ahmad mohseny

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    582
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    6

آخرین بار برد ahmad mohseny در 27 اردیبهشت

ahmad mohseny یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

3 دنبال کننده

درباره ahmad mohseny

  • درجه
    Dark Assassin
  • تاریخ تولد 9 آذر 1378

مشخصات من

  • نام اصلی :
    احمد محسنی
  • جنسیت :
    آقا
  • محل سکونت :
    گنبد

ارتباط با من

اطلاعات پروفایل

  • درباره من
    احمد محسنی
  • علاقمندی‌ها :
    TOP 5
    5:Books And Comics
    4:Game's Magazine
    3:Search In Internet
    2:Film
    1:Games
  • بازی‌های مورد علاقه :
    TOP 20
    20:Dark Sector
    19:Taken series
    18:Hitman
    17:Horizon Zero Dawn
    16:Need For Speed
    15:Bloodborne
    14:Max payne
    13:Lego games
    12:Outlast
    11:Call Of Duty
    10:Mortal Combat
    9:Grand Theft Auto
    8:Dark souls Series
    7:Silent Hill 2
    6:Devil May Cry
    5:Resident Evil
    4:Metal Gear Series
    3:Clash OF Clans
    2:Batman Arkham Series
    1:Assassin's Creed series
  • شخصیت‌های مورد علاقه :
    TOP 30
    30:Raul Menendez
    29:Androw Ryan
    28:Spiderman
    27:Comestock
    26:Vergil
    25:Lara Croft
    24:Naten drake
    23:Glados
    22:Captain shepherd
    21:Vass Montegero
    20:Mario
    19:Bowser
    18:Dante
    17:Pyramid Head
    16:Scorpion
    15:Batman
    14:Albert Wesker
    13:Sephiroth
    12:The Joker
    11:Jain kazama
    10:Arthas
    9:Captain Price
    8:Prance Of Persia
    7:47
    6:Max Payne
    5:Sam Fisher
    4:Marcuse
    3:Leon . S Kendy
    2:Solid Snake
    1:Ezio Auditore


  • فیلم‌های مورد علاقه :
    TOP 5
    5:GOOD ، Bad ، Ugly
    4:Spiderman Series
    3:Gladiator
    2:Troy
    1:Batman series
  • موبایل :

Gaming Rig

  • Graphic Card :
    512
  • CPU :
    2786 mhz
  • RAM :
    ۲۵۶ مگ
  • Hard Drive :
    ۷۶ گیگ و ۳۳ مگ
  • Motherboard :
    ASUS
  • Monitor :
    LG
  • Operating System :
    Windows seven

Gamer IDs

  • Platform :
    PC

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

811 بازدید کننده پروفایل
  1. latest.jpg

  2. 300px-ArthasTreachery.jpg

  3. 300px-Arthas_HS_cropped.jpg

  4. آرتاس منتیل

    آرتاس منتیل نام آرتاس منتیل جنسیت مرد نژاد انسان_نامرده کلاس شخصیت پالادین_شوالیه مرگ_مبارز مکان سریر یخی نزدیکان ترنس منتیل (پدر)_لیان منتیل (مادر)_کالیا منتیل (خواهر)_جینا پرادمور (نامزد سابق) شاهزاده آرتاس منتیل (Arthas Menethil) پسر شاه ترنس منتیل دوم و شاهزاده سرزمین لردران است که خیلی زود جز شوالیه های دست نقره ای شد. آرتاس در نبرد با نامردگان مل گانس به وسیله ی شمشیر فراستمورن نفرین شده و به یکی از خادمان لیچ کینگ تبدیل شد. محتویات تاریخچه نبرد با ارک ها قتل عام استراث هولم نرثرند مرگ شاه و وفاداری به لیچ منابع تاریخچه نبرد با ارک ها زمانی که با قیام ترال ارک ها دوباره قدرت گرفته بودند شاهزاده آرتاس برای کمک به آتر روشنایی آور به منطقه ی استرن برد رفت. ارک ها یکی از روستاهای منطقه را تسخیر کرده بودند و آرتاس برای نجات مردم با نیروهایش به روستا رفت ولی علی رغم بازپس گیری روستا و مرگ دراکس سیرینوکس، ارک ها تعدادی از مردم روستا را با خود برده و سپس آن ها را کشتند. آرتاس از آیتم Feranor steeltoe برای کشتن ارک ها و رهبر قبیله سنگ سیاه که منجر به این حملات شده بود استفاده کرد و خطر ارک ها را در آن منطقه از بین برد. پس از آن شاهزاده جوان به همراه جینا پرادمور، نماینده ای از طرف آنتونیداس و کاپیتان فالریک برای پیدا کردن منشاء یک طاعون که بخشی از مردم لردران را به نامرده تبدیل کرده بود به مناطق آلوده رفتند. آنها با یک نکرومانسر به نام کل تازاد روبه رو شدند که رهبر نامردگان و منتشر کننده این بیماری بود. آرتاس و همراهانش کل تازاد را تا آندورهال تعقیب کردند و سرانجام او را نابود کردند. کل تازاد قبل از مرگ به آرتاس گفت که رهبر او لرد وحشتی به نام مل گانس است بنابراین آرتاس تصمیم به پیدا کردن این لرد وحشت گرفت. برای پیدا کردن مل گانس، آرتاس و جینا به همراه کاپیتان به استراث هولم رفتند. زمانی که آرتاس به هارت گلن رسید از جینا خواست که به نزد آتر رفته و سریعا نیروی کمکی بیاورد. پس از رفتن جینا آرتاس غلاتی را دید که به تازگی به شهر رسیده بودند و چون آرتاس می دانست که بیماری به وسیله ی غلات آلوده پخش شده متوجه خطر شد. ناگهان مردم تبدیل به نامرده شدند و سربازان مجبور به کشتن آن ها شد. فشار حملات روی شهر زیاد شده بود اما سرانجام جینا و آتر با نیروهای کمکی سر رسیدند. آرتاس با مدیو، آخرین نگهبان مواجه شد. مدیو هشدار داد که با مردمش به کالیمدور فرار کند ولی آرتاس مدیو را نادیده گرفت. قتل عام استراث هولم زمانی که آرتاس به استراث هولم رسید متوجه شد که غلات به شهر رسیده تصمیم گرفت برای اینکه مردم بعد از تبدیل شدن به نامرده به ارتش مل گانس نپیوندند آن ها را قتل عام کند. جینا و آتر از دستور آرتاس پیروی نکرده و از او جدا شدند ولی آرتاس از تصمیمش منصرف نشده و در حالی که مل گانس مردم را به نامرده تبدیلمی کرد آرتاس نیز به کمک فالریک مردم را می کشت. نبرد به نفع آرتاس تمام شده و مل گانس فرار کرد. مل گانس به آرتاس گفت که او را در نرثرند ملاقات خواهد کرد. آرتاس پس از آتش زدن استراث هولم برای کشتن مل گانس به نرثرند رفت. نرثرند آرتاس برای پیدا کردن مکانی برای ساخت پایگاه بخشی از نرثرند را جست و جو کرد. پس از پیدا کردن یک مکان مناسب برای پایگاه او مورد حمله ی دورفهای مورادین ریش برنزی که فکر کرد آن ها نامرده اند قرار گرفت. مورادین ابتدا فکر کرد که آرتاس برای کمک به دورف ها آمده ولی آرتاس اعتراف کرد که این دیدار اتفاقی بود. پس از بنا کردن یک پایگاه و نابودی اردوگاه نامردگان نزدیک، مورادین به آرتاس گفت که برای شکست نامردگان به دنبال شمشیر فراستمورن است. افراد مورادین در جزیره به دنبال این شمشیر افسانه ای بودند و آرتاس می دانست که فقط با فراستمورن توان شکست مل گانس را خواهد داشت. آتر شاه را متقاعد کرد تا اختیارات آرتاس در جنگ را از او گرفته و دستور بازگشت افرادش را بدهد. سرانجام شاه این درخواست را پذیرفت و به سربازان دستور بازگشت داد. آرتاس چندین دورف را برای آتش زدن کشتی های افرادش اجیر کرد ولی بعد از سوختن کشتی ها آن ها را به خیانت متهم کرد و به کمک سربازانش آن ها را کشت. سرانجام نبرد نهایی فرا رسید این در حالی بود که آرتاس و مورادین فراستمورن را پیدا کردند و بعد از کشتن ارواح محافظ آرتاس سعی کرد شمشیر را به دست آورد. علی رغم هشدار مورادین آرتاس با پتک خود کریستال دور شمشیر را شکست که بر اثر برخورد یکی از تکه های کریستال مورادین جانش را از دست داد. آرتاس با فراستمورن خودش را به افرادش رساند که در حال محافظت از پایگاهشان در برابر مل گانس بودند. آرتاس با فراستمورن نتیجه نبرد را تغییر داد و پس از شکست دادن سپاه غضب خودش را به او رساند. مل گانس سعی داشت آرتاس را متقاعد کند که او حال یکی از خادمان لرد وحشت اعظم، لیچ کینگ است ولی آرتاس بدون توجه به حرف های مل گانس او را کشت. مرگ شاه و وفاداری به لیچ منابع ویکی وارکرافت
  5. ویکی وارکرافت

    من درخواست ایجاد ویکی هنر جنگ را دارم. https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=http://wowwiki.wikia.com/wiki/Portal:Main&ved=2ahUKEwjAmMfU9LnZAhXJCCwKHXskBZ8QFjAAegQIBxAD&usg=AOvVaw3f3GeUhtovyg3x5pTPSOgi
  6. اسکورپیون

    Scorpion اطلاعات درون بازی صداگذاران دنیل پسینا_جان تراک_سال دیویتا_کریس کاساماسا_جی.جی پری_لان آنتونی دیل_رون پرل من_اد بون_پاتریک سیتا اولین حضور مورتال کمبت اطلاعات شخصی زادگاه ابتدا در دنیای زمین و بعد از مرگ در دنیای زیرین متولد شد وزن ۹۵ کیلوگرم قد ۱ متر و ۸۹ سانتی متر مرگ در هنگام ۳۲ سالگی مرد و بعد تبدیل به موجودی جهنمی شد. سبک های مبارزه هاپکیدو_موی فا_پی گوا جنسیت مذکر نام واقعی هانزو هاساشی لقب اسکورپیون(عقرب) نژاد شبح_سابقا انسان قدرت ها استفاده از آتش کشور ژاپن اسلحه ها شمشیر نینجا_آکس_موگای ریو_شمشیر برود_کونای_شمشیر بلند_اسپیکد میس اسکورپین یا اسکورپیون (به انگلیسی:scorpion) یکی از شخصیت های قابل بازی در سری مورتال کمبت است که به علت قتل خانواده اش توسط کوان چی دشمنی دیرینه با او دارد. محتویات معرفی حضور در سری مورتال کمبت دارک کان مورتال کمبت ۲۰۱۱ وقایع مورتال کمبت x منابع معرفی پدر او یکی از اعضای شیرای ریو بود با این حال پسرش را از پیوستن به گروه منع کرد زیرا نمی خواست پسرش یک قاتل شود‌. متاسفانه هانسو به درخواست پدرش عمل نکرده و عضو شیرای ریو می شود. هانزو بین قبیله یکی از بهترین شینوبی‌ها بود و به دلیل مهارت های باور نکردنی لقب عقرب را به دست آورد. او همیشه سعی می کرد تا برای افتخار افرینی برای رئیس قبیله و گروه تلاش کند؛ با این حال وقتی هانزو از سوی جادوگر پست یعنی کوان چی ماموریت پیدا کرد تا نقشه مقدس عناصر و الواح را از معبد شائولین بدزدد؛ او توسط یکی از جنگجویان لین کوای به نام ساب زیرو (که بعد ها با نام نوب سایبات شناخته می شود) به طور وحشیانه‌ای کشته شد. درنتیجه خانواده و قبیله او توسط کوان چی که به لین کوای قول داده بود؛ به طور فیجع تارومار شد. روح اسکورپیون به قلمرو زیرین فرستاده شد و در آنجا طلسم گشت. او دوباره در زندان ارواح با ساب زیرو مبارزه کرد اما باز هم شکست خورد و این کار باعث شد تا جنگجوی لین کوای فرار کند. حضور در سری مورتال کمبت دو سال بعد از کشته شدن توسط ساب زیرو، کوان چی اسکورپیون را احیا کرد و به قلمروی زمین بازگرداند تا با شانگ تسانگ در اجرای مسابقات همکاری کند. طبق گفته کوان چی اگر او در این مسابقه ساب زیرو بزرگ را شکست می داد؛ می توانست که انتقام خود و قبیله اش را از او بگیرد و در صورت شکست خوردن ؛ روح او به مکان فراموش شده ای تبعید می شد. این امر محقق نمی شد تا این که لو کنگ گورو را شکست داد ؛ با این کار او به ساب زیرو بزرگ دست یافت و با شکست دادن و سوزاندن او، انتقام خود را از وی گرفت. بلافاصله بعد از این کار او آتش گرفت و خاکستر شد و به قلمرو زیرین افتاد. بعد از مدتی در قلمرو زیرین ، اسکورپیون مطلع شد که در دنیای خارج مسابقه جدیدی برگزار شده و ساب زیرو در آن شرکت کرده است. با این خبر او شوکه و خشمگین شد چرا که قاتل او به نحوی به زندگی برگشته بود. اسکورپیون تصمیم گرفت تا ساب زیرو را به طور کامل نابود کند ؛ بنابراین در مسابقات شائوکان حضور یافت. اما در یکی از مسابقات ساب زیرو ، وقتی مشاهده کرد که ساب زیرو پس از شکست دادن رقیب خود، به او رحم می کند؛ فهمید که او برادر کوچک اسکورپین واقعی است. پس از این واقعه اسکورپیون برای فرونشاندن خشم خود تصمیم گرفت تا به جای انتقام ، از این برادر کوچکتر محافظت کند. اما از دید ساب زیرو دلیل این کار مشخص نبود. وقتی حمله شائوکان به زمین با شکست روبرو شد؛ اسکورپیون به طور سهوی آزاد گردید و بار دیگر به زمین امد. او نه با کسی دوست و هم پیمان بود و نه با کسی دشمنی داشت. با این حال شائوکان که توانایی های زیاد اسکورپین‌ را به عنوان یک نینجا دیده بود؛ از او خواست تا با او هم پیمان شود. اسکورپیون این پیمان را پذیرفت اما طول نکشید که از پیمان خود سر باز زد، چرا که فهمیده بود ساب زیرو نیز به عنوان یکی از جنگجویان برگزیده زمینی ، مورد هدف شائوکان قرار گرفته است. بنابراین در مبارزه نهایی با امپراطور اهریمن ، او طرف جنگجویان زمینی را گرفت. با شکست شائوکان و زیر دستانش؛ وضعیت زمین به حالت عادی برگشت و اسکورپیون نیز به دنیای زیرین بازگشت. مدتی بعد از بازگشت او به دنیای زیرین، اسکورپیون شنید که همسر و فرزند او به قتل رسیدند. او با کوان چی جادوگر روبرو شد؛ کوان چی به او گفت که عامل این قتل کسی جز ساب زیرو نیست. با شنیدن این خبر خشم سراسر وجود اسکورپیون را فرا گرفت و بر این شد که ساب زیرو را همانند برادرش نابود کند. اما بعدا کوان چی این موضوع را فاش کرد که او اسکورپیون را فریب داده تا ساب زیرو را به جای خودش قاتل معرفی کند؛ به منظور اینکه اسکورپیون دست از حفاظت از او بردارد. بعد از این کوان چی اراده کرد تا اسکورپیون را به قلمرو زیرین برگرداند اما اسکورپیون با یک حرکت سریع به سمت او دوید و هردوی آن ها به دنیای زیرین بازگشتند. بعد از این واقعه، از آن جا که کوان چی در تله افتاده بود؛ برای سال های متمادی توسط اسکورپیون به منظور انتقام شکنجه داده می شد. کوان چی شانس کمی برای فرار داشت چرا که قدرت او در قلمرو زیرین ضعیف شده بود و برخلاف او، اسکورپیون قدرتش افزایش یافته بود. کوان چی بعد از مدتی با دو تن از نژادهای آنی به نام های مولاک و درامین ملاقات کرد که علیه اسکورپیون می جنگیدند. مدتی بعد از این ملاقات کوان چی از طریق پورتالی موفق به فرار شد و اسکورپیون وی را تعقیب کرد؛ اما متوجه شد که علی رغم کوان چی ، پورتال او را به جای دیگری فرستاده ؛ با این حال او به تعقیب خودش ادامه داد تا در نهایت در اقامتگاه شانگ تسانگ سر در اورد و در آن جا با مولاک و درامین که در کمین او نشسته بودند، مواجه شد. درامین و مولاک اسکورپیون را شکست دادند و وی را به مکانی به نام Soulnado تبعید کردند؛ به امید اینکه نینجای شبح برای همیشه نابود بشود. اسکورپیون توانست قبل از اینکه در Soulnado نابود شود به مکانی به نام Viod فرار کند. او در آن جا خدایان ارشد را ملاقات کرد و برای همیشه به خاطره او چیزی که دیده بود تغیییر کرد. همچنین او مشاهده کرد که رایدن خدایی خودش را قربانی کرد تا جلوی اوناگا را بگیرد و اینکه اوناگا در حال سیطره و پیش روی بود. خدایان ارشد قدرت های ماورای طبیعی وی را افزایش دادند؛ طوری که حالا او قهرمان خدایان ارشد شده بود. خدایان ارشد به او ماموریت دادند تا به جستجوی اوناگا بپردازد و قبل از تخریب قلمروها توسط وی، او را نابود کند. اسکورپیون به دنیای خارج رفت تا مانع دستیابی اوناگا به لوح امیولت که دست کوان چی و شوجینکو شود. او حتی در این راه با نام خدایان ارشد با شوجینکو جنگید؛ اما شکست خورد. در پایان او اوناگا را بین قلمرو ها پیدا کرد و با وی به مبارزه پرداخت ولی فهمید که قادر به شکست دادن او نیست و تنها کسی که می تواند اوناگا را نابود کند شوجینکو است‌. بعد از مدتی ، اسکورپیون دیگر مایل نبود تا در خدمت خدایان ارشد باشد. با این حال خدایان ارشد به او وعده دادند تا در صورت ادامه همکاری ، قبیله شیرای ریو را به همراه همسر و فرزندش دوباره احیا کنند. پس از پذیرفتن درخواست توسط اسکورپیون، قبیله او به همانند خودش در جهنم دوباره متولد شدند. اسکورپیون تعهد کرد تا با نابودی دو فرد انتقام خدایان ارشد را بگیرد و مانع واقعه آرماگدون شود؛ و این دو شخص کسانی نبودند جز دیگون و تیون. هنگامی که تیون به راه خود ادامه می داد تا در مقابل برادرش دیگون بایستد؛ گروه اسکورپیون ناگهان ظاهر شده و به او حمله کردند ؛ اما از اونجایی که آن ها توانایی مقابله با تیون نیمه خدا را نداشتند، اسکورپیون با استفاده از قدرت خود تعدادی اسکلت غول پیکر را از قلمرو زیرین فراخواند تا به تیون حمله کنند؛ با این حال تیون بر این وضعیت چیره گشت و تنها اسکورپیون ماند تا با او مبارزه کند. در این مبارزه نینجای شبح شکست خورد و ناپدید گشت. بعدها اسکورپیون در نبرد آرماگدون شرکت کرد و توسط ساب زیرو کشته شد. جسد او هنگامی مشاهده شد که Kori Blade ساب زیرو در ستون فقراتش فرو رفته بود. دارک کان در ابتدای ماجرا اسکورپیون جنگ بین لوکنگ و ساب زیرو را قطع نمود. پس از شکست خوردن توسط لو کنگ، او به همراه فلش به مکانی دیگر منتقل شد و در آنجا بوسیله بتمن به دام انداخته و تضعیف شد. بعد از مدتی اسکورپیون از محل فرار کرد و پس از گذشت مدت زمانی ساب زیرو را به قلمروی زیرین آورد و با وی درگیر شد. این درگیری سبب شد تا کوان چی آزاد شود. کوان چی ساب زیرو را پیش رایدن فرستاد تا به او هشدار بدهد تا برای جلوگیری از نابودی دنیا با هم متحد شوند و همزمان اسکورپیون را فرستاد تا به دنبال شاهزاده کیتانا بگردد. او به گاتهام رفت و در اینجا با جوکر روبرو گشت ؛ کسی که دیوانه وار سعی می کرد تا هیاهو به پا کند و توسط اسکورپیون زخمی شد. او شاهزاده کیتانا را در اینجا نیافت و به دنبال این ماجرا، وی به مقر واندروومن رفت؛ اما واندروومن اجازه نداد که اسکورپیون در آنجا به جستجو بپردازد. پس از مدتی اسکورپیون به متروپلیس رفت و در آنجا سوپرمن را مشاهده کرد و پس از کشمکش با وی مبارزه نمود. در این هنگام کیتانا که چهره ای عصبانی داشت روبروی اسکورپیون ظاهر گشت. اسکورپیون چاره ای نداشت تا با وی بجنگد. بعد از شکست کیتانا کوان چی ظاهر گشت و به اسکورپیون دستور داد تا کیتانا را پیش رایدن ببرد. در اینجا کیتانا توسط جنگجویان دیگر با خبر شد که موجودی به نام دارک کان قصد ادغام و نابودی دنیا را دارد. بعدها اسکورپیون به همراه شانگ تسانگ و باراکا هم تیم شد تا کاپیتان مارول را به قلمروی زیرین کشانده و شکستش بدهند. مدتی بعد، اسکورپیون با ساب زیرو هم تیم شد؛ آن ها به آکادمی وو شی (Wu Shi Academy) رسیدند. اسکورپیون و ساب زیرو در آنجا با لکس لوثر و کت وومن روبرو شدند. اگر چه ساب زیرو کت وومن را منجمد کرد ولی او و اسکورپیون از لکس شکست خوردند. مورتال کمبت ۲۰۱۱ در این نسخه اسکورپیون با داستانی ریبوت شده، بی خبر از خیانت کوان چی و با داشتن کینه ای از ساب زیرو به کوان چی پیوسته است. در زمانی که رایدن از او خواست که ساب زیرو را بعد از شکستش نکشد، او قبول کرد اما با تحریک های کوان چی اسکورپیون ساب زیرو را کشت. پس از آن ساب زیروی کوچک تلاشی برای گرفتن انتقام کرد ولی دستگیر شد و اسکورپیون نیز ناپدید شد. او پس از این در حال مبارزه با رایدن ناپدید شد ولی بعد ها دوباره پیدا شد و این بار تصمیم گرفته بود با ساب زیرو متحد شود زیرا متوجه ی خیانت کوان چی شده بود. وقایع مورتال کمبت x وقایع به سال ها گذشته بر می گردد. اسکورپیون هنوز در خدمت کوان چی است. او و ساب زیرو با هم تمامی سربازان یگان ویژه به جز رهبران آن یعنی جانی کیج و سونیا بلید و کنشی را کشتند. منابع
  7. کال آو دیوتی: جنگاوری مدرن ۱

    اسم پسر ایمران ویکتوره. در ضمن خالد ال اسد(تروریست) رئیس جمهور یاسر را می کشد. اسم رئیس جمهور یاسر است و اسم تروریست خالد.
  8. ویکی مورتال کمبت

    خواستار ساخت ویکی مورتال کمبت هستم. لینک در ویکیا
  9. تاریخچه رزیدنت اویل/۲۰۱۰-۲۰۱۳

    منتظر قسمت بعدی هستم. پس یعنی که این ماجرا ها در سال ۲۰۱۷ به اتمام می رسد؟
  10. نمسیس

    Nemesis اطلاعات درون بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۳: نمسیس اطلاعات شخصی نوع تایرانت قد نزدیک ۷ فوت و ۰٫۳ اینچ (۲ متر و ۱۴ سانتی متر) ساخته شده از ویروس تی_NE-a کاربرد جایگزینی برای نیرو های نظامی وضعیت نابود شده نمسیس (به انگلیسی:Nemesis) یک نمونه آزمایشی از Tyrant هوشمند است که توسط یکی از آزمایشگاه های آمبرلا در فرانسه تحت مدیریت مستقیم ستاد آمبرلا ساخته شده است. هدف آن ها این بود که ثابت کنند که موجودی آلوده به ویروس تی می تواند بسیار هوشمند باشد و دستورات مافوقش را اجرا کند. این نام از نمسیس، الهه انتقام یونان باستان گرفته شده است. محتویات تاریخچه ساخت نمسیس حضور در شهر راکون به دنبال جیل گالری منابع تاریخچه ساخت نمسیس شاخه اروپایی آمبرلا در ابتدا نمسیس را به عنوان شاخه ای از پروژه Tyrant که توسط آمریکایی‌ها دنبال می‌شد و با تأکید بر افزایش هوشمندی میزبان و توانایی پیروی از دستورات بدون آسیب رساندن به قدرت ذاتی آن ساخت. این پیشرفت با ساخت انگل NE-α Type صورت گرفت. این انگل می تواند کنترل مغز میزبان خود را داشته باشد و به عنوان یک مغز دوم جایگزین مغز میزبان شود. حضور در شهر راکون شرکت آمبرلا نمسیس را به منظور پیدا کردن و کشتن اعضای باقی مانده از استارز به شهر راکون فرستاد. فرصتی برای مقابله با آنها در هرج و مرج شهر راکون پیش آمد. اولین قربانی نمسیس براد ویکرز، خلبان تیم بود. ویکرز در جلوی چشمان جیل ولنتاین کشته شد. به دنبال جیل نمسیس بعد از کشتن براد پس از کشتن براد، نمسیس به جیل حمله می کند. بسته به انتخاب بازیکن، جیل یا بلافاصله به ایستگاه پلیس می رود و یا تلاش می کند کارت شناسایی براد را از جسدش بازیابی کند و سپس به ایستگاه برود و یا برای نبرد با نمسیس در مقابل ایستگاه پلیس بماند. در داخل ایستگاه ، نمسیس جیل را تعقیب می کند. با این حال، پس از این جیل با کارلوس اولیویرا از طریق یک رادیو در دفتر S.T.A.R.S تماس می گیرد. پس از آن جیل از نمسیس فرار می کند. جیل چند بار با نمسیس روبه رو می شود ولی هر بار به سختی فرار کرد. پس از ملاقات با کارلوس و تیم او و تعمیر قطار، جیل با متحد جدید خود کارلوس، سفر خطرناک را از طریق شهرستان ادامه می دهد، اما بار دیگر نمسیس او را پیدا می کند. این قطار به راحتی می سوزد، جایی که میخائیل ویکتور مجروح می شود و برای فرار کارلوس و جیل با نمسیس فرار می کند و بعد از آن که از او شکست می خورد با نارنجک جان خود را برای نابودی نمسیس فدا می کند ولی با وجود مرگش و انفجار قطار نمسیس زنده می ماند. بعد از رسیدن به برج ساعت نمسیس خود را به جیل می رساند. بعد از آن در طی یک تعقیب و گریز این دو به بالای برج ساعت می رسند. با توجه به انتخاب بازیکن، جیل ممکن است با پرتاب سیم برق به گودال آب که در آن نمسیس ایستاده برای مدتی او او را متوقف کند یا جیل می تواند با چراغ روشن او را از برج به پایین بیندازد. بعد از آن جیل موفق می شود هلی کوپتر نجات را لاز وجود خودش مطلع کند با این حال اما نمسیس با یک راکت هلی کوپتر را منهدم می کند. بعد از آن جیل به کمک کارلوس موفق می شود که از دست نمسیس فرار کند با این حال اما جیل توسط نمسیس به ویروس آلوده شده بود. بعد از آن، در حالی که کارلوس برای پیدا کردن واکسنی برای درمان جیل از بیمارستان برگشته بود نمسیس جهش پیدا می کند. پس از این جیل باز هم با نمسیس روبه رو می شود و در آخر روی یک پل مجبور به پرش در آب برای نجات جان خود می شود. پس از آن جیل در تعقیب و گریز با نمسیس موفق می شود که او درون مواد شیمیایی بیندازد. در حالی که جیل قصد دارد تا از شهر فرار کند این بار نمسیس جهش بیشتری پیدا می کند و به دنبال جیل می گردد. جیل متوجه می شود که فقط با اسلحه ی لیزری می توان نمسیس را نابود کرد پس با اسلحه ی لیزری سرانجام نمسیس را شکست داده و در اینجا جیل می تواند که بدون توجه به نمسیس از آن جا دور شده یا با کلتش شلیک نهایی را به نمسیس وارد کند تا او کشته شود. اگر جیل نمسیس را نکشد به احتمال زیاد نمسیس در بمب باران شهر راکون نابود می شود. گالری منابع نمسیس در رزیدنت اویل ویکی
  11. سم فیشر

    Samuel Fisher اطلاعات درون اولین حضور اسپلینتر سل ۱ صداکذاران میچل ایرون ساید_اریک جانسون اطلاعات شخصی نام ساموئل فیشر لقب سم فیشر وابسته به اسپلینتر سل تولد آمریکا ساموئل فیشر ( به انگلیسی:Samuel Fisher ) ملقب به سم فیشر ( به انگلیسی:Sam Fisher ) عضو سابق نیروی دریایی بود. بعد ها او عضو گروه عملیاتی اسپلینتر سل شد. این گروه ماموریت های ویژه ی third echelon را انجام می داد که یکی از شاخه های آژانس امنیت ملی NSA است. محتویات تاریخچه معرفی حضور در ارتش عملیات ها شتلند دیگر وقایع تاریخچه معرفی ساموئل فیشر در 17 آوریل 1957 متولد شد و در حومه بالتیمور Towson، مریلند بزرگ شد. پدرش یک مامور اداره اطلاعات مرکزی بود که در طول جنگ سرد مخفیانه در مسکو کار می کرد. در حالی که خیلی از دوران کودکی او اطلاعاتی نیست ، مشخص است که سم پس از مرگ پدر و مادرش درست زمانی که یک کودک بود، در مدرسه شبانه روزی نظامی حضور داشت و در علم سیاست شناسی و همزمان در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده بود. در اواسط دهه 1980، سم برای سیا به عنوان یک کمک کننده دیپلماتیک در شرق اروپا مشغول به کار شد ، در آنجا بعدها با یک تحلیلگر NSA به نام ریگان برنز در جمهوری سوسیالیستی پس از شوروی گرجستان ملاقات کرد. آنها یک مراسم عروسی کوچک و آرام را در یک پایگاه نظامی ایالات متحده در فرانکفورت، آلمان، جایی که تنها فرزند آنها، که هر دو آنها اسمش را سارا گذاشتند ، بعد از 31 مه 1985 متولد شد ، برگزار کردند. با وجود اینکه شرایط برایشان سخت بود ، سم و ریگان یکدیگر را دوست داشتند، اما کار هردویشان در زندگیشان دردسر ایجاد می کرد. آنها در نهایت پس از سه سال ازدواج طلاق گرفتند. ریگان به ایالات متحده رفت و سارا را با خود برد. سم از ریگان و سارا جدا شد و به کارش ادامه داد. عملا در افغانستان (پس از حمله شوروی)، آلمان شرقی، و ماهواره های شوروی در سال های پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی فعالیت می کرد. بعد از آن ریگان سرطان گرفت و پس از مرگش سام سرپرستی سارا را دریافت کرد، به کار ایالات متحده بازگشت و کار اداری را با سیا انجام داد و در آنجا کار خود را در توسعه سلاح ها انجام داد و در مورد سلاح ها تحقیق کرد تا بتواند وقت بیشتری پیش سارا باشد و او را پرورش دهد. حضور در ارتش فیشر به عنوان یک مربی خود در بین افرادش شناخته شد. فیشر به عنوان یک افسر ارشد نیروی دریایی ایالات متحده در (O-4)[7] فعالیت می کرد و در حال حاضر به عنوان یک اپراتور در نیروی دریایی ایالات متحده تیم دریایی (SEAL)، جایی که او در عملیات های ویژه ای در خلیج فارس، بولیوی، کلمبیا، سنگال، کوزوو و سایر نقاط دیگر در سراسر جهان شرکت کرده بود. فیشر حدودا سه سال (2 سال و 11 ماه) به عنوان یک تحلیلگر هوشمند وقت خود را صرف کرد. او بعد ها یک مدال دریافت کرد. او بعد ها در چند عملیات در مکان هایی مثل کویت و بغداد شرکت کرد. عملیات ها سم فیشر به عنوان یک نیروی دریایی نیروی دریایی که در خلیج فارس خدمت می کند. سم فیشر جانباز جنگ خلیج فارس (1990-1991) است که طی آن در عملیات SEAL در خلیج فارس مشارکت داشت. او همچنین در عملیات طوفان صحرا حضور داشت و در آن با ویکتور کاست آشنا و دوست شد. شتلند سم در ادامه با داگلاس شتلند آشنا شد. در سوم ماه مه ، سم فیشر سومین تماس خود را با داگلاس شتلند داشت. این دو در مقابل نیرو های انقلابی کلمبیا مبارزه می کردند. دیگر وقایع
  12. جوزف اودا

    جوزف اتفاقی توسط جولی به قتل رسید.
  13. download (1).jpg