لیدربورد

  1. Mohsen

    Mohsen

    کاربر فعال


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      205



مطالب محبوب

در حال نمایش بیشترین مطالب پسند شده در جمعه, 8 دی 1396 در همه بخش ها

  1. 1 امتیاز
    Mohsen

    لوکاس بیکر

    Lucas Baker لوکاس بیکر تولد 1992 وضعیت مرده تاریخ مرگ 20 ژولای 2017 جنسیت مرد دیده شده در رزیدنت اویل 7: بایوهازارد Not a Hero صداگذار جسی پیمنتل مدل چهره باپتیسته پاریسی لوکاس بیکر (انگلیسی: Lucas Baker) یک ساکن در املاک بیکر در دولوی، لويزیانا بود. او پسر جک و مارگاریت بیکر و همینطور برادر بزرگتر زویی بیکر هم بوده است. محتویات معرفی ملاقات با اولین و اتصالات از راه رسیدن ایتن عملیات کمین ترس منابع معرفی ادعا می شود لوکاس بیکر یک بچه ناخلف بوده و درست است که روش های یاغی و سرکش در کارهایش پیش میگرفت ولی در اصل او بچه ای با هوش و مخترع بود که به خاطر نوآوری و ابتکاراتش چندین جایزه اختراعی به دست آورده بود و در اتاقش نگه میداشت. او همینطور به حل پازل ها هم علاقه داشت و یک پازل جورچین از مادرش به عنوان جایزه گرفته بود چون قبول کرده بود که برای اسکن سرش پیش دکتر برود. این موضوع باعث احتمالی شده که او از ابتدا هم مشکلات بی ثباتی روانی داشته باشد. یکی از صداهای ضبط شده او لوکاس اشاره میکند که زمانی یکی از قلدرهای دوره بچگی اش اولیور را در اتاق زیرشیروانی به دام انداخته بود. او اینجا را با بمبهای دست ساز پر کرده بود و گذاشت اولیور از تشنگی و گرسنگی بمیرد. تا سال 2014 لوکاس و خواهرش زویی هنوز در املاک والدینشان زندگی می کردند. در این سال یک طوفان شدید به منطقه رسید که لوکاس وقتی در بیرون جستجو میکرد فهمید که کشتی بزرگی در نزدیکی به گل نشسته. او به پدرش خبر داد و هر دو حالا به محل رفتند تا ببینند که آیا کسی زنده است و کسی کمک لازم دارد یا نه. در جستجو آن ها یک بازمانه یعنی میا وینترز را پیدا کردند و لوکاس او را به خانه برد. پدرش جک هم مدتی بعد با یک دختربچه به اسم اولین به خانه برگشت. در اینجا لوکاس مجبور شد قبول کند که دختربچه از اتاق قدیمی و بلااستفاده لوکاس استفاده کند. وقتی اولین به هوش آمد، جک پسرش را به زور پیش اولین برد تا او هدیه ای به لوکاس بدهد. ملاقات با اولین و اتصالات اولین در اصل یک B.O.W بود که ماده ای از خود ترشح میکرد که به بدن دیگران سرایت میکرد. اولین از این راه میتوانست افراد را تحت کنترل قرار بدهد و به همین طریق هم کل خانواده بیکر را به کنترل گرفت که لوکاس هم جزوشان بود. جک این ماده را درواقع هدیه اولین میدانست و غیر از این که او تحت کنترل اولین شده بود قدرت های دیگر مثل بازسازی سریع بدن (برای مثال حتی رشد دوباره دست بعد از قطع شدن) هم پیدا کرده بود. در این وقایع ولی لوکاس با عوامل گروه مرموز اتصالات برخورد کرد که به او سرم مخصوصی دادند که لوکاس بتواند جلوی کنترل شدن توسط اولین را بگیرد. این افراد در عوض لوکاس را مامور کردند که جاسوسی خانواده اش و اولین را برایشان بکند. این افراد درواقع از شرایط اولین که کنترل بیکرها را داشت سواستفاده کردند تا ببینند سلاح بیو ارگانیکی جدیدشان چقدر میتواند توانا باشد. اولین دختربچه ای بود که کل آرزوهایش این بود که خانواده داشته باشد و بیکرها را که تحت کنترل ذهنی خودش داشت مجبور میکرد افراد بیشتری به خانواده اضافه کنند.جک بیکر پس مخفیانه دزدیدن توریست ها و افراد مختلف را شروع کرد و پیش اولین آورد.اولین هم اول کاری که میکرد آن ها را به مولد آلوده میکرد و مثل قبل با شکنجه روانی شروع به کنترل شان میکرد که البته اکثر افراد دوام نمی اوردند. لوکاس که وانمود میکرد هنوز تحت کنترل است در خانه های قدیمی اتاقک هایی پر از پازل و تله درست کرد تا بعضی از افراد را که اولین میخواست تنبیه کند. مدتی بعد یک گروه فیلم ساز به اسم سور گیتورز در تاریکی شب به املاک بیکرها نفوذ کردند که جک با آنها مقابله کرد. لوکاس هم کلنسی جارویس را گرفت که از گروهشان فقط همو زنده باقی مانده بود. لوکاس این شخص و یک بازمانده دیگر از قبل به اسم هافمن را مجبور کرد که بازی کارتی 21 انجام بدهند. بازی را لوکاس طوری طراح ریزی کرده بود که بازنده با درد شدید فیزیکی مواجه شود.در نهایت هم بازی را جارویس برد که باعث شد هافمن به عنوان بازنده مرگ دردناکی نصیبش شود. بعد از این هم لوکاس جارویس برنده را به اتاق پارتی انداخت و گفت که حالا باید پازل راحتی را حل کند و شمع را روی کیک تولد بگذارد چون اگر بتواند قول میدهد که آزادش کند. لوکاس پازل را طوری چیده بود که گرفتن کلید باعث ریخته شدن نفت در کف اتاق می شد. بعد از حل همه مراحل پازل جارویس شمع را روی کیک گذاشت ولی غافل از اینکه لوکاس داخل کیک بمبی گذاشته بود که حالا شمع آن را فعال کرده بود. بمب می ترکد و اتاق نفتی همراه با جارویس می سوزد. بعد از مدتی لوکاس وارد شد که دوربین را بردارد و جارویس که مرده بود را مسخره می کرد. از راه رسیدن ایتن مدتی بعد ایتن وینترز شوهر میا وارد املاک بیکرها شد چون فهمیده بود زنش زنده است و آمده بود که نجاتش بدهد.او ولی بالاخره توسط جک اسیر میشود و جک هم ایتن و هم زنش را از محل می برد. جک حالا به خواست اولین که میخواست ایتن هم عضو خانواده باشد ایتن را زنده گذاشت و به میز ناهار خانواده کشاند و روی صندلی او را بست.او روی صندلی هنوز بی هوش بود که لوکاس با تمسخر روی صورتش غذا پرت میکرد و این کار او را به هوش اورد. لوکاس این کار را ادامه داد تا اینکه جک عصبانی شد و دست لوکاس را از مچ برید.لوکاس ولی وحشت زده نشد و شروع به خنده کرد که نشان میداد اولین بار نبوده که اتفاقی مثل این افتاده بود. وقتی ایتن از خوردن غذا امتناع میکرد افسر پلیسی به پنجره کوبید و لوکاس و پدرش رفتند تا او را دست به سر کنند. لوکاس مدتی بعد به خانه قدیمی های املاک در پشت عمارت اصلی رفته بود که ایتن هم در آنجا دنبال زنش میا می گشت. لوکاس زودتر به میا رسید و جلوی چشم ایتن میا را دزدید و مسخره کرد که اگر می خواهد می تواند بیاید و زنش را نجات دهد. او میا را جایی گروگان گرفت و بعد به عمارت اصلی رفت و یک کلید که بعدا مورد نیاز ایتن میشد را در شکم جسد افسر پلیس مخفی کرد. بعد هم زویی خواهرش که در همکاری با ایتن مواد لازم برای ساخت دارو را بدست آورده بود را به دام انداخت و کنار میا گروگان گرفت. او همین طور سر افسر پلیس را هم به عنوان سرنخ در یخچال برای ایتن گذاشت. لوکاس بعد از این به اتاق پازل ها رفت و فیلمی برای ایتن ضبط کرد و گذشات وقتی که ایتن از راه رسید از تلویزیوی پخش شود. ایتن هم که مارگاریت را کشته بود حالا باید زویی و میا را پیدا می کرد و برای این کار هم اول باید از اتاق های پازل ها که لوکاس آماده کرده بود می گذشت. ایتن کلیدها را پیدا و وارد اتاق پازل ها شده بود تا میا و زویی را نجات بدهد. او همه تله های لوکاس را پیدا و از کار می انداخت و مولددهای سر راهش را نابود می کرد. لوکاس که در اتاق کنترل ایتن را با دوربین ها میدید مرتب ا را مسخره می کرد و روی اعصابش می رفت.ایتن هم به اتاق پارتی رسید و لوکاس مطمئن بود که مثل جارویس ایتن هم میمیرد. ولی ایتن باهوش تر عمل کرد و بدون ریخته شدن نفت در کف اتاق کیک را روشن کرد. کیک منفجر شد ولی اتاق آتش نگرفت که باعث عصبانیت شدید لوکاس شده بود. او یک ویدیو ضبط کرد که می گفت هنوز غافلگیری هایش برای ایتن تمام نشده است و از آنجا قبل از اینکه ایتن برسد متواری شد. او بمبهایی را در یک معدن نمک متروکه کار گذاشته بود که البته ایتن آن ها را هم بدون دردسر خاصی پشت سر گذاشت. به هر شکل ایتن میا و زویی را آزاد کرده بود و لوکاس بعد از این در معدن نمک پنهان شده بود. مدتی بعد هم ایتن با کمک آمبرلای آبی و کریس ردفیلد اولین را کشت و کریس بعد از این به دنبال لوکاس در معدن نمک آمد. عملیات کمین ترس لوکاس به نوعی مولدد تبدیل می شود لوکاس در آزمایشگاه مخفی اتصالات که در معدن نمک مخفی بود هم به کارمندان این شرکت خیانت کرد و آن ها را خوراک مولددها کرد. این کار را هم طوری انجام داد که انگار اتفاقی بوده است. او مطلع بود که آمبرلا دنبالش است و از طرفی گروه سومی هم پیدا شده بود که اطلاعات نوع E را می خواست. نقشه لوکاس این بود که اثر خودش از ارتباط با گروه اتصالات را پاک کند و اطلاعات ا به گروه سوم بفروشد. او سپس سه سرباز آمبرلای آبی را دزدید تا علیه کریس ردفیل که تعقیبش می کرد استفاده کند. وقتی کریس به سرباز اول رسید، لوکاس که در لباس سرباز مخفی شده بود یک بمب پلاستیکی به دست کریس چسباند و بعد بمب نصب شده در گردن سرباز اول را منفجر می کند. او که فرار کرده بود مخلوقات نوع E را در معدن آزاد کرد تا مانع کریس شوند. او بعدا دومین سرباز را هم که کریس میتوانست آزاد کند هم کشت و دست آخر حتی سرباز سوم را هم منفجر کرد. او که کریس را مسخره میکرد بمب روی دست کریس را هم فعال سازی کرد. البته این ترفند روی کریس کارساز نبود چون او با منجمد کردن بمب درنهایت آن را از دستش جدا کرده بود. پیشروی کریس دلیلی شد که لوکاس سیستم نابودسازی خودکار در معدن نمک را فعال کند. او فرار کرد ولی نمی دانست که کریس هم از این انفجار نجات پیدا کرده است. لوکاس قصد داشت ایمیلی حاوی اطلاعات اولین را برای سازمان یا گروه ناشناس که قصد خرید اطلاعاتش را داشت بفرستد تا اینکه باز هم با کریس مواجه شد. او در یک نقطه کریس را در تله انداخت و با چاقویی حمله کرد که درنهایت از ناحیه شکم تیر خورد. لوکاس پس از این به هیولای مولدد تبدیل شد و با کریس آخرین بار جنگید. لوکاس در این جنگ شدیدا صدمه دید و در زمین پخش شد. کریس در ادامه کامپیوتر را هم منهدم کرد و به این شکل ایمیل هم هیچ وقت به گروه مرموز نرسید. منابع Lucas Baker در رزیدنت اویل ویکیا
  2. 1 امتیاز
این صفحه از لیدربورد بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد