• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - بهمن 96   یکشنبه, 29 بهمن 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  

Mohsen

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    187
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    9
  • امتیاز ویکی

    46
  • امتیاز کیفیت

    10

تمامی مطالب نوشته شده توسط Mohsen

  1. پومپه

    گنیوس پومپیوس ماگنوس (Gnaeus Pompeius Magnus) مشهور به پومپه یا پمپه کبیر (Pompey or Pompey the Great) رهبر نظامی و سیاسی در جمهوری روم و داماد ژولیوس سزار بود که با دختر او جولیا ازدواج کرده بود. محتویات تاریخچه میراث منابع تاریخچه ژنرال پومپه یک متحد نزدیک برای فرعون بطلمیوس دوازدهم وقتی از مصر تبعید شده بود بوده است.او آیولوس گابینیوس را با یک 2000 لژیون رومی به مصر فرستاد و این ارتش کمک کرد که بطلمیوس دوازدهم تاج و تخت را پس بگیرد.این سربازان رومی بعدها به گابینیانی ها مشهور شدند که در اسکندریه وظیفه شان دفاع از سلسله بطلمیوسی ها در مصر بود. پومپه در جنگ های داخلی رومی از ژولیوس سزار شکست خورد و فرار کرد. در 48 قبل از میلاد پومپه از طرف آیا و فوکسیداس که فرستادگان کلئوپاترا بودند در دریای اژه کمک دریافت میکند. او پیشنهاد آیا را برای اتحاد با کلئوپاترا قبول میکند و کشتی ها و ارتش پومپه بلافاصله به مصر میروند. کمی بعد از اینکه پومپه پایش به مصر میرسد در تله لوسیوس سپتیموس و گابینیانی ها می افتد که به دستور بطلمیوس سیزدهم یعنی برادر کوچک تر و نوجوان کلئوپاترا عمل میکردند. گابینیانی ها از بطلمیوس حمایت میکردند و بطلمیوس برای اینکه رقیبش یعنی کلئوپاترا را ضعیف کند دستور کشتن پومپه را داد که میخواست با کلئوپاترا متحد شود. پومپه توسط سپتیموس اعدام و سرش قطع میشود. سپتیموس قبلا در 67 قبل از میلاد در خدمت پومپه بود. جسد پومپه توسط بایک و آیا و بعد آپولودوروس پیدا میشود و آن ها برای کمک به او دیگر دیر کرده بودند. میراث بعد از اعدام،سپتیموس سر پومپه را پیش بطلمیوس سیزدهم فرستاد. بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. او میدانست با داشتن حمایت سزار میتواند نفوذ خواهرش را از بین ببرد و به فرعون بی رقیب تبدیل شود. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش مخفیانه وارد قصر شد و با سزار ملاقات کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار نیز قبول کرد. این واقعه باعث جنگ قدرت بین بطلمیوس و کلئوپاترا شد که رومی ها از کلئوپاترا حمایت میکنند. منابع Pompey در اساسینز کرید ویکیا
  2. لوسیوس سپتیموس

    لوسیوس سپتیموس Lucius Septimius تولد 90 قبلا از میلاد (جمهوری روم) مرگ 44 قبل از میلاد (رم) اتحادها گابینیانی تمپلارها (باستانیان) دیده شده در اساسینز کرید اوریجینز صداگذار جانی گلین لوسیوس سپتیموس (Lucius Septimius) عضو مخفی محفل باستانیان و یک گابینیانی رومی بود که در اسکندریه استقرار داشت.وظیفه او و بقیه گابینیانی های رومی حفاظت از فرعون ها و ملکه های سلسله بطلمیوسی بود. لقب او در محفل باستانیان شغال بود و در تاریخ هم او به کسی مشهور شده است که ژنرال پومپه را در 48 قبل از میلاد کشت. او در خدمت فرعون بطلمیوس سیزدهم بود و به خاطر حمایت از بطلمیوس علیه خواهرش کلئوپاترا حتی پومپه را کشت. بعد از جنگ نیل هم ژولیوس سزار به او و فلاویوس متالوس عفو میدهد و این دو را به خدمت خودش و کلئوپاترا در آورد.سپتیموس در پایان توسط یکی از اعضای اصلی محفل پنهان شدگان یعنی آیا کشته میشود. کمی بعد از مرگ سپتیموس نیز با نقشه محفل پنهان شدگان و آیا، سنای روم سزار را هم میکشد. محتویات معرفی جستجوی معبد جنگ داخلی اسکندریه باز کردن معبد مرگ منابع معرفی در بین گابینیانی ها که در اسکندریه مستقر بودند سپتیموس یک نماد کامل از یک لژیون رومی بود و همزمان تنومند و پرقدرت، ورزیده و با ابهت بود. او در 67 قبل از میلاد در خدمت ژنرال پومپه بود و در جنگ های دریایی علیه دزدان دریایی مدیترانه حضور داشت. در 55 قبل از میلاد به شکل دائمی به اسکندریه فرستاده میشود. اینجا با گابینیانی ها که شامل 2000 لژیون به فرماندهی آیولوس گابینیوس ملحق شد. این ارتش را رومی ها فرستادند و کمک کردند تا بطلمیوس دوازدهم در قدرت باقی بماند. گابینیانی ها بعد از این هم به ماموریت حفاظت از سلسله بطلمیوسی ادامه دادند.سپتیموس خیلی زود عاشق کشور و شهر جدید شد و با زن اسکندریه ای به اسم نبتیا ازدواج کرد. سپتیموس با افراد بزرگی در دربار بطلمیوسیها مثل پوتینوس، آکیلاس و گانیمدیس آشنا میشود. بعد از مرگ بطلمیوس دوازدهم به خاطر بیماری،سپتیموس به یکی از مشاوران اصلی جانشین نوجوان یعنی بطلمیوس سیزدهم تبدیل شد. جستجوی معبد در سال 49 قبل از میلاد،سپتیموس به محفل باستانیان ملحق میشود و لقب داخل محفلی شغال (The Jackal) را میگیرد.او در این سال در کنار دیگر اعضای محفل مثل مدونامون، فلاویوس متالوس،پوتینوس و رودجک به سیوا می روند و این افراد یک نهان‌گاه بسیار قدیمی در اعماق معبد آمون پیدا میکنند.باستانیان امیدوار بودند که از این مکان بتوانند یک شئ باستانی و مخفی متعلق به ایسو پیدا کنند و از سیب عدن که داشتند هم استفاده کردند. با این حال وقتی که کاهنان معبد قبول نکردند که همکاری کنند، محفل تصمیم گرفت که یک مدجای محلی (افراد ورزیده و محافظ از یک ناحیه در مصر باستان) را که آشنایی کاملی با سیوا داشت به اسم بایک را بیاورند و از او برای باز کردن معبد قدیمی استفاده کنند. برای اینکار آنها چنزیرا که دوست پسربچه بایک خمو بود را ربودند و این پسر و مادرش را قانع میکنند که هدفشان فقط این است که با مدجای صحبت کنند. چنزیرا هم سربازان را به محل میبرد و بایک اینجا در مبارزه شکست میخورد و بی هوش می شود. او در مقابل دروازه بسته معبد آورده شد.بعد از به هوش آمدن مدونامون سیب عدن را به بایک نشان میدهد و میپرسد که در را باز کند. ولی بایک حتی یک بار هم این معبد مخفی را قبلا ندیده بود و نمیدانست چطور دروازه باید باز شود.فلاویوس که عصبانی میشود اینجا بایک را به زمین میکوبد و بعد پوتینوس فلاویوس را آرام میکند. اینجا همه اعضای محفل نقاب به صورت داشتند و بایک غیر از اینکه هویت این افراد را نمیدانست حتی درباره چیزی به اسم محفل باستانیان هم اطلاعی نداشت. اعضا به خشونت بازجویی و تهدید بایک را ادامه میدادند که بطلمیوس سیزدهم یعنی فرعون مصر هم وارد این محل میشود و تحقیق میکند. فرعون میخواهد اینجا مدونامون را کاهن آمون در سیوا منصوب کند تا روی ناحیه سیوا کنترل داشته باشد ولی باستانیان هدف خودشان یعنی پیدا کردن "قدرت خدایان" را دارند و نمیخواهند فرعون بو ببرد. وقتی که سپتیموس و بقیه اعضا پیش فرعون میروند، خمو پسر بایک موفق میشود خودش را آزادانه به یک چاقو برساند و با کمک او بایک هم خودش را آزاد میکند. فلاویوس متالوس بعد از این پسر بایک را میگیرد و با چاقو زیر گلوی خمو بایک را تهدید کرد که اگر همکاری نکند پسرش را میکشد. بایک که دستانش آزاد شده بود به سمت فلاویوس حمله میکند ولی در اثر حمله بایک او سحوا باعث مرگ پسرش خمو میشود. بعد از این هم فلاویوس از سیب عدن استفاده میکند و بایک بیهوش میشود. جنگ داخلی اسکندریه بعد از وقایع معبد آمون سپتیموس و بقیه باستانیان فکر میکردند که بایک مرده ولی دراصل بایک زنده بود و دنبال قاتلان خمو میگشت. در 48 قبل از میلاد سپتیموس و گابینیانی ها نقشه کشتن خواهر و رقیب بطلمیوس سیزدهم یعنی کلئوپاترا را میکشند و وناتور را مامور کردند. وناتور و افرادش هم به قصر کلئوپاترا در هراکلیون نفوذ میکنند که بایک و زنش آیا این توطئه را خفه میکنند. اینجا همه افراد و خود وناتور کشته میشوند. بعد از این پوتینوس که نائب السلطنه بطلمیوس بود میفهمد که ژنرال پومپه وارد مصر شده و میخواهد به کلئوپاترا علیه بطلمیوس کمک کند. پومپه رقیب ژولیوس سزار هم بود و پوتینوس برای دو هدف یعنی صعیف کردن موقعیت کلئوپاترا و همچنین جلب حمایت سزار دستور میدهد که پوپه قبل از رسیدن به کلئوپاترا کشته شود. سپتیموس با تعدادی از گابینیانی ها در این کار موفق هستند و سپتیموس پوپه را میکشد و سر او را برای بطلمیوس در اسکندریه برد. باستانیان بطلمیوس را فرعون راحت تری برای کنترل میدیدند و برای همین هم امیدوار بودند که سزار با بطلمیوس متحد شود.وقتی که سزار به تعقیب پومپه به اسکندریه رسید توسط فرعون جوان بطلمیوس سیزدهم مورد استقبال قرار گرفت.بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش بایک و آیا مخفیانه وارد قصر شد و با سزار صحبت کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار هم قبول میکند. بایک با لوسیوس سپتیموس میجنگد بطلمیوس که حکومتش را از دست رفته میبیند با کمک باستانیان مثل سپتیموس و پوتینوس شروع به یارکشی بیشتر و استفاده از ارتش میکند. سپتیموس یکی از فرستادگان سزار را اسیر و شکنجه میکند تا به سزار خیانت کند. بعد از این هم پوتینوس سپتیموس را منع میکند و نقشه فلاویوس را میگوید که باید اسکندریه را محاصره و سزار و کلئوپاترا را داخل قصر محصور کنند. این محاصره دنبال میشود ولی با کمک بایک و آیا محاصره به نفع کلئوپاترا میشکند. بعد از شکست محاصره جنگ نیل شروع میشود و سپتیموس هم به حمایت از بطلمیوس وارد میشود. بعد از اینکه بایک پوتینوس و فیل جنگی او را شکست میدهد،سزار به بایک میگوید که الآن سپتیموس کجا است. بایک که فهمیده سپتیموس عضو باستانیان است و در مرگ پسرش نقش داشته با خشونت و حس انتقام میرود، میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد. او میخواست انتقام خمو را با کشتن سپتیموس بگیرد ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود و سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف کنند. بعد از این هم بایک و آیا از خدمت به کلئوپاترا عزل میشوند و در همین زمان سپتیموس و فلاویوس رومی و عضو باستانیان هم عفو میخورند. این دو بعد از این به کلئوپاترا و سزار مشورت میدهند و نفوذشان را بیشتر میکنند. باز کردن معبد کمی بعد از اینکه کلئوپاترا فرعون بی رقیب مصر شد و مقبره اسکندر کبیر باز شد، فلاویوس و سپتیموس به آن محل نفوذ و عصای اسکندر را می دزدند. این دو سیب عدن را هم با جنگ از آپولودوروس میگیرند و به سیوا میروند. با استفاده از ترکیب سیب عدن و عصای عدن، دروازه نهانگاه سیوا باز میشود. اینجا یک مدجای و دوست بایک یعنی هپفزا هم سعی کرد مانع این دو شود ولی کشته میشود. فلاویوس از سیب عدن استفاده و ذهن مردم سیوا را کنترل میکند. سپتیموس به اسکندریه و نزد سزار برمیگردد. درحالی که فلاویوس هم به سیرن برگشته است. بایک در تعقیب فلاویوس در نهایت او که قاتل اصلی خمو است را شکست میدهد و میکشد و آیا هم به دنبال سپتیموس و سزار به رم میرود. مرگ تا سال 44 قبل از میلاد سپتیموس به یکی از مباشران حلقه داخلی و اصلی سزار تبدیل میشود. آیا هم که تا این تاریخ به رم نقل مکان کرده بود و شبکه محفل پنهان شدگان را راه اندازی کرده بود در جلب نظر تعدادی از سناتورها مثل مارکوس جونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لانگینوس موفق عمل کرد. این دو عضو مخفی گروه پنهان شدگان شدند و نقشه قتل سزار را کشیدند. سزار با زمزمه های سپتیموس و دیگر اعضای باستانیان خودش را از نسل خدایان میدید و با ظلم و استبداد حکومت میکرد و سنا را نادیده میگرفت. سزار قبل از رفتن به جلسه سنا با سپتیموس حرف میزد. و سپتیموس به سزار گفت نگران نباشد چون سزار یک حاکم است که همه دوستش دارند و یک خدا است. سزار هم گفت که انتظار مخالفت از سنا را دارد ولی سپتیموس بازهم گفت جای نگرانی نیست چون او "گرگ سزار" در برابر جوجه مرغ های سنا خواهد شد. وقتی سزار رفت، سپتیموس آیا را دید که به وسط تئاتر پومپه پرید و این دو با هم میجنگند. آیا با سپتیموس دوئل میکند و اینجا سپتیموس ادعا میکند که سزار آدم معمولی نیست و او یکی از پدران دانایی است. بعد هم مرگ پسرش خمو را به آیا یادآوری میکند و به تمسخر میگوید که بهتر است آیا خودش را به او و سزار تقدیم کند. سپتیموس به مسلح به زره و بسیار درشت هیکل و آیا هم باریک تر و کوتاه تر بود ولی او سریع تر عمل کرد و بالاخره هم ضربه کشنده را او به سپتیموس میزند. منابع Lucius Septimius در اساسینز کرید ویکیا
  3. جنگ داخلی اسکندریه

    بایک با لوسیوس سپتیموس میجنگد جنگ داخلی اسکندریه (The Alexandrine Civil War) جنگی بود بر سر تصاحب قدرت و تاج و تخت مصر و بین بطلمیوس سیزدهم و خواهرش کلئوپاترا اتفاق افتاد.این جنگ وقتی شروع میشود که بطلمیوس با کمک پوتینوس کلئوپاترا که رقیبش در قدرت بود را تبعید میکند. کلئوپاترا هم به سرعت متحدان و ارتش خودش را جمع میکند و این شروع جنگ داخلی در مصر است. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه از بطلمیوس دوازدهم دختر بزرگترش کلئوپاترا نفوذ و قدرت بیشتری در حکومت بعدی داشت ولی بطلمیوس سیزدهم که پسری نوجوان بود ادعای فرعون بعدی را داشت. او و کلئوپاترا مشترکا حکومت مصر را دراختیار داشتند تا اینکه بطلمیوس کلئوپاترا را تبعید میکند. کلئوپاترا متحدین خودش را جمع میکند و برای ارتش هم به پومپه اعتماد میکند که رقیب ژولیوس سزار در جمهوری روم بود و حالا که از رم فرار کرده به مصر می آمد تا پناه بگیرد. بطلمیوس هم اول پومپه را به حضور میپذیرد ولی برای جلب نظر ژولیوس سزار و ضعیف کردن موقعیت کلئوپاترا پوپه را میکشد. وقتی سزار با نیروهایش به اسکندریه رسید توسط فرعون جوان بطلمیوس سیزدهم مورد استقبال قرار گرفت.بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. او میدانست با داشتن حمایت سزار میتواند نفوذ خواهرش را از بین ببرد و به فرعون بی رقیب تبدیل شود. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش مخفیانه وارد قصر شد و با سزار ملاقات کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار نیز قبول کرد. بطلمیوس که حکومتش را از دست رفته میبیند با کمک باستانیان شروع به یارکشی بیشتر و استفاده از ارتش میکند و در 48 قبل از میلاد اسکندریه را محاصره کرد. در طول محاصره هم سزار و رومی ها از ارتش کلئوپاترا حمایت میکنند. در جنگ نیل لژیون های رومی یک قلعه بطلمیوسی را نابود کردند و بعد از یک جنگ زمینی سنگین و طولانی به کمپ اصلی بطلمیوس یورش میبرند. در این موقع هزاران نفر از جمله خود بطلمیوس سیزدهم فرار میکنند. آیا که ماموریت کشتن بطلمیوس را داشته شخصا او را در تیررس می بیند. ولی شلیک نمیکند چون کورکدیل هایی را دید که از پشت دنبال قایق بطلمیوس بودند. بطلمیوس فکر کرد از جانش گذشته ولی خیلی سریع کورکدیل به قایق حمله میکند و بطلمیوس را می بلعد. بایک شوهر آیا که مثل آیا متحد کلئوپاترا است هم در جنگ زمینی حاضر است و متحد بطلمیوس و عضو باستانیان یعنی پوتینوس و فیل های جنگی او را میکشد. سزار بعد از این به بایک میگوید که متحد مهم بعدی بطلمیوس یعنی لوسیوس سپتیموس کجا است. بایک میرود و میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد،ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود ولی اطاعت میکند چون سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف شود. بعد از شکست ارتش بطلمیوس سیزدهم، مصر به دست سزار می افتد و او هم کلئوپاترا را به عنوان فرعون بی رقیب مصر منصوب کرد. سزار با کلئواترا ازدواج میکند و این دو صاحب پسری به اسم بطلمیوس پانزدهم سزار میشوند که در تاریخ به "سزاریون" مشهور است. آیا و بایک از خدمت در بارگاه کلئوپاترا حذف میشوند و سپتیموس که عضو باستانیان بود نیز عفو میشود. منابع The Alexandrine Civil War در اساسینز کرید ویکیا
  4. با سلام. درخواست ایجاد یک فضای ویکی برای ساخت دانشنامه بازی داینو کرایسیس را دارم. - لینک بازی در Wikia
  5. اسکندریه

    اسکندریه تاسیس 331 قبل از میلاد موسس اسکندر مقدونی مکان های مهم فانوس دریایی اسکندریه کتابخانه اسکندریه اهداف مرگ یودوروس آکتایون کتیسوس کلئوپاترا نقشه اسکندریه (Alexandria) دومین شهر بزرگ مصر است که در خلیجی در طول دریای مدیترانه واقع شده است.شهر به نام پادشاه مقدنی یعنی اسکندر کبیر نام گذاری شده است که این شهر را خودش در سال 331 قبل از میلاد تاسیس کرد.در دوره حکمروایی سلسله بطلمیوسی در مصر هم این شهر یونانی به پایتخت کشور تبدیل شد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه پس از مرگ اسکندر در 323 قبل از میلاد، سردار بزرگ او بطلمیوس یکم جس مومیایی اسکندر را که به مقدونیه میبردند را می رباید و آن را در یک مقبره در شهر اسکندریه دفن میکند. سال ها بعد و در دوره حکومت بطلمیوس دوازدهم زلزله بزرگی در شهر اتفاق می افتد که باعث میشود این مقبره خسارت قابل توجهی ببیند. در 48 قبل از میلاد آیا همسر بایک از سیوا که یک مدجای بود به اسکندریه آمد و دو نفر از افراد نقابدار (آکتایون و کتیسوس) که مسبب مرگ پسرش خمو بودند را کشت. بعد از این بایک خودش هم به این شهر آمد و یکی دیگر از اعضای نقابداران یعنی یودوروس را درحمام اسکندریه کشت. یک سال بعد در 47 قبل از میلاد نیز فرعون نوجوان بطلمیوس سیزدهم این شهر را محاصره کرد چون ژولیوس سزار نظرش از بطلمیوس برگشت و حامی خواهر او یعنی کلئوپاترا شد. ولی این محاصره به شکست انجامید و نیروهای رومی ارتش فرعون را شکست و اسکندریه را از محاصره آزاد کردند. در سال 30 قبل از میلاد کلئوپاترا هم در اسکندریه توسط آیا (که اسمش را به آمونت تغییر داده بود به قتل رسیده شد. در 1240 میلادی بیوه ی اساسین سف ابن لا احد با بچه هایش به اسکندریه نقل مکان کرد. او قبل از این در الموت در تبعید بود.در 1257 نیز داریم ابن لا احد یعنی برادر سف هم به اسکندریه نقل مکان کرد چون مغول‌ها به مصیاف حمله کرده بودند و شهر را محاصره کرده بودند. یک نواده از نسل الطائر به اسم اسکندر به منتور اساسین های مصر تبدیل شد و بعد از اینکه دستگیر شد و قرار بود اعدام شود، اتزیو آئودیتوره تعدادی اساسین می فرستد تا او را نجات دهد. اودای دانقاس که یک تمپلار بود در حوالی 1505 به اسکندریه نقل مکان میکند چون از خانه اش توسط خانواده رانده شده بود. در سال 1511 جستجوها و کندوکاری هایی توسط حکومت مملوک در کتابخانه اسکندریه انجام شد و آنها دو لوح حافظه پیدا میکنند. اتزیو آئودیتوره چند اساسین فرستاد تا این اشیا را بیاورند. منابع Alexandria در اساسینز کرید ویکیا
  6. فلاویوس متالوس

    فلاویوس متالوس (Flavius Metellus) همین طور شناسایی شده با اسم "شیر" (The Lion) فرماندار استان کایرنیکا (کشور لیبی) در جمهوری روم بود. همچنین او رهبر محفل باستانیان در مدت حکومت کلئوپاترا نیز بود و با ژولیوس سزار نیز یک متحد نزدیک بود. محتویات اوایل زندگی جستجو برای معبد منابع اوایل زندگی فلاویوس در جمهوری رومی متولد شد و از یک خانواده قدیمی پاتریسی بود که بخش اعظم ثروتشان را از دست داده بودند.او بعدها با زنی ازدواج میکند و صاحب پسر میشود.او در آینده با زنی دیگر به نام پورشیا اورستیلا ازدواج کرد که با کمک او توانست دوباره ثروت خانوادگی ازدست رفته را برگرداند. فلاویوس به تدریج از درجات ارتش رومی نیز بالا رفت و تبدیل به دوست نزدیک و متحدی برای ژولیوس سزار شد. او به قدری در مناسب نظامی و سابقه ارتش سوابق برجسته کسب کرد که به فرمانداری کایرنیکا (کشور لیبی) منصوب شد و تا آخر عمرش هم این سمت را برعهده داشت. جستجو برای معبد در سال 49 قبل از میلاد،فلاویوس به محفل باستانیان ملحق میشود و به خاطر سوابق و درجه اجتماعی به سرعت تبدیل به یکی از رهبران میشود. او در این سال در کنار دیگر اضعی محفل به سیوا می رود و این افراد یک معبد قدیمی در اعماق معبد آمون پیدا میکنند.باستانیان امیدوار بودند که از این مکان بتوانند یک شئ باستانی و مخفی متعلق به ایسو پیدا کنند و از سیب عدن که داشتند هم استفاده کردند. با این حال وقتی که کاهنان معبد قبول نکردند که همکاری کنند، محفل تصمیم گرفت که یک مدجای (افراد ورزیده و محافظ از یک ناحیه در مصر باستان) را که آشنایی کاملی با سیوا داشت به اسم بایک را بیاورند و از او برای باز کردن معبد قدیمی استفاده کنند. برای اینکار آنها چنزیرا که دوست پسر بایک خمو بود را ربودند و این پسر و مادرش را قانع میکنند که هدفشان فقط این است که با مدجای صحبت کنند. چنزیرا هم سربازان را به محل میبرد و بایک اینجا در مبارزه شکست میخورد و بی هوش می شود. او در مقابل دروازه بسته معبد آورده شد.بعد از به هوش آمدن مدونامون سیب عدن را به بایک نشان میدهد و میپرسد که در را باز کند. ولی بایک حتی یک بار هم این معبد مخفی را قبلا ندیده بود و نمیدانست چطور دروازه باید باز شود.فلاویوس که عصبانی میشود اینجا بایک را به زمین میکوبد و بعد پوتینوس فلاویوس را آرام میکند. اینجا همه اعضای محفل نقاب به صورت داشتند و بایک غیر از اینکه هویت این افراد را نمیدنست حتی درباره چیزی به اسم محفل باستانیان هم اطلاعی نداشت. اعضا به خشونت بازجویی و تهدید بایک را ادامه میدادند که بطلمیوس سیزدهم یعنی فرعون مصر هم وارد این محل میشود و تحقیق میکند. وقتی که فلاویوس و بقیه اعضا پیش فرعون میروند، خمو پسر بایک موفق میشود خودش را آزادانه به یک چاقو برساند و با کمک او بایک هم خودش را آزاد میکند. فلاویوس بعد از این پسر بایک را میگیرد و با چاقو زیر گلوی خمو بایک را تهدید کرد که اگر همکاری نکند پسرش را میکشد. بایک که دستانش آزاد شده بود به سمت فلاویوس حمله میکند ولی در اثر حمله بایک او سحوا باعث مرگ پسرش خمو میشود. بعد از این هم فلاویوس از سیب عدن استفاده میکند و بایک بیهوش میشود. فلاویوس و دیگر نقابداران بدون نتیجه ای از معبد میروند و بایک و همسرش آیا سال های بعدی زندگی شان را صرف این میکنند که افراد نقابدار را پیدا کنند و انتقام خمو را بگیرند. آنها هویت اکثر نقابداران را پیدا و کشته بودند ولی هنوز موفق نشده بودند هویت رهبر محفل باستانیان را پیدا کنند.پس از اینکه کلئوپاترا به قدرت میرسد و با کمک بایک و سیوا مقبره اسکندر کبیر را کشف میکنند، باستانیان نیز به این معبد دسترسی پیدا میکنند. فلاویوس از اینجا عصای عدن متعلق به اسکندر را برمیدارد. او در جنگی با آپولودوروس پیروز میشود ولی هویتش برای او لو میرود. به هرحال او با عصا به سیوا برگشت و بالاخره دروازه معبد ایسو را باز کرد. بایک هم که از طرف آپولودوروس موضوع را میفهمد به سیوا رفت و با فلاویوس رو در رو شد. این دو در جنگی با هم قرار میگیرند که درنهایت بایک فلاویوس را می کشد. منابع Flavius Metellus در اساسینز کرید ویکیا
  7. پنهان شدگان

    مخفی شدگان یا پنهان شدگان (The Hidden Ones) گروه مخفی بود که نیای معنوی محفل اساسین‌ها محسوب می‌شوند. این گروه در همه مرزهای امپراتوری روم فعال بودند و اولین گروه محفل برادری بودند که دارای انکانات اداری و سازمانی بودند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه گروه مخفی شدگان در سال 47 قبل از میلاد و به توسط بایک و آیا و متحدانشان در مصر تاسیس شد تا با محفل باستانیان مقابله کند. هدف آنها این بود که در سایه ها ماموریت هایشان را پیش ببرند و فقط کسانی را بکشند که قصد دارند آزادی و اختیار انسان ها را در کنترل قرار بدهند. محفل وقتی تشکیل شد که بایک و آیا تلاش زیادی کردند تا افراد نقابداری که باعث کشته شدن پسرشان بودند را پیدا کنند. آیا برای پیدا کردن هویت آنها با کلئوپاترا متحد میشود و بایک را هم به همین کار تشویق میکند. آنها کمک میکنند که کلئوپاترا ر جنگ قدرت علیه برادرش بطلمیوس سیزدهم پیروز شود و حمایت ژولیوس سزار را جلب کند و کلئوپاترا هم کمک کرد تا هویت نقابداران فاش شود. بایک و آیا می فهمند که نقابداران اعضای محفلی بسیار قدیمی به نام باستانیان هستند و باستانیان هم از بطلمیوس حمایت میکردند. با وجود اینکه آیا و بایک به کلئوپاترا کمک میکنند، ولی کلئوپاترا بعد از اینکه به قدرت می رسد حمایت باستانیان را قبول میکند و بایک و آیا را فراموش میکند. بایک و آیا اینجا میفهمند که باستانیان تا چه حد قدرت و نفوذ دارند و حتی روی سزار نیز نفوذ داشتند. علاقه اصلی باستانیان که یک کره عجیب داشتند پیدا کرن اشیا قدرتمند و بسیار قدیمی با قدرت های باستانی بود. این اشیا به آنها کمک میکرد تا افکار مردم را کنترل کنند و برای همین هم میخواستند تا دروازه معبد سیوا را هم باز کنند. وقتی بایک و آیا میفهمند که محفلی تا این حد با نفوذ در پشت سر قدرت ها وجود دارد و میتوانند اراده خودشان را از سایه ها و پشت پرده تعمیم بدهند، آن ها هم تصمیم میگیرند محفلی مشابه تاسیس کنند که از سایه ها و پشت پرده عملیات انجام دهند و افرادی که قصد دارند آزادی مردم را در دست بگیرند و کنترل شان بکنند را به قتل برسانند. اینجا است که گروه مخفی شدگان تاسیس میشود. نماد گروه باستانیان از رد جمجمه عقابی شکل گرفت که روی ماسه ها افتاده بود. گروه هم خودش در سال های بعد بزرگ تر شد و غیر از مصر در کل امپراتوری روم فعالیت کرد و از جمله در قتل ژولیوس سزار و کلئوپاترا نقش داشت. آنها تا قرن های بعد نیز در سایه ها فعالیتشان را گسترش دادند تا اینکه در دوران جنگ های صلیبی، حسن صباح گروهی از مخفی شدگان را از سایه ها بیرون میکشد و در انظار عموم فعالیت هایشان را پیگیری میکند. این گروه محفل اساسین نام میگیرد. این کار به این خاطر انجام میشود که باستانیان هم در این دوره از سایه ها و پشت پرده بیرون آمده بودند و تحت نام تمپلارها فعالیت میکردند. با وجد تغییر نام و نوع فعالیت مخفی یا غیر مخفی هدف گروه مخفی شدگان نیز مثل اساسین ها بود... یعنی مقابله با افرادی که قصد داشتند اراده آزاد بشریت را از بین ببرند. منابع The Hidden Ones در اساسینز کرید ویکیا
  8. سیوا

    سیوا (Siwa) یک واحه و روستا در مصر است.در زمان های بسیار قدیم این محل به خاطر معبد آمون شناخته میشد که اسکندر مقدونی را به خاطر اینکه مصر را از حکومت ایران آزاد کرد لقب پسر زئوس را داد. سیوا همچنین محل تولد و زندگی بایک نیز بوده است که در عصر بطلمیوس سیزدهم و کلئوپاترا از آخرین مدجای ها بود. مهم ترین هدف این اساسین در این شهر مدونامون بود. سیوا به خاطر اینکه بسیار دور بود و در بیابان محصور بود به چشم پایین در فرهنگ یونانی سلسله بطلمیوسی دیده میشد که پایتخت آنها در اسکندریه قرار داشت. محتویات منابع منابع Siwa در اساسینز کرید ویکیا
  9. آپولودوروس سیسیلی

    آپولودوروس سیسیلی (Apollodorus the Sicilian) دنباله رو وفادار و دوست کلئوپاترا هفتم یعنی آخرین فرعون سلسله بطلمیوسی بود.همچنین او متحد و دستیار بایک از سیوا که یک مدجای بود نیز هست. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه بعدها مورخان یونانی نقل می کنند که چطور آپولودوروس کلئوپاترا را در فرش پیچاند تا مخفیانه او را در 48 قبل از میلاد به داخل قصر سلطنتی در اسکندریه نفوذ دهد تا کلئوپاترا، از جذابیت و زیبایی اش استفاده کند و نظر مثبت ژولیوس سزار را نسبت به برادرش بطلمیوس سیزدهم به خودش جلب کند. او بعد از این نیز با بایک از سیوا و آیا متحد میشود تا رمز و رازهای محفل باستانیان را بررسی کند و اعضایش را از بین ببرد. در حالی که کلئوپاترا به قدرت میرسد و دوستان قبلی خودش را فراموش میکند،آپولودورس هنوز به بایک و آیا کمک کرد و توسط فلاویوس متالوس در مقبره اسکندر کبیر مورد کمین قرار میگیرد. بایک و آیا خودشان را میرسانند ولی دیگر دیر بود و آپولودورس در جنگ با فلاویوس به سختی مجروح میشود.ولی قبل از اینکه بمیرد آپولودورس به بایک و آیا میگوید که فلاویوس رئیس محفل باستانیان است کره را با خودش برداشته و به سیوا رفته تا کار ناتمامش (باز کردن معبد مخفی) را تمام کند. منابع Apollodorus در اساسینز کرید ویکیا
  10. بطلمیوس سیزدهم

    بطلمیوس سیزدهم (انگلیسی: Ptolemy XIII) فرعون مصر بود که همراه با خواهر بزرگترش کلئوپاترا در مصر حکومت میکرد. او پسر بطلمیوس دوازدهم و از خاندان بطلمیوسیان ینانی حاکم بر مصر بود. او از سال 51 قبل از میلاد تا زمان مرگ در 47 قبل از میلاد (15 سالگی) فرعون بود. محتویات درگیری با کلئوپاترا جنگ نیل و مرگ منابع درگیری با کلئوپاترا در سال 51 قبل از میلاد بطلمیوس به عنوان فرزند پسر فرعون قبلی که مرده بود در اسکندریه قدرت را در کنار خواهر بزرگش کلئوپاترا در دست می گیرد. او فقط 9 سالش بود که بطلمیوس دوازدهم می میرد و باستانیان که او را فرعونی می بینند که به راحتی میشود کنترل کرد به او کمک میکنند که خواهرش را تبعید کند و به تنهایی حکومت کند. در سال 48 قبل از میلاد بطلمیوس می فهمد که ژنرال رومی یعنی پومپه کبیر درحال رسیدن به مصر است. پومپه دراصل پیشنهاد کلئوپاترا را برای متحد شدن با او قبول کرده بود. فرعون جوان در جواب لوسیوس سپتیموس را فرستاد و این عضو محفل باستانیان پومپه را میکشد و سرش را برای بطلمیوس میاورد. بطلمیوس در این فکر است که این سر را به ژولیوس سزار هدیه بدهد تا توجه او را به خودش جلب کند. وقتی سزار به اسکندریه می رسد او و بطلمیوس ملاقات میکنند و او امیدوار است حمایت سزار را جلب کند. در این حین است که کلئوپاترا با متحدانش بایک، آیا و آپولودوروس در جلسه نفوذ میکنند. اینجا کلئوپاترا به زار ثابت میکند که موفق تر است و درنهایت او است که حمایت سزار را جلب میکند. او که پیشنهاد ازدواج به سزار میدهد دیگر شانسی برای بطلمیوس نمی گذارد. بطلمیوس بعد از این سزار را تهدید میکند که همه رومی های مصر را می کشد. بعد از این با متحدانش جنگ داخلی اسکندریه را راه می اندازد و شهر را محاصره میکند. جنگ نیل و مرگ یک سال بعد در جنگ نیل در 47 قبل از میلاد سربازان بطلمیوس درنهایت از ارتش سزار همچنین بایک و آیا شکست می خورند. بطلمیوس بعد از این پا به فرار می گذارد و با یک سرباز دیگر در قایقی در نیل فرار میکند. اینجا آیا نیز حضور دارد و حتی میتوانست بطلمیوس را بکشد. ولی او دست نگه می دارد اما به هر شکل بطلمیوس توسط کورکدیل کشته و خورده میشود. منابع Ptolemy XIII در اساسینز کرید ویکی
  11. سایلنت هیل ۲

    در اتاق 312 شما باید blue jem استفاده کنید
  12. سربازان بدون مرز

    سربازان بدون مرز (فرانسه: Militaires Sans Frontières انگلیسی: Soldiers Without Borders) یا MSF شرکت نظامی خصوصی بود که در 1972 تشکیل شد و رهبر آن بیگ باس بود. این گروه به خاطر اینکه مزدور بودند،از تاکتیک های سوال برانگیزی استفاده میکردند و از پایگاه دریایی در کاراییب برای جلو بردن عملیات هایشان استفاده میکردند معمولا توسط دشمنان به نام دزدان دریایی شناخته میشدند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه بیگ باس در لباس MSF در سال 1970 ژن کنترل گروه فاکس را به دست گرفت که علیه منافع دولت آمریکا بلند شده بود چون مطابق خواسته باس این دولت یکی از طرف های جنگ سرد و دو پاره شدن جهان بود و همچنین برای رسیدن به منافعش سربازان بی گناه را قربانی میکرد. بیگ باس و زیرو هر دو مخالف این روش بودند و خودشان هم به خاطر ارتباط با فاکس مظنون بودند. به همین خاطر بیگ باس ماموریت خنثی کردن توطئه ژن را اجرایی کرد. ژن به بیگ باس از ایده اش که بهشت سربازان بود گفت که به نظر بیگ باس این هم درنهایت باعث قربانی شدن سربازان در یک جنگ قدرت دیگری میشد. بیگ باس در عوض گفت او دنبال چیزی "بیرون از بهشت ژن" می گردد و آحر هم جلوی حمله هسته ای ژن به آمریکا را گرفت. ولی بیگ باس بعد سال 1972 به خاطر اختلافاتی از میهن‌پرستان هم جدا شد و گروه خصوصی نظامی خودش یعنی سربازان بدون مرز را تاسیس کرد. او این گروه را از سربازانی تشکیل داد که قربانی بازی منافع قدرت ها شده بودند و به خواسته باس اعتقاد داشتند.بیگ باس نمیخواست گروه مثل روش ژن عمل کند و در زمین قدرت های بزرگ و همچنین گروه میهن پرستان بازی کند.درعوض این سربازان در جهت خواسته باس عملیات میکردند و برای صلح می جنگیدند. با کمک کازوهیرا میلر (میلر توسط بیگ باس در MSF استخدام شده بود) این گروه وارد واقعه سفیر صلح شد و از یک فاجعه اتمی جلوگیری کردند. به دستور بیگ باس چون گروه با متال گیر هسته ای در ارتباط بود آنها قرار بود منتظر نمایندگان آژانس هسته ای باشند و برای اینکه اثری از تسلیحات اتمی نماند پایگاه را پاکسازی کردند. زمانی که بیگ باس برای نجات پاز به خارج از پایگاه رفته بود (پاز جاسوس دو جانبه بود و اخراج شده بود ولی حالا در اسارت یک گروه مرموزی بود) XOF به پایگاه حمله کرد و تا برگشتن خود بیگ باس تقریبا این مهاجمین پایگاه را نابود کرده بودند. وارد شدن لحظه آخر بیگ باس هم بدون تاثیر بود و او فقط توانست بعضی از افراد مثل کازوهیا میلر را نجات بدهد. به این شکل گرچه بیگ باس و میلر زنده ماندند ولی MSF در سال 1975 نابود گردید. منابع MSF در متال گیر ویکیا
  13. پیتر والکن

    به خاطر اینکه اولین داشت کنترلش میکرد
  14. پیتر والکن

    پیتر "پیت" والکن (انگلیسی: Peter "Pete" Walken) یک مجری تلویزیونی آمریکایی بود که شهرتش به خاطر اجرای سری مستند تجسسی سور گیتورز است.او از سال 2015 برای 16 اپیزود مجری برنامه بود و در سال 2017 به دست میا وینترز کشته شد. محتویات معرفی منبع معرفی پیتر تا قبل از سال 2015 یک مجری جانشین برای یک ایستگاه خبری آمریکایی بود و از همین جا برای مجری گری سور گیتورز هم انتخاب شد.سور گیتورز برنامه مستندی بود که در محل های اسرار آمیز و وحشتناک در آمریکا برنامه های مستند می ساخت. در جون 2017 پیت، تهیه کننده و فیلمبردار برنامه به یک خانه روح زده در دولوی، لويزیانا رفتند و به شکل فجیعی در دام ساکنان دیوانه آنجا قرار گرفتند. در اوایل ورود به خانه روح زده، آندره که تهیه کننده بود از تیم کمی جدا شد و جلوتر رفت و پیتر جلوی دوربین کلنسی جارویس داشت جلوتر می رفت. پیتر که دید خبری از آندره نیست چند بار او را صدا کرد ولی جوابی نشنید. او و کلنسی تصمیم گرفتند آندره را پیدا کننده و از خانه بروند چون باعث وحشت بیش از حدشان شده بود. این دو یک نردبان به زیرزمین پیدا کردند و پیتر کلنسی را مجبور کرد اول او پایین برود. پیتر این پایین توسط جک بیکر ضربه خورد و بیهوش شد. وقتی هم که به هوش آمد در آشپزخانه بود و مثل کلنسی روی صندلی بسته شده بودند. پیتر یک چاقویی پیدا میکند و سعی کرد کلنسی را آزاد کند ولی قبل اینکه موفق شود میا وینترز از راه می رسد و با چاقو از پشت به پیتر میزند. کلنسی که میدید میا همین طور به چاقو زدن ادامه داد تا اینکه پیتر کشته می شود. منبع Peter "Pete" Walken در رزیدنت اویل ویکیا
  15. متال گیر بقا

    Metal Gear Survive متال گیر بقا یا متال گیر سوروایو سازنده کونامی دیجیتال اینترتینمنت ناشر کونامی موتور موتور فاکس ژانر اکشن بقا انتشار 20 فبریه 2018 (آمریکای شمالی) 21 فبریه 2018 (ژاپن) 22 فبریه 2018 (اروپا) مادها تک نفره - چند نفره سیستم ها پلی‌استیشن 4،اکس باکس وان و PC متال گیر بقا یا متال گیر سوروایو (انگلیسی: Metal Gear Survive) یک بازی چندنفره (کو-آپ) اکشن و بقا است که توسط شرکت کونامی دیجیتال اینترتینمنت ساخته شده است. این اولین متال گیر ساخته شده بعد از خارج شدن هیدئو کوجیما است. این بازی در 20 فبریه 2018 برای سه کنسول پلی‌استیشن 4، اکس‌باکس وان و PC منتشر خواهد شد. داستان بازی بین دو بازی متال گیر سالید 5: گراند زیروز و متال گیر سالید 5: فانتوم پین اتفاق می افتد. به این شرح که بعد از نابود شدن پایگاه MSF افراد باقی مانده در پایگاه به یک دنیای دیگر منتقل میشوند و در این محیط باید برای زنده ماندن بجنگند. محتویات داستان گیمپلی توسعه و تولید منابع داستان به دنبال تخلیه بیگ باس و کازوهیرا میلر از پایگاه مادر تسخیر شده، ناگهان یک "کرم چاله" عظیمی در آسمان باز میشود و این پایگاه دریایی و سربازان باقی مانده را در خودش می بلعد. درواقع سربازان به یک دنیای موازی (alternate reality) منتقل می شوند. این دنیا البته مشخص میشود که امن تر از قبل نیست و پر است از دشمن، موجودات زامبی شکل که سربازان به اختصار همان موجودات صدایشان میکنند. هدف این سربازان پیدا کردن مواد اولیه و انجام دادن هر کاری برای بقا در دنیای بی رحمی است که گرفتار شدند تا راهی برای برگشتن به دنیای واقعی و اصلی خودشان پیدا کنند. سربازان برای پیدا کردن مواد اولیه که نیاز دارند باید با همدیگر کار و همکاری کنند و در دنیای اطراف بگردند و همچنین این موجودات را نیز بکشند. گیمپلی متال گیر سوروایو بازی سوم شخص شوتر نظامی است که نیاز به اینترنت و آنلاین بون دائمی دارد. شکل دویدن ها و کار با اسلحه ها نیز شباهت زیادی با بازی فانتوم پین دارد. توسعه و تولید متال گیر سوروایو در گیمزکام 2016 برای اولین بار معرفی شد و ساخت آن هم از 7 دسامبر 2015 شروع شده بود. بازی سوروایو یا بقا با موتور فاکس توسعه داده میشود که برای بازی های گراند زیروز و فانتوم پین هم به کار گرفته شده است.این بازی اولین بازی متال گیر بعد از خداحافظی کوجیما در سال 2015 است که ساخته می شد. همچنین در بازی از موجوداتی شبیه زامبی استفاده شده که قبل از این هم کوجیما اعتراف کرده بود که به فکر استفاده از زامبی بودند ولی هر بار پشیمان و منصرف میشدند. اما این بار با نبودن کوجیما این نوع از دشمنان در بازی وجود خواهد داشت. کوجیما در مصاحبه ای در سال 2016 گفت که در این بازی هیچ نقشی نداشته است. او گفت که سری متال گیر درباره داستانی سیاسی و جاسوسی است و هیچ وقت زامبی ها از دیدگاه او در این فضا جور در نمی آمدند. او همچنین به شوخی گفت که اگر او نقشی در ساخت بازی داشت از مکاها استفاده میکرد تا زامبی. همین طور یوجی شینکاوا هم دخالتش در بازی را رد کرد و گفته بود که او هم نقشی در ساخت بازی بقا نداشته است. این بازی قرار است یک بازی مولتی پلیر و کو-آپ باشد که در جریان گیمپلی خریدهای درون بازی یا (microtransactions) هم برای آن تایید شده و بعضی منابع و ... قابل تهیه از راه پرداخت پول به شکل آنلاین است. متال گیر بقا در 20 فبریه 2018 در منطقه آمریکای شمالی، 21 فبریه در ژاپن و 22 فبریه در اروپا برای پلی‌استیشن 4، اکس‌باکس وان و PC منتشر میشود. منابع Metal Gear Survive در متال گیر ویکی
  16. Pkg_ps4_esrb.jpg

  17. آندره استیکلند

    آندره استیکلند (انگلیسی: Andre Stickland) یک تهیه کننده تلویزیونی آمریکایی بود که شهرتش به خاطر تهیه کنندگی سری مستند تجسسی سور گیتورز بود. او از سال 2015 تهیه کننده برنامه بود تا زمان مرگش به دست خانواده بیکر که در قسمت 17 سری (سال 2017) اتفاق افتاد. محتویات معرفی منابع معرفی استیکلند تهیه کننده سری مستند تجسسی سور گیتورز بود که کارشان وارد شدن به خانه های روح زده (hunted house) و فیلمبرداری بود. آندره قبل از اینکه وارد هر لوکیشنی بشوند شخصا تحقیقی درباره محل صورت میداد. مجری برنامه او پیتر والکن بود. به پیشنهاد والکن، استیکلند یک بار هم فیلمبردار تیم را اخراج و کلنسی جارویس را جانشین او کرد. با آمدن این فیلمبردار جدید قرار شد اپیزود 17 تمرینی باشد و آن ها به خانه روح زده دولوی در دولوی، لوییزیانا رفتند.تیم وارد این خانه متروکه ای شد که محلی ها مدت ها بود هیچ اطلاعی از ساکنان اصلی نداشتند. سور گیتورز جستجو در خانه خالی از سکنه و رها شده را ادامه می دادند که جک بیکر برایشان کمین کرده بود و استیکلند که فکرش را هم نمیکرد مثل همیشه جلوتر از فیلمبردار و مجری بود و خانه را بررسی می کرد. بعد از این جک بیکر او را گرفت و کشت و سپس به زیرزمین برد و جسدش را از صورت به دیوار و میله چسباند تا به نظر برسد زنده و سرپا است. یک ماه بعد از مرگش هم بقایای جسد او را ایتن وینترز پیدا کرد. منابع Andre Stickland در رزیدنت اویل ویکیا
  18. سور گیتورز

    سور گیتورز (انگلیسی: Sewer Gators) یک مستند سریالی آمریکایی بود که دنبال کننده تحقیقاتی از مکان های عجیب و غریب در آمریکا بودند. مجری این مستند پیتر والکن بود که در سبک پارانورمال معمولی جلوی دوربین وارد خانه می شد. تهیه کننده برنامه هم آندره استیکلند بود.این برنامه در یک دوره دوساله شانزده قسمت پخش کرد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه سری اینترنتی برنامه حدود سال 2015 پخش شد که اپیزودی بود که در آرمادیلو تگزاس فیلمبرداری شد. این اپیزود از نظر مشکلات صدا انتقاد گرفت و به خاطر بودجه کم هم نمی شد از ADR استفاده کنند. مشکلات بعدی هم باعث شد که فیلمبردار (بعد از 16 اپیزود) در سال 2017 اخراج شود و کلنسی جارویس جای او را بگیرد. با آمدن این فیلمبردار جدید قرار شد اپیزود 17 تمرینی باشد و آن ها به خانه روح زده دولوی در دولوی، لوییزیانا رفتند.تیم وارد این خانه متروکه ای شد که محلی ها مدت ها بود هیچ اطلاعی از ساکنان اصلی نداشتند. سور گیتورز جستجو در خانه خالی از سکنه و رها شده را ادامه می دادند که جک بیکر برایشان کمین کرده بود. وقتی کلنسی و پیتر در آشپزخانه بودند اولین قربانی آندره بود که ربوده شد و در زیرزمین صورتش به میله فرو رفت. پیتر و کلنسی هم به مرور به دام افتادند. پیتر که توسط میا کشته شد و کلنسی هم بعد از چند تلاش برای فرار بالاخره در یکی از تست های لوکاس قرار گرفت و زنده زنده در آتش سوخت. منابع Sewer Gators در رزیدنت اویل ویکیا
  19. ژنوم کدکس

    ژنوم کدکس (انگلیسی: Genome Codex) یک مچ بند یا ساعت مچی است که طوری برنامه ریزی شده که وضعیت سلامتی انسان را نشان دهد و به هر نوع ماده نوع E که در بدن است هشدار دهد.این دستگاه شامل تلفن نیز هست. این وسیله ددر بازی رزیدنت اویل 7: بایوهازارد وجود دارد و بازیکن از طریق این وسیله شرایط سلامتی اش را می بیند. محتویات خلاصه منابع خلاصه میا و آلن از کارمندان اتصالات در سال 2014 وقتی داشتند اولین را منتقل میکردند این مچ بند را بسته بودند.بعد از طوفان و به گل نشستن کشتی میا این وسیله را از دست داد.در عمارت بیکرها هم زویی بعد از اینکه دست ایتن را پیوند زد یک ژنوم کدکس هم به مچش بست.بعدها هم وقتی ایتن با اولین می جنگید کریس ردفیلد با کدکس ایتن تماس گرفت و با او حرف زد. منابع Genome Codex در رزیدنت ایول ویکیا
  20. زویی بیکر

    Zoe Baker زویی بیکر اطلاعات بیوگرافی تولد 1994 وضعیت زنده اطلاعات بیولوژیک جنسیت زن قد 170 سانتیمتر وزن 58 کیلوگرم اطلاعات جانبی دیده شده رزیدنت اویل 7: بایوهازارد صداگذار جیزل گیلبرت مدل صورت از آناندا جیکوبز زویی بیکر (انگلیسی: Zoe Baker) دختر جک و مارگاریت است. او برادری نیز به اسم لوکاس بیکر دارد. زویی پس از ورود اولین و میا زندگی‌اش به کلی تغییر کرد چون اولین یک دختر عادی نبود و به خاطر تغییرات ژنتیکی قدرت های کنترل ذهنی داشت. این باعث دیوانه شدن جک و مارگاریت شده بود. محتویات تاریخچه ورود اولین زندگی در تبعید همکاری با ایتن End of Zoe منابع تاریخچه زویی عضوی از خانواده بیکر در املاک بیکر در لوئیزیانا است. و در سال 1994 از جک و مارگاریت متولد شده است. در بزرگسالی هم کارها و پروژه های هنری انجام می داد. ورود اولین زویی داشت اخبار طوفان عظیم لويزیانا را نگاه میکرد که پدرش از بیرون برگشت و یکی از بازماندگان طوفان و به گل نشستن کشتی در رودخانه را با خودش آورده بود. این یک دختر نوجوانی به اسم اولین بود.جک این دختر را به اتاق قدیمی لوکاس برد و مارگاریت به زویی که لباس هایی برای اولین بیاورد.جک بیرون رفت و زویی در اتاق میخواست اولین را تمیز و لباس بپوشاند. ولی قبل از این که بتواند کار دیگری انجام دهد اولین به هوش آمد و از اتاق هم بیرون رفت. بعد از این هم برق رفت و زویی فکر میکرد سیم قطع شده است. بعد هم او لوکاس را بی هوش پیدا کرد و مادرش که پیش خودش هذیان گویی میکرد دیده شد.مارگاریت اینجا به طرف زویی پرید و او را گرفت. بعد هم درباره "هدیه" دختر که به او داده گفت. بعد هم مارگاریت سعی کرد که چیزی که از دهانش بیرون می آمد را به خورد زویی بدهد. جک در اینجا وارد خانه و صحنه عجیب را که دید مارگاریت را از زویی جدا کرد. مادرش هنوز درگیر بود و جک گفت که زویی برود و طنابی پیدا کند تا او را ببندند. وضعیت بدتر هم شد که وقتی برگشت دید جک دارد سعی میکند مارگاریت را در آب خفه کند. زویی فهمید که پدرش هم مثل مادرش دیوانه شده و از نشان دادن وفاداری اش به اولین صحبت میکرد. همین که این را دید زویی پا به فرار از خانه گذاشت. او یکی از درها را با طنابی که داشت بست و مخفیانه دید که پدرش لوکاس را کشان کشان دارد پیش اولین می برد. زویی بعد از این به تریلی کمپ که در حیاط بود پناه برد و اینجا یک بازمانده دیگر کشتی یعنی میا را دید که بی هوش بود. بعد زویی یادداشتی درباره اولین و همچنین یک سر عجیب پیدا کرد. بعد هم صدای اولین را شنید و همین که برگشت او را دید. اولین بعد از این دست زویی را گرفت و او بی هوش شد. زویی مدتی بعد در اتاق ناهارخوری به هوش آمد و همه را سالم دید طوری که فکر میکرد کل چیزی که تجربه کرده بود مثل خواب و کابوس بوده. سعی کرد توضیح دهد که یک باره جک حرفش را قطع کرد و گفت چطور خساراتی که طوفان زه را باید جبران کنند. او به زویی و مارگاریت گفت چه کاری باید انجام شود. بعد از این اولین آمد و زویی را خواهر صدا کرد که سبب شوکه شدن زویی شد. زندگی در تبعید زویی مورد نادری بود چون درست است که اولین ماده ترشح شده اش را به وی تزریق نمود ولی این هم باعث نشد که تحت کنترل اولین دربیاید. بعد هم که اولین دوست داشت خانواده واقعی داشته باشد چون هیچ وقت خانواده نداشت و بچه تنهایی بود. او بیکرها را مجبور کرد که افراد بیشتری به خانه بیاورند. زویی ولی تمرد میکرد و در فعالیت های آدم ربایی خانواده اش همکاری نمیکرد. او بعد از این هم خودش را در تریلر کمپ وسط حیاط محبوس کرد و چون او هم حامل ماده هدیه اولین بود بقیه خانواده هم او را یک عضو میدیدند و کاری با او نداشتند. ولی البته آنها اجازه بیرون رفتن از املاک را هم به او نمیدادند. زویی به تدریج این باور را پیدا کرد که خانواده اش از نجات دادن رد شدند و تلاش های زیادی کرد تا راه و روش درمان برای خودش پیدا کند و چندین بار هم سعی کرد فرار کند که البته موفق نبود. همچنین او سعی میکرد تا جایی که بتواند به آدم های ربوده شده که در خانه ورده میشدند هم کمک کند تا فرار کنند. که البته هیچ کام هم زنده نمی ماندند. همکاری با ایتن وقتی شوهر میا ایتن وینترز وارد املاک شد تا زنش را نجات بدهد، زویی او را رصد میکرد و سعی کرد با او ارتباط برقرار کند. ایتن متوجه دیوانه شدن زنش شده بود و با او درگیر شد و فکر کرد او را کشته است. بعد از این بود که زویی از راه تلفن با ایتن صحبت کرد و گفت که باید نجات میا را فراموش کند و از راه اتاق زیر شیروانی خانه فرار کند. ایتن بعد از این همین کار را کرد ولی دوباره با زنش درگیر شد و کمی بعد هم جک بیکر ایتن را با یک ضربه بی هوش کرد. ایتن وقتی بی هوش بود زویی دست قطع شده ایتن را دوباره پیوند زد و یک ژنوم کدکس هم روی دستش نصب کرد تا او بتواند وضعیت سلامتی اش را ببیند. مدتی بعد ایتن فکر کرد جک را کشته و از دست او فرار کرد. زویی سپس از تلفن با ایتن صحبت کرد و به او گفت که چه کارهایی باید انجام دهد. ایتن مدتی بعد از عمارت اصلی با راهنمایی که زویی داد هم بیرون آمد و به تریلی کمپ وسط حیاط رسید.زویی اینجا هم با تلفن به ایتن گفت چه کاری کند و گفت که باید به خانه های قدیمی برود و لوازم ساخت سرم را پیدا کند. این سرم میتوانست شخص را به هدیه اولین مصون کند.زویی همچنین به ایتن هشدار داد که مراقب مادرش مارگارت درخانه قدیمی باشد.بعد از این در خانه قدیمی زویی بازهم با ایتن تلفنی صحبت کرد و گفت که یکی از مواد ساخت سرم (سر عجیب که پیدا کرده بود) پیش او است و ایتن باید یک دست هم پیدا می کرد. ایتن بعد از اینکه دست را پیدا کرد تلفنی با زویی صحبت کرد و زویی گفت که دست را به تریلی کمپ وسط حیاط بیاورد تا او سرم را درست کند. این را که گفت کمی بعد لوکاس که برای زویی کمین کرده بود او را دزدید و زویی را به خانه های قایق برد و در آنجا او را بست. لوکاس قبل این هم میا را ربوده و در آنجا اسیر کرده بود و برنامه داشت ایتن را برای نجات این دو نفر ترغیب کند. ایتن همین کار رو هم کرد ولی موفق شد لوکاس و برنامه اش را خراب کند و زویی و میا را نجات بدهد. زویی اینجا از ایتن دست را گرفت و شروع به ساختن سرم کرد. زویی بیکر (راست) و میا وینترز (چپ) او فقط توانست دو سرم با این مواد درست کند. بعد از این جک بیکر که به هیولای عظیمی تبدیل شده بود حمله کرد و ایتن با او مبارزه کرد. زویی بعد از این به ایتن گفت که از سرم روی پدرش استفاده کند چون جک سخت جان تر از این حرف ها بود. ایتن همین کار را کرد و جک را متوقف نمود. او حالا برگشت ولی با یک سرمی که داشت مجبور بود انتخاب کند که سرم را روی زنش استفاده کند یا زویی؟ که او تصمیم به نجات زنش میا می گیرد. زویی حس کرد که بعد از این همه کمک به ایتن به او خیانت شده است و با عصبانیت به ایتن و میا گفت از املاک خارج شوند. End of Zoe بعد از فرار ایتن و میا اولین به تلافی کمکی که زویی به ایتن کرده او را به مقدار زیادی مولد آلوده کرد و مومیایی اش کرد. چند هفته بعد بود که او را عمویش جو بیکر پیدا کرد و سعی کرد که زویی را نجات بدهد. تا وقتی که جو دنبال راه نجاتی برای زویی بود خود زویی بی هوش بود. تا زمانی که کریس ردفیلد و افراد آمبرلای آبی برسند هم جو ماده دارویی پیدا کرده بود و زویی را نجات داد. ایتن قبل از این به کریس گفته بود که زویی را نجات دهند و از او قول گرفته بود. و حالا که زویی نجات پیدا کرده بود کریس تماسی بین زویی و ایتن برقرار کرد. زویی اینجا تشکر کرد و گفت که ممنون است که ایتن به قولش عمل کرد و افرادی را برای کمک فرستاد.به این ترتیب با مرگ لوکاس زویی و عمویش جو حالا تنها بازماندگان خانواده بیکر هستند. منابع Zoe Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  21. Endofzoe1.jpg

  22. Re7-mia-zoe.jpg