• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - آبان 96   دوشنبه, 29 آبان 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.

Amir

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    2
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1
  • امتیاز ویکی

    1
  • امتیاز کیفیت

    0

تمامی مطالب نوشته شده توسط Amir

  1. رزیدنت اویل ۵

    Resident Evil 5 جلد بازی در نسخه پلی‌استیشن ۳ توسعه‌دهنده کپ‌کام منتشرکننده کپ‌کام Virgin Interactive کارگردان کنیچی اوئدا یاسوهیرو آنپو نویسنده هارو موراتا یوشیاکی هیرابایاشی سوکاسا تاکناکا تهیه‌کننده ژون تاکئوچی تاریخ انتشار ۵ مارس ۲۰۰۹ سبک اکشن پلت‌فرم‌ها پلی‌استیش ۳ ایکس‌باکس ۳۶۰ مایکروسافت ویندوز تعداد بازیکنان ۱ و ۲ رده‌بندی سنی BBFC: ۱۸ CERO: D ESRB: M رزیدنت اویل ۵ (انگلیسی: Resident Evil 5) که در ژاپن با عنوان بایوهازارد ۵ شناخته می‌شود، پنجمین نسخه اصلی در سری بازی‌های رزیدنت اویل که توسط شرکت ژاپنی کپ‌کام برای پلی‌استیشن ۳، ایکس‌باکس ۳۶۰ و مایکروسافت ویندوز ساخته و منتشر شده‌است. رزیدنت اویل ۵ برای اولین بار در ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۵ بوسیله کپ‌کام رونمایی شد و در نهایت در ۵ مارس ۲۰۰۹ در ژاپن، و ۱۳ مارس همان سال در آمریکای شمالی و اروپا عرضه شد. داستان بازی حول محور کریس ردفیلد (یکی از اعضای سابق گروه استارز) و شوا آلومار است که برای بررسی یک تهدید بیوتروریستی وارد منطقه خود مختار کیجوجو، واقع در آفریقا می‌شوند. کریس به زودی در می‌یابد که پشت پرده حوادث، فرماده سابقش در گروه استارز یعنی آلبرت وسکر قرار دارد. او باید با کمک همکار خود شوا با او مقابله کرده و نقشه‌های او را خنثی سازد. یک سال پس از عرضه این بازی، نسخه‌ای نیز با نام "Gold Edition" برای دو کنسول پلی‌استیشن ۳ و ایکس‌باکس ۳۶۰ عرضه شد که شامل چند مینی‌گیم جدید و افزوده شدن برخی شخصیت‌های جدید در بازی جایزه‌ای The Mercenaries بود. همچنین ادامه‌ای برای این بازی با عنوان رزیدنت اویل ۶ در سال ۲۰۱۲ منتشر شده‌است. کارگردانی این نسخه بر عهده کنیچی اوئدا و یاسوهیرو آنپو بود، و همچنین ژون تاکئوچی (تهیه‌کننده عناوین موفقی چون اونیموشا ۳ و لاست پلنت) به عنوان تهیه‌کننده ارشد در طراحی و ساخت این نسخه فعالیت داشت. نویسندگی بازی نیز برعهده هاروئو موراتا، یوشیاکی هیرابایاشی و سوکاسا تاکناکا بود. محتویات روند بازی داستان بازی ساخت و توسعه نقد و بررسی‌ها و امتیازات مرتبط منابع روند بازی رزیدنت اویل ۵ (Resident Evil 5) یک بازی اکشن با دید سوم شخص است. این بازی به شکل کلی میراث‌دار بازی رزیدنت اویل ۴ از نظر گیم‌پلی است و بیشتر قابلیت‌ها و ویژگی‌های دیده شده در آن نسخه‌ای بهبودیافته نسبت به آن بازی است. بازیکن در بازی می‌تواند از سلاح‌های مختلفی همچون تفنگ دستی، شاتگان، مسلسل، تفنگ تک‌تیراندازی و نارنجک دستی استفاده کند و همچنین قادر است بوسیله مبارزه تن به تن به مقابله با دشمنان بپردازد. بسیاری از صحنه‌های قطع بازی و مبارزات با غول‌آخرها در برگیرنده رویداد فوری می‌باشد. محیط به عاملی مهم‌تر از همیشه در این نسخه تبدیل شده‌است. افکت‌های نورپردازی و تابش خیره‌کننده آفتاب سراسر دید بازیکن را با اثرهایی به شکل سراب می‌پوشاند و به همین سبب حتی در روشنایی روز هیج مکان امنی در رزیدنت اویل ۵ وجود ندارد. با استفاده از حالت جدید روند بازی گروهی، بازیکن قادر است به دلخواه کنترل کریس یا شوا را بر عهده بگیرد و تجربه‌ای جدید را در مجموعه بازی‌های رزیدنت اویل داشته باشد. بازیکن یک، کنترل کریس ردفیلد، و بازیکن دوم کنترل شوا آلومار را به عهده می‌گیرد و اگر بازیکن به تنهایی و به صورت تکنفره مشغول بازی شود، به طور پیش فرض در طرف دیگر شوا توسط هوش مصنوعی هدایت می‌شود و امکان سوییچ شخصیت بین بازی وجود ندارد. البته با یک بار تمام کردن بازی، می‌توان در اجرای مجدد خط اصلی داستنی یکی از این دو شخصیت را به عنوان شخصیت اصلی "انتخاب" کرد. همانند نسخه‌های پیشین این سری، بازیکن قادر به دویدن و شلیک کردن به طور همزمان نیست. سلاح‌ها تنوع بسیار بیشتری نسبت به بازی قبلی این سری دارد که توانایی ارتقاء سلاح‌ها با استفاده از پول و گنجینه‌هایی که در طول بازی یافت می‌شود نیز فراهم است. این کار در آغاز هر مرحله صورت می‌گیرد و دیگر خبری از بازرگان، یا فروشگاه و سیستم خرید در جریان مرحله نیست. پس از یک بار پایان بازی، امکان انتخاب مرحله به بازیکن داده می‌شود که این نخستین بار در این سری است. داستان بازی داستان بازی رزیدنت اویل ۵ در سال ۲۰۰۹ رخ می‌دهد؛ چهار سال پس از رویدادهای بازی چهارم، شش سال پس از نابودی شرکت آمبرلا و ۱۱ سال پس از نابود شدن شهر راکون. شخصیت اصلی داستان کریس ردفیلد، عضو سابق گروه پلیسی s.T.A.R.S که اکنون عضو سازمان غیردولتی و وابسته به سازمان ملل یعنی bSAA است؛ سازمانی تشکیل شده از نیروهای مسلح که وظیفه آن‌ها مقابله و دفع خطرات پیش آمده از طریق ویروس‌ها یا انگل‌های جهش‌زا یا سلاح‌های بیولوژیکی است.کریس وظیفه دارد در ماموریت جدید خود به آفریقا برود، جایی که طبق گزارش‌ها شواهدی از قاچاق سلاح‌های بیولوژیکی دیده شده است. پس از ورود به منطقه خودمختار کیجوجو، کریس مورد استقبال همکار جدیدش شوا آلومار قرار گرفت؛ شوا عضو شعبه غرب آفریقای BSAA بود و کریس می‌بایست همراه با او به عنوان یک مامور محلی بررسی ماموریت را شروع می‌کرد. در حالی که این دو طبق برنامه باید با تیم آلفا ملاقات می‌کردند تا اطلاعات بیشتری در مورد قاچاقچی تحت تعقیب یعنی ریکاردو ایروینگ کسب کنند، به زودی شاهد حملات ناگهانی و مرگبار ساکنان محلی بودند. این افراد ماجینی (به سواحیلی: مردم ستمکار) نام داشتند که در ادامه مشخص شد مبتلا به نوعی انگل به نام پلاگا هستند. پس از مبارزه با تعداد زیادی از ماجینی‌ها در مناطق مختلف کیجوجو، کریس و شوا سرانجام با یکی از معدود بازماندگان تیم آلفا یعنی دن دچنت ملاقات کردند که او نیز در وضعیت مرگ قرار داشت. پیش از مرگ، دچنت آن‌ها در خصوص خیانت ایروینگ آگاه کرد و یک فایل اطلاعات بیشتر به آن‌ها داد. با پیشروی بیشتر، کریس و شوا هیولایی کرمی-زالو مانند مواجه شدند؛ موجودی به شدت خطرناک و مرگبار که با توجه به بسته شدن مسیرها، کریس و شوا چاره‌ای جز مبارزه با او نداشتند. پس از مدتی تیراندازی، کریس و شوا از اتاق آتش برای کشتن این موجود سخت‌جان استفاده و مسیر پیش رو را هموار کردند. آن‌ها در ادامه با کاپیتان تیم دلتای BSAA در غرب آفریقا، یعنی جاش استون ملاقات کردند. پس از ارائه فایل دچنت به استون و بررسی صورت گرفته، کریس قادر بود تصویر همکار سابقش یعنی جیل ولنتاین را در آن ببیند؛ با این حال این در نگاه اول منطقی به نظر نمی‌رسید چون جیل در ماموریت قبلی با کریس کشته شده بود. گرچه جسدش هیچ گاه پیدا نشد و کریس نیز باور نداشت که او مرده باشد، با این حال در همان زمان مراسم یادبود او نیز برگزار شده بود. به هر شکل، کریس پس از این انگیزه‌ای مضاعف برای ادامه ماموریت پیدا کرد. پس از تعقیب و گریزی طولانی آن‌ها درنهایت ایروینگ را به شکل غافلگیرانه به دام می‌اندازند ولی اندکی بعد، ایروینگ توسط یک زن مرموز و با چهره‌ای پوشیده از محل نجات پیدا می‌کند. با توجه به شرایط، کریس و شوا تعقیب ایروینگ را ادامه می‌دهند و پس از مبارزه با تعداد زیادی از ماجینی‌ها و هیولاها، در یک منطقه نفتی با ایروینگ مواجه می‌شوند. متاسفانه اما برای آن‌ها، ایروینگ این بار جلوتر از آن‌هاست و به زودی با کشتی خود از ساحل دور می‌شود. کریس و شوا این بار با کمک جاش استون سرانجام وارد کشتی ایروینگ می‌شوند. در اینجا ایروینگ انگل قالب پلاگا را به خود تزریق می‌کند که در فلش‌بک، توسط زن مرموز به او توصیه شده بود تا برای از بین بردن BSAA در موقع لزوم باد از این سرنگ استفاده کند. پس از تزریق، ایروینگ بلافاصله دچار جهش‌های ژنتیکی افسارگسیخته شد و به یک هیولای بزرگ تبدیل شد. گرچه بسیار مرگبار، اما درنهایت کریس و شوا او را شکست دادند. در آخرین لحظات و پیش از مرگ، ایروینگ از اکزلا گیونه نام برد که توسط شوا شناسایی شد. با وجود سرنخ جدید، اکزلا گیونه یعنی مدیر ارشد شرکت داروسازی ترایسل در آفریقا، کریس و شوا ماموریت خود را برای پیدا کردن ریشه‌های حوادث اخیر ادامه دادند. شوا و کریس پس از نفوذ به ورودی مخفی شرکت ترایسل از طریق یک غار، متوجه ارتباط دو شرکت ترایسل و آمبرلا شدند؛ آمبرلا گرچه از بین رفته بود ولی شعبه کنونی شرکت ترایسل در آفریقا و محلی که کریس و شوا در آن حضور داشتند در گذشته متعلق به آمبرلا بوده است. با پیشروی بیشتر، آن‌ها به یک تاسیسات بسیار بزرگ رسیدند که نمونه‌های آزمایشگاهی انسانی، به صورت طبقه‌بندی و استریل شده در آن نگه‌داری می‌شدند؛ افرادی که از سرتاسر جهان ربوده شده و اینک به عنوان نمونه آزمایشگاهی استفاده می‌شدند. کریس در رایانه مرکزی نام جیل ولنتاین را جستجو کرد که رایانه قادر بود او را تشخیص داده و آن‌ها را به سمت موقعیت نگه‌داری جیل حرکت دهد. این دو درنهایت پس از مبارزه با یک هیولای دیگر به موقعیت مورد نظر رسیدند اما محفظه نگه‌داری جیل خالی بود. پس از این اکزلا گیونه از طریق مانیتور با این دو ارتباط برقرار کرد ولی درخصوص جیل اظهار بی‌اطلاعی کرد. کریس و شوا پس از پییشروی بیشتر بازهم با اکزلا مواجه شدند ولی قبل از اینکه بتوانند به او نزدیک شوند باید با هیولای اوروبوروس آهری مبارزه می‌کردند. این موجود نیز از نوع مبتلا به اوروبوروس بود که کریس و شوا درنهایت با استفاده از نقطه ضعفش یعنی آتش، او را کشتند. کریس و شوا با توجه به رفتن اکزلا تعقیب او را ادامه دادند تا اینکه درنهایت وی را پیدا کردند. در این زمان، این دو مورد حمله زن مرموز و ردا پوش قرار گرفتند اما اندکی بعد، این آلبرت وسکر بود که خود را نشان داد. او پس از این نقاب از چهره زن مرموز برداشت تا به سوال کریس پاسخ داده شود؛ آن زن همان جیل ولنتاین بود که اینک برای وسکر و اکزلا کار می‌کرد. کریس که از این موضوع متعجب شده بود، سعی کرد تا از جیل درباره دلیل کارش توضیح بخواهد اما او پاسخی نمی‌داد و به نظر چیزی نمی‌شنید. وسکر در ادامه پیشنهاد مبارزه دو به دو داد؛ اینک کریس و شوا مجبور به مبارزه با جیل و وسکر بودند. وسکر توانایی‌های فراانسانی داشت و در این زمان نقطه ضعفی از او برای کریس مشخص نبود. از طرفی آن‌ها نمی‌توانستند جیل را بکشند و به این ترتیب در مبارزه‌ای بدون پیروز، وسکر درنهایت گفت که بیش از این نمی‌خواهد وقتش را تلف کند و از آنجا رفت؛ با این حال او جیل را برای ادامه مبارزه در آنجا نگه داشت، زمانی که تلاش‌های کریس برای هوشیار کردن جیل درحال نتیجه دادن بود. وسکر از طریق یک محفظه حاوی ماده P30 جیل را تحت کنترل داشت و کریس اینک می‌دانست که با جدا کردن محفظه می‌تواند هوشیاری را به جیل برگرداند. در مبارزه بعدی کریس و شوا با جیل، این دو درنهایت محفظه را از سینه جیل جدا کردند؛ اتفاقی که باعث بازگشت خودآگاهی به جیل شد. جیل اما پس از این از کریس خواست تا همراه با شوا و بدون او ماموریتشان را ادامه دهند. کریس ابتدا اصرار داشت که او نیز همراهش بیاید ولی درنهایت متقاعد به این کار شد. کریس و شوا پس از این وسکر و اکزلا را در یک کشتی باربری بزرگ تعقیب کردند و پس از یک ماجراجویی طولانی، درنهایت به اکزلا رسیدند؛ اکزلا اما از ورود ناگهانی این دو شوکه شد و از اتاق فرار کرد، با این حال کیف حاوی مواد دارویی که از دست او افتاد می‌توانست سرنخ بعدی کریس و شوا باشد. مدتی بعد روی عرشه کشتی، این دو شاهد آمدن اکزلا بودند درحالی که او توسط وسکر مبتلا به اوروبوروس شده بود. پس از جهش‌های پی در پی ژنتیکی، اکزلا به هیولای بسیار بزرگی تبدیل شد که کریس و شوا چاره‌ای جز فرار از او نداشتند. این دو در ادامه در اتاق‌های اداری کشتی پناه گرفتند و مسیر خود را به پشت بام این محل ادامه دادند. درنهایت کریس و شوا با اسلحه satellite laser این هیولای بزرگ را کشتند. پس از مرگ اکزلا، جیل با کریس و شوا ارتباط برقرار کرد و به آن‌ها گفت که نقطه ضعف وسکر ماده‌ای به نام PG67A/W است. این ماده توسط شوا شناسایی شد زیرا یک شیشه از آن را از کیف اکزلا برداشته بود. با توجه به این موضوع، این دو تعقیب وسکر را با جدیت بیشتری ادامه دادند. مدتی بعد آن‌ها موفق شدند در نزدیکی باند فرودگاهی کشتی وسکر را بیابند. مبارزه با یک فراانسان با قابلیت‌های وسکر این بار نیز دشوار بود؛ با این حال آن‌ها قادر بودند یک بار ماده ذکر شده را به او تزریق کنند. پس از تزریق، شرایط و وضعیت سلامتی وسکر دچار ناپایداری شد اما او کشته نشد. خشمگین از تحولات اخیر، وسکر تصمیم گرفت از محل فرار کرده و به هواپیمای جت خود برود تا نقشه خود را بدون توجه به تلاش کریس عملیاتی کند. کریس و شوا به سرعت وسکر را تعقیب کردند و به هر شکل ممکن خود را به هواپیما رساندند. در کابین، وسکر نقشه خود را شرح داد؛ از جمله شلیک موشک‌های حاوی اوروبوروس و انتشار ویروس در جو زمین. با این حال کریس و شوا برای جلوگیری از این نقشه این مسیر طولانی را طی کرده بودند و درنهایت باوجود تلاش وسکر در متوقف کردن آن‌ها، این دو موفق شدند هواپیما را از مسیر خود خارج کنند. درحالی که هواپیما درحال سقوط بود، وسکر از کانال باز شده بیرون افتاد و کریس و شوا نیز در ادامه همراه با هواپیما سقوط کردند. جت در یک کوهستان آتشفشانی و روی مواد مذاب افتاده بود و کریس و شوا از حادثه جان سالم به در برده بودند. این دو در ادامه باز هم شاهد وسکر بودند که او نیز از سقوط نجات پیدا کرده بود. وسکر پس از این، ناامید از کشتن کریس تصمیم گرفت اوروبوروس را به خودش تزریق کند تا در قامت یک هیولای جهش یافته موفق به کشتن کریس شود؛ کریس و شوا با این حال به مبارزه ادامه دادند و پس از یک مبارزه نفس‌گیر درنهایت وسکر جهش یافته را در مواد مذاب انداختند. با رسیدن هلی‌کوپتر نجات جاش استون و جیل ولنتاین، کریس و شوا نجات یافتند اما در ادامه وسکر نیز از درون مواد مذاب خارج شد. او با شاخک‌هایش اجازه حرکت را از هلی‌کوپتر گرفت که در این زمان کریس و شوا با شلیک دو راکت لانچر به صورت وسکر، او را کشتند و به حرکت ادامه دادند. درحالی که هلی‌کوپتر به حرکت ادامه می‌داد، کریس پیش خود گفت: "بیشتر و بیشتر به خود فکر می‌کنم که این همه جنگیدن و مبارزه ارزشی داشته است." او پس از نگاه به جیل و شوا صحبت خود را تکمیل می‌کند: "برای آیندهای بدون ترس؟... بله این ارزشش را داشت." ساخت و توسعه ژون تاکوچی، کارگردان بازی‌های اونیموشا ۳ و لاست پلنت وظیفه تهیه‌کنندگی این بازی را برعهده دارد. همچنین کیجی اینفونه از کارمندان قدیمی کپ‌کام و از خالقان سری مگامن نیز به عنوان ناظر شرکت در روند ساخت فعالیت نمود. در سال ۲۰۰۷ نیز شرکت از برخی از اعضای استودیو کلور خواست تا در روند تولید بازی مشارکت کنند؛ با این حال کپ‌کام در ادامه بسیاری از آن‌ها را برای بازی رزیدنت اویل: تاریخچه آمبرلا به کار گرفت. با توجه به توضیح اولیه تاکوچی در خصوص بازی، رزیدنت اویل ۵ از گیم‌پلی و مکانیک کلی بازی رزیدنت اویل ۴ استفاده خواهد کرد. نخستین بار مجله D+PAD به تاریخ انتشار بازی پنجم این سری اشاره کرد و با توجه به اطلاعات تصاویر باکس آرت، تعداد بازیکنانی که همزمان قادرند بازی را انجام دهند بین ۲ تا ۱۶ نفر است. در بازخورد اولیه کپ‌کام گرچه اشاره کرد که "اطلاعات باکس آرت رسمی دروغ نمی‌گوید" ولی مدتی بعد طی اطلاعیه‌ای جدید عنوان کرد تعداد بازیکنان همزمان فقط ۲ نفر خواهد بود. در اسکریپت اولیه داستان نیز تغییرات زیادی صورت گرفت: برای مثال داستان اولیه شامل صحنه‌ای بود که جیل ولنتاین با چاقو یک چشم وسکر را کور می‌کند که این به یکی از نقاط ضعف وسکر تبدیل خواهد شد. همچنین شخصیت جیل به خاطر "شست‌وشوی مغزی" باوسکر همکاری می‌کرد و درنهایت نیز بازیکن اصلی ممکن بود در نوعی از پایان‌های بازی جیل را بکشد. از دیگر حذفیات داستان، بخشی بود که دو شخصیت اصلی در طول ماموریت بایستی افراد و شهروندان مبتلا نشده را از خطر نجات می‌دادند. همچنین به کار گرفتن مجدد زامبی‌ها و یک تایرانت جدید، حضور شخصیت بری بارتون به عنوان یک شخصیت پشتیبان نیز در اسکریپت اولیه نوشته شده بود. مراحل تولید انیمیشن‌های بازی، چهره‌پردازی‌ها و موشن‌کپچر و ساخت موسیقی متن و ملودی پایانی بازی در استودیوهای 20th Century Fox هالیوود اجرایی شد. در این زمان تیمی امریکایی با نظارت تهیه‌کنندگان و ناظران شرکت کپ‌کام اجرای صحنه‌های سینماتیک بازی را برعهده داشت. نقد و بررسی‌ها و امتیازات امتیازات تلفیق چند نقد متاکریتیک PS3:‏ ۸۴٪ X360:‏ ۸۳٪ ‎PC:‏ ۸۶٪ نمرات نقدها گیم‌اسپات ۸/۵ از ۱۰ IGN ۹ از ۱۰ گیم اینفورمر ۹/۵ از ۱۰ گیم رولوشن B+ 1up.com B یوروگیمر ۷ از ۱۰ رزیدنت اویل ۵ در مجموع با نقدها و بازخوردهای مثبتی مواجه شد. با این حال گرچه این بازی به خاطر گرافیک و گیم‌پلی خود تحسین شد اما چندین نقد منفی به بازی در خصوص سازوکار کنترل شخصیت‌ها بود. کوری کوهن از مجله رسمی ایکس‌باکس اجرای سریع بازی را تحسین کرد و گرافیک بازی را "پر زرق و برق" توصیف کرد. جو جوبا و مارک میلر از گیم‌اینفورمر گرافیک این بازی را به عنوان "بهترین گرافیک" ارائه شده برای یک بازی تا آن روز معرفی کرد که با کمک موسیقی متن عالی خود به قهرمانان بازی زندگی بخشیده است. با این حال جوبا از کنترل بازی، به خصوص عدم توانایی تیراندازی در حین حرکت انتقاد کرد. گیم‌رولیشن در نقد و بررسی خود به خاطر ادامه وضعیت سری که در هر نسخه از ژانر مرجع خود یعنی ترس و بقا دور می‌شود تاسف خورد و گیم‌پلی بازی را ضعیف و بی‌ثبات دانست. IGN نیز به بازی نمره تحسین‌برانگیز ۹ از ۱۰ را داد با این حال از نحوه کنترل بازی در حالت Split Screen انتقاد کرد و آن را گیج کننده دانست. این بازی همچنین با نقدهایی درخصوص ترویج نژادپرستی نیز مواجه شد؛ جایی که مجله نیوزویک تیراندازی و کشتن سیاه‌پوستان توسط یک سفید پوست را مصداق ترویج نژادپرستی ذکر کرده بود. همچنین برخی سایت‌ها و نشریات معتبر دیگر نیز از دامن زدن به این موضوع توسط کپ‌کام انتقاد کردند. با این حال کپ‌کام اتهام نژادپرستی را رد کرد و گفت تیم توسعه از این هجمه‌ها متعجب شده چون در طول مراحل ساخت تیم‌های تولیدکننده از نژادها و فرهنگ‌های گوناگون بوده‌اند و کپ‌کام نمی‌تواند ترویج دهنده نژادپرستی باشد. به گفته تاکوچی، روند بازی در آفریقا رخ می‌دهد ولی با این وجود افراد آلوده به انگل تنها سیاه‌پوستان نیستند و در میان آن‌ها [ماجینی‌ها] افراد روشن‌پوست نیز حضور دارند. این بازی تا سال ۲۰۱۴ با فروش بیش از ۶/۷ میلیون نسخه به پرفروش‌ترین بازی کپ‌کام تا آن زمان تبدیل شد. مرتبط منابع Resident Evil 5 در وب‌گاه رزیدنت اویل ویکیا Resident Evil 5 در وب‌گاه ویکی‌پدیا