• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - دی 96   جمعه, 29 دی 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  

Movyn

مدیر کل سایت
  • تعداد ارسال ها

    5,515
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    88
  • امتیاز ویکی

    1297
  • امتیاز کیفیت

    62

آخرین بار برد Movyn در 30 دی

Movyn یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره Movyn

  • درجه
    مدیر سایت
  • تاریخ تولد 9 مرداد 1371

مشخصات من

  • نام اصلی :
    محمدرضا
  • جنسیت :
    آقا
  • محل سکونت :
    کرج

ارتباط با من

Gamer IDs

  • Platform :
    PC
    PlayStation 4
  • PSN ID :
    movyn

آخرین بازدید کنندگان پروفایل

4,766 بازدید کننده پروفایل
  1. مسابقه مقاله نویسی بازی‌پدیا

    نتایج مسابقه بازی‌پدیا - دی 96 با سلام دومین ماه از مسابقه مقاله‌نویسی در بازی‌پدیا به پایان رسیده و در انتهای آذر ماه قرار داریم. از نظر آماری این ماه از نظر کمّی نسبت به ماه قبل مقالات کم‌تری ارسال شد. در واقع تنها 37 مقاله ارسالی و 35 مقاله از این بین به تایید رسیدند. با این وجود از نظر کیفی شرایط رضایت‌بخشی وجود داشته و زحمات برای مقالات منفرد بسیار چشم‌گیر بوده است. دوست عزیز @Sir Sonic با مقالات کامل‌شون و همچنین جناب @Mohsen با مقالات بسیار جالبی که ارسال کردند (تکمیل بخش شخصیت‌های رزیدنت). دوست عزیزمون @Hos@in از نظر کیفی پیشرفت مشهودی داستند. همین طور دوست گرامی @Meysam هم تشکر جداگانه دارم به خاطر ارسال مقالات راهیاب که با پیشنهاد و درخواست قبلی بنده پذیرفتن و در جریان زحمات زیادی که کشیدند هم بودم. از همگی تشکر ویژه دارم. آمار تفکیکی در ویکی Community بازی‌پدیا قابل مشاهده هست. جوایز مسابقه، از طرف اسپانسر مسابقه یعنی @Ali عزیز که زحمت جوایز رو متقبل می‌شن به نفرات برتر هدیه خواهد شد. @Mohsen @Movyn @Hos@in @Meysam @Sir Sonic خسته نباشید خدمت دوستان و آرزوی موفقیت برای ماه بعدی
  2. راهیاب آنچارتد 4

    به مقاله راهنما و راهیاب کامل بازی آنچارتد 4 خوش آمدید! راهیاب پیش روی شما قرار است به همه ابعاد بازی از قبیل گیم‌پلی، مراحل، آیتم‌های قابل جمع‌آوری، گفتگوهای اختیاری و … که در بازی وجود دارد خواهد پرداخت. همچنین این مقالات به صورت تصویری خواهند بود تا کمک بیشتری به خواننده کرده باشد. این راهیاب شامل چه چیزهایی خواهد بود؟ راهیاب کامل متنی بازی آنچارتد 4 همراه با تصویر راهنمای تصویری و متنی برای به دست آوردن موارد Collectibles مثل گنجینه‌ها و … راهنمای کامل تروفی‌های بازی نکات تکمیلی و ترفندها محتویات داستان از کجا شروع کنیم؟ مراحل آنچارتد 4 قابل جمع کردنی ها کنترل بازی داستان وقایع بازی آنچارتد 4 چند سال بعد از بازی آنچارتد 3 اتفاق می‌افتد. نیتن دریک حالا یک زندگی عادی را همراه با همسرش النا فیشر تجربه می‌کند و هر دو از زندگی ماجراجویانه و جویندگی گنج‌ها و شهرهای گمشده دست کشیدند. با این حال، زمانی که مشخص می‌شود برادر بزرگ‌تر نیتن یعنی سم دریک در طول این سال‌ها هنوز زنده و در زندان بوده، همه چیز عوض می‌شود و نیتن مجبور می‌شود برای نجات جان برادرش، با او برای یک ماجراجویی دیگر همراه شود. از کجا شروع کنیم؟ اگر قرار است اولین بار با آنچارتد 4 وارد دنیای این سری شوید، راهنماها و ترفندهایی برای انجام بازی وجود دارد. همچنین بازیکنانی که با سری آشنا هستند نیز می‌توانند ترفندها و روش‌های جدیدی که در آنچارتد 4 معرفی شده را مشاهده کنند. کنترل نیتن مبارزات ترفندها مراحل آنچارتد 4 Prologue Chapter 01 - The Lure of Adventure Chapter 02 - Infernal Place Chapter 03 - The Malaysia Job Chapter 04 - A Normal Life Chapter 05 - Hector Alcazar Chapter 06 - Once a Thief... Chapter 07 - Lights Out Chapter 08 - The Grave of Henry Avery Chapter 09 - Those Who Prove Worthy Chapter 10 - The Twelve Towers Chapter 11 - Hidden in Plain Sight Chapter 12 - At Sea Chapter 13 - Marooned Chapter 14 - Join Me in Paradise Chapter 15 - The Thieves of Libertalia Chapter 16 - The Brothers Drake Chapter 17 - For Better or Worse Chapter 18 - New Devon Chapter 19 - Averys Descent Chapter 20 - No Escape Chapter 21 - Brothers Keeper Chapter 22 - A Thiefs End Epilogue قابل جمع کردنی ها آنچارتد 4 بیشتر از هر آنچارتد دیگری آیتم‌ها و موارد دیگری دارد که بازیکن در طول بازی می‌تواند به دست بیاورد. تقریبا همه این موارد هم غیر ضروری و اختیاری هستند و بازی می‌تواند بدون به دست آوردن همه آن‌ها هم به پایان برسد. این موارد شامل گنجینه‌ها، تصاویری که نیتن در ژورنالش رسم می‌کند، نکاتی که در ژورنال می‌نویسد، سنگ‌چین‌های مرحله ماداگاسکار، گفتگوهای اختیاریکه از به آنچارتد 4 رسیده و در نهایت تروفی‌های پلی‌استیشن بازی مواردی هستند که بازیکن می‌تواند در کنار داستان اصلی جمع‌آوری و به کلکسیون اضافه کند. Journal Entries Journal Notes Optional Conversations Rock Cairns Treasures (Chapters 01 - 10) Treasures (Chapters 11 - 22) Trophies کنترل بازی دکمه‌های کنترلی بازی در کمپین اصلی به شکل زیر هستند: آنالوگ چپ حرکت دادن بازیکن آنالوگ راست حرکت دادن دوربین پشت بازیکن دکمه‌های جهتی انتخاب اسلحه (چپ - راست) / پیدا کردن همسفر/ماشین (پایین) مربع مشت مثلث ری‌لود / تعامل X پرش / بالا رفتن / جابجا کردن شانه (در زمان هدف‌گیری) دایره غلط خوردن / کاور گرفتن L1 پرتاب طناب و قلاب (وقتی آیکون مربوطه ظاهر شود) R1 پرتاب آیتم انفجاری L2 هدف‌گیری / ترمز و دنده عقب (در زمان رانندگی) R2 تیراندازی / تیراندازی دقیق (در زمان هدف‌گیری) / گاز دادن (در زمان رانندگی) L3 مارک زدن دشمن (در زمان هدف‌گیری) / نکته و راهنما (بخش‌هایی که بازی اشاره می‌کند) R3 زوم کردن (در زمان استفاده از سلاح‌های دوربین‌دار) Photo Mode L3 + R3 (این گزینه ابتدا باید از منوی تنظیمات فعال شود) Options توقف و تنظیمات تاچ‌پد باز کردن ژورنال دکمه‌های کنترلی بازی در بخش چندنفره به شکل زیر هستند: آنالوگ چپ حرکت دادن بازیکن آنالوگ راست حرکت دادن دوربین پشت بازیکن دکمه‌های جهتی انتخاب اسلحه / پرت کردنی (چپ، راست، پایین) / Taunt (بالا) مربع مشت مثلث ری‌لود / تعامل X پرش / بالا رفتن دایره غلط خوردن / کاور گرفتن L1 خارج کردن طناب و قلاب / شارژ ضربه (نگه داشتن دکمه) R1 پرتاب آیتم L1 + R1 استفاده از Mystical L2 هدف‌گیری R2 تیراندازی / تیراندازی دقیق (در زمان هدف‌گیری) L3 مرکز دوربین R3 جابجا کردن شانه (در زمان هدف‌گیری) Options توقف و لیدربورد تاچ‌پد فروشگاه بازی راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  3. الگو:راهیاب آنچارتد 4

    راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  4. مادر الی

    ممنون از ایجاد تاپیک بحثیه که ناتی‌داگ جا برای باز کردنش قطعا داره یه صحبتی داره دراکمن که به نظرم سبک کاری که قبول داره رو نشون می‌ده. می‌گفت ما تو آنچارتد 1 اومدیم نیتن رو معرفی کردیم. کیه، هدفش چیه و... ولی در نسخه 2 ما خواستیم وارد لایه های عمیق تر شخصیتش بشیم. نقطه ضعف ها، مواجهه با شکست و... ما در لست 1 دیدیم که الی کیه و بک استوری یا داستان سرگذشت زندگیش چیه. نکته مهمی که هست اینه که الی نه مادرش و نه مارلین رو تا قبل بوستون می‌شناخته و بک استوری الی رو مارلین فاش میکنه. پرستار بوده و... در این کم ترین شک هست که مارلین مادر الی رو نشناسه. اون رو به احتمال نزدیک به یقین می‌شناخته. به نظرم مادر الی مرده. چیزی که جای کار داره اینه که چطور مرده. مثلا بازی در فلاش بک شاید به موضوعی بپردازه. اینکه مادر الی توسط یا به خاطر یکی از نزدیکانش مرده. مثلا اگر معلوم شه که مادر الی به خاطر مارلین مرده، میشه توجه بیش از حد مارلین به الی رو توجیه کنه.. این که مادرت دوستم بود. بهش قول دادم... خیلی متقاعدکننده این همه توجه و تمایز نیست. فکر کنیم الی تا بازی بعدی دروغ آخر جول رو فهمیده. اگر بفهمه فایرفلایز مسبب مرگ مادرش بوده شاید جول رو درک کنه و بخوان با هم از اونا انتقام بگیرن. یا مثلا مادر الی و مارلین با هم فایرفلایز رو تاسیس کردن و جنگ قدرتی شکل گرفته و مارلین مجبور بوده مادر الی رو حذف کنه. شاید تامی هم دست داشته چون اون زمان احتمالا عضو گروه بوده. این باعث بحثای دیگه و شاید اختلاف جول با الی هم بشه. الی قطعا حقیقت بزرگی رو متوجه میشه که تم داستان انتقام و این قدر تاریک هست. به هرحال تا موقعی که مشخص نشه نظرم اینه که بک استوری فعلی الی مورد قبوله.
  5. ایوی فرای

    سلام در مقاله جیکوب ذکر شده که [در جنگ جهانی اول] ایوی و جیکوب لندن رو ترک کرده بودن. مقاله ایوی هم ویرایش شد.
  6. فدرا

    فدرا (انگلیسی: FE.D.R.A) مخفف Federal Disaster Response Agency یا «آژانس فدرال مقابله با فجایع» یک گروه پیوسته و همکار با ارتش در بازی لست آو آس است. فدرا و ارتش، پس از شیوع لجام گسیخته و خارج از کنترل عفونت قارچی مغز، اقدام به برپا کردن و کنترل مناطق قرنطینه، کمپ‌های پزشکی صحرایی و ... برای نجات شهروندانی که هنوز به بیماری مبتلا نشده بودند کردند. صرف نظر از اهداف اولیه، شیوع عفونت بسیار سریع پیش رفت، تا جایی که بیش از ۶۰٪ جمعیت زمین را به خود گرفتار کرده بود. بدتر از همه، تا ۲۰ سال بعد هم همه تلاش‌ها برای ساخت روش درمان علیه افراد مبتلا بدون نتیجه بود. به عنوان نتیجه، بازماندگان زندگی بسیار سختی را در مناطق قرنطینه سپری و با بحران دائمی کمبود آذوقه و مایحتاج و جیره‌بندی مواجه بودند. فدرا و ارتش مجبور به حفاظت از مناطق قرنطینه علیه مبتلایان، شکارچیان و راهزن‌ها بوده و از طرفی هم برای کنترل انتظارات ساکنان مناطق قرنطینه مجبور به استفاده دائم از خشونت بودند. درحالی که دیگر دولتی باقی نمانده بود، فدرا و ارتش از جمله آخرین ساختارهای دولتی به جا مانده از قبل از روز شیوع هستند که در چالش دائمی با دنیای بیرون و درون مناطق قرنطینه و همچنین فایرفلایز بودند. محتویات عفونت قارچی مغز منابع عفونت قارچی مغز پس از شیوع عفونت قارچی مغز در سپتامبر ۲۰۱۳، آژانس فدرال مقابله با فجایع (FEDRA) کنترل نیروهای مسلح آمریکا را دراختیار گرفت و رفته رفته با برپایی حکومت نظامی، خلا قدرت مرکزی را پر کرد. بیماری به سرعت از شخصی به شخص دیگر منتقل می‌شد و مبتلایان که از حالت انسانی خارج می‌شدند از شهروندان و اعضای خانواده‌هایشان بودند. فدرا که وظیفه مقابله با فجایعی از این نوع را برعهده داشت، با بحران سریع، مرگبار و تقریبا غیر قابل بازگشت مواجه بود. آن‌ها با کنترل ارتش، افراد غیر مبتلا را باید از تازه مبتلا (که عمدتا مبتلا بودنشان را پنهان می‌کردند) جدا می‌کردند و در مناطق ایزوله و قرنطینه نگه‌داری می‌کردند. تلاش‌های فدرا برای ساخت واکسن یا هر روش درمانی دیگر علیه عفونت قارچی مغز کاملا بی نتیجه بود. به عنوان نتیجه، در طول چندین سال بعد فدرا و ارتش از مناطق قرنطینه علیه تهاجمات بیرونی دفاع می‌کردند و وظفه توزیع آذوقه برای افراد غیرمبتلای ساکن را داشتند. در طول زمان، بیشتر مناطق قرنطینه در سراسر آمریکا با بحران کمبود آذوقه و جیره ساکنانش مواجه می‌شد و فدرا مجبور بود با حکومت نظامی و سرکوب مناطق را کنترل کند. چنین رویکردی باعث پیدایش گروهی همچون فایرفلایز شده بود که به عنوان گروه شبه‌نظامی قصد از قدرت ساقط کردن فدرا و برقرار کردن حکومت مرکزی همچون قبل از شیوع را داشتند. این گروه همچنین تلاش کردند تا امید پیدا شدن راه درمانی را هم زنده کنند. فدرا کنترل مناطق قرنطینه و شهروندان غیر مبتلای ساکن در آن را، رفته رفته با روش سرکوب و رعب و وحشت دنبال کرد و هر شهروند که غیر قانونی از مناطق بیرون و مجددا وارد می‌شد را تحت بررسی سلامت قرار می‌داد. در این حالت، مامورین فدرا و ارتش افرادی که نشانه ابتلا به بیماری را داشتند بدون درنگ کشته می‌شدند. آن‌ها همچنین شهروندان را به کار اجباری در داخل یا خارج از مناطق قرنطینه وا می‌‌داشتند. با افزایش نارضایتی‌ها، مردم برخی مناطق دست به شورش زده و سرکوب می‌شدند. فایرفلایز در برخی مناطق دست به حمایت از مردم می‌زد که باعث شده بود در چند منطقه قرنطینه مردم فدرا و ارتش را سرنگون کنند. مردم این مناطق، عمدتا سربازان و ماموران فدرا را در ملا عام اعدام یا تیرباران می‌کردند. همین باعث هوشیاری بیشتر فدرا در مناطق دیگر و کنترل بیشتر مردم شده بود و آن‌ها اعضای فایرفلایز را نیز در فهرست تحت تعقیب قرار داده بودند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها شورش در منطقه قرنطینه پیتسبورگ بود که با حمایت فایرفلایز به نتیجه رسید. با این حال گرچه به نیت برپا کردن شرایط بهتر صورت گرفت ولی ساکنین خیلی زود شرایطی بدتر و بدون نظ اجتماعی خاصی را در پیش گرفتند و به شکارچی تبدیل شدند. این وضعیت ول در بوستون پیش نیامد و ارتش فایرفلایز را علیرغم محبوبیت نسبی و مخفی که در بین برخی داشت سرکوب کرد. به طور کلی، فدرا و ارتش در مناطق قرنطینه که کمبود آذوقه و جیره در آن بیشتر مردم را تحت فشار می‌گذاشت منفورتر و فایرفلایز در میان بازماندگان محبوب‌تر بودند. به هر شکل پس از ۲۰ سال از روز شیوع، این وضعیت همچنان ادامه داشت و بازماندگان به نظم بی نظمی که شکل گرفته بود خو گرفته بودند. فدرا و ارتش هم از بیشتر مناطق قرنطینه خارج شده بودند و در مناطق قرنطینه بزرگ‌تر و مهم‌تری مثل بوستون حضور داشتند. در بوستون، سطح امنیتی توسط فدرا و ارتش بسیار بالا بود و ایست بازرسی‌های زیادی برپا شده بود. آن‌ها محوطه بزرگی را با دیوار ۳۰ متری بتنی ایزوله کرده و در کنار دروازه‌‌های بزرگ نیز برجک‌های نگهبانی دایر کرده بودند. با وجود نگهبانی شدید از مناطق قرنطینه بزرگ، حملات مبتلایان و شکارچیان از بیرون و نارضایتی به خاطر شرایط کار اجباری و کمبود آذوقه از چالش‌های دائمی فدرا و ارتش بوده‌اند. منابع Federal Disaster Response Agency در Last of Us ویکیا
  7. شکارچی

    شکارچی‌ها (انگلیسی: Hunters) در دنیای لست آو آس، بازماندگان از بیماری عفونت قارچی مغز هستند که به خاطر گرایش به بی‌رحمی و خشونت به این نام شناخته می‌شوند. با توجه به همه‌گیری بیماری در سراسر جهان و خاموش شدن چرخ عادی زندگی، مردم هر منطقه به شکلی متفاوت با این شرایط کنار آمدند. با در نظر گرفتن کمبود شدید آذوقه، بسته شدن مناطق قرنطینه و ...، شکارچیان به شکل گروهی زندگی و «توریست‌ها» یا مردم عادی که از محدوده‌شان گذر می‌کنند را می‌کشند تا لباس و آذوفه احتمالی آن‌ها را در اختیار بگیرند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه شکارچی‌ها گروه‌هایی از زنده‌ماندگان هستند که در گذشته ساکن مناطق قرنطینه بوده‌اند و پس از شورش یا خارج شدن ارتش از مناطق قرنطینه، کنترل محدوده را در دست گرفتند. شورش یا ترک ارتش معمولا به یک معنی است، و اینکه آذوقه در آن محل به اتمام رسیده است. افرادی که گروه شکارچی را تشکیل می‌دهند، مسلح بوده و از محدوده شان دفاع می‌کنند. این افراد نسبت به هیچ عابر ناشناسی رحم ندارند و با در نظر گرفتن اینکه این افراد ممکن است مبتلا باشند یا آذوقه قابل استفاده‌ای داشته باشند توسط این افراد شکار می‌شوند. جول در گذشته خودش یک شکارچی بوده ولی درنهایت از گروهش خارج و به منطقه قرنطینه بوستون آمده بود که شرایط بهتری داشت. پس از خروج او و الی، این دو در پیتسبورگ با گروهی از شکارچیان که کنترل منطقه قرنطینه را در دست داشتند مواجه شدند. مردم در این منطقه در گذشته شاهد کمبود شدید جیره‌بندی شده و به روش کنترل فدرا معترض بودند. این اعتراضات که با خشونت پاسخ می‌گرفت درنهایت به شورش و کشتار نظامیان ارتش تبدیل شده بود. تسلیم‌شدگان یا شهروندان معترض نیز توسط گروه به عنوان خائن اعدام شده بودند. در برخی از مناطق قرنطینه نیز فایرفلایز به مردم کمک کرد تا علیه حکومت مستبد ارتش در مناطق قرنطینه بلند شوند. به هر شکل این افراد گرچه برای وضعیتی بهتر شورش می‌کردند ولی هرگز قادر نبودند چنین وضعی درست کنند چون تک تک‌شان محتاج آذوقه و جیره‌بندی بودند. به همین دلیل، آن‌ها به شکل شیفت از گذرگاه‌ها نگهبانی داده تا مانع ورود افراد مبتلا شوند و یا افرادی که وارد محدوده‌شان می‌شدند را به قصد تصاحب آذوقه‌شان می‌کشتند. به خاطر همین موضوع، توریست‌هایی مثل جول آن‌ها را شکارچی خطاب می‌کردند. منابع Hunters در Last of Us ویکیا
  8. تامی

    Tommy تامی نام‌های دیگر تامی میلر (غیر رسمی) داداش کوچیکه (توسط جول) عمو تامی (توسط سارا) سن اوایل دهه ۴۰ وضعیت زنده وابستگی‌ها فایرفلایز (گذشته) ارتباطات مارا (همسر) جول (برادر) سارا (برادرزاده) محل سکونت آستین، تکزاس آمریکا جکسون کانتی، وایومینگ آمریکا گونه انسان جنسیت مرد دیده شده در لست آو آس صداگذار جفری پیرس تامی (انگلیسی: Tommy) یکی از شخصیت‌های فرعی و مکمل در بازی لست آو آس است. او به عنوان برادر کوچک‌تر جول، عموی سارا و شوهر ماریا از بازماندگان شیوع سراسری عفونت قارچی مغز است. او در گذشته عضو گروه فایرفلایز بود و برخلاف برادرش، امیدوار بود راهی برای مقابله با وضعیت وخیم ایجاد شده پس از همه‌گیری بیماری پیدا شود. ولی پس از چند وقت مشخص شد که این امید چیزی جز سراب نیست و فایرفلایز را ترک کرد. او که از قبل برادرش را هم ترک کرده بود، در نهایت به جکسون سیتی رفت. کار صداگذاری این شخصیت را جفری پیرس برعهده داشته است. محتویات پیش‌زمینه وقایع در لست آو آس منابع پیش‌زمینه تامی در دهه ۱۹۸۰ و در تکزاس متولد شد؛ جایی که برادری بزرگ‌تر به نام جول داشت و او درنهایت توسط جول هم بزرگ شد. در جریان یکی از تولدهای تامی، او و برادرش دو موتور هارلی اجاره کردند و دو نفره در کشور موتورسواری کردند. این دو ظاهرا، هر دویشان هم به فوتبال دانشگاهی علاقمند بودند. تایم احتمالا در آینده هم در کنار برادرش در یک نجاری کار می‌کرده، و مرتب به خانه برادرش و برادرزاده‌اش سارا هم سر می‌زده است. وقایع در لست آو آس تامی در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۳ با برادرش جول تلفنی صحبت کرد؛ جول درباره پیمانکار و شغلی که نیاز داشت با تامی صحبت می‌کرد. در بامداد ۲۶ سپتامبر، تامی به تلفن سارا زنگ زد و به او گفت که سریعا پدرش را روی خط بیاورد که ناگهان تماس قطع شد. او چندین پیام و تماس بدون نتیجه هم با تلفن جول داشت که سارا در ادامه فهمید پدرش خانه را ترک کرده است. با نگران شدن از شرایط که نوعی بیماری مسری از کنترل خارج شده بود، او سریعا خود را به خانه جول رساند و متوجه خون روی لباس جول شد. جول گفت که این خون خودش نیست و او مجبور بوده یکی از همسایه‌های مریض را بکشد. به هر شکل تامی جول و سارا را سوار ماشین کرد و این سه مسیر فرار از شهر را در پیش گرفتند. در این مسیر، افراد مبتلا که دیوانه‌وار درحال دویدن بودند، خانه‌های آتش گرفته و خانواده‌های پریشان دیده می‌شدند. تامی قصد سوار کردن یکی از خانواده‌ها را داشت که جول اجازه نداد. تامی سپس در جواب اینکه چطور این اتفاق افتاده گفت که آن‌ها (دولت) سرنخی ندارند و همه گیری این بیماری به سرعت در حال گسترش در کشور بوده و به سواحل شرقی و غربی می‌رسد. شمار کشته‌ها از آمار در رفته و وضعیت شدیدا بحرانی شده است. در مسیر خروجی به سمت یک پایگاه نظامی ترافیک سنگینی ایجاد شده بود و با حمله ور شدن گروهی از افراد مبتلا به ماشین‌ها، تامی مجبور شد مسیر دیگری را ادامه دهد. در میانه هرج و مرج و فرار مردم در خیابان‌ها، یک کامیون با ماشین آن‌ها تصادف کرد. تامی که بیرون آمده بود، شاهد زخمی شدن پای سارا بود و جول که دخترش را حمل می‌کرد، تفنگش را به تامی داد و گفت ازشان محافظت کند. این سه سپس در کنار دیگر مردم پریشان در خیابان‌ها دویده و از مبتلایان فرار می‌کردند. در یک نقطه، تامی مجبور شد عقب بماند تا گروهی از مبتلایان را متوقف کند. او در عوض از جول خواست سریع‌تر با سارا فرار کند و او هم به زودی ملحق خواهد شد. مدتی پس از رفتن جول و سارا، تامی هم از محل فرار کرد و خودش را به خیابان رساند. این درست زمانی بود که یک سرباز ارتش به سمت جول و سارا تیراندازی کرده بود. سرباز بالای سر جول رفت تا کارش را تمام کند که تامی او را کشت. او سپس به سارا اشاره کرد و این دو به زودی متوجه شدند که گلوله به سارا خورده و او در حال مرگ است. تامی در این زمان شاهد مرگ سارا در بغل جول بود و مثل برادرش در سوگ بود. جول و تامی در چنین شرایطی چاره‌ای جز بقا نداشتند و به کمپ نظامی رفتند. در حالی که بسیاری امیدوار بودند که خبر پیدا شدن روش درمان برای بیماری پیدا شود، ولی هرگز چنین اتفاقی نیافتاد و عفونت قارچی مغز به سرعت درحال پراکنده شدن و قربانی گرفتن بود. خیلی زود مشخص شد که مناطق قرنطینه با بحران کمبود آذوقه جیره بندی مواجه می‌شدند و جول و تامی تصمیم به خروج از تکزاس گرفتند. این دو مدتی شکارچی شدند و با کشتن ارفاد سالم یا مبتلا آذوقه تامین می‌کردند که از این دوران چیزی جز کابوس در ذهن تامی نمانده بود. سپس آن‌ها تصمیم به رفتن به منطقه قزنطینه بوستون گرفتند. تامی مدتی بعد در اینجا متوجه ایده‌آل‌های گروه فایرفلایز شد و قصد داشت به آن‌ها ملحق شود. علیرغم نظر جول علیه این تصمیم، تامی با گفتن اینکه دیگر نمی‌خواهد قیافه برادرش را ببیند، جول را ترک و به زودی به فایرفلایز ملحق شد. او توسط مارلین متقاعد شده بود که می‌توان دنیای بهتری از شرایطی که ارتش حاکم کرده ساخت و درنهایت درمانی برای بیماری پیدا کرد. او مدت زیادی مثل یک سرباز خوب در فایرفلایز بود و حتی به پایگاه اصلی آن‌ها در دانشگاه کلرادو شرقی هم رفته بود. به هر شکل، او درنهایت تصمیم به خروج از این گروه گرفت، چون فهمیده بود که چنین امیدهایی چیزی بیش از سراب نبود و غیر از کشته شدن شمار زیادی از افراد فایرفلایز در کل کشور، تمام تلاش‌ها برای پیدا کردن راه درمان هم بدون نتیجه بود. با موافقت مارلین، او از فایرفلایز جدا شد ولی به مارلین گفت که اگر نیازی به کمک داشت می‌تواند روی برادرش جول حساب کند. تامی در سفرش به غرب کشور درنهایت به جکسون کانتی رسید و به اهالی کمک کرد تا یک پناهگاه امن در محوطه سد روی رودخانه بسازند. او در اینجا با زنی به نام ماریا ازدواج کرد و این دو با کمک پدر ماریا، رهبری این گروه از بازماندگان را برعهده گرفتند. آن‌ها با کمک دیگر اهالی، ژنراتور و توربین تولید برق سد را هم راه‌اندازی کردند و وجود این منبع برق دائمی، باعث شده بود که شرایط خوبی در پناهگاهشان داشته باشند. با این وجود، این گروه مرتبا مورد حمله غارتگران و شکارچیان قرار داشت و آن‌ها با دیوار و حصارکشی از محوطه دفاع می‌کردند. تامی در این میان مدتی هم از محل خارج و به تکزاس رفت و متوجه شد که خانه‌هایشان به کلی به غارت رفته است. او از اینجا برخی اقلامی که مانده بود، از جمله عکس دو نفره‌ای از جول و سارا را همراه خودش به جکسون کانتی آورد. در پائیز ۲۰۳۳، تامی شاهد از راه رسیدن برادرش جول و دختری به نام الی به محوطه سکونت‌گاه گروهش بود. ماریا که جول را نمی‌شناخت ابتدا او را تهدید کرد ولی تامی گفت که او برادرش است. او به گرمی از برادرش استقبال کرد و ماریا را هم به عنوان همسرش به او معرفی کرد. او سپس جول و الی را به داخل سکونتگاه گروهش دعوت کرد و او را در جریان شرایط محل قرار داد. تامی گفت که آن‌ها جای خوبی برای زندگی برپا کردند و با تعمیر توربین سد هم برق دائمی برقرار کره‌اند. به گفته تامی، این محل به خانواده‌های زیادی شانس دوباره داده، هرچند هنوز هم مجبور به تحمل غم تبدیل شدن دوستانشان به مبتلا یا دفع حملات راهزنان و شکارچیان هستند. بعد از این درحالی که ماریا و الی گرم صحبت شدند، جول و تامی به محل دیگری رفتند تا صحبت کنند. تامی در این زمان گفت که مدتی پیش به تکزاس ببرگشته بود و از آنجا چیزی آورده که فکر می‌کرد جول بخواه نگه دارد. جول پس از یک نگاه به عکس قدیمی خودش و سارا، با اکراه آن را پس داد و تاکید کرد که آن را نمی خواهد. پس از این نیز این دو شاهد گروهی بودند که توربین را مجددا به کار می‌انداختند. در اتاق دیگر، جول از دلیل آمدنش گفت و اینکه دختری که با خودش آورده، به عفونت قارچی مغز مصون است و هرچند خودش هم ابتدا باور نداشت ولی این برایش کاملا به اثبات رسیده. او سپس از تامی خواست که دختر را به فایرفلایز برساند و یک وسیله در اختیار خودش بگذارد تا از آن محل برود. تامی بعد از شنیدن این صحبت، پیشنهاد را رد کرد و گفت که مدت هاست از فایرفلایز جدا شده و دیگر زندگی‌اش وقف خانواده‌ای است که تشکیل داده است. او گفت که اگر بخواهد وسیله دراختیارش می‌گذارد تا برود ولی دختر را پیش فایرفلایز نخواهد برد. جول که عصبانی شده بود، سعی کرد با خشونت و یادآوری اینکه آن همه سال مراقبش بوده او را مدیون کند تا خواستش را انجام دهد. پس از این بود که گروهی از راهزنان به محل حمله کردند. آن‌ها حتی به داخل سکونت‌گاه هم نفوذ کردند و در این شرایط جول و تامی به کمک بقیه رفتند. پس از کشتن چند گروه از راهزنان، مشخص شد که ماریا و الی در اتاقکی توسط راهزنام محاصره شدند. جول و تامی به همراه دیگر افراد گروه به زودی مسیر خود را به آن محل باز و در نهایت هم آن‌ها را نجات دادند. تامی از این خوشحال بود که ماریا نجات پیدا کرده ولی در ادامه و با دفع حمله راهزنان، به او گفت که می‌خواهد به خواست جول الی را به فایرفلایز برساند. ماریا اما شدیدا مخالف بود و گفت به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که تامی برود ولی این مجادله درنهایت به این ختم شد که تامی باید این کار را انجام می‌داد. ماریا که حرفی برای گفتن نداشت، پیش جول رفت و به او اخطار داد که اگر هر اتفاقی برای تامی بیافتد مسئولیتش با جول خواهد بود. اندکی بعد یکی از افراد به تامی خبر داد که الی با یک اسب به سرعت و به تنهایی سکونت‌گاه را ترک کرده است. با گفتن این خبر به جول، این دو هم به سرعت تعقیب الی را شروع کردند. پس از عبور از یک کمینگاه و درگیر شدن با راهزنان، تامی و جول به خانه‌ای رسیدند که اسب الی در بیرون حضور داشت. در حالی که جول به طبقه بالا رفته بود تا با الی صحبت کند، تامی اندکی بعد در پایین متوجه نزدیک شدن راهزنان شد. او به سرعت بالا رفت و جول را در جریان گذاشت. پس از این، تای و جول با این گروه از راهزنان هم مقابله کرده و سپس همراه با الی محل را ترک کردند. پس از این و درحالی که تامی و الی آماده رفتن بودند، جول گفت که نظرش عوض شده و خودش الی را پیش فایرفلایز خواهد برد. پس از این مشخصات و آدرس محل حضور فایرفلایز در دانشگاه کلرادو شرقی را به جول داد و گفت که هر وقت که بخواهد می‌تواند پیش و برگردد. پس از این تامی به سکونت‌گاهش برگشت و چند ماه بعد، شاهد برگشتن جول و الی بود. به گفته جول فایرفلایز خودشان چندین شخص دیگر با شرایط الی را آزمایش کرده بودند که به نتیجه نرسیده بودند و برای همین نیز منصرف شده بودند. به هر شکل تامی به حرفش عمل کرد و در سکونت‌گاهش به جول و الی اتاق داد. او همچنین جول را وارد گروه دفاعی بازماندگان گروهش کرد و سعی کرد او و زنی به نام «استر» را هم به هم علاقمند کند. منابع Tommyدر The Last of Us ویکیا
  9. Tommy young last of us

  10. Tommy vs Joel

  11. Tommy last of us

  12. هنری

    Henry هنری تولد ۲۰۰۸ سن ۲۵ وضعیت مرده دلیل مرگ خودکشی با تفنگ محل سکونت هارتفورد، کانتیکت پیتسبورگ، پنسیلوانیا ارتباطات سم (برادر) جنسیت مرد دیده شده در لست آو آس صداگذار و موشن کپچر برندون اسکات هنری (انگلیسی: Henry) یکی از شخصیت‌های فرعی و مکمل در بازی لست آو آس است. او و برادر کوچک‌ترش سم از بازماندگان شیوع سراسری عفونت قارچی مغز و اهل هارت‌فورد هستند. او شخصیتی بسیار حمایت‌گرانه و محافظانه از برادر کوچک‌ترش دارد و همه تلاش و هدفش زنده نگه داشتن سم در دنیایی وحشی و مملو از مبتلا و شکارچی است. کار صداگذاری این شخصیت را برندون اسکات برعهده داشته است. محتویات پیش‌زمینه وقایع در لست آو آس منابع پیش‌زمینه هنری تنها ۵ سال داشت که شیوع سراسری عفونت قارچی مغز شروع شد. وقتی ۱۲ سالش بود، برادرش سم متولد شد که خصوصا پس از مرگ والدین‌شان، اهمیت بسیار زیادی برای هنری پیدا کرده بود و هنری وظیفه بزرگ کردن و محافظت از او را برعهده گرفت. آن‌ها در منطقه قرنطینه شهر هارتفورد ساکن بودند که بالاخره همه آذوقه جیره‌بندی تمام شد و ارتش اقدام به ترک محل کرد. به پیشنهاد یکی از اعضای گروه‌شان، هنری و سم همراه با آن‌ها به پیتسبورگ رفتند تا آذوقه پیدا کنند ولی خیلی زود متوجه شدند که وارد چه دردسر بزرگی افتادند؛ چون ارتش از پیتسبورگ نیز خارج شده بود و کنترل شهر حالا در اختیار شکارچیان بود که در کمین توریست‌هایی مانند آن‌ها بودند تا آذوقه آن‌ها را به دست بیاورند. بیشتر اعضای گروه در حمله شکارچی‌ها کشته شدند ولی هنری قادر بود مخفیانه یکی از شکارچیان را کشته و کلید خانه امنی را به دست بیاورد. او و برادرش سپس به آن خانه رفتند و حرکات شکارچیان را از دور نظاره می‌کردند. هدف آن‌ها پیدا کردن راه فراری از شهر و رساندن خودشان به یک برج مخابراتی بود که قرار بود از اعضای گروه، هر کسی زنده مانده بود در آن محل یکدیگر را مجددا ملاقات کنند. وقایع در لست آو آس هنری و سم در آپارتمان شان مخفی شده بودند که ناگهان شاهد وارد شدن یک مرد به خانه از طریق پنجره بودند. با در نظر گرفتن اینکه شخص یک شکارچی است، هنری به او حمله‌ور شد ولی ناگهان دختر بچه دیگری هم از پنجره رسید و با چاقویش به هنری حمله کرد. هنری که با دیدن دختر بچه تعجب کرده بود حواسش کاملا پرت شد و مرد حالا به قصد کشتن شروع به زدن هنری کرد. در این زمان سم به سمت مرد اسلحه نشانه گرفت که دختربچه از «جول» خواست که زدن مرد را متوقف کند. جول هم با دیدن این پسربچه دست از زدن برداشت و هنری نیز به سم گفت که نگران نباشد چون این افراد «آدم بدها» نیستند. او سپس به جول گفت که شکارچی‌ها بچه اطرافشان نگه نمی‌دارند و برای همین از دیدن دختر کوچک تعجب کرده بود. هنری سپس خودش و سم را معرفی کرد و با دانستن اسم جول، دختر نیز خودش را الی معرفی کرد. او گفت که جول واقعا دست سنگینی دارد که جول نیز در پاسخ گفت قصدش این بود که او را بکشد. در اینجا هنری گفت که می‌توانند به همدیگر کمک کنند تا از شهر خارج شوند؛ ایده‌ای که ابتدا جول رد کرد ولی پس از صحبت الی آن را قبول کرد. این ۴ نف به زودی هم‌مسیر شده و از این آپارتمان به سمت خانه‌ای رفتند که هنری کلیدش را داشت. در بن راه، این تیم برای مخفی شدن از دید یک ماشین نظامی تحت کنترل شکارچیان وارد یک مغازه اسباب‌بازی شدند. در اینجا سم یک اسباب‌بازی را برداشت و درحال نگاه کردنش بود که هنری عصبانی شد. او سپس قانون‌شان را یادآوری کرد که «ما فقط چیزهایی را برمی‌داریم که باید برداریم» و حتی با وجود خالی بودن کوله، سم را از برداشتن چیزی که نیازی به آن نیست نهی کرد. این تیم در ادامه مسیرشان وارد دفتر شرکتی تجاری و مهندسی شدند تا کمی استراحت کنند. جول در اینجا پرسید که چرا هنری تا به حال از شهر فرار نکرده بود؟ که هنری گفت آن‌ها منتظر وقت مناسب برای این کار بودند و سپس به جول منظره بیرون پنجره را نشان داد. او گفت که از دروازه بزرگ منتهی به پل، گروهی از شکارچیان دائم درحال حفاظت هستند که در شب محافظان اصلی با یک گروه دیگر تغییر شیفت می‌دهند. او سپس گفت که بعد از رفتن از شهر قرار ملاقات با فایرفلایز در غرب را دارند. هنری بعد از شنیدن اینکه چرا او برادرش را در کل کشور می‌چرخاند تا فایرفلایز را پیدا کند کمی عصبانی شد. او گفت که جول بهتر است نگران الی باشد و نگرانی درباره سم به او ارتباطی ندارد. جول سپس او را به آرامش دعوت کرد و اینکه او و الی هم مقصدشان پیدا کردن فایرفلایز است. او سپس گفت که در بیرون از شهر و در نزدیکی یک برج رادیویی با گروهش ملاقات می‌کنند. شب‌هنگام شد که هنری، سم و جول و الی ساختمان را ترک کرده و به سمت دروازه بزرگ رفتند. آن‌ها با استفاده از تاریکی به نزدیکی دروازه رسیده، نگهبانان را از پیش رو برداشته و به سمت دیگر رفتند. در یک نقطه، ماشین نظامی هم به پشت دروازه رسید و این ۴ نفر با عجله قصد داشتند خودشان را بالای یک پلتفرم برسانند. جول کمک کرد که سم، هنری و الی بالا بروند ولی بعد از بالا رفتن الی نردبان کوچک شکست. با نزدیک شدن ماشین نظامی، و دیدن اینکه راه سریعی برای نجات جول نیست هنری تصمیم گرفت جول را رها کرده و همراه با سم فرار کنند. سم گرچه مخالف بود ولی این دو از محل رفتند و الی تصمیم گرفت پیش جول بماند. هنری و سم گرچه از آنجا فرار کردند ولی مدتی بعد شاهد تعقیب جول و الی توسط شکارچیان بودند. این دو در نهایت مجبور شدند از پل به رودخانه بپرند و اینجا بود که هنری و سم به کمک‌شان رفتند. هنری جول و الی را که در حال غرق شدن بودند نجات داده و به ساحل برد. الی زودتر به هوش آمد و این سه منتظر به هوش آمدن جول بودند. پس از مدتی، جول که به هوش آمده بود با دیدن هنری به سمت او حمله کرد و پرسی چرا آن‌ها را پشت سر تنها گذاشت. هنری توضیح داد که شکارچی‌ها درحال نزدیک شدن بودند و ماندن در آنجا باعث می‌شد جان برادرش سم به خطر بیافتد. با این حال او هم جول و هم الی را از رودخانه نجات داده بود و با تایید الی جول هم عقب‌نشینی کرد. این ۴ نفر به زودی دوباره تیم شده و ساحل را برای پیدا کردن اقلام جستجو کردند. در حین جستجو، آن‌ها کانال بزرگ تخلیه طوفان پیدا کرده و وارد آنجا شدند. در این کانال بزرگ فاضلاب، مسیر ادامه پیدا کرد تا اینکه مشخص شد در گذشته، گروهی از بازماندگان در همین کانال‌ها پناهگاه ایجاد کرده بودند. با این حال جستجو برای پیدا کردن بازمانده بی‌نتیجه بود و در عوض مشخص شد این بازماندگان نیز حالا به عفونت قارچی مبتلا شده‌اند. پس از مبارزه با چند گروه مبتلا، هنری و سم ناگهان از هم جدا می‌افتند. در این زمان دریچه بزرگی سهوا توسط جول بسته شد و سم اینک در کنار جول بود. هنری نیز اینک درکنار الی بود و در حالی که تلاش برای باز کردن مجدد دریچه بی‌نتیجه بود، گروهی از کلیکرها به هنری و الی حمله کردند که این دو مجبور به فرار شدند. پس از مدتی فرار، درگیر شدن با کلیکرها و باز هم فرار در این کانال‌ها، هنری و الی جول و سم را پیدا کردند و حالا هر ۴ نفر از کلیکرها فرار می‌کردند. این فرار درنهایت به درب خروج منتهی شد که بسته بود. هنری، سم و الی را از دریچه بالای در آن طرف فرستاد و خودش همراه جول با گروهی از کلیکرها و رانرها درگیر شدند. پس از مدتی، الی و سم در را باز کرده و جول و هنری نیز بیرون آمدند. تیم کاملا سالم و حالا از کانال‌های فاضلاب هم خارج شده بودند. هنری در اینجا برج رادیویی در چند کیلومتر دورتر را به جول نشان داد و این ۴ نفر در مسیر رسیدن‌شان به آن محل، از یک منطقه مسکونی خالی از سکنه عبور کردند. در جستجو برای پیدا کردن اقلام در این خانه‌ها، هنری اشاره کرد که یادش است که قبل از شیوع بیماری مردم و اهالی محل در حیاط پشتی خانه‌هایشان باربکیو می‌پختند و او بیش از هر چیز بوی آن‌ها را خاطرش است. او سپس با دیدن خانه‌ای که رویش نوشته شده بود «اگر دزدی کنید، شلیک خواهم کرد» از جول نظرش را پرسید. جول گفت که اوایل شیوع بیماری مردم درنهات مجبور شدند خودشان را در خانه‌هایشان ایزوله کنند ولی شیوع ادامه پیدا کرد و وقتی مردم آذوقه و مایحتاج‌شان تمام شود، آن وقت است که می‌فهمید چه کارهایی ازشان بر می‌آید. این تیم در نهایت به محله‌ای رسید که توسط گروهی از شکارچیان محافظت می‌شد. به پیشنهاد جول، هنری، سم و الی پناه گرفتند و جول به تنهایی به خانه‌ای نفوذ کرد که یک شکارچی با اسلحه اسنایپر آن‌ها را تهدید می‌کرد. پس از کشتن این شکارچی، بقیه شکارچیان به سمت هنری، سم و الی حمله کردند. در اینجا این تیم شروع به تیراندازی و حفاظت از خود کردند و جول نیز با اسنایپر آن‌ها را پشتیبانی می‌کرد. پس از کشته شدن گروه بزرگی از شکارچیان، ماشین نظامی که در تعقیب‌شان بود وارد منطقه شد و این سه به ماشین تیراندازی کردند. ماشین در نهایت توسط جول منهدم شد ولی حالا که آتش گرفته بود، با سرعت به یکی از خانه‌های مهر و موم شده برخورد کرد. در حالی که تیم فکر می‌کردند خطر رفع شده، سه کلیکر از همین خانه به آن‌ها حمله کردند که البته جول با اسنایپر، هر سه آن‌ها را کشت. تیم که حالا مورد حمله موج بزرگی از کلیکرها و رانرها قار گرفته بود، مجبور به فرار از محل شدند و به این ترتیب، هر ۴ نفر زنده از این منطقه فرار کردند. شب‌هنگام، آن‌ها در یک خانه پناه گرفتند و هنری و جول مشغول تعریف خاطراتشان بودند. جول در باره برادرش تامی گفت و اینکه زمانی موتورهای هارلی اجاره کرده بودند تا دور کشور بچرخند. هنری در این زمان گفت که حاضر است بمیرد ولی خوشحال می‌شود اگر با یک موتور در یک محله چرخ بزند. بعد از رفتن الی پیش سم که در اتاق دیگری بود، هنری به جول گفت که فکر نکند هیچ کدام از افراد گروهش زنده مانده باشند و سخت‌تر این است که این حقیقت را به سم بگوید. صبح روز بعد، هنری مشغول تهیه صبحانه بود و اجازه داده بود که برادرش بیشتر بخوابد. او سپس از الی که بیدار شده بود خواست سم را بیدار کند. با این حال چند لحظه بعد، الی فریاد کشید چون سم به او حمله کرده بود. سم در واقع از حمله آخر کلیکرها زخمی شده بود و گرچه این را پنهان کرد ولی حالا به یک مبتلا تبدیل شده بود. جول در اینجا قصد کشتن سم را داشت تا الی را نجات دهد، ولی هنری که هنوز باورش نمی‌شد جول را از این کار منع کرد. او سپس خودش به سمت برادرش نشانه‌گیری کرد در حالی که سم قصد گزیدن الی را داشت ناچار به کشتن برادرش شد. او که شدیدا شوک زده بود، سپس به سمت جول هدف‌گیری کرد و گفت همه این‌ها تقصی او بوده است. جول که حالت دفاعی گرفته بود، هنری را دعوت به آرامش کرد و گفت که این تقصیر هیچ کس نبوده و بهتر است اسلحه‌اش را پایین بیاورد. هنری اما پس از لحظه‌ای تردید، اسلحه را به سمت سرش گرفت و خودکشی کرد. پس از این ماجرا، جول و الی این دو برادر را در کنار یکدیگر دفن کردند. منابع Henry در The Last of Us ویکیا
  13. هنری لست آو آس

    هنری در لست آو آس
  14. ایتن وینترز

    ویکیا
  15. اتصالات

    سلام ممنون از شما. انجام شد