• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - دی 96   جمعه, 29 دی 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  

Mohsen

کاربر فعال
  • تعداد ارسال ها

    172
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    7
  • امتیاز ویکی

    31
  • امتیاز کیفیت

    10

آخرین بار برد Mohsen در 24 دی

Mohsen یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

3 دنبال کننده

درباره Mohsen

  • درجه
    کاربر حرفه‌ای
  • تاریخ تولد 8 شهریور 1373

مشخصات من

  • نام اصلی :
    محسن
  • جنسیت :
    آقا
  • محل سکونت :
    تهران

اطلاعات پروفایل

  • علاقمندی‌ها :
    گیم - فیلم - مطالعه - تفریحات آبی و خاکی و :دی
  • بازی‌های مورد علاقه :
    Resident Evil
    Dino Crisis
    Call of Duty
    The Evil Within
    Halo
    Gears of War
    Tomb Raider
    Last of Us
    Uncharted
    Devil may cry
  • شخصیت‌های مورد علاقه :
    لیان اسکات کندی
    رجینا (داینوکراسیس)
    دانته
  • فیلم‌های مورد علاقه :
    بیشتر خارجی
  • موبایل :

Gaming Rig

  • Graphic Card :
    GeForce 780 Ti
  • CPU :
    Intel Core i5
  • RAM :
    8 Gig
  • Hard Drive :
    Seagate 1T
  • Monitor :
    Asus
  • Operating System :
    Windows

Gamer IDs

  • Platform :
    PC
    PlayStation 4
    XBOX 360
    XBOX one

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

441 بازدید کننده پروفایل
  1. متال گیر بقا

    Metal Gear Survive متال گیر بقا یا متال گیر سوروایو سازنده کونامی دیجیتال اینترتینمنت ناشر کونامی موتور موتور فاکس ژانر اکشن بقا انتشار 20 فبریه 2018 (آمریکای شمالی) 21 فبریه 2018 (ژاپن) 22 فبریه 2018 (اروپا) مادها تک نفره - چند نفره سیستم ها پلی‌استیشن 4،اکس باکس وان و PC متال گیر بقا یا متال گیر سوروایو (انگلیسی: Metal Gear Survive) یک بازی چندنفره (کو-آپ) اکشن و بقا است که توسط شرکت کونامی دیجیتال اینترتینمنت ساخته شده است. این اولین متال گیر ساخته شده بعد از خارج شدن هیدئو کوجیما است. این بازی در 20 فبریه 2018 برای سه کنسول پلی‌استیشن 4، اکس‌باکس وان و PC منتشر خواهد شد. داستان بازی بین دو بازی متال گیر سالید 5: گراند زیروز و متال گیر سالید 5: فانتوم پین اتفاق می افتد. به این شرح که بعد از نابود شدن پایگاه MSF افراد باقی مانده در پایگاه به یک دنیای دیگر منتقل میشوند و در این محیط باید برای زنده ماندن بجنگند. محتویات داستان گیمپلی توسعه و تولید منابع داستان به دنبال تخلیه بیگ باس و کازوهیرا میلر از پایگاه مادر تسخیر شده، ناگهان یک "کرم چاله" عظیمی در آسمان باز میشود و این پایگاه دریایی و سربازان باقی مانده را در خودش می بلعد. درواقع سربازان به یک دنیای موازی (alternate reality) منتقل می شوند. این دنیا البته مشخص میشود که امن تر از قبل نیست و پر است از دشمن، موجودات زامبی شکل که سربازان به اختصار همان موجودات صدایشان میکنند. هدف این سربازان پیدا کردن مواد اولیه و انجام دادن هر کاری برای بقا در دنیای بی رحمی است که گرفتار شدند تا راهی برای برگشتن به دنیای واقعی و اصلی خودشان پیدا کنند. سربازان برای پیدا کردن مواد اولیه که نیاز دارند باید با همدیگر کار و همکاری کنند و در دنیای اطراف بگردند و همچنین این موجودات را نیز بکشند. گیمپلی متال گیر سوروایو بازی سوم شخص شوتر نظامی است که نیاز به اینترنت و آنلاین بون دائمی دارد. شکل دویدن ها و کار با اسلحه ها نیز شباهت زیادی با بازی فانتوم پین دارد. توسعه و تولید متال گیر سوروایو در گیمزکام 2016 برای اولین بار معرفی شد و ساخت آن هم از 7 دسامبر 2015 شروع شده بود. بازی سوروایو یا بقا با موتور فاکس توسعه داده میشود که برای بازی های گراند زیروز و فانتوم پین هم به کار گرفته شده است.این بازی اولین بازی متال گیر بعد از خداحافظی کوجیما در سال 2015 است که ساخته می شد. همچنین در بازی از موجوداتی شبیه زامبی استفاده شده که قبل از این هم کوجیما اعتراف کرده بود که به فکر استفاده از زامبی بودند ولی هر بار پشیمان و منصرف میشدند. اما این بار با نبودن کوجیما این نوع از دشمنان در بازی وجود خواهد داشت. کوجیما در مصاحبه ای در سال 2016 گفت که در این بازی هیچ نقشی نداشته است. او گفت که سری متال گیر درباره داستانی سیاسی و جاسوسی است و هیچ وقت زامبی ها از دیدگاه او در این فضا جور در نمی آمدند. او همچنین به شوخی گفت که اگر او نقشی در ساخت بازی داشت از مکاها استفاده میکرد تا زامبی. همین طور یوجی شینکاوا هم دخالتش در بازی را رد کرد و گفته بود که او هم نقشی در ساخت بازی بقا نداشته است. این بازی قرار است یک بازی مولتی پلیر و کو-آپ باشد که در جریان گیمپلی خریدهای درون بازی یا (microtransactions) هم برای آن تایید شده و بعضی منابع و ... قابل تهیه از راه پرداخت پول به شکل آنلاین است. متال گیر بقا در 20 فبریه 2018 در منطقه آمریکای شمالی، 21 فبریه در ژاپن و 22 فبریه در اروپا برای پلی‌استیشن 4، اکس‌باکس وان و PC منتشر میشود. منابع Metal Gear Survive در متال گیر ویکی
  2. Pkg_ps4_esrb.jpg

  3. پیتر والکن

    پیتر "پیت" والکن (انگلیسی: Peter "Pete" Walken) یک مجری تلویزیونی آمریکایی بود که شهرتش به خاطر اجرای سری مستند تجسسی سور گیتورز است.او از سال 2015 برای 16 اپیزود مجری برنامه بود و در سال 2017 به دست میا وینترز کشته شد. محتویات معرفی منبع معرفی پیتر تا قبل از سال 2015 یک مجری جانشین برای یک ایستگاه خبری آمریکایی بود و از همین جا برای مجری گری سور گیتورز هم انتخاب شد.سور گیتورز برنامه مستندی بود که در محل های اسرار آمیز و وحشتناک در آمریکا برنامه های مستند می ساخت. در جون 2017 پیت، تهیه کننده و فیلمبردار برنامه به یک خانه روح زده در دولوی، لويزیانا رفتند و به شکل فجیعی در دام ساکنان دیوانه آنجا قرار گرفتند. در اوایل ورود به خانه روح زده، آندره که تهیه کننده بود از تیم کمی جدا شد و جلوتر رفت و پیتر جلوی دوربین کلنسی جارویس داشت جلوتر می رفت. پیتر که دید خبری از آندره نیست چند بار او را صدا کرد ولی جوابی نشنید. او و کلنسی تصمیم گرفتند آندره را پیدا کننده و از خانه بروند چون باعث وحشت بیش از حدشان شده بود. این دو یک نردبان به زیرزمین پیدا کردند و پیتر کلنسی را مجبور کرد اول او پایین برود. پیتر این پایین توسط جک بیکر ضربه خورد و بیهوش شد. وقتی هم که به هوش آمد در آشپزخانه بود و مثل کلنسی روی صندلی بسته شده بودند. پیتر یک چاقویی پیدا میکند و سعی کرد کلنسی را آزاد کند ولی قبل اینکه موفق شود میا وینترز از راه می رسد و با چاقو از پشت به پیتر میزند. کلنسی که میدید میا همین طور به چاقو زدن ادامه داد تا اینکه پیتر کشته می شود. منبع Peter "Pete" Walken در رزیدنت اویل ویکیا
  4. آندره استیکلند

    آندره استیکلند (انگلیسی: Andre Stickland) یک تهیه کننده تلویزیونی آمریکایی بود که شهرتش به خاطر تهیه کنندگی سری مستند تجسسی سور گیتورز بود. او از سال 2015 تهیه کننده برنامه بود تا زمان مرگش به دست خانواده بیکر که در قسمت 17 سری (سال 2017) اتفاق افتاد. محتویات معرفی منابع معرفی استیکلند تهیه کننده سری مستند تجسسی سور گیتورز بود که کارشان وارد شدن به خانه های روح زده (hunted house) و فیلمبرداری بود. آندره قبل از اینکه وارد هر لوکیشنی بشوند شخصا تحقیقی درباره محل صورت میداد. مجری برنامه او پیتر والکن بود. به پیشنهاد والکن، استیکلند یک بار هم فیلمبردار تیم را اخراج و کلنسی جارویس را جانشین او کرد. با آمدن این فیلمبردار جدید قرار شد اپیزود 17 تمرینی باشد و آن ها به خانه روح زده دولوی در دولوی، لوییزیانا رفتند.تیم وارد این خانه متروکه ای شد که محلی ها مدت ها بود هیچ اطلاعی از ساکنان اصلی نداشتند. سور گیتورز جستجو در خانه خالی از سکنه و رها شده را ادامه می دادند که جک بیکر برایشان کمین کرده بود و استیکلند که فکرش را هم نمیکرد مثل همیشه جلوتر از فیلمبردار و مجری بود و خانه را بررسی می کرد. بعد از این جک بیکر او را گرفت و کشت و سپس به زیرزمین برد و جسدش را از صورت به دیوار و میله چسباند تا به نظر برسد زنده و سرپا است. یک ماه بعد از مرگش هم بقایای جسد او را ایتن وینترز پیدا کرد. منابع Andre Stickland در رزیدنت اویل ویکیا
  5. سور گیتورز

    سور گیتورز (انگلیسی: Sewer Gators) یک مستند سریالی آمریکایی بود که دنبال کننده تحقیقاتی از مکان های عجیب و غریب در آمریکا بودند. مجری این مستند پیتر والکن بود که در سبک پارانورمال معمولی جلوی دوربین وارد خانه می شد. تهیه کننده برنامه هم آندره استیکلند بود.این برنامه در یک دوره دوساله شانزده قسمت پخش کرد. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه سری اینترنتی برنامه حدود سال 2015 پخش شد که اپیزودی بود که در آرمادیلو تگزاس فیلمبرداری شد. این اپیزود از نظر مشکلات صدا انتقاد گرفت و به خاطر بودجه کم هم نمی شد از ADR استفاده کنند. مشکلات بعدی هم باعث شد که فیلمبردار (بعد از 16 اپیزود) در سال 2017 اخراج شود و کلنسی جارویس جای او را بگیرد. با آمدن این فیلمبردار جدید قرار شد اپیزود 17 تمرینی باشد و آن ها به خانه روح زده دولوی در دولوی، لوییزیانا رفتند.تیم وارد این خانه متروکه ای شد که محلی ها مدت ها بود هیچ اطلاعی از ساکنان اصلی نداشتند. سور گیتورز جستجو در خانه خالی از سکنه و رها شده را ادامه می دادند که جک بیکر برایشان کمین کرده بود. وقتی کلنسی و پیتر در آشپزخانه بودند اولین قربانی آندره بود که ربوده شد و در زیرزمین صورتش به میله فرو رفت. پیتر و کلنسی هم به مرور به دام افتادند. پیتر که توسط میا کشته شد و کلنسی هم بعد از چند تلاش برای فرار بالاخره در یکی از تست های لوکاس قرار گرفت و زنده زنده در آتش سوخت. منابع Sewer Gators در رزیدنت اویل ویکیا
  6. ژنوم کدکس

    ژنوم کدکس (انگلیسی: Genome Codex) یک مچ بند یا ساعت مچی است که طوری برنامه ریزی شده که وضعیت سلامتی انسان را نشان دهد و به هر نوع ماده نوع E که در بدن است هشدار دهد.این دستگاه شامل تلفن نیز هست. این وسیله ددر بازی رزیدنت اویل 7: بایوهازارد وجود دارد و بازیکن از طریق این وسیله شرایط سلامتی اش را می بیند. محتویات خلاصه منابع خلاصه میا و آلن از کارمندان اتصالات در سال 2014 وقتی داشتند اولین را منتقل میکردند این مچ بند را بسته بودند.بعد از طوفان و به گل نشستن کشتی میا این وسیله را از دست داد.در عمارت بیکرها هم زویی بعد از اینکه دست ایتن را پیوند زد یک ژنوم کدکس هم به مچش بست.بعدها هم وقتی ایتن با اولین می جنگید کریس ردفیلد با کدکس ایتن تماس گرفت و با او حرف زد. منابع Genome Codex در رزیدنت ایول ویکیا
  7. زویی بیکر

    Zoe Baker زویی بیکر اطلاعات بیوگرافی تولد 1994 وضعیت زنده اطلاعات بیولوژیک جنسیت زن قد 170 سانتیمتر وزن 58 کیلوگرم اطلاعات جانبی دیده شده رزیدنت اویل 7: بایوهازارد صداگذار جیزل گیلبرت مدل صورت از آناندا جیکوبز زویی بیکر (انگلیسی: Zoe Baker) دختر جک و مارگاریت است. او برادری نیز به اسم لوکاس بیکر دارد. زویی پس از ورود اولین و میا زندگی‌اش به کلی تغییر کرد چون اولین یک دختر عادی نبود و به خاطر تغییرات ژنتیکی قدرت های کنترل ذهنی داشت. این باعث دیوانه شدن جک و مارگاریت شده بود. محتویات تاریخچه ورود اولین زندگی در تبعید همکاری با ایتن End of Zoe منابع تاریخچه زویی عضوی از خانواده بیکر در املاک بیکر در لوئیزیانا است. و در سال 1994 از جک و مارگاریت متولد شده است. در بزرگسالی هم کارها و پروژه های هنری انجام می داد. ورود اولین زویی داشت اخبار طوفان عظیم لويزیانا را نگاه میکرد که پدرش از بیرون برگشت و یکی از بازماندگان طوفان و به گل نشستن کشتی در رودخانه را با خودش آورده بود. این یک دختر نوجوانی به اسم اولین بود.جک این دختر را به اتاق قدیمی لوکاس برد و مارگاریت به زویی که لباس هایی برای اولین بیاورد.جک بیرون رفت و زویی در اتاق میخواست اولین را تمیز و لباس بپوشاند. ولی قبل از این که بتواند کار دیگری انجام دهد اولین به هوش آمد و از اتاق هم بیرون رفت. بعد از این هم برق رفت و زویی فکر میکرد سیم قطع شده است. بعد هم او لوکاس را بی هوش پیدا کرد و مادرش که پیش خودش هذیان گویی میکرد دیده شد.مارگاریت اینجا به طرف زویی پرید و او را گرفت. بعد هم درباره "هدیه" دختر که به او داده گفت. بعد هم مارگاریت سعی کرد که چیزی که از دهانش بیرون می آمد را به خورد زویی بدهد. جک در اینجا وارد خانه و صحنه عجیب را که دید مارگاریت را از زویی جدا کرد. مادرش هنوز درگیر بود و جک گفت که زویی برود و طنابی پیدا کند تا او را ببندند. وضعیت بدتر هم شد که وقتی برگشت دید جک دارد سعی میکند مارگاریت را در آب خفه کند. زویی فهمید که پدرش هم مثل مادرش دیوانه شده و از نشان دادن وفاداری اش به اولین صحبت میکرد. همین که این را دید زویی پا به فرار از خانه گذاشت. او یکی از درها را با طنابی که داشت بست و مخفیانه دید که پدرش لوکاس را کشان کشان دارد پیش اولین می برد. زویی بعد از این به تریلی کمپ که در حیاط بود پناه برد و اینجا یک بازمانده دیگر کشتی یعنی میا را دید که بی هوش بود. بعد زویی یادداشتی درباره اولین و همچنین یک سر عجیب پیدا کرد. بعد هم صدای اولین را شنید و همین که برگشت او را دید. اولین بعد از این دست زویی را گرفت و او بی هوش شد. زویی مدتی بعد در اتاق ناهارخوری به هوش آمد و همه را سالم دید طوری که فکر میکرد کل چیزی که تجربه کرده بود مثل خواب و کابوس بوده. سعی کرد توضیح دهد که یک باره جک حرفش را قطع کرد و گفت چطور خساراتی که طوفان زه را باید جبران کنند. او به زویی و مارگاریت گفت چه کاری باید انجام شود. بعد از این اولین آمد و زویی را خواهر صدا کرد که سبب شوکه شدن زویی شد. زندگی در تبعید زویی مورد نادری بود چون درست است که اولین ماده ترشح شده اش را به وی تزریق نمود ولی این هم باعث نشد که تحت کنترل اولین دربیاید. بعد هم که اولین دوست داشت خانواده واقعی داشته باشد چون هیچ وقت خانواده نداشت و بچه تنهایی بود. او بیکرها را مجبور کرد که افراد بیشتری به خانه بیاورند. زویی ولی تمرد میکرد و در فعالیت های آدم ربایی خانواده اش همکاری نمیکرد. او بعد از این هم خودش را در تریلر کمپ وسط حیاط محبوس کرد و چون او هم حامل ماده هدیه اولین بود بقیه خانواده هم او را یک عضو میدیدند و کاری با او نداشتند. ولی البته آنها اجازه بیرون رفتن از املاک را هم به او نمیدادند. زویی به تدریج این باور را پیدا کرد که خانواده اش از نجات دادن رد شدند و تلاش های زیادی کرد تا راه و روش درمان برای خودش پیدا کند و چندین بار هم سعی کرد فرار کند که البته موفق نبود. همچنین او سعی میکرد تا جایی که بتواند به آدم های ربوده شده که در خانه ورده میشدند هم کمک کند تا فرار کنند. که البته هیچ کام هم زنده نمی ماندند. همکاری با ایتن وقتی شوهر میا ایتن وینترز وارد املاک شد تا زنش را نجات بدهد، زویی او را رصد میکرد و سعی کرد با او ارتباط برقرار کند. ایتن متوجه دیوانه شدن زنش شده بود و با او درگیر شد و فکر کرد او را کشته است. بعد از این بود که زویی از راه تلفن با ایتن صحبت کرد و گفت که باید نجات میا را فراموش کند و از راه اتاق زیر شیروانی خانه فرار کند. ایتن بعد از این همین کار را کرد ولی دوباره با زنش درگیر شد و کمی بعد هم جک بیکر ایتن را با یک ضربه بی هوش کرد. ایتن وقتی بی هوش بود زویی دست قطع شده ایتن را دوباره پیوند زد و یک ژنوم کدکس هم روی دستش نصب کرد تا او بتواند وضعیت سلامتی اش را ببیند. مدتی بعد ایتن فکر کرد جک را کشته و از دست او فرار کرد. زویی سپس از تلفن با ایتن صحبت کرد و به او گفت که چه کارهایی باید انجام دهد. ایتن مدتی بعد از عمارت اصلی با راهنمایی که زویی داد هم بیرون آمد و به تریلی کمپ وسط حیاط رسید.زویی اینجا هم با تلفن به ایتن گفت چه کاری کند و گفت که باید به خانه های قدیمی برود و لوازم ساخت سرم را پیدا کند. این سرم میتوانست شخص را به هدیه اولین مصون کند.زویی همچنین به ایتن هشدار داد که مراقب مادرش مارگارت درخانه قدیمی باشد.بعد از این در خانه قدیمی زویی بازهم با ایتن تلفنی صحبت کرد و گفت که یکی از مواد ساخت سرم (سر عجیب که پیدا کرده بود) پیش او است و ایتن باید یک دست هم پیدا می کرد. ایتن بعد از اینکه دست را پیدا کرد تلفنی با زویی صحبت کرد و زویی گفت که دست را به تریلی کمپ وسط حیاط بیاورد تا او سرم را درست کند. این را که گفت کمی بعد لوکاس که برای زویی کمین کرده بود او را دزدید و زویی را به خانه های قایق برد و در آنجا او را بست. لوکاس قبل این هم میا را ربوده و در آنجا اسیر کرده بود و برنامه داشت ایتن را برای نجات این دو نفر ترغیب کند. ایتن همین کار رو هم کرد ولی موفق شد لوکاس و برنامه اش را خراب کند و زویی و میا را نجات بدهد. زویی اینجا از ایتن دست را گرفت و شروع به ساختن سرم کرد. زویی بیکر (راست) و میا وینترز (چپ) او فقط توانست دو سرم با این مواد درست کند. بعد از این جک بیکر که به هیولای عظیمی تبدیل شده بود حمله کرد و ایتن با او مبارزه کرد. زویی بعد از این به ایتن گفت که از سرم روی پدرش استفاده کند چون جک سخت جان تر از این حرف ها بود. ایتن همین کار را کرد و جک را متوقف نمود. او حالا برگشت ولی با یک سرمی که داشت مجبور بود انتخاب کند که سرم را روی زنش استفاده کند یا زویی؟ که او تصمیم به نجات زنش میا می گیرد. زویی حس کرد که بعد از این همه کمک به ایتن به او خیانت شده است و با عصبانیت به ایتن و میا گفت از املاک خارج شوند. End of Zoe بعد از فرار ایتن و میا اولین به تلافی کمکی که زویی به ایتن کرده او را به مقدار زیادی مولد آلوده کرد و مومیایی اش کرد. چند هفته بعد بود که او را عمویش جو بیکر پیدا کرد و سعی کرد که زویی را نجات بدهد. تا وقتی که جو دنبال راه نجاتی برای زویی بود خود زویی بی هوش بود. تا زمانی که کریس ردفیلد و افراد آمبرلای آبی برسند هم جو ماده دارویی پیدا کرده بود و زویی را نجات داد. ایتن قبل از این به کریس گفته بود که زویی را نجات دهند و از او قول گرفته بود. و حالا که زویی نجات پیدا کرده بود کریس تماسی بین زویی و ایتن برقرار کرد. زویی اینجا تشکر کرد و گفت که ممنون است که ایتن به قولش عمل کرد و افرادی را برای کمک فرستاد.به این ترتیب با مرگ لوکاس زویی و عمویش جو حالا تنها بازماندگان خانواده بیکر هستند. منابع Zoe Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  8. Endofzoe1.jpg

  9. Re7-mia-zoe.jpg

  10. zoe baker profile.jpg

  11. املاک بیکر

    املاک یا مرتع خانواده بیکر (انگلیسی: The Baker family ranch) یک ملک بسیار بزرگ در دولوی، لوئیزیانا بود که مالک آن خانواده بیکر بودند. این یک املاک بزرگ با چند ساختمان بود و بیکرها غیر از اینکه در آنجا ساکن بودند بلکه گاو و اسب هم پرورش می دادند. در نزدیکی این املاک هم یک معدن نمک هست که مدت ها قبل خشک شده است. غیر از عمارت بزرگ مسکونی و خانه های قدیمی تر انبارهای بزرگ، گلخانه بزرگ و ساختمان های دیگر نیز جزو املاک هستند. محتویات خانه اصلی خانه قدیمی انبارها خانه قایق ها خانه مهمان منابع خانه اصلی خانه اصلی (Main House) املاک مثل یک عمارت خیلی بزرگ بود که شامل دو طبقه اصلی و زیرزمین، اتاق های زیر شیروانی، اتاق های مخفی، گاراژ و راه هایی برای ارتباط با سایر قسمت های املاک مثل خانه های قدیمی، قایق ها و انبارها و... هم دارد. خانه قدیمی (Old House) اینجا قبلا خانه اصلی بیکرها بوده که بسیار قدیمی می باشند و بعد از طوفان شدید سال ۲۰۱۴ تا حد زیادی هم تخریب شدند. وقتی اولین بیکرها را فاسد کرد خانم بیکر اینجا را استفاده کرد تا حشراتش را رشد بدهد. انبارها انبارها (Barn) را بیکرها برای نگه داشتن اسب و گاو استفاده میکردند. بعد از آمدن اولین لوکاس اینجا را به مارپیچ ها و محل هایی پر از تله تبدیل کرد تا مهمان ها را مورد آزمایش قرار دهد. خانه قایق ها (Boathouse) یک محل نگه داری قایق ها بود که البته بعد طوفان ۲۰۱۴ منهدم و نابود شد. خانه مهمان خانه مهمان (The guest house) ساختمانی است که بیکرها از مهمان هایشان پذیرایی میکردند. اینجا در نهایت توسط اولین نابود میشود. منابع Baker Ranch در رزیدنت اویل ویکیا
  12. لوکاس بیکر

    Lucas Baker لوکاس بیکر تولد 1992 وضعیت مرده تاریخ مرگ 20 ژولای 2017 جنسیت مرد دیده شده در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد Not a Hero صداگذار جسی پیمنتل مدل چهره باپتیسته پاریسی لوکاس بیکر (انگلیسی: Lucas Baker) یک ساکن در املاک بیکر در دولوی، لويزیانا بود. او پسر جک و مارگاریت بیکر و همینطور برادر بزرگتر زویی بیکر هم بوده است. محتویات معرفی ملاقات با اولین و اتصالات از راه رسیدن ایتن عملیات کمین ترس منابع معرفی ادعا می شود لوکاس بیکر یک بچه ناخلف بوده و درست است که روش های یاغی و سرکش در کارهایش پیش میگرفت ولی در اصل او بچه ای با هوش و مخترع بود که به خاطر نوآوری و ابتکاراتش چندین جایزه اختراعی به دست آورده بود و در اتاقش نگه میداشت. او همینطور به حل پازل ها هم علاقه داشت و یک پازل جورچین از مادرش به عنوان جایزه گرفته بود چون قبول کرده بود که برای اسکن سرش پیش دکتر برود. این موضوع باعث احتمالی شده که او از ابتدا هم مشکلات بی ثباتی روانی داشته باشد. یکی از صداهای ضبط شده او لوکاس اشاره میکند که زمانی یکی از قلدرهای دوره بچگی اش اولیور را در اتاق زیرشیروانی به دام انداخته بود. او اینجا را با بمبهای دست ساز پر کرده بود و گذاشت اولیور از تشنگی و گرسنگی بمیرد. تا سال 2014 لوکاس و خواهرش زویی هنوز در املاک والدینشان زندگی می کردند. در این سال یک طوفان شدید به منطقه رسید که لوکاس وقتی در بیرون جستجو میکرد فهمید که کشتی بزرگی در نزدیکی به گل نشسته. او به پدرش خبر داد و هر دو حالا به محل رفتند تا ببینند که آیا کسی زنده است و کسی کمک لازم دارد یا نه. در جستجو آن ها یک بازمانه یعنی میا وینترز را پیدا کردند و لوکاس او را به خانه برد. پدرش جک هم مدتی بعد با یک دختربچه به اسم اولین به خانه برگشت. در اینجا لوکاس مجبور شد قبول کند که دختربچه از اتاق قدیمی و بلااستفاده لوکاس استفاده کند. وقتی اولین به هوش آمد، جک پسرش را به زور پیش اولین برد تا او هدیه ای به لوکاس بدهد. ملاقات با اولین و اتصالات اولین در اصل یک B.O.W بود که ماده ای از خود ترشح میکرد که به بدن دیگران سرایت میکرد. اولین از این راه میتوانست افراد را تحت کنترل قرار بدهد و به همین طریق هم کل خانواده بیکر را به کنترل گرفت که لوکاس هم جزوشان بود. جک این ماده را درواقع هدیه اولین میدانست و غیر از این که او تحت کنترل اولین شده بود قدرت های دیگر مثل بازسازی سریع بدن (برای مثال حتی رشد دوباره دست بعد از قطع شدن) هم پیدا کرده بود. در این وقایع ولی لوکاس با عوامل گروه مرموز اتصالات برخورد کرد که به او سرم مخصوصی دادند که لوکاس بتواند جلوی کنترل شدن توسط اولین را بگیرد. این افراد در عوض لوکاس را مامور کردند که جاسوسی خانواده اش و اولین را برایشان بکند. این افراد درواقع از شرایط اولین که کنترل بیکرها را داشت سواستفاده کردند تا ببینند سلاح بیو ارگانیکی جدیدشان چقدر میتواند توانا باشد. اولین دختربچه ای بود که کل آرزوهایش این بود که خانواده داشته باشد و بیکرها را که تحت کنترل ذهنی خودش داشت مجبور میکرد افراد بیشتری به خانواده اضافه کنند.جک بیکر پس مخفیانه دزدیدن توریست ها و افراد مختلف را شروع کرد و پیش اولین آورد.اولین هم اول کاری که میکرد آن ها را به مولد آلوده میکرد و مثل قبل با شکنجه روانی شروع به کنترل شان میکرد که البته اکثر افراد دوام نمی اوردند. لوکاس که وانمود میکرد هنوز تحت کنترل است در خانه های قدیمی اتاقک هایی پر از پازل و تله درست کرد تا بعضی از افراد را که اولین میخواست تنبیه کند. مدتی بعد یک گروه فیلم ساز به اسم سور گیتورز در تاریکی شب به املاک بیکرها نفوذ کردند که جک با آنها مقابله کرد. لوکاس هم کلنسی جارویس را گرفت که از گروهشان فقط همو زنده باقی مانده بود. لوکاس این شخص و یک بازمانده دیگر از قبل به اسم هافمن را مجبور کرد که بازی کارتی 21 انجام بدهند. بازی را لوکاس طوری طراح ریزی کرده بود که بازنده با درد شدید فیزیکی مواجه شود.در نهایت هم بازی را جارویس برد که باعث شد هافمن به عنوان بازنده مرگ دردناکی نصیبش شود. بعد از این هم لوکاس جارویس برنده را به اتاق پارتی انداخت و گفت که حالا باید پازل راحتی را حل کند و شمع را روی کیک تولد بگذارد چون اگر بتواند قول میدهد که آزادش کند. لوکاس پازل را طوری چیده بود که گرفتن کلید باعث ریخته شدن نفت در کف اتاق می شد. بعد از حل همه مراحل پازل جارویس شمع را روی کیک گذاشت ولی غافل از اینکه لوکاس داخل کیک بمبی گذاشته بود که حالا شمع آن را فعال کرده بود. بمب می ترکد و اتاق نفتی همراه با جارویس می سوزد. بعد از مدتی لوکاس وارد شد که دوربین را بردارد و جارویس که مرده بود را مسخره می کرد. از راه رسیدن ایتن مدتی بعد ایتن وینترز شوهر میا وارد املاک بیکرها شد چون فهمیده بود زنش زنده است و آمده بود که نجاتش بدهد.او ولی بالاخره توسط جک اسیر میشود و جک هم ایتن و هم زنش را از محل می برد. جک حالا به خواست اولین که میخواست ایتن هم عضو خانواده باشد ایتن را زنده گذاشت و به میز ناهار خانواده کشاند و روی صندلی او را بست.او روی صندلی هنوز بی هوش بود که لوکاس با تمسخر روی صورتش غذا پرت میکرد و این کار او را به هوش اورد. لوکاس این کار را ادامه داد تا اینکه جک عصبانی شد و دست لوکاس را از مچ برید.لوکاس ولی وحشت زده نشد و شروع به خنده کرد که نشان میداد اولین بار نبوده که اتفاقی مثل این افتاده بود. وقتی ایتن از خوردن غذا امتناع میکرد افسر پلیسی به پنجره کوبید و لوکاس و پدرش رفتند تا او را دست به سر کنند. لوکاس مدتی بعد به خانه قدیمی های املاک در پشت عمارت اصلی رفته بود که ایتن هم در آنجا دنبال زنش میا می گشت. لوکاس زودتر به میا رسید و جلوی چشم ایتن میا را دزدید و مسخره کرد که اگر می خواهد می تواند بیاید و زنش را نجات دهد. او میا را جایی گروگان گرفت و بعد به عمارت اصلی رفت و یک کلید که بعدا مورد نیاز ایتن میشد را در شکم جسد افسر پلیس مخفی کرد. بعد هم زویی خواهرش که در همکاری با ایتن مواد لازم برای ساخت دارو را بدست آورده بود را به دام انداخت و کنار میا گروگان گرفت. او همین طور سر افسر پلیس را هم به عنوان سرنخ در یخچال برای ایتن گذاشت. لوکاس بعد از این به اتاق پازل ها رفت و فیلمی برای ایتن ضبط کرد و گذشات وقتی که ایتن از راه رسید از تلویزیوی پخش شود. ایتن هم که مارگاریت را کشته بود حالا باید زویی و میا را پیدا می کرد و برای این کار هم اول باید از اتاق های پازل ها که لوکاس آماده کرده بود می گذشت. ایتن کلیدها را پیدا و وارد اتاق پازل ها شده بود تا میا و زویی را نجات بدهد. او همه تله های لوکاس را پیدا و از کار می انداخت و مولددهای سر راهش را نابود می کرد. لوکاس که در اتاق کنترل ایتن را با دوربین ها میدید مرتب ا را مسخره می کرد و روی اعصابش می رفت.ایتن هم به اتاق پارتی رسید و لوکاس مطمئن بود که مثل جارویس ایتن هم میمیرد. ولی ایتن باهوش تر عمل کرد و بدون ریخته شدن نفت در کف اتاق کیک را روشن کرد. کیک منفجر شد ولی اتاق آتش نگرفت که باعث عصبانیت شدید لوکاس شده بود. او یک ویدیو ضبط کرد که می گفت هنوز غافلگیری هایش برای ایتن تمام نشده است و از آنجا قبل از اینکه ایتن برسد متواری شد. او بمبهایی را در یک معدن نمک متروکه کار گذاشته بود که البته ایتن آن ها را هم بدون دردسر خاصی پشت سر گذاشت. به هر شکل ایتن میا و زویی را آزاد کرده بود و لوکاس بعد از این در معدن نمک پنهان شده بود. مدتی بعد هم ایتن با کمک آمبرلای آبی و کریس ردفیلد اولین را کشت و کریس بعد از این به دنبال لوکاس در معدن نمک آمد. عملیات کمین ترس لوکاس به نوعی مولدد تبدیل می شود لوکاس در آزمایشگاه مخفی اتصالات که در معدن نمک مخفی بود هم به کارمندان این شرکت خیانت کرد و آن ها را خوراک مولددها کرد. این کار را هم طوری انجام داد که انگار اتفاقی بوده است. او مطلع بود که آمبرلا دنبالش است و از طرفی گروه سومی هم پیدا شده بود که اطلاعات نوع E را می خواست. نقشه لوکاس این بود که اثر خودش از ارتباط با گروه اتصالات را پاک کند و اطلاعات ا به گروه سوم بفروشد. او سپس سه سرباز آمبرلای آبی را دزدید تا علیه کریس ردفیل که تعقیبش می کرد استفاده کند. وقتی کریس به سرباز اول رسید، لوکاس که در لباس سرباز مخفی شده بود یک بمب پلاستیکی به دست کریس چسباند و بعد بمب نصب شده در گردن سرباز اول را منفجر می کند. او که فرار کرده بود مخلوقات نوع E را در معدن آزاد کرد تا مانع کریس شوند. او بعدا دومین سرباز را هم که کریس میتوانست آزاد کند هم کشت و دست آخر حتی سرباز سوم را هم منفجر کرد. او که کریس را مسخره میکرد بمب روی دست کریس را هم فعال سازی کرد. البته این ترفند روی کریس کارساز نبود چون او با منجمد کردن بمب درنهایت آن را از دستش جدا کرده بود. پیشروی کریس دلیلی شد که لوکاس سیستم نابودسازی خودکار در معدن نمک را فعال کند. او فرار کرد ولی نمی دانست که کریس هم از این انفجار نجات پیدا کرده است. لوکاس قصد داشت ایمیلی حاوی اطلاعات اولین را برای سازمان یا گروه ناشناس که قصد خرید اطلاعاتش را داشت بفرستد تا اینکه باز هم با کریس مواجه شد. او در یک نقطه کریس را در تله انداخت و با چاقویی حمله کرد که درنهایت از ناحیه شکم تیر خورد. لوکاس پس از این به هیولای مولدد تبدیل شد و با کریس آخرین بار جنگید. لوکاس در این جنگ شدیدا صدمه دید و در زمین پخش شد. کریس در ادامه کامپیوتر را هم منهدم کرد و به این شکل ایمیل هم هیچ وقت به گروه مرموز نرسید. منابع Lucas Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  13. Lucasbaker.jpg

  14. Lucas-molded.jpg