جستجو در سایت

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بازی‌های اساسینز کرید'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده
  • داینو کرایسیس
  • دنیای وارکرفت
  • جاست کاز
  • یک راه فرار
  • دیس‌آنرد
  • تکن
  • ماوراء: دو روح
  • دیترویت بیکام هیومن

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Detroit: Become Human انجمن دیترویت بیکام هیومن
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead
  • Dino Crisis انجمن داینو کرایسیس
  • World of Warcraft انجمن وارکرفت

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

29 نتیجه پیدا شد

  1. اساسینز کرید اوریجینز

    Assassin's Creed Origins توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان اشرف اسماعیل ژین گسدن تهیه‌کننده ژولین لافریر موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره اساسینز کرید اوریجینز (Assassin's Creed Origins) یا اساسینز کرید ریشه‌ها، دهمین بازی اصلی در مجموعه بازی‌های اساسینز کرید است. این بازی در سبک مخفی‌کاری، اکشن-ماجراجویی و در دنیایی جهان‌باز جریان دارد. این بازی در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۷ (۵ آبان ۱۳۹۶) و برای سه پلتفرم ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن 4 و رایانه‌های شخصی عرضه شده است. بازی به شکل رسمی، برای اولین بار در نمایشگاه E3 2017 معرفی شد. داستان این بازی در سرزمین مصر باستان جریان داشته و بازیکن از طریق کنترل شخصیت بایک، در دنیای بزرگ بازی به گردش می‌پردازد. بایک، از اعضای اولین محفل اساسین‌ها بوده و در این عصر، شکل‌گیری و تولد اولین محفل رسمی اساسین‌ها به نمایش در آمده است. محفلی که با نام «پنهان‌شدگان»، تلاش می‌کند تا به بازوی قدرتمندی برای ضعیفان و ظلم‌دیدگان تبدیل شود. این بازی در مجموع موفق به دریافت بازخوردهای مثبتی از منتقدین و طرفداران شد. امتیازات متای بازی به 84 از 100، 81 از 100 و 85 از 100 برای پلتفرم‌های ویندوز، پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان بوده است. عمده منتقدین بازی را به خاطر داستان و روایت داستانی، شخصیت‌ها، صداگذاری‌ها، بازسازی مکانیک‌های گیم‌پلی و دنیای وسیع و زیبای مصر مورد تمجید قرار داده و خصوصا به خاطر ضربآهنگ کلی و مشکلات فنی، به بازی نقدهای منفی نیز وارد کرده‌اند. محتویات گیم‌پلی مبارزات داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها منابع گیم‌پلی دنیای بازی اوریجینز به شکل یک محیط بسیار بزرگ و جهان‌باز است؛ به شکلی که ابعاد آن در اندازه‌های بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه، ولی روی خشکی خواهد بود. بازی پرچم سیاه، شامل یک نقشه بزرگ از دریای کارائیب بود که بیشتر حجم محیط را آب‌های آزاد و گیم‌پلی کشتی‌رانی تشکیل می‌داد. در بازی اوریجینز، بازیکن قادر به گردش و بازدید از شهرهایی چون جیزه، ممفیس و اسکندریه است که همگی در یک نقشه جهان‌باز به همراه بسیاری شهرهای کوچک و روستاهایی در دنیای بزرگ بازی قرار دارند. اوریجینز همچنین برخلاف بیشتر بازی‌های قبلی سری، فاقد قابلیت «مینی مپ» یا نقشه کوچک در کنار تصویر خواهد بود؛ به عنوان جایگزین، رابط کاربری بازی به گیمر اجازه دسترسی به یک سیستم کوچک قطب‌نما را در بالای صفحه می‌دهد که لوکیشن‌های مختلف از طریق آن، قابل ناوبری و شناسایی است. شخصیت اصلی بازی، بایِک، در قالب یک زاویه دید سوم شخص دنبال شده و یک عقاب همراه به نام سنو نیز دارد؛ در حالی که در بازی‌های قبلی سری، قابلیت دید عقابی برای مشخص شدن دشمنان و نقش آن‌ها کاربرد داشت، در بازی اوریجینز این عمل‌ها توسط سنو صورت می‌گیرد. گیمر با کمک سنو می‌تواند از ارتفاع بالا محیط را بررسی و آیتم‌ها، ماموریت‌ها و سایر مواردی که در محیط وجود دارند را شناسایی و علامت‌گذاری کند. سیستم ارتقاهای بازی شامل ارتقا این عقاب نیز می‌شود و در صورت آپگرید توانایی‌ها، سنو می‌تواند دشمنان را ترسانده یا به آن‌ها حمله کند. با توجه به گیم‌پلی سنو، اساسینز کرید اوریجینز برخلاف بیشتر بازی‌های قبلی گیم‌پلی متفاوتی را در قسمت نقاط دید دارد. این محل‌ها همچون گذشته قابل دسترسی و استفاده به عنوان نقطه fast travel خواهد بود اما در زمینه بررسی محیط و مشخص شدن کوئست‌ها در نقشه، این کارها توسط سنو انجام شده و در عوض این عقاب، روی نقاط دید قدرت بررسی بیشتری از محیط پیرامونش به دست می‌آورد. توانایی حس عقابی نیز در این بازی با بازی‌های قبلی سری متفاوت خواهد بود و دیگر شامل مشخص شدن نقش دشمنان، مسیرها و ... نخواهد بود. در عوض، این قابلیت در اصل برای پیدا کردن محل‌های مهم در محیط کاربرد دارد. بازی غیر از یک نقشه بزرگ روی خشکی، شامل ارائه گیم‌پلی دریایی و کشتی‌رانی و همچنین شنا روی آب و رفتن به اعماق دریا، در هر لحظه از گیم‌پلی دریایی نیز خواهد بود. بخش جستجو در اعماق دریا بسیار جزئی‌تر و گسترده‌تر از بازی پرچم سیاه بوده و این بخش شامل ساخت یک سیستم مبارزه جدید نیز خواهد بود. بایک روی خشکی نیز می‌تواند از اسب، شتر و ارابه برای گردش و سفر سریع‌تر در محیط استفاده کند. همچنین در اوریجینز، گیم‌پلی شامل فاکتورهای یک بازی نقش‌آفرینی یا RPG نیز خواهد بود. این بازی همچنین شامل بازگشت گیم‌پلی جستجو در مقبره‌ها و محیط‌ها از طریق حل پازل‌ها و ... نیز هست. به طور کلی ۲۰ مقبره در بازی وجود دارد که حل کردن پازل‌ها و درنهایت به دست آوردن جایزه اختیاری و غیر الزامی، برای پیشرفت در داستان اصلی بازی خواهند بود. بازی اساسینز کرید اوریجینز مانند بازی قبلی این سری یعنی اساسینز کرید: سندیکا، فاقد هرگونه بخش چندنفره است. مبارزات استودیو مونترال در بخش مبارزات بازی اوریجینز، سیستم کاملا جدیدی را پیاده‌سازی کرده است. در حالت جدید، موقعیت قرار گیری شخصیت، دقت ضربات، سرعت ضربات، کیفیت سلاح‌ها و ... در نحوه اثر و میزان خسارت وارد شده روی دشمن تاثیرگذار خواهد بود. بایک همچنین یک سپر نیز همراه دارد که بازیکن می‌تواند برای دفع ضربات از آن استفاده کند. در اثر ساخت سیستم جدید مبارزه، یک فاکتور جدید با نام «آدرنالین» نیز در حین مبارزه وجود خواهد داشت که بازیکن در صورت پر شدن این فاکتور، می‌تواند ضربات سهمگین‌تر و پایانی را به دشمن وارد کند. در سیستم مبارزات بازی اوریجینز، سلاح‌هایی نظیر شمشیر، سپر، تیر و کمان، سلاح‌های سنگین، سلاح‌های بلند و بمب قابل دسترسی هستند. به طور کلی این بازی از ۱۵۰ نوع سلاح مختلف با توانایی و فیزیک منحصر به فرد خود بهره خواهد برد. داستان در زمان حال لیلا حسن و دوستش دینا گری که عضو بخش تاریخی آبسترگو هستند مامور تحقیق و پیدا کردن شی قدیمی در مصر می شوند. با این وجود لیلا در جستجوی خودش قبر و مومیایی از دو اساسین به اسامی بایک و آیا را پیدا میکند. او امیدوار است که از این کشف استفاده کند و با پیدا کردن چیز مهمی جایگاه خودش در شرکت آبسترگو را تقویت کند. به همین منظور او DNA این مومیایی ها را استخراج میکند تا با آنیموس قابل حمل خودش خاطرات آنها را بررسی کند. او در این مورد هیچ چیز به آبسترگو نمیگوید و به دوستش دیانا هم همین را میگوید چون نمی خواست آبسترگو این تحقیق را از دستش خارج کند. در آنیموس او به سال 49 قبل از میلاد می رود و سرگذشت بایک آخرین مدجای و محافظ سیوا را نگاه میکند. بایک و پسرش خمو توسط پنج نفر نقاب دار دزدیده می شوند تا با کمک یک گوی طلا غار مخفی را برای آن ها باز کنند. بایک و خمو موفق به آزادسازی خود می شوند با این حال بایک در زمان نبرد با آدم ربایان اشتباهی پسر خود را می کشد. در سفر به یک سال بعد بایک خودش را از سیوا تبعید کرده تا آن 5 نفر نقاب دار را پیدا کند. بایک اولین نقاب دار یعنی رودجک را پیدا میکند و می کشد. او سپس به سیوا برمیگردد و یک کاهن ظالم یعنی مادونامون را میکشد که دائم در حال شکنجه مردم برای گرفتن اطلاعات باز کردن همان معبد بود. بعد از کشتن مادونامون بایک به اسکندریه می رود و با همسرش آیا تجدید دیدار میکند. آیا خودش رد یکی از نقاب دارها را گرفته است. او همچنین خودش هم آکتایون و کتیسوس را کشته است. به این صورت فقط تنها یکی از آدم ربایان با لقب مار باقی مانده است. آیا همچنین آشکار می کند که خواهر بطلمیوس یعنی کلئوپاترا به او در تمام این مدت کمک می کرده و دارد با او و آپولودوروس کار میکند تا هویت مار را بفهمد. آیا که شک دارد یودوروس احتمالا مار است به بایک اولین خنجر پنهان را میدهد. بایک به خاطر کشتن یودوروس یک انگشتش را هم به خاطر خنجر پنهان از دست میدهد. پس از شنیدن صحبتهای یودوروس بایک به مار بودن او شک می کند و به نزد کلئوپاترا و آپولودوروس می رود. کلئوپاترا فاش می کند که همان افراد نقاب دار او را از قدرت پایین انداختند و به بطلیموس قدرت دادند و این افراد خودشان را محفل باستانیان می نامند. کلئوپاترا فاش کرد که باستانیان میخواهند با استفاده از برادرش بطلمیوس سیزدهم کنترل کل مصر را در سایه دراختیار خودشان داشته باشند. مشخص میشود که باستانیان بیش از فقط 5 نفر هستند و مار هنوز زنده است. درواقع لقب یودوروس که کشتند اسب آبی بوده است و مار لقبی است که به همه اعضای باستانیان گفته میشود. بایک که این اطلاعات را گرفته حالا به مدجای کلئوپاترا تبدیل شده و شروع به کشتن تعدادی از اعضای مهم محفل باستانیان میکند. آیا هم از طرف دیگر به قدرت گرفتن کلئوپاترا کمک میکند و کمک میکند که پومپه کبیر با کلئوپاترا متحد شود. خیلی زود اعضای آبسترگو لیلا و دیانا را پیدا می کنند و دیانا را به نظر می کشند. با این حال لیلا جان سالم به سر می برد. لیلا کار خود را با کمک آنیموس ادامه می دهد و سرگذشت بایک را دنبال می کند. بایک نامه ای دریافت می کند مبنی بر این که هنوز دو نفر دیگر از باستانیان به اسامی رمز شغال و عقرب زنده هستند و اتفاقا اعضای گارد سلطنتی بطلمیوس هم بودند. بایک موفق به کشف هویت شغال یعنی لوسیوس سپتیمیوس میشود. او رد سپتیموس را دنبال میکند ولی دیر میرسد چون سپتیموس پومپه کبیر از متحدان قدرتمند کلئوپاترا را میکشد. کلئوپاترا که گزینه دیگری ندارد با کمک‌ بایک و آیا، با ژولیوس سزار دیدار می کند و از او می خواهد که از او حمایت کند. کلئوپاترا به خوبی سزار را متقائد میکند و پیشنهاد ازدواج میدهد. با شروع جنگ داخلی اسکندریه بایک پوتینوس یا عقرب را میکشد ولی سزار اجازه کشتن سپتیمیوس را به او نمیدهند. در سمت دیگر نیز آیا که بطلمیوس را که جنگ داخلی را برای پس گرفتن قدرت شروع کره بود تعقیب میکرد شاهد مرگش و خورده شدنش توسط کروکودیل ها می شود. بعد از اتمام جنگ داخلی کلئوپاترا رسما قدرت را به عنوان فرعون جدید مصر در اختیار میگیرد. سپتیموس هم که در واقع مشاور سزار بود حالا مشاور کلئوپاترا نیز میشود. کلئوپاترا که قدرت مطلق را گرفته حالا ارتباطاتش را با بایک و آیا قطع میکند. بایک و آیا که متوجه اشتباه بزرگ در پشتیبانی از کلئوپاترا میشوند متحدانشان را جمع میکنند. بایک اینجا میگوید که دشمن آن ها یعنی محفل باستانیان کسانی هستند که در سایه قدرت های پشت حاکمان هستند. و این نابرابر است و در این وضعیت پس چه قدرت در سایه ای برای پشتیبانی از مردم عادی وجود دارد؟ در اینجا بایک و آیا به همراه متحدانشان اولین پایه های محفل جدید پنهان شدگان را پایه میگذارند تا از مردم و آزادی آنها در مقابل باستانیان دفاع کنند. بایک و آیا سپس متوجه شدند که این گروه علاقه شدیدی برای تحقیق در آرامگاه اسکندر کبیر دارند پس به آن جا می روند ولی در آن جا آپولودوروس، از متحدین کلئوپاترا را پیدا می کنند که بعد از جنگ با فلاویوس به شدت مجروح شده است. او به بایک می‌گوید که رهبر محفل باستانیان در واقع افسر ارشد شخص سزار فلاویوس ملقب به شیر است. فلاویوس و سپتیموس نیز اکنون با گوی به همان غار در سیوا رفتند. در برگشت به سیوا آنها می فهمند که در غار مخفی باز شده است. بایک فلاویوس را دنبال و با او مبارزه میکند که سیب عدن را در دست دارد. بایک در این جنگ موفق میشود و فلاویوس را میکشد و سرانجام انتقام مرگ خمو پسرش را میگیرد. او سپس پیش آیا برمیگردد. آیا چند نفر دیگر را متقائد به عضویت در محفل مخفی شدگان کرده و تصمیمش برای رفتن به رم و کشتن سزار و سپتیموس را گفت. آیا و بایک دراین محل تصمیم به جدا شدن میگیرند و اینکه هر دو در ادامه زندگی شان را وقف رشد محفل کنند و دنیا را از داخل سایه ها مراقبت کنند. بایک قبل از رفتنش جمجمه عقاب که گردنبند خمو بود را روی زمین انداخت. و بعد از این وقتی آیا آن را از زمین برداشت شکل و آیکون محفل اساسین‌ های امروزی روی زمین درست شده بود. بعد از این لیلا از آنیموس بر می خیزد و با منتور اساسین ها ویلیام مایلز که آنجا بود دیدار میکند. مایلز مدتی بود در اینجا مراقب لیلا بود چون لیلا به هدف آبسترگو تبدیل شده بود. او به لیلا پیشنهاد عضو شدن در محفل اساسین ها را میدهد. و لیلا هم با تردید و عدم تمایل پیشنهاد را قبول میکند و میگوید که ظاهرا چاره ای ندارد. پس از این نیز این دو نفر به اسکندریه می روند. در برگشت به آنیموس آیا به رم می رود و سپتیمیوس را که عصای عدن را دارد می کشد. بعد از آن آیا به مجلس سنا نفوذ کرده و کار خود را با کشتن سزار تمام می کند. بعد ها آیا با کلئوپاترا دییدار می کند و او را تهدید می کند که اگر حاکمی عادل نباشد او را ترور می کند. بعد از آن بایک و آیا (که اسمش را به آمونت تغییر داده) شروع به گسترش محفل مخفی شدگان (اساسین ها) در مصر و روم می کنند. ساخت و توسعه مراحل ساخت و توسعه بازی اوریجینز از اوایل سال ۲۰۱۴، و پس از تکمیل بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه آغاز شد. بازی توسط استودیو یوبی‌سافت مونترال ساخته و بیشتر اعضای تیم سازنده، از جمله کارگردان آن یعنی اشرف اسماعیل نیز از تیم سازنده بازی پرچم سیاه هستند. تعدادی دیگر از شعبه‌های جهانی یوبی‌سافت از جمله یوبی‌سافت صوفیه، سنگاپور، شانگهای، چنگدو، بخارست، کیف و استودیو اسپراسافت نیز در مراحل ساخت با استودیو مونترال همکاری داشته‌اند. با توجه به روایت داستانی اصلی بازی که در مصر باستان جریان دارد، این بازی برخلاف دیگر نسخه‌های سری، تکیه بالایی روی حوادث واقعی و تاریخی ندارد. در عوض ماکسیم دوراند، محقق تاریخی و از تهیه‌کنندگان شعبه مونترال یوبی‌سافت با تعدادی از تاریخ‌نگاران و متخصصان عصر مصر باستان از نزدیک همکاری داشته، تا نقاط و وقایع مختلف ثبت نشده را با دقت در داستان بازی وارد کند. این بازی با موتور آنویل‌نکست ساخته شده و در قسمت هوش مصنوعی شخصیت‌ها، سازندگان دست به یک بازسازی کامل زده‌اند؛ این کار برای این هدف انجام شده که سازندگان قصد داشتند همه شخصیت‌های غیر قابل کنترل و همچنین حیوانات در داخل بازی، دستور کار و فعالیت‌های مخصوص به خودشان را داشته باشند. بازی همچنین شامل گردش شبانه روز نیز خواهد بود. این بازی برای نمایش رنگ‌ها و کنتراست آن، بررسی دقیقی از محیط واقعی مصر داشته و از تصاویر ماهواره نیز برای داشتن بازه‌های رنگی منحصر به فرد مصر استفاده کرده است. از دیگر جلوه‌های مهم بصری به نورپردازی و تاثیر ذرات معلق خاص مصر در محیط بازی است که یوبی‌سافت با کمک ناسا، تلاش کرده تا محیط تا بیشترین حد ممکن واقع‌گرایانه تصویر شود. بازتاب‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک (PC) 84/100 (PS4) 81/100 (XONE) 85/100 امتیازات دستراکتوید 8/10 گیم‌اینفورمر 8.5/10 گیم‌اسپات 7/10 گیمزرادار 5/5 IGN 9/10 این بازی در مجموع موفق به دریافت بازخوردهای مثبتی از منتقدین و طرفداران شد. امتیازات متای بازی به 84 از 100، 81 از 100 و 85 از 100 برای پلتفرم‌های ویندوز، پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان بوده است. عمده منتقدین بازی را به خاطر داستان و روایت داستانی، شخصیت‌ها، صداگذاری‌ها، بازسازی مکانیک‌های گیم‌پلی و دنیای وسیع و زیبای مصر مورد تمجید قرار داده و خصوصا به خاطر ضربآهنگ کلی و مشکلات فنی، به بازی نقدهای منفی نیز وارد کرده‌اند. منابع Assassin's Creed Origins در وب‌گاه ویکیا Assassin's Creed Origins در وب‌گاه ویکی‌پدیا
  2. اساسینز کرید ۳: آزادسازی

    Assassin's Creed III: Liberation کیش یک آدم‌کش ۳: آزادسازی توسعه‌دهنده یوبی‌سافت صوفیه منتشرکننده یوبی‌سافت کارگردان جولیان گولاپ نویسنده ریچارد فریس جیل مورای موسیقی وینیفرد فیلیپس موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲ (ویتا) ۱۴ ژانویه ۲۰۱۴ (PSN) ۱۵ ژانویه ۲۰۱۴ (Xlive/Windows) سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها PlayStation Vita PlayStation 3 Microsoft Windows Xbox 360 تعداد بازیکنان ۱ نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M PEGI: 18 اساسینز کرید ۳: آزادسازی یا کیش یک آدم‌کش ۳: آزادسازی (انگلیسی: Assassin's Creed 3: Liberation) یک بازی از مجموعه اساسینز کرید است که نخستین بار در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۲ و برای کنسول دستی پلی‌استیشن ویتا منتشر شد. این بازی همراه با اساسینز کرید ۳ عرضه و توسط یوبی‌سافت صوفیه ساخته شده بود و همچون دیگر بازی‌های سری در سبک مخفی‌کاری، اکشن ماجراجویی و دنیای آزاد است. همچنین نسخه HD این بازی با عنوان Assassin's Creed: Liberation HD در ۱۴ ژانویه سال ۲۰۱۴ برای دو کنسول ایکس‌باکس ۳۶۰ و پلی‌استیشن ۳ و در ۱۵ ژانویه همان سال برای پلتفرم مایکروسافت ویندوز نیز منتشر گردید. بازیکن در این بازی کنترل شخصیتی به نام اولین دو گرندپری را در دوره شورش لوئیزیانا و حوادث منتهی به انقلاب آمریکا در منطقه نیواورلئان را در اختیار می‌گیرد. این بازی در دوره حال شامل شخصیت قابل بازی نیست و حوادث دوره تاریخی با استفاده از آنیموس توسط شخص نامعلومی مشاهده می‌شود. در واقع، وقایع کلی این بازی در درون دنیای سری اساسینز کرید در قالب یک محصول به نام بازی آزادسازی است که توسط دو شرکت سرگرمی‌های آبسترگو و یوبی‌سافت به عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای ترمیم نقاط خاکستری نبرد تمپلار - اساسین ساخته شده است. این کار نیز از طریق سانسور اعمال منفی تمپلارها و به تصویر کشیدن فقط نقاط مثبت آن‌ها انجام شد. تمپلارها از ساخت این بازی مبتنی بر آنیموس، جدای از تلاش‌شان برای بهبود وجهه خود قصد تخریب محفل اساسین‌ها را نیز داشته‌اند. با این وجود بازی در اوایل جریان پیشرفت خود توسط یک هکر به نام ارودیتو هک شد تا بازیکن زمان حال، بتواند سکانس‌های سانسور شده را نیز بازی کند. وقایع بازی در بازه زمانی سال‌های ۱۷۶۵ تا ۱۷۷۷ در اواخر جنگ فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان رخ می‌دهد. قهرمان اصلی بازی نیز یک اساسین فرانسوی-آفریقایی به نام اولین دو گرندپری است. از نظر مکانی، لوکیشن‌های اصلی بازی در شهر نیواورلئان و همچنین بایو، لوئیزیانا قرار دارد و بازیکن در طول پیشبرد بازی به محوطه‌های تاریخی چیچن ایتزا در مکزیک نیز خواهد رفت. محتویات گیم‌پلی داستان نقد و بررسی‌ها منابع گیم‌پلی اساسینز کرید ۳: آزادسازی (Assassin's Creed 3: Liberation) برای ساخت خود از موتور یکسانی با بازی اساسینز کرید ۳ یعنی موتور AnvilNext بهره برده و به همین دلل نیز مشابهات زیادی از نظر گیم‌پلی، به خصوص دویدن، مبارزه و بالا رفتن از ساختمان‌ها میان این دو وجود دارد. قابلیت‌های جدیدی که در بازی سوم اضافه شد مانند انیمیشن‌های کشتن همزمان دو نفر و یا دویدن از میان درختان نیز در بازی آزادسازی در دسترس است. بازی از نظر تنوع سلاح‌ها نیز وام‌دار نسخه سوم است و سلاح‌های سنتی سری مانند سلاح‌های سرد گرم، شمشیر، چاقو، خنجر پنهان، سلاح گرم در آن قابل استفاده است؛ به علاوه در بازی آزادسازی دو سلاح اختصاصی یعنی شلاق و بلوپایپ (نوعی لوله دارت سمی که به شکل چتر زنانه ساخته شده است) نیز در بازی آزادسازی معرفی شده است و در پیشبرد بازی نقش مهمی ایفا می‌کنند. به طور کلی روند گیم‌پلی همچون نسخه‌های قبلی متمرکز بر دویدن، بالا رفتن و عبور از موانع، مبارزه‌های تن به تن و روش‌های مخفی کاری است. قهرمان اصلی بازی اولین دو گرندپری، نخستین شخصیت اصلی قابل بازی زن در این سری است. همین موضوع باعث طراحی انیمیشن‌های حرکتی و مبارزاتی جدیدی شده که البته پایه کار باز هم از روی انیمیشن‌های شخصیت اصلی بازی سوم یعنی کانر کن‌وی بوده است. بازی ابتدا برای کنسول دستی پلی‌استیشن ویتا ساخته شد و شامل بخش چندنفره اختصاصی که "که به طور خاص برای تجربه با ویتا در نظر گرفته شده" است. همچنین این بازی به صورت متقابل با بازی اساسینز کرید ۳، در پلتفرم پلی‌استیشن ۳ قابل بازی است؛ بازیکن می‌تواند از طریق هماهنگ‌سازی بازی روی دو دستگاه ویتا و پلی‌استیشن ۳ از قابلیت‌های اشتراکی مثل استفاده اولین از تاماهاک کانر و یا در ماموریت نیویورک، امکان انجام بازی از دید کانر استفاده کند. امکان قایق‌سواری با پارو که درنسخه‌های اولیه بازی سوم نمایش ولی در نسخه نهایی حذف شده بود، در بازی آزادسازی گنجانده شده است. همچنین کیش یک آدم‌کش ۳: آزادسازی مکانیک جدید "کشتن با زنجیر" را معرفی کرد که بر پایه صفحه لمسی کنسول ویتا عمل می‌کند و به بازیکن امکان کشیدن مهاجم و حرکت آن را با استفاده از صفحه لمسی می‌دهد. از دیگر قابلیت‌های جدید تغییر کلی کارکرد انتخاب لباس است و بازیکن در نقش اولین قادر است سه نوع پوشش اساسین، برده و یا دوشیزه را انتخاب کند که هر کدام عملکرد و نتایج مختلفی در جریان گیم‌پلی ایجاد می‌کند. هر کدام از این سه نوع پوشش نیز دارای امکانات انتخابی متنوعی است که بیشتر شامل طرح‌های لباس و قابل خرید است. داستان از نظر داستانی، بازی اساسینز کرید ۳: آزادسازی همچون بازی‌های قبلی دارای دو بازه زمانی یعنی زمان حال و یک دوره تاریخی است که این دوره، توسط شخصیت زمان حال از طریق ماشین آنیموس قابل مشاهده است. با این وجود بازی مستقیما از دوره تاریخی آغاز شده و نمایشی از دوره حال در آن وجود ندارد. نمایش دوره تاریخی در غالب یک بازی خیالی به نام آزادسازی است که محصول مشترک دو شرکت سرگرمی‌های آبسترگو و یوبی‌سافت (متفاوت از یوبی‌سافت در دنیای حقیقی) است. این بازی روی پلتفرم آنیموس قابل بازی است و دو هدف آبسترگو از ساخت این بازی بهبود وجهه تاریخی تمپلارها و تخریب محفل اساسین‌ها از طریق سانسور سکانس‌های برداشت شده از حافظه ژنتیکی دوره تاریخی است. آغاز بازی مستقیما در دوره تاریخی روی می‌دهد، جایی که کاربری ناشناس مشغول انجام بازی آزادسازی روی پلتفرم آنیموس می‌شود؛ با این حال پس از گذشت اندکی از بازی، هکری به نام ارودیتو سکانس‌های سانسورشده بازی را باز می‌کند و به بازیکن اجازه مشاهده همه وقایع تاریخی بازی را می‌دهد. شخصیت اصلی بازی یک اساسین زن جوان فرانسوی-آفریقایی به نام اولین دو گرندپری است که در لوئیزیانا زندگی می‌کند؛ منطقه‌ای که در آن دوره تاریخی جزو سرزمین‌های فرانسوی‌ها در آمریکای شمالی بود. اولین دو گرنپدری دختر یک تاجر فرانسوی به نام فیلیپ و یک برده سابق به نام ژین است که البته در کودکی مادرش مفقود شد. اولین به خاطر شرایط فیزیکی و نژادی خاص خود خیلی زود متوجه تفاوت نگاه‌ها و تبعیض‌های مردم شد و با توجه به موقعیت اجتماعی مناسب تصمیم گرفت به بردگان رنگین پوست شهر کمک کند. او و پیشکار پدرش ژرالد بلانک در همین مسیر وارد محفل اساسین‌ها شد و با گذراندن تمرین‌های مختلف زیر نظر منتور آگاته به یک اساسین کامل تبدیل شد. او در شهر نیواورلئان و در عمارت پدری خود همراه با نامادری‌اش مادلین دولیل زندگی می‌کرد. در سن ۱۸ سالگی، او طی یک تحقیق و بررسی دامنه‌دار متوجه شد که یک شرکت تجارت برده بزرگ به رهبری یک تمپلار در نیواورلئان وجود دارد که هویت رهبر آن فقط با نام "مرد شرکت" شناسایی شده است. با کمک ژرالد، اولین متوجه ربوده شدن برخی بردگان شهر به مقصد نامعلوم را دریافت و در ادامه پس از ردگیری و کشتن چند نفر از زیردستان "مرد شرکت"، درنهایت فهمید که تمپلارها در چیچن ایتزا اردوگاه کار برای بردگان خود قرار داده‌اند. در چیچن ایتزا، اساسین بردگانی را دید که با خوشحالی مشغول کار روی معادن و غارهای مختلف هستند. او در اینجا پس از سال‌ها مادر خود را نیز پیدا کرد که البته پس از فهمیدن اینکه اولین یک اساسین است از او دوری کرد. پس از اینکه او موفق شد در چیچن ایتزا بردگان اردوگاه را از مالکیت تمپلارها آزاد کند، به یک میراث باارزش از دوران تمدن اولیه، یعنی دیسک پیش‌گویی دست پیدا کرد. پس از این، او به نیواورلئان بازگشت تا ماموریت خود را با کشتن "مرد شرکت" تکمیل کند. چند سال بعد، اولین برای پی بردن بیشتر به هویت و ارزش‌های تمپلارها به نیویورک رفت تا سرنخ‌های خود را دنبال کند. او در اینجا از حمایت اساسین کانر کن‌وی استفاده کرد. با کمک کانر، اولین متوجه شد که "مرد شرکت" در تمام این مدت نامادری خودش بوده است. در نیواورلئان و پس از یک مواجهه کوتاه با نامادری‌اش در عمارت گرندپری، اولین به بایو لوئیزیانا رفت تا به آگاته بگوید که رهبر محفل تمپلارها درواقع نامادری او بوده است. با این حال در آن محل، از آنجایی که آگاته تصور داشت که اولین به اساسین‌ها خیانت کرده به سمت او حمله کرد. شاگردان او گرچه تلاش خود را کردند ولی در ادامه آگاته تصمیم گرفت خود را از طرق پرش ایمان بکشد. اولین پس از این به نیواورلئان و نزد نامادری‌اش برگشت و تظاهر کرد که به عنوان تمپلار با آن‌ها متحد شده است. او اما در ادامه همه تمپلارهای حاضر در محل از جمله نامادری‌اش را به قتل رساند و به این ترتیب نیواورلئان را از نفوذ محفل تمپلارها آزاد کرد. با استفاده از دیسک پیش‌گویی، او درنهایت موفق به ورود نهانگاه تمدن اولیه شد، جایی که او تصاویر کوتاهی از افراد تمدن اولیه را دید؛ زمانی که انسان‌ها حوا را به عنوان رهبر خود در جریان شورش علیه خالقانشان انتخاب کردند. نقد و بررسی‌ها نقد و بررسی‌های اولیه بازی اساسینز کرید ۳: آزادسازی ترکیبی از نقدهای پثبت و منفی بودند. متاکریتیک امتیاز بازی را ۷۰ از ۱۰۰ برمبنای ۶۰ نقد و بررسی مختلف محاسبه کرد. گیم‌رنکینگز نیز به بازی ۷۱.۷۴٪ از ۴۸ نقد و بررسی داد. شان مک‌کنیس از گیم‌اسپات به بازی امتیاز ۶.۵ از ۱۰ داد و انتخاب قهرمان زن را ستودنی دانست. در ادامه نقد و بررسی، اولین دختری است که از عشق بین یک تاجر ثروتمند و برده‌ای آفریقایی متولد شده ولی باوجود امکان زندگی راحت و مرفه تصمیم به پا گذاشتن در مسیر نجات بردگان و ستمدیدگان می‌گیرد و از همین رو توسط محفل اساسین‌ها تعلیم دیده است. مک‌کنیس همچنین بازسازی لوکیشن اصلی بازی یعنی نیواورلئان قرن ۱۸ را درخشان توصیف کرد که به خوبی توانسته تفاوت‌های فرهنگی اجتماعی را در این بندر فرانسوی به نمایش بگذارد. با این وجود گیم‌اسپات بازی را از لحاظ پیشبرد داستانی با وجود این ایده‌های ناب خیلی باعجله و بی‌هدف ذکر می‌کند. گرگ میلر از آی‌جی‌ان به بازی امتیاز ۷.۲ از ۱۰ را داد و نوشت: حرکت‌ها و کشتن‌ها طبق انتظار در بازی وجود دارند ولی از نظر پیشبرد، داستان پرش‌های زیادی دارد. به گفته میلر این پرش‌ها و قطع‌های داستانی تا حدود زیادی شور و هیجان را در بازی می‌کشد. گیم‌اینفورمر نیز در سال ۲۰۱۵، این بازی را در رتبه دهم بهترین‌های این سری قرار داد. امتیازات گیم‌رنکیگنز (Vita) ۷۱٫۷۴٪ (PC) ۶۵٫۶۰٪ (PS3) ۶۱٫۹۴٪ (X360) ۶۱٫۵۰٪ متاکریتیک (Vita) ۷۰/۱۰۰ (PC) ۶۴/۱۰۰ (PS3) ۶۴/۱۰۰ (X360) ۶۲/۱۰۰ گیم‌اسپات (Vita) ۶.۵/۱۰ (X360/PS3) ۶/۱۰ IGN ۷.۲/۱۰ گیم اینفورمر ۷.۷۵/۱۰ منابع Assassin's Creed 3: Liberation در اساسینز کرید ویکیا Assassin's Creed 3: Liberation در ویکی‌پدیا Assassin's Creed III: Liberation Review در گیم‌اسپات
  3. Assassin's Creed Chronicles: Russia کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: روسیه توسعه‌دهنده استودیو کلایمکس منتشرکننده Ubisoft کارگردان Matt Duff موتور ساخت بازی آنریل انجین ۳ تاریخ انتشار ۹ فوریه ۲۰۱۶ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری پلتفرم (سکوبازی) پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC PS Vita تعداد بازیکنان ۱ نفره اساسینز کرید کرانیکلز: روسیه (انگلیسی: Assassin's Creed Chronicles: Russia) یا کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: روسیه، یک بازی ۲.۵ بعدی از مجموعه کرانیکلز است که به شکل دریافت از طریق دانلود در ۹ فوریه ۲۰۱۶ برای پلتفرم‌های ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴، رایانه و پلی‌استیشن ویتا در دسترس قرار خواهد گرفت. همچون بازی قبلی، سازنده این بازی نیز استودیو کلایمکس بوده و با پشتیبانی استودیو یوبی‌سافت مونترال بازی را عرضه خواهد کرد. بازی به شکل خطی و ۲.۵ بعدی است و با موتور آنریل انجین ۳ ساخته شده است. روند داستانی بازی نیز کوتاه و مربوط به روسیه سال ۱۹۱۸ است. قهرمان بازی نیز یک اساسین به نام نیکولای اورلوف می‌باشد. محتویات معرفی آینده داستان منابع معرفی اساسینز کرید کرانیکلز: روسیه (Assassin's Creed Chronicles: Russia) در ۹ فوریه ۲۰۱۶ و فقط به شکل دانلود عرضه می‌شود. رویدادهای بازی بین دو رمان اساسینز کرید: سقوط و اساسینز کرید: زنجیر و در سال ۱۹۱۸ در روسیه رخ خواهد داد. قهرمان اصلی بازی نیز یک اساسین به نام نیکولای اورلوف است. اورلوف پدربزرگ دنیل کراس و از متحدان ولادیمیر لنین رهبر انقلاب سوسیالیستی روسیه است. داستان بازی پیرامون تلاش اورلوف برای خارج کردن یکی از تکه‌های عدن از دسترس بولشویک‌های طرفدار خاندان سلطنتنی تزار است. درمیانه این تلاش، نیکولای شاهد کشته شدن چند نفر از اعضای خاندان تزار توسط انقلابی ها است و او باید از شاهزاده آناستازیا و این تکه عدن در مقابل تمپلارهایی که در انقلابی ها نفوذ کردند نیز محافظت کند. آینده کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: روسیه، آخرین بازی از سری کرانیکلز پس از بازی اساسینز کرید کرانیکلز: هند است. داستان نیکولای اورلوف از متحدین ولادمیر لنین ماموریت دارد تا از شاهزاده آناستازیا و یک تکه عدن در مقابل تمپلار ها محافظت کند. در آخر شاهزاده مجبور به فرار و جدایی از نیکولای می شود. منابع اساسینز کرید کرانیکلز: روسیه در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا اساسینز کرید کرانیکلز در وب‌گاه ویکی‌پدیا
  4. Assassin's Creed Chronicles: India کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: هند توسعه‌دهنده استودیو کلایمکس منتشرکننده Ubisoft کارگردان Matt Duff موتور ساخت بازی آنریل انجین ۳ تاریخ انتشار ۱۲ ژانویه ۲۰۱۶ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری پلتفرم (سکوبازی) پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC PS Vita تعداد بازیکنان ۱ نفره اساسینز کرید کرانیکلز: هند (انگلیسی: Assassin's Creed Chronicles: india) یا کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: هند، یک بازی ۲.۵ بعدی از مجموعه کرانیکلز است که به شکل دریافت از طریق دانلود در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۶ برای کنسول‌های ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴ و رایانه در دسترس قرار خواهد گرفت. همچون بازی قبلی، سازنده این بازی نیز استودیو کلایمکس بوده و با پشتیبانی استودیو یوبی‌سافت مونترال بازی را عرضه خواهد کرد. بازی به شکل خطی و ۲.۵ بعدی است و با موتور آنریل انجین ۳ ساخته شده است. روند داستانی بازی نیز کوتاه و مربوط به هند سال ۱۸۴۱ است. قهرمان بازی نیز یک اساسین به نام ارباز میر می‌باشد. محتویات معرفی آینده داستان منابع معرفی اساسینز کرید کرانیکلز: هند (Assassin's Creed Chronicles: India) در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۶ و فقط به شکل دانلود عرضه می‌شود. رویدادهای بازی در سال ۱۸۴۱ در هندوستان رخ خواهد داد و قهرمان اصلی بازی نیز یک اساسین به نام ارباز میر است. ارباز پدر هنری گرین در بازی اساسینز کرید: سندیکا بوده است. تم داستانی بازی در میانه جنگ امبراتوری سیک و کمپانی هند شرقی و همچنین دو سال پس از روایت‌های رمان گرافیکی اساسینز کرید: برهمان می‌باشد. ارباز باید یکی از تکه‌های عدن یعنی الماس کوه نور را که توسط یک تمپلار انگلیسی ربوده شده بازیابی کند. در این مسیر، ارباز باید از همسرش پیارا کائور و همچنین منتور پیر خود یعنی هامید نیز حفاظت کند. آینده اساسینز کرید کرانیکلز: هند دومین بازی از سری کرانیکلز پس از بازی اساسینز کرید کرانیکلز: چین است اما ادامه‌ای برای بازی قبلی سری محسوب نمی‌شود و روند داستانی مستقل خود را پیگیری می‌کند. روایت‌های این بازی ارتباط مستقیمی با رمان اساسینز کرید برهمان دارد. بازی بعدی سری کرانیکلز یعنی اساسینز کرید کرانیکلز: روسیه در ۹ فوریه ۲۰۱۶ عرضه می‌شود. داستان داستان درباره ی اساسین ارباز میر است. حمید یکی از اساسین های مهم هند توسط استاد اعظم ویلیام اسلیمن دزدیده شده. ارباز سعی زیادی میکند تا حمید را نجات دهد و سرانجام نیز موفق می شود. هدف بعدی او مبارزه با ویلیام و دست راستش، الکساندر برنز بود. ارباز موفق می شود که یک شئ باستانی را به دست آورد و الکساندر را بکشد ولی اسلیمن پایرا معشوقه ی ارباز را گروگان می گیرد و ارباز با دادن شئ به اسلیمن موفق می شود که پایرا را نجات داده و به همراه او از دست اسلیمن فرار کرد. منابع اساسینز کرید کرانیکلز: هند در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا اساسینز کرید کرانیکلز در وب‌گاه ویکی‌پدیا
  5. Assassin's Creed Chronicles: China کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: چین توسعه‌دهنده استودیو کلایمکس منتشرکننده Ubisoft کارگردان Matt Duff موتور ساخت بازی آنریل انجین ۳ تاریخ انتشار ۲۱ آوریل ۲۰۱۵ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری پلتفرم (سکوبازی) پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره رده‌بندی سنی ESRB: T اساسینز کرید کرانیکلز: چین (انگلیسی: Assassin's Creed Chronicles: China) یا کیش یک آدم‌کش کرانیکلز: چین، یک بازی ۲.۵ بعدی از مجموعه جدید کرانیکلز است که به شکل دریافت از طریق دانلود در ۲۱ آوریل ۲۰۱۵ برای کنسول‌های ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴ و رایانه در دسترس قرار گرفت. سازنده این بازی استودیو کلایمکس بود که با پشتیبانی استودیو یوبی‌سافت مونترال بازی را عرضه نمود. بازی به شکل خطی و ۲.۵ بعدی است و با موتور آنریل انجین ۳ ساخته شده است. روند داستانی بازی نیز کوتاه و مربوط به چین سال ۱۵۲۶ است. قهرمان بازی نیز یک اساسین به نام شائو ژون می‌باشد. محتویات معرفی آینده داستان منابع معرفی اساسینز کرید کرانیکلز: چین (Assassin's Creed Chronicles: China) در ۲۱ آوریل ۲۰۱۵ و فقط به شکل دانلود عرضه گردید. وقایع بازی در سال ۱۵۲۶ در چین رخ می‌دهد و قهرمان بازی، یک اساسین به نام شائو ژون است. ژون آخرین اساسین چینی است که زنده مانده چون در دوره زندگی او، همه اساسین‌ها با قدرت گرفتن تمپلارها در چین پاکسازی گردیدند. همچنین روایت بازی، دو سال پس از رویدادهای انیمیشن اساسینز کرید: خاکسترها است، جایی که ژون سفری طولانی از چین به ایتالیا رفته بود تا از اتزیو آئودیتوره برای اساسین‌های چینی کمک بگیرد. پس از بازگشت ژون به چین در سال ۱۵۲۶، سلسله مینگ با توطئه تمپلارها در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود. ژون چندین مهارت و نکته از اتزیو آموخته بود و در بازگشت قصد داشت محفل را در چین بازسازی کند اما آنچه می‌دید، نابودی کامل اساسین‌ها توسط تمپلارها بود که در تمام عرصه‌های قدرت در چین نفوذ داشتند. اینک او به عنوان تنها اساسین باقی‌مانده باید با تمپلارها مبارزه کند و نفوذ آن‌ها در دربار مینگ را از بین ببرد. آینده سری کرانیکلز با بازی چین آغاز گردید و دو بازی دیگر در همین سبک با نام‌های اساسینز کرید کرانیکلز: هند و اساسینز کرید کرانیکلز: روسیه در اوایل سال ۲۰۱۶ منتشر خواهند شد. داستان بعد از اینکه شائو ژون توسط اتزیو آموزش دید به چین بازگشت و تصمیم گرفت انتقام اساسین ها را از تمپلار های چینی هشت ببر بگیرد. شائو ژون اعضای این گروه را کشته و در آخر نیز ژانگ یونگ را به قتل می رساند. بعدها شائو ژون که تبدیل به منتور اساسین های چین شده بود با یک اکسیر موفق می شود امپراتور جیاجینگ را ترور کند. منابع اساسینز کرید کرانیکلز: چین در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا اساسینز کرید کرانیکلز در وب‌گاه ویکی‌پدیا
  6. اساسینز کرید: سندیکا

    Assassin's Creed: Syndicate کیش یک آدم‌کش: سندیکا توسعه‌دهنده یوبی‌سافت کبک منتشرکننده Ubisoft کارگردان Marc-Alexis Côté نویسنده جفری یوهالم موسیقی آستین وینتوری موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵ (PS4 و XONE) ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵ (PC) سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره رده‌بندی سنی ESRB: M اساسینز کرید: سندیکا (انگلیسی: Assassin's Creed: Syndicate) نهمین بازی از سری اصلی مجموعه بازی‌های اساسینز کرید است. اولین اطلاعات و تصاویر از این بازی در ۲ دسامبر ۲۰۱۴ به بیرون درز کرد و پس از این بود که یوبی‌سافت نیز به حقیقی بودن این خبر در مورد درز اطلاعات نسخه جدید بانام "پیروزی (Victory)" اذعان کرد. این بازی به صورت یکپارچه و در سراسر جهان در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۵ برای کنسول‌های نسل هشتمی Playstation 4 و Xbox One عرضه شد و نسخه PC آن تحت سیستم عامل ویندوز در ۱۹ نوامبر منتشر گردید. سندیکا همچنین بدون بخش چندنفره بوده و صرفا به شکل تک نفره قابل بازی است. بازی در زمان حال از دید Initiate دنبال خواهد شد؛ کاربری که با استفاده از ماشین آنیموس به مشاهده سرگذشت خواهر و برادری دوقلو به نام‌های ایوی و جیکوب فرای می‌پردازد. این دو در لندن سال ۱۸۶۸ و عصر انقلاب صنعتی زندگی می‌کنند و به عنوان اساسین، به مبارزه با نابرابری‌های شدید ایجاد شده توسط تمپلارها در زندگی مردم فقیر می‌پردازند. این دو برای مبارزه با تمپلارها، اقدام به تشکیل سندیکای روکس کرده و با عضوگیری از ضعیفان و فقرا و هرکسی که مایل به مبارزه با تمپلارها است در آزادسازی لندن از نابرابری می‌کوشند. دوره تاریخی بازی در عصر انقلاب صنعتی به شکل عام با نام عصر ویکتوریا در قرن نوزدهم شناخته می‌شود. محتویات ساخت و توسعه گیم‌پلی لوکیشن‌ها حمل‌ونقل و فعالیت‌ها شخصیت‌ها، سفارشی‌سازی‌ها و سلاح‌ها سازوکار امتیازها و مراحل مبارزه‌ها داستان نقد و بررسی‌ها فروش مرتبط منابع ساخت و توسعه اساسینز کرید: سندیکا یا کیش یک آدم‌کش: سندیکا (Assassin's Creed: Syndicate) پس از بازی اساسینز کرید: سرکش دومین بازی از خط اصلی این سری است که توسط استودیو مادر یعنی یوبی‌سافت مونترال ساخته نشده است. نهمین بازی از سری اصلی که ابتدا با نام Assassin's Creed: Victory شناخته می‌شد توسط یوبی‌سافت کبک به عنوان استودیو اصلی ساخته شده است. البته این استودیو برای ساخت بازی با ۸ استودیو دیگر از جمله یوبی‌سافت مونترال، سنگاپور، مونت‌پلیه، انسی، چنگدو، شانگهانگ، کیف و استودیو رفلکشنز نیز همکاری کرده و آن‌ها را در تکمیل بازی درگیر نموده است. یوبی‌سافت کبک پیش از این در ساخت تعدادی از بازی‌های این مجموعه با استودیو مونترال همکاری داشته است. این استودیو اعلام کرده بود که بیش از دو سال برای ساخت سندیکا وقت صرف کرده است و از استودیو مونترال برای ساخت مکان‌های حقیقی شهر لندن، تهیه یک گیم‌پلی روان و صاف به همراه المان‌های پارکور کمک گرفته است. یوبی‌سافت سنگاپور که تجربه درخشانی در گیم‌پلی بخش دریایی و کشتی‌رانی بازی اساسینز کرید ۳ داشت و همچنین در بازی‌های بعدی نیز با استودیوهای اصلی همکاری داشته در این بازی گیم‌پلی بخش کناره رودخانه تیمز را کار کرده است. استودیو انسی در این بازی مسئول بخش تمرینات دینامیک مخفیگاه‌ها بوده که به به عنوان مراحل جانبی، یک بخش فانتزی و جذاب را ارائه کرده است. یوبی‌سافت مونت‌پلیه طراحی و ساخت محله وایت‌چپل شهر لندن را برعهده داشته است. این استودیو همچنین گیم‌پلی ماموریت‌های جانبی مرتبط با شخصیت‌های تاریخی و برخی از مراحل اصلی را نیز کارگردانی کرده است. با توجه به سابقه استودیو رفلکشنز در تولید بازی‌های مسابقه‌ای و ماشینی، این استودیو گیم‌پلی مرتبط با حرکت وسایل نقلیه مانند کالسکه را برعهده داشته است. طراحی دینامیک مبارزه در حال حرکت با این وسایل نیز از کارهای استودیو رفلکشنز بوده است. یوبی‌سافت چنگدو در این بازی بر روی تنوع قایق‌ها، محیط کلی و انیمیشن‌های جمعیت متمرکز بوده است. یوبی‌سافت شانگهای روی معماری بناها و وسایل شخصیت‌ها و یوبی‌سافت کیف بر روی ارائه بازی روی پلتفرم PC کار کرده‌اند. نویسنده لید بازی جفری یوهالم است که در بازی‌های دوم و برادری سابقه نویسندگی داشته است. کار موسیقی متن این بازی نیز توسط آستین وینتوری رهبری شده است. گیم‌پلی گیم‌پلی در بازی سندیکا، هچون دیگر بازی‌های این سری برپایه مبارزه و درگیری تن به تن، دویدن آزاد و بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها و موانع و همچنین استفاده از توانایی‌های مخفی‌کاری است. به صورت پایه، این بازی نسخه‌ای تکامل‌یافته‌تر و بهینه‌تر از بازی پیشین سری در نسل هشتم یعنی اساسینز کرید: وحدت است و اکثر ویزگی‌های گیم‌پلی سری در این بازی نیز وجود دارد. لوکیشن‌ها لوکیشن اصلی بازی، لندن در دوران انقلاب صنعتی است. این شهر، ۳۰ درصد بزرگ‌تر از پاریس در بازی وحدت است و از هفت محله تشکیل شده است. وایت‌چپل، ساوث‌وارک، رود تیمز، شهر لندن، لمبث، وست‌مینیستر و استرند. این مناطق بسیار بزرگ و دربرگیرنده جمعیت‌هایی از طبقات مختلف اجتماعی هستند و چگونگی زندگی افراد در مناطق مختلف، سبک معماری ساختمان‌ها و وقایع رخ داده در هر یک از محله‌ها کاملا با دیگر محله‌ها تفاوت دارد. از آنجا که اختراع دوربین عکاسی از میراث دوره انقلاب صنعتی است، سازندگان بازی از تصاویر حقیقی گرفته شده و به جای مانده از آن دوران استفاده گسترده‌ای کرده‌اند تا هرچه بیشتر بتوان تاریخ آن دوره را بازسازی کرد. به طور کلی، محل قرارگیری ساختمان‌ها و لندمارک‌ها به دقت در حوزه جغرافیایی خود قرار گرفته‌اند اما طبیعتا فاصله‌ها میان ساختمان‌ها براساس ابعاد شهر تنظیم شده‌اند. درحالی که لوکیشن اصلی بخش داستانی بازی در لندن رخ می‌دهد، با این حال بازیکن در قالب شخصیت‌ها در برخی شهرها و لوکیشن‌های دیگر نیز تردد خواهد کرد. لندن شهری است که نسبت به پاریس در بازی وحدت از جاده‌های بسیار عریض‌تر و ساختمان‌هایی با طبقات بیشتر بهره‌مند است. جاده‌ها را می‌توان خیابان نامید؛ سنگ‌فرش شده هستند و در بیشتر آن‌ها دو باند رفت و برگشت کالسکه‌ها وجود دارد. در این بازی انواع کالسکه‌ها و آمنیبوس‌ها با کارکردهای مسافربری، حمل و نقل خانوادگی، آتش‌نشانی، پلیس، فروشگاهی و ... وجود دارد که بازیکن در قالب شخصیت قابل بازی امکان دراختیار گرفتن کنترل آن‌ها را دارد. ساختمان‌های بلندتر از طریق یک قابلیت جدید گنجانده شده در گیم‌پلی یعنی پرتابگر طناب به سرعت و جذابیت هرچه تمام‌تر قابل بالا رفتن یا پایین آمدن هستند. در این زمان شخصیت‌های بازی با کمک این پرتابگر، نوعی زیپ‌لاین می‌سازند و علاوه بر بالا رفتن سریع از ساختمان‌ها، در جابجایی سریع میان دو ساختمان نیز از آن استفاده می‌کنند. حمل‌ونقل و فعالیت‌ها بازیکن به عنوان یک اساسین می‌تواند آزادانه در شهر حرکت کند، بدود و از طریق قابلیت دویدن آزاد یا پارکور با موانع درگیر شود. مهم‌ترین وسیله نقلیه، ارابه‌ها و کالسکه‌ها هستند که معمولا توسط یک یا دو اسب حمل می‌شوند. بازیکن توانایی کنترل ارابه‌های بدون راننده و همچنین دارای راننده را دارد. در حالت دوم بازیکن می‌تواند راننده کالسکه را از آن بیرون کشیده و با کالسکه در شهر حرکت کند. جمعیت‌ها معمولا در دو طرف خیابان‌ها در حال رفت و آمد هستند. در بازی چند خط راه‌آهن برای قطار داخل شهری وجود دارد که امکان ورود به داخل آن‌ها نیز فراهم است. همچنین اساسین‌ها یک قطار مخصوص به خود نیز دارند که از آن به عنوان مخفیگاه استفاده می‌کنند. در بخش رودخانه تیمز، همواره کشتی‌ها و قایق‌های باری در حال رفت و آمد از دو طرف عرض رودخانه هستند و بازیکن تنها می‌تواند به شکل دویدن آزاد از آن‌ها استفاده کند چون امکان دراختیار گرفتن کنترل قایق‌ها وجود ندارد. در بازی درگیری دو دار و دسته عمده به نمایش در می‌آید. بلایترزها که یک سندیکای جنایی وابسته به تمپلارها هستند از قبل کنترل همه مناطق را در دست گرفته‌اند و به عنوان بازوی تمپلارها از نفوذ کامل این محفل در شهر دفاع می‌کنند. اساسین‌ها پس از تاسیس سندیکای رقیب روکس به مقابله با این سندیکا و تمپلارها می‌پردازند. دو قهرمان اصلی بازی یعنی دوقلوهای جیکوب و ایوی فرای با کمک اعضای روکس، مجرمان اصلی بلایترزها را دستگیر و تحویل پلیس می‌دهند، کودکان کار را که به زور توسط بلایترزها برای کار در کارخانجات به کار گرفته می‌شدند نجات می‌دادند و به مراکز نفوذ بلایترزها حمله می‌کردند. در پایان و زمانی که یک منطقه کاملا از نفوذ تمپلارها تهی شود، دو سندیکای روکس و بلایترز با یکدیگر درگیر یک نبرد خیابانی می‌شوند که در پایان این قهرمانان اصلی بازی و اساسین‌ها هستند که به کنترل مطلق تمپلارها در یک منطقه پایان می‌دهند. بازیکن باید از طریق انجام ماموریت‌های مشابه، در مجموع هفت منطقه را از نفوذ تمپلارها خارج کند. در این بازی نیز سیستم اقتصادی وجود دارد و واحد پول پوند است. تکمیل ماموریت‌ها، جیب‌بری، بازکردن صندوقچه‌های گنج، پیروزی در باشگاه مبارزات، سرقت از قطار و ... از جمله روش‌های کسب پول است. بسیاری از همین فعالیت‌ها علاوه بر کسب پول باعث کسب برخی آیتم‌های دیگر و قابل استفاده در بخش ارتقاع لباس‌ها، مهارت‌ها و ... نیز می‌شود. از قابلیت‌های جدید بخش گیم‌پلی، ربودن افراد یا Kidnapping است. در این حالت بازیکن می‌تواند افراد مظنون یا دشمن را به آرامی و یا پس از یک درگیری کوتاه دستگیر کند. حرکت در این حالت شامل حرکت هدف دستگیر شده نیز می‌شود و قوانین جدید ترکیب شدن با جمعیت نیز در آن گنجانده شده است. این قانون شامل حرکت آرام و یا دویدن است. زمانی که بازیکن به آرامی حرکت کند، توجه کم‌تری به او و شخص دستگیر شده جلب می‌شود. درحالی که راه رفتن سریع و یا دویدن باعث جلب نظر همه افراد حاضر درمحل می‌گردد. گاهی اوقات شخص دستگیر شده تلاش می‌کند تا خود را آزاد کند. در این حالت بازیکن می‌تواند با تهدید او را از انجام این کار منصرف کند. برای جابجایی سریع‌تر، می‌توان مظنون را داخل کالسکه گذاشت و پس از این با این وسیله او را به محل مورد نظر انتقال داد. شخصیت‌ها، سفارشی‌سازی‌ها و سلاح‌ها گیم‌پلی در دوره امروزی، همچون بازی وحدت شامل هیچ گونه حرکت یا کنشی نمی‌شود و روند داستانی از دید Initiate دنبال می‌شود. با این حال تفاوت محسوسی نسبت به نسخه قبل وجود دارد و یک داستان کوتاه در این دوره شکل خواهد گرفت. قهرمانان اصلی این بخش ربکا کرین و شان هاستینگ هستند که قصد خنثی کردن نقشه تمپلارها را دارند. آن‌ها در این مسیر به یوهانی اوتسو برگ و وایولت دا کوستا درگیر خواهند شد. روند اصلی بازی در بخش تاریخی است؛ جایی که دوقلوهای فرای، ایوی و جیکوب فرای شخصیت‌های قابل کنترل در بازی هستند. این دو عضو محفل اساسین‌ها در لندن عصر ملکه ویکتوریا هستند. هر دو شخصیت به عنوان اساسین قابلیت بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها، دویدن آزاد، کنترل کالسکه‌ها، مبارزه و ... را دارند. پول حاصل از فعالیت نیز میان این دو مشترک است. با این حال امتیاز مهارت و خریدن آیتم‌های مهارت، لباس‌ها و افزونه‌های لباس میان این دو متفاوت است. گرچه اکثر آیتم‌های هارت مشترک است اما هر یک باید جداگانه به آیتم‌ها دست پیدا کند. هر یک از اساسین‌ها نیز دارای ۳ آیتم مهارت مستقل هستند که دیگری نمی‌تواند بدان دست یابد. تغییر شخصیت بازی از طریق منوی توقف بازی قابل انجام است و شخصیت در همان لحظه و در همان مکان تغییر می‌کند؛ گرچه امکان تغییر شخصیت در میانه مراحل انجام‌پذیر نیست. مراحل آزادسازی شهر و بسیاری مراحل دیگر امکان گذراندن مشترک دارد؛ به این معنی که بازیکن با استفاده از هر یک از این دو می‌تواند چنین مراحلی را به انجام برساند. همچنین مراحلی وجود دارند که در خط اصلی داستان فقط با یکی از این دو قابل انجام خواهد بود. ۷۵٪ مراحل اختصاصی مربوط به جیکوب و ۲۵٪ مخصوص ایوی است. سلاح‌ها در بازی از تنوع بسیار جالب توجهی برخوردار هستند. گرچه در ابتدای بازی، دوقلوها فقط مجهز به یک خنجر پنهان هستند اما در ادامه و با پیشبرد بازی، جمع‌آوری پول و کسب مهارت‌های جدید، سلاح‌های جدید قابل خرید خواهد بود. این سلاح‌ها در قالب سلاح‌های سرد، شامل سه رده سلاح شمشیر عصا، کوکری (نوعی خنجر کوتاه شبیه بومرنگ) و پنجه بوکس است. قدرت این سلاح‌ها به میزان مهارت کسب شده برای بازیکن آزاد می‌شوند. در بازی همچنین سلاح‌های گرم ماند تپانچه و سلاح کمری و بمب دودزا نیز وجود دارد. سلاح‌های دیگر مانند پرتابگر دارت سمی یا بمب برقی نیز در این بازی معرفی شده‌اند. به طور کلی، سازوکار جدید دستکش اساسین باعث شده تا بیشتر سلاح‌ها مانند خنجر پنهان، پرتابگر دارت سمی و پرتابگر طناب روی آن نصب و به شکلی یکپارچه شوند. برخی از سلاح‌ها، علاوه بر پول به پیش‌نیازهای دیگری نیز نیاز دارند که در این حالت باید Craft شوند. تعدادی محدود از سلاح یا لباس نیز فقط از طریق خرید از فروشگاه یوبی‌سافت باز می‌شوند. در بخش تاریخی بازی، یک سکانس کوتاه در دوره جنگ جهانی اول نیز به عنوان مرحله مخفی در نقشه گنجانده شده که وقایع این بخش چند دهه پس از دوقلوها و در دوران نوه جیکوب یعنی لیدیا فرای در لندن رخ می‌دهد. سازوکار امتیازها و مراحل با گذراندن مراحل (به شکل ساده یا Full Synchronization)، به دست آوردن آیتم‌های خاص، انجام قتل‌های خاص مانند Air Assassinate و ... امتیاز تجربه به دست خواهد آمد. برای هر ۱۰۰۰ امتیاز تجربه نیز بازی ۱ امتیاز مهارت به بازیکن اختصاص می‌دهد. از امتیاز مهارت می‌توان آیتم‌های مهارت را خریداری کرد که در ۱۰ سطح مرتب شده‌اند و به تناوب پیشبرد بازی برای خرید آزاد می‌شوند. در مجموع هر یک از این دو اساسین می‌توانند به سطح ۱۰ برسند که شامل خرید همه آیتم‌های هر ۱۰ سطح است. تعدادی آیتم نیز مخصوص اوی و تعدادی نیز مختص جیکوب است که براساس علاقمندی‌های دو اساسین خواهند بود. دوقلوها مدیریت دار و دسته روکس را برعهده دارند و چندین آیتم برای ارتقاع روکس نیز در بازی وجود دارد. آموزش‌های بهتر برای اعضا که باعث افزایش سطح مبارزه روکس می‌شود، به کار گیری اعضا در کالسکه‌ها، به عنوان جیب‌بر و ... از جمله ارتقاع‌ها برای اعضای روکس است. مبارزه‌ها با توجه به اینکه دوران اداره پلیس شهری آغاز شده و اینک پلیس شهر مسول برقرای نظم است، آن‌ها بسیار کارآزموده و حرفه‌ای هستند. دوره شمشیر به پایان رسیده و نبردهای تن به تن به صورت عمده از طریق مشت‌زنی یا سلاح‌های پوشیده نظیر شمشیر عصا، کوکری و یا پنجه بوکس است. مکانیک مبارزات شباهت زیادی به بازی وحدت دارد اما سریع‌تر و ران‌تر از گذشته است. داستان این بازی همچون بازی‌های قبلی دو خط داستانی دوران امروزی و همچنین دوره‌ای تاریخی را دنبال می‌کند که به مانند گذشته، شالوده داستان در بخش تاریخی بازی جریان دارد. داستان در زمان حال، از دید Initiate دنبال خواهد شد؛ کاربری که با استفاده از ماشین آنیموس به مشاهده سرگذشت خواهر و برادری دوقلو به نام‌های ایوی و جیکوب فرای می‌پردازد. او با اساسین‌ها همکاری می‌کند؛ محفلی که قصد دارد با بازبینی سرگذشت دوقلوها محل قرارگیری کفن عدن را کشف کند و آن را از دسترس تمپلارها خارج کند. داستان در بخش امروزی اما با شکست اساسین‌ها به پایان می‌رسد. تمپلارها کفن عدن را بازیابی می‌کنند و از آن برای بازسازی بافت‌های کلون‌های انسانی بهره می‌گیرند. همچنین جونو نیز به عنوان یکی از افراد بازمانده از تمدن اولیه اینک به شکل هوش مصنوعی به جهان بازگشته و در تدارک بازگشت کامل به زندگی است. بخش تاریخی بازی شامل سرگذشت دوقلوهای فرای است که در دوران انقلاب صنعتی به لندن می‌آیند و به عنوان اساسین، به مبارزه با نابرابری‌های شدید ایجاد شده توسط تمپلارها در زندگی مردم فقیر می‌پردازند. این دو برای مبارزه با تمپلارها، اقدام به تشکیل سندیکای روکس کرده و با عضوگیری از ضعیفان و فقرا و هرکسی که مایل به مبارزه با تمپلارها است در آزادسازی لندن از نابرابری می‌کوشند. آن‌ها در این مسیر متحدانی مانند هنری گرین، الکساندر گراهام بل، چارلز دیکنز، چارلز داروین، کارل مارکس و فردریک آبرلین دارند. دشمن اصلی اساسین‌ها در این بازی دار و دسته بلایترز است که توسط تمپلارها کنترل می‌شوند. تمپلارها در این بازی به رهبری کرافورد استاریک به عنوان بزرگ‌ترین سرمایه‌داران و کارخانه‌داران شهر هستند و از فقرا، کارگران و کودکان برای تثبیت نفوذ خود در شهر و چرخاندن کارخانجات خود بهره‌کشی می‌کنند. هدف اصلی آن‌ها البته پیدا کردن یکی از تکه‌های عدن به نام کفن عدن است. در پایان استاریک گرچه نفوذ خود در شهر را به سندیکای اساسین‌ها باخته اما موفق می‌شود کفن عدن را پیدا و آن را بر تن کند. گرچه قهرمانان بازی از راه می‌رسند و پس از خارج کردن این میراث از تن استاریک او را به قتل می‌رسانند. یک بخش نسبتا کوتاه نیز در بازی و در بخش تاریخی بازی گنجانده شده است که شامل سرگذشت لیدیا فرای، نوه جیکوب در دوره جنگ جهانی اول است. او در این دوره به دستور وینستون چرچیل با جاسوسان آلمانی مقابله می‌کند و درنهایت رهبر آن‌ها که یک سیج است را به قتل می‌رساند. این بخش از اواخر سکانس ۶ به شکل یک مرحله مخفی در کنار رود تیمز قابل انجام است. نقد و بررسی‌ها امتیازات گیم‌رنکیگنز PS4) ۷۷٫۷۶٪) XONE) ۸۱٫۷۵٪) PC) ۷۲٫۷۵٪) متاکریتیک PS4) ۷۶/۱۰۰) XONE) ۷۷/۱۰۰) PC) ۷۷/۱۰۰) Destructoid ۷.۵/۱۰ Polygon ۸/۱۰ گیم‌اسپات ۹/۱۰ IGN ۸.۲/۱۰ گیم اینفورمر ۹/۱۰ PC Gamer ۶۶/۱۰۰ اساسینز کرید: سندیکا به طور کلی امتیازات و بازخوردهای مثبتی را دریافت کرد. دو وب‌سایت گیم‌رنکینگز و متاکریتیک که میانگین امتیازها را درج می‌کنند، برای نسخه ایکس‌باکس وان به ترتیب ۸۱.۷۵٪ از ۲۰ نقد و بررسی و ۷۷/۱۰۰ از ۲۱ نقد و بررسی را محاسبه کردند. بازی در نسخه پلی‌استیشن ۴ به ترتیب ۷۷٫۷۶٪ از ۴۹ سایت و ۷۶/۱۰۰ از ۸۰ نقد و بررسی را به شکل میانگین دریافت کرد. بازی در نسخه رایانه شخصی نیز به ترتیب ۷۲٫۷۵٪ از ۴ سایت و ۷۷/۱۰۰ نیز از ۱۱ سایت به صورت میانگین دریافت کرد. به صورت کلی میانگین امتیازها نسبت به بازی وحدت تا حد زیادی بهبود پیدا کرده است. آلکسا کوریا از سایت گیم‌اسپات به بازی امتیاز ۹/۱۰ داد. او گم‌پلی روان بازی را مورد تمجید قرار داد و از نقشه زیبا، طراحی لذت‌بخش شهر لندن، سیستم مبارزات و قابلیت پرتاب طناب و ساخت زیپ‌لاین ستایش کرد. گیم‌اسپات در پایان بازگشت پیروزمندانه این سری را با ارائه چنین بازی تبریک گفت. دنیل کروپا از آی‌جی‌ان به بازی امتیاز ۸.۲/۱۰ را داد و طراحی معماری شهری و همچنین داستان بازی را نقاط قوت درخشان بازی ذکر کرد. IGN البته از سیستم مبارزات بازی که تکراری بودند نیز انتقاد کرد ولی در ادامه آن را بهتر از بازی وحدت دانست. برت مک‌دانسکی از سایت دستراکتید به بازی امتیاز ۷.۲/۱۰ را داد و از داستان بازی و هنرمندان و صداپیشگان بازی ستایش کرد. با این حال دستراکتید اضافه کرد همه نکات منفی مرتبط به گیم‌پلی است؛ جایی که مبارزات تکراری هستند، سازوکار کالسکه‌رانی مکانیک ضعیفی دارد و هرچند زیپ‌لاین‌ها بازی را جذاب کرده اما این حس وجود دارد که در بازی تقلب می‌شود که با چنین سرعتی از موانع عبور می‌کنیم. این درحالی است که در بازی‌های قبلی بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها از جذابیت‌های اصلی بازی‌ها بود ولی در این بازی به خاطر همین پرتابگر طناب کمرنگ شده است. کریستوفر لیوینگستنون از PC Gamer به بازی امتیاز ۶۶/۱۰۰ را داد و گفت نقطه قوت بازی در داستان قوی، شخصیت‌ها و مامویت‌های اصلی بازی است. درحالی که ماموریت‌های فرعی شامل آزادسازی مناطق به سرعت تکراری و یکنواخت می‌شود و به یک شیوه دنبال می‌شود. فروش اساسینز کرید سندیکا، بازی نسخت از نظر فروش در هفته اول آغاز فروش خود در بریتانیا بود. با این حال آهنگ فروش این بازی در هفته دوم پایین آمد و به دومین بازی سری از نظر فروش بد در این کشور تبدیل شد. سندیکا تنها اندکی بهتر از بازی اساسین کرید: سرکش فروخته بود. با این حال یوبی‌سافت اعلام کرد این فروش کم‌تر در هفته‌های اولیه ناشی از گزارش‌ها و تجربه‌های بد بازی قبلی یعنی اساسینز کرید: وحدت بود که روی فروش بازی امسال نیز تاثیر منفی گذاشت. پس از این خبر و رواج گسترده امتیازات و تجربه بازیکنان از روان‌تر شدن گیم‌پلی و کاهش مشکلات فنی این بای در هفته‌های بعد رکورد فروش بازی وحدت را شکست. مرتبط منابع Assassin's Creed: Syndicate در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا Assassin's Creed: Syndicate در وب‌گاه ویکی‌پدیا Assassin's Creed Syndicate Review در وب‌گاه گیم‌اسپات "Assassin's Creed Syndicate Review" در وب‌گاه IGN "Review: Assassin's Creed Syndicate" در وب‌گاه دستراکتید "Assassin's Creed: Syndicate review" در وب‌گاه PC Gamer
  7. کاور بازی Assassins Creed: Syndicate

    کاور بازی اساسینز کرید سندیکا - Assassins Creed: Syndicate
  8. اساسینز کرید: وحدت

    اساسینز کرید: وحدت یا کیش یک آدم‌کش: وحدت (انگلیسی: Assassin's Creed: Unity) هشتمین بازی از خط اصلی سری بازی‌های اساسینز کرید است که نخستین بار در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ منتشر شد. این بازی در سبک مخفی‌کاری، اکشن ماجراجویی و دنیای آزاد است که یک سال پس از عرضه بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه وارد بازار شد. بازیکن در این بازی کنترل یک شخصیت به نام Initiate را برعهده دارد که در دوره زمانی کنونی و از طریق دستگاه آنیموس به مشاهده وقایع و سرگذشت آرنو دوریان، اساسین فرانسوی دوران انقلاب کبیر فرانسه می‌پردازد. آرنو پس از مرگ پدر و در Assassin's Creed: Unity کیش یک آدم‌کش: وحدت توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان الکس آمانسیو نویسنده Travis Stout موسیقی کریس تیلتون سارا اشنایدر موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها Xbox One PlayStation 4 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M ادامه پدرخوانده‌اش وارد محفل اساسین‌ها شد تا پرده از قتل مرموز پدرخوانده‌اش، فرانسوا د لا سر بردارد. انتشار این بازی در یک دوره زمانی با بازی اساسینز کرید: سرکش بود و از نظر داستانی نیز ارتباطاتی میان این بازی است. در حقیقت بازی اساسینز کرید سرکش، اتصال‌دهنده دو بازی پیشین اساسینز کرید ۳ و اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه با بازی اساسینز کرید وحدت است. وقایع داستانی بازی در بخش تاریخی بازگوکننده دوره انقلاب کبیر فرانسه و نقش تمپلارها و اساسین‌ها در این حادثه مهم است. شهر اصلی بازسازی شده، پاریس دوره انقلاب است که توسط آرنو دوریان قابل جستجو و تجربه است. این بازی نخستین بازی از سری است که به عنوان پایه، بر روی کنسول‌های نسل هشتم عرضه می‌شود و به این ترتیب شاهد ارتقا چشمگیر کیفیت گرافیکی بازی و همچنین تغییرات دیگر در گیم‌پلی و سیستم مبارزات بوده است. این بازی از نظر فروش. تا پایان ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴، همراه با بازی اساسینز کرید: سرکش موفق به فروش ۱۰ میلیون نسخه در جهان شد. محتویات ساخت و توسعه گیم‌پلی لوکیشن‌ها و مناطق سفارشی‌سازی‌ها بخش چندنفره داستان جنجال‌ها نقد و بررسی‌‌ها فروش مرتبط منابع ساخت و توسعه روند ساخت و توسعه بازی کیش یک آدم‌کش: وحدت (Assassin's Creed: Unity) پس از ساخت بازی اساسینز کرید: برادری و در سال ۲۰۱۰ آغاز شد. استودیو یوبی‌سافت مونترال برای تکمیل بازی از ۹ استودیو دیگر یوبی‌سافت در تورنتو، کیف، سنگاپور، شانگهای، آنسی، مونت‌پلیه، بخارست، کبک و چنگدو نیز کمک گرفت. کارگردان این بازی الکساندر آمانسیو است که پیش از این کارگردانی بازی اساسینز کرید: مکاشفات را نیز برعهده داشت. آمانسیو پیش از اینکه در بازی مکاشفات مشغول به کار شود، ایده تولید بازی برای انقلاب فرانسه را داده بود. پس از پایان بازی مکاشفات، آمانسیو برای مدتی یوبی‌سافت را ترک کرد و در ژوئن ۲۰۱۲ برای ادامه کار روی بازی وجدت به یوبی‌سافت پیوست. او قصد داشت برای این بازی از فن‌اوری نسل هشتم کنسول‌ها استفاده کند، روند داستانی بازی تم عاشقانه داشته باشد به شکلی که در متن آن نهفته باشد و نه به عنوان یک داستان ثانویه. نویسندگی داستان بازی برعهده تراویس استوت بوده است؛ سری یانگ بخش چندنفره را نوشت و راسل لس داستان‌های ماموریت‌های جانبی داخل بازی را قلم زد. با توجه به سناریو مورد نظر آمانسیو، تراویس استوت تمرکز خود را روی خط داستانی آرنو دوریان گذاشت و شخصیت‌های مهم و تاریخی اغلب در ماموریت‌ها و مراحل جانبی گنجانده شدند تا بار اصلی داستان دارای تم عاشقانه‌ای باشد. دکتر ژان کلمن مارتین مورخ سرشناس و استاد دانشگاه سوربون تیم نویسندگان را به عنوان مشاور همراهی کرد. به گفته Maxime Durand یکی از مشاوران اصلی سری، او کمک کرد که ماجراهای تاریخی در عین انتقاد به انقلابیون فرانسوی بیش از حد طرفدار رویالیست‌ها (طرفداران پادشاه) نشود. بازی از موتور بازی‌سازی AnvilNext بهره می‌برد که نسخه بهبودیافته و مورد استفاده در بازی قبلی است. اینک با استفاده از قابلیت‌های نسل هشتم کنسول‌ها، نورپردازی عادی و حجمی، انیمیشن‌ها، مدیریت منابع و بسیاری از فاکتورهای دیگر به اندازه یک نسل ارتقا یافته است. استاد دانشگاه کبک، Laurent Turcot به تیم سازنده پیشنهاد داد که حتما برای ساخت پاریس از آثار هنری و کتوب متعلق به قرن هجدهم بهره‌گیری کنند. او برای مثال از آثار هنری Nicolas-Jean-Baptiste Raguenet به عنوان الهام‌بخش این پاریس نام برد. اساسینز کرید: وحدت همچنین برای نمایش شهروندان پاریسی در دوره انقلاب، هزاران نفر جمعیت را در جای جای شهر به خود می‌بیند. این میزان جمعیت که همگی با انیمیشن‌ها، طراحی و کیفیت گرافیکی متمایزی با نسخه‌های قبلی هستند نیز محصول استفاده از فن‌اوری‌های نسل هشتمی است. موسیقی متن و میان‌پرده‌های بازی نیز توسط کریس تیلتون، سارا اشنایدر و رایان آمون نوشته و اجرا شده است که دارای تم فرانسوی هستند. گیم‌پلی گیم‌پلی بازی در بخش دوران کنونی، کوتاه‌تر و کم‌اهمیت‌تر از بازی‌های پیشین سری است. بازیکن در نقش یک شخصیت غیرقابل کنترل به نام Initiate و به صورت اول شخص ایفای نقش می‌کند. این شخص یک کاربر دستگاه آنیموس در آبسترگو است که در بخش ققنوس (Phonix) فعال بوده و با اساسین‌ها همکاری می‌کند. گیم‌پلی در این بخش شامل هیچ کار قابل انجامی نیست. بخش تاریخی بازی در دوران انقلاب فرانسه رخ می‌دهد و بازیکن در نقش آرنو دوریان توانایی حرکت، گردش و کشف هر نقطه از شهر پاریس را دارد. بازی همانند نسخه‌های قبل به صورت سوم شخص و دوربین با فاصله از بازیکن است. بیشتر ویژگی‌های گیم‌پلی در بازی‌های پیشین در این نسخه وجود و شامل ارتقا شده‌اند. دویدن آزاد، بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها، شنا در آب، مبارزه با سلاح‌های گرم و سرد، مخفی‌کاری اجتماعی، استراق سمع، جیب‌بری، بازجویی و ... در این بازی نیز به چشم می‌خورد. نحوه دویدن و بالا و پایین رفتن از موانعی چون درختان یا ساختمان‌ها به نسبت بازی‌های پیشین دچار تغییرات محسوس و تحسین‌برانگیزی شده است به نوعی که به هرچه طبیعی‌تر شدن حرکات افزوده است. انیمیشن‌های حین گیم‌پلی، برای مثال دویدن، رسیدن به بالای ساختمان‌ها، پایین آمدن از آن‌ها روان، طبیعی و متفاوت کار شده‌اند و این عوامل درکنار استفاده از فن‌آوری‌های تکنیکی نسل هشتم کنسول‌های بازی به هرچه جذاب‌تر شدن اثر افزوده است. بازی دارای یک سیستم اقتصادی تکامل یافته است. بازیکن می‌تواند پول جمع‌اوری کند؛ این کار از طریق انجام ماموریت‌ها، جیب‌بری، بازکردن صندوقچه‌های گنج و ... انجام می‌شود. پول جمع‌آوری شده می‌تواند صرف ارتقا سلاح‌ها یا وضعیت بازیکن، خرید فروشگاه‌ها و کافه‌ها و یا ارتقا ساختمان آن‌ها و یا نگه‌داری در صندوق شود. سیستم مبارزه کاملا دستخوش تغییر شده است. بازیکن همزمان می‌تواند از سه نوع سلاح شامل خنجر پنهان، سلاح گرم یا پرتابی و یا سلاح سرد استفاده کند. شیوه مبارزه و کنترل دکمه‌ها نیز کاملا تغییر کرده است و دکمه‌های دسته اختصاصی‌سازی شده‌اند. در منوی آیتم‌ها، شامل سلاح‌های سرد و یا پرتابی، دو ردیف اختصای وجود دارد که قابل انتخاب و برای هر یک از ردیف‌ها یک دکمه استفاده شده است که باعث افزایش سرعت عمل در نبردها می شود. دشمنان در بازی شامل سربازان فرانسوی، تمپلارها و اعضای کلوب ژاکوبین هر یک دارای حالتی متفاوت با دیگری و بسیار قدرتمندتر نسبت به بازی‌های قبل هستند. لوکیشن‌ها و مناطق با توجه به اینکه بازی به شکل اختصاصی برای کنسول‌های نسل هشتم عرضه می شود، شهر پاریس به عنوان لوکیشن اصلی بازی توانایی پردازش بیش از هزار نفر جمعیت و آبجکت ۳بعدی را در مقیاس ۱:۱ دارا می‌باشد. این شهر از همان ابتدای بازی به شکل کامل قابل گردش و جستجو است. بازیکن قادر به جستجو و گردش در تمامی نقاط شهر از جمله داخل بیشتر ساختمان‌ها، دخمه‌ها و چاه‌ها بدون بارگذاری مجدد و در لحظه است. در بازی سوم سری، معدودی از ساختمان‌ها امکان وارد شدن داشت ولی این موضوع در حد یک انیمیشن ساده بود. در بازی اساسینز کرید: وحدت، بازیکن همن طور که در شهر گردش می‌کند، قادر به گردش در داخل ساختمان‌ها نیز هست. در طراحی شهر پاریس و در دوراه انقلابی آن، دقت بسیار زیادی صرف شده است و تمامی ساختمان‌های مهم و Landmarkهای پاریس در این دوره در ابعاد مشابه طراحی شده و قابل گردش و جستجو هستند. کلیسای نوتردام، پانتئون، معبد قدیمی و دیگر ساختمان‌های پاریس به زیبایی و دقت هرچه تمام تر بازسازی شده‌اند و بازیکن می‌تواند در هر لحظه و در حین گردش در شهر، علاوه بر بالا یا پایین رفتن از آن‌ها، وارد هر یک از این ساختمان‌ها نیز شود. دقت طراحی ساختمان‌ها در هر دو قسمت داخلی و خارجی تحسین برانگیز و نزدیک به حقیقت است. آرنو دوریان به عنوان شخصیت اصلی، می‌تواند از برخی از ساختمان‌های بلند به عنوان نقطه دید (View Point) استفاده کرده و در پایان با یک پرش ایمان به پایین ساختمان بپرد. طراحی کلی شهر، ساختمان‌ها، سقف‌ها و درون آن‌ها بسیار وفادار به معماری فرانسوی است. بازیکن می‌تواند در پشت برخی از موانع پنهان شده و در همین شرایط حرکت کند. این کار از طریق مخفی شدن پشت میزها، جعبه‌ها و موانع اینچنینی است که آرنو از طریق نشتن و راه رفتن قادر است بیش از پیش از قابلیت‌های مخفی‌کاری بهره ببرد. سیستم مبارزه از حالت کلیشه‌ای و فانتزی خارج شده و نزدیک به مبارزه در حالت طبیعی است؛ همچنین قابلیت Combo Kill یا کشتن سلسله‌وار از سازوکار مبارزه حذف شده است. بازیکن در عین حال که شدیدا آسیب‌پذیر است، می‌تواند با گذشت بازی و کسب تجربه امتیازی، از شدت آسیب پذیری خود کم کند. این کار از طریق لباس‌ها و تجهیزات نیز کامل‌تر می‌شود. سلاح‌های این بازی طیف متنوعی از شمشیر‌ها، سلاح‌های سرد کوتاه، سلاح‌های بلند و نیزه‌ای، تپانچه و سلاح‌های گرم بلند است که هر بخش دارای چندین نوع سلاح زیرمجموعه نیز می‌شود. سلاح قدیمی خنجر پنهان در این بازی نیز وجود دارد که علاوه بر آن، سلاحی مشابه به نام خنجر فانتوم نیز قابل استفاده خواهد بود. خنجر فانتوم یا Phantom Blade سلاحی است مشابه خنجر پنهان و در مچ دست آرنو نصب می‌شود اما تفاوت آن در امکان استفاده به عنوان تیروکمان است. این سلاح به سرغت پر و شلیک می‌کند و در درگیری‌ها نقشی مهم برعهده خواهد داشت. سفارشی‌سازی‌ها اساسینز کرید: وحدت، یک جهش بزرگ از نظر ویژگی‌های سفارشی‌سازی محسوب می‌شود. با توجه به ارتقا دستگاه انیموس، در این بازی طیف وسیعی از گزینه‌های سفارشی‌سازی وجود دارد که در حین بازی و بدون مراجعه به فروشگاه یا محل خاصی قابل اعمال و یا تغییر است. این آیتم‌ها در قالب چندین دسته‌بندی بوده و محدود به لباس، زره و رنگ‌بندی و یا در انتخاب اسلحه نیستند. تعداد زیادی گزینه و نوع زره برای هر بخش از لباس، سر، شکم و سینه، دست‌ها، کمربند، پوتین و ... وجود دارد که بسته به میزان ذخایر پول، امتیاز تجربه یا پیشرفت در بازی آزاد و قابل استفاده می‌شوند. هر یک از لباس‌ها دارای درجه خاصی استحکام و امکان مخفی‌کاری هستند. تعداد رنگ‌های قابل انتخاب برای زره بسیار زیاد و متنوع بوده که برخی از این گزینه‌ها نیز نیازمند پول، امتیاز تجربه و یا پیشرفت در بازی برای آزادسازی دارند. جدای از سفارشی‌سازی‌های مرتبط با لباس و زره، آرنو دارای سفارشی‌سازی‌های اینچنینی برای سلاح‌هایش نیز هست. برای نخستین بار در سری بازیکن در حین بازی (و نه در حین انجام مراحل) توانایی تغییر اسلحه‌هایش را دارد. از دیگر امکانات بخش گسترده سفارشی‌سازی خرید "مهارت (Skill)" از طریق امتیاز تجربه است. بخش چندنفره پس از موفقیت Wolfpack ها در بازی‌های سوم و چهارم، اساسینز کرید: وحدت برای نخستین بار در سری، به بازیکن امکان انجام مراحلی را می‌دهد که تا حداکثر ۴ بازیکن برای تکمیل آن با هم همکاری کنند. مراحل Co-Op در بازی و در داخل نقشه پراکنده بوده و در تکمیل نهایی بازی منظور می‌شوند. این بازی‌ها و مراحل از طریق اساسین‌ها و بازیکنان دیگر قابل همراهی است و به صورت آنلاین و در برخی شرایط در حالت آفلاین قابل بازی هستند. انجام این مراحل انتخابی است. البته مراحل اصلی خط داستانی بازی، به صورت یک نفره خواهد بود. این مراحل در نقشه از طریق علامت مخصوصی قابل مشاهده هستند. در لوکیشن مورد نظر، یک اساسین سیاه‌پوش حضور دارد که به محض نزدیک شدن از بازیکن برای انجام یک ماموریت مشترک درخواست می شود. پس از پذیرفتن درخواست، بازیکنان در مرحله لود شده و پس از چک‌پوینت ماموریتی واحد را مشترکانه انجام می‌دهند. به گفته آمانسیو، انتظار می‌رود یک سوم زمان اختصاصی بازیکن برای بازی به انجام چنین مراحلی پرداخته شود. به پایان رساندن مراحل معمولا همیشه با پرداخت امتیاز تجربه، پول و در موارد اضافه آزاد شدن سلاح، لباس یا آیتم‌های سفارشی‌سازی منجر می‌شود. به غیر از مراحل چندنفره، تکمیل پازل‌های انیگماهای نوستراداموس نیز می‌تواند به صورت co-op صورت گیرد. داستان بازیکن در اصل در دوران کنونی نقش کاربری به نام Initiate را برعهده دارد که در آبسترگو و از طریق دستگاه آنیموس در پروژه‌ای به نام ققنوس (Phonix) شرکت می‌کند. پروژه ققنوس توسط آبسترگو راه‌اندازی شده است و هدف از آن، مشاهده وقایعی است که برای افراد تمدن اولیه رخ داده است. آبسترگو پس از پیدا کردن یک Sage به نام جان استندیش این پروژه را عملیاتی کرد. اینک Initiate به عنوان یک کاربر این پروژه با اساسین‌ها همکاری می‌کند. بیشاپ و دیکن دو اساسینی هستند که از طریق دوربین و هک نرم‌افزار هلیکس با Initiate در تماس بوده و وی را در فواصل مختلف راهنمایی می‌کنند. بازی در بخش تاریخی، از دوره تاریخی بسیار مهمی آغاز می‌شود. زمان که براساس تاریخ رسمی، شوالیه‌های تمپلار رسما توسط حکومت پادشاهی فرانسه و دستگاه پاپ منحل و نابود شدند. در ۱۳ اکتبر ۱۳۰۷، سربازان ارتش فرانسه با همکاری اساسین‌ها و به دستور شاه فیلیپ چهارم وارد قلعه معبد پاریس می‌شوند و درگیری با شوالیه‌های تمپلار را آغاز می‌کنند. در این زمان استاد اعظم محفل، ژاک دوموله به مشاورش دستور می‌دهد که اسرار محفل را از دسترس اساسین‌ها دور نگه دارد. مشاور در حین تلاش متوجه می‌شود که یک اساسین به دو دارایی آن‌ها در معبد یعنی شمشیر عدن و کدکس پتر اینتلکتوس دست یافته بود. مشاور در نهایت اساسین را متوقف کرد و شمشیر و کدکس را در نهانخانه معبد پنهان کرد؛ گرچه او مدتی بعد توسط همان اساسین کشته شد و با در اختیار گرفتن کامل معبد توسط سربازان فرانسوی، ژاک دوموله نیز دستگیر شد. پس از ۷ سال، ژاک دوموله به دستور شاه فیلیپ چهارم فرانسه و پاپ کلمنت پنجم در آتش سوزانده شد و به این ترتیب تمپلارها به شکل رسمی از بین رفتند. ژاک دوموله پیش از مرگ ۹ نفر از مورداعتمادترین افرادش را تشویق به فعالیت زیرزمینی و ادامه راه تمپلارها کرد و پیش از مرگ در آتش نیز شاه و پاپ را تا سیزده نسل پس از خودشان نفرین کرد. اساسین‌ها پس از این، Initiate را به سال ۱۷۷۶ می‌برند. جایی که سرگذشت آرنو ویکتور دوریان به عنوان اساسینی که در طول حیاتش با یک Sage ملاقات داشته بازبینی خواهد شد. آرنو ۸ ساله همراه با پدرش چارلز دوریان که یک اساسین است وارد کاخ ورسای شدند و در ادامه چارلز از پسرش خواست روی یک صندلی بنشیند تا او برگردد. او یک ساعت به آرنو داد و به او گفت که وقتی عقربه ساعت به ۱۲ برسد او بازخواهد گشت و همانجا منتظر بماند و بازیگوشی نکند. پس از رفتن چارلز، آرنو اما آنجا را ترک کرد و همراه با دختری به نام الیز دلا سر مشغول بازی شد. او یک سیب از سبد میوه‌های سربازان برای دختربچه دزدید و از آنجا فرار کرد ولی وقتی هر دو به سالن بازگشتند، متوجه شدند که پدر آرنو کشته شده و مردم به دور او حلقه زدند. آرنو که در شوک فرو رفته بود ساعت جیبی پدرش از دستش افتاد و شکست. در این زمان پدر الیز، فرانسوا دلا سر آرنو را دعوت به آرامش کرد و از آن پس سرپرستی کودک را برعهده گرفت. فرانسوا دلا سر، استاداعظم محفل تمپلارها بود اما با این وجود، آرنو که نه از اساسین بودن پدرش و نه از تمپلار بودن پدرخوانده‌اش مطلع بود، را خارج از فضای اساسین-تمپلار و در آرامش بزرگ کرد. داستان پس از این ۱۳ سال به جلو می‌رود و زمانی را روایت می‌کند که مراسمی برای الیز در آستانه برگزاری است. آرنو در یک شرط‌بندی باخته و ساعت جیبی یادگار پدرش را از دست داده است. او مخفیانه وارد کارگاه هوگو و ویکتور شده و ساعت را برمی‌دارد اما در زمان خروج این دو متوجه حضور آرنو شده و ساعت را از او پس می‌گیرند. آرنو اما برای بازپس‌گیری یادگار پدرش مصمم است و به تعقیب او ادامه می‌دهد و سرانجام پس از بازپس‌گیری دوباره ساعت، درحالی که در تعقیب بود به سمت عمارت پدرخوانده‌اش فرار می‌کند. هوگو و ویکتور نیز به مقابل عمارت می‌رسند و پس از وارد شدن آقای دلا سر به ماجرا از آرنو شکایت می‌کنند. پس از ختم شدن ماجرا توسط دلا سر، او به آرنو می‌گوید که الیز از پاریس برگشته ولی پس از مراسم مجددا به پاریس بازمی‌گردد. درحالی که آقای دلا سر با کالسکه از عمارت خارج شد، قاصدی با عجله او را صدا کرد و آرنو پس از این خود تصمیم گرفت نامه را به دست آقای دلا سر برساند. کالسکه اما سریع‌تر حرکت می‌کرد و آرنو نیز در میان راه مجددا با هوگو و ویکتور برخورد کرد. پس از درگیری با آن‌ها، از آن محل فرار و بدون انجام ماموریتش در رساندن نامه، مجددا به عمارت آقای دلا سر بازگشت. پس از بازگشت متوجه شد که به زودی مراسمی برای الیز آغاز می‌شود اما او دعوت نشده است. بی‌توجه به انجام کارش، نامه را از زیر در وارد دفتر آقای دلا سر کرد و سپس با دزدیدن یک لباس خود را به مراسم آقای دلا سر رساند و مخفیانه وارد ساختمان شد. آرنو مخفیانه وارد مراسم شد ولی پس از پیدا کردن الیز با استقبال او مواجه شد. درحالی که آرنو به عدم دعوتش اعتراض داشت، الیز او را مجبور کرد ساختمان را ترک کند. پس از رسیدن به حیاط ساختمان، آرنو در کمال ناباوری مشاهده کرد که آقای دلا سر روی زمین افتاده و در حال جان سپردن است. در این زمان قاتلین واقعی از دور سربازان را صدا زده و سپس از انجا گریختند. سربازان نیز پس از رسیدن به محل آرنو را به عنوان قاتل درنظر گرفته و پس از بی‌هوش کردن او، وی را با زندان باستیل منتقل کردند. در زندان هیچ کس به حرف‌های او گوش نمی‌داد تا اینکه در یکی از سلول‌ها، نمادهایی از تمدن اولیه بر روی دیوار پیدا کرد. او با شخصی که در آنجا نشسته بود صحبت کرد و در ادامه به استراحت پرداخت. پس از بیدار شدن، متوجه شد که همان شخص ساعت جیبی پدرش را برداشته است. این فرد که پیر بلک نام داشت، پدر آرنو را می‌شناخت و پس از یک مبارزه کوتاه، ساعت جیبی را به آرنو پس داد. او به آرنو گفت که یک اساسین است و پدرش نیز یک اساسین بوده است. از این پس این دو در همان سلول به صورت تمرینی مبارزه می‌کردند تا اینکه در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ نخستین زبانه آتش انقلاب فرانسه با حمله انقلابیون به زندان باستیل آغاز شد. در این حمله، دیواره‌های زندان تخریب و زندانیان آزاد شدند. آرنو و بلک نیز خود را به بام قلعه باستیل رسانده و پس از پرش ایمان موفق به فرار از زندان شدند. بلک پیش از پرش از آرنو خواست با دنیال کردن یک نماد وارد محفل اساسین‌ها شود. آرنو پس از فرار تصمیم نداشت به محفل اساسین‌ها برود، بنابراین به عمارت دلا سر رفت تا به الیز توضیح دهد که او قاتل پدرش نیست. الیز گفت که می‌داند پدرش یک تمپلار بوده و آرنو نیز یک اساسین شده است بنابراین تکذیب آرنو را قبول نمی‌کرد؛ هرچند آرنو با اصرار سعی داشت ثابت کند که او قاتل پدرخوانده‌اش نیست و افراد دیگری این کار را کرده بودند. به هرحال او با ناامیدی عمارت دلا سر را ترک کرد. آرنو عمارت دلا سر را ترک کرد و پس از مدتی فکر، تصمیم گرفت تا به محفل اساسین‌ها بپیوندد. او از طریق نمادی که از بلک گرفته بود، شروع به جستجوی مخفیگاه محفل کرد و سرانجام این محل را یافت. او به همراه بلک وارد محفل شد و ابتدا مورد پرسش و پاسخ قرار گرفت. شورای اساسین‌های پاریس متوجه شده بود که آرنو پسر چارلز دوریان است و صحبت‌های بلک نیز آن‌ها را تا حدود زیادی متقاعد کرده بود. اما هدف آرنو از پیوستن به اساسین‌ها، به خاطر درک عقیده اساسین‌ها نبود؛ او به قصد پیدا کردن قاتلان پدرخوانده‌اش آقای دلا سر و گرفتن انتقام وارد محفل شد. او سرانجام از آزمون‌های آن‌ها نیز سربلند بیرون آمد و رسما یک اساسین شد. آرنو با استفاده از امکانات محفل شروع به ردگیری تمپلارها کرد و در همان حین متوجه شد که توطئه قتل پدرخوانده‌اش، توسط خود تمپلارها برنامه‌ریزی و اجرا شده بود. از این پس شورای اساسین‌ها نیز که از قبل منتقد او بود به ادامه فعالیت آرنو رضایت داد. بلک گفت او برای پیدا کردن قاتلان پدرخوانده‌اش باید تمپلارها را بکشد، اگر چنین کاری می‌خواهد انجام دهد پس اجازه دهید انجام دهد. آرنو با مدارکی که داشت سرانجام به یک نقره‌کار به نام فرانسوا توماس ژرماین رسید. ژرماین تظاهر کرد که آلت قتل را به درخواست کرچن لافرنیه ساخته و خودش زندانی تمپلارها محسوب می شود. پس از نجات ژرماین، آرنو به دنبال لافرنیه رفت و او را نیز به قتل رساند اما درادامه متوجه شد که لافرنیه خائن نبوده و دراصل بهترین همراه آقای دلا سر بوده است. نامه‌ای که او در روز قتل آقای دلا سر باید به دستش می‌رساند نیز نوشته لافرنیه بود. آرنو سپس موضوع را با الیز نیز مطرح کرد و توانست خود را مجددا به او ثابت کند. به این ترتیب آرنو به عنوان یک اساسین و الیز به عنوان یک تمپلار با یکدیگر همراه شدند تا قاتلان اصلی را پیدا کنند. آرنو پس از این الیز را به محفل اساسین‌ها برد تا اساسین‌ها را متقاعد به کمک کند. این موضوع مورد تایید محفل اساسین‌ها نبود و آرنو به شدت مورد مواخذه قرار گرفت اما آرنو از آن‌ها خواست که به او اعتماد کنند. با این وجود بلک به هیچ وجه این رفتار آرنو را تحمل نمی‌کرد و معتقد بود الیز دختر رهبر تمپلارها بوده و خودش نیز یک تمپلار است و اصولا باید کشته شود. میربو، رئیس شورای اساسین‌ها اما تصمیم گرفت به آرنو و الیز اعتماد کند. او پیش از این نیز با آقای دلا سر، رهبر تمپلارها دوست بود و برای صلح تلاش می‌کرد. آرنو پس از این به الیز گفت که خبر خیانت لافرنیه و همچنین ساخت آلت قتل توسط نقره‌کاری به نام ژرماین بوده است. الیز ناگهان به سمت خانه ژرماین دوید و پس از رسیدن به محل به آرنو گفت که ژرماین سال‌ها پیش توسط پدرش به خاطر صحبت‌هایی که از ژاک دوموله می‌کرد و افکار رادیکالی که داشت از محفل اخراج شده بود. آن‌ها خانه ژرماین را جستجو کردند و الیز درنهایت مدرکی یافت که تایید می‌کرد مرگ پدرش به دستور ژرماین بوده است. پس از این، آن دو به محل اقامت میربو رفتند تا ماجرای ژرماین را توضیح دهند اما درکمال تعجب جسد میربو را روی تخت پیدا کردند. الیز گفت که او این کار را انجام نداده ولی آرنو به الیز شک نداشت و هر دو به بازرسی اتاق پرداختند ت مدارکی پیدا کنند. با اینکه همه شواهد علیه الیز بود و توطئه قتل را یک تمپلار معرفی می‌کرد اما آرنو همچنان الیز را مقصر نمی‌دانست. این دو باز هم به تحقیق ادامه دادند تا اینکه آرنو فهمید قتل رهبر اساسین‌ها، بلک بوده است. در تقابلی که میان آرنو و بلک ایجاد شد، او به قتل میربو اعتراف کرد اما ادامه داد که این اولین بار نیست که محفل به فساد کشیده می‌شود و یک اساسین از درون محفل سعی می‌کند اوضاع را به روال برگرداند. او اشاره کرد که میربو باعث صلح با تمپلارها شده و صلح از نظر جنگجو یعنی خیانت. او به همین دلیل به صورت دقیق و با نمادها و آلت‌های قتل تمپلارها میربو را کشت تا آرنو درنهایت الیز را بکشد اما چنین نشد. این دو پس از این مبارزه کردند؛ نبردی که سرانجام به مرگ پیر بلک انجامید. پس از مرگ دو اساسین بزرگ در محفل که هر دو با آرنو و الیز پیوند خورده بودند، شورای اساسین‌ها او را مورد توبیخ قرار داد ولی آرنو همچنان به ماموریت‌های محفل ادامه داد. او پس از ماموریت یافت که پیش از تسخیر کاخ تویلری توسط انقلابیون، اسناد و مدارک ارتباط اساسین‌ها پادشاه را پیدا کرده و نابود کند. در آگوست ۱۷۹۲، آرنو به کاخ تویلری نفوذ کرد تا نامه میربو در خصوص اساسین‌ها به شاه را پیدا و از بین ببرد. او در این زمان با ناپلئون بناپارت ملاقات کرد که او نیز در همین محل در جستجوی یک کلید بود. این دو به آنچه می‌خواستند رسیدند و پس از متوقف کردن ژاکوبین‌ها از راه مخفی از اتاق خارج شدند. آرنو پیش از رفتن ناپلئون از او خواست تا در پیدا کردن یکی از تمپلارها به نام فردریک رویل به او کمک کند. پس از مدتی و در ملاقاتی دیگر، ناپلئون به آرنو گفت که رویل در Grand Châtelet حضور دارد و اجازه می‌دهد که او را بکشد. آرنو پس از این به الیز پیوست تا به همراه او، نقشه ماری لویک برای احتکار غلات را متوقف کند. تمپلارها از این طریق قصد افزایش نارضایتی‌های طبقات متوسط و فقیر از پادشاه را داشتند. پس از آزادسازی زندانیان و قتل ماری لویک توسط آرنو، او و الیز با یک بالون از دست تمپلارها فرار کردند. آرنو پس از این فرار موفق، به دنبال لویی-میشل لاپلیته، همدست ماری لویک می‌رود و پس از قتل او متوجه می‌شود که ژرماین در مراسم اعدام لویی شانزدهم حاضر خواهد شد. در ۲۱ ژانویه ۱۷۹۳، آرنو در مراسم اعدام لویی شانزدهم حاضر شد؛ جایی که بر اساس دانسته‌های قبلی می‌توانست با ژرماین مواجه و وی را به قتل برساند. پس از مدتی جستجو، ژرماین و آرنو با یکدیگر مواجه شدند. ژرماین به آرنو گفت که او تلاش کرد به آقای دلا سر بفهماند محفل تمپلارها تحت فرمان او به فساد کشیده شده و از اهداف اصلی‌اش دور مانده است. اهدافی که توسط ژاک دوموله به عنوان چراغ راه تمپلارهای آینده ترسیم شده بود اینک رنگ باخته بودند. اما دلا سر توجهی به صحبت‌هایش نکرد. او همچنین گفت که مرگ پادشاه واقعا می‌تواند منجر به احیا تمپلارها شود؛ با کنار گذاشته شدن طبقه اشراف و ثروتمندان، قدرت به طبقات فرودست خواهد رسید و کنترل این فرانسه توسط تمپلارها، بسیار ساده‌تر از قبل خواهد شد. هنگامی که لویی شانزدهم با گیوتین گردن زده شد، ژرماین گفت "ژاک دوموله، انتقام شما گرفته شد". او سپس به سربازان دستور حمله به آرنو را داد و خود با کالسکه از محل خارج شد. در این زمان، الیز به کمک آرنو آمد و گفت سربازان را مشغول خواهد کرد تا او بتواند دنبال ژرماین برود. آرنو اما نپذیرفت و با توجه به تعداد زیاد سربازان تصمیم گرفت در کنار الیز بایستد. این دو پس از مدتی فرار و مبارزه سرانجام از پیدا کردن ژرماین نامید شدند. الیز که به شدت از کار آرنو عصبانی بود به او گفت که اگر قصد ندارد از ژرماین انتقام بگیرد، پس دیگر به او احتیاجی ندارد. آرنو پس از این وارد محفل اساسین‌ها شد و در بدو ورود توسط نگهبانان اسکورت گردید. او در ادامه توسط شورای اساسین‌ها از محفل اخراج شد. درست زمانی که حکومت انقلابی ماکسیمیلیان روبسپیر در آستانه قدرت‌گیری بود، آرنو با شرایط پیش آمده پاریس را ترک کرد و به ورسای و عمارت آقای دل سر بازگشت. پس از مدتی میگساری و گذراندن وقت به این شکل، آرنو در یکی از روزها دریافت که ساعت یادگاری پدرش گم شده است. او پس از مدتی تحقیق یک مضنون در بار را پیدا کرد ولی از وی چیزی عایدش نشد. او سپس به کاخ ورسای رفت و پس از درگیری با ژاکوبین‌ها و یکی از ارشدهایشان، باز هم نتوانست ساعت جیبی را پیدا کند. در حالی که ناامیدانه روی پله‌ها نشسته بود، الیز در مقابلش ظاهر شد و ساعت جیبی را به او داد. او گفت که ساعت را در همین اطراف پیدا کرده و پس از این از او خواست به پاریس بازگردد و در پیدا کردن ژرماین کمک کند. آرنو پیش از رفتن از ورسای، مامور اعدام‌های شهر که توسط روبسپیر منصوب شده بود، آلویس لا توشه را کشت و همراه با الیز به پاریس بازگشت. آرنو پس از بازگشت به پاریس برای تضعیف جکومت وحشت روبسپیر مجددا به اساسین‌ها پیوست. او و الیز در ۱۷۹۴، وارد یک مراسم جشن که توسط روبسپیر برگزار می‌شد شدند. این مراسم در بحبوحه جکومت وحشت و هرج و مرج ناشی از اعدام‌ها برای همراهان روبسپیر برگزار می‌شد. نقشه الیز بی اعتبار کردن روبسپیر در نزد همراهان حکومتش بود. او طبق نقشه باید در نوشیدندی و خوراکی‌های روبسپیر داروی توهم زا می‌ریخت و از طرفی دیگر آرنو باید به دست افرادی قابل اعتماد، نامه‌هایی از خیانت‌های روبسپیر را می‌رساند. باپایان ماموریت و آغاز سخنرانی روسپیر، او که دچار بی تعادلی و هزیان گویی شده بود پس از شعارهای همراهانش توسط آن‌ها دستگیر شد. اقدامی که باعث تعجب الیز و آرنو شده بود. روبسپیر اما توسط معدودی از همراهانش از حبس فرار کرد و تلاش کرد در پناه وفادارانش قرار گیرد. او که به شدت به دنبال ژرماین بود و تمام امیدش را برای بقا در وی می‌دید قصد نداشت محل او را فاش کند. آرنو و الیز اما در تعقیب و پس از پیدا کردن او را مجبور کردند تا این کار را انجام دهد. الیز پس از شلیک گلوله به دهان روبسپیر او را مجبور کرد موقعیت ژرماین را روی کاغذ بنویسد. ژرماین نیز به سرعت همین کار را کرد و نام معبد را نوشت. آرنو و الیز با روشن شدن این موضوع، محل را ترک و به سمت معبد رفتند. کوتاه مدتی پس از خروج آن‌ها، روبسپیر توسط انقلابیون دستگیر و توسط گیوتین اعدام شد. الیز به هیچ چیز جر انتقام مرگ پدرش از ژرماین فکر نمی‌کرد و برای آرنو نیز هیچ چیز مهم‌تر از الیز نبود. این دو خود را به مقابل معبد رساندند و برای نفوذ به محل تلاش کردند. پس از اینکه آرنو موفق به پیدا کردن ژرماین بر بام معبد شد، با رویدادی عجیب مواجه شد. ژرماین مجهز به یک شمشیر مرموز بود که قدرت بسیار زیاد و کشنده‌ای داشت و بدون آنکه حتی نزدیک ژرماین شود، توسط او مورد اصابت قرار می‌گرفت. آرنو اما با ترفندهای خود ژرماین را شکست داد ولی متوجه شد که اینک در محل حضور ندارد. او جستجو را از سر گرفت و درنهایت وارد زیرزمین شد، جایی که اینک الیز را نیز همراه خود می‌دید. این دو اینک با همراهی یکدیگر در مقابل ژرماین ایستاده بودند. مبارزه با ژرماین بسیار سخت بود زیرا او مسلح به شمشیر عدن بود و با قدرتی که داشت حتی نزدیک شدن نیز به ژرماین سخت بود. در این زمان آرنو و الیز با کمک یکدیگر از راه دور با سلاح‌های پرتابی ژرماین را هدف قرار دادند اما این ژرمیان بود که با کمک شمشیر یکی از ستون‌ها را روی آرنو فرو ریخت. الیز هرچقدر تلاش کرد نتوانست آرنو را از زیر آوار خارج کند و تصمیم گرفت تا پیش از رفتن دوباره ژرماین، او را بکشد. آرنو هرچقدر خواهش کرد الیز قبول نکرد و درنهایت نیز به تنهایی با ژرماین مبارزه کرد. در پایان این مبارزه، الیز کشته شد و ژرماین نیز به شدت مجروح شده بود. آرنو که خودش را از آوار خارج کرده بود، ژرماین را کشت و جنازه الیز را از معبد خارج کرد تا در کنار آرامگاه پدرش دفن کند. پس از این کار، آرنو تا مدت‌ها در سوگ از دست دادن الیز بود. "عقیده" محفل اساسین‌ها به من آموخت که هیچ چیز برای ما ممنوع نیست. یک بار من با خود فکر کردم که این به این معنی است که ما آزادیم هرکاری انجام دهیم. برای رسیدن به آرمان‌هایمان و بدون توجه به هزینه آن. من حالا می‌فهمم که این عقیده یک هشدار [برای دشمن‌ها] است، نه یک آزادی مطلق. آرمان و ایده‌آل‌ها به راحتی در مسیر جزم‌گرایی قرار می‌گیرد. جزم‌گرایی نیز بازکننده راه تعصب‌های کور است. هیچ قدرت بالاتری به قضاوت رفتارهای ما ننشسته است. هیچ عالیمقامی ما را تماشا و برای گناهانمان مجازات نمی‌پیچد. در پایان همه چیز، این خود ما هستیم که در برابر چنین افکاری می‌ایستیم. فقط خود ما هستیم که می‌توانیم، تصمیم به حرکت در کدام مسیر بگیریم. ما خود را نجات‌بخش، انتقام‌جو و یا ناجی درنظر می‌گیریم. علیه مخالفانمان جنگ به راه می‌اندازیم و آن‌ها نیز همین کار را می‌کنند. ما روهاهایمان را به دنیای حقیقی تمبر می‌زنیم. حتی اگر جان خود را در این مسیرها بدهیم، در پایان ناممان در هیچ کتاب تاریخی ثبت نمی‌شود. هر کاری که انجام می‌دهیم، هر کسی که هستیم، همراه با خودمان روزی آغاز و روزی به پایان خواهد رسید. ―آرنو ویکتور دوریان جنجال‌ها تیم توسعه پیش از عرضه بازی وعده داده بود که بازیکنان در بخش co-op می‌توانند جنسیبت اساسین مورد نظر را انتخاب کنند اما در ادامه از این ویژگی صرف نظر شد که به جنجال و بحث‌های زیادی منتهی گردید. یوبی‌سافت مشکلات فنی را دخیل دانست. "به دو نوع انیمیشن‌، دو نوع صداگذاری و درکل برای هر قابلیت به دو نوع طراحی نیازمند است". آمانسیو در اظهار نظری دیگر گفت "این کار بیشتر به خاطر بخش گسترده سفارشی‌سازی اساسین‌ها است. ما طیف بسیار زیادی از آیتم‌ها را برای شخصیت آرنو طراحی کرده بودیم که قابل استفاده برای شخصیت‌های مرد دیگر هم بود. حال آنکه برای شخصیت زن که تنها در بخش co-op می‌توانست باشد نیاز به طراحی آیتم‌های مجزا و واقعا تولیدات اضافی بود". این اظهارنظرها باعث انتقادات زیادی از جانب طرفداران بازی و حتی برخی سازندگان قبلی بازی را نیز در پی داشت. جاناتان کوپر طراح انیمیشن‌های بازی اساسینز کرید ۳ این دلایل را منطقی نمی‌دانست و اشاره کرد "از نظر من طراحی انیمیشن‌هایی از این دست کار یک یا دو روز است" او همچنین اشاره کرد که برای ساخت انیمیشن‌های شخصیت زن بازی اساسینز کرید ۳: آزادسازی، یعنی اولین د گرندپری تعداد بسیار زیادی انیمیشن به کار نرفته و پایه کار از انیمیشن‌های کانر و همین‌ها نیز برای ادوارد استفاده شده بود و درپایان کاری تحسین‌برانگیز به مخاطب هدیه داده شد. پس از عرضه بازی خصوصا در نسخه PC، بار دیگر انتقادات گسترده‌ای به یوبی‌سافت وارد شد. این بار منتقدین و طرفداران بازی وجود تعداد بسیار زیادی باگ و مشکلات فنی در بازی بود که استودیو مجبور شد تعداد زیادی بروزرسانی برای بازی منتشر کند. با افزایش انتقادات و ناراحتی شدید بازیکنان، یوبی‌سافت در بیانیه‌ای رسما از بازیکنان معذرت‌خواهی کرد و اعلام نمود جدیدترین DLC بازی با نام پادشاهان مرده به صورت رایگان در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت. نقد و بررسی‌‌ها اساسینز کرید: وحدت در نقد و بررسی‌ها با بازخوردهای مختلف از منفی تا مثبت مواجه شد. گیم‌اینفورمر به بازی امتیاز ۸/۱۰ را داد و در ادامه اشاره کرد این بازی از نظر طراحی معماری دقیق شهر، صداگذاری و موسیقی، مراحل و ماموریت‌های استراتژیک و داستان یک بازی تحسین‌برانگیز است اما از نظر کنترل، بالانس و وجود باگ‌ها و مشکلات فنی عدیده بسیار ضعیف عمل کرده است. گیم‌اینفورمر همچنین اشاره کرد که علارقم جدید بودن سیستم ناوبری و همچنین مبارزات، این دو بخش هنوز نیاز به کار بیشتری دارند. GamesRadar به بازی ۴/۵ داد و نوشت این بازی دارای محیط و تراکم جمعیتی قابل ستایش است. طراحی مراحل، مکانیک دنیای آزاد و بخش سفارشی‌سازی شخصیت نیز از نقاط مثبت بازی هستند اما هوش مصنوعی دشمنان و نرخ Frame rate بازی ضعیف است. یوروگیمر نیز به بازی نمره ۷/۱۰ داد و داستان الهام‌بخش، طراحی‌های شهری، تنظیمات و محتوای کلی و غنی بازی را قابل ستایش دانست. این سایت در عین حال از مراحل و ماموریت‌های بازی، سیستم خودکار و افراطی واکنش‌های حرکتی در حین دویدن و نداشتن امکان سفارشی‌سازی برای بخش اسلحه‌ها انتقاد کرد. یوروگیمر در پایان این بازی را "یک فرصت از دست رفته" تلقی کرد. IGN با دادن امتیاز ۷.۸/۱۰ به بازی، ایده مفرح گشت و گداز در پاریس و تغییرات و مارد جدید بخش چندنفره را بلندپروازانه و مثبت ارزیابی کرد. انتقادات آی‌جی‌ان به بازی در مورد داستان ضعیف، شخصیت‌پردازی ضعیف و قابلیت نه چندان بهبودیافته مخفی‌کاری در گیم‌پلی بود. این سایت درادامه گفت نسل جدید اساسینز کریدها واقعا تحسین‌برانگیز و پر زرق و برق است، بازیکن را سرگرم و پیام بازی را به او می‌رساند اما یک انقلاب محسوب نمی‌شود. امتیازات گیم‌رنکیگنز PS4) ۶۸٫۱۱٪) XONE) ۷۰٫۱۸٪) PC) ۷۳٫۳۳٪) متاکریتیک PS4) ۷۰/۱۰۰) XONE) ۷۲/۱۰۰) PC) ۷۰/۱۰۰) Destructoid ۷/۱۰ یوروگیمر ۷/۱۰ گیم‌اسپات ۷/۱۰ IGN ۷.۸/۱۰ گیم اینفورمر ۸/۱۰ فروش این بازی از نظر فروش. تا پایان ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴، همراه با بازی اساسینز کرید: سرکش موفق به فروش ۱۰ میلیون نسخه در جهان شد. مرتبط منابع Assassin's Creed: Unity در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا Assassin's Creed Unity در وب‌گاه ویکی‌پدیا Assassin's Creed Unity Review در وب‌گاه گیم‌اسپات
  9. اساسینز کرید: سرکش

    Assassin's Creed: Rogue توسعه‌دهنده یوبی‌سافت صوفیه منتشرکننده Ubisoft کارگردان Mikhail Lozanov Spass Kroushkov Martin Capel نویسنده Richard Farrese تهیه‌کننده Ivan Balabanov موسیقی Elitsa Alexandrova موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها Xbox 360 PlayStation 3 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره رده‌بندی سنی ESRB: M اساسینز کرید: سرکش (انگلیسی: Assassins Creed: Rogue) هفتمین بازی از خط اصلی سری بازی‌های اساسینز کرید است که برای نخستین بار در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ برای دو پلتفرم پلی‌استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ عرضه و در ادامه در تاریخ ۱۰ مارس ۲۰۱۵ برای رایانه‌های شخصی نیز منتشر شد. این بازی که توسط استودیو یوبی‌سافت صوفیه توسعه یافته بود، از نظر تاریخی پس از بازی اساسینز کرید ۴ و پیش از اساسینز کرید: وحدت بوده و به وقایع دوران جنگ هفت ساله می‌پردازد. شخصیت اصلی بازی در بخش تاریخی، یک اساسین تبدیل به تمپلار شده به نام شی پاتریک کورماک است. وقایع داستانی بازی در بخش تاریخی به نوعی مکمل سه بازی اساسینز کرید ۳، اساسینز کرید ۴ و اساسینز کرید: وحدت می باشد. از نظر داستانی در دوران حقیقی نیز همچون بخش تاریخی، این بازی در ادامه بازی بلک فلگ است و از نظر گیم‌پلی نیز بازی مشابهت زیادی به همین بازی دارد. بخش نبردهای دریایی، لنگر انداختن در خشکی و مجددا سوار کشتی شدن، سازوکار UI و ... بسیار شبیه بازی بلک فلگ می باشد. این بازی به سوالات زیادی پاسخ می‌دهد. چگونه آکیلیز داون‌پورت یک مربی اساسین بی‌کس و تنها است. چه اتفاقی برای محفل اساسین‌ها تا پیش از پیوستن کانر افتاد که آکیلیز را به مردی گوشه‌نشین تبدیل کرده بود؟ چه سرنوشتی برای اساسین‌های کارائیبی رخ داد و تمپلارها پس از پایه‌گذاری محفل توسط هیثم کن‌وی چه فعالیت‌هایی انجام دادند و یا در بازی Assassin's Creed Unity، پدر آرنو توسطچه کسی و باچه دلیلی کشته شد؟ محتویات ساخت و توسعه گیم‌پلی داستان فروش نقد و بررسی‌ها مرتبط منابع ساخت و توسعه اساسینز کرید: سرکش (Assassins Creed: Rogue) یکی از معدود بازی‌های سری از خط اصلی داستانی است که توسط استودیو مونترال یوبی‌سافت به عنوان استودیو اصلی توسعه داده نشده است. این بازی توسط یوبی‌سافت صوفیه (بلغارستان) و با همکاری چند استودیو دیگر از جمله مونترال، سنگاپور، کبک، چنگدو، میلان و بخارست توسعه یافته است. کارگردانان بازی Mikhail Lozanov، Spass Kroushkov و Martin Capel و نویسندگی داستان بازی را ریچارد فارِس برعهده داشتند. نخستین بار در مارس ۲۰۱۴ اعلام شد که یوبی‌سافت علاوه بر بازی بزرگ آینده سری، ساخت و انتشار یک بازی دیگر از خط اصلی را با کد "Comet" در دستور کار قرار داده که برای کنسول‌های نسل هفتمی منتشر خواهد شد. در پایان همین ماه اطلاعات بیشتری از بازی منتشر شد که در آن، اشاره شد که وقایع بازی در حوالی سال ۱۷۵۸ و در شهر نیویورک است و امکان مسافرت دریایی همچون بازی چهارم ولی این بار در آب‌های اقیانوس اطلس دربازی وجود خواهد داشت. بازی مستقیما ادامه اساسینز کرید ۴ بوده و شخصیت اصلی آن یک اساسین-تمپلار به نام شی پاتریک کورماک است. همچنین در بازی، افرادی نظیر هیثم کن‌وی و ادواله نیز حضور خواهند داشت. سرانجام نام بازی در ۵ آگوست ۲۰۱۴ رسما مشخص شد و به گفته یکی از کارگردانان، این بازی پایانی بر خط داستانی آمریکای شمالی خواهد بود. گیم‌پلی لوکیشن‌های اصلی بازی در بخش تاریخی شهر نیویورک، ریور ولی در کنار رودخانه هادسون و اقیانوس اطلس شمالی است که این بخش البته بیشتر پوشیده از برف و یخ است. بخش دریانوردی بازی شباهیت زیادی به بازی بلک فلگ دارد و البته شامل برخی ارتقاها و قابلیت‌های جدید نیز هست. نوع توپ‌ها و لوکیشن بازی که در آب‌های یخ‌زده و مملو از آیس-برگ منطقه شمالی اقیانوس اطلس است، تجربه جدیدی را از دریانوردی اراسه می‌کند. شخصیت اصلی بازی، یک دزد دریایی نیست اما با این وجود، بازی دارای نبردهای دریایی با نیروهای مهاجم و کشتی‌های دشمنمی‌باشد که این بخش نیز مشابه بازی بلک فلگ است. همچون بازی چهارم، این بازی نیز امکان مبارزه، تسخیر و انتخاب سرنوشت کشتی تسخیر شده را به بازیکن می‌دهد. اساسینز کرید: سرکش همچنین لوکیشن فرانتیر از بازی اساسینز کرید ۳ نیز در آن گنجانده شده است. نحوه دویدن و بالا و پایین رفتن از موانع و دیوارها مشابهت زیادی با بازی سوم و چهارم دارد. گیم‌پلی بازی روی زمین بیش‌تر مشابه بازی سوم است. سیستم مبارزه، شکار حیوانات، جمع‌اوری پول و خرید و فروش آیتم‌ها و اسلحه‌ها نیز بیشتر مشابه بازی سوم است. این بازی در مجموع و بدون در نظر گرفتن بخش دریایی، مشابه بازی سوم و از نظر نبردهای دریایی و سازوکار UI مشابه بازی چهارم است. شخصیت‌های دیده شده در دو بازی پیشین نیز در این بازی حضور دارند؛ افرادی نظیر هیثم کن‌وی، آکیلیز داون‌پورت و ادواله از جمله این افراد هستند. بازی در دوره زمانی کنونی، در همان محل بازی در نسخه بلک فلگ است. با این تفاوت که شخصیت قابل کنترل شخص دیگری است و یک محقق آنالیزور هلیکس می‌باشد که به صورت اول شخص در داخل ساختمان سرگرمی‌های آبسترگو در شهر مونترال حضور داشته و با کمک آنیموس به مشاهده سرگذشت شی کورماک می‌پردازد. داستان داستان بازی در دوره حال، یک سال پس از داستان بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه رخ می‌دهد. بازیکن به شکل اول شخص کنترل محقق آنالیزور هلیکس رابرعهده دارد. او از طرف یوهانی اوتسو برگ مامور است تا مرور خاطرات یک اساسین که بنا به دلایل خودش به تمپلارها ملحق می شود را کامل کند. این شخص شی پاتریک کورماک نام دارد و در دوره جنگ هفت ساله در کلونی‌نشین‌های آمریکای شمالی زندگی می‌کرده است. سال ۱۷۵۲ بوده و ۴ سال از پیوستن کورماک به محفل اساسین‌ها و فعالیت زیر نظر آکیلیز داون‌پورت می‌گذرد. آکیلیز شی را یک جوان بااستعداد می‌دید که توسط دوستش لیام اوبرین وارد محفل شده اما رگه‌هایی از نافرمانی در او دیده می‌شود. از آتجایی که آکیلیز به کار او اعتقاد داشت، مسوولیت کشتی جدیدی موریگان را به او سپرد تا به ردگیری و کشتن تمپلارها بپردازد. هدف اصلی پیدا کردن یکی دیگر از میراث‌های به جا مانده و مخفی تمدن اولیه، یعنی Precursor که در اختیار تمپلارها قرار داشت و از طریق آن می‌شد به موقعیت کنونی برخی دیگر از این تکه‌ها دست یافت. طبق اطلاعات اساسین‌ها، این تکه پیشدادی در اثر زلزله چند سال قبل هائیتی توسط تمپلارها به سرقت رفته بود. با کمکی از جانب بنجامین فرانکلین و استفاده برقکافت او روی این تکه پیشدادی، موقعیت مکانی یکی دیگر از تکه‌های عدن در لیسبون پرتغال آشکار شد. در ادامه از جانب اساسین‌ها، شی مامور شد تا به لیسبون رفته و تکه پیشدادی را پیش از آنکه به دست تمپلارها بیفتد از آنجا خارج کند. شی کورماک پیش از این نیز سوالات زیادی در ذهنش شروع به شکل گیری کرد. او مامور شده بود یک فرمانده جنگی تمپلار و درحال مرگ به نام لارنس واشینگتون را به قتل برساند و متوجه نمی‌شد که چرا اساسین‌ها به جای بحث و گفتگو تنها کشتن افراد را توصیه می‌کنند. او درنهایت لارنس را کشت و پس از دریافت ماموریت جدید نیز به لیسبون رفت تا تکه عدن را از آنجا خارج کند. پس از پیدا کردن محل این شئ پیشدادی و خارج کردن آن، بلافاصله یک زلزله سهمگین (زمین‌لرزه ۱۷۵۵ لیسبون) به وقوع پیوست که در ادامه به یک سونامی نیز گره خورد و شهر در طول چند دقیقه زمین‌لرزه به یک مخروبه با تعداد زیادی کشته تبدیل شد. کورماک که در جریان ویرانی شهر تنها می‌توانست از خیابان‌ها و ساختمان‌ها به سمت دریا فرار کند، پس از رساندن خود به کشتی شدیدا از این اتفاق ناراحت و شرمنده بود. او به خاطر آورد که چندسال قبل نیز این شی پس از وقوع زلزله دیگری در هائیتی به سرقت رفته بود. او لیسبون را به مقصد فرانتیر ترک کرد ولی در تمام این مسیر به اشتباهات و جنایت‌های محفل اساسین‌ها می‌اندیشید. پس از رسیدن به فرانتیر، شی با عصبانیت به ملاقات آکیلیز رفت و از او پرسید شهر بعدی که باید نابود شود و مردمی که باید کشته شوند کدام است؟ او گفت پس از خارج کردن شئ از پنهانگاه لیسبون، زلزله‌ای مهیب هزاران نفر را نابود کرد همان طور که قبل از این جان مردم بی گناه در هائیتی به همین شکل از دست رفت. درحالی که آکیلیز باور نمی‌کرد خارج کردن این اشیا باعث زلزله شده باشد، شی ادامه داد که اصلا شما چه کسی هستید و با چه صلاحیتی در مورد مرگ و پایان زندگی انسان‌ها تصمیم می‌گیرید؟ در حالی که درگیری لفظی میان آن‌ها بالا می‌گرفت هوپ جنسن و در ادامه لیام نیز وارد اتاق شدند و سعی کردند شی را آرام کنند. شی از اتاق خارج شد ولی تصمیم خود را مبنی بر خروج از محفل گرفته بود. او مجددا به اتاق آکیلیز رفت و پس از دزدیدن یک یک نسخه خطی از کمد و ورود ناگهانی آکیلیز، اقدام به فرار از پنجره خانه کرد. او سپس مخفیانه از میان اساسین‌های آن محل گذشت و در حالی که شناسایی و درحال تعقیب بود، به لبه پرتگاه رسید. هوپ از او خواست که نسخه خطی را پس دهد و به محفل بازگردد اما شی تصمیم خود را گرفته بود و قصد داشت آن را از دسترس اساسین‌ها خارج نگه دارد. پس از شلیک گلوله از طرف بهترین دوستش یعنی لیام، او به دره سقوط کرد اما به هر شکل موفق شد از این حادثه زنده خارج شود و از آنجا بگریزد. کورماک پس از مدتی در شهر نیویورک و در یک خانه به هوش امد. او از ساکنین خانه دریافت که توسط یک کشتی درحال عبور نجات داده شده و اینک در نیویورک به هوش آمده است. پس از این، جورج مونرو فرماندار شهر با کورماک دیدار کرد. او یک تمپلار بود و از گذشته شی اطلاع داشت. مونرو از کورماک خواست به تمپلارها بپیوندد و باندهای خلافکاری مثل اساسین‌ها را که در شهر درحال گسترش‌اند نابود کند. کورماک این پیشنهاد را پذیرفت و تصمیم گرفت از این پس تک تک قانون‌شکنان و اساسین‌ها را از میان بردارد. این زمان همچنین مصاد بود با دوره جنگ هفت ساله که انگلیسی‌ها با قوای متحد فرانسه و سرخ‌پوستان در نبرد بودند. کورماک دریافت که آکیلیز و اساسین‌ها از فرانسوی‌ها حمایت می‌کنند و انگلیسی‌ها از پشتیبانی تمپلارها بهره‌مند هستند. شی نیز پس از این وارد محفل تمپلارها و یاری‌رسان انگلیسی‌ها در جنگ شد. مدتی بعد مونرو توسط اساسین‌ها و در حمله به قلعه نظامی او کشته شد. او که برای گرفتن انتقام از اساسین‌ها مصمم بود، توسط استاد اعظم محفل تمپلارها، هیثم کن‌وی رسما وارد محفل شد. شی کورماک به هیثم گفت که او معتقد است اساسین‌ها قصد ندارند از تکه‌های پیشدادی به عنوان سلاح استفاده کنند اما اعتقاد افراطی آن‌ها در جمع‌آوری این اشیا، فقط به منظور دور نگه داشتن از دست تمپلارها باعث ایجاد فجایعی بزرگ‌تر شده است. او به هیثم گفت که تصمیم دارد محفل اساسین‌ها، هم‌پیمانان سابق خود را نابود کند. او پس از این و در جریان ماموریت‌های مختلف بسیاری از اساسین‌های مشهور از جله ادواله، هوپ جنسن و دیگر اساسین‌های کلونی‌نشین را از بین برد تا اینکه از محفل اساسین‌ها و نیروهای حاضر در آن، تنها آکیلیز و لیام باقی مانده بودند. در ادامه داستان، شی و هیثم متوجه شدند که یکمعبد بستنی دیگر از دوران تمدن اولیه در قطب جنوب قرار دارد و آکیلیز و لیام به همراه بازماندگان اساسین‌ها به آنجا رفته‌اند. این دو نیز با کشتی موریگان به معبد رفته و با آکیلیز و لیام مواجه شدند. در حالی که لیام درحال خارج کردن تکه پیشدادی از انجا بود، شی به او هشدار داد که این کار به عواقب هولناکی منجر خواهد شد. بی توجه به این هشدار، لیام شئ پیشدادی را خارج و از قضا زلزله مهیب دیگری به وقوع پیوست که باعث شد همگی برای فرار تلاش کنند. پس از فرار از معبد که درحالت تعقیب و گریز با لیام نیز بود، او دوست قدیمی‌اش لیام را می‌کشد و این تکه پیشدادی را برمی‌دارد. هیثم نیز شرایط مشابهی را برای آکیلیز رفم زده بود ولی پیش از آنکه بخواهد آکیلیز را بکشد، کورماک سراسیمه پیش هیثم رفت و ار او خواست که این کار را نکند. درحالی که مرگ و زندگی آکیلیز دست هیثم بود، هیثم تصمیم گرفت به پایش شلیک کند. پس از این کار، این دو با کشتی از محل دور شدند و آکیلیز را در آنجا رها کردند. با نابودی تقریبا کامل محفل اساسین‌های کلونی‌نشین‌های امریکا، شی کورماک مامور شد تا یکی دیگر از اشیا پیشدادی را که پیش از این توسط آکیلیز به خارج از مستعمره‌نشین‌ها فرستاده شده بود پیدا کرده و از دسترس اساسین‌ها خارج کند. پس از ۲۰ سال جستجو، کورماک متوجه شد که شئ در اختیار یک اساسین به نام چارلز دوریان و در ورسای پاریس است. بنابراین او به پاریس رفت و پس از نفوذ به کاخ ورسای و پیدا کردن چارلز، مخفیانه او را کشت و تکه پیشدادی را از او گرفت. چارلز دوریان پیش از مرگ به کورماک گفت پس تو همان خائن هستی... کانر و اساسین‌ها حضور و نفوذ شما تمپلارها در انقلاب آمریکا و دنیای جدید را خنثی کردند. کورماک در پاسخ گفت آن انقلاب به پایان رسید ولی ممکن است تمپلارها این بار انقلابی را با پشتیبانی کامل خودشان شروع کنند. فروش این بازی از نظر فروش. تا پایان ۳۱ دسامبر ۲۰۱۴، همراه با بازی اساسینز کرید: وحدت موفق به فروش ۱۰ میلیون نسخه در جهان شد. نقد و بررسی‌ها بازی اساسینز کرید: سرکش با نقدهای مثبت و منفی همزان مواجه شد. Electronic Gaming Monthly شخصیت اصلی بازی، داستان لذت‌بخش، سلاح‌های جدید دریایی و زمینی، طراحی مراحل جدید بازی را ستود اما در عین حال روایت داستانی بازی را ضعیف و باگ‌های موجود را زیاد و نداشتن بخش چند نفره را از نقاط ضعف بازی توصیف کرد. این مجله معتبر همچنین اشاره کرد که تجربه انجام بازی به مراتب جذاب‌تر از تصور اولیه بوده و تداخلات داستانی میان اساسینز کرید ۳ و ۴ جالب توصیف شده است. یوروگیمر این بازی را با بازی اساسینز کرید: مکاشفات مقایسه کرد و نوشت همان طور که بازی Revelations پاسخ‌های زیادی را به ابهامات داستانی خط اتزیو آئودیتوره می‌داد، این بازی نیز بسیاری از ابهامات خط داستانی کن‌وی را پاسخ می‌دهد که به جذابیت آن می‌افزاید. یوروگیمر نیز اشاره کرد که این بازی از برخی از تنظیمات، سلاح‌ها و لوکیشن‌های بازی‌های قبلی استفاده دوباره کرده اما در برخی از همین موارد نیز بازی شاهد ارتقا و بهبود عملکرد است. برای مثال شهر نیویورک نسبت به بازی سوم گسترش یافته و یا بخش دریایی بازی نسبت به نسخه ۴ از سلاح‌ها و تنظیمات بیشتری برخوردار است. Game Informer بازی را با وجود مشابهت زیاد به پیشینیانش ستود و امتیاز ۸.۲۵/۱۰ به آن داد و در ادامه اشاره کرد که هرچند شباهت بیش از حدی میان این بازی با دو نسخه قبل وجود دارد اما فعالیت‌های قابل انجام بسیار بزرگ‌تر و متنوع‌تر شده است. محیط‌ها و ماموریت‌ها نیز دارای تنوع بالایی است و برای نخستین بار از دید یک تمپلار، باید با اساسین‌های کمین کرده مبارزه شود. گیم اینفورمر نیز از نبود بخش چند نفره و مبارزات تکراری بازی انتقاد کرد. امتیازات گیم‌رنکیگنز PS3) ۷۴٫۰۶٪) X360) ۷۳٫۱۳٪) PC) ۶۹٫۷۱٪) متاکریتیک PS3) ۷۴/۱۰۰) X360) ۷۲/۱۰۰) PC) ۷۲/۱۰۰) Destructoid ۵.۵/۱۰ یوروگیمر ۸/۱۰ گیم‌اسپات ۶/۱۰ IGN ۶.۸/۱۰ گیم اینفورمر ۸.۲۵/۱۰ مرتبط منابع Assassin's Creed: Rogue در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا Assassin's Creed Rogue در وب‌گاه ویکی‌پدیا Assassin's Creed Rogue Review در وب‌گاه گیم‌اسپات
  10. اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه

    Assassin's Creed IV: Black Flag توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان اشرف اسماعیل ژین گسدن نویسنده دربی مک‌دویت کوری می تهیه‌کننده Sylvain Trottier موسیقی برایان تایلر سارا اشنایدر موتور ساخت بازی AnvilNext تاریخ انتشار ۲۹ اکتبر ۲۰۱۳ سبک اکشن ماجراجویی مخفی‌کاری دنیای آزاد پلت‌فرم‌ها Xbox 360 Xbox One PlayStation 3 PlayStation 4 PC Wii U تعداد بازیکنان ۱ نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه (انگلیسی: Assassin's Creed IV: Black Flag) ششمین بازی از خط اصلی سری بازی‌های اساسینز کرید است که در ۲۹ اکتبر ۲۰۱۳ منتشر شد. بازی در سبک اکشن ماجراجویی، دنیای آزاد و تاریخ جایگزین است که یک سال پس از عرضه بازی اساسینز کرید ۳ قابل انجام می‌باشد و همانند دیگر نسخه‌های اصلی بازی به صورت سوم شخص روایت می‌شود. بازیکن در این بازی، کنترل یکی دیگر از شخصیت‌های خط خونی الطائر را بر عهده دارد؛ اما برخلاف نسخه‌های پیشین، این بار روایت داستانی بازی در بخش تاریخی به دوره زمانی پیش از رویدادهای تاریخی بازی پیشین می‌پردازد. همچنین با مرگ دسموند مایلز در بازی قبلی، این بار از طریق یک محقق آنالیزور داستان تاریخی بازی با کمک دستگاه آنیموس مشاهده می‌شود. ادوارد کن‌وی، قهرمان اصلی بازی در بخش تاریخی است و پدر هیثم و پدر بزرگ کانر کن‌وی می‌باشد. او در دوران طلایی دزدی دریایی زندگی می‌کرده و روایت بخش تاریخی بازی نیز مربوط به همین دوران، یعنی دوران پیش از انقلاب آمریکا می‌شود. سازندگان بازی، این بار با ارائه یک نقشه بسیار بزرگ از دریای کارائیب به همراه جزایر متعدد کوچک و بزرگ آن، امکان ماجراجویی از دید یک دزد دریایی قرن شانزدهمی را به بازیکن می‌دهند. جایی که ادوارد کن‌وی به عنوان یک دزد دریایی و با کمک کشتی جک‌داو، آزادانه آب‌های خلیج دریای کارائیب را می‌پیماید، در جزایر کوچک و بزرگ و یا واحه‌ها و شهرهای کلونی‌نشین آن لنگر می‌اندازد و یا در داخل دریا با کشتی‌های دیگر به نبرد دریایی می‌پردازد. این بازی از نظر داستانی نیز با حضور همزمان دربی مک‌دویت و کوری می یک خط داستانی جذاب، سرگرم‌کننده و خلاقانه را به گیمر عرضه می‌کند. این بازی از نظر فروش یکی از بهترین‌های سال ۲۰۱۳ با فروش بیش از ۱۱ میلیون نسخه بوده است. همچنین اساسینز کرید ۴: بلک فلگ از نظر منتقدان نیز در مجموع یک بازی با نقدهای خوب توصیف می‌شود، به نحوی که در بخش‌های مختلف، نامزد دریافت جایزه بازی سال و در برخی بخش‌ها نظیر "بهترین بازی اکشن ماجراجویی سال" به انتخاب اسپایک، به عنوان بهترین بازی سال معرفی شد. محتویات ساخت و توسعه گیم‌پلی لوکیشن‌ها و مناطق نبردها نبردهای دریایی داستان بازاریابی جنجال‌ها نقد و بررسی‌ها مرتبط منابع ساخت و توسعه آغاز پروژه توسعه بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه (Assassin's Creed IV: Black Flag) به بهار سال ۲۰۱۱ بازمی‌گردد؛ جایی که اشرف اسماعیل و مارتین شیلینگ به عنوان سازندگان بازی در استودیوهای یوبی‌سافت، بر روی عرضه یک بازی در خصوص دزدان دریایی کارائیب متمرکز شدند. اسماعیل در مصاحبه‌ای اعلام کرد این بازی بیشتر حول روایت‌ها و حوادث تاریخی برگرفته از حقیقت در این دوره خواهد بود و قصد ندارد وارد کلیشه‌های دزدان دریای کارائیب مانند طوطی‌های سخنگو، کراکن (هیولای اختاپوستی) و ... شود. این دو همچنین در همین مصاحبه اعلام کردند دنیای ساخته شده در این بازی، اساسا متفاوت از بازی پیشین خود، اساسینز کرید ۳ است و دامنه حوادث، گیم‌پلی و گستردگی این دنیا قابل مقایسه با بازی پیشین خود نیست. یوبی‌سافت مونترال به عنوان استودیو مادر سری بازی‌های اساسینز کرید، برای تکمیل این بازی از ۷ استودیو دیگر شرکت در سرتاسر جهان، یعنی استودیوهای یوبی‌سافت سنگاپور، صوفیه، آنسی، کیف، کبک، بخارست و مونت‌پلیه به اضافه گروهی از توسعه‌دهندگان بازی Far Cry 3 نیز کمک گرفت؛ به شکلی که هر استودیو بر روی بخش خاصی از بازی متمرکز شدند. دربی مک‌دویت پس از پایان رساندن نویسندگی بازی اساسینز کرید: مکاشفات کار روی هسته داستانی بازی را آغاز کرد. پیشنهاد اولیه به در خصوص گسترش خط داستانی خانواده کن‌وی در بازی بعد از مکاشفات بود. جایی که داستان پدر ثروتمند هیثم از دوران کودکی و در میانه عصر دزدی دریایی روایت می‌شد. در این سناریو ادوارد با دزدان دریایی مشهوری چون ویلیام کید و هنری مورگان هم دوره بود ولی مک‌دویت در خصوص این خط داستانی متقاعد نشد زیرا نمایش شخصیت از دوران کودکی مشابه بازی‌های دوم و سوم می‌نمود. او درنهایت نوشتن داستانی در خصوص اواخر عصر طلایی دزدان دریایی، جایی که دزدانی نظیر ادوارد ریش‌سیاه آن را نمایندگی می‌کردند را پیگیری کرد. مک‌دویت در مورد ادامه داستان سری نیز گفت گرچه در پایان بازی قبل دزموند مایلز کشته شد، با این حال ما دوره‌های تاریخی زیادی را پیش رو داشتیم و نمی‌توانستیم در را روی آن‌ها ببندیم. او همچنین در مورد رعایت ماهیت سری در این بازی، یعنی جنگ اساسین-تمپلار نیز گفت ادوارد نمی‌بایست از همان ابتدا یک اساسین باشد. فلسفه اساسین‌ها دور نگه داشتن شمشیر از خون بی‌گناهان بود، حال آن‌که ادوارد یک دزد دریایی است و به عنوان دزد دریایی که از بی‌گناهان دزدی می‌کند نمی‌تواند تا پیش از تغییر نگرش به دزدی دریایی یک اساسین شود. مک‌دویت باید برای نوشتن لید بازی از منابع تاریخی استفاده می‌کرد چون این بازی نیز همچون دیگر بازی‌های سری دارای حالت داستانی تاریخ جایگزین است. بنابراین او با مطالعه کامل کتاب‌های تاریخی مانند A General History of the Pyrates (چاپ سال ۱۷۲۴) و The Republic of Pirates (چاپ سال ۲۰۰۸) ابتدا به بررسی دوره طلایی دزدان دریایی، شرایط محیطی و اجتماعی، حوادث تاریخی و شخصیت‌های مشهور این دوره پرداخت. به اضافه اینکه نویسنده Republic، یعنی Colin Woodard نیز به عنوان مشاور با تیم نویسندگان مشغول به همکاری شد. نوشتن و اجرای موسیقی متن بازی نیز برخلاف نسخه پیشین که توسط لورن بالفه انجام شد، این بار توسط برایان تایلر و تیمش که کار اجرای موسیقی متن بازی فارکرای ۳ را برعهده داشتند انجام می‌شد. گیم‌پلی پس از مرگ دسموند مایلز در بازی قبل، جسد او توسط آبسترگو از داخل معبد بزرگ خارج و پس از نمونه‌برداری در دیتابیس شرکت قرار گرفت. روایت بخش دوران مدرن بازی برعهده یک محقق آنالیزور از شرکت سرگرمی‌های آبسترگو است که پس ازوارد شدن به دستگاه آنیموس به مشاهده سرگذشت ادوارد کن‌وی، یکی از اجداد دسموند می‌پردازد. گیم‌پلی این بخش به صورت اول شخص و از چشم محقق روایت می‌شود. او در ساختمان مرکزی سرگرمی‌های آبسترگو در مونترال کانادا حضور دارد و مخفیانه با اساسین‌ها در ارتباط است. او می‌تواند در بخش‌های مختلف ساختمان حرکت کرده و از رایانه‌ها و دست‌نوشته‌های متعدد در این محل‌ها به کشف اسرار و ناگفته‌های سیر داستانی این سری بپردازد. در این بخش نیز یک خط داستانی کوتاه و مهم وجود دارد که به برخورد با یک سیج منتهی می‌شود. در این بخش همچنین شخصیت‌هایی قدیمی مانند ربکا کرین و شان هاستینگ حضور دارند. در بخش تاریخی که هسته اصلی بازی را تشکیل می‌دهد، تقریبا بیشتر خصیصه‌های سری بازی‌های اساسینز کرید در این بازی نیز حفظ و تا حدودی دستخوش بهبود شده‌اند. بازیکن در نقش یک دزد دریایی بازی را آغاز و در متن دریگری تاریخی اساسین‌ها و تمپلارها قرار می‌گیرد. همچون نسخه‌های پیشین، بازی از لوکیشن‌های حقیقی و حوادث تاریخی مرتبط با آن بهره‌مند است. شهرهای اصلی بازی، کلونی‌نشین‌های جزایر کارائیبی است که میان دو امپراطوری بزرگ این عصر یعنی بریتانیا و اسپانیا تقسیم شده‌اند. ناسائو در باهاماس، هاوانا در کوبا و کینگستون در جامائیکا از جمله شهرهای کلونی‌نشین بزرگ هستند. بازی دارای شهرها و واحه‌های بسیار زیاد دیگری نیز هست که در جزایر مختلف کارائیب پراکنده هستند. در حالی مستعمره‌ها و شهرها قابل رفت و آمد هستند که معماری منحصربه‌فرد مالکان آن‌ها در هر شهر با دقت پیاده‌سازی شده است. بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها، دویدن و جستجو کردن در محله‌ها، حضور مستعمره‌نشین‌ها و جمعیت‌ها در داخل مناطق و ... به خوبی و با دقت کار شده‌اند و به طبیعی تر جلوه دادن بازی کمک کرده‌اند. سیستم دویدن و بالا و پایین رفتن از سازه‌ها و یا موانع طبیعی و همچنین مبارزات تفاوت چشمگیری با بازی پیشین خود ندارد اما در سایر بخش‌ها تفاوت محسوس است. لوکیشن‌ها و مناطق حدود ۶۰٪ از بازی، در مناطق و محوطه‌های خاکی و روی زمین رخ می‌دهد. بازیکن می‌تواند در این مناطق حدود ۵۰ نوع لوکیشن مختلف از جمله شهرهای بزرگ و کوچک، واحه‌های ماهیگیران، مزارع، جنگل‌ها، دژها و قلعه‌ها، جزایر خالی از سکنه، مخفی‌گاه‌های تمپلارها، خرابه‌های تمدن مایا، جزایر عجیب نارگیل و ... را گردش کرده و آن را تجربه کند. هر کدام از موارد از هر نوع نیز براساس لوکیشن، بافت جمعیتی و مساحتی با دیگری متمایز است. علاوه بر این بیش از ۷۵ ساحل و سد ساحلی نیز در جای جای نقشه بازی وجود دارد که برخی شامل گنجینه‌های مخفی و آشکار دزدان دریایی یا تجار معمولی می شود که توسط ادوارد کن‌وی قابل جستجو و گردش می‌باشد. حدود ۴۰٪ از بازی تشکیل شده از آب‌های رویایی خلیج کارائیب است که ادوارد کن‌وی با کمک یک کشتی از نوع بریگ به نام جک‌داو می‌تواند آزاداه پهنه گسترده آن را پیموده و در جزایر و شهرهای مختلف ان لنگر بیاندازد. برخی مفاهیم از بازی پیشین مانند شکار حیوانات وحشی در این بازی نیز حفظ و ارتقا پیدا کرده‌اند؛ برای مثال اینک و با وجود آب‌های اقیانوسی امکان شکار ماهی‌ها و آبزیان بزرگ و کوچک نیز پیدا شده است. بازیکن می‌تواند در زیستگاه‌های این آبزیان که از طریق نقشه قابل یافت است لنگر انداخته و با یک قایق مایهیگری و نیز به شکار نهنگ‌ها، وال‌ها یا کوسه‌های غول پیکر بپردازد. همچنین برخی مناطق مانند کشتی‌شکسته‌ها این امکان را فراهم می‌کند که ادوارد و خدمه کشتی پس از لنگر انداختن، به عمق اقیانوس رفته و آن محل‌ها را مورد کاوش قرار دهد. نبردها با درنظر گرفتن شرایط اجتماعی دوران دزدان دریایی، سلاح‌های اصلی برای مبارزه شمشیر و خنجر و همچنین تپانچه و بمب‌های مختلف است. در بازی انواع مختلفی از هر نوع سلاح قابل خرید هستند که معمولا از مغازه‌های شهری تهیه می‌شوند. برخلاف بازی پیشین که سیستم شلیک و تیراندازی به صورت نشانه‌گیری خودکار بود، در این بازی این امکان فراهم است که بازیکن همانند بازی‌های شوتر سوم شخص به نشانه‌گیری و شلیک بپردازد. ادوارد همچنین می‌تواند به صورت همزمان با دو تپانچه کار و تا ۴ تپانچه را حمل کند که در بهترین شرایط تعداد زیادی از دشمنان از مقابل و یا در پشت سر را در صرف زمانی کوتاه از میان بردارد. علاوه براین سلاح‌ها، ادوارد مجهز به خنجر پنهان و برخی سلاح‌های به کار ررفته در بازی پیشین نیز هست. بزرگ‌ترین سلاح ادوارد به عنوان یک متحد اساسین‌ها توانایی او در مخفی‌کاری است، به نحوی که می‌تواند بدون دیده شدن به انجام مراحل و پیشبرد بازی بپردازد. همچون بازی پیشین، در این بازی نیز سیستم Combo attacks یا حمله‌های زنجیره‌ای وجود دارد؛ به شکلی که بازیکن پس از کشتن یک مهاجم، می‌تواند به صورت سریالی مهاجمان دیگر نزدیک به خود را تا زمانی که آسیبی به وی وارد نشود از پای در بیاورد. نبردهای دریایی گرچه سیستم سیاحت دریایی با کشتی در بازی پیشین رونمایی شد اما یکی از بزرگ‌ترین ارتقاها و جذابیت‌های بازی بلک فلگ بخش دریایی بازی است. ۴۰٪ از بار داستانی و گیم‌پلی بازی بر روی آب‌های دریایی کارائیب است و ادوارد به عنوان یک ناخدای کشتی و دزد دریایی، با استفاده از کشتی جک‌داو و خدمه‌اش آزادی عمل بسیار بالایی را برای گردش در این پهنه آبی بزرگ دارد. او تنها دزد دارای یک کشتی جنگی در این آب‌ها نیست و کشتی‌های نیروهای بریتانیایی، اسپانیایی و در قسمتی از بازی پرتغالی‌ها هماورد او هستند. افزون بر این، او یک دزد دریای است و می‌تواند به کشتی‌های تجاری و غیرتجاری حمله کند. سیستم مبارزه به شکلی است که باید ابتدا با توپ‌های کنار کشتی و یا با کمک توپ‌های مورتار، کشتی هدف را مورد حملهقرار داد و پساز به گل نشاندن کشتی فرمان تصاحب کشتی را داد. کشتی‌های هدف براساس نوع ممکن است کوچک، متوسط و بزرگ یا بسیار بزرگ‌تر از کشتی جک‌داو باشند. پس از تصاحب کشتی، ادوارد می‌تواند سرنوشت کشتی را مشخص کند که امکان انتخاب یکی از موارد "کاهش میزان بدنامی کشتی از طریق بخشیدن خدمه دشمن"، "از بین بردن کشتی و استفاده از منابع آن برای تعمیر کشتی جک‌داو" و یا "تبدیل کردن کشتی هدف به عنوان یک کشتی دزدی دریایی و متحد با ادوارد" است. بخش مبارزات دریایی بسیار طبیعی و جذاب کار شده‌اند، بازیکن علاوه بر توانایی شلیک توپ به کشتی‌های هدف، بسته به شرایط آب و هوایی از طوفان‌ها، امواج، گرداب و گردبادها و ... نیز در شکست دادن دشمن استفاده کند. البته این موارد نیازمند تجربه و کسب توانایی‌های بیشتری است. کشتی جک‌داو نیز همانند ادوارد و سلاح‌ها و تجهیزاتش امکان ارتقا و بهبود عملکرد را با پیشبرد بازی دارد. بازیکن میتواند توپ‌های قوی‌تر، سلاح‌های جدیدتر، ظرفیت خدمه بیشتر و ... را برای کشتی به دست آورد. داستان نمونه‌های بازیابی شده از DNA دسموند مایلز توسط آبسترگو، این شرکت را قادر کرده که به تحقیقات پیرامون حافظه ژنتیک منحصر به فرد این شخصیت ادامه دهد. شرکت آبسترگو که پیش از این، برای سال‌ها از دستگاه آنیموس برای تحقیقات بهره می‌برد، اینک با تاسیس یک شرکت زیرمجموعه به نام سرگرمی‌های آبسترگو روند استفاده و توسعه دستگاه آنیموس را به مرحله تجاری سازی رسانده است. اینک مشتریان (و نه نمونه‌های آزمایشگاهی) قادر به پرداخت هزینه و مشاهده اطلاعات اجداد خودشان در دستگاه‌های آنیموس هستند. داستان بازی اساسینز کرید ۴ در دوران معاصر، پس از مرگ دسموند، جمع‌آوری نمونه از جسد وی توسط آبسترگو و کاوش از طریق یک محقق آنالیزور در داخل ساختمان سرگرمی‌های آبسترگو می‌باشد. دوران معاصر نیز شامل داستان و روند گیم‌پلی خاصی است و یک خط داستانی کوتاه در ان وجود دارد که با گردش در ساختمان و صحبت با کارمندان شرکت ویا دوستان جدید و دیمی همراه است. بازیکن باید در نقش این آنالیزور، وارد دستگاه آنیموس شده و سرگذشت یکی دیگر از اجداد دسموند مایلز را، اینک در دوران طلایی دزدان دریایی کارائیب مشاهده نماید. این شخص ادوارد کن‌وی، پدر هیثم و پدر بزرگ کانر کن‌وی است که در بازی پیشین سری حضور داشتند. با وجود این، وقایع داستانی بازی در دوران تاریخی، چند دهه پیش از حوادث تاریخی بازی قبل است. ادوارد کن‌وی، شخصیت اصلی بازی، یک اساسین یا یک تمپلار نبود. او به عنوان یک بریتانیایی درمانده، برای کسب پول و ثروت و تشکیل خانواده با نامزدش کرولاین اسکات به کارائيب رفت. او در سال ۱۷۱۲ ابتدا از طریق نیروی دریایی و به عنوان یک افسر به جامائیکا رفت ولی به زودی به دزدان دریایی پیوست. مستعمره‌های دنیای جدید از ثروت بی‌پایانی برخوردار بودند و قدرت‌های اروپایی به عنوان مالکان سرزمین‌ها، به کلونی‌سازی و استعمارگری می‌پرداختند. در این میان و با سیل بی‌پایان انتقال ثروت‌ها به اروپا، عصر طلایی برای دزدان دریایی آغاز شده بود. این افراد پیش از هر مسئله با قدرت‌های اروپایی به مشکل خورده بودند و رویای تشکیل یک "جمهوری دزدان دریایی" را داشتند. در اوج دوران طلایی دزدان دریایی، این نیروها به قدرت زیادی دست پیدا کرده بودند و اروپاییان را به وحشت افکنده بودند. گردش مالی و ثروت بی حساب در میان دزدان دریایی، ادوارد را به سمت چنین زندگی سوق داد. او پس از خروج از نیروی دریایی سلطنتی به عنوان خدمه یک کشتی دزدان دریایی مشغول به کار شد اما یک حادثه، باعث شد تا در متن یک درگیری قدیمی قرار گیرد. در اوایل ۱۷۱۵، کشتی دزدان دریایی حامل ادوارد به یک کشتی تجاری حمله کرد که در ادامه مشخص شد شکاری بزرگ‌تر از خود را برگزیده بودند. با بد پیش رفتن جریان حمله، ناخدای دزدان دریایی توسط فردی مرموز کشته شد و ادوارد سعی کرد با کنترل عرشه، کشتی را از درگیری خارج کند. اما این کار فایده‌ای نداشت و زمانی که قاتل ناخدا درحال نزدیک شدن بود، انبار باروت منفجر و کشتی کاملا ویران شد. ادوارد و آن قاتل نیز همراه با کشتی غرق شدند اما با توجه به اینکه هیج صدمه‌ای ندیده بودند موفق به نجات خود از قعر و رساندن خود به ساحل شدند. پس از این قاتل از ادوارد فرار کرد و ادوارد نیز پس از مدتی تغقیب و گریز در جزیره، او را پیدا و به قتل رساند. با جستجوی جیب‌های این شخص، ادوارد متوجه شد که او دانکن والپول نام دارد و یک اساسین خائن است زیرا قصد فروختن اطلاعات اساسین‌ها را به تمپلارها دارد. به علاوه، دانکن یک شئ مرموز به نام کریستال ویال دراختیار داشت که بایستی مستقیما به استاد اعظم تمپلارها تحویل داده می‌شد. دانکن والپول در اصل و از جانب اساسین‌ها برای نجات یک سیج به ماموریت رفته بود ولی تغییر موضع داد و قصد پیوستن به تمپلارها را داشت. با کشتن دانکن، ادوارد لباس و هویت او را برداشت و با هویت جدید به سمت هاوانا رفت تا معامله ناتمام دانکن را به نام خودش به سرانجام برساند. ادوارد با کمک یک تاجر به نام استد بونت خود را به هاوانا رساند و پس از مدتی جستجو در این شهر کلونی‌نشین، به محدوده فرمانداری رفت. فرماندار هاوانا، لائوریانو تورس آیالا انتظار حضور دانکن را می‌کشید زیرا خود او به عنوان استاد اعظم تمپلارها با دانکن در تماس بود. ادوارد پس از معرفی خود به عنوان دانکن، وارد عمارت فرمانداری شد و با دیگر تمپلارها یعنی وودز روجرز و ژولین دو کاس آشنا شد. آن‌ها نیز می‌دانستند که دانکن یک اساسین است که با تغییر جبهه خود به تمپلارها پیوسته و قصد معامله با تورس را دارد. به فاصله کوتاهی بعد، ادوارد موفق به دیدن تورس شد و از او بابت دیرکرد پوزش خواست زیرا کشتی وی مورد هجوم دزدان دریایی واقع شده بود. او سپس کریستال ویال را به تورس تحویل داد و اعتماد او را بیش از پیش جلب کرد. در حالی که اساسین‌ها و تمپلارها چالشی بزرگ را در تقابل با یکدیگر به انجام می‌رساندند، ادوارد کن‌وی در نقش دانکن والپول، عضویت هر دو گروه را در کارنامه داشت، بدون آنکه دقیقا پیرامون این دو محفل اطلاعاتی داشته باشد. او تنها برای کسب پول در حال معامله با تمپلارها بود. بازی بزرگ تمپلارها در این دوره، پیدا کردن یک محل پیشاتاریخی به نام رصدخانه (Observatory) است. آن‌ها برای این کار یک Sage به نام بارتولومئو روبرتز را دستگیر و زندانی کردند تا از طریق وی به محل رصدخانه دست پیدا کنند. کریستال ویال که توسط ادوارد برای تمپلارها آورده شد مرتبط با این محل است. اما از طرفی دیگر، محفل اساسین‌ها که از موضوع آگاهی داشت یکی از اساسین‌های خود را برای نجات روبرتز فرستاد تا او را از دسترس تمپلارها خارج کند. دانکن والپول اما به محفل خیانت کرد و تصمیم به همکاری با تمپلارها گرفت اما متاسفانه برای او، کشتی وی پیش از انجام هر ماموریتی توسط دزدان دریایی هدف قرار گرفت و خودش نیز توسط ادوارد کشته شد. ادوارد اینک با هویت جدید خود را در موقعیتی عالی برای کسب ثروت می‌دید. به زودی اساسین‌ها پس از آگاهی از خیانت دانکن مستقیما به هاوانا حمله کردند تا روبرتز را نجات دهند. در این زمان ادوارد با تمپلارها همکاری بسیار موثری کرد و درنهایت مانع از موفقیت اساسین‌ها در خصوص نجات Sage شد. در حالی که همه چیز می‌توانست به سود ادوارد پیش برود، هویت حقیقی او لو رفت و تنپلارها دریافتند که او دانکن والپول اصلی نیست و به عنوان یک کلاه‌بردار هویت او را تصاحب کرده است. تورس شخصا دستور داد او را داخل کشتی اسپانیایی زندانی کرده و به سویا بفرستند تا به تمپلارهای بریتانیایی تحویل داده شود. کشتی حامل ادوارد به همراه دیگر کشتی‌های اسپانیایی به مقصد سویا در حرکت بود. او با یک زندانی دیگر به نام ادواله به بند کشیده شده بود و در فرصتی مناسب و با همکاری یکدیگر، خودشان را از بند رهانیدند. این دو سپس به آرامی سربازان را از پیش رو برداشته و زندانیان دیگر را از کشتی‌های نزدیک آزاد کردند. ادوارد و ادواله با نیروهای آزاد شده یک کشتی از نوع بریگ (با نام El Dorado) را ربودند و ادوارد به عنوان ناخدای کشتی، نام آن را به جک‌داو تغییر داد؛ او سپس ادواله را به عنوان دستیار ناخدا منصوب و به این ترتیب بار دیگر زندگی دزدی دریایی را در پیش گرفت. او با کشتی جدید خود به سمت ناسائو رفت و پس از لنگر انداختن، به همراه ادواله وارد شهر شد. او سپس ادواله را به عنوان دستیار خود به سه نفر از همکاران قدیمی‌اش ادوارد ریش‌سیاه، جیمز کید و بنجامین هورنیگولد معرفی کرد. او سپس برای جذب خدمه به پست‌های بریتانیایی‌ها در شهر رفت و دزدان دریایی زندانی را آزاد کرد. با جمع‌آوری تعداد خدمه مناسب، جک‌داو و ناخدای آن آماده غازت و راهزنی شدند. ادوارد اینک برای شروع، با کمک جیمز کید و بنجامین هورنیگولد به چند مورد راهزنی از کشتی‌ها و مزارع پرداخت. پس از مدتی، ادوارد و خدمه جک‌داو به ناسائو بازگشتند. در این زمان، ادوارد تاچ از نگرانی‌های خود در خصوص حفظ و نگه‌داری از "جمهوری دزدان دریایی" صحبت کرد و اینکه چطور باید بریتانیایی‌ها را از بازپس‌گیری مجدد ناسائو باز داشت. او سپس نقشه خود برای تصاحب یک کشتی Galleon از اسپانیایی‌ها را برای ادوارد بازگو کرد و او نیز پذیرفت در تصاحب کشتی با ادوارد تاچ همکاری کند. این کشتی که متعلق به دو کاس بود مورد حمله آن‌ها قرار گرفت و کن‌وی پس از کشتن این تمپلار، اینک این Galleon ادوراد تاچ را به عنوان ناخدای جدید خود می‌دید. جیمز کید این پیروزی را به ادوارد تبریک گفت و او را به نزدیکی یک لوح مایایی برد و از وی خواست با استفاده از توانایی روشنایی زندگی پازل را حل کند. پس از این جیمز کید چند لوکیشن از محل‌های نگهداری آیتم‌های جایزاه‌ای را به ادوارد نشان داد. پس از این، کید از ادوارد خواست در آینده به تولوم بیاید تا آیتم‌های بیشتری را به او نشان دهد. چند هفته بعد ادوارد به تولوم رفت ولی خود را در برابر تعداد زیادی از اساسین‌ها دید و برای اینکه دردسری برایش ایجاد نشود، مخفیانه و بدون شناسایی شدن توسط اساسین‌ها، خود را به مرکز جزیره رساند و با کید ملاقات کرد. او به کید گفت این همه نگهبان از گنجینه‌ای که به من وعده دادی حفاظت می‌کنند؟ کید که اما قصد داشت ادوارد را با عقیده و منش اساسین‌ها آشنا کند او را با مربی‌شان آه تابای آشنا کرد. تابای پس از جریان حمله ناموفق برای نجات سیج از ادوارد عصبانی بود، از طرفی از مهارت‌های بالای وی نیز در شگفت بود؛ او توانسته بود یک تمپلار مشهور (دو کاس) را به قتل برساند و بدون دیده شدن وارد مرزهای اساسین‌ها شود. بنابراین از او پرسید چرا به اساسین‌ها خیانت کرد و نقشه‌های دانکن را به تمپلارها داد؟ ادوارد اما خود را یک دزد دریایی معرفی کرد که برایش تنها پول مهم بوده است اما حاضر است با اساسین‌ها در قبال پول برعلیه تمپلارها متحد شود. پس از اینکه کید چند مخفیگاه دیگر از گنجینه‌ها را به کن‌وی نشان داد، با توجه به اینکه پیشتر نقشه‌های اساسین‌ها به تمپلارها داده شده بود ادوارد متوجه شد که آن‌ها را در دردسر بزرگی گرفتار کرده است. او به اساسین‌ها کمک کرد تا نیروهای مهاجم را از جزیره بیرون و اساسین‌ها را آزاد کند و در ادامه از تابای عذرخواهی کرد. اما به گفته تابای، دیگر موقعیت آن‌ها مخفی نیست و بازهم به محفل حمله خواهد شد. ادوارد کن‌وی و خدمه‌اش پس از این بر روی هدف پیدا کردن بارتولومئو روبرتز متمرکز شدند. گرچه این درخواستی از طرف اساسین‌ها بود اما ادوارد شخصا نیز مایل بود تا با پیدا کردن روبرتز و در ادامه Observatory به سود شخصی نیز برسد. او به ارتقا کشتی خود پرداخت و در دریاها به کشتی‌های تجاری و نظامی قدرت‌های اروپایی حمله می‌برد و به تدریج ثروت زیادی را کسب کرد. او در بازگشت دوباره به هاوانا از صحبت‌های چارلز وین و جک راک‌هام دریافت که تورس در یکی از دژهای دریایی حضور دارد و مشغول بررسی امور مستعمره‌نشین‌ها و مسیرهای دریایی است. جک‌داو و خدمه‌اش اینک به سمت این فورت حرکت کردند و پس از تخریب و تسخیر آن، به اتاق فرماندهی رفتند. ادوارد در این محل با تورس مواجه شد و از وی درخصوص روبرتز پرسید. براساس اطلاعات تمپلارها، روبرتز توسط یک برده‌دار بریتانیایی در کینگستون دیده شده است. او سپس تورس را رها کرده و به سمت کینگستون کشتی راند. پس از لنگر انداختن در این مستعمره‌نشین انگلیسی، ادوارد متوجه شد که جیمز کید نیز از جانب اساسین‌ها در کینگستون حضور دارد. این دو تصمیم گرفتند تورس و افرادش را تا رسیدن به املاک برده‌دار تعقیب کنند. پس از این تورس با لارنس پرینس برده دار مشغول صحبت شد و درحالی که می‌رفت تا رضایت او را برای خرید روبرتز جلب کند، متوجه حضور ادوارد شد که در تعقیب تورس بودند. بنابراین او از فروش روبرتز پشیمان شد و دستور حمله به ادوارد را صادر کرد. ادوارد و کید این افراد را شکست داده و به املاک نفوذ کردند اما پس از کشتن لارنس و آزاد کردن روبرتز، متوجه شدند که حضور روبرتز در این محل با میل شخصی خودش انجام شده و قصد رفتن از املاک را ندارد. او سپس سربازان را خبر کرد و پس از این ادوارد مجبور به فرار شد. ادوارد پس از این مجددا به ناسائو بازگشت تا به دیگر دزدان دریایی در تحقق ایده جمهوری دزدان دریایی کمک کند. در سال ۱۷۱۸، اوضاع به سود دزدان دریایی نبود و ادوارد ریش‌سیاه و دیگر دزدان دریایی توانایی کنترل و رسیدگی به امورد مردم ناسائو را نداشتند. با شیوع بیماری‌های مرگ‌بار در جزیره، تاچ و دیگر دزدان دریایی در تلاش برای یپدا کردن دارو و مواد غذایی مناسب بودند اما راهی جز غارت نداشتند زیرا توسط دولت‌های دیگر به عنوان دولت مستقل رسمیت شناخته نمی‌شدند. ادوارد به تاچ کمک در پیدا کردن دارو کمک کرد، او بر اساس بررسی‌ها به سمت یک کشتی‌شکسته رفت و با رفتن به عمق اقیانوس و جمع‌اوری برخی اقلام از آنجا، مجددا به سطح بازگشت ولی داروهای رسیده کمکی به تاچ و مردم ناسائو نمی‌کرد. بنابراین ادوارد به تاچ ریش‌سیاه گفت بهتر است به چارلزتاون رفته و هرچه قدر می‌تواند دارو غارت کند. حدود یک ماه بعد این دو در نزدیکی چارلز تاون باز دیگر با هم دیدار کردند. با کمک موثر ادوارد در سرگرم کردن نگهبانان و در ادامه تعقیب افراد، به کلید انبار دارو دست پیدا می‌کند. او سپس مخفیانه وارد انبار شد و با دو بسته دارو به کشتی کویین آن بازگشت. او سپس به ریش‌سیاه گفت که می‌توانند بیش از این ها از انبار غارت کنند. ریش سیاه به ادوارد تبریک گفت و از وی خواست داروها را به ناسائو ببرد اما خودش قصد بازگشت به ناسائو را نداشت و قصد داشت خود را از دزدی دریایی بازنشسته کند. مدت کوتاهی پس از بازگشت به ناسائو، این جزیره توسط نیروی دریایی سلطنتی محاصره شد. پس از پیاده شدن سربازان انگلیسی در جزیره و پیش از حرکت به سمت فرمانداری، وودز راجرز در اطلاعیه‌ای در ساحل اعلام کرد که طبق دستور رسیده دزدان دریایی که خود را تسلیم کنند با بخشودگی مواجه می‌شوند اما هشدار داد این جزیره دیگر نمی‌تواند محل فعالیت آن‌ها باشد. درحالی که هورنیگولد و خدمه‌اش پذیرفتند تا خود را تسلیم انگلیسی‌ها کنند، وین و خدمه او از این اتفاق به شدت عصبانی بودند. ادوارد کن‌وی اما تصمیم نداشت تسلیم شود و با مشورت با وین تصمیم گرفت با کشتی‌های آتشین به ناوگان انگلیسی حمله و محاصره را بشکند. پس از جمع‌آوری باروت مورد نیاز و کمکی از جانب چارلز وین، ادوارد آماده شد تا نقشه خود را عملی کند. او پیش از این کار با مشورتی از جانب وین، فرمانده ناوگان انگلیسی، پیتر چمبرلین را به قتل رساند. با مرگ چمبرلین و حمله ادوارد، محاصره شکسته شد و دزدان دریایی باقیمانده، همراه با ادوارد به سمت جزیره ایناگوآی بزرگ حرکت کردند. در این جزیره، ادوارد با کید ملاقات کرد و از قصد خود برای بازگرداندن ریش‌سیاه سخن گفت. او به دیدن ریش‌سیاه رفت و او را که خود را بازنشسته کرده بود متقاعد به بازگشت کرد. ریش‌سیاه به او گفت اگر همچنان به دنبال روبرتز است باید او را در کشتی پرینسس پیدا کند. قصد او برای بازگشت به دزدی دریایی، سبب هراس برخی از خدمه سابق ریش‌سیاه شد. یکی از این خدمه به آرامی نزد سربازان انگلیسی رفت و موضوع را گزارش داد. در حالی که ادوارد نیز آن شخص را تعقیب می‌کرد، متوجه علامت دادن به ناوگان سلطنتی شد. به زودی آتش بزرگی روی ریش‌سیاه و کشتی کویین آن آغاز شد و ادوارد نیز برای کمک وارد کشتی شد. تلاش زیاد ادوارد اما موثر واقع نشد و در پایان درگیری، ریش‌سیاه توسط نیروهای انگلیسی کشته شد. با مرگ ریش سیاه، ادوارد نیز از کویین آن خارج و پس از ورود به جک‌داو از محل درگیری فرار کرد. پس از مرگ ریش‌سیاه، ادوارد کن‌وی به سمت Great Inagua کشتی راند و با چارلز وین ملاقات کرد. او جریان کشته شدن ریش‌سیاه را بازگو کرد و پس از تصمیم بر این شد تا این دو، به دنبال کشتی پرینسس بروند؛ کشتی برده‌داری که بارتولومئو روبرتز در آن حضور داشت. آن‌ها به سمت محل مورد نظر رفتند ولی پس از کشتن ناخدای کشتی دریافتند که کشتی پرینسس پیش‌تر به سمت کینگستون رفته است. قبل از هر اقدام دیگری، ادوارد و چارلز وین خود را در محاصره نیروهای جک راکهام دیدند. راکهام منابع این دو را غارت و آن‌ها را در جزیره پروویدنسیا رها کرد تا از تنهایی و گرسنگی بمیرند. پس از گذشت چندماه، چارلز وین به جنون رسیده بود و به کن‌وی نیز حمله می‌کرد. منابع غذایی جزیره بسیار محدود بود و زمانی که ادوارد موفق به پیدا کردن غذا می‌شد، وین آن را با تهدید از ادوارد می‌گرفت و فرار می‌کرد. یک بار وین که دیوانه شده بود، به سمت ادوارد تیراندازی کرد و او را مجبور کرد تا به تعقیبش بپردازد. کن‌وی پس از مدتی تعقیب و گریز وین را به دام انداخت و او را خلع سلاح کرد. او سپس وین را در جزیره تنها گذاشت و پس از بازگشت به ساحل، از موقعیت استثنایی استفاده و با یک کشتی کوچک به Great Inagua بازگشت. در این جزیره، او ماری رید و ادواله را پیدا کرد که راکهام را دستگیر کرده بودند. ادوارد اینک می‌توانست با خدمه قدیمی‌اش در کشتی جک‌دا، ماجراجویی خود را ادامه دهد. با کمک ادواله، ادوارد مجددا به هدف قدیمی‌اش در پیدا کردن روبرتز بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که کشتی پرینسس، به زودی به کینگستون خواهد رسید؛ جایی که فرماندار تورس و هورنیگولد در آن منتظر همین کشتی هستند. ادوارد پس از شنود صحبت‌های هورنیگولد و تورس متوجه شد که یکی از کشتی‌های آن‌ها به مقصد پرینسیپه حرکت کرده است؛ جایی که آخرین بار روبرتز در آن دیده شده بود. پس از یک درگیری کوتاه مین ادوارد و سربازان تورس، او به سرعت به کشتی جک‌داو برگشت و به مقصد پرینسیپه در آفریقا حرکت کرد. پس از چندماه، ادوارد و خدمه‌اش به پرینسیپه رسیدند و به جستجوی کشتی پرینسس و خدمه‌اش پرداختند. تمپلارها با هدایت یوسیا بارگس و جان کاکرام پیش از این وارد محل شده بودند. ادوارد پس از جستجو در میان اردوگاه‌های انگلیسی سرانجام با روبرتز ملاقات کرد. پس از مدتی گفتگو میان این دو، آن‌ها سرانجام معامله‌ای میان خود پذیرفتند. ادوارد باید خدمه کشتی پرینسس را آزاد می‌کرد و پیش روبرتز می‌فرستاد. بنابراین او ابتدا دو سرکرده تمپلارها، کاکرام و بارگس را کشت و خدمه پرینسس را آزاد کرد. او سپس به روبرتز کمک کرد تا کشتی من اُ وار پرتغالی با نام رویال فورچون را تصاحب کند و به عنوان ناخدایش وارد دنیای دزدان دریایی شود. در قبال این کمک‌ها، روبرتز می‌بایست محل رصدخانه را به ادوارد نشان دهد. در سال ۱۷۱۹، ادوارد در ساحل شبه‌جزیره یوکاتان با روبرتز ملاقات کرد و به زودی دریافت او همچنان تحت تعقیب بنجامین هورنیگولد است. هدف کنونی ادوارد اینک برداشتن هورنیگولد از سر راه است. او با جک‌داو به تعقیب کشتی هورنیگولد پرداخت و پس از مدتی تعقیب و گریز او را مجبور به لنگرانداختن در یک جزیره کرد. ادوارد نیز همین کار را کرد و پس از پیاده شدن در خشکی به تعقیب هورنیگولد ادامه داد. او پس از کشتن چند سرباز انگلیسی سرانجام با هورنیگولد مواجه شد و در پایان این نبرد، او موفق به کشتن هورنیگولد شد. پس از پایان این ماموریت، او و روبرتز بار دیگر به هم پیوستند و این بار بدون هیچ دردسری به سمت جزیره لانگ بی حرکت کردند؛ جایی که به گفته روبرتز محل قرارگیری رصدخانه بود. جزیره توسط نگهبانان بومی محافظت می شد و مشخص بود پیش از این نیز گروه‌هایی قصد نفوذ به عمق جزیره را داشتند اما توسط این نگهبانان کشته می شدند. ادوارد جلوتر از روبرتز و افرادش حرکت کرد و با کمک دید عقابی، نگهبانان را شناسایی و از سر راه برمی‌داشت. پس از مدتی حرکت به این ترتیب، آن‌ها به ورودی رصدخانه رسیدند؛ جایی که میلیون‌ها سال قبل توسط تمدن اولیه بنا شده بود. در این محل، روبرتز همه همراهانش را غیر از ادوارد کشت و به او گفت آن‌ها نمی‌بایست با این محل آشنا شوند. او سپس از ادوارد خواست جعبه حاوی ویال‌های خون را برداشته و همراه با او به داخل رصدخانه برود. روبرتز توضیح داد که رصدخانه و ابزارهای داخل آن، این امکان را فراهم می‌کند تا به صورت زنده و مستقیم، یک هدف از اهداف مورد نظر را مشاهده کرد. برای این کار نیاز به ویال‌های خون از شخص هدف است و با قرار دادن این ویال در داخل جمجمه کریستالی Projection می‌توان فعالیت‌های آن شخص را به صورت زنده مشاهده کرد. او برای نشان دادن یک مثال، ویال خونی که از جک راکهام دراختیار داشت را وارد دستگاه کرد و پس از این، تصاویری زنده از نگاه جک راکهام نمایش داده شد که درحال صحبت با جیمز کید بود. او سپس ویال خون وودز راجرز را وارد دستگاه کرد و تصاویر زنده فعالیت راجرز را مشاهده کرد که در حال صحبت با تورس درخصوص رصدخانه بودند. ادوارد اینک کاملا متوجه شده بود که تمپلارها به چه دلیل به کشف رصدخانه علاقمند بودند. با کوچک‌ترین قطره خون از اعضای سلطنتی بریتانیا، انگلستان و یا سایر افراد مهم، آن‌ها قادر به جاسوسی زنده و مستقیم از این افراد می‌شدند و در زمان مناسب به باج گیری می‌پرداختند. ادوارد با این حال به دنبال سود شخصی بود و پس از صحبتی در این خصوص با روبرتز، ناگهان توسط او به پایین رصدخانه انداخته شد. ادوارد که در آب افتاده بود از خیانت روبرتز به خشم آمده بود و قسم خورد او را بکشد. روبرتز اما رصدخانه را مهر و موم کرد و ادوارد را در آن تنها گذاشت تا بمیرد. کن‌وی با تجربه خود موفق به پیدا کردن راهی برای فرار از رصدخانه شد اما در پایان به شدت صدمه دید و با وضعی آشفته و مصدوم به ملاقات روبرتز رفت. روبرتز افرادش را برای دستگیری ادوارد فرستاد و درنهایت نیز او را زمین‌گیر کرد. روبرتز در این زمان به ادوارد گفت که نیروی دریایی سلطنتی به دنبال او است و برای وی جایزه گذاشته، پس می‌خواهد او را تحویل دهد تا خودش جایزه را تصاحب کند. در سال ۱۷۲۱ و پس از چندماه زندانی شدن در جامائیکا، ادوارد به جلسه دادگاهی آورده شد تا به عنوان شاهد در آن شهاد دهند. این دادگاه برای ماری رید و آن بونی تشکیل می شد. درحالی که قاضی حکم اعدام را برای جرایم این دو در دزدی دریایی اعلام کرد ولی این دو در پایان برای مدتی نجات پیدا کردند زیرا اعلام کردند که باردار هستند و قاضی نمی‌تواند یک زن باردار را با بچه اعدام کند. درحالی که این دو نجات پیدا کردند، ادوارد متوجه حضور تورس و روجرز در پشت سر خود شد. آن‌ها پیشنهاد آزادی را در قبال گفتن محل روبرتز دادند ولی ادوارد نپذیرفت و همچنان زندانی ماند. ادوارد در داخل یک قفس در ساحل جامائیکا نگه‌داری می شد؛ در این زمان آه تابای مربی اساسین‌های کارائیبی خود را به جامائیکا رساند و پس از آزاد کردن ادوارد از او خواست در نجات دادن ماری رید و ان بونی با او همکاری کند. این دو به زندان نفوذ کردند و هر دو را نجات دادند اما ماری رید نتوانست دوام بیاورد و پیش از خروج از زندان از دنیا رفت. ادوراد، آه تابای و ان بونی پس از این از جزیره فرار کردند. ادوارد پس از گذراندن این مراحل، در سرگشتگی بزرگی قرار گرفت و به یک دائم الخمر تبدیل شد اما به زودی توسط دوست قدیمی‌اش ادواله به زندگی بازگشت و این دو به سمت مخفیگاه اساسین‌ها رفتند. در تولوم، ادواله از سمتش در کشتی جک‌داو به عنوان دستیار استعفا داد و گفت قصد دارد به اساسین‌ها بپیوندد. ادوارد نیز پس از این نزد آه تابای رفت و از او خواست راهی را نشان دهد تا گذشته خود را به عنوان اخرین خواسته ماری رید اصلاح کند. او توسط اساسین‌ها آموزش‌های دیگری دید و به آن‌ها در دفع حمله اسپانیایی‌ها کمک کرد. او سپس تصمیم گرفت روبرتز و تورس را از سر راه بردارد. او سپس از آن بونی خواست تا به عنوان دستیار ناخدا به جک‌داو بیاید. ادوارد ابتدا به کینگستون رفت و پس از ملاقات با رئیس دفتر اساسین‌های شهر، برای کشتن وودز روجرز آماده شد. پس از پایان این ماموریت که در داخل یک مجلس مهمانی و به صورت مخفیانه انجام شد، ادوار اینک مجددا به سمت پرینسیپه آفریقا کشتی راند تا روبرتز را از میان بردارد. در این محل روبرتز بلافاصله پس از دیدن ادوارد پا به فرار گذاشت و خود را به کشتی رویال فورچون رساند. ادوارد نیز با جک‌داو به تعقیب روبرتز رفت و پس از مدتی تعقیب و گریز کشتی را متوقف کرد. او سپس وارد عرشه رویال فورچون شد و با روبرتز مبارزه کرد که درنهایت با پیروزی ادوارد و مرگ روبرتز همراه شد. پیش از مرگ روبرتز اندکی با ادوارد صحبت کرد و درپایان از او خواست جسدش را از بین ببرد تا به دست تمپلارها نیافتد. با مرگ روبرتز، جمجمه کریستالی به ادوارد رسید و او بار دیگر به هاوانا کشتی راند تا آخرین هدفش، یعنی لائوریانو تورس آیالا را از بین ببرد. پس از رسیدن به هاوانا، ادوارد ابتدا به دفتر اساسین‌های شهر رفت و با رونا دینس‌مور ملاقات کرد. سربازان شهر را امنیتی کرده بودند زیرا منتظر ورود تورس بودند. با قرار دادن یک ویال خونی از تورس در جمجمه کریستالی، ادوراد متوجه شد که تورس در قلعه ای در شمال شهر حضور دارد. او پس از نفوذ به قلعه استاد اعظم را کشت ولی به سرعت دریافت که این شخص تورس نیست و لباس مبدل او را پوشیده است. ادوارد که کاملا آشفته شده بود اینک خود را در محاصره سربازان قلعه می‌دید. در این محاصره ال تیبورون، محافظ شخصی تورس نیز حضور داشت. به هر شکل ادوارد سربازان را همراه با تیبورون از پیش رو برمی‌دارد و از قلعه می‌گریزد. ادوارد فهمیده بود که ویال خونی اشتباه تورس با برنامه تیوبورون به دست امده بود. او اینک می‌دانست که باید به رصدخانه برود تا تورس را از میان بردارد. پس از رسیدن به لانگ بی، ادوارد و آن بونی برای رسیدن به رصدخانه وارد جنگل شدند. حضور سربازان در محوطه نشان از لو رفتن موقعیت رصدخانه و حضور تورس در انجا را داشت. ادوارد از بونی خواست بیرون از رصدخانه منتظر بماند و به این ترتیب به تنهایی وارد آنجا شد. او سپس دریافت که تورس سازوکار تدافعی رصدخانه را فعال کرده است. مسیر دشوار عبور از موانع مرگ‌بار این رصدخانه اما مانع از اراده ادوارد برای رسیدن به تورس نمی‌شد. او سرانجام خود را به نزدیکی تورس رساند و به روش Air Assassinate تورس را کشت. پس از مرگ تورس، اساسین‌ها از جمله آه تابای و ادواله وارد معبد شدند و در این زمان، ادوارد جمجمه کریستالی را به تابای تحویل داد. او نیز با قرار دادن جمجمه در سازوکار رصدخانه، سیستم دفاعی این محل را غیرفعال کرد. تابای در ادامه پیشنها کرد که ادوارد به دنبال ویال‌های مفقود شده برود و آن‌ها را پیش از تمپلارها پیدا کند. ادوارد این پیشنهاد را پذیرفت ولی گفت قصد دارد قبل از هر کار به انگلستان بازگردد و با همسرش کارولین ملاقات کند. تابای اما در این زمان به ادوارد گفت که نامه‌ای در هفته گذشته از انگلستان به دست وی رسیده است که متعلق به ادوارد است. او پس از مطالعه نامه متوجه شد که کارولین دو سال پیش فوت کرده و او یک دختر از ادوارد به نام جنیفر اسکات دارد. ادوارد که شدیدا از مرگ همسرش ناراحت و شگفت زده بود در ادامه کشتی را به انگلستان فرستاد تا دخترش را نزد او بیاورند. ادوارد پیش از رسیدن دختر کوچکش از لندن، جزیره اینگوآی بزرگ را با خوشحالی و پس از درخواست آه تابای به اساسین‌ها واگذار کرد تا به عنوان مقر جدید آن‌ها استفاده شود. او سپس از آن بونی خواست همراه با او به لندن بیاید و لی بونی گفت انگلستان بدترین جایی است که یک ایرلندی می‌تواند در ان زندگی کند و به این ترتیب این پیشنهاد را رد کرد. پس از رسیدن جنیفر اسکات به جزیره ایناگوآی بزرگ، ادوارد به استقبال وی رفت و در ادامه همراه با او به لندن بازگشت. او با ثروت زیادی که کسب کرده بود مانند اشراف زندگی کرد و در ادامه همسری دیگر را برگزید و از او صاحب پسری به نام هیثم کن‌وی شد. آخرین صحنه از بازی مربوط به سکانسی از ادوارد به همراه دختر جوانش جنیفر و پسر کوچکش هیثم است که در تئاتر رویال شهر لندن مشغول تماشای اجرا هستند. بازاریابی این بازی برای فروش و جذب مخاطب از شکل‌های نوینی برای تبلیغات و بازاریابی استفاده کرد. در سال ۲۰۱۳ و در جریان نمایشگاه کامیک-کان سن‌دیگو، یوبی‌سافت کشتی Star Of India را اجاره و در خلیج سن دیگو به عنوان کشتی جک‌داو به لنگر انداخت که با بازخوردهای زیادی مواجه شد. یوبی‌سافت برای سه روز نام کشتی را به جک‌داو تغییر داده بود. همچنین پیش از انتشار یک محتوای قابل دانلود شامل ۶۰ دقیقه از گیم‌پلی بازی در کنسول‌های PS3 و PS4 در اختیار بازیکنان قرار گرفت که با استقبال گسترده مواجه گردید. جنجال‌ها پس از انتشار این تصویر (تصویر روبه‌رو) به عنوان یکی از تصاویر پیش از انتشار بازی، بنیاد PETA در یک بیانیه به انتقاد شدید از بازی و شرکت سازنده پرداخت و وجود بخش‌های شکار حیوانات از جمله شکار وال را "شرم‌اور" توصیف کرد که به صورت باشکوه و همراه با جزییات نیز روایت می‌شود. سخنگوی یوبی‌سافت در واکنش به این بیانیه در مصاحبه با IGN گفت: تاریخ، زمین بازی ما در سری اساسینز کرید است. ما برای روایت تاریخ دوران دزدان دریایی در منطقه کارائیب ناچار هستیم بخش‌های مختلفی از حقایق تاریخی را بازگو کنیم. شکار وال‌ها یا حیوانات دیگر به صورت غیرقانونی هرگز از جانب ما توصیه نمی‌شود. همان طور که زندگی دزدی دریایی با آن بهداشت پایین، غارت‌ها و سرقت کشتی‌ها را توصیه نمی‌کنیم. با این وجود برای نمایش این برهه از تاریخ، روایت بسیاری از این حقیقت‌ها در بازی اجتناب ناپذیر است. یوبی‌سافت بعدا در Assassin's Creed: Initiates شخصیت سوزان درایتون را معرفی کرد که یک اساسین ضد شکار حیوانات بود. نقد و بررسی‌ها امتیازات گیم‌رنکیگنز PS3) ۸۷٫۶۲٪) X360) ۸۵٫۷۴٪) WIIU) ۸۷٫۰۰٪) PS4) ۸۵٫۳۱٪) XONE) ۸۱٫۰۰٪) PC) ۸۶٫۶۷٪) متاکریتیک PS3) ۸۸/۱۰۰) WIIU) ۸۶/۱۰۰) X360) ۸۶/۱۰۰) PS4) ۸۴/۱۰۰) PC) ۸۶/۱۰۰) CVG ۹/۱۰ یوروگیمر ۹/۱۰ گیم‌اسپات ۹/۱۰ IGN ۸.۵/۱۰ فامیتسو ۳۷/۴۰ بازی اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه با نقدهای تحسین‌برانگیزی از منتقدان صنعت بازی مواجه شد. منتقدان به طور کلی گیم‌پلی جهان آزاد بازی را که شامل پهنه گسترده آب‌های کارائیب می‌شود ستودند و آن را از نظر گرافیک و کیفیت نبردهای دریایی مورد تحسین قرار دادند. مرتبط منابع Assassin's Creed IV: Black Flag در وب‌گاه اساسینز کرید ویکیا Assassin's Creed IV: Black Flag در وب‌گاه ویکی‌پدیا Assassin's Creed IV: Black Flag Review در وب‌گاه گیم‌اسپات
  11. اساسینز کرید: مکاشفات

    Assassin's Creed: Revelations توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان Alexandre Amancio نویسنده Corey May Darby McDevitt تهیه‌کننده Martin Schelling موسیقی Jesper Kyd Lorne Balfe تاریخ انتشار ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱ سبک اکشن ماجراجویی، مخفی‌کاری پلت‌فرم‌ها Xbox 360 PS3 PC تعداد بازیکنان ۱ نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M اساسینز کرید: مکاشفات (انگلیسی: Assassin's Creed: Revelations) به عنوان یک دنباله در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱ برای سری بازی‌های اساسینز کرید عرضه شد. این بازی یک سال پس از بازی Assassin's Creed: Brotherhood و در ادامه آن ساخته و منتشر شد. ارائه سالانه یک بازی از این سری توسط یوبی‌سافت این فرنچایز را به عنوانی سالانه تبدیل کرده است. داستان این بازی، ادامه دهنده و مکمل داستان نسخه قبلی است و روایت دسموند مایلز را بازگو می‌کند. دسموند در نسخه قبلی به همراه دوستانش، لوسی استیل‌من، ربکا کرین و شان هاستینگ توانستند تا با نفوذ به کولیزیوم، Apple Of Eden را به دست بیاورند اما جریان تغییر کرد و دسموند درحالی که کنترل خود را ازدست داده بود، لوسی را کشت و خود نیز به کما رفت. داستان بازی اساسینز کرید: مکاشفات نیز از همین‌جا به بعد است. دسموند که در کما است، وارد محیط Safe Mode دستگاه آنیموس می‌شود و داستان اتزیو آئودیتوره را دنبال می‌کند. اتزیو ۵۴ ساله و مسافرت او به مصیاف، زادگاه و محل فعالیت جدش الطائر، داستان بازی در بخش تاریخی را رقم خواهد زد. این بازی از نظر گیم‌پلی با افزوده شدن قابلیت‌های جدید زیادی روبه‌رو بوده است، حال آن که به لحاظ گرافیک نقدهای منفی نیز دریافت کرده است. Assassin's Creed: Revelations نیز همچون نسخه قبلی‌ش یک بازی Spin-Off و و زیرمجموعه اساسینز کرید ۲ محسوب می‌گردد. محتویات داستان بازی گیم‌پلی گرافیک موسیقی و صداگذاری امتیازها مرتبط داستان بازی در ادامه بازی قبلی که دزموند مایلز به شکل خارج از کنترلی، لوسی استیل‌من را کشت، او که در شوک این عمل بود به کما رفت. درحقیقت این جونو بود که هویت واقعی لوسی را که مخفیانه با تمپلارها همکاری می‌کرد می‌شناخت و دزموند را مجبور به کشتن لوسی کرد. بدن دزموند در همین حالت کما به آنیموس متصل شد و در این بازی، دزموند باید از طریق حالت Safe Mode آنیموس به مشاهده تاریخ و خاطرات جدش بپردازد. او در حالت Safe Mode در جزیره‌ای اسرار آمیز قرار دارد و پس از اندکی کاوش در آن، با شخصی دیگر در آنجا مواجه می‌شود. این شخص همان نمونه شماره ۱۶ است که خود را کلای کژمارک معرفی می‌کند. دزموند پس از صحبت با او وارد دروازه تاریخ می‌شود و سرگذشت جد خود، اتزیو آئودیتوره را پی می‌گیرد. اتزیو اینک مسن‌تر از قبل شده و دیگر، روایت داستانی او در شهرهای ایتالیا نیست. اتزیو پس از خواندن دست‌نوشته‌های پدرش در مورد جد خود، الطائر همواره پیرامون او کنجکاو بود. الطائر در کدکس‌پیج‌های خود از یک کتابخانه مخفی در مصیاف نام برده بود. اینک و در ۵۲ سالگی با سفر به مصیاف و کنکاش پیرامون الطائر قصد دارد تا به راز و رمز او پی ببرد. در هنگام ورود اتزیو به مصیاف، او این شهر را در کنترل تمپلارها می‌بیند. شهر و قلعه مصیاف به صورت کامل تحت تصرف تمپلارها است و به محض ورود اتزیو، به او حمله می‌کنند. اتزیو پس از آنکه لحظاتی تصور الطائر، از مقابل چشمانش عبور کرد از تمپلارها شکست خورد و به اسارت آن‌ها در آمد. این اسارت طولی نکشید و خود را از دست آن‌ها فراری داد و در ادامه به تعقیب رئیس تمپلارهای مصیاف پرداخت. پس از یک تعقیب و گریز طولانی و یک مبارزه، رئیس تمپلارها شکست خورد و پیش از مرگ در مورد کتابخانه‌ای مخفی و منتصب به الطائر صحبت کرد. این کتابخانه به صورت اسرارآمیزی بسته است و تمپلارها تاکنون نتوانسته بودند آن را باز کنند. این کتابخانه نیاز به ۵ کلید مخصوص داشت که اتزیو پس از تحقیق متوجه شد باید آن‌ها را در استانبول پیدا کند. اتزیو برای پیداکردن این کلیدها وارد استانیول می‌شود. او دراین شهر نیز تنها نیست و گروه اساسین‌ها در این شهر نیز وجود دارند و به او در پیداکردن کلیدها کمک خواهند کرد. یوسف تعظیم رهبر اساسین‌های استانبول است و در هنگام ورود اتزیو از او استقبال می‌کند. ورود اتزیو به استانبول در یک بازه زمانی بسیار مهمی رخ می‌دهد؛ شاهزاده سلیمان که در آینده تبدیل به سلطان سلیمان قانونی خواهد شد در شرایط بدی است، پدرش برای جنگ‌های منطقه بالکان در ترکیه نیست و عموی مدعی تاج و تخت او، شهزاده احمت همواره در مقابل چشمانش است و از این رو شرایط سیاسی پایداری در استانبول وجود ندارد. اتزیو در خلال جستجوی خود برای کلیدها به اساسین‌های شهر نیز برای مقابله با تمپلارها یاری می‌رساند. او یک به یک کلیدها را پیدا کرده و این قابلیت را دارد تا توسط آن کلیدهای اسرارآمیز، خود نیز مانند دزموند به مشاهده سرگذشت جدش الطائر بپردازد. در این بخش‌ها، بازیکن، کنترل شخصیت الطائر را در دست می‌گیرد و برای هر کلید، در مجموع پنج قسمت از مهم‌ترین لحظات سرگذشت او را خواهد دید. اتزیو برای پیداکردن و نگه‌داری کلیدها از شخص دیگری نیز کمک می‌گیرد؛ صوفیا سارتور یک زن ونیزی است که در جریان جنگ‌های عثمانی-ونیز به استانبول آمده و در تجارت‌خانه نیکولو پولو مشغول کار است. اتزیو پس از پیدا کردن هر پنج کلید به همراه صوفیا به مصیاف می‌روند و درب آن کتابخانه را باز می‌کنند. اتزیو در آنجا متوجه می‌شود که این محل یک کتابخانه نیست و محل مرگ و همچنین مخفیگاه نگه‌داری از Apple Of Eden است. الطائر که روی یک صندلی نشسته و مرده بود در گذر سال‌ها تنها اسکلتی از او باقی مانده بود. اتزیو پس از ادای احترام به او به سمت Apple Of Eden حرکت می‌کند ولی از برداشتن آن صرف نظر می‌کند، شمشیر و لباس‌های مخصوص اساسین خود را در می‌آورد. او پس از صحبت با مینروا سرانجام دزموند را در مقابل خود تصور می‌کند. پس از پایان بخش تاریخی بازی، دزموند نیز از کما خارج می‌شود و ادامه داستان در بازی اساسینز کرید ۳ دنبال می‌شود. گیم‌پلی این بازی از نظر گیم‌پلی در مجموع ادامه‌دهنده مسیر بازی قبلی است. دویدن در شهرها، بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها، مبارزات، سیستم جمع‌آوری پول و ارتقاء وضیعیت و ... مشابه نسخه قبلی است ولی با این تفاوت که آیتم‌ها، حرکات و قابلیت‌هایی نیز به آن اضافه شده است. از مهم‌ترین امکانات اضافه شده می‌توان به آیتمی جدید به نام Hookblade اشاره کرد؛ این آیتم جایگزین خنجر مخفی دوم در دست می‌شود و علاوه بر قابلیت سنتی یک خنجر دوم، به عنوان یک سلاح سرد، این قابیت را دارد تا به عنوان یک قلاب از آن استفاده کرد که سرعت بالا رفتن از ساختمان‌ها را به اندازه‌ای زیاد بیشتر می‌کند. این آیتم همچنین برای جابجایی سریع‌تر در بام‌ها نیز استفاده می‌شود، جایی که سقف‌ها از طریق طناب‌هایی به هم متصل هستند و با کمک Hookblade می‌توان برای جابجایی سریع استفاده کرد. در این بازی سیستم تشکیل گروه اساسین نیز همچون نسخه قبلی وجود دارد و بازیکن می‌تواند آن‌ها را پیدا، ارتقاء و در زمان درگیری استفاده کند. نبردها در این بازی نسبت به نسخه قبل اندکی سریع‌تر و دشمنان نیز به مراتب قدرتمندتر از نسخه‌های قبلی هستند. مراحل بازی نیز در جریان کاوش در شهرها قابل انجام هستند و پیشرفت در کار هر مرحله همچون نسخه قبل متکی به چند فاکتور است. به اتمام رساندن یک مرحله بخشی از پیشرفت کار است و در یاری از مراحل، جدای از به پایان رساندن مرحله باید کارهای دیگری نیز انجام داد که به فراخور هر مرحله این کارها نیز متفاوت هستند. اتزیو این امکان را دارد تا به جمع‌آوری پول و ارتقاء وضعیت خود بپردازد، هنگامی که از خط خونش کم شد با مصرف دارو که قابل خرید است نیز می‌تواند این خط خون را مجدداً پر کند. همچون نسخه قبل این بازی نیز دارای یک بخش چندنفره یا Multiplayer نیز هست که در نوع خود دارای چندین قابلیت جدید نسبت به پیشینیانش است. گرافیک Assassin's Creed: Revelations به لحاظ گرافیک نقدهای خوبی دریافت نکرده است. این بازی از تکراری بودن کیفیت گرافیک رنج می‌برد و حتی در بعضی نقدها گرافیک را پایین‌تر از نسخه‌های قبلی ذکر کرده‌اند، با این وجود امتیازات به گرافیک این بازی نیز امتیازاتی متوط و به بالا بوده است. موسیقی و صداگذاری برای نخستین بار در این سری، جسپر کید به همراه شخص دیگری برای نوشتن موسیقی متن همکاری کردند، این شخص لورن بالفه است و سابقه درخشانی در زمینه موسیقی از خود به جای گذاشته است. موسیقی بخش‌های سینماتیک بازی عمدتاً کار بالفه و گیم‌پلی بازی نیز توسط جسپر کید کار شده است. در صداگذاری نیز همچون نسخه‌های قبل، راجر کریگ اسمیت به جای اتزیو و نولان نورث به جای دزموند صحبت می‌کند؛ در مجموع شخصیت‌های ثابت سری از صداگذاران قبلی خود استفاده کردند. امتیازها امتیازات گیم‌اسپات 8/10 IGN 8.5/10 مرتبط
  12. اساسینز کرید ۳

    Assassin's Creed III توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان Alex Hutchinson نویسنده Corey May Matt Turner تهیه‌کننده Francois Pelland تاریخ انتشار 30 اکتبر 2012 سبک اکشن ماجراجویی، مخفی‌کاری پلت‌فرم‌ها Xbox 360 PS3 PC Wii U تعداد بازیکنان 1 نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M یوبی‌سافت یک سال پس از انتشار بازی Assassin's Creed: Revelations سنت سالانه این سری را حفظ کرد و این بار با عرضه بازی اساسینز کرید 3 (انگلیسی: Assassin's Creed 3) پرده‌ای دیگر از این سری را به نمایش گذاشت. دزموند مایلز، قهرمان این سری همچنان به عنوان شخصیت اصلی بازی حضور دارد و پس از به هوش آمدن از کما که در پایان نسخه قبلی رقم خورد به همراه دوستانش، این بار به آمریکا خواهند رفت؛ محلی که در نسخه‌های قبل مشخص شد یکی از Grand Templeها در آن‌جا واقع شده است. روایت تاریخی بازی نیز به صورت کامل از دوران رنسانس خارج شده و یکی دیگر از دوره‌های مهم تاریخ، یعنی رویدادهای منجر به شکل گیری انقلاب آمریکا و جدایی سیزده ایالت مستعمره‌نشین از بریتانیا را نمایش می‌دهد. در بخش تاریخی، ابتدا دزموند به مشاهده سرگذشت جد خود، هیثم کن‌وی می‌پردازد که از بریتانیا برای پیدا کردن سرنخ‌هایی از یک حلقه اسرار آمیز به سمت مستعمره‌نشین‌های آمریکا می‌رود. هیثم که سرانجام مشخص خواهد شد یک تمپلار است، در ادامه موفق به یافتن Grand Temple می‌شود اما نمی‌تواند آن را باز کند. او برای پیدا کردن این معبد از یک زن سرخ‌پوست بومی کمک گرفته بود و ادامه داستان توسط فرزند هیثم و زن سرخ‌پوست، کانر دنبال خواهد شد. مشاهده سرگذشت کانر کن‌وی از کودکی تا سنین جوانی خواهد بود و شامل آموزش و یادگیری مهارت، یافتن دوستانی دیگر و قرار گرفتن در متن انقلاب آمریکا و شرکت در نبردهای مختلف این دوران است. این بازی به لحاظ گیم‌پلی، گرافیک، داستان، شخصیت‌ها و ... به میزان زیادی خود را از بازی‌های پیشینش جدا کرده و شامل تغییرات زیادی شده است. محتویات داستان بازی گیم‌پلی گرافیک موسیقی و صداگذاری امتیازها مرتبط داستان بازی پس از بازی Assassin's Creed: Revelations، دزموند مایلز که در کما بود، از این وضعیت خارج شد و خود را در جمع همراهانش، شان هاستینگ، ربکا کرین و پدرش ویلیام مایلز می‌بیند. این چهار نفر پس از طی کردن یک مسافت طولانی وارد آمریکا و ورودی Grand Temple می‌شوند و با کمک Apple of Eden موفق به عبور از دروازه ورودی آن می‌شوند. این معبد اسرارآمیز خود دارای یک ورودی کاملا بسته دیگر نیز هست و برای باز کردن این ورودی نیاز به کلیدهای مخصوصی هست. در هرحال پس از ورود به این معبد اسرارآمیز، بلافاصله روایت تاریخی بازی نیز آغاز می‌شود و دزموند اینک به مشاهده یکی دیگر از اجداد خود، این بار در قرن هفدهم خواهد پرداخت؛ هیثم کن‌وی، یک شخصیت ثروتمند و پرنفوذ در انگلستان. او پس از به دست آوردن یک حلقه مرموز و بحث با یک محفل ناشناس، راهی مستعمره‌نشین‌های انگلیسی قاره آمریکا می‌شود. سفر دریایی او به بوستون ۷۲ روز به طول می‌انجامد. به محض ورود به بوستون، چارلز لی، یکی از شخصیت‌های حقیقی برگرفته از تاریخ از او استقبال می‌کند و بوستون و مناطق مختلف آن را به هیثم نشان می‌دهد. هیثم و چارلز لی پس از گردشی کوتاه در شهر به ملاقات ویلیام جانسون می‌روند، جانسون در طول سال‌های حضور خود در بوستون، نقش رابط را میان سفیدپوستان و بومیان سرخ‌پوست برعهده داشت و از نفوذ بالایی در میان آن‌ها برخوردار بود. هیثم در ادامه با افرادی دیگر نیز ملاقات می‌کند و قصد دارد تا با ایجاد یک محفل منظم، نقشه‌ای برای پیداکردن سرنخ‌های مرتبط با حلقه اسرارآمیز پیدا کند. هیثم و محفل همراه او پس از آزاد کردن برده‌های سرخ‌پوست و فراری دادن آن‌ها از دست تجار انگلیسی، کم‌کم اعتماد آن‌ها را به دست آورد و پس از انجام چند ماموریت در کنار یک زن سرخ‌پوست به نام «کانیزیو» توانست معتمد او و مردم بومی شود. زن سرخ‌پوست که اینک حلقه مرموز هیثم را دیده بود، محل ورودی معبد بزرگ را به او نشان می‌دهد اما این حلقه نتوانست این دروازه را باز کند. هیثم به میان محفل خود بازمی‌گردد و پس از قرار دادن یک انگشتر در دست چارلز لی، ورود او را به محفل تمپلارها تبریک می‌گوید. دزموند پس از مشاهده این لحظه و تعجب از اینکه جد او هیثم، یک تمپلار بوده از آنیموس خارج می‌شود. دزموند در ادامه مجددا وارد آنیموس می‌شود و این‌بار به مشاهده سرگذشت فرزند هیثم و زن سرخ‌پوست، کانیزیو می‌پردازد. این پسر «راتاهنکتون» نام دارد و سرگذشت او از دوران کودکی روایت می‌شود. راتاهنکتون در همان دوران کودکی، پس از هجوم افراد چارلز لی به قبیله خود، مادرش و بیشتر مردمش را از دست می‌دهد و قبیله خود را سوخته می‌یابد؛ او که به چشم خود چارلز لی را دیده بود، اندیشه انتقام از او در همین دوران کودکی شکل گرفته بود. پس از گذشت چند سال، بزرگ قبیله به راتاهنکتون از Grand Temple می‌گوید و اینکه مردم این قبیله برای حفاظت از این معبد نمی‌توانند آنجا را ترک کنند، او در ادامه یک Apple of Eden را به راتاهنکتون نشان می‌دهد و او از این طریق از طریق یک رویا و پیش‌گویی متوجه فرجام قبیله خود که نابودی و هضم شدن در دنیای جدید بود آگاه می‌شود و پس از صحبت با «جونو» و مشاهده علامت اساسین‌ها پیرامون این علامت کنجکاو می‌شود. بزرگ قبیه به راتاهنکتون در مورد این علامت توضیحاتی را می‌دهد و به او خواهد گفت که برای گذراندن آموزش‌های مخصوص باید پیش شخصی به نام Achilles Davenport برود، او رئیس انجمن برادری اساسین‌ها در مستعمره‌نشین‌های آمریکا بود. راتاهنکتون به هر ترتیب موفق می‌شود تا به حضور او برسد و تحت تعلیم قرار گیرد. همراهان دزموند، شان، ربکا و پدرش ویلیام مایلز در جریان مشاهده تاریخ با آنیموس، درحال ردگیری محل اختفای کلیدهای موردنیاز برای بازکردن ورودی درون معبد بودند و موفق می‌شوند تا یک به یک محل اختفای این کلیدها را یافته و با کمک دزموند آن‌ها را تصاحب کنند. راتاهنکتون، پس از چند سال آموزش‌های رزمی، فلسفی و تاریخی، راتاهنکتون درحال تبدیل به یک اساسین باتجربه بود. این سال‌ها، مصادف است با روزهای آغازین شکل‌گیری خیزش مستعمره‌نشین‌ها علیه پادشاهی انگلستان بود. راتاهنکتون برای نخستین بار به همراه آکیلیز وارد شهر بوستون می‌شوند و وقایع را از نزدیک می‌بینند. راتاهنکتون که اینک «کانر» نامیده می‌شود شروع به تشکیل یک انجمن برادری اساسین‌ها در بوستون می‌کند، او قصد دارد تا سران تمپلارهای مستعمره‌نشین‌ها را که شامل رئیس آن‌ها یعنی پدر خودش و چارلز لی می‌شود را به قتل برساند. از این بخش به بعد کانر برای مبارزه با تمپلارها، در متن خیزش مستعمره‌نشین‌ها علیه بریتانیا قرار می‌گیرد، حضور در جنبش «مهمانی چای»، گردهم‌آیی‌های رهبران خیزش و شرکت در جنگ‌های زمینی و دریایی مستعمره‌نشینان علیه بریتانیا. او یک به یک سران تمپلارها را که مخالف جدایی مستعمره‌نشینان از بریتانیا هستند را به قتل می‌رساند از جمله ویلیام جانسون که از نفوذ خود بر مردم بومی، آن‌ها را علیه جدایی‌طلبان برانگیخته بود. این وقایع منجر شد تا رهبران خیزش، از جمله «جورج واشنگتون» به مقابله با بومیان بپردازند. کانر پس از این اتفاق از همراهی با مستعمره‌نشین‌ها جدا شد و از آن پس فقط به دنبال کردن و به قتل رساندن تمپلارها می‌پرداخت. او سرانجام با پدر خود هیثم، رئیس محفل تمپلارها دیدار کرد و پس از همراهی با او، شمشیر انتقامش کند شد ولی به هرحال کانر در ادامه و پس از آن‌که مورد هجوم پدرش واقع شد در یک درگیری او را کشت. کانر اینک به دنبال چارلز لی بود، شخصی که در کودکی قبیله او را آتش زد و باعث مرگ مادرش شد، در جوانی قبیله او را بر ضد مستعمره‌نشینان تحریک کرد و اکنون پس از مرگ هیثم، در قامت رئیس محفل تمپلارها قرار داشت. کانر پس از گذراندن چندیم مرحله تعقیب و گریز و درگیری، سرانجام چارلز لی را کشت و انتقام خود را گرفت. او سپس به محل اقامتش بازگشت و حلقه اسرارآمیز را که از لی گرفته بود در زمین دفن کرد. دزموند مایلز و همراهانش که در جریان مشاهده تاریخ با آنیموس، موفق به جمع‌آوری همه کلیدهای موردنیاز برای بازکردن ورودی داخل معبد شده بودند، اینک متوجه شدند که محل دقیق حلقه کجاست. آن‌ها حلقه را از زمینی که کانر برای اختفای آن حفر کرده بود خارج می‌کنند و با استفاده از حلقه دروازه ورودی داخل معبد را باز می‌کنند. دزموند پس از ورود به این قسمت، یک شئ بزرگ مشاهده می‌کند که همانند دیگر اشیاء به جای مانده از «تمدن اولیه»، مانند Apple of Eden ماهیتی نامشخص داشت. او در مقابل این شئ جونو را مشاهده کرد که از دزموند می‌خواست تا برای نجات جهان از نابودی، آن را فعال کند. در این هنگام «مینروا» ظاهر می‌شود و از دزموند می‌خواهد تا این کار را انجام ندهد ولی سرانجام او تصمیم خود را می‌گیرد و پس از هدایت کردن همراهانش به خارج از معبد آن شئ را برای نجات دنیا فعال می‌کند و در این مسیر جان خود را از دست می‌دهد. گیم‌پلی گیم‌پلی Assassin's Creed 3 به صورت کامل نسبت به بازی‌های قبلی سری مورد بازبینی قرار گرفته است، به شکلی که یکی از نخستین فاکتورهای متمایزکننده این بازی از بازی‌های پیشین این سری، همین گیم‌پلی بازی است. نوع دویدن، حرکات حین دویدن، بالا یا پایین رفتن از ساختمان‌ها بسیار متمایز از بازی‌های قبلی است و بسیار طبیعی‌تر و نرم‌تر شده است. بازیکن می‌تواند به شکلی طبیعی تر بدود و در حین حرکت تغییر مسیر دهد، در هنگام روبه‌رو شدن با موانع مختلف در حین دویدن، واکنش‌های جدیدی مثل عبور از زیر موانع یا پرش از روی آن‌ها کاملا جدید هستند. بالا و پایین رفتن‌ها نیز سریع‌تر و به دلیل انیمیشن‌های جدید طبیعی‌تر از قبل هستند؛ بازیکن برای اولین بار در این سری قادر به بالا و پایین رفتن از درختان و صخره‌ها و حرکت در میان آن‌ها نیز هست. سیستم مبارزات نیز دستخوش تغییرات بنیادینی شده است ولی در مجموع اصول سیستم مبارزه سری را حفظ کرده است. سلاح‌های جدید نیز دربازی به وفور وجود دارند و حال و هوای قرن هفدهم را در بازیکن ایجاد می‌کند، یکی از سلاح‌های اصلی و پرکاربرد در بازی «تاماهاوک» است. این سلاح یک سلاح بومی مردم سرخ‌پوست موهاک است که توسط کانر استفاده می‌شود. در بازی یک سیستم جدید «شکار» نیز گنجانده شده و کانر می‌تواند در جنگل‌های وحشی حوالی بوستون به شکار حیوانات مختلفی مانند پلنگ، گرگ، روباه، خرگوش، خرس و ... بپردازد، برخی از این حیوانات وحشی هستند و ممکن است پیش از شکار شدن، کانر را مورد تهاجم قرار دهند. شهرهای این بازی، مستعمره‌نشین‌های بریتانیایی در قاره امریکا هستند؛ بوستون، نیویورک و فیلادلفیا از جمله آن‌ّها هستند که دارای ساختمان‌هایی با معماری انگلیسی و جاده‌هایی عریض هستند که محیط جدیدی را نسبت به شهرهای ایتالیایی دوران رنسانس تداعی می‌کنند؛ دنیای بازی نیز علاوه بر گردش شب و روز، دارای گردش فصل‌ها نیز هست، برف و طوفان در این بازی بسیار پررنگ هستند و دویدن را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهند. حرکت در این شهرهای پرجمعیت و مخفی شدن‌ها در میان جمعیت‌ها نیز همراه با تغییرات جالبی بوده است، به طور مثال کانر برای مخفی شدن در میان جمعیت می‌تواند به میان جمعی از اهالی رفته و وانمود به صحبت کردن با آن‌ها کند. سیستم جمع‌اوری پول نیز در این بازی همچون نسخه‌های قبلی وجود دارد، علاوه بر آن بازی از یک سیستم جدید «تجارت» نیز بهره می‌برد. بازیکن می‌تواند از راه‌های مختلفی مثل شکار، جیب‌بری، پیداکردن صندوقچه‌ها، تکمیل مراحل و ... آیتم‌های مختلف زیادی را کسب کند و آن‌ها را مورد داد و ستد قرار دهد. یکی از ویژگی‌های بارز گیم‌پلی در این بازی، بخش نبردهای دریایی است که یک ایده کاملا جدید و در نوع خود بکر است. کانر فرماندهی یک کشتی جنگی را برعهده می‌گیرد. این بخش از بازی کاملا متفاوت از بازی در حالت روی زمین است و کنترل کشتی، حمله و دفاع متمایز از روی زمین است. این بخش درمجموع یکی از نقاط قوت بازی است و از جذابیت بالایی برخوردار است. نبردها عمدتا با نیروی دریایی بریتانیا است که از کشتی‌های جنگی قدرتمندی برخوردار هستند و در مراحل مختلف این درجه سختی زیادتر نیز می‌شود. گرافیک این بازی با موتور "Anvil Next" ساخته شده است که صورت تکامل‌یافته موتور بازی‌سازی Anvil است. گرافیک این بازی در مقایسه با نسخه‌های قبلی این سری پیشرفته‌تر و همراه با جزئیات و کیفیت بیشتری است. بخش بزرگی از دنیای این بازی از جنگل‌های انبوه، آبشارها، رودخانه‌ها، دریا، برف و کولاک و صخره‌هایی قابل پیمودن تشکیل شده است که مناظری هنری را پدید آورده‌اند، تک‌تک این بخش‌ها از گرافیک بالا و جزئیات زیادی برخوردارند. معماری انگلیسی شهرها در این بازی نیز کاملا قابل لمس است، چهره شخصیت‌های مختلف، از شخصیت‌های محوری گرفته تا شهروندان کاملا دستخوش تغییر و بهینه‌سازی شده و نمای طبیعی‌تری را جلوه می‌کنند. لباس‌های شخصیت‌های اصلی و دیگر شخصیت‌ها نیز نسبت به نسخه‌های قبل کیفیت بیشتری دارند و علاوه بر رعایت سلیقه بریتانیایی‌های قرن هفدهمی از جزئیات زیادی نیز برخوردارند. موسیقی و صداگذاری در این بازی «لورن بالفه» هدایت تیم نواخت موسیقی متن را برعهده دارد و دیگر جسپر کید در این بخش نقشی نخواهد داشت. موسیقی متن، هماهنگ با دوران جدید تمدن غربی در بر جدید است و تم کار از حال و هوای رنسانسی همچون کل بازی، خارج شده است. صداگذارن بازی در دنیای کنونی همان صداگذاران قبلی هستند. نولان نورث صداگذار دزموند مایلز، John de Lancie صداگذار پدر دزموند ویلیام مایلز، Danny Wallace و Eliza Jane Schneider نیز به ترتیب صداگذاران شان هاستینگ و ربکا کرین می‌باشند. از جمله صداگذاران بخش تاریخی نیز می‌توان به Noah Watts در نقش کانر کن‌وی، Roger Aaron Brown در نقش آکیلیز معلم کانر، Adrian Hough در نقش هیثم کن‌وی و Neil Napier در نقش چارلز لی اشاره کرد. امتیازها امتیازها گیم‌اسپات 8.5/10 IGN 8.5/10 مرتبط
  13. اساسینز کرید: برادری

    Assassin's Creed: Brotherhood توسعه‌دهنده یوبی‌سافت مونترال منتشرکننده Ubisoft کارگردان Patrick Plourde نویسنده Corey May Matt Turner تهیه‌کننده Vincent Pontbriand تاریخ انتشار 16 نوامبر 2010 سبک اکشن ماجراجویی، مخفی‌کاری پلت‌فرم‌ها Xbox 360 PS3 PC تعداد بازیکنان 1 نفره چندنفره رده‌بندی سنی ESRB: M یک سال پس از عرضه بازی اساسینز کرید ۲، ادامه این بازی با نام اساسینز کرید: برادری (انگلیسی: Assassin's Creed: Brotherhood) نیز عرضه شد. این بازی هم در بخش داستان تاریخی و هم در بخش داستان در زمان حال، دقیقا ادامه بازی قبلی است. دزموند مایلز و همراهانش پس از اتفاقات نسخه قبلی و فرار از مخفیگاه، وارد مونترجیونی می‌شوند و ادامه اکتشافات تاریخی را از ویلای آئودیتوره پی می‌گیرند. در بخش تاریخی، اتزیو نیز پس از شکست دادن رودریگو بورجیا و صحبت با مینروا، اکنون باید از رم به همراه عمویش به مونتریجیونی بازگردند. روایت‌ها به گونه‌ای ادامه‌دهنده و مکمل نسخه قبلی است، اما همین روند، منجر به گسترش داستان، وارد شدن شخصیت‌های جدید و تغییرات جزئی دیگر و افزوده شدن بعضی ویژگی‌های جدید نیز هست. شخصیت محوری بخش تاریخی همچنان اتزیو آئودیتوره است ولی دشمن اصلی او این بار پسر رودریگو، یعنی چزاره بورجیا است. چزاره نیز همچون پدرش یک شخصیت حقیقی در تاریخ بوده است. او همچون پدرش یک تمپلار است و اینک فرماندهی ارتش پاپ را برعهده دارد و قصد یکپارچه سازی دولت‌شهرهای شبه جزیره ایتالیا را دارد و پس از حمله به ویلای آئودیتوره در مونتریجیونی، قتل عموی اتزیو و به دست اوردن Apple Of Eden اینک به عنوان دشمن اصلی اتزیو محسوب می‌شود. از تغییرات جالب توجه در این بازی می‌توان به تغییر شهر محل بازی اشاره کرد، اینک بیشتر بازی در شهر رم قرن پانزدهم است، این شهر بسیار بزرگ طراحی شده است به نحوی که می‌توان از اسب برای اولین بار در داخل شهر استفاده کرد، همچنین شهر دارای تونل‌هایی نیز می‌باشد که پس از آزادسازی مناطق مورد نظر این امکان را فراهم می‌کند تا در این شهر بزرگ به صورت Fast Travel عمل کرد و مسافت‌های طولانی را کوتاه نمود. برخی قابلیت‌های جدید نیز به بازی افزوده شده‌اند، این بازی برای نخستین بار در این سری دارای یک بخش Multiplayer نیز هست. قابلیت Combo Kill یکی دیگر از ویژگی‌های افزوده شده به بازی است، با کمک این قابلیت می‌توان به صورت پی در پی و سریع دشمنان را نابود کرد. Assassin's Creed: Brotherhood یک نسخه Spin-Off است و زیرمجموعه Assassin's Creed 2 محسوب می‌گردد. محتویات داستان بازی گیم‌پلی گرافیک موسیقی و صداگذاری امتیازها گالری منابع داستان بازی پس از یک مبارزه کوچک میان دزموند مایلز و لوسی استیل‌من با مهاجمین شرکت آبسترگو که در مخفیگاه آن‌ها انجام شد، آن دو به همراه شان هاستینگ و ربکا کرین مجبور به حابجایی شدند. این گروه حالا وارد مونتریجیونی ایتالیا و در ویلای آئودیتوره می‌شوند تا ادامه ماجرای اتزیو را با کمک آنیموس در این مکان ببینند. اتزیو آئودیتوره پس از شکست دادن رودریگو بورجیا و صحبت با مینروا به همراه عموی خود به مونتریجیونی باز می‌گردند اما یک روز بعد این شهر مورد حمله چزاره بورجیا قرار می‌گیرد. مونتریجیونی در این نبرد شکست می‌خورد، عموی اتزیو کشته می‌شود و Apple Of Eden به دست چزاره بورجیا می‌افتد. اتزیو، خواهر و مادرش از این واقعه زنده بیرون می‌آیند و اتزیو برای انتقام خون عمویش و همچنین باز پس گیری Apple Of Eden به شهر رم می‌رود. در رم نیکولو ماکیاولی به اتزیو کمک می‌کند تا بیشتر در مورد چزاره بورجیا و سیستم حکومتی او مطلع شود. اتزیو به کمک ماکیاولی و سایر دوستانش که در بازی قبلی نیز شاهد آن‌ها بودیم، برای مبارزه با چزاره شروع به تشکیل یک گروه از Assassinها می‌کند، آن‌ها را آموزش می‌دهد و به ماموریت می‌فرستد تا بیش از پیش دارای مهارت شوند. اتزیو با کمک این گروه شروع به نابودسازی مقرهای حکومت چزاره به صورت محله به محله در رم کرده و شهر را آرام آرام از افراد چزاره آزاد می‌کند. اتزیو در نهایت به سمت کلیسای جامع واتیکان رفته و متوجه محل مخفی شدن Apple می‌شود و آن را به دست می‌آورد و پس از یک نبرد هیجان انگیز در مقابل دروازه شهر رم، چزاره را شکست داده و از شهر بیرون می‌کند. چزاره بورجیا پس از اخراج از رم دست به تشکیل ارتش زده و به اسپانیا حمله می‌کند، اتزیو به سمت اسپانیا حرکت می‌کند و در نهایت او را می‌کشد. او پس از بازگشت به رم، Apple را در محلی مخفی واقع در Colosseum پنهان می‌کند. دزموند پس از متوجه شدن محل اختفای Apple، به همراه دوستانش به سمت Colosseum حرکت می‌کند و به Apple می‌رسد اما پس از به دست آوردن آن، کنترل خود را از دست می‌دهد و به دستور Juno لوسی استیل‌من را می‌کشد. گیم‌پلی گیم‌پلی این بازی درمجموع تغییر چندانی نسبت به نسخه قبلی خود نداشته است. دویدن، مبارزات، بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها، شنا و قایل‌سواری و ... مشابه نسخه قبلی هست ولی برخی قابلیت‌ها نیز به آن اضافه شده است؛ از جمله این تغییرات در بهبود روند مبارزات از طریق قابلیت Combo Kill است در این بازی مبارزات و قتل دشمنان سریع‌تر خواهد بود. همچون نسخه قبل امکان جمع‌اوری پول برای خرید آیتم‌ّها و لباس‌ها فراهم است، افزون بر آن برخی آیتم‌ها برای خرید به پیش‌نیاز احتیاج دارند، به این معنی که باید برای خرید این چنین آیتم‌هایی، آیتم‌های دیگری مانند جواهرات و ... را همراه داشت. امکان فروش نیز به این قابلیت‌ها افزوده شده و برخی آیتم‌های کسب شدنی را می‌توان به فروش رساند. برای بالا رفتن از برخی ساختمان‌های بلند، مکان‌های خاصی وجود دارد که با کمک طناب و گیره می‌شود به سرعت از ساختمان بالا رفت. این بازی برای نخستین بار در این سری دارای یک بخش مخصوص Multiplayer نیز هست. بخش جدیدی نیز که به بازی افزوده شده است، توانایی تشکیل یک گروه از Assassinها است؛ این بخش کاملا جدید است و از این نسخه وارد گیم‌پلی خواهد شد. گیمر می‌تواند با آزادسازی مردم گرفتار در دست افراد چزاره، آن‌ها را به گروه Assassinها وارد کند. افراد جدید را می‌توان به ماموریت‌های گسترده‌ای در اروپا فرستاد تا به کسب مهارت و افزایش توانایی‌های خود بپردازند. همچنین اتزیو در جریان بازی نیز می‌تواند افراد خود را در هر مکان و در جریان هر مبارزه صدا کند تا به او کمک کنند. گرافیک از لحاظ گرافیک نیز Assassin's Creed: Brotherhood همچون گیم‌پلی دگرگونی خاصی نسبت به نسخه قبلی ندارد و میراث‌دار گرافیک عالی نسخه دوم است. با این حال دارای اندک تغییراتی در کیفیت تکسچرها بوده است. موسیقی و صداگذاری کار موسیقی متن این بازی، همچون نسخه‌های قبلی برعهده جاسپر کید بوده است. تم در نظر گرفته شده برای این بازی بیشتر یادآور شکوه رم باستان و امپراتوری روم است و بسیار زیبا و متناسب کار شده است. صداگذاران بازی نیز به همان ترتیب صداگذاران بازی Assassin's Creed 2 هستند. امتیازها طراحی زیبا و دقیق شهرها اضافه شدن بخش چند نفره گرافیک مطلوب بازی موسیقی و صداگذاری بازی هوش مصنوعی مناسب دشمنان تکراری شدن گیم‌پلی وجود باگ امتیازات متاکریتیک ۹۰/۱۰۰ (PS3) ۸۹/۱۰۰ (X360) ۸۹/۱۰۰ (PC) گیم‌اسپات ۸٫۵/۱۰ IGN ۸/۱۰ یوروگیمر ۱۰/۱۰ گیم اینفورمر ۹٫۲۵/۱۰ گالری منابع Assassin's Creed: Brotherhood در وب‌گاه ویکیا Assassin's Creed: Brotherhood در ویکی‌پدیا