که ایتن باید آن‌ها را از عمارت اصلی پیدا می‌کرد. او یک نوار ویدیویی دیگر نیز دیده بود که نشان می‌داد لوکاس، چطور با ذهن مهمان‌هایش بازی می‌کند! پس از ورود به خانه لوکاس در نزدیکی کابین وسط حیاط، ایتن مجبور شد تا در محوطه‌ها، راهروها، اتاق‌ها و لوکیشن‌های تله‌گذاری شده و معمایی مسیر خود را برای رسیدن به میا و زویی دنبال کند. در این میان، بازی روانی لوکاس با ذهن ایتن و هیولاهای مختلف نیز از جمله بزرگ‌ترین چالش‌های ایتن بود. به هر شکل ممکن، ایتن از این پازل‌ها به سلامت خارج می‌شود. پس از فرار لوکاس، ایتن زویی و میا را پیدا کرده و آیتم‌های ساخت سرم را به زویی می‌دهد. گرچه زویی دو سرم ساخت ولی با حمله مجدد و ناگهانی «جک بیکر»، که به خاطر جهش‌های ژنتیکی به یک هیولای غول‌پیکر تبدیل شده بود مواجه شد. در پایان این مبارزه، ایتن مجبور شد تا برای کشتن قطعی جک از یکی از سرم‌ها استفاده کند. گرچه این سرم جواب داد ولی ایتن تنها یک سرم باقی‌مانده داشت و باید بین نجات میا و زویی یکی را انتخاب می کرد. فرار با میا ایتن در اینجا میا را با سرم نجات خواهد داد و سعی می‌کند زویی را قانع کند و اینکه به زودی کسی را برای نجاتش می‌فرستد. ایتن و میا، سوار بر قایق در رودخانه از عمارت دور می‌شوند. در اینجا میا خواهد گفت که بعد از همه اتفاقات چرا او را نجات داده؟ ایتن نیز در پاسخ می‌گوید که «چه کس دیگری را می‌توانست انتخاب کند؟» مدتی بعد قایق آن‌ها در اثر ترشحات عجیبی منهدم و ایتن توسط مواد به اسارت گرفته شد. این اتفاق در نزدیکی یک کشتی شکسته بزرگ رخ داد. درحالی که ایتن در داخل کشتی اسیر و بی‌هوش شده بود، میا در سمت دیگر تلاش برای نجات ایتن را دنبال می‌کرد. او هر طور که بود «نمونه‌ای از DNA» دختربچه‌ای به نام اولین را در کشتی پیدا کرده بود. ایتن در ادامه در ذهنش زویی و جک بیکر را دید که حالتی عادی داشتند. جک در اینجا توضیح داد که با تمام وجود متوجه جنایاتش هست اما تمام آن کارها بدون اراده خودش و با قدرت کنترل ذهنی اولین صورت گرفته بود. او از خود و خانواده‌اش نیز در کنار دیگر قربانیان، به عنوان قربانی یاد کرد و از ایتن خواست تا هر طور که شده اولین را متوقف کرده و خانواده‌اش را نجات دهد. میا نیز در ادامه موفق شد ایتن را از اسارت نجات دهد. در حالی که اولین در اینجا ظاهر شده بود و در تلاش برای کنترل ذهن میا بود، او نمونه DNA اولین را به ایتن داد و او را از اتاق بیرون کرد. او گفت که می‌تواند در برابر اولین مقاومت کند و ایتن فقط باید به فکر نابود کردن اولین باشد. (بازیکن درصورتی که زویی را با سرم نجات دهد: زویی در قایق خواهد مرد و ایتن باید پس از نجات از اسارت با میا مبارزه کند. مبارزه‌ای که به مرگ میا منتهی می‌شود) مواجهه با اولین پس از خروج ایتن از کشتی، او مسیر خود را به سمت یک معدن نمک متروکه دنبال و یک آزمایشگاه مخفی پیدا کرد. در اینجا مشخص شد که اولین، در زمره سلاح‌های بیولوژیکی «نوع E» است که قادر هستند دیگران را با «ترشح ماده‌ای روان‌گردان» آلوده و ذهن آن‌ها را کنترل کنند. از اثرات جانبی ماده ترشح شده، ایجاد جنون شدید، توانایی قدرتمند احیا و التیام سلولی و جهش‌های ژنتیکی شدید است. اولین به عنوان دختربچه‌ای با چنین قدرت‌هایی، در حسرت داشتن خانواده و پدر و مادر بود و برای همین نیز میا و خانواده بیکر را آلوده کرده بود. در این میان لوکاس اما از طریق ارتباط با «سازمانی ناشناس» سرمی دراختیار داشت که با تزریق آن، از قدرت‌های میا در امان مانده بود و در اصل، وانمود می‌کرد که تحت کنترل او است. ایتن با استفاده از تجهیزات آزمایشگاه و همچنین شیشه حاوی DNA اولین، سم مخصوص E-Necrotoxin را ساخت که می‌توانست اولین را بکشد. او با دنبال کردن مسیری مملو از هیولاهای ساخته شده توسط اولین، درنهایت راه خود را بار دیگر به خانه بیکرها باز کرد. با درنظر گرفتن اینکه ایتن سم مرگ در اختیار داد، اولین شروع به استفاده از قدرت‌های خود و ایجاد الهام‌های خیالی در ذهن ایتن کرد تا او را نیز از نظر ذهنی به جنون بکشاند. به هر شکل، ایتن قادر بود بر این بازی‌های ذهنی فائق بیاید و در نهایت سم را به اولین تزریق کند. به محض تزریق و خارج شدن ایتن از شرایط خیالی، او متوجه شد که اولین همان پیرزن ناشناسی بود که در تمام این مدت در خانه بیکرها می‌دید. در حالی که ایتن در این شوک بود، سم باعث جهش پیدا کردن اولین به هیولایی غول‌پیکر شد. پس از مدتی مبارزه با این هیولا، «یک تفنگ دستی» از یک هلی‌کوپتر به کنار ایتن افتاد و شخصی از او خواست تا از آن اسلحه، برای کشتن هیولا استفاده کند. با کمک این اسلحه، ایتن هیولا را کشت و با کریس ردفیلد، فرمانده تیم آلفای آمبرلا کورپس مواجه شد. او درنهایت با هلی‌کوپتر این تیم نجات پیدا کرد؛ در حالی که میا نیز توسط تیم ردفیلد نجات پیدا کرده است. (اگر بازیکن زویی را با سرم نجات داده بود، میا در هلی‌کوپتر حضور نداشت و ایتن با بیرون پرت کردن تلفن همراه میا به خارج از هلی‌کوپتر، سعی می‌کند او و وقایع اخیر را به دست فراموشی بسپارد) منابع رزیدنت اویل ۷ Ethan Winters در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا
  9. میا وینترز

    Mia Winters مشخصات تولد نامشخص وضعیت زنده (در پایان بد: مرده) اطلاعات ژنتیکی جنسیت زن اطلاعات در بازی دیده شده در کیچن رزیدنت اویل 7: ساعت شروع رزیدنت اویل ۷: بایوهازارد صداگذار کتی اوهاگان میا وینترز (انگلیسی: Mia Winters) کارمند سابق شرکتی با هویت نامشخص است؛ شرکتی که مسئول تولید نوع جدیدی از سلاح‌های بیولوژیکی تحت اسم رمز نوع E بوده است. میا در جریان متولد شدن یکی از این نمونه‌ها، یعنی اولین حضور داشت و مسئولیت نگه‌داری و مراقبت از این کودک با او بود. میا همچنین موضوع اصلی را از همسرش ایتن وینترز مخفی کرده بود و به او صرفا گفته بود که یک پرستار بچه ساده است. از زمانی که بچه شروع به استفاده از قدرت‌هایش کرد، میا نیز مفقود شد و برای سه سال بعدی تصور می‌شد که مرده باشد. او در اصل توسط خانواده بیکر نجات پیدا و در تمام این مدت در عمارت آن‌ها محدود شده بود. محتویات وقایع سال ۲۰۱۴ ژوئن ۲۰۱۷ جولای ۲۰۱۷ پایان خوب پایان بد منابع وقایع سال ۲۰۱۴ میا مدتی پس از ازدواج با ایتن وینترز، شغلی تحت عنوان پرستار بچه برای کودکی به نام اولین به دست آورد؛ کودکی که در واقع یک سلاح بیولوژیکی با DNA دستکاری شده در آزمایشگاه بود. در سال ۲۰۱۴، قرار بود این کودک به محل دیگری منتقل شود و میا همراه با سرپرست این انتقال یعنی آلن داگلاس، نقش پدر و مادر صوری کودک را بازی می‌کردند. میا در این زمان فیلم ویدیویی برای ایتن فرستاد که در آن آرزو می‌کرد کار پرستاری بچه سریع‌تر تمام شود تا بتواند پیش شوهرش برگرد. وقایع اما شکل دیگری پیش رفت و اولین که تازه قدرت‌های خود را کشف کرده بود، بی مهابا شروع به استفاده از آن‌ها کرد. در این جریان، تقریبا همه خدمه و مسافران کشتی حامل آن‌ها به Molded تبدیل شدند. با سخت تر شدن شرایط و حمله ایوی حتی به «آلن» که تصور می‌کرد پدرش است، او به میا گفت تا هر طور که شده بچه را متوقف کند چون ظاهرا اولین با میا مشکلی ندارد. میا نیز با هر چه در توان داشت موفق نشد اولین را قانع کرده و کنترل کند. اولین مثل کودک بازیگوش و تنهایی بود که تنها شخص نزدیکی که می‌شناخت میا بود و البته به تازگی، قدرت‌های خود را کشف کرده بود. اولین همه، حتی آلن را کشت و میا را به ماده ترشح شده از خودش یعنی مولد مبتلا کرد. میا که هیچ راه مقابله‌ای با اولین به ذهنش نمی‌رسید، ویدیو دیگری درست کرد و از ایتن خواست که اگر توانست آن را ببیند، هرگز سراغش نیاید. تعقیب مجدد اولین همزمان با شروع طوفان سهمگینی در منطقه لوئیزیانا بود. اولین در این زمان به میا گفت که او مادرش است و آن‌ها به عنوان خانواده می‌توانند تا ابد در کنار هم زندگی کنند. طوفان اما به زودی کشتی را به کلی منهدم و میا را به سمت دیگری پرتاب کرد. مدتی بعد، میا و اولین درحالی که بی‌هوش در ساحل رودخانه افتاده بودند، توسط جک بیکر پیدا و نجات داده شدند. جک و پسرش لوکاس برای جستجوی کشتی و محوطه به آنجا رفته بودند. در عمارت بیکر، میا مورد مراقبت توسط زویی بیکر قرار گرفت. او یادداشتی نوشت که بیکرها نباید حتی نزدیک اولین شوند اما پیش از اینکه نوشته تمام شده و به دست آن‌ها برسد، اولین به هوش آمده و مارگاریت و جک بیکر را آلوده کرده بود. اولین پس از این از قدرت‌هایش برای داشتن یک خانواده در اطرافش استفاده کرد و بیکرها را با قدرت کنترل ذهنی خود، مجبور به ربودن افراد می‌کرد. او همچنین میا را به عنوان مادر قبول کرده بود و به همین خاطر خطری از جانب بیکرها او را تهدید نمی‌کرد. گرچه با این وجود، میا برای چند سل آینده در زیرزمین خانه محبوس بود و در اثر ضربه وارد شده در حادثه کشتی، بازی‌های ذهنی اولین و گذر زمان، رفته رفته بسیاری از حافظه خودش را از دست داده بود. ژوئن ۲۰۱۷ میا تحت کنترل ذهنی اولین، در ژوئن ۲۰۱۷ به اعضای تیم مستندساز سور گیتورز حمله کرد. یکی از آن‌ها گرچه مقابله کرد که میا از آنجا ناپدید و اندکی بعد در سکوت، ناگهان ظاهر و پتر را خلع‌سلاح کرد. جولای ۲۰۱۷ اولین که از همه افراد ربوده شده، به قصد داشتن خانواده ایده‌آل خودش ناامید شده بود، میا را مجبور کرد که برای شوهرش پیغام بفرستد و بگوید که زنده بوده و در دولوی لوئیزیانا است. ایتن که پیغام را دریافت کرده بود، به رغم اینکه برای سه سال خبری از میا نداشت و همه او را مرده فرض می‌کردند، تصمیم گرفت به دولوی برود. او به زودی وارد عمارت بیکرها شد و در زیرزمین خانه مهمان‌ها میا را پیدا کرد. میا در یک سلول زندانی بود و حتی به خاطر نمی‌آورد که پیغامی فرستاده است. پس از آزاد کردن او از سلول، میا از ایتن خواست تا برای خروج از عمارت دنبالش برود. در فاصله کوتاهی که ایتن بخش دیگر اتاق را جستجو می‌کرد، میا ناگهان فریاد کشید و وقتی ایتن به محل برگشت، متوجه شد که دیوار شکافته شده و خبری هم از میا نیست. او به جستجوی همسرش ادامه داد تا اینکه مشخص شد میا کاملا تغییر کرده است. میا که چهره‌اش مثل یک هیولا شده بود به سمت ایتن رفت و او را به سمتی دیگر پرتاب کرد. در ادامه نیز با چاقو به ایتن حمله‌ور شد و چند بار به او ضربه زد. در حالی که میا ضربات چاقو را ادامه می‌داد، ایتن از خود دفاع و سرانجام او را به عقب راند. در این زمان میا به حالت عادی برگشت، از ایتن عذرخواهی کرد و بعد از گفتن اینکه «دختر از ذهنش بیرون نمی‌رود»، شروع به کوبیدن سر خودش به دیوار کرد. ایتن که کاملا مبهوت شده بود، درنهایت دید که میا در اثر خودزنی‌هایش بی‌هوش شد. به فاصله کوتاهی، میا مجددا از جا پرید و به سمت ایتن حمله کرد. بدون آگاهی ایتن، همه این وقایع در اصل ناشی از قدرت کنترل ذهنی اولین بود که میا را مجبور به کشتن ایتن کرده بود. مبارزه بعدی میان میا و ایتن، مرگبارتر بود و ایتن چاره‌ای جز کشتن همسرش با یک تبر نداشت. در همین زمان، ایتن برای برداشتن تلفن به راهرو رفت که در زمان بازگشت مشخص شد میا از آنجا رفته است. در واقع ماده ترشح شده اولین یعنی «Mold» که باعث تحت کنترل در آمدن قربانی می‌شد، تاثیرات جانبی دیگری نیز داشت که یکی از آن‌ها ترمیم سریع باقت‌های تخریب شده بود. همین ویژگی، مانع مرگ میا شد و ایتن یک بار دیگر در راهرو خانه مهمان‌ها با او مواجه شد. میا ابتدا حالت عادی داشت، به ایتن گفت که درک می‌کند که قصد نداشته به او آسیبی برسد؛ در ادامه اما مجددا تغییر کرد و به ایتن حمله‌ور شد. او شوهرش را به دیوار چسباند و در ادامه با یک اره‌برقی دست چپ ایتن را قطع کرد. این دو یک بار دیگر در اتاق زیرشیروانی با یکدیگر مواجه و ایتن این بار با اسلحه به سمت میا تیراندازی و باز هم او را کشت. به فاصله کوتاهی اما ایتن توسط جک بیکر بی‌هوش و او هردوی آن‌ها را به عمارت اصلی آورد. میا پس از این مجددا مجبور به زندانی شدن بود اما از دست مارگاریت فرار کرد. او یک ویدیو از فرار خودش از مارگاریت ایجاد کرد که نشان می‌داد او سرتاسر خانه‌های قدیمی پشت عمارت را درحال فرار از دست مارگاریت بوده؛ فراری که درنهایت با به دام افتادنش تمام شد. او در این ویدیو از ایتن خواست تا باز هم او را نجات دهد. میا یک بار دیگر نیز موفق به فرار شد که این بار درست در مقابل ایتن و توسط «لوکاس بیکر» به دام افتاد. وقایع بعدی، به ساخته شدن نوعی سِرُم توسط ایتن منتهی شد؛ سرمی که مواد اولیه آن با کمک‌های زویی بیکر پیدا شد. ایتن درنهایت زویی و میا را از اسارت لوکاس نجات داد. در این زمان زویی دو سرم با آیتم‌های ایتن ساخت. پس از مبارزه نهایی ایتن با جک بیکر، او مجبور به استفاده از یکی از سرم‌ها شد. به این ترتیب او گرچه جک را نابود کرد، اما تنها یک سرم دراختیار داشت و بایستی انتخاب می‌کرد که چه کسی را نجات دهد؟ همسرش میا که مدتی قبل عقلش را از دست داد و چند بار تا مرز کشتن ایتن پیش رفت؛ یا زویی که بدون وجود او، ایتن نمی‌توانست تا این مرحله و خروج از عمارت نزدیک شود. پایان خوب در صورت نجات میا، پایان خوب اتفاق می‌افتد. ایتن سعی می‌کند زویی را قانع کند و اینکه به زودی کسی را برای نجاتش می‌فرستد. ایتن و میا، سوار بر قایق در رودخانه از عمارت دور می‌شوند. در اینجا میا خواهد گفت که بعد از همه اتفاقات چرا او را نجات داده؟ ایتن نیز در پاسخ می‌گوید که «چه کس دیگری را می‌توانست انتخاب کند؟» مدتی بعد قایق آن‌ها در اثر ترشحات مولد منهدم و ایتن توسط اولین به اسارت گرفته شد. این اتفاق در نزدیکی کشتی شکسته حوادث اولیه رخ داد. به زودی میا جستجو برای پیدا کردن ایتن را در کشتی شروع کرد. او در این زمان با تعداد زیادی از موجودات «Molded» درگیر شد. اولین را نیز پیدا و با دیدن یک فیلم خاطراتش را به دست آورد. او گفت که هیچ وقت مادر اولین نبوده و هیچ وقت هم در یک خانواده نبوده‌اند. این جمله گرچه با عصبانیت اولین همراه بود، اما میا هر طور که بود «نمونه‌ای از DNA» اولین را در کشتی پیدا و ایتن را نیز نجات داد. او نمونه را به ایتن داد و در حالی که اولین سعی داشت ذهنش را کنترل کند، ایتن را از اتاق بیرون کرد. او گفت که می‌تواند مقاومت کند و ایتن فقط باید به فکر نابود کردن اولین باشد. مدتی بعد از نابودی اولین توسط ایتن، و زمانی که او توسط هلی‌کوپتر شرکت آمبرلا نجات پیدا کرده بود، او میا را نیز داخل هلی‌کوپتر دید که زنده مانده است. پایان بد در صورت نجات زویی، پایان بد اتفاق می‌افتد. وقایع قایق این بار با حضور زویی است با این تفاوت که در اثر حمله اولین، زویی در همینجا خواهد مرد و ایتن اسیر خواهد شد. میا به همان شکل متوجه حقایق می‌شود و به اولین خواهد گفت که مادرش نیست. او نمونه DNA را نیز به دست آورد و ایتن را نجات داد. با این حال در زمان شروع کنترل ذهنی اولین، میا نمی‌توانست مقاومت کند و به سمت ایتن حمله‌ور شد. در این زمان مبارزه دیگری میان میا و ایتن شکل می‌گیرد که منجر به کشته شدن قطعی میا خواهد شد. در صحنه پایانی، ایتن میا را کنار خود در هلی‌کوپتر ندارد. او از همسرش خداحافظی و گوشی همراهش را به عنوان یادگاری از میا بیرون می‌اندازد. منابع رزیدنت اویل 7 Mia Winters در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا
  10. جک بیکر

    Jack Baker اطلاعات شخصی تولد ۱۹۵۲ مرگ ۱۹ جولای ۲۰۱۷ وابستگی نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا (؟-۱۹۸۰) اطلاعات بیولوژیکی جنسیت مرد اطلاعات در بازی حضور در رزیدنت اویل 7: ساعت شروع رزیدنت اویل 7: بایوهازارد صداگذار جک برند جک بیکر (انگلیسی: Jack Baker) یکی از ضدقهرمان‌های اصلی در بازی رزیدنت اویل 7 است. او پدر و بزرگ خانواده بیکر است که در دولوی، لوئیزیانا اقامت داشتند. او شوهر مارگاریت و پدر زویی و لوکاس بیکر بوده و خانواده او تحت کنترل قدرت‌های ذهنی اولین، در طول چند سال منتهی به سال ۲۰۱۷، در پشت پرده چندین فقره آدم‌ربایی قرار داشته است. محتویات معرفی ورود اولین تحت کنترل اولین اتاق خواب ورود ایتن وینترز دومین مواجهه با ایتن آخرین مواجهه با ایتن ظاهر شدن در ذهن ایتن منابع معرفی جک بیکر در سال ۱۹۵۲ متولد شد. با این حال، اطلاعات چندانی از زندگی او تا پیش از ورود اولین و میا وینترز به خانه‌اش وجود ندارد. او ظاهرا در سال ۱۹۸۰، در خدمت نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا بوده است. او در دوره‌ای از زندگی‌اش صاحب یک مرتع بزرگ، همراه با عمارت‌ها و خانه‌های قدیمی قرن نوزدهمی در ایالت لوئیزیانا شد. با «مارگاریت بیکر» ازدواج کرد و از این ازدواج صاحب دو فرزند یعنی لوکاس و زویی شد. ورود اولین بر اساس دست‌نوشته‌های خودش، در اکتبر ۲۰۱۴ بود که با استفاده از کمک لوکاس، به فکر ترمیم و محکم‌سازی ساختمان‌های مرتع افتاد چون شرایط آب و هوایی بدی در پیش بود. در نتیجه طوفان، خانه قدیمی تخریب و یک کشتی بزرگ که از رودخانه می‌سی‌سی‌پی می‌گذشت، در نزدیکی خانه آن‌ها به گل نشست. پس از اطلاع این خبر توسط لوکاس، جک تصمیم گرفت فردای همان روز به محل رفته و کشتی را بررسی کند. در میان این کشتی‌خرابه، بیکرها دو زن، «میا وینترز» و دختربچه‌ای به نام «اولین» پیدا کردند و به آن‌ها در خانه‌شان پناه دادند. آن‌ها هیچ اطلاعی از اینکه اولین یک کودک آزمایشگاهی، با قدرت‌های ذهنی مرگبار است نداشتند. به این ترتیب، ایوی با ترشحاتی به نام مولد بیکرها را آلوده و نوعی جهش را در ساخت DNA آن‌ها فعال کرد که این امکان را به اولین می‌داد، تا او بتواند در ذهن و روان مبتلایان نفوذ کند. مارگریت اولین عضو خانواده بود که نشانه‌های ابتلا را در او ظاهر شد و او شروع به حرکات توهمی و زمزمه با خود کرده بود. یک بار وقتی زویی به او نزدیک می‌شد، مارگراریت به سمتش حمله کرد. در این زمان جک سعی کرد همسرش را کنترل کند و از زویی خواست تا از گاراژ طناب بیاورد. با این حال وقتی زویی برگشته بود، جک هم نشانه‌های ابتلا را از خود بروز داد. او حتی سعی کرد همسرش را در تاب حمام خفه کند که در ادامه به همین خاطر شروع به خودزنی کرد. او سپس شروع به تعقیب زویی کرد و او را در سرتاسر خانه دنبال می‌کرد. زویی باهوش بود که موفق شد از دید پدرش مخفی شود؛ جک اما به زودی لوکاس را به دام انداخت و او را نزد اولین آورد. تحت کنترل اولین جک و خانواده‌اش (به جز زویی)، به زودی عقل خود را کاملا از دست داده و به کلی از دنیا و جامعه پیرامون خود جدا شدند. همین هم باعث شد تا محلی‌ها فکر کنند که این خانواده به نوعی گم شده‌اند. به تدریج اما دیده شدن گاه و بی‌گاه آن‌ها توسط دیگران، باعث شد تا مردم به این نظریه برسند که اعضای این خانواده «جن زده» شده‌اند. اولین که هیچ هدفی جز داشتن خانواده بزرگ نداشت، بیکرها مجبور بودند این نیزا را از طریق ربودن توریست‌ها و بی‌خانمان‌ها برطرف کنند. جک در این زمان نه تنها مسئول ربودن این افراد، بلکه کشتن و سلاخی کردن آن‌ها نیز بود. این افراد نیز به هر شکل به ماده ترشحی مولد مبتلا بودند و به هر شکل، اولین نمی‌توانست رابطه عادی با آن‌ها داشته باشد. این خانواده به تدریج به خوردن اعضای بدن این قربانیان روی آوردند و تلاش زویی برای ارتباط با دنیای خارج یا کمک کردن به قربانیان نیز بی نتیجه بود. در ژوئن ۲۰۱۷ بود که آندره استریکلند همراه با اعضای تیم سور گیتورز به عمارت این خانواده آمدند. این تیم مستندساز به خاطر ساخت فیلم‌هایی از خانه‌ها و عمارت‌های جن‌زده و متروکه شهرت داشت. با این حال اعضای این تیم به تدریج توسط جک و لوکاس بیکر شکار شدند. البته یکی از این افراد به هر شکلی که بود خودش را نجات داد. اتاق خواب جک یک بار پیش مارگاریت رفت وبا اصرار از او خواست تا کلنسی جارویس، یکی از بازماندگان سور گیتورزها را بیرون بیاندازد. با این حال مارگاریت گفت که دخترشان (اولین) گفته که او را باید نگه دارند. مشاجره این دو به زودی بالا گرفت و مارگاریت از کوره در رفت! او با عصبانیت وارد اتاق شد و به کلنسی گفت همه این‌ها تقصیر او بوده است. او سپس چند بار با چاقو او را زد که درنهایت جک وارد اتاق شد و از مارگاریت عذرخواهی کرد. کلنسی در ادامه برای فرار تلاش کرد که درنهایت گرفتار شد و جک او را در زیرزمین محبوس کرد. ورود ایتن وینترز یک ماه بعد شوهر میا، یعنی ایتن وینترز وارد عمارت بیکرها شد و جستجو برای همسر مفقود شده‌اش را شروع کرد. ایتن همسرش را پیدا ولی بی‌خبر از همه‌جا با روان‌گسیختگی ناگهانی میا مواجه شد. پس از درگیری نیز جک ایتن را بی‌هوش و هردویشان را به عمارت اصلی آورد. او در ادامه ایتن را به صندلی بست؛ درست پشت میز ناهارخوری که خوراکی‌هایش از اعضای مختلف بدن قربانیان تشکیل شده بود. این یکی از روش‌های بیکرها برای تبدیل قربانیان به مولدد بود، که ایتن از خوردن امتناع می‌کرد. همین هم باعث شد تا مارگاریت از کوره در برود و اتاق را ترک کند. در این زمان جک وارد عمل شد و با ضبات چاقو ایتن را مجبور کرد. او اما درست قبل از زدن ضربه نهایی، به خاطر رسیدن جانشین اداره پلیس دولوی متوقف شد. اعضای خانواده که اتاق را ترک کرده بودند، فرصتی مناسب برای ایتن فراهم شد تا از محل فرار کند. این موضوع به سرعت توسط جک کشف شد و او شروع به تعقیب ایتن کرد که در این تعقیب دیوانه‌وار، جک بسیاری از قسمت‌های خانه خودش را هم ویران می‌کرد. درنهات ایتن از پشت پنجره، جانشین اداره پلیس را دید و این دو قبول کردند تا در گاراژ خانه صحبت کنند. در اینجا اما جک نیز وارد گاراژ شد، درب را بست و سر پلیس نگون‌بخت را با بیل قطع کرد. ایتن اسلحه پلیس را برداشت و به سمت جک تیراندازی کرد. در اینجا بود که توانایی خودترمیمی جک برای ایتن روشن شد؛ جک رسما موجودی نامیرا بود که به سرعت اعضای منهدم شده بدنش ترمیم می‌شدند. این توانایی، از جمله تاثیرات جانبی ماده مُلد است. ایتن کلید ماشین را پیدا، سوار شد و سعی کرد با ماشین جک را زیر بگیرد. اما جک دیوانه‌وار بلند و وارد ماشین شد. کنترل آن را بدست گرفت و ماشین را به موانع کوبید. او امیدوار بود ایتن کشته شود ولی شانس با ایتن یار بود، او نجات پیدا و الوار به بدن جک کوبیده شده بودند. در ادمه و خروج ایتن، حتی انفجار ماشین نیز باعث مرگ جک نشد و او گرچه کاملا سوخته بود اما همچنان سرحال به نظر می‌رسید. او به سرعت ترمیم شد و تعقیب را شروع کرد. ایتن را گرفت و این بار اسلحه را در دهان خودش گذاشت. پس از گفتن اینکه ایتن به زودی صحنه هیجان‌انگیزی می‌بیند، جک ماشه را کشید و سر خود را منفجر کرد! دومین مواجهه با ایتن اندکی بعد در حالی که ایتن فکر می‌کرد جک مرده است، او مجددا ظاهر شد. سر او به شکلی کاملا ترمیم شده بود و او بار دیگر به تعقیب به قصد شکار ایتن پرداخت. این تعقیب و گریز در سرتاسر عمارت و دالان‌های بسته آن ادامه داشت. گرچه ایتن در مواجهه‌ها، به هر شکلی که بود زنده می‌ماند ولی جک این بار سعی کرد تا ایتن را در تله بیاندازد. او یک قطعه سنگی که استفاده به عنوان کلید داشت را برداشت چون می‌دانست، ایتن برای فرارش به قطعه نیاز دارد و باید برای گرفتنش خود به سمت جک بیاید. این دو در نهایت در یک محوطه بسته و کوچک مواجه شدند؛ جایی که درگیری شدید و خونین شد و جک یک قیچی غول‌پیکر را برای سلاخی کردن ایتن برداشت. ایتن نیز در ادامه یک اره‌برقی پیدا و این دو به جنگی تن به تن پرداختنپد که با موفقیت ایتن تمام شد. ایتن در اینجا جک را با اره برقی به دو نیم کرد تا مطمئن شود که این دفعه او را کشته است! آخرین مواجهه با ایتن دو نیم شدن بدن، باعث شد تا بالاتنه جک به شکلی افسارگسیخته جهش پیدا کند و او رسما به یک هیولای بسیار بزرگ تبدیل شود. درست زمانی که ایتن، زویی و میا را نجات داده بود و دو سرم نیز برای واکسینه کردن این دو در اختیار داشت، جک مجددا ظاهر شد و ایتن را به چالش دعوت کرد. ایتن، جک هیولا شده را نیز شکست داد ولی برای کشتن قطعی او، به توصیه زویی، از یکی از سرم‌ها استفاده کرد. با این کار ایتن، بدن جک به سرعت خشک شد و به هزاران تکه شکست. ظاهر شدن در ذهن ایتن جک پس از آخرین مواجهه کشته شده بود، اما زمانی که ایتن در اسارت اولین بود، او در ذهنش زویی و جک را دید که از قدرت کنترل ذهنی اولین رهایی پیدا کرده بودند. جک در اینجا توضیح داد که با تمام وجود متوجه جنایاتش هست اما تمام آن کارها بدون اراده خودش و با قدرت ذهنی اولین صورت گرفته بود. او از خود و خانواده‌اش نیز در کنار دیگر قربانیان، به عنوان قربانی یاد کرد و از ایتن خواست تا هر طور که شده ایوی را متوقف کرده و خانواده‌اش را نجات دهد. منابع Jack Baker در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا الگو:شخصیت‌های اویل 7
  11. اولین

    Eveline اطلاعات شخصی تولد ۲۰۱۴ وضعیت مرده تاریخ مرگ ۲۰ جولای ۲۰۱۷ اطلاعات فیزیکی جنسیت زن اطلاعات در بازی حضور در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد صداگذارها پاتریشیا مک‌نیلی (پیر) پاولا رودز (نوجوان) اِوِلین (انگلیسی: Eveline) یا به اختصار ایوی (Eve) یک انسان «دستکاری ژنتیکی شده» از دوره تشکیل جنین در بدن مادر بوده است. این جنین دختر، از نظر ژنیکی و به عنوان بخشی از برنامه توسعه سلاح‌های بیولوژیکی تغییراتی را در DNA خود تجربه کرده تا پس از تولد به عنوان یک اسلحه مرگبار مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در جریان این آزمایش‌ها که توسط «یک شرکت مرموز» و شناسایی نشده صورت گرفته، به خاطر ترکیب نوعی باکتری ناهنجار در رشته‌های ژنوم، دختر بچه قادر بود تا «ذهن افرادی که با او در تماس قرار می‌گرفتند را کنترل کند». اِوِلین درواقع اولین نمونه موفق از سلاح‌های بیولوژیکی تایپ E بوده و یکی از ضد قهرمان‌های اصلی و نهایی بازی رزیدنت اویل 7: بایوهازارد است. محتویات معرفی حادثه دولوی ورود ایتن وینترز منابع معرفی اِوِلین در سال ۲۰۱۴ و با روش دستکاری ژنتیکی در دوره پیش از تشکیل جنین متولد شد. این دختر در کنار دیگر جنین‌هایی ساخته شده بود که به عنوان «سلاح‌های بیولوژیکی نوع E» شناخته می‌شدند. ایوی در حقیقت اولین و تنها نمونه موفق از نمونه‌های سری E بود که توسط «شرکتی با هویت نامشخص» (به احتمال زیاد شرکت تنتسو) ساخته می‌شد. هدف از ساخت این دختر به عنوان سلاح بیو ارگانیک، نابود کردن دشمن از راه دور بود و جنین پس از تولد، «با روش‌های مصنوعی» بزرگ شد تا به سن یک دختر عادی ۱۰ ساله برسد. تولد او، این موضوع را ثابت کرد که سلاح‌های سنتی بیو ارگانیک نظیر «ویروس‌ها» و «انگل‌ها»، که با هزینه‌های زیاد و درنهایت آسیب رسانی خارج از کنترل همراه بوده‌اند به سلاح‌های منسوخ تبدیل شدند. اینک با استفاده از سلاح‌های بیو ارگانیک «نوع E»، دارنده قادر بود تا با روش کنترل ذهن نیروهای دشمن جنگ را خاتمه دهد. با این حال برخی گروه‌های مزدور مانند «آمبرلا کورپس» در تدارک پیدا کردن موقعیت آزمایشگاه‌ها خط تولید سلاح‌های E و نابود کردن آن‌ها بودند. با توجه به شرایط، شرکت تصمیم گرفت تا ایوی را مخفی کند و آن‌ها در اکتبر ۲۰۱۴، دختربچه را همراه با دو مامور میدانی خود به نام میا وینترز و آلن به یک کشتی باری به مقصد آمریکای مرکزی فرستادند. میا و آلن، در حقیقت نقش والدین دختربچه را به عنوان یک خانواده سه نفره در این کشتی بازی می‌کردند تا پس از رسیدن به مقصد، اولین را به آزمایشگاه دوم منتقل کنند. گرچه اولین در محیط آزمایشگاهی نیز به سرپرست قبلی خود «مادر» می‌گفت اما حقیقت این بود که او بدون پدر و مادر متولد شده بود و بدون آنکه بداند، درگیر نوعی بی هویتی بود. همراهی میا و آلن در این کشتی با او، «به عنوان پدر و مادر»، باعث شد تا دختربچه به سرعت میا وینترز را به عنوان مادر حقیقی‌اش بشناسد. در ۵ اکتبر، کشتی که در حال عبور از رودخانه (به احتمال زیاد رودخانه می‌سی‌سی‌پی) گرفتار طوفانی شدید شده و متوقف شد. این طوفان و توقف ناگهانی، به سرعت ایوی را دچار وضعیتی ناپایدار کرد و با شروع «استفراغ»، آلن به باکتری خارج شده مبتلا شد. این استفراغ غیر عادی ادامه داشت و به زودی بسیاری از خدمه کشتی را به خودش آلوده کرد. ایوی که خود را آزاد می‌دید و دیگر به هیچ وجه تمایلی نداشت تا به محیط آزمایشگاهی برگردد، تصمیم به فرار گرفته بود. ایوی به همین ترتیب و در حین فرار، قربانیان بیشتری را در اطراف خود ایجاد می‌کرد و تلاش میا وینترز برای رسیدن و دستگیر کردن او نیز از چشم ایوی، «مانند یک بازی کودکانه» بود. ایوی در ادامه آلن را پس از اینکه او را «یک عوضی» خطاب کرد مجازات و از طریق کنترل ذهنی که بواسطه باکتری ایجاد کرده بود کشت. او میا را نیز به باکتری مبتلا کرد ولی از آنجایی که او را مانند مادرش می‌دید نکشت. مدتی بعد و با منفجر شدن کشتی، میا و ایوی هر دو به رودخانه افتاده و چند روز بعد توسط خانواده بیکر نجات پیدا کردند. با توجه به بی‌هوش بودن میا، خانواده بیکر هیچ راهی برای فهمیدن خطر بزرگی که دختربچه قادر به ایجادش بود نداشتند. آن‌ها اتاق قدیمی لوکاس، پسرشان را به ایوی داده و دخترشان زویی نیز برای ایوی لباس فراهم کرد. با این حال، دختر که شدیدا پریشان بود ابتدا فرار و درنهایت جک و مارگاریت، پدر و مادر لوکاس و زویی را به باکتری آلوده کرد. او در ادامه نیز با قدر کنترل ذهنی که داشت، خانواده بیکر را قربانی آرزوی خود «برای داشتن یک خانواده» کرد. حادثه دولوی در طول سه سال بعدی، ایوی با قدرت کنترل ذهنی خود از بکیرزها استفاده کرد. او لوکاس را مجبور به ربودن بچه‌های بی‌سرپرست و یا توریست‌های منطقه دولوی لوئیزیانا می‌کرد تا وارد خانواده شوند. با این حال آنچه اولین از آن بی‌اطلاع بود، این بود که لوکاس نسبت به باکتری ترشح شده توسط ایوی مصون بود. لوکاس درواقع با کمک «نوعی سرم» که توسط «شرکت با هویت نامشخص» دراختیار او گذاشته شده بود نسبت به قدرت‌های کنترل ذهن ایوی مصون بود. با این حال، او مجبور بود تا وانمود کند که همچنان تحت کنترل ایوی است. جک و مارگاریت اما تا پایان عمرشان تحت کنترل ایوی باقی ماندند و او آن‌ها را مجبور به کشتن همه بچه‌ها و توریست‌هایی می‌کرد که از نظر ایوی، لایق دوستی و حضور به عنوان عضوی از خانواده او را نداشتند. تا سال ۲۰۱۶، طولی نکشید که اکثر مهمانان کشته و وسواس سیری ناپذیر ایوی برای داشتن یک خانواده باعث شد تا جک و مارگاریت تعداد بیشتری از انسان‌ها را بدزدند. با توجه به ربوده شدن تعداد زیادی از توریست‌ها و افراد عادی دیگر، به زودی توجه‌های زیادی به این منطقه جلب گردید. در نیمه دوم سال ۲۰۱۶ بود که تأثیرات روش‌های رشد سریع، باعث شد تا اولین تبدیل به یک پیرزن ۸۰ ساله و «ویلچیر نشین» شود. بیکرها نیز همچنان تحت کنترل ذهنی ایوی، بی‌رحمانه‌تر و گرسنه‌تر از همیشه برای دزدیدن و کشتن افراد بی‌گناه بودند. آن‌ها گرچه بدون به جا گذاشت اثری از خود ربایش‌ها را انجام می‌دادند ولی رفتارهای خارج از کنترل آن‌ها در آن منطقه روستایی و ییلاقی باعث شده بود تا اعتبارشان مخدوش شود. عمارت-خانه آن‌ها، به خانه شبح زده معروف شده بود و بیکرها نسبت به هرکسی که بدون اجازه وارد محوطه آن‌ها می‌شدند با تندی برخورد می‌کردند. یکی از قربانیان شناخته شده‌ای که به این خانه رفتند و هرگز برنگشتند، گروه فیلمسازی سور گیتورز بودند. ورود ایتن وینترز اولین مانند یک پیرزن ۸۰ ساله شده است اولین به هیولا تبدیل می‌شود پس از چند سال تلاش ناموفق برای ایجاد یک خانواده ایده‌آل، اولین که کاملا پیر و رو به مرگ شده بود تصمیم گرفت تا از طریق میا (که همچنان او را به عنوان مادر زنده نگاه داشته بود)، شوهرش ایتن وینترز را به خانه بیکرها بکشاند. ایوی قصد داشت همان طور که میا را به عنوان مادر انتخاب کرده بود، شوهر میا را نیز به عنوان پدرش انتخاب کند. با این حال پس از ورود ایتن، او که پس از سه سال بی خبری از میا درنهایت او را پیدا کرده بود، تصمیم گرفت تا همراه با میا از خانه خاک گرفته و تباه شده بیکرها فرار کند. این نقشه، به هیچ وجه توسط ایوی تحمل نمی‌شد و او تصمیم گرفت میا را مجبور به کشتن ایتن کند. میا که کاملا از خود بی‌خود شده و به سمت ایتن حمله ور شده بود، درنهایت توسط ایتن متوقف و کشته شد. ایتن نیز در ادامه توسط جک بیکر بی‌هوش و همراه با جسد میا به داخل عمارت منتقل شدند. مدتی بعد، ایتن پس از به هوش آمدن خود را در برابر خانواده بیکر دید و بدون آنکه در جریان هیچ کدام از ماجراها باشد، اولین نیز «به عنوان یک پیرزن» روی صندلی چرخدار و در کنار او نشسته بود. پس از خروج بیکرها از اتاق غذاخوری و تلاش ایتن برای فرار از عمارت تو در توی بیکرها، اولین با صندلی چرخدار خود به آرامی ایتن را دنبال می‌کرد. بدون آگاهی اولین، ایتن با راهنمایی زویی موفق به ساخت یک سرم شد و متوجه شد که میا همچنان [توسط اولین] زنده نگه داشته شده است. با جستجو در عمارت بیکر و راهنمایی زویی، ایتن متوجه حقایق پشت پرده شد و درنهایت سرم را برای درمان همسرش استفاده کرد. در حین فرار از عمارت، ایتن و میا بار دیگر مورد حمله قرار گرفته و این بار ایتن به اسارت گرفته شد. اولین از طریق قدرت کنترل ذهنی، تلاش کرد تا وقایع منجر به منهدم شدن کشتی را به میا یادآوری و او را متقاعد کند که بار دیگر «مادرش باشد». با این حال میا به او گفت که او هرگز مادرش نبوده و او عضوی از خانواده‌اش نبوده است. به هر شکل، میا ایتن را از اسارت نجات داد و یک بطری حاوی نمونه بافت اولین را به او داد. پس از خروج ایتن از کشتی، میا در کشتی باقی ماند و با توجه به اینکه ایتن او را نجات داده بود، موفق شد تا بر قدرت کنترل ذهن اولین پیروز شود. اولین پس از این همه تمرکز خود را روی ایتن گذاشت اما ایتن نیز درنهایت با کمک بطری نمونه اولین و ساخت ماده E-Necrotoxin، مجددا وارد عمارت بیکرها شد تا اولین را پیدا کند. حتی با ایجاد توهم‌های شدید از حمله‌های مجدد میا، ایتن بر این بازی‌های کنترل ذهنی پیروز و به اولین رسید. او درنهایت E-Necrotoxin را به دختر تزریق کرد و در اینجا بود که توهم‌ها کنار رفته و او متوجه شد که اولین درواقع همان پیرزن روی ویلچر بوده است. با توجه به از دست رفتن قدرت‌های کنترل ذهنی، اولین درنهایت با خود واقعی خود مواجه شد و شروع به گریستن کرد؛ اینکه «چرا هیچ کس او را دوست ندارد». پس از این، بدن او منهدم و ترشحات او با تمامی مواد ترشح شده قبلی در عمارت ترکیب شد. به این ترتیب، ایوی به هیولای غول‌پیکری تبپیل شد که از عمارت بیکرها بیرون زد و ایتن را به مبارزه مجبور کرد. با این حال تلاش او از طریق مبارزه نیز ناکام بود و ایتن درنهایت با کمک نیروهای «آمبرلا کورپس» این هیولا را از بین برد. پس از مرگ، توده باکترایی عظیم تشکیل دهنده بدن ایوی به آهک تبدیل و خیلی زود نیز متلاشی شد. منابع Eveline در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا
  12. Evelin RE7

    اولین (نوجوان) در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد
  13. Evelin RE7 Monster

    اولین (هیولا) در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد
  14. Evelin RE7 Old

    اولین (پیر) در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد
  15. برندون بایلی

    برندون بایلی (انگلیسی: Brandon Bailey) مدیر مرکز تحقیقاتی آمبرلا در آفریقا و یکی از کاشفان اولیه ویروس مادر همراه با استادش جیمز مارکوس، اوزول ای. اسپنسر و ادوارد آشفورد بود. بایلی به عنوان یکی از شاگردان زیست‌شناس دکتر مارکوس همراه با آن سه نفر به آفریقا رفتند تا گیاه خاصی که سیاح و تاجر اروپایی، هانری تراویس از آن نام برده بود را پیدا کنند. این گروه موفق شدند این گل‌ها را که در اعماق زمین رشد و تکثیر می‌شدند پیدا کرده و عصاره خام "ویروس مادر" را از آن استخراج کنند. محتویات معرفی منابع معرفی برندون بایلی (Brandon Bailey) در زمانی نامشخص (احتمالا در دهه ۱۹۲۰) متولد شد. او یکی از شاگردان جیمز مارکوس بود و همراه با او، ادوارد آشفورد و اوزول اسپنسر برای پیدا کردن پلکانی به خورشید به آفریقا رفته بودند. پس از کشف ویروس مادر و با توجه به خواست اسپنسر برای تشکیل یک شرکت داروسازی برای قانونی کردن مطالعات پیش رو، اسپنسر، مارکوس و آشفورد شرکت آمبرلا را تاسیس کردند. آمبرلا پس از این زمین‌های اطراف گیاهان آفریقایی را نیز خریداری کرد که بایلی تا آخر عمر در این مرکز حضور داشت. زمانی که مارکوس و اسپنسر به آمریکا برگشتند تا تحقیق روی ویروس مادر را در آنجا پیگیری کنند، بایلی و آشفورد در مرکز تحقیقاتی آفریقا باقی ماندند. پس از مرگ آشفورد به خاطر کار با ویروس مادر و اندکی پس از تاسیس آمبرلا، بایلی به عنوان مدیر مرکز فعالیت را پیگیری کرد. در سال ۱۹۶۷، مارکوس متوجه شد که گل‌های پرورش یافته در آمریکا گرچه به تولید انبوه می‌رسند ولی ویروس مادر تولید نمی‌کنند. به این ترتیب او به بایلی اطلاع داد که برای تولید ویروس، گل‌ها حتما باید در شرایط بومی رشد پیدا کنند. پس از این بایلی برای ۳۰ سال آینده، مدیریت مرکزی را در آمبرلا برعهده داشت که تنها معدن تولید ویروس مادر بود. پس از حادثه شهر راکون و نابودی هسته‌ای این شهر به خاطر شیوع ویروس T، آمبرلا مرکز تحقیقاتی آفریقا را تعطیل کرد. بایلی نیز پس از این از کار برکنار شد. او در این زمینه در خاطراتش نوشت: "و حالا، مرکز تحقیقی که نصف عمرم را صرف ساخت آن کرده بودم تعطیل شده است. دیگر اهمیتی نمی‌دهم. شاید این بهترین راهکار بود. شاید هم دیگر خیلی دیر شده که شیوه زندگی دیگری داشته باشم." مشخص نیست که پس از تعطیلی شعبه آفریقایی، بایلی به زندگی عادی برگشت یا خیر ولی با توجه به فایل spencer's notebook بایلی مدتی بعد همراه با چند نفر دیگر از کارمندان آمبرلا که از ماهیت فعالیت‌های شعبه آفریقایی آمبرلا اطلاع داشتند به دستور اسپنسر کشته شدند. منابع Research Center Director Brandon's Journal در رزیدنت اویل ۵ spencer's notebook در رزیدنت اویل ۵ Brandon Bailey در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا
  16. رینارد فیشر

    Reynard Fisher اطلاعات شخصی تولد ۱۹۷۴ مرگ ۶ مارس ۲۰۰۹ نژاد سفیدپوست فعالیت خبرچین bSAA، واحد غرب آفریقا اطلاعات فیزیکی جنسیت مرد قد ۱۸۰ س.م وزن ۸۵ ک.گ اطلاعات در بازی حضور رزیدنت اویل ۵ صداگذار لیام اوبرایان رینارد فیشر (انگلیسی: Reynard Fisher) یکی از اعضای اتحادیه بررسی امنیتی بیوترورسیم در شعبه غرب آفریقا بود. او در آغاز ماموریت کریس ردفیلد و شوا آلومار در کیجوجو اطلاعات ماموریت، سلاح و مهمات در اختیار آن‌ها گذاشت. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه رینارد فیشر (Reynard Fisher) در کیجوجو به عنوان یک قصاب معمولی در میان افراد محلی زندگی می‌کرد؛ با این حال در طول مراحل اولیه انتشار پلاگا در کیجوجو، فیشر بود که اطلاعات لازم برای bSAA را فراهم کرد. اطراف مغازه او لاشه‌های بدون سر زیادی از سگ‌ها وجود داشت. او با توجه به ماموریتش حواس خود را روی آدام و سایر ساکنین کیجوجو متمرکز کرده بود و درنهایت به این نتیجه رسید که عادی به نظر نمی‌رسند. او به کریس ردفیلد و شوا آلومار گفت برای پیدا کردن پاسخ این ابهامات با ریکاردو ایروینگ صحبت کنند. بعدها زمانی که کریس و شوا به محوطه اجتماعات کیجوجو رسیدند، شاهد اعدام فیشر توسط ماجینی جلاد بودند؛ اعدامی که در مقابل تعداد زیادی از ماجینی‌ها صورت گرفت. منابع Reynard Fisher در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا
  17. رینارد فیشر

    رینارد فیشر در بازی رزیدنت اویل ۵
  18. بیلی کوئن و ربکا چمبرز در بازی رزیدنت اویل زیرو
  19. لیز

    Liz اطلاعات شخصی تولد نامشخص نژاد سفیدپوست فعالیت دانشجوی دانشگاه آیوی وضعیت مرده تاریخ مرگ 29 ژوئن 2013 اطلاعات فیزیکی جنسیت زن اطلاعات در بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۶ لیز (انگلیسی: Liz) یکی از شخصیت‌های بازی رزیدنت اویل ۶ است. او یک دانشجو در دانشگاه آیوی در شهر تال اوآکس بود که توسط پدرش، لیان اسکات کندی و هلنا هارپر مورد جستجو قرار گرفت. در این زمان این دانشگاه هدف حمله بیوتروریستی واقع شده بود و ویروس C در آن شایع شده بود. لیان، هلنا و پدر لیز پس از مدتی جستجو و مشاهده اجساد و زامبی‌های زیاد که به دلیل حملات بیوتروریستی در جای جای دانشگاه وجود داشتند، لیز را پیدا کردند. متاسفانه برای او، این دختر جوان هدف گزش زامبی‌ها قرار گرفته بود و به این ویروس مبتلا شده بود. با این حال پدرش او را رها نکرد چون هنوز دختر خودآگاهی داشت و لیان و هلنا نیز این دو را اسکورت می‌کردند. هدف رساندن دختر به مرکز درمانی و نجات او بود ولی در زمان سوار شدن در آسانسور، لیز به زامبی تبدیل شد و پس از کشتن پدرش به لیان و هلنا نیز حمله کرد. او در نهایت توسط هلنا کشته شد.
  20. اندی واکر

    Andy Walker اطلاعات شخصی تولد نامشخص نژاد سفیدپوست فعالیت مامور B.S.A.A وضعیت مرده تاریخ مرگ 24 دسامبر 2012 اطلاعات فیزیکی جنسیت مرد اطلاعات در بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۶ اندی واکر (انگلیسی: Andy Walker) یکی از اعضای شعبه آمریکای شمالی bSAA بود که در جریان حوادث ادونیا، تحت فرماندهی کریس ردفیلد به انجام ماموریت پرداخت. پس از وقوع حوادث بیوتروریستی در جمهوری ادونیا که در آتش جنگ داخلی می‌سوخت، B.S.A.A از طرف سازمان ملل مسوول بررسی چگونگی و شدت استفاده از عوامل جهش‌زا و B.O.W ها شد. کاپیتان کریس ردفیلد و تیم همراهش پس از جستجو در ادونیا به سرمنشاهای این حملات رسیدند. این تیم پس از مواجهه با یک زن مرموز که خود را ایدا وانگ معرفی می‌کرد، از وی دلیل حملات را پرسیدند. این زن به آن‌ها گفت که سازمانی به نام نئو آمبرلا در پشت پرده حملات بیولوژیکی بوده است و خودش نیز به اجبار با آن‌ها همکاری می‌کرد. او از تیم خواست تا وی را نجات دهند اما در زمان مناسب، اعضای این تیم را در اتاقکی به دام انداخت و با بمب سوزنی حاوی ویروس C آن‌ها را مبتلا به این عامل جهش‌زا کرد. اندی واکر، درکنار فین مک‌آلی، کارل آلفونسو و بن ایرهارت افرادی بودند که به B.O.W ناپاد تبدیل و کشته شدند.