ahmad mohseny

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    592
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    6

تمامی مطالب نوشته شده توسط ahmad mohseny

  1. Mason_and_McKnight_BOII.png

  2. Alex_Mason_In_Alaska_BOII.png

  3. Mason_shooting_Steiner.jpg

  4. Mason,_Payback_Intro.jpg

  5. Mason_dallas_1963.png

  6. Mason,_U.S.S.D..jpg

  7. Steiner_operating_Mason_in_Vorkuta.png

  8. Alex_Mason_Dossier_Photo.jpg

  9. Old_Alex_Mason.png

  10. Alex_Mason_single_player_icon_BOII.png

  11. گلادوس

    گلادوس اطلاعات درون بازی اولین حضور پورتال ۱ صداگذار الن مک لین اطلاعات شخصی سازنده شرکت آپرتور ساخته شده از کارولین نژاد ربات وضعیت زنده ( رستگار ) گلادوس ( به انگلیسی : Glados ) یک هوش مصنوعی در شرکت آپرتور است که مدیر شرکت یعنی کیو جانسون دستور ساختن آن را داده تا بعد از مرگ خودش و دستیارش کارولین بتواند شرکت و اتاق های تست را کنترل کند. با این حال گلادوس دچار مشکلاتی بود که به ضرر شرکت تمام شد. محتویات تاریخچه ی شخصیت ساخت گلادوس دخترت را سر کار بیاور نبرد با شل وعده ی دروغین نبرد نهایی بیداری دوباره بازگشت دوباره همکاری با شل منابع تاریخچه ی شخصیت ساخت گلادوس مدیر شرکت آپرتور یعنی کیو جانسون که به دلیل بیماری مرگش نزدیک بود سعی کرد که ذهن خود را به یک ربات انتقال دهد ولی به دلیل اینکه تا قبل از ساخت ربات کیو به احتمال زیاد جان خود را از دست می داد تصمیم گرفت تا ذهن دستیارش کارولین را وارد ذهن گلادوس کند. با وجود مخالفت کارولین او سرانجام کارولین را متقاعد کرد که این کار را انجام دهد. در ابتدا خودآگاهی گلادوس بیدار شده و شروع به قتل عام چند نفر از دانشمندان شرکت می کند و به همین دلیل شرکت او را متوقف می کند. در ادامه و بعد از آن که دانشمندان با متصل کردن چند هسته ی شخصیتی به گلادوس در آزمایشات بعدی او به دانشمندان اثبات می کند که دیگر جنون خود را از دست داده و کسی را نخواهد کشت بنابراین دانشمندان به تدریج به او اعتماد می کنند. دخترت را سر کار بیاور در ادامه گلادوس کارش را خوب در شرکت می گذراند و دانشمندان نیز به او اعتماد کرده بودند. یک روز گلادوس از دانشمندان برای پیشرفت تحقیقات یک نوع سم کشنده اعصاب می خواهد و دانشمندان نیز این سم را برای او تهیه می کنند. آن ها از هدف واقعی گلادوس غافل بودند. گلادوس سعی داشت تا با استفاده از این سم در روزی که با نام دخترت را سر کار بیاور این سم را در تمام شرکت پخش کند تا تمامی دانشمندان و کارکنان کشته شوند. این روز روزی بود که کارکنان می توانستند در آن دخترانشان را به شرکت بیاورند. گلادوس بعد از قفل کردن در های شرکت در این روز برنامه ی خود را اجرا و باعث مرگ تعداد زیادی از کارکنان شد. یکی از بازماندگان یعنی دکتر رت من موفق شد گلادوس را از جنون در بیاورد ولی این کار او باعث شد گلادوس به جای کشتن بازماندگان از آن ها به عنوان نمونه ی اتاق های تست استفاده کند. نبرد با شل به علت اینکه شرکت رقیب آپرتور یعنی بلک مسا باعث حمله ی فضایی ها به زمین شده بود کسی از اتفاقات شرکت آپرتور خبر نداشت و گلادوس به راحتی سال های زیادی شرکت را اداره می کرد. آزمایشات او باعث مرگ تعداد زیادی از نمونه های شد. دکتر رت من که خود یک بیماری روانی داشت تصمیم گرفت برای این که جلوی گلادوس را بگیرد و به لیست نمونه های او سر زده و یکی از افرادی که به علت آمادگی بالا در مقابل گلادوس از لیست نمونه ها حذف شده بود یعنی شل دختر یکی از دانشمندان را در اول لیست قرار داد تا شاید بتواند جلوی او را بگیرد. گلادوس نیز متوجه ی دستکاری شدن لیست نداشت و چون به بخش هایی از شرکت دسترسی نداشت دکتر رت من می توانست در یکی از این بخش ها پناه بگیرد. وعده ی دروغین گلادوس با وعده ی دروغین کیک و آزادی شل را بیدار و مجبور به انجام تست ها کرد. شل از پس تمامی تست ها بر آمد ولی در زمانی که انتظار کیک و خروج را داشت گلادوس قصد سوزاندن او را داشت که نقشه اش با رفتن شل به قسمت تعمیرات به هم ریخت. پس از این گلادوس به شل می گوید که فقط با او شوخی داشته ولی شل به حرف هایش اهمیت نمی دهد. نبرد نهایی در ادامه شل برای فرار مجبور می شود به اتاق مرکزی برود یعنی جایی که گلادوس در آن قرار دارد. گلادوس ادعا می کند که قصد داشته شرکت را از خطر نیرو های فضایی حفظ کند. شل با برگرداندن موشک های گلادوس به سمت خودش و ذوب کردن هسته های شخصیتی او او را نابود می سازد. سپس یک پورتال بالای سر این دو باز می شود که آن ها را به بیرون از شرکت می اندازد. گلادوس به علت ضربه هایی که خورده بود تمامی قطعاتش جدا می شود. نابودی گلادوس بیداری دوباره در ادامه و در پس از ماجراهایی برای شل و دوست رباتیکش ویسلی این دو به آسانسور خروج می رسند. در این هنگام ویسلی قصد دارد که آسانسور را کار بیندازد ولی به صورت اتثاقی باعث بیدار شدن گلادوس که قطعاتش در آن جا افتاده بود می شود. گلادوس اعصبانی پس از خرد کردن ویسلی شل را مجبور به گذشتن دوباره از اتاق های تست می کند. گلادوس برای انتقام سعی داشت شل را در اتاق های تست به هر نحوه ای به قتل برساند. بازگشت دوباره در ادامه و در حالی که شل مشغول گذراندن اتاق های تست است ویسلی نقشه هایی برای نجات او می کشد. در ادامه گلادوس برای اعصبانی کردن شل دروغی درباره ی پدر و مادرش مبنی بر این که آن ها نیز عضور نمونه ها هستند می گوید. در ادامه شل توسط ویسلی نجات پیدا می کند و این دو با هم بار دیگر گلادوس را شکست می دهند. با شکست گلادوس ویسلی کنترل کننده ی شرکت می شود و آسانسور را برای فرار شل فعال می کند ولی به او خیانت و بعد از وصل کردن گلادوس به یک سیب زمینی برای تحقیر او ، او را به همراه شل به پایین ترین قسمت شرکت می فرستد. همکاری با شل در ادامه گلادوس مجبور می شود به عنوان اسلحه برای شل کار کند تا به ویسلی رسیده و او را که با هوش خفیفش در حال نابودی هسته ی شرکت است نابود کند. در ادامه گلادوس صدای مکالمه ی کارولین را با کیو می شنود و به بخش سرکوب شده ی شخصیت خود پی برده و لحن و رفتاری مناسب با شل پیدا می کند. در ادامه و پس از گذشتن از اتاق های تست ویسلی بالاخره این دو با ویسلی روبه رو می شوند و مجبور به نبرد با او می شوند. شل پس از این ۳ هسته ی شخصیتی فاسد را به ویسلی وصل می کند تا انتقال او انجام شود ولی وقتی که شل دکمه ی اضطراری را می زند ویسلی آن جا را بمب باران می کند. در ادامه شکافی بر روی سقف ایجاد می گردد و شل وقتی که می بیند هسته ی شرکت در حال منفجر شدن است یک پورتال به مقصد ماه درست می کند و خود را به همراه ویسلی به ماه می برد. در ادامه گلادوس که حال کنترل شرکت را در اختیار دارد بعد از عادی کردن کنترل هسته موفق می شود که شل را از ماه برگردانده و ویسلی را در ماه رها کند. در ادامه گلادوس به شل اجازه می دهد که از شرکت با آسانسور خروج فرار کند. در این زمان دو دستیار گلادوس یعنی اطلس و پی ـ بادی او را مشاهده می کنند. از آن طرف نیز ارتشی از تروت ها آهنگی از احساسات گلادوس برای شل می خوانند. منابع گلادوس در پورتال ویکی
  12. آرتاس منتیل

    آرتاس منتیل نام آرتاس منتیل جنسیت مرد نژاد انسان_نامرده کلاس شخصیت پالادین_شوالیه مرگ_مبارز مکان سریر یخی نزدیکان ترنس منتیل (پدر)_لیان منتیل (مادر)_کالیا منتیل (خواهر)_جینا پرادمور (نامزد سابق) شاهزاده آرتاس منتیل (Arthas Menethil) پسر شاه ترنس منتیل دوم و شاهزاده سرزمین لردران است که خیلی زود جز شوالیه های دست نقره ای شد. آرتاس در نبرد با نامردگان مل گانس به وسیله ی شمشیر فراستمورن نفرین شده و به یکی از خادمان لیچ کینگ تبدیل شد. محتویات تاریخچه نبرد با ارک ها قتل عام استراث هولم نرثرند مرگ شاه و وفاداری به لیچ منابع تاریخچه نبرد با ارک ها زمانی که با قیام ترال ارک ها دوباره قدرت گرفته بودند شاهزاده آرتاس برای کمک به آتر روشنایی آور به منطقه ی استرن برد رفت. ارک ها یکی از روستاهای منطقه را تسخیر کرده بودند و آرتاس برای نجات مردم با نیروهایش به روستا رفت ولی علی رغم بازپس گیری روستا و مرگ دراکس سیرینوکس، ارک ها تعدادی از مردم روستا را با خود برده و سپس آن ها را کشتند. آرتاس از آیتم Feranor steeltoe برای کشتن ارک ها و رهبر قبیله سنگ سیاه که منجر به این حملات شده بود استفاده کرد و خطر ارک ها را در آن منطقه از بین برد. پس از آن شاهزاده جوان به همراه جینا پرادمور، نماینده ای از طرف آنتونیداس و کاپیتان فالریک برای پیدا کردن منشاء یک طاعون که بخشی از مردم لردران را به نامرده تبدیل کرده بود به مناطق آلوده رفتند. آنها با یک نکرومانسر به نام کل تازاد روبه رو شدند که رهبر نامردگان و منتشر کننده این بیماری بود. آرتاس و همراهانش کل تازاد را تا آندورهال تعقیب کردند و سرانجام او را نابود کردند. کل تازاد قبل از مرگ به آرتاس گفت که رهبر او لرد وحشتی به نام مل گانس است بنابراین آرتاس تصمیم به پیدا کردن این لرد وحشت گرفت. برای پیدا کردن مل گانس، آرتاس و جینا به همراه کاپیتان به استراث هولم رفتند. زمانی که آرتاس به هارت گلن رسید از جینا خواست که به نزد آتر رفته و سریعا نیروی کمکی بیاورد. پس از رفتن جینا آرتاس غلاتی را دید که به تازگی به شهر رسیده بودند و چون آرتاس می دانست که بیماری به وسیله ی غلات آلوده پخش شده متوجه خطر شد. ناگهان مردم تبدیل به نامرده شدند و سربازان مجبور به کشتن آن ها شد. فشار حملات روی شهر زیاد شده بود اما سرانجام جینا و آتر با نیروهای کمکی سر رسیدند. آرتاس با مدیو، آخرین نگهبان مواجه شد. مدیو هشدار داد که با مردمش به کالیمدور فرار کند ولی آرتاس مدیو را نادیده گرفت. قتل عام استراث هولم زمانی که آرتاس به استراث هولم رسید متوجه شد که غلات به شهر رسیده تصمیم گرفت برای اینکه مردم بعد از تبدیل شدن به نامرده به ارتش مل گانس نپیوندند آن ها را قتل عام کند. جینا و آتر از دستور آرتاس پیروی نکرده و از او جدا شدند ولی آرتاس از تصمیمش منصرف نشده و در حالی که مل گانس مردم را به نامرده تبدیلمی کرد آرتاس نیز به کمک فالریک مردم را می کشت. نبرد به نفع آرتاس تمام شده و مل گانس فرار کرد. مل گانس به آرتاس گفت که او را در نرثرند ملاقات خواهد کرد. آرتاس پس از آتش زدن استراث هولم برای کشتن مل گانس به نرثرند رفت. نرثرند آرتاس برای پیدا کردن مکانی برای ساخت پایگاه بخشی از نرثرند را جست و جو کرد. پس از پیدا کردن یک مکان مناسب برای پایگاه او مورد حمله ی دورفهای مورادین ریش برنزی که فکر کرد آن ها نامرده اند قرار گرفت. مورادین ابتدا فکر کرد که آرتاس برای کمک به دورف ها آمده ولی آرتاس اعتراف کرد که این دیدار اتفاقی بود. پس از بنا کردن یک پایگاه و نابودی اردوگاه نامردگان نزدیک، مورادین به آرتاس گفت که برای شکست نامردگان به دنبال شمشیر فراستمورن است. افراد مورادین در جزیره به دنبال این شمشیر افسانه ای بودند و آرتاس می دانست که فقط با فراستمورن توان شکست مل گانس را خواهد داشت. آتر شاه را متقاعد کرد تا اختیارات آرتاس در جنگ را از او گرفته و دستور بازگشت افرادش را بدهد. سرانجام شاه این درخواست را پذیرفت و به سربازان دستور بازگشت داد. آرتاس چندین دورف را برای آتش زدن کشتی های افرادش اجیر کرد ولی بعد از سوختن کشتی ها آن ها را به خیانت متهم کرد و به کمک سربازانش آن ها را کشت. سرانجام نبرد نهایی فرا رسید این در حالی بود که آرتاس و مورادین فراستمورن را پیدا کردند و بعد از کشتن ارواح محافظ آرتاس سعی کرد شمشیر را به دست آورد. علی رغم هشدار مورادین آرتاس با پتک خود کریستال دور شمشیر را شکست که بر اثر برخورد یکی از تکه های کریستال مورادین جانش را از دست داد. آرتاس با فراستمورن خودش را به افرادش رساند که در حال محافظت از پایگاهشان در برابر مل گانس بودند. آرتاس با فراستمورن نتیجه نبرد را تغییر داد و پس از شکست دادن سپاه غضب خودش را به او رساند. مل گانس سعی داشت آرتاس را متقاعد کند که او حال یکی از خادمان لرد وحشت اعظم، لیچ کینگ است ولی آرتاس بدون توجه به حرف های مل گانس او را کشت. مرگ شاه و وفاداری به لیچ منابع ویکی وارکرافت
  13. اسکورپیون

    Scorpion اطلاعات درون بازی صداگذاران دنیل پسینا_جان تراک_سال دیویتا_کریس کاساماسا_جی.جی پری_لان آنتونی دیل_رون پرل من_اد بون_پاتریک سیتا اولین حضور مورتال کمبت اطلاعات شخصی زادگاه ابتدا در دنیای زمین و بعد از مرگ در دنیای زیرین متولد شد وزن ۹۵ کیلوگرم قد ۱ متر و ۸۹ سانتی متر مرگ در هنگام ۳۲ سالگی مرد و بعد تبدیل به موجودی جهنمی شد. سبک های مبارزه هاپکیدو_موی فا_پی گوا جنسیت مذکر نام واقعی هانزو هاساشی لقب اسکورپیون(عقرب) نژاد شبح_سابقا انسان قدرت ها استفاده از آتش کشور ژاپن اسلحه ها شمشیر نینجا_آکس_موگای ریو_شمشیر برود_کونای_شمشیر بلند_اسپیکد میس اسکورپین یا اسکورپیون (به انگلیسی:scorpion) یکی از شخصیت های قابل بازی در سری مورتال کمبت است که به علت قتل خانواده اش توسط کوان چی دشمنی دیرینه با او دارد. محتویات معرفی حضور در سری مورتال کمبت دارک کان مورتال کمبت ۲۰۱۱ وقایع مورتال کمبت x منابع معرفی پدر او یکی از اعضای شیرای ریو بود با این حال پسرش را از پیوستن به گروه منع کرد زیرا نمی خواست پسرش یک قاتل شود‌. متاسفانه هانسو به درخواست پدرش عمل نکرده و عضو شیرای ریو می شود. هانزو بین قبیله یکی از بهترین شینوبی‌ها بود و به دلیل مهارت های باور نکردنی لقب عقرب را به دست آورد. او همیشه سعی می کرد تا برای افتخار افرینی برای رئیس قبیله و گروه تلاش کند؛ با این حال وقتی هانزو از سوی جادوگر پست یعنی کوان چی ماموریت پیدا کرد تا نقشه مقدس عناصر و الواح را از معبد شائولین بدزدد؛ او توسط یکی از جنگجویان لین کوای به نام ساب زیرو (که بعد ها با نام نوب سایبات شناخته می شود) به طور وحشیانه‌ای کشته شد. درنتیجه خانواده و قبیله او توسط کوان چی که به لین کوای قول داده بود؛ به طور فیجع تارومار شد. روح اسکورپیون به قلمرو زیرین فرستاده شد و در آنجا طلسم گشت. او دوباره در زندان ارواح با ساب زیرو مبارزه کرد اما باز هم شکست خورد و این کار باعث شد تا جنگجوی لین کوای فرار کند. حضور در سری مورتال کمبت دو سال بعد از کشته شدن توسط ساب زیرو، کوان چی اسکورپیون را احیا کرد و به قلمروی زمین بازگرداند تا با شانگ تسانگ در اجرای مسابقات همکاری کند. طبق گفته کوان چی اگر او در این مسابقه ساب زیرو بزرگ را شکست می داد؛ می توانست که انتقام خود و قبیله اش را از او بگیرد و در صورت شکست خوردن ؛ روح او به مکان فراموش شده ای تبعید می شد. این امر محقق نمی شد تا این که لو کنگ گورو را شکست داد ؛ با این کار او به ساب زیرو بزرگ دست یافت و با شکست دادن و سوزاندن او، انتقام خود را از وی گرفت. بلافاصله بعد از این کار او آتش گرفت و خاکستر شد و به قلمرو زیرین افتاد. بعد از مدتی در قلمرو زیرین ، اسکورپیون مطلع شد که در دنیای خارج مسابقه جدیدی برگزار شده و ساب زیرو در آن شرکت کرده است. با این خبر او شوکه و خشمگین شد چرا که قاتل او به نحوی به زندگی برگشته بود. اسکورپیون تصمیم گرفت تا ساب زیرو را به طور کامل نابود کند ؛ بنابراین در مسابقات شائوکان حضور یافت. اما در یکی از مسابقات ساب زیرو ، وقتی مشاهده کرد که ساب زیرو پس از شکست دادن رقیب خود، به او رحم می کند؛ فهمید که او برادر کوچک اسکورپین واقعی است. پس از این واقعه اسکورپیون برای فرونشاندن خشم خود تصمیم گرفت تا به جای انتقام ، از این برادر کوچکتر محافظت کند. اما از دید ساب زیرو دلیل این کار مشخص نبود. وقتی حمله شائوکان به زمین با شکست روبرو شد؛ اسکورپیون به طور سهوی آزاد گردید و بار دیگر به زمین امد. او نه با کسی دوست و هم پیمان بود و نه با کسی دشمنی داشت. با این حال شائوکان که توانایی های زیاد اسکورپین‌ را به عنوان یک نینجا دیده بود؛ از او خواست تا با او هم پیمان شود. اسکورپیون این پیمان را پذیرفت اما طول نکشید که از پیمان خود سر باز زد، چرا که فهمیده بود ساب زیرو نیز به عنوان یکی از جنگجویان برگزیده زمینی ، مورد هدف شائوکان قرار گرفته است. بنابراین در مبارزه نهایی با امپراطور اهریمن ، او طرف جنگجویان زمینی را گرفت. با شکست شائوکان و زیر دستانش؛ وضعیت زمین به حالت عادی برگشت و اسکورپیون نیز به دنیای زیرین بازگشت. مدتی بعد از بازگشت او به دنیای زیرین، اسکورپیون شنید که همسر و فرزند او به قتل رسیدند. او با کوان چی جادوگر روبرو شد؛ کوان چی به او گفت که عامل این قتل کسی جز ساب زیرو نیست. با شنیدن این خبر خشم سراسر وجود اسکورپیون را فرا گرفت و بر این شد که ساب زیرو را همانند برادرش نابود کند. اما بعدا کوان چی این موضوع را فاش کرد که او اسکورپیون را فریب داده تا ساب زیرو را به جای خودش قاتل معرفی کند؛ به منظور اینکه اسکورپیون دست از حفاظت از او بردارد. بعد از این کوان چی اراده کرد تا اسکورپیون را به قلمرو زیرین برگرداند اما اسکورپیون با یک حرکت سریع به سمت او دوید و هردوی آن ها به دنیای زیرین بازگشتند. بعد از این واقعه، از آن جا که کوان چی در تله افتاده بود؛ برای سال های متمادی توسط اسکورپیون به منظور انتقام شکنجه داده می شد. کوان چی شانس کمی برای فرار داشت چرا که قدرت او در قلمرو زیرین ضعیف شده بود و برخلاف او، اسکورپیون قدرتش افزایش یافته بود. کوان چی بعد از مدتی با دو تن از نژادهای آنی به نام های مولاک و درامین ملاقات کرد که علیه اسکورپیون می جنگیدند. مدتی بعد از این ملاقات کوان چی از طریق پورتالی موفق به فرار شد و اسکورپیون وی را تعقیب کرد؛ اما متوجه شد که علی رغم کوان چی ، پورتال او را به جای دیگری فرستاده ؛ با این حال او به تعقیب خودش ادامه داد تا در نهایت در اقامتگاه شانگ تسانگ سر در اورد و در آن جا با مولاک و درامین که در کمین او نشسته بودند، مواجه شد. درامین و مولاک اسکورپیون را شکست دادند و وی را به مکانی به نام Soulnado تبعید کردند؛ به امید اینکه نینجای شبح برای همیشه نابود بشود. اسکورپیون توانست قبل از اینکه در Soulnado نابود شود به مکانی به نام Viod فرار کند. او در آن جا خدایان ارشد را ملاقات کرد و برای همیشه به خاطره او چیزی که دیده بود تغیییر کرد. همچنین او مشاهده کرد که رایدن خدایی خودش را قربانی کرد تا جلوی اوناگا را بگیرد و اینکه اوناگا در حال سیطره و پیش روی بود. خدایان ارشد قدرت های ماورای طبیعی وی را افزایش دادند؛ طوری که حالا او قهرمان خدایان ارشد شده بود. خدایان ارشد به او ماموریت دادند تا به جستجوی اوناگا بپردازد و قبل از تخریب قلمروها توسط وی، او را نابود کند. اسکورپیون به دنیای خارج رفت تا مانع دستیابی اوناگا به لوح امیولت که دست کوان چی و شوجینکو شود. او حتی در این راه با نام خدایان ارشد با شوجینکو جنگید؛ اما شکست خورد. در پایان او اوناگا را بین قلمرو ها پیدا کرد و با وی به مبارزه پرداخت ولی فهمید که قادر به شکست دادن او نیست و تنها کسی که می تواند اوناگا را نابود کند شوجینکو است‌. بعد از مدتی ، اسکورپیون دیگر مایل نبود تا در خدمت خدایان ارشد باشد. با این حال خدایان ارشد به او وعده دادند تا در صورت ادامه همکاری ، قبیله شیرای ریو را به همراه همسر و فرزندش دوباره احیا کنند. پس از پذیرفتن درخواست توسط اسکورپیون، قبیله او به همانند خودش در جهنم دوباره متولد شدند. اسکورپیون تعهد کرد تا با نابودی دو فرد انتقام خدایان ارشد را بگیرد و مانع واقعه آرماگدون شود؛ و این دو شخص کسانی نبودند جز دیگون و تیون. هنگامی که تیون به راه خود ادامه می داد تا در مقابل برادرش دیگون بایستد؛ گروه اسکورپیون ناگهان ظاهر شده و به او حمله کردند ؛ اما از اونجایی که آن ها توانایی مقابله با تیون نیمه خدا را نداشتند، اسکورپیون با استفاده از قدرت خود تعدادی اسکلت غول پیکر را از قلمرو زیرین فراخواند تا به تیون حمله کنند؛ با این حال تیون بر این وضعیت چیره گشت و تنها اسکورپیون ماند تا با او مبارزه کند. در این مبارزه نینجای شبح شکست خورد و ناپدید گشت. بعدها اسکورپیون در نبرد آرماگدون شرکت کرد و توسط ساب زیرو کشته شد. جسد او هنگامی مشاهده شد که Kori Blade ساب زیرو در ستون فقراتش فرو رفته بود. دارک کان در ابتدای ماجرا اسکورپیون جنگ بین لوکنگ و ساب زیرو را قطع نمود. پس از شکست خوردن توسط لو کنگ، او به همراه فلش به مکانی دیگر منتقل شد و در آنجا بوسیله بتمن به دام انداخته و تضعیف شد. بعد از مدتی اسکورپیون از محل فرار کرد و پس از گذشت مدت زمانی ساب زیرو را به قلمروی زیرین آورد و با وی درگیر شد. این درگیری سبب شد تا کوان چی آزاد شود. کوان چی ساب زیرو را پیش رایدن فرستاد تا به او هشدار بدهد تا برای جلوگیری از نابودی دنیا با هم متحد شوند و همزمان اسکورپیون را فرستاد تا به دنبال شاهزاده کیتانا بگردد. او به گاتهام رفت و در اینجا با جوکر روبرو گشت ؛ کسی که دیوانه وار سعی می کرد تا هیاهو به پا کند و توسط اسکورپیون زخمی شد. او شاهزاده کیتانا را در اینجا نیافت و به دنبال این ماجرا، وی به مقر واندروومن رفت؛ اما واندروومن اجازه نداد که اسکورپیون در آنجا به جستجو بپردازد. پس از مدتی اسکورپیون به متروپلیس رفت و در آنجا سوپرمن را مشاهده کرد و پس از کشمکش با وی مبارزه نمود. در این هنگام کیتانا که چهره ای عصبانی داشت روبروی اسکورپیون ظاهر گشت. اسکورپیون چاره ای نداشت تا با وی بجنگد. بعد از شکست کیتانا کوان چی ظاهر گشت و به اسکورپیون دستور داد تا کیتانا را پیش رایدن ببرد. در اینجا کیتانا توسط جنگجویان دیگر با خبر شد که موجودی به نام دارک کان قصد ادغام و نابودی دنیا را دارد. بعدها اسکورپیون به همراه شانگ تسانگ و باراکا هم تیم شد تا کاپیتان مارول را به قلمروی زیرین کشانده و شکستش بدهند. مدتی بعد، اسکورپیون با ساب زیرو هم تیم شد؛ آن ها به آکادمی وو شی (Wu Shi Academy) رسیدند. اسکورپیون و ساب زیرو در آنجا با لکس لوثر و کت وومن روبرو شدند. اگر چه ساب زیرو کت وومن را منجمد کرد ولی او و اسکورپیون از لکس شکست خوردند. مورتال کمبت ۲۰۱۱ در این نسخه اسکورپیون با داستانی ریبوت شده، بی خبر از خیانت کوان چی و با داشتن کینه ای از ساب زیرو به کوان چی پیوسته است. در زمانی که رایدن از او خواست که ساب زیرو را بعد از شکستش نکشد، او قبول کرد اما با تحریک های کوان چی اسکورپیون ساب زیرو را کشت. پس از آن ساب زیروی کوچک تلاشی برای گرفتن انتقام کرد ولی دستگیر شد و اسکورپیون نیز ناپدید شد. او پس از این در حال مبارزه با رایدن ناپدید شد ولی بعد ها دوباره پیدا شد و این بار تصمیم گرفته بود با ساب زیرو متحد شود زیرا متوجه ی خیانت کوان چی شده بود. وقایع مورتال کمبت x وقایع به سال ها گذشته بر می گردد. اسکورپیون هنوز در خدمت کوان چی است. او و ساب زیرو با هم تمامی سربازان یگان ویژه به جز رهبران آن یعنی جانی کیج و سونیا بلید و کنشی را کشتند. منابع
  14. کال آو دیوتی: جنگاوری مدرن ۱

    Call of Duty 4: Modern Warfare اطلاعات نام کال آو دیوتی ۴ـ مدرن وارفار ۱ شرکت سازنده اینفینیتی وارد سال های انتشار ۶ نوامبر ۲۰۰۷ برای آمریکای شمالی ـ ۷ نوامبر ۲۰۰۷ برای استرالزی ـ ۹ نوامبر ۲۰۰۷ برای اروپاـ ناشر اکتیویژن سکو ها پلی استیشن ۳ ـ اواس ده ـ ایکس باکس ۳۶۰ـ نینتندو دی اس ـ سبک تیراندازی اول شخص کال آو دیوتی: جنگاوری مدرن یا کال آو دیوتی: مدرن وارفار (به انگلیسی: Call of Duty 4: Modern Warfare) یک بازی تیراندازی اول شخص است که توسط استودیو اینفینیتی وارد ساخته و توسط اکتیویژن انتشار یافته است. محتویات گیم‌پلی داستان داغ پسر ساخت و توسعه نقد و بررسی‌ها منابع گیم‌پلی این بازی از نظر گیم‌پلی شرایط نسبتا بهتری نسبت به بازی قبلی خود دارد. در این بازی بازیکن در مجموع نقش ۵ کاراکتر در بازی را برعهده خواهد گرفت. تنوع سلاح‌ها نیز در این بازی بیش از بازی قبلی است. بازیکن همواره و در تمامی مراحل همراه خواهد داشت و هیچ وقت در یک مرحله تنها نخواهد بود. مکان های بازی شکل های مختلفی دارند و روز و شب نیز در بعضی از مراحل به چشم می خورد. همچنین در بعضی از مراحل، گیم‌پلی مخفی کاری نیز وجود خواهد داشت. در این بازی مکانیک‌های استفاده از سلاح نیز سریع‌تر و کارامدتر از بازی‌های قبلی شده است. کال آو دیوتی مدرن وارفار اولین نسخه از سری Modern Warfare است. داستان بازی دور شخصیت سوپ مکتاویش می گردد که به تازگی توانست در تست تیم task force 141 موفق شود و پس از انجام یک ماموریت با کشتی برای مقابله با تروریست ها داستان اصلی بازی شروع می شود. رئيس جمهور یاسر الفلانی توسط بزرگترین تروریست خاورمیانه خالد الاسد در جلوی هزاران دوربین با شلیک گلوله ی او کشته می شود و ترس تمام جهان را بر می دارد. در این هنگام کشورهایی چون انگلیس و آمریکا که می دانستند اسد به تنهایی قدرت دستگیری و کشتن رئیس جمهور را ندارد برای یافتن حامی اش دست به کار می شوند. خالد ال اسد رئیس جمهور یاسر الفلانی را می کشد. پس از آن تیمی از کشور انگلیس به رهبری کاپیتان پرایس و با عضویت گاس و مکتاویش به نجات یک جاسوس جهانی به نام نیکولاس که حال توسط نیرو های اسد دستگیر شده می روند. آن ها به کمک روس ها موفق می شوند که نیکولاس را نجات داده و با هلیکوپتر از منطقه دور شوند. پس از آن نیکولاس به پرایس می گوید که حمله ی آمریکا به استودیو فیلم ساز اسد اشتباه است زیرا اسد حال در جای دیگریست. نیرو های آمریکایی فرمانده شپرد پس از جنگی سخت با افراد اسد وارد استودیو او می شوند اما متوجه می شوند برنامه از قبل ضبط شده است. آمریکایی ها شروع به تسخیر شهر می کنند. هلیکوپتر پرایس منهدم می شود و اعضای تیم مجبورند پیاده به راه خود به سمت اسد ادامه دهند، از آن طرف تروریست ها در حال شکست خوردن از آمریکایی ها هستند. وقتی که آمریکایی ها قصد رفتن از شهر را دارند هلیکوپتر یکی از تیم ها سقوط می کند و چند سرباز برای نجات او به محل سقوط هلیکوپتر می روند. تیم موفق به نجات خلبان می شود اما در لحظاتی که به ظاهر آمریکایی ها در حال دور شدن از شهر با هلیکوپتر هستند تروریست ها که فقط یک شعار دارند(یا پیروزی یا مرگ)با منفجر کردن یک بمب اتمی در شهر باعث مرگ ۳۰۰۰۰ سرباز آمریکایی شپرد می شوند. انفجار بمب اتمی کاپیتان پرایس و دیگر اعضای تیم به روستایی که اسد در آن مستقر شده می روند و پس از گذشتن از هزاران نفر از افراد دشمن بالاخره به کلبه اسد رسیده و او را دستگیر می کنند. کاپیتان شروع به بازجویی از اسد می کند ولی اسد هیچ جوابی به او نمی دهد تا اینکه تلفن اسد زنگ می خورد و وقتی کاپیتان تلفن را بر می دارد صدای یک نفر را می شنود تروریست روسی ایمران زاکائف. پرایس یادش می آید که در گذشته در یک ماموریت او و کاپیتان مک میلان باید ایمران را ترور می کردند و ماموریت به خوبی انجام شد ولی کاپیتان متوجه می شود که در حقیقت فقط یکی از دستان ایمران قطع شده. کاپیتان و تیم توسط افراد ایمران محاصره می شوند ولی نیرو های کمکی موفق به نجات آن ها می شوند. پرایس اسد را می کشد بعد از نجات پرایس و تیمش،آن ها متوجه می شوند که پسر زاکائف یعنی ویکتور زاکائف قصد دارد از یک شهر عبور کند. تیم در عملیاتی شبانه شهر را تسخیر می کند و ویکتور نیز فردای آن روز به آن جا می آید و در دام پرایس می افتد. تیم ویکتور را تا یک ساختمان تعقیب می کند و سرانجام در پشت بام ساختمان تیم موفق به گیر انداختن ویکتور می شود ولی ویکتور برای این که جان پدرش به خطر نیفتد خودکشی می کند. ویکتور خودکشی می کند ویکتور مرده داغ پسر بعداز مرگ ویکتور ایمران برای کرفتن انتقام پسرش چند موشک را آماده فرستادن به خاک آمریکا می کند. پرایس و تیمش به اردوگاه ایمران می روند و به کمک روس ها موفق می شوند که موشک ها را غیرفعال کنند. پرایس و دیگران سوار ماشین ها شده و از اردوگاه خارج می شوند اما ایمران و افرادش آن ها را تعقیب می کنند. پل جلوی تیم از بین می رود و تمام اعضای تیم از ماشین ها به بیرون پرت می شوند. با اینکه اعضای تیم دفاع خوبی نسبت به دشمن نشان می دهند اما هلیکوپتر ایمران تمام آن ها را زخمی می کند و در این بین گریگس کشته می شود. ایمران که خود قصد دارد انتقامش را بگیرد از هلیکوپتر پیاده شده و تک تک اعضای تیماز جمله گاس را می کشد. هلیکوپتر ایمران توسط روس ها منهدم می شود و مکتاویش نیز با کلت پرایس موفق به کشتن ایمران می شود. پس از مرگ ایمران پرایس نیز به ظاهر کشته می شود و نیروهای روسی مکتاویش را با هلیکوپتر به درمانگاه می برند. مکتاویش به ایمران شلیک می کند ساخت و توسعه ساخت این بازی توسط شرکت اینفینیتی وارد انجام شد و توسعه این بازی توسط اکتیویژن، البته اسپیر نیز در ساخت بازی مشارکت دارد. نقد و بررسی‌ها امتیازات Metacritic (X360) 94/100 (PS3) 94/100 (PC) 92/100 (Wii) 76/100 Eurogamer 9/10 Game Informer 10/10 GamePro 5/5 GameSpot 9/10 GameSpy 5/5 GameTrailers 9.4/10 IGN 9.4/10 OXM (US) 10/10 X-Play 5/5 این بازی در مجموع با نقدهای مثبتی مواجه شد. امتیاز متای این بازی در نسخه‌های کنسولی ۹۴ بود که در زمره بهترین متااسکورهای این سایت می‌باشد. Call of Duty 4: Modern Warfare توسط بسیاری از منتقدین و سایت‌های معتبر صنعت گیم به عنوان یکی از بازی‌های تحسین‌برانگیز معرفی شده است. به شکلی که در بسیاری از رشته در سال ۲۰۰۷، موفق به دریافت جوایز بازی سال نیز شد. منابع کال آو دیوتی ۴ در Wikipedia کال آو دیوتی ۴ در Call of Duty Wiki
  15. بتمن

    Batman اطلاعات درون بازی اولین حضور بتمن آرکام اسایلم صداگذار کوین کانرویـراجر کریگ اسمیت اطلاعات شخصی نام بروس وین لقب بتمن تولد گاتهام متحدین نایت وینگ_رابین_آلفرد پنی ورث_کت وومن_اوراکل_گوردون بروس وین(به انگلیسی : Bruce wayne) با لقب بتمن (به انگلیسی : Batman) یک قهرمان کمیک دی سی کومیکسدر بچگی داخل یک چاه افتاده و در آن جا مورد آزار خفاش ها قرار گرفت و از آن روز از خفاش دوری کرد. یک روز که او و پدر و مادرش به تئاتر رفته بودند نمایشی با لباس های خفاش ها انجام شد و بروس جوان هم که از خفاش ها می ترسید از خانواده اش خواست که به خانه برگردند. در کوچه پشتی تئاتر در حالی که خانواده خوشبخت در حال رفتن به خانه بودند سر و کله یک دزد به نام جو چیل که قصد گرفتن گردنبند مادر را داشت پیدا شد. توماس پدر بروس که قصد نداشت گردنبند را به جو بدهد سعی کرد با او صحبت کند ولی جو چیل او را کشت سپس مارتا مادر بروس شروع به جیغ زدن کرد و جو چیل هم مجبور به کشتن او شد. بعد از مرگ پدر و مادر بروس خدمتکار خانواده آلفرد پنی ورث از بروس نگهداری کرد و بروس هم پس از بزرگ شدن و یاد گرفتن حرکات رزمی با الهام از ترسش یعنی خفاش ها برای جلوگیری از پیشرفت خلافکاران لباس عدالت را پوشید ، لباس بتمن. محتویات معرفی وقایع ریشه های آرکام شورش در زندان نبوغ انیگما کشتی کابلپات انارکی خانه ی امن یا ناامن؟ GCPD داده ها آواز خرگوش ها غافلگیری خزنده سمی هتل باشکوه به دنبال بین شعله ی آتش نجات آلفرد زندان دروازه ی سیاه دیگر خلافکارن قلب یخی وقایع تیمارستان بخش مراقبتهای ویژه گوردون به دنبال بولس ناحیه ی خارجی نجات مددکاران چالش شوفاژخانه تایتان بازداشتگاه بازی با روانی ها همکاری با آیوی نبرد با گیاهان نبرد با تایتان جوکر وقایع شهر آرکام سخنرانی ناتمام نبرد در آرکام لباس عدالت پالایشگاه تایتان فریز نجات مامورین نبرد با گراندی انجمن قاتلین نبرد با فریز نجات ویکی و شارپ نبرد با جوکر پروکتل ۱۰ پایان دلقک ها انتقام هارلی دیگر خلافکاران شورش مترسک سوزاندن جوکر نجات آیوی کارخانه ی آس پایان گاتهام آخرین امید شوالیه ی آرکام نابودی گاتهام پایان شوالیه ی تاریکی دیگر خلافکاران منابع معرفی وقایع ریشه های آرکام شورش در زندان در شب کریسمس بلک ماسک در زندان دروازه ی سیاه شورش ایجاد کرد و کمیسر لوب را گروگان گرفت. بتمن سریعا به سمت زندان حرکت کرد و در اقدام اول سرپرست زندان مارتین جوزف را نجات داد. پس از آن بتمن راه های تخریب شده زندان را ادامه می دهد تا بلک ماسک را دستگیر کند. بتمن متوجه می شود که کیلر کراک نیز با بلک ماسک همدست است.بتمن در ادامه راه خود یک کارت هواپیما ی بدون سرنشین پیدا می کند و راه خود را تا اتاق اعدام ادامه می دهد.در آن جا بلک ماسک کلندرمن را آزاد و کمیسر لوب را به داخل اتاق اعدام می اندازد و با وجود تلاش بتمن کمیسر کشته می شود.در ادامه بلک ماسک با هلیکوپتر فرار می کند و بتمن نیز خود را به پشت بام زندان می رساند.در آن جا کیلر کراک به بتمن حمله می کند اما توسط او شکست می خورد. کراک فاش می کند که بلک ماسک ۸ قاتل را برای کشتن او اجیر کرده در این هنگام کمیسر گوردون به همراه نیروهایش سر می رسد و بتمن هم با بت وینگ فرار می کند. بتمن در وقایع ریشه های آرکام نبوغ انیگما در ادامه بتمن به بت کیو بازگشته و فایل های کارت هواپیما ی بدون سرنشین را به وسیله ی بت کامپییوتر استخراج می کند و به وسیله ی این فایل ها به هویت ۸ قاتل اجیر شده پی می برد. این ۸ قاتل شامل كيلر كراک ، لیدی شیوا ، ددشات ، كاپرهد ، دث استروک ، الكترو كاتيونر ، بين و فاير فلای می شوند که بلک ماسک ۵۰ میلیون دلار در عوض کشتن بتمن به قاتل خواهد داد. او با بت وینگ به شهر می رود تا بتواند به وسیله ی کارت هواپیما ی بدون سرنشین محل بلک ماسک را پیدا کند اما متوجه می شود یک سیگنال در سیستم هواپیما دخالت می کند. بتمن به محل اوج این سیگنال یعنی coventry GCR می رود و در آن جا چند گروگان را نجات می دهد. بتمن در ادامه صحنه قتل فردی به نام دیوید شائون را اسکن می کند. در ادامه بتمن متوجه می شود این سیگنال توسط انیگما برنامه ریزی شده.پس از از کار انداختن سیگنال بتمن از طریق تماس تصویری با انیگما صحبت می کند. انیگما به بتمن می گوید که هیچ جنایتی نیست که کابلپات یا همان پنگوئن در آن دخالت نداشته باشد و به احتمال زیاد بلک ماسک پیش اوست. بلک ماسک ۸ قاتل را اجیر می کند کشتی کابلپات در ادامه بتمن به سراغ قاچاقچی اسلحه کابلپات یعنی ریکی می رود.بتمن سعی می کند که از ریکی حرف بکشد ولی از طریق کارت تلفنش به مکالمات صوتی کابلپات با افرادش دست پیدا کرد و ریکی را از پشت بام به پایین پرت کرد.در ادامه بتمن با هک مکالمات در ایستگاه های رادیویی خصوصی کابلپات به یک کشتی رسید.بتمن وارد کشتی می شود و میدان نبرد کشتی با قاتل دوم الکترو کاتینور رو به رو می شود و موفق می شود با یک ضربه او را شکست دهد.بعد از آن دستیار کابلپات یعنی باکستون به افراد کابلپات دستور حمله می دهد ولی بتمن همه ی آن ها را شکست می دهد.در ادامه بتمن موفق می شود باکستون را زندانی کند. در ادامه بتمن کابلپات را در حالی که آلبرتو فالکون را شکنجه می داد پیدا کرد و شروع به بازجویی از کابلپات می کند. کابلپات اعتراف می کند که بلک ماسک در برجش مورد حمله قرار گرفته است . قبل از اینکه کابلپات سخن خود را کامل کند قاتل بعدی یعنی دث استروک به بتمن حمله می کند و او را به بیرون از اتاق کابلپات پرت می کند. در آن جا بتمن موفق می شود دث استروک را شکست داده و بیهوش کند ولی کابلپات فرار می کند.در ادامه بتمن ریموت کلاو دث استروک را بر می دارد و از آلفرد می خواهد که موقعیت دث استروک را به پلیس اطلاع دهد. بتمن در راه خروج از طریق تلویزیون با انارکی ارتباط برقرار می کند. انارکی انارکی به بتمن می گوید که ۳ بمب در ۳ موسسه فاسد در شهر گذاشته و از آن ها اخاذی می کند. بتمن بمب ها را در کازینو و بانک و GCPD پیدا و خنثی کرد و بعد از آن با انارکی تماس گرفت. انرکی مکان خود را در دادگاه به بتمن گفت و بتمن نیز به آنجا رفت و موفق به شکست انارکی و افرادش شد. پس از آن انارکی که در واقع یک نواجوان بود از بتمن درخواست کرد که او را به عنوان متحد خود قبول کند اما بتمن تصمیم گرفت او را تنها گذارد تا پلیس دستگیرش کند. خانه ی امن یا ناامن؟ بتمن متوجه شد پلیس پنگئن را قاتل بلک ماسک می داند.بتمن با اسکن صحنه متوجه می شود که نه تنها کابلپات قاتل نیست بلکه بلک ماسک نیز کشته نشده و تنها قربانیان این جریان نامزد و یکی از افراد بلک ماسک بوده. کابلپات وارد خانه بلک ماسک می شود ولی کسی در خانه نیست سپس نامزد بلک ماسک وارد خانه می شود اما از پشت توسط فردی ناشناس بیهوش می شود و از سقف آویزان می شود. پس از آن قاتل یکی از افراد بلک ماسک را می کشد و بلک ماسک از پشت به قاتل حمله می کند اما از او شکست می خورد و قاتل او را کشان کشان با خود می برد ولی قبل از خروج از برج آن جا را به آتش می کشد و بلک ماسک هم برای اینکه نامزدش زجر نکشد او را می کشد. GCPD بتمن به GCPD نفوذ می کند. در آن جا بتمن گوردون را می بیند که با دخترش باربارا درباره بتمن و علاقه ی او برای عدالت صحبت می کند ولی معتقد است فقط پلیس می تواند این کار را بکند. در ادامه بتمن دوباره گوردون را دید که به افرادش دستور می دهد مواظب قاتلان دیگر هم باشند. در ادامه بتمن متوجه می شود رهبر فاسد S.W.A.T یعنی هاوارد براندن از اینکه کمیسر گوردون جای کمیسر لوب را بگیرد می ترسد و هراس دارد که مبادا گوردون به شهرتش ضربه بزند.در ادامه بتمن در اتاق بازجویی دوباره با ریکی رو به رو شد و از او بازجویی کرد. در ادامه در GCPD شورش ایجاد شد ولی تمامی زندانیان از جمله افرادی که به ونوم آلوده بودند توسط بتمن شکست خوردند. در ادامه بتمن با باربارا روبه رو شد و به پیشنهاد او تصمیم گرفت به فاضلاب برود. در راه خروج بتمن با گوردون روبه رو شد و او را خلع سلاح کرد از آن طرف براندن با دو نگهبان سر می رسند و بتمن پس از پخش دود در محیط هر ۴ نفر را بیهوش می کند و از ساختمان خارج می شود. داده ها در فاضلاب بتمن پس از شکست خلافکاران به پایگاه داده ها دسترسی پیدا کرده و متوجه می شود که رباینده بلک ماسک را دزدیده تا به بانک گاتهام دسترسی پیدا کند.پس از خروج از فاضلاب بتمن با ۳ نفر از افراد مدهتر رو به رو می شود که پس از آهنگ با الکتریسیته کشته می شوند. آواز خرگوش ها بتمن که فهمیده بود مدهتر یک دختر شبیه آلیس در سرزمین عجایب را گروگان گرفته به فروشگاه کلاه فروشی که مدهتر در آن جا بود می رود ولی توسط مدهتر هیپنوتیزم و به دنیای خیالی دیگری برده می شود. بتمن موفق می شود از خیالات در آمده و خود را به مدهتر برساند. مدهتر دخترک را گروگان می گیرد ولی بتمن به وسیله ی بت رنگ مدهتر را بیهوش می کند و دختر را نجات می دهد. بلک ماسک تقلبی غافلگیری بتمن وارد بانک می شود ولی به در بانک توسط چند خلافکار اسیر می شود در این هنگام بلک ماسک سر می رسد و از آن طرف هم رومن سایاناس که در اصل بلک ماسک واقعی است.بلک ماسک تقلبی رومن را کتک زده و سپس او را داخل یک آمبولانس می اندازد و سپس ماسکش را در می آورد و ناگهان بتمن صورت جوکر را می بیند.جوکر پس از کمی مسخره بازی بتمن و مدیر بانک که به سم خنده آلوده بود را با یک بمب تنها می گذارد و با وجود تلاش بتمن مدیر بانک کشته می شود.در ادامه بتمن از یکی از افراد جوکر بازجویی می کند و متوجه می شود مقر جوکر پالایشگاه فولاد است. خزنده سمی بتمن به پالایشگاه می رود و در آ‌ن جا موفق می شود کامپیوتر را هک کند. پس از آن بتمن به اتاقی که رومن در آن زندانی بود رفت در این هنگام کاپرهد به بتمن حمله می کند و رومن نیز فرار می کند.بتمن توسط کاپرهد مسموم می شود ولی موفق می شود در مقابل کاپرهد مقاومت کند. بالاخره پادزهر برای بتمن فرستاده می شود و بتمن هم بعد از طزریق پادزهر موفق می شود کاپرهد را دستگیر و زندانی کند. هتل باشکوه کاپرهد به بتمن می گوید که جوکر با قاتلین جلسه دارد. بتمن از طریق سیگنال الکترومغناطیسی دستکش شوک الکتروکاتینور موفق می شود محل قرار جوکر و قاتلین را در هتل باشکوه پیدا کند. در حالی که پلیس در جلوی هتل بود و کارمندان کشته شده بودند بتمن وارد هتل می شود.از آن طرف جوکر نیز به ۵ قاتل باقیمانده درباره ی ناکامی در قتل بتمن می گوید. به علت اینکه الکتروکاتیونر به حرف های جوکر اهمیت نمی داد جوکر او را از هتل به پایین پرت می کند. بعد از آن بتمن دستکش شوک الکتروکاتیونر را بر می دارد. همه ی قاتلین به جز بین که معتقد هست بتمن برای جوکر به هتل خواهد آمد از هتل می روند. بتمن به اتاقی می رسد که جوکر برایش بمب گذاشته پس بتمن از پنجره به یرون پریده و از هلیکوپتر خبرنگار آویزان می شود.در ادامه بتمن مورد حمله ی بین قرار می گیرد و بین او را جلوی جوکر می اندازد. جوکر نیز با مسخره بازی کاری می کند بتمن به او حمله کند ولی خیلی زود بتمن دوباره مورد حمله ی بین قرار می گیرد و مجبور به نبرد با او می شود. در ادامه بین با سوار هلیکوپترش می شود ولی بتمن قبل از فرار او به او ردیاب وصل می کند. بین با RPG به سمت جوکر شلیک می کند و جوکر می افتد ولی توسط بتمن نجات پیدا می کند. در ادامه دو نفر از افراد جوکر به کمکش می آیند ولی او آن ها را می کشد و پلیس نیز سر می رسد و بتمن فرار می کند. جوکر و بتمن در هتل باشکوه به دنبال بین بتمن به بت کیو بر می گردد و پس از دیدن کابوس مرگ پدر و مادرش با آلفرد دیدار می کند. آلفرد از بتمن می خواهد از راه خود دست بکشد ولی بتمن متقاعد نمی شود و به GCPD می رود تا جسد یکی از خلافکاران آلوده به ونوم را اسکن کند. در ادامه بتمن از طریق رادیوی GCPD فهمید که برد دارد مواد شیمیایی می سازد پس بتمن پس از بازجویی از دو تن از افراد او در میدان های مبارزه و اسکن یک قفس متوجه می شود برد در باشگاه شب است پس به آن جا می رود و برد را دستگیر می کند. در ادامه بتمن به محلی که ردیاب نشان می دهد می رود ولی در آنجا متوجه می شود بین می دانسته ونوم باعث مرگش می شود پس به فکر این بوده که به ماده ای را بسازد که باعث مرگش نشود ولی این ماده نیز به او آسیب رساند. در ادامه بتمن مانیتور هایی را می بیند که از طریق آن می فهمد که بین می دانسته بتمن همان بروس وین است پس بتمن عصبانی مانیتور ها را منفجر می کند و از آلفرد می خواهد در بت کیو بماند. شعله ی آتش فایرفلای به پل بین قسمت فقیر نشین شهر و قسمت متوسط و خوب گاتهام حمله می کند. در ادامه بتمن گوردون را مجبور می کند که با او همکاری کند. در ادامه بتمن همه ی بمب ها به غیر از یکی از آن ها را خنثی می کند و بعد از آن مجبور می شود با فایرفلای درگیر شود. سرانجام بتمن فایرفلای را شکست می دهد و او را از پل آویزان می کند تا گوردون و افرادش او را دستگیر کنند. فایرفلای در حال حمله به پل نجات آلفرد در حالی که بتمن به سمت بت کیو بر می گشت سعی کرد با آلفرد ارتباط برقرار کند ولی متوجه شد که بین وارد بت کیو شده. بتمن به بت کیو می رود و با دید کارآگاه آلفرد را پیدا می کند و او را ب دستکش شوک نجات می دهد. با وجود اینکه بتمن از نبرد خسته شده ولی آلفرد که عقایدش عوض شده او متقاعد می کند که به راه خود ادامه دهد پس بتمن به زندان دروازه ی ساه می رود تا جوکر که شورش کرده را دستگیر کند. زندان دروازه ی سیاه بتمن وارد زندان می شود. در بخشی از زندان او موفق به نجات چند نفر از کارمندان زندان می شود سپس در بخشی دیگر با جوکر و بین که گوردون و جوزف را گروگان گرفته بودند مواجه می شود. بتمن مجبور می شود با بین درگیر و او را بکشد. سپس جوکر گوردون را زخمی می کند و سپس فرار می کند. بتمن با شوک الکتریکی بین را زنده می کند و دوباره مجبور به درگیری با او می شود تا سرانجام او را زندانی می کند. در ادامه بتمن به جوزف می رسد. جوزف به بتمن می گوید که یک تک تیرانداز منتظر آن هاست در این هنگام کراک سر رسیده و بتمن را می گیرد. گوردون از پشت با چوب تک تیرانداز را بیهوش می کند و تیر تفنگ به صورت اتفاقی به کراک خورده و او مجبور می شود فرار کند. در ادامه بتمن به گفته ی جوکر به کلیسا ی زندان می رود و او را دستگیر می کند و با وحود تلاش گوردون برای دستگیری اش فرار می کند. بتمن بین را دستگیر می کند جوکر در کلیسا به بتمن اسلحه می برد دیگر خلافکارن بتمن متوجه می شود که یک هلیکوپتر پلیس منهدم شده. بتمن با اسکن صحنه قتل متوجه می شود که قاتل ددشات است. بتمن به مخفیگاه ددشات می رود و او را دستگیر می کند. بتمن دستگاه های کابلپات را از کار می اندازد. در جلوی بانک بتمن صدای گریه ی یک بچه را می شنود ولی وقتی به آنجا می رود متوجه می شود که این صدا ضبط شده است. در این هنگام لیدی شیوا از پشت به بتمن حمله می کند ولی بتمن ضربه ی او را دفع می کند. در ادامه بتمن در مکالمه با شیوا متوجه می شود که او یک پلیس را گروگان گرفته . بتمن گروگان را نجات می دهد و پس از آگاهی از هدف بعدی شیوا به سمت محل مورد نظر حرکت می کند ولی دیر می رسد و هدف مرده است. سپس شیوا دوباره به بتمن حمله می کند اما ضربه اش توسط او دفع می شود. در آخر بتمن به مخفیگاه شیوا می رود و شیوا پس از شکست از بتمن ناپدید می شود. در ادامه بتمن با منفجر کردن مواد منفجره رومن بالاخره به کلیسا یعنی محل آخرین بشکه منفجره او می رود و او را دستگیر می کند. همچنین بتمن با گرفتن تمامی تروفی ها و از بین بردن دوربین ها و از بین بردن سیگنال های برج های انیگما بالاخره موفق به دستگیری او می شود. و زندانیان شورشی دروازه ی سیاه را دستگیر می کند. بتمن ددشات را دستگیر کرده است قلب یخی بروس وین برنده جایزه بشر دوستانه می شود وی ناگهان خلافکارانی به رهبری مستر فریز که به دنبال بویل هستند به مراسم حمله می کنند. در ادامه و طی جریاناتی بتمن موفق به شکست مستر فریز می شود اما بویل به مستر فریز حمله می کند و بتمن مجبور می شود به او هم حمله کند. مستر فریز در آرکام اوریجینز وقایع تیمارستان بخش مراقبتهای ویژه همزمان با آتش سوزی زندان دروازه ی سیاه بتمن موفق می شود جوکر را به راحتی دستگیر کند و به تیمارستان آرکام ببرد. در تیمارستان بتمن که به جوکر شک داشت به همراه نگهبانان او را اسکورت می کند ولی وقتی که بتمن به گوردون و بخش ممنوعه می رسد یکی از مامورین به او اجازه ورود نمی دهد و به همراه یک دکتر جوکر را وارد بخش می کند. در بخش جوکر خیلی سریع مامور را خفه می کند و دکتر را می کشد سپس بتمن شیشه ای که به بخش منتهی می شد را می شکند و وارد بخش می شود. جوکر در تیمارستان مراقبتهای ویژه جوکر سلول خلافکاران را باز می کند و بتمن مجبور می شود با آن ها درگیر شود. در ادامه بتمن لیزر بخش را خنثی می کند تا بتمن او را تعقیب کند و با وجود اینکه گوردون این موضوع را یک تله می دانست بتمن جوکر را تعقیب می کند. در راهرو پردازش بتمن از طریق یکی از نگهبانان باقی مانده متوجه می شود که زز یکی از نگهبانان را در خوابگاه گروگان گرفته. بتمن از طریق رفتن روی یکی از مجسمه های وصل شده به دیوار از پشت به زز حمله می کند و او را بیهوش می کند. زز نگهبان را گروگان گرفت گوردون در ادامه بتمن متوجه می شود جوکر بعد از زندانی کردن چند گارد و زندانی با پخش گاز سمی در اتاق آن ها را خفه کرده است. بتمن پس از نجات چند نفر از نجات یافتگان هواکش را روشن می کند و گاز سمی از اتاق خارج می شود. در ادامه بتمن خود را به جوکر می رساندودر آن جا جوکر یک زندانی غول پیکر را آزاد می کند و بتمن هم مجبور می شود با زندانی نبردی انجام دهد. در اواسط نبرد زندانی به طرز عجیبی می میرد و جوکر هم فرار می کند. در ادامه یک نگهبان لیزر بین بتمن و اتاق درون منطقه را خنثی می کند تا بتمن وارد اتاق شود. نبرد بتمن با زندانی غول پیکر در ادامه جوکر از طریق یک مانیتور با بتمن ارتباط ویدیویی برقرار می کند. جوکر از طریق ویدیو به بتمن نشان می دهد که سرپرست تیمارستان یعنی شارپ توسط هارلی کوئین دزدیده شده. همچنین مامور بولس به تیمارستان خیانت کرده و مامور جوکر شده و در فرصتی مناسب گوردون را بیهوش و برای جوکر می برد. هارلی شارپ را گروگان گرفته است به دنبال بولس بتمن به مکانی که بولس و گوردون از اول در آن جا بودند می رود و با اسکن دود دخانیات بولس به وسیله ی دید کارآگاه او را تعقیب می کند. در ادامه این تعقیب و گریز به آسانسور کشیده می شود اما به محض ورود بتمن به آنجا هارلی آسانسور را منفجر می کند و بتمن مجبور می شود از طریق قلاب به طبقه بالا برود. در ادامه بتمن متوجه می شود زندانیان دروازه ی سیاه مسلح شده اند و شروع به کشتن نگهبانان کرده اند. بتمن سرانجام به جسد بولس می رسد و دیگر ناامید می شود. ناحیه ی خارجی در این هنگام بتمن مجبور می شود معمایی که ریدلر از طریق ارتباط صوتی برای او بازگو کرده را با اسکن تابلوی شارپ حل کند. بعد از آن یک نگهبان در دیگری برای خروج از ساختمان مراقبتهای ویژه را برای بتمن باز می کند و بتمن از این طریق موفق می شود به ناحیه ی خارجی تیمارستان برود. بتمن به عمارت شارپ می رود اما یک سرباز جلوی رفتن او به داخل عمارت را می گیرد. در ادامه بتمن متوجه می شود که افراد هارلی به بت موبیل حمله کرده اند. بتمن برای این که جان گوردون به خطر نیفتد از اوراکل می خواهد سیستم دفاعی بت موبیل را غیرفعال کند. بتمن در ادامه به سمت بت موبیل حرکت می کند و در راه با دو سرباز رو به رو می شود که پشت یک آمبولانس کاور گرفته بودند تا از خطر زندانیان مسلح پشت آمبولانس در امان بمانند. بتمن پس از بیهوش کردن افراد مسلح به بت موبیل می رسد و پس از شکست مهاجمین ژل منفجرکننده را از بت موبیل بر می دارد و دود پیپ گوردون را اسکن می کند. در ادامه بتمن به یک در بسته می رسد اما از طریق ژل موفق می شود بخشی از دیوار که پشت آن باز است را منفجر کند و به راه خود تا ساختمان مراقبتهای پزشکی ادامه دهد. در ادامه بتمن با یک لیزر بین او و هارلی و کوردون مواجه می شود و مجبور می شود از طریق راه مخفی بالای پشت بام ساختمان وارد آن شود. بت موبیل نجات مددکاران در ادامه بتمن چهار نفر از مددکاران را نجات می دهد و متوجه می شود که ۴ نفر دیگر هنوز گروگان جوکر هستند. بتمن اولین نفر را در حالی میابد که به تخت بسته شده. دومین نفر دکتر یانگ است که توسط ۵ نفر گروگان گرفته شده. بتمن به وسیله ی ژل منفجره همه ی گروگان گیران را بیهوش می کند. در اما دکتر میزان نگرانی اش در مورد تحقیقاتش بر تایتان می گوید. در ادامه بتمن دکتر کلرمن و ارون کش را که در بین گاز های سمی گیر افتاده بودند را نجات می دهد. در ادامه دکتر یانگ با کش به عمارت اصلی تیمارستان می رود و بتمن نیز با آسانسور به جسد خانه می رود. بتمن در جسد خانه چند دکتر و دیوانه را می بیند که توسط مترسک کشته می شوند. در ادامه بتمن گوردون را می بیند که توسط کسی بر روی زمین کشیده می شود. بتمن خود را به گوردون می رساند ولی دیگر دیر شده و گوردون مرده. در ادامه بتمن برای دستگیری قاتل گوردون به سردخانه می رود اما در آن جا توسط مترسک مسموم می شود و در کابوس او قرار می گیرد. پس از قلبه بر مترسک بتمن متوجه می شود جنازه ای که دیده مربوط به یک سرباز بوده و او به خاطر مسمومیت توسط گاز ترس جسد گوردون را دیده. مترسک در سردخانه چالش بتمن با نشانه های جوکر به سمت چالش جدیدش یعنی نجات گوردون از ۴ نگهبان و خود هارلی آن هم به صورت مخفیانه می رود. بتمن پس از بیهوش کردن هر ۴ نفر خود را هارلی را هم بیهوش می کند و گوردون را نجات می دهد. بتمن به خاطر صحبت های دکتر به اتاق بیمار ایکس می رود اما با بین رو به رو می شود. شوفاژخانه بین بتمن را به درون شوفاژخانه می اندازد و بتمن مجبور می شود که با بین درگیر شود. در ادامه شوفاژخانه ریزش می کند و بتمن مجبور می شود که با قلاب از شوفاژخانه فرار کند. در ادامه بتمن با گوردون ملاقات می کند اما ناگهان بین به بتمن حمله و او را می گیرد در این هنگام بتمن به وسیله ی بت موبیل بین را به درون آب می اندازد. تایتان بعد از نجات گوردون و انتقال او به بیرون جزیره بتمن به بت کیو خود در تیمارستان می رود. در بت کیو بتمن از طریق بت کامپییوتر متوجه می شود جوکر نیز به دنبال تایتان است پس سریعا به عمارت برای یافتن دکتر می رود. در عمارت بتمن موفق می شود دو نفر از کارکنان را نجات دهد. بتمن همچنین متوجه می شود که جوکر به گردن افراد خود گردنبند آهنی متصل کرده که به محض تغییر ناگهانی تپش قلب گردنبند هشدار خواهد داد. بتمن همچنین کش را نجات می دهد و متوجه می شود دکتر به دفترش رفته. بتمن به دفتر دکتر می رود و با اسکن اثر انگشتش او را تا کتابخانه تعقیب می کند و پس از نجات دو نفر از کارکنان موفق می شود که تحقیقات را در بین صفحات یک کتاب پیدا کند. پس از بین بردن تحقیقات بتمن از کتابخانه خارج می شود اما توسط مترسک مسموم می شود. در ادامه بتمن باز هم بر مترسک غلبه می کند و با بت رنگ ناقوس کلیسا را از سقف قطع می کند تا ا افتادن آن لیزر ها قطع شوند. در ادامه بتمن دکتر را در حالی میابد که زز او را گروگان گرفته پس بتمن با بت رنگ زز را بیهوش می کند. در ادامه دکتر به سمت گاوصندوق می رود تا کد امنیتی را به دست بیاورد ولی جوکر که از قبل کد را به دست آورده بود یک بمب در گاوصندوق گذاشته است که با انفجار آن دکتر یانگ کشته می شود و بتمن هم بیهوش. بتمن قبل از بیهوشی کامل هارلی را می بیند که به او یادآوری می کند شارپ گروگان اوست. پس از به هوش آمدن و شکست افراد جوکر بتمن اعصای شارپ را اسکن می کند و رد آن را تا بازداشتگاه تعقیب می کند. بازداشتگاه بعد از ورود به بازداشتگاه بتمن با پویزون آیوی روبه رو می شود. آیوی از او می خواهد که او را آزاد کند ولی بتمن قبول نمی کند و به نجات شارپ می رود. در ادامه بتمن با کلای فیسرو به رو می شود که با در‌ آوردن خود به شکل های دیگر قصد دارد بتمن را گول بزند تا او را آزاد کند ولی بتمن متوجه شده و از این کار امتنا می کند. در ادامه بتمن شارپ ر نجات می دهد و بعد از آن جوکر از طریق مانیتور یک پیام برای بتمن می فرستد که طی آن هارلی آیوی و دیگر روانیان را آزاد کرده. در ادامه بتمن پس از اسکن کارت شارپ برای عبور از در های تیمارستان با هارلی رو به رو می شود. هارلی جریان الکتریسیته را در کف زمین جریان می دهد ولی بتمن با قلاب خود را نجات می دهد و مجبور به درگیری با چند زندانی می شود. بازی با روانی ها بتمن موفق می شود دو نگهبان دیگر را از گاز سمی نجات دهد. در ادامه بتمن هارلی را دستگیر می کند و رد جوکر را تا باغ های گیاه شناسی دنبال می کند. در ادامه و پس از عبور از روانیان که در تمام جزیره پخش شده بودند بتمن خود را به جوکر می کند اما جوکر کنتر برق را در آب انداخته و سپس نگهبانی که گروگانش گرفته بود را در آب می اندازد. در اداه بتمن پس از نجات یک کارگر با هک یک دستگاه جریان برق را قطع می کند. در ادامه بتمن از طریق لوله های تخلیه موفق می شود که یکی دیگر از کارگران را نجات دهد. بتمن همچنین به صورت مخفیانه مجبور می شود چند نفر از زندانیان را برای اینکه جان دو گروگان بعدی در خطر نیفتد بیهوش کند. پس از نجات دو گروگان بتمن با دید کارآگاه موفق می شود دستگاه پشت دیوار را پیدا و آن را هک کند. پس از عبور از راه مخفی بتمن خود را به جوکر و دو نفر از افرادش می رساند. جوکر به دو نفر دیگر تایتان طزریق می کند تا بتمن را بکشند ولی بتمن آن ها را شکست می دهد و تمامی مخازن تایتان را با ژل منفجره کننده از بین می برد. همکاری با آیوی بتمن از آیوی می خواهد که به او در ساخت پادزهر کمک کند. آیوی نیز قبول می کند و به او می گوید که پادزهر از طریق یک گیاه هاد در قلمروی کیلر کراک قرار دارد. بتمن در هنگام خروج از باغ متوجه می شود جوکر به آیوی تایتان طزریق کرده است. بتمن به ساختمان مراقبت های ویژه می رود تا به فاضلاب برود. بتمن متوجه می شود که جوکر به مجسمه های دیوار بمب متصل کرده. در ادامه بتمن برای آخرین بار توسط مترسک مسموم می شود ولی باز هم موفق می شود بر او غلبه کند. بتمن مترسک را تا فاضلاب تعقیب می کند و در فاضلاب مترسک بتمن را به انداختن گاز وحشن در آب تهدید می کند ولی ناگهان توسط کراک مورد حمله قرار می گیرد ولی بتمن با بت رنگ او را نجات می دهد. پس از آن بتمن به قلمرو کراک می رود و بعد از وصل کردن ردیاب و استفاده کامل ژل منفجره روی زمین وارد قلمروی کراک شده و بعد از جذب کامل اعصاره ی گیاه بتمن با ژل منفجر کننده سعی به فرار می کند اما توسط نرده های مخفیگاه کراک گیر می افتد. بتمن که از اول فکر همچین چیزی را کرده بود با منفجر کردن به موقع ژل ها باعث افتادن کراک به زیر فاضلاب می شود. بعد از آن بتمن به پیش آیوی می رود تا کمی از این پادزهر را به بدن او منتقل کند. نبرد با گیاهان بتمن در باغ مورد حمله ی نگهبانانی که توسط آیوی مسموم شده اند قرار می گیرد ولی آن ها را شکست می دهد. بعد از آیوی به بتمن می گوید که چون تایتان به او قدرت داده پس قصد ندارد که به او اجازه دهد که اثر تایتان را در بدن او از بین ببرد. سرانجام آیوی و گیاه غول پیکرش توسط بتمن شکسته خورده و به اعماق زمین می افتند. نبرد با تایتان جوکر در ادامه جوکر یک میهمانی راه می اندازد که در آن بتمن نیز دعوت است. افراد جوکر به دستور او به بتمن اجازه ورود می دهند و با درگیر نمی شوند. بتمن به سالن ملاقات ها یعنی جایی که میهمانی برگزار است می رود. در آن جا جوکر افشا می کند مانکنی که در طول کل وقایع تیمارستان در سالن ملاقات ها بوده در اصل خود او بوده. در ادامه جوکر پنجره سالن را منفجر می کند تا بتمن او را تعقیب کند. در ادامه بتمن تمامی افراد جوکر و گارد هایی که به تایتان آلوده بودند را شکست می دهد اما بعد از آن جوکر ناگهان گوردون را نشان می دهد که اسیر اوست. جوکر همچنین سعی می کند به گوردون شلیک کند که بتمن خود را جلوی اسلحه می اندازد و تیر به او برخورد کند. بعد از آن جوکر خودکشی می کند اما ناگهان تبدیل یک تایتان می شود و معلوم می شود که اسلحه حاوی تایتان بوده. بتمن پس از طزریق پادزهر به خودش خود را از دستان جوکر رها می کند و مجبور می شود در جلوی دوربین هلیکوپتر خبرنگار جک رایدر با جوکر به نبرد بپردازد. در ادامه بتمن موفق می شود که با بت کلاو جوکر را به زیر کف زمین که دارای جریان الکتریسیته است بیندازد و جوکر هم بدنش ضعیف می شود. بتمن از موقعیت استفاده می کند و با مجهز کردن دست خود به ژل منفجر کننده با یک ضربه جوکر را بیهوش می کند. در آخر گوردون به بتمن اطلاع می دهد که توفیس قصد حمله به گاتهام را دارد پس بتمن با بت وینگ به گاتهام باز می گردد. نبرد با تایتان جوکر وقایع شهر آرکام سخنرانی ناتمام با وجود اینکه بتمن با جمع آوری ۲۴ سنگ فهمیده بود که شارپ دچار اختلالات روانی است اما با این وجود وقتی شارپ کاندید شهرداری گاتهام شد و بعد هم خود شهردار هیچ واکنشی نشان نداد. این اشتباه باعث می شود که شارپ قسمت فقینشین شهر را که با یک پل به قسمت مرفه نشین گاتهام وصل می شود را تبدیل به یک زندان برای خلافکاران به نام شهر آرکام کند. به علت اینکه مردم فقیرنشین باید نوکری خلافکاران را بکنند بروس وین تصمیم می گیرد یک سخنرانی بر علیه گاتهام برگزار کند. در اواسط سخنرانی افراد سرپرست و مدیر کل زندان یعنی هوگو استرنج بروس را می ربایند. در ادامه و پس از انتقال به زندان آرکام استرنج که به خوبی از هویت اصلی بتمن آگاه شده بود به او سرنخ هایی درباره ی پروژه ی خود یعنی پروژه ی پروکتل ۱۰ داد که با آن قصد داشت تمامی خلافکاران را نابود کند. در ادامه استرنج وین را به همراه جک رایدر و یک بیگناه دیگر در میان خلافکاران می اندازد تا آن ها او را بکشند ولی پنگوئن سر می رسد و پس از بیهوشی وین به علت دشمنی دیرینه ای که با خانواده ی وین داشته او را به محل دیگری منتقل می کند و افرادی چون ددشات و بلک ماسک و عزرائیل در این درگیری دخالت نمی کنند یا نمی توانستند بکنند. بروس وین در حال سخنرانی نبرد در آرکام کابلپات قصد حمله به بتمن را می کند که بتمن ضربه ی او را دفع می کند اما کابلپات به افرادش دستور حمله به وین را می دهد. در اواسط مبارزه وین با یک ضربه موفق می شود دستبند و پابند خود را بشکند و تمامی افراد کابلپات را شکست دهد. در ادامه بتمن از آلفرد می خواهد که لباس بتمن را برای او به ساختمان ACE با بت وینگ بفرستد. لباس عدالت بعد از پوشیدن لباس بتمن او با دستگاه هک کننده متوجه می شود که توفیس کت وومن را گروگان گرفته و قصد اعدام او را در دادگاه دارد. بتمن کت وو من را نجات می دهد و توفیس را اسیر می کند. بتمن از کت وومن می پرسد که آیا چیزی از پروکتل ۱۰ می داند یا نه و کت وومن نیز می گوید که جوکر قصد همکاری با استرنج را دارد. در این هنگام جوکر سعی می کند با اسنایپر به کت وومن شلیک کند ولی بتمن او را نجات می دهد. در ادامه بتمن با دید کارآگاه متوجه می شود که جوکر از برج کلیسا به کت وومن شلیک کرده است پس بتمن به کلیسا می رود. توفیس قصد دارد کت وومن را اعدام کند پالایشگاه در آن جا بتمن با هارلی روبه رو می شود ولی به علت جان گروگانان جوکر مجبور می شود به او اجازه دهد که برود. در ادامه بتمن افراد جوکر را شکست می دهدو گروگانان را نجات می دهد سپس به برج کلیسا می رود. در آن جا پس از اسکن اسلحه ی جوکر از طریق ارتباط با جوکر متوجه می شود که یک بمب در برج کلیسا است پس از طریق پنجره به بیرون از برج می پرد. در ادامه بتمن به مخفیگاه جوکر در پالایشگاه استیل می رود و در آن جا موفق به یک دکتر که گروگان جوکر است می شود. دکتر افشا می کند که جوکر بر اثر تایتان دچار یک بیماری سخت شده است. دکتر نگون بخت خواستار کمک است تایتان بتمن موفق به گرفتن سلاح جدید می شود که به وسیله ی آن با نیرو ی برق به درها نیرو می دهد. بتمن با این سلاح از درهای زیادی رد می شود و با نیرو دادن به یک ژنراتور موفق می شود که مجسمه ای که در آن اتاق جوکر قرار دارد برود اما توسط فردی به نام آقای چکش به پایین می افتد و مجبور می شود با او درگیر شود. پس از شکست آقای چکش بتمن به اتاق جوکر می رود و می بیند که هارلی دارد برای جوکر مریض گریه می کند. در ادامه بتمن از پشت توسط بتمن بیهوش می شود. در ادامه بتمن به هوش می آید و متوجه می شود که توسط جوکر به ویلچیر بسته شده است. بتمن درباره ی پروکتل ۱۰ از جوکر می پرسد ولی جوکر به بتمن می گوید که چیزی نمی داند. در ادامه جوکر افشا می کند که سرمی که به بتمن وصل شده دارای خون سمی جوکر بوده و بتمن ۲۴ ساعت وقت دارد تا پادزهر را برای خودش و جوکر به دست آورد. در ادامه جوکر بتمن را از پنجره پاییت می اندازد و با تلفنی که به او وصل کرده با او تماس می گیرد. جوکر و بتمن در پالایشگاه فریز جوکر به بتمن می گوید که از طریق تلفنی که به او داده شده به دنبال فریز بگردد زیرا فریز فقط می تواند ای پادزهر را بسازد. در ادامه بتمن تلفن را شکسته و به وسیله ی کارت آن منبع سرما در گاتهام را دنبال می کند. تحقییقات بتمن به GCPD کشیده می شود. در آن جا بتمن به جای فریز با چند نفر از افراد کابلپات روبه رو می شود و از طریق بازجویی از آخرین آن ها متوجه می شود کابلپات فریز را در موزه زندانی کرده است. بتمن وارد موزه می شود اما متوجه می شود که برای ادامه ی راه باید میله های موزه را هک کند و به خاطر سیگنال های دستگاه های کابلپات بتمن مجبور است این ۳ دستگاه را در ۳ نقطه مختلف شهر از بین ببرد. پس از بین بردن این ۳ دستگاه بتمن میله ها را هک می کند و موفق می شود یکی از مامورین گوردون را از دست افراد کابلپات نجات دهد. مامور گوردون افشا می کند چند تن دیگر از همکارانش گروگان اسوالد کابلپات هستند. بتمن به راه خود ادامه می دهد تا اینکه یکی از مامورین گرودون را می بیند که توسط چتر کابلپات کشته می شود. کابلپات زندانیانش را آزاد می کند تا بتمن را بکشند ولی بتمن آن ها را شکست می دهد پس کابلپات با شلیک به قفس یکی از افراد آلوده به تایتان بتمن را تنها می گذارد و بتمن مجبور می شود فرد آلوده را نیز شکست دهد. کابلپات یا همان پنگوئن در موزه نجات مامورین بتمن با بت رنگ کنترلی موفق می شود راهش را به سمت آسانسور باز کند و با آسانسور به طبقه ی بالای موزه برود. در طبقه بالایی کابلپات یکی از مامورین در حال فرار و دست بتمن را با سلاح فریز منجمد می کند و بتمن پس از باز کردن یخ دست خود نگهبان منجمد شده را نجات می دهد. در ادامه بتمن متوجه می شود زیر آب های یخ زده ی موزه یک کوسه ی منجمد شده وجود دارد. بتمن موفق می شود دو نفر دیگر از افراد گوردون را که منجمد شده بودند نجات دهد و به راه خود ادامه دهد. در ادامه بتمن به بخش دیگری از موزه می رود و ۳ نفر از گروگانان را نجات می دهد. در ادامه بتمن به بخشی که فریز در آن زندانی شده می رود و پس از نبردی مختصر با یکی از نگهبانان بزرگ کابلپات موفق به نجات فریز می شود و او را متقاعد به همکاری می کند. بتمن برای نجات دو گروگان آخر خنثی کننده ی اسلحه ی فریز را بر می دارد و پس از نبرد نهایی با کوسه موفق به خنثی کردن اسلحه ی فریز که در دست کابلپات می شود و او را با یک ضربه ی محکم شکست می دهد. بتمن ضربات آخر را به کوسه می زند نبرد با گراندی کابلپات با انفجار بخشی از زمین موزه باعث می شود که بتمن به اعماق زمین یعنی جایی که سالومون گراندی قرار دارد بیفتد. گراندی به بتمن حمله می کند و بتمن با از بین بردن نیرو دهنده های او باعث می شود که او ضعیف شود و سپس بتمن با ضربه زدن به قلب او باعث مرگش می شود. در این هنگام کابپات سعی می کند که با اسلحه ی موشک اندازد بتمن را نجات دهد ولی بتمن موفق می شود که او را شکست دهد. سالومون گراندی انجمن قاتلین بتمن کابلپات را پیش فریز می برد و فریز نیز او را در یک محفظه زندانی می کند. فریز به بتمن می گوید برای ساخت پادزهر به خون کسی نیاز دارد که سال های زیادی عمر کرده باشد و بتمن نیز یاد راس ال غول افتاد. نینجای راس که در موزه زندانی بود با شنیدن نام او سریعا شیشه را شکست و فرار کرد اما به علت اینکه به خاطر شیشه ها زخمی شده بود بتمن با دنبال کردن رد خونی اش به پشت بام یک ساختمان می رسد و در آن جا سعی می کند پانسمان نینجا را اسکن کند که نینجا به او حمله می کند و پانسمان را بر می دارد. بتمن نینجا را تعقیب می کند و موفق می شود که ردیابی را به او وصل کند و برای همین وانمود می کند که از نینجا شکست خورده. در ادامه رابین سر می رسد و یکی از اسلحه های بتمن را برای او می آورد بتمن نیز با ردیاب به مقر نینجا ها می رسد و در آنجا بعد از نجات یک پرستار از افراد جوکر که او نیز برای درمان بیماری جوکر زندانی شده بود توسط نینجا ها و تالیا ال غول محاصره می شود. بتمن برای گول زدن تالیا به او می گوید که قصد دارد جانشین راس شود. تالیا نیز به بتمن می گوید باید که چالش را رد کند. پس از رد شدن از چالش تالیا بتمن را پیش راس می برد تا او را از زندگی که با گودال لازاروس ادامه داده بود خلاص کند. راس مدت ها منتظر یک جانشین خوب بود و حالا بتمن بهترین گزینه است اما بتمن نیت واقعی خود را فاش می کند و راس با او نبرد می کند تا اینکه از بتمن شکست می خورد و تالیا را گروگان می گیرد. در این هنگام بتمن با ریموت بترنگ موفق می شود که راس را گیج کند و با یک ضربه او نقش بر زمین کند. پس از آن بتمن مقداری از خون راس را می گیرد و از مقر قاتلین خارج می شود. نبرد با فریز بتمن به GCPD یعنی جایی که فریز در آن در حال ساخت پادزهر است می رود. در آن جا فریز از بتمن می خواهد که زنش را نجات دهد ولی بتمن به خاطر زمان کمی که دارد مجبور به نبرد با فریز می شود و موفق می شود او را شکست دهد ولی متاسفانه وقتی گاوصندوق را برای پادزهر باز می کند متوجه می شود جوکر پادزهر را دزدیده است. نبرد با مستر فریز نجات ویکی و شارپ پس از خروج از GCPD بتمن هلیکوپتر خبرنگار ویکی ویل را می بیند که توسط افراد جوکر منهدم می شود. پس از آن بتمن دست به کار شده و پس از بیهوش کردن تک تیراندازان جوکر ویل را نجات داده و به جای امنی منتقل می کند. پس از آن بتمن متوجه می شود که استرنج به سارپ خیانت کرده و چند نفر از افراد توفیس قصد کشتن شارپ را دارند. بتمن سریعا خود را به شارپ رسانده و بعد از نجات او با بازجویی از او متوجه می شود که شارپ نیز از هویت رئیس استرنج بی خبر است. پس از آن بتمن شارپ را در همان پشت بام می گذارد تا جایش امن باشد. نبرد با جوکر بتمن به پالایشگاه می رود و در آن جا پس از دیدن هارلی که توسط تالیا زندانی شده مجبور می شود با جوکر درگیر شود. بتمن موفق می شود که جوکر و تمام افرادش را شکست دهد اما ناگهان کمی از سقف اتاق بر روی بتمن می افتد و بتمن در زیر آوار گیر می کند. در حالی که جوکر قصد داشت بتمن را بکشد تالیا سر رسیده و از جوکر می خواهد در مقابل زندگی همیشگی بتمن را نکشد و جوکر نیز قبول می کند ولی تالیا قبل از رفتن به خود ردیاب وصل می کند تا بتمن دنبالش کند. بعد از مدتی کت وومن سر می رسد و بتمن را از زیر آوار بیرون می کشد. تالیا هارلی را اسیر کرده پروکتل ۱۰ در ادامه بتمن متوجه می شود که استرنج پروکتل ۱۰ را اجرا کرده است. بتمن با هک سیستم هلیکوپتر مرکزی موفق می شود به برح استرن راه پیدا کند. پروکتل ۱۰ بتمن خود را به استرنج می رساند و سعی می کند پروژه را متوقف کند اما ناگهان راس از پشت به استرنج ضربه می زند و مشخص می شود که رهبر استرنج خود راس بوده. استرنج از راس می پرسد که چرا او را زخمی کرده و راس نیز می گیود که او نتوانسته بتمن را شکست دهد. در این هنگام اسرتنج بمب درون برج را فعال می کند و می میرد و بتمن نیز برای نجات بتمن با او از برج به بیرون می پرد و راس نیز برای کشتن خودش و بتمن سعی می کند به بتمن ضربه بزند که بتمن فهمیده و او را رها می کند و راس بر اثر ضربه ی شمشیر می میرد. راس استرنج را می کشد پایان دلقک ها بتمن سریعا به خاطر ارتباط جوکر برای نجات تالیا با ردیاب به محلی که جوکر قرار دارد یعنی تئاتر می رود و موفق می شود وارد آن شود. در آن جا تالیا با شمشیر جوکر را می شکد و پادزهر را به بتمن می دهد اما ناگهان بتمن متوجه می شود در تمام مدت دو جوکر وجود داشته است. بتمن سعی می کند به تالیا هشدار دهد ولی جوکر واقعی از پشت به بتمن شلیک می کند و او را می کشد. در این هنگام جوکر تقلبی تبدیل به کلای فیس شده و پادزهر را بر می دارد. پس از نبردی طولانی بتمن کلای فیس را منجمد می کند و از طریق دهان او وارد بدنش شده و پس از برداشتن پادزهر او را با شمشیر از بین می برد. در ادامه بتمن از پادزهر می نوشد و با پرتاب شمشیر به سمت دستگاهی که جوکر روی آن قرار دارد دستگاه را به پایین می اندازد و دستگاه به کلای فیس برخورد می کند و کلای فیس به درون گودال افتاده و گودال منفجر می شود. در ادامه جوکر از پشت به بتمن حمله می کند و پادزهر از دست بتمن می افتد و می شکند و مرگ جوکر نیز حتمی می شود. در ادامه بتمن جسد جوکر را به ولیس تحویل می دهد. جوکر تقلبی تالیا را گروگان گرفته است پایان دلقک انتقام هارلی در جریان این DLC هارلی قصد دارد که از بتمن انتقام بگیرد و برای این کار او حتی بتمن را به کما می برد ولی بتمن به هوش می آید و سرانجام هارلی را دستگیر می کند. دیگر خلافکاران پس از آن مدهتر یک بار سعی می کند بتمن را هیپنوتیزم کند اما بتمن موفق به غلبه بر او شده و تمامی افراد او را شکست می دهد و مدهتر را در حالی که از شکستش در حال گریه کردن بود رها می کند. پس از ملاقاتی عجیب با عزرائیل او یک علامت برای بتمن گذاشته و غیب می شود. بتمن با اسکن علامت و چند علامت دیگر سرانجام با او در کلیسای یک زندان روبه رو شده و پس از آن عزرائیل دوباره غیب می شود. پس از نجات گروگانان ریلر از جمله ایرون کش بتمن او را دستگیر می کند و وظیفه ی محافظت از او را به کش می دهد. پس از آن بتمن با اسکن چند آثار از قتل های ددشات متوجه می شود که ددشات قصد دارد که جک رایدر را به قتل برساند پس بتمن سریعا دست به کار شده و پس از نجات جک رایدر ددشات را در یک قطار زندانی می کند. پس از آن او و بین با هم در کارخانه ی ترانک روبه رو می شوند و بین از بتمن می خواهد که مخزن های باقی مانده از تایتان را برای او بیاورد ولی بتمن به جای این کار مخزن ها را با ژل منفجرکننده از بین می برد و به ملاقات با بین می رود. در ابتدا گروه TYGER به بین و بتمن حمله می کند اما این دو موفق به شکست تمامی آن ها می شوند. پس از آن بتمن متوجه می شود فردی به صورت وحشتناکی پوست افراد جدا می کند. بتمن با اسکن صحنه های قتل موفق می شود که مخفیگاه قاتل را پیدا کند ولی پس از این که وارد مخفیگاه می شود متوجه می شود که فرد قاتل دوست بچگی اش تامی الیوت یا همان هاش است. پس از آن هاش فاش می کند که قصد داشته با جدا کردن بخش هایی از صورت افراد که شبیه به صورت بتمن بودند چهره ی خود را تغییر داده و از آن استفاده کند. پس از آن هاش از دست بتمن فرار می کند زیرا با یک تله بتمن را زندانی کرده بود. پس از آن اما بتمن با دستگاه هک کننده خود را آزاد می کند. در ادامه ویکتور زز به بتمن تلفن می زند و به او می گوید که که دو نفر ار گروگان گرفته و برای زنده ماندن آن ها باید به تمامی تلفن هایش در سطح شهر پاسخ دهد. بتمن با بت کامپییوتر موفق می شود که مکان زز را با استفاده از ردیابی تماس هایش پیدا کند. پس از آن بتمن به مخفیگاه زز رفته و او را زندانی می کند و دو گروگانش را نجات می دهد. پس از آن بتمن متوجه می شود که افراد بیگناه در شهر آرکام که یک کمپ تشکیل داده بودند توسط زندانیان مورد حمله قرار گرفته اند. بتمن تمامی آن ها را در نقاط مختلفی از شهر نجات می دهد. بین و بتمن در حال همکاری برای شکست افراد گروه TYGER شورش مترسک سوزاندن جوکر بتمن جسد جوکر را می سوزاند تا دیگر جوکر برنگردد. بتمن قصد دارد جوکر را بسوزاند نجات آیوی در حالی که در شب هالوین مترسک مردم را تهدید به انتشار گاز ترس کرده است. درحالی که مردم شهر را تخلیه کرده اند بتمن با تحقیقات به مخفیگاه او می رود و در آن جا آیوی را در حالی می یابد که افراد مترسک برای پیوستن به او آیوی را مورد شکنجه قرار داده اند. بتمن موفق می شود که آیوی را نجات دهد و به GCPD منتقل کند. کارخانه ی آس بتمن بعد از ملاقات با اوراکل متوجه می شود کارخانه ی آس جایی است که مترسک گاز های سمی را تولید می کند پس به آن جا می رود و پس از رویارویی با آرکام نایت و ارتشش موفق می شود که خود را به مترسک برساند ولی مترسک که اوراکل را گروگان گرفته بود بتمن را تهدید می کند و بعد فرار می کند. در ادامه بتمن متوجه می شود مترسک یک بمب در کارخانه گذاشته است که با انفجارش کل شهر آلوده می شود. بتمن موفق می شود که بمب را خنثی کند اما با دشمن دیرینه اش جوکر روبه رو می شود و متوجه می شود که جوکر خون خود را به خون ۵ نفر آلوده کرده که یکی از آن ها بتمن است. جوکر پایان گاتهام بتمن ۴ نفر دیگر را دستگیر می کند و بعد موضوع دیزدیه شدن اوراکل را به گوردون می گوید که این باعث عصبانیت گوردون می شود. در ادامه بتمن متوجه می شود که مترسک یک تاجر به نام سایمون استگ را به خدمت خود در آورده و قصد دارد با فعال سازی دستگاهی به نام رگبار شهر را آلوده کند. بتمن به کشتی هوایی سایمون می رود و در آن جا با مترسک رو به رو میش ود و جوکر در او اختلال ایجاد می کند. در حالی که آرکام نایت قصد دارد رگبار را فعال کند هارلی نیز به استودیو پنسا حمله می کند تا ۴ نفر آلوده را آزاد کند. بتمن به کمک رابین موفق می شود که هارلی را دستگیر کند ولی یکی از ۴ نفر بعد از کشتن بقیه ی آن ها برای رابین فاش می کند که بتمن نیز آلوده است و بعد خودکشی می کند. رابین قصد داشت بتمن را دستگیر کند ولی بتمن او را زندانی می کند. آخرین امید در حالی که آرکام نایت رگبار را فعال و باعث پخش سم در شهر شده بتمن رگبار را نابود می کند و از آیوی می خواهد که با قدرت دادن به یک درخت باستانی باعث از بین رفتن سم در شهر شود. با وجود موافقت آیوی او به خاطر از دست دادن نیروی زیاد می میرد. شوالیه ی آرکام گوردون اسیر مترسک شده پس بتمن آرکام نایت را تا ساختمانی که گوردون زندانی شده تعقیب می کند. در ادامه شوالیه ی آرکام هویت واقعی خود را فاش می کند او همان جیسون تاد رابین سابق است. بتمن سعی می کند جیسون را برای همکاری متقاعد کند ولی او فرار می کند. نابودی گاتهام در ادامه گوردون و بتمن مترسک را بالای یک پشت بام پیدا می کنند. در این لحظه مشخص می شود اوراکل از اول هم زنده بوده است. مترسک از گوردون می خواهد در مقابل جان دخترش به بتمن شلیک کند و کوردون نیز این کار را می کند اما مترسک اوراکل از ساختمان به پایین پرت می کند که بتمن او را نجات می دهد و به GCPD می برد. در آن جا بتمن موفق به دفاع از GCPD می شود اما مترسک رابین را با خود می برد. بتمن برای نجات جان رابین و گوردون خود را به مترسک تسلیم می کند و او بتمن را به خرابه های تیمارستان آرکام می برد و در آن جا هویت بتمن یعنی بروس وین را افشا می کند. در این هنگام مترسک سعی می کند بتمن را با گاز ترس بترساند ولی جوکر بر بتمن غلبه می کند و بتمن فقط می خندد. در ادامه بتمن موفق می شود کنترل بدنش را از جوکر بگیرد. بعد از آن مترسک سعی می کند که بتمن را بکشد ولی جیسون بتمن را نجات می دهد و بتمن پس از طزریق گاز ترس به مترسک به کمک گوردون او را بیهوش می کند و تحویل پلیس می دهد. بتمن ماسکش را بر می دارد پایان شوالیه ی تاریکی در ادامه بتمن پس از گذاشتن ماسک خود بر روی محل قرار ش با گوردون به عمارتش می رود و چند لحظه بعد عمارت منفجر می شود و کسی از سرنوشت بتمن و آلفرد خبردار نمی شوند هرچند بعضی از افراد با یک بتمن دیگر که از گاز ترس استفاده می کند رو به رو شده اند. دیگر خلافکاران بتمن افرادی چون دکتر پیگ ، توفيس ، پنگوئن ، دث استروک ، من بت ، كيلر كراک ، فايرفلای ، هاش كه خود را جای بروس زده بود و ريدلر هم كه كت وومن را گروگان گرفته بود دستگیر می کند. همچنین مانند دو نسخه قبل بتمن مدهتر را نیز دستگیر می کند و یک دشمن جدید با نام بلک فایر را که جک رایدر را گروگان گرفته بود دستگیر می کند. عزرائيل نیز توسط بتمن دستگیر می شود. منابع بتمن از آرکام ویکی
  16. نمسیس

    Nemesis اطلاعات درون بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۳: نمسیس اطلاعات شخصی نوع تایرانت قد نزدیک ۷ فوت و ۰٫۳ اینچ (۲ متر و ۱۴ سانتی متر) ساخته شده از ویروس تی_NE-a کاربرد جایگزینی برای نیرو های نظامی وضعیت نابود شده نمسیس (به انگلیسی:Nemesis) یک نمونه آزمایشی از Tyrant هوشمند است که توسط یکی از آزمایشگاه های آمبرلا در فرانسه تحت مدیریت مستقیم ستاد آمبرلا ساخته شده است. هدف آن ها این بود که ثابت کنند که موجودی آلوده به ویروس تی می تواند بسیار هوشمند باشد و دستورات مافوقش را اجرا کند. این نام از نمسیس، الهه انتقام یونان باستان گرفته شده است. محتویات تاریخچه ساخت نمسیس حضور در شهر راکون به دنبال جیل گالری منابع تاریخچه ساخت نمسیس شاخه اروپایی آمبرلا در ابتدا نمسیس را به عنوان شاخه ای از پروژه Tyrant که توسط آمریکایی‌ها دنبال می‌شد و با تأکید بر افزایش هوشمندی میزبان و توانایی پیروی از دستورات بدون آسیب رساندن به قدرت ذاتی آن ساخت. این پیشرفت با ساخت انگل NE-α Type صورت گرفت. این انگل می تواند کنترل مغز میزبان خود را داشته باشد و به عنوان یک مغز دوم جایگزین مغز میزبان شود. حضور در شهر راکون شرکت آمبرلا نمسیس را به منظور پیدا کردن و کشتن اعضای باقی مانده از استارز به شهر راکون فرستاد. فرصتی برای مقابله با آنها در هرج و مرج شهر راکون پیش آمد. اولین قربانی نمسیس براد ویکرز، خلبان تیم بود. ویکرز در جلوی چشمان جیل ولنتاین کشته شد. به دنبال جیل نمسیس بعد از کشتن براد پس از کشتن براد، نمسیس به جیل حمله می کند. بسته به انتخاب بازیکن، جیل یا بلافاصله به ایستگاه پلیس می رود و یا تلاش می کند کارت شناسایی براد را از جسدش بازیابی کند و سپس به ایستگاه برود و یا برای نبرد با نمسیس در مقابل ایستگاه پلیس بماند. در داخل ایستگاه ، نمسیس جیل را تعقیب می کند. با این حال، پس از این جیل با کارلوس اولیویرا از طریق یک رادیو در دفتر S.T.A.R.S تماس می گیرد. پس از آن جیل از نمسیس فرار می کند. جیل چند بار با نمسیس روبه رو می شود ولی هر بار به سختی فرار کرد. پس از ملاقات با کارلوس و تیم او و تعمیر قطار، جیل با متحد جدید خود کارلوس، سفر خطرناک را از طریق شهرستان ادامه می دهد، اما بار دیگر نمسیس او را پیدا می کند. این قطار به راحتی می سوزد، جایی که میخائیل ویکتور مجروح می شود و برای فرار کارلوس و جیل با نمسیس فرار می کند و بعد از آن که از او شکست می خورد با نارنجک جان خود را برای نابودی نمسیس فدا می کند ولی با وجود مرگش و انفجار قطار نمسیس زنده می ماند. بعد از رسیدن به برج ساعت نمسیس خود را به جیل می رساند. بعد از آن در طی یک تعقیب و گریز این دو به بالای برج ساعت می رسند. با توجه به انتخاب بازیکن، جیل ممکن است با پرتاب سیم برق به گودال آب که در آن نمسیس ایستاده برای مدتی او او را متوقف کند یا جیل می تواند با چراغ روشن او را از برج به پایین بیندازد. بعد از آن جیل موفق می شود هلی کوپتر نجات را لاز وجود خودش مطلع کند با این حال اما نمسیس با یک راکت هلی کوپتر را منهدم می کند. بعد از آن جیل به کمک کارلوس موفق می شود که از دست نمسیس فرار کند با این حال اما جیل توسط نمسیس به ویروس آلوده شده بود. بعد از آن، در حالی که کارلوس برای پیدا کردن واکسنی برای درمان جیل از بیمارستان برگشته بود نمسیس جهش پیدا می کند. پس از این جیل باز هم با نمسیس روبه رو می شود و در آخر روی یک پل مجبور به پرش در آب برای نجات جان خود می شود. پس از آن جیل در تعقیب و گریز با نمسیس موفق می شود که او درون مواد شیمیایی بیندازد. در حالی که جیل قصد دارد تا از شهر فرار کند این بار نمسیس جهش بیشتری پیدا می کند و به دنبال جیل می گردد. جیل متوجه می شود که فقط با اسلحه ی لیزری می توان نمسیس را نابود کرد پس با اسلحه ی لیزری سرانجام نمسیس را شکست داده و در اینجا جیل می تواند که بدون توجه به نمسیس از آن جا دور شده یا با کلتش شلیک نهایی را به نمسیس وارد کند تا او کشته شود. اگر جیل نمسیس را نکشد به احتمال زیاد نمسیس در بمب باران شهر راکون نابود می شود. گالری منابع نمسیس در رزیدنت اویل ویکی
  17. آرماند بوکهارت

    آرماند بوک‌هارت (به انگيسي:Armand Bouchart) بعد از مرگ رابرت دی سیبل استاد اعظم تمپلارها شد. او قبرس را از ریچارد شیردل برای ساخت پایگاهی مستحکم برای تمپلاران خرید. بوک‌هارت اشیائ زیادی از تمدن اولیه را به دست آورد. هرچند بوک‌هارت این اشیاء را از دست اساسین‌ها دور کرد اما در آخر توسط اساسین الطائر کشته شد. محتویات تاریخچه شخصیت تاریخچه تاریخچه شخصیت تاریخچه بعد از مرگ رابرت دی سیبل در سال ۱۱۹۱، آرماند بوک هارت تبدیل به استاد اعظم تمپلاران شد. تمپلاران به خاطر شکست از اساسین‌ها قبرس را خریده و به دستور بوک هارت به آن جا رفتند. بوک هارت تصمیم داشت قبرس را به پایگاهی مستحکم برای تمپلاران تبدیل کند. بوک هارت اشیاءزیادی از تمدن اولیه به دست آورد ولی این موفقیت او تا سال ۱۱۹۳ ادامه داشت. اساسینی با نام الطائر، ماریا تروپ که یک تمپلار بود را گروگان گرفت. در طی ماجراهایی ماریا از دست الطائر فرار کرده و خود را به بوک هارت رساند؛ ولی بوک هارت قصد جان او را کرد هرچند ماریا توسط الطائر نجات پیدا کرد. الطائر به قبرس نفوذ کرد. بوک هارت از ترس اساسین‌ها دستور خارج کردن اشیاء تمدن اولیه از قبرس را داد. این جابه جایی موفقیت آمیز بود ولی پس از انتقال اشیاء تمدن اولیه، بوک هارت با الطائر رو به رو شد. الطائر در یک دوئل بوک هارت را شکست داد و او را برای همیشه از صفحه روزگار محو کرد. منابع Armand Bouchart در Assassins Creed Wiki
  18. latest.jpg

  19. 300px-ArthasTreachery.jpg

  20. 300px-Arthas_HS_cropped.jpg

  21. latest-1.jpg

    از آلبوم آلبوم ahmad

  22. ویکی وارکرافت

    من درخواست ایجاد ویکی هنر جنگ را دارم. https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=http://wowwiki.wikia.com/wiki/Portal:Main&ved=2ahUKEwjAmMfU9LnZAhXJCCwKHXskBZ8QFjAAegQIBxAD&usg=AOvVaw3f3GeUhtovyg3x5pTPSOgi
  23. کال آو دیوتی: جنگاوری مدرن ۱

    اسم پسر ایمران ویکتوره. در ضمن خالد ال اسد(تروریست) رئیس جمهور یاسر را می کشد. اسم رئیس جمهور یاسر است و اسم تروریست خالد.