جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تاریخچه‌های اساسینز کرید'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار
  • دیس‌آنرد
  • تکن
  • ماوراء: دو روح
  • دیترویت بیکام هیومن

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Detroit: Become Human انجمن دیترویت بیکام هیومن
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

17 نتیجه پیدا شد

  1. جنگ هفت ساله

    جنگ هفت ساله (The Seven Years' War (1754-1763)) یا جنگ فتح کردن (War of the Conquest) در چهار قاره،جنگی بود در کل جهان که یکی از اولین جنگ هایی بود که بین قدرت های نظامی و بین چندین کشور (اکثرا بریتانیا و فرانسه) و کلونی های جهانی آنها در گرفت.کشورهای دیگری مثل پرتغال،اسپانیا، روس،پروس،اتریش،امپراتوری مقدس روم و چند کشور دیگرهم در جنگ حاضر بودند. قبایل ایروکی در آمریکای شمالی هم در بخش جنگ فرانسه و سرخپوستان که در زیر همین جنگ هفت ساله بود نیز دخیل بودند.به علاوه جنگ به دریای مدیترانه،کلونی های آفریقایی و خاورمیانه، هند و شرق دور هم کشیده شد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه جنگ از سال 1754 میلادی شروع میشود که به خاطر تغییرات مرزی و تغییر متحدان در اروپا بود.بیشتر این تغییرات برای گرفتن کنترل زمین هایی بود که در بیرون کلونی های سیزده گانه بریتانیا قرار داشت.این جنگ اوایل در همین آمریکای شمالی بود و از 1756 به بعد جهانی شد.از نظر فنی جنگ گفته میشود که تا 9 سال طول کشیده است.وقتی جنگ تمام می شود هم اروپا و هم آمریکای شمالی به بحران می خورند و ورشکست می شوند.این جنگ از کانادا تا هند غربی (کاراییب) و از شرق اقیانوس اطلس تا خود شهر مسکو در روسیه وسعت داشت.در آمریکای شمالی جنگ بدنام فرانسوی ها و سرخپوستان بود.که فرانسوی ها با برخی قبایل ایروکی متحد میشوند تا جلوی پیشروی انگلیسی ها در آمریکای شمالی را بگیرند.انگلیسی ها هم با بعضی قبایل سرخپوست متحد میشوند.درخود اروپا جنگ شامل محاصره ها و آتش سوزی ها بود. شخصیت های تاریخی زیادی در این جنگ دخیل شدند از جمله اولین رئيس جمهور کشور آینده آمریکا یعنی جورج واشینگتون، تمپلارهایی مثل هیثم کن‌وی، ادوارد برادوک،ویلیام جانسون، جان پیتکرن و چارلز لی هم نقش داشتند و از جنگ به اعتبار و سود و یا قدرت بیشتر رسیدند.اساسین سابق و حالا تمپلار شی پاتریک کورمک و پیر بلک اساسین فرانسوی هم در این جنگ دخیل بودند.هر دو محفل تمپلار اساسین در جنگ حاضر بودند و جنگ اساسین-تمپلار را تشدید کردند که در آخر، تمپلارها موفق میشوند کل محفل اساسین ها در آمریکای شمالی را نابود کنند. در این واقعه شی کورمک و هیثم کنوی نقش بسیار مهمی داشتند.این جنگ بالاخره در 1763 و با قرارداد پاریس تمام شد.بریتانیا و متحدانش برنده جنگ بودند همه کلونی هایشان در آمریکا را نگه داشتند.اسپانیا هم اعلام پیروزی کرد چون زمین های بزرگ لوئیزیانای فرانسه گرفت. با وجود این پیروزی،بریتانیا به شدت هزینه صرف کرده بود و حالا باید بازسازی میکرد و هزینه ها را بر می گرداند.همین باعث شد که فشار روی کلونی های زیادی در جهان، و به خصوص کلونی های سیزده گانه اعمال شود. و تعرفه ها و مالیات های زیادی برایشان وضع شود.وضعیتی که به نارضایتی در آنجا منجر میشود و باعث شروع جنگ انقلاب آمریکا در 1775 شد. منابع اساسینز کرید 3 اساسینز کرید: سرکش Seven Years' War در اساسین کرید ویکیا
  2. عقیده

    عقیده اساسین‌ها (The Assassin's Creed) به یک عقیده یا قانون یا راهنمای فلسفی گفته میشود که محفل اساسین ها به آن اعتقاد دارد و از دوران بسیار قدیم تا به حال مورد احترام اعضای محفل است.این عقیده از چندبخش تشکیل شده که قدغن بودن کشتن بی گناهان، حفظ کردن شهرت خوب برای یک اساسین و محفل، و ایجاد کردن صلح برای هم شخص و هم دنیا می باشد. محتویات توضیح سه اصل مهم سه تضاد منابع توضیح اساسین ها به کشتن اعتقاد دارند و فکر میکند کشتن اشخاص مهم که مانع از صلح و آزادی شدند میتواند به برقرار شدن صلح و آزادی مردم کمک کند. ولی عقیده آنها،مانع این میشود که یک بی گناه را بکشند یا به کشتار بیش از حد معروف شوند و یا با هدفی کسی را بکشند که هیچ سودی برای رسیدن به صلح و آزادی ندارد.آن ها به این قوانین عقیده (Creed) میگویند که نسل به نسل و محفلی به محفل در همه جای جهان منتقل کرده اند.یک اساسین این عقاید را باید بسیار محترم و مقدس فرض کند و به گفته المعلم، عقیده اساسین چیزی نیستند اگر یک اساسین در آنها ثابت قدم نباشد. در کدکس‌های الطائر، او میگوید که این عقیده قابل کشتن نیست حتی اگر همه پیروان آن بمیرند. عقیده یک نظر است و حتی اگر همه سندهای مربوط به آن هم نابود بشود باز هم توسط یک نفر دیگر بازسازی میشود. سه اصل مهم الطائر از اصل "در انظار مخفی شو" استفاده میکند سه اصل مهم در این عقیده اینها هستند: شمشیرت را از گوشت بی گناه دور بدار (Stay your blade from the flesh of an innocent) در انظار مخفی بشو (Hide in plain sight) هیچ وقت محفل را در خطر قرار نده (Never compromise the Brotherhood) سه تضاد در عقیده اساسین سه تضاد وجود دارد که الطائر در کدکس شماره 4 نوشته بود. اساسین ها دنبال برقرار کردن صلح هستند، ولی قتل و کشتن مرتکب میشوند اساسین ها میخواهند ذهن انسان ها را باز کنند، ولی خودشان باید از قوانین پیروی کنند اساسین ها میخواهند خطرهایی که ایمان کورکورانه ایجاد میکند را فاش کنند، ولی خودشان دائما از منتور اطاعت کورکورانه می کنند منابع The Creed در اساسین کرید ویکیا
  3. امپراتوری روم

    امپراتوری روم The Roman Empire موسس آگوستوس لقب رهبر امپراتور پایتخت رم تاسیس 27 قبل از میلاد دین چندخدایی (تا 380 بعد از میلاد) مسیحیت (380 بعد میلاد) سرنوشت تقسیم به امپراوری روم شرقی و غربی در 395 بعد از میلاد امپراتوری روم (The Roman Empire) حکومت و کشور جانشین جمهوری روم است که در 27 قبل از میلاد تاسیس شد و دنباله رو فرهنگ، تمدن و قدرت نظامی رومیان است که حالا به شکل استبداد امپریالیستی اداره میشود. امپاتوری روم در بزرگ ترین روزهای خودش سرتاسر دریای بزرگ مدیترانه را محصور کرده بود و مرزهایش در سه قاره اروپا،آسیا و آفریقا پهناور بود. امپراتوری روم بعد از حدود 400 سال به دو قسمت امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و امپراتوری روم غربی تقسیم میشود. قسمت غربی در 476 بعد از میلاد منحل میشود و قسمت شرقی بعد از سقوط قسطنتنیه در 1453 بعد از میلاد از بین میرود. محتویات پیدایش سلسله ژولیو-کلودین سلسله فلاوین سلسله نروا-آنتونین سقوط منابع پیدایش جمهوری روم قرن ها حاکم بود تا اینکه در سال های آخر به جنگهای داخلی زیادی کشیده شد. ژنرال رومی ژولیوس سزار با کمک مخفیانه باستانیان بعد از سرکوب و ایجاد نظم،خودش را در رم دیکتاتور جمهوری روم نام گذاری کرد.در 44 قبل از میلاد سزار به دست سناتورها به قتل رسید که این ماجرا نیز با نقشه محفل رقیب باستانیان یعنی پنهان شدگان بود. پنهان شدگان با رهبری آیا از اسکندریه دو عضو مهم سنا یعنی مارکوس جونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لانگینوس را با خودشان و نقشه قتل سزار متحد میکنند. بعد از مرگ سزار برادرزاده او اوکتاوین سناتورهای قاتل را تعقیب و بعد از جنگ فیلیپی بروتوس خودکشی میکند. در ادامه هم اوکتاوین حکومت جمهوری روم را منحل میکند و شروع امپراتوری روم را اعلام و خودش را هم اولین امپراتور روم نام گذاری کرد. سلسله ژولیو-کلودین در 37 بعد از میلاد کالیگولا امپراتور روم شد و این حاکم که در تاریخ به حاکم دیوانه معروف بود هم توسط باستانیان حمایت میشد. در 41 بعد از میلاد اساسین لئونیوس این امپراتور را با چاقو به قتل میرساند. یکی از جانشینان بعدی کالیگولا یعنی نرو هم به خاطر حکومت مستبد و ظالمانه معروف است. معروف و شایع است که او از عمد آتش سوزی بزرگ رم را راه انداخت تا قصر طلایی خودش را بسازد. او در 68 بعد از میلاد خودکشی کرد و سلسله امپراتوران ژولیو-کلودین با مرگ او منقرض شد. سلسله فلاوین سلسله امپراتوران فلاوین بعد از امپراتور وسپاسین به قدرت رسیدند. وسپاسین ساخت و سازها و تعمیرات زیادی در کل امپراتوری انجام داد و از جمله کلوزیوم را بر روی یک معبد بسیار قدیمی ساخت. پسر او تایتوس بود که شورش یهودیان را سرکوب و اورشلیم را غارت کرد. سلسله نروا-آنتونین در 98 بعد از میلاد تراجان امپراتور روم شد. در طول حکومت او است که امپراتوری روم به بزرگترین اندازه اش رسید و در رم هم پروژه های معماری زیادی ساخت. سقوط امپراتوری روم به قدری بزرگ شد که تصمیم گرفته شد به دو قسمت تقسیم شود تا دولت بهتر بتواند روی مرزها حکومت کند. دو امپراتوری روم غربی و شرقی تا قرن ها کنار هم بودند که واقعه غارت رم پیش آمد و در 476 بعد از میلاد امپراتوری روم غربی سقوط میکند. امپراتوری روم شرقی تا 1000 سال بعد هم به بقا ادامه میدهد تا اینکه در 1453 بعد از میلاد توسط قدرت جدید یعنی امپراتوری عثمانی شکست میخورد و پایتخت امپراتوری یعنی قسطنتنیه (استانبول امروزی) سقوط میکند. منابع Roman Empire در اساسینز کرید ویکیا
  4. جمهوری روم

    نقشه جمهوری روم در 44 قبل از میلاد جمهوری روم (The Roman Republic) یکی از دوره های تاریخی در تمدن رومی است که دولت به صورت "جمهوری" حکومت و قدرت را داشت. این جمهوری در 509 قبل از میلاد بعد از پادشاهی روم تاسیس شد و خود این جمهوری هم در 27 قبل از میلاد تبدیل به امپراتوری روم شد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه دولت جمهوری روم از سنا تشکیل میشد که شامل بزرگان خاندان ها و افراد باسواد بودند که به مردم دسترسی داشتند و خواسته های مردم را به حاکمان میرساندند و مشاوران حاکم جمهوری بودند.دولت جمهوری به شکل وسیعی تحت نفوذ تمپلارها که در آن وقت به اسم باستانیان معروف بودند قرار داشته است. این محفل از ژولیوس سزار که یک ژنرال،دولتمرد و سفیر سیاسی هم بود حمایت کردند و به او در تبدیل شدنش به لقبی که خودش میخواند یعنی "دیکتاتور جمهوری روم" کمک کردند. سزار کشورگشایی ها و سلسله جنگ های طولانی و تماما با پیروزی داشت و از جمله سرزمین گل (فرانسه امروزی) و بطلمیوسیان (مصر کنونی) را به جمهوری الحاق کرد. و بقیه عمرش را صرف زندگی مجلل و عیاشی کرد و دیگر به مشورت های سنا توجهی نمیکرد. گروهی از اعضای محفل رقیب باستانیان یعنی پنهان شدگان (امروزه تحت عنوان اساسین‌ها، که در روم توسط آیا رهبری میشد موفق میشوند نظر برخی از اعضای مهم سنا مثل مارکوس جونیوس بروتوس را جلب کنند تا سزار کشته شود. این نقشه توسط بروتوس در جلسه کشیده شد و وقتی سزار وارد سنا میشود آیا ضربه اول و بقیه سناتورها هم ضربات بعدی را میزنند و طبق تاریخ سزار با 23 ضربه چاقو کشته میشود. بروتوس و دیگر همدست اصلی در نقشه قتل یعنی سناتور گایوس کاسیوس لانگینوس فرار میکنند اما توسط رومیان به فرماندهی مارکوس آنتونیوس و اوکتاوین تعقیب میشوند. نیروهای سناتورها در پایان شکست میخورند و بروتوس در جنگ فیلیپی خودکشی کرد. بعد از این اوکتاوین برادرزاده بزرگ سزار قدرت را تصاحب و جمهوری روم را منحل میکند. او خودش را اولین امپراتور امپراتوری روم نام گذاری کرد. منابع The Roman Republic در اساسینز کرید ویکیا
  5. جنگ نیل

    جنگ نیل درگیری جنگ داخلی اسکندریه تاریخ فبریه 47 قبل از میلاد موقعیت مصر باستان، دلتای نیل نتیجه پیروزی روم (سزار)-مصر (کلئوپاترا) مرگ پوتینوس مرگ بطلمیوس سیزدهم جنگندگان ارتش بطلمیوس سیزدهم ارتش های ژولیوس سزار و کلئوپاترا فرماندهان بطلمیوس سیزدهم ژولیوس سزار کلئوپاترا جنگ نیل ( The Battle of the Nile ) یک جنگ تاریخی کلاسیک در 47 قبل از میلاد بود که بین دو نیروی رومی-مصری اتفاق افتاد. در طرف رومی ارتش ژولیوس سزار رومی قرار داشت و به نفع نیروهای کلئوپاترا علیه ارتش برادر کلئوپاترا یعنی بطلمیوس سیزدهم جنگ می کردند. محتویات مقدمه جنگ نتیجه منابع مقدمه ژولیوس سزار در اروپا فتوحات زیادی داشت و مرزهای جمهوری روم را بعد از چند سلسله جنگ بزرگتر کرد. بعد از فرار رقیبش یعنی ژنرال پومپه به مصر به اطلاع سزار میرسد که پومپه به مصر رفته تا پیش کلئوپاترا پناه بگیرد. کلئوپاترا خواهر بزرگتر فرعون بطلمیوس سیزدهم بود و برای اینکه برادرش را کنار بزند به حمایت نظامی پومپه امیدوار بود. بطلمیوس سیزدهم با کمک مخفی باستانیان موفق به کشتن پومپه میشود و بعد از رسیدن سزار و ارتش رومی به اسکندریه، بطلمیوس سر پومپه را به نشانه اتحاد و اعتماد به سزار پیشکشی کرد. بطلمیوس هم امیدوار است که با حمایت سزار بتواند خواهرش کلئوپاترا را کنار بزند. درست وقتی که سزار ظاهرا زیاد هم از این پیشکشی راضی نبود، کلئوپاترا با کمک متحدان خودش به شکل مخفیانه به قصر راه پیدا میکند. او اینجا پیشنهاد متحد شدن با سزار را میدهد و میگوید چیز بهتری به نسبت بطلمیوس برای پیشکشی دارد و پیشنهاد ازدواج با سزار را میدهد. سزار این را فهمید که کلئوپاترا گزینه زیرک تر و بهتر از بطلمیوس است و به همین خاطر پیشنهاد اتحاد با کلئوپاترا را قبول میکند. این اتفاق درست جلوی چشم بطلمیوس افتاد و فرعون نوجوان را شددا عصبانی کرد. او از قصر خارج میشود و به زودی با ارتش و متحدانش شهر را محاصره میکند. در طول محاصره هم سزار و رومی ها از ارتش کلئوپاترا حمایت میکنند. جنگ لژیون های رومی یک قلعه بطلمیوسی را نابود کردند و بعد از یک جنگ زمینی سنگین و طولانی به کمپ اصلی بطلمیوس یورش میبرند. در این موقع هزاران نفر از جمله خود بطلمیوس سیزدهم فرار میکنند. آیا که ماموریت کشتن بطلمیوس را داشته شخصا او را در تیررس می بیند. ولی شلیک نمیکند چون کورکدیل هایی را دید که از پشت دنبال قایق بطلمیوس بودند. بطلمیوس فکر کرد از جانش گذشته ولی خیلی سریع کورکدیل به قایق حمله میکند و بطلمیوس را می بلعد. بایک شوهر آیا که مثل آیا متحد کلئوپاترا است هم در جنگ زمینی حاضر است و متحد بطلمیوس و عضو باستانیان یعنی پوتینوس و فیل های جنگی او را میکشد. سزار بعد از این به بایک میگوید که متحد مهم بعدی بطلمیوس یعنی لوسیوس سپتیموس کجا است. بایک میرود و میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد،ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود ولی اطاعت میکند چون سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف شود. نتیجه بعد از شکست ارتش بطلمیوس سیزدهم، مصر به دست سزار می افتد و او هم کلئوپاترا را به عنوان فرعون بی رقیب مصر منصوب کرد. سزار با کلئواترا ازدواج میکند و این دو صاحب پسری به اسم بطلمیوس پانزدهم سزار میشوند که در تاریخ به "سزاریون" مشهور است. آیا و بایک از خدمت در بارگاه کلئوپاترا حذف میشوند و سپتیموس که عضو باستانیان بود نیز عفو میشود. منابع Battle of the Nile در اساسینز کرید ویکیا
  6. پومپه

    گنیوس پومپیوس ماگنوس (Gnaeus Pompeius Magnus) مشهور به پومپه یا پمپه کبیر (Pompey or Pompey the Great) رهبر نظامی و سیاسی در جمهوری روم و داماد ژولیوس سزار بود که با دختر او جولیا ازدواج کرده بود. محتویات تاریخچه میراث منابع تاریخچه ژنرال پومپه یک متحد نزدیک برای فرعون بطلمیوس دوازدهم وقتی از مصر تبعید شده بود بوده است.او آیولوس گابینیوس را با یک 2000 لژیون رومی به مصر فرستاد و این ارتش کمک کرد که بطلمیوس دوازدهم تاج و تخت را پس بگیرد.این سربازان رومی بعدها به گابینیانی ها مشهور شدند که در اسکندریه وظیفه شان دفاع از سلسله بطلمیوسی ها در مصر بود. پومپه در جنگ های داخلی رومی از ژولیوس سزار شکست خورد و فرار کرد. در 48 قبل از میلاد پومپه از طرف آیا و فوکسیداس که فرستادگان کلئوپاترا بودند در دریای اژه کمک دریافت میکند. او پیشنهاد آیا را برای اتحاد با کلئوپاترا قبول میکند و کشتی ها و ارتش پومپه بلافاصله به مصر میروند. کمی بعد از اینکه پومپه پایش به مصر میرسد در تله لوسیوس سپتیموس و گابینیانی ها می افتد که به دستور بطلمیوس سیزدهم یعنی برادر کوچک تر و نوجوان کلئوپاترا عمل میکردند. گابینیانی ها از بطلمیوس حمایت میکردند و بطلمیوس برای اینکه رقیبش یعنی کلئوپاترا را ضعیف کند دستور کشتن پومپه را داد که میخواست با کلئوپاترا متحد شود. پومپه توسط سپتیموس اعدام و سرش قطع میشود. سپتیموس قبلا در 67 قبل از میلاد در خدمت پومپه بود. جسد پومپه توسط بایک و آیا و بعد آپولودوروس پیدا میشود و آن ها برای کمک به او دیگر دیر کرده بودند. میراث بعد از اعدام،سپتیموس سر پومپه را پیش بطلمیوس سیزدهم فرستاد. بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. او میدانست با داشتن حمایت سزار میتواند نفوذ خواهرش را از بین ببرد و به فرعون بی رقیب تبدیل شود. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش مخفیانه وارد قصر شد و با سزار ملاقات کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار نیز قبول کرد. این واقعه باعث جنگ قدرت بین بطلمیوس و کلئوپاترا شد که رومی ها از کلئوپاترا حمایت میکنند. منابع Pompey در اساسینز کرید ویکیا
  7. جنگ داخلی اسکندریه

    بایک با لوسیوس سپتیموس میجنگد جنگ داخلی اسکندریه (The Alexandrine Civil War) جنگی بود بر سر تصاحب قدرت و تاج و تخت مصر و بین بطلمیوس سیزدهم و خواهرش کلئوپاترا اتفاق افتاد.این جنگ وقتی شروع میشود که بطلمیوس با کمک پوتینوس کلئوپاترا که رقیبش در قدرت بود را تبعید میکند. کلئوپاترا هم به سرعت متحدان و ارتش خودش را جمع میکند و این شروع جنگ داخلی در مصر است. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه از بطلمیوس دوازدهم دختر بزرگترش کلئوپاترا نفوذ و قدرت بیشتری در حکومت بعدی داشت ولی بطلمیوس سیزدهم که پسری نوجوان بود ادعای فرعون بعدی را داشت. او و کلئوپاترا مشترکا حکومت مصر را دراختیار داشتند تا اینکه بطلمیوس کلئوپاترا را تبعید میکند. کلئوپاترا متحدین خودش را جمع میکند و برای ارتش هم به پومپه اعتماد میکند که رقیب ژولیوس سزار در جمهوری روم بود و حالا که از رم فرار کرده به مصر می آمد تا پناه بگیرد. بطلمیوس هم اول پومپه را به حضور میپذیرد ولی برای جلب نظر ژولیوس سزار و ضعیف کردن موقعیت کلئوپاترا پوپه را میکشد. وقتی سزار با نیروهایش به اسکندریه رسید توسط فرعون جوان بطلمیوس سیزدهم مورد استقبال قرار گرفت.بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. او میدانست با داشتن حمایت سزار میتواند نفوذ خواهرش را از بین ببرد و به فرعون بی رقیب تبدیل شود. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش مخفیانه وارد قصر شد و با سزار ملاقات کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار نیز قبول کرد. بطلمیوس که حکومتش را از دست رفته میبیند با کمک باستانیان شروع به یارکشی بیشتر و استفاده از ارتش میکند و در 48 قبل از میلاد اسکندریه را محاصره کرد. در طول محاصره هم سزار و رومی ها از ارتش کلئوپاترا حمایت میکنند. در جنگ نیل لژیون های رومی یک قلعه بطلمیوسی را نابود کردند و بعد از یک جنگ زمینی سنگین و طولانی به کمپ اصلی بطلمیوس یورش میبرند. در این موقع هزاران نفر از جمله خود بطلمیوس سیزدهم فرار میکنند. آیا که ماموریت کشتن بطلمیوس را داشته شخصا او را در تیررس می بیند. ولی شلیک نمیکند چون کورکدیل هایی را دید که از پشت دنبال قایق بطلمیوس بودند. بطلمیوس فکر کرد از جانش گذشته ولی خیلی سریع کورکدیل به قایق حمله میکند و بطلمیوس را می بلعد. بایک شوهر آیا که مثل آیا متحد کلئوپاترا است هم در جنگ زمینی حاضر است و متحد بطلمیوس و عضو باستانیان یعنی پوتینوس و فیل های جنگی او را میکشد. سزار بعد از این به بایک میگوید که متحد مهم بعدی بطلمیوس یعنی لوسیوس سپتیموس کجا است. بایک میرود و میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد،ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود ولی اطاعت میکند چون سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف شود. بعد از شکست ارتش بطلمیوس سیزدهم، مصر به دست سزار می افتد و او هم کلئوپاترا را به عنوان فرعون بی رقیب مصر منصوب کرد. سزار با کلئواترا ازدواج میکند و این دو صاحب پسری به اسم بطلمیوس پانزدهم سزار میشوند که در تاریخ به "سزاریون" مشهور است. آیا و بایک از خدمت در بارگاه کلئوپاترا حذف میشوند و سپتیموس که عضو باستانیان بود نیز عفو میشود. منابع The Alexandrine Civil War در اساسینز کرید ویکیا
  8. حسن صباح

    حسن صباج (Hassan-i Sabbāh) یک رهبر محفل اساسین‌ها در منطقه ایران در دوره غزنویان بود و تا آخر عمر در سال 150 رهبر اساسین‌ها بود. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه زیر نظر او، اساسین‌های ایرانی تبدیل به یک دولت مستقل شدند و در قلعه خودشان در الموت نواحی خودشان را کنترل میکردند. این حرکت پیش بینی نشده ای بود و دراصل اولین بار در تاریخ است که یک محفل اساسین وارد انظار عموم میشد و آشکارا فعالیت داشت.صباح امید داشت که حضور آشکار اساسینها در مردم به آنها این حس را بدهد که حس کنند در مبارزه شان علیه ظلم تنها نیستند و آنها هم انگیزه این را پیدا کنند که خودشان علیه ظلم برخیزند. تحت رهبری او اساسین ها به یک گروه شناخته شده تبدیل شدند. درحالی که قبل از این پنهان شدگان بودند و در سایه و دور از انظار عملیات داشتند. در زمان صباح البته آموزشها و بیشتر عملیاتهای اساسین ها دور از انظار بود. منابع Hassan-i Sabbāh در اساسینز کرید ویکیا
  9. نبرد اساسین-تمپلار

    نبرد اساسین-تمپلار در دوران جنگ‌های صلیبی سوم
  10. جنگ اساسین-تمپلار

    The Assassin–Templar War نبرد اساسین‌ها و تمپلارها در جنگ‌های صلیبی سوم اطلاعات کلی شروع ۷۵۰۰ سال پیش از میلاد پایان همچنان در جریان است محل وقوع جهانی جنگندگان تمپلارها اساسین‌ها فرماندهان رهبران تمپلار استادان اعظم رهبران اساسین منتورها تاریخچه‌ها واقعه قبلی فاجعه توبا واقعه بعدی قتل ژولیوس سزار جنگ اساسین‌ها و تمپلارها (انگلیسی: The Assassin–Templar War)، یک نبرد عمدتا مخفی و پنهان از دید عموم، میان دو محفل اساسین‌ها و تمپلارها به همراه متحدانشان است که تقریبا در سرتاسر تاریخ بشر درجریان بوده و همچنان نیز در جریان است. این دو محفل، نماینده دو شیوه تفکر کاملا متضاد و فراگیر میان جوامع بشری از ابتدای تاریخ شناخته شده انسان‌ها تا کنون هستند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه پس از فاجعه توبا در سال ۷۵۰۰ پیش از میلاد و ادغام اکثریت انسان‌ها با بازماندگان افراد تمدن اولیه، دو طرز تفکر ابتدایی میان انسان‌ها شکل گرفت؛ طرز تفکر اول که همچنان قصد داشت انسان‌ها را با استفاده از ابزارهای ساخته شده توسط تمدن اولیه تحت کنترل قرار دهد و طرز تفکر دیگر مخالف آن روش و خواهان آزادی‌بخشی به افراد بشر بودند. اولین تعارض میان این دو دسته به ماجرای کشته شدن هابیل توسط برادرش قابیل بازمی‌گردد. هابیل یکی از دو پسر شناخته شده آدم و حوا، دو انسان دو رگه انسان-تمدن اولیه بود که در بخشی از زندگی خود، به یکی از سیب‌های عدن دست پیدا کرد ولی به دلیل فروتنی و درستکاری، از استفاده از آن برای کنترل مردم خود صرف نظر کرد. اما به هر حال او توسط برادر بزرگ‌ترش قابیل مورد حسادت قرار گرفت و توسط او کشته شد و به این ترتیب کنترل سیب عدن به دست قابیل افتاد. با توجه به استفاده قابیل از سیب عدن برای کنترل ذهن انسان‌ها، پس از این نیز افرادی پیدا شدند که تلاش کردند این ابزار را از دسترس وی خارج کنند. به این ترتیب این سرآغاز یک جنگ طولانی در تاریخ انسان‌ها گردید که یک طرف آن در پی یافتن و استفاده از تکه‌های عدن و طرف دیگر در پی ترور فیزیکی، جلوگیری از پیدا شدن و استفاده شدن ابزارهای تمدن اولیه توسط آن افراد بودند. این جنگ پنهان تا قرن‌ها بعد در همه جوامع بشر ادامه داشت تا اینکه در زمان جنگ‌های صلیبی سوم، طرفداران هر دو محفل به شکل سازمان‌دهی شده و "غیر پنهان" با یکدیگر درگیر شدند. در این زمان، طرفداران پیدا کردن تکه‌های عدن تمپلارها و طرفداران شیوه دوم اساسین‌ها نام گرفتند. در نخستین جنگ آشکار تمپلارها و اساسین‌ها، تمپلارها به رهبری روبرت دی سیبل گرچه در پوشش صلیبیون وارد سرزمین مقدس شده بودند ولی در رسیدن به هدف اصلی خود یعنی پیدا کردن سیب عدن در معبد سلیمان، از هر دو طرف جنگ یعنی صلبیبیون و مسلمانان نیرو جذب کردند. در طرف دیگر نیز اساسین‌ها به رهبری رشیدالدین سینان گرچه در پوشش مسلمانان بودند ولی چه مسیحی و چه مسلمان را اگر به تمپلارها پیوسته بودند هدف قرار می‌داده و می‌کشتند. به این ترتیب همان طور که در گذشته و در زمان مخفی بودن این جنگ در جریان بود، حتی پس از جنگ آشکار این دو محفل نیز دو طرف جنگ تحت تاثیر ملیت، نژاد، دین یا منطقه جغرفیایی قرار نداشتند. دو قرن پس از پایان جنگ‌های صلیبی، محفل تمپلارها که مرکزیت خود را در فرانسه قرار داده بود توسط پاپ وقت کلیسای کاتولیک غیرقانونی اعلام و استاد اعظم آن یعنی ژاک دوموله به دستور پادشاه وقت فرانسه یعنی فیلیپ چهارم در آتش سوزانده شد. به این ترتیب دوره فعالیت آشکار محفل تمپلارها به پایان رسید و طرفداران آن‌ها مجددا به فعالیت پنهان و زیرزمینی برگشتند. با توجه به اینکه اساسین‌ها از این واقعیت مطلع بودند و می‌دانستند که تمپلارها همچنان فعال هستند، همچنان به ماموریت‌های خود به شکل آشکار ادامه دادند. به هر شکل تمپلارها با توجه به منابع زیاد و داشتن فعالیت پنهانی موفق به کسب نفوذ بیشتری در میان حاکمان کشورها شدند؛ به خصوص در دوران آغازین رنسانس که یک تمپلار مخفی به نام رودریگو بورجیا درنهایت موفق شد به درجه پاپ کلیسای کاتولیک و قدرتمندترین شخص در سرتاسر اروپا برسد. تلاش او نیز برای گسترش نفوذ تمپلارها با مقاومت اساسین‌ها مواجه شد. بسیاری از وقایع سرنوشت‌ساز بشر در اکثر جوامع نیز در ادامه تحت تاثیر چنین جنگ‌های قدرت پنهانی قرار داشتند. به حکومت رسیدن سلیمان یکم در امپراتوری عثمانی، به حکومت رسیدن امپراتور جیاجینگ در چین، کشف و اکتشاف بر جدید، مستعمره‌سازی قاره آمریکا، عصر طلایی دزدی دریایی و ... از جمله دوره‌های حساس تاریخی هستند که در پشت پرده محل جنگ مخفی تمپلارها و اساسین‌ها بوده است. تمپلارها همواره محدوده نفوذ خود را در درجه اول در میان حاکمان جوامع تعریف می‌کردند و از همین رو به منابع گسترده‌تری نسبت به محفل اساسین‌ها دسترسی داشتند. به هر شکل در آغاز قرن بیستم، چنین نبردی حتی در حالت پنهان نیز به ندرت رخ داد چون تمپلارها این بار به شکلی جدید مجددا به عرصه عمومی برگشتند. با تاسیس شرکت آبسترگو، تمپلارها فعالیت‌های اقتصادی، صنعتی و سازنده خود را در شکلی قانونی پیگیری کردند در حالی که اهداف پنهان آن‌ها یعنی پیدا کردن تکه‌های عدن از طریق گسترش نفوذ بر حاکمان و جوامع همچنان پابرجا بود. به این ترتیب با تحت کنترل قرار گرفتن رسانه‌ها، شرکت آبسترگو به عنوان یک شرکت محبوب و سازنده در عرصه جهانی یک پوشش عالی برای تمپلارها شد درحالی که اساسین‌ها مجبور شدند در حاشیه جوامع برای بقا دست و پا بزنند. گرچه این جنگ همچنان به شدت نابرابر دنبال می‌شود ولی اساسین‌ها در پیگیری اهداف خود ماموریت‌های خود را ادامه می‌دهند. در اواخر قرن بیست و اوایل قرن ۲۱، شرکت آبسترگو با ساخت ماشین آنیموس قادر به بازیابی خاطرات و وقایع گذشته گردید. این کار که از طریق تحلیل و ۳ بعدی سازی حافظه ژنتیک افراد صورت می‌گیرد، به آبسترگو امکان مشاهده وقایع تاریخی در قرن‌های قبل را می‌دهد. آن‌ها از این دستگاه برای پیدا کردن محل دیگر تکه‌های عدن استفاده کردند درحالی که اساسین‌ها نیز در متوقف کردن آن‌ها ثابت‌قدم مانده‌اند. با توجه به حوادث بعد از فداکاری دزموند مایلز در به وقوع نپیوستن فاجعه دوم و آزاد شدن خودآگاهی یکی از مهم‌ترین اعضای تمدن اولیه یعنی جونو، تمپلارها از هر زمان دیگری در رسیدن به شعار رسمی خود یعنی "به امید آن‌که پدر دانایی‌ها ما را هدایت کند" نزدیک‌تر شده‌اند. منابع اساسینز کرید اساسینز کرید ۲ اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه اساسینز کرید: سندیکا The Assassin–Templar War در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا الگو:تایم‌لاین
  11. جنگ‌های صلیبی سوم

    جنگ‌های صلیبی سوم (انگلیسی: The Third Crusade) به سومین درگیری و تلاش رهبران اروپایی برای بازپس‌گیری سرزمین مقدس از امپراتوی ایوبی گفته می شود که در فاصله سال‌های ۱۱۸۹ تا ۱۱۹۲ انجام گرفت. صلاح الدین یوسف ابن ایوب یا صلاح‌الدین که فرماندهی نیروهای مسلمان را برعهده داشت و در طرف دیگر، شاه ریچارد شیردل پادشاه انگلستان فرماندهی نیروهای مسیحی را برعهده داشت. محتویات فتح قبرس و آغاز جنگ نتیجه جنگ منابع فتح قبرس و آغاز جنگ شاه ریچارد فرمانده صلیبیون عملیات نظامی خود را با فتح قبرس آغاز کرد. جزیره‌ای در نزدیکی سرزمین‌های مقدس که نیروهای مسیحی از آن برای تجدید قوا استفاده می‌کردند. ریچارد پس از این در جریان فتح عکا با موفقیت این شهر را از مسلمانان بازپس گرفت. او سپس دستور کشتار ۳ هزار اسیر این شهر را توسط شوالیه‌ها صادر کرد. ریچارد و ارتش صلیبیون پس از این به سمت جنوب و شهر جفا حرکت کردند تا در نهایت خود را به سرزمین مقدس رسانده و آن را فتح کنند. صلاح‌الدین فرمانده نیروهای مسلمان برای نگه داشتن اورشلیم در دست مشلمانان، نیروهای خود را در ارسوف مستقر کرد تا مانع ورود نیروهای صلیبی شود. در نبرد ارسوف سپاهیان صلیبی و مسلمان به یکدیگر رسیده و درگیر شدند. در این زمان، روبرت دی سیبل استاد اعظم شوالیه‌های تمپلار از شاه ریچارد خواست تا با صلاح‌الدین علیه اساسین‌ها متحد شود. اساسین‌ها در جریان این جنگ صلیبی برخی از بزرگان هر دو جبهه را کشته بودند و صلاح‌الدین نیز پیش از این تلاش ناموفقی برای سرکوب اساسین‌ها داشت. الطائر، اساسین شناخته شده محفل اساسین‌ها خود را به آرسوف رساند و پیش از عملیاتی شدن ایده روبرت با صلیبیون صحبت کرد. الطائر به ریچارد گفت که روبرت به صلیبیون خیانت کرده و تنها هدفش از همراهی با صلیبیون دست یافتن به گنجینه‌های معبد سلیمان بوده است. او در این راه حتا برخی از فرماندهان سپاه مسلمانان را نیز با خود همراه کرده بود. ریچارد تصمیم گرفت تا خواسته الطائر را بپذیرد و اجازه مبارزه با روبرت را به وی بدهد. روبرت در پایان این مبارزه سخت شکست خورد و کشته شد، او در پایان به الطائر گفت که گنجینه بزرگ اکنون در دست المعلم رهبر اساسین‌ها است و او به اساسین‌ها و تمپلارها خیانت کرده است. نتیجه جنگ در پایان جنگ‌های صلیبی سوم، مسلمانان پذیرفتند که ساکنان و زائران غیر مسلح مسیحی آزادانه در سرزمین‌های مقدس رفت و آمد کنند و در قبال آن صلیبیون پذیرفتند که کنترل سرزمین‌ها دراختیار مسلمانان باشد. منابع اساسینز کرید Third Crusade, وب‌سایت ویکیا
  12. جنگ انسان-تمدن اولیه

    Human-First Civilization War نبرد انسان - تمدن اولیه پایان ۷۵۰۰۰ پیش از میلاد مکان جهانی درگیری میان انسان‌ها با تمدن اولیه نتایج انقراض تقریبا کامل افراد تمدن اولیه و نسبی انسان‌ها به دلیل فاجعه توبا صلح بین معدود بازماندگان تمدن اولیه و انسان‌ها حادثه بعدی فاجعه توبا جنگ انسان-تمدن اولیه (انگلیسی: The Human-First Civilization War) یک درگیری فاجعه بار در طول تاریخ حیات در کره زمین است که میان افراد تمدن اولیه از یک سو، و انسان‌ها از سوی دیگر در گرفت. انسان‌ها که خود توسط تمدن اولیه برای بندگی خلق شده بودند، توسط دو تن از افراد خود یعنی آدم و حوا به سیب عدن دست یافتند و به بندگی خود برای افراد تمدن اولیه پایان دادند. این کار باعث شد تا افراد بیشتری از انسان‌ها به آدم و حوا بپیوندند و در ادامه جنگی میان این دو گونه شکل بگیرد. این جنگ درحالی در حال انجام بود که هر دو گروه از فاجعه بزرگ‌تر بی اطلاع بودند و همان فاجعه باعث پایان درگیری و در کل پایان زندگی مدرن تمدن اولیه شد. نتیجه پایانی جنگ، با فاجعه توبا گره خورد و این فاجعه باعث انقراض عملی افراد تمدن اولیه گردید و راه را برای شکوفایی حیات انسان‌ها در زمین هموار کرد. محتویات ریشه‌های جنگ جنگ و فاجعه جهان پس از فاجعه منابع ریشه‌های جنگ افراد تمدن اولیه از نظر تعداد بسیار کم‌تر از انسان‌ها ولی در عوض، بسیار پیشرفته و صاحب فن‌آوری‌های خاص خود بودند. این افراد در تحقیقات و دستاوردهای ژنتیکی موجودات زنده به پیشرفت‌های بسیار زیادی رسیدند. در ادامه نیاز به نیروی کار برای خود داشتند و از همین رو انسان‌ها را خلق کردند. در مغز تک‌تک انسان‌ها یک ماده شیمیایی خاص، برای پیام‌رسان‌های عصبی قرار داده شد تا نسبت به محرک‌های مخصوصی حساس شوند؛ توهم و امکان کنترل ذهن از طریق تکه‌های عدن از جمله محرک‌ها بودند که باعث می‌شد همواره انسان‌ها مطیع و بنده افراد تمدن اولیه باشند. با این حال برخی از انسان‌ها در ادامه و سال‌های بعد، با ماده شیمیایی کم‌تری متولد شدند زیرا به صورت دو رگه انسان-تمدن اولیه بودند؛ آدم و حوا از جمله این افراد و مشهورترین آن‌ها بودند. این دو موفق شدند خدایان خود را پشت سر بگذارند و با دست یافتن به یکی از سیب‌های عدن به بندگی خود برای این افراد پایان دهند. این واقعه منجر به تغییرات زیادی شد که سلسله حوادثی را در پی آورد. مهم‌ترین این حوادث آغاز جنگ میان دو گونه انسان‌ها و تمدن اولیه بود. جنگ و فاجعه گرچه برتری تکنولوژیک و نوآوری تمدنی در میان افراد تمدن اولیه بسیار بسیار زیاد بود اما از طرف دیگر، تعداد این افراد بسیار کم‌تر از مخلوقات خودشان بود. گروه بزرگی از انسان‌ها که به صورت ذاتی امکان توهم زدگی و هیبنوتیزم داشتند، به وسیله هم‌نوعان دو رگه خود یعنی آدم و حوا متحد شدند. دو رگه ها به دلیل ترکیب شدن DNA انسانی و تمدن اولیه، کم‌تر ماده شیمیایی خاص در مغز داشتند و درنتیجه امکان کنترل آن‌ها توسط فن‌آوری‌هایی نظیر سیب عدن کم‌تر بود. به گفته مینروا، تمدن اولیه نرخ رشد جمعیتی پایینی داشت و مرگ هر یک نفر از افراد آن‌ها یک فاجعه بود؛ حال آنکه برخی از انسان‌های تحت فرمان آدم و حوا که با نام اساسین شناخته می‌شوند، با انتخاب تاکتیک کشتن تکی افراد این تمدن روشی مناسب برای درگیری با افرادی با فن‌آوری‌های بالاتر برگزیدند. زمانی که جنگ شروع شد، در میان صفوف انسان‌ها، اساسین‌هایی حضور داشتند که به دلیل دورگه بودن، همچون آدم و حوا تاثیر کم‌تری از فنآوری‌های تمدن اولیه می‌دیدند. این افراد همچنین مانند افراد تمدن اولیه دارای یک حس ششم بسیار قوی بودند و عملکردشان درگیری به صورت مستقیم نبود؛ آن‌ها در حقیقت هدف‌های خود را انتخاب و با طرح نقشه هدف را از بین می‌بردند. سرنوشت جنگ درحالی که می‌رفت تا باعث چیرگی انسان بر خدایانش شود، با فاجعه توبا تکمیل شد. این فاجعه باعث شد تا افراد تمدن اولیه تقریبا منقرض شوند. تنها تعداد بسیار کمی از آن‌ها باقی ماند. انسان‌ها نیز خسارت انسانی زیادی دیدند و کم‌تر از ده هزار نفر از آن‌ها زنده از فاجعه بیرون آمدند. به هرحال این دو گونه با یکدیگر صلح کردند و پس از ادغام، زندگی جدید را به زمین بازگرداند. جهان پس از فاجعه پس از پایان فاجعه توبا و ادغام تعداد بسیار کمی از افراد تمدن اولیه در انسان‌ها، عملا راه شکوفایی انسان آغاز شد. پس از این انسان‌ها رشد سریعی را از نظر تولید مثل شروع کردند و به زودی تعدادشان بیشتر گردید. با بیشتر شدن جمعیت، رهبران گروه‌های انسانی که ذاتا و به صورت موروثی به حکومت می‌رسیدند، ریشه در انسان‌های دو رگه‌ای داشتند که توانایی دسترسی به فن‌آوری‌های باقی مانده تمدن اولیه و درنتیجه کنترل مردم خود را داشتند. این انسان‌ها وارث برده‌داری تمدن اولیه از انسان‌ها بودند و مجددا سازوکار بردگی-اربابی را این بار میان خود و انسان‌های زیرمجموعه خود پدید آوردند. در میان این جمعیت‌ها باز هم اساسین‌هایی به میان می‌امدند و با کشتن بردده‌داران از حق آزادی انسان‌ها دفاع می‌کردند. هرچند قدرت و پیروان بیشتر در اختیار حاکمان دو رگه‌ای بود که بعدها به تمپلارها مشهور شدند. نبرد انسان‌ها میان خود به دو درگیری بزرگ منجر شد که تا کنون نیز ادامه دارد. جنگ اساسین‌ها-تمپلارها که بین دو دیدگاه در میان انسان‌ها منجر شد؛ انسان‌هایی که هر دو گروه‌شان دو رگه بودند. اساسین‌ها معتقد به آزادی بشر از قید و بندهای بردگی و بندگی بوده و با استفاده از فن‌آوری‌های تمدن اولیه برای کنترل انسان‌ها مخالف بودند. در طرف دیگر، دو رگه‌هایی دیگر قرار داشتند که ذاتا حکمران و فرمانروا بودند. آن‌ها این عناوین را از پدران و مادران دو رگه‌شان گرفته بودند. پدران و مادرانی که پس از پایان فاجعه توبا به حکومت میان انسان‌ها رسیده بودند. این افراد همچون افراد تمدن اولیه معتقد به کنترل جوامع بشری بودند و خصوصا این کار را با فن‌آوری‌های تمدن اولیه انجام می‌دادند. منابع اساسینز کرید اساسینز کرید ۲ Rifts - اساسینز کرید: برادری Human-First Civilization War در ویکیا
  13. فاجعه توبا

    فاجعه توبا (انگلیسی: Toba catastrophe) که به نام فاجعه اول نیز شناخته می‌شود، یک رویداد تاریخی در حیات کره زمین می‌باشد. این رویداد که پیش از آغاز تاریخ بشر و در سال ۷۵۰۰۰ پیش از میلاد به وقوع پیوست باعث تغییرات گسترده زیست محیطی و نسلی در میان موجودات زنده شد. در پایان این فاجعه، افراد تمدن اولیه و انسان‌ها هر دو در معرض انقراض شدید قرار گرفتند و تعداد بسیار اندکی از هر دو گونه باقی ماند. در حقیقت این دوره مصادف بود با درگیری این دو گونه که با وجود فاجعه توبا، درگیری خاتمه پیدا کرد و از هر دو گونه تنها تعداد اندکی در جریان فاجعه زنده ماندند. در دوران مدرن این فاجعه اغلب به دلیل فوران آتشفشان توبا ذکر می‌شود درحالی که واقعیت آن ناشی از خروج جرم از تاج خورشیدی بوده است. چنین فاجعه‌ای با این قدرت در سال ۲۰۱۲ نیز رخ داد ولی دزموند مایلز با از خود گذشتگی مانع نابودی دوباره حیات در زمین شد. محتویات پیش از فاجعه فاجعه و پس از آن گالری منابع پیش از فاجعه افراد تمدن اولیه به دلیل نبرد با انسان‌ها نتوانستند وقوع فاجعه توبا (Toba catastrophe) را پیش بینی کنند، تا زمانی که دیگر برای هر کاری دیر شده بود. با این وجود برخی از افراد تمدن اولیه تلاش کردند تا مانع این فاجعه شوند یا دست کم روشی برای جلوگیری از آن در آینده و برای نسل‌های بعدی پیدا کنند. این کارها توسط افراد مشخصی از تمدن اولیه و در معبدهای مخصوص و نهان انجام شد. به گفته ژوپیتر، تمدن اولیه ۶ روش برای مقابله با این فاجعه درنظر گرفت ولی هیچ یک موفقیت آمیز نبودند. با این حال زمانی که در سال ۲۰۱۲ وقوع مجدد چنین فاجعه‌ای پیش بینی شده بود، جونو به دزموند گفت که این روش‌ها برای جلوگیری از فاجعه مناسب بودند و در آن زمان که فاجعه درحال رخ دادن بود عملیاتی نشد. روش اول ساخت چهار برج بسیار بلند در چهار نقطه از زمین بود که تشعشعات خورشیدی را به خود جذب کنند. این روش پاسخگو نبود و فرصت برای انجام کم بود. با اینکه حتا برج اول نیز ساخته نشد ولی به گفته جونو افراد تمدن اولیه این برج‌ها را به شکلی طراحی کردند تا به صورت خودکار ساخته شوند. هرچند این نیز هرگز کارساز نبود. روش دوم ساخت یک حلقه و میله فلزی بود که با نام Shards of Eden شناخته می‌شود. این قطعه با تشکیل میدان نیرویی بسیار قدرتمند، فلزات را مانند گلوله از خود می‌راند. دلیل ساخت چنین قطعاتی ساخت یک میدان مغناطیسی قدرتمند در اطراف زمین بود که خاصیت دفع کنندگی داشت. این پروژه بسیار بزرگ و در فاصله بسیار اندک باقی‌مانده غیرعملی بود؛ مشخص نیست که تمدن اولیه برای نجات یک قاره، ناحیه یا یک شهر دست به تولید تعداد زیادی از این قطعات زد ولی این پروژه نیز شکست خورد. روش سوم استفاده از سیب عدن بود. در این زمان تمدن اولیه تعداد بسیار زیادی انسان برای بندگی ایجاد کرده بود و قصد داشت تا با فرستادن چندین هزار سیب عدن به فضا و استفاده از قدرت آن در مدار زمین، انسان‌های رمیده را مجددا تحت کنترل درآورده و از آن‌ها به عنوان سپر زمین در برابر فاجعه استفاده کند. انسان‌ها در این زمان خود به یک سیب عدن رسیده بودند و مشغول مبارزه با افراد تمدن اولیه بودند. پس از فرستادن چندین هزار سیب عدن به فضا، این روش نیز عملیاتی نشد و انسان‌ها نیز شدیدا در اثر این فاجعه دچار انقرض کوچک شدند. روش چهارم که بیشتر روی آن متمرکز بودند، افزایش توان بدن افراد تمدن اولیه بود؛ به شکلی هر فرد از تمدن اولیه دارای چنان بدنی باشد که فاجعه‌هایی نظیر توبا نتواند باعث نابودی آن شود. آیتا شوهر جونو این روش را ابداع و روی آن کار کرد. در جریان این تلاش‌ها آیتا خود دچار مشکل شد و برای یک لحظه ذهنش منحط گردید. او که خود نیز می‌دانست درحال مرگ است از جونو خواست تا DNA بدنش را با یک انسان ادغام کند تا از این طریق به زندگی بازگردد. گرچه این کار با موفقیت انجام شد ولی با مرگ آیتا این روش نیز شکست خورد. راه حل پنجم ساخت یک وسیله برای انتقال آگاهی به نسل‌های بعد به شکلی امن و نابود نشدنی بود. این روش نیز با مرگ آیتا شکست خورد. روش ششم توسط مینروا کشف شد. او متوجه شد که الگویی از اعداد معادلات وجود دارد که بر اساس آن اگر یک نفر بتواند آن را درک کند، افراد دیگر که این معادلات را متوجه می‌شوند نیز می‌توانند نفر پیشین را درک کنند. اساس این روش نیز برعهده آیندگان بود تا بتوانند با کمک آن گذشته را مشاهده کرده برای وقوع فاجعه‌های مشابه چاره جویی کنند. بنابراین این روش نیز کمکی به رفع فاجعه توبا نکرد. پس از این، مینروا خود یک روش جدید پیشنهاد داد که هیچ گاه آن را امتحان نکرد. او با ساخت یک وسیله پایه‌دار که براساس محاسبات مینروا، قابلیت دستکاری در اعداد و معادلات را داشت، می‌توانست از بروز فاجعه جلوگیری کند. پس از انکه مینروا متوجه شد جونو مخفیانه از این وسیله برای هدف خود بهره‌برداری کرده بود از ادامه پروژه منصرف شد و وسیله را غیرفعال کرد. او پس از این در معبد اعظم زندانی شد و جونو وسیله را مجددا احیا کرد. هرچند این روش نی عملی نشد ولی در هزاران سال بعد و در سال ۲۰۱۲، این وسیله و دزموند مایلز مانع بروز یک فاجعه دیگر شد. پیش از آنکه جهان در این فاجعه به صورت کامل بسوزد، مینروا، جونو و ژوپیتر از طریق نکسوس به آینده نگاه کردند و با دزموند مایلز و اجداد وی صحبت کردند، به این امید که این صحبت‌ها باعث شود تا زمین بار دیگر دچار فاجعه نشود. فاجعه و پس از آن خروج جرم از تاج خورشیدی و برخورد مستقیم آن با کره زمین در ۷۵۰۰۰ پیش از میلاد، جهان را در آتش و خاکستر فرو برد و تا هفته‌ها این وضع ادامه داشت. این پدیده باعث تغییر قطب‌های میدان مغناطیسی زمین شد. برای هفته‌ها جهان در اتش و خاکستر و فجایعی چون زلزله قرار گرفت و برای هرچه که پس از باقی مانده بود یک قاجعه به تمام معنا بود. درنهایت و پس از پایان این دوره، کم‌تر از ده هزار انسان و به مراتب کم‌تر از تمدن اولیه باقی ماند و این دو گونه به مرور با یکدیگر ادغام شدند و اجداد انسان‌های کنونی هستند. به هرحال به دلیل تعداد بسیار کم‌تر تمدن اولیه، این گونه به صورت مستقل منقرض شد مگر آنکه از طریق ادغام با انسان‌ها در DNA آیندگان حضور دارند. گالری منابع اساسینز کرید ۲ اساسینز کرید: مکاشفات Toba catastrophe در وب‌گاه ویکیا