• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - آبان 96   دوشنبه, 29 آبان 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.

جستجو در انجمن‌

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'بازی‌های آنچارتد'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


شاخه‌ها

  • رزیدنت اویل
  • کلش آو کلنز
  • اساسینز کرید
  • شیطان درون
  • سگ‌های نگهبان
  • متال گیر
  • GTA ویکی
  • ویکی بایوشاک
  • تام کلنسی دیویژن
  • اسپلینتر سل
  • گوست ریکون
  • رینبو سیکس
  • توم رایدر
  • دارک سولز
  • سایلنت هیل
  • فار کرای
  • کوانتوم بریک
  • مکس پین
  • ندای وظیفه
  • ویچر
  • آرکام سیتی
  • لست آو آس
  • آنچارتد
  • هورایزن زیرو دان
  • هالف لایف
  • ویکی پورتال
  • گیرز آو وار
  • هیلو
  • دستینی
  • بتلفیلد
  • الدر اسکرولز
  • فال اوت
  • گاد آو وار
  • دویل می کرای
  • بتل‌فرانت
  • اورواچ
  • رچت و کلنک
  • زلدا
  • ماریو
  • Dota
  • مردگان متحرک
  • مورتال کامبت
  • دانگان‌رونپا
  • سرخ پوست مرده

شاخه‌ها

  • اخبار

شاخه‌ها

  • مقاله‌ها

انجمن‌ها

  • بازی‌پدیا
    • اطلاعیه‌ها و اخبار
    • انتقادات و پیشنهادات
    • کانون‌ها
  • انجمن ویکی
    • آموزش‌های مرتبط با ویکی‌نویسی
    • پیشنهاد یک ویکی
  • Gaming
    • بحث و تبادل نظر پیرامون بازی‌ها
    • PC Gaming
    • PlayStation
    • XBOX
    • Nintendo
  • Hardware
    • سخت افزار
  • Software
    • سیستم‌عامل‌ ها
    • نرم افزارهای کاربردی
    • نرم افزارهای موبایل
  • انجمن عمومی
    • گفتگوی آزاد
    • فیلم و سریال
    • پرسش و پاسخ عمومی
  • Fallout انجمن فال اوت
  • Devil May Cry انجمن دویل می کرای
  • God of War انجمن گاد آو وار
  • Clash of Clans انجمن کلش آو کلنز
  • Tomb Raider انجمن توم رایدر
  • The Last of Us انجمن لست آو آس
  • Silent Hill انجمن سایلنت هیل
  • Far Cry انجمن فار کرای
  • Watch Dogs انجمن واچ داگز
  • Resident Evil انجمن رزیدنت اویل
  • Call of Duty انجمن کال آو دیوتی
  • Destiny انجمن دستینی
  • The Evil Within انجمن اویل ویتین
  • Batman Arkham انجمن بتمن آرکام
  • Halo انجمن هیلو
  • Metal Gear انجمن متال گیر
  • Dota انجمن سری Dota
  • Ratchet & Clank انجمن رچت و کلنک
  • Tom Clancy's The Division انجمن تام کلنسی
  • Dark Souls انجمن دارک سولز
  • Uncharted انجمن آنچارتد
  • Quantum Break انجمن کوانتوم بریک
  • Grand Theft Auto انجمن جی تی ای
  • Bioshock انجمن بایوشاک
  • Assassin's Creed انجمن اساسینز کرید
  • Elder Scrolls انجمن الدر اسکرولز
  • Battlefield انجمن بتلفیلد
  • Gears of War انجمن گیرز آو وار
  • Portal the Game انجمن پورتال
  • Half-Life انجمن هالف لایف
  • Horizon Zero Dawn انجمن هورایزن زیرو دان
  • the Witcher انجمن ویچر
  • Max Payne انجمن مکس پین
  • Rainbow Six انجمن رینبو سیکس
  • Battlefront انجمن استاروارز بتل‌فرانت
  • Zelda انجمن افسانه زلدا
  • Ghost Recon انجمن گوست ریکون
  • Splinter Cell انجمن اسپلینتر سل
  • Mario انجمن ماریو
  • The Walking Dead انجمن سری بازی مردگان متحرک
  • Mortal Kombat انجمن مورتال کامبت
  • Danganronpa انجمن دانگان‌رونپا
  • Red Dead انجمن Red Dead

شاخه‌ها

  • Trainers
  • Patches
  • Cracks and Fixes
  • Saves and Unlockers
  • Mods and Programs
  • Help and Walkthrogh

تقویم ها

چیزی برای نمایش وجود ندارد

چیزی برای نمایش وجود ندارد


گروه


نام اصلی :


محل سکونت :


AIM :


MSN :


توییتر :


یاهو مسنجر :


فیسبوک :


اینستاگرام :


Skype :


وب‌سایت :


درباره من


علاقمندی‌ها :


بازی‌های مورد علاقه :


شخصیت‌های مورد علاقه :


فیلم‌های مورد علاقه :


موبایل :


Graphic Card :


CPU :


RAM :


Hard Drive :


Motherboard :


Monitor :


Operating System :


PSN ID :


Xbox Live :


Xfire :


Steam ID :


Raptr ID :

5 نتیجه پیدا شد

  1. آنچارتد: میراث گمشده

    Uncharted: The Lost Legacy آنچارتد: میراث گمشده سازنده ناتی داگ ناشر سونی کارگردان‌ها شان اسکایگ کورت مارجینو طراح جیمز کوپر نویسنده شان اسکایگ جاش شر کانسپت آرت اریک پانیلینان تیت موزسیان موسیقی هنری جکمن پلتفرم پلی‌استیشن 4 تاریخ انتشار ۲۲ آگوست ۲۰۱۷ سبک اکشن ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره (آنلاین) آنچارتد: میراث گمشده (انگلیسی: Uncharted: The Lost Legacy) یک بازی اکشن-ماجراجویی ساخته شده توسط استودیو ناتی داگ است که در آگوست ۲۰۱۷، توسط سونی و به شکل انحصاری برای پلتفرم پلی‌استیشن ۴ عرضه شده است. این بازی نسخه‌ای مکمل و فرعی در سری آنچارتد محسوب شده، و اولین بازی در سری خودش است که نیتن دریک را به عنوان شخصیت اصلی خود نمی‌بیند. سری آنچارتد این بار با میراث گمشده خط داستانی کلویی فریزر، از شخصیت‌های مکمل اصلی در دو بازی آنچارتد 2: در میان دزدان و آنچارتد 3: فریب دریک را پیگیری می‌کند که با همکاری نیدین راس، قصد پیدا کردن عاج گانش در هند را دارند. روند ساخت این بازی اندکی پس از تکمیل آنچارتد 4: پایان یک دزد در می ۲۰۱۶ شروع شد و بسیاری از فاکتورها و ویژگی‌های گیم‌پلی و گرافیکی این بازی، در میراث گمشده نیز به کار گرفته شده است. میراث گمشده همچنین در برخی از مراحل، رویکرد گیم‌پلی کاملا سری خطی خود را دستخوش تغییر کرده و در آن مراحل، گیم‌پلی به یک بازی جهان-باز نزدیک شده است. بازی پس از عرضه خود با نقدهای عمدتا مثبت منتقدین و طرفداران مواجه بوده است. منتقدین عمدتا بازی را به خاطر طراحی و گیم‌پلی، شخصیت‌پردازی، روایت داستانی و نوع ارتباط بین شخصیت‌ها ستوده‌اند و آن را به خاطر شباهت زیاد به آنچارتد 4 و نبود عنصر نوآوری مورد نقد منفی قرار دادند. امتیاز متای این بازی 84 از 100 بوده است. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه نقد و بررسی‌ها گالری منابع گیم‌پلی آنچارتد: میراث گمشده یک بازی اکشن و ماجراجویانه است که بازیکن شخصیت اصلی را از طریق دوربین سوم شخص دنبال می‌کند. به عنوان یک بازی با المان‌های پلتفرمینگ سه‌بعدی، بازیکن قادر به پرش، بالا یا پایین رفتن از موانع پیش روی خود است و در مبارزات، امکان استفاده از سلاح‌های گرم و همچنین مشت‌زنی و مبارزه تن به تن نیز هست. در این بازی، شخصیت اصلی کلویی فریزر است که همچون نیتن دریک، یک جوینده گنج‌های گمشده قدیمی محسوب می‌شود. کلویی دارای بدنی قوی و با انعطاف بالاست، و بازیکن از طریق او قادر است تا از موانع مختلف بالا و پایین برود، بین پلتفرم‌ها پرش کند، در آب شنا کرده و با مهارت از انواع سلاح استفاده کند. بسیاری از المان‌های گیم‌پلی از بازی چهارم در این بازی نیز به کار گرفته شده که از جمله آن‌ها، سیستم دیالوگ‌های درختی، پرتاب طناب قلاب‌دار و گیم‌پلی رانندگی است. کلویی همچنین با داشتن یک اسلحه مجهز به سایلنسر، می‌تواند رویکرد مخفی‌کارانه‌تری در جریان تقابل‌ها داشته باشد. در مبارزات بازیکن می‌تواند از سلاح‌های با برد زیاد مانند مسلسل، اسنایپر و شاتگان و همچنین سلاح‌های برد کم‌تر مانند کلت استفاده کند. همچنین غیر از نارنجک، بمب نوع C4 نیز قابل استفاده خواهد بود. در این بازی لوکیشن‌ها به نسبت بزرگ‌تر هستند و در محیط‌های بزرگ‌تر بازیکن امکان استفاده از یک نقشه را نیز دارد. علاوه بر استفاده از نقشه، المان عکاسی نیز از جمله موارد جدید در این بازی است. بخش چند نفره بازی نیز متصل به بازی چهارم بوده و محتواهای اضافی خودش را نیز دارا خواهد بود. داستان در هند، کلویی فریزر برای پیدا کردن یک شی تاریخی-افسانه‌ای به نام عاج گانش به نیدین راس ملحق می‌شود. نیدین پس از وقایع ماداگاسکار، دیگر فرماندهی گروه شبه‌نظامی شورلاین را برعهده ندارد و حالا به تنهایی فعالیت می‌کند. براساس افسانه‌ها، عاج متعلق به گانش، پسر یکی از خدایان هندی به نام شیوا بوده که در زمان حفاظت و دفاع از مقبره پدرش آن را از دست می‌دهد و از آن زمان به بعد هرگز پیدا نمی‌شود. جستجو برای پیدا کردن این عاج، تمام زندگی پدر کلویی را در زمان حیاتش به خودش اختصاص داده بود و او درنهایت برای پیدا کردن همین شی نیز کشته شد. کلویی با کمک یک تاجر به نام مینو موفق به عبور از گروه‌های شورشی شده و درنهایت با نیدین ملاقات می‌کند. در ادامه این دو همراه با یکدیگر، به دفتر رهبر شورشیان یعنی آساو نفوذ می‌کنند؛ شخصی که خودش نیز به دنبال عاج بوده و رهبری شورشیان در جنگ داخلی هند را برعهده دارد. کلویی و نیدین در این محل یک لوح به عنوان کلید و همچنین نقشه‌ای پیدا می‌کنند که توسط شخص نامعلومی ترسیم شده و مسیر رسیدن به عاج را از وسط تمدن باستانی «هویسالا» نشان می‌داد. با استفاده از نقشه، کلویی و نیدین به گهات غربی در جنوب هند رفتند، جایی که در مسیر خود و عبور از چند برج باستانی، سلاح‌های هندی جالبی مثل نیزه گانش، کمان شیوا و تبر پاراشوراما را پیدا کردند. جستجوی آن‌ها، درنهایت باعث رسیدن به یکی از دو پایتخت هویسالا، یعنی شهر کوچک هالیبید شد؛ جایی که آخرین امپراتور آنجا در گذشته، بی‌دفاع رها شده بود تا توسط ارتش ایرانیان تسخیر شود. کلویی و نیدین در نهایت متوجه شدند که این یک حقه بوده و امپراور از عمد در آنجا مانده بود چون محل اصلی عاج در شهر بزرگ‌تر بعنی بلور قرار داشت. در مسیر رسیدن به این شهر، این دو هدف حمله نیروهای آساو قرار گرفتند و گرچه موفق شدند زنده از این درگیری بیرون بیایند، اما لوح را از دست داده بودند. کلویی در جریان حوادث قبلی مجروح شده بود اما آن‌ها به هر شکل مصمم بودند که لوح را مجددا به دست بیاورند. زمانی که آن‌ها حرکات افراد آساو را زیر نظر داشتند، نیدین دشمن و رقیب قدیمی‌اش سم دریک را دید و مشخص شد شخص نامعلومی که نقشه را کشیده و در مسیر پیدا کردن عاج با آساو همکاری می‌کرد نیز او بوده است. نیدین گفت قصد دارد او را بکشد ولی کلویی مخالفت کرد و گفت که قبل از اینکه سم ربوده شود با او همکاری می‌کرد. این موضوع باعث اختلاف میان کلویی و نیدین شد و این دو مدتی جدا از هم ماموریت را دنبال کردند؛ ولی به هر شکل مجددا به هم ملحق شدند. پس از این، نیدین و کلویی به شهر بلور رسیدند و موفق به حل چند پازل و معما شدند، تا اینکه توسط افراد آساو به دام افتاده و دستگیر می‌شوند. آساو در ادامه این دو را به تالار اصلی برد، جایی که سم نیز حضور داشت و در اینجا کلویی را مجبور کرد که با استفاده از لوح موقعیت عاج را مشخص کند. این عاج افسانه‌ای، مزین به جواهرات بود و کلویی متوجه شد که گانش خودش به پاراشورما اجازه بریدن عاجش را داده بود. آساو با فعال کردن یک تله بزرگ، خودش همراه با عاج از محل رفت و کلویی، نیدین و سم را همانجا ترک کرد تا کشته شوند. به هر شکل کلویی قادر بود تا به سرعت چند پازل حل کند و هر سه نجات پیدا کنند. با وجود اختلاف میان سم و نیدین، این سه تعقیب آساو را همراه با هم شروع کردند. در حین مسیر، نیدین از اینکه شورلاین با آساو همکاری می‌کند عصبانی و شوک‌زده شده بود. نیدین در گذشته فرمانده شبه‌نظامیان شورلاین بود و امیدوار بود بعد از پیدا کردن عاج بتواند مجددا کنترل شورلاین را در اختیار بگیرد. با این حال، شورلاین اینک تحت فرماندهی دستیار نیدین یعنی اورکا بود که با آساو به توافقی رسیده بودند. آساو عاج را در قبال یک شی بسیار بزرگ با شورلاین معامله کرده بود که آن‌ها آن را با قطار انتقال می‌دادند. پس از مبارزه با اورکا، این سه هلی‌کوپتر او را ساقط می‌کنند. اورکا در حال مرگ فاش می‌کند که آساو بمب بسیار بزرگی را معامله کرده و قصد دارد آن را به سمت پایتخت پرتاب کند. اورکا پس از این شانس کشتن نیدین را داشت ولی سم او را متوقف کرد و فرصت برای نیدین فراهم شد تا اورکا را بکشد. در ادامه نیز کلویی بقیه را متقاعد کرد که ماموریت را تا خنثی کردن نقشه آساو دنبال کنند. سوار بر ماشین، کلویی نیدین و سم درنهایت به قطار می‌رسند. در اینجا سم باقی می‌ماند و نیدین و کلویی پس از رسیدن به واگن‌ها با افراد آساو درگیر می‌شوند. در ادامه، سوییچی دیده خواهد شد که با استفاده از آن می‌شد جهت حرکت قطار روی ریل را تغییر داد، مسیری که به یک پل منهدم شده هدایت می‌شد. در حالی که نیدین همچنان باقی مانده بود، کلویی از قطار پایین پرید و با کمک سم سوییچ ریل را چرخاند. این دو سپس برگشته و کلویی مجدد با نیدین همراه شد. آن دو سپس مسیر خود را تا واگن اصلی دنبال و با آساو مواجه شدند. پس از مدتی مبارزه، آن‌ها آساو را در همان واگن زمین‌گیر کردند، از قاطر زنده بیرون پریدند و تماشا کردند که قطار و آساو در دره سقوط کرده و منفجر می‌شود. کلویی و نیدین که عاج را به دست آورده بودند، تصمیم گرفتند همکاری با هم را ادامه دهند. سم نیز از اینکه آن‌ها می‌خواستند عاج را به وزارت فرهنگ هند تحویل دهند راضی نبود چون بعید بود پول زیادی به آن‌ها دهند. ساخت و توسعه روند ساخت بازی آنچارتد: میراث گمشده، در می ۲۰۱۶ و پس از عرضه بازی آنچارتد 4 شروع شد. ناتی داگ کورت مارجینو و شان اسکایگ را برای هدایت تیم تولید بازی در نظر گرفت و این تیم شروع به ایده‌پردازی پیرامون بازی کردند. همچنین هنری جکمن نیز که موسیقی متن بازی چهارم را ساخته بود، مجددا برای این بازی نیز با ناتی داگ همکاری کرد. ایده‌های اولیه ناتی داگ ساخت «نسخه پنجم» سری آنچارتد بود ولی تیم توسعه درنهایت تصمیم گرفتند بازی را به شکل یک «DLC» یا بسته الحاقی برای آنچارتد 4 تهیه کند؛ چون ناتی داگ بازی لست آو آس: قسمت دو را در برنامه تولید داشت و تیم توسعه نیاز به تمرکز بالا و فشردگی کاری بیشتری برای آن پروژه داشت. این تیم ابتدا قصد استفاده از نیتن دریک به عنوان شخصیت مکمل و ثانویه را داشت که در نهایت این ایده رد شد. در ادامه چندین شخصیت دیگر مثل چارلی کاتر، دختر نیتن، برادر نیتن سم یا دوستش ویکتور سالیوان نیز به عنوان شخصیت‌های اصلی بازی پیشنهاد شدند اما این ایده‌ها نیز به نتیجه نرسید. برای مثال تیم معتقد بود موضوع سن سالی و سم می‌توانست برای گیم‌پلی مشکل ایجاد کند. آن‌ها سرانجام تصمیم به استفاده از کلویی فریزر و نیدین راس گرفتند که اولی ابتدا در [آنچارتد 2: در میان دزدان|بازی دوم]] و دومی نیز در بازی آنچارتد 4 معرفی شدند. همچون گذشته، تیم توسعه ناتی داگ تمرکز خاصی برای نحوه روایت داستان و ارتباط میان شخصیت‌ها در نظر داشت و آن‌ها تصمیم به برقراری نحوه ارتباطی متفاوت و جدیدی برای دو شخصیت اصلی گرفته بودند. همچنین در خصوص طول بازی، تصور اولیه طولی در حدود بسته الحاقی کوتاه Left Behind بود اما همین‌طور که مراحل توسعه پیگیری شد، سازندگان متوجه شدند که با بازی بزرگ‌تری مواجه خواهند بود. به این ترتیب بود که ایده اولیه از یک بسته الحاقی، تبدیل به یک بازی فرعی مستقل و DLC مجزا از آنچارتد 4 شد که زمان تقریبی بیش از ۱۰ ساعت برای آن متصور می‌شدند. برای این بازی، کلودیا بلک و لورا بایلی برای ایفای نقش‌های سابقشان، به ترتیب برای کلویی فریزر و نیدین راس برگشته بودند و تیم توسعه، بیشتر ایفاگری نقش آن‌ها را به شکل زنده و با «موشن کپچر» ضبط کردند. همچنین در زمینه چهره‌پردازی و مدل‌زنی شخصیت کلویی نیز وسواس زیادی به کار گرفته شد؛ با توجه به اینکه آخرین حضور این شخصیت در سری به چند سال قبل‌تر و بازی آنچارتد 3 می‌رسید. اعلام رسمی بازی نیز اولین بار در رویداد PlayStation Experience در ۴ دسامبر ۲۰۱۶ صورت گرفت که ناتی داگ آن را همراه با یک تریلر معرفی نمایش داد. نقد و بررسی‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک 84/100 امتیازات منتقدین دستراکتوید 9/10 گیم رولوشن 4٫5/5 گیم اینفورمر 9/10 پالی‌گان 8٫5/10 گیم‌اسپات 9/10 IGN 7٫5/10 آنچارتد: میراث گمشده پس از عرضه خود عمدتا با بازخوردهای مثبتی مواجه شد و موفق به کسب امتاز متای ۸۴ از ۱۰۰ گردید. منتقدین به صورت عمومی بازی را به خاطر داستان و ارتباط قوی میان دو شخصیت اصلی، گیم‌پلی، مبارزات، پازل‌ها و گرافیک مورد تحسین قرار دادند. بیشتر نقدهای منفی به بازی نیز مربوط به کمبود نوآوری نسبت به بازی آنچارتد ۴ و طول کوتاه آن بوده است. گالری منابع Uncharted 3: Drake's Deception در وب‌گاه ویکی‌پدیا Uncharted 3: Drake's Deception در وب‌گاه آنچارتد ویکیا الگو:آنچارتد: میراث گمشده
  2. آنچارتد 3: فریب دریک

    Uncharted 3: Drake's Deception آنچارتد 3: فریب دریک سازنده ناتی داگ ناشر سونی کارگردان‌ها ایمی هنینگ جاستین ریچموند طراحان ریچارد لمرچند جیکوب مینکوف نویسنده ایمی هنینگ کانسپت آرت اریک پانیلینان روب راپل موسیقی گرگ ادمونسون پلتفرم پلی‌استیشن 3 تاریخ انتشار ۱ نوامبر ۲۰۱۱ سبک اکشن ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره (آنلاین) آنچارتد 3: فریب دریک (انگلیسی: Uncharted 3: Drake's Deception) یک بازی اکشن-ماجراجویی ساخته شده توسط استودیو ناتی داگ است که در نوامبر ۲۰۱۱، توسط سونی و به شکل انحصاری برای پلتفرم پلی‌استیشن ۳ عرضه شده است. این بازی دنباله‌ای بر بازی قبلی این سری، یعنی آنچارتد 2: در میان دزدان بوده و داستان شخصیت نیتن دریک و همراهانش را پیگیری می‌کند. نیتن در بازی سوم، همراه با دوست و استاد قدیمی‌اش ویکتور سالیوان در جستجوی شهر گمشده ارم هستند. این دو همراه با دیگر متحدانشان، از جمله کلویی فریزر جستجوی خود را با سرنخی از فرانسیس دریک شروع و با پیدا کردن سرنخ‌های دیگر متعلق به لورنس عربستان در نهایت به سمت بیابان وسیع ربع الخالی حرکت می‌کنند. این بازی، آخرین تجربه ایمی هنینگ به عنوان نویسنده و کارگردان در سری آنچارتد بوده است. این بازی از زمان معرفی تا عرضه، از جمله مورد توجه‌ترین بازی‌های پلتفرم پلی‌استیشن ۳ بوده است. پس از انتشار در سال ۲۰۱۱، بازی موفق شد نظر مثبت اکثر منتقدین و طرفداران را به خود جلب کند و امتیاز متای عالی 92 از 100 را به ثبت برساند. منتقدین به شکل عمده، از نویسندگی و روایت داستانی بازی، صداگذاری‌ها، گرافیک، کیفیت سینماتیک بازی ستایش کردند. بیشتر انتقادات منفی به بازی، در خصوص نبود آیتم‌های بازکردنی در بخش تک نفره، مشکلات و باگ‌های فنی، و کم‌تر موفق بودن بازی نسبت به نسخه قبلی معطوف بوده است. بازی از نظر تجاری نیز یک موفقیت بزرگ برای سونی بود و توانست حدود ۳٫۸ میلیون نسخه به فروش برساند. دنباله این بازی، یعنی آنچارتد 4: پایان یک دزد نیز در سال ۲۰۱۶ و برای پلتفرم پلی‌استیشن ۴ منتشر شد. همچنین خود این بازی همراه با دو بازی اول، در سال ۲۰۱۵ و در قالب نسخه آنچارتد: کالکشن نیتن دریک و به شکل ری‌مستر شده برای کنسول نسل هشتمی پلی‌استیشن ۴ منتشر شده است. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فروش جوایز گالری منابع گیم‌پلی آنچارتد 3: فریب دریک یک بازی اکشن و ماجراجویانه است که بازیکن شخصیت اصلی را از طریق دوربین سوم شخص دنبال می‌کند. نیتن دریک، در این بازی از تعداد زیادی انیمیشن حرکتی و ترکیبی برخوردار است و قادر است بسته به شرایط اطرافش واکنش مناسب نشان دهد. او یک سیاح و جوینده گنج متبحر است که نسبت به داستان دو بازی قبلی با تجربه‌تر هم شده است؛ به عنوان نتیجه، او دارای بدنی قوی و انعطاف بالاست، و بازیکن از طریق او قادر است تا از موانع مختلف بالا و پایین برود، بین پلتفرم‌ها پرش کند، در آب شنا کرده و با مهارت از انواع سلاح استفاده کند. نیتن تقریبا می‌تواند در هر موقعیتی هدف‌گیری کرده و به سمت دشمن شلیک کند؛ این شامل هدف‌گیری در زمان آویزان بودن از سطح، در زمان شنا و ... نیز می‌شود. به علاوه او می‌تواند از مشت‌زنی نیز برای زمین‌گیر کردن دشمنان استفاده کند. گیم‌پلی کلی گان‌پلی بازی هسته خود را از دو بازی قبلی حفظ کرده و نیتن قادر است حداکثر دو سلاح گرم، یک سلاح یک دستی و یک سلاح دو دستی حمل کند. خشاب‌ها و سلاح‌های روی زمین افتاده دشمنان را بردارد و همچنین نارنجک نیز با خود حمل کند. انیمیشن‌های بالا و پایین رفتن از دیوارها و صخره‌ها نیز طبیعی‌تر از بازی قبل شده است. نیتن همچنین قادر است در برخی مراحل این بازی، رویکرد مخفی‌کاری را نیز در پیش بگیرد. سیستم خط سلامت بازی نیز مشابه بازی قبل است و بازیکن، چیزی تحت عنوان خط خون در صفحه نمایش ندارد. در عوض، بازیکن با تغییر رنگ صفحه نمایش و قرمز شدن محیط متوجه شدت جراحت خواهد شد. با کمی توقف و اجتناب از درگیری، وضعیت سلامت نیتن به حالت عادی بر خواهد گشت. در برخی مراحل، گیم‌پلی حل پازل نیز مانند بازی‌های قبل گنجانده شده است که بازیکن برای عبور از یک لوکیشن به لوکیشن بعدی، حتما بایستی آن را حل کند. ژورنال دریک نیز مانند گذشته، بخش جالبی از گیم‌پلی را به خود اختصاص داده و بازیکن می‌تواند برای بررسی سرنخ‌ها، حل پازل‌ها و روند کلی سفر نیتن به آن رجوع کند. داستان داستان بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سالی وارد یک بار در لندن می‌شوند و با مردی به نام تالبوت صحبت می‌کنند. تالبوت علاقمند به معامله با نیتن برای خریدن حلقه فرانسیس دریک است. در جریان معامله، نیت و سالی تالبوت را متهم می‌کنند که پول پرداختی تقلبی است. در ادامه و با کنسل شدن معامله، دعوا میان افراد تالبوت و نیت و سالی رخ می‌دهد. پس از ان دعوا، نیت و سالی گرچه حلقه را حفظ کردند ولی در بیرون از بار توسط چارلی کاتر متوقف شدند. با ورود تالبوت و سپس مشتری او، کاترین مارلو که خریدار اصلی حلقه بود، آن‌ها به زور حلقه را از نیتن گرفتند. نیتن قصد واکنش داشت که در اینجا کاتر به او و سالی شلیک کرد. در حالی که به نظر می‌رسید آن دو کشته شده‌اند، تالبوت و مارلو محل را ترک کردند. روایت داستانی بازی در اینجا بازیکن را به ۲۰ سال قبل می‌برد، جایی که قرار است داستان چگونگی آشنایی نیتن و سالی به نماش در بیاید. نیتن نوجوان در یک روز آفتابی وارد موزه‌ای در کارتاگنا، کلمبیا می‌شود و پس از مدتی جستجو، حلقه منتصب به سر فرانسیس دریک را در پشت شیشه پیدا کند. او به زودی شاهد ورود سالیوان می‌شود و رفتار مشکوک او که اتفاقا در اطراف همان محل فعال بود، نظر نیتن را جلب می‌کند. نیت به زودی توسط نیروها امنیتی بیرون انداخته شد و او از آنجا به بعد به تعقیب سالیوان پرداخت. سالی، درنهایت به یک کلیدسازی رفت تا یک کلید مخصوص براساس مشخصات قفل شیشه موزه سفارش دهد. پس از خروج، نیتن مجددا سالی را تعقیب کرد، جایی که او به زودی با «کاترین مارلو» ملاقات کرد. نیتن در یک فرصت، کیف سالی را دزدید و مدتی بعد البته توسط سال متوقف شد. سالی گفت که متوجه نیتن شده و اینکه می‌دانسته او را در سطح شهر تعقیب می‌کرده است. پس از اصرار بیشتر، نیتن کیف را پس داد ولی پس از رفتن سالی بود که مشخص شد نیتن کلید را از کیف خارج کرده بود. او سپس همراه با کلید به موزه برگشت و در نهایت حلقه را دزدید. اتفاقی که به سرعت توسط مارلو و افرادش دیده شد و آن‌ها به دنبال نیتن افتادند. نیتن پس از مدتی فرار از دست نیروهای امنیتی مارلو، درنهایت به دام افتاد اما در اینجا توسط سالی نجات پیدا کرد. مدتی بعد، این دو پس از صحبت با یکدیگر دوستی و شراکت خود را شروع کردند و از آن زمان به بعد، این دو به عنوان یک تیم جستجو برای پیدا کردن گنجینه‌ها و لوکیشن‌های گمشده را شروع کردند. در بازگشت به زمان حال، مشخص شد که نیتن و سالی هر دو زنده هستند و این در واقع نقشه خود نیتن با همکاری چارلی کاتر بوده است. او حتی حلقه اصلی را نیز حفظ کرده بود و چیزی که در دست مارلو بود یک نسخه تقلبی بوده است. قصد نیتن از این صحنه سازی، روبرو شدن با مارلو بود و آن‌ها با کمک کلویی که مارلو را تعقیب می‌کرد، به محل اختفای او پی بردند. نیتن، سالی، کاتر و کلویی وارد مخفی‌گاه زیرزمینی لندن شده و در ادامه دفترچه یادداشت شخصی لورنس عربستان را پیدا کردند. موضوع دیگری که نیتن در کتابخانه زیرزمینی کشف کرده بود، نقشه سفر فرانسیس دریک به شبه‌جزیره عرب، تحت ماموریتی مستقیم از طرف ملکه الیزابت اول بود تا شهر گمشده ارم را که در «قرآن» نیز بدان اشاره شده بود پیدا کند. نیتن با استفاده از آیتم‌های پیدا شده، و همچنین حلقه و اصطرلاب فرانسیس دریک، محل‌هایی در دو شهر باستانی متعلق به عصر صلیبیون را پیدا کرد؛ شیتو در فرانسه و سیتادل در سوریه. به این ترتیب بود که نیتن و سالی به شرق فرانسه رفتند تا در شیتو به دنبال سرنخ بگردند و کلویی و کاتر نیز به سوریه رفتند. سفر نیتن و سالی به قلعه بسیار قدیمی و مخروبه شیتو در نهایت باعث پیدا شدن سرنخ جدیدی از نصفی از یک نشان شد. البته آن‌ها در ادامه توسط افراد مارلو محاصره شدند. در چند رشته مبارزه و تیراندازی، نیتن و سالی در نهایت از محل فرار و به سرعت به سمت سوریه رفتند. آن‌ها از این نگران بودند که کلویی و کاتر نیز به همین شکل تحت خطر باشند. در سوریه، نیتن و سالی درنهایت به کلویی و کاتر رسیدند که متوجه شده بودند مارلو، رهبر محفل و سازمانی است که ریشه مستقیم آن به همان محفل می‌رسد که زمانی فرانسیس دریک نیز در آن بود. همان طور که نیتن و سالی حدس زده بودند، افراد مارلو در اینجا نیز حضور داشتند؛ آن‌ها در مبارزه و فرار به جلو موفق بودند اما در یک نقطه، تالبوت موفق شد با یک دارت سمی کاتر را شکار کند. این سم توهم‌زا این ابتکار عمل را به تالبوت داد تا کاتر را نسبت به نیتن بدبین کند. او به همین ترتیب دفترچه سرنخ را از کاتر گرفت و محل را به سرعت ترک کرد. این عمل باعث شد تا به زودی درگیری میان کاتر و نیتن رخ دهد که درنهایت با وساطت سالی و کلویی به پایان رسید. گروه در ادامه مسیر موفق شد نصف دیگر نشان را پیدا کند، که محل سرنخ بعدی یعنی یمن را فاش می‌کرد. در جریان فرار از افراد مارلو، کاتر بار دیگر به دام افتاد و در این بازه کاری از دست نیتن و دوستانش بر نمی‌آمد. کاتر در ادامه مجبور به پریدن شد که همین نیز باعث شکستن پایش شد. به این ترتیب کاتر و کلویی مجبور به متوقف شدن در این مرحله از سفر شدند تا نیتن و سالی بتوانند برای تکمیل کار به یمن بروند. نیتن در یمن مجبور شد تا به پیشنهاد سالی با «همسرش» النا فیشر ملاقات کند؛ این دو گرچه پس از وقایع در میان دزدان ازدواج کرده بودند اما به هر شکل مدتی بود جدا از هم زندگی می‌کردند. النا همچنان حلقه ازدواجش را داشت و گرچه همین علاقه وافر نیتن به ماجراجویی باعث جدا ماندن این دو شده بود اما النا به هر شکل مایل بود به او و سالی کمک کند. النا همچنین گفت که داشتن حلقه در یمن [برای یک زن] می‌تواند مفید هم باشد. او در یک تور کوتاه سالی و نیت را با شهر آشنا کرد و این سه در ادامه سفر خود موفق به پیدا کردن مقبره زیرزمینی و موقعیت قرار گیری شهر گمشده شدند. نیتن که در این مقبره، این سرنخ را به دست آورده بود، این نکته را نیز فهمید که فرانسیس دریک نیز قرن‌ها قبل آن مقبره را پیدا کرده بوده و چیزی که کشف کرده بود باعث شد تا کلا ماموریت پیدا کردن شهر گمشده ارم را نیمه کاره رها کند. در بازگش به سطح شهر، نیتن ناگهان با یک دارت سمی از طرف تالبوت هدف قرار گرفت و دچار شرایط متوهم شد. پس از مدتی قدم زدن و پیشروی در حالت توهم‌زده، او ناگهان در یک کافه و در مقابل مارلو و تالبوت به هوش آمد. مارلو در اینجا پس از صحبت درباره گذشته و تاریخچه خودش با او و سالی، درنهایت گفت که اگر نیتن با آن‌ها همکاری نکند، النا مورد تهدید قرار می‌گیرد. پس از اینکه تالبوت موقعیت سالی را فهمید، نیتن نیز فرصت آزاد شدن را پیدا کرد. او به زودی تعقیب و گریزی در سطح خیابان‌های شهر برای گرفتن تالبوت شروع کرد که البته در نهایت، توسط رامیزس متوقف و دستگیر شد. او یک دزد دریایی و همدست مارلو بود و پس از به هوش آمدن نیت، از او بازجویی کرد. او اطلاعات کشف شده توسط نیتن درباره شهر ارم را می‌خواست که البته نیتن با او همکاری نمی‌کرد. او حتی تهدید کرد که سالی را گروگان گرفته است. به هر شکل نیتن موفق شد خود را از اسارت آزاد کرده و پس از چند مرحله درگیری با دزدان دریایی، به کشتی کروزی برسد که تصور می‌شد سالی در آن گروگان گرفته شده است. در اینجا نیتن متوجه شد که رامیزس اصلا سالی را در اختیار نداشته و این گروگان‌گیری یک حقه بوده است. در این زمان نیتن او را با شلیک گلوله هدف قرار می‌دهد و گرچه رامیزس کشته نشد ولی او به سرعت محل را ترک کرد. در درگیری که میان نیتن و دزدان دریایی در این کشتی شکل گرفت، نیتن یک نارنجک دستی پرتاب کرد که با انفجارش به زودی کل کشتی در خطر غرق شدن قرار گرفت. در این وضعیت ناپایدار، نیتن یا در حال فرار و پیدا کردن راه فرار بود و یا با دزدان دریایی می‌جنگید. او در نهایت به سالن بزرگ و اصلی کشتی رسید، جایی که رامیزس مجروح تنها چاره را در کشتن خودش، نیت و دیگران با غرق کردن کامل کشتی می‌دید. او با شلیک با سقف شیشه‌ای سالن، جریان آب اقیانوس را به داخل کشتی باز کرد و کشته شد. نیتن اما با فاصله و در لبه مرگ و زندگی از سیل داخل کشتی فرار می‌کرد. او به هر شکل از کشتی بیرون پرید و در حالی که کشتی کاملا غرق می‌شد، امواج او را در نهایت با ساحل برمی‌گرداند. نیتن در ساحل به هوش آمد و در ادامه مجددا النا را پیدا کرد. به گفته النا، سالی در اختیار مارلو و افرادش است و آن‌ها همراه با یک کاروان مجهز به سمت «ربع الخالی» رفته‌اند. نقشه این دو برای نجات سالی این بود که به موقع خود را به یک هواپیمای باری برسانند؛ هواپیمایی که قرار بود محموله تجهیزات برای کاروان مارلو حمل کند. این دو تا زمان طلوع خود را به ورودی فرودگاه رسانده و پس از عبور از چند خط نگهبانی درنهایت به نزدیکی باند هواپیما رسیدند. نیتن اما در یک نقطه، النا را پشت در گذاشت و به او گفت بهتر است همانجا بماند و از خطر دور باشد. او سپس به سمت هواپیما رفت و با نیروهای امنیتی مارلو درگیر شد. به هر شکل، هواپیما شروع به حرکت کرد و درحالی که نیتن راهی برای رسیدن نداشت، النا ناگهان با ماشین خود وارد شد و نیتن را تا چرخ هواپیما رساند. به این ترتیب این بار این دو واقعا از هم جدا شدند و نیتن موفق به نفوذ در هواپیما شد. به زودی افراد مارلو نیتن را شناسایی و درگیری و تیراندازی‌های بزرگی رخ می‌دهد. اتفاقی که سرانجام باعث صدمه دیدن شدید هواپیما و سقوط آن خواهد شد. نیتن که از هواپیما بیرون پریده بود، خود را به محموله‌های درحال سقوط رساند و درنهایت چتر نجات یکی از آن‌ها را باز کرد. به این ترتیب، او موفق به فرودی امن شد؛ حالا اما نیتن تنها در وسط بیابان ربع الخالی قرار داشت. او یک اسلحه از محموله‌های سقوط کرده برداشت و سفرش در این بیابان خشک را شروع کرد. نیتن در هر افق مقابل خود چیزی جز شن و ماسه نمی‌دید. به این ترتیب تشنه و زخمی، بی هدف تنها به جلو می‌رفت و متوهمانه تصور دیدن سالی یا آب را در ذهن داشت. او درنهایت به یک شهر متروکه و تخریب شده رسید؛ جایی که مجددا باید با افراد مارلو درگیر می‌شد. در همین حین بود که چند سوار بومی به رهبری سلیم ظاهر شده و با دیدن اینکه نیتن درحال مبارزه با نیروهای خارجی است به او کمک کردند. پس از نجات از این شرایط، سلیم خود را شیخ قبیله‌اش معرفی کرد و پس از فهمیدن اینکه خارجی‌ها در پی یافتن شهر ارم هستند، فاش کرد که این شهر قرن‌ها قبل توسط حضرت سلیمان نفرین شد و او جن‌های شیطانی را در اعماق آن شهر زندانی کرده بود. نیتن قصد متوقف کردن افراد مارلو را داشت، او حالا می‌دانست که فرانسیس دریک به چه دلیل ماموریت پیدا کردن شهر را متوقف کرد. به این ترتیب بود که سلیم نیز تصمیم گرفت به او کمک کند. این دو با اسب درنهایت به کاروان مارلو رسیدند، جایی که موفق شدند سالی را نجات دهند. در ادامه و با توجه به طوفان شن، این دو مجدد یکدیگر را گم می‌کنند. با حرکت در همین شرایط هوایی، آن‌ها در نهایت به دروازه شهر گمشده ارم رسیدند. پس از عبور از دروازه داخلی، نیتن و سالی چشمه آب عجیبی را می‌بینند که به نظر نیتن می‌توانسته دلیل حیات این شهر در وسط بیابان بوده باشد. او جرعه‌ای از این آب می‌نوشد و مجددا وارد حالت توهمی می‌شود. در این حالت، ناگهان تالبوت دیده می‌شود و به سمت سالی شلیک می‌کند. نیت که فکر می‌کند سالی مرده است، تالبوت را دنبال کرد و با افراد مارلو درگیر شد. این افراد نیز به نظر تحت تاثیر جن‌ها قرار گرفته بودند. پس از مدتی، نیتن مجددا هوشیاری خودش را به دست آورد و سالی را پیدا کرد. همین نیز باعث فاش شدن چگونگی طلسم شدن شهر شده بود. به عقیده نیتن، حضرت سلیمان با فرستادن یک لوح برنجی به اعماق شهر، باعث مسموم شدن سرچشمه اصلی آب شده بود؛ آبی سمی که ناقل نوعی قوی از مواد توهم زا بوده است. نیتن همچنین معتقد بود که این لوح برنجی ماموریت و هدف اصلی بود که ملکه الیزابت برای فرانسیس دریک تعیین کرده بود و دریک پس از فهمیدن حقیقت ماجرا از دنبال کردن ماموریت منصرف شده بود. با جستجوی بیشتر، نیتن و سالی مارلو، تالبوت و افرادش را دیدند که مشغول خارج کردن لوح برنجی بودند. به پیشنهاد سالی، این دو از هم جدا شدند و با یک نقشه گمراه کننده، لوح را مجددا به اعماق فرستادند. این کار با منفجر کردن صورت گرفت و این انفجار زنجیره‌ای باعث ناپایدار شدن شهر باستانی شد. در ادامه و زمانی که مارلو دیوانه‌وار قصد برگرداندن لوح را داشت، او به سرعت خود را در باتلاق ماسه‌ای دید. باوجود تلاش نیتن، مارلو درنهایت در ماسه غرق شد و او همراه با سالی به سرعت مسیر فرار را در پیش گرفتند. در نزدیکی دروازه اصلی، این بار تالبوت بود که این دو را متوقف کرد. او آخرین تلاشش را برای از بین بردن نیتن و سالی انجام داد و در مبارزه نهایی از نیتن شکست خورد. به این ترتیب این باز هم نیتن بود که همراه با سالی، از یک شهر باستانی و گمشده در حال نابودی زنده خارج شدند. پس از خروج از شهر، سلیم نیز به کمک آن‌ها آمد و درحالی که ارم در حال فرو رفتن در شنزار بود، این سه از منطقه خارج می‌شدند. در فرودگاه یمن، سالی با نیتن درباره اینکه چرا اینقدر به او اهمیت می‌دهد صحبت کرد. او سپس حلقه ازدواج نیتن را به او برگرداند و او را تشویق کرد که این مسیر خطرناک را رها کرده و عمرش را برای النا صرف کند. با رسیدن النا، این سه با هواپیمای شخصی سالی یمن را ترک کردند. ساخت و توسعه اولین بار در دسامبر ۲۰۱۰ بود که اینترتینمنت ویکلی این بازی را تایید کرد و خود بازی توسط سونی، چند روز بعد در جریان مراسم جوایز بازی اسپایک به شکل رسمی تایید شد. چند روز بعد نیز دمو گیم‌پلی بازی نیز اولین بار از طریق برنامه گفتگوی Late Night with Jimmy Fallon پخش شد. جالب اینجاست که دومین دمو نیز در سال بعد و از همین برنامه پخش شد. ناتی داگ دمو سوم و متفاوتی از بازی را در جریان گیمزکام ۲۰۱۱ به نمایش گذاشت. مدتی بعد، ایمی هنینگ کارگردان و نویسنده بازی از علاقه‌اش به ساخت آنچارتد با تم و پیش‌زمینه بیابانی صحبت کرد و اینکه برای تشویق تیم توسعه به خلاقیت بیشتر چنین تمی را می‌خواسته است. در چنین شرایطی، ساخت انیمیشن‌های شنزار و ماسه‌زار، آب و آتش بیش از گذشته چالش‌برانگیز می‌شدند. در مصاحبه‌ای دیگر، جاستین ریچموند کارگردان بازی گفت که آنچارتد ۳ بیش از بازی‌های قبلی سری حس باز بودن را القا می‌کند که این ناشی از ویژگی‌های جدید طراحی شخصیت‌ها بوده است. به گفته او، این بازی یک بازی جهان-باز نیست و قصد هم ندارند یک بازی جهان-باز بسازند؛ اما به هر شکل می‌توانند امتحان کنند. در نهایت حسی که می‌خواهیم به بازیکن القا کنیم این است که بله، کاراکتر شما در بیابان گم شده است. نیاز دیدیم این بخش، حس محیطی جهان-باز را القا کند. او همچنین در خصوص پشتیبانی بازی از پلی‌استیشن موو نیز گفت که گرچه این قابلیت بزرگی است، با این حال آن‌ها ساخت بازی را از مدت‌ها قبل از معرفی آن شروع کرده بودند و این سخت خواهد بود که هماهنگی صورت بگیرد. همچنین ما چند روش و ایده را هم امتحان کردیم ولی نتیجه منطقی از آب در نمی‌آمد. ناتی داگ در مصاحبه با گیم‌پر، اعتراف کرد که اگر روی بخش چندنفره بازی آنچارتد ۲ بیشتر کار می‌شد، می‌توانستند بخش کیفی‌تری بسازند. پس برای آنچارتد ۳، آن‌ها الهام‌هایی از بخش چند نفره بازی‌هایی مثل اساسینز کرید: برادری و سرخپوست مرده را استفاده کردند.این استودیو همچنین وجود سرورهای اختصاصی برای بازی را نیز رد کرد و گفته بود که قصد دارد تا طول عمر بازی را حداکثر تا ۴ سال قرار دهد. سرانجام در ۶ اکتبر ۲۰۱۱ بود که ناتی داگ تکمیل شدن مراحل ساخت بازی را تایید کرد؛ به گفته آرن میر استراتژیست این استودیو، روند ساخت بازی تکمیل شده و آن‌ها نسخه بازی را برای تایید به سونی فرستاده‌اند. ریچارد لمرچاند، طراح ارشد بازی، آنچارتد ۳ را حماسی‌ترین، بزرگ‌ترین و هیجان‌انگیزترین بازی دانست که استودیو تا آن زمان رویش کار کرده است. ۴ روز بعد در ۱۰ اکتبر نیز رسما اعلام شد که بازی گلد شده و آماده تولید انبوه و عرضه در تاریخ مقرر در بازارهای جهانی شده است. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک 92/100 امتیازات منتقدین اج 9/10 یوروگیمر 8/10 گیم اینفورمر 9٫5/10 گیم پرو 5/5 گیم‌اسپات 9/10 IGN 10/10 آنچارتد ۳: فریب دریک بازی بود که پس از عرضه خود با بازخوردهای تحسین‌برانگیزی مواجه شد؛ در چندین رشته نامزد جازه‌های بازی سال شد و موفق به کسب امتاز متای ۹۲ از ۱۰۰ گردید. وب‌سایت 1UP به بازی امتیاز عالی +A داد و در نقد خود به کار عالی و متبحرانه ناتی داگ اشاره کرد که چقدر در زمینه فعالیت خود توانا هستند. به گفته این منتقد، نسخه سوم سری آنچارتد یک بازی جذاب و ماجراجویانه‌ای دوست‌داشتنی است که خیلی راحت در زمره یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۱ قرار می‌گیرد. گرگ میلر از IGN نیز به بازی امتیاز کامل 10 را داد و بازی را از همان شروع تا نقطه پایان، چه در بخش تک‌نفره و یا چندنفره را عالی دانست. این منتقد در دیگر بخش‌ها به شخصیت‌پردازی، گرافیک، صداگذاری و داستان‌سرایی بازی اشاره کرد که همگی در زمره بهترین‌ها بوده‌اند. او درنهایت گفت که اگر قصد دارید از عنوان آنچارتد ۳ عبور کنید، باید بدانید که یکی از بهترین لحظات صنعت گیم را از دست داده‌اید. نشریه Edge به این بازی امتیاز 9 از 10 را داد و در نتیجه‌گیری خود به جایگاه منحصر به فرد بازی و تبدیل شدن آن به یک آیکون برای نسل‌های بعدی گیمرها اشاره کرد. یوروگیمر که با دادن امتیاز 8 از 10 یکی از کم‌ترین نمره‌ها را به بازی داده در نقدش نوشت که گرچه بازی در نگاه اول از نظر سرگرمی بی‌نظیر است ولی در بیان همه کارهایی که یک بازی ویدیویی می‌تواند کند ضعیف، متمرکز و کم عمق است. گیم‌اسپات نیز امتیاز 9 از 10 را به بازی داد و در نتیجه‌گیری خود به مکانیک‌های جدید مبارزه‌ای و تاکتیکی، طراحی مراحل خوب، روایت داستانی عالی، صداگذاری، بازیگری و موسیقی متن عالی و بخش چندنفره و تعاملی هیجان انگیز به عنوان نقاط عطف بازی اشاره کرد. این منتقد همچنین از هوش مصنوعی گاهی ضعیف و گیم‌پل پلتفرمینگ سخت که می‌تواند خلاقیت را از بازیکن بگیرد نیز به عنوان نقاط ضعف بازی یاد کرده است. فروش آنچارتد ۳ تا سال ۲۰۱۵ موفق به فروش بیش از ۶ میلیون نسخه شده است. جوایز آنچارتد ۳ پس از عرضه موفق شد تا در بسیاری از جوایز سالانه بازی که توسط منتقدین مختلف اهدا می‌شد حائز جایزه یا نامزدی شود. جوایزی چون بهترین بازی سال، بهترین داستان، بهترین شخصیت‌پردازی، بهترین بازی پلی‌استیشن 3 سال، بهترین گرافیک، بهترین جلوه‌های بصری، بهترین بازی اکشن-ماجراجویی، بهترین بازی سوم شخص شوتر و ... از جمله جوایزی هستند که ناتی داگ برای این بازی در سال ۲۰۱۱ به خانه برد. گالری منابع Uncharted 3: Drake's Deception در وب‌گاه ویکی‌پدیا Uncharted 3: Drake's Deception در وب‌گاه آنچارتد ویکیا الگو:آنچارتد 3
  3. آنچارتد 2: در میان دزدان

    Uncharted 2: Among Thieves آنچارتد 2: در میان دزدان سازنده ناتی داگ ناشر سونی کارگردان‌ها ایمی هنینگ بروس استریلی طراحان ریچارد لمرچند نیل دراکمن نویسندگان ایمی هنینگ نیل دراکمن جاش شر کانسپت آرت اریک پانیلینان روب راپل موسیقی گرگ ادمونسون پلتفرم پلی‌استیشن 3 تاریخ انتشار ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹ سبک اکشن ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره (آنلاین) آنچارتد 2: در میان دزدان (انگلیسی: Uncharted 2: Among Thieves) یک بازی اکشن-ماجراجویی، پلتفرمر و با زاویه دید سوم شخص است که توسط استودیو ناتی داگ، و به شکل انحصاری توسط شرکت سونی کامپیوتر اینترتینمنت منتشر شده است. این بازی برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ و برای پلتفرم پلی‌استیشن 3 عرضه شد. در این بازی، بازیکن بار دیگر کنترل شخصیت نیتن دریک را دراختیار خواهد گرفت؛ او یک جوینده گنج‌های گمشده است که برای اولین بار در اولین بازی این سری معرفی شد. در بازی دوم، نیتن همراه با دوست قدیمی‌اش ویکتور سالیوان، خبرنگاری به نام النا فیشر و همچنین کلویی فریزر، در جستجوی سنگ چینتامانی و شانگری لا بوده و برای زودتر پیدا کردن آن‌ها، رقابتی نفس‌گیر با گروهی از مزدوران صرب خواهند داشت. خط داستانی، بازی الهام‌های زیادی از سفر تاریخی مارکو پولو به آسیا داشته است. بازی آنچارتد 2 به طور گسترده، به عنوان یکی از کم‌نقص‌ترین بازی‌های ویدیویی تاریخ شناخته می‌شود. این بازی پس از عرضه، با استقبال گسترده منتقدین و طرفداران سری مواجه شد و امتیاز متای فوق‌العاده ۹۶ از ۱۰۰ را کسب کرده است. آنچارتد 2 تقریبا در تمامی رشته‌ها، مانند داستان و روایت داستانی، گرافیک، نوآوری‌های فنی، گیم‌پلی، مکانیک و انیمیشن‌ها و ... مورد تحسین واقع شد و در ده‌ها رشته مختلف، از جمله بهترین بازی سال و بهترین بازی اکشن سال، کاندید و موفق به دریافت جایزه نهایی نیز شد. این بازی که از نظر تجاری، با فروش ۶ میلیون نسخه‌ای نیز مواجه شده بود، لقب یکی از بزرگ‌ترین بازی‌های ویدیویی تاریخ صنعت گیم را نیز به دوش می‌کشد. دنباله این بازی، یعنی بازی آنچارتد 3: فریب دریک نیز در سال ۲۰۱۱، و برای پلتفرم پلی‌استیشن 3 عرضه گردید.همچنین این بازی، همراه با نسخه‌های اول و سوم این سری نیز در ال ۲۰۱۶، و در قالب یک کالکشن برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 نیز عرضه شدند. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها جوایز منابع گیم‌پلی آنچارتد ۲ یک بازی اکشن، ماجراجویانه و پلتفرمر یا سکوبازی است که بازیکن، شخصیت اصلی را از طریق زاویه دوربین سوم شخص کنترل می‌کند. او یک جوینده گنج زبده، ورزیده و باتجربه است که قادر به پرش، بالا رفتن از صخره‌ها و ...، حرکت در لبه‌ها، شنا و حرکت‌های آکروباتیک دیگر می‌باشد که به او و بازیکن کمک می‌کند تا از موانع پیش رو گذر کند. همچون نسخه قبل، در این بازی نیز نیتن قادر به حمل همزمان حداکثر دو سلاح گرم سبک و نیمه‌سنگین خواهد بود. او همچنین تعدادی نارنجک دستی نیز می‌تواند با خود حمل کند. سیستم گان‌پلی یا تیراندازی بازی نیز تا حدود زیادی مشابه بازی قبلی است و سیستم کاورگیری با بهبودهای مشهودی مواجه است. بازیکن قادر است تقریبا در هر شرایطی، در حین حرکت و دویدن، کاورگیری، و یا در حالت آویزان از صخره، می‌تواند به سمت دشمن هدف‌گیری و تیراندازی کند. همچنین مانند بازی قبل، نیتن حتی قادر است بدون هدف گیری کلاسیک نیز محل تقریبی خط اسلحه را مورد تیراندازی قرار دهد. دریک همچنن مانند نسخه قبلی، می‌تواند سلاح‌های دشمنان زمین افتاده را نیز بردارد، که در این حالت جایگزین اسلحه موجود خودش خواهد شد. بازی همچون نسخه قبل، دارای مکانیک گیم‌پلی مبارزات تن به تن و مشت‌زنی نیز هست. نیتن همچنین قادر است در برخی مراحل این بازی، رویکرد مخفی‌کاری را نیز در پیش بگیرد. سیستم خط سلامت بازی نیز مشابه بازی قبل است و بازیکن، چیزی تحت عنوان خط خون در صفحه نمایش ندارد. در عوض، بازیکن با تغییر رنگ صفحه نمایش و قرمز شدن محیط متوجه شدت جراحت خواهد شد. با کمی توقف و اجتناب از درگیری، وضعیت سلامت نیتن به حالت عادی بر خواهد گشت. آنچارتد 2، حاوی مراحل بیشتری با گیم‌پلی «حل پازل» و معما نسبت به نسخه قبلی است. نیتن در طول ماجرجویی خود، سرنخ‌ها را به ترتیب در ژورنال شخصی‌اش ثبت می‌کند که برخی از سرنخ‌ها، در حین مواجهه با پازل‌ها مفید واقع می‌شوند. محیط‌ها و مراحل در جریان گیم‌پلی، در مجموع حاوی ۱۰۱ گنجینه مخفی است که بازیکن با گردش در محیط‌ها، می‌تواند آن‌ها را نیز پیدا کند. جمع‌آوری موارد مخفی، باعث تعلق گرفتن امتیازهایی خواهد شد که بازیکن با کمک آن‌ها، قادر است محتواهای اختصاصی جدیدی نظیر میان‌پرده‌های بازی، لباس‌های جدید، طرح‌های هنری و چیت‌های بازی از جمله «مهمات نامحدود» را آزاد کند. داستان وقایع داستانی بازی آنچارتد ۲، دو سال بعد از بازی اول این سری اتفاق افتاده و روایت داستانی بازی، با جمله‌ای از مارکو پولو شروع می‌شود؛ «من نیمی از چیزهایی که دیده‌ام را بازگو نکردم، چون می‌دانستم من را باور نمی‌کنند.» داستانی بازی، به طور کلی الهام گرفته از سفر برگشت مارکو پولو در سال ۱۲۹۲ میلادی از چین است. مارکو پولو، پس از گذراندن ۲۰ سال از عمرش در دربار امپراتور مغول یعنی قوبلای خان، سرانجام آن کشور را همراه با ۱۴ کشتی و بیش از ۶۰۰ مسافر و خدمه کشتی ترک می‌کند. اما یک سال و نیم بعد، زمانی که مارکو به بندر هرمز در ایران رسید، تنها یک کشتی و ۱۸ مسافر همراهش باقی مانده بود. به این ترتیب، مارکو هیچ وقت اشاره‌ای به اینکه چه اتفاقی برای کشتی‌های از دست رفته‌اش افتاده نیز نکرد. در آنچارتد ۲، بازیکن در نقش نیتن دریک، به جستجو پیرامون حقایق پشت پرده این سفر می‌پردازد. داستان این بازی، از میانه ماجرا روایت می‌شود و بازیکن بدون آگاهی از حوادث رخ داده قبلی، کنترل نیتن دریک مجروح را، در قطاری آویزان شده از کوه در اختیار می‌گیرد. نیتن خود را به سختی از قطار خارج کرده و پیش از سقوط آن به دره، در نهایت خود را به صخره می‌رساند و از سقوط و مرگ حتمی نجات پیدا می‌کند. پس از این و از طریق یک «فلاش‌بک»، مشخص شد که نیتن، با پیشنهادی از طرف همکار سابقش هری فلین و دوست قدیمی‌اش کلویی فریزر مواجه شد؛ در جریان این پیشنهاد که نیتن نیز آن را قبول کرده بود، آن‌ها قصد ربودن یک «چراغ نفتی مغولی» را از موزه‌ای در استانبول داشتند. نیتن پس از متوجه شدن این موضوع که چراغ نفتی، ممکن است سرنخی برای پیدا کردن کشتی‌های گمشده مارکو پولو باشد این پیشنهاد را قبول کرد. هری و نیتن، با پشتیبانی کلویی به موزه نفوذ و چراغ نفتی را پیدا کردند. در اینجا نیتن نقشه مخفی را در چراغ پیدا کرد که با تفاسیر او نشان می‌داد، کشتی‌های مارکو پولو درحال حمل سنگ چینتامانی، از اشیا افسانه‌ای منتسب به شهر گمشده شامبالا (در اصل شانگری-لا) بود که در اثر «سونامی»، این کشتی‌ها همراه با سنگ در سواحل بورنئو به گل نشستند. پس از این، هری فلین نقشه را برداشت و با نارو زدن به نیتن، او را در موزه رها کرد تا توسط تیم امنیتی موزه دستگیر شود. به این ترتیب علیرغم تلاش برای فرار، نیتن درنهایت دستگیر و به زندان افتاد. سه ماه بعد، کلویی که ادعا می‌کرد از موضوع خیانت هری اطلاع نداشته و او هم بازی خورده است، از ویکتور سالیوان خواست تا نیتن را آزاد کند. پس از آزادی، نیتن و سالیوان در بورنئو به دنبال فلین و رئیس او یعنی زوران لازارویچ رفتند؛ یک جنایتکار جنگی صرب که از مدت‌ها قبل مرده فرض می‌شد. لازارویچ با یک گروه بزرگ از مردوران تحت فرماندهی و با کمک فلین، به دنبال پیدا کردن کشتی‌های گمشده مارکو پولو بود. نیتن و سالی اما کلویی را داشتند که که به عنوان یک نفوذی از تیم آن‌ها، وارد گروه مزدوران لازارویچ شده بود. با کمک کلویی، نیتن و سالی متوجه شدند که کشتی‌ها درواقع هیچ وقت حامل سنگ چینتامانی نبوده است. آن‌ها در ادامه یک مقبره مخفی بزرگ و زیرزمینی کشف کردند که اجساد مومیایی مسافران کشتی پولو، همراه یک فوربای تبتی (نوعی خنجر) و دست‌نوشته‌ای از پولو که سرنخ بعدی آن‌ها را در خود جا داده بود. این نامه که مقصد بعدی را معبدی در کاتاماندو نپال نشان می‌داد، به زودی توسط فلین و افرادش تصاحب شد. نیتن و سالی چاره‌ای جز تسلیم نامه به او نداشتند چون کلویی نیز برای لو نرفتن موقعیتش با فلین همراه شده بود. به هر شکل ممکن، آن دو موفق به فرار و پریدن در یک رودخانه شدند. سالی در ادامه از دنبال کردن نیتن منصرف شد و ماموریت را بیش از حد ریسکی دید؛ که درنتیجه، نیتن همراه با کلویی به نپال رفتند و متوجه شدند که لازارویچ و نیروهایش از قبل در شهر مستقر شده و در حال ویران کردن شهر برای پیدا کردن معبد مورد نظر هستند. این دو سپس متوجه شدند که معبدی که در پی آن بودند، مزین به یکی از نشان‌های روی فوربا بوده است. به این ترتیب آن‌ها محوطه را از طریق پشت بام یک هتل محلی جستجو کردند. اندکی بعد آن‌ها با النا فیشر و دستیارش جف مواجه شدند؛ النا دوست قدیمی نیتن از بازی اول و یک خبرنگار است که به دنبال اثبات زنده بودن لازارویچ و تهیه گزارش به نپال آمده بود. النا در اینجا پرسید که لازارویچ برای چه به دنبال سنگ چینتامانی است چون او به پول احتیاجی ندارد. این چهار نفر به هر ترتیب، معبد را پیدا و نیتن با استفاده از خنجر فوربا به عنوان کلید، موقعیت شهر گمشده شامبالا را در «هیمالیا» پیدا کرد. تیم به زودی توسط نیروهای لازارویچ به دام افتاد، جف زخمی شد و نیتن با رد نظر کلویی مبنی بر اینکه جف و النا را رها کرده و فرار کند، تصمیم گرفت با النا و جف باقی بماند. به این ترتیب کلویی برای حفظ موقعیتش به عنوان عامل نفوذی، مجددا با لازارویچ و تیم او همراه شد و نیتن و النا به دام افتادند. لازارویچ جف را کشت و موقعیت شامبالا را از نیتن گرفت؛ نیتن نیز به هر شکل همراه با النا فرار کرد. نیتن متوجه بود که کلویی، برای حفظ موقعیتش مجبور به تغییر جبهه شد و برای همین قصد نجات کلویی را داشت. النا اما با او موافق نبود ولی به هر شکل قبول کرد تا به نیت کمک کند. آن‌ها سپس با یک جیپ دزدی به تعقیب قطار حامل لازارویچ رفته و نیتن موفق شد وارد آن شود. در اینجا، نیتن واگن به واگن با نیروهای لازارویچ درگیر شد، از دو حمله راکتی هلی‌کوپتر جان سالم به در برد و پس از مواجهه و شکست درازا، مجددا خنجر فوربا را پس گرفت. بدون توجه نیتن، درازا اما به هوش آمد و درست در لحظه‌ای که قصد شلیک به نیت را داشت، توسط کلویی کشته شد. کلویی که هنوز به خاطر رها نکردن جف و النا از نیتن عصبانی بود، با او مشاجره کرد. در این زمان فلین وارد شد و نیتن را با شلیک تیر از ناحیه شکم مجروح کرد. کلویی در ان زمان حواس فلین را پرت و به نیتن فرصت فرار داد؛ افراد فلین به دنبال نیتن رفتند تا اینکه او به دام افتاد. نیتن که هیچ گزینه دیگری نمی‌دید، به سمت مخازن پروپان تیراندازی و با منفجر کردن آن‌ها، افراد فلین را کشت. این انفجار البته باعث پرت شدن بخشی از قطار به پرتگاه نیز شد. اینجا نقطه شروع بازی است، نیتن مجروح، به هر زحمت خود را از قطار آویزان از صخره بیرون کشیده و پیش از سقوط واگن‌ها، خود را به صخره می‌رساند. در میانه یک طوفان شدید، او خنجر فوربا را از میان آوارها پیدا و در این زمان بی‌هوش می‌شود. پس از مدتی نیتن در یک دهکده تبتی به هوش آمده، و النا را همراه با یک مرد آلمانی به نام کارل شفر می‌بیند. به گفته شفر، خنجر فوربا کلید پیدا کردن و ورود به شهر گمشده شامبالا است. نیتن اما خواهد گفت که او دیگر به ادامه این ماجراجویی علاقه‌ای ندارد. شفر اما برای اینکه نظر نیت را عوض کند، او را همراه با تنزین (رهبر دهکده)، فرستاد تا بقایای اجساد گروهی که ۷۰ سال پیش همراه با شفر، برای پیدا کردن شامبالا و سنگ به محل آمده بودند را به او نشان دهد. نیتن و تنزین در ادامه، از چند غار کوهستانی و یخ بسته عبور کرده تا به یک معبد باستانی رسیدند؛ معبدی که مملو از موجوداتی شبیه «یِتی‌ها» بود. نیتن همراه با تنزین، درنهایت به اجساد رسید و متوجه شد که این گروه، یک گروه اکتشافی آننربه از واحد SS آلمان نازی بوده‌اند؛ گروهی که درنهایت توسط شفر کشته شدند تا دنیا از پیدا شدن قدرت سنگ چینتامانی توسط نازی‌ها در امان بماند. نیتن متقاعد شد تا به هر شکل ممکن، مانع لازارویچ برای پیدا کردن شامبالا شود؛ آن دو به این ترتیب به دهکده برگشتند اما متوجه حمله نیروهای لازارویچ شدند. النا که وجود خودش و نیت در دهکده را مسئول حمله لازارویچ می‌دید، نیتن را برای کمک به روستاییان ترغیب کرد. به این ترتیب، نیتن و تنزین همراه شده و به مبارزه با مزدوران پرداختند. آن‌ها در این حین با یک تانک نیز درگیر شدند، اما در پایان یک درگیری سنگین، موفق به نجات دهکده شدند. با وجود دفع حمله مزدوران، نیت و النا متوجه شدند که افراد لازارویچ، شفر را همراه با خنجر فوربا ربوده‌اند. این دو سپس به تعقیب و درگیری با نیروهای لازارویچ رفته و در یک صومعه متروکه متوقف شدند. این درگیری طولانی درنهایت با انفجار مهیب به پایان رسید و نیتن و النا از مجرای باز شده در کوهستان نفوذ کردند. پس از این، شفر نیز پیدا شد که به شدت مجروح شده بود؛ او به نیتن گفت که به هر قیمتی که شده، باید سنگ چینتامانی را نابود کند. پس از مرگ شفر، نیتن به النا گفت که خواست شفر را دنبال می‌کند و با موافقت نیتن، النا نیز پیشنهاد داد که بهتر است برای پیدا کردن شهر گمشده شامبالا، از یکدیگر جدا شوند. نیتن در جستجوی خود، کلویی را پیدا و خنجر فوربا را از او گرفت؛ در قبال این خنجر، نیتن نیز قول داد که لازارویچ را متوقف خواهد کرد. مدتی بعد، نیتن و النا دوباره به یکدیگر رسیده و در نزدیکی ورودی شامبالا با لازارویچ مواجه و او را شکست می‌دهند. پس از ورود به شامبالا با استفاده از خنجر فوربا، لازارویچ مجددا وارد شده و نیتن را تهدید می‌کند. در این نقطه، موقعیت کلویی به عنوان یک عامل نفوذی لو رفته و لازارویچ، هم کلویی و هم النا را اسیر کرده است. او از نیتن می‌پرسد که یکی را انتخاب کند و نیتن نیز پذیرفت تا با او همکاری کند. به عنوان نتیجه، نیتن مجبور به همراهی با فلین شد تا این دو راهی برای هموار کردن مسیر و باز کردن دروازه پیدا کنند. پس از باز شدن مسیر، هیولاهای «یِتی شکل» که در غارهای یخی معرفی شدند، شروع به حمله به آن‌ها کردند که توسط لازارویچ کشته شدند. پس از این بود که مشخص شد این موجودات، انسان‌ها و نگهبانان شامبالا هستند که از سنگ ینتامانی قدرت گرفته‌اند، و برای ترساندن غریبه‌ها از لباس‌های هیولایی استفاده می‌کنند. لازارویچ در این زمان قصد کشتن نیتن و النا را داشت که با زیرکی کلویی، آن دو نجات و فلین در این جریان کشته شد. با ورود نیروهای کمکی لازارویچ، کلویی همراه با نیت و النا از محل فرار کردند. این سه مسیر فرار را به سمت بالای معبد قدیمی دنبال کردند؛ جایی که نیتن متوجه قدرت حقیقی این شهر گمشده شد؛ سنگ چینتامانی، در واقع یک کهربای غول‌پیکر محدود شده، در وسط یک درخت باستانی بوده است. وقتی که ماده آبی رنگ خارج شده از این «درخت حیات» وارد بدن شخص شود، آن شخص تقریبا شکست‌ناپذیر می‌شود. درحالی که آن‌ها آماده درگیری آخر با لازارویچ بودند، فلین که شدیدا مجروح شده بود مجددا برگشت و این بار با منفجر کردن بمب، باعث مرگ قطعی خودش و جراحت سنگین النا شد. نیتن در این زمان النا را به کلویی سپرد و خودش به سمت لازارویچ رفت. با رسیدن نیتن به درخت، لازارویچ از ماده آبی رنگ نوشید و به سرعت تاثیرات مشخص شد؛ زخم‌های قدیمی روی صورت او محو شد و حالتی تخریب نشدنی پیدا کرد. نیت با استفاده از منهدم کردن به موقع کهرباهای آبی داخل درخت، در نهایت لازارویچ را شکست داد و او را رها کرد تا توسط نگهبانان یتی‌شکل شامبالا کشته شود. او در ادامه مجددا با کلویی و النا همراه شد، و درحالی که انفجارهای سریالی درحال منهدم کردن شامبالا بود، این سه به هر شکل ممکن موفق به فرار و نجات خود شدند. در بازگشت به دهکده، کلویی از نیتن پرسید که آیا عاشق النا است؟ که نیتن این سوال را رد نکرد. پس از این سالیوان نیز النا را که بهبود پیدا کرده بود تا نیتن همراهی و سپس به بدرقه کلویی رفت. نیتن و النا در ادامه و در آرامگاه شفر، به او احترام می‌گذارند. یکدیگر را در آغوش گرفته و به تماشای غروب خورشید در پشت کوهستان می‌ایستند. ساخت و توسعه تأیید بازی آنچارتد 2، برای اولین بار توسط گیم‌اینفورمر و در سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد. این سایت تریلری را از بازی نمایش داد که نیتن مجروح در حال حرکت در برف و یخبندان به سمت یک خنجر فوربا بوده است. مدتی بعد دومین تریلر از بازی نیز نماش داده شد که نیتن را در میان واگن‌های مخروبه قطار نشان می‌داد. روایت شروع داستان، از میانه ماجرای اصلی رخ داده و تریلر با نقل قولی از مارکو پولو نمایش داده شد؛ «من نیمی از چیزهایی که دیده‌ام را بازگو نکردم، چون می‌دانستم من را باور نمی‌کنند.» ناتی داگ همچنین در سال ۲۰۰۸ تایید کرد که بازی از یک بخش چندنفره و آنلاین گسترده برخوردار است و آن‌ها، برای طراحی این بخش یک طراح و برنامه‌نویس مختص همین بخش استخدام کرده‌اند. برای بخش چندنفره، چندین نسخه بتا با دسترسی محدود به کاربران نیز عرضه شد. برای ساخت بازی× ۶ ماه زمان برای پیش‌تولید صرف شد و کل فرایند ساخت بازی حدود ۲۲ ماه به طول انجامید. ناتی داگ در ادامه تایید کرد که این بازی نیازی به نصب روی هارد درایو پلی‌استیشن 3 نخواهد داشت. به طور کلی ناتی داگ برای این بازی، قصد بهره‌گیری از حداکثر قدرت پردازشی پلی‌استیشن 3 را داشت و برای این منظور، آن‌ها نیاز به بهینه‌سازی هرچه بیشتر موتور بازی پرداخته بودند. آنچارتد 2 از محیط‌های بازتر، واقع‌گرایانه‌تر و انیمیشن‌های درون‌بازی بیشتری برخوردار بود. برای مثال انیمیشن‌های درون‌بازی بازی اول تنها ۸۰ انیمیشن بود، حال آن که برای بازی دوم این عدد ۵۶۴ انیمیشن بوده است. موتور ساخت این بازی، یعنی ناتی انجین 2.0 همچین هماهنگی کاملی با موتور Havok Physics داشته است. پس از عرضه بازی نیز گزارش شد که بازی، بین ۹۰ تا ۱۰۰ درصد از قدرت پردازشگر دستگاه را استفاده و برای لود تنها از بلوری دیسک ۲۵ گیگابایتی خود بازی بهره می‌گیرد. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها امتیازات متاکریتیک ۹۶/۱۰۰ یوروگیمر ۱۰/۱۰ گیم اینفورمر ۱۰/۱۰ گیم‌اسپات ۹٫۵/۱۰ IGN ۹٫۵/۱۰ گیم‌اسپای ۴٫۵/۵ گیمزرادار ۱۰/۱۰ اج ۹/۱۰ گیم پرو ۵/۵ فامیتسو ۹۲ آنچارتد 2: در میان دزدان به عنوان یکی از بهترین بازی‌های ویدیویی در تاریخ این صنعت محسوب می‌شود. پس از عرضه، این بازی با بازخوردهای کاملا مثبت منتقدین و طرفداران مواجه شد و امتیاز متای فوق‌العاده ۹۶ از ۱۰۰ را کسب کرد. امتیاز میانگین این بازی در گیم‌رنکینگز نیز ۹۶٫۴۳٪ است. نسخه فرانسوی مجله PSM3 این بازی را از هر نظر شایسته ستایش عنوان و آن را یک نقطه عطف و برجسته جدید در تاریخ صنعت گیم دانست. این مجله درنهایت نمره جالب ۲۱ از ۲۰ را به بازی داد که پیش از این ۵ سال قبل‌تر، و برای بازی GTA: San Andreas داده شده بود. نسخه بریتانیایی همین مجله نیز امتیاز کامل به بازی داده بود و در جریان نظرسنجی میان خوانندگانش نیز، این بازی به عنوان دومین بازی برتر تاریخ پلی‌استیشن ۳ انتخاب شد. وب‌سایت IGN به بازی امتیاز ۹٫۵ از ۱۰ را داد و آن را «شگفت‌انگیز» توصیف و به لحاظ «جلوه‌های بصری فوق‌العاده» مورد تمجید قرار داد. ان مرجع از بخش چندنفره آنلاین بازی نیز به عنوان یکی از بهترین تجربه‌های multiplayer که می‌توان در میان همه بازی‌ها پیدا کرد یاد کرد. منتقد X-Play نیز به بازی نمره کامل ۵ از ۵ داد و گفت که به نظرش آنچارتد ۲ بهترین بازی تک‌نفره‌ای بوده که او تاکنون بازی کرده است. معدود انتقدات وارد شده به بازی در پیچیدگی و افت سیستم کنترل بازی، تکراری شدن تیراندازی‌ها و «بسیار خطی بودن» بالا رفتن‌ها بوده است. آنچارتد ۲ تا مارس ۲۰۱۵ موفق به فروش ۶ میلیون نسخه شده است. جوایز آنچارتد ۲: در میان دزدان، از زمان معرفی تا انتشار از طرف بسیاری از مراجع معتبر و متقدان شناخته شده صنعت گیم، نامزد و یا برنده جوایز در رشته‌های مختلف بازی سال شده است. بهترین نمایش، بازی سال، بهترین گرافیک فنی، بهترین جلوه‌های بصری، بهترین داستان، بهترین بازی اکشن، بهترین بازی ماجراجویی، بهترین بازی پلی‌استیشن ۳ و ... از جمله مواردی بوده که این بازی در آن‌ها برنده جایزه، از طرف مراجعی چون گیم‌اسپات، IGN، یوروگیمر، توسعه‌دهندگان بازی، انجمن نویسندگان آمریکا و ... شد. منابع Uncharted 2: Among Thieves در وب‌گاه ویکی پدیا Uncharted 2: Among Thieves در وب‌گاه ویکیا الگو:آنچارتد 2
  4. آنچارتد: اقبال دریک

    Uncharted: Drake's Fortune سازنده ناتی داگ ناشر سونی کارگردان‌ها ایمی هنینگ نویسنده ایمی هنینگ نیل دراکمن جاش شر طراح ریچارد لمرچند کانسپت آرت باب رافعی بروس استرلی موسیقی گرگ ادمونسون پلتفرم پلی‌استیشن 3 تاریخ انتشار ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ سبک اکشن ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره آنچارتد: اقبال دریک (انگلیسی: Uncharted: Drake's Fortune) یک بازی در سبک اکشن-ماجراجویی و پلتفرمر (سکوبازی) است که توسط استودیو ناتی داگ و به شکل انحصاری، برای پلتفرم پلی‌استیشن 3 عرضه شده است. آنچارتد، اولین بازی از این سری است که برای اولین بار در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ منتشر شد. در این بازی، فاکتورهای یک بازی اکشن ماجراجویی با المان‌های یک بازی پلتفرمر ترکیب شده است که بازیکن را از زاویه دید سوم شخص و در نقش نیتن دریک، در متن یک داستان خطی قرار می‌دهد. نیتن آن طور که ادعا می‌کند، از نوادگان سیاح مشهور و افسانه‌ای قرن شانزدهمی، فرانسیس دریک است و به عنوان یک جوینده گنج‌های گمشده، در پی پیدا کردن یکی از معروف‌ترین گنجینه‌ها یعنی ال دورادو است. او در مسیر پیدا کردن این گنج، با دوست خود ویکتور سالیوان و همچنین یک خبرنگار به نام النا فیشر همکاری می‌کند. بازی آنچارتد از ابتدا قرار بود تا سرآغاز یک سری بازی انحصاری برای پلتفرم پلی‌استیشن شود و از همین رو، از ابتدای معرفی رسمی خود در E3 2006، به عنوان یکی از عناوین کلیدی پلی‌استیشن 3 در نظر گرفته می‌شد. بازی پس از عرضه سال ۲۰۰۷ نیز با استقبال گسترده منتقدین و طرفداران همراه شد. آنچارتد در بسیاری از رشته‌ها، مانند دستاوردهای فنی و تکنیکی، صداگذاری و موسیقی متن، شخصیت‌پردازی و داستان، ارزش تولید بالا و اتمسفر کلی بازی مورد تحسین واقع شد. این بازی در ۱۰ هفته ابتدایی به فروش بیش از ۱ میلیون نسخه دست پیدا کرد. دنباله این بازی یعنی آنچارتد 2: در میان دزدان در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. همچنین این دو بازی، در کنار نسخه سوم یعنی آنچارتد 3: فریب دریک که سه عنوان انحصاری پلی‌استیشن 3 بودند، در سال ۲۰۱۶ و در قالب بازی آنچارتد: نیتن دریک کالکشن، برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 نیز منتشر شد. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها منابع گیم‌پلی آنچارتد: اقبال دریک گیم‌پلی ترکیبی از سبک اکشن و ماجراجویانه را در کنار المان‌های پلتفرمینگ قرار داده است. بازیکن از طریق شخصیت نیتن دریک و زاویه دید سوم شخص در محیط به حرکت و جستجو می‌پردازد. نیتن قادر به پرش، بالا رفتن از صخره‌ها و ...، حرکت در لبه‌ها، شنا و حرکت‌های آکروباتیک دیگر می‌باشد که به او و بازیکن کمک می‌کند تا از موانع پیش رو گذر کند. در مواجهه با دشمنان، نیتن قادر به استفاده از سلاح‌های گرم مختلف و یا مشت‌زنی و مبارزه مستقیم است. در مبارزه مستقیم امکان وارد کردن ضربات ترکیبی نیز وجود دارد. در مکانک مبارزه با سلاح گرم، نیتن همزمان تنها قادر به حمل یک اسلحه کمری (مانند کلت) و یک اسلحه نیمه‌سنگین (مانند اسنایپر) است؛ در حین حرکت و دویدن، کاورگیری، و یا در حالت آویزان از صخره می‌تواند هدف‌گیری و تیراندازی کند. در حالت دیگر، نیتن حتی قادر است بدون هدف گیری کلاسیک نیز محل تقریبی خط اسلحه را مورد تیراندازی قرار دهد. بازی از نقطه‌ای به بعد اجازه حمل نارنجک را نیز به نیتن می‌دهد. آنچارتد همچنین فاقد نمایش یک خط خون یا سلامت برای نیتن است و در زمان آسیب‌دیدگی، رنگ صفحه نمایش تغییر پیدا می‌کند. بازیکن پس از مدتی دور ماندن از حملات به شکل خودکار سلامتی خود را باز می‌یابد. این بازی از یک مکانیک و گیم‌پلی محدود رانندگی با وسایل نقلیه نیز برخوردار است. در محیط‌های بازی، نیتن قادر به پیدا کردن گنجینه‌هایی است که در مجموع و تا پایان بازی تعداد آن‌ها به ۶۰ خواهد رسید. پیدا کردن گنجینه‌ها گرچه تاثیری در پیشبرد خط داستان ندارد، اما از جمله جاذبه‌های گردش دقیق‌تر در محیط هستند. نسخه ژاپنی بازی با سانسورهایی همراه بوده و خون در بازی مشاهده نمی‌شود. داستان در آب‌های نزدیک سواحل پاناما، یک جوینده گنج به نام نیتن دریک به همراه یک خبرنگار به نام النا فیشر، آماده باز کردن تابوت فرانسیس دریک هستند که نیتن به تازگی، آن را از اعماق به عرشه قایق آورده است. نیتن با داشتن حلقه فرانسیس دریک، ادعا می‌کند که از نوادگان سر فرانسیس دریک، سیاح و دریانورد مشهور انگلیسی است. با این حال پس از باز کردن تابوت، مشخص می‌شود که چیزی جز یک دفترچه یادداشت شخصی فرانسیس دریک در آن نیست. نیتن در این زمان گفت که تابوت خالی نظریه او را ثابت می‌کند؛ اینکه فرانسیس دریک در سال‌های آخر زندگی خود، مرگش را جعل کرد تا به دنبال یک سفر گنج‌یابی دیگر برود. اندکی پس از این، قایق نیتن و النا توسط دزدان دریایی به فرماندهی ادی راجا محاصره و هدف تیرانداز قرار گرفت. ادی یکی از رقیبان قدیمی نیتن محسوب می‌شود. نیتن و النا به زودی مجبور به مقابله با مهاجمین شدند تا اینکه ویکتور سالیوان، همراه با هواپیمای خود این دو را نجات داد. سالی در واقع بهترین دوست نتن و به نوعی استاد راهنمای او در سفرهای اکتشافی و گنج‌یابی است. در بازگشت به ساحل و درحالی که النا تلفنی با رئیس خود صحبت می‌کرد، نیتن با سالی درباره دفترچه شخصی فرانسیس دریک صحبت کرد. فرانسیس دریک در این یادداشت از آخرین جستجوی گنج خود یعنی پیدا کردن ال دورادو نوشته بود؛ شهری که طبق افسانه‌ها از طلا ساخته شده بود. نیتن و سالی که متقاعد به دنبال کردن این سرنخ شده بودند، تصمیم گرفتند تا بدون النا دنبال گنج بروند؛ با توجه به اینکه اگر خبر جستجوی ال دورادو توسط النا منتشر می‌شد، باعث ورود دیگر رقیبان به این ماجرا می‌شد. پس از ورود این دو به ناحیه آمازون، نیتن و سالی به تدریج سرنخ‌های بیشتری از یک تمدن باستانی پیدا کردند که نشان می‌داد ال دورادو، نه یک شهر ساخته شده از طلا، بلکه یک مجسمه یا تندیس عظیم از طلا است. این خبر بدی برای سالی بود؛ او روی این شهر طلا حساب باز کرده بود تا بدهی سنگینش را پرداخت کند. نیتن و سالی در ادامه جستجوی خود در آمازون، یک زیردریایی آلمانی بسیار قدیمی و به گل نشسته را پیدا کردند. نیتن در اینجا دفترچه را به سالی داد و خودش وارد زیردریایی شد. در اینجا، او اجساد خدمه زیردریایی و یک صفحه کنده شده از دفترچه فرانسیس دریک را پیدا کرد؛ صفحه‌ای که حاوی نقشه و توضیحاتی بود که نشان می‌داد احتمالا، تندیس ال دورادو در در جزیره قرار دارد. پیش از اینکه سالی و نیتن محوطه زیردریایی را ترک کنند، آن‌ها توسط گابریل رومن و مزدورانش محاصره و خلع سلاح شدند. رومن، یک جستجوگر گنج و رقیب سالی بود که با استخدام مزدورانی به رهبری آتوک ناوارو، در پی سالی بودند. در اینجا مشخص شد که بدهی سالی در واقع به رومن بوده است و همین نیز باعث کشانده شدن یک طرف دیگر به این ماجرا شده بود. رومن با تهدید سالی، نقشه را از نیتن گرفت و تصمیم گرفت همراه با سالی جستجو را ادامه دهد. او قصد کشتن نیتن را داشت، به سمت او شلیک کرد اما سالی خود را در مسیر گلوله قرار داد. پس از منفجر شدن زیردریایی، نیتن از فرصت استفاده و از محل فرار کرد. نیتن که تصور می‌کرد سالی کشته شده، از مزدوران فرار و درنهایت به النا رسید؛ او درواقع از همان زمان خروج، آن دو را از اسکله تعقیب کرده بود. این دو به این ترتیب همراه با هم از مزدوران فرار کرده و در نهایت با هواپیمای سالی به سمت جزیره پرواز کردند. پس از ورود به آسمان جزیره، هواپیما خاموش شد و نیتن و النا جدا شدند. مدتی بعد نیتن برای پیدا کردن النا، رد او را در یک قلعه مخروبه دنبال کرد. او که از زنده بودن النا مطمئن شده بود، به زودی در نزدیکی قلعه توسط دزدان دریایی ادی دستگیر شد. در حالی که ادی نیتن را در سلولی حبس کرده بود، ناگهان شاهد منهدم شدن دیوار توسط النا و درنهایت نجات نیتن بود. نیتن و النا به این ترتیب بار دیگر مسیر فرار را در پیش گرفتند. مدتی بعد، این دو به یک شهر مخروبه دیگر رسیدند و در اینجا نیتن، متوجه کتابچه سفرنامه‌ای شد که نشان می‌داد ال دورادو، به جزیره دیگری منتقل شده است. در اینجا، النا نیز گفت که سالی زنده است و در حال همکاری با رومن و ناوارو است. او گرچه تصور می‌کرد سالی خائن است اما نیتن متقاعد نشده بود. این دو در ادامه وارد تونل‌ها و غارهای طولانی در زیر یک صومعه باستانی شدند. مدتی بعد نیتن شاهد دعوای لفظی مان رومن و ناوارو با ادی بود؛ به این ترتیب مشخص شد که رومن ادی و افرادش را استخدام کرده بود تا در قبال سهمی از ال دورادو، آن‌ها نیتن را دستگیر و جزیره را برای جستجوی افراد رومن امن نگه دارند. با این حال فرار نیتن، باعث عصبانیت رومن شده بود و او توانایی ادی را زیر سوال برد. نیت و النا به زودی، گذرگاهی را کشف کردند که به یک محوطه بزرگ نگه داری گنج منتهی می‌شد. نیتن در اینجا جسدی را پیدا کرد که به اعتقاد او، جسد فرانسیس دریک بود. به این ترتیب نیتن نتیجه گرفت که دریک پیش از پیدا کردن گنج و در همین را مرده است. در همین حین، این دو شاهد فرار ادی بودند که برای نجات جانش درحال دویدن بود. او را موجود عجیب و انسان‌نمایی به نام دسندنت تعقیب می‌کرد که در نهایت ادی توسط یکی از این موجودات کشته شد. به هر شکل، نیتن و النا نیز پا به فرار گذاشته و درنهایت خود را در یک «تاسیسات آلمانی» پیدا می‌کنند. نیت در اینجا از النا جدا شد تا برق تاسیسات را مجددا فعال کند. با این حال او به زودی متوجه شد که آلمانی‌ها نیز در زمان جنگ جهان دوم، درست مثل اسپانیایی‌ها در جستجوی ال دورادو بودند، اما درنهایت متوجه شدند که تندیس ال دورادو، تندیسی نفرین شده است. نیت همچنین متوجه شد که فرانسیس دریک، قدرت تندیس را دریافته بود و سعی داشت تا با ساخت مکانیزم‌هایی آن را در همین جزیره نگه دارد که درنهایت، خودش توسط یکی از دسندنت‌ها (انسان‌هایی که به نفرین ال دورادو مبتلا شدند) کشته شده بود. پس از مبارزه با تعداد زیادی از دسندنت‌ها و فعال کردن جریان برق، نیتن به سمت النا برگشت و متوجه شد که او توسط رومن و افرادش دستگیر شده است. پس از خروج رومن و افرادش، نیتن در بیرون از محوطه سالی را دید و همه چیز را درباره طلسم ال دورادو توضیح داد. این دو در ادامه باز هم توسط رومن و افرادش متوقف شدند، جایی که آن‌ها سرانجام تندیس را پیدا کرده بودند. ناوارو در این زمان از رومن خواست تا درب تندیس را باز کند. او از قصد این را از رومن خواست و رومن بدون اینکه متوجه باشد، ناگهان با غبار سمی مومیایی درون ال دورادو مواجه شد. این غبار، به سرعت باعث تبذیل شدن رومن به یک دسندنت شد. ناوارو که از ابتدا نقشه‌های خودش را برای فروش غبار مومیایی ال دورادو به عنوان یک سلاح بیولوژیکی داشت، رومن را کشت و با هلی‌کوپتر ال دورادو را از محل خارج کرد. درحالی که دسندنت‌ها به نیتن، سالی و سایر مزدوران حمله‌ور شده بودند، نیتن به هر شکل ممکن خود را به ال دورادو رسانده و همراه با هلی‌کوپتر می‌رود. با توجه به فرصت‌طلبی النا و بیرون انداختن یکی از مزدوران، به زودی هلی‌کوپتر سقوط خواهد کرد. نیتن که پیش از سقوط پایین پیرده بود، اینک روی کشتی بود و در مسیر رسیدن به هلی‌کوپتر و النا، مجبور به مبارزه با تعداد زیادی از مزدوران شد. او چند بار با ناوارو نیز درگیر و درنهایت در یک مبارزه تن به تن او را نیز شکست داد. زمانی که نیتن درحال خارج کردن النا از هلی‌کوپتر بود، ناوارو مجددا به هوش آمد؛ در اینجا نیتن طناب اتصال ال دو رادو را جدا و درحالی که طناب به دور پای ناوارو پیچیده شده بود، او همراه با تندیس ال دورادو به قعر اقیانوس آرام رفتند. پس از پایان این وقایع، النا «حلقه فرانسیس دریک» را به نت برگرداند؛ حلقه‌ای که نیتن پیش از این آن را در کنار جسد فرانسیس دریک جا گذاشته بود. این دو سپس سالی را دیدند که پس از مواجهه با دزدان دریایی، با چند صندوق گنج آنجا را ترک کرده بود. النا از دست دادن دوربینش را به نیتن یادآور شد و اینکه او یک داستان به النا بدهکار است. درحالی که قایق آن‌ها در حال دور شدن بود، نیتن اطمینان داد که قولش را فراموش نخواهد کرد. ساخت و توسعه آنچارتد: اقبال دریک توسط استودیو ناتی داگ و به عنوان یک بازی انحصاری پلتفرم پلی‌استیشن 3 ساخته شده است. در واقع این بازی پس از اتمام ساخت بازی «» توسط ناتی داگ در دستور کار قرار گرفت. این استودیو در آن زمان، بهترین طراحانش را جمع کرد تا روی ساخت بازی کار کند که در آن زمان، با اسم رمز «Big» معرفی شده بود. حدود ۲ سال زمان برای تدارک زیرساخت‌ها فنی صورت گرفت و استودیو قصد داشت تا پس از مدت‌ها، روی یک برند و IP کاملا جدید کار کند تا با خصوصیت‌های واقع‌گرایانه‌تر، بتواند نماینده خوبی برای معرفی پلتفرم و سخت‌افزار پلی‌استیشن 3 باشد. تیم توسعه برای این کار، از آثار متعددی از ژانر اکشن و ماجراجویی، نظیر «ایندیانا جونز» و «نشنال ترژرز» الهام گرفت و هدف‌گذاری را روی شخصیت‌های انسانی، به جای شخصیت‌های ساختگی و غیرانسانی قرار داد. پس از بررسی، این تیم احساس کرد که ساخت چنین بازی، با داستانی با چاشنی عاشقانه و همچنین وجود عناصر رازآلود می‌تواند نتیجه بهتری داشته باشد. این بازی سرانجام برای اولین بار در نمایشگاه E3 2006 معرفی شد. از همان اولین نمایش، المان‌های پلتفرمینگ و شوتر بازی، بلافاصله با بازی «توم رایدر» مورد مقایسه واقع شد. سازندگان برای این بازی، از عناوینی چون رزیدنت اویل ۴ و گیرز آو وار نیز الهام گیری کرده بودند؛ همچنین برخلاف بازی‌های مشابه که زمینه گیم‌پلی را در فضاهای تاریک پیاده می‌کردند، سازندگان در این بازی از یک جزیره گرمسیری به عنوان لوکیشن اصلی استفاده کردند. شخصیت قهرمان بازی، نیتن دریک، به عنوان شخصیتی توصیف شد که بسیار بیشتر از لارا کرافت در معرض شرایط سخت قرار می‌گیرد. همچنین به گفته ایمی هنینگ، آن‌ها قصد داشتند تا قهرمانی واقع‌گرا بسازند و از این نظر، قهرمانی که مسلح به انواع سلاح‌ها و تجهیزات زرهی باشد نمی‌توانست شخصیت مورد نظر آن‌ها باشد. به جای این، نیتن به عنوان کاراکتری که مستحکم و باتجربه است تصویر شد؛ شخصی که بتواند در موقعیت‌های سخت خونسردی خود را حفظ کند و به دنبال بهترین-سریع‌ترین راهکار مقابله با چالش بگردد. ساخت این بازی سرانجام در اواسط اکتبر ۲۰۰۷ تکمیل و به اصطلاح «گلد شد». اولین گیم‌پلی-دمو بازی نیز در نوامبر همان‌سال در شبکه پلی‌استیشن قرار گرفت و نسخه اصلی بازی نیز در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ در آمریکای شمالی به بازار وارد شد. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها امتیازات گیم‌رنکینگز 90% متاکریتیک 88/100 گیم‌اسپات 8/10 IGN 9.1/10 گیم اینفورمر 8.75/10 فامیتسو 36/40 جوایز IGN بهترین بازی اکشن ۲۰۰۷، بهترین بازی پلی‌استیشن ۳ در سال ۲۰۰۷، بهترین تکنولوژی گرافیکی پلی‌استیشن ۳ در سال ۲۰۰۷، بهترین موسیقی متن اورجینال ۲۰۰۷ بازی آنچارتد 1، به شکل سراسری با نقدهای مثبتی از جانب منتقدین مواجه شد. این بازی، موفق شد امتیاز متای ۸۸/۱۰۰ را در یافت کند که برای یک محصول کاملا جدید و اوریجینال امتیازی عالی محسوب می‌شود. منتقدین عمدتا این بازی را به خاطر جلوه‌های گرافیکی و فنی، شخصیت‌پردازی و داستان مورد تحسین قرار داده و آن را اثری با ارزش ساخت بالا توصیف کرده‌اند. توجه زیاد به جزئیات، ساخت موسیقی متن، صداگذاری و استفاده از صداپیشگان باتجربه، از دلایل دیگری بودند که منتقدان، بازی را با آثار هالیوودی مقایسه می‌کردند. بازی همچنین به خاطر انمیشن‌های روان، اتمسفر قوی که در آن جنگل، به شکلی واقع‌گرایانه و زنده تصویر شده است و همچنین نورپردازی نیز مورد تمجید واقع شده بود. این بازی در بخش نقدهای منفی، بیشتر به خاطر خط داستانی کوتاه و توسعه نیافته، گیم‌پلی بخش کنترل وسایل نقلیه، مهاجمین و دشمنان بیش از حد سخت، گیم‌پلی پلتفرمینگ که خیلی زود تکراری خواهد شد. بازی آنچارتد: اقبال دریک در سال ۲۰۰۷، نامزد و برنده چندین جایزه در رشته‌های مختلف، از طرف نشریات و وب‌سایت‌های معتبر صنعت گیم نیز شد که از جمله آن‌ها، بهترین بازی پلی‌استیشن 3، بهترین بازی اکشن سال، بهترین گرافیک فنی در پلتفرم پلی‌استیشن 3 و بهترین بازی اوریجینال پلی‌استیشن 3 بوده است. این بازی از نظر فروش نیز تا سال ۲۰۰۹، موفق شد تا به فروش بیش از ۲٫۵ میلیون نسخه‌ای دست پیدا کند. منابع Uncharted 4: A Thief's End در وب‌گاه ویکی‌پدیا Uncharted 4: A Thief's End در وب‌گاه آنچارتد ویکیا الگو:آنچارتد 1
  5. آنچارتد 4: پایان یک دزد

    Uncharted 4: A Thief's End سازنده ناتی داگ ناشر سونی کارگردان‌ها بروس استرلی نیل دراکمن نویسنده نیل دراکمن جاش شر موسیقی هنری جکمن پلتفرم پلی‌استیشن 4 تاریخ انتشار ۱۰ می ۲۰۱۶ سبک اکشن ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره آنچارتد 4: پایان یک دزد (انگلیسی: Uncharted 4: A Thief's End) یک بازی در سبک اکشن-ماجراجویی است که توسط استودیو ناتی داگ و به شکل انحصاری، برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 عرضه شده است. آنچارتد 4، در ۱۰ می ۲۰۱۶ و به صورت همزمان در سرتاسر جهان منتشر شد و آخرین بازی از سری آنچارتد است که نیتن دریک را به عنوان شخصیت اصلی خود خواهد دید. وقایع اصلی این بازی از نظر داستانی، دنباله بازی آنچارتد 3: فریب دریک است، جایی که بازیکن در نقش قهرمان کلاسیک سری یعنی نیتن دریک قرار خواهد گرفت تا ماجراجویی جدیدی را تجربه کند. با این حال این بازی از نظر داستان، هم شامل پیش‌درآمدی بر کل سری بازی آنچارتد و هم پایان‌بخش و فرجامی بر خط داستانی نیتن دریک خواهد بود. با توجه به جدایی ایمی هنینگ به عنوان نویسنده و جاستین ریچموند به عنوان کارگردان در سال ۲۰۱۴، ناتی داگ بروس استرلی و نیل دراکمن را جایگزین آن دو کرد که همین نیز باعث تغییرات گسترده‌ای در داستان و گیم‌پلی بازی، نسبت به نسخه‌های اولیه آن گردید. پس از عرضه نهایی بازی در سال ۲۰۱۶، آنچارتد 4 با نقدهای مثبت سراسری و ستایش‌های گسترده منتقدین و طرفداران مواجه شد. به شکلی که بازی در ده‌ها رشته کاندیدای بهترین بازی سال شد و درنهایت نیز از جانب بسیاری از منتقدین صنعت گیم به عنوان بهترین بازی ویدیویی سال ۲۰۱۶ برگزیده شد. درحالی که منتقدین داستان پرمفهوم، روایت داستانی پرجزئیات و احساسی، گیم‌پلی کم‌نقص، مکانیک های روان و موسیقی آن را می‌ستودند، طرفداران نیز گسترده‌ترین استقبال تاریخ سری را از آن به عمل آوردند؛ به شکلی که بازی تنها در هفته اول عرضه خود موفق به فروش ۲٫۷ میلیون نسخه شد. این بازی تاکنون با فروش بیش از ۸ میلیون نسخه پرفروش‌ترین بازی انحصاری پلی‌استیشن 4 و پرفروش‌ترین بازی در مجموعه آنچارتد است. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها جوایز منابع گیم‌پلی آنچارتد 4: پایان یک دزد یک بازی اکشن و ماجراجویانه است که با زاویه دوربین سوم شخص روایت می‌شود. در این بازی، المان‌های گسترده پلتفرمینگ یا سکوبازی نیز وجود دارد. علاوه بر این، بازیکن قادر به بالا و پایین رفتن از بسیاری از دیوارها، صخره‌ها و موانع دیگر بوده و با کمک «طناب و قلاب» قادر خواهد بود تا خود را از یک نقطه به نقطه دیگر انتقال داده و از موانعی چون ارتفاع، پرتگاه و سراشیبی عبور کند. شخصیت اصلی و قابل کنترل بازی، نیتن دریک است؛ یک گنج یاب و ماجراجو که به عنوان قهرمان کلاسیک سری آنچارتد، مهارت‌های فیزیکی لازم را برای دویدن، پرش، مبارزه، استقامت و ... دارا می‌باشد. در این بازی برای اولین بار در سری، المان‌های «مخفی‌کاری» نیز گنجانده شده و بازیکن می‌تواند در بسیاری از لوکیشن‌ها، با طرح استراتژی و بدون مبارزه مستقیم از میان دشمنان عبور کند. با این حال روش اصلی مبارزه، همچنان تیراندازی با سلح گرم است و نیتن تقریبا در تمامی موقعیت‌ها، آویزان از طناب، در حین بالا رفتن از دیوار و صخره، در زمان کاور، دویدن و ... قادر به هدف‌گیری و تیراندازی است. رانندگی در ماداگاسکار بازی گرچه روند داستانی و گیم‌پلی خطی را دنبال می‌کند اما لوکیشن‌ها بزرگ‌تر از نسخه‌های قبلی و در برخی لوکیشن‌ها شبیه به یک لوکیشن جهان‌باز است. به طور کلی این بازی ۱۰ بربر بیشتر از بازی قبلی مجموعه شامل لوکیشن برای جستجو بوده و وجود گنجینه‌ها بازیکن را برای جستجوی دقیق محوطه‌ها ترغیب می‌کند. سیستم هوش مصنوعی نیز در بازی کاملا تقویت شده و دشمنان قادر به واکنش‌های بیشتر به استراتژی حمله بازیکن، پی‌ریزی تاکتیک مبارزه و همکاری با یکدیگر هستند. میان‌پرده‌ها در جریان گیم‌پلی بازی کاملا شناور هستند. همچون بازی قبلی استودیو یعنی «آخرین بازمانده ازما»، دیالوگ‌های مخفی و سیستم دیالوگ درختی در این بازی نیز گنجانده شده است و در فهم بهتر داستان و پیشبرد داستان سرایی، نقشی مهم را ایفا می‌کند. پازل‌ها و سیستم بهبودیافته سرنخ‌ها نیز از جمله دیگر ویژگی‌های مهم گیم‌پلی در بازی است. نیتن حالا سرنخ‌ها را همزمان با گیم‌پلی و در زمان کشف در دفترچه خود نقاشی می‌کند. این سرنخ‌ها، سندها و طرح‌ها پشت سر هم و صفحه به صفحه دفترچه را اشغال کرده و در هر زمان با تورق کتاب قابل بازبینی هستند. بسیاری از پازل‌ها و مکانیک‌های مخفی از طرق قابلیت دفترچه نیتن قابل حل تئوریک هستند. بازی همچنین شامل گیم‌پلی رانندگی وسایل نقلیه و فرار از وسایل نقلیه مهاجم نیز هست. داستان نیتن دریک و برادر بزرگ‌ترش سم سال‌ها پیش از وقایع اولین بازی سری، و زمانی که نیتن ۱۲ ساله در یک یتیم‌خانه اقامت داشت؛ او به خاطر توهین یکی دیگر از بچه‌ها به مادرش مجبور به درگیری با پسر بچه شد و به همین خاطر توسط یک راحبه مجازات شد. راحبه به او گفت که به خاطر درگیری‌های زیاد، نیتن از مرخصی محروم شده و باید تعطیلات خود را در یتیم‌خانه بگذراند. در حالی که راحبه او را مثل «برادرش» بی‌پروا و منحرف از راه راست خطاب کرد، نیتن به زودی متوجه شد که برادرش سم از ساختمان نزدیک برایش علامت می‌فرستد. نیتن در زمانی مناسب از پنجره یتیم‌خانه خارج شده و با پرش از ساختمان‌ها خود را در نهایت به سم می‌رساند. پس از یک استقبال گرم، سم و نیتن مسیر خود را از پشت بام ‌ها گذرانده و درنهایت از مجتمع خارج می‌شوند؛ جایی که سم به نیتن خواهد گفت که موفق شده تا خریدار وسایل و اسباب قدیمی مادرشان را پیدا کند. پس از این، نیتن و سم با موتور سیکلت به عمارتی نفوذ کرده و به دنبال وسایل و یادداشت‌های مادرشان می‌گردند. پس از پیدا کردن یک کتاب و دست‌نوشته مهم از مادرشان که درباره «گنج مخفی هنری ایوری» بود، صاحب عمارت، پیرزن فرتوتی که متوجه نفوذ بچه‌ها شده بود این دو را به دام انداخت. او پلیس را خبر کرد و بعد از این، فهمید که بچه‌ها، در واقع بچه‌های کاساندرا مورگان هستند؛ دستیار سابق خودش که پیش از این به عنوان متخصص تاریخ، او را در سفرهای اکتشافی همراهی می‌کرد. زمانی که پیرزن متوجه شد که سم و نیتن پسران کاساندرا هستند، از آن‌ها عذرخواهی کرد و گفت که مادر آن‌ها، باهوش‌ترین و بااستعدادترین شخصی بوده که او می‌شناخته است؛ جمله‌ای که باعث شد تا نیتن در چشمش برق بیافتد و تردیدهایی که درباره مادرش داشت را پشت سر بگذارد. پیرزن همچنین گفت که مادر آن‌ها اعتقاد دیگری به تاریخ رسمی داشته و معتقد بود که فرانسیس دریک، سیاح افسانه‌ای قرن ۱۶ برخلاف باورهای عمومی دارای فرزند و نسل پس از خود بوده است. او همچنین گفت که دست‌نوشته‌های کاساندرا حالا متعلق به سم و دریک خواهد بود. پس از این و زمانی که پلیس به عمارت رسید، پیرزن قصد داشت تا پلیس را متوجه اشتباهش کند اما پیش از این، پیرزن که آخرین سیگار خود را کشیده بود به شکل ناگهانی بمیرد. مرگ پیرزن، درست در زمانی که پلیس در مقابل درب ورودی عمارت بود، باعث شد تا نیتن و سم چاره‌ای جز فرار نداشته باشند. آن‌ها از پشت‌بام‌ها و در ادامه روی زمین از پلیس فرار کردند و با موتور سیکلت از محوطه دور شدند. مدتی پس این ماجرا، نیتن و سم تصمیم به رفتن از شهر گرفتند تا هویت جدید و نام خانوادگی «دریک» را برای خود انتخاب کنند؛ همان طور که مادرشان درباره فرانسیس دریک اعتقاد داشت و در ادامه، مثل مادرشان زندگی ماجراجویانه‌ای را به عنوان سیاح و جوینده گنج‌های باستانی دنبال کنند. چند سال بعد از این و درحالی که نیتن نوجوان در پی سرنخ‌هایی از فرانسیس دریک بود، سم دریک به دنبال بزرگ‌ترین و مهم‌ترین تحقیق و دست‌نوشته‌ای بود که از مادرشان به ارث گرفته بودند. او در جستجوی پیدا کردن گنج دزد دریایی افسانه‌ای، هنری ایوری بود. چند سال بعد، سم با کمک و سرمایه جوان ثروتمندی به نام ریف ادلر و همراه با برادرش نیتن موفق به نفوذ به یک زندان در پاناما شدند. ریف ثروت خود را از پدرش به ارث گرفته بود و قصد داشت با پیدا کردن گنج هنری ایوری سرنوشت مستقل از پدرش را داشته باشد. همین نیز باعث اتحاد او با برادران دریک شده بود. او ترتیب مقامات زندان برای اقامت و بررسی سرنخ‌های مرتبط را داده بود. در زندان، نیتن موفق شد صلیب فلزی شکسته شده‌ای پیدا کند؛ صلیبی که به گفته سم، نماد سنت دیسمس یا «دزد توبه‌کرده» است. با توجه به اینکه صلیب شکسته و محتویاتی داخل آن نبود، به گفته سم مقصد بعدی آن‌ها در اسکاتلند خواهد بود؛ جایی که کلیسای باستانی در این کشور به نام سنت دیسمس وجود داشته و از طرفی نیز آخرین باری که هنری ایوری در میان عموم دیده شده نیز در اسکاتلند بوده است. سم، نیتن و ریف آماده خروج از زندان بودند که وارگاس، زندان‌بان محوطه که موضوع را فهمیده بود درخواست باج کرد. این موضوع باعث شد تا ریف وارگاس را بکشد، و در ادامه این سه مجبور به فرار از زندان و از دست نگهبانان شوند. در حین فرار، گرچه ریف و نیتن موفق به خروج از زندان شدند اما سم به خاطر تیراندازی نگهبانان و سقوط از پشت بام جا ماند. نیتن، درحالی چاره‌ای جز فرار نداشت که مطمئن بود برادرش کشته شده است. نیتن و ریف پس از فرار از پاناما به اسکاتلند رفتند و مدت‌ها در جستجوی گنج ایوری بودند. ریف کل کلیسا و زمین‌های اطراف آن را خرید ولی هیچ اثری از گنج پیدا نکرد. او رفته رفته کنترل اعصاب خود را از دست می‌داد و نیتن تصمیم گرفت گنج ایوری را برای همیشه فراموش کند. ۱۵ سال پس از این وقایع که ان مدت، شامل روی دادن وقایع بازی‌های اول تا سوم است، نیتن در پایان بازی سوم تصمیم گرفت تا زندگی دزدی و گنج یابی را کنار بگذارد. او با النا فیشر، خبرنگار آزاد که در سه بازی قبلی نیتن را همراهی می‌کرد ازدواج کرده و حالا در نیواورلئان، زندگی عادی را تجربه می‌کند. او در یک شرکت کوچک به عنوان قواص فعالیت دارد و بارهای غرق شده را از اعماق رودخانه پیدا بیرون می‌کشد. او از کارش راضی است و همراه با النا زندگی آرامی را دارند. این دو گاهی با کنسول بازی خود بازی می‌کنند و خاطرات سال‌های گذشته را مرور می‌کنند. درست در زمانی که نیتن کاملا از زندگی ماجراجویانه خود فاصله گرفته و زندگی جدید خود را وقف همسرش کرده است، ناگهان برادرش سم در محل کارش ظاهر می‌شود و او را در بهت فرو می‌برد. نیتن به تدریج با زنده بودن سم کنار می‌آید، وقایع دیوانه‌وار منتهی به پیدا کردن گنج‌ها و شهرهای گمشده را در طول این ۱۵ سال بازگو می‌کند و آرزو می‌کند که ای کاش، برادرش هم همراهش می‌بود. پس از شنیدن همه داستان این ۱۵ سال، نوبت به سم می‌رسد و تعریف می‌کند که در زندان، مدتی با هکتور آلکازار، قاچاقچی مواد مشهور پانامایی هم‌سلولی بوده است. او در سلول از آرزوهای دور و دراز خود برای پیدا کردن گنج ایوری صحبت کرد؛ گنجی که آلکازار را نیز وسوسه کرده بود. سم به آلکازار گفته بود که اگر در زندان نبود، قطعا گنج را پیدا می‌کرد. اندکی بعد، نیروهای آلکازار به زندان یورش بردند و آلکازار را همراه با سم آزاد کردند. پس از فرار از زندان، آلکازار سم را تهدید به پیدا کردن سم کرد و گفت که باید گنج را برای او پیدا کرده و در غیر این صورت او را خواهد کشت. نیتن در ادامه از بی‌نتیجه بودن سرنخ اسکاتلند گفت و اینکه ریف پس از ۱۵ سال هنوز در آنجا مشغول جستجوی گنج ایوری است. در پاسخ، سم سرنخ جدیدی به او نشان داد؛ صلیب دیگری از سنت دیسمس که این یکی سالم بوده و برخلاف قبلی نشکسته است. صلیب، قرار بود تا در یک مزایده در ایتالیا به فروش برسد. به این ترتیب، سم چاره‌ای برای نیتن نگذاشت تا او را با خود همراه کرده و دو برادر در کنار یکدیگر، جستجو برای گنج ایوری را شروع کنند. نیتن به سختی با این وضع کنار آمده بود و نمی‌توانست به النا چیزی بگوید؛ او مدت‌ها قبل قول داده بود تا از زندگی دزدی و گنج‌یابی خداحافظی کند. به این ترتیب او به النا دروغ گفت و گفت که برای مدتی برای کار قواصی به مالزی خواهد رفت. دو برادر در ایتالیا، با ویکتور سالیوان ملاقات می‌کنند؛ همکاری قدیمی نیتن که در طول ۱۵ سال قبل با او و ماجراجویی‌هایش همراهی می‌کرد. در حالی که این سه نقشه به دست آوردن صلیب سنت دیسمس را داشتند، با حضور ریف ادلر و نیدن راس در محوطه غافلگیر شدند. نیدین فرمانده گروه شبه‌نظامی شورلاین بود که ریف برای پیدا کردن گنج ایوری استخدام کرده بود. با توجه به حضور ریف، چاره‌ای جز دزدیدن صلیب برای نیتن و سم باقی نمانده بود. این دو به همراه سالی، به هر شکل ممکن صلیب را ربوده و پس از درگیری با محافظان از محوطه فرار کردند. سرنخ جدید که در داخل صلیب بود، نشان می‌داد که آن‌ها باید مجددا به اسکاتلند برگشته، و این بار محوطه قبرستان کلیسا را برای پیدا کردن مدفن هنری ایوری جستجو کنند. سالیوان و برادران دریک به زودی وارد اسکاتلند و محوطه کلیسای سنت دیسمس شدند؛ جایی که نیروهای شبه‌نظامی شورلاین از آنجا محافظت می‌کردند. به هر شکل، نیتن و سم خود را به قبرستان کلیا رسانده و پس از بررسی مقبره‌ها سرانجام محل دفن هنری ایوری را پیدا کردند. ورود به تالار مخفی اما همراه با پیدا کردن گنج نبود، بلکه سرنخ دیگری را در اطراف کلیسا نشان می‌داد. برادران دریک برای رسیدن به آن محوطه بار دیگر با شورلاین درگیر شدند و درنهایت خود را به محل رساندند. غار مخفی که در انتهای آن، به جای گنج بزرگ هنری ایوری، یک سرنخ بزرگ دیگر و این بار در ماداگاسکار پیدا شد. مشخص شد که هنری ایوری و دزد دریایی همراه او یعنی توماس تیو در زمان فعالیت خود، به دنبال جذب افرادی قابل اعتماد بودند. به همین دلیل تنها افرادی که به انتهای این غار مخفی می‌رسیدند می‌توانستند به ایوری و تیو در «ماداگاسکار» بپیوندند. به هر ترتیب، سم و نیتن پس از چندین مواجهه دیگر با نیروهای نیدین و ریف موفق به فرار از محوطه و رساندن خود به هواپیمای سالی شده و از اسکاتلند به مقصد ماداگاسکار پرواز کردند. همزمان با ورود برادران دریک و سالی به ماداگاسکار، ریف، نیدین و نیروها شورلاین نیز که متوجه سرنخ جدید شده بودند وارد خلیج «کینگز بی» در این کشور شدند. به زودی مسابقه مرگباری میان دو طرف، برای پیدا کردن گنج شروع شد. خوشبختانه برای برادران دریک، آن‌ها سکه‌ای ر به عنوان سرنخ دقیق دراختیار داشتند که پس از جستجوی چند برج مخروبه و درگیری با نیروهای شورلاین، درنهایت به سرنخ بعدی رسیدند. آن‌ها متوجه شدند که هنری ایوری و توماس تیو، در زمان فعالیت خود موفق شدند تا با استفاده از داستان مشهور «دزد توبه‌کرده»، ۱۰ دزد دریایی بزرگ عصر خودشان را با خود همراه کرده و تمام گنجینه‌هایشان را با یکدیگر ادغام کنند. از میان ۱۲ برج مخروبه که هر یک به یکی از کاپیتان‌های دزد معروف منتسب بود، برادران دریک با توجه به سکه‌ای که در اختیار داشتند متوجه شدند که تنها یکی از دو برج محل گنج است. در حالی که سم به سمت یکی از برج‌ها رفته بود، نیتن و سالی به سمت برج دیگری رفتند که درست در وسط شهر قرار داشت و اتفاقا محل مورد نظر آن‌ها نیز بود. پس از کمی پیشروی و حل چند پازل، نیتن متوجه شد که در اینجا نیز چیزی جز سرنخ بعدی نیست و جستجو برای گنج هنوز پایان نیافته است. او در این زمان و با استفاده از تلفن همراه، با سم در ارتباط بود و مدتی بعد متوجه شد که ریف گوشی آن‌ها را هک و او نیز متوجه سرنخ شده است. ریف همچنین از طریق GPS محل دقیق نیتن و سم را می‌دانست و نیروهای شورلاین را به سمت این دو فرستاد. پس از درگیری شدید با شورلاین، نیتن و سالی به سمت برج سم رفتند تا او را نجات دهند. پس از این نیز در یک تعقیب و گریز مرگبار، نیتن و سم از مهلکه جان سالم به در برده و به هتل محل اقامت برگشتند. این دو همراه با سالی درحالی وارد اتاق خود شدند که با دیدن «النا» غافلگیر شده بودند. النا که کاملا از دست نیتن عصبانی بود، و او را به خاطر چند هفته دروغ «کار در مالزی» سرزنش می‌کرد، درنهایت متوجه پیدا شدن برادر مرده او یعنی سم شد. او باور نمی‌کرد که نیتن هیچ علاقه‌ای به پیدا کردن گنج ایوری ندارد و این کار را به خاطر نجات برادرش انجام می‌دهد. به این ترتیب او درحالی از محل خارج شد که به نیتن گفت کار خود را ادامه دهد. نیتن در ادامه از سالی خواست تا مراقب النا باشد؛ در حالی که خودش و سم جستجو برای سرنخ بعدی را از سر گرفتند. سرنخ بعدی آن‌ها، شهر گمشده و افسانه‌ای تاریخ دزدان دریایی یعنی لیبرتالیا بود؛ به اعتقاد نیتن، ایوری و تیو احتمالا با گرد آوردن ۱۰ دزد دریایی بزرگ دیگر، سرمایه عظیمی جمع کرده و همراه با خدمه کشتی‌هایشان و دیگر دزدان دریایی، شهری مخصوص دزدان دریایی ساختند. به این ترتیب سم و نیتن به دریای ماداگاسکار برگشته و جستجوی جزیره‌ها را شروع کردند. پس از جستجوی چندین جزیره و پیدا کردن سرنخ‌های بیشتر از هنری ایوری، توماس تیو و سایر دزدان دریایی، مشخص شد که افسانه‌ها ممکن است حقیقت داشته باشند. آن‌ها درنهایت چند مقبره، سازه عظیم و مکانیزم ساخته شده توسط دزدان دریایی را پیدا کردن که سرنخ بعدی را برای پیدا کردن لیبرتالیا در اختیارشان می‌گذاشت. طبق این سرنخ‌ها، ۱۲ دزد دریایی بزرگی که کنار هم جمع شده بودند تا مانند داستان «دزد توبه‌کرده» به رستگاری برسند، درنهایت با استفاده از منابع نامحدود خود از دزدی دست برداشته، شهر و کلونی تشکیل داده و تصمیم به زندگی متمدنانه، اما با قوانین خودشان گرفتند. درحالی که محل جزیره قرارگیری لیبرتالیا مشخص شده بود و نیتن و سم به سمت جزیره قایق می‌راندند، نیروهای شورلاین بار دیگر از راه رسیده و در میانه طوفانی شدید به قایق آن‌ها حمله کردند. تعقیب و گریز دریایی طولانی، در نهایت باعث منهدم شدن قایق، جراحت شدید نیتن و مفقود شدن سم شده بود. نیتن به هر شکل پس از مدتی استراحت سلامت خودش را بازیافت و پس از مواجهه چندباره با نیروهای شورلاین، سم را نیز پیدا کرد. نیتن در اینجا از سم خواست که این وضع را پایان دهد؛ گنج ایوری را فراموش کند و راه حل دیگری برای هکتور آلکازار پیدا کنند. سم که نمی‌توانست این پیشنهاد را قبول کند، گفت که آن‌ها حالا که بسیار به لیبرتالیا نزدیک هستند نمی‌توانند موضوع ر فراموش کنند. نیتن در حالی به او یادآوری کرد که برای رسیدن به لیبرتالیا، باید با ارتش شورلاین دست و پنجه نرم کنند که خودش سرنخ جدیدی از لیبرتالیا پیدا کرد. به این ترتیب، نیتن و سم مجددا در مسیر جستجو قرار گرفته و با پیشروی و دنبال کردن سرنخ‌های جدیدتر وارد شهر گمشده لیبرتالیا شدند. لیبرتالیا، در بدو ورود گرچه شهری بزرگ با ساختمان‌های مستقر شده بود اما همه چیز ویران شده بود. نیتن و سم با گردش بیشتر در شهر، متوجه شدند که ساکنان به دستاوردهای متمدنانه رسیده بودند؛ مغازه آهنگری، بار و مسافرخانه، ساختمان مسکونی که در آن اسباب بازی کودکان وجود داشت و ... آن‌ها متوجه شدند که این دزدان درنهایت به سطحی از رستگاری رسیده بودند؛ اما این سوال وجود داشت که چرا همه ساختمان‌ها ویران شده است؟ آیا حمله‌ای از خارج از شهر صورت گرفته یا ساکنان دست به شورش و قتل عام زده بودند؟ با توجه به شکل‌گیری یک تمدن کوچک و اولیه، احتمال نابود کردن شهر توسط ساکنان پایین بود. با جستجوی بیشتر، سم و نیتن وارد ساختمان اداری شدند و احتمال دادند که شاید دزدان سابق، در نهایت به درجه پرداخت مالیات، تعیین مقامات شهری و ... رسیده بودند. با ورود شورلاین به منطقه، این دو مجددا باید از طریق درگیری مسیر خود را هموار می‌کردند؛ مسیری که درنهایت آن‌ها را به محوطه خزانه داری شهر رساند. با این حال برخلاف انتظار، این محوطه مملو از اسکلت اجساد ساکنان لیبرتالیا بود. به این ترتیب، مشخص شد که ساکنان کلونی در عصر خود دست به شورش زده بودند، وارد محوطه خزانه‌داری شده و توسط سربازان ۱۲ بنیانگذار شهر قتل عام شده بودند. با ورود به خزانه‌داری نیز روشن شد که تمام گنجینه از محل خارج شده است. به اعتقاد نیتن، گنجینه توسط ۱۲ بنیانگذار از شهر خارج شده بود و همین نیز دلیل شورش ساکنان و نابودی لیبرتالیا بوده است. سرنخ بعدی سم و نیتن، محل دقیق عمارت‌های ۱۲ بنیانگذار لیبرتالیا بود که در نزدیکی کلونی قرار داشت. همرمان با این روشنگری، شورلاین و نیروهای ریف و نیدین نیز از راه رسیدند. در درگیری با این نیروها، درنهایت سم و نیتن به دام افتادند. نیتن در اینجا پیشنهاد کرد که حاضر است در پیدا کردن گنج به ریف کمک کند و او همه گنج را به او واگذار می‌کند؛ به شرطی که مقداری از آن را به سم بدهد تا او بدهی‌اش را با هکتور آلکازار صاف کند. ریف در اینجا کاملا سورپرایز شد و گفت که او بوده که سم را از زندان خارج کرده است. داستان آلکازار نیز دروغی بیش نبوده و این مافیای مواد چندین ماه قبل در آرژانتین کشته شده است. نیتن که شدیدا عصبانی شده بود، به سم اجازه توضیح نداد و گفت او به خاطر یک دروغ به همسر و قولش خیانت کرده و مجددا به زندگی دزدی برگشته است. ریف نیز گفت که سم او را نیز بازی داد ولی درحال حاضر به او برای پیدا کردن گنج نیاز دارد. در حالی که ریف قصد کشتن نیتن را داشت، سم خود را در مسیر گلوله قرار داد و باعث سقوط نیتن به پایین ساختمان شد. به این ترتیب، سم و نیروهای شورلاین جستجو را ادامه دادند و نیتن نیز مدتی بعد با صدای النا به هوش آمد. پس از به هوش آمدن، نیتن همه چیز را درباره دلایل پیدا کردن گنج ایوری توضیح داد؛ این که برادرش تنها کسی بود که از کودکی درکنارش بود و آن دو همراه با هم وارد زندگی ماجراجویانه شدند. اینکه آن دو برای پایان دادن به کار ناتمام مادرشان جستجو برای گنج ایوری را شروع کردند، درنهایت وارد زندان پاناما شدند و سم به خاطر نیتن ۱۵ سال را در زندان گذرانده بود. به این ترتیب، وقایع اخیر نه به خاطر علاقه نیتن به پیدا کردن گنج بلکه به خاطر کمک به برادرش بود تا از تهدید آلکازار نجات پیدا کند؛ تهدیدی که از همان اول کار دروغی بیش نبود. النا که به تدریج متقاعد شده بود، تصمیم گرفت تا به نیتن کمک کرده و سم را از دست نیروهای شورلاین نجات دهد. این دو پس از مدت‌ها جستجو درگیر شدن چندین باره با نیروهای شورلاین، درنهایت به «نیو دوون»، محلی که ۱۲ عمارت بنیانگذاران لیبرتالیا وجود داشت رسیدند.در مقابل دروازه ورودی این محوطه، نیتن و النا شاهد صدها جسد ساکنان لیبرتالیا بودند که در داخل قفس‌های آویزان قرار داشتند. مشخص بود که بنیانگذاران، درنهایت به ذات دزدی خود برگشته و دست به قلع و قمع ساکنان زده بودند. در داخل این محوطه، این دو سم را دیدند که همچنان در اسارت شورلاین قرار داشت و مجبور به کمک به ریف و نیدین، برای پیدا کردن گنج بود. در نیو دوون، نیتن و النا وارد عمارت‌های بنیانگذاران شدند و متوجه شدند که پس از پاکسازی ساکنان لیبرتالیا، ۱۲ دزد دریایی بزرگ نیز با هم به اختلاف برخورده بودند. این دو چند درگیری دیگر با نیروهای شورلاین داشتند تا درنهایت وارد عمارت توماس تیو شدند. در اینجا، نیتن و النا سرانجام وارد اتاقی شدند که زمانی ۱۲ بنیانگذار در آن جمع شده، و همگی پشت میز شام سرو کردند. اما نکته اینجا بود که ۱۰ اسکلت اجساد دزدان دریایی، پس از قرن‌ها هنوز پشت میزها قرار داشتند. با نتیجه گیری نیتن، مشخص شد که پس از پاکسازی لیبرتالیا، بنانگذاران گنج‌های ادغام شده را خارج کردند؛ ایوری و تیو، بنیانگذاران را دعوت به شام کره و در این مهمانی، ۱۰ بنیانگذار دیگر را با شراب سمی کشتند تا در نهایت، آن دو به تنهایی مالک تمامی گنجینه شوند. به هر شکل، مشخص شد که گنجینه حتما باید در کشتی‌های تیو و ایوری وجود داشته باشند. اما هدف اصلی از دنبال کردن گنج، رسیدن به سم و نجات او از دست شورلاین بود. پس از یک تعقیب و گریز دامنه دار، در عمارت هنری ایوری، سردابه مخفی این عمارت، مواجهه با تله‌های مرگبار سردابه و غار که توسط ایوری کار گذاشته شده بود، نیتن و النا وارد خلیج کشتی‌ها شدند. این دو برای رسیدن به سم، چاره‌ای جز درگیری بیشتر با شورلاین نداشتند. پس از مدتی پیشروی، مشخص شد که شورلاین حالا برای کشتن سم به دنبال او افتاده است. پس از درگیری‌های مرگبار پیش رو، نیتن و النا درنهایت به سم رسیده و او را نجات دادند. در اینجا مشخص شد که سم، حالا که سرنخ نهایی را پیدا کرده بود گروه بزرگ از شورلاین را مستقیم به یکی از تله‌های انفجاری ایوری فرستاد و شورلاین برای همین قصد کشتنش را داشت. نیتن در اینجا سم را مجبور به فراموش کردن گنج کرد و از او خواست تا از جزیره خارج شوند. سم، با وجود تلاشش برای متقاعد کردن نیتن و اینکه سرنخ نهایی را دراختیار دارد، درنهایت باز هم با مخالفت نیتن مواجه شد. نیتن به او گفت که آن‌ها دیگر آن دو پسر بچه نیستند و بزرگ شدند و حالا، دیگر به چیزی برای اثبات کردن خود نیاز ندارند. سم، با اکراه حرف نیتن را پذیرفت و همراه با او، النا و سالی به سمت هواپیما حرکت کردند. با این حال یک اتفاق ناگهانی باعث شد تا سم از گروه جدا شود. او درنهایت بدون توجه به هشدار نیتن، تصمیم گرفت تا محل را ترک کرده و به تنهایی به دنبال گنج برود. در این زمان النا گفت که باید به دنبالش بروند چون او خودش را به کشتن می‌دهد. سم، سالی و نیتن به این ترتیب مجددا تعقیب سم را ادامه دادند تا اینکه یک اتفاق ناگهانی دیگر باعث جدا شدن نیتن از آن دو شد. نیتن در این زمان به النا قول داد که سم را نجات داده و برخواهند گشت. نیتن به تدریج خود را در مسیری قرار داد که ردپای سم دیده می‌شد. او درنهایت با عبور از صخره‌ها و ورود به دهانه کوهی با شمایل عجیب، کشتی هنری ایوری و توماس تیو را پیدا کرد؛ متاسفانه برای او، شورلاین قبل از این وارد محوطه شده بود و نیدین و افرادش مشغول خارج کردن چند صندوقچه گنج بودند. در اینجا نتن شاهد اختلاف بین ریف و نیدین بود؛ درحالی که نیدین مخالف ورود به کشتی ایوری بود و معتقد بود که گنجینه بازیابی شده به تنهایی ارزش بالایی دارد، ریف اما حریصانه قصد ورود به کشتی را داشت چون گنجینه اصلی در آن بود و از طرفی دیگر، سم نیز وارد کشتی شده بود. گرچه نیدین گفت که اگر سم زنده از کشتی خارج شد، حقش است که گنج را با خود بردارد اما ریف قانع نشد و نیدین را مجبور به همراهی کرد. در حالی که آن‌ها وارد کشتی ایوری شده بودند، نیتن نیز خود را به کشتی رساند و وارد عرشه شد. در این زمان، نیتن تمام گنجینه افسانه‌ای و گمشده هنری ایوری را از نزدیک مشاهده کرد. او درنهایت وارد اتاق کاپیتان شد، جایی که ریف، سم را به دام انداخته بود و با کمک نیدین، نیتن نیز خلع سلاح شد. در اینجا اما نیدین به دو اسکلت جسدی که در کناری افتاده و در واقع یکدیگر را کشته بودند اشاره کرد. او ریف، نیتن و سم را تنها گذاشت و با گفتن اینکه هر کس که به این گنجینه حرص داشته باشد، درنهایت به چیزی مستحقش است خواهد رسید. نیتن گفت که آن دو جسد هنری ایوری و توما تیو هستند؛ آخرین دزدهای دریایی که با گنجینه فرار کردند و درنهایت یکدیگر را کشتند. برای ریف، هیچ یک از این‌ها معنایی نداشت و به قدری از نیتن و سم عصبانی بود که پیشنهاد همکاری نیتن را رد کرد. نیتن قصد داشت با کمک ریف سم را از محلی که گیر افتاده بود آزاد کرده و هر سه با هم از کشتی فرار کنند. او گفت که ریف می‌تواند همه گنج را بردارد اما ریف حریص‌تر از آن بود که حتی به آن فکر کند. در نتیجه، او شمشیر ایوری را برداشت و به سمت نیتن حمله کرد. به زودی نیتن نیز شمشیر تیو را برداشت و این دو به قصد کشت با یکدیگر شمشیرزنی کردند. در حین مبارزه، ریف مرتب به همه دستاوردهای نیتن اشاره کرد؛ پیدا کردن ال دورادو، پیدا کردن شهر باستانی شامبالا و ... که هر بار باعث عصبانیت بیشترش می‌شد. او گفت که یک بار شخصی را فقط به خاطر گفتن اینکه نیتن جوینده گنج خوبی است کشته است. تلاش دیوانه وار ریف و حرص بی پایان و ۱۵ ساله او برای پیدا کردن گنج ایوری، درنهایت به نقطه‌ای رسیده بود که در کنار گنجینه قرار داشت. مبارزه این دو نیز درنهایت با موفقیت نیتن به پایان رسید؛ او اما از کشتن ریف صرف نظر کرد و برای نجات سم تلاش کرد. بدون توجه، ریف مجددا به سمت نیتن حمله کرد و این بار با شمشیری که سم برایش انداخت، نیتن حملات ریف را دفع کرد. در نهایت نیز نیتن چاره‌ای نداشت تا یک صندوقچه گنج آویزان را به شکل غافلگیرانه روی سر ریف بیاندازد و او را بکشد. پس از این واقعه، نیتن تلاش کرد تا سم را نجات دهد اما مانعی که روی سم بود سنگین‌تر از توان نیتن بود. در حالی که سم تسلیم شده بود و مرگ خود را قبول کرده بود، به نیتن گفت که تا دیر نشده و کشتی منفجر نشده خودش را نجات دهد؛ اینکه تمام چیزی که می‌خواست، این بود که گنج ایوری را همراه با برادرش پیدا کند. اتفاقی که درنهایت به سرانجام نیز رسید. نیتن اما نمی‌توانست تسلیم شود؛ او پس از بررسی اتاق، توپ بزرگی را پیدا و به کف کشتی شلیک کرد. با ورود آب به داخل اتاق، مانع بزرگ از روی سم برداشته شد و سم بدون اینکه خودش باور کند نجات پیدا کرد. این دو سرانجام بدون برداشتن هیچ کدام از گنجینه‌ها از کشتی خارج شده و خود را به سمت دیگر دریاچه رساندند. به ان ترتیب، با کمک النا و سالی، نیتن و سم نجات پیدا کرده و از محل خارج شدند. پس از این، نیتن و النا از سم و الی خداحافظی کرده و به خانه برگشتند؛ در حال که سالی و سم نیز تصمیم گرفتند تا با یکدیگر همکاری کنند. در بازگشت به خانه، صاحب‌کار نیتن به او خبر داد که قصد دارد شرکت قواصی‌اش را بفروشد و بازنشسته شود و اینکه مالک جدید، خود نیتن خواهد بود. نیتن که کاملا شوکه شده بود، در بیرون از دفترش النا را دید و متوجه شد که با «اندکی از طلاها» که سم از لیبرتالیا آورده و به او داده بود شرکت را خریده و قصد دارد شو نمایشی قدیمی‌اش را نیز بار دیگر احیا کند. او همچنین گفت که وقایع اخیر نشان داد که هر دوی آن‌ها، در مدتی که زندگی عادی را انتخاب کرده بودند، چیزی به نام زندگی ماجراجویی را گم کرده بودند؛ زنگی که تا قبل از آن همیشه در ذاتشان بوده است. با تصمیم النا، آن‌ها حالا به شکل قانونی و با گرفتن مجوز، می‌توانند به زندگی ماجراجویانه برگردند و اولین کار آن‌ها نیز همین «کار مالزی» خواهد بود. سال‌ها بعد، نیتن و النا اینک در یک جزیره گرمسیری، همراه با دخترشان کسی زندگی می‌کنند. کسی، با جستجو در اتاق‌های خانه، آلبوم عکس ازدواج النا با نیتن، تولد خودش و همچنین سالی و سم را دید. طبق یکی از عکس‌ها، سم و سالی مدتی است که در کوبا هستند و هر دو مدت‌ها است که لب به سیگار نزدند. با جستجوی بیشتر، کسی درنهایت در اتاق نیتن، کمد پدرش را باز می‌کند و با تعجب اشیا جمع‌آوری شده نیتن را از تمام وقایع سال‌های ماجراجویی‌اش مشاهده می‌کند. او از دیدن اینکه پدرش یادگاری‌هایی از «ال دورادو»، فرانسیس دریک، شهرهای گمشده شامبالا و ارم را در کمد مخفی کرده حیرت زده شد. او اما درنهایت در میان یادگاری‌ها، کتاب مادر نیتن را درباره گنج هنری ایوری پیدا کرد؛ مشغول خواندن دست‌نوشته‌های مادر نیتن شد و درنهایت عکسی از سالی، مادرش النا و پدرش نیتن را دید که روی چند صندوقچه گنج نشسته‌اند. همه این‌ها برای کسی سوال برانگیز و غافلگیر کننده بود. به زودی نیتن و النا که اینک میانسال شده‌اند وارد اتاق شده و متوجه کنجکاوی کسی شدند؛ اینکه او درنهایت آیتم‌های کمد را دیده است. النا به نیتن خواهد گفت که دیگر وقتش رسیده تا به کسی توضیح دهند. به زودی نیتن با کسی، درحالی که وارد قایق تفریحی می‌شوند، درباره خاطراتش از سال‌ها ماجراجویی‌های مختلف صحبت می‌کند. در همین حال، النا نیز یک بار دیگر به عکس سه نفره خودش همراه با سالی و نیتن روی صندوقچه‌های گنج خیره می‌شود و خاطرات اولین ماجراجویی‌اش در کنار نیتن را برای پیدا کردن گنج ال دورادو زنده می‌کند. ساخت و توسعه آنچارتد 4: پایان یک دزد توسط استودیو نات داگ و به عنوان یک بازی انحصاری پلتفرم پلی‌استیشن 4 ساخته شده است. اولین بار در ۱۴ نوامبر ۲۰۱۳ بود که بازی به شکل رسمی معرفی شد. در تریلر معرفی، «تاد استاشویگ» به عنوان صداگذار «سم دریک» برادر بزرگ‌تر نیتن، مشغول صحبت بود. در این تریلر، نقشه‌ای بزرگ از آفریقا نمایش داده شد که پس از رسیدن به ماداگاسکار متوقف می‌شد. تصویر درست در جزیره سنت ماری متوقف و نقشه علامت خورد که درست مسیری است که زمانی فرانسیس دریک از آن عبور کرده بود. در کنار آن، یک جمله لاتین نوشته شده است که به آیه‌ای از «انجیل لوقا» مرتبط است؛ «امروز تو همراه با من در بهشت هستی». نولان نورث و تروی بیکر در مارس ۲۰۱۴ اما خبر خداحافظی ایمی هنینگ، نویسنده بازی و جاستین ریچموند، کارگردان بازی منتشر شد. مدتی بعد در آوریل نیز استاشویگ اعلام کرد که دیگر در نقش سم صداگذاری نخواهد کرد و این نقش قرار است از نو صداگذاری شود. در ماه ژوئن همان سال، ناتی داگ اعلام کرد که کارگردان و نویسنده باز «آخرین بازمانده از ما» یعنی بروس استرلی و نیل دراکمن هدایت پروژه آنچارتد 4 را در غیاب هنینگ و ریچموند برعهده گرفته‌اند. به عنوان نتیجه، بسیاری از خطوط داستانی و ۸ ماه ضبط موشن کپچر و صداگذاری به کلی کنار گذاشته و مراحل تولید مورد بازبینی قرار گرفت. در نمایشگاه E3 2014، بازی سرانجام با نام رسمی Uncharted 4: A Thief's End معرفی شد و تاریخ عرضه آن در سال ۲۰۱۵ تعیین گردید. مدتی بعد در نمایشگاه PlayStation Experience، یک دمو گیم‌پلی از بازی در دسترس قرار گرفت و «تروی بیکر»، صداپیشه شخصیت جول در بازی آخرین بازمانده از ما نیز اعلام کرد که در نقش سم دریک صداگذاری خواهد کرد. در این زمان، منتقدان گیم‌پلی دمو را به خاطر کم شدن سطح گرافیکی بازی نسبت به دمو سال ۲۰۱۴ مورد انتقاد قرار دادند که ناتی داگ دلایل خود را در توجیه این شرایط توضیح داد. یک سال بعد و در E3 2015، دمو جدیدی از بازی نمایش داده شد که دنیایی به مراتب بزرگ‌تر، مکانیک مبارزاتی جدید، تخریب‌پذیری و بازگشت شخصیت ویکتور سالیوان را نمایش می‌داد. اندکی بعد و در تریلر جدید حضور شخصت النا فیشر نیز تاید شد. همچنین تایید شد که «رابین آتکین دونز» نیز به عنوان صداپیشه در بازی حضور خواهد داشت. همچنین درحالی که اخبار اولیه از هف‌گذاری نات داگ برای ارتئه بازی در نرخ فریم ۶۰ حکایت داشت، استودیو اعلام کرد که کمپین تک نفره بازی با نرخ فریم ۳۰ و بخش چندنفره و آنلاین با نرخ فریم ۶۰ هدف‌گذاری شده‌اند. مدتی بعد و در جریان مراسم Game Awards 2015 نیز شخصیت «نیدین راس» با صداگذاری لورا بایلی تایید شد. ناتی داگ در ۱۸ مارس ۲۰۱۶ بود که اعلام کرد، روند ساخت آنچارتد 4 تکمیل و بازی به اصطلاح «گلد شده است». در آن زمان، مدیر بازاریابی شرکت «سونی اینتراکتیو اینترتینمنت» اعلام کرد که این باز، از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری و بودجه تاریخ پلی‌استیشن بهره برده است. کار تولید موسیقی متن بازی برعهده آهنگساز هالیوودی، هنری جکمن بوده است. این بازی پس از چند مرتبه تاخیر به خاطر کار بیشتر، در نهایت در ۱۰ می ۲۰۱۶ و به شکل سراسری در جهان وارد بازار گردید. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها امتیازها متاکریتیک ۹۳/۱۰۰ دستراکتید ۹.۵/۱۰ فامیتسو ۸۲ گیم‌اینفورمر ۹/۱۰ گیم‌اسپات ۱۰/۱۰ IGN ۹/۱۰ پالیگان ۹/۱۰ The Escapist ۵/۵ با توجه به امتیاز متای فوق‌العاد ۹۳/۱۰۰ بازی آنچارتد 4: پایان یک دزد از سایت متاکریتیک، این بازی در سال ۲۰۱۶ بهترین و مثبت‌ترین واکنش‌ها را از جانب منتقدین به خود جلب کرده است. وب‌سایت Destructoid به بازی نمره ۹٫۵ از ۱۰ داده و در توصیف خود، بازی را از نظر هنری خیره‌کننده، کاملا رضایت‌بخش و از نظر دیالوگ‌های بازی نیز عالی ذکر کرده است. مجله EGM نیز به بازی امتیاز ۹ از ۱۰ داده و از آن به عنوان «یک اثر هنری» یاد کرده است. وب‌سایت گیم‌اینفورمر به بازی نمره ۹٫۵ از ۱۰ داده است؛ بازی را به عنوان بهترین آنچارتد این سری تاکنون قلمداد کرده و روایت داستان و شکل فرجام و پایان کار را وصف ناشدنی توصیف کرده است. وب‌سایت گیم‌اسپات، به آنچارتد 4 نمره کامل ۱۰ از ۱۰ را داد و بازی را از هر نظر، از نظر طراحی، داستان و روایت داستانی و فهم اینکه چطور می‌توان یک بازی را به اثری منحصر به فرد تبدیل کرد به اثری توصیف کرده که همه استانداردهای موجود را به چالش دعوت می‌کند. گیمزرادار به بازی امتیاز ۴ از ۵ داده و آن را به خاطر جلوه‌های تصویری و مکانیک مبارزات و گردش در محیط قابل تحسین دانسته است. جاینت بامب نیز بازی را با امتیاز کامل ۵ از ۵ مواجه کرده و آن را استاندارد و مدیوم جدیدی در ژانر اکشن معرفی کرده است. وب‌سایت IGN نیز به بازی امتیاز ۹ از ۱۰ داد و آن را به خاطر داستان، جلوه‌های بصری، گیم‌پلی و بخش چندنفره مورد ستایش قرار داد. در نقدهای بسیار محدود منفی به بازی، گیم‌اسپات از سیستم کاورگیری نامتناسب و سخت بازی انتقاد کرده و IGN نیز بازی را به خاطر طولانی بودن بیش از حد بخش سوم بازی مورد نقد منفی قرار داده است. علاوه بر منتقدین و طرفداران، بازی آنچارتد 4 با اقبال دیگر چهره‌ها و استودیوها نیز مواجه شده است. فیل اسپنسر، رئیس ایکس‌باکس مایکروسافت این بازی را اثری بزرگ توصیف و به شوهی یوشیدا، رئیس استودیوهای جهانی سونی تبریک گفت. استودیو رمدی اینترتینمن نیز به خاطر عرضه این بازی از استودیو نات داگ تشکر کرد. جوایز این بازی در سال ۲۰۱۶، در مجموع ۱۶۱ جایزه در رشته‌های مختلف بهترین بازی سال، از جشنواره‌های مختلف دریافت کرد که از این میان، ۸۸ جایزه از جانب منتقدین و ۷۳ جایزه نیز از جانب طرفداران و منتقدین و بواسطه نظرسنجی‌ها تعلق گرفت. به طور کلی بازی آنچارتد 4: پایان یک دزد توسط بسیاری از مراجع معتبر به عنوان بهترین بازی ویدیویی سال ۲۰۱۶ برگزیده شد. منابع Uncharted 4: A Thief's End در وب‌گاه ویکی‌پدیا Uncharted 4: A Thief's End در وب‌گاه آنچارتد ویکیا الگو:آنچارتد 4