Sir Sonic

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    347
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    11
  • امتیاز ویکی

    182
  • امتیاز کیفیت

    20

آخرین بار برد Sir Sonic در 15 اسفند 1396

Sir Sonic یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

2 دنبال کننده

درباره Sir Sonic

  • درجه
    کاربر حرفه‌ای
  • تاریخ تولد 5 بهمن 1377

مشخصات من

  • نام اصلی :
    سید محمد حسین
  • جنسیت :
    آقا
  • محل سکونت :
    تهران

اطلاعات پروفایل

  • علاقمندی‌ها :
    انیمه-گیم
    مجلّات-مانگا
    طرّاحی-کمیک
  • بازی‌های مورد علاقه :
    10- Sonic Unleashed
    9- Dark Souls 2
    8- Doki Doki Literature Club
    7- Assassin's Creed 2
    6- Sonic Heroes
    5- Mortal Kombat
    4- Portal 2
    3- Max Payne
    2- Danganronpa 2
    1- The Legend of Zelda Ocarina of Time
  • شخصیت‌های مورد علاقه :
    5-Sonic
    4-Max Payne
    3-Nagito Komaeda
    2-Chiaki Nanami
    1-Saria

Gamer IDs

  • Platform :
    PC
    Nintendo Switch

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

410 بازدید کننده پروفایل
  1. راهیاب دارک سولز 3: بخش سوّم

    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough بخش بعدی بخش چهارم: Undead Settlement لیست راهیاب راهیاب دارک سولز 3 بخش قبلی بخش دوّم: High Wall of Lothric در این قسمت از راهیاب دارک سولز، هنوز در ابتدای بازی هستیم و قرار است با استفاده از راه میانبری که در انتهای قسمت قبل باز کرده بودیم، این بار به سمت دوّمین باس بازی بریم. همچنین قراره برخی از نقاط دیوارهای بلند لوتریک که هنوز کارشان نیمه کاره مانده بود را تمام کنیم و پرونده این منطقه از بازی را به طور کامل ببندیم. محتویات High Wall of Lothric Vordt of the Boreal Valley ادامه High Wall Of Lothric Undead Settlement ویدیوی راهنما منابع High Wall of Lothric از بونفایر اوّل High Wall of Lothric بلند شده و این بار دوباره به سمت راست رفته و از پلّه ها به سرعت پایین رفته و از سکّویی که در کنارمسیر هست نیز پایین پریده و بی توجّه به تمام دشمنان سوار آسانسور شوید و مستقیم به سمت پایین حرکت کنید. از برج بیرون آمده و دشمنان حاضر در محوّطه را از پای در آورید. در نگاه اوّل تعدادشان زیاد است امّا به آسانی کشته می شوند و نیازی به نگرانی در رابطه با آن ها نیست. به مسیر ادامه داده و کمانداری که بالای پلّه ها نشسته را از پای در آورده و اندکی عقب رفته و از پلّه های سمت راست تان بالا روید. آیتم روی زمین را برداشته و به از لبه ی بالکن بر روی شیروانی کوچک روبروی تان بپرید. پریدن در دارک سولز اغلب سخت و طاقت فرسا است و امکان موفّقیت در آن پایین است با این حال در برخی شرایط چندین بار امتحان کردن این موضوع ارزش اش را داراست. بعد از پریدن بر روی شیروانی چوبی، حلقه قربانی را برداشته و به پایین خود نگاه کنید و منتظر بمانید. همزمان با ایستادن شما بر روی شیروانی کوچک، شوالیه چاقی را باید ببینید که دور میدانی که زیر شما است در حال حرکت است. به محض این که به زیر شما رسید با حمله هوایی بخش زیادی از خون او را کم کرده و با حملات متعدّد بعد از آن، او را از پای در آورید. در میدان به گردش پرداخته و آیتم های آن جا که شمال یک ریپیر و دو امبر است را برداشته و دوباره از آن منطقه خارج شوید. دوباره از پلّه ها بالا رفته و به برج بازگشته، از آسانسور بالا روید و دوباره به سمت بونفایر روید و استراحت کنید. در بخش بعدی می خواهیم اوّلین NPC یا شخصیّت تعاملی بازی را آزاد کنیم. به بونفایر دوّم این منطقه (یعنی بونفایر Tower on the Wall) رفته و از آن جا دوباره وارد اتاق تاریک شوید. منتظر شوید شوالیه اتاق را ترک کند و بعد از آن دوباره دشمنی که پشت بشکه ها مخفی شده را از پای در آورید. ب ه طبقه پایین رفته و دشمنان مخفی در این طبقه را نیز از پای در آورید. بر خلاف دفعه قبل که در این نقطه به مسیر اصلی بازی ادامه دادیم و جلو رفتیم، در این دفعه از نردبان پایین می رویم. بعد از پایین آمدن از نردبان با آندد بزرگی روبرو می شوید که هالبرد(نیزه تبر دار) به دست دارد. از حملات سهمگین اش جاخالی داده و او را از پای در آورید. در اتاق بعدی، بلافاصله سریع به سمت دشمنی که بمب پرتاب می کند رفته و او را از پای در آورید. در صورت برخورد بمب های او به بشکه های اشتعال زای داخل اتاق مقدار زیادی از خون شما در اثر انفجار کم می شود و حتّی امکان مرگ شما در اثر انفجار وجود دارد. وارد اتاق بعدی شده و دشمنی که در سمت چپ شما کمین کرده را نیز از پای در آورید و آیتم روی زمین را برداشته و به سمت پایین حرکت کنید. بعد از پایین رفتن از پلّه ها، به مسیر خود ادامه داده و بعد از باز کردن درب قفل شده با کلیدی که در قسمت قبل به دست آورده بودیم، وارد سلول شده و با شخصی که در گوشه نشسته صحبت کنید و بعد از گوش دادن به حرف های او حلقه سنگ اشک آبی را از وی گرفته و از آن جا خارج شوید. به سمت بونفایر رفته و بعد از استراحت در آن جا دوباره به بونفایر اوّل بازگشته و از آن جا خود را از طریق راه میانبر آسانسور به جایی برسانید که بعد از شکست دادن شوالیه تبر زن آن جا بودیم. در محوّطه پیش رو با تعداد به نسبت قابل توجّهی از شوالیه های لوتریک روبرو هستیم که جنگیدن با آن ها به طور همزمان برای شخصیّتی در سطح و لول فعلی ما غیر ممکن است. سعی کنید با تیر و کمان یا چاقو های پرتابی، نظر یکی از آن ها را به خود جلب کرده و یکی یکی آن ها را از پای در آورید. یکی از شوالیه ها که ردایی آبی نیز به تن دارد بالای پلّه ها رو به مجسّمه ای ایستاده. این شوالیه که چشم های قرمزی دارد( و به طور کلّی هر دشمنی که چشم های قرمز دارد نسبت به هم نوعان خود خشن تر و سخت جان تر و قدرتمند تر است) سخت تر از بقیه شوالیه ها بوده و هنگام مبارزه به وی حتماً از تمامی مهارت های خود برای شکست وی استفاده کنید. بعد از از پای در اوردن تمامی شوالیه ها به سمت درب انتهای مسیر حرکت کرده و در آن جا با پیرزنی که روی صندلی نشسته صحبت کنید و آیتمی که به شما می دهد را بگیرید. به هیچ وجه پیرزنی که بر روی صندلی نشسته را نکشید، حتّی اگر بر حسب عادت تمامی NPC ها را تا به الآن می کشتید. از پلّه ها مستقیم پایین رفته و تمامی دشمنان بین راه را که کشتن شان آسان است را از پای در آورید. به سمت درب پایین پلّه ها حرکت کرده و در کنار آن با استفاده از یک امبر، خود را بازیابی کنید و جون خود را کامل پر کنید. در صورتی که شما در حالتی باشید که امبر شما بازیابی شده باشد، شما توانایی احضار برخی NPC ها را قبل از باس ها خواهید داشت. این حالت تنها با یکبار مرگ از بین خواهد رفت و برای بازیابی این وضعیّت ملزم به استفاده از امبر ها هستید که بسیار در بازی نایاب هستند. پس در استفاده از آن ها هوشیار باشید و صرفاً آن ها را قبل از باس ها یا مناطق مهم بازی که احتیاج به احضار دارید استفاده کنید. بعد از احضار استاد شمشیرزنی، به سمت درب انتهای سالن بزرگ رفته و با این کار آغاز دوّمین باس فایت بازی را کلید بزنید. Vordt of the Boreal Valley وردت از درّه بوریل، به طور کلّی باس بسیار آسانی است. او دو فاز دارد و در هر دو فاز حملات او قابل دفع کردن به وسیله سپر نیستند. پس بهترین کار برای دفع حملات وی، جاخالی دادن از آن ها به وسیله غلت خوردن است و باور کنید که این کار بسیار آسانی برای این باس است. در هر دو فاز سعی کنید از زیر هیولا غلت خورده و به پشت وی رفته و از آن جا به وی ضربه وارد کنید. پشت وردت بزرگترین نقطه کور و ضعف وی است. در فاز دوّم نیز وردت وحشی تر شده و شارژ ها و حملات سریع و سهمگینی انجام می دهد که جاخالی دادن از آن ها نسبت به حملات معمول اش سخت تر است و بهتر است هنگام انجام این حملات توسّط وی به فکر شربه زدن به وی نباشید. در نهایت لازم به ذکر است که اشاره شود حملات وردت دارای اثر یخ زدگی(Frostbite) هستند که در سورت پر شدن نوار آن در صورت ضربه خوردن زیاد به وسیله پتک وی با مدّت زیاد در تماس بودن با نفس یخی او، جان شما به مقدار زیادی کم می شود حملات و سرعت عمل شما به صورت کلّی کاهش می شود و شما کند تر می شوید. بنابراین بهتر است در صورت ضربه خوردن. با جاخالی دادن از حملات وی از چندین بار پشت سر هم ضربه خوردن جلوگیری کنید تا نوار یخ زدگی به آرامی خالی شود. ادامه High Wall Of Lothric به سمت دربی که حالا شاخه ها از آن کنار رفته اند و باز شده رفته و در انتهای آن برنی که پیرزن به شما داده را بلند کنید تا موجودات عجیبی شما را با خود بلند کرده و به منطقه بعدی ببرند. چنان چه بنر مورد نظر را ندارید، احتمالاً با پیرزن صحبت نکرده اید، برگردید و با وی صحبت کنید و آیتم مورد نظر را از وی بگیرید و بعد از آن راهی مرحله بعدی بازی شوید. Undead Settlement به اسکان گاه آنددها خوش آمدید. قصد داریم برای بستن این قسمت اوّلین بونفایر این منطقه را روشن کنیم و ادامه کار این منطقه را به قسمت بعد محوّل کنیم. ابتدا بونفایر کنارتان را روشن کنید و به سمت چپ رفته و بر روی کپّه آجر ها آیتم روی زمین افتاده را بردارید سپس برگشته و از پلّه ها پایین روید. بلافاصله بعد از پایین رفتن از پلّه ها به سمت پشت تان حرکت کنید و در پشت کالسکه سقوط کرده، دو سگی که در حال خوردن جنازه ای هستند را از پای در آورید. بعد از کشتن آن ها مستقیم رفته و وارد محوّطه ای شوید که افراد مرده زیادی در آن بر روی زمین به حالت دعا نشسته اند و جان داده اند. یکی از این افراد زنده است، با او صحبت کنید و درخواست او را قبول کنید. با این NPC در آینده بسیار کار خواهیم داشت. به سمت پلّه هایی که از آن پایین آمده بودیم رفته و دشمنان روبروی آن را با هم شکست دهید (که شامل تعدادی آندد فوق العاده ضعیف و دو تا سگ می شوند) سپس اهرم کنار دیوار را فشار دهید. و بعد از باز شدن دروازه از آن عبور کرده و به سمت کلبه روبرو رفته و اوّلین بونفایر منطقه که در اثر مرگ هایتان زیاد به آن باز خواهید گشت را روشن کنید. ویدیوی راهنما منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب
  2. راهیاب دارک سولز 3: بخش دوّم

    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough بخش بعدی بخش سوّم: Vordt of the Boreal Valley لیست راهیاب راهیاب دارک سولز 3 بخش قبلی بخش اوّل: Cemetery of Ashes و Firelink Shrine بعد از گذشتن از مقدّمه بازی، به اوّلین مرحله بازی یعنی دیوارهای بلند لوتریک می رویم. جایی که چندین آیتم خوب و پایه ای برای ادامه بازی، برای جمع کردن وجود دارد. در این جا با دشمنان جدید و خطرناکی روبرو می شویم و در نهایت اوّلین شخصیّت و NPC بازی که می توانیم با خود به فایرلینک شراین ببریم نیز در همین منطقه از بازی حضور دارد. با ما همراه باشید تا در سفر به این نقطه به هیچ مشکلی بر نخورید. محتویات High Wall of Lothric ویدیوی راهنما منابع High Wall of Lothric بعد از تلپورت کردن از طریق بونفایر موجود در فایرلینک شراین، مستقیم به جلو رفته و درب چوبی را باز کرده، از پلّه ها پایین رفته و اوّلین بونفایر این منطقه را(که احتمالاً به خاطر مرگ هایتان زیاد به این نقطه باز خواهید گشت) روشن کنید. در این جا یک دو راهی به سمت چپ و یا راست وجود دارد. مسیر اصلی ما سمت چپ است امّا بنا به دلیل به دست آوردن آیتم ها ما ابتدا به سمت راست می رویم. در کنار دیوار کنار پلّه، ابتدا یک آندد کماندار وجود دارد. او را از پای در آورده و به پایین پریده. سپس به جای مستقیم رفتن دوباره به سمت چپ رفته و روی سکوی چوبی فرود بیایید و از آن جا بر روی فردی که تبر دارد از حمله هوایی استفاده کنید تا بتوانید راحت تر از شرّ این موجود خلاص شوید. این آندد های بزرگتر که در ادامه با آن ها بیشتر برخورد خواهیم داشت، از آندد ها و جنازه های معمولی به نسبت قویتر هستند و دمیج بیشتری نیز به شما وارد می کنند. ادامه داده و دشمن بعدی را نیز که نشسته از پای در آورید. از پلّه ها بالا رفته و دو سگ و آندد نیزه دار را از پای در آورید. از پلّه ها وارد شوید و وارد محوّطه ای شوید که اوضاع کمی در آن جا عجیب است. عدّه ای آندد ها در حال دعا کردن و التماس کردن به مجسّمه ای هستند و یک آندد با کمان از آن ها محافظت می کند. امّا این همه چیز نیست. یکی از آنددهای به ظاهر بی آزار جمع را اگر به حال خود رها کنید، بعد از دیدن شما تبدیل به هولای سیاه بدترکیبی می شود که طی مبارزه با گاندیر دیده بودیم. اسم این موجودات، هیولای ابیس است. قبل از این که این موجود شروع به تبدیل کند او را از پای در آورید تا برایتان دردسر نشود. Longbow و تیرها را از محوّطه جمع کنید. سپس کامل برگشته در بونفایر استراحت کنید. بعد از بلند شدن این بار به سمت چپ رفته و از پلّه ها پایین رفته و دشمنان بین مسیر را از بین ببرید. در انتهای مسیر به جای پایین رفتن از پلّه ها به سمت چپ خود دقّت کرده و از پلّکان کوچکی که در آن سمت هست بالا رفته و افراد آن جا را از پای در آورید. حین بالا رفتن از پلّه ها نیز حواس خودتان را به دشمنی که برای غافلگیر کردن شما می آید جمع کنید و او را نیز از پای در آورید. بعد از بالا رفتن از پلّه ها، دوربین شکاری را برگشته و به پایین بازگردید. از پشت دم اژدهای مرده، به سمت سکویی رفته و از آن جا پایین پریده. وارد پنجره طاقی شده و آیتم انتهای آن را برداشته و به پایین بروید. الآن دقیقاً در همان جایی هستیم که اگر از پلّه ها به جای بالا رفتن، پایین می رفتیم می رسیدیم. دشمنی که پشت جعبه ها کمین کرده را از پای درآورده و به مسیر خود ادامه دهید. و از نردبان پایین روید و دشمن دیگر را نیز در پایین نردبان ها از پای در آورید. از در روبرو بیرون رفته و مستقیم به سمت نیزه داری که کنار پلّه ها ایستاده رفته و او را نیز از پای در آورده و از پلّه ها سریعاً بالا بروید و دشمنان دیگر را نادیده بگیرید و مستقیماً به سمت درب روبرو حرکت کنید تا اژدهای ساکن در آن جا شما را نکشته و از پای در نیاورده است. درب را باز کرده و از آن عبور کنید. از پشت مشاهده کنید که چطور دیگر دشمنان در اثر آتش اژدها میسوزند و از بین می روند. در این نقطه از بازی با یکی از حقّه باز ترین و سرسخت ترین دشمنان بازی یعنی میمیک ها روبرو می شوید. این دشمنان در ابتدا شبیه یک صندوقچه بسته اند و کافی است شما درب آن را باز کنید تا هیبتی ترسناک از درون صندوقچه ظاهر شده و شروع به بلعیدن شما کند. تا اواسط بازی که جان شما به مقدار متعادلی برسد میمیک ها در حرکت اوّل شان برای بلعیدن شما بلافاصله شما را می کشند. پس باز کردن سندوقچه اصلاً و ابداً راه مناسبی برای آغاز کردن مبارزه با این نوع دشمنان نیست. به جای این موضوع به محض این که به صندوقچه ها میمیک رسیدید و متوجّه میمیک شدن آن شدید به جای باز کردن آن با قدرت تمام با اسلحه در دست تان به آن ضربه بزنید تا قبل از این که بلند شود مقدار زیادی از خون اش را برده باشید. وقتی میمیک بلند می شود، چندین نوع شربه اعم از مشت و لگد دارد امّا خطرناک ترین آن ها بقل کردنی است که به اندازه باز کردن سندوقچه در بار اوّل مرگبار است و اگیداً پیشنهاد می شود از این حمله جاخالی دهید. بعد از کشتن میمیک این اتاق، اسلحه ای که درون صندوقچه اش است را برداشته و به سمت در دیگری که در سمت دیگر اتاق قرار دارد بروید. مسیر کوتاهی که پشت درب می بینید ادامه داده و دشمنی که نزدیک در نشسته را ابتدا از پای در آورید. بعد از کشتن این موجود در این جا با گونه ای دیگر از دشمنان سرسخت دارک سولز 3 روبرو می شویم، شوالیه های لوتریک! این شوالیه ها سرسخت، قدرتمند سریع و دارای جان و خون بسیار بالایی هستند در این نقطه از بازی بدون درگیری با او سرعاً از کنارش عبور کرده و وارد اتاق پشت سرش شده و بلافاصله با سرعت به سمت راست رفته و از پلّه ها بالا روید و دوّمین بونفایر این منطقه که زیاد به آن رجوع خواهید کرد را روشن کنید. قبل از برگشتن به پایین از پلّه ها کمی منطقه را بررسی کنید و در گوشه ای از آن متوجّه تیتانید شاردی می شوید که روی زمین افتاده. آن را برداشته و پلّه هایی که بالا آمده اید را برگردید. در این جا برای برداشتن چند عدد آیتم باید اندکی به عقب برگردیم. از پلّه ها پایین رفته و دشمنان حاضر در اتاق تاریک را از بین برده و از دری که ابتدا وارد این اتاق شده اید خارج شوید و با شوالیه لوتریک روبرو شوید. حملات این دشمن بیش از هر چیز مناسب Parry کردن است. برای این کار باید دکمه ای که با آن با سپر می توان ضربه زد را در لحظه ای که دشمن مورد نظر در حال حمله به شما است فشار دهید تا حمله او دفع شود و او برای مدّتی در این حالت متوقّف و گیج می گردد، این بهترین فرصت برای وارد کردن یک ضربه کاری است. بعد از شکست دادن شوالیه یه سمت اتاقی بروید که میمیک در آن جا بود. بیخیال میمیک شده و به سمت درب دیگر بروید. سعی کنید قبل از این که اژدها محوّطه مورد نظر را کامل به آتش بکشد سه آیتم مورد نظر را از این محوّطه بردارید و برگردید. بعد از جمع کردن هر سه آیتم مربوطه و برگشتن به دوّمین بونفایری که آزاد کرده بودیم حالا نوبت به ادامه دادن مسیر اصلی این منطقه است. وارد اتاق تاریک شده و صبر کنید تا شوالیه لوتریک ( که بعد از استراحت شما در بونفایر مانند تمامی دشمنان زنده شده است) از اتاق خارج شود. بلافاصله بعد از خروج وی دشمنی که پشت جعبه ها در انتهای اتاق مخفی است را از پای در آورید و از پلّه ها پایین بروید. در طبقه پایین دو عدد دشمن منتظر اند تا در تاریکی به شما خنجر بزنند. به آن ها حمله ور شده و هر دوی آن ها را از پای در آورید. بعد از مرگ آن دو متوجّه یک نردبان می شوید که به پایین می رود. فعلاً با این نردبان و هر چه زیر آن است کاری نداریم. چرا که انتهای آن به دری بسته می خوریم که نیازمند یه کلید به خصوص است و قبل از آن به دنبال کلید آن جا می رویم. بنابراین بیخیال نردبان شده و مستقیم به سمت درب انتهای اتاق بروید. بلافاصله بعد از حارج شدن به اتاق حواستان را به سمت راستتان جمع کنید و دشمنی را که از دیوارهای آن جا بالا می آید را از پای در آورید. بعد از آن بلافاصله توجّه خود را به دشمنی که از نردبان روبرو بالا می آید معطوف کرده و او را نیز از پای در آورید و از نردبان کوچکی که شما را یک سکّو پایین می رود پایین بروید. برای عبور از بام روبرو، ابتدا حتماً به تعدادی بمب مجهّز شوید. چرا که در میانه راه بام، با یک هیولای ابیس دیگر روبرو می شوید، و برا کشتن وی هیچ راهی احمقانه تر از نزدیک شدن به وی نیست پس سعی کنید از دور و با بمب او را از پای در آورید بعلاوه این که این نوع هیولا بسیار نسبت به آتش آسیب پذیر اند. بعد از کشتن هیولای ابیس به وسیله آتش، به آن طرف بام رفته. قبل از پایین رفتن از نردبان به سمت چپ رفته و پشت یکی از بام های کوچک، اوّلین کریستال لیزارد بازی را بیابید. این موجودات، مارمولک ها آبی و درخشنده ای هستند که با کشتن شان به شما ایتم های اساسی برای ارتقای اسلحه و زره هایتان را می دهد. بعد از کشتن کریستال لیزارد، از نردبان پایین رفته. در این جا با یک دو راهی روبرو می شوید ولی قبل از آن سعی کنید دو کمانداری که از پشت دیوارها به شما ضربه می زنند را از پای در آورید. هنگام نبرد با آن ها چند آندد عادّی دیگر نیز از دیوارها بالا آمده و ظاهر می شوند. قبل از این که توسّط آن ها قیچی شوید، همه ی آن ها را از پای در آورید. بعد از کشتن دشمنان دو انتخاب دارید. از درب زیر نردبان منتهی به بام عبور کنید. یا از نردبانی که کنار کماندارها بود استفاده کنید و پایین بروید. ما از درب کنار نردبان عبور می کنیم و با دشمنان آن جا روبرو می شویم. وارد اتاق بزرگ شوید و در آن جا با شوالیه لوتریک روبرو شوید. این بار این شوالیه به جای شمشیر، اسلحه اش نیزه است، بعد از از پای در آوردن او وارد اتاقی شوید که در سمت چپ این اتاق وجود دارد. در این اتاق ابتدا سریعاً از پلّه ها بالا رفته و کماندار را بالافاصله از پای در آورید. بعد از کشن این آندد سریع روی خود را برگردانده و دشمن دیگری که قصد دارد از پشت به شما شبیخون بزند را از پای در آورید. وارد اتاق پشتی شده و دو دشمن دیگر آن جا را نیز از پای در آورید. آیتم ها را برداشته و برگردید. از راهروی منتهی به اتاق اصلی عبور کنید و حین عبور از آن جا حواستان به سمت چپ تان نیز باشد، چرا که یکی از آندد ها منتظر است تا به شما از این نقطه شبیخون بزند. از اتاقی که آندد مورد بحث در آن جا بود براودسورد را برداشته و تا انتهای راهرو بروید. از پلّه ها پایین رفته تا به طبقه ی چوبی اتاق بزرگ جدیدی که وارد آن می شوید برسید. روی مسیر چوبی ادامه بدهید تا به صندوقچه و آنددی که کنار آن نشسته است برسید. آندد را از پای در آورده و از صندوقچه یکی از بهترین سپر های بازی برای شروع بازی را بردارید. اتاقی که در ادامه با آن روبرو هستیم بسته به نحوه روبرو شدن شما با آن ممکن است سخت و اذیّت کننده باشد. ولی پیشنهاد ما برای رد کردن این منطقه پایین انداختن بمب ها از طبقات چوبی به سمت پایین و منفجر کردن بشکه های اشتعال زا در کنار دشمنان است تا بتوانید آن ها را با کمترین درگیری از پای در آورید. بعد از این که تمام بشکه ها را از بالا منفجر کردید کافی است به پایین بازگشته و دشمنان باقی مانده را نیز از پای در آورید. دشمنان این اتاق از آندد های معمولی قوی تر بوده و به راحتی توانایی کشتن شما را در چند ضربه دارا هستند. بعد از کشتن تمامی دشمنان به سراغ پلّه ای که به پایین می رود رفته و سگی که آن جاست را بکشید و از انتهای راه پلّه کلید را برداشته و برگردید. این کلید به ما در باز کردن دری که عقب تر به آن اشاره کردیم کمک می کند. حتماً تمامی گوشه کنار های اتاق را بررسی کرده و تمامی آیتم ها را بردارید. اوّلین استوس شارد بازی که تعداد استوس فلاسک های شما را افزایش می دهد در همین اتاق قرار داده شده. از اتاق بیرون رفته و در بالکن بایستید. میخواهیم در این جا از بازی با توجّه به طولانی بودن مسیر تا به این نقطه و احتمالاً تمام شدن استوس فلاسک هایتان با تمام قدرت تنها به جلو رفته و بدون کمترین درگیری ای اوّلین راه میانبر بازی را برای عبور از حجم زیادی از مسیر بازی باز کنیم. از بالکن پایین پریده و بی توجّه به آندد هایی که از زمین بلند می شوند و شوالیه ی چاق تبر دار که دور میدان می چرخد، مستقیم به سمت خروجی سمت چپ تان رفته و از بعد از عبور از آن جا به سمت راست چرخیده و با سرعت، ضمن جاخالی دادن از تیر کماندار، از پلّه ها بالا رفته و مستقیم به مسر خود ادامه دهید تا به حیاط برج برسید. بی توجّه آندد ها بلافاصله وارد برج شده و بر روی آسانسور بایستید تا فعّال شود و حرکت کند. بعد از بالا رفتن از آن جا درب برج را باز کنید و با منظره آشنایی روبرو می شوید. چنانچه با مسیر قبلی به طور کلّی آشنایی دارید با سرعت از همان پلّه های ابتدای بخش، به اوّلین بونفایر برگشته و در آن جا استراحت کنید. ویدیوی راهنما منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب
  3. راهیاب دارک سولز 3: بخش اوّل

    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough بخش بعدی بخش دوّم: High Wall of Lothric لیست راهیاب راهیاب دارک سولز 3 با بخش اوّل راهیاب دارک سولز 3 خدمت شما هستیم. در این بخش ابتدا به سراغ Cemetery of Ashes و Firelink Shrine می رویم که سختی چندانی برای حتّی بازیکن های تازه وارد نیز ندارند، ولی در هر صورت چالش برانگیز اند و اوّل باس بازی را نیز شامل می شوند. محتویات Cemetery of Ashes Index Gundyr ادامه Cemetery of Ashes Firelink Shrine ویدیوی راهنما منابع Cemetery of Ashes بعد از مشاهده کات سین ابتدایی بازی (که هر چند بار هم که ببینید هیچ وقت خسته کننده نمی‌شود) وارد صفحه ی انتخاب شخصیّت می شوید. ما در این راهیاب با کلاس Warrior یا مبارز پیش می رویم. ولی در هر صورت، برای بازیکن های تازه وارد نسبت به این مجموعه کلاس های Warrior یا Knight مناسب ترین کلاس هاب برای شروع می باشند. همچنین بیلد و ساختازی که ما در این راهیاب برای شخصیّت مان میخواهیم انتخاب کنیم و جلو ببریم بر مبنای Str است. و سلاح های ما در این راهیاب بر این اساس انتخاب می شوند. به عنوان هدیه نیز در این راهیاب ما با Sovereignless Soul بازی را آغاز می کنیم که اندکی سول ذخیره (سول واحد پولی بازی برای ارتقاء و خرید و... است) در ابتدای بازی به ما می دهد. شما هر چه مایل هستید انتخاب کنید. بعد از انتخاب چهره می توانید بازی را به طور رسمی آغاز کنید. هنگامی که از تابوت خود بلند شدید. مستقیم به جلو رفته و اوّلین دشمن بازی را از پای در آورید. دشمنان ابتدای بازی، شعیف و کند هستند و به راحتی قابل شکست دادن هستند. بعد از شکست دادن این دشمن به سمت راست رفته و از انتهای آن جا روح جنازه افتاده بر روی زمین را جمع آوری کنید و برگردید. مستقیم پیش رفته و دشمنی که بیدار می شود را از پای در آورید و اوّلین آشن استوس فلاسک خود را از پای مجسّمه بدست آورید. مستقیم ادامه داده و دشمنان بعدی را نیز از پای در آورید. در این منطقه از بازی تمامی مکانیزم های بازی به صورت دست نوشته هایی بر روی زمین به شما آموزش داده می شود. در این بازی هر کدام از اسلحه های شما ویژگی ای به نام Skill دارد که به طور مثال Skill تبر شما در ابتدای بازی Warcry است که در ازای اندکی FP دمیج سلاح شما را برای مدّت کوتاهی افزایش می دهد. برای فعّال کردن Skill ها، اسلحه تان را با دو دست گرفته و با فشار دادن تریگر سمت چپ دسته قابلیّت اش را فعّال کنید. در هر صورت بعد از پاکسازی منطقه به سمت راست رفته و از راهی باریک و صخره ای وارد محوّطه ای شوید که اوّلین Crystal Lizard بازی در آن جا قرار دارد. در این نقطه کشتن این هیولا اختیاری بوده و در صورت سخت بودن این موجود برای شما می توانید برگشته و به راه خود ادامه دهید. در صورت تمایل به کشتن آن حواستان به حمله های مرگبار این موجود و سرعت خوب اش باشید. بعد از کشتن این موجود و گرفتن Titanite Scale از راهی که آمده برگشته و به محوّطه قبلی بازگردید. مستقیم به راه خود ادامه داده و بعد از عبور از کوره راه به اوّل بونفایر بازی برسید. آن را روشن کرده و بعد از استراحت و پر شدن جان تان و فلاسک هایتان به مسیرتان ادامه دهید. مستقیم رفته و بعد از از پای در آوردن دشمنان روبرو، از بالا با دقّت بر روی تابوتی که زیر شما هست بپرید و اوّلین Titanite Shard بازی را بدست آورید. سپس جلو رفته و از سکّوی دیگری بر روی دشمن زیری آن پریده و با حمله هوایی(Plunging Attack) او را از پای در بیاورید. سپس مستقیم رفته و دشمنی که کمان دارد را نیز از پای در اورید. برگشته و سکّوی دیگری را مشاهده کنید که زیر آن دو دشمن در لبه کوه قرار گرفته اند. از حمله هوایی برای کشتن نفر اوّل استفاده کرده و سپس دوّمین دشمن را نیز از پای درآورید. از طریق راه بازگشتی به روبروی دروازه برگشته و دشمنان بین راه را نیز از پای در آورده و این بار از دروازه عبور کنید تا به مردی زره پوش که شمشیری درون سینه اش فرو رفته برسید. به محض کشیدن شمشیر از دل این مرد، اوّلین غول و باس فایت بازی آغاز می شود. Index Gundyr ایندکس گاندیر اوّلین باس دارک سولز سه به حساب می آید و ضمن داشتن دو فاز، در فاز اوّل از حملات چرخشی بزرگی استفاده می کند که برد حملاتش به نسبت بسیار بالاست. بلافاصله بعد از کشیدن شمشیر از درون سینه اش شروع به ضربه زدن به آن کنید. در فاز اوّل سعی کنید از زیر حملات گسترده اش قل خورده، و بعد به آن ضربه وارد کنید. هنگام تبدیل شدن به فاز دوّم. گاندیر بسیار سریعتر و خشمگین تر شده و مایعی سیاه دور وجود او را در بر می گیرد. نترسیده و از نزدیک به او حمله کنید و بعد از ضربه زدن تا جای ممکن از او فاصله بگیرید تا دوباره از خود نقطه ضعفی نشان دهد. سپس حمله کرده و کار او را تمام کنید. ادامه Cemetery of Ashes بعد از شکست دادن گاندیر، بونفایر را روشن کرده و به راه خود ادامه دهید. شمشیر شکسته را از کنار قبر برداشته و بعد از آن دشمنان زیر تپّه را شکست داده و در انتهای کوره راه، هوموارد بون را بردارید. برگردید و این بار از تپّه بالا رفته و دشمنان بین راه را شکست داده و از پای در آورید. قبل از رفتن به فایرلینک شراین به سمت چپ رفته و از پلّه ها بالا بروید، میان پلّه ها چرخیده و از سمت دیگر بالا بروید و دو دشمن خوابیده را شکست دهید. و از پشت آن ها اِمبر را بردارید. مسیر را ادامه داده و یک homeward bone دیگر را نیز برداشته و پایین پریده و یک امبر دیگر را نیز بردارید. از پشت سگ ها را شکست داده و این بار بعد از رسیدن به درواره فایر لینک شراین وارد آن شوید. Firelink Shrine به هیچ و هیچ وجه ممکن هیچ کدام از شخصیّت ها و NPC های درون فایرلینک شراین و در کل، تمام بازی را نکشید فایرلینک شراین منطقه اصلی و خانه امن بازیکن ها در بازی است. در این جا شما می توانید با تعدادی از NPC ها صحبت کرده. سلاح خریده و آن را ارتقا دهید و و در نهایت مهم ترین چیز، این که می توانید خود را آپگرید کرده و ارتقاء دهید. برای ارتقای خود به سراغ بانویی که در مرکز معبد است، رفته و از او بخواهید که شما از ارتقا بخشد. سپس با توجّه به علاقه ای که دارید خود از ارتقاء دهید.(شما همچنین می توانید سول های ذخیره شده در inventory خود را نیز استفاده کرده و از آن ها نیز برای ارتقای خود استفاده کنید) بعد از ارتقای خود از فایر لینک شراین خارج شده و دوباره به سمت چپ و به سراغ پلّه ها بروید. این بار در آن جا پلّه را تا انتها رفته تا با مردی که یک کاتانا دارد روبرو شوید. کاتانای فرد برای افرادی که در ابتدای بازی به دنبال بیلد و ساختار Dex هستند بسیار مناسب است. دمیج زیادی ندارد امّا سرعت و اثر خونریزی بسیار بالایی دارد. بعد از شکست دادن مرد کاتانا دار (به راحتی می توانید با چند ضربه حساب شده او را از لبه پلّه ها به پایین بیندازید) اوچیگاتانا را از او جنازه او برداشته و برگردید. به فایر لینک شراین بازگشته و این بار شمشیری که از تن گاندیر خارج کرده را در خاکستر های مرکز معبد وارد کنید و بونفایر مرکزی بازی را بسازید. بعد از استراحت در آن از پلّه های معبد بالا رفته و ار خروجی بالای پلّه ها بیرون آمده و سول جنازه بخت برگشته را برداشته و به سمت درب بسته حرکت کنید. این درب قفل است و برای باز کردن آن به 20000 سول احتیاج است که به زودی در صورت رسیدن به این مقدار از سول به سراغ این درب خواهیم آمد. به فایرلینک شراین بازگشته و با مردی که روی پلّه ها نشسته صحبت کنید. بعد از چندین بار صحبت او به شما یکی از گستچر های بازی را یاد می دهد. به سراغ بونفایر رفته از طریق آن به High Wall of Lothric سفر کنید. ویدیوی راهنما منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب
  4. راهیاب دارک سولز 3

    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough سازنده فرام سافتور ناشر نامکو باندای کارگردان هیدتاکا میازاکی ایسامو اوکانو یویی تانیمورا پلتفرم ها ویندوز پلی اشتیشن 4 ایکس باکس وان تاریخ عرضه ژاپن: 24 مارس 2016 آمریکا: 12 آوریل 2016 به راهیاب دارک سولز 3 خوش آمدید. هدف ما در این کمک کردن به شما در رد کردن و شکست دادن مراحل سخت بازی دارک سولز 3 است. این مقالات دارای تصویر و ویدیو با توضیحات انگلیسی بوده که در رفع مشکلات شما طی بازی کمک شایانی خواهد کرد محتویات راهیاب 100 درصد کردن دارک سولز 3 راهیاب ماموریت های شخصیّت های فرعی دارک سولز 3 راهیاب آیتم های دارک سولز 3 راهیاب پیدا کردن و ملحق شدن به پیمان کده ها منابع راهیاب 100 درصد کردن دارک سولز 3 این مجموعه راهیاب برای نه تنها عبور از بخش داستانی بلکه 100 درصد کردن بازی و رسیدن به همه ی جزییات بازی تدوین شده است. راهیاب های جزئی تر برای افرادی که بازی را ابتدا تنها به قصد تمام کردن رفته اند و حالا به دنبال 100 درصد کردن آن نیز هستند در ادامه گذاشته شده است. بخش اوّل: Cemetery of Ashes و Firelink Shrine بخش دوّم: High Wall of Lothric بخش سوّم: Vordt of the Boreal Valley بخش چهارم: Undead Settlement بخش پنجم: Cliff Underside بخش ششم: Curse-rotten Greatwood بخش هفتم: Crystal Sage بخش هشتم: Cathedral of the Deep بخش نهم: Cleansing Chapel بخش دهم: Cleansing Chapel بخش یازدهم: Deacons of the Deep بخش دوازدهم: Farron Keep بخش سیزدهم: Keep Ruins بخش چهاردهم: Abyss Watchers بخش پانزدهم: Catacombs of Carthus بخش شانزدهم: High Lord Wolnir بخش هفدهم: Old Demon King بخش هجدهم: Old King's Antechamber بخش نوزدهم: Smoldering Lake بخش بیستم: Irithyll of the Boreal Valley بخش بیست و یکم: Distant manor بخش بیست و دوّم: Pontiff Sulyvahn بخش بیست و سوّم: Aldrich, Devourer of Gods بخش بیست و چهارم: Irithyll Dungeon بخش بیست و پنجم: Profaned Capital بخش بیست و ششم: Yhorm the Giant بخش بیست و هفتم: Dancer of the Boreal Valley بخش بیست و هشتم: Dragon Barraks بخش بیست و نهم: Dragonslayer Armor بخش سی ام: Grand Archives بخش سی و یکم: Lorian & Lothric, Twin Princes بخش سی و دوّم: Oceirus, The Consumed King بخش سی و سوّم: Champion Gundyr بخش سی و چهارم: Ancient Wyvern بخش سی و پنجم: Nameless King بخش سی و ششم: Soul of Cinder راهیاب ماموریت های شخصیّت های فرعی دارک سولز 3 طی بازی برخی از شخصیّت های فرعی یا NPC ها به شما وظایفی را به طور غیر مستقیم محوّل می کنند هدف ما از راهنمایی در این بخش کسانی هستند که بخشی از بازی را طی کرده اند و حال می خواهند بدانند برای تمام کردن این ماموریت ها چه باید کنند. هر کدام از راهیاب های زیر مربوط به یک شخصیّت است. هاوک وود فراری لئونهارد یوئل و لوریای لوتریک گریرات آندد ستلمنت کورنیکس مرداب بزرگ ایرینا و ایگون از کاریم سیگوارد از کاتارینا اوربک از وینهیم آنری از آستورا و هوریس از هاشد پچز شکست ناپذیر سیریس از سرزمین بدون خورشید کارلا راهیاب آیتم های دارک سولز 3 برخی آیتم های خاص در سری مجموعه دارک سولز در نقاط خاصّی پنهان شده اند. هدف از این راهیاب نشان دادن موقعیّت این آیتم هاست. استوس شارد ها آندد بون شارد ها ذغال ها و جواهرات حلقه ها معجزات پایرومنسی ها جادو ها حالت های بدن راهیاب پیدا کردن و ملحق شدن به پیمان کده ها جزئی از صد در صد کردن هر بازی مجموعه سولز، پیوستن و پیدا کردن تمامی کانوننت های یا همان پیمان کده هاست. ما در این جا در دو بخش مجزّا، نحوه ی پیوستن به تک تک پیمان کده های موجود در بازی را به شما نشان می دهیم. راهیاب پیدا کردن و پیوستن به کانوننت ها و پیمان کده ها در دارک سولز 3: بخش اوّل راهیاب پیدا کردن و پیوستن به کانوننت ها و پیمان کده ها در دارک سولز 3: بخش دوّم منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب راهیاب دارک سولز 3 از وبگاه نئو سیکر دارک سولز 3 از وبگاه ویکیپدیا
  5. هاجیمه هیناتا

    فقط امید نیست... اون بیرون پر از ناامیدی هم هست... و من هم نمیدونم چه آینده ای پیش رومون قرار داره ولی اینو خوب میدونم که این آینده، آینده خودمونه و ما نمیذاریم کس دیگه ای این آینده رو کنترل کنه. _دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی_ هاجیمه هیناتا | Hajime Hinata جنسیّت مذکّر قد 179 cm وزن 67 Kg تاریخ تولّد 1 ژانویه رده خونی A مورد علاقه کوساموچی (نوعی غذا) مورد تنفّر ساکوراموچی (نوعی غذا) خانواده نامشخّص اوّلین حضور در بازی ها دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی اوّلین حضور در انیمه ها دانگانرونپا 3: پایان دبیرستان امید - آرک ناامیدی - قسمت 1 صداپیشه مینامی تاکایاما جانی یانگ بوش هاجیمه هیناتا(انگلیسی: Hajime Hinata) شخصیّت اصلی بازی دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی است و یکی از پروتاگونیست های اصلی داستان آکادمی امید محسوب می شود. او همچنین در اردوی مرگبار مدرسه ای نیز شرکت داشته. محتویات ظاهر شخصیّت استعداد ابر امید ابر آنالیست ابر سرباز استعداد بدون نام تاریخچه قبل از تراژدی طی تراژدی دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی مقدّمه دانگانرونپا 2: به جزیره دانگان خوش آمدید! ترس در اردوی مدرسه ای دل انگیز؟ چپتر اوّل دانگانرونپا 2: مقصد، ناامیدی چپتر دوّم دانگانرونپا 2: دریا و مجازات، نارگیل و گناهان چپتر سوّم دانگانرونپا 2: گیر افتاده توسّط عطر اقیانوس چپتر چهارم دانگانرونپا 2: آیا روبات ها رویای ماشین ساعتی می بینند؟ چپتر پنجم دانگانرونپا 2: خنده به امید به نام ناامیدی چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان، بدرود آکادمی ناامیدی موارد دیگر منابع ظاهر مقاله به شدّت حاوی اسپویل از داستان دنیای دانگانرونپا است هاجیمه جوانی است که طیّ وقایع بازی در سنین بیست سالگی اش به سر می برد، در کمترین حالت 22 سال. آواتار او در برنامه نئو ورلد، او را در سن 17 سالگی اش نمایان می کند. او موهای قهوه ای تیره و تیغ تیغی ای دارد که در سر آن یک آهوگه(شاخه موی آویزان از بالای سر) وجود دارد که در اکثر اوقات نمایانگر حالات هیناتا نیز هست. او یک پیراهن معمولی سفید به تن دارد که نشان دبیرستان قدیمی اش بر روی آن حک شده. او یک کروات سبز زنگ نیز به تن دارد که همان نشان روی پیراهن اش را داراست. و او همچنین شلواری سیاه و کفشی اسپورت به پا دارد. در طی دروان تحصیل او در دپارتمان ذخیره، او کت سیاه و و همان یونیفورم مخصوص این واحد از آکادمی را به تن داشت. خطّ باریکی همواره روی مردمک های سبزرنگ چشم هاجیمه کشیده شده که نمادی از ممنوعیّت به آن می دهد. و هر چند چشم های هاجیمه به طور معمول سبز رنگ است، امّا وقتی او به ایزورو تبدیل می شود چشم هایش قرمز زنگ شده و دو خط عممود به نشانه هدف گرفتن روی مردمک های آن کشیده می شود. بعد از ترکیب شخصیّتی هاجیمه با ایزورو، تنها یکی از چشمان هاجیمه به رنگ قرمز در می آیند و هر دوی چشم ها خطّ راداری رویشان کشیده شده است. طی وقایع پیش آمده در شبیه ساز و در انتهای بازی دوّم، هاجیمه به حالت "بیدار شده" در آمده و موهایش سفید شده و چشم هایش نیز هر دو همانند چشم های ایزورو می شود. بعلاوه این ها او در این فرم، حالتی رعد مانند دارد و هاله ای الکتریسیته دور او جریان دارد. در دفترچه آرت های رسمی بازی، همان گونه که در اتّفاقات وقت آزاد چیاکی نانامی و نیدای نکومارو اشاره شده، به این موضوع می توان پی برد که هاجیمه پسری ورزشکار بوده و هیکلی عضلانی دارد امّا حالت او به گونه ای است که جزو آن دسته ای می رود که هنگام لباس پوشیدن لاغر تر به نظر می رسند. شخصیّت طرز رفتار هاجیمه، گونه ای نشان میدهد که به نظر برسد او فرد بدبینی نسبت به مسائل است. امّا بهتر است او را به جای بدبین، واقع بین صدا کنیم. او بسیار شکاک است و نگرانی او نسبت به دیگر دانش آموزان بیشتر است. البته گاهی اوقات نگرانی های او بیش از حد غیر قابل درک است. هاجیمه منطقی و باهوش است و اکثراً از این نظر نسبت به او که نمی تواند کسی یا چیزی را درک کند عصبانی می شود. او تلاش می کند همیشه جدّی به نظر برسد ولی هر از گاهی او نیز جوک هایی در بین دانش آموزان گفته و ناخودآگاه وارد فضای شاد غالب در بین آن ها می شود. گاهی اوقات او از دست برخی همکلاسی هایش به ستوه می آید و در افکارش آن ها را سرزنش می کند و بعضاً مستقیم این موضوع را به آن ها می گوید و با آن ها خیلی روراست رفتار می کند. البته او صریح تر انسان های سارکاسیست بعضاً رفتار می کند ولی بیشتر اوقات او را می توان در رفتار کردن با بقیه (مخصوصاً دخترهایی که ادای رییس ها را در می آورند) مطیع یافت. او از صحبت کردن در مورد بقیه چیزها و افراد در ذهن اش هیچ هراسی ندارد و میتواند اگر کسی او را زیاد اذیّت کند این افکار را بیرون بریزد و با او بسیار خشن برخورد کند. او را می توان گاهی اوقات نیز زود جوش یافت، به صورتی که اگر تحمّل اش به سر برسد کسی را نیز بزند. او همچنین در ابتدای بازی مرگ بسیار گوشه گیر ظاهر شده و علاقه ای از دوست یابی در خود نشان نمی دهد. امّا در ادامه او از صمیم قلب می خواهد که به همکلاسی هایش اعتماد کند و از شک کردن به آن ها در کلاس محاکمه خسته می شود و حس بدی به او دست می دهد، امّا در نهایت متوجّه می شود شک کردن به دوستانش، لازمه ی زنده ماندن در این بازی بی رحم است. او گاهی اوقات از فاش کردن متهّمین ناراحت شده. مثل موقعی که او متهّم و قاتل چپتر سوّم را فاش می کند. شخصیّت تهاجمی هاجیمه خود را بیشتر در صحنه ای از دانگانرونپا 3 خود را نشان می دهد، جایی که هاجیمه بعد از شنیدن حرف های غیر انسانی و بیرحمانه جوزو ساکاکورا، سعی می کند او را با مشت بزند و حتی طی این عصبانیت دست چیسا یوکیزومه که برای کمک به او دراز شده بود را نیز کنار می زند که در نگاه اوّل نیز بسیار متفاوت با رفتاری است که دیگر پروتاگونیست های مجموعه می توانند از خود نشان دهند. او حتّی در نقطه ای از بازی از جونکو انوشیما با عنوان "هرزه روانی" یاد می کند. چیزی که ماکوتو حتّی در زیمنه بدترین دشمن اش نیز از این لفظ استفاده نمی کرد. به خاطر این شخصیّت دو جانبه اش، ناگیتو و مونوکوما او را عموماً مسخره کرده و به شخصیّت های سوندره تشبیه می کنند. جدا از اشتباهات رفتاری اش در گاهی از اوقات، هایجمه در کل فرد مهربان و بخشنده ای است. او به همه اهمیّت زیادی می دهد. او صبر زیادی در مقابل رفتار عجیب و غریب همکلاسی هایش نشان می دهد و همیشه سعی می کند به آن ها گوش بدهد و وقت اش را به آن ها اختصاص بدهد. او همچنین در مقابل ابراز علاقه دیگر شخصیّت های به او بسیار زود باور و همان گونه که خودش می گوید، در زمینه این گونه روابط او کمی خنگ است. هر چند او سعی می کند این موضوع را پنهان کند، امّا او به شدّت از بابت این که او استعداد خاصّی ندارد احساس نا امنی می کند و مدام خودش را در این رابطه تحت فشار قرار میدهد. همین موضوع هم هست که باعث می شود او آکادمی امید را بیش از هر چیزی در زندگی اش ستایش کند. او باورد داشت که تحصیل در این آکادمی تمامی مشکلاتش را حل خواهد کرد. او همواره آرزو داشت بخشی از مجموعه ای بزرگتر از چیزهای معمول اطراف خودش باشد تا بتواند به خود بیشتر اعتماد به نفس داشته باشد و بتواند به خود افتخار کند. برای همین او اصلاً حسّ خوبی از این که تنها دانش آموزی در دپارتمان ذخیره آکادمی بود، نداشت. چیاکی تنها کسی بود که هیناتا را در این زیمنه راهنمایی کرد و به او گفت که مهم نیست هر فرد چه استعدادهایی داشته باشد و یا نداشته باشد این هیچ تاثیری در روند زندگی نخواهد داشت. اکثراً به خاطر تلاش های نانامی در تشویق کردن و اعتماد به نفس دادن به هیناتا بود که او توانست در لحظات حساس امید خود را حفظ کند و ناامید نشود. بعد از بیداری هاجیمه از برنامه نئو ورلد، او خاطرات و هویّت اش را، با پذیرش این موضوع که آینده پز ار احتمالات و شکست ها وپیروزی هاست، به عنوان هاجیمه هیناتا دوباره به دست می آورد. خوشبختانه بعد از بیداری شخصیّت ایزورو و هاجیمه با هم تلفیق می شوند. با وجود این که او هویّت و چهره هاجیمه را دارد و اکثراً مانند او رفتار می کند او هنوز هم به راحتی مانند کاماکورا از دنیای اطراف خسته می شود و گاهی اوقات رفتار اش بیشتر از هاجیمه به ایزورو متمایل می شود. هاجیمه همچنین در این حالت توانایی استفاده از تمامی قابلیت ها و استعداد های ایزورو را داراست. که او را طبیعتاً به قدرتمند ترین فرد روی زمین تبدیل می کند. هر چند کازوکاتا کوداکا اشاره کرده که او هنوز احساسات و انسانیّت اش را بر خلاف کاماکورا در خود دارد که این می تواند او را به طرز غافلگیرانه ای ضعیف کند: " اگه شما آدمی باشید که کازوییچی راحت به شما تیکه بیندازد، آن قدر هم آدم بزرگی نیستید." کازوکاتا این جمله را با خنده می گوید که اشاره ای به جمله "این پسره از دوره ذخیره است" در آرک امید انیمه دانگانرونپا 3 است. استعداد ابر امید بعد از ترکیب شدن با ایزورو کاماکورا و تبدیل شدن به ابر انسانی که هویّ هاجیمه را با خود حمل می کرد، از تمام قدرت های ایزورو اعمّ از ابر استعداد هایش را که در آکادمی امید طی تحقیقات متنوّع به او داده شده بود، به دست آورد. هر چند در مجموعه تنها دیده شده او از تعداد کمی از این استعدادها و قابلیت های بی انتها استفاده کند. ابر آنالیست هاجیمه طبیعتاً به خاطر ایزورو باید توانایی یک ابر آنالیزور و موقعیّت سنج را داشته باشد. هر چند بر خلاف دیگر افرادی که این قابلیت را دارا هستند، هاجیمه می تواند احساسات دیگران را نیز درک کند و به همین علّت از خستگی مطلق از دانستن پیش از پیش همه چیز کمتر رنج می برد. هر چند مثل بقیه دارندگان این قابلیت او نیز گاهی اوقات از دانستن همه چیز خسته می شود. ابر سرباز هاجیمه از لحاظ فیزیکی بسیار فرد قدرتمندی است، تا جایی که سرعت، عکس العمل و قدرت او به چیزی فراتر از یک انسان معمولی رسیده است و به یک ابر انسان شبیه است. او توانایی شکست دادن چندین سرباز مجهّز و زرهی را در چندین دقیقه کوتاه دارد. و همچنین دیده شده که او توانایی خم کردن آهن و نابود کردن دیوار های محکم سیمانی را به اندازه یک عبور یک انسان را داراست. مشابه ایزورو، هاجیمه نیز در مواقع نیاز می تواند کاملاً خونسردانه از قابلیت های ابر سربازانه اش استفاده کند. تا جایی که او به شدّت افرادی که دوستانش را تهدید می کردند، زخمی و حتّی به قتل می رساند. استعداد بدون نام هاجیمه همچنین استعداد شگرفی دارد که به وسیله آن توانست همه همکلاسی های تحت کمایش را از زیر بنامه نئو ورلد، زنده بیرون بیاورد. این استعداد می تواند مربوط به استعداد های درمانگری، تخصص مغز و اعصاب و یا برنامه نویسی باشد. چرا که خالقان این برنامه از همین استعداد ها بهره می بردند. هر چند با دانستن این موضوع که هاجیمه تمامی استعداد های کشف شده در آکادمی امید را داراست می توان راحت به این نتیجه رسید که او می تواند ترکیب هر سه استعداد را داشته باشد. تاریخچه قبل از تراژدی از زمانی که بچّه بود، هاجیمه همواره آکادمی امید را ستایش می کرد و آرزو داشت در آن جا به تحصیل بپردازد. آرزوی او در تحصیل در آکادمی امید برای او تبدیل به سمبلی مثل تبدیل شدن به یک سلبریتی یا ابر قهرمان شدن شده بود. او دیگر در مورد خودش مطمئن نبود و ترجیح می داد بخشی از چیزی بزرگتر از دنیای کوچک اطراف خودش شود تا بتواند در آینده به خود افتخار کند. او در زندگی خود را فردی بی استعداد و خسته کننده می پنداشت. بعد از رسیدن به سنین نوجوانی، هاجیمه تصمیم به تحصیل در آکادمی امید می گیرد امّا در دپارتمان دوره ذخیره آن جا مشغول به تحصیل می شود. چرا که او هیچ استعدادی که ملزومه وارد شدن به آکادمی اصلی باشد را ندشات و مجبور بود برای داشتن نام آکادمی روی دوران تحصیل اش پول بسیار زیادی را برای تحصیل در دوره ذخیره، از طریق خانواده اش پرداخت کند. در نهایت، هر چند، هاجیمه به عنوان یک دانش آموز بی استعداد دوره ذخیره اصلاً حسّ خوبی نسبت به خودش نداشت. این خشم نسبت به بی مصرفی بودن خودش، او را بیشتر به این سمت سوق داد که تا به گونه ای که شده عضوی از آکادمی اصلی شود. فضای بی شوق و ذوق دپارتمان دوره ذخیره امّا با او به مخالفت می پردازد و به این صورت هاجیمه اکثرا اوقاتش را به تنهایی سپری می کند. شوق هاجیمه در نهایت باعث پایه ریزی شکرت او در پروژه ایزورو کاماکورا می شود. که به او اجازه می داد با رفتن زیر چندین آزمایش مختلف استعداد هایش را بهبود ببخشد. بعد از موافقت با پروژه کاماکورا، وضعّت هاجیمه در پرونده تحصیلی اش، "اخراج شده" درج می شود. آزمایش های غیر انسانی ای بر روی هاجیمه صورت می گیرد و خاطرات او تا آن زمان از بین می روند و پاک می شوند و اتّفاقاتی می افتد که هاجیمه ابداً انتظار آن را نداشت. مشخّص می شود که آکادمی امید تنها قصد داشته از احساس ستایش هاجیمه نسبت به آکادمی امید سوء استفاده کند و از او به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کند. تمام احساسات، افکار، خاطرات، سرگرمی ها و هر چیزی که می توانست در رسیدن به نتیجه آزمایش مانع کار شود از ذهن هاجیمه پاک شدند. و تمام خاطرات مربوط به گذشته او در تاریک ترین گوشهو اعماق ذهن اش مدفون شدند. با دخالت مستقیم در مغز هاجیمه و تغییر آن، آکادمی هاجیمه را به شخص متفاوتی تبدیل کرد که خود نماد استعداد باشد. او قرار بود تا میوه تحقیقات عظیم و پرهزینه آکادمی برای رسیدن به مخلوقی بی همتا و نابغه ای میان نابغه ها باشد تا تمامی استعداد های کشف شده در آکادمی تا به آن روز را در خود داشته باشد. آکادمی به او نام ایزورو کاماکورا را داد. نامی که سابقاً برای موسّس آکادمی در سال های پیش بوده است. ایزورو که نماد امید برای بشریّت بود به وسیله آکادمی لقب ابر امید را دریافت کرد و برای پنهان ماندن از نظر همگی، او را در اعماق محیط آکادمی قرنطینه کردند و هویّت و ریشه او را از همگی مخفی کردند طی تراژدی بعد از اتّفاقاتی که افتاد، ایزورو که توسّط جونکو انوشیما شستشوی مغزی داده شده بود به بازماندگان ناامیدی ملحق شد و آن ها را رهبری کرد. دانگانرونپا 2: بدرود ناامیدی با مرگ جونکو، ایزورو با دیگر بازماندگان ناامیدی موافقت می کنند تا اجازه بدهند هوش مصنوعی جونکو از طریق برنامه نئو ورلد، بدن آن ها را بگیرد. هدف اصلی برنامه در اصل ایجاد اثر برعکس آن چه جونکو با این افراد کرده بود، بود. امّا ایزورو با دانلود هوش مصنوعی جونکو در سیستم عامل برنامه همه چیز را تغییر داد. بعد از این که ایزورو وارد برنامه می شود، بنرامه خاطرات او را از اعماق ذهن اش بازیابی می کند و او را دوباره به عنوان هاجیمه هیناتا در دنیای مجازی بازسازی می کند. مقدّمه دانگانرونپا 2: به جزیره دانگان خوش آمدید! ترس در اردوی مدرسه ای دل انگیز؟ هاجیمه را بار اوّل می توان در روبروی آکادمی امید دید. او خود و آکادمی امید را به بازیکن ها معرّفی می کند. بعد از این که او وارد سالن ورودی می شود، کلماتش مبهم می شوند. سرش کم کم گیج می رود و در نهایت بیهوش می شود. بعد از به هوش آمدن، او خود را در مقابل دربی می یابد که آن طرف اش کلاسی پر از هم کلاسی هایش است. بعد از این که هاجیمه وارد می شود همه بلافاصله متوجّه می شوند که درب پشت سرشان قفل شده. آن ها تلاش می کنند درب را باز کنند که ناگهان سر و کلّه عروسک خرگوش مانندی که خود را اوسامی صدا می زند پیدا شده. اوسامی بعد از این همه دانش آموزان را به وسیله چوب جادویی اش به جزیره ای استوایی ای به نام جزیره جابرواک، منتقل می کند هاجیمه و هم کلاسی هایش ابتدا از وضعیّت موجود ترسیده، ولی وقتی اوسامی سعی می کند آن ها را آرام کند هیناتا از هوش می رود. ناگیتو یکی از هم کلاسی هایش او را در کنار ساحل بیدار می کند. بعد از این که هاجیمه بیدار می شود، ناگیتو به او می گوید که او باید خودش را به او و دیگران معرّفی کند. بعد از این، ناگیتو و هاجیمه برای آشنایی با بقیه دانش آموزان جزیره مرکزی و جزیره اوّل را می گردند تا بتوانند اوّلین قطعه امید را جمع آوری کنند. بعد از انجام این کار، اوسامی ظاهر شده و هدیه ای نیز برای اوّلین روز حضور دانش آموزان در جزیره تدارک می بیند. اوسامی به هر یک از دانش آموزان دو هدیه می دهد، اوّلی یک عروسک کوچک از خود اوسامی است و دوّمین هدیه نیز یک ست لباس شنا می باشد. اکثر دانش آموزان به غیر از هاجیمه و چند تن دیگر به شنا می روند. بعد از مدّتی کشمکش با خود، هاجیمه در نهایت تصمیم می گیرد با بقیه به شنا بپردازد. امّا به محض این که نزدیک آب می شود، آسمان تیره شده و هوا طوفانی می شود. اوسامی به هاجیمه می گوید که او هیچ کاری نکرده است و دلیل این امر را نمی داند. او نیز از تغییر ناگهانی هوا به شدّت می ترسد. در همین حین، شخص مرموزی از طریق نمایشگرهای پخش شده در جزیره به دانش آموزان دستور می دهد که همگی در پارک جزیره مرکزی جمع شوند. اوسامی متوجّه موضوع مهمی می شود و سریعتر از دانش آموزان وارد عمل می شود تا جلوی حادثه قریب الوقوعی که در شرف اتّفاق افتادن بود را بگیرد. هاجیمه و بقیه دانش آموزان هم که می بینند چاره ای ندارند به سمت پارک می روند تا چیزی را از دست ندهند. هاجیمه و بقیه بعد از رسیدن به پارک با مونوکوما روبرو می شوند. کسی که خود مدیر آکادمی امید می خواند. مونوکوما بلافاصله اوسامی را شکست داده و او را طی عملیّاتی به خواهر غیر خونی کوچک و ضعیف اش مبدّل می سازد و نام او را مونومی می گذارد. بعد از این او بلافالصه مونومی را به وسیله مونوبیست ها اعدام می کند. مشخّص می شود که نیّت اصلی مونوکوما از ظاهر شدن اش این است که این اردوی مدرسه ای را به یک بازی مرگبار تبدیل کند. او بعد از این اعلام می کند که تنها کسی که بتواند یکی از همکلاسی هایش را با موفّقیت به قتل برساند و تا بعد کلاس محاکمه شناسایی نشود، می تواند از این جزیره خارج شود. هاجیمه و بقیه دانش آموزان بلافالصه حواس شان به هم جمع می شود و سعی می کنند در مقابل همدیگر و در مقابل این بازی مرگ محتاط تر عمل کنند. چپتر اوّل دانگانرونپا 2: مقصد، ناامیدی بعد از رسیدن مونوکوما و اعدام مونومی، هاجیمه به کنار استخر محوّطه هتل می آید و به دفترچه الکترونیکی اش نگاهی می اندازد و متوجّه قوانین جدیدی می شود که توسّط مونوکوما به آن اضافه شده. هاجیمه بعد از این به شدّت در مورد اتّفاقاتی که افتاده در فکر فرو می رود و در نگاهش در آسمان تیره شب غرق می شود و به ستاره های زیبا و بی اندازه آن خیره می شود ولی می فهمد که زیبایی این ستاره ها بیشتر به او می فهماند که آن ها را چقدر دور از خانه شان برده اند. هاجیمه به اتاق خودش باز میگردد و مونوکوما در همین حین مونوکوما اعلامیه شبانه اش را بیان می کند و به دانش آموزان می گوید که دیگر بخوابند تا صبح فوق العاده ای را تجربه کنند. هاجیمه که به شدّت عصبانی اس با خود غرولند می کند که چرا باید همچین سرنوشت ظالمانه ای را تحمل کند. بعد از این او تصمیم می گیرد خواب سبکی داشته باشد تا خود را برای فردا آماده کند. روز بعد، بعد از اعلامیه ی صبحگاهی مونوکوما، خود کونوکوما وارد اتاق هاجیمه می شود و او را غافلگیر می کند. بعد از دادن توضیحاتی راجع به عروسک های گمشده خودش در سرتاسر جزایز، او از اتاق خارج می شود. هاجیمه سپس به جمعی که توسّط ماهیرو کویزومی به سختی جمع آوری شده بودند محلق می شود. دقیقاً وقتی که جمع شروع به حرف زدن می کنند، بیاکویا توگامی اعلام می کند که رهبری جمع را به عهده خواهد گرفت و اجازه نمی دهد که کسی از آن ها به خاطر این بازی مرگ جان خود را از دست بدهد. هاجیمه و بقیه ابتدا فکر می کنند که بیاکویا هدفی خودخواهانه از ریاست داشته باشد امّا بعد ازدیدن حسن نیّت او به تصمیم اش احترام می گذارند و اجازه می دهند با وجود رفتار خصمانه ای که از خود دارد، ریاست گروه را بر عهده بگیرد. هاجیمه در کنار ابیوکی و سایونجی و کومائدا و نیدای در مهمانی طی شب مونوکوما از طریق اعلان عمومی به دانش آموزان می گوید که به پارک جابرواک بیایند. بعد از رسیدن دانش آموزان به آن جا، مونوکوما طی نمایشی مسخره، حسابی مونومی را به باد کتک می بندد و در همین حین فاش می کند که مونومی خاطرات آن ها را پاک کرده است و بعد از این به دانش آموزان می گوید که یه یک خائن میان جمع آنان وجود دارد. مونوکوما همچنین انگیزه ای نیز به دانش آموزان برای برگشتن خاطراتشان به آن ها می دهد امّا بیاکویا به بقیه می گوید که این انگیزه را نادیده گرفته و به کار خود ادامه دهند و امشب را استراحت کنند. بعد از این که هاجیمه به اتاق خودش بر میگردد و روی تخت اش دراز می کشد مدام به خائن میان جمع فکر می کند و در نهایت خوابش می برد. صبح روز بعد در قرار ملاقات همیشگی مربوط به صبحانه، بیاکویا از نقشه خود برای به راه انداختن یک مهمانی بزرگ در شب، صحبت به میان می آورد. و این که مهمانی قرار است تا صبح ادامه داشته باشد و کسی حقّ غیبت در آن را نخواهد داشت. در ابتدا همه به این فکر کردند که با اتّفاقاتی که افتاده امروز روز خوبی برای جشن گرفتن و مهمانی نباشد. امّا بعد از اندکی بحث، همه راضی می شوند و کلبه قدیمی درون محوّطه هتل، که تا کنون اجازه ورود به آن توسّط مونومی داده نمی شد را برای برگزاری مهمانی انتخاب می کنند. مونومی نیز اجازه وارد شدن به آن جا را این دفعه به آن ها می دهد. از آن جا که کلبه قدیمی بسیار خاک گرفته و کثیف بود، ناگیتو از بقیه می خواهد که طی قرعه کشی، شخصی که کلبه را تمیز کنند را انتخاب کنند. قرعه کشی انجام می شود و در کمال تعجّب قرعه به نام خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی، ناگیتو می افتد. در کنار این، تروترو هانامورا نیز وظیفه آشپزی برای مهمانی را بر عهده می گیرد و پکو پکویاما نیز سعی می کند فویوهیکو که در حلسه صبح غایب بوده را از این موضوع مطّلع سازد. بعد از به اتمام رسیدن جلسه، همه از هم جدا می شوند و قرار می گذارند بعد از اعلامیه شبانه مونوکوما، همگی در کلبه قدیمی دور هم جمع شوند. بعد از فرا رسیدن شب و پخش شدن اعلامیه شبانه مونوکوما، هاجیمه به سمت کلبه قدیمی حرکت می کند. بعد از رسیدن به آن جا او با توگامی بیاکویا روبرو می شود و توگامی که به شدّت در مورد امنیّت جشن، محتاط است او را چک بدنی می کند تا وسیله خطرناکی نداشته باشد هاجیمه در این حین متوجّه دو صندوقچه کوچک آلومینیومی در کنار بایکویا می شود. او از بیاکویا در مورد آن ها سوال می پرسد و توگامی نیز در جواب می گوید که یکی از آن ها برای نگه داشتن وسایل خطرناکی است که پیدا کرده و دوّمین کیف دستی نیز برای مواقع حسّاس است. بعد از رفتن به سالن اصلی، بیاکویا متوجّه سیخ های کباب می شود و به هاجیمه می گوید که با او به آشپزخانه بیاید تا تمام وسایل خطرناک و تیز، اعم از چاقو ها چنگال ها و سیخ ها را جمع آوری کنند. در آشپزخانه، بیاکویا متوجّه نبود یکی از سیخ هایی که در لیست سفارشات بود می شود. تروترو نیز اعلام بی اطّلاعی کرده و می گوید همیشه در چنین جشن هایی گم شدن یکی یا دو تا از وسایل امری طبیعی است. درنهایت توجّه هاجیمه به گوشت روی استخوان عظیمی جلب می شود و از تروترو در مورد نجوه پیدا کردن گوشت به این گندگی در این جزیره از او می پرسد و او نیز جواب می دهد که او از نیدای خواسته تا گاو درون مزرعه را برای او بکشد تا به همچین گوشت نابی دست پیدا کند. بعد از این تروترو و هاجیمه و بیاکویا به سالن اصلی رفته و مهمانی را آغاز می کنند. همه از مهمانی لذّت می برند، از آکانه که مدام به خوردن ادامه می داد تا ماهیرو که در حال عکس گرفتن از بچّه ها بود. نکومارو نیدای نیز سعی می کرد از کلبه قدیمی به خاطر فشاری که به شکم اش آمده بود خارج شود. گاندام تاناکا گوشواره اش را گم کرده بود و چیاکی نانامی نیز بیرون کلبه مراقب بود تا مونوکوما نزدیک نشود. و تروترو که مدام از غذاهایش تعریف می کرد به آسپزخانه رفت تا غذاهای بیشتری آماده کند و بیارود. در همین حین که مهمانی به آرامی پیش می رفت و هاجیمه فکر میکرد دیگر اتّفاقی نمی افتد ناگهان برق می رود و خاموشی مطلق پدید می آید. همه شروع به وحشت می کنند و کازوییچی سعی می کند در آن تاریکی مطلق خود را به دقتر کلبه برساند تا قطعی برق را برطرف کند امّا قبل از این که بتواند حرکتی کند برق برگشته و نور همه جا را فرا گرفته. بلافاصله بعد از آمدن برق، همه متوجّه می شوند میکان سومیکی به طرز خجالت آوری بر روی زمین افتاده است. بعد از این که همگی به خود می آیند متوجّه می شوند شخصی بین جمع شان وجود ندارد و آن نیز کسی نیست جز خود بیاکویا توگامی. همه دانش آموزان سر تا و اطراف کلبه را به دنبال توگامی می گردند و اثری پیدا نمی کنند. بعد از برگشتن به سالن اصلی، آکانه از یکی از میزها، بوی خون استشمام می کند. هاجیمه به سمت میز رفته و بعد از بلند کردن روکش میز با صحنه وحشت برانگیزی روبرو می شود. جنازه بیاکویا روی زمین افتاده و زیر آن را خون کامل فرا گرفته است. هاجیمه که کاملاً در بهت از دست رفتن دوست اش به سر می برد و با جیغ و فریاد های ماهیرو از بهت در می آیدو متوجّه عمق فاجعه می شود. وقتی کلّ آرامش جمع به هم می ریزد و هاجیمه سعی می کند آن ها را آرام کند مونوکوما ظاهر شده و می گوید که به زودی یک کلاس محاکمه را برگزار خواهد کرد. او به همگی مونوکوما فایل 1 را که حاوی اطّلاعات پایه ای مقتول و وضعیّت اش است را به دانش آموزان می دهد و آن ها را ترک می کند و راهی برای آن ها جز تحقیق در مورد قتل دوست شان باز نمی گذارد. طیّ تحقیقات، هاجیمه به سراغ میزی که مقتول زیر آن قرار دارد رفته و روی آن نکته جالبی غیر از لامپ رومیزی سنگینی که آن را از بقیه میزها متمایز می کند پیدا نمی کند. بعد از آن او با اکراه شروع به تحقیق بر روی بدن بی جان بیاکویا می کند و لکّه های عظیم خونی را دور بدن بیاکویا می یابد امّا هیچ ردی از خون که به جایی رفته باشد را نمی یابد. او همچنین یک دوربین دید در شب در نزدیکی جنازه می یابد و زیر میز نیز یک چاقوی خونین و نوار چسبی چسبیده به زیر میز را هر دوی آن ها به مواد رنگی درخشنده و فسفرسانت آغشته شده اند، می یابد. بعد از بررسی زیر میز، هاجیمه شروع به آرام کردن میکان می کند و او را راضی می کند تا کالبد شکافی جنازه بیاکویا را انجام دهد تا به اطّلاعات مفید تری دست پیدا کند. هاجیمه همچنین ماهیرو را نیز که خود را مقصّر مرگ توگامی می دانست را نیز آرام کرد. ماهیرو بعد از آرام شدن به هاجیمه دو عکس از وضعیّت افراد حاضر در مهمانی در لحظه ی قبل از خاموشی مطلق می دهد. طبق اطّلاعات او، بیاکویا در دورترین نقطه از میزی که قتلش در زیر آن اتّفاق افتاده بود قرار داشت. بعد از این موضوع، هاجیمه به سراغ گاندام می رود که گوشواره اش را گم کرده است. بعد از بررسی کوچکی متوجّه می شوند گوشواره گاندام از لای شکاف ها کف زمین رد شده و به زیر کلبه افتاده است. گاندام بعد از فهمیدن این موضوع به دنبال راهی برای رسیدن به زیر کلبه می گردد. هاجیمه سپس در سالن متوجّه ست بودن تایمر ها کولرها بر روی ساعت 11:30 می شود که با زمان مرگ توگامی و خاموشی نیز مطابقت دارد. او در نهایت در سالن اصلی به بررسی صندوقچه مرموز بیاکویا می پردازد و در داخل آن با لوازم امنیّتی عجیبی روبرو می شود و از آمادگی بیش از حد توگامی شوکه می شود. او در سندوقچه نیز کیف مخصوصی پیدا می کند که گمان می رود برای وسیله ای خاص باشد. بعد از اتمام بررسی سالن اصلی، هاجیمه و کومائدا به راهروی کلبه رفته و در آن جا با ایبوکی میودا روبرو می شوند. هاجیمه از ایبوکی در مورد صداهایی که طی خاموشی شنیده اند می پرسد و او نیز با شوخ طبعی ولی جزییات کامل به او پاسخ می دهد. هاجیمه و کومائدا بعد از شنیدن اطّلاعات او، از او تشکّر می کنند و به سراغ نکومارو می روند و در مورد مشکل او نیز می پرسند و او نیز می گوید که دستشویی از قبل از مهمانی درش بسته بوده او نتوانسته تا بعد از پیدا شدن جنازه بیاکویا به آن جا دسترسی داشته باشد. در نهایت در راهرو، هاجیمه و کومائدا به در بزرگی بر میخورند که هدف اش جلوگیری از پخش آتش در کلبه است، بعد از بررسی راهرو هر دوی آن ها به انباری کلبه رفته و در آن جا با یک رو میزی خونین و سه اتوی خاموش که به تازگی روشن بوده اند روبرو می شوند. دانش آموزان سوار بر آسانسور در حال رفتن به سمت سالن کلاس محاکمه بعد از بررسی این مورد هاجیمه و کومائدا به بیرون از کلبه رفته تا اتاق بیاکویا را نیز بررسی کنند. امّا به محض بیرون آمدن از کلبه، آن ها متوجّه چیاکی و گاندام می شوند که در حال بررسی راهی برای ورود به فضای زیرین کلبه هستند. بعد از پرسش از آن ها چیاکی جواب می دهد که راهی از بیرون برای وراد شدن به زیر کلبه وجود نداشته و قاتل نمی توانسته از خارج کلبه به زیر آن برود. او همچنین به حضور فویوهیکو در نزدیکی ها کلبه در میانه مهمانی اشاره می کند و از صحبت اش با او به هاجیمه می گوید. بعد از صحبت به نانامی، هاجیمه و کومائدا به سمت اتاق بیاکویا رفته و بعد از باز کردن در آن با کمک مونوکوما در آن جا با نامه تهدید آمیزی با مضمون این که قتلی امشب رخ خواهد داد روبرو می شوند. بعد از بررسی این موضوع نیز مونوکوما در نمایشگرها ظاهر شده و اعلام می کند که فرصت آن ها برای تحقیق تمام شده و همگی آن ها، حال باید برای حضور در کلاس محاکمه آماده شوند و به "صخره مونوکوما" بیایند بعد از حاضر شدن همگی در روبروی صخره همگی با صخره بزرگی که طرح کلّه های مونوکوما در آن حک شده روبرو می شوند، بعد از مدّتی مونوکوما با خود به زور کوزوریو را می آورد و با فعّال کردن مکانیزمی از یکی از سرهای سنگی خود پلّه برقی ای را به پایین می آورد. بعد از بالا رفتن از پلّه ها و سوار آسانسور شدن، تمامی دانش آموزان به سمت سالن کلاس محاکمه حرکت می کنند. در آغاز کلاس محاکمه بعد از این که مونوکوما راهنمایی های مهم را می کند، همگی شروع به بحث در مورد این که چرا بدن بیاکویا زیر میز بوده می پردازند. با وجود لکّه های خون روی زمین و دوربین دید در شبی که ظاهراً مربوط به خود بیاکویا بوده دانش آموزان به این نتیجه می رسند که بیاکویا به زیر میز منتقل نشده بلکه در زیر میز به قتل رسیده است. سپس دانش آموزان به این موضوع که چرا برق ها رفت می پردازند و شک شان معطوف به پکو پکویاما می شود. چرا که او باید در دفتر کلبه بود و فیوز های برق و جعبه کنترل قدرت کلبه در آن اتاق قرار داشت. امّا هاجیمه متوجّه می شود که پکویاما اصلاً در دفتر نبوده و با اطّلاعاتی که از سحبت با نیدای در طی تحقیقات به دست آورده بود ثابت می کند که تمام طی مهمانی، کسی که دستشویی را اشغال کرده بود پکویاما بوده. به علاوه این که جعبه کنترل قدرت مجموعه در بالای دیوار و نزدیک به سقف قرار داشته و پکویاما هرگز نمی توانسته به آن برسد و برق را از آن جا قطع کند. بحث به این موضوع می کشد که در غیر این صورت چرا برق ها اصلاً رفته است. هر کسی نظر خود را می دهد تا این که ماهیرو به این موضوع اشاره می کند که شاید برق در اثر فشار زیاد مصرف رفته و فیوز پریده باشد. هاجیمه این نظر را متحتمل تر می داند و با توجّه به سه اتوی روشن در انباری کلبه او نیز فکر می کند که دلیل برق رفتن به علّت فشار انرژی باشد. بعد از این او و کومائدا به کمک هم معمّای برق رفتن را با اشاره به تایمر های کولر حل می کنند و متوجّه می شوند که قاتل از حداکثر توان برق مصرفی کلبه با خبر بوده و احتمالاً این موضوع را از مونوکوما پرسیده است و با تنظیم کردن تایمر کولر ها به عنوان آخرین منبع مصرفی برق توانسته زمان برق رفتن را به طور دقیق تنظیم کند. بعد از حل شدن این معمّا همه به این بحث می پردازند که قاتل چگونه به چاقوی زیر میز در آن تاریکی دست یافته که هاجیمه بلافاصله به رنگ درخنشده روی چسب نواری زیر میز اشاره می کند و می گوید که چاقو از قبل در زیر آن میز چسب زده شده و قرار بوده در طی تاریکی به وسیله رنگ درخشنده تشخیص داده شود و برداشته شود. مورد دیگری که مورد بحث قرار می گیرد، دلیل احتیاط بیش از حد بیاکویا طی مهمانی است که در این جا هاجیمه مجبور می شود نامه ای را که با کومائدا در اتاق بیاکویا پیدا کرده را به بقیه دانش آموزان نشان دهد. همگی شوکه شده و هاجیمه می گوید برای جلوگیری از ایجاد وحشت، بیاکویا نمی توانسته این نامه را به بقیه نشان دهد و مجبور شده و فقط خود او محتاط تر باشد. در همین نقطه کلاس محاکمه به بن بست می رسد و مدرک دیگری برای پیشروی به ذهن افراد نمی رسد و با مدارک جمع آوری شده نیز نمی توان کسی را متهّم کرد. در همین زمان رفتار کومائدا ناگیتو عجیب شده , و شروع به صحبت در این مورد که اگر نمی شود قاتل را پیدا کرد باید تسلیم شد و بهتر است به جای شک کردن به همدیگر، همه با هم بمیریم. هاجیمه از رفتار عجیب کومائدا بهت زده می ماند و فکر می کند مشکلی برای پسر خوش قلبی که تا به آن جای کار کمک دست او بوده، پیش آمده. امّا کومائدا ادامه می دهد و می گوید چرا باید همگی در این دنیای ظالمانه به هم شک کنند و هم دیگر را متهّم کرد و موفّق می شود احساسات دیگر دانش آموزان را برانگیزد و به سمت خود بکشاند که ناگهان چیاکی نانامی جلوی او را گرفته و روبروی او می ایستد و می گوید که هنوز محاکمه تمام نشده و راز مهمّی وجود دارد که از طریق آن می توان به هویّت قاتل نزدیک شد و به این موضوع اشاره می کند که در ابتدا اصلاً قاتل چگونه توانسته به میز مشخّصی که چاقو زیر آن قرار داشته نزدیک شود؟ هاجیمه بلافالصه راز موجود را با عکس هایی که از ماهیرو گرفته و دیاگرامی که از آن رسم شده حل می کند و می فهمد نزدیک ترین شخص به میز مورد نظر، کسی جز ناگیتو نبوده. شک همه ناگهان به ناگیتو بر می گردد و همه او را تحت فشار قرار می دهند. تحت فشار روانی حرف های دیگر دانش آموزان و اتّهاماتی که به او زده می شود ناگیتو ناگهان تغییر رفتار داده و به طرز دیوانه واری شروع به خندیدن می کند و می گوید که از این که نماد های امید (اشاره به بقیه دانش آموزان) در مقابل ناامیدی موجود در این جزیره تسلیم نمی شوند به وجد آمده و به تمام کارهایی که کرده اعمّ از پشت پرده بودن قطعی برق، گذاشتن چاقو زیر میز و... اعتراف می کند. در همان نقطه هاجیمه متوجّه می شود که اصلاً در ابتدا قبل از مهمانی، این موضوع که کومائدا برای تمیز کردن کلبه انتخاب شد اصلاً از روی بد شانسی وی نبوده بلکه ناگیتو با اعتماد به شانس خودش به عنوان خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی توانسته این موقعیّت را برای فراهم کردن شرایط قتل به دست بیاورد. جنون کومائدا تمام کلاس محاکمه را در بر می گیرد و همگی تصمیم می گیرند به کومائدا رای دهند تا او اعدام شود که ناگهان سومیکی به میان آمده و می گوید که شاید کومائدا اصلاً قاتل نباشد. او می گوید که طبق کالبد شکافی ای که انجام داده، قاتل با وسیله ای تیز به قطر پنج میلیمتر به قتل رسیده که با چاقویی که کومائدا مخفی کرده هماهنگی ندارد. با این حرف بحث دیگری راه می افتد و طی آن نانامی از کومائدا می خواهد که آخرین چیزی را که مخفی کرده است را بگوید. او نیز اعتراف کرده و می گوید که در قتل بیاکویا به خاطر دوربین های دید در شبی که داشته ناموفّق بوده و نتوانسته طی اموشی او را بکشد و دیگر نمی داند چه کسی او را به قتل رسانده است. در همین جا دوباره کلاس محاکمه به بن بست می رسد و همگی در نقطه غیر قابل برگشتی متوقّف می شوند. با معلوم شدن این که چاقوی ناگیتو سلاح قاتل نیست و سلاح نازک تر از این حدود بوده، نانامی این موضوع را که قاتل و مقتول در دو جای متفاوت بوده باشند را پیش می کشد. هاجیمه منظور او را فهمیده و این احتمال که قاتل از زیر کلبه مقتول را به قتل رسانده باشد را پیش می کشد. در ابتدا همه بعد از شنیدن این موضوع به بحث در مورد این که چه کسی می تواند زیر کلبه برود می پردازند و شکّ همه به سوی فویوهیکو که در مهمانی نبود متمرکز می شود. فویوهیکو از خود نمی تواند دفاعیه ای ارائه دهد تا این که نانامی از او دفاع کرده و می گوید که او را طی طی نگهبانی از کلبه بیرون محوّطه دیده و او نمی توانسته زیر کلبه وارد شود. علاوه بر این از بیرون کلبه نیز کسی نمی تواند به زیر آن وارد شود. هاجیمه مبنای قتل را بر وارد شدن قاتل از درون کلبه به زیر آن قرار می دهد و برای اثبات نظریه اش از تاناکا می خواهد که نحوه پیدا کردن گوشواره اش را که زیر کلبه افتاده بود توضیح دهد. او نیز سپس می گوید که از طریق درب زیر جعبه های درون انباری توانسته به زیر کلبه وارد شود. بعد از چندین نوبت بحث، دانش آموزان به این نتیجه می رسند که اجاق گاز قابل حمل درون آشپزخانه تنها منبع نوری بوده که می توانسته برای رسیدن قاتل به اتاق انباری استفاده شود و سیخ گمشده ای که در لیست آشپزخانه بوده نیز تنها سلاحی قاتل می توانسته باشد. ولی ناگیتو با هاجیمه مخالفت کرده و می گوید که طی تاریکی، قاتل و کازوییچی هر دو در راهرو بوده اند پس چگونه، کازوییچی منبع نور قاتل را ندیده است. هاجیمه نیز در جواب به در نسوز کلبه اشاره می کند و می گوید با بستن آن در نور از آن عبور نکرده و هر فردی که پشت درب نسوز باشد می تواند با منبع نور بدون انیکه کسی آن طرق درب متوجّه او شود به راهش ادامه دهد. با تمامی این تفاسیر همگی به این نتیجه می رسند که قاتل کسی جز تروترو هانامورا نیست و بعد از دفاعیه ضعیفی که او پیرامون این که نمی توانسته سلاح قتل را جایی پنهان کند. او با جواب محکم هیناتا پیرامون این که او سیخ گمشده را میان غذاها و گوشت روی استخوان به آن گندگی مخفی کرده بود آخرین پرده راز این قتل را بر می دارد و هانامورا بعد از گفتن گذشته اش و این که چگونه او توسّط کومائدا تحریک شده بوده تا قتلی را صورت بدهد و در ابتدا اصلاً هدف اش کشتن کومائدا بوده، مونوکوما او را به بدترین وجه ممکن اعدام می کند. چپتر دوّم دانگانرونپا 2: دریا و مجازات، نارگیل و گناهان بعد از بیدار شدن، هاجیمه دوباره تمام وقایع چند روز پیش که شامل به قتل رسیدن بیاکویا و اعدام وحشیانه تروترو بود را به یاد می آورد. با احساس بدی که داشت او به سمت رستوران هتل حرکت می کند. در آن جا همگی متوجّه می شوند هیوکو سایونجی به خاطر این که توانایی پوشیدن کیمونویش را ندارد، از اوّل ورودشان به اردو حمّام نکرده است. در کنار این موضوع، ناگیتو که در محاکمه قبلی شخصیّت پیچیده و به هم ریخته اش به همه ثابت شده بود، غیبش زده بود و تا آخر زمان صبحانه به رستوران نیامد و باعث شک و تردید هاجیمه و چیاکی شد. بعد از مدّتی سر وکلّه مونوکوما نیز در رستوران پیدا شده و از دانش آموزان در مورد یکی از مونوبیست ها که غیب شده است می پرسد. دانش آموزان اظهار بی اطّلاعی می کنند و او می رود. بعد از او بلافاصله مونومی ظاهر شده و تایید می کند که او مونوبیست مذکور را شکست داده و حالا دانش آموزان می توانند به جزیره دوّم رفته و در آن جا به گشت و گذار بپردازند. طی گشت و گذار در جزیره دوّم، دانش آموزان متوجّه وجود کتابخانه ای در آن جا می شوند بعلاوه یک داروخانه و یک رستوران در نزدیکی یک خانه ساحلی. و کناز همگی این موارد یک خرابه عظیم که از دور بسیار شبیه به ساختمان آکادمی امید به نظر می رسید. دانش آموزان، خرابه عظیم را بررسی می کنند و متوجّه می شوند که درب ورودی به قدرت مهر و موم شده و راه عبوری ندارند. آن ها بر روی درب عبارت ژاپنی "آینده" را نیز می بینند. مونوکوما بعد از این ظاهر می شود و به آن ها در مورد پایان دهندگان دنیا می گوید. سازمانی که هدف اش پایان دادن به این دنیا است. او بعد از اشاره به این سازمان می گوید که خود و مونومی نیز نمی توانند وارد خرابه شوند. هاجیمه بعد از گشت و گذار طولانی ای که در جزیره دوّم تجربه می کند خسته شده و به کابین خود باز می گردد. هاجیمه در مقابل درب عظیم خرابه که بر روی آن با زبان ژاپنی عبارت "آینده" نوشته شده است روز بعد هاجیمه موفّق به فهمیدن راز پشت غیبت های ناگیتو شد. او توسّط نکومارو و کازوییچی در همان اتاقی که بیاکویا به قتل رسیده بود بسته شده بود. در جواب توضیح، کازوییچی بیان می کند که بهتر است "آن خیانت کار" دست و پایش بسته بماند تا نتواند برای کس دیگری مزاحمت ایجاد کند. همان شب، مونوکوما طی اعلامیه ای تمام دانش آموزان را در پارک جابرواک جمع می کند. مونوکوما در آن جا دوّمین انگیزه قتل اش برای بازی مریض گونه اش را نمایان می کند، یک بازی آرکید بر اساس یکی از مجموعه های ویدیو گیم فراموش شده، بازی ای به نام توییلایت سندروم: پرونده قتل. مونوکوما به دانش آموزان می گوید که برای تمام کردن این بازی به طور کامل باید راز اصلی بازی را پیدا کنید و در آن صورت به پایان شوکه کننده بازی خواهید رسید. او همچنین قبل از رفتن خود به دانش آموزان می گوید که بهتر است هر کس به عنوان نفر اوّل سریعتر بازی را تمام کند و گرنه به ضرر خود او تمام می شود و شخص دیگری از راز انتهای بازی برای جلو بردن قتل خود استفاده می کند. تمام گروه بعد از رفتن مونوکوما به هم قول می دهند که هیچ کس این بازی مرموز را انجام ندهد. امّا هنگامی که قولی این چنینی داده شود، نگه داشتن اش بسیار سخت می شود. بعد از چند روز هاجیمه به طور تصادفی با کوزوریو روبرو می شود و در دست او، نامه ای را می بیند. در عوض پرس و جوی هاجیمه، کوزوریو به او می گوید که گم شود و او را تنها بگذارد و او به رستوران برای پیوستن به جمع راه می افتد. بعد از رسیدن به رستوران، ماهیرو از هاجیمه می خواهد تا اندکی غذا برای ناگیتو که در تالار غذاخوری حبس شده است ببرد. هاجیمه به تالار رفته و با دیدن ناگیتو از وضعیّتی که او را در آن بسته بودند تعجب می کند ولی بیشتر از آن از رفتار غیر منطقی و غیر قابل توصیف ناگیتو تعجّب می کند. آن جا ناگیتو به هاجیمه می گوید که از انگیزه جدیدی که مونوکوما به دانش آموزان داده مطّلع است و تعجّب می کند که چرا نماینده های امید(دانش اموزان) از این فرصت برای تمام کردن آن بازی استفاده نمی کنند. هاجیمه تحریک شده و تمام دل و جرئت خود را جمع می کند تا بازی را انجام دهد و متوجّه شود در آینده با چه چیزی قرار است روبرو شود. هر چند بعد از رسیدن به پایان بازی، هاجیمه از شدّت گیج کنندگی داستان آن، بیخیال آن شده و دوباره به کابین و تخت خواب خود باز می گردد. هاجیمه هیناتا در مقابله با کومائدا ناگیتوی بسته شده صبح روز بعد هاجیمه با کازوییچی در سوپرمارکت جزیره دیدار می کند. او در آن جا به هاجیمه توضیح می دهد که همگی دختران در حال ترتیب دادن قراری برای شنا در ساحل جزیره دوّم هستند و او می خواهد به طرز ساختگی ای کاملاً اتّفاقی به آن ها ملحق شود و با هاجیمه قرار می گذارد تا در ساعت 3 ظهر هم دیگر را در غذاخوری نزدیک ساحل ببینند و در آن جا منتظر بقیه دخترها بمانند. بعد از رسیدن به آن جا صبر کردن، آن ها با فویوهیکو روبرو می شوند و او نیز سعی می کند از آن ها دوری بجوید. بعد از او، آن ها میکان و ایبوکی را می بینند که وارد رستوران شده و منتظر می مانند تا دیگران برسند و به ساحل بروند. در همین حین ناگهان گروه جمع شده در رستوران، نظرشان به هیوکو سایونجی که در دویدن در جهت مخالف جهت ساحل است جلب می شود و در حین دویدن متوجّه گریه کردن او نیز می شوند. بعد از این رویداد، چیاکی، آکانه، پکویاما و سونیا نورمایند به نوبت وارد رستوران شده. آکانه با بسیاری خون و رخم بر روی سرش وارد رستوران می شود و بیان می کند که این زخم ها در اثر تمرین با نکومارو به وجود آمده. میکان بلافاصله وارد عمل شده و او را به دستشویی رستوران می برد تا زخم هایش را مداوا کند. بعد از خارج شدن کازوییچی برای رفتن به خانه ساحلی، هاجیمه که خود را در محاصره عجیبی توسّط زنان می بیند، فرار را بر قرار ترجیح می دهد و به دنبال کازوییچی به سمت خانه ساحلی راه می افتد. که در بین راه ناگهان صدای جیغ کازوییچی را می شنود و بلافاصله بعد از آن اعلامیه پیدا شدن جسد از طریق نمایشگر ها به صدا در می آید. هاجیمه دوان دوان به سمت خانه ساحلی می رود به امید این که چیزی که فکر می کند اشتباه باشد اّما با باز کردن در، تمامی امید های هاجیمه باری دیگر به یاس تبدیل می شود. کازوییچی از ترس دور خود چمبره زده و بدن بی جان ماهیرو کویزومی، ابر عکّاس دبیرستانی بر روی زمین غرق در خون افتاده است. هاجیمه طی بررسی محلّ حادثه با پنجره میله داری در نزدیکی سقف سرویس بهداشتی روبرو می شود. آکانه از وی کمک می گیرد و خود را به پنجره می رساند و متوجّه می شود که میله های پنجره شل بوده و قابل جدا سازی اند و در صورت همکاری دو نفر امکان فرار کردن از این راه وجود داشته است. بعد از بررسی دقیق محلّ حادثه، چیاکی و هاجیمه برای حل راز های پرونده باری دیگر به سراغ توییلایت سندروم: پرونده قتل می روند و در آن جا با ناگیتو روبرو می شوند که ظاهراً به کمک مونومی از بند خود آزاد شده است. هاجیمه و چیاکی بعد از صحبت با ناگیتو به سراغ بازی می روند و این بار هاجیمه با راهنمایی چیاکی به پایان نهایی و وقایعی که در روز اوّل و سوّم بازی اتّفاق افتاده بود می رسد. بعد از انجام بازی، ناگیتو به آن دو کمک می کند تا افرادی که اسم شان در تیتراژ بازی آورده شده بود را در فرودگاه جمع کنند تا بتوانند از آن ها نیز اطّلاعات بگیرند. میکان، ایبوکی و سایونجی حاضر می شوند ولی سایونجی همکاری نکرده و در نهایت فرار می کند. بعد از پرس و جو، مونوکوما به هاجیمه و چیاکی اجازه می دهد تا به اتاق ماهیرو وارد شوند. در آن جا هر دوی آن ها با پاکتی روبرو می شوند که درون آن ها سه عکس مرتبط با بازی وجود دارد و نامه ای که ماهیرو را ترغیب به انجام بازی می کند. هاجیمه و چیاکی از محتویات نامه می فهمند که ماهیرو اوّلین کسی نبوده که بازی را تمام کرده و شخص دیگری این کار را کرده و ماهیرو را ترغیب کرده تا این بازی را انجام دهد. بعد از این موضوع ناگیتو باری دیگر ظاهر شده و به هاجیمه می گوید تا به خانه ساحلی بیایید. بعد از رفتن به آن جا، میکان اظهار می کند که طی کالبد شکافی اش متوجّه شده که ماهیرو از ضربه به پشت سر در جا جان داده و درد زیادی نکشیده، به علاوه او نامه ای از هیوکو نیز در جیب ماهیرو پیدا کرده و آن را به هاجیمه می دهد. سونیا نیز بیان می کند ماسکی که در کنار جسد مقتول افتاده متعلّق به یک قاتل زنجیره ای معروف است که جمله نمادین بسیار معروفی دارد، او ترجمه این جمله را می گوید و در نهایت بیان می کند که مترجّم جمله او نیز از خشم این قاتل در امان نمانده و توسّط او به قتل رسیده. در نهایت خود ناگیتو نیز به سراغ هاجیمه آمده و می گوید که رد ّو پاهای روی ساحل را بررسی کرده و متوجّه شده که آن ها متعلّق به سایونجی هستند. بعد از گفتن این موضوع فرصت بررسی و تحقیقات به پایان می رسد و همگی راهی دوّمین کلاس محاکمه می شوند. چپتر سوّم دانگانرونپا 2: گیر افتاده توسّط عطر اقیانوس صبح روز بعد از دوّمین محاکمه، هاجیمه دهان اش از شدّت ترسناک و بدترکیب بودن یادبودی که هیوکو برای ماهیرو ساحته باز می ماند امّا در نهایت با روی مهربان در مقابل هیوکو ظاهر شده و مانند بقیه از آن تعریف می کند. بعد از وارد شدن به جزیره سوّم، هاجیمه با جو و اتمسفر جدیدی روبرو می شود. برای پیدا کردن راز های جدید پشت این جزیره که روزگاری پر از زندگی و مردم بوده است، در نهایت سر از سالن سینمای مونوکوما در می آورد. در آن جا او طی سر و کلّه زدن عجیبی با مونوکوما به قیمت گزامی یک برچسب مسخره ای با طرح خود مونوکوما از او خریده و بعد از آن به زور پای تماشای فیلمی مسخره از خود مونوکوما می نشیند. در نهایت نیز بعد از بیرون آمدن از سالن، مونوکوما شروع به دست انداختن هاجیمه می کند و به او کمی امید بی پایه اساس می دهد، تنها کمی. در بازارچه لوازم الکترونیک، هاجیمه بر روی یکی از کامپیوتر ها، فایلی از اوسامی می یابد که در آن از بزرگترین، وحشتنتاک ترین و تراژدیک ترین واقعه تاریخ بشریّت صحبت به میان آمده، امّا هاجیمه هیچی از آن نفهمیده و سعی می کند به دنبال حقیقت بگردد که مونوکوما ظاهر شده و به جای کمک کردن برای پیدا کردن حقیقت امر تنها او را بیشتر اذیّت می کند و دست می اندازد. امّا در بیمارستان، هاجیمه با دیدن فویوهیکو، در کنار بقیه دانش آموزان شوکه می شود. آن ها که فکر می کردند فویوهیکو نتواند از واقعه دوّمین محاکمه زنده بیرون بیاید، اکثراً برای او خوشحال بودند و در واقعیّت در کنار همه کارهایی که فویوهیکو انجام داده بود، آن ها هنوز او را دوست خود می پنداشتند. میکان بعداً تصمیم می گیرد که وظیفه مراقبت از فویوهیکو را برای بقیه روز بر عهده بگیرد. در کمال تعجّب، صبح روز بعد که فویوهیکو، درمان اش را تمام کرده بود و به رستوران هتل آمده بود، در اثر شرم از کارهایی که کرده با چاقو شکم خود را زخمی می کند تا تقاص گناهانش را بدهد. هاجیمه نیز که از این موضوع به شدّت شوکه شده بود در عوض بیشتر به خاطر تغییراتی که در رفتار فویوهیکو در اثر درمانش به وجود آمده بود خوشحال بود. در همین حین ایبوکی نیز که استیجی را در جزیره سوّم پیدا کرده بود، تدارک اجرای زنده ای را برای دانش آموزان ترتیب می بیند. در ابتدای شروع خواندن او، هاجیمه چشم امید اش را به آهنگی که از زبان ابر آهنگساز دبیرستانی بیرون می آمد می دوزد. امّا بعد از چند دقیقه، از شدّت سردرد آور بودن آهنگ ایبوکی، نظر خود را پس می گیرد. بعد از اتمام اجرای استیج تمامی دانش آموزان در ساحل جزیره اوّل با صحنه وحشتناک روبرو می شوند، آکانه در حال نبرد با مونوکوما است و به سختی نیز شکست خورده. مونوکوما سعی می کند با ضربه نهایی اش کار او را تمام کند که نیدای جلو پریده و جلوی ضربه را می گیرد و در نتیجه خود او به شدّت زخمی می شود. هاجیمه به شدّت شوکه شده و از مونوکوما می خواهد به زخم های وی رسیدگی کند. مونوکوما ابتدا قبول نمی کند امّا با اصرار بچّه ها و کمی فکر از جانب خودش بعد از مدّتی با اکراه وظیفه درمان نکوماروی به شدّت زخمی شده را نیز بر عهده می گیرد. روز بعد که سه نفر ناگیتو، ایبوکی و آکانه مبتلا به بیماری ناامیدی، سوّمین انگیزه قتل مونوکوما، می شوند، هیوکو، هاجیمه را مجبور می کند تا در بیمارستان مراقب آن ها باشد. به همراه او میکان و فویوهیکو نیز در بیمارستان می ایستند و از سه بیمار بخت برگشته مراقبت می کنند. امّا در همان شب اوّل مراقبت، وقتی هاجیمه سعی می کند بر روی تخت های بیمارستان در اثر خستگی استراحت کند، بعد از بیداری میکان را در حالی می یابد که بالای سر او خوابیده و سر او را لای پاهای خود سفت بغل کرده. فویوهیکو بعد از مدّتی وارد بیمارستان شده و این صحنه را می بیند و حسابی هاجیمه را بابت این موضوع سرزنش و اذیّت می کند. هاجیمه نیز عسبانی و خجالت زده می شود و نمی تواند میکان را نیز سرزنش کند. رویای عجیب هاجیمه از روزهای دور زندگی اش شب بعد، وقتی هاجیمه به اتاق اش بر می گردد تا بخوابد، کابوسی وحشتناک در مورد خودش در یک کلاس غریب می بیند و حرف هایی را می شنود که هرگز دلش نمی خواسته بشنود. وقتی او سعی می کند تا دوباره بیدار شود، باری دیگر میکان را در همان وضعیّت خجالت برانگیز دیشب بنی خودش و او می یابد. این بار هاجیمه به شدّت میکان را سرزنش میکند و او نیز به شدّت از هاجیمه معذرت می خواهد و بعد از این بیان می کند که نمی داند چرا به آن جا آمده. بعدها او به یاد می آورد دلیلی که او به آن جا آمده بود این بود که به هاجیمه بگوید که ناگیتو بیماری اش خوب شده و نیازی به درمان بیش از این ندارد. وقتی هاجیمه به همراه میکان به ملاقات ناگیتو می روند، ناگیتو به هاجیمه به زور دستور می دهد که دیگر برای ملاقات او نیاید چرا که هنو زاحتمال ابتلای او به بیماری دروغگویی زیاد است. او که هنوز اوضاع هاجیمه را وخیم می دید او را رها می کند و به میکان می گوید که به اتاق طبقه بالای بیمارستان رفته و در آن جا استراحت کند. بعد از این او در لابی بیمارستان با پیام ویدیویی ای روبرو می شود که طی آن شخصی قصد حلق آویز کردن خود را دارد. او بلافلاصله صحنه وقوع جرم، استیج موزیک تیتی تایفون، را می شناسد و دوان دوان به طرف آن جا حرکت می کند ولی با باز کردن در آن جا با صحنه شوک آوری روبرو می شود، ایبوکی میودا، ابر آهنگساز دبیرسانی از گردن حلق آویز شده و هیچ جانی در بدن اش نمانده است. امّا این پایان ماجرا نبود، وقی هایجمه برای خبر کردن بقیه دانش آموزان به متل می رود و به همراه سه نفر دیگر به استیج بازمیگردند در آن جا این بار در کنار جسد حلق آویز شده ایبوکی، بدن بی جان هیوکو سایونجی را نیز در حالی که به ستون بسته شده است را می بیند و این گونه حجم دردبار و مرگبار بودن این پرونده برای هاجیمه دو چندان می شود. بعد از انجام تحقیقات که برای هاجیمه منجر به دیدن فیلم جادوگر مونومی می شود، پرده های قتل دانه دانه برداشته می شوند و در نهایت در کلاس محاکمه سوّم موفّق می شوند میکان سومیکی را به عنوان متهّم شناسایی و به مجازات اش برسانند. بعد از پایان مجاکمه سوّم، مونوکوما اعلام می کند که نیدای نکومارو برگشته و همه می توانند به او سلام کنند. آن ها به ساحل می روند تا احوال او را جویا شوند ولی همان گونه که هاجیمه انتظار داشت، هیچ چیزی طبق معمول برای نکومارو پیش نرفته چپتر چهارم دانگانرونپا 2: آیا روبات ها رویای ماشین ساعتی می بینند؟ دانش آموزان باقی مانده سوار بر ترن هوایی حین ملاقات صبح در رستوران، ناگیتو از قصد و برای امتحان، باری دیگر به خاطر این که کسی و حتّی خودش از استعداد هاجیمه بی خبر بودند، او را متهّم می کند که خائن میان جمع باشد. بعد از واکنش همه به این موضوع، مونومی برای بار دیگر ظاهر شده و به دانش آموزان می گوید که مسیر عبور برای رفتن به جزیره چهارم باز شده است. آن ها با اکراه وارد جزیره چهارم شده و برای گرفتن جایزه ای که مونوکوما وعده اش را می دهد سوار ترن هوایی می شوند. بعد از انجام فعّالیت مربوطه، آن ها فایلی مربوط به بنیاد آینده از مونوکوما، تحویل می گیرند که اطّلاعات به نسبت مفیدی در آن می یابند امّا چیزی که به آن ها کمک کند با آن بتوانند از جزیره فرار کنند نمی یابند. هاجیمه بعد از سوار ترن هوایی شدن سعی می کند وارد خانه مونومی شود که با مخالفت اکید خودش روبرو می شود و مونومی اجازه ورود را به او نمی دهد. در ادامه دانش آموزان سوار قطار وحشتی می شوند تا جایزه دیگری از مونوکوما دریافت کنند امّا این بار وحشت قطار واقعی جلوه کرده و با پخش شدن گاز خواب آوری در تونل وحشت، همگی به خوابی عمیق فرو رفته و بعد از بیدار شدن خود را در محوطّه ای بسته می یابند. این موضوع باعث می شود که شکّ بقیه نسبت به خائن بودن هاجیمه از آن جا که او بقیه را قانع کرده بود تا آن ها وارد تونل وحشت شوند را بیشتر و بیشتر می کند. هنگام گشت و گذار در برج انگور و توت فرنگی، هاجیمه توسّط کازوییچی طرد می شود و مجبور می شود ساختمان ها را با نکومارو جست و جو کند تا شاید راه فراری پیدا کنند. ورزش صبحگاهی دانش آموزان در عین گرسنگی در طی گشت و گذار، هاجیمه و نکومارو متوجّه می شوند که برای باز کردن درب بین ساختمان توت فرنگی و ساختمان انگور، تنها با زدن دکمه مورد نظر می توانند از پس این کار بی بیایند و درب در غیر این صورت و خوبی مهر و موم شده و از جایش تکان نمی خورد. شب آن روز طبق قرعه کشی ای که صورت می گیرد، هاجیمه مجبور می شود در داغون ترین اتاق ساختمان در ساختمان انگور که دخترها در آن اقامت داشتند بخوابد. صبح روز بعد مونوکوما با برنامه صبحگاهی تای چی خود کاری می کند تا دانش اموزان از شدّت گرسنگی به فکر کشتن بیفتند. با این حال هاجیمه مقاومت کرده و می گوید که ترجیح می دهد از گرسنگی بمیرد ا کسی را بکشد. کازوییچی امّا داد اش در آمده و بیان می کند که هاجیمه این را به این علّت می گوید که خود او خائن است، هاجیمه کنترل خود را از دست می دهد و سعی می کند به کازوییچی حمله ور شود، امّا چیاکی به زور جلوی او را گرفته و دعوا را متوقّف می کند. بعد از این موضوع هاجیمه دویده و سعی می کند وارد اتاق نهایی مرگ شود. امّا این بار نیز چیاکی جلوی او را گرفته و به او بار دیگر نصیحت میکند که از بردن در این بازی چیزی عاید اش نمی شود. و به او توصیه می کند که استراحت کند. هاجیمه در اتاقش استراحت می کند امّا در نزدیکی های صبح با صدای مهیبی از خواب بلند می شود امّا از شدّت خستگی دوباره می خوابد، تا این که این بار توسّط اعلامیه برنامه صبحگاهی وارد سالن بین دو ساختمان می شود. ولی در آن جا به جای برنامه صبحگاهی با منظره منزجز کننده ای روبرو می شوند، بدن تکّه تکّه شده ی نیدای نکومارو میان اتاق افتاده و حال کلاس محاکمه ای جدید در شرف اتّفاق افتادن است. در این نقطه، هاجیمه و دختر ها هیچ دسترسی ای به ساختمان توت فرنگی پیدا نمی کنند و ایضاً افراد ساختمان انگور نیز به همین مشکل مبتلا هستند. با وجود عدم دسترسی پسر ها به آسانسور و همچنین نداشتن دسترسی برای دیدن صحنه جرم، کازوییچی دست به کار می شود تا آسانسور را تعمیر کند. در همین حین، ناگیتو به عنوان راوی افراد ساختمان توت فرنگی وارد عمل می شود. چیاکی به هاجیمه می گوید که با تلفن ارتباطی دو ساختمان با فویوهیکو تماس گرفته و جزییات اوضاع را با او در میان بگذارد. در همین حین، ناگیتو به اتاق مرگ نهایی می رود و موفّق می شود راز "ابر اسلحه" را بدست آورد. بعد از اتمام بازی تهدید آمیز، ناگیتو از طریق دریچه مخفی ای به اتاق آرشیو مونوکوما وارد شده و از آن جا وارد ساختمان انگور می شود و هاجیمه و چیاکی را به شدّت غافلگیر می کند. او در ادامه آن ها را با گفتن این که او رولت روسی را با پنج تیر انجام داده، بیشتر شوکه می کند. بعد از این در این نقطه است که ناگیتو به هاجیمه می گوید که او تنها دانش آموز دوره ذخیره است که در این جمع دانش آموزان وجود دارد و این موضوع، ناگیتو را بسیار ناراحت می کند و بلافاصله بعد از آن او هاجیمه را سرزنش می کند چرا که او ابداً توانایی تبدیل شدن به یکی از نماد های امید را نداشته است و این گونه هاجیمه در بهت و سکوت باقی می ماند. چپتر پنجم دانگانرونپا 2: خنده به امید به نام ناامیدی صبح روز بعد فویوهیکو کنجکاو می شود تا بداند منظور ناگیتو از حرف اش در محاکمه، که می گفت هاجیمه بخشی از دوره ذخیره است چه معنی ای داشته است. وقتی هاجیمه در نهایت با اکراه می گوید که هیچ استعدادی ندارد در کمال تعجّب هیچ کس آزرده نشده، و سونیا توضیح می دهد چیزی که در حال حاضر اهمیّت دارد دوستی بین آن ها است. با این حال هاجیمه هنوز آزرده خاطر مانده و در افکارش به خود لعنت می فرستد. بعد از مدّتی مونومی سر رسیده و راه ریسدن به آخرین جزیره از جزایر پنج گانه جابرواک را به آن ها نشان می دهد. طی گشت و گذار در جزیره جدید، کازوییچی ایمیلی را می یابد که در آن از نابودی کامل دنیا صحبت به میان آمده و کازوییچی نیز سعی می کند آن را باور نکند، وبه هاجیمه می گوید که این چیزی جز داستان های ساختگی مانگاهای سنّی نوجوانان نمی تواند باشد. هاجیمه در ادامه با فهمیدن این موضوع که ناگیتو از نقشه بقیه دانش آموزان در مورد گرفتن او خبر داشته اند بسیار مضطرب شده که در اثر همین موضوع، ناگیتو وارد عمل شده و با منفجر کردن بمبی، از هتل خارج می شود و همه را در بهت رها می کند. طی تلاش ناگیتو برای منفجر کردن کلّ جزیره تا این که خائن جمع خود را معرّفی کند. هاجیمه با نقشه وی روبرو شده و در مقابل ترسش از روبرویی با بمب ها می ایستد و به دنبال سرنخ آن ها می گردد. امّا گروه دانش آموزان باقیمانده به جای بمب ها با بدن بی جان و به شدّت شکنجه شده ی ناگیتو روبرو می شوند. هاجیمه و چیاکی در حال بررسی دفترچه ای که ناگیتو بعد از بازی مرگبار بدست آورده بود هاجیمه ابتدا از قبول کردن این موضوع که کسی می توانسته ناگیتو را به این وجه دردناک بکشد، امتناع کرده امّا پس از مدّتی او که معتقد بوده است هر چیزی در این جزیره نفرین شده ممکن است، مرگ ناگیتو را قبول می کند و شروع به بررسی و تحقیق صحنه ی جرم می کند. هاجیمه شروع به شک کردن به این موضوع می کند که شاید انگیزه ناگیتو برای حرکت هایش تنها بیرون کشیدن هویّت خائن نبوده ولی او نمی تواند دقیق بفهمد که انگیزه اصلی ناگیتو چه بوده. در حقیقت هدف ناگیتو از بین بردن ابر ناامیدی میان دانش آموزان بوده که از قضا خود هاجیمه همان فرد است. چیاکی و هاجیمه در ادامه اتاق ناگیتو را بررسی می کنند و در آن جا و در آن جا بطری سمّی مهلک به همراه یک ماسک محافظت از گازهای شیمیایی را پیدا می کنند. آن ها همچنین دفترچه خاطرات نقّاشی شده ای را که متعلّق به مونومی است را در آن اتاق پیدا می کنند و محتویات اش را چک می کنند. آن ها در نهایت به دفترچه اطّلاعات آکادمی در اتاق ناگیتو دست پیدا می کنند ولی در آن هیچ اطّلاعات مثبتی نمی یابند چرا که ناگیتو قبل از این همه اطّلاعات مهم را از آن حذف کرده و صفحات آن را پاره کرده است. چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان، بدرود آکادمی ناامیدی بعد از دیدن مرگ دوستانش، یکی پس از دیگری. هاجیمه با خود قرار می گذارد تا از این بازی زنده بیرون بیاید. این میل به زندگی که ابتدا در هاجیمه نبود با دیدن ویدیویی که ناگیتو قبل از مرگ اش ضبط کرده بود و اهدافش را در آن گفته بود، بیشتر نیز می شود. آن ها برای رویارویی با مونوکوما و فرد پشت پرده آن وارد خرابه های عظیم جزیره دوّم می شوند و در آن جا طی تحقیقاتی، هاجیمه متوجّه راز های زیادی می شود و در نقطه ای تماسی از ماکوتو نائگی و آلتر اگو دریافت می کند و طی آن از برخی اتّفاقاتی که بیرون افتاده با خبر می شود. او همچنین طی تحقیقات متوجّه می شود که دو نفر میان جمعی که در جزیره در حال تعامل بودند نقش بیننده را برای برنامه ای که در حال اجرا بود بازی می کردند که یکی از آن دو نفر مونومی و دیگری چیاکی نانامی بود. بعد از انجام تحقیقات، آخرین کلاس محاکمه یا در حقیقت کلاس فارغ التّحصیلی آغاز می شود و بعد از مدّتی با حضور ناگهانی ماکوتو همه چیز تغییر می کند و در تغییر اتّفاقات بزرگی مشخّص می شود که فرد پشت پرده مونوکوما در دوّمین بازی مرگ کسی نیست جز هوش مصنوعی جونکو انوشیما که خود در بازی مرگ اوّل کشته شده بود. دیدار نهایی و تعیین کننده با مطّلع شدن از حقایق دردناکی که هوش مصنوعی انوشیما جونکو برای آن ها بیان می کند و در صدر آن ها قضیه بازماندگان ناامیدی و مخصوصاً هویّت هاجیمه به عنوان ایزورو کاماکورا. گروه دانش اموزان در پرده نهایی داستان دچار یاسی عظیم می شوند تا این که هاجیمه در ملاقاتی با هوش مصنوعی چیاکی متوجّه می شود که باید به چه چیزی اعتماد داشته باشد و در همین حین او متوجّه تقلّبی بودن ماکوتویی که در آن جا حضور داشت می شود و منتظر می ماند تا ماکوتوی اصلی به همراه کیوکو کیریگیری و بیاکویا توگامی از راه برسند. بعد از رسیدن سه نفر، پیشنهادی مبنی بر اجرای خاموشی اجباری برای از بین بردن برنامه نئو ورلد ارائه می شود ولی ریسک این که افراد مرده در طی بزنامه زنده آن طرف بیرون نیاایند بسیار بالا می روند. طی بحث عظیمی که صورت می گیرد همگی قبول کرده و هاجیمه و دوستانش با فعّال کردن خاموشی اجباری، هوش مصنوعی جونکو را از کار می اندازند و به این برنامه مرگبار یکبار برای همیشه خاتمه می دهند. بعد از شکست خوردن هوش مصنوعی جونکو انوشیما، هاجیمه و بقیه افراد زنده مانده در طی برنامه تصمیم میگرند تا در جزیره جابرواک بمانند (تا شاید بتوانند کاری در مورد دوستان در کما رفته شان بکنند) و خود هاجیمه نیز با اتّکا به آینده، هویّت خود را به عنوان هاجیمه هیناتا، و نه کاماکورا ایزورو، حفظ می کند و به سمت جلو حرکت می کند. موارد دیگر اسم اوّل هاجیمه هیناتا، یعنی هاجیمه به معنای "آغاز" است و هیناتا نیز به معنای "یک مکان آفتابی" است و اسم او در کل به معنای "رویارویی با یک روز جدید" است در یکی از وقت های آزادی که با گاندام تاناکا می گذرانید، او از هاجیمه به شوخی در مورد اسم حقیقی اش سوال می پرسد که اشاره ای بسیار ابتدایی به قضیه کاماکورا ایزورو و هویّت دوّم و اصلی هاجیمه است به خاطر هم هویّت بودن با ایزورو کاماکورا، هاجیمه اوّلین شخص در مجموعه دانگانرونپا است که از دو بازی مرگ واقعی جان سالم به در می برد، افراد دیگر مثل او، ماکوتو نائگی، آئوی آساهینا و کیوکو کیریگیری هستند. منابع هاجیمه هیناتا از وبگاه دانگانرونپا ویکی
  6. ماکوتو نائگی

    من جلو میرم، با امید در قلبم. _ دانگانرونپا: تریگر هپی هاووک ماکوتو نائگی | Makoto Naegi استعداد ابر دانش آموز خوش شانس ابر امید جنسیّت مذکّر قد 160 cm وزن 52 kg تاریخ تولّد 5 فبریه رده خونی A مورد علاقه خورش کاری چیزهای مورد بحث و معروف مورد تنفّر ماهی خشک شده شرینی لوبیایی خشک شده خانواده کومارو نائگی (خواهر) والدین (اسامی نامعلوم) سگ خانگی (نام نامعلوم) صداپیشه مگومی اوگاتا برایس پیپن بروک ماکوتو نائگی(انگلیسی: Makoto Naegi) پروتاگونیست و شخصیبت اصلی دانگانرونپا: تریگر هپی هاوک و یکی از شخصیّت های مرکزی داستان آکادمی امید است. او در زندگی مرگبار مدرسه ای و بازی مرگ نهایی شرکت داشته است. محتویات ظاهر شخصیّت استعداد و قابلیت ها ابر دانش آموز خوش شانس ابر امید تاریخچه قبل از تراژدی مقدّمه دانگانرونپا 1: به ناامیدی خوش آمدید چپتر اوّل دانگانرونپا 1: برای بقا چپتر دوّم دانگانرونپا 1: زندگی پر از ناامیدی پسر چپتر سوّم دانگانرونپا 1: افسانه یک نسل بعد چپتر چهارم دانگانرونپا 1: آل استار معذرت خواهی چپتر پنجم دانگانرونپا 1: 100 مایل جهش، عذاب آشغال غذای آشغالی چپتر ششم دانگانرونپا 1: ابر درد، ابر عذاب، ابر ناامیدی، ابر مجازات، ابر مرگ عضویت در بنیاد آینده چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان! بدرود آکادمی ناامیدی دموی دانگانرونپا V3 چپتر ششم دانگانرونپا V3: بدرود دانگانرونپا اعدام موارد دیگر منابع ظاهر ماکوتو در بازی اوّل سنّی در حدود 19 سال دارد، هر چند آن گونه که خود، به خاطر از دست دادن خاطرات، باور کرده، او فکر می کند 17 سالش است و در پایان دانگانرونپا 3، سنّ او در حدود 21 سال تخمین زده می شود. ماکوتو به نسبت سن و سال خود بدن لاغر و نحیفی دارد و تقریباً از تمام همکلاسی هایش کوتاه قد تر است. او موهای قهوه ای شاخه شاخه ای دارد که در بالای آن یک آهوگه(شاخه موی سیخ بالای سر) نیز آویزان است. او یک سوییشرت تک زیپ کلاه دار همواره به تن داردو روی آن نیز یک ژاکت با دکمه ها طلایی به تن می کند. بعلاوه یک شلوار سیاه و کفش اسپرت قرمز که پوشش او را تکمیل می کند. بعد از عضویت در بنیاد آینده، ماکوتو را در یک دست کت و شلوار کاملاً سیاه می بینیم. و همچنین در دانگانرونپا 3 به نظر می رسد که نائگی موهای خود کوتاه نیز کرده باشد. شخصیّت از متن زیر تا انتهای مطلب حاوی اسپویل شدید از دنیای داستانی دانگانرونپا است با استناد به صحبت های خود او، ماکوتو نائگی فردی بسیار معمولی است. تا حدّی معمولی که خود نیز از این موضوع احساس ناامنی می کند. جوری که تنها وجه تمایز شخصیّتی او تنها خوش بینی بیش از حدّ اوست. ماکوتو، مودّب، مهربان، و رفتاری دوستانه با تمامی دانش آموزان دارد و به همین دلیل است که او می تواند در وقت های آزاد خود با تمام دانش آموزان صحبت داشته باشد حتّی آدم های ضدّ اجتماعی ای نظیر توکا فوکاوا و بیاکویا توگامی ماکوتو ایمان قلبی ای نیز نسبت به امید دارد و دید همواره مثبتی نسبت به آینده دارد، هر چقدر هم که اوضاع بد باشد او این دید را حفظ می کند. او یک صلح جو است که همواره با بازی مرگ و کشت و کشتار و خشونت مخالف بوده و مقابل ناامیدی برخاسته از این موضوع ایستادگی و مخالفت می کرده با این حال او بسیار نسبت به کسانی که در دام ناامیدی افتاده اند بخشنده بوده، همان طور که او بازماندگان ناامیدی را نیز بخشیده است و آن ها را تنها حاصل جنایت های جونکو انوشیما می دانست نه اشخاصی که عمیقاً ذات شیطانی و پلیدی داشته باشند. تنها شخصی که او عمیقاً از آن نفرت دارد ظاهراً کسی نیست جز انوشیما جونکو، ابر ناامیدی مطلق و تنها کسی که ماکوتو از آن به عنوان دشمن خود یاد می کند.با این حال حتّی در مورد پرونده او نیز ماکوتو تلاش اش را می کند تا جونکو را متقاعد کند که خودش را اعدام نکند. ماکوتو توسّط افراد زیادی مورد احترام قائل می شود و خود او نیز از این موضوع همواره خجالت زده می شود. در دانگانرونپا/زیرو نیز به این موضوع اشاره می شود که با وجود ضعف ظاهری و رفتاری ای که در او در حالت معمول دیده می شود او قدرتی فوق نهان دارد که در بیرون ضعیف تر نشان داده می شود. در مواقع سخت دیده شده که او توانایی دادن امید به همه را دارد و نحوه تفکّر آن ها را تغییر دهد. با وجود این که ابر امید است با این حال او نیز در مقابل ویدیوی خودکشی مصون نیست و تحت تاثیر قرار می گیرد. استعداد و قابلیت ها ابر دانش آموز خوش شانس ماکوتو ویژگی ابر خوش شانس بودن اش را زمانی اثبات کرد که در قرعه کشی برای قبول شدن در آکادمی امید موفّق شد برنده شود و خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی لقب بگیرد. علاوه بر این او طیّ اتّفاقاتی کاملاً شانسی موفّق شد در دستگیری دزد الماس ـی نیز موفّق باشد. در پنجمین محاکمه نیز بعد از متهّم شدن ماکوتو و شروع شدن اعدام اش، شانس وی به کمک او آمده و آلتر اگو ناگهان ظاهر شده و سیستم اعدام را موقّتاً از کار می اندازد. بعد از این نیز ماکوتو توسّط کیوکو در زباله دانی نجات یافته و باری دیگر برای شکست مونوکوما به بازی باز می گردد. شانس ماکوتو در بازی مرگ نهایی نیز به کمک او می آید و در بسیاری از موقعیّت های خطرناک او را نجات می دهد. هر چند شانس او به اندازه سال بالایی او یا ایزورو کاماکورا قدرتمند نیست، ولی الگوی نمود آن به طرز متفاوتی نسبت به آن ها اتّفاق می افتد و به همین خاطر جونکو انوشیما در پیش بینی الگوی آن خود را ناتوان می داند. با این حال جونکو حدس می زند که ماکوتو توانایی خراب کردن نقشه هایش را داشته باشد امّا به طرز دلخواهی او تصمیم می گیرد ماکوتو را نیز در این بازی شرکت دهد. ابر امید ماکوتو استعداد خود را در زیمنه ابر امید بودن را هنگامی کشف کرد که در میانه محاکمه ششم قرار داشت. نکته جالب در مورد این استعداد او این بود که این استعداد توسّط آکادمی امید به رسمیّت شناخته نشده بود بلکه در اثر شکست دادن جونکو، ابر ناامیدی، به او اعطا شده بود. بر خلاف ایزورو کاماکورا که لقب ابر امیدش را به خاطر این که او نمادی از تمام استعدادها بود گرفته بود، ماکوتو لقب ابر امید اش را به خاطر مثبت اندیشی و اراده ای که در این زمینه دارد به دست آورده است، موضوعی که خود ماکوتو نیز بر آن اذعان دارد. هنگام بازی روانی جونکو با شش باقیمانده بازی مرگ در محاکمه نهایی و ناامید کردن آن ها بعد از نشان دادن وضعیّت دنیای بیرونی به آن ها، ماکوتو موفّق می شود با امید دادن به پنج نفر دیگر، محاکمه را سرپا نگه داشته و بقیه را قانع کند تا با او از آکادمی خارج شوند. در دانگانرونپا/اگر او با قانع کردن موکورو ایکوسابا در مورد وضعیّت دنیای بیرون موفّق به پیروزی می شود. ماکوتو در بسیاری از موارد توسّط امید خودش نجات یافته و از موقعیّت های ناامید کننده زیادی که می توانسته ذهن او را کامل مشتوش کند به کمک دوستانش نجات پیدا کند. بعد از فهمیدن این که کازوئو تنگان توسّط کیوسکه موناکاتا به قتل رسیده است ماکوتو مدام در ذهنش این را تکرار می کند که او نتوانسته جلوی کشته شدن مردم به دست همدیگر را بگیرد. هر چند آئوی و میایا گکّوگاهارا ( که توسّط موناکا تووا هدایت می شده) به او روحیه می دهند و بار گناه را از دوش او برمیدارند. در ادامه ی داستان کیوکو به ماکوتو می گوید که او هیچ گاه نباید از امیدی که به آن چسبیده دست بکشد و تسلیم شود و این که هر وقت که قدرت او کافی نباشد او در کنارش خواهد بود. بعد از مرگ کیوکو، ماکوتو توانست بر غم این قضیه فائق آمده و کیوسکه را قانع کند تا با او متحّد شود. ماکوتو معتقد است که امید، واگیردار است و حرف او درست است. چرا که هنگام شکست دادن جونکو، نجات دادن بازماندگان ناامیدی و شکست دادن مونوکوما در بازی نهایی امید او تنها مختصر به خودش نشده و خیلی ها را تحت تاثیر خود قرار داده و با خود همراه کرده است. تاریخچه قبل از تراژدی ماکوتو در گذشته زندگی عادّی ای با پدر و مادرش و خواهرش، کومارو داشته. آن ها ظاهراً سگی نیز با خود داشته اند. هر چند او برخی اوقات با خواهر خویش کنار نمی آمد امّا در هر صورت او رابطه نزدیکی با خواهرش داشت و با هم در خانه تلویزیون تماشا می کرده اند، سر چیزهای مخنلف بحث می کرده اند و به صورت کلّی اوقات خوشی را با هم داشته اند. در مقطع راهنمایی، ماکوتو در یک کلاس با سایاکا مایزونو بود. او در اثر نجات دادن یک حیوان بی سرپرست، نظر سایاکا را به خود جلب می کند و این گونه او می تواند چند سال بعد او را دوباره به یاد بیاورد. در بازی بیان شده که او به مایزونو علاقه داشته امّا به دلیل تفاوت سطح اجتماعی شان او هرگز با سایاکا حرف نمیزده. در ادامه ماکوتو به دبیرستان داسک می رود. ماکوتو زندگی ای معمولی، دبیرستانی معمولی، خانواده ای معمولی و در نهایت کمال، نمونه یک فرد کاملاً معمولی به حساب می آمد. همه ی این ها بود تا زمانی که ماکوتو به وسیله آکادمی امید برای تحصیل در آن جا به وسیله بردن در یک بخت آزمایی انتخاب شد. در تاریخ 20 آگوست 2010، ماکوتو که زندگی اش تغییر کرده بود برای تحقیق در مورد هم کلاسی های آینده اش در انجمن های اینترنتی به جستجو می پردازد. مقدّمه دانگانرونپا 1: به ناامیدی خوش آمدید بیدار شدن ماکوتو در اتاقی عجیب ماکوتو را اوّلین بار، روبروی ساختمان آکادمی امید می بینیم. جایی که با وارد شده به آن زندگی جدید مدرسه ای اش را آغاز می کند. ناگهان دید او تیره و تار می شود و صفحه سیاه می شود. در سکانس بعدی، او روی نیمکتی بیدار شده و خود را در کلاسی با پنجره های پلمپ شده می یابد. او پشت یکی از میزها نوشته های مبهمی می بیند که تیتر آن ها "اطّلاعات راهنمایی" است. ماکوتو بعد از این متوجّه می شود در جایی که ظاهراً یک آکادمی باید باشد، تنها نیست و گروهی از دیگر دانش آموزان نیز با او در انی مخمصه گیر افتاده اند. هر کدام از آن ها برای ماکوتو قصّه خودشان را تعریف می کنند که تنها نکته مشترک در آن ها این است که همگی آن ها بعد از وارد شدن به زمین مدرسه، هوشیاری خود را از دست داده و بعد از آن خود را این جا پیدا کرده اند. ماکوتو که می بیند چاره ای ندارد به آن ها ملحق شده و همگی آن ها با مونوکوما آشنا می شوند. مونوکوما در مقابل آنان یک انتخاب وحشتناک سخت قرار می دهد. یا در این جا تا ابد زندگی کنید یا یکی از دوستان تان را بکشد و با فارغ التحصیل شدن از این جا خارج شوید. چپتر اوّل دانگانرونپا 1: برای بقا جلسه هر صبح دانش آموزان برای بررسی اوضاع بعد از یک روز پرحادثه، مونوکوما دانش آموزان را جمع کرده و به آن ها یک "هدیه" می دهد. هدیه نیز چیزی از آب در نمی آید جز یک دی وی دی که محتواهای شخصی هر کس را برای او به نمایش در می آورد. در دی وی دی ماکوتو، او خواهر و پدر و مادرش را می بیند که در خانه نشسته اند و برای او آرزوی موفّقیت می کنند. ناگهان صحنه تغییر می کند و دوباره خانه خانواده نائگی را نشان می دهد که این بار تخریب شده و اثری از خانواده ماکوتو در آن دیده نمی شود. ماکوتو بعد از تمام شدن ویدیو متوجّه می شود که از بین دانش آموزان، سایاکا از همه بیشتر ترسیده و از اتاق بیرون زده است. او به دنیاب سایاکا می رود و با دادن قول این که نمی گذارد هیچ صدمه ای به او برسد او را آرام می کند. امّا با کمال تاسّف برای ماکوتو، قول او بیشتر از یک شب برای او دوام نمی آورد. آن ها برای مراقبت بیشتر از خود سایاکا اتاق هایشان را عوض می کنند و در اتاق همدیگر می خوابند امّا صبح روز بعد که او برای چک کردن سایاکا در اتاق اش، وارد آن می شود به جای سایاکا، جسد او را در حمّام می یابد. در نتیجه و به هم پیوستگی برخی مدارک، همه چیز برای متهّم شدن ماکوتو برای قتل سایاکا فراهم می شود. ماکوتو در کلاس محاکمه در کنار یامادا و عکس ترحیم سایاکا در ماموریت ماکوتو برای پاک کردن لکۀه ای که بر نام اش افتاده بود، او در بحث های متمادی ای که در کلاس محاکمه علیه او به راه می افتاد با منطق اش ایستادگی کرد و در نهایت با ارائه مدارک کافی توانست همه را به این نتیجه برساند که قاتل این پرونده کسی نیست جز لئون کوواتا و او کسی است که سایاکا مایزونو را به قتل رسانده است. بعد از رساندن منطقی بحث به این انتها و گوشه گیر کردن لئون کوواتا، ناگهان لئون کنترل خود را از دست داده و شروع به داد و بیداد می کند و با ماکوتو وارد بحث سنگینی می شود امّا در نهایت این بحث، بار گناه لئون بیشتر می شود و او تنها متهّم پرونده باقی می ماند و ننگ از نام ماکوتو پاک می شود. هر چند قبل از این که کسی بتواند حجم سنگین بودن اوّلین محاکمه ای بازی مرگ را هضم کند لئون کوواتا توسّط مونوکوما به مجازات می رسد. بعد از اعدام وحشیانه ی لئون کوواتا به وسیله ماشین پرتاب توپ بیسبال، ماکوتو با عصبانیت، مونوکوما را بابت مرگ سایاکا و لئون مقصّر می داند امّا بیش از این که ماکوتو از کوره در برود، کیوکو او را آرام کرده و از ایجاد آشوب باز می دارد. ماکوتو بعداً از طریق کیوکو متوجّه می شود که هدف سایاکا از نوشتن پیغام خونی اش بعد از مرگ تنها محافظت از ماکوتو بوده و با این کار می خواسته پشیمانی خود را بابت نقشه ای که برای به زیر کشیدن او کشیده بود را در لحظات پایانی عمرش نشان دهد. ماکوتو در جواب به کیوکو می گوید که حاضر است بار مرگ هر دوی آن ها را به دوش بکشد و تمام تلاش اش را بکند تا مرگ آن ها بی فایده نباشد و از این طریق مغز متفکّر این داستان را بیابد. چپتر دوّم دانگانرونپا 1: زندگی پر از ناامیدی پسر ماکوتو هنگام مطالعه پرونده وحشت آور جنوساید جک بعد از مرگ سایاکا و لئون، بقیه دانش آموزان به همراه ماکوتو به دنبال سرنخ های بیشتری برای فرار از این آکادمی می گردند. هر چند مونوکوما بی کار ننشسته و با دادن دوّمین انگیزه قتل به دانش آموزان دوباره آغاز همه چیز را رقم می زند. او این بار نامه ای حاوی خجالت آور ترین راز هر شخص را به خود آن شخص می دهد و بعد از آن بیان می کند که اگر قتلی اتّفاق نیفتد او این رازها را در تمامی دنیا پخش خواهد کرد. داستان همان جور که مونوکوما می خواهد پیش می رود و دوباره قتلی مرگبار اتّفاق می افتد. این بار چیهیرو فوجیساکی به قتل رسیده و جسد اش به طرز وحشیانه ای آویزان شده و با خون اش پیامی بر روی دیوار پشت سر اش نوشته شده است. با کمک سلستیا لودنبرگ و موندو اوادا و اطّلاعاتی که آن ها پیرامون سرنخ ها داشتند، ماکوتو موفّق می شود که نوک اتّهام را از روی بیاکویا توگامی و جنوساید جک بردارد و متهّم اصلی یعنی خود موندو را پیدا کند. با وجود تمام تلاش های کیوکاتا ایشیمارو برای بی گناه نشان دادن رفیق اش، ماکوتو با نشان دادن مدارکی مربوط به تغییر فضای بین دو اتاق باشگاه و تغییر لوارم هر دوی آن ها، به حرف خود مبنی بر قاتل بودن موندو کاملاً سندیت می بخشد. هر چند خود ماکوتو فکر نمی کرد علّت قتلی که موندو انجام داده به خاطر حسادتی بوده که او به اراده و خواسته ی قلبی محکم چیهیرو برای فائق آمدن بر ضعف هایش داشته، بوده باشد. بعد از اعدام ترسناک موندو، ماکوتو متوجّه فضای تیره و تار و پر از شکّ تردیدی که بین دانش آموزان پیش آمده می شود و این که هر کدام از آن ها منتظر است تا بداند چه کسی نفر بعدی ای است که به قتل می رسد. چپتر سوّم دانگانرونپا 1: افسانه یک نسل بعد روز بعد ماکوتو و بقیه دانش آموزان باری دیگر توسّط مونوکوما دور هم جمع می شوند و این بار او به آن ها به عنوان انگیزه قتل وعده ده میلیارد ین را به شخصی که بتواند قتل موفّقی داشته باشد می دهد. ماکوتو از این که او باری دیگر بقیه را تحریک به قتل همدیگر می کند عصبانی شده و سعی می کند بقیه را قانع کند که دست از این کار بردارند و به او توجّهی نکنند. بعد از این موضوع همگی دانش آموزان به دنبال آئوی که می گوید صدای روح چیهیرو را در رختکن حمّام شنیده اند، وارد آن جا می شوند. امّا به جای روح، ماکوتو و بقیه با برنامه هوش مصنوعی ای که توسّط چیهیرو نوشته شده، به نام آلتر اگو روبرو می شوند. برنامه ای که جوری نوشته شده تا نمایانگر خود چیهیرو باشد. با وجود این برنامه و میراث عظیمی که چیهیرو از خود به جای گذاشته بود، امید ماکوتو چندین برابر شده. هر چند در ادامه آلتر اگو گم می شود که باعث می شود تا ماکوتو و بقیه به بن بست برسند و همان طور که بیاکویا می گوید، هر کس که این وسیله را دزدیده به احتمال زیاد خائنی است که بین آن ها وجود دارد. ماکوتو و بقیه به دنبال هوش مصنوعی، سرتاسر آکادمی را می گردند. جستجوی ماکوتو برای آلتر اگو هنگامی که او جیغ سلستیا را می شنود، متوقّف می شود. ماکوتو به دنبال صدای سلستیا می رود و قتی به او می رسد، او بیان می کند که توسّط مجسّمه عجیب و غریبی به نام "روبات عدالت" مورد حمله قرار گرفته است. و می گوید مدرکی نیز برای حرف خود دارد و عکسی را در دوربین دیجیتال هیفومی یامادا نشان میدهد که در آن روبات عدالت یامادا را گرفته و دارد با خود می برد. سلستیا ابراز نگرانی کرده و می گوید این روبات ممکن است بلایی بر سر دوست اش بیاورد. ماکوتو بلافاصله دویده تا از خطر جدیدی که در کنار گوش آن هاست به کیوکو و دیگران بگوید. در عوض او با هیفومی که به شدّت زخمی شده است روبرو می شود. باری دیگر او برای اطّلاع رسانی اوضاع به بقیه در سرتاسر آکادمی می دود تا در نهایت به جسد کیوکاتا ایشیمارو که بر روی زمین افتاده است بر می خورد و با این موضوع سوّمین قتل کاملاً عملی می شود. بعد از پیدا کردن جسد هیفومی یامادا در مدّت کوتاهی بعد از پیدا کردن جسد ایشیمارو، تحقیقات و به طبع آن کلاس محاکمه آغاز می شود. کلاسی که تمام اتّهامات در آن اشاره به یاسوهیرو هاگاکوره دارد. بحث ها به کندی پیش می رود و در نهایت ماکوتو موفّق می شود تا قاتل نهایی که همان سلستیا است را فاش کند. بعد از این که سلستیا از دلایل خود برای قتل آن دو نفر صحبت به میان می آورد، مونوکوما وارد عمل شده و هنگامی که دانش آموزان با ناامیدی در حال نگاه کردن سلستیا هستند، او را اعدام می کند. چپتر چهارم دانگانرونپا 1: آل استار معذرت خواهی "تو نباید این جا رو ترک کنی" بعد از سوّمین کلاس محاکمه و اعدام سلستیا، ماکوتو به سراغ کیوکو رفته و از او می پرسد که هنگام تحقیقات برای قتل های سوّم او کجا بوده است. کیوکو نیز به ماکوتو می گوید که او یک اتاق مخفی در دستشویی پسران در طبقه دوّم پیدا کرده است. با دانستن این موضوعف ماکوتو بعد از اعلام نیمه شب به سمت اتاق مخفی می شتابد. ماکوتو در آن جا، پشت اتاقک ابزار، اتاقک دیگر پیدا می کند که پر از کتابخانه های طبقه بندی شده اسناد است که اکثر آن ها قدیمی و خاک گرفته بودند. در نهایت به طرز جالبی او به دفتر سندی به نام "فرم ثبت نام دانش آموزان آکادمی امید" می رسد، تنها چیزی که هنوز زیر خاک نرفته است. با باز کردن دفتر، او تکّه کاغذی را می یابد که در آن نوشته شده است "تو نباید این جا رو ترک کنی" ماکوتو جمله را می خواند امّا قبل از این که بتواند درک کند، شخصی با ماسک و لباس آزمایشگاه به او حمله کرده و با ضربه ای او را بی هوش می کند. جسد ساکورا اوگامی در مقابل ماکوتو، کیوکو و آئوی بعد از به هوش آمدن، ماکوتو دوباره اتاقک پشت دستشویی را مورد بررسی قرار می دهد امّا متوجّه می شود تمام اسناد و حتّی تکه کاغذی که لای دفتر بود، همه از آن جا برده شده بود و اتاق تقریباً خالی بود. ماکوتو تصمیم می گیرد به اتاق اش برگردد، امّا در میانه راه صدای جرّ و بحثی را از سالن ژیمناستیک می شنود، او به آن جا رفته و با صحنه عجیبی روبرو می شود. ساکورا اوگامی و مونوکوما در حال نبرد با هم بودند و مدام در مورد گروگان و خائن و خیانت با هم بحث و جدل می کردند. ماکوتو از دیدن این صحنه احساس ناراحتی زیادی می کند و حس می کند که اتّفاقات وحشتناکی پیش روست. حدس ماکوتو درست از آب در می آید و با مشخّص شدن این مضوع توسّط مونوکوما که ساکورا، در تمام این مدّت خائنی بوده که به او اطّلاعات دانش آموزان را می داده باعث تفرقه عظیمی بین دانش آموزان می شود. ساکورا برای جلوگیری از رسیدن این تفرقه به انجام یک قتل، اقدام به خودکشی می کند. با وجود تلاش آئوی آساهینا برای تصویر سازی پرونده به گونه ای که قاتل خود او باشد، ماکوتو متوجّه این موضوع که ساکورا برای تمام شدن نزاع ها خودکشی کرده می شود. بعد از این موضوع ماکوتو رو به مونوکوما می گوید که خودکشی ساکورا بیهوده نبوده و آن ها بازی مسخره وی را تمام خواهند کرد. چپتر پنجم دانگانرونپا 1: 100 مایل جهش، عذاب آشغال غذای آشغالی بعد از مردن تک به تک دوستانش، ماکوتو به بقیه قول می دهد که به هر نحوی شده سرنخی برای خلاص شدن از این بازی پیدا می کند و متهّم اصلی این بازی غیر انسانی را پیدا می کند و به سزای اعمال اش می رساند. به نائگی در خواب حمله می شود بعد از این امّا، به ماکوتو در خواب، توسّط شخص ماسک دار حمله می شود. امّا قبل از این که او بتواند کاری بکند، کیوکو سر رسیده و ماکوتو را نجات می دهد. ماکوتو روز بعد موفّق به پیدا کردن تعقیب کننده ای که تا به آن موقع قصد قتل او را داشته، می شود. امّا در عوض زنده ی او با جنازه اش روبرو می شود و وقتی سعی می کنند به ان نزدیک شوند، صورت جسد منفجر شده و هویّت اش نا معلوم باقی می ماند، به غیر از این که او یک زن بوده. در حین تحقیقات، ماکوتو اتاق کنترل را نیز پیدا می کند و از آن طریق می فهمد که مونوکوما تولید انبوه داشته و نابود کردن یکی یا دو تای آن هیچ کمکی به آن ها نمی کند. بعد از تحقیقات و شروع کلاس محاکمه، تمامی سرنخ ها به گونه ای ختم می شود که کیوکو مقصّر این قتل به نظر برسد. امّا ماکوتو سعی می کند او را متهّم نکند و به او ایمان داشته باشد. امّا برخلاف آن چیزی که او فکر می کند این موضوع اصلاً به او کمک نکرده و در عوض انگشت اتّهامات کاملاً به سمت او بر می گردد و در عرض چندین دقیقه، ماکوتو لقب قاتل این پرونده را می گیرد و قبل از این که او بتواند دفاعیه ای از خود ارائه کرده، مونوکوما پایان وقت محاکمه را اعلام می کند و ماکوتو را به عنوان قاتل معرّفی کرده و راهی اعدام اش می کند. در میانه اعدام اش، ماکوتو ناگهان توسّط آلتر اگو، که همه فکر می کردند در اعدام جایگزین قاتل ساکورا نابوده شده، نجات پیدا می کند. آلتر اگو موفّق به هک کردن سیستم مدرسه می شود و با متوقّف کردن کوبنده و باز کردن چاله ای زیر ریلی که نائگی را حمل می کرد، او را نجات می دهد. نجات پیدا کرده از مرگ، ماکوتو از خواب بلند می شود و خود را در زیرزمینی پر از آشغال می یابد. او سعی می کند برای زنده ماندن در این وضعیت انرژی خود را ذخیره کند. ماکوتو بعد از تحلیل رفتن انرژی اش بیهوش شده امّا بعد از مدّتی توسّط کیوکو که به دنبال او به زیرزمین آمده بیدار می شود. او به ماکوتو کمی غذا و آب می دهد و به او راه خروج را نشان می دهد، هنگام خارج شدن از زیرزمین، کیوکو به ماکوتو می گوید که بخشی از هویّت خود را یافته است و استعداد خود را "ابر کارآگاه" است را متوجّه شده است و دلیل آمدن اش به این آکادمی را که پیدا کردن پدرش که او را در کودکی رها کرده است را نیز متوجّه شده. ماکوتو که از این موضوع خوشحال است، با اراده ای محکم برای آخرین مبارزه خود در مقابل مونوکوما و مغز متفکّر این بازی وارد صحنه می شود. چپتر ششم دانگانرونپا 1: ابر درد، ابر عذاب، ابر ناامیدی، ابر مجازات، ابر مرگ عکسی که هاگاکوره می یابد که همه دانش آموزان را به علاوه جونکو که قیافه اش معلوم نیست نشان می دهد بعد از بازگشت معجزه آمیز ماکوتو از اعماق مدرسه به همراه کیوکو، او با بقیه دانش آموزان باقیمانده متحّد می شوند و با نقشه ی کیوکو مبنی بر اعلام تشکیل یک باز-کلاس محاکمه برای حلّ و فصل کردن همه چیز کاری کنند تا مغز متفکّر راهی جز فاش کردن خودش پیش همه نداشته باشد. قرار کلاس محاکمه گذاشته می شود و دانش آموزان شروع به تحقیق برای یافتن رازهای مدرسه و هویّت مغز متفکّر این بازی می کنند. در طی تحقیقات ماکوتو به یک دی وی دی بر میخورد که طی آن تمامی دانش آموزان، به همراه خود ماکوتو حتّی، تک به تک با مدیر مدرسه، جین کیریگیری، پیمان می بندند که همراه او در آکادمی امید قرنطینه شوند. با پیشروی تحقیقات کم کم همگی متوجّه می شوند که دچار نوعی فراموشی شده اند و آن ها بار اوّل شان نیست که در این آکادمی قدم می گذارند و برای دو سال در این آکادمی مشغول به تحصیل بوده اند و همه را فراموش کرده اند. با فاش شدن مجرم واقعی پرونده و مغز متفکّر این بازی که جونکو باشد، حتّی ماکوتو نیز از علّت پشت این بازی بی رحمانه و سادیستی تعجّب کرده و وحشت می کند. در طی محاکمه، همه دانش آموزان از شنیدن حقیقت های شوکّه کننده پیرامون دنیا و خودشان دچار وحشت و شوک می شوند. جونکو و جنوساید جک(که از شخصیّت دیگر بدن اش از همه چیز اطراف بهتر اطّلاعات داشت، چون تحت تاثیر فراموشی قرار نگرفته بود) شروع به گفتن جزییات این قضایا می کنند. با شنیدن بیشتر قضایا، ماکوتو بیشتر متوجّه می شود که سیر همه چیز تا به الآن همان گونه که جونکو برنامه ریزی می کرده پیش می رفته و جونکو تک تک حرکات آن ها را در بازی پیش بینی می کرده و در حقیقت انگیزه ها و وقایع را طوری می چیده تا اشخاص مربوط به هر پرونده دقیقاً مطابق میل او وارد درگیری و قتل هم شوند. در اوج محاکمه، جونکو با فاش کردن نقشه اصلی آکادمی امید، همه را در بهت فرو می برد. نقشه ای که طی آن برنامه ریزی پخش کردن ناامیدی در کلّ دنیا پی ریزی شده بود. جونکو بعد از این با بازی با قوانین، دانش آموزان را بین دو انتخاب سخت قرار می دهد. او به آن ها می گوید که اگر بخواهند در آکادمی به خوبی و خوشی و دور از ویرانی های دنیای بیرون زندگی بکنند باید ماکوتو را قربانی کرده و او را به دست جونکو بسپارند تا او، وی را اعدام کند. ماکوتو نیز تسلیم نشده و تک تک دانش آموزانی که در بهت و ناامیدی فرو رفته بودند بیدار می کند و به آن ها امید زندگی می دهد و کاری می کند هر شش نفر آن ها روبروی جونکو بایستند. بعد از شکست جونکو در مقابله منطقی با دانش آموزان، او در کمال تعجّب شکست خود را قبول کرده. ماکوتو تلاش می کند تا جونکو از کشتن خودش صرف نظر کند. ولی او قبول نکرده و ترجیح می دهد در نهایت به جای چشیدن طعم امید، به عنوان ابر ناامیدی، طعم ناامیدی یک شکست کامل را تا انتها و مرگ اش بچشد و بدین ترتیب او خود را در اعدام مخصوص خودش به قتل می رساند. با نبود جونکو در نهایت دانش اموزان موفّق می شوند با امید به هر چیز خوبی که می تواند در دنیای مملو از خطرات بیرون به کمک شان بیاید در های آکادمی را باز کنند و قدم به دنیای بیرون بگذارند. عضویت در بنیاد آینده ماکوتو و بقیه دانش آموزان به سختی در دنیای نابود شده بیرون شروع به بقا کردند تا توسّط بنیاد آینده پیدا شده و آن ها نیز تصمیم می گیرند به این بنیاد ملحق شوند تا علیه ناامیدی بجنگند. بنیاد آینده نیز به آن ها کمک کرده و خاطرات دوران گذشته و دبیرستان شان را به آن ها باز می گرداند. ماکوتو در ادامه فعّالیت اش در این سازمان به شاخه چهاردهم بنیاد ملحق می شود. هر چند او سرشاخه نیست ولی به اندازه سرشاخه ها نزد دنیای جرم و جنایت به خاطر فعّالیت هایش و همچنین کارنامه درخشان اش در شکست دادن جونکو شناخته می شود. چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان! بدرود آکادمی ناامیدی ماکوتو، بیاکویا و کیوکو در انتهای دانگانرونپا 2، در حال یکه باقی ماجرا را به دست هیناتا می سپارند بعد از این که بنیاد آینده موفّق به پیدا کردن بازماندگان ناامیدی می شود، ماکوتو تلاش می کند با قانع کردن اعضای اصلی بنیاد، آن ها را از اعدام شان منصرف کند و در عوض با نقشه خاصّی که او چیده بود، تاثری که جونکو در گذشته بر روی آن ها داشته را از روی آن ها حذف کند. و برای این کار، او آن ها را در برنامه نئو ورلد قرار می دهد. طیّ آخرین محاکمه، مونوکوما یک ماکوتوی تقلّبی را ظاهر می کند تا با گول زدن دانش آموزان، آن ها را وادار به انتخاب گزینه "فارغ التّحصیلی" بکند تا هوش مصنوعی جونکو موفّق به اجرای نقشه جونکولند خود بشود. هر چند هاجیمه هیناتا که متوجّه تقلّبی بودن ماکوتو می شود نقشه مونوکوما را به هم می ریزد و بعد از آن با رسیدن ماکوتوی اصلی به همراه کیوکو و بیاکویا، هر سه نفر از اعضای بنیاد آینده به کمک دانش آموزان باقی مانده در جزیره می رسند و در نهایت موفّق به اجرای خاموشی اجباری شده و برنامه را از کار می اندازند. بعد از این که هوش مصنوعی جونکو انوشیما در اثر خاموشی اجباری از بین می رود، ماکوتو، بیاکویا و کیوکو، با امید به این که بازماندگان ناامیدی اصلاح شده باشند، جزیره را ترک می کنند و در پشت سرشان همه چیز را به هاجیمه هیناتا می سپارند، کسی که همگی بازماندگان ناامیدی را نه با "امید" بلکه به "آینده" اصلاح کرد. دموی دانگانرونپا V3 ماکوتو، به همراه یاسوهیرو و هیناتا در نسخه دموی بازی حاضر هستند، و هر دوی ماکوتو و هاجیمه به عنوان سال بالایی و راهنمای کائده به کمک او می آیند. هر چند در انتهای دمو می توان فهمید که هر سه آن ها و مونوکوما در حال همکاری بوده اند و فقط در حال بازی بوده اند. بعد از تمام شدن دمو، آن ها از همدیگر تشکّر و تعریف می کنند و به امید همکاری در آینده صحنه را ترک می کنند. چپتر ششم دانگانرونپا V3: بدرود دانگانرونپا سایهارا در حال مصاحبه نهایی با ماکوتو نائگی، مدیر آکادمی برای شرکت در پروژه گوفر ماکوتو اوّلین بار در یک خاطره غلط و اشتباه که به وسیله یک چراغ فلش بک به دانش آموزان یادآوی شده، به عنوان مدیر آکادمی امید معرّفی می شود. او به عنوان مسئول پروژه گوفر معرّفی می شود. مردی که وقتی بشریّت و زمین را در خطر نابودی می بیند تصمیم به اجرای این برنامه می گیرد. هر چند در ادامه مشخّص می شود که هم ماکوتو و هم تمام ماجرای آکادمی امید، داستان تخیّلی ای بیش نبوده اند که توسّط تیم دانگانرونپا برای دنیای داستان ابر آکادمی جوانان مستعد نوشته شده است. ماکوتو در محاکمه نهایی چندین بار توسّط سومیگی شیروگانه، مغز متفکّر و فرد پشت پرده ترم مرگبار مدرسه ای، تقلید و کاسپلی می شود. اعدام مقاله اصلی: درس کلاس ویژه موارد دیگر سرگرمی های ماکوتو، شامل بازی های ویدیویی کردن و دیدن تلویزیون نیز می شود. در چپتر دوّم، طیّ دوّمین انگیزه قتل مونوکوما برای لو دادن خجالت آور ترین خاطرات هر شخص، مشخّص می شود که ماکوتو تا کلاس پنجم جای خود را خیس می کرده نائگی معنی "نهال ها" را می دهد و معنای ماکوتو نیز "وفاداری" است این می تواند اشاره ای به کاشتن امید در تمام دانش آموزان در انتهای داستان داشته باشد. همان گونه که جونکو قصد داشت ریشه ناامیدی را در همه بپروراند. بیاکویا و ماکوتو تنها شخصیّت هایی هستند که در تمامی آثار اصلی مربوط به داستان آکادمی امید، اعم از انیمه و بازی، حضور دارند. ماکوتو و ناگیتو هر دو یک صداگذار را، چه در نسخه انگلیسی و چه در ژاپنی، مشترکاً برای صدای خود دارند. علّت این امر نیز این است که شخصیّت ناگیتو بر اساس وجه تاریک تری از ماکوتو نوشته شده است. منابع ماکوتو نائگی در وبگاه دانگانرونپا ویکیا
  7. danganrompa-1-2.jpg

  8. مونوکوما

    هر آدمی یه سری پشیمونی ها و حسرت ها داره که میخواد برگرده و انجامشون بده. ولی من همچین حسرت هایی ندارم، چون من یه خرس ام! _دانگانرونپا: تریگر هپی هاوک_ مونوکوما | Monokuma القاب مدیر آکادمی امید مدیر ابر آکادمی جوانان مستعد استعداد(انگلیسی) Ultimate Despair استعداد(فارسی) ابر ناامیدی جنسیّت نامعلوم (دانگان 1) مذکّر (دانگان 2 و V3) قد 65 cm اوّلین حضور در بازی ها دانگانرونپا: تریگر هپی هاوک اوّلین حضور در انیمه ها دانگانرونپا: انیمیشن - قسمت 1 صداپیشه نوبویو اویاما تاراکو برایان بیکاک مونوکوما(انگلیسی: Monokuma یا در معنای اصلی مونوخرس) آنتاگونیست اصلی و شخصیّت منفی مجموعه دانگانرونپا است. او به عنوان نماد مجموعه شناخته می شود. محتویات ظاهر شخصیّت تاریخچه در آکادمی امید قبل از تراژدی مقدّمه دانگانرونپا 1: به ناامیدی خوش آمدید چپتر اوّل دانگانرونپا 1: برای بقا چپتر دوّم دانگانرونپا 1: زندگی پر از ناامیدی پسر چپتر سوّم دانگانرونپا 1: افسانه یک نسل بعد چپتر چهارم دانگانرونپا 1: آل استار معذرت خواهی چپتر پنجم دانگانرونپا 1: 100 مایل جهش، عذاب آشغال غذای آشغالی چپتر ششم دانگانرونپا 1: ابر درد، ابر عذاب، ابر ناامیدی، ابر مجازات، ابر مرگ مقدّمه دانگانرونپا 2: به جزیره دانگان خوش آمدید! ترس در اردوی مدرسه ای دل انگیز؟ چپتر اوّل دانگانرونپا 2: مقصد، ناامیدی چپتر دوّم دانگانرونپا 2: دریا و مجازات، نارگیل و گناهان چپتر سوّم دانگانرونپا 2: گیر افتاده توسّط عطر اقیانوس چپتر چهارم دانگانرونپا 2: آیا ابر ربات ها رویای ماشین ساعتی را می بینند؟ چپتر پنجم دانگانرونپا 2: خنده به امید به نام نا امیدی چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان، بدرود آکادمی ناامیدی تاریخچه در ابر آکادمی جوانان مستعد دانگانرونپای 52ـوم مقدّمه دانگانرونپا V3: ابر بازگشت چپتر اوّل دانگانرونپا V3: کلاس محاکمه من، کلاس محاکمه ما چپتر دوّم دانگانرونپا V3: خطّی باریک میان بهشت و جهنّم چپتر سوّم دانگانرونپا V3: دانش آموز انتقالی از آن سوی قبرها چپتر چهارم دانگانرونپا V3: زندگی کن و بذار این دنیای خسته هم زندگی بکنه چپتر پنجم دانگانرونپا V3: سفری بدون ذوق یا هدف چپتر ششم دانگانرونپا V3: بدرود دانگانرونپا اعدام موارد دیگر منابع ظاهر مطالب زیر شدیداً حاوی اسپویل از دنیای دانگانرونپا است و به کسانی که آن را بازی نکرده اند خواندن اش پیشنهاد نمی شود. مونوکوما عروسک خرسی است که در ظاهر از وسط به دو نیمه سیاه و سفید تقسیم شده که می تواند نمایانگر نماد یین و یانگ باشد. او گاهی اوقات چهره خوبی از خود نشان می دهد و با بقیه مهربان است در حالی که می تواند در عین همان لحظه حالت شیطانی خود را در صورت عصبانیت بروز داده و موجب وحشت دیگران شود. سمت خوب او سمت سفید اش است که حالتی شبیه به خرس های تدی دارد در حالی که سمت دیگر او، سمت سیاه اش، حالت خصمانه تر و شیطانی تری به واسطه چشم ها افقی و خنده ی کشیده و شیطانی آن دارد. هر چند مونوکوما کاملاً به دو بخش تقسیم نشده و شکم اش کاملاً سفید است و بر روی ناف او به سبک کارتونی ای یک ضربدر و ایکس نقش بسته. درون او نیز پر از سیم و دم و دستگاه است، بدین علّت که او در عین این که یک روبات است، یک بمب نیز برای مواقع بحرانی است. مونوکومای بازی دیستراست که حالتی انسانی تر و وحشتناک تر داشت. در دانگانرونپا 3: پایان دبیرستان امید و دانگانرونپا V3: هارمونی مرگبار تغییرات بسیار جزئی ای در طرّاحی کلّی مونوکما صورت گرفت تا او جمع و جور تر به نظر برسد. همچنین در نسخه بتای بازی، یا بازی دیستراست، مونوکوما به جای حالت عروسک خرسی اش، حالتی مرگبار تر و نیمه انسانی تر داشت. او شبیه به یک انسان که نیمی از ان پوست داشت و نیمی از آن نمایانگر اندام داخلی اش بود به نمایش در آمده بود. این ایده در همان ابتدا رد شد و بعدها مونوکومای عروسکی جای آن را گرفت. مونوکوما در پوشیدن لباس تنوّع زیادی به خرج می دهد. او را می توان در تئاترهای مونوکما در لباس های مختلفی که هر کدام ارجاع به یکی از فیلم های هالیوود هست دید. همچنین او پوشش او در مونوکوماهایی که باید در میانه چپتر ها جمع آوری شوند بسته به فضای هر چپتر متفاوت است. جدا از این مورد او در روند بازی تنها یک بار در دانگانرونپا 2 یک کت با کروات آبی به تن کرده و با آن مونومی را اذیّت کرده است. شخصیّت مونوکوما همواره در ظاهر شخصیّتی خندان و آسان گیر به نظر می آید ولی در باطن او شخصیّتی شیطانی دارد. در هر حال، او همیشه در نمایان کردن طینت های کثیف و هیولاوار اش صبر نکرده و بالافاصله آن ها را نشان می دهد و از بازی مرگ و کشتن و خواسته هایش صحبت می کند که همه را به لرزه می اندازد. افراد او را بسیار به خاطر این که او هر حرفی و هر کاری را که دلش می خواهد را انجام می دهد، می شناسند. او همچنین یک خنده شیطانی مخصوص به خودش (اوپوپوپوپو...) نیز دارد و یک خنده دیگر نیز برای تمسخر بقیه (آهاهاهاها) به کار می برد. مونوکوما همان گونه که ظاهر اش نشان می دهد دو شخصیّت خوب و بد را از خود نشان می دهد. او می تواند گاهی اوقات خوشحال، بذله گو و مهربان باشد و یا حتی شما را در مورد برخی موارد راهنمایی و نصیحت کند. امّا در لحظه حسّاس او می تواند به موجودی مریض، روانی و شکنجه دهنده تبدیل شود که هر کاری برای پخش کردن نا امیدی انجام می دهد و همه او را به این شخصیّت اش می شناسند و برای او تغییر کردن بین این دو شخصیّت خوب و بد در چشمی بر هم زدن اتّفاق می افتد. که این کار باعث غیر قابل پیش بینی شدن او در نظر دانش آموزان می شود. او همواره برای کلاس محاکمه هیجان دارد و هر کاری می کند تا این محاکمه را جذّاب تر کند. او از شکنجه شدن و عذاب کشیدن بقیه لذّت می برد و از طرف دیگر اگر روند اتّفاقات به گونه ای صلح آمیز و یک طرفه پیش برود او بلافاصله خسته شده و از این که ناامیدی کافی در جمع نیست نا امید می شود. مونوکوما با وجود خشونت بیش از حد اش، شخصیّتی بچّه گانه و نابالغ دارد. او دانش آموزان را مسخره می کند. بی مقدّمه شروع به جک ساختن می کند، دیوار چهارم را می شکند و به دانش آموزان توجّهی جدّی ندارد و کافی است تا کسی اندکی به او بپرد تا او قیافه ای مظلوم به خود بگیرد و ادّعای به حق بودن کند. او منتظر هر فرصتی است تا دانش اموزان را تحقیر کند و هر اتّفاقی که می افتد بر گردن خود آن ها بیندازد. او دانش آموزان را جدّی نمی گیرد و به اصطلاح هر وقت دانش آموزان حدسی درست راجع به موضوعی می زنند خود را به کوچه علی چپ می زند و اعلام بی اطّلاعی می کند. روحیه قلدربازی و آزاررسانی او در مورد مونومی بسیار بهتر به چشم می آید. کافی است اندکی آرامش او به هم بریزد تا او شروع به کتک زدن مونومی تا سر حدّ مرگ کند. او نسبت به بچّه هایش هم همین موضع را دارد و کافی است آن ها اندکی او را اذیّت کنند تا او به خدمت آن ها نیز برسد. بچّه های او نیز از این موضوع به شدّت ناراحت اند و در جای از نسخه V3 بازی، می گویند که مونوکوما، در گذشته آن ها را بسیار بیشتر دوست داشته است. مونوکوما همچنین علاقه شدیدی به مسخره کردن کی1-بی0 به خاطر روبات بودن اش دارد هر چند خود او نیز یک روبات است. در مورد دیگر دانش آموزان، او به طور کلّی از هر کس که از او اطاعت نکند یا هوش شان به قدری باشد که نتوان آن ها را به راحتی کنترل کرد، بد اش می آید و از آن ها با عبارت "اعصاب خورد کن" نام می برد. مونوکوما از لحاظ ادبی نیز موجود خیلی جالب توجّهی نیست و اکثراً بدون هیچ احترامی با بقیه برخورد می کند و تنها کسی که از او با احترام یاد می کند انوشیما جونکو است و از او با نام "بانو حونکو" یاد می کند. او همیشه چندین داستان سر هم بندی شده برای گذشته اش دارد که اکثر آن ها غیر قابل باور کردن هستند. او همچنین از این که کسی او را خرس تدی صدا کند (نوعی عروسک) به شدّت عصبانی می شود. خود پرستی و علاقه او به خودش در دانگانرونپا V3 بیشتر نمایان می شود. او در این بازی صرفاً به این علّت که بچّه هاش قیافه خوش تیپ او را به ارث برده اند علاقه دارد و آن ها را صرفاً به خاطر ظاهر ناز شان ستایش می کند. او تا جایی پیش می رود که صرفاً به این علّت مونوکابز ها را "بچّه های ناز" اش صدا می زند و در مقطعی از بازی از شدّت این ناز بودن بچّه ها کچل می شود. آن طور که در دانگانرونپا: انیمیشن دیده شده، او مانند یک خرس معمولی به عسل و ماهی علاقه دارد و آن گونه که خودش در دانگانرونپا 2 می گوید از غذاهای قرمز بد اش می آید. او همچنین در حال خوردن گوشت های طبخ شده به دست تروترو هانامارو نیز در بازی دیده شده. هنوز مشخّص نیست او با این که یک روبات است چگونه و چطور از عهده غذا خوردن بر می آید. هر چند بیشتر به نظر می آید این نیز جزئی از نقش بازی کردن کمیکال اوست و مانند خوابیدن او صرفاً جنبه نمایشی دارد. در دانگانرونپا: انیمیشن حالت کارتونی و کمیکال مونوکوما بیشتر مورد مبالغه قرار گرفته و او را می توان گاهی اوقات با یک ظرف عسل یا ماهی نیز دید. او همچنین در این انیمه با نوعی عبارت دیگر "yer" دیگران را مخاطب خود قرار می دهد که حالتی غیر متشخّصانه در زبان انگلیسی برای صدا کردن فردی به شمار می آید. در نهایت شخصیّت مونوکوما نیز یکی از چندین شخصیّت جونکو انوشیما به حساب می آید که او در اوّلین بازی مرگ اش از آن استفاده می کرد. هر چند شخصیبت او در بازی های دیگر که او آواتار شخصی دیگر بود نیز حفظ شد و همان گونه که در بازی اوّل بود باقی ماند. کوداکا، سازنده بازی، در مصاحبه ای می گوید که راحت ترین بخش نوشتن داستان بازی، بخش های مربوط به مونوکوما بوده چرا که شخصیّت او به گونه ای است که هر کاری می خواهد انجام می دهد. تاریخچه در آکادمی امید قبل از تراژدی هنگام آماده سازی برای زندگی مرگبار مدرسه ای، جونکو انوشیما که به دنبال نمادی برای اجرای این نمایش می گشت، تصمیم به خلق مونوکوما گرفت. او اوّلین بار، نسخه عروسکی (غیر روباتی) آن را در اعدام آزمایشی ای که برای چیاکی نانامی ترتیب داده بود روبروی اعضای کلاس 77-ب که در حال دیدن این نمایش مرگبار بودند قرار داد و آن را افتتاح کرد. در همین زمان ها بود که او در طی تماس با موناکا، رییس واحد کارخانجات روبات سازی تووا، کلید ساخت روبات های مونوکوما را برای شروع زندگی مرگبار مدرسه ای، به همراه عدّه زیادی دیگر از این روبات ها برای تکمیل ارتش جونکو، می زند. برای مخفی کردن ذات اصلی این روبات ها، موناکا در برابر بقیه اذعان می کند که این روبات ها برای انجام عملیّات هایی که برای انسان ها خطرناک بوده طرّاحی شده اند. و این گونه راه مونوکوما ها به تمام شاخه های سازمان ابر ناامیدی انوشیما باز می شود و خود جونکو برای اجرای نمایش اش در بازی مرگبار اش بخشی از شخصیّت و رفتار خود را به مونوکوما می دهد و آن را کنترل می کند. مقدّمه دانگانرونپا 1: به ناامیدی خوش آمدید اوّلین بار مونوکوما را در حالی می توان دید که قبل از شروع بازی در کنار مردی که چشم هایش بسته است و به صندلی بسته شده، نشسته و به او نگاه می کند. مونوکوما با زدن دکمه ای مرد را درون سفینه ای قرار داده و آن را بعد از پرتاب کردن به آسمان مستقیم به زمین برخورد می دهد و شاهد ذوب شدن آن مرد و تبدیل شدن آن به اسکلت، در اثر حرارت برخورد می شود. در همین حین با سیاه شدن صفحه می توان لبخند شیطانی ای که بر لب مونوکوما نقش می بندد را دید. اوّلین بار در بازی او را می توان در مانیتور های مدرسه مشاهده کرد که در آن او دانش آموزان را برای جشن ورودی آکادمی امید به سالن ژیمناستیک دعوت می کند. او اوّلین حضور فیزیکی اش را در سالن ژیمناستیک و روبروی دانش آموزان به تله افتاده نمایان می کند. او در آن جا خود را مدیر آکادمی امید معرّفی کرده و بلافاصله به دانش آموزان موقعیّتی که در آن قرار گفته اند، قوانین بازی مرگ، قوانین مدرسه و همچنین راهنمای استفاده از کتابچه الکترونیکی( به اختصار e-handbook) را می گوید. او در همین حین ساکورا اوگامی را تهدید به کشتن اعضای دوجو اش کرده و او را به زور تهدید همکار خود و جاسوس میان دانش آموزان قرار می دهد. ساکورا نیز قبول کرده و قرار بر این می شود که اگر کسی از دانش اموزان حرکتی در راستای شروع بازی مرگ نزد، او اقدام به کشتن یکی از دانش اموزان کند. چپتر اوّل دانگانرونپا 1: برای بقا بلافصله بعد از توضیح مقدّمات، مونوکوما دانش اموزان را به اتاق هایشان راهنمایی می کند. در همین حین ماکوتو با در خود به مشکل بر میخورد و مونوکوما به او می گوید که در او استثناءً خراب بود و کمی گیر دارد. بعد از دادن مدّتی زمان به دانش آموزان برای درک موقعیّت و وفق دادن خود با اوضاع، مونوکوما اوّلین "انگیزه" برای کشتن دانش آموزان به وسیله همدیگر را به آن ها می دهد، نوار ویدیویی. با نشان دادن این که خانواده افراد مورد صدمه واقع شده و وضعیّت زندگی یا مرگ شان مشخّص نیست مونوکوما سعی در روشن کردن شعله دانش آموزان در کشتن همدیگر می شود. با این که کسی از ویدیو و واکنش دیگری مطلّع نمی شود امّا این میان نوار ویدیویی باعث ناامیدی و سقوط روانی شدید سایاکا مایزونو می شود و کم کم کلید اوّلین قتل را رقم می زند. جونکو انوشیما در حال مقابله با مونوکوما مدّتی نمیگذرد که مونوکوما اوّلین مرگ این بازی را اعلام می کند، سایاکا مایزونو مرده و جنازه اش در حمّام اتاق نائگی ماکوتو پیدا شده است. مونوکوما دانش آموزان را جمع می کند و به آن ها می گوید که حال به بعد باید چه کنند. او می گوید که برای قتلی که در پی یکی از دوستان آن ها اتّفاق افتاده، همگی شان باید در کلاس خاصّی به نام کلاس محاکمه شرکت کنند و در آن جا قاتل را پیدا کنند. اگر حدس شان درست باشد قاتل مجازات شده و بقیه به ادامه زندگی مرگبار مدرسه ای می پردازند و اگر اشتباه حدس بزنند همگی آن ها مجازات شده و قاتل اصلی آزاد می شود. مجازات ها نیز مشخّصاً فقط یک چیز می تواند باشد، اعدام به بدترین وجه ممکن! بعد از اتمام توضیحات، جونکو انوشیما از میان دانش آموزان بلند شده و به مخالفت با وی می پردازد. مونوکوما در ابتدا سعی می کند او را متقاعد کند امّا با ادامه خشم جونکو و کشیدن کار به جدل فیزیکی و پا گذاشتن جونکو بر روی وی و زیر پا له کردن او، چاره ای برای مونوکوما به غیر از فعّال کردن نیزه های گانگیر باقی نمی ماند و در کسری از ثانیه سینه جونکو پر از نیزه های خونی ای می شود که از بدن او عبور کرده است. بعد از مرگ ناگهانی جونکو در اثر نیزه هایی که به سینه اش اصابت کرده است، دانش آموزان متوجّه می شوند که هیچ راهی برای مقابله و رویارویی با مدیر مدرسه ندارند و هیچ شانسی در مقابل قدرت او ندارند. مونوکوما بعد از این دانش آموزان را به دنبال انجام تحقیقات برای یافتن این که چه کسی سایاکا را به قتل رسانده است در مدرسه پخش می کند. مونوکوما بعد از اتمام تحقیقات دانش آموزان را به اتاقی که در آن کلاس محاکمه برگزار می شود هدایت می کند. او در آن جا به چندین سوال دانش آموزان حواب می دهد که مهم ترین این سوالات، سوال کیوکو در این مورد که چرا با وجود آن که آن ها 15 نفر هستند، 16 جایگاه در اتاق محاکمه وجود دارد و مونوکوما جواب می دهد که این کلاس ها صرفاً برای حدّاکثر 16 نفر طرّاحی شده اند و کمبود دانش آموزان کلاس باعث نمی شود تا از تعداد جایگاه ها کم شود. کیوکو در ادامه می پرسد که چرا تابلوی تصویر افراد مرده را در جایگاهشان در کلاس گذاشته است. مونوکوما نیز جواب می دهد که برای این که می خواهد دانش اموزان مرده نیز در کلاس محاکمه شرکت داشته باشند. در نهایت ماکوتو نائگی موفّق به پیدا کردن متهّم، لئون کوواتا می شود. که باعث می شود مونوکوما اعدام اش را بر روی وی عملی سازد. بعد از شوکه شدن دانش اموزان از شدّت خشونت اعدام ها مونوکوما با لبخند و تمسخر آن ها را اتاق شان بر میگرداند و این موضوع را به آن ها یادآوری می کند که آن ها هرگز نمی توانند در سوگواری دوستان مرده شان زیاد بایستند. چپتر دوّم دانگانرونپا 1: زندگی پر از ناامیدی پسر روز بعد از اوّلین محاکمه، مونوکوما دانش آموزان را جمع کرده و به آن ها اطّلاع می دهد که حال همگی آن ها می توانند وارد طبقه دوّم ساختمان مدرسه بشوند. دانش آموزان با رفتن به طبقه دوّم و گشتن آن جا متوجّه بسته بودن مدرسه برای چندین سال می شوند و این که رختکن سالن ورزشی بانوان و آقایان هر کدام برای دسترسی احتیاج به کتابچه الکترونیک شخص هم جنس دارند. در این مقطع مونوکوما قانون جدیدی مبنی بر ممنوعیّت اکید تبادل و قرض دادن کتابچه های الکترونیک می گذارد. در جلسه روزانه بین خود دانش آموزان در کافه تریا، بچّه ها این تئوری را مطرح می کنند که به احتمال زیاد با توجّه به رفتار مونوکوما و شرایط بازی آن ها، شخص کنترل کننده پشت او باید یک قاتل روانی معروف باشد. آن ها گمان شان را بر قاتل معروف رسانه ها. جنوساید جک می گذارند. با این حال آن ها در جلسه نمی توانند توضیحی برای عملکرد بی نقص و پیچیده اعدام قبلی مطرح کنند حتّی اگر شخص کنترل کننده به مقدار میلیونی پول دسترسی داشته باشد باز این قضیه برای آن ها بو دار به نظر می رسید. روز بعد، مونوکوما دوّمین انگیزه قتل اش را بین دانش آموزان پخش میکند؛ او نامه ای را شخصاً به هر کدام دانش آموزان داده و به آن ها اخطار می دهد که راز درون نامه هر شخص در صورت رخ ندادن هر گونه قتلی تا 24 ساعت آینده برای همگان برملا خواهد شد. ماکوتو شخصاً باور نمی کند کسی برای همچین دلیلی شخص دیگری را بکشد. روز بعد مونوکوما شخصاً در اتاق ماکوتو ظاهر شده و به او به صورت رو در رو دوّمین قتل این بازی مرگ را اعلام می کند. فوجیساکی چیهیرو در رختکن بانوان به قتل رسیده و جسد او با طناب هایی آویزان و پشت او با خون، عبارت "عطش خون" روی دیوار نقش بسته. مونوکوما بلافاصله دوّمین زنگ تحقیقات را برای پیدا کردن قاتل فوجیساکی چیهیرو آغاز می کند. بعد از اتمام تحقیقات و آغاز کلاس محاکمه، بیاکویا توگامی اذعان می کند که با توجّه به روش قتل و عناصر پیرامون صحنه قتل، قاتل باید جنوساید جک باشد. هر چند با ظاهر شدن جنوساید جک در میان دانش آموزان و اثبات حق خود این نظریه رد می شود. در نهایت با خطایی که از خود قاتل در میانه جدل های محاکمه رخ می دهد، ماکوتو و کیوکو متوجّه می شوند که قاتل کسی جز موندو اوادا نیست. شخصی که بعد از فهمیدن راز شخصی فوجیساکی چیهیرو مبنی بر پسر بودن او و این که او صرفاً به خاطر ضعف بدنی اش لباس دخترها را می پوشید، کنترل خود را سر مقایسه این قضیه با دلایل شخصی خودش از دست داده و از سر حسادت او را کشته. قبل از اعدام موندو، مونوکوما گذشته تلخ هر دو نفر قاتل و مقتول را بیان می کند و پرده از راز ترسناک نامه ی آن ها بر می دارد. با غرق کردن دانش آموزان در نا امیدی، مونوکوما اعدام موندو را، در نهایت بی توجّهی به زجّه ها و ناله ها و خواهش های کیوتاکو ایشیمارو، برگزار می کند و در انتهای اعدام، موندو را تبدیل به کَره خوراکی می کند. چپتر سوّم دانگانرونپا 1: افسانه یک نسل بعد بعد از دوّمین محاکمه، مونوکوما به دانش آموزان اجازه دسترسی به طبقه سوّم را می دهد. در آن جا ماکوتو و ایشیمارو با ماشین تهویه و پاکسازی هوا روبرو می شوند. در همین زمان مونوکوما امده و با شوخی تلخی مبنی بر این که این وسیله یک ماشین زمان بوده که فقط می توانسته همه چیز را به یک دقیقه پیش برگرداند شروع به پاشیدن نمک بر زخم ایشیمارو به خاطر مرگ وحشتناک موندو می کند. بعد از این، ماکوتو عکسی را پیدا می کند که در آن چیهیرو، موندو و لئون را کنار هم نشان می دهد. مونوکوما بلافاصله عکس را از ماکوتو گرفته و پاره پاره می کند. در ادامه، مونوکوما با وعده دادن پول بسیار زیاد به هر کس که بتواند یک قتل موفّق داشته باشد، کلید سوّمین قتل را رقم می زند. با وجود اصرار ساکورا مبنی بر این که زندگی انسان ها را نمی توان با پول خرید، صبح روز فردا، جسد هیفومی یامادا و کیوتاکا ایشیمارو در کمال ناباوری کشف می شود. بعد از انجام تحقیقات و جدل های بسیار در کلاس محاکمه، ماکوتو نائگی به این نتیجه می رسد که قاتل کسی نیست جز سلستیا لودنبرگ، کسی که با فریب دادن هیفومی یامادا برای کشتن کیوکاتا ایشیمارو اقدام می کند و در نهایت هردوی آن ها را با ضربه به سر می کشد. سلستیا که در نهایت خودش را گیر افتاده می بیند کنترل روانی اش را از دست می دهد و می گوید که عمیقاً از این بازی مرگ متنفّر بوده و از اوّل دلش میخواسته زندگی ای تجمّلی در یک قصر باشکوه را داشته باشد. و این که با وجود وعده مونوکوما رسیدن او به هدف هایش از هر چه فکرش را می کرد می توانست سریعتر اتّفاق بیفتد. بعد از اعدام سلستیا، کیوکو به ماکوتو در مورد اتاق مخفی ای می گوید که در بخش از آکادمی پیدا کرده است. ماکوتو برای تحقیقات به آن جا سر زده و در حین انجام بررسی، توسّط شخصی نامعلوم از پشت ضربه خورده و بیهوش می شود. وقتی بیدار می شود، ماکوتو به دنبال صداها سر از سالن ورزش در می آورد. جایی که ساکورا اوگامی و مونوکوما در حال نبردی سرسام آور هستند. چپتر چهارم دانگانرونپا 1: آل استار معذرت خواهی ساکورا اوگامی در برابر مونوکوما ساکورا به مونوکوما اعلام می کند که دیگر نمی خواهد خفّت جاسوس بودن او را به تن بکشد. او حتّی می گوید که حاضر است برای مطمئن شدن از نابود شدن نقشه های مغز متفکّر این داستان با او مبارزه نیز بکند. صبح روز بعد مونوکوما رسماً بین دانش آموزان اعلام می کند که ساکورا اوگامی، جاسوس او بین دانش آموزان بوده و با این کار با یک تیر دو نشانه را میزند. اوّل این که ساکورا را بابت ایستادن جلوی او مجازات کرده و او را رسوا کرده و از طرف دیگر با فشار روانی این قضیه بر دانش آموزان بر سر این که به ساکورا که حالا از جاسوسی کنار کشیده اعتماد کنند یا نه، آن ها به دو دسته تقسیم می کند و به نوعی چهارمین انگیزه قتل را در مدرسه بین دانش آموزان می اندازد. ساکورا برای آرام کردن این آشوب میان دانش آموزان تصمیم به خودکشی می گیرد امّا قبل این کار در وصیّت نامه ی خود انگیزه ها و هدف ها و مشاهدات خود را در این مدّت می نویسد و سعی می کند کاری کند که این نامه بعد از مرگ اش به دوست صمیمی اش در این مدرسه به آئوی آساهینا برسد. امّا مونوکوما نامه را جابجا کرده و نامه ای دیگر با دستخط خودش را به آساهینا می دهد. در این نامه تقلّبی، ساکورا اذعان می کند که به خاطر ناامیدی و فضای ناآرامی که آکادمی را فرا گرفته تصمیم به خودکشی گرفته است. همان گونه که مونوکما انتظار دارد، نامه باعث آشفتگی آساهینا شده و سبب می شود او خود و دیگر دانش آموزان را مقصّر خودکشی ساکورا بداند. بنابراین او تصمیم می گیرد در حرکتی انتحاری، تمام دانش اموزان را به نتیجه اشتباه که خود او قاتل است برساند تا در نتیجه آن همگی بمیرند. برخلاف آن چه مونوکوما انتظار داشت بقیه دانش آموزان موفّق به پیدا کردن راز واقعی پشت پرده این قتل می شوند و به خود ساکورا به عنوان قاتل رای می دهند. بعد از این، مونوکوما نامه اصلی ساکورا را نمایان می کند و آن را می خواند. بعد از خواندن انگیزه های واقعی ساکورا برای خودکشی اش، مونوکوما به طرز وحشیانه ای شروع به مسخره کردن آساهینا، که فریب نامه تقلّبی را خورده بود و حالا در آشفتگی شدید قرار داشت، می کند. مونوکوما که انتظار داشت همه به خاطر حماقت او در مورد کشتن همگی آن ها او را سرزنش کنند و علیه او در آیند در لحظه ی آخر با اشاره نائگی به خود وی نقشه هایش نقشه بر آب می شود. ماکوتو می گوید که علّت اصلی درگیری ها بین دانش آموزان خود مونوکوما بوده و بار گناه را از دوش آساهینا بر می دارد. با این کار دانش آموزان باقیمانده نیز در مقابل مونوکوما در آمده و در مقابل او و مغز متفکّر موضع می گیرند. وقتی در نهایت بیاکویا توگامی و توکو فوکاوا نیز در مقابل مونوکوما و دسیسه هایش قد علم می کنند، مونوکومای خشمگین که به نظر می رسد در نهایت شکست خورده و نمی تواند کسی را اعدام کند در نهایت ناباوری دست به اعدام هوش مصنوعی کمک کننده دانش آموزان یعنی آلتر اگو، به علّت اقدام وی جهت هک کردن سیستم امنیّتی مرکزی آکادمی، می زند. با این کار او نشان می دهد که از همان ابتدا از وجود این هوش مصنوعی اطّلاع داشته و خود او بوده که اجازه میداده آلتر اگو به اطّلاعات آکادمی دسترسی داشته باشد و صرفاً منتظر موقعیّت مناسب می گشته تا از شرّ او خلاص شود. در نهایت قبل از خروج دانش آموزان، مونوکوما شروع به خواندن بخش آخر وصیّت نامه ساکورا می کند و به نقطه ای می رسد که طی آن ساکورا می گوید که مغز متفکّر پشت این داستان در حال انجام "کارهایی" با بدن دانش آموزان مرده است... و مونوکوما بلافاصله از خواندن ادامه نامه صرف نظر می کند و جزییات بیشتری به دانش آموزان نمی دهد. چپتر پنجم دانگانرونپا 1: 100 مایل جهش، عذاب آشغال غذای آشغالی یاسوهیرو هاگاکوره به همراه دیگران در حال کالبد شکافی مونوکوما با متحّد شدن تمام شش دانش آموز باقی مانده علیه مونوکوما و مشخّص شدن این که ضربه نهایی ساکورا اوگامی، شکستن قفل اتاق کنترل مغز متفکّر بوده، او متوجّه می شود که دیگر باید کار این بچّه ها را سریعاً یکسره کرد. برای همین او دست به رو کردن ستاره خودش، یعنی موکورو ایکوسابا می زند. در اواسط شب ماکوتو، بیاکویا و یاسوهیرو هاگاکوره و دیگر دانش آموزان را در حال کالبد شکافی مونوکوما می یابند. بیاکویا اذعان می کند که او این عروسک را استثناء غیر فعّال بر روی زمین پیدا کرده و تصمیم بر باز کردن اش گرفته است. بعد از صحبت ها همگی شروع به باز و بسته کردن مونوکوما برای سر در آوردن از کار اش می کنند. مونوکوما بعد از مدّتی، گروه دانش آموزان که دور هم جمع شده بودند (به غیر از کیوکو کیریگیری) را غافلگیر می کند و آن ها را با خود با اتاق کنترل خود می برد. در آن جا او به دانش آموزان نشان می دهد که همگی آن ها تا کنون در حال ضبط و پخش شدن برای کلّ دنیا بوده اند. بعد از این مونوکوما به بقیه دانش آموزان می گوید که باید تحقیقات خود را برای پیدا کردن قاتل ایکوسابا موکورو شروع کنند. بعد از اتمام تحقیقات و شروع محاکمه، مونوکوما از قصد تلاش می کند تا اتّهامات را بر گردن کیوکو بیندازد و دانش آموزان را به شک کردن به او سوق دهد. تنها برای این که او این اتّهامات را از خود دور کند و بر گردن ماکوتو بیندازد. در هیاهوی محاکمه، ماکوتو نائگی، ابر خوش شانس ترین دانش آموز دبیرستانی، هنگامی که برای تبرئه خود و اثبات بی گناهی اش تلاش می کند ناگهان با فریاد "وقت تمومه" مونوکوما روبرو می شود. مونوکوما در نتیجه محاکمه او را قاتل دانسته و اقدام به اعدام او می کند. امّا از روی شانس یا هر چیز دیگر، آلتر اگو که هنوز بر روی سیستم فعّال بود اقدام به دخالت در اعدام او می کند و او از اعدام زنده می ماند و به درون گودال آشغال دانی مدرسه می افتد. مونوکوما که از شکست اعدام عصبانی است کنترل خود را حفظ کرده و با خنده ای از حرص می گوید که ماکوتو به درون گودال آشغال دانی افتاده و هیچ راهی برای خروج ندارد و خود به خود در همان جا خواهد مرد. امّا این نقشه مونوکوما نیز نقشه بر آب می شود و کیوکو موفّق به نجات دادن نائگی از آن جا می شود. چپتر ششم دانگانرونپا 1: ابر درد، ابر عذاب، ابر ناامیدی، ابر مجازات، ابر مرگ با برگشتن کیوکو و ماکوتو نائگی و به زیر پا رفتن قوانین بازی توسّط خود مونوکوما، از از لحاظ منطق حاکم بر بازی مرگ اش به گوشه کشانده شده و کیوکو از همین ضعف استفاده کرده و از او درخواست یک باز-محاکمه عادلانه می کند. مونوکوما این چالش را قبول کرده و شرایط محاکمه را به گونه ای تنظیم می کند که اگر دانش آموزان بتوانند تمامی رازهای این مدرسه (اعم از مرگ ایکوسابا موکورو و هویّت مغز متفکّر) را پیدا، کشف و حل کنند او اجازه می دهد آن ها مدرسه را ترک کنند. امّا اگر شکست بخورند، او همه ی آن ها را از زیر تیغه ی اعدام خواهد گذراند. بعد از این اعلام مونوکوما تلاش اش را می کند تا در چندین برهه مدارک و شواهد مهمّی که در آکادمی پیدا می شود را نیز از بین ببرد. طی باز-محاکمه، مونوکوما از تخت همیشگی خود در اتاق محاکمه بلند شده و در جایگاه شانزدهمین دانش آموز می نشیند. او در نتیجه گیری ها صحبت های دانش آموزان دخالت می کند و سعی می کند آن ها را از موضوع خاطرات از بین رفته و پاک شده منحرف کرده و بیشتر به سمت قتل موکورو معطوف کند. امّا مونوکوما کم کم خونسردی خود را با نزدیک شدن افکار دانش آموزان به این که ایکوسابا موکورو در اصل مرگ اش به مدّت ها پیش بر می گشته و تنها مربوط به شب قبل نبوده از دست می دهد. آن ها در طی محاکمه متوجّه نیت های مغز متفکّر داستان در پنهان کردن مرگ موکورو ایکوسابا می شوند و می فهمند که هدف این قضایا تنها پوشاندن هویّت جونکو انوشیما با مرگ تقلّبی وی بوده است. مونوکوما که دیگر راهی برای فرار خود از منطق دانش آموزان نمی بیند. به جای تسلیم شدن، خود را برگردانده و جونکو انوشیما را نمایان می کند. با آمدن مغز متفکّر بر روی صحنه، محاکمه وارد سطح دیگری از نبرد روانی بین دانش آموزان می شود. در نهایت بعد از گناهکار شناخته شدن جونکو در قتل خواهرش موکورو، او و مونوکوما با هم در ابر مجازات کشته شده و پرونده اوّلین دانگانرونپا بسته می شود. در نهایت، بعد از ختامه داستان می بینیم که عروسک مونوکوما در سالن محاکمه زنده است و بعد از این که بقیه دانش آموزان موفّق به فرار از مدرسه شده اند به تنهایی در آکادمی، ادّعای سلطه به همه چیز را می کند و با خنده ای می گوید: من مونوکوما ام.... من مدیر شما... مدیر کلّ این مدرسه ام. مقدّمه دانگانرونپا 2: به جزیره دانگان خوش آمدید! ترس در اردوی مدرسه ای دل انگیز؟ مونوکوما با هک کردن نرم افزار Neo World وارد بازی مرگ جدیدی می شود. او اوّلین حضور اش را بعد از این که اوسامی، دانش آموزان را برای شنا به دریا می فرستد ظاهر می شود. دقیقاً بعد از وقتی که هاجیمه هیناتا خجالت اش را کنار می گذارد و سعی می کند به بقیه در دریا ملحق شود، او با تغییر تنظیمات دوربین ها در نمایشگر ساحل ظاهر شده و به دانش آموزان می گوید که در پارک جابرواک حاضر شوند. وقت همگی خود را به پارک جابرواک می رسانند او از پشت مجسّمه بیرون پریده و در معرّفی ای پرهیاهو خود را مدیر مدرسه معرّفی می کند. بعد از معرّفی خود به عنوان مدیر آکادمی امید و مدیر اردوی مرگبار مدرسه ای. مونوکوما بعد از این، طی دعوا و جنگ و جدلی با اوسامی، او را شکست داده و عصای جادویی اش را می شکند. او بعد از این طی زد و خوردی، چهره اوسامی را به میل خود تغییر داده و او نام او را مونومی می گذارد و بعد از این ادّعا می کند که او برادرش است. بعد از این وقتی مونومی بر روی اعصاب مونوکوما راه می رود. او تا می خورد مونومی را می زند و بعد از این که ایستادگی مونومی کاملاً اعصاب مونوکوما را به هم میریزد، او به مونوبیست ها دستور میدهد تا او را اعدام کنند. بعد از تیرباران شدن مونومی به دست مونوکوما، اردوی مرگبار مدرسه ای به طور رسمی آغاز می شود. چپتر اوّل دانگانرونپا 2: مقصد، ناامیدی مونوکوما، بر خلاف بار اوّل در این بازی مرگ در دفعه ی اوّل هیچ انگیزه ای را به دانش آموزان نمی دهد. چرا که یکی از دانش آموزان از قبل خودش برنامه قتل را چیده و دیگری نیز آن را اجرا کرده است. چپتر دوّم دانگانرونپا 2: دریا و مجازات، نارگیل و گناهان چند وقت بعد از محاکمه اوّل، مونوکوما شروع به جمع کردن دانش آموزان در جزیره مرکزی می کند و به آن ها انگیزه قتل دوّم شان را می دهد، یک بازی ویدیویی! یک بازی ویدیویی که در حقیقت رازهای مربوط به دو شخصیّت را در خود داراست. بعد از قتل و تحقیقات و محاکمه، فویوهیکو کوزوریو در اعدام دخالت کرده و به شدّت مصدوم و زخمی می شود. مونوکوما ناچاراً برای زنده ماندن وی دست به کار می شود و سعی می کند او را نجات دهد. چپتر سوّم دانگانرونپا 2: گیر افتاده توسّط عطر اقیانوس مونوکوما بعد از مدّتی توسّط آکانه اواری به مبارزه طلبیده می شود. مونوکوما به او اخطار می دهد که این خلاف قوانین است که با او مخالفت کنند، امّا وقتی می بیند آکانه از حرکت خود دست نمی کشد وارد مبارزه شده و او را به سختی شکست می دهد. در نهایت او سعی می کند با اسلحه پلاسمای خود آکانه را از بین ببرد که ناگهان نیدای به میان پریده و از آکانه محافظت می کند و در عوض به شدّت زخمی می شود. نیدای که در مرز مرگ قرار دارد توسّط مونوکوما برداشته شده و تحت مراقبت وی قرار می گیرد تا احیاء شود. مونوکوما بعد از این، انگیزه سوّمین قتل را رو می کند، بیماری ناامیدی. او سه نفر از دانش آموزان را به این بیماری مبتلا کرده و در ادامه به علّت واگیر دار بودن بیماری، شخص چهارمی نیز به این بیماری مبتلا شده و در اثر آن تصمیم به قتل دو نفر از دوستانش می گیرد. چپتر چهارم دانگانرونپا 2: آیا ابر ربات ها رویای ماشین ساعتی را می بینند؟ این بار مونوکوما با فریب دادن دانش آموزان، آن ها وارد برج های انگور و توت فرنگی می کند و به عنوان انگیزه قتل به آن ها تا سر حدّ مرگ در برج کاملاً بسته، گرسنگی می دهد. این حقّه جواب می دهد و یک دانش آموز تصمیم به قتل نکومارو نیدای گرفته و موفّق می شود او را به قتل برساند. چپتر پنجم دانگانرونپا 2: خنده به امید به نام نا امیدی در انتهای این چپتر مونوکوما با پیدا شدن قاتل، با مقاومت مونومی روبرو می شود و او نمی گذارد که مونوکوما، بهترین یارش، چیاکی را بکشد. مونوکوما بعد از درگیری اساسی ای که با می کند در نهایت لو می دهد که او میلیون ها بلکه میلیارد و تیریلیارد ها جایگزین برای خود دارد در حال که مونومی در نهایت چیزی بیشتر از ده ها عدد از خود برای مقاومت نداشته باشد. مونومی تسلیم شده و مونوکوما در نهایت تمامی مونومی ها و چیاکی را در اعدامی خون بار، متناسب با مهارت ابر گیمر دبیرستانی، به نام لطفاً سکّه را وارد کنید، به قتل می رساند. چپتر ششم دانگانرونپا 2: و اینک پایان، بدرود آکادمی ناامیدی در نهایت تمام رازهای پروژه Neo World و به همراه ذات اصلی دنیا و نقش مونوکوما در آن کاملاً لو رفته. در نهایت در کلاس محاکمه، بعد از لو رفتن هویّت مونوکوما او هویّت اصلی اش، یعنی جونکو انوشیما (AI) را نمایان می کند. تاریخچه در ابر آکادمی جوانان مستعد مونوکوما این بار به همراه بچّه هایش، بار دیگر در دانگانرونپا V3 ظاهر می شود. او تنها شخصیّتی است که از نسخه های قبلی مجموعه به این نسخه نیز آمده و هیچ تشابهی بین خطوط زمانی این نسخه و خط زمانی دانگانرونپا 1 و 2 شاهد نیستیم. به این علّت که مونوکوما به تنهایی می تواند اختیار خود را داشته باشد، نیاز به مغز متفکّری که او را از پشت کنترل کند وجود ندارد، برای همین منظور سومیگی شیروگانه به راحتی می تواند میان دانش آموزان به نقش پرداختن در ترم مرگبار مدرسه ای بپردازد. مونوکوما در داستان این نسخه توسّط تیم دانگانرونپا برای مجری گری و هدایت برنامه برای سرگرم کردن اهالی دنیای سرگرمی ساخته شد. سابقه او از اوّلین نسخه دانگانرونپا برای هدایت زندگی مرگبار مدرسه ای و دوّمین حضور اش در جزیره جابرواک به عنوان مجری و دوباره هدایت کننده اردوی مرگبار مدرسه ای، باعث محبوبیت او و مطرح شدن اش به عنوان نماد مجموعه شد. برای همین سران تیم دانگانرونپا نه تنها او را در تمامی این مدّت در مجموعه نگه داشته بلکه به او هویّت و داستان بیشتری دادند و برای پشتیبانی او مونوکوما کابز ها را نیز خلق کردند. دانگانرونپای 52ـوم هر چند در بازی دقیقاً اشاره نشده ولی مونوکوما به احتمال بالایی در دانگانرونپای پنجاه و دوّم به همراه سومیگی و رانتارو شرکت داشته و در ان جا نیز نقش مجری را داشته. مونوکوما همچنین شخص مسئول، بابت مجازات تعیین شده برای رانتارو که او را محکوم به شرکت در 53 مین بازی مرگ می کرد نیز هست. مقدّمه دانگانرونپا V3: ابر بازگشت مونوکوما اوّلین حضور اش را در میان دعوای مونوکابز ها نشان می دهد. او بچّه های خود را با حضوری ناگهانی اش غافلگیر می کند. بچّه های او که از نبود پدر شان دلخور بودند با دیدن مونوکوما که از پشت تریبون سالن ژیمناستیک با بال ظاهر می شود بسیار خوشحال شده و مقدّمات حضور قدتمند پدرشان را فراهم می کنند. بعد از ورود مونوکوما، او شروع به تعریف از بچّه هایش می کند امّا زیادی حرف زدن آن ها باعث عصبانی شدن مونوکوما شده و او شروع به کتک زدن مونوکابز ها می کند. بعد از این دعوا، مونوکوما رو به دانش آموزان کرده و خود را مدیر آکادمی و طرّاح اصلی بازی مرگی که آن ها با آن روبرو هستند معرّفی می کند. بعد از توضیحات پیرامون بازی مرگ و قوانین اش، او سالن را ترک کرده و دانش آموزان را تنها در بهت شان باقی می گذارد. چپتر اوّل دانگانرونپا V3: کلاس محاکمه من، کلاس محاکمه ما بعد از معرّفی و آغاز رسمی بازی مرگ، دانش آموزان موفّق به پیدا کردن راه مرگبار ناامیدی می شوند. بعد از تلاش های پیاپی و شکست خوردن ها متعدّد، وقتی همگی از ناامیدی بر روی زمین افتاده اند، مونوکوما و فرزندانش ظاهر شده و شروع به تمسخر و تحریک آن ها می کنند، مونوکوما در این حین به آن ها می گوید که مهم نیست چقدر تلاش کنند، دست آن ها هرگز به دنیای بیرون نخواهد رسید. بعد از این که کایتو موموتا دست به اعمال خشونت بر علیه مونوکوما می زند، مونوکابز ها با اکسیسال ها ظاهر شده و سعی می کنند تا با نمونه کردن کایتو از بقیه زهر چشم بگیرند، امّا اشتباهاً آن ها خود مونوکوما را منفجر کرده و باعث "مرگ" وی می شوند. دانش اموزان که غم و غصّه فرزندان مونوکوما رو می بینند، باور می کنند که او مرده و بازی مرگ دیگر تمام شده. روز بعد مونوکوما در کمال ناباوری ظاهر شده و اعلام می کند که او باید در عمل مرده باشد امّا به خاطر دستگاه مرموزی، زنده مانده و دوباره به حیات برگشته. مونوکوما بعد از این اوّلین انگیزه قتل را برای دانش آموزان فراهم می کند. مونوکوما برای انگیزه دادن برای قتل می گوید که اوّلین شخصی که موفّق به قتل کسی بشود شامل پرک مخصوص قتل اوّل شده و می تواند بدون محاکمه از این آکادمی بیرون برود ولی اگر کسی تا 24 ساعت آینده دست به هیچ قتلی نزند، او همگی دانش آموزان را با مونوکوما های متعدّد، دانه به دانه به قتل خواهد رساند. یک ساعت قبل از موعد مقرّر، مونوکوما در مانیتور های آکادمی ویدیویی عجیب با آهنگی پر تنش پخش می کند. طولی نمی کشد که در این هیاهو اوّلین قتل اتّفاق افتاده و مونوکوما با دادن مونوکوما فایل به دانش آموزان آن ها را راهی اوّلین تحقیقات شان می کند. بعد از اتمام تحقیقات، مونوکوما دانش آموزان را به حیاط آکادمی فرا می خواند و در آن جا دانش آموزان وراد سالن کلاس محاکمه می شوند و در آن جا مونوکوما و مونوکابز ها را بر روی تختی که بر آن نشسته اند می بینند. بعد از این که شوئیچی سایهارا موفّق به پیدا کردن متهّم می شود، مونوکوما و مونوکابز ها بلافاصله وارد عمل می شوند تا اعدام را شروع کنند، امّا کایتو، تنکو و گونتا جلو پریده و از کائده با وجود حضور اکسیسال ها در مقابل شان دفاع می کنند. کائده که وضعیّت موجود را می بیند، فریاد زده و از آن ها می خواهد که این کار را تمام کند و می گوید که او دیگر آماده مرگ شده است. بعد از اعدام مرگبار کائده آکاماتسو به وسیله طناب دار و پیانو، مونوکوما که از خیانت مونودام از پشت به مونوکید و کشتن او بسیار غافلگیر شده، ابتدا کنترل خود را برای لحظه ای از دست می دهد ولی در نهایت به خود مسلّط شده و موضوع را به کنار می گذارد. در نهایت بعد یک اعدام و محاکمه مرگبار، او دانش آموزان را با مونوکایز ها تنها می گذارد و از سالن محاکمه خارج می شود. چپتر دوّم دانگانرونپا V3: خطّی باریک میان بهشت و جهنّم در اوایل چپتر مونوکوما را می توان به همراه کایتو در کازینو دید. بعد از این که مونوکوما او را به سراغ سخت ترین بازی موجود در کازینو می فرستد و کایتو همه پول اش را از دست می دهد، مونوکوما به او حسابی خندیده و او را مسخره می کند. بعد از این مونوکوما دوّمین انگیزه قتل را به دانش آموزان می دهد، مونوپدهایی که هر کدام افراد مهم هر شخص را به او نشان می دهد و سرنوشت شان را نامعلوم نشان می دهد. مونوکابزها اشتباهاً مونوپد ها را جابجا پخش می کنند و مونوپد هر شخص به شخص دیگری می رسد به غیر از مونوپد کیرومی توجو که به خودش رسیده و زمینه ساز قتل دوّم می شود. بعد از به قتل رسیدن ریوما هوشی، مونوکوما دانش آموزان را برای دوّمین کلاس محاکمه فرا می خواند. بعد از این که طی محاکمه، شوییچی قاتل را پیدا می کند مونوکوما اعلام می کند که متهّم را بلافاصله مجازات خواهد کرد، کیرومی که از از سرنوشت خود مطلّع بود شروع به فرار کردن می کند تا بتواند به کشور اش برگردد، امّا او توسّط مونوکوما تعقیب شده و به فجیع ترین وجه ممکن اعدام می شود. مونوکوما نیز که از عمل مونودام در نابود کردن مونوسکه به شدّت شوکّه شده نیز از شدّت تعجّب منفجر می شود و یکی دیگر از عروسک های خود را از بین می برد. چپتر سوّم دانگانرونپا V3: دانش آموز انتقالی از آن سوی قبرها بعد از این که مونودام با کمک بقیه مونوکابز ها کنترل کلّ آکادمی را به وسیله اکسیسال ها می گیرد، مونوکوما از شوک وارده کچل می شود و کار به جایی می رسد که او به صورت کچل و بهت زده تا مدّت زیادی باقی می ماند و باعث نگرانی مونوفانی و مونوتارو می شود. بعد از اصرار و خواهش دو مونوکابز پشیمان از بلایی که سر پدرشان آوردند، ناگهان مونوکومای دیگری ظاهر می شود و می گوید که تا به حال او در سفر بوده و عروسکی که کچل شده در اصل اصلاً او نبوده است و به عنوان جایگزین گماشته شده بوده. همچنین روح یکی از مونوکوما ها را می توان در یکی از سه اتاق تاریک پیدا کرد. احتمالاً این روح مربوط به همان مونوکومایی که توسّط اکسیسال ها از بین رفته است، باشد. چپتر چهارم دانگانرونپا V3: زندگی کن و بذار این دنیای خسته هم زندگی بکنه مونوکوما که هنوز از هدر شدن انگیزه قتل قبلی بسیار ناراحت است در اتاق بازی تنها و مخفیانه هنگام نیمه شب، با کوکیچی ملاقات می کند. کوکیچی از مونوکوما درخواست می کند برای هیجان انگیز تر شدن این بازی، دوباره از یک انگیزه قتل جدید استفاده کند و ایده ی جدیدی را به مونوکوما می دهد. مونوکوما قبول می کند و از چراغ فلش بک جدیدی به عنوان انگیزه چهارمین قتل استفاده می کند. چپتر پنجم دانگانرونپا V3: سفری بدون ذوق یا هدف بعد از مرگ همه ی مونوکوما ها در طی اعدام ها، مونوکوما را می بینیم که در غم و اندوه آن ها نشسته است و تابلوی ترحیم آن ها را بر دیوار نصب کرده است. وقتی دانش آموزان باقی مانده در کافه تریا جمع می شوند، مونوکوما به آن ها سعی می کند جایزه زنده ماندنشان از چهارمین کلاس محاکمه را بدهد، امّا آن ها که تجربه خوبی از این هدایا ندارند آن را قبول نکرده امّا مونوکوما به زور موفّق به دادن هدایایش می شود. هنگامی که کی-بو و شوییچی در حال بررسی مکان های باز شده جدید هستند با دری فوق امنیّتی روبرو می شوند و با نزدیک شدن به آن آژیری بزرگ به صدا در می آید. مونوکوما با عصبانیت خود را به آن جا رسانده و آژیر را غیر فعّال می کند. دانش آموزان در مورد مکان پشت در از او می پرسند. او نیز تصمیم می گیرد به آن ها اججازه بدهد وارد آن جا شوند، از آن جا که دیگر مونوکایز ها مرده بودند دور کردن دانش آموزان از این اتاق فایده خاصّی برای او نداشت. او دکمه آژیر را به شوییچی می دهد. بعد از دادن آژیر، او به شوییچی می گوید که رمز اتاق را فقط او و مونوکابز ها می دانند ولی حالا که این اتاق اهمیّتی ندارد او رمز را خواهد زد تا دانش آموزان هر وقت خواستند وارد اتاق شوند. بعد از زدن رمز، شوییچی و کی-بو وارد اتاق می شوند و با اکسیسال های غیر فعّال روبرو می شوند. مونوکوما نیز بیان می کند که حالا که مونوکایز ها مرده اند و کسی برای هدایت اکسیسال ها وجود ندارد، ورود و خروج به این اتاق هم برای او چندان دردسر ایجاد نمی کند. در ادامه ی بررسی مکان های جدید، شوییچی به آزمایشگاه رانتارو می رسد امّا متوجّه می شود که در آن جا بسته است. مونوکوما در همین لحظه ظاهر می شود و به شوییچی می گوید که طبق قوانین مدرسه اگر شخصی قبل از کشف آزمایشگاهش مرده باشد، در ان آزمایشگاه تا ابد بسته مانده و کسی نمی تواند وارد آن شود. روز بعد دانش آموزان برای چیدن نقشه ای برای از بین بردن مونوکوما دور هم جمع می شوند و سعی می کنند با نابود کردن او این بازی مرگبار را یک بار برای همیشه تمام کنند. امّا مونوکوما برای یک روز کامل ظاهر نمی شود و انتظار آن ها در سالن ژیمناستیک بی نتیجه می ماند تا این که کوکیچی ظاهر شده و با دادن الکتروهمر هایی که میو ساخته به آن ها، شانسی جدید برای رد کردن "مسیر مرگبار ناامیدی" به آن ها می دهد. بعد از موفّقیت دانش آموزان در عبور از راه مرگبار ناامیدی، آن ها ناگهان در انتهای مسیر با کوکیچی روبرو می شوند و او نیز در کنار درب خروجی اظهار می کند که او مغز متفکّر این برنامه و کنترل کننده مونوکوما بوده است و همچنین کسی که سردسته گروه از بین برنده پروژه گوفر بوده خود او بوده است. او بعد از این به دروغ می گوید، شخصی که باعث وارد شدن مونوکوما به درون سفینه شده خود او بوده است و باعث و بانی حضور اجباری تمام دانش آموزان در ترم مرگبار مدرسه ای تمام و کمال خود او بوده است. در نهایت نیز با مقاومت کایتو، کوکیچی ناچاراً او را گروگان گرفته و با خود می برد. بعد از به گروگان گرفته شدن کایتو، می توان مونوکوما را دید که توسّط چهار اکسیسال محاصره شده است. روز بعد از این اتّفاقات، با وارد شدن دانش آموزان به اتاق اکسیسال ها، آن ها با بدنی له شده زیر دستگاه پرس روبرو می شوند و با غیب شدن کایتو و کوکیچی به صورت همزمان، همه چیز طبق نقشه کوکیچی پیش می رود و مونوکوما نمی تواند حدس بزند که قتل چگونه اتّفاق افتاده و به همین علّت در حکمیّت اش در کلاس محاکمه دچار مشکلات عدیده می شود. بعد از فراخوان مونوکوما و حضور تمامی دانش آموزان در کلاس محاکمه، مونوکوما این بار بدون مونوکابز های دوست داشتنی اش کلاس را شروع می کند. بعد از درخواست دانش آموزان برای نمایان کردن قاتل، مونوکومای سردرگم با ناامیدی از "کوکیچی" می خواهد که وارد صحنه شود. بلافاصله بعد از این دعوت اکسیسالی وارد صحنه می شود و با نشستن همزمان در دو جای کایتو و کوکیچی، حسابی تمام دانش آموزان و مخصوصاً مونوکوما را گیج می کند. بعد از این که شوییچی موّفق به کشف هویّت قاتل که همان کایتو بود، می شود. مونوکوما بلافاصله تصمیم به اعدام او می گیرد امّا ماکی اجازه نداده و جلوی مونوکوما می ایستد و نمی گذارد تا او کایتو را حتّی اگر به خاطر مریضی اش در حال مرگ باشد، بکشد. مونوکوما که ماکی را آماده ی کشتن او می بیند، در حرکتی غافلگیر کننده از نسخه جدید مونوکابز ها رونمایی می کند و ناگهان هر پنج مونوکابز مرده دوباره در صحنه ظاهر می شوند. تنها معنی این حرکت را می توان این طور دریافت کرد که اکسیسال ها برای دفاع از مونوکوما دوباره می توانند فعّال شوند. کایتو که می بیند هیچ چیزی حتّی اکسیسال ها هم جلوی خشم و اندوه ماکی را نمی گیرد در نهایت خودش جلو او را گرفته و به او می گوید که بهتر است به جای نگرانی در مورد او نگران خود و بقیه باشد. بعد از این او رو به مونوکوما می کند و می گوید خودش شخصاً نمی گذارد که در اعدام او کشته شود. در نهایت مونوکوما اعدام او را اجرا می کند امّا در میانه اعدام، کایتو به علّت بیماری اش جان داده و به خاطر اعدام نمی میرد. به همین علّت اعدام شکست خورده و مونوکوما از این بابت بسیار خشمگین می شود. بعد از اتمام کلاس محاکمه، مونوکوما به مونوکایز ها دستور می دهد که از آن جا خارج شوند و خودش شخصاً به چراغ فلش بکی به سراغ دانش آموزان رفته و باعث می شود که آن ها خاطرات جدیدی از گذشته شان به یاد بیاورند. چپتر ششم دانگانرونپا V3: بدرود دانگانرونپا با خشمگین شدن کی-بو و تصمیم به نابودی آکادمی و بازی مرگ با هم، نبرد سنگینی بین او و مونوکوما و مونوکابز ها صورت می گیرد. در همین حین بقیه دانش آموزان به کمک هم سعی در پیدا کردن اسرار مدرسه و بازی مرگ می کنند و با وجود سرگرم بودن مونوکوما به کی-بو کسی مزاحم آن ها نمی شود. بعد از پیدا کردن تمام رازهای آکادمی و در نهایت استعداد اصلی رانتارو، شوییچی که به شدّت از مونوکوما بابت اعدام اشتباه کائده عصبانی است و او را به خاطر زیرپا گذاشتن قوانین اش مقصّر می داند درخواست یک کلاس محاکمه دیگر برای روشن کردن همه چیز، از جمله قاتل اصلی رانتارو و پایان دادن این بازی مرگ، می دهد. مونوکوما قبول کرده و کلاس محاکمه ی آخر با حضور مونوکابز ها برگزار می شود و مونوکوما آن ها را مجبور می کند که در کنار بقیه دانش آموزان در محاکمه و بحث ها شرکت کنند، هر چند با نزدیک تر شدن شوییچی سایهارا به حقیقت، و خراب کردن ها متمادی مونوکابز ها در بحث ها، مونوکوما دست به منفجر کردن تک تک شان به نوبت می شود و با دکمه ای در اواسط محاکمه هر پنج تای آنان را از بین می برد. بعد از این که سومیگی شیروگانه به عنوان مغز متفکّر این بازی مرگبار لو می رود، مونوکوما بدون اتّکا به کنترل او به فعّالیت اش در محاکمه ادامه می دهد. با ادامه دادن بحث و مقابله با منطق و استدلال ها مونوکوما و سومیگی، در نهایت چهار فرد باقیمانده متوجّه می شوند که آن ها به نوعی "شخصیّت ساختگی" هستند. افرادی که خاطرات، شخصیّت، احساسات و به نوعی زندگی قبلی شان به طور کاملاً دستی پاک شده و با جایگزین کردن شخصیّتی ساختگی و استعدادهای تصنّعی و جدید در آن ها، شرایط شان را برای شرکت در بازی مرگ و سرگرم کردن این بازی بیشتر می کند. مونوکوما و سومیگی در ادامه فاش می کنند که آن ها افراد پشت پرده این بازی مرگ ساختگی هستند و بعد از این در مورد تیم دانگانرونپا به آن ها می گویند. این که مونوکوما ساخته این تیم است تا به عنوان نماد برنامه تلویزیونی "دانگانرونپا" حضور داشته باشد و هر فصل این برنامه را مجری گری کند. مونوکوما همچنین به دانش آموزان ویژگی جدید این فصل که دیدن و تجربه بازی از طریق دید کی-بو برای همگی در پشت تلویزیون را نشان می دهد و دلیل و فلسفه پشت خضور کی-بو در این برنامه را فاش می کند. با داغ شدن بحث در کلاس محاکمه و ادامه روند ناامید شدن چهار نفر باقیمانده، سومیگی سعی می کند با فشار آوردن به دانش اموزان آن ها را مجبور کند تا با اعدام کی-بو و یک نفر دیگر، دو نفر دیگر را نجات دهند و دو نفری که محکوم به اعدام شده اند، مجازات شان شرکت در یک بازی مرگ دیگر در خطّ زمانی دانگانرونپا باشد. با اتمام رای گیری، سومیگی و مونوکوما از دین نتایج شوکه می شوند. هیچ کس رای ـی نداده و طرفداران و بیننده های برنامه از ادامه این وضعیّت ناامید شده اند. مونوکوما که از دین وضعیّت به شدّت بغرنج برنامه ناامید شده، می گوید که این راه تمام شدن برنامه ای واقع گرایانه به این طول و قدمت نیست. سومیگی که می بیند کار برنامه دانگانرونپا تمام است، از زندگی بدون هیجان این برنامه ناامید شده امّا چون اعدامی برای خود حاضر نکرده بود، این موضوع را به کی-بو می سپارد تا او را یکبار برای همیشه از دنیایی که در ان دانگانرونپا وجود ندارد حذف کند. کی1-بی0 (کی-بو) نیز تردید نکرده و با قدرت تمام همه چیز و همه کس را معدوم می کند تا برای همیشه فلسفه دانگانرونپا و وجودش ریشه کن شود. در نهایت بعد از له شدن و مرگ مونوکوما و سومیگی به همراه یکدیگر در حالی که با نگاهی غم بار و افسرده به پایان همه چیز نگاه می کنند، کی-بو با تمام قدرت همه چیز را تمام می کند. اعدام مقاله اصلی: ابر مجازات مقاله اصلی: ابر انهدام موارد دیگر صداپیشه اصلی مونوکوما، نوبویو اویاما، به خاطر صداپیشگی شخصیّت کارتونی معروف ژاپنی، دورائمون معروف است، که شرکت اسپایک چونسافت از قصد برای ایجاد شباهت بین این دو شخصیّت، خانم اویاما را برای صداپیشگی این شخصیّت انتخاب کرد. نوبویو اویاما سال 2015 در اثر نبرد با بیماری دامنتیا، از صداپیشگی بازنشست شده و انصراف داده و آخرین اجرای خود در بازی را در بازی سایبر دانگانرونپا VR به سرانجام رساند. مونوکوما برخی شباهت ها نیز با زیرو III از بازی زیرو اسکیپ داراست. شباهت هایی مثل این که هر دوی آن ها ربات هایی پیرشفته هستند که بر پایه یک حیوان درست شده اند. دیگر شخصیّت مشابه به مونوکوما، در دنیای سرگرمی، بیلی عروسکه از مجموعه ارّه است. هر دو به عنوان نماد و آواتار مغز متفکّر پشت صحنه به کار برده می شوند و رنگ تشکیل دهنده هر دوی ان ها سیاه و سفید و قرمز است. هر دوی آن ها به قربانیان خود فرصت محدودی برای زنده ماندن می دهند و هر دوی آن ها از تله های مرگبار برای به قتل رساندن قربانیان شان استفاده می کنند در چپتر چهارم دانگانرونپا 2 فاش می شود که هم مونوکوما و هم اوسامی از موش ها نفرت دارند و از آن ها می ترسند که این خود اشاره ای دیگر به دورائمون است که او نیز از موش ها می ترسید. در یکی از تئاترهای مونوکوما بین هر روز بازی، او یک جمله به کد مورس می گوید که ترجمه ان می شود که"مطمئن باشید که کوماتین خود را بنوشید" که اشاره مستقیمی به فیلم کلاسیک "یک داستانی کریسمسی" است. چشم شیطانی مونوکوما شباهت زیادی با بخشی از لوگو و علامت آکادمی امید دارد. در جایی از انیمه دانگانرونپا 3 می بینیم که جونکو، هنگام طرّاحی مونوکوما نیم نگاهی به لوگوی آکادمی داشته و از ان برای طرّاحی چشم های مونوکوما الهام می گیرد. صداپیشه مونوکوما در نسخه انگلیسی، برایان بیکوک، صداگذارای مونوسکه را نیز بر عهده داشته مونوکوما، شخصیّت محبوب خالق مجموعه، کازوتاکا کوداکا است. چرا که او به راحتی می تواند هر حرفی را که می خواهد بزند و عملی کند و نوشتن داستان پیرامون او بسیار ساده است. در بخشی از دانگانرونپا V3: هارمونی مرگبار، مونوکوما بیان می کند که از سونیک(جوجه تیغی) متنفّر است. بیشتر دلیل اش نیز به خاطر شهرت اوست. در تاریخ سوّم نوامبر 2017، در توییتر رسمی سونیک، سگا در کلیپی جالب که سه شخصیّت دکتر اگمن، خود سونیک و شدو در آن حرف می زنند جواب خود را به اسپایک چونسافت می دهد. اگمن در کلیپ مذکور با مونوکوما موافقت می کند در حالی که سونیک با عبارت معرف مجموعه دانگانرونپا "تو داری اشتباه می کنی" به مخالفت می پردازد. منابع مونوکوما از وبگاه دانگانرونپا ویکی
  9. گوبلین مخفی

    موبلین مخفی | Secret Goblin نژاد موبلین بازی ها The Legend of Zelda مکان ها غارهای سرتاسر هایریول موبلین مخفی(انگلیسی: Secret Goblin) از شخصیّت های The Legend of Zelda است. او یک موبلین است که برخلاف بقیه ی هم نژادهایش که در سرتاسر محوّطه هایریول قدم میزنند و به دنبال شکار لینک هستند، او در غارهای مختلف هایریول به همراه پول هایش مخفی شده است. محتویات روپی ها منابع روپی ها اگر لینک موفّق به پیدا کردن مخفیگاه های موبلین شود. موبلین به او مقداری روپی جایزه می دهد. مقدار روپی ها البته بسته به میزان سختی پیدا کردن مخفیاه موبلین بین سه مقدار مختلف متغیّر است. در کل 14 مخفیگاه وجود دارد که موبلین در آن ها مخفی شده است. مقدار روپی ها تعداد غارها تعداد غارها (ماموریت دوّم) 100 3 1 30 7 7 10 4 6 هنگامی که لینک هر 14 مخفیگاه موبلین را پیدا کند در آخرین مخفی گاه با یکی از معروف ترین دیالوگ های تاریخ بازی های ویدیویی روبرو می شود:"این بین همه مخفی بمونه." منابع موبلین مخفی در وبگاه زلدا دانجن