جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'دشمنان در رزیدنت اویل'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

6 نتیجه پیدا شد

  1. لوکاس بیکر

    Lucas Baker لوکاس بیکر تولد 1992 وضعیت مرده تاریخ مرگ 20 ژولای 2017 جنسیت مرد دیده شده در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد Not a Hero صداگذار جسی پیمنتل مدل چهره باپتیسته پاریسی لوکاس بیکر (انگلیسی: Lucas Baker) یک ساکن در املاک بیکر در دولوی، لويزیانا بود. او پسر جک و مارگاریت بیکر و همینطور برادر بزرگتر زویی بیکر هم بوده است. محتویات معرفی ملاقات با اولین و اتصالات از راه رسیدن ایتن عملیات کمین ترس منابع معرفی ادعا می شود لوکاس بیکر یک بچه ناخلف بوده و درست است که روش های یاغی و سرکش در کارهایش پیش میگرفت ولی در اصل او بچه ای با هوش و مخترع بود که به خاطر نوآوری و ابتکاراتش چندین جایزه اختراعی به دست آورده بود و در اتاقش نگه میداشت. او همینطور به حل پازل ها هم علاقه داشت و یک پازل جورچین از مادرش به عنوان جایزه گرفته بود چون قبول کرده بود که برای اسکن سرش پیش دکتر برود. این موضوع باعث احتمالی شده که او از ابتدا هم مشکلات بی ثباتی روانی داشته باشد. یکی از صداهای ضبط شده او لوکاس اشاره میکند که زمانی یکی از قلدرهای دوره بچگی اش اولیور را در اتاق زیرشیروانی به دام انداخته بود. او اینجا را با بمبهای دست ساز پر کرده بود و گذاشت اولیور از تشنگی و گرسنگی بمیرد. تا سال 2014 لوکاس و خواهرش زویی هنوز در املاک والدینشان زندگی می کردند. در این سال یک طوفان شدید به منطقه رسید که لوکاس وقتی در بیرون جستجو میکرد فهمید که کشتی بزرگی در نزدیکی به گل نشسته. او به پدرش خبر داد و هر دو حالا به محل رفتند تا ببینند که آیا کسی زنده است و کسی کمک لازم دارد یا نه. در جستجو آن ها یک بازمانه یعنی میا وینترز را پیدا کردند و لوکاس او را به خانه برد. پدرش جک هم مدتی بعد با یک دختربچه به اسم اولین به خانه برگشت. در اینجا لوکاس مجبور شد قبول کند که دختربچه از اتاق قدیمی و بلااستفاده لوکاس استفاده کند. وقتی اولین به هوش آمد، جک پسرش را به زور پیش اولین برد تا او هدیه ای به لوکاس بدهد. ملاقات با اولین و اتصالات اولین در اصل یک B.O.W بود که ماده ای از خود ترشح میکرد که به بدن دیگران سرایت میکرد. اولین از این راه میتوانست افراد را تحت کنترل قرار بدهد و به همین طریق هم کل خانواده بیکر را به کنترل گرفت که لوکاس هم جزوشان بود. جک این ماده را درواقع هدیه اولین میدانست و غیر از این که او تحت کنترل اولین شده بود قدرت های دیگر مثل بازسازی سریع بدن (برای مثال حتی رشد دوباره دست بعد از قطع شدن) هم پیدا کرده بود. در این وقایع ولی لوکاس با عوامل گروه مرموز اتصالات برخورد کرد که به او سرم مخصوصی دادند که لوکاس بتواند جلوی کنترل شدن توسط اولین را بگیرد. این افراد در عوض لوکاس را مامور کردند که جاسوسی خانواده اش و اولین را برایشان بکند. این افراد درواقع از شرایط اولین که کنترل بیکرها را داشت سواستفاده کردند تا ببینند سلاح بیو ارگانیکی جدیدشان چقدر میتواند توانا باشد. اولین دختربچه ای بود که کل آرزوهایش این بود که خانواده داشته باشد و بیکرها را که تحت کنترل ذهنی خودش داشت مجبور میکرد افراد بیشتری به خانواده اضافه کنند.جک بیکر پس مخفیانه دزدیدن توریست ها و افراد مختلف را شروع کرد و پیش اولین آورد.اولین هم اول کاری که میکرد آن ها را به مولد آلوده میکرد و مثل قبل با شکنجه روانی شروع به کنترل شان میکرد که البته اکثر افراد دوام نمی اوردند. لوکاس که وانمود میکرد هنوز تحت کنترل است در خانه های قدیمی اتاقک هایی پر از پازل و تله درست کرد تا بعضی از افراد را که اولین میخواست تنبیه کند. مدتی بعد یک گروه فیلم ساز به اسم سور گیتورز در تاریکی شب به املاک بیکرها نفوذ کردند که جک با آنها مقابله کرد. لوکاس هم کلنسی جارویس را گرفت که از گروهشان فقط همو زنده باقی مانده بود. لوکاس این شخص و یک بازمانده دیگر از قبل به اسم هافمن را مجبور کرد که بازی کارتی 21 انجام بدهند. بازی را لوکاس طوری طراح ریزی کرده بود که بازنده با درد شدید فیزیکی مواجه شود.در نهایت هم بازی را جارویس برد که باعث شد هافمن به عنوان بازنده مرگ دردناکی نصیبش شود. بعد از این هم لوکاس جارویس برنده را به اتاق پارتی انداخت و گفت که حالا باید پازل راحتی را حل کند و شمع را روی کیک تولد بگذارد چون اگر بتواند قول میدهد که آزادش کند. لوکاس پازل را طوری چیده بود که گرفتن کلید باعث ریخته شدن نفت در کف اتاق می شد. بعد از حل همه مراحل پازل جارویس شمع را روی کیک گذاشت ولی غافل از اینکه لوکاس داخل کیک بمبی گذاشته بود که حالا شمع آن را فعال کرده بود. بمب می ترکد و اتاق نفتی همراه با جارویس می سوزد. بعد از مدتی لوکاس وارد شد که دوربین را بردارد و جارویس که مرده بود را مسخره می کرد. از راه رسیدن ایتن مدتی بعد ایتن وینترز شوهر میا وارد املاک بیکرها شد چون فهمیده بود زنش زنده است و آمده بود که نجاتش بدهد.او ولی بالاخره توسط جک اسیر میشود و جک هم ایتن و هم زنش را از محل می برد. جک حالا به خواست اولین که میخواست ایتن هم عضو خانواده باشد ایتن را زنده گذاشت و به میز ناهار خانواده کشاند و روی صندلی او را بست.او روی صندلی هنوز بی هوش بود که لوکاس با تمسخر روی صورتش غذا پرت میکرد و این کار او را به هوش اورد. لوکاس این کار را ادامه داد تا اینکه جک عصبانی شد و دست لوکاس را از مچ برید.لوکاس ولی وحشت زده نشد و شروع به خنده کرد که نشان میداد اولین بار نبوده که اتفاقی مثل این افتاده بود. وقتی ایتن از خوردن غذا امتناع میکرد افسر پلیسی به پنجره کوبید و لوکاس و پدرش رفتند تا او را دست به سر کنند. لوکاس مدتی بعد به خانه قدیمی های املاک در پشت عمارت اصلی رفته بود که ایتن هم در آنجا دنبال زنش میا می گشت. لوکاس زودتر به میا رسید و جلوی چشم ایتن میا را دزدید و مسخره کرد که اگر می خواهد می تواند بیاید و زنش را نجات دهد. او میا را جایی گروگان گرفت و بعد به عمارت اصلی رفت و یک کلید که بعدا مورد نیاز ایتن میشد را در شکم جسد افسر پلیس مخفی کرد. بعد هم زویی خواهرش که در همکاری با ایتن مواد لازم برای ساخت دارو را بدست آورده بود را به دام انداخت و کنار میا گروگان گرفت. او همین طور سر افسر پلیس را هم به عنوان سرنخ در یخچال برای ایتن گذاشت. لوکاس بعد از این به اتاق پازل ها رفت و فیلمی برای ایتن ضبط کرد و گذشات وقتی که ایتن از راه رسید از تلویزیوی پخش شود. ایتن هم که مارگاریت را کشته بود حالا باید زویی و میا را پیدا می کرد و برای این کار هم اول باید از اتاق های پازل ها که لوکاس آماده کرده بود می گذشت. ایتن کلیدها را پیدا و وارد اتاق پازل ها شده بود تا میا و زویی را نجات بدهد. او همه تله های لوکاس را پیدا و از کار می انداخت و مولددهای سر راهش را نابود می کرد. لوکاس که در اتاق کنترل ایتن را با دوربین ها میدید مرتب ا را مسخره می کرد و روی اعصابش می رفت.ایتن هم به اتاق پارتی رسید و لوکاس مطمئن بود که مثل جارویس ایتن هم میمیرد. ولی ایتن باهوش تر عمل کرد و بدون ریخته شدن نفت در کف اتاق کیک را روشن کرد. کیک منفجر شد ولی اتاق آتش نگرفت که باعث عصبانیت شدید لوکاس شده بود. او یک ویدیو ضبط کرد که می گفت هنوز غافلگیری هایش برای ایتن تمام نشده است و از آنجا قبل از اینکه ایتن برسد متواری شد. او بمبهایی را در یک معدن نمک متروکه کار گذاشته بود که البته ایتن آن ها را هم بدون دردسر خاصی پشت سر گذاشت. به هر شکل ایتن میا و زویی را آزاد کرده بود و لوکاس بعد از این در معدن نمک پنهان شده بود. مدتی بعد هم ایتن با کمک آمبرلای آبی و کریس ردفیلد اولین را کشت و کریس بعد از این به دنبال لوکاس در معدن نمک آمد. عملیات کمین ترس لوکاس به نوعی مولدد تبدیل می شود لوکاس در آزمایشگاه مخفی اتصالات که در معدن نمک مخفی بود هم به کارمندان این شرکت خیانت کرد و آن ها را خوراک مولددها کرد. این کار را هم طوری انجام داد که انگار اتفاقی بوده است. او مطلع بود که آمبرلا دنبالش است و از طرفی گروه سومی هم پیدا شده بود که اطلاعات نوع E را می خواست. نقشه لوکاس این بود که اثر خودش از ارتباط با گروه اتصالات را پاک کند و اطلاعات ا به گروه سوم بفروشد. او سپس سه سرباز آمبرلای آبی را دزدید تا علیه کریس ردفیل که تعقیبش می کرد استفاده کند. وقتی کریس به سرباز اول رسید، لوکاس که در لباس سرباز مخفی شده بود یک بمب پلاستیکی به دست کریس چسباند و بعد بمب نصب شده در گردن سرباز اول را منفجر می کند. او که فرار کرده بود مخلوقات نوع E را در معدن آزاد کرد تا مانع کریس شوند. او بعدا دومین سرباز را هم که کریس میتوانست آزاد کند هم کشت و دست آخر حتی سرباز سوم را هم منفجر کرد. او که کریس را مسخره میکرد بمب روی دست کریس را هم فعال سازی کرد. البته این ترفند روی کریس کارساز نبود چون او با منجمد کردن بمب درنهایت آن را از دستش جدا کرده بود. پیشروی کریس دلیلی شد که لوکاس سیستم نابودسازی خودکار در معدن نمک را فعال کند. او فرار کرد ولی نمی دانست که کریس هم از این انفجار نجات پیدا کرده است. لوکاس قصد داشت ایمیلی حاوی اطلاعات اولین را برای سازمان یا گروه ناشناس که قصد خرید اطلاعاتش را داشت بفرستد تا اینکه باز هم با کریس مواجه شد. او در یک نقطه کریس را در تله انداخت و با چاقویی حمله کرد که درنهایت از ناحیه شکم تیر خورد. لوکاس پس از این به هیولای مولدد تبدیل شد و با کریس آخرین بار جنگید. لوکاس در این جنگ شدیدا صدمه دید و در زمین پخش شد. کریس در ادامه کامپیوتر را هم منهدم کرد و به این شکل ایمیل هم هیچ وقت به گروه مرموز نرسید. منابع Lucas Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  2. نمسیس

    Nemesis اطلاعات درون بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۳: نمسیس اطلاعات شخصی نوع تایرانت قد نزدیک ۷ فوت و ۰٫۳ اینچ (۲ متر و ۱۴ سانتی متر) ساخته شده از ویروس تی_NE-a کاربرد جایگزینی برای نیرو های نظامی وضعیت نابود شده نمسیس (به انگلیسی:Nemesis) یک نمونه آزمایشی از Tyrant هوشمند است که توسط یکی از آزمایشگاه های آمبرلا در فرانسه تحت مدیریت مستقیم ستاد آمبرلا ساخته شده است. هدف آن ها این بود که ثابت کنند که موجودی آلوده به ویروس تی می تواند بسیار هوشمند باشد و دستورات مافوقش را اجرا کند. این نام از نمسیس، الهه انتقام یونان باستان گرفته شده است. محتویات تاریخچه ساخت نمسیس حضور در شهر راکون به دنبال جیل گالری منابع تاریخچه ساخت نمسیس شاخه اروپایی آمبرلا در ابتدا نمسیس را به عنوان شاخه ای از پروژه Tyrant که توسط آمریکایی‌ها دنبال می‌شد و با تأکید بر افزایش هوشمندی میزبان و توانایی پیروی از دستورات بدون آسیب رساندن به قدرت ذاتی آن ساخت. این پیشرفت با ساخت انگل NE-α Type صورت گرفت. این انگل می تواند کنترل مغز میزبان خود را داشته باشد و به عنوان یک مغز دوم جایگزین مغز میزبان شود. حضور در شهر راکون شرکت آمبرلا نمسیس را به منظور پیدا کردن و کشتن اعضای باقی مانده از استارز به شهر راکون فرستاد. فرصتی برای مقابله با آنها در هرج و مرج شهر راکون پیش آمد. اولین قربانی نمسیس براد ویکرز، خلبان تیم بود. ویکرز در جلوی چشمان جیل ولنتاین کشته شد. به دنبال جیل نمسیس بعد از کشتن براد پس از کشتن براد، نمسیس به جیل حمله می کند. بسته به انتخاب بازیکن، جیل یا بلافاصله به ایستگاه پلیس می رود و یا تلاش می کند کارت شناسایی براد را از جسدش بازیابی کند و سپس به ایستگاه برود و یا برای نبرد با نمسیس در مقابل ایستگاه پلیس بماند. در داخل ایستگاه ، نمسیس جیل را تعقیب می کند. با این حال، پس از این جیل با کارلوس اولیویرا از طریق یک رادیو در دفتر S.T.A.R.S تماس می گیرد. پس از آن جیل از نمسیس فرار می کند. جیل چند بار با نمسیس روبه رو می شود ولی هر بار به سختی فرار کرد. پس از ملاقات با کارلوس و تیم او و تعمیر قطار، جیل با متحد جدید خود کارلوس، سفر خطرناک را از طریق شهرستان ادامه می دهد، اما بار دیگر نمسیس او را پیدا می کند. این قطار به راحتی می سوزد، جایی که میخائیل ویکتور مجروح می شود و برای فرار کارلوس و جیل با نمسیس فرار می کند و بعد از آن که از او شکست می خورد با نارنجک جان خود را برای نابودی نمسیس فدا می کند ولی با وجود مرگش و انفجار قطار نمسیس زنده می ماند. بعد از رسیدن به برج ساعت نمسیس خود را به جیل می رساند. بعد از آن در طی یک تعقیب و گریز این دو به بالای برج ساعت می رسند. با توجه به انتخاب بازیکن، جیل ممکن است با پرتاب سیم برق به گودال آب که در آن نمسیس ایستاده برای مدتی او او را متوقف کند یا جیل می تواند با چراغ روشن او را از برج به پایین بیندازد. بعد از آن جیل موفق می شود هلی کوپتر نجات را لاز وجود خودش مطلع کند با این حال اما نمسیس با یک راکت هلی کوپتر را منهدم می کند. بعد از آن جیل به کمک کارلوس موفق می شود که از دست نمسیس فرار کند با این حال اما جیل توسط نمسیس به ویروس آلوده شده بود. بعد از آن، در حالی که کارلوس برای پیدا کردن واکسنی برای درمان جیل از بیمارستان برگشته بود نمسیس جهش پیدا می کند. پس از این جیل باز هم با نمسیس روبه رو می شود و در آخر روی یک پل مجبور به پرش در آب برای نجات جان خود می شود. پس از آن جیل در تعقیب و گریز با نمسیس موفق می شود که او درون مواد شیمیایی بیندازد. در حالی که جیل قصد دارد تا از شهر فرار کند این بار نمسیس جهش بیشتری پیدا می کند و به دنبال جیل می گردد. جیل متوجه می شود که فقط با اسلحه ی لیزری می توان نمسیس را نابود کرد پس با اسلحه ی لیزری سرانجام نمسیس را شکست داده و در اینجا جیل می تواند که بدون توجه به نمسیس از آن جا دور شده یا با کلتش شلیک نهایی را به نمسیس وارد کند تا او کشته شود. اگر جیل نمسیس را نکشد به احتمال زیاد نمسیس در بمب باران شهر راکون نابود می شود. گالری منابع نمسیس در رزیدنت اویل ویکی
  3. ماجینی

    Majini اطلاعات بیولوژی ریشه انسان قد متغیر اطلاعات ساخت تاریخ ساخت ۲۰۰۸ نوع سلاح بیو ارگانیک ساخته شده با انگل پلاگا Type 2 و 3 هدف ساخت B.O.W قابل کنترل، B.O.W هوشمند وضیعت منقرض شده اطلاعات در بازی دیده شده در رزیدنت اویل 5 آمبرلا کورپس ماجینی (انگلیسی: Majini) دشمنان اصلی در جریان گیم پلی بازی رزیدنت اویل 5 است. این B.O.Wها با استفاده از انگل پلاگا نوع 2 و 3 روی انسان ساخته شدند. این نوع موجودات اولین بار در آفریقا دیده شدند. ماجینی در زبان سواحیلی به معنای مردم ضعیف است. ماجینی‌ها مثل نوع قبلی مبتلایان به این انگل یعنی گانادو که در اسپانیا دیده شدند، B.O.W هایی هوشمند، قابل کنترل و با قابلیت کار و حمله جمعی هستند. پس از ورود BSAA به آفریقا در سال ۲۰۰۹ و پایان عملیات، ماجینی‌ها به شکل کامل نابود شدند. محتویات بیولوژی منابع بیولوژی به نظر دو راه برای ساخت ماجینی وجود دارد. روش اول تزریق تخم انگل و روش دوم وارد کردن اجباری انگل بالغ به بدن انسان. در روش دوم، دیده شد که یک ماجینی با زور انگل بالغی را در گلوی شخص قربانی فرو کرد. به هر شکل انگل پس از قرار گرفتن در بدن، شروع به دراختیار گرفتن کنترل سیستم عصبی قربانی می‌کند. نوع ۲ و ۳ پلاگا توسط ترایسل ساخته شده است. این شرکت تخم این نوع از انگل را در داخل بدن قربانی تولید کرد. برعکس موجوداتی مثل زامبی، ماجینی تا حد زیادی عقل و ادراک خود را حفظ کرده است. آن‌ها می‌توانند با هم صحبت کنند یا کارهای جمعی انجام دهند. همچنین م توانند رانندگی کرده و از سلاح نیز استفاده کنند. منابع رزیدنت اویل 5 Majini در ویکیا
  4. مارگاریت بیکر

    Marguerite Baker اطلاعات شخصی وضعیت مرده مرگ ۲۰ جولای 2017 جنسیت زن اطلاعات در بازی دیده شده در رزیدنت اویل ۷: بایوهازارد رزیدنت اویل ۷: ساعت شروع صداگذار سارا کوتس مارگاریت بیکر (انگلیسی: Marguerite Baker) همسر جک بیکر و یکی از ساکنن عمارت بزرگ بیکرها در دولوی، لوئیزیانا بود. او و جک همچنین صاحب یک دختر به نام زویی و یک پسر به نام لوکاس بیکر نیز بودند. محتویات معرفی تحت کنترل اولین ورود اتن وینترز مواجهه با ایتن منابع معرفی مارگاریت به عنوان مادر خانواده بیکر، همراه با جک و دو فرزندشان در عمارت و مرتعی بزرگ در دولوی، لوئیزیانا زندگی می‌کردند. در این مرتع، تعدادی خانه بسیار قدیمی و فرسوده، گلخانه بزرگ و یک اسکله نیز در نزدیکی آنجا وجود داشت. پس از به گل نشستن یک کشتی بزرگ در اثر طوفان، جک و لوکاس برای کمک به بازماندگان به محل رفتند و جز دو نفر، میا وینترز و دختری نوجوان کسی را زنده پیدا نکردند. آن‌ها این دو را که بی‌هوش بودند به عمارت بردند. بیکرها هیچ اطلاعی از اینکه دختر نوجوان، یک B.O.W است نداشتند و پیش از به هوش آمدن میا، دختر بچه به هوش آمده و به سرعت شروع به استفاده از قدرت‌های خودش کرد. این دختر که «اولین» نام داشت، قدرت کنترل ذهن افرادی را داشت که به ماده باکتریایی مولد مبتلا بودند؛ اولین در واقع قدرت ترشح نامحدود این ماده را داشت. این دختر که به شکل آزمایشگاهی متولد شده بود، همیشه در آرزوی داشتن خانواده در کنار خودش بود و با قدرت کنترل ذهن خود، بیکرها را مجبور به برآورده کردن خواسته‌های خود کرد. اولین، به آرامی نفوذش را از طریق ماده مولد در ذهن بیکرها و همچنین «میا وینتر»، که تصور می‌کرد مادرش است بیشتر کرد. مارگریت اولین عضو خانواده بود که نشانه‌های ابتلا را در او ظاهر شد و او شروع به حرکات توهمی و زمزمه با خود کرده بود. او در مراجعه به پزشک و معاینات بعدی، متوجه شد که ماده‌ای در مغزش وجود دارد. با این حال پیش از اینکه به مراجعه بعدی پزشک برود، اولین او را منصرف کرد تا اینکه درنهایت مارگاریت این ماده در مغزش را به عنوان یک «هدیه» می‌دید. این «هدیه» که حلا در مغز جک بیکر نیز وجود داشت، باعث شد تا این خانواده آرام به زودی به افرادی پرخاشجو و منزوی تبدیل شوند. بیکرها مخفیانه برای برآورده کردن خواسته‌های اولین، افراد و توریست‌های زیادی را ربودند. مارگاریت یک دست نوع D در اتاق اولین مخفی کرده بود تا به عنوان یک آیتم، که می‌توان برای ساخت درمان این هدیه از آن استفاده کرد را از دسترس دیگران دور نگه دارد. از تاثیرات ثانویه وجود مولد در بدن مارگاریت، این بود که او را قادر به کنترل حشرات مبتلا به مولد نیز می‌کرد. تحت کنترل اولین مارگاریت و خانواده‌اش (به جز زویی)، به زودی عقل خود را کاملا از دست داده و به کلی از دنیا و جامعه پیرامون خود جدا شدند. همین هم باعث شد تا محلی‌ها فکر کنند که این خانواده به نوعی گم شده‌اند. به تدریج اما دیده شدن گاه و بی‌گاه آن‌ها توسط دیگران، باعث شد تا مردم به این نظریه برسند که اعضای این خانواده «جن زده» شده‌اند. اولین که هیچ هدفی جز داشتن خانواده بزرگ نداشت، بیکرها مجبور بودند این نیاز را از طریق ربودن توریست‌ها و بی‌خانمان‌ها برطرف کنند. سرنوشت این افراد مبتلا شدن به ماده مولد یا همان «هدیه» از دید مارگاریت و جک بود. این افراد به خواست اولین به خانواده اضافه می‌شدند و بیکرها همیشه فهرستی از افراد ربوده شده، تبدیل شده و کشته شده را یادداشت می‌‌کردند. آن‌ها همچنین روزنامه‌های محلی و اخبار مفقود شدن افراد زیاد در ناحیه را نیز در خانه داشتند. این خانواده به تدریج به خوردن اعضای بدن این قربانیان روی آوردند و مارگاریت از اعضای بدن قربانیان برای تهیه غذا استفاده می‌کرد! دختر آن‌ها زویی که با مخفی شدن و دوری کردن از اولین خود را تا حد زیادی مصون نگه داشته بود نیز تلاش بیهوده‌ای را برای ارتباط با دنیای خارج یا کمک کردن به قربانیان انجام می‌داد. مارگاریت و جک که متوجه «سرکشی و خیانت» زویی بودند، شروع به دنبال کردن او برای منطبق کردنش با شرایط جدید بودند. سه سال پس از ورود اولین و در ژوئن ۲۰۱۷ بود که آندره استریکلند همراه با اعضای تیم تلویزیونی سور گیتورز به عمارت این خانواده آمدند. این تیم مستندساز به خاطر ساخت فیلم‌هایی از خانه‌ها و عمارت‌های جن‌زده و متروکه شهرت داشت. با این حال اعضای این تیم به تدریج توسط جک و لوکاس بیکر شکار شدند. البته یکی از این افراد، کلنسی جارویس به دام افتاد و در اتاقی به صندلی بسته شد. در ادامه مارگاریت به استقبال او رفت و از غذای خودشان به او تعارف کرد. جارویس در ادامه تلاش ناموفقی برای فرار داشت وی تا پیش از متوجه شدن مارگاریت به تخت خودش برگشت. مارگاریت که قصد داشت جارویس ا به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، سعی کرد خوش‌رفتاری نشان دهد و مجدد غذا تعارف کرد. با این حال جارویس درنهایت موفق به فرار شد و در زمان مواجهه با مارگاریت نیز او را با چاقو زد. مارگاریت گرچه نمرد و فریاد می‌زد ولی فرصت برای فرار جارویس مهیا شد. ورود اتن وینترز یک ماه پس از حوادث سور گیتورز، شوهر میا یعنی ایتن وینترز وارد عمارت بیکرها شد. ایتن تلاش ناموفقی را برای فراری دادن میا داشت و درنهایت توسط جک بیکر به دام افتاد. اولین که خودش بانی ورود ایتن شده بود و می‌خواست او را به یکی از اعضای خانواده تبدیل کند، بیکرها را مجبور به اطاعت کرده بود. مدتی بعد، میا نیز از اسارت مارگاریت در خانه‌های قدیمی فرار کرد که البته درنهایت توسط مارگاریت به دام افتاد. بیکرها درادامه ایتن را در میز نهارخوری خود مهمان کرده بودند. با این حال تعارف غذاهای ساخته شده با اعضای بدن انسان، باعث شد تا ایتن لب به غذاها نزند. اصرار بیشتر نیز جوابگو نبود و باعث عصبانیت شدید مارگاریت شد. ضیافت نیز درنهایت با حضور یک افسر پلیس در پشت در خانه آن‌ها ناتمام ماند. مدتی بعد و زمانی که ایتن در جستجوی «دست نوع D» به خانه‌های قدیمی مرتع رفته بود، متوجه حضور مارگاریت شد. او با حشرات تحت کنترل و فانوسی که در دست داشت به ایتن حمله می‌کرد. او در سراسر راهروهای باریک این خانه قدیمی ایتن را سرگردان کرده بود تا اینکه درنهایت، در مقابل درب اتاق مهمی مانع ایتن شد. اتاقی که او دست نوع D را مخفی کرده بود. او ایتن را به سمتی پرتاب و باعث صقوطش در یک گودال شد. او درادامه حشرات را در گودال به سراغ ایتن فرستاد که ایتن، موفق شد با سلاح آتش افکن مارگاری و حشراتش را شکست دهد. درحالی که مارگاریت به گودال افتاده و ایتن درنهایت وارد اتاق شد بود، متوجه شد که برای ورود به اتاق بعدی نیاز به فانوس مارگاریت دارد. در بازگشت به گودال، مارگاریت به یک هیولا تبدیل و راه خود را به محل دیگری باز کرده بود. مواجهه با ایتن ایتن برای دسترسی به طبقه دوم خانه و به دست آوردن دست نوع D، حتما باید فانوس مارگاریت را به دست می‌آورد. مارگاریت مسیر دیگری در گودال باز کرده بود و با تعقیب بیشتر، ایتن به گلخانه بزرگ نیزدیک خانه رسید. او که به یک هیولای سخت‌جان جهش پیدا کرده بود، به ایتن حمله کرد ولی درنهایت ایتن بود که او را کشت. مارگاریت پس از مرگ به توده پیله‌ای سخت تبدیل و کاملا خرد شد. ایتن نیز در ادامه به فانوس دست پیدا کرد. منابع رزیدنت اویل 7 Marguerite Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  5. خاویر هیدالگو

    Javier Hidalgo اطلاعات شخصی تاریخ مرگ ۲۰۰۲ شناخته شده برای قاچاقچی مواد مخدر رهبر کارتل مارهای مقدس وضعیت مرده اطلاعات در بازی حضور در تاریخچه تاریکی صداگذار اولیسیس کوادرا خاویر هیدالگو یا هاویر هیدالگو (انگلیسی: Javier Hidalgo) رئیس یک کارتل مواد مخدر به نام مارهای مقدس در آمریکای لاتین بود. او به خاطر بیماری همسرش، متوسل به محصولات آمبرلا، ویروس‌های تی و ویروس T-Veronica شد. محتویات معرفی عملیات خاویر منابع معرفی خاویر هیدالگو رهبر یک باند قاچاق مواد مخدر در ناحیه‌ای در آمازون بود. او همچنین یک همسر به نام هیلدا و دختری به نام مانوئلا هیدالگو نیز داشت. در سال ۱۹۹۱، هیلدا مبتلا به بیماری لاعلاجی شد و سرنوشتی جز مرگ در انتظارش نبود. خاویر که چاره‌ا پیش روی خود نداشت، با یک محقق آمبرلا ارتباط برقرار و از او پیشنهاد دریافت ویروس T گرفت؛ تا به این ترتیب جان همسرش را نجات دهد. پس از استفاده از ویروس، بدن هیلدا قدرت خود را مجددا به دست آورد، سلول‌های سرطانی او از بین رفت ولی طولی نکشید که ویروس تاثیرات اصلی خود را نشان داد و هیلدا را به شکل موجودی هیولا مانند تبدیل کرد. جهش‌های پی‌دی‌پی ژنتیکی در هیلدا، او را به چیزی مثل یک هیولای بی‌رحم تبدیل کرده بود. در سال ۲۰۰۱ و پس از ابتلای دخترش مانوئلا به بیماری لاعلاج مشابه هیلدا، خاویر این بار به ویروس دیگری از آمبرلا یعنی ویروس T-Veronica دسترسی پیدا کرد. این بار و با کمک توانایی‌های بازساز‌ی‌کننده ویروس، خاویر امیدوار بود تا جان دخترش را نجات دهد. ویروس جدید این بار نتایج بهتری داشت ولی مانوئلا همچنان در خطر جهش‌های پی در پی ژنتیکی بود. خاویر برای جلوگیری از این اتفاق، دستور ربودن تعداد زیادی از دختران بومی را داد و با استفاده از اورگان‌ها و اندام‌های داخلی این افراد، توانست تا مانع از تبدیل شدن مانويلا به یک هیولا شود. پس از به هوش آمدن مانوئلا و فهمیدن این حقیقت که بسیاری برای نجات جان او کشته شده‌اند، او از محل پا به فرار گذاشت. خاویر نیز که عصبانی از ماجرا بود، دستور باز کردن آب از یک سد بزرگ را داد که باعث نشت ویرس تی در ناحیه و ابتلای مجدد هیلدا این بار به ویروس تی-ورانیکا شد. هیلدا پس از این جهش‌های ژنتیکی جدیدی پیدا و به یک هیولای دو-زیست/دریایی بزرگ تبدیل شد. عملیات خاویر دولت محلی از سال‌ها قبل‌تر نیز قادر به کنترل خاویر و گروه مارهای مقدس نبود و این بار با وقوع یک اپیدمی جدید از طریق ویروس جهش‌زای T، توجه بیشتری به این ناحیه جلب شد. دولت آمریکا لیان اسکات کندی و جک کراوزر را برای تحقیقات بیشتر به محل فرستاد. لیان سه سال قبل‌تر، از معدود بازماندگان یک حادثه مشابه اما در ابعاد بزرگ‌تر در شهر راکون بود. خاویر برای مقابله با هر نیروی مهاجم خارجی، صاحب ثروتی بزرگ و ارتش خصوصی خودش بود. او در پی برگرداندن دخترش مانوئلا در میانه بحران تبدیل شدن ساکنین به زامبی بود. با این حال مانوئلا که از پدرش فراری شده بود، به زودی با لیان و کراوزر مواجه و با آن دو همراه شد. لیان و کراوزر چندبار به نزدیکی خاویر رسیدند. در نهایت در گلخانه بزرگ خاویر بود که او در گیاه بزرگ ورانیکا ذوب و تبدیل به هیولایی به نام V-Complex شد. این موجود عظیم به لیان و کراوزر حمله کرد ولی این درنهایت دو مامور زبده بودند که با کمک مانوئلا هیولا را نابود کردند. منابع رزیدنت اویل: تاریخچه تاریکی Javier Hidalgo در رزیدنت اویل ویکیا Hilda Hidalgo در رزیدنت اویل ویکیا
  6. نوع E

    نوع E (انگلیسی: E-Type) نام یک خط تولید سلاح‌های بیولوژیکی انسانی بود که توسط یک شرکت با هویت نامعلوم ایجاد شده بود. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه این شرکت چنین آزمایش‌هایی را از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ نیز در قالب نوع‌های A تا D نیز انجام داده بود. آزمایش‌های نوع‌های قبلی در مجموع بی ثمر بود و شرکت با هدف بهبود روش‌ها اقدام به راه‌اندازی خط تولید «نوع E» کرد. در روش نوع E، شرکت اقدام به تغییر و اصلاح ژنوم جنین‌های مونث می‌کرد. زمانی که این کار انجام شد، نوزاد متولد شده به سرعت رشد می‌کرد تا در عرض مدت کوتاهی شمایل یک کودک ۱۰ ساله را پیدا کند. این کار با هدف نفوذ راحت کودکان در مناطق به خاطر شمایل کودکانه و معصوم آن‌ها بود. کودکان به طور کلی به عنوان یک سلاح بیولوژیک طراحی شده بودند تا بتوانند از طریق ترشح یک ماده باکتریایی، فرد قربانی را از نظر روانی و ذهنی کنترل کنند. تاکنون تنها یک B.O.W موفق از خط تولید نوع E مشخص شده که با اسم رمز «E-001» یا اولین شناخته می‌شود. منابع E-Type در رزیدنت اویل ویکیا