جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تمپلارها'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار
  • دیس‌آنرد
  • تکن
  • ماوراء: دو روح
  • دیترویت بیکام هیومن
  • مافیا
  • PES
  • فیفا

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Detroit: Become Human انجمن دیترویت بیکام هیومن
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

212 نتیجه پیدا شد

  1. ژان-ژاک بلز دابادی

    Jean-Jacques Blaise d'Abbadie اطلاعات شخصی تولد 1725 مرگ 1765 اطلاعات جانبی وابستگی تمپلارهای لوئیزیانا (1748-1765) ارتش فرانسه (1744-1765) اطلاعات در بازی دیده شده در اساسینز کرید ۳: آزادسازی صداپیشه Bruce Dinsmore ژان-ژاک بلز دابادی (1726-1765) فرماندار فرانسوی و تمپلار شهر نیو اورلئان از سال 1763 تا زمان مرگش بود با اینکه دابادی یک تمپلار بود ولی در بین تمپلارها محبوب نبود او در املاکی لوکس که توسط تمپلارها برای او ایجاد شده بود زندگی میکرد. محتویات زندگی نامه نکات منابع زندگی نامه دابادی در طول جنگ جانشینی اتریش به عنوان دریادار در ارتش فرانسه خدمت کرد. تا اینکه در سال 1748 دستگیر شد. ولی با کمک چارلز گابریل سیورت به شرطی که به تمپلارها بپیوندد آزاد شد. از نظر سیورت او «عمیقاً احمق» بود ولی با اینحال دابادی را در بین تمپلارها جای داد. در سال 1763 دابادی به عنوان فرماندار نیو اورلئانز منصوب شد. در طی پیمان نامه محرمانه ای دابادی باید تا زمان ورود تمپلار ها نیو اورلئانز را آماده می‌کرد. درواقع دابادی می خواست که نیو اورلئانز تحت سلطه فرانسوی ها باقی بماند. بدین ترتیب با رافائل خواکین دفرر قراردادی بست. بر طبق این قرارداد تمپلارها از نیو اورلئانز تحت فرمانداری دابادی حفاظت می کنند. در ازای آن دابادی بردگان را بصورت قاچاقی برای دفرر به چیچن ایتزا میفرستاد. در سال 1765 دفرر جزئیات جدیدی را نوشت و برای دابادی فرستاد دابادی دفرر را دعوت کرد تا در کاخ خود درمورد این جزئیات حرف بزنند. با این حال این جلسه توسط اساسین اولین دو گرندپری شنود شد. دفرر بعد کمی حرف از کاخ بیرون رفت تا از میهمانی لذت ببرد و اولین فرصت را مناسب دید و پا به اتاق دابادی گذاشت. دابادی محافظانش را خبر کرد. اولین بعد از اینکه محافظان را کشت، دابادی را نیز به قتل رساند. دابادی به اولین گفت این تصمیم را گرفت چون تمپلارها اجازه می‌دادند ایالت تحت نفوذ فرانسوی‌ها باقی بماند. اولین از او سئوال کرد که چرا به کارگر بیشتری نیاز دارد. ولی دابادی نتوانست به این سئوال پاسخی دهد، و درگذشت با مرگ دابادی یک تمپلار اسپانیایی به نام آنتونیو دالوآ جانشین او شد. نکات از لحاظ تاریخی اختلال عصبی باعث مرگ دابادی شد. منابع اساسینز کرید ۳: آزادسازی Jean-Jacques Blaise d'Abbadie در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا
  2. باپتیست

    Baptiste اطلاعات شخصی تولد 1725 مرگ 1766 نژاد انسان اطلاعات جانبی وابستگی برادران اساسین سنت دمینگ (1738-1758) تمپلارهای لوئیزیانا (1766) باپتیست (تولد:1725-مرگ:1766) یک تمپلار بود که بین سالهای 1758 تا 1766 رهبری گروهی از طرفداران خود را بر عهده داشت قبل از باپتیست فرانسیس مکندال که یک برده فراری بود مسئولیت این گروه را بر عهده داشت.مقر باپتیست در لوئیزیانا بود او دستورات را دفرر می گرفت او آغاز کننده ی هرج و مرجی بود که تا مرگش ادامه داشت. در سال ۲۰۱۲، از روی خاطرات ژنتیکی باپتیست بخشی از برنامه آموزشی انیمی برای کارمندان شرکت آبسترگو و تحت عنوان "فدایی" اجرا شد. محتویات زندگی قبل پیوستن به اساسین ها پیوستن به اساسین ها تقابل با آگاته پیوستن به تمپلارها و مرگ منابع زندگی قبل پیوستن به اساسین ها باپتیست در سال 1725 در سنت دمینگ به دنیا آمد او با آگاته و جین مادر اولین آشنایی داشت.آگاته و باپتیست زیرنظر یک اساسین به نام فرانسیس مکندال پرورش یافتن مکندال به آن دو خواندن و نوشتن یاد داد و به آنها یاد داد چگونه تیر سمی درست کنند. پیوستن به اساسین ها در سال 1738 مکندال باپتیست و آگاته دست به تشکیل سازمان برادری اساسین های سنت دمیگ زدند. مکندال بسیاری از برده هارا جذب خود کرد. این سه موفق شدند مزارع زیادی را غارت کنند و برده های زیادی را آزاد کنند. باپتیست کم کم به دستیار مکندال تبدیل شد. باپتیست روش های خشن تر را به مکندال پیشنهاد کرد بطوری که در اواخر 1757 مکندال و افرادش دست به اعمال وحشیانه ای میزدند. آگاته که مخالف کارهای مکندال بود از او جدا شد. در 1758 باپتیست به مکندال و اساسین ها خیانت کرد و مکان مکندال را لو داد مکندال دستگیر و اعدام شد. بعد مرگ مکندال باپتیست گروهی از پیروان خودرا گرد آورد و دست به غارت زد. تقابل با آگاته در فوریه 1760 الیز لافلر با آگاته دیدار کرد و با او در مورد غارتگران حرف زد و از آگاته کمک خواست آگاته با یک اساسین دیگر به نام زیوری چند حمله پیروان باپتیست را دفع کرد و توانست مقر غارتگران را پیدا کند ولی درآنجا با باپتیست روبرو شد در این حمله زیوری کشته شد آگاته توانست دست باپتیست را قطع کند و سرانجام آگاته مجبور به فرار شد. پیوستن به تمپلارها و مرگ باپتیست پیش از مرگ با اولین صحبت می کند در سال 1766 باپتیست با دفرر دیدار کرد و درمورد نقشه خود برای بیرون کشیدن آگاته از مخفیگاه خود با دفرر صحبت کرد. بعد آن دفرر از آنجا رفت و باپتیست یک مراسم را اجرا کرد. در حین این مراسم اولین دو گرندپری به مجلس نفوذ کرد و سعی کرد با دارت سمی باپتیست را بکشد. ولی خود مورد اصابت قرار گرفت ولی با کمک پادزهر هانجان سم روی او تاثیر نداشت. سپس اولین به باپتیست نزدیک شد و سرانجام اورا کشت. باپتیست در آخرین لحظات از انحراف مکندال از راه اساسین ها صحبت کرد. به نظر باپتیست مکندال باید کشته می شد. منابع اساسینز کرید ۳: آزادسازی Baptiste در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا
  3. Eve_of_Saint_John_8.png

  4. BaptisteRenderHD.png

  5. ACS_Bloody_Nora.jpg

  6. هارولد دریک

    هارولد دریک (مرگ:1868) یک تمپلار بود که به علت توانایی بالا در تجارت موادغیر قانونی به دستیار اصلی رکسفورد کایلاک تبدیل شد. در سال 1868 رکسفورد کایلاک دریک را برای دستگیری اگنس مک‌بین اعزام کرد. اما دریک توسط جیکوب فرای دستگیر شد دریک در همان سال از زندان فرار کرد و برای ادامه کار پیش کلتوس استرین رفت.در همانسال دریک قرار بود یک محموله از هند حاوی ادویه مخدر دریافت کند ولی ایوی فرای محموله را دزدید و سوار یک کشتی شد. دریک و افرادش دنبال ایوی رفتند ایوی بعد کشتن افراد دریک محموله را درآب انداخت دریک که عصبانی بود خود به نبرد با ایوی رفت و سرانجام ایوی دریک را کشت.مرگ دریک باعث شد یکی از ستون های اصلی تجارت تمپلار ها از بین برود. محتویات منابع منابع اساسینز کرید: سندیکا Harold Drake در وبگاه اساسینز کرید ویکیا
  7. ACS_Harold_Drake.jpg

  8. رکسفورد کایلاک

    Rexford Kaylock اصلاعات شخصی مرگ 1868 اطلاعات جانبی وابستگی به تمپلارها بلایترز دیده شده در اساسینز کرید: سندیکا رکسفورد کایلاک(مرگ:1868) یک تمپلار و رئیس منطقه وایت‌چپل او اولین هدف از هفت هدف جیکوب فرای در پاکسازی محله ها بود و تاثیرگذارترین بین رهبرها در روند بازی بود. محتویات زندگی مواجه با اساسین نکات منابع زندگی کایلاک در وایت چپل بزرگ شد. او همه کوچه ها و پس کوچه های وایت چپل را میشناخت سال 1864 توسط کرافورد استاریک استاد اعظم تمپلارها به رهبری منطقه وایت چپل منصوب شد.او در جوانی زیر نظر مکس‌ول روث آموزش دیده بود و خیلی زود به شاگرد اول او تبدیل شد او حیله گر و کاریزماتیک و استراتژیست بود و علاقه داشت دشمنش را قبل مرگ زجر دهد. مواجه با اساسین هنگامی در سال 1868 اگنس مک‌بین به کایلاک خیانت کرد،کایلاک یکی از دستیاران مورد اعتمادش به نام هارولد دریک را دنبال اگنس فرستاد تا قبل اینکه اطلاعات حیاتی اورا لو دهد اگنس را بکشد.اگنس این موضوع را به ایوی فرای گفت و ایوی جیکوب را فرستاد تا هارولد دریک را دستگیر کند جیکوب در این کار موفق بود او بعد از دستگیری دریک چندین مکان حیاتی از جمله بازار را از چنگ کایلاک درآورد. کایلاک اساسین را به نبرد دعوت کرد سرانجام باند بلایترز و روکس روبروی هم قرار گرفتند وقتی کایلاک متوجه شد درحال شکست است با چندنفر از افرادش سوار قطار شد. جیکوب دنبالش رفت و بعد کشتن افراد باقی مانده کایلاک را نیز کشت. با مرگ کایلاک منطقه وایت چپل بطور کامل از دست تمپلارها خارج شد جیکوب بعد به دست گرفتن وایت چپل به خط راه آهن نیز دست پیدا کرد. همینطور ایوی از اسلحه کایلاک که باعث می شد در چشم به همزدنی از ساختمان بالا برود دو وسیله برای خود و جیکوب ساخت. نکات کایلاک تنها رهبریست که لباسش با لباس استاندار فرق میکرد. منابع اساسینز کرید: سندیکا
  9. ACS_DB_Lord_Cardigan.jpg

    ارل کاریدگان از بازی [[اساسینز کرید: سندیکا]]
  10. ACS_DB_David_Brewster.jpg

    دیوید بروستر در بازی [[اساسینز کرید: سندیکا]]
  11. مستر اسپای

    مستر اسپای (انگلیسی: Master Spy) (مرگ 1916) یکی از اعضای محفل تمپلارها که در طول جنگ جهانی اول در لندن کار میکرد. او در آنجا از طرف آلمان، یک شبکه جاسوسی را درست کرد. و یک فرقه محلی نیز برای جونو ایجاد کرد. محتویات زندگینامه منابع زندگینامه تا سال 1916 وینستون چرچیل و لیدیا فرای برای از بین بردن شبکه جاسوسی مستر اسپای با هم متحد شدند. لیدیا فرای مقر اسپای را پیدا کرد و یک مبارزه به وجود آمد.اما مستر اسپای موفق به فرار شد. در ادامه به قلعه دیگری رفت و تمام شواهد موجود از وجود جونو را نابودکرد. با این حال لیدیا به مکان مستر اسپای رسید و بعد مبارزه با پیروان اسپای،مستر اسپای را با استفاده از خنجر پنهان کشت. بدین ترتیب حضور فرقه را در لندن از بین برد. منابع اساسینز کرید: سندیکا Master Spy در وبگاه اساسینز کرید ویکیا
  12. لوسیوس سپتیموس

    لوسیوس سپتیموس Lucius Septimius تولد 90 قبلا از میلاد (جمهوری روم) مرگ 44 قبل از میلاد (رم) اتحادها گابینیانی تمپلارها (باستانیان) دیده شده در اساسینز کرید اوریجینز صداگذار جانی گلین لوسیوس سپتیموس (Lucius Septimius) عضو مخفی محفل باستانیان و یک گابینیانی رومی بود که در اسکندریه استقرار داشت.وظیفه او و بقیه گابینیانی های رومی حفاظت از فرعون ها و ملکه های سلسله بطلمیوسی بود. لقب او در محفل باستانیان شغال بود و در تاریخ هم او به کسی مشهور شده است که ژنرال پومپه را در 48 قبل از میلاد کشت. او در خدمت فرعون بطلمیوس سیزدهم بود و به خاطر حمایت از بطلمیوس علیه خواهرش کلئوپاترا حتی پومپه را کشت. بعد از جنگ نیل هم ژولیوس سزار به او و فلاویوس متالوس عفو میدهد و این دو را به خدمت خودش و کلئوپاترا در آورد.سپتیموس در پایان توسط یکی از اعضای اصلی محفل پنهان شدگان یعنی آیا کشته میشود. کمی بعد از مرگ سپتیموس نیز با نقشه محفل پنهان شدگان و آیا، سنای روم سزار را هم میکشد. محتویات معرفی جستجوی معبد جنگ داخلی اسکندریه باز کردن معبد مرگ منابع معرفی در بین گابینیانی ها که در اسکندریه مستقر بودند سپتیموس یک نماد کامل از یک لژیون رومی بود و همزمان تنومند و پرقدرت، ورزیده و با ابهت بود. او در 67 قبل از میلاد در خدمت ژنرال پومپه بود و در جنگ های دریایی علیه دزدان دریایی مدیترانه حضور داشت. در 55 قبل از میلاد به شکل دائمی به اسکندریه فرستاده میشود. اینجا با گابینیانی ها که شامل 2000 لژیون به فرماندهی آیولوس گابینیوس ملحق شد. این ارتش را رومی ها فرستادند و کمک کردند تا بطلمیوس دوازدهم در قدرت باقی بماند. گابینیانی ها بعد از این هم به ماموریت حفاظت از سلسله بطلمیوسی ادامه دادند.سپتیموس خیلی زود عاشق کشور و شهر جدید شد و با زن اسکندریه ای به اسم نبتیا ازدواج کرد. سپتیموس با افراد بزرگی در دربار بطلمیوسیها مثل پوتینوس، آکیلاس و گانیمدیس آشنا میشود. بعد از مرگ بطلمیوس دوازدهم به خاطر بیماری،سپتیموس به یکی از مشاوران اصلی جانشین نوجوان یعنی بطلمیوس سیزدهم تبدیل شد. جستجوی معبد در سال 49 قبل از میلاد،سپتیموس به محفل باستانیان ملحق میشود و لقب داخل محفلی شغال (The Jackal) را میگیرد.او در این سال در کنار دیگر اعضای محفل مثل مدونامون، فلاویوس متالوس،پوتینوس و رودجک به سیوا می روند و این افراد یک نهان‌گاه بسیار قدیمی در اعماق معبد آمون پیدا میکنند.باستانیان امیدوار بودند که از این مکان بتوانند یک شئ باستانی و مخفی متعلق به ایسو پیدا کنند و از سیب عدن که داشتند هم استفاده کردند. با این حال وقتی که کاهنان معبد قبول نکردند که همکاری کنند، محفل تصمیم گرفت که یک مدجای محلی (افراد ورزیده و محافظ از یک ناحیه در مصر باستان) را که آشنایی کاملی با سیوا داشت به اسم بایک را بیاورند و از او برای باز کردن معبد قدیمی استفاده کنند. برای اینکار آنها چنزیرا که دوست پسربچه بایک خمو بود را ربودند و این پسر و مادرش را قانع میکنند که هدفشان فقط این است که با مدجای صحبت کنند. چنزیرا هم سربازان را به محل میبرد و بایک اینجا در مبارزه شکست میخورد و بی هوش می شود. او در مقابل دروازه بسته معبد آورده شد.بعد از به هوش آمدن مدونامون سیب عدن را به بایک نشان میدهد و میپرسد که در را باز کند. ولی بایک حتی یک بار هم این معبد مخفی را قبلا ندیده بود و نمیدانست چطور دروازه باید باز شود.فلاویوس که عصبانی میشود اینجا بایک را به زمین میکوبد و بعد پوتینوس فلاویوس را آرام میکند. اینجا همه اعضای محفل نقاب به صورت داشتند و بایک غیر از اینکه هویت این افراد را نمیدانست حتی درباره چیزی به اسم محفل باستانیان هم اطلاعی نداشت. اعضا به خشونت بازجویی و تهدید بایک را ادامه میدادند که بطلمیوس سیزدهم یعنی فرعون مصر هم وارد این محل میشود و تحقیق میکند. فرعون میخواهد اینجا مدونامون را کاهن آمون در سیوا منصوب کند تا روی ناحیه سیوا کنترل داشته باشد ولی باستانیان هدف خودشان یعنی پیدا کردن "قدرت خدایان" را دارند و نمیخواهند فرعون بو ببرد. وقتی که سپتیموس و بقیه اعضا پیش فرعون میروند، خمو پسر بایک موفق میشود خودش را آزادانه به یک چاقو برساند و با کمک او بایک هم خودش را آزاد میکند. فلاویوس متالوس بعد از این پسر بایک را میگیرد و با چاقو زیر گلوی خمو بایک را تهدید کرد که اگر همکاری نکند پسرش را میکشد. بایک که دستانش آزاد شده بود به سمت فلاویوس حمله میکند ولی در اثر حمله بایک او سحوا باعث مرگ پسرش خمو میشود. بعد از این هم فلاویوس از سیب عدن استفاده میکند و بایک بیهوش میشود. جنگ داخلی اسکندریه بعد از وقایع معبد آمون سپتیموس و بقیه باستانیان فکر میکردند که بایک مرده ولی دراصل بایک زنده بود و دنبال قاتلان خمو میگشت. در 48 قبل از میلاد سپتیموس و گابینیانی ها نقشه کشتن خواهر و رقیب بطلمیوس سیزدهم یعنی کلئوپاترا را میکشند و وناتور را مامور کردند. وناتور و افرادش هم به قصر کلئوپاترا در هراکلیون نفوذ میکنند که بایک و زنش آیا این توطئه را خفه میکنند. اینجا همه افراد و خود وناتور کشته میشوند. بعد از این پوتینوس که نائب السلطنه بطلمیوس بود میفهمد که ژنرال پومپه وارد مصر شده و میخواهد به کلئوپاترا علیه بطلمیوس کمک کند. پومپه رقیب ژولیوس سزار هم بود و پوتینوس برای دو هدف یعنی صعیف کردن موقعیت کلئوپاترا و همچنین جلب حمایت سزار دستور میدهد که پوپه قبل از رسیدن به کلئوپاترا کشته شود. سپتیموس با تعدادی از گابینیانی ها در این کار موفق هستند و سپتیموس پوپه را میکشد و سر او را برای بطلمیوس در اسکندریه برد. باستانیان بطلمیوس را فرعون راحت تری برای کنترل میدیدند و برای همین هم امیدوار بودند که سزار با بطلمیوس متحد شود.وقتی که سزار به تعقیب پومپه به اسکندریه رسید توسط فرعون جوان بطلمیوس سیزدهم مورد استقبال قرار گرفت.بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش بایک و آیا مخفیانه وارد قصر شد و با سزار صحبت کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار هم قبول میکند. بایک با لوسیوس سپتیموس میجنگد بطلمیوس که حکومتش را از دست رفته میبیند با کمک باستانیان مثل سپتیموس و پوتینوس شروع به یارکشی بیشتر و استفاده از ارتش میکند. سپتیموس یکی از فرستادگان سزار را اسیر و شکنجه میکند تا به سزار خیانت کند. بعد از این هم پوتینوس سپتیموس را منع میکند و نقشه فلاویوس را میگوید که باید اسکندریه را محاصره و سزار و کلئوپاترا را داخل قصر محصور کنند. این محاصره دنبال میشود ولی با کمک بایک و آیا محاصره به نفع کلئوپاترا میشکند. بعد از شکست محاصره جنگ نیل شروع میشود و سپتیموس هم به حمایت از بطلمیوس وارد میشود. بعد از اینکه بایک پوتینوس و فیل جنگی او را شکست میدهد،سزار به بایک میگوید که الآن سپتیموس کجا است. بایک که فهمیده سپتیموس عضو باستانیان است و در مرگ پسرش نقش داشته با خشونت و حس انتقام میرود، میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد. او میخواست انتقام خمو را با کشتن سپتیموس بگیرد ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود و سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف کنند. بعد از این هم بایک و آیا از خدمت به کلئوپاترا عزل میشوند و در همین زمان سپتیموس و فلاویوس رومی و عضو باستانیان هم عفو میخورند. این دو بعد از این به کلئوپاترا و سزار مشورت میدهند و نفوذشان را بیشتر میکنند. باز کردن معبد کمی بعد از اینکه کلئوپاترا فرعون بی رقیب مصر شد و مقبره اسکندر کبیر باز شد، فلاویوس و سپتیموس به آن محل نفوذ و عصای اسکندر را می دزدند. این دو سیب عدن را هم با جنگ از آپولودوروس میگیرند و به سیوا میروند. با استفاده از ترکیب سیب عدن و عصای عدن، دروازه نهانگاه سیوا باز میشود. اینجا یک مدجای و دوست بایک یعنی هپفزا هم سعی کرد مانع این دو شود ولی کشته میشود. فلاویوس از سیب عدن استفاده و ذهن مردم سیوا را کنترل میکند. سپتیموس به اسکندریه و نزد سزار برمیگردد. درحالی که فلاویوس هم به سیرن برگشته است. بایک در تعقیب فلاویوس در نهایت او که قاتل اصلی خمو است را شکست میدهد و میکشد و آیا هم به دنبال سپتیموس و سزار به رم میرود. مرگ تا سال 44 قبل از میلاد سپتیموس به یکی از مباشران حلقه داخلی و اصلی سزار تبدیل میشود. آیا هم که تا این تاریخ به رم نقل مکان کرده بود و شبکه محفل پنهان شدگان را راه اندازی کرده بود در جلب نظر تعدادی از سناتورها مثل مارکوس جونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لانگینوس موفق عمل کرد. این دو عضو مخفی گروه پنهان شدگان شدند و نقشه قتل سزار را کشیدند. سزار با زمزمه های سپتیموس و دیگر اعضای باستانیان خودش را از نسل خدایان میدید و با ظلم و استبداد حکومت میکرد و سنا را نادیده میگرفت. سزار قبل از رفتن به جلسه سنا با سپتیموس حرف میزد. و سپتیموس به سزار گفت نگران نباشد چون سزار یک حاکم است که همه دوستش دارند و یک خدا است. سزار هم گفت که انتظار مخالفت از سنا را دارد ولی سپتیموس بازهم گفت جای نگرانی نیست چون او "گرگ سزار" در برابر جوجه مرغ های سنا خواهد شد. وقتی سزار رفت، سپتیموس آیا را دید که به وسط تئاتر پومپه پرید و این دو با هم میجنگند. آیا با سپتیموس دوئل میکند و اینجا سپتیموس ادعا میکند که سزار آدم معمولی نیست و او یکی از پدران دانایی است. بعد هم مرگ پسرش خمو را به آیا یادآوری میکند و به تمسخر میگوید که بهتر است آیا خودش را به او و سزار تقدیم کند. سپتیموس به مسلح به زره و بسیار درشت هیکل و آیا هم باریک تر و کوتاه تر بود ولی او سریع تر عمل کرد و بالاخره هم ضربه کشنده را او به سپتیموس میزند. منابع Lucius Septimius در اساسینز کرید ویکیا
  13. فلاویوس متالوس

    فلاویوس متالوس (Flavius Metellus) همین طور شناسایی شده با اسم "شیر" (The Lion) فرماندار استان کایرنیکا (کشور لیبی) در جمهوری روم بود. همچنین او رهبر محفل باستانیان در مدت حکومت کلئوپاترا نیز بود و با ژولیوس سزار نیز یک متحد نزدیک بود. محتویات اوایل زندگی جستجو برای معبد منابع اوایل زندگی فلاویوس در جمهوری رومی متولد شد و از یک خانواده قدیمی پاتریسی بود که بخش اعظم ثروتشان را از دست داده بودند.او بعدها با زنی ازدواج میکند و صاحب پسر میشود.او در آینده با زنی دیگر به نام پورشیا اورستیلا ازدواج کرد که با کمک او توانست دوباره ثروت خانوادگی ازدست رفته را برگرداند. فلاویوس به تدریج از درجات ارتش رومی نیز بالا رفت و تبدیل به دوست نزدیک و متحدی برای ژولیوس سزار شد. او به قدری در مناسب نظامی و سابقه ارتش سوابق برجسته کسب کرد که به فرمانداری کایرنیکا (کشور لیبی) منصوب شد و تا آخر عمرش هم این سمت را برعهده داشت. جستجو برای معبد در سال 49 قبل از میلاد،فلاویوس به محفل باستانیان ملحق میشود و به خاطر سوابق و درجه اجتماعی به سرعت تبدیل به یکی از رهبران میشود. او در این سال در کنار دیگر اضعی محفل به سیوا می رود و این افراد یک معبد قدیمی در اعماق معبد آمون پیدا میکنند.باستانیان امیدوار بودند که از این مکان بتوانند یک شئ باستانی و مخفی متعلق به ایسو پیدا کنند و از سیب عدن که داشتند هم استفاده کردند. با این حال وقتی که کاهنان معبد قبول نکردند که همکاری کنند، محفل تصمیم گرفت که یک مدجای (افراد ورزیده و محافظ از یک ناحیه در مصر باستان) را که آشنایی کاملی با سیوا داشت به اسم بایک را بیاورند و از او برای باز کردن معبد قدیمی استفاده کنند. برای اینکار آنها چنزیرا که دوست پسر بایک خمو بود را ربودند و این پسر و مادرش را قانع میکنند که هدفشان فقط این است که با مدجای صحبت کنند. چنزیرا هم سربازان را به محل میبرد و بایک اینجا در مبارزه شکست میخورد و بی هوش می شود. او در مقابل دروازه بسته معبد آورده شد.بعد از به هوش آمدن مدونامون سیب عدن را به بایک نشان میدهد و میپرسد که در را باز کند. ولی بایک حتی یک بار هم این معبد مخفی را قبلا ندیده بود و نمیدانست چطور دروازه باید باز شود.فلاویوس که عصبانی میشود اینجا بایک را به زمین میکوبد و بعد پوتینوس فلاویوس را آرام میکند. اینجا همه اعضای محفل نقاب به صورت داشتند و بایک غیر از اینکه هویت این افراد را نمیدنست حتی درباره چیزی به اسم محفل باستانیان هم اطلاعی نداشت. اعضا به خشونت بازجویی و تهدید بایک را ادامه میدادند که بطلمیوس سیزدهم یعنی فرعون مصر هم وارد این محل میشود و تحقیق میکند. وقتی که فلاویوس و بقیه اعضا پیش فرعون میروند، خمو پسر بایک موفق میشود خودش را آزادانه به یک چاقو برساند و با کمک او بایک هم خودش را آزاد میکند. فلاویوس بعد از این پسر بایک را میگیرد و با چاقو زیر گلوی خمو بایک را تهدید کرد که اگر همکاری نکند پسرش را میکشد. بایک که دستانش آزاد شده بود به سمت فلاویوس حمله میکند ولی در اثر حمله بایک او سحوا باعث مرگ پسرش خمو میشود. بعد از این هم فلاویوس از سیب عدن استفاده میکند و بایک بیهوش میشود. فلاویوس و دیگر نقابداران بدون نتیجه ای از معبد میروند و بایک و همسرش آیا سال های بعدی زندگی شان را صرف این میکنند که افراد نقابدار را پیدا کنند و انتقام خمو را بگیرند. آنها هویت اکثر نقابداران را پیدا و کشته بودند ولی هنوز موفق نشده بودند هویت رهبر محفل باستانیان را پیدا کنند.پس از اینکه کلئوپاترا به قدرت میرسد و با کمک بایک و سیوا مقبره اسکندر کبیر را کشف میکنند، باستانیان نیز به این معبد دسترسی پیدا میکنند. فلاویوس از اینجا عصای عدن متعلق به اسکندر را برمیدارد. او در جنگی با آپولودوروس پیروز میشود ولی هویتش برای او لو میرود. به هرحال او با عصا به سیوا برگشت و بالاخره دروازه معبد ایسو را باز کرد. بایک هم که از طرف آپولودوروس موضوع را میفهمد به سیوا رفت و با فلاویوس رو در رو شد. این دو در جنگی با هم قرار میگیرند که درنهایت بایک فلاویوس را می کشد. منابع Flavius Metellus در اساسینز کرید ویکیا
  14. دیانا گری

    دیانا گیری (Deanna Geary) یک کارمند شرکت آبسترگو در اساسینز کرید اوریجینز است. او در تیم پزشکی کشف و تصاحب در فیلادلفیا کار میکند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه دیانا در 2013 ماموریت گرفت که DNA میلتون جونز را استخراج کند و خون او را در ویال خون بریزد.همین بعدا معلوم شد که شامل حافظه ژنتیک مربوط به ادواله هم می شده که در قرن 18 دزد دریایی و بعد هم اساسین بوده است. او در چند سال بعد هم دوستی صمیمی با یک کارمند دیگر به اسم لیلا حسن پیدا می کند. در 2017 آبسترگو این دو را مامور می کند که یک شی مهم تاریخی را در فرورفتگی قطاره در مصر پیدا کنند.در ماموریت لیلا به محوطه کند و کاو وارد شد ولی دیانا در هتل ماند و با بیسیم لیلا را راهنمایی میکرد.لیلا در این جستجو مومیایی پیدا کرد و بدون اطلاع آبسترگو از DNA جسد استفاده کرد و با آنیموس سرگذشت این مومیایی را دید.دیانا اصرار میکرد که آبسترگو را در جریان بگذارند ولی لیلا می خواست خودش کشفی مهم انجام بدهد و در آبسترگو ترفیع بگیرد و برای همین هم قبول نمی کرد. درنهایت هم آبسترگو که بی اطلاع مانده بود تیم زیگما را می فرستد.تیم زیگما اول به اتاق دیانا در هتل حمله کرد و لیلا صدای تیراندازی شنید. سرنوشت دیانا اینکه مرده است یا زنده نامعلوم است. منابع Deanna Geary در اساسین کرید ویکی
  15. لیلا حسن

    لیلا حسن Layla Hassan (متولد 1984) یک کارمند سابق شرکت آبسترگو و اصالتی مصری-آمریکایی دارد. محتویات معرفی در آبسترگو هدف آبسترگو نکات منابع معرفی لیلا حسن از اشرف و زینب حسن در قاهره به دنیا آمد و با خانواده اش قبل از 1989 به آمریکا مهاجرت کرد.این خانواده در شهر نیویورک و منطقه کویینر مستقر شدند.لیلا دو برادر یعنی رامی و کادن هم دارد.لیلا بعدا از طریق پروسه اعطای تابعیت تابعیت آمریکایی هم گرفت. در آبسترگو لیلا کالج را رها کرد و بعد از این صوفیا ریکین او را کشف کرد و در شرکت آبسترگو استخدامش کرد.صوفیا از لیلا استفاده کرد تا ایده هایش در تغییراتی در آنیموس را عملی کند.لیلا 11 سال در این شرکت کار کرد ولی در پروژه آنیموس ترفیع نگرفت چون ترجیح می داد بسیاری از پروتکلهای آبسترگو را زیر پا بگذارد. هدف آبسترگو در سال 2017 لیلا و همکارش دیانا گری به توسط سایمون هاتاوی مامور شدند که یک شی مهم تاریخی را در فرورفتگی قطاره در مصر پیدا کنند.ولی لیلا اینجا مومیایی از یک اساسین به اسم بایک و بعد آیا پیدا میکند. او به مافوقش این ها را گزارش نداد و درعوض از آنیموس قابل حمل خودش استفاده کرد تا سرگذشت آن ها را ببیند و اینکه به آبسترگو ثابت کند که در پروژه آنیموس کارمند باارزشی است. لیلا همین طور دنبال پیدا کردن ردپای مهمی در تاریخ و سرگذشت بایک از طریق آنیموس بود و به آبسترگو هم چیزی گزارش نمیداد. تا اینکه آبسترگو تیم زیگما را فرستاد تا لیلا و دیانا را پیدا کند.دیانا بعد از این دستگیر شد و به نظر مرد و لیلا که مدتی از آنیموس استفاده کرده بود و به اثر بلیدینگ دچار شده بود از این قابلیت علیه مهاجمان استفاده می کند. لیلا بعد از این به توسط ویلیام مایلز، منتور اساسین ها پیدا میشود و پیشنهاد مقام در اساسین ها میگیرد. لیلا که چاره دیگری هم نداشت مجبور میشود با محفل اساسین ها کار کند.او ولی روشن می کند که با آن ها فقط همکاری میکند و عضو محفل نمیشود. بعد از این هم او و ویلیام مایلز به اسکندریه می روند. نکات لیلا اسمی عربی به معنی شب است. حسن نیز اسمی عربی به معنای محکم و خوب است. اسم پدر لیلا اشرف است که مشابه اسم کارگردان بازی اساسینز کرید اوریجینز یعنی اشرف اسماعیل است. منابع Layla Hassan در اساسین کرید ویکی
  16. کریستوفر گیست

    کریستوفر گیست (انگلیسی: Christopher Gist) یک تمپلار آمریکایی بود که در نیویورک و آب های آمریکا فعالیت می کرد. در طول زندگی او او توسط اساسین ها قرار بود دار زده شود ولی توسط شی پاتریک کورماک نجات داده شد و در ازای قدردانی از شی، در کنار او تا سال ها باقی ماند و شی او را دستیار اول خود در کشتی موریگان کرد. سال ها بعد در طی یک جنگ دریایی با متحدین اساسین ها که روبرت فالکنر نیز در آن حضور داشت همراه با کشتی موریگان کشته و غرق شد. محتویات منابع منابع Christopher Gist د وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا
  17. آرماند بوکهارت

    آرماند بوک‌هارت (به انگيسي:Armand Bouchart) بعد از مرگ رابرت دی سیبل استاد اعظم تمپلارها شد. او قبرس را از ریچارد شیردل برای ساخت پایگاهی مستحکم برای تمپلاران خرید. بوک‌هارت اشیائ زیادی از تمدن اولیه را به دست آورد. هرچند بوک‌هارت این اشیاء را از دست اساسین‌ها دور کرد اما در آخر توسط اساسین الطائر کشته شد. محتویات تاریخچه شخصیت تاریخچه تاریخچه شخصیت تاریخچه بعد از مرگ رابرت دی سیبل در سال ۱۱۹۱، آرماند بوک هارت تبدیل به استاد اعظم تمپلاران شد. تمپلاران به خاطر شکست از اساسین‌ها قبرس را خریده و به دستور بوک هارت به آن جا رفتند. بوک هارت تصمیم داشت قبرس را به پایگاهی مستحکم برای تمپلاران تبدیل کند. بوک هارت اشیاءزیادی از تمدن اولیه به دست آورد ولی این موفقیت او تا سال ۱۱۹۳ ادامه داشت. اساسینی با نام الطائر، ماریا تروپ که یک تمپلار بود را گروگان گرفت. در طی ماجراهایی ماریا از دست الطائر فرار کرده و خود را به بوک هارت رساند؛ ولی بوک هارت قصد جان او را کرد هرچند ماریا توسط الطائر نجات پیدا کرد. الطائر به قبرس نفوذ کرد. بوک هارت از ترس اساسین‌ها دستور خارج کردن اشیاء تمدن اولیه از قبرس را داد. این جابه جایی موفقیت آمیز بود ولی پس از انتقال اشیاء تمدن اولیه، بوک هارت با الطائر رو به رو شد. الطائر در یک دوئل بوک هارت را شکست داد و او را برای همیشه از صفحه روزگار محو کرد. منابع Armand Bouchart در Assassins Creed Wiki
  18. جان الیوتسون

    جان الیوتسون (انگلیسی: John Elliotson) یک نویسنده، معلم و پزشک انگلیسی بود که در میانه قرن نوزدهم در تیمارستان لیمبرث فعالیت می‌کرد. الیوتسون یکی از اعضای مهم محفل تمپلارها بود. در سال ۱۸۶۸، الیوتسون ترکیب نوعی شربت دارویی را ساخت که به دلیل خاصیت مخدر باعث شده بود بسیاری از ساکنان و کارگران مناطق فقیر به آن وابسته شوند و از این طریق محفل می‌توانست آن‌ها را به عنوان نیروی کار خود تحت کنترل در بیاورد. محتویات معرفی فعالیت به عنوان یک تمپلار مرگ منابع معرفی جان الیوتسون (John Elliotson) در ۲۹ اکتبر ۱۷۲۹ در لندن متولد شد. او در خانواده‌ای شیمیدان و داروساز متولد شد و رشد کرد و تحصیلات خود را در کالج جیسوس کمبریج گذراند. در ابتدا به عنوان یک متخصص قلب بااستعداد تحصیلش را ادامه داد ولی در ادامه به روش‌های هیپنوتیزم علاقمند گردید. در همین زمینه او آزمایش‌هایی روی خواهران الیزابت و ژون اوکی انجام داد که معتقد بود می‌توانند بیماری‌های دیگران را ببینند. چنین آزمایش‌ها و مباحثی باعث شد تا دوره احترام علمی او در میان سایر دانشمندان به پایان برسد. اگرچه او تلاش کرد تا برای نجات زندگی حرفه‌ای خود این بار به مطالعه روی جمجمه بپردازد ولی پس از آن الیوتسون به شخصی بی بضاعت و بی اعتبار تبدیل شده بود. در این زمان، کرافورد استاریک، استاد اعظم محفل تمپلارها با او تماس گرفت و از وی خواست تا به محفل بپیوندد که الیوتسون نیز با خوشحالی پیشنهاد را پذیرفت. فعالیت به عنوان یک تمپلار در سال ۱۸۶۸، الیوتسون از طرف استاریک مامور شد تا ترکیبی از یک شربت خاص تسکین دهنده و اعتیادآور را تولید کند تا از طریق توزیع آن میان کارگران فرودست کارخانه‌ها و شرکت‌های وابسته بتوان آن‌ها را به سادگی کنترل کرد. الیوتسون درنهایت فرمول این شربت دارویی را تهیه کرد که منجر به ساخته شدن شربت دارویی استاریک گردید. با تبلیغ دارویی برای درمان همه بیماری‌ها، این شربت به سرعت در مناطق لندن میان فقرا و کارگران توزیع گردید که باعث شد استفاده‌کنندگان از نظر ذهنی و هوشی ضعیف و مطیع گردند. او همچنین مقدار زیادی از این داروها را در تیمارستان لیمبرث قرار داد؛ جایی که خودش در آن کار می‌کرد و از داروها روی تیماران استفاده می‌نمود. مرگ در همین سال، اساسین جیکوب فرای با کمک چارلز داروین کارخانه تقطیر این شربت دارویی را منهدم کرد و باعث شد تا الیوتسون مجبور به استفاده از ذخایر دارو در تیمارستان شود. زمانی که او در تیمارستان مشغول آموزش درمان به دانش‌آموزانش بود، به صورت اتفاقی مریض نمونه زیر دستش در جریان درمان کشته شد. این زمانی بود که جیکوب فرای مخفیانه به تیمارستان نفوذ کرده بود تا الیوتسون را به قتل برساند. جیکوب پس از این با طرح یک استراتژی درنهایت الیوتسون را با خنجر پنهان به قتل رساند. در صحبت‌های پیش از مرگ، الیوتسون جیکوب را برای تلاش برای متوقف کردن استاریک به سخره گرفت و از او پرسید آیا به عواقب کارهایش فکر می‌کند یا خیر؟ با مرگ الیوتسون، تولید چنین داروهایی متوقف شد و یکی از منابع اصلی درآمد استاریک از بین رفت. با این حال پس از این داروهای تقلبی جایگزین در بازار شروع به فروش کرد که باعث شد وضعیت بدتر از گذشته شود. در ادامه این خواهر دوقلوی جیکوب یعنی ایوی فرای بود که با کمک یک پرستار تیمارستان لیمبرث یعنی فلورنس نایتینگل موفق شد محموله بزرگی از داروهای حقیقی احتکار شده توسط بلایترزها را تصاحب و شرایط را به حالت طبیعی برگرداند. منابع اساسینز کرید: سندیکا John Elliotson در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا
  19. روپرت فریس

    روپرت فریس (انگلیسی: Rupert Ferris) یکی از اعضای محفل تمپلارها در بریتانیا و مالک کارخانه آهنگری فریس در شهر کرایدون در دوران انقلاب صنعتی بود. او کارگران خود را مجبور می‌کرد تا به شکلی طاغت‌فرسا و خستگی‌ناپذیر برایش کار کنند تا او بتواند تولید و سود فروشش را افزایش دهد و از این طریق به استاریک ثابت کند که می‌تواند صنایع و کارخانجات بیشتری را مدیریت و کنترل کند. محتویات معرفی منابع معرفی روپرت فریس (Rupert Ferris) در ۱۵ آگوست ۱۸۳۰ متولد شد. او توسط پدر و مادر پیرش بزرگ می‌شد ولی زندگی این دو به سختی پایدار بود و درحالی که فکر می‌کردند تولد روپرت به آن‌ها کمک خواهد کرد، با این حال اندکی بعد این دو از هم جدا شدند. در جوانی موفق شد صاحب یک کارخانه آهنگری شود که از آن پس با لقب فریس آهنگر شناخته می‌شد. با این حال کارخانه او مشهور به استفاده از کارگران فقیر و صعیفی بود که باید تا بیشترین حد ممکن کار می‌کردند و همین موضوع باعث مرگ برخی از کارگران از خستگی شدید شده بود. فریس اما پس از مرگ این افراد، کارگران جوان‌تری را استخدام کرد. در سال ۱۸۶۲، کرافورد استاریک، استاد اعظم محفل تمپلارها که یک سرمایه‌دار بزرگ بود کارخانه فریس را خرید و با توسعه آن باعث افزایش ثروت فریس گردید. در فوریه سال ۱۸۶۸، فریس پس از صحبت با یک کودک کارگر زخمی به دفتر کارش برگشت تا برای استاریک نامه‌ای درمورد یک منبع جدید سنگ آهن نامه بنویسد. پس از پایان نوشتن نامه نیز فریس با نشی خود در مورد سلامتی پدرش صحبت کرد. اندکی پس از این اساسین جیکوب فرای که به کارخانه او نفوذ و خود را به دفتر کارش رسانده بود درنهایت فریس را به قتل رساند. منابع اساسینز کرید: سندیکا Rupert Ferris در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا
  20. پرل آتاوی

    Pearl Attaway اطلاعات شخصی تولد ۲۰ اکتبر ۱۸۳۳ پادشاهی متحده مرگ ۱۸۶۸ لندن، پادشاهی متحده اطلاعات جانبی وابستگی تمپلار شرکت مسافربری آتاوی اطلاعات در بازی دیده شده در اساسینز کرید: سندیکا صداگذار Nathalie Toriel پرل آتاوی (انگلیسی: Pearl Attaway) یکی از اعضای ارشد محفل تمپلارها در بریتانیا و یک تاجر زن موفق در میانه قرن نوزدهم و در عصر انقلاب صنعتی بود. محتویات معرفی از بین بردن رقابت مرگ منابع معرفی پرل آتاوی (Pearl Attaway) در ۲۰ اکتبر ۱۸۳۳ متولد شد. اطلاعات کمی در مورد کودکی و اوایل زندگی او و همچنین پیوستنش به محفل تمپلارها وجو دارد. پس از مرگ پدرش، او وارث شرکت حمل و نقل آتاوی گردید که در اصل بیشتر در کار جابجایی و انتقال کالا فعال بود. پرل پس از مالکیت بر این شرکت، این شرایط را تغییر داد و آن را به یک شرکت حمل و نقل خصوصی تبدیل کرد که البته با موفقیت کمتری همراه بود. آتاوی پس از این بار دیگر ماهیت شرکت را تغییر داد و پس از این آن را به عنوان یک شرکت مسافربری عمومی تبدیل کرد که با استفاده از آمنیبوس‌ها فعالیت می‌کرد. این شرکت موفقیت چشمگیری داشت و باعث بروز یک رقابت خشن با شرکت‌هایی نظیر شرکت حمل و نقل میلنر شده بود. پرل همچنین دخترعموی کرافورد استاریک بود و یک بار نیز از او پیشنهاد ازدواج دریافت کرد که او رد کرد. آتاوی می‌خواست شرکت حمل و نقل پدری‌اش را به نام خودش نگه دارد. از بین بردن رقابت در سال ۱۸۶۷ و پس از خرید شرکت مسافربری میلنر توسط استاریک، شرکت آتاوی تحت فشار قرار گرفت به شکلی که برخی کارمندان شرکت میلنر برای آمنیبوس‌ها و کارمندان آتاوی مشکل ایجاد می‌کردند. در یک حادثه دیگر و زمانی که او آمده بود تا یکی دیگر از آمنیبوس‌هایش را که آتش زده بودند ببیند، ناگهان با اساسین جیکوب فرای مواجه گردید. پرل ابتدا تصور کرد اساسین برای کشتنش آمده برای همین گفت هرکسی یک قیمتی دارد و قصد داشت برای خرید زندگی‌اش خرج کند. با این حال آتاوی خیلی زود دریافت که اساسین آگاهی ندارد که او یک تمپلار است و به فرض اینکه با شرکت استاریک در رقابت است قصد کمک به او را داشت. با درک چنین شرایطی، پرل تصمیم گرفت از اساسین برای رسیدن به مقاصد خودش استفاده کند. این دو پس از این در یک کالسکه در حال حرکت در مورد یکی از کارمندان شرکت میلنر صحبت کردند. به پیشنهاد پرل، جیکوب به محل پارک آمنیبوس‌های شرکت میلنر رفت و این کالسکه‌ها را منهدم کرد. این دارایی‌ها، منبع اصلی درآمدزایی شرکت رقیب محصوب می‌شد. جیکوب پس از این بار دیگر با آتاوی ملاقات کرد. پرل این بار به جیکوب گفت باید محموله موتورهای احتراق که درحال ارسال به شرکت میلنر است را نابود کند. جیکوب ابتدا تصمیم گرفت ند وینرت را از کالسکه‌ای که در آن بازداشت شده بود نجات دهد و پس از آن برای ماموریت از وی کمک بخواهد. پس از این جیکوب از قطار بالا رفت و پس از جستجو و پیدا کردن موتورها، واگن آن را از قطار جدا کرد. جیکوب پس از این بار دیگر با آتاوی ملاقات کرد؛ ماموریت بعدی او کشتن میلنر بود که به گفته پرل اینک روی یک قایق در رودخانه تیمز است. جیکوب پس از این به محل رفت و پس از نفوذ به قایق درنهایت میلنر را کشت. او دراین محل متوجه شد که فریب آتاوی را خورده است. در بازگشت، جیکوب مخفیانه صحبت آتاوی را با کرافورد استاریک شنود کرد که در آن، پرل کرافورد را پسرعمو خطاب می‌کرد و از اینکه از اساسین برای پیشبرد مقاصدش استفاده کرده خوشحال بود. مرگ پرل آتاوی پس از این به ایستگاه واترلو رفت تا شخصا بر فرایند انتقال موتورها به کارخانه‌اش نظارت کند. در این زمان بلایترزها نیز در ایستگاه حاضر بودند و از پرل حفاظت می‌کردند. با این حال جیکوب فرای که پیش از این در مورد تمپلار بودن پرل آگاهی یافته بود با طرح یک استراتژی و استفاده از ضعف امنیتی در بام واگن آتاوی، از شیشه سقف وارد شد و پرل را با خنجر پنهان به قتل رساند. پرل در آخرین صحبت خود پیش از مرگ گفت که استاریک یقینا برای انتقام مرگ او به سراغش خواهد آمد. پس از مرگ آتاوی، شبکه حمل و نقل لندن دچار بی‌ثباتی گردید زیرا شرکت آتاوی و همچنین شرکت میلنر دچار بحران اتفاقات اخیر شده بودند. پس از این ایوی فرای به بیلی هادسون و افرادش کمک کرد تا مالکیت آمنیبوس‌های باقی مانده را به دست آورده و شبکه حمل و نقل روال عادی خود را پیدا کند. منابع اساسینز کرید: سندیکا Pearl Attaway در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا