• اطلاعیه ها

    • Movyn

      مسابقه بازی‌پدیا   یکشنبه, 30 مهر 1396

      بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند.   بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود.   برای اطلاعات بیشتر به صفحه مسابقه مراجعه نمایید.
    • Movyn

      نتایج مسابقه مقاله‌نویسی بازی‌پدیا - بهمن 96   یکشنبه, 29 بهمن 1396

      برای مشاهده نتایج به این صفحه مراجعه کنید.  

لیدربورد

  1. Movyn

    Movyn

    مدیر کل سایت


    • امتیاز

      27

    • تعداد ارسال ها

      6,169


  2. Meysam

    Meysam

    کاربر فعال


    • امتیاز

      7

    • تعداد ارسال ها

      581


  3. Mohsen

    Mohsen

    کاربر فعال


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      187


  4. Sir Sonic

    Sir Sonic

    کاربر فعال


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      322



مطالب محبوب

در حال نمایش بیشترین مطالب پسند شده از زمان پنجشنبه, 5 بهمن 1396 در همه بخش ها

  1. 4 امتیاز
    نتایج مسابقه بازی‌پدیا - بهمن 96 با سلام چهارمین ماه از مسابقه مقاله‌نویسی در بازی‌پدیا به پایان رسیده و در انتهای بهمن ماه قرار داریم. در این ماه در مجموع 42 مقاله ارسالی وجود داشته است که از این بین 40 مقاله به تایید رسیدند. از این نظر با وجود مشکلات سرور و دون بودن چند روزه سایت، باز هم تعداد مقالات بیشتری به نسبت ماه گذشته ارسال شده است. ممنون از دوستان به خاطر ارسال مقالات‌شون و امیدوارم این روند رو همچنان ادامه بدهند. در ادامه جدول آمار مقاله‌نویسان برتر ماه قرار می‌گیرد. آمار تفکیکی هم در ویکی Community بازی‌پدیا قابل مشاهده هست. جوایز مسابقه، از طرف اسپانسر مسابقه یعنی @Ali عزیز که زحمت جوایز رو متقبل می‌شن به نفرات برتر هدیه خواهد شد: @Movyn @Mohsen @Meysam @Hos@in @Sir Sonic خسته نباشید خدمت دوستان و آرزوی موفقیت برای ماه بعدی
  2. 3 امتیاز
    Movyn

    توم رایدر (2013)

    Tomb Raider توم رایدر توسعه‌دهنده کریستال داینامیکس ناشر اسکوئر انیکس کارگردانان نوا هیوجز دنیل چیر دنیل نیوبرگر نویسنده ریانا پراچت سوزان اوکانر موسیقی متن جیسون گریوز پلتفرم‌ها پلی‌استیشن 3، پلی‌استیشن 4، ایکس‌باکس 360، ایکس‌باکس وان، ویندوز، لینوکس انتشار 5 مارس 2013 (15 اسفند 1391) پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360 و ویندوز 28 ژانویه 2014 (8 بهمن 1392) پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان سبک اکشن-ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره توم رایدر یا مهاجم مقبره (انگلیسی: Tomb Raider) یک بازی ویدیویی در سبک اکشن-ماجراجویی است که توسط استودیو کریستال داینامیکس ساخته و اسکوئر انیکس نیز آن را منتشر کرده است. این بازی، دهمین نسخه از سری توم رایدر بوده و در عین حال اولین نسخه در خط زمانی بقا محسوب می‌شود. به این ترتیب این بازی، یک ری‌بوت برای سری است و ریشه‌ها و شکل‌گیری شخصیت لارا کرافت را از نو می‌سازد. بازی در 5 مارس 2013 برای پلتفرم‌های نسل هفتمی ویندوز، پلی‌استیشن 3 و ایکس‌باکس 360 عرضه شد و نسخه OSX بازی در ژانویه 2014 و نسخه لینوکس بازی نیز در 27 آوریل 2016 عرضه شد. کریستال داینامیکس، ساخت این بازی را اندکی پس از عرضه بازی توم رایدر: دنیای زیرین شروع کرد. تیم به جای اینکه روی ساخت دنباله برای آن بازی کار کنند، به این تصمیم می‌رسند که بازی بعدی را یک ری‌بوت کامل برای سری قرار دهند و شخصیت لارا و ریشه‌های شکل‌گیری این باستان‌شناس ماجراجو را از نو تعریف کنند. این اتفاق قبل از این و با بازی [توم رایدر: اسطوره]] نیز سابقه داشته است. داستان بازی، در جزیره یاماتای در نزدیکی ژاپن جریان خواهد داشت و لارا به عنوان یک ماجراجو و جستجوگر تازه‌کار، تلاش می‌کند تا دوستانش را از دست گروه مرگباری نجات داده و همراه با آن‌ها از این جزیره طلسم‌شده فرار کند. او در جریان این سفر مرگبار و پرماجرا، تجربه‌ها و مهارت‌های مختلفی کسب خواهد کرد و غریضه عمیق بقا و کنجکاوری را که از پدر جستجوگرش به ارث برده را در معرض سخت‌ترین آزمون‌ها قرار خواهد داد. بازی در قالب زاویه دید سوم‌شخص دنبال می‌شود و بر المان‌هایی نظیر بقا و مبارزات تمرکز بیشتری دارد. توم رایدر اولین بازی از سری است که دارای یک بخش چندنفره آنلاین است. این بازی همچنین اولین نسخه از این سری است که توسط اسکوئر انیکس منتشر خواهد شد. این شرکت در سال 2009 آیدوس اینتراکتیو را خریداری کرد و به این ترتیب مالک IP توم رایدر نیز شد. در سال 2010 نیز اعلام شد که کامیلا لادینگتون صداگذاری شخصیت لارا را برعهده خواهد داشت که جایگزینی برای کیلی هاوز بوده است. بازی پس از چند بار تاخیر عرضه گردید و بلافاصله با نقدهای عالی و مثبتی مواجه شد. از نظر فروش، این بازی تنها در 48 ساعت اول عرضه به عدد 1 میلیون نسخه رسید و تا نوامبر 2011 این عدد را به 11 میلیون نسخه در تمامی پلتفرم‌ها رساند. این بازی که در سال 2014، برای پلتفرم‌های نسل هشتمی نیز عرضه شده است شاهد عرضه چند DLC و محتوای الحاقی نیز بوده است. نسخه دنباله این بازی نیز در سال 2015 و با عنوان خیزش توم رایدر منتشر شد. محتویات گیم‌پلی زمینه‌ها پیش‌زمینه داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فروش منابع گیم‌پلی گیم‌پلی تومب رایدر در قالب زاویه دید سوم شخص دنبال می‌شود، و با زیکن کنترل شخصیت اصلی این سری یعنی لارا کرافت را دراختیار دارد. این بازی در قالبی خطی دنبال می‌شود که با المان‌های اکشن-ماجرایی، جستجو و گردش در محیط نقشه و تلاش برای بقا نیز ترکیب شده است. لارا در مسیر پیشرفت خود در جزیره، محیط‌های متنوعی را در پیش رو دارد و در فواصل کم بین مسیر به کمپ‌هایی نیز برخورد خواهد کرد. لارا پس از توقف در این کمپ‌ها که با مشخصه آتش روی زمین قابل شناسایی هستند، امکان ارتقا و کسب مهارت‌های بیشتر را نیز خواهد داشت. کمپ‌ها همچنین پس از استفاده تبدیل به نقاط Fast Travel در نقشه بازی نیز خواهند شد. لارا با دشمنان از طریق سلاح‌های سرد و گرم مبارزه می‌کند، به حل پازل‌ها و معماها می‌پردازد و محوطه‌های زیادی با المان‌های پلتفرمینگ یا سکوبازی را تجربه می‌کند. لارا قادر به استفاده از سلاح‌های گرم و همچنین تیرو و کمان است و در زمان استفاده از این گونه سلاح‌ها، دوربین روی شانه می‌آید. حل چالش‌ها، جستجو در محیط، تکمیل مراحل، شکار و ... باعث دریافت امتیازات مشخص خواهد شد و از این امتیازات به عنوان پیش‌نیاز دریافت ارتقا وضعیت لارا استفاده می‌شود. با وجود حالت خطی داستان، بازیکن در گیم‌پلی بازی هر زمان می‌تواند به لوکیشن‌های قبل و عبور کرده نیز دسترسی اشته باشد و موارد چالشی، مقبره‌ها، Collectibles و دیگر موارد مشخص شده در نقشه بازی را به دست بیاورد. زمینه‌ها پیش‌زمینه وقایع بازی در یاماتای، یک جزیره خیالی و گمشده در منطقه مثلث اژدها در خلیج ژاپن رخ می‌دهد. این جزیره، و امپراتوری که قبلا در آنجا وجود داشته است پوشیده از اسرار است و در دوران مدرن، به خاطر طوفان‌های بی‌پایان و انبوه کشتی‌هایی که در خود بلعیده معروف است. طبق داستان‌ها و افسانه‌ها، هیمیکو روزگاری ملکه امپراتوری یاماتای بوده و به خاطر قدرت‌های آسمانی که به او نسبت داده می‌شد، لقب «ملکه خورشید» را داشت و مشهور بود که قدرت کنترل آب و هوا را دارد. پس از مرگ ملکه و از بین رفتن این امپراتوری، دیگر اطلاعاتی از یاماتای وجود ندارد و از آن به بعد این جزیره به خاطر طوفان‌های سهمگینش به بدنامی یاد می‌شود. بازیکن در جریان جستجو در جزیره، شواهد و مدارک باقیمانده از تاجران پرتغالی، تفنگداران آمریکایی و ارتش ژاپن را پیدا خواهد کرد که هر کدام در دوره‌ای در این جزیره گردش کرده و تجارب خودشان را به جا گذاشته‌اند. بازیکن کنترل شخصیت لارا کرافت را در اختیار دارد؛ یک باستان‌شناس به تازگی فارغ‌‌التحصیل شده جوان و جاه‌طلب که با تئوری‌ها و فرضیاتش موفق می‌شود تا «خانواده نیشیمورا» را قانع کند که آن‌ها از نوادگان مردم یاماتای هستند. به این ترتیب، این خانواده قبول کرده‌اند تا هزینه‌های سفر اکتشافی به جزیره را متقبل شوند. این سفر اکتشافی، توسط دکتر جیمز ویتمن هدایت می‌شود؛ یک باستان‌شناس سلبریتی و معروف که دوره سختی را پشت سر می‌گذارد و تلاش می‌کند تا از ورشکستگی نجات پیدا کند. غیر از ویتمن و خود لارا، کنراد راث که از دوستان خانوادگی خاندان کرافت و پدر لارا یعنی ریچارد کرافت هست نیز در این سفر اکتشافی حضور دارد. کنراد زمانی عضو تفنگداران سلطنتی بریتانیا بوده ولی با کرافت‌ها تبدیل به جهانگرد و ماجراجو شده و مدت‌ها است که حکم استادی را برای لارا دارد. سامانتا نیشیمورا، دوست دانشگاهی لارا و همچنین نماینده خانواده نیشیمورا نیز از دیگر اعضای این سفر اکتشافی هستند. سامانتا یا «سم» از این سفر اکتشافی فیلم تهیه می‌کند تا درنهایت در قالب یک مستند تدوین شود. جاسلین ریس یک مکانیک و فنی‌کار شکاک، جونا مایوا یک ماهیگیر و از دوستان لارا که عمیقا به قدرت‌های فراطبیعی معتقد است، انگوس گریمالدی یا «گریم» ناخدای کشتی «اندورنس» که سفر اکتشافی با آن صورت می‌گیرد و الکس ویس یک متخصص رایانه و الکترونیک از دیگر اعضای تیم اکتشافی هستند. داستان لارا و اعضای تیم اکتشافی او همراه با کشتی اندورنس با هدف پیدا کردن امپراتوری فراموش شده یاماتای حرکت می‌کنند. با پیشنهاد او، که دقیقا برخلاف نظر دکتر ویتمن است، اندورنس به سمت منطقه‌ای بدنام در آب‌های خلیج ژاپن به نام «مثلث اژدها» حرکت خودش را ادامه می‌دهد. از همان ابتدای این تصمیم، ویتمن و تعدادی دیگر به خاطر خطری که ممکن است پیش بیاید هشدار دادند ولی لارا اصرار داشت که براساس تحقیقاتش باید به آن ناحیه می‌رفتند. زمانی که کشتی وارد ناحیه مثلث اژدها شد، طوفان‌های مهیب به سرعت کشتی را متوقف و از کار انداخت. کشتی در حال غرق شدن بود که اعضای تیم خودشان را نجات می‌دهند. با این حال، لارا از بقیه جدا می‌افتد و در تلاش برای پیدا کردن بقیه بود که با یک ضربه بی‌هوش می‌شود. لارا پس از فرار از اسارت، جراحت سنگین و چندین بار فرار از مرگ، درنهایت در یک کمپ از طوفان جزیره پناه می‌گیرد، و موفق می‌شود تا از طریق رادیو با راث صحبت کند. لارا که شدیدا خودش را مقصر می‌بیند و لایق سرزنش می‌داند، به توصیه راث که تحت هر شرایط به حرکت و تلاش ادامه دهد توجه خواهد کرد. او به زودی غذا و سلاح جمع‌آوری و جستجو برای پیدا کردن دیگر اعضا را دنبال می‌کند. لارا در جریان جستجو به شواهد بیشتری از جزیره، ساکنان قبلی و جستجوگران دست پیدا می‌کند. او همچنین موفق به پیدا کردن دوستش سم و مرد دیگری به نام ماتیاس نیز شد که به ادعای خودش یکی از مسافران کشتی اندورنس بوده است. ماتیاس شدیدا علاقمند به افسانه ملکه خورشید است و درحالی که سم این داستان را بازگو می‌کند، لارا به خواب خواهد رفت. او مدتی بعد بیدار می‌شود ولی اثری از سم و ماتیاس نمی‌بیند. در ادامه، بقیه تیم یعنی دکتر ویتمن، ریس، الکس و جونا لارا را پیدا خواهند کرد. تیم در اینجا مجددا تقسیم می‌شود و درحالی که لارا و ویتمن به دنبال کنراد راث می‌روند، جونا، ریس و الکس نیز به دنبال سم که مفقود شده خواهند رفت. لارا و ویتمن در جستجوی اولیه که داشتند، متوجه آثاری می‌شوند که ساکنان کنونی جزیره «ملکه خورشید» یا هیمیکو را می‌پرستند که این اثبات‌کننده این حقیقت است که تیم در جزیره یاماتای هستند. جلوتر، این دو توسط بومیان دستگیر و اسیر می‌شوند و به سمت دیگر جزیره و پیش سایر بازماندگان اندورنس منتقل می‌شوند. بازماندگان اقدام به فرار خواهند کرد که بومیان با آتش و گلوله و کشتار پاسخ خواهند داد. در این بین لارا از ویتمن جدا شد و پس از کشتن یکی از بومیان موفق به فرار می‌شود. پس از جستجو پیشرفت بیشتر، لارا موفق می‌شود تا کنراد راث را که شدیدا هم مجروح شده پیدا کند. او برای مداوای راث، مجبور به ورود به غار و کشتن گرگ بزرگی می‌شود و پس از نجات راث، تجهیزات بالا رفتن از صخره را دریافت می‌کند. هدف بعدی لارا، رسیدن به یک پایگاه بسیار قدیمی مخابراتی و استفاده از رادیو برای دریافت کمک بود. او مجبور می‌شود کل برجک و دکل رادیو را بالا برود ولی درنهایت موفق به ارسال پیام کمک خواهد شد. لارا پس از ارسال پیام کمک به سطح زمین برخواهد گشت و در ادامه شاهد از راه رسیدن هواپیما خواهد بود. ولی این هواپیما به محض ورود به آسمان جزیره، با برخورد صاعقه و طوفانی ناگهانی مواجه و سقوط خواهد کرد. پس از این او به سمت هواپیمای سقوط کرده رفت و بومیان که به سمت او حمله‌ور می‌شدند را از بین برد. او سپس گرچه جراحاتش را درمان کرد، ولی به این حقیقت پی برده بود که بومیان جزیره برای کشتن آن‌ها کاملا مصمم هستند. او درادامه تماسی از ریس و الکس دریافت کرد و فهمید که سم توسط بومیان جزیره، که در واقع یک فرقه به نام محفل سولاری هستند به اسارت گرفته شده است. او به موقعیت بومیان نزدیک‌تر بود و برای نجات سم رفت. با این حال در اینجا توسط بومیان دستگیر می‌شود و متوجه می‌شود که ماتیاس رهبر گروه سولاری است. ماتیاس قصد کشتن سم را نداشت، ولی دستور کشتن لارا را داده بود و تنها دخالت یک سامورایی یعنی «The Oni» باعث نجاتش شد. او سپس به غار مخفی در بخش دیگری از کوهستان جزیره منتقل شد و در اینجا نیز از اسارت فرار کرد. او جلوتر متوجه شد که در دوره امپراتوری یاماتای، ملکه خورشید جدید توسط یک نوع «مراسم آتش» انتخاب می‌شده است. لارا در ادامه جستجو برای پیدا کردن سم، تماسی از او دریافت کرد و متوجه شد که محفل سولاری قصد دارد او را در یک نوع مراسم آتش استفاده کند و اگر موفقیت‌آمیز نباشد باعث زنده سوزانده شدنش خواهد شد. لارا در ادامه با فداکاری گریم و کمک راث با ارتش سولاری‌ها درگیر و درنهایت خودش را به قصر سلطنتنی می‌رساند. او در اینجا شاهد است که ماتیاس سم را در مراسم آتش قرار می‌دهد. او سعی کرد سم را نجات دهد ولی سولاری‌ها متوقفش می‌کنند. به هر شکل، مراسم گرچه با موفقیت پیش نرفت ولی آتش باعث مرگ سم هم نشد چون یک طوفان غیرطبیعی و ناگهانی باعث خاموش شدن آتش می‌شود. این واقعه باعث شد تا ماتیاس پی ببرد که سم در واقع وارث حقیقی ملکه خورشید است و او را از محل خارج می‌کنند. لارا یک بار دیگر از وضعیت مرگ و اسارت فرار می‌کند و مجددا برای نجات سم حرکت خواهد کرد. او در ادامه با بقیه اعضای تیم که توسط سولاری‌ها اسیر شده بودند مواجه و آن‌ها را آزاد کرد. جلوتر با کمک ویتمن، که ظاهرا با صحبت و مذاکره با سولاری‌ها کمی آزادی عمل به دست آورده بود، لارا به قصر سلطنتی برمی‌گردد تا سم را نجات دهد. او در ادامه با هلی‌کوپتری که راث و یک خلبان راه‌اندازی کرده بود از قصر که در حال خاکستر شدن بود فرار می‌کنند. اینجا راث بدون توجه به دیگر بازماندگان قصد نجات از جزیره را داشت ولی لارا مخالفت کرد. او مخالف بود چون می‌دانست که طوفان‌های غیرطبیعی باعث مرگشان خواهند شد و به خلبان گفت که هرچه سریع‌تر فرود بیایند. با این حال به این توصیه توجه نشد و هلی‌کوپتر پس از برخورد صاعقه و درگیر شدن در یک طوفان عجیب سقوط می‌کند. اینجا لارا تقریبا مرده بود که راث در درگیری با ماتیاس او را نجات می‌دهد. ماتیاس گرچه فرار کرده بود ولی راث به شدت مجروح بود و پس از به وش آمدن لارا نیز می‌میرد. لارا متوجه این حقیقت می‌شود که جزیره اجازه خروج به هیچ کس نخواهد داد چون طوفان‌ها به شکلی عجیب و غیرعادی ساخته می‌شوند. او سپس خودش را نزدیک ساحل می‌رساند و با دیگر بازماندگان که مشغول تعمیر یک قایق هستند ملاقات می‌کند. اندکی بعد ویتمن نیز از راه می‌رسد و ادعا می‌کند که موفق به فرار شده ولی لارا کاملا مشکوک است است که او با سولاری همکاری می‌کند. لارا کرافت در ادامه به سمت بقایای کشتی اندورنس رفت تا به الکس سر بزند. او مدتی ببود که برای ببرداشتن برخی تجهیزات به کشتی رفته بود ولی در برگشت تاخیر داشت. او در تماسی گفت که نیاز ه نگرانی نیست ولی لارا به سمت بقایای کشتی رفت. در اینجا نیز سولاری‌ها دیده شدند و لارا پس از درگیری و رساندن خودش به داخل کشتی، متوجه می‌شود که الکس در یک نقطه از کشتی گیر افتاده است. او سعی می‌کند الکس را از محل خارج کند ولی الکس کاملا گیر افتاده و کاری از دست لارا بر نمی‌آمد. در ادامه نیز سولاری‌ها نزدیک می‌شوند و الکس لارا را مجبور می‌کند که سریع‌تر فرار کند. الکس قصد فداکاری داشت و حالا که کاملا گیر افتاده بود، می‌خواست سولاری‌ها را هم با خودش پایین بکشد. به این ترتیب وقتی لارا می‌رود، الکس با منفجر کردن کشتی باعث مرگ خودش و آن‌ها خواهد شد لارا نیز یک بار دیگر و در لبه تیغ مرگ و زندگی، نجات پیدا کرده و همراه با تجهیزاتی که الکس قصد آوردنش را داشت به سمت بازماندگان در ساحل برمی‌گردد. او در اینجا، به دوستانش خواهد گفت که صرف نظر از تلاش برای فرار با قایق، جزیره مانع آن‌ها خواهد شد. او می‌داند که ابتدا باید طلسم جزیره شکسته شود چون تا قبل از این، هیچ کس قادر به خارج شدن از جزیره نخواهد بود. لارا در ادامه جستجوی خود در یک محوطه نظامی بسیار قدیمی متعلق به ارتش ژاپن، بقایای جسد ژنرال گاردطوفان را پیدا کند که براثر «سپوکو» خودش را کشته بوده است. این ژنرال در یادداشتی که به جا گذاشته بود، به این حقیقت اشاره کرده که جانشین بعدی ملکه خورشید یا هیمیکو، به جای این‌که قدرت‌های ملکه قبل را دریافت کند دست به خودکشی زده بوده و به این ترتیب هیمیکو از آن به بعد، در آن بدن محبوس شده است. لارا با این یاداشت به این نتیجه رسید که مراسم جانشینی آتش، درواقع مراسمی برای انتقال روح هیمیکو به یک شخص جدید است که در اثر این انتقال، روح شخص جدید نیز از بین می‌رود. از زمان آخرین ملکه که دست به خودکشی زده بود، روح هیمیکو در آن بدن به دام افتاده است و ماتیاس قصد داشته تا از سم به عنوان بدن جدید برای انتقال هیمیکو استفاده کند. او سپس به سمت بازماندگان برگشت ولی متوجه شد که ویتمن به گروه خیانت کرده و سم را نزد ماتیاس و گروه سولاری برده است. ریس و جونا به لارا در رسیدن به مقصد بعدی برای نجات سم کمک می‌کنند ولی لارا از اینجا به بعد تنها خواهد رفت. پس از ورود، او مخفیانه شاهد انتقال سم به محوطه مراسم است که گاردطوفان (سامورایی‌های اونی و محافظان ملکه خورشید) از راه می‌رسد. در اینجا ویتمن توسط گارد کشته می‌شود ولی سولاری‌ها و ماتیاس سم را منتقل می‌کنند. لارا در ادامه چند رشته درگیری با گاردطوفان خواهد داشت و درنهایت به بالای معبد می‌رسد. اینجا جایی است که ماتیاس در حال اجرای مراسم جانشینی و انتقال روح هیمیکو از ملکه مرده به سم است. لارا پس از چند رشته جنگ با گاردطوفان و سولاری‌ها، درنهایت به ماتیاس خواهد رسید و در یک مبارزه نفسگیر او را خواهد کشت. او سپس جسد ملکه خورشید را نابود می‌کند و سم را نجات خواهد داد. با از بین رفتن روح هیمیکو، طوفان و ابر از جزیره ناپدید و مجددا خورشید بر جزیره خواهد تابید. پس از این، لارا، ریس، جونا و سم موفق به خروج از جزیره می‌شوند و در ادامه توسط کشتی دیگری نجات پیدا خواهند کرد. لارا پس از این اشاره می‌کند که هنوز اسرار بیشتری برای کشف و رمزگشایی باقی مانده و قصد ندارد به این زودی‌ها به خانه برگردد. ساخت و توسعه بعد از بازی توم رایدر: دنیای‌زیرین، کریستال داینامیکس به دو تیم تقسیم شد. در حالی که تیم اول مشغول کار و طرح‌ریزی برای ستون‌های بازی بعدی سری توم رایدر شده بود، تیم دوم روی یک نسخه فرعی از این سری کار کرد که به انتشار سال 2010 بازی لارا کرافت و نگهبانان نور منتهی گردید. پیش از اینکه بازی اصلی توسط ناشر معرفی شود، نظریه پردازی‌های زیادی درباره آن وجود داشت. در نوامبر 2010 بود که اسکوئر انیکس برای «توم رایدر جدید» توصیف و شعاری با محتوای "A Survivor is Born" منتشر کرد. این ناشر اولین بار در 6 دسامبر 2010 عنوان بازی اصلی سری را «توم رایدر» اعلام کرد و گفت که این تاکنون 2 سال از زمان ساخت شروع ساخت می‌گذرد. پس از این میز دارل گالاگر رئیس استودیو در مصاحبه‌ای گفت که طرفداران همه چیزهایی که درباره توم رایدر می‌دانند را بایستی فراموش کنند چون بازی جدید، ریشه داستانی جدیدی برای شخصیت لارا کرافت خواهد بود و او را در شروع سفری قرار خواهد داشت که شبیه هیچ چیز دیگری نیست. کریستال داینامیک همچنین عرضه بازی برای کنسول وی یو را هم تکذیب کرد. این بازی پیش از عرضه هم به اولین بازی در سری تبدیل شد که درجه سنی M در ایالات متحده دریافت کرد. اسکوئر انیکس مدتی بعد تایید کرد که این بازی از حالت چندنفره آنلاین نیز برخوردار خواهد بود که این بخش توسط استودیو آیدوس مونترال ساخته شده است. کریستال داینامیکس همچنین چند بار برای عرضه بازی تاخیر اعلام کرد و دلیل آن را کار بیشتر روی بازی که از پایه توسط استودیو نوسازی شده است عنوان نمود. در سال 2012نیز مشخص شد که کیلی هاوز صداگذار شخصیت لارا در بازی‌های قبل، در بازی جدید حضور ندارد و استودیو پس از آزمودن چندین صداگذار درنهایت کامیلا لادینگتون را برای نقش لارا برگزیده است. بازی درنهایت در مارس 2013 برای پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360 و ویندوز عرضه گردید. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک (PS3) 87/100 (X360) 86/100 (PC) 86/100 (XONE) 86/100 (PS4) 85/100 امتیازات منتقدین یوروگیمر 8/10 فامیتسو 38/40 گیم‌اسپات 8٫5/10 IGN 9٫1/10 گیمزرادار 4٫5/5 گیم اینفورمر 9٫25/10 توم رایدر با کسب امتیاز متای 87 (پلی‌استیشن 3) و 86 (ویندوز و ایکس‌باکس 360) در متاکریتیک، یکی از تحسین‌شده‌ترین بازی‌های سال 2013 محسوب می‌شود. منتقدین بیشتر از همه، به شخصیت‌پردازی، طراحی محیط و داستان بازی به عنوان جنبه‌های عالی این بازی پرداخته‌اند. IGN که به بازی امتیاز 9٫1 داده است، آن را زیبا، هیجان‌انگیز، با شخصیت‌پردازی فوق‌العاده و عمیق‌تر از آنچه که انتظارش را داشته باشید توصیف کرده است. امتیاز 9٫1 که توسط این منتقد به بازی داده شده، بیشترین امتیازی است که IGN از سال 1996 به یک بازی از این سری داده است. این سایت درنهایت بازی را شگفت‌انگیز و پایان‌بندی آن را عادلانه هم برای لارا و هم بای کل این سری دانست. گیمزرادار نیز به بازی امتیاز ۴٫5 از 5 داد و طراحی لوکیشن‌ها و محیط بازی را عالی قلمداد کرد. به گفته این منتقد، حتی یک لوکیشن هم حس rehash تکرار نمی‌کند. به گفته این منتقد، روند بازی عالی طراحی شده و در این ژانر بدون رقیب است. گیمزرادار همچنین به شخصیت لارا اشاره کرده و اینکه داستان ریشه جدید این شخصیت، برای یکی از اولین جویندگان گنج تاریخ صنعت گیم بسیار عالی بوده است. یکی از مهم‌ترین نقدهای منفی به بازی، در زمینه ناهماهنگی بین روح داستان و گیم‌پلی است. گیم تریلرز در این زمینه نوشته است که درحالی که داستان بازی، ما را به دنیای لارا کرافت بی‌تجربه، آسیب‌پذیر و تازه‌کار وارد می‌کند، ما در گیم‌پلی مجبور به مبارزه، کشتن و استفاده از تاکتیک‌های بی‌رحمانه هستیم. به گفته این منتقد، لارا در داستان بازی و آن طور که تلاش شده شخصیت‌پردازی شود، قابل تشخیص از لارا در طول گیم‌پلی بازی نیست. IGN نیز به نکته مشابهی اشاره کرده و اینکه علیرغم تازه‌کار بودن لارا، او و بازیکن خیلی سریع باید خودشان را با کشتن وفق دهند تا زنده بمانند. ولی از طرف دیگر، گیم اینفورمر به این نکته اشاره می‌کند که بازیکن در مواجهه با دشمنان گزینه‌های مختلفی پیش رو دارد و اگر بخواهد می‌تواند به کلی از درگیری اجتناب کند. غیر از این، این منتقد به این موضوع نیز اشاره کرده که هوش مصنوعی دشمنان خوب طراحی شده و این حس وجود دارد که واقعا دارند کاری انجام می‌دهند. گیم اینفورمر به عنوان یک نقطه ضعف، به شخصیت‌های کمکی و ثانویه اشاره کرده که پرداخته‌شده نیستند، ساده، گاهی آزاردهنده و در کل به یاد ماندنی نیستند. فروش توم رایدر در کم‌تر از 48 ساعت اولیه آغاز عرضه به فروش 1 میلیون نسخه‌ای دست پیدا کرد و تا هفته‌ها رکورددار پرفروش‌ترین بازی ماه در بسیاری از بازارها بود. گرچه حدود 20 روز بعد این فروش به عدد 3٫4 میلیون نسخه رسید ولی به گفته اسکوئر انیکس، آمار پایین‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه‌شان بوده است. با وجود این موضوع، ناشر بازی اعلام کرد که این فروش به تنهایی در میان تمامی بازی‌های سری توم رایدر رکوردشکن بوده است. توم رایدر تا مارس سال 2014 به فروش 6 میلیونی و تا اوایل سال 2015 به فروش 8٫5 میلیون نسخه دست پیدا کرد. این بازی تا نوامبر 2017 در تمامی پلتفرم‌ها از جمله پلتفرم‌های نسل هشتمی به فروش بیش از 11 میلیون نسخه رسیده است. منابع Tomb Raiderدر وب‌گاه ویکی‌پدیا Tomb Raider در وب‌گاه توم رایدر ویکیا
  3. 3 امتیاز
    ریف ادلر Rafe Adler تولد 1970 مرگ 2016 لیبرتالیا ملیت آمریکایی جنسیت مذکر اتحادها ساموئل دریک نیتن دریک نیدین راس شورلاین حضور آنچارتد 4: پایان یک دزد صداگذار وارن کول ریف ادلر (انگلیسی: Rafe Adler) شکارچی گنج آمریکایی و آنتاگونیست اصلی آنچارتد 4: پایان یک دزد بود.او در گذشته نسبتاً دور با نیتن و سم دریک شراکت داشت و تیم سه نفره درست کرده بودند تا گنج گمشده هنری ایوری را پیدا کنند.ولی سال ها بعد وقتی که اعتماد و صبرش نسبت به این دو را از دست میدهد تبدیل به رقیب شان می شود و حالا می خواهد گنج ایوری را برای خودش تصاحب کند.او برای بردن رقابت گروه شبه نظامی شورلاین را هم به فرماندهی نیدین راس استخدام می کند. در بازی آنچارتد 4 صداپیشگی و موشن کاپچر ریف را وارن کول انجام داده است. محتویات معرفی پاناما شورلاین و سم راسی استیت کلیسای سنت دیسمیس ماداگاسکار لیبرتالیا نیو دوون منابع معرفی ریف ادلر در دهه 70 متولد شده است.او در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده ولی بیشتر جوانی را با دزدان و قاچاقچیان و خلافکاران بازار سیاه گذرانده است.او موفق میشود امپراتوری تجاری خانوادگی را برای خودش تصاحب کند و بعد از این تبدیل به یک بیزنس من مورد احترام می شود.با وجود این ثروت ریف هنوز دنبال گنج های گمشده می گردد و او را تبدیل به یک جوینده گنج خودخواه و خودپرست میکند، چون نمی خواهد کسی او را به خاطر ثروت موروثی احترام کند و میخواهد ثروت و آینده خودش را یک شبه از راه پیدا کردن گنج های گمشده بسازد. پاناما ریف قبل از وقایع آنچارتد: اقبال دریک با سم و نیتن دریک تشکیل تیم میدهد تا با هم بتوانند محل اختفای گنج گمشده هنری ایوری را پیدا کنند. نیتن و بیشتر از او سم همیشه در فکر پیدا کردن این گنج بودند ولی مدتها جستجو هم باعث نشده بود که سرنخی پیدا شود. به جز یک سرنخ که نامه بسیار قدیمی از یک ملوان کشتی ایوری بود. سم و نیتن با کمک ریف که به رئیس زندان پاناما یعنی وارگاس رشوه داده بود میتوانند بدون دردسر وارد زندان شوند. در اینجا هم نیتن دریک سلول قدیمی بارنز (ملوان ایوری) را بررسی میکند و آن ها یک صلیب شکسته پیدا میکنند. سم میگوید که باید به اسکاتلند بروند. چون یک کلیسا دقیقا با اسم سنت دیسمیس آنجا هست. ریف در جوانی با سم و نیتن دریک تیم شده بود آنها سپس میخواهند پیش وارگاس بروند که با گروهی شروع به دعوا میکنند. وقتی وارگاس و افرادش دعوا را ختم میکنند، صلیب هم پیدا میشود. بعد از این وارگاس سهم بیشتری از رشوه که گرفته طلب میکند که ریف او را میکشد. بعد از این هم این سه مجبور به فرار از زندان میشوند. درحالی که کل نگهبانان دنبالشان بودند سم تیر خورده و سقوط میکند ولی ریف و نیتن که فکر میکردند سم مرده به فرار ادامه میدهند و موفق هم میشوند. نیتن و ریف بعد از این به اسکاتلند میروند و ریف کل محوطه کلیسای سنت دیسمیس را خریداری میکند. نیتن هم مدتی با او در این محل جستجو میکند ولی چیزی پیدا نمی کنند. ریف هر چه میگذشت و با بن بست های بیشتر عصبانی تر هم میشد. نیتن هم که هنوز عزادار برادرش بود تصمیم می گیرد این ماجرا را به کلی فراموش کند و اسکاتلند را ترک کند. در این حالت ریف در آنجا میماند و بی وقفه جستجو را ادامه میدهد. بعد از مرگ یا بازنشستگی والدینش هم او وارث امپراتوری تجاری آنها میشود. شورلاین و سم ریف ادلر غیر از اداره امپراتوری تجاری خانواده در 13 سال بعد هم دست از جستجوی گنج ایوری برنداشته بود. در این مقطع بود که ریف این موضوع پی می برد که سم دریک هنوز زنده و در زندان پاناما است. ریف از اول هم به توانایی سم اعتقاد داشت و برای همین هم به پاناما رفت. او با پرداخت رشوه سم را از پاناما آزاد میکند تا بعد از 13 سال دوباره تیم تشکیل بدهند و در اسکاتلند از نو شروع کنند. سم هم تا دو سال بعد در اسکاتلند بود ولی با وجود سم هم ریف موفقیتی به دست نمی آورد. ریف پس از این یک شرکت خصوصی مسلح به نام شورلاین را استخدام میکند تا به او در پیدا کردن گنج کمک کنند. مدتی بعد آنها متوجه یک صلیب سنت دیسمیس دیگری می شوند که این بار صلیب کاملا سالم است و مثل صلیب قبلی که شکسته بود نیست. بعد از این سم بدون خبر و ناگهانی ناپدید میشود. فرمانده شورلاین یعنی نیدین راس این پیشنهاد را میدهد که صلیب را بدزدند و برای این کار تجهیزات کافی وجود دارد. ولی ریف قبول نمی کند و می گوید که میخواه کارها تمیز و اصولی جلو برود چون فهمیده بود که تا چند ماه بعد صلیب قرار است در یک حراجی فروخته شود. پس ریف و نیدین منتظر برگزاری این حراجی می مانند. راسی استیت چند ماه بعد حراجی صلیب ایوری در املاک راسی استیت در ایتالیا برگزار میشود و نیدین و ریف به آنجا میروند. ریف به محض ورود پیشنهاد بالایی داد تا سریع تر نوبت به حراج روی صلیب برسد. او و نیدین متوجه حضور ویکتور سالیوان هم میشوند که از قدیم با نیتن دریک همکار بود. ریف که مشکوک بود پای دریک هم در میان است با سالی مشاجره میکند. در نهایت هم موقع حراج شروع میشود و او با سالی برای شرط بیشتر رقابت میکنند. درنهایت هم ریف با 500 هزار یورو حراجی را می برد. درست در همین لحظه است که برق املاک قطع میشود و پس از چند ثانیه وصل میشود. ریف متوجه میشود که صلیب دزدیده شده و سالی هم اتاق را ترک میکند. نگهبانان املاک با گشتزنی و حمله هم موفق نمیشوند دزدان را دستگیر کنند و همراه با سالیوان از املاک فرار میکنند. ریف و نیدین هم که به چیزی نرسیده بودند دست خالی به اسکاتلند بر میگردند. کلیسای سنت دیسمیس ریف و نیدین دست خالی به کلیسای سنت دیسمیس بر میگردند و ریف از منابع شورلاین استفاده میکند تا کلیسای مخروبه را نابود کند. آنها در حال منفجر کردن بخش های مختلف هستند تا مسیر مخفی یا سردابه بزرگ مربوط به گنج را پیدا کنند. مدتی بعد ریف و نیدین درباره استراتژی شکست خورده قبل و تمیز و اصولی جلو رفتن مشاجره می کنند. بعد از این به ریف خبر میدهند که دریک ها در بخش دیگر کلیسا یعنی در محوطه گورستان دیده شدند و او به گورستان میرود. در اینجا ریف می فهمد که سم و نیتن گورستان را جستجو کرده بودند ولی خودشان دیگر آنجا نیستند. در این حین نیدین با او تماس میگیرد و میگوید که آنها را در اعماق کلیسای سنت دیسمیس اسیر کرده است. ریف و بقیه افراد بعد از این به سمت کلیسا بر میگردند ولی تا به آنجا برسند سم و نیتن موفق به فرار میشوند. خوشبختانه برای ریف، جستجوی سم و نیتن به آنها هم سود رسانده بود و فهمیده بودند که مقصد بعدی شان برای گنج این است که به جزیره ماداگاسکار بروند. ماداگاسکار در ماداگاسکار ریف با ارتش نیدین وارد میشود و اینها شروع به جستجوی همه ویرانه ها در محوطه کینگز بی میکنند. آنها متوجه این هستند که برادران دریک هم الآن در محوطه حضور دارند. ریف با استخدام هکر خط ارتباطی سالیوان را هک میکند و بسیاری از صحبت های نیتن سالی و سم را گوش میکند. بعد از اینکه متوجه سرنخ جدید نیتن یعنی لیبرتالیا شد، ریف روی خط میرود و با نیتن صحبت میکند و هشدار میدهد که پیشنهادش را قبول کند و از رقابت کنار برود. ولی نیتن قبول نمیکند و دست از جستجو بر نمیدارد. به همین خاطر هم شورلاین با همه قدرت به او و سم حمله میکنند ولی این دو درنهایت موفق میشوند زنده بمانند. لیبرتالیا ریف و شورلاین برادران دریک را تا خود لیبرتالیا تعقیب میکنند و همه تلاش برای کشتن و از راه خارج کردنشان هم بی فایده بود. بالاخره بالای برجی در لیبرتالیا است که سم نیدین را اسیر میگیرد و اسلحه روی سرش میگذارد. اینجا ریف و افرادش وارد میشوند. سم تهدید میکند که ریف اگر قدم دیگری بردارد نیدین را میکشد. او ولی اهمیتی نمیدهد و یک قدم جلوتر می آید چون میداند که سم آدمی نیست که با خونسردی اسیرش را بکشد. اینجا نیتن بحث را ختم میکند و اسلحه را از سم میگیرد. او سپس میگوید که حاضر است به آنها کمک کنند تا گنج ایوری پیدا شود. ریف می پرسد لابد در ازایش میخواهند که زنده بمانند؟ نیتن ولی میگوید که این و غیر از این سهم کوچکی که سم بتواند بدهی خودش با هکتور آلکازار را صاف کند. ریف اینجا حقیقت را فاش میکند و میگوید که آلکازار اصلا مرده و این خودش بوده که دو سال قبل سم را از زندان بیرون آورده. آنها دو سال با هم کار میکردند و رد صلیب دوم ایوری را با هم زدند که سم ناگهان ناپدید شد. نیتن این موقع کاملا شوکه میشود ولی میگوید که هنوز به آنها نیاز دارد. ریف م میگوید که نصف حرفش درست است و او فقط به سم احتیاج دارد.بعد از این هم میخواهد نیتن را بکشد که سم مانع تیر میشود و نیتن پایین می افتد.بعد از این هم ریف سم را با زور اسلحه راهیاب تیمش میکند و اینها حالا با سرعت بیشتری کار را دنبال میکنند. نیو دوون با وجود سم ریف و شورلاین خیلی سریع به نیو دوون میرسند و وارد عمارت عظیم ایوری میشوند. بعد از این هم آنها جلوتر از نیتن که هنوز زنده مانده بود وارد غار زیر عمارت میشوند. سم بعد از اینکه فهمید کشتی ایوری کجا است به تیم کلک میزند و آن ها را روی تله انفجاری میفرستد. پس از این هم فرار میکند و افراد شورلاین با همه قوا به سمت او حمله میکنند. در این بین هم ریف و نیدین به سمت کشتی میروند و چندین صندوقچه از گنج گمشده ایوری را بر میدارند. در این موقع، سم دوباره وارد محوطه شده و مخفیانه یک قایق میدزدد و وارد کشتی ایوری میشود. ریف که شدیدا عصبانی است به نیدین میگوید که باید آنها هم داخل کشتی بروند و همه گنج را بردارند. نیدین ولی مخالف است و میگوید پایش را در کشتی پر از تله ایوری نمیگذارد. او همچنین میگوید که اگر سم از آن کشتی زنده بیرون بیاید لیاقت گنج را داشته و خدا میداند که لیاقتش بیشتر از ریف بوده است. ریف اینجا از روی عصبانیت نیدین را میزند و نیدین هم تلافی میکند. بعد از این است که اورکا به طرف نیدین سلاح میکشد و ریف میگوید که وفاداری مزدورانش را از قبل خریده است. ریف و نیتن شمشیرزنی میکنند نیدین و ریف داخل کشتی میروند و ریف به دنبال سم داخل اتاق گنج میشود. اینجا هم سم سعی میکند ریف و گروه بزرگی را با یک تله بکشد که ریف زنده میماند. ولی خود سم زیر آوار گرفتار میشود. در این بین است که نیتن هم وارد اتاق میشود. نیدین اینجا اول نیتن را خلع سلاح میکند و بعد ریف را و سپس از کشتی میرود. بعد از این آنها در اتاق گرفتار میشوند.نیتن پیشنهاد میکند که به او کمک کند سم را نجات دهد و بعد هر سه از کشتی بیرون خواهند رفت. ریف پیشنهاد را قبول نکرد و شمشیر را از جسد ایوری برمیدارد و به طرف نیتن حمله میکند. او میگوید که این دو برادر از همان اول از او سواستفاده کردند و بارها به او خیانت کردند.او همچنین میگفت که از نیتن متنفر است و همه او را افسانه خطاب میکنند چون در کل 15 سال قبل که او هیچ چیزی پیدا نکرده بود چند شهر گمشده و گنج گمشده (اشاره به وقایع آنچارتد 1، 2 و 3) پیدا کرده بود. او در شمشیرزنی هم به نیتن می بازد ولی نیتن او را نمیکشد. او برمیگردد تا برادرش را نجات دهد و میگوید کل این گنج را هم ریف بردارد. ریف ولی از پشت حمله میکند. سم برای نیتن شمشیری پرتاب میکند و نیتن چندین حمله ریف را دفع میکند تا شمشیرش میشکند. بعد از این بود که نیتن قلاب یک گنجینه بزرگ آویزان را قطع میکند و این گنجینه روی ریف می افتد و او له میشود. منابع Rafe Adler در آنچارتد ویکی
  4. 2 امتیاز
    Movyn

    فار کرای 4

    فار کرای 4 Far Cry 4 سازنده یوبی‌سافت مونترال ناشر یوبی‌سافت کارگردان الکس هاچینسون پاتریک مثی نویسندگان مارک تامپسون لوسین سولبان لب کو موسیقی متن کلیف مارتینز پلتفرم‌ها پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360، ویندوز، پلی‌استیشن 4، ایکس‌باکس وان انتشار 18 نوامبر 2014 سبک اکشن ماجراجویی، شوتر اول شخص، جهان‌باز حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره فار کرای 4 (انگلیسی: Far Cry 4) یک بازی ویدیویی در سبک اکشن-ماجراجویی اول شخص و جهان-باز است که توسط استودیو یوبی‌سافت مونترال ساخته و یوبی‌سافت نیز آن را منتشر کرده است. این بازی جانشین بازی فار کرای 3 و چهارمین نسخه اصلی در سری فار کرای است. یوبی‌سافت این بازی را در 18 نوامبر 2014 برای پلتفرم‌های ایکس‌باکس وان و ایکس‌باکس 360، ویندوز و پلی‌استیشن 3 و 4 منتشر کرد. داستان این بازی در کیرات، یک کشور ساختگی در ارتفاعات هیمالیا جریان دارد و شخصیت اصلی بازی، یک کیراتی-آمریکایی به نام آجی قلعه است که پس از ورود به این کشور، درست وسط جنگ داخلی بین نیروهای سلطنتنی شاه مستبد پاگان مین و شورشیان مسیر طلایی قرار می‌گیرد. تمرکز اصلی گیم‌پلی این بازی روی مبارزات و گشت و گداز و جستجو در نقشه جهان-باز و پر محتوای بازی است. دشمنان بازیکن غیر از سربازان سلطنتی حیانات وحشی هستند و آجی امکان استفاده از طیف متنوعی از سلاح‌های گرم و سرد را خواهد داشت. این بازی فاکتورهای مشخصی از بازی‌های نقش‌آفرینی را نیز به کار گرفته و خط داستانی بسته به انتخاب‌ها متفاوت دنبال و پایان می‌یابد. بازی همچنین دارای مادهای چندنفره و آنلاین و همچنین بخش ویرایش نقشه نیز هست. این بازی اولین بار در می 2014 معرفی شد و ساخت آن توسسط استودیو یوبی‌سافت مونترال، درست پس از عرضه بازی اساسینز کرید 3 شروع شد. این بازی ابتدا قرار بود دنباله مستقیم داستانی برای بازی فار کرای 3 باشد، ولی این ایده لغو شد و تیم تصمیم به نوشتن داستانی کاملا جدید برای چهارمین بازین از سری اصلی فار کرای گرفت. در این داستان، وقایع واقعی از جمله «جنگ داخلی نپال» و برای شخصیت ضدقهرمان اصلی یعنی پاگان مین نیز از فیلم‌های ژاپنی Ichi the Killer و Brother الهام گرفته شده است. هنچنین بخش چندنفره بازی نیز به کلی توسط استودیو یوبی‌سافت رد استورم طراحی و ساخته شد. فار کرای 4 پس از عرضه خود با نقدهای عمدتا مثبتی مواجه شد و امتیازات متای 85 (پلی‌استیشن 4)، 82 (ایکس‌باکس وان) و 80 (ویندوز) را دریافت کرده است. منتقدان طراحی محیط جهان-باز، جلوه‌های بصری، موسیقی متن، شخصیت پردازی (خصوصا شخصیت پاگان مین) را مورد تمجید قرار داده‌اند و از گیم‌پلی جدید و غنای محتوای نقشه نیز به عنوان نقاط قوت بازی اشاره کردند. با این حال برخی منتقدین داستان بازی را چندان جالب ندانسته و بازی را خیلی شبیه به بازی قبل دانسته‌اند. فار کرای 4 از نظر تجاری عملکردی کاملا مثبت و موفقیت‌آمیز داشته و موفق شده تا در انتهای سال 2014 به فروش 7 میلیون نسخه‌ای دست پیدا کند. دنباله این بازی یعنی فار کرای 5 نیز در سال 2018 عرضه خواهد شد. محتویات گیم‌پلی زمینه‌ها پیش‌زمینه داستان پایان‌ها ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فروش گالری منابع گیم‌پلی فار کرای 4 یک بازی اول شخص، اکشن-ماجراجویی و با نقشه‌ای جهان‌باز است. بازیکن کنترل شخصیت «آجی قلعه» را در اختیار دارد که در ماموریتی برای ریختن خاکستر مادرش در کشور «کیرات» است. بازیکن از زاویه دید چشم آجی در دنیای بازی قرار می‌گیرد و می‌تواند بدود، بپرد و بنشیند، از سلاح‌ها استفاده کند، شنا کند، با وسایل نقلیه زمینی و آبی رانندگی کندو حتی با روش‌های غیر مستقیم و غیر درگیرانه مثل مخفی‌کاری با دشمنان مواجه شود. در پیشبرد مراحل اصلی و فرعی، بازیکن غیر از توانایی مقابله مستقیم، امکان مخفی‌کاری نیز دارد و با استفاده از عوامل محیطی گوناگون که در محیط وجود دارد، می‌تواند بدون اینکه دیده شود ماموریت خود را تکمیل کند. دوربین دیجیتالی که آجی در اختیار دارد، این امکان را به بازیکن می‌دهد که دشمنان را علامت (مارک) بزند، حیوانات را تشخیص دهد و منابع قابل غارت را پیدا کند. فار کرای 4 نیز مثل دیگر عناوین این سری دارای طیف متنوعی از حیوانات و حیات وحش است و در این بازی، وجود فیل‌ها گیم‌پلی جدید سوار شدن و حرکت با فیل را نیز دارا می‌باشد. قابلیت طعمه‌گذاری برای حیوانات و شکار حیوانات نیز وجو دارد. منابع مختلفی که از شکار حیوانات حاصل می‌شود، برای Crafting ضروری است. این بازی از یک نقشه بزرگ و جهان‌باز به عنوان زمینه کلی استفاده می‌کند، و بازیکن قادر است در محیط‌های مختلف و پیوسته‌ای مثل جنگلزار، رودخانه‌ای و برکه‌ای و کوهستانی گردش کرده و موراد مختلف این نقشه را کشف کند. با توجه به گستردگی، در بازی امکان استفاده از وسایل نقلیه مثل جیپ، کامیون، قایق موتوری و ... برای گردش وجود دارد. در هنگام رانندگی، امکان تیراندازی نیز وجود داشته و بازیکن می‌تواند از رانندگی خودکار نیز استفاده کند که در این حالت، ماشین به شکل خودکا به سمت هدف تعیین شده حرکت می‌کند. بازیکن می‌تواند این ماشین‌ها را بدون راننده یا حتی با راننده و از طریق های‌جک کردن به دست بیاورد. در بازی وسیله‌ای به نام The Buzzer نیز معرفی می‌شود که یک وسیله کوچک یک نفره و شبیه هلی‌کوپتر است و آجی ببا نشستن و ارتفاع گرفتن می‌تواند شعاع دید بیشتری از محیط اطرافش داشته باشد. کابل و قلاب برای بالا رفتن از صخره‌ها و ... و چتر نجات و چتربازی نیز از دیگر قابلیت‌های گیم‌پلی بازی است. بخشی از گیم‌پلی بازی، خارج از از نقشه اصلی و در سرزمین خیالی و رویایی شانگری-لا است که بازیکن، همراه با یک ببر زخمی سفید محیط را طی می‌کند و با هیولاهای کیراتی «کالینگ» مبارزه می‌کند. در نقشه اصلی بازی، کیرات به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شده که بازیکن در بیشتر بازی در محیط جنوب گردش می‌کند و با پیشرفت هرچه بیشتر در داستان، بخش شمال نیز باز شده و قابل گردش می‌شود. نقشه بازی و در کل محیط‌ها و فعالیت‌های دنیای بازی، از طریق آزاد کردن برج‌های نگهبانی آزاد می‌شوند. با آزاد کردن این برجک‌ها و همچنین کمپ‌های نگهبانی از نفوذ نیروهای سلطنتنی و وابسته به پاگان مین، شورشیان «مسیر طلایی» نفوذشان را گسترش می‌دهند. غیر از کمپ‌های نگهبانی، چهار قلعه بزرگ نظامی متعلق به افراد پاگان مین نیز برای طرح استراتژی نفوذ و آزادسازی وجود خواهد داشت. کمپ‌ها و قلعه‌ها پس از آزاد شدن امکان استفاده به عنوان نقاط Fast-Travel در نقشه را نیز دارند و بازیکن با این روش نیز می‌تواند در دنیای بازی جابجا شود. ماموریت‌های جانبی دیگر، شامل نجات اسرا، خنثی کردن بمب و مراحل شکار نیز می‌شود. فار کرای 4 از برخی المان‌های مشابه در بازی‌های نقش‌آفرینی نیز استفاده کرده است. بازیکن، با تکمیل کردن مراحل، شکار، از بین بردن دشمنان و ... «امتیاز تجربه» کسب می‌کند که این امتیازات، برای باز کردن «مهارت» قابل خرج کردن هستند. مهارت‌ها به دو شاخه فیل و ببر تقسیم می‌شود که هر شاخه شامل مهارت‌های گوناگونی است. به طور کلی مهارت‌های شاخه فیل، توانایی‌های دفاعی و مهارت‌های شاخه ببر، توانایی‌های تهاجمی آجی را بالا می‌برد. زمینه‌ها پیش‌زمینه داستان بازی از واقعه «جنگ داخلی نپال» الهام گرفته که در فاصله سال‌ها 1996 تا 2006 به طول انجامید و شورشیان کمونیست در نپال، برای سرنگون کردن حکومت پادشاهی تلاش کردند. این داستان در کشور خیالی در دامنه هیمالیا به نام کیرات و از دید آجی قلعه، یک کیراتی-آمریکایی روایت می‌شود. او از آمریکا به سرزمین مادری‌اش برگشته تا خاسکتر مادرش را در این کشور پخش کند. کیرات یک کشور خودمختار در هیمالیا است که توسط سلسله پادشاهی حکومت می‌شود و پادشاه فعلی، یعنی پاگان مین یک شاه مستبد و غیرعادی است. در حالی که تلاش شورشیان مسیر طلایی برای سرنگونی پاگان مین، باعث جنگ داخلی در کیرات شده، آجی نیز درست در وسط کشمکش بین این دو جبهه قرار می‌گیرد. تصمیماتی که بازیکن از طریق کیرات در داستان بازی گرفته می‌شود، سرنوشت نهایی کیرات را مشخص می‌کند. داستان آجی قلعه، پس از مرگ مادرش آیشواری به آخرین وصیت او عمل کرده و خاکستر مادرش را به سرزمین مادری یعنی کیرات برمی‌گرداند تا در کنار خاکستر خواهر آجی یعنی لاکشمانا قرار بگیرد. علیرغم هشدار نسبت به در جریان بودن جنگ داخلی، آجی به هند و سپس با اتوبوس به کیرات می‌رود. در این کشور، اتوبوس توسط گارد سلطنتی متوقف و آجی به دستور شخص شاه پاگان مین دستگیر شده و به قصر سلطنتی منتلق می‌شود. در این محل، پاگان مین فاش می‌کند که مادر آجی را از قدیم می‌شناخته و این دو درواقع با هم ارتباط داشته‌اند. پس از خروج پاگان، آجی با کمک سابال از قصر فرار کرد. سابال فاش می‌کند که فرمانده شاخه نظامی گروهی به نام مسیر طلایی است؛ گروهی که در اصل توسط پدر آجی یعنی موهان قلعه تاسیس شده بوده است. با توجه به شرایط، آجی قادر به فرار از کشور نیست چون مسیرهای مرزی و فرودگاه توسط گارد سلطنتی مسدود شده‌اند. در طول 21 سالی که آیشواری و پسر کوچکش آجی از کیرات به آمریکا فرار کردند، جنگ داخلی در کیرات به حالت رکود رسیده و شورشیان مسیر طلایی تنها برای بقای خودشان می‌جنگند. گرچه گارد سلطنتی دست بالا را پیدا کرده، ولی برگشتن پسر موهان قلعه به کیرات، شرایط را تغییر می‌دهد. او به سمبل گروه مسیر طلایی تبدیل می‌شود و به این گروه در گسترش حوزه نفوذشان کمک می‌کند. آجی کمپ‌ها و پست‌های نگهبانی را با کمک شورشیان از نفوذ پاگان مین جدا می‌کند، و این امکان را به مسیر طلایی می‌دهد تا از حالت دفاعی به حالت تهاجمی وارد شوند. این گروه در ادامه نقشه از میان برداشتن سه فرماندار اصلی پاگان مین را دنبال می‌کند. پل هارمون که روی تولید تریاک نظارت و اتاق‌های شکنجه پاگان مین را اداره می‌کند، نور نجار که در اصل خودش با کشته شدن پدر و مادرش قربانی پاگان مین است و حالا روی اداره حلقه‌های مالی شکار و فحشا برای پاگان کار می‌کند و یوما لائو که خواهر ناتنی پاگان مین است و زنرال نظامی مورد اعتماد او محسوب می‌شود و اشتیاق زیادی برای کشف اسرار دنیای خیالی «شانگری-لا» دارد. آجی گرچه به گروه مسیر طلایی در گسترش نفوذ و دنبال کردن اهدافش برای سرنگونی پاگان مین کمک می‌کند، ولی او در طول این همکاری، همیشه بین قضاوت متفاوت دو فرمانده اصلی گروه خواهد افتاد. سابال که به سنت‌های بومی کیراتی علاقمند است و آمیتا که مایل به تبدیل کردن کیرات به کشوری پیشرفته با استفاده از اقتصاد مواد مخدر است. آجی بارها مجبور به دخالت بین این دو می‌شود و باید بین متعادل کردن هر دو آن‌ها یا جانب‌داری از طرفین یکی را انتخاب کند. فرماندار اول، پل هارمون است که توسط آجی سقوط می‌کند. آجی با کمک نور نجار راهی برای نفوذ به قلعه هارمون پیدا می‌کند و همین نیز باعث دستگیری هارمون توسط شورشیان شد. بعد از این، سابال و آمیتا ماموریت کشتن نور نجار را می‌دهند و نور نیز در محوطه مبارزه در هر شرایط خواهد مرد؛ یعنی یا آجی او را می‌کشد یا نور بعد از فهمیدن حقیقت مرگ پدر و مادرش توسط پاگان دست به خودکشی می‌زند. با گسترش نفوذ، مسیر طلایی موفق به کنترل همه نواحی بخش جنوب کیرات می‌شود. آجی در ادامه با یک عامل CIA به نام ویلیس هانتلی مرتبط شد که در ازای کشتن ستوان‌های یوما حاضر به ارائه کردن اطلاعات مهمی به شورشیان بود. بعد از کشتن همه این ستوان‌ها، هانتلی فاش کرد که آن‌ها همگی با CIA در ارتباط بودند ولی این آژانس اطلاعاتی پس از اینکه به این نتیجه رسید که پاگان مین دیگر یک خطر بالقوه نیست، او را فرستاده تا این افراد را حذف کند. به این ترتیب در زمانی که مسیر طلایی آماده حمله و ورود به بخش شمالی بود، هانتلی به نفع پاگان به آجی خیانت می‌کند. مدتی بعد، آجی در زندان کوهستانی یوما به هوش می‌آید و موفق به فرار می‌شود. او در این مدت که در زندان بود، متوجه شد یوما رفته رفته از برادر ناتنی‌اش پاگان مین متنفر شده است. این بیشتر به خاطر علاقه پاگان به مادر آجی یعنی آیشواری ناشی می‌شد. مسیر طلایی به گسترش نفوذش در بخش شمالی ادامه می‌داد و آجی سعی می‌کرد مجددا به آن‌ها ملحق شود. از طرف دیگر پاگان هم که پی برده بود یوما درحال خیانت است او را به مسیر طلایی می‌فروشد. آجی به تقابل با یوما کشیده می‌شود و درنهایت نیز یوما را خواهد کشت. در جبهه شورشیان، تنش بین سابال و آمیتا به بالاترین حد رسیده است و حالا آجی مجبور است تا تصمیم قطعی و نهایی را در این زمینه بگیرد؛ این که درنهایت کدام فرمانده بایستی رهبری شورشیان را برعهده بگیرد. آجی هر کدام از این دو فرمانده را انتخاب کند، برای کشتن دیگری فرستاده می‌شود تا با کشتن او از یک جنگ داخلی دیگر جلوگیری کند. در زمان مواجهه با هر فرمانده، آجی می‌تواند او را کشته یا اجازه بدهد تا زندگی کند. پس از این، مسیر طلایی زیر نظر یک فرمانده متحد خواهد شد و با ملحق شدن آجی به نیروهای متحد شورشی، مسیر طلایی به قلعه پاگان یورش می‌برند. به این ترتیب، درحالی که شورشیان با گارد سلطنتی درگیر هستند، آجی به قلعه نفوذ کرده و راهش را به داخل باز می کند. پایان‌ها در داخل قلعه، آجی با پاگان مواجه می‌شود و پاگان به او به خاطر فرار اولش از قلعه اشاره می‌کند و اینکه پاگان از همان ابتدا قصد کمک کردن به آجی را داشته است. او سپس به آجی پیشنهاد نهایی را می‌دهد، اینکه او را بکشد یا به صحبتش گوش کند. اگر آجی پاگان را بکشد، بازی بلافاصله پایان و اسامی سازندگان بازی نمایش داده می‌شود. با این حال اگر آجی از کشتن پاگان صرف نظر کند، پاگان حقیقت را خواهد گفت. او خواهد گفت که در اوایل تاسیس مسیر طلایی، موهان قلعه، آیشواری را برای جاسوسی از او به قلعه فرستاد ولی پاگان و آیشواری به تدریج عاشق یکدیگر می‌شوند و صاحب دختری به نام لاکشمانا خواهند شد. به این ترتیب آجی متوجه می‌شود که لاکشمانا خواهر ناتنی او بوده است. در ادامه، موهان به خاطر خیانت آیشواری، لاکشمانا را می‌کشد و آیشواری نیز موهان را خواهد کشت. او سپس با پسرش از موهان یعنی آجی از کیرات فرار می‌کند. پاگان سپس مقبره و معبدی که خاکستر لاکشمانا در آن است را به پاگان نشان خواهد داد تا او بتواند خاکستر آیشواری را طبق وصیتش، در کنار خاکستر لاکشمانا بگذارد. پاگان پس از این با هلی‌کوپتر از کیرات فرار می‌کند و آن را در اختیار آجی می‌گذارد. در حین رفتن، آجی می‌تواند انتخاب کند که هلی‌کوپتر سرنگون شود یا پاگان بدون دردسر از کیرات خارج شود. در حالتی که منجر به سقوط خواهد شد، پاگان خواهد مرد و جسد او درکنار هلی‌کوپتر سقوط کرده است. آجی اینجا یک قلم طلایی با متن «برای عشق زندگی‌ام، آیشواری» پیدا خواهد کرد. آیتمی که آجی می‌تواند با قیمت 300٫000 به فروش برساند. پس از این، کیرات تحت کنترل شورشیان است و پایان نهایی بستگی به این دارد که آجی با کدام فرمانده همراه شده باشد: اگر آمیتا حکومت را در دست گرفته باشد، کیرات تبدیل به کشوری اقتدارگرا با اقتصاد متکی به مواد مخدر شده است. او در تیرثا است و روستاییان را مجبور به کار در کارخانه‌ها و مزارع کشت تریاک کرده است. او همچنین از کوکان نیز به عنوان سرباز عضوگیری می‌کند تا با بزرگ کردن هرچه بیشتر ارتش، بقایای گارد سلطنتی را نیز پاکسازی کند. اگر سابال حکومت را در دست گرفته باشد، کیرات به یک حکومت مذهبی با باورهای بومی کیراتی تبدیل می‌شود. او در معبد جالندو است و بدون ترحم وفاداران و حامیان آمیتا را خواهد کشت. او همچنین از تارون ماتارا به عنوان سمبل جدید مذهب و کشور استفاده خواهد کرد. آجی اینجا نیز یک انتخاب نهایی خواهد داشت؛ اینکه اجازه دهد کیرات با روش حاکم جدید اداره شود یا اینکه حاکم را بکشد. همچنین یک «ایستر اگ» پایانی نیز وجود دارد که در یک حالت آزاد خواهد شد؛ اینکه در ابتدای بازی و وقتی پاگان مین اتاق را ترک کرد، آجی پشت میز ناهار منتظر بماند. مدت کوتاهی پس از این، پاگان برخواهد گشت و از رفتار محترمانه آجی تشکر می‌کند. او سپس آجی را به معبد لاکشمانا می‌برد و به آجی در رابطه با تاریخچه خانوا‌ده‌اش می‌گوید. آجی اینجا خاکستر مادرش را کنار لاکشمانا می‌گذارد و از معبد خارج می‌شود. ساخت و توسعه فار کرای 4 توسط تیم بزرگی از توسعه‌دهندگان به رهبری استودیو یوبی‌سافت مونترال ساخته شده است. غیر از استودیو مونترال که سازنده بازی و کمپین اصلی بوده، استودیوهای یوبی‌سافت تورنتو (گیم‌پلی و محیط شانگری-لا)، رد استورم (بخش چندنفره رقابتی)، شانگهای (مراحل شکار) و استودیو یوبی‌سافت کیف (پورت بازی روی پلتفرم PC) نیز در توسعه این بازی نقش داشته‌اند. شروع مراحل ساخت بازی از اواخر سال 2012 و انتشار بازی اساسینز کرید 3 بوده که استودیو مونترال اندکی پس از عرضه آن بازی، ساخت بازی جدید از سری فار کرای را در دستور کار قرار داد. همچنین الکس هاچینسون که کارگردانی بازی اساسینز کرید 3 را برعهده داشت نیز به عنوان کارگردان هنری به تیم پیوست. تیم توسعه در طرح‌های اولیه، قصد ساخت یک دنباله مستقیم برای بازی فار کرای 3 را داشتند و یکی از هدف‌ها، حتی بازگرداندن شخصیت واس بود. با این حال هرچه طرح کامل‌تر گردید، توسعه‌دهندگان به این نتیجه می‌رسیدند که چنین بازی به هدف‌شان کمک نمی‌کند. به این ترتیب سازندگان تصمیم به ساخت بازی بزرگ‌تر، با داستانی متفاوت و پیچیده‌تر و محیطی متنوع‌تر با فرهنگ‌های گوناگون داشتند. ایده فیل‌سواری، وجود کوهستان و امکان پرواز از مباحث مهمی بود که تیم توسعه مطرح می‌کردند. همچنین با وارد کردن تعدادی شخصیت از فار کرای 3، مانند هورک و ویلیس هانتلی، سازندگان این تلاش را نیز کردند تا بین این دو بازی نوعی ارتباط و پیوستگی ایجاد کنند. با تایید داستان در محوطه هیمالیا، استودیو تیمی را به نپال فرستاد تا از نزدیک محیط و فرهنگ مناطق کوهستانی هیمالیا را مشاهده کنند. همین سفر بود که بسیاری از کانسپت‌ها و مفاهیم داستان اولیه را تغییر و ایده الهام گرفتن از جنگ داخلی نپال را زنده کرد. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فار کرای 4 در مجموع موفق شد تا بازخوردهای عمدتا مثبتی را از جانب منتقدین دریافت کند. این بازی امتیاز متای 85 در پلی‌استیشن 4، 82 در ایکس‌باکس وان و 80 در PC را در متاکریتیک دریافت کرده است. وب‌سایت دستراکتید به شخصیت‌پردازی بهتر آجی قلعه نسبت به جیسون برادی اشاره کرده و شخصیت پاگان مین یعنی ضدقهرمان اصلی بازی را نیز مورد تمجید قرار داده است. مجله EGM نیز شخصیت‌پردازی‌ها را عمیق‌تر و انتخاب‌هایی که بازیکن باید انجام دهد را معنادار دیده است. صداپیشگی و طراحی محیط‌های بازی، تنوع در محتواهای و ماموریت‌ها و نقشه غنی‌تر نیز از جمله مواردی هستند که بیشتر منتقدین به عنوان نقاط قوت بازی اشاره کرده‌اند. برخی منتقدین از جمله یوروگیمر و گیمزرادار شیوه پویش در داستان را ضعیف و کم‌تر از حد انتظار دانسته‌اند؛ یوروگیمر داستان بازی را ناامید کننده و گیمزرادار داستان را هرچه بازیکن جلوتر می‌رود خسته‌کننده‌تر دیده‌اند. از طرف دیگر، گرچه شخصیت پاگان مین اغلب با ستایش همراه بوده، ولی برخی منتقدین مانند گیم رولوشن، او را بسیار کمرنگ و کم‌حضور دیده و این فاکتور را به عنوان یک نقطه ضعف در نظر گرفته است. فروش این بازی تا 31 دسامبر 2014 موفق به فروش 7 میلیون نسخه شده است. گالری منابع Far Cry 4 در ویکی‌پدیا Far Cry 4 در فار کرای ویکیا
  5. 2 امتیاز
    خیزش توم رایدر Rise of the Tomb Raider توسعه‌دهنده کریستال داینامیکس ناشر اسکوئر انیکس مایکروسافت کارگردانان نوا هیوجز دنیل چیر دنیل نیوبرگر نویسنده ریانا پراچت موسیقی متن بابی توری پلتفرم‌ها ایکس‌باکس 360، ایکس‌باکس وان، ویندوز، پلی‌استیشن 4 انتشار 10 نوامبر 2015 (19 آبان 1394) ایکس‌باکس 360، ایکس‌باکس وان 28 ژانویه 2016 (8 بهمن 1394) ویندوز 11 اکتبر 2016 (20 مهر 1395) پلی‌استیشن 4 سبک اکشن-ماجراجویی حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره خیزش تومب رایدر، ظهور مهاجم مقبره یا رایز آو توم رایدر (انگلیسی: Rise of the Tomb Raider) یک بازی ویدیویی در سبک اکشن-ماجراجویی است که توسط استودیو کریستال داینامیکس ساخته و اسکوئر انیکس نیز آن را منتشر کرده است. این بازی یازدهمین بازی از سری اصلی و دومین بازی و دنباله‌ای در سری ری‌بوت است که در سال 2013 در قالب بازی توم رایدر عرضه شد، و ادامه داستان لارا کرافت را در خط زمانی بقا دنبال می‌کند. رایز آو توم رایدر اولین بار در نوامبر 2015 در قالب انحصار زمان‌دار برای پلتفرم‌های ایکس‌باکس وان و ایکس‌باکس 360 عرضه شد. بازی سپس در ژانویه 2016 به پلتفرم ویندوز راه پیدا کرد و در اکتبر 2016 در قالب نسخه ویژه Rise of the Tomb Raider: 20 Year Celebration برای پلتفرم پلی‌استیشن 4 نیز عرضه شد. این بازی برای اولین بار در ژوئن 2014 معرفی شد. رایز آو توم رایدر داستان شخصیت «لارا کرافت» را پس از وقایع بازی قبل در ژاپن دنبال می‌کند. او اینک به سیبری رفته و در جستجوی شهر افسانه‌ای و گم‌شده کیتش است. در این مسیر، او با گروه باستانی ترینیتی رقابت خواهد کرد. بازی همچون نسخه قبلی در قالب زاویه دید سوم‌شخص دنبال می‌شود و بر المان‌هایی نظیر بقا و مبارزات تمرکز بیشتری دارد. صداگذاری شخصیت لارا کرافت همچون بازی ری‌بوت 2013 توسط کامیلا لادینگتون انجام گرفته است. این بازی از زمان عرضه با استقبال و نقدهای عمدتا مثبت مواجه شد و به طور کلی منتقدان بازی را به خاطر گرافیک، گیم‌پلی و شخصیت‌پردازی مورد تمجید قرار دادند. این بازی تا نوامبر 2017 با فروش عالی نزدیک به 7 میلیون نسخه عملکرد موفقی در بازار داشته است. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فروش جوایز گالری منابع گیم‌پلی رایز آف تومب رایدر از نظر گیم‌پلی، مشابهت‌های فراوانی با نسخه ری‌بوت سال 2013 دارد. گیم‌پلی در قالب زاویه دید سوم شخص و با زمینه اکشن-ماجرایی دنبال می‌شود و بازیکن، کنترل شخصیت لارا کرافت را در اختیار خواهد داشت که در محیط‌های متنوعی گردش می‌کند، با دشمنان از طریق سلاح‌های سرد و گرم مبارزه می‌کند، به حل پازل‌ها و معماها می‌پردازد و محوطه‌های زیادی با المان‌های پلتفرمینگ یا سکوبازی را تجربه می‌کند. لارا قادر به استفاده از سلاح‌های گرم و همچنین تیرو و کمان است و در زمان استفاده از این گونه سلاح‌ها، دوربین روی شانه می‌آید. علاوه بر این گونه سلاح‌ها، لارا قادر به استفاده از سلاح‌های پرتاب مثل بمب دست‌ساز و ... نیز هست. بازی از یک سیستم ساده و کاربردی crafting یا ساخت و ساز نیز بهره می‌برد و لارا با جمع‌آوری ملزومات اولیه، می‌تواند در هر زمان برخی اقلام را بسازد. برای مثال با داشتن چوب او می‌تواند تیر برای کمان بسازد یا با داشتن قارچ سمی می‌تواند تیر سمی تولید کند. جمع‌آوری اقلام پیش‌نیاز از طریق جستجو در محیط، شکار حیوانات و پرندگان و باز کردن جعبه‌ها صورت می‌گیرد. محیط بازی، گرچه در قالب یک دنیای جهان-باز نیست ولی شامل نقشه‌ای نسبتا بزرگ، با محیط‌هایی متنوع، گردش شبانه روز و آب و هوای پویا است. لارا می‌تواند در این محیط بدود، از قسمت‌های مشخصی از صخره‌ا، دیوارها و ارتفاعات بالا و پایین برود، با مخفی شدن و حملات آرام از مخفی‌کاری استفاده کند، در آب و زیر آب شنا کند و از درخت مهارت‌ها به مهارت‌های جدیدتر دست پیدا کند. سیستم ارتقا فقط مختص به شخصیت لارا و توانایی و مهارت نیست و لارا برای تبدیل شدن به یک جستجوگر قدرتمند، می‌تواند سلاح‌ها و سایر وسایل خودش را هم ارتقا دهد. این کار از طریق جمع‌آوری امتیاز ارتقا (از راه حل پازل‌ها، ماموریت‌ها، شکار، جستجو در محیط و ...) و در اختیار داشتن اقلام پیش‌نیاز قابل انجام است. نسبت به بازی قبل، در این بازی سیستم مبارزات تغییرات و ارتقاهایی داشته تا بیش از گذشته بتوان از المان مخفی‌کاری استفاده کرد. لارا حالا بیش از گذشته می‌تواند از محیط پیرامونش استفاده کند. بازی از سیستم ذخیره خودکار و چک‌پوینت استفاده می‌کند که در کنار آن، استفاده از کمپ نیز موجب ذخیره پیشرفت در بازی خواهد شد. داستان یک سال پس از وقایع بازی قبل، لارا هنوز در تلاش است تا وقایع ماورایی یاماتای را تفسیر کند و به خاطر وقایع رخ داده در آن جزیره از اختلال روانی پس از فاجعه نیز رنج می‌برد. او برای گرفتن جواب، در نهایت تصمیم به بازگشت به عمارت پدرش یعنی لرد ریچارد کرافت می‌گیرد تا تحقیقات او را بررسی کند. در این زمان است که لارا متوجه این حقیقت می‌شود که پدر مرحومش نیز درباره وقایع ماورایی تحقیقات وسیعی داشته است. این تحقیقات پیرامون شهر گمشده کیتش و وعده به دست آوردن جاودانی و نامیرایی بود. او زمانی روی پیدا کردن این شهر، و اثبات نظریه بخشیده شدن جاودانی سرمایه‌گذاری و تئوری‌پردازی‌های زیادی کرد تا جایی که در باور عمومی و حتی لارا، ریچارد متهم به از دست دادن سلامت روانی‌اش شد و درنهایت هم به خاطر بی‌اعتبار شدن و رسوایی دست به خودکشی زده بود. لارا پس از سال‌ها و حالا که خودش چنین وقایع ماورایی را تجربه کرده بود، حسی درونی به او خواهد گفت که پدرش درباره بخشیده شدن جاودانی و شهر کیتش حقیقت را می‌گفته است. او حالا در ادامه راه و تحقیق پدر، تصمیم به اثبات نظریه او گرفته و می‌خواهد کیتش را کشف کند. با این وجود، آنا دوست رومانتیک پدرش به لارا این هشدار را می‌دهد که کیتش و تحقیقات پدرش را رها کند و به زندگی عادی برگردد. چون همین تحقیقات بود که درنهایت باعث نابودی و خودکشی ریچارد شده بود. لارا این توصیه را رد و تصمیم به رفتن به سوریه گرفت؛ جایی که آخرین سرنخ از «پیامبر کنستانتینوپلیس» وجود داشت. لارا در سوریه موفق شد مقبره این شخصیت تاریخی در افسانه کیتش را پیدا کند، ولی به زودی متوجه شد که گور از قبل خالی شده است. در این حین است که سربازان ترینیتی ار راه خواهند رسید. با حقه لارا به کنستانتین فرمانده ترینیتی، او از این دام نجات پیدا و از محوطه فرار می‌کند. سرنخ بعدی او، دیده شدن نمادی در مقبره بود که او قبلا این نماد را در تحقیقات پدرش دیده بود. این نماد متعلق به یک فرقه مذهبی-تاریخی روسی در نواحی سیبری بود. براساس تحقیقات پدرش، ترینیتی نیز یک گروه بسیار باستانی بود که با شخص پیامبر کنستانینوپلیس نیز برخورد داشتند و ظاهرا فعالیت‌شان تا به امروز ادامه پیدا کرده است. لارا با پیدا کردن این شواهد، تلاش می‌کند جونا را برای رفتن به سیبری قانع کند؛ ولی حتی او که با لارا در وقایع یاماتای حضور داشت نیز موافق این سفر نبود. پس از خروج جونا، یک قاتل ترینیتی که مخفیانه به عمارت نفوذ کرده بود به سمت لارا حمله کرد. او نزدیک بود لارا را بکشد که جونا برمی‌گردد و لارا را نجات می‌دهد. این دو گرچه سعی می‌کنند قاتل را متوقف کنند ولی او درنهایت پس از برداشتن تحقیقات ریچارد کرافت از پنجره فرار خواهد کرد. تمام این وقایع، باعث می‌شود تا جونا و لارا برای رفتن به سیبری مصمم شوند. پس از این و ورود به سیبری، لارا و جونا از کوهستان بالا می‌روند ولی جلوتر یک بهمن باعث می‌شود تا این دو از هم جدا شوند. به این شکل لارا مجبور است تا ادامه مسیر را به تنهایی ادامه دهد. لارا در ادامه مسیر متوجه می‌شود که ترینیتی از قبل پا به محوطه گذاشته و حالا از یک تاسیسات حفر معدن متعلق به عصر شوروی، به عنوان پایگاه عملیاتی برای پیدا کردن کیتش استفاده می‌کند. او برای پس گرفتن کتاب تحقیقات درنهایت به دام ترینیتی افتاد و در سلولی همراه با آنا زندانی شد. پس از این کنستانتین وارد شد و در مقابل لارا، شروع به خفه کردن آنا کرد تا لارا را به حرف زدن وادار کند. با این حال، لارا از موقعیت کیتش اطلاع نداشت. در این زمان بود که آنا به کنستانتین دستور می‌دهد تا نقشه را متوقف کند چون لارا واقعا چیزی نمی‌دانست. لارا کاملا شوکه شده بود و فهمید که آنا درواقع با ترینیتی متحد است. او سپس به سلول منتقل شد و در غیاب نگهبانان موفق به فرار از سلولش می‌شود. او سپس یک زندانی دیگر به نام جیکوب را هم از سلول آزاد می‌کند. لارا سپس با همراهی و کمک جیکوب از محوطه فرار کرد و با ضمانت جیکوب، در میان بومیان راه پیدا کرد که به خاطر حملات ترینیتی تحت فشار بودند. لارا قول خواهد داد که به بومیان در مبارزه علیه ترینیتی کمک کند ولی به جیکوب این قول را نداد، تا از پیدا کردن سرچشمه جاودانی دست بکشد؛ شئ یا وسیله بسیار باستانی که در افسانه کیتش مظهر بخشیدن زندگی جاودان بود. جیکوب در ادامه فاش می‌کند که بومیانی که او رهبری می‌کند، از نوادگان قوم پیامبر کنستانتینوپلیس هستند که قرن‌ها پیش به خاطر ترینیتی از آنجا به سیبری کوچ کرده بودند. لارا همین طور که به بومیان در مبارزه علیه ترینیتی کمک می‌کرد، به شواهد بیشتری از شهر گمشده کیتش و پیامبر نامیرا دست پیدا می‌کند. اینکه گروه شهسوار ترینیتی در آن دوره، عظم دست‌یابی به شئ «سرچشمه جاودانی» را دارد، و بومیان همراه با شئ باستانی به سیبری کوچ می‌کنند و شهر کیتش را می‌سازند. در عصر چنگیزخان مغول، مغول‌ها به تحریک ترینیتی به این محوطه یورش می‌آورند که طبق شواهد، پیامبر نامیرا در این دوره برای حفاظت از سرچشمه جاودانی خودش را قربانی خواهد کرد. به این ترتیب بیشتر شهر کیتش نابود می‌شود و بازماندگان، که بومیان کنونی هستند به این نقطه از سیبری نقل مکان می‌کنند. جیکوب که رهبری بومیان را برعهده دارد، به لارا هشدار می‌دهد که شئ سرچشمه جاودانی حقیقت دارد، ولی آن چیزی نیست که لارا فکر می‌کند. لارا به این حقیقت نیز پی می‌برد که آنا درواقع مریض و در حال مرگ است و برای همین به برادرش کنستانتین فشار می‌آورد تا سرچشمه جاودانی را پیدا کند. ترینیتی نیز برای به دست آوردن موقعیت این شی چندین بار دست به حمله به سکونت‌گاه‌های بومیان خواهد زد و در چند موج حمله، لارا در کنار بومیان با ترینیتی مقابله می‌کند و آن‌ها مجبور به عقب‌نشینی می‌شوند. لارا درادامه به خاطر حملات شدید ترینیتی، درنهایت موفق می‌شود تا جیکوب را برای پیدا شدن شئ قانع کند، تا قبل از اینکه به دست ترینیتی برسد، آن‌ها شئ را پیدا کنند. در تقابل با ترینیتی، لارا موفق به پیدا کردن شئ دیگری به نام اطلس خواهد شد و با کمک این شئ، موفق به کشف موقعیت شهر کیتش می‌شود. او سپس با جونا تجدید دیدار می‌کند و متوجه می‌شود که در این مدت در بین نیروهای ترینیتی جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات می‌کرده است. با این وجود، به زودی مشخص می‌شود که کنستانتین در جریان حضور جونا بوده و عمدا این آزادی عمل برای جونا فراهم شده بود تا درنهایت ترینیتی را به لارا برسانند. همین اتفاق نیز افتاد و ترینیتی در حمله غافلگیرانه‌ای، به اطلس دست پیدا کرد و جونا را هم گروگان گرفت. لارا سپس به پایگاه ترینیتی رفت و پس از چند رشته مبارزه به سلول جونا رسید. این تلاش البته ناموفق بود چون قبل از اینکه لارا بتواند کاری کند، کنستانتین به جونا چاقو زد و متواری شد. جونا در حال مرگ بود که به توصیه بومیان پیش جیکوب برده شد. تلاش لارا برای انتقام از کنستانتین ناموفق بود و او به پایگاه بومیان برگشت. در اینجا، لارا فهمید که جونا به شکل معجزه‌آسایی توسط جیکوب زنده مانده است. لارا که مشکوک شده بود، درنهایت پی برد که جیکوب در واقع همان «پیامبر نامیرا» است که جیکوب نیز این حقیقت را تایید کرد. با توجه به اینکه ترینیتی هم به موقعیت کیتش پی برده بود، لارا از مسیر دیگر و راه مخفی نامیرایان به سمت کیتش رفت؛ محوطه‌ای که توسط ارتش نامیرا حفاظت می‌شد. لارا در ادامه و با پیدا کردن شواهد بیشتر از ارتش نامیرا، متوجه طبیعت و نحوه عمل شئ «سرچشمه جاودانی» می‌شود و متوجه منظور جیکوب خواهد شد. اینکه سرچشمه جاودانی گرچه جاودانی اعطا می‌کند، ولی شخص را از درون تهی خواهد کرد، و دیگر آن شخص خودش نخواهد بود و به یک موجود با یک هدف یعنی دفاع از شهر و سرچشمه جاودانی تبدیل خواهد شد. جنگ نامیرایان با ترینیتی این فرصت را برای لارا فراهم می‌کند تا سریع‌تر به مرکز شهر برسد. او در اینجا با گروه بزرگی از نامیرایان و سپس ترینیتی مواجه می‌شود. کنستانتین شخصیا با هلی‌کوپتر مانع لارا خواهد شد و او با کمک بومیان کنستانتین را متوقف می‌کند. این دو سپس با هم مبارزه می‌کنند که به کشته شدن کنستانتین منتهی خواهد شد. لارا سپس وارد شده و با آنا مواجه خواهد شد. او اعتراف می‌کند که ریچارد در اثر خودکشی نمرد و ترینیتی او را کشته بود. آنا که سرچشمه جاودانی را پیدا کرده بود، قصد استفاده از آن را داشت که لارا او را متوقف می‌کند. او سپس شئ را برداشت و درحالی که جیکوب نیز در محل بود و نامیرایان نیز هر لحظه نزدیک‌تر می‌شدند، با تایید و اجازه جیکوب این شئ را نابود می‌کند. این کار، باعث از بین رفتن ارتش نامیرا و سپس جیکوب خواهد شد. جیکوب قبل از مرگ، از اینکه موعد مرگش بالاخره فرا رسیده خوشحال بود و از لارا به خاطر کارش تشکر کرد. پس از مرگ جیکوب، دخترش ماریا رهبری بومیان را برعهده گرفت. جونا هم که سلامتی‌اش را کاملا به دست آورده بود، تصمیم گرفت تا در ماجراجویی بعدی لارا نیز او را همراهی کند. لارا و آنا هم در مسیر خروج از سیبری بودند که لارا از او سوالی پرسید؛ اینکه آیا این آنا بوده که پدرش را کشته است؟ آنا گفت که دستور ترینیتی به او این بود تا ریچارد را بکشد ولی او هیچ وقت نتوانست چون واقعا ریچارد را دوست داشت. او قصد داشت حقیقت دیگری را فاش کند که یک سرباز ترینیتی او را از فاصله دور و با اسلحه اسنایپر می‌کشد. سرباز سپس لارا که شوکه شده بود را هدف‌گیری می‌کند، و از فرمانده خودش می‌پرسد که آیا لارا را هم بکشد؟ فرمانده ولی در پاسخ خواهد گفت که فعلا وقت کشتن لارا نیست. ساخت و توسعه اولین بار در 1 آگوست 2013، فیل راجرز رئيس اسکوئر انیکس غرب تایید کرد که دنباله نسل جدید سری توم رایدر در دست ساخت قرار دارد. در 9 ژوئن 2014، بازی رسما با نام خیزش توم رایدر معرفی شد و تریلر اولیه آن نیز در جریان نمایشگاه E3 منتشر گردید. این تریلر در جریان کنفرانس شرکت مایکروسافت پخش شد و یک پخش تلویزیونی مرتبط با ایکس‌باکس نیز در ادامه از همین تریلر صورت گرفت. در جریان نمایش مایکروسافت در گیمزکان 2014، مشخص شد که بازی برای انتشار در سال 2015 برنامه‌ریزی شده و این انتشار به شکل انحصار زمان‌دار، تنها برای پلتفرم‌های ایکس‌باکس خواهد بود. فیل اسپنسر، مدیر بخش ایکس‌باکس مایکروسافت در ارتباط با بحث انحصاری بودن بازی، در مصحبه‌ای گفت: به شخصه از طرفداران بزرگ سری Uncharted است و آرزو داشت که آن‌ها هم [مثل پلی‌استیشن سونی] یک بازی اکشن-ماجرایی در این سبک دراختیار داشتند. ما کارهایی شروع کردیم ولی وقتی نگاه می‌کنیم، ما امروز بازی در این کیفیت (آنچارتد 4: پایان یک دزد) نداریم و انحصار زمانی بودن برای ما یک مزیت محسوب می‌شود. با وجود این، تایید انحصار زمان‌دار بودن با انتقادات منفی زیادی از طیف‌های مختلف طرفداران سری و منتقدین مواجه شد. در فوریه 2015 نیز کریستال داینامیکس، از توسعه نسخه نسل هفتمی ایکس‌باکس 360 بازی توسط Nixxes Software خبر داد. در نمایشگاه E3 2015 مایکروسافت، عرضه رسمی بازی در 10 نوامبر 2015 برای دو پلتفرم ایکس‌باکس وان و 360 تایید شد. در 23 جولای نیز اسکوئر انیکس تایید کرد که در آینده، این بازی برای دو پلتفرم ویندوز و پلی‌استیشن 4 نیز عره خواهد شد. درحالی که نسخه ویندوز بازی در اوایل 2016 منتشر شد، نسخه پلی‌استیشن 4 در اواخر آن سال منتشر گردید. بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک (PC) 86/100 (XONE) 86/100 (PS4) 88/100 امتیازات منتقدین گیم‌اینفورمر 9٫5/10 گیم‌اسپات 9/10 IGN 9٫3/10 پالی‌گان 8٫5/10 گیم رولوشن 5/5 گیمزرادار 4٫5/5 خیزش توم رایدر با کسب امتیازات متای 86 (ویندوز و ایکس‌باکس) و 88 (پلی‌استیشن 4) به عنوان یک بازی ویدیویی مورد استقبال و نقد عالی منتقدین شناخته می‌شود. گیم‌اسپات که به بازی امتیاز عالی 9 از 10 داده است، در نقد خود به شخصیت‌پردازی باورپذیر، وجود مقبره‌های بیشتر برای کشف کردن و بیشتر بودن گزینه‌ها در زمان مبارزات اشاره کرده است. این منتقد در نتیجه‌گیری خود ذکر می‌کند که کریستال داینامیک تقریبا در همه زمینه‌ها سری را بهبود داده است. IGN نیز به بازی امتیاز 9.3 از 10 داد و بازی را به خاطر شخصیت‌پردازی لارا و طراحی‌های محیطی و دنیای بازی مورد ستایش قرار داد. به گفته این منتقد، این بازی جذاب‌ترین نسخه از سری از زمان اولین تجربه در سال 1996 است. گیم اینفورمر نیز به بازی امتیاز 9٫5 از 10 داد و نوشت که هیجان ماجراجو بودن را به خوبی به تصویر کشیده و بازیکن را در فکر ماموریت بعدی لارا فرو خواهد برد. به گفته منتقد، بازیکن در این بازی لحظاتی نفس‌گیر، قهرمانانه و نبردهایی هیجان‌انگیر را تجربه خواهد کرد و بازیکن را برای دنبال کردن ماجراجویی لارا تشنه خود می‌کند. گیم رولوشن نیز به بازی امتیاز کامل 5 از 5 داد و آن را یک ماجراجویی ارزشمند با یک شخصیت فراموش‌نشدنی یاد کرد. نشریه تایم نیز در سال 2016، این بازی را در رتبه 18 فهرست 50 بازی برتر در همه زمان‌ها قرار داد. فروش رایز آو توم رایدر از نظر فروش، کم‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه عمل کرد ولی به سرعت این شرایط تغییر کرد. در حالی که بازی به پرفروش‌ترین عنوان ایکس‌باکس وان در کریسمس تبدیل شد، رایز آو توم رایدر سال 2015 را با فروش بیش از 1 میلیون نسخه به پایان رساند. فروش بازی در سال بعد نیز عالی دنبال شد و مایکروسافت و اسکوئر انیکس، هر دو از میزان فروش بازی اعلام رضایت کردند. این بازی تا نوامبر 2017 فروشی نزدیک به 7 میلیون نسخه را در همه پلتفرم‌ها به ثبت رسانده است. جوایز رایز آو توم رایدر از زمان معرفی و پخش تریلرها و تصاویر اولیه تا دوره پس از عرضه، علاوه بر دریافت نقدهای بسیار مثبت منتقدین و طرفداران، در 10ها رشته نیز نامزد بهترین بازی شده است. مورد انتظارترین بازی، بهترین شخصیت‌پردازی، بهترین صداپیشگی، بازی سال، کارگردانی هنری، صداگذاری و موسیقی، بهترین بازی انحصاری، بهترین بازی اکشن ماجرایی، بهترین داستان‌سرایی، کارگردانی فنی، انیمیشن‌ها و ... از جمله مهم‌ترین رشته‌هایی هستن که این بازی در آن صاحب نامزدی و در بسیاری موارد بردن جایزه نهایی شده است. گالری منابع Rise of the Tomb Raider در وب‌گاه ویکی‌پدیا Rise of the Tomb Raider در وب‌گاه توم رایدر ویکیا
  6. 1 امتیاز
    Mohsen

    لوسیوس سپتیموس

    لوسیوس سپتیموس Lucius Septimius تولد 90 قبلا از میلاد (جمهوری روم) مرگ 44 قبل از میلاد (رم) اتحادها گابینیانی تمپلارها (باستانیان) دیده شده در اساسینز کرید اوریجینز صداگذار جانی گلین لوسیوس سپتیموس (Lucius Septimius) عضو مخفی محفل باستانیان و یک گابینیانی رومی بود که در اسکندریه استقرار داشت.وظیفه او و بقیه گابینیانی های رومی حفاظت از فرعون ها و ملکه های سلسله بطلمیوسی بود. لقب او در محفل باستانیان شغال بود و در تاریخ هم او به کسی مشهور شده است که ژنرال پومپه را در 48 قبل از میلاد کشت. او در خدمت فرعون بطلمیوس سیزدهم بود و به خاطر حمایت از بطلمیوس علیه خواهرش کلئوپاترا حتی پومپه را کشت. بعد از جنگ نیل هم ژولیوس سزار به او و فلاویوس متالوس عفو میدهد و این دو را به خدمت خودش و کلئوپاترا در آورد.سپتیموس در پایان توسط یکی از اعضای اصلی محفل پنهان شدگان یعنی آیا کشته میشود. کمی بعد از مرگ سپتیموس نیز با نقشه محفل پنهان شدگان و آیا، سنای روم سزار را هم میکشد. محتویات معرفی جستجوی معبد جنگ داخلی اسکندریه باز کردن معبد مرگ منابع معرفی در بین گابینیانی ها که در اسکندریه مستقر بودند سپتیموس یک نماد کامل از یک لژیون رومی بود و همزمان تنومند و پرقدرت، ورزیده و با ابهت بود. او در 67 قبل از میلاد در خدمت ژنرال پومپه بود و در جنگ های دریایی علیه دزدان دریایی مدیترانه حضور داشت. در 55 قبل از میلاد به شکل دائمی به اسکندریه فرستاده میشود. اینجا با گابینیانی ها که شامل 2000 لژیون به فرماندهی آیولوس گابینیوس ملحق شد. این ارتش را رومی ها فرستادند و کمک کردند تا بطلمیوس دوازدهم در قدرت باقی بماند. گابینیانی ها بعد از این هم به ماموریت حفاظت از سلسله بطلمیوسی ادامه دادند.سپتیموس خیلی زود عاشق کشور و شهر جدید شد و با زن اسکندریه ای به اسم نبتیا ازدواج کرد. سپتیموس با افراد بزرگی در دربار بطلمیوسیها مثل پوتینوس، آکیلاس و گانیمدیس آشنا میشود. بعد از مرگ بطلمیوس دوازدهم به خاطر بیماری،سپتیموس به یکی از مشاوران اصلی جانشین نوجوان یعنی بطلمیوس سیزدهم تبدیل شد. جستجوی معبد در سال 49 قبل از میلاد،سپتیموس به محفل باستانیان ملحق میشود و لقب داخل محفلی شغال (The Jackal) را میگیرد.او در این سال در کنار دیگر اعضای محفل مثل مدونامون، فلاویوس متالوس،پوتینوس و رودجک به سیوا می روند و این افراد یک نهان‌گاه بسیار قدیمی در اعماق معبد آمون پیدا میکنند.باستانیان امیدوار بودند که از این مکان بتوانند یک شئ باستانی و مخفی متعلق به ایسو پیدا کنند و از سیب عدن که داشتند هم استفاده کردند. با این حال وقتی که کاهنان معبد قبول نکردند که همکاری کنند، محفل تصمیم گرفت که یک مدجای محلی (افراد ورزیده و محافظ از یک ناحیه در مصر باستان) را که آشنایی کاملی با سیوا داشت به اسم بایک را بیاورند و از او برای باز کردن معبد قدیمی استفاده کنند. برای اینکار آنها چنزیرا که دوست پسربچه بایک خمو بود را ربودند و این پسر و مادرش را قانع میکنند که هدفشان فقط این است که با مدجای صحبت کنند. چنزیرا هم سربازان را به محل میبرد و بایک اینجا در مبارزه شکست میخورد و بی هوش می شود. او در مقابل دروازه بسته معبد آورده شد.بعد از به هوش آمدن مدونامون سیب عدن را به بایک نشان میدهد و میپرسد که در را باز کند. ولی بایک حتی یک بار هم این معبد مخفی را قبلا ندیده بود و نمیدانست چطور دروازه باید باز شود.فلاویوس که عصبانی میشود اینجا بایک را به زمین میکوبد و بعد پوتینوس فلاویوس را آرام میکند. اینجا همه اعضای محفل نقاب به صورت داشتند و بایک غیر از اینکه هویت این افراد را نمیدانست حتی درباره چیزی به اسم محفل باستانیان هم اطلاعی نداشت. اعضا به خشونت بازجویی و تهدید بایک را ادامه میدادند که بطلمیوس سیزدهم یعنی فرعون مصر هم وارد این محل میشود و تحقیق میکند. فرعون میخواهد اینجا مدونامون را کاهن آمون در سیوا منصوب کند تا روی ناحیه سیوا کنترل داشته باشد ولی باستانیان هدف خودشان یعنی پیدا کردن "قدرت خدایان" را دارند و نمیخواهند فرعون بو ببرد. وقتی که سپتیموس و بقیه اعضا پیش فرعون میروند، خمو پسر بایک موفق میشود خودش را آزادانه به یک چاقو برساند و با کمک او بایک هم خودش را آزاد میکند. فلاویوس متالوس بعد از این پسر بایک را میگیرد و با چاقو زیر گلوی خمو بایک را تهدید کرد که اگر همکاری نکند پسرش را میکشد. بایک که دستانش آزاد شده بود به سمت فلاویوس حمله میکند ولی در اثر حمله بایک او سحوا باعث مرگ پسرش خمو میشود. بعد از این هم فلاویوس از سیب عدن استفاده میکند و بایک بیهوش میشود. جنگ داخلی اسکندریه بعد از وقایع معبد آمون سپتیموس و بقیه باستانیان فکر میکردند که بایک مرده ولی دراصل بایک زنده بود و دنبال قاتلان خمو میگشت. در 48 قبل از میلاد سپتیموس و گابینیانی ها نقشه کشتن خواهر و رقیب بطلمیوس سیزدهم یعنی کلئوپاترا را میکشند و وناتور را مامور کردند. وناتور و افرادش هم به قصر کلئوپاترا در هراکلیون نفوذ میکنند که بایک و زنش آیا این توطئه را خفه میکنند. اینجا همه افراد و خود وناتور کشته میشوند. بعد از این پوتینوس که نائب السلطنه بطلمیوس بود میفهمد که ژنرال پومپه وارد مصر شده و میخواهد به کلئوپاترا علیه بطلمیوس کمک کند. پومپه رقیب ژولیوس سزار هم بود و پوتینوس برای دو هدف یعنی صعیف کردن موقعیت کلئوپاترا و همچنین جلب حمایت سزار دستور میدهد که پوپه قبل از رسیدن به کلئوپاترا کشته شود. سپتیموس با تعدادی از گابینیانی ها در این کار موفق هستند و سپتیموس پوپه را میکشد و سر او را برای بطلمیوس در اسکندریه برد. باستانیان بطلمیوس را فرعون راحت تری برای کنترل میدیدند و برای همین هم امیدوار بودند که سزار با بطلمیوس متحد شود.وقتی که سزار به تعقیب پومپه به اسکندریه رسید توسط فرعون جوان بطلمیوس سیزدهم مورد استقبال قرار گرفت.بطلمیوس میخواست حمایت سزار را جلب کند و سر پومپه را به سزار پیشکشی کرد. ولی ملاقات بطلمیوس با سزار خوب پیش نرفت و سزار از این پیشکشی اصلا خوشش نیامد و دستور داد که پومپه با آداب و رسوم رومی و با افتخار دفن شود. ملاقات بعد از این وقتی قطع شد که کلئوپاترا هم با کمک متحدانش بایک و آیا مخفیانه وارد قصر شد و با سزار صحبت کرد. او اینجا پیشنهاد ازدواج با سزار را داد و ثابت کرد که متحد بهتری نسبت به برادرش است و سزار هم قبول میکند. بایک با لوسیوس سپتیموس میجنگد بطلمیوس که حکومتش را از دست رفته میبیند با کمک باستانیان مثل سپتیموس و پوتینوس شروع به یارکشی بیشتر و استفاده از ارتش میکند. سپتیموس یکی از فرستادگان سزار را اسیر و شکنجه میکند تا به سزار خیانت کند. بعد از این هم پوتینوس سپتیموس را منع میکند و نقشه فلاویوس را میگوید که باید اسکندریه را محاصره و سزار و کلئوپاترا را داخل قصر محصور کنند. این محاصره دنبال میشود ولی با کمک بایک و آیا محاصره به نفع کلئوپاترا میشکند. بعد از شکست محاصره جنگ نیل شروع میشود و سپتیموس هم به حمایت از بطلمیوس وارد میشود. بعد از اینکه بایک پوتینوس و فیل جنگی او را شکست میدهد،سزار به بایک میگوید که الآن سپتیموس کجا است. بایک که فهمیده سپتیموس عضو باستانیان است و در مرگ پسرش نقش داشته با خشونت و حس انتقام میرود، میجنگد و بالاخره سپتیموس را هم شکست میدهد. او میخواست انتقام خمو را با کشتن سپتیموس بگیرد ولی سزار با کلئوپاترا از راه میرسند و اجازه کشتن سپتیموس را به بایک نمیدهد. بایک اینجا بسیار عصبانی میشود و سزار استدلال میکند که سپتیموس یک رومی است و باید با قوانین رومی مجازات شود. اینجا سربازان رومی دخالت فیزیکی میکنند تا بایک را که میخواست سپتیموس را بکشند متوقف کنند. بعد از این هم بایک و آیا از خدمت به کلئوپاترا عزل میشوند و در همین زمان سپتیموس و فلاویوس رومی و عضو باستانیان هم عفو میخورند. این دو بعد از این به کلئوپاترا و سزار مشورت میدهند و نفوذشان را بیشتر میکنند. باز کردن معبد کمی بعد از اینکه کلئوپاترا فرعون بی رقیب مصر شد و مقبره اسکندر کبیر باز شد، فلاویوس و سپتیموس به آن محل نفوذ و عصای اسکندر را می دزدند. این دو سیب عدن را هم با جنگ از آپولودوروس میگیرند و به سیوا میروند. با استفاده از ترکیب سیب عدن و عصای عدن، دروازه نهانگاه سیوا باز میشود. اینجا یک مدجای و دوست بایک یعنی هپفزا هم سعی کرد مانع این دو شود ولی کشته میشود. فلاویوس از سیب عدن استفاده و ذهن مردم سیوا را کنترل میکند. سپتیموس به اسکندریه و نزد سزار برمیگردد. درحالی که فلاویوس هم به سیرن برگشته است. بایک در تعقیب فلاویوس در نهایت او که قاتل اصلی خمو است را شکست میدهد و میکشد و آیا هم به دنبال سپتیموس و سزار به رم میرود. مرگ تا سال 44 قبل از میلاد سپتیموس به یکی از مباشران حلقه داخلی و اصلی سزار تبدیل میشود. آیا هم که تا این تاریخ به رم نقل مکان کرده بود و شبکه محفل پنهان شدگان را راه اندازی کرده بود در جلب نظر تعدادی از سناتورها مثل مارکوس جونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لانگینوس موفق عمل کرد. این دو عضو مخفی گروه پنهان شدگان شدند و نقشه قتل سزار را کشیدند. سزار با زمزمه های سپتیموس و دیگر اعضای باستانیان خودش را از نسل خدایان میدید و با ظلم و استبداد حکومت میکرد و سنا را نادیده میگرفت. سزار قبل از رفتن به جلسه سنا با سپتیموس حرف میزد. و سپتیموس به سزار گفت نگران نباشد چون سزار یک حاکم است که همه دوستش دارند و یک خدا است. سزار هم گفت که انتظار مخالفت از سنا را دارد ولی سپتیموس بازهم گفت جای نگرانی نیست چون او "گرگ سزار" در برابر جوجه مرغ های سنا خواهد شد. وقتی سزار رفت، سپتیموس آیا را دید که به وسط تئاتر پومپه پرید و این دو با هم میجنگند. آیا با سپتیموس دوئل میکند و اینجا سپتیموس ادعا میکند که سزار آدم معمولی نیست و او یکی از پدران دانایی است. بعد هم مرگ پسرش خمو را به آیا یادآوری میکند و به تمسخر میگوید که بهتر است آیا خودش را به او و سزار تقدیم کند. سپتیموس به مسلح به زره و بسیار درشت هیکل و آیا هم باریک تر و کوتاه تر بود ولی او سریع تر عمل کرد و بالاخره هم ضربه کشنده را او به سپتیموس میزند. منابع Lucius Septimius در اساسینز کرید ویکیا
  7. 1 امتیاز
    انجام شد / لینک به کانون طرفداران لینک به ویکیا موفق باشید
  8. 1 امتیاز
    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough بخش بعدی بخش سوّم: Vordt of the Boreal Valley لیست راهیاب راهیاب دارک سولز 3 بخش قبلی بخش اوّل: Cemetery of Ashes و Firelink Shrine بعد از گذشتن از مقدّمه بازی، به اوّلین مرحله بازی یعنی دیوارهای بلند لوتریک می رویم. جایی که چندین آیتم خوب و پایه ای برای ادامه بازی، برای جمع کردن وجود دارد. در این جا با دشمنان جدید و خطرناکی روبرو می شویم و در نهایت اوّلین شخصیّت و NPC بازی که می توانیم با خود به فایرلینک شراین ببریم نیز در همین منطقه از بازی حضور دارد. با ما همراه باشید تا در سفر به این نقطه به هیچ مشکلی بر نخورید. محتویات High Wall of Lothric ویدیوی راهنما منابع High Wall of Lothric بعد از تلپورت کردن از طریق بونفایر موجود در فایرلینک شراین، مستقیم به جلو رفته و درب چوبی را باز کرده، از پلّه ها پایین رفته و اوّلین بونفایر این منطقه را(که احتمالاً به خاطر مرگ هایتان زیاد به این نقطه باز خواهید گشت) روشن کنید. در این جا یک دو راهی به سمت چپ و یا راست وجود دارد. مسیر اصلی ما سمت چپ است امّا بنا به دلیل به دست آوردن آیتم ها ما ابتدا به سمت راست می رویم. در کنار دیوار کنار پلّه، ابتدا یک آندد کماندار وجود دارد. او را از پای در آورده و به پایین پریده. سپس به جای مستقیم رفتن دوباره به سمت چپ رفته و روی سکوی چوبی فرود بیایید و از آن جا بر روی فردی که تبر دارد از حمله هوایی استفاده کنید تا بتوانید راحت تر از شرّ این موجود خلاص شوید. این آندد های بزرگتر که در ادامه با آن ها بیشتر برخورد خواهیم داشت، از آندد ها و جنازه های معمولی به نسبت قویتر هستند و دمیج بیشتری نیز به شما وارد می کنند. ادامه داده و دشمن بعدی را نیز که نشسته از پای در آورید. از پلّه ها بالا رفته و دو سگ و آندد نیزه دار را از پای در آورید. از پلّه ها وارد شوید و وارد محوّطه ای شوید که اوضاع کمی در آن جا عجیب است. عدّه ای آندد ها در حال دعا کردن و التماس کردن به مجسّمه ای هستند و یک آندد با کمان از آن ها محافظت می کند. امّا این همه چیز نیست. یکی از آنددهای به ظاهر بی آزار جمع را اگر به حال خود رها کنید، بعد از دیدن شما تبدیل به هولای سیاه بدترکیبی می شود که طی مبارزه با گاندیر دیده بودیم. اسم این موجودات، هیولای ابیس است. قبل از این که این موجود شروع به تبدیل کند او را از پای در آورید تا برایتان دردسر نشود. Longbow و تیرها را از محوّطه جمع کنید. سپس کامل برگشته در بونفایر استراحت کنید. بعد از بلند شدن این بار به سمت چپ رفته و از پلّه ها پایین رفته و دشمنان بین مسیر را از بین ببرید. در انتهای مسیر به جای پایین رفتن از پلّه ها به سمت چپ خود دقّت کرده و از پلّکان کوچکی که در آن سمت هست بالا رفته و افراد آن جا را از پای در آورید. حین بالا رفتن از پلّه ها نیز حواس خودتان را به دشمنی که برای غافلگیر کردن شما می آید جمع کنید و او را نیز از پای در آورید. بعد از بالا رفتن از پلّه ها، دوربین شکاری را برگشته و به پایین بازگردید. از پشت دم اژدهای مرده، به سمت سکویی رفته و از آن جا پایین پریده. وارد پنجره طاقی شده و آیتم انتهای آن را برداشته و به پایین بروید. الآن دقیقاً در همان جایی هستیم که اگر از پلّه ها به جای بالا رفتن، پایین می رفتیم می رسیدیم. دشمنی که پشت جعبه ها کمین کرده را از پای درآورده و به مسیر خود ادامه دهید. و از نردبان پایین روید و دشمن دیگر را نیز در پایین نردبان ها از پای در آورید. از در روبرو بیرون رفته و مستقیم به سمت نیزه داری که کنار پلّه ها ایستاده رفته و او را نیز از پای در آورده و از پلّه ها سریعاً بالا بروید و دشمنان دیگر را نادیده بگیرید و مستقیماً به سمت درب روبرو حرکت کنید تا اژدهای ساکن در آن جا شما را نکشته و از پای در نیاورده است. درب را باز کرده و از آن عبور کنید. از پشت مشاهده کنید که چطور دیگر دشمنان در اثر آتش اژدها میسوزند و از بین می روند. در این نقطه از بازی با یکی از حقّه باز ترین و سرسخت ترین دشمنان بازی یعنی میمیک ها روبرو می شوید. این دشمنان در ابتدا شبیه یک صندوقچه بسته اند و کافی است شما درب آن را باز کنید تا هیبتی ترسناک از درون صندوقچه ظاهر شده و شروع به بلعیدن شما کند. تا اواسط بازی که جان شما به مقدار متعادلی برسد میمیک ها در حرکت اوّل شان برای بلعیدن شما بلافاصله شما را می کشند. پس باز کردن سندوقچه اصلاً و ابداً راه مناسبی برای آغاز کردن مبارزه با این نوع دشمنان نیست. به جای این موضوع به محض این که به صندوقچه ها میمیک رسیدید و متوجّه میمیک شدن آن شدید به جای باز کردن آن با قدرت تمام با اسلحه در دست تان به آن ضربه بزنید تا قبل از این که بلند شود مقدار زیادی از خون اش را برده باشید. وقتی میمیک بلند می شود، چندین نوع شربه اعم از مشت و لگد دارد امّا خطرناک ترین آن ها بقل کردنی است که به اندازه باز کردن سندوقچه در بار اوّل مرگبار است و اگیداً پیشنهاد می شود از این حمله جاخالی دهید. بعد از کشتن میمیک این اتاق، اسلحه ای که درون صندوقچه اش است را برداشته و به سمت در دیگری که در سمت دیگر اتاق قرار دارد بروید. مسیر کوتاهی که پشت درب می بینید ادامه داده و دشمنی که نزدیک در نشسته را ابتدا از پای در آورید. بعد از کشتن این موجود در این جا با گونه ای دیگر از دشمنان سرسخت دارک سولز 3 روبرو می شویم، شوالیه های لوتریک! این شوالیه ها سرسخت، قدرتمند سریع و دارای جان و خون بسیار بالایی هستند در این نقطه از بازی بدون درگیری با او سرعاً از کنارش عبور کرده و وارد اتاق پشت سرش شده و بلافاصله با سرعت به سمت راست رفته و از پلّه ها بالا روید و دوّمین بونفایر این منطقه که زیاد به آن رجوع خواهید کرد را روشن کنید. قبل از برگشتن به پایین از پلّه ها کمی منطقه را بررسی کنید و در گوشه ای از آن متوجّه تیتانید شاردی می شوید که روی زمین افتاده. آن را برداشته و پلّه هایی که بالا آمده اید را برگردید. در این جا برای برداشتن چند عدد آیتم باید اندکی به عقب برگردیم. از پلّه ها پایین رفته و دشمنان حاضر در اتاق تاریک را از بین برده و از دری که ابتدا وارد این اتاق شده اید خارج شوید و با شوالیه لوتریک روبرو شوید. حملات این دشمن بیش از هر چیز مناسب Parry کردن است. برای این کار باید دکمه ای که با آن با سپر می توان ضربه زد را در لحظه ای که دشمن مورد نظر در حال حمله به شما است فشار دهید تا حمله او دفع شود و او برای مدّتی در این حالت متوقّف و گیج می گردد، این بهترین فرصت برای وارد کردن یک ضربه کاری است. بعد از شکست دادن شوالیه یه سمت اتاقی بروید که میمیک در آن جا بود. بیخیال میمیک شده و به سمت درب دیگر بروید. سعی کنید قبل از این که اژدها محوّطه مورد نظر را کامل به آتش بکشد سه آیتم مورد نظر را از این محوّطه بردارید و برگردید. بعد از جمع کردن هر سه آیتم مربوطه و برگشتن به دوّمین بونفایری که آزاد کرده بودیم حالا نوبت به ادامه دادن مسیر اصلی این منطقه است. وارد اتاق تاریک شده و صبر کنید تا شوالیه لوتریک ( که بعد از استراحت شما در بونفایر مانند تمامی دشمنان زنده شده است) از اتاق خارج شود. بلافاصله بعد از خروج وی دشمنی که پشت جعبه ها در انتهای اتاق مخفی است را از پای در آورید و از پلّه ها پایین بروید. در طبقه پایین دو عدد دشمن منتظر اند تا در تاریکی به شما خنجر بزنند. به آن ها حمله ور شده و هر دوی آن ها را از پای در آورید. بعد از مرگ آن دو متوجّه یک نردبان می شوید که به پایین می رود. فعلاً با این نردبان و هر چه زیر آن است کاری نداریم. چرا که انتهای آن به دری بسته می خوریم که نیازمند یه کلید به خصوص است و قبل از آن به دنبال کلید آن جا می رویم. بنابراین بیخیال نردبان شده و مستقیم به سمت درب انتهای اتاق بروید. بلافاصله بعد از حارج شدن به اتاق حواستان را به سمت راستتان جمع کنید و دشمنی را که از دیوارهای آن جا بالا می آید را از پای در آورید. بعد از آن بلافاصله توجّه خود را به دشمنی که از نردبان روبرو بالا می آید معطوف کرده و او را نیز از پای در آورید و از نردبان کوچکی که شما را یک سکّو پایین می رود پایین بروید. برای عبور از بام روبرو، ابتدا حتماً به تعدادی بمب مجهّز شوید. چرا که در میانه راه بام، با یک هیولای ابیس دیگر روبرو می شوید، و برا کشتن وی هیچ راهی احمقانه تر از نزدیک شدن به وی نیست پس سعی کنید از دور و با بمب او را از پای در آورید بعلاوه این که این نوع هیولا بسیار نسبت به آتش آسیب پذیر اند. بعد از کشتن هیولای ابیس به وسیله آتش، به آن طرف بام رفته. قبل از پایین رفتن از نردبان به سمت چپ رفته و پشت یکی از بام های کوچک، اوّلین کریستال لیزارد بازی را بیابید. این موجودات، مارمولک ها آبی و درخشنده ای هستند که با کشتن شان به شما ایتم های اساسی برای ارتقای اسلحه و زره هایتان را می دهد. بعد از کشتن کریستال لیزارد، از نردبان پایین رفته. در این جا با یک دو راهی روبرو می شوید ولی قبل از آن سعی کنید دو کمانداری که از پشت دیوارها به شما ضربه می زنند را از پای در آورید. هنگام نبرد با آن ها چند آندد عادّی دیگر نیز از دیوارها بالا آمده و ظاهر می شوند. قبل از این که توسّط آن ها قیچی شوید، همه ی آن ها را از پای در آورید. بعد از کشتن دشمنان دو انتخاب دارید. از درب زیر نردبان منتهی به بام عبور کنید. یا از نردبانی که کنار کماندارها بود استفاده کنید و پایین بروید. ما از درب کنار نردبان عبور می کنیم و با دشمنان آن جا روبرو می شویم. وارد اتاق بزرگ شوید و در آن جا با شوالیه لوتریک روبرو شوید. این بار این شوالیه به جای شمشیر، اسلحه اش نیزه است، بعد از از پای در آوردن او وارد اتاقی شوید که در سمت چپ این اتاق وجود دارد. در این اتاق ابتدا سریعاً از پلّه ها بالا رفته و کماندار را بالافاصله از پای در آورید. بعد از کشن این آندد سریع روی خود را برگردانده و دشمن دیگری که قصد دارد از پشت به شما شبیخون بزند را از پای در آورید. وارد اتاق پشتی شده و دو دشمن دیگر آن جا را نیز از پای در آورید. آیتم ها را برداشته و برگردید. از راهروی منتهی به اتاق اصلی عبور کنید و حین عبور از آن جا حواستان به سمت چپ تان نیز باشد، چرا که یکی از آندد ها منتظر است تا به شما از این نقطه شبیخون بزند. از اتاقی که آندد مورد بحث در آن جا بود براودسورد را برداشته و تا انتهای راهرو بروید. از پلّه ها پایین رفته تا به طبقه ی چوبی اتاق بزرگ جدیدی که وارد آن می شوید برسید. روی مسیر چوبی ادامه بدهید تا به صندوقچه و آنددی که کنار آن نشسته است برسید. آندد را از پای در آورده و از صندوقچه یکی از بهترین سپر های بازی برای شروع بازی را بردارید. اتاقی که در ادامه با آن روبرو هستیم بسته به نحوه روبرو شدن شما با آن ممکن است سخت و اذیّت کننده باشد. ولی پیشنهاد ما برای رد کردن این منطقه پایین انداختن بمب ها از طبقات چوبی به سمت پایین و منفجر کردن بشکه های اشتعال زا در کنار دشمنان است تا بتوانید آن ها را با کمترین درگیری از پای در آورید. بعد از این که تمام بشکه ها را از بالا منفجر کردید کافی است به پایین بازگشته و دشمنان باقی مانده را نیز از پای در آورید. دشمنان این اتاق از آندد های معمولی قوی تر بوده و به راحتی توانایی کشتن شما را در چند ضربه دارا هستند. بعد از کشتن تمامی دشمنان به سراغ پلّه ای که به پایین می رود رفته و سگی که آن جاست را بکشید و از انتهای راه پلّه کلید را برداشته و برگردید. این کلید به ما در باز کردن دری که عقب تر به آن اشاره کردیم کمک می کند. حتماً تمامی گوشه کنار های اتاق را بررسی کرده و تمامی آیتم ها را بردارید. اوّلین استوس شارد بازی که تعداد استوس فلاسک های شما را افزایش می دهد در همین اتاق قرار داده شده. از اتاق بیرون رفته و در بالکن بایستید. میخواهیم در این جا از بازی با توجّه به طولانی بودن مسیر تا به این نقطه و احتمالاً تمام شدن استوس فلاسک هایتان با تمام قدرت تنها به جلو رفته و بدون کمترین درگیری ای اوّلین راه میانبر بازی را برای عبور از حجم زیادی از مسیر بازی باز کنیم. از بالکن پایین پریده و بی توجّه به آندد هایی که از زمین بلند می شوند و شوالیه ی چاق تبر دار که دور میدان می چرخد، مستقیم به سمت خروجی سمت چپ تان رفته و از بعد از عبور از آن جا به سمت راست چرخیده و با سرعت، ضمن جاخالی دادن از تیر کماندار، از پلّه ها بالا رفته و مستقیم به مسر خود ادامه دهید تا به حیاط برج برسید. بی توجّه آندد ها بلافاصله وارد برج شده و بر روی آسانسور بایستید تا فعّال شود و حرکت کند. بعد از بالا رفتن از آن جا درب برج را باز کنید و با منظره آشنایی روبرو می شوید. چنانچه با مسیر قبلی به طور کلّی آشنایی دارید با سرعت از همان پلّه های ابتدای بخش، به اوّلین بونفایر برگشته و در آن جا استراحت کنید. ویدیوی راهنما منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب
  9. 1 امتیاز
    Movyn

    آنچارتد 4 - مرحله 14

    مرحله چهاردهم - Join Me in Paradise Collectibles گنجینه: 9 تصویر ژورنال: 4 یادداشت ژورنال: 2 گفتگوی اختیاری: 6 نیتن و سم دریک در راه پیدا کردن گنج گمشده ناخدا ایوری بوده و در هر مرحله یک قدم از رقیبشان ریف ادلر جلوتر هستند. این دو در مرحله قبلی موفق به پیدا کردن اولین سرنخ کلونی‌نشینان در جزیره‌ای شدند که از داخل دوربین ناخدا ایوری دیدند. این سرنخ‌ها در نهایت این دو را به «لیبرتالیا» رسانده و این دو تا وقتی که سر و کله ریف و ارتش او پیدا نشده، می‌توانند در این کلونی جستجو کنند. آن‌ها تئوری‌های مختلفی را در این سفر مطرح کردند و حالا وقت سبک و سنگین کردن‌شان است. با این حال، هدف سم و نیتن پیدا کردن گنج گمشده هنری ایوری است تا بالاخره، آن‌ها بتوانند خطر هکتور آلکازار را از سر سم بردارند. در مرحله چهاردهم، 9 گنجینه، 4 مورد ثبت در ژورنال، 2 مورد یادداشت و 6 گفتگوی اختیاری برای جمع‌آوری وجود خواهد داشت. ناحیه تجاری لیبرتالیا - دهکده مرحله با یک میان‌پرده از رسیدن نیتن و سم دریک به لیبرتالیا شروع می‌شود و این دو درباره اینکه از کجا شروع کنند صحبت خواهند کرد. مقصد نیتن و سم رسیدن به یک برجک نگهبانی است. در ابتدای کار سم از سکو پایین می‌پرد ولی شما این کار را انجام ندهید؛ در عوض به سمت راست چرخیده و از قسمت درگاهی پنجره روی دیوار به بخش بعد بپرید. اینجا یک گاری در گوشه سمت چپ وجود دارد؛ نزدیک شده و گنجینه اول مرحله Treasure - Carved Horn Bird Sculpture (1/9) را بردارید. حالا پایین پریده و اینجا نیز جلو نروید؛ با سم باقی بمانید تا چند دیالوگ رد و بدل شود. در نهایت گفتگوی اختیاری اول مرحله Optional Conversation - “If Only Alcazar Saw it That Way” (1/6) فعال می‌شود و شما با فشردن دکمه مثلث آن را خواهید شنید. در همین قسمت که هستید، کمی دورتر در سمت راست محیط یک ساختمان با پنجره باز در طبقه دوم خواهید دید. شما می‌توانید پایین پریده یا از همین قسمت جلو رفته و روی بالکن بعدی بپرید. از اینجا نیز می‌توان با یک پرش پنجره باز را گرفت و داخل شد. در داخل این ساختمان وارد اتاق سمت راست شده و اولین یادداشت مرحله Optional Journal Note – Letter to Father (1/2) را بردارید. از اتاق خارج شده و در سمت راست راهرو از بخش تخریبی به طبقه پایین بپرید. اینجا یک مغازه آهنگری بوده است. از روی میز، شمشیر را بردارید تا یک میان‌پرده نمایش داده شود. پس از این، به آرامی سم را دنبال کنید تا صحبتی را شروع کند. در ادامه این صحبت شما یک گفتگوی اختیاری دیگر Optional Conversation - “You Suppose They Traded With Other Colonies?" (2/6) را باز و می‌توانید آن را فعال کنید. در بیرون از آهنگری و در سمت چپ، یک ساختمان وجود دارد که گوشه آن کاملا تخریب شده است. وارد شده و خودتا را به طبقه دوم برسانید اینجا یک صندلی چوبی است که با فشردن دکمه مثلث نیتن خواهد نشست. به زودی سم نیز از راه خواهد رسید و گفتگویی بین آن‌ها صورت می‌گیرد. گفتگوی اختیاری سوم زمانی تکمیل می‌شود که در هر مرتبه انتخاب دیالوگ، دکمه مثلث را بزنید تا در نهایت گفتگوی Optional Conversation - “What Are We Doing Here?" (3/6) کسب شود. در نهایت تنها انتخاب باقی مانده، دکمه دایره و ادامه دادن راه خواهد بود. از صندلی بلند شده و از بخش تخریبی ساختمان خارج شوید. ساختمان بعدی و کناری یک اصطبل است و شما باید از درب اصلی وارد شوید. به محض ورود، اسکلت یک اسب خودنمایی خواهد کرد؛ نزدیک شده تا نیتن اولین نقاشی خودش در این مرحله Optional Journal Entry – Horse Bones (1/4) را در ژورنال ثبت کند. پس از این، سم را در اصطبل دنبال کنید و پس از شنیدن صحبت او، دیالوگ اختیاری Optional Conversation - “So, What Do You Think Happened?” (4/6) را فعال کنید. از اصطبل خارج شده و در سمت چپ، شما یک لوح سنگی خواهید دید. نزدیک شده تا نیتن امکان کشین دومین نقاشی مرحله Optional Journal Entry – Pirate Code of Conduct (2/4) را داشته باشد. در سمت چپ این لوح، یک مسیر منتهی به بن‌بست است که مورد خاصی برای جمع‌آوری ندارد. در عوض در سمت راست پیشروی کرده و از پنجره وارد ساختمان شوید. وارد اتاق زیر راه‌پله شده و از روی بشکه نزدیک ورودی گنجینه دوم مرحله Treasure – Mughal Vase (2/9) را بردارید. از اتاق خارج و از بخش تخریب شده در گوشه سمت چپ ساختمان پایین بپرید. اینجا یک مجسمه بزرگ هنری ایوری وجود دارد که باید بخش پشتی آن را نگاه کنید. اینجا یک علامت روی مجسمه حک شده که توجه نیتن را جلب می‌کند. برای کشیدن نقاشی سوم مرحله Optional Journal Entry - Another Sigil (3/4) دکمه مثلث را بزنید. پس از این نقاشی، سم صحبتی خواهد کرد؛ او ا دنبال کنید تا خودش را به بند بکشد. گفتگوی اختیاری Optional Conversation - “Hey Nathan, Check It Out” (5/6) را فعال کنید تا او از صحبتی درباره اینکه کاش دوربن داشتند کند. اینجا دکمه مثلث را بزنید تا نیتن نقاشی Optional Journal Entry – Sam in the Stock (4/4) را نیز در ژورنالش ثبت کند! پس از ثبت در ژورنال، از قسمت پنجره داخل ساختمان زندان شده و جلوتر شما چند سلول خواهید دید. برای برداشتن گنجینه در سلول میانی، وارد سلول اول از سمت چپ شده و از مجرای سمت راست وارد سلول میانی شوید. حال گنجینه سوم مرحله Treasure - Ancient Stone Pot (3/9) را برداشته و مجددا به سلول قبل برگردید. از این سلول خارج شده و جلوتر از پنجره مقابل از ساختمان زندان خارج شوید. ناحیه تجاری لیبرتالیا - انبار پس از خروج از ساختمان زندان از پنجره، وارد ساختمان مقابل شوید و جلوتر در سمت چپ این محوطه، از بالای کمدی که راه را مسدود کرده به قسمت بعد بپرید. اینجا یک پلتفرم چوبی بزرگ وجود دارد که مسیر بعدی ما در زیر این پلتفرم است. از این بخش داخل شده و جلوتر در نهایت به یک انبار مخفی آذوقه خواهید رسید. جلوتر در این تونل‌ها، یک نقشه روی دیوار است که می‌توانید بررسی کنید. پس از این در انتهای این محوطه از نردبان بالا بروید. اینجا دو مسیر هست؛ ابتدا وارد مسیر سمت‌راست شده و در سمت چپ این بن‌بست گنجینه چهارم مرحله Treasure - Painted Copper Bottle (4/9) را بردارید. برگشته و حالا مسیر سمت چپ را دنبال کنید. محوطه سبز با مجسمه را رد کرده و جلوتر علامت طناب خواهید دید. در این قسمت طناب را متصل و از چاه پایین بپرید. درحالی که از طناب آویزان هستید، پایین بیایید تا از زیر این ساختمان وارد فضای باز شوید. حال با چند بار تاب خوردن، درنهایت روی پلتفرم چوبی مقابل بپرید. ناحیه تجاری لیبرتالیا - محوطه گشتی‌های شورلاین هشدار تروفی - Peaceful Resolution از این بخش به بعد، نیتن و سم چند گروه گشتی‌های شورلاین را در پیش رو دارند. طبق معمول، با دو استراتژی کلی مواجه هستیم؛ تقابل مستقیم و درگیری یا روش مخفی‌کاری. در روش مستقیم گروه‌های زیادی سرباز در پیش رو خواهند بود و باید محوطه را کاملا پاکسازی کنید. با این حال در روش مخفی‌کاری، می‌توان بدون کشتن حتی یک سرباز این گشتی‌ها را پشت سر گذاشت. اگر راهیاب مرحله قبل را دنبال کرده و هیچ سربازی را نکشته باشید، در این مرحله نیز استراتژی زیر را دنبال کرده و با نکشتن هیچ سربازی، تروفی Peaceful Resolution را به دست بیاورید. پس از پرش از طناب روی پلتفرم چوبی، جلوتر روی پلتفرم پایینی بپرید. اینجا در سمت چپ یک درگاهی پنجره وجود دارد. این بخش را رها و در گیاهان سمت راست محیط مخفی و منتظر شوید. روی ساختمان‌های بعدی، چند سرباز وجود دارند. اجازه دهید آن‌ها به عقب برگردند و در این زمان باید روی ساختمان بعد بپرید. از لبه‌ها پایین آمده و از لبه زیر پنجره برای رفتن به سمت راست این ساختمان استفاده کنید. در سمت راست روی دیواره چوبی و باز هم در سمت راست روی ساختمان مخروبه بعدی بروید. کل این مسیر حرکت از لبه دیواره‌ها است و بهتر است اصلا روی سکویی نروید. به همین شکل در حالت آویزان، از لبه‌ها گرفته و خودتان را به سما راست کل محیط برسانید. این شامل دیواره خانه خرابه، دیواره سکو و دیواره ساختمان سوم است. این یک مسیر سرراست به سمت راست در حالتی آویزان از دیواره‌ها است. مسیر درنهایت به پایان می‌رسد و شما مجبور هستید بالا و روی سکو بیایید. اینجا در سمت چپ، یک سرباز گشتی است و باید صبر کنید تا به سمت دیگر برگردد. حالا از سکو بالا رفته و پس از عبور از علفزار، چند سکوی بعد را هم جلو بروید. در گوشه سمت چپ این ساختمان، از دیواره چوبی بالا رفته و در طبقه دوم نیز با کمک کمد/سکو به طبقه بالاتر برسید. در این بخش و مسیر پشت در، یک سرباز گشتی و یک سرباز اسنایپردار در فاصله دورتر هست که البته دائم رحال بررسی مسیر بعدی شماست. مراقب این دو باشید و به محض برگشتن‌شان، از درگاهی عبور و جلوتر در سمت راست از این ساختمان خارج شوید. شما در این بخش توسط دشمنان دیده نخواهید شد؛ سریع جلو رفته و پشت درگاهی پنجره کاور بگیرید. به زودی یک سرباز سنگین و شاتگان‌دار داخل ساختمان خواهید دید. او از پله‌ها پایین و سپس به سمت راست می‌رود؛ این زمان ورود شما به این ساختمان و خروج از پنجره مقابل است. به سرعت طناب پرتاب کرده و به ساختمان بعدی برسید. اینجا نیز زیر درگاهی پنجره پریده و در سمت چپ از نردبان برای رسیدن به پلتفرم چوبی طبقه بالاتر استفاده کنید. اینجا یک سرباز بیرون هست که مرتب داخل را چک می‌کند؛ به سرعت زیر پنجره کاور بگیرید و به محض اینکه به سمت چپ رفت، بیرون بپرید، از پل عبور کنید، به آرامی از کنار او عبور و جلوتر از درگاهی گوشه سمت چپ محیط داخل شوید. این محوطه‌ها نیاز به زمان‌بندی دقیقی دارند و درصورتی که لو رفتید می‌توانید از چک‌پوینت بازی را لود کنید. در داخل این محوطه، به پایین بپرید و پشت سر از روی میز دومین یادداشت مرحله Optional Journal Note – Colonist Letter (2/2) را بردارید. به محض خروج از این بخش، قسمت بالای خروجی را نگاه کنید. از لبه‌ها گرفته و بالا سمت چپ بیایید. گنجینه پنجم مرحله Treasure - Mughal Jade Bottle (5/9) را برداشته و پایین برگردید. حال از قسمت تخریب شده این ساختمان، به قسمت تخریب شده ساختمان بعدی بپرید. جلوتر با یک پرش میله را گرفته و یکی پس از دیگری درنهایت به میله آخر برسید. اینجا تاب خورده با یک پرش لبه ساختمان را بگیرید و سپس در سمت راست و سپس بالا درنهایت به داخل این ساختمان خواهید رسید. ناحیه تجاری لیبرتالیا - دومین محوطه گشتی‌های شورلاین جلوتر رفته و در گیاهان پنهان شوید. اینجا یک بخش مواجهه دیگر با گشتی‌های شورلاین است و باید مثل بخش قبلی، شدیدا زمان‌بندی دقیقی را برای عبور و دیده نشدن در میان این سربازان داشته باشید. جلوتر از پنجره عبور و مجدد در گیاهان پنهان شوید. در همین حالت به جلو در سمت راست پیشروی کنید. شما یک ساختمان نیمه خرابه در سمت راست دارید؛ به زیر این ساختمان بروید تا علامت طناب ظاهر شود. طناب را پرتاب، بالا آمده و خودتان را به زیر پنجره سمت رخ ساختمان برسانید. در حالت آویزان به سمت چپ ساخامان و درنهایت به بالا بروید. روی بام ساختمان در گوشه سمت چپ، طناب پرتاب به ساختمان بعد برسید. در حالت آویزان، باید این ساختمان را کاملا پایین آمده و از پنجره وارد طبقه پایین شوید. در گیهان مخفی شده و جلوتر در سمت راست لبه صخره مجاور را بگیرید. حالا مثل سکانس اول باید کل مسیر را درحالتی آویزان از لبه، به سمت راست طی کنید. یک حاشیه را رد کرده و درنهایت وارد ساختمان سمت راست شوید. اینجا نقطه پایان محوطه گشتی‌ها است ولی هنوز کار تمام نشده است. درحالی که در میان گیاهان مخفی هستید، حرکات سربازان سمت در سمت چپ و پشت سر را داشته باشید و به موقع، برای سم قلاب بگیرید. برای بالا رفتن از پنجره نیز این مراقبت را باید داشته باشید و در زمان مناسب، با کمک سم وارد درگاه بالا شوید. ناحیه تجاری لیبرتالیا - ساختمان سفید از مسیر باریک چسبیده به دیوار برای رسیدن به بخش بعد استفاده کنید. حالا پایین پریده و درهای چوبی را با دکمه مثلث باز کنید. این درها خواهد شکست و شما در مقابل پرتگاه هستید؛ از مسیر باریک کنار دیوار عبور و خودتان را در سمت دیگر به ورودی این برجک برسانید. هدف بعدی بالا رفتن از برجک و رسیدن به بام آن است؛ داخل شده و از سمت چپ ورودی از نردبان بالا بروید. مجدد به بیرون رفته و از لبه‌ها برای رفتن به سمت راست، بالا و سپس چپ و مجددا داخل برجک استفاده کنید. حالا بالا رفته و درنهایت به بام برجک خواهید رسید. در گوشه سمت چپ این بخش، روی پلتفرم رفته و طناب پرتاب کنید تا با یک بار تاب خوردن و پرش به پلتفرم بعد برسید. جلوتر از پلکان عبور کرده و به سطح پایین بپرید. پیش از پیشروی، به سمت راست بروید؛ جایی که تنه یک درخت پیچ خورده در یک ساختمان مشخص است. به سمت پرتگاه بپرید تا آیکون طناب ظاهر و نیتن بتواند آن را پرتاب کند. شما با یک بار تاب خوردن باید بتوانید به بخش بعد رسیده و از اینجا گنجینه ششم مرحله Treasure - Slipjoint Claspknife (6/9) را بردارید. حال از طناب استفاده و دوباره به پلتفرم قبل برگردید. در این محل، از قسمت پنجره وارد ساختمان سفید شوید. حال در سمت راست وارد قسمت دیگر ساختمان شده و نزدیک پرتگاه شوید تا آیکون طناب ظاهر شود. طناب را پرتاب و خودتان را به بخش بعد برسانید. در سمت چپ یک مسیر باریک کنار دیوار وجود دارد؛ از این قسمت حرکت و وارد اتاق مخفی شوید. در این اتاق از روی میز گنجینه هفتم مرحله Treasure - Large Bronze Boar (7/9) را برداشته و مجددا به بخش قبل از مسیر باریک برگردید. در لبه پلتفرم چوبی، جلوتر در بالا یک میله و جای طناب دیگر هست؛ بپرید و پس از پرتاب طناب و تاب خوردن، روی پلتفرم بعد فرود بیایید. حال جلو رفته و از بخش تخریب شده دیوار عبور کنید. نیتن اینجا از یک سراشیبی خاکی سر خواهد خورد و به پایین می‌رسد. ناحیه تجاری لیبرتالیا - ساختمان اداری جلوتر در سمت راست از پلکان مدور بالا و مسیر پلکان سمت راست را دنبال کنید. در طبقه بالا روی پلتفرم بعد و بخش دیگر طبقه بپرید و از روی میز، گنجینه شماره هشت مرحله Treasure - Stout Vase (8/9) را نیز بردارید. حال به طبقه پایین برگشته و از ضلع شمال‌شرقی محوطه ساختمان اداری این بخش را ترک کنید. راهروی نسبتا طولانی را رد کرده و جلوتر یک بخش هست که نیتن باید غلطان از آن عبور کند. جلو رفته و از سکو بپرید تا در مقابل ساختمان خزانه‌داری باشید. اینجا بقایای یک نبرد سخت هنوز در گذر قرن‌ها وجود خواهد داشت. اینجا یک جنگ در گرفته بوده و سوال نیتن و سم این است که این جنگ بین کدام گروه‌ها بوده است. نیتن اینجا یک طرح در ژورنال ثبت خواهد کرد. همینجا بمانید و دیالوگ سم را گوش کنید. به زودی یک گفتگوی اختیاری باز خواهد شد. دکمه مثلث را فشار دهید تا گفتگوی Optional Conversation - “Some of These Bodies are Dressed Like Soldiers” (6/6) فعال شود. این دو متوجه این موضوع می‌شوند که جنگ در واقع بین کلونی‌نشینان و ساکنان عادی لیبرتایلا با سربازان لیبرتالیایی در گرفته بوده است. در سمت راست و ضلع شرقی این محوطه، وارد راهروهای ستون‌دار شده و جلو بروید. شما درنهایت یک تابلو، تعدادی بشکه و یک صندلی افتاده خواهید دید. گنجینه آخر مرحله Treasure - Mughal Serving Vase (9/9) در کنار همین صندلی قرار دارد. آن را برداشته و جلوتر پس از عبور از پلکان وارد ورودی ساختمان خزانه‌داری خواهید شد. پس از عبور از راهرو با مجسمه‌های حیرات‌انگیز از پریان دریایی، اهرم کنار درب را فعال کنید. در ادامه با کمک سم درب را باز کرده و وارد خزانه‌داری شوید. در اینجا میان‌پرده از ساختمان تخریب شده و خالی خزانه‌داری نمایش داده می‌شود. به این ترتیب نیتن و سم پس از این همه ماجراجویی باز هم به در بسته خوردند چون گنج گمشده ایوری و سایر دزدان دریایی از قبل از خزانه‌داری تخلیه شده است. به گفته نیتن، این کار ریف نمی‌توانسته بوده باشد چون این ساختمان به قدری خاک گرفته که در طول این چند قرن دست نخورده باقی مانده است. راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  10. 1 امتیاز
    مسابقه ماهیانه بازی‌پدیا بازی‌پدیا برای تشویق کاربران و مخاطبان به مقاله‌نویسی، اقدام به برگزاری مسابقه ماهیانه مقاله‌نویسی می‌کند. در جریان این رقابت که از ابتدای هر ماه آغاز و تا انتهای ماه دنبال می‌شود، ۵ کاربری که در طول آن ماه، بیشترین مقاله را در تمامی ویکی‌ها ارسال کرده باشند معرفی خواهند شد. جوایز برنگان این مسابقه، به ترتیب زیر خواهد بود. نفر اول، صد هزارتومان جایزه نقدی نفر دوم، هشتاد هزارتومان جایزه نقدی نفر سوم، هفاد هزارتومان جایزه نقدی نفر چهارم، شصت هزارتومان جایزه نقدی نفر پنجم، پنجاه هزارتومان جایزه نقدی شرایط شرکت در مسابقه برای شرکت در مسابقه ماهیانه بازی‌پدیا، ابتدا باید در سایت ثبت‌نام نمود. همه کاربران پس از ثبت‌نام امکان ارسال مقاله در بخش ویکی را دارند و پس از ارسال یک مقاله تایید شده، به گروه کاربری بالاتری ارتقا پیدا خواهند کرد. در گروه کاربری جدید، کاربران علاوه بر امکان ارسال مقاله، امکان ویرایش مقاله‌های ویکی را نیز پیدا می‌کنند و می‌توانند مقاله‌های مختلف سایت را نیز بروزرسانی کنند. قوانین شرکت در مسابقه بازی‌پدیا به عنوان یک سایت سرگرمی و محتوایی فارسی زبان که در ایران فعالیت می‌کند، خود را ملزم به رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌داند. از همین رو رعایت قوانین جاری سایت برای فعالیت در آن ضروری است. همه مقاله‌هایی که کاربران در بازی‌پدیا ارسال می‌کنند، مقاله‌های از نوع ویکی هستند. به این معنی که در ساخته شدن آن‌ها، از روش ویکی‌نویسی استفاده می‌شود. به این ترتیب مطالعه آموزش‌ها و قوانین «ویکی‌نویسی» مفید بوده و رعایت آن‌ها باعث ماندن مقالات در فضای دانشنامه خواهد شد و مقالاتی که اصول اولیه مقاله‌نویسی در آن رعایت نشده باشد، به زودی حذف و از آمار شرکت در مسابقه کاربر ارسال کننده کسر خواهد شد. جدید: هر کدام از شرکت کنندگان باید حداقل 10 مقاله ارسال کرده باشند تا واجد شرایط بردن جایزه نقدی باشن
  11. 1 امتیاز
    Movyn

    فار کرای 3

    فار کرای 3 Far Cry 3 سازنده یوبی‌سافت مونترال ناشر یوبی‌سافت کارگردان پاتریک پلوردی پاتریک مثی نویسندگان جفری یوهالم لوسین سولبان لب کو موسیقی متن برایان تایلر پلتفرم‌ها پلی‌استیشن 3، ایکس‌باکس 360، ویندوز، پلی‌استیشن 4، ایکس‌باکس وان انتشار 4 دسامبر 2012 (آمریکای شمالی) سبک اکشن ماجراجویی، شوتر اول شخص، جهان‌باز حالت‌ها تک‌نفره، چندنفره فار کرای 3 (انگلیسی: Far Cry 3) یک بازی ویدیویی در سبک اکشن-ماجراجویی اول شخص و جهان-باز است که توسط استودیو یوبی‌سافت مونترال ساخته و یوبی‌سافت نیز آن را منتشر کرده است. یوبی‌سافت این بازی را در اواخر 2012 برای پلتفرم‌های ایکس‌باکس 360، ویندوز و پلی‌استیشن 3 منتشر کرد. داستان بازی فار کرای 3 در یک جزیره گرمسیری واقع در میان آب‌های اقیانوس هند و آرام رخ می‌دهد. شخصیت اصلی بازی جیسون برادی، همراه با دوستانش برای تعطیلات به این جزیره آمده‌اند ولی پس از ربوده شدنشان توسط دزدان دریایی، جیسون موفق به فرار شده و در ادامه همه تلاش او نجات دادن بقیه دوستانش است. سومین بازی اصلی از سری فار کرای پس از عرضه موفق به دریافت بازخوردهای بسیار مثبتی از جانب منتقدین و طرفداران گردید. منتقدین عمدتا طراحی دنیای بازی، گیم‌پلی و داستان باز و شخصیت‌پردازی به خصوص ضدقهرمان بازی یعنی واس را از نقاط جذاب بازی قلمداد کردند. با این حال این بازی به خاطر بخش چندنفره با نقدهای منفی نیز مواجه شد. با توجه به موفقیت جالب توجه این بازی، یوبی‌سافت انتشار بازی بعدی برای این سری یعنی فار کرای 4 را نیز تایید کرده بود. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها فروش جوایز گالری منابع گیم‌پلی فار کرای 3 یک بازی اول شخص شوتر، با نقشه‌ای جهان‌باز و برخی المان‌های بازی‌های نقش‌آفرینی عمچون امتیاز تجربه، درخت مهارت و سیستم کرفتینگ است. به عنوان یک بازی شوتر، بازیکن قادر به کاورگیری پشت اجسام، هدف‌گیری و تیراندازی یا تیراندازی کورکورانه است. مبارزات شامل گیم‌پلی مخفی کاری و کشتن بی رو صدا، در حالتی است که دشمن متوجه حضور بازیکن نشده باشد. سلاح‌های سرد و گرم قابل استفاده، به راحتی قابل تجهیز و انتخاب هستند و بازیکن با داشتن امتیازات کافی می‌تواند سلاح‌های جدید خریداری کند. همچنین بخش کرفتینگ و ارتقا تجیزات به منابع مختلفی که از شکار حیوانات حاصل می‌شود نیازمند است. بازیکن از طریق بالا رفتن و خرابکاری تجهیزات در در برج رادیویی، می‌تواند مناطق کشف نشده نقشه را آزاد و به مراحل و فعالیت‌های قابل انجام این محوطه‌ها پی ببرد. بازیکن از طریق تکمیل مراحل اصلی، داستان بازی را پیش خواهد برد. با این حال تعداد زیادی ماموریت و فعالیت جانبی همچون حمله و آزاد کردن پاسگاه‌های دزدان، نجات اسرا، کمک به متحدان در مبارزه با دزدان، مراحل شکار و ... نیز در نقشه بازی مشخص خواهد شد. با انجام این مراحل، برای بازیکن امتیاز، پول و گاهی نیز وسیله جدیدی مثل سلاح باز خواهد شد. درخت مهارت‌ها شامل سه شاخه عنکبوت (مهارت‌های مخفی‌کاری)، حَواصیل یا مرغ ماهی‌خوار (مهارت‌های مبارزات از راه دور و جابجایی) و کوسه (مبارزات و استقامت) طبقه‌بندی می‌شوند. با کسب هر مهارت، جیسون یک تتو روی بدنش ظاهر خواهد شد. داستان جیسون برادی در تعطیلات همراه با گروهی از دوستانش در بانگکوک هستند و برای برادر کوچک‌تر جیسون یعنی رایلی که گواهی خلبانی گرفته جشن گرفته‌اند. این گروه در ادامه تعطیلات تصمیم به پرواز و سپس پرش از ارتفاع گرفتند. با این حال این گروه در جزیره غریبه‌ای فرود می‌آیند که دزدان دریایی از آن به عنوان مخفی‌گاه استفاده می‌کرده‌اند. گروه بدین ترتیب توسط دزدان دریایی اسیر گرفته می‌شوند. جیسون در قفسی همراه با برادرش گرنت برادی، به زودی شاهد واس، فرمانده دزدان دریایی است و او خواهد گفت که اول به عنوان بهای آزادی از پدر و مادرشان باج خواهد گرفت و بعد از این، آن‌ها را برای بردگی خواهد فروخت. جیسون با کمک برادرش گرنت از اسارت آزاد و این دو از قفس می‌گریزند. این دو سپس مخفیانه از کمپ دزدان خارج می‌شوند ولی به زودی با حمله دزدان مواجه و مجبور به فرار خواهند شد. در حین فرار، گرنت توسط واس شدیدا مجروح و با وجود تلاش جیسون، او مقابلش خواهد مرد و در ادامه نیز جیسون چاره‌ای جز فرار ندارد. او درنهایت توسط مردی به نام دنیس نجات پیدا کرد؛ یکی از اهالی قبیله راکیات که بومی این جزیره یعنی جزیره روک بود. به گفته دنیس، بومیان راکیات هم مدت‌ها است که از دزدان دریایی در رنج هستند. او در ادامه یک تتو از جنگجوی راکیات را به او خواهد داد چون روح جنگجویی را در جیسون می‌بیند. هنوز بقیه دوستان جیسون مفقود هستند و او باید آن‌ها را پیدا کند. به این ترتیب جیسون با بومیان راکیات متحد خواهد شد و به آن‌ها در افزایش نفوذشان در جزیره و مبارزه با دزدان دریایی کمک می‌کند. او به زودی یکی از دوستانش یعنی دیزی را در خانه دکتر ارن‌هارت پیدا می‌کند و مطمئن می‌شود که حالش خوب است. جیسون پس از این نیز مجددا به کمک راکیاتی‌ها می‌رود و دستاوردهای مختلفی را در مبارزه با دزدان دریایی به دست خواهد آورد. شجاعت و روح جنگجویی مخفی او که حالا بیش از هر زمان دیگری آزاد شده بود، اهالی راکیات را تحت تاثیر قرار داد و او به دومین خارجی و غیر بومی تبدیل شد، که اجازه وارد شدن به «معبد مقدس» بومیان را پیدا کرد. دنیس که متولد لیبریا بود درواقع اولین خارجی بود که چنین اجازه‌ای پیدا کرده بود. در این معبد، جیسون با رهبر قبیله یعنی سیترا ملاقات کرد و سیترا، بعد از اینکه جیسون موفق به پیدا کردن و برگرداندن «خنجر اژدهای نقره‌ای» شد، او را رسما به جمع راکیاتی‌ها پذیرفت. خنجر نقره‌ای یک شی مقدس و گمشده بود که جیسون قبلا در یکی از رویاهایش هم دیده بود. بعد از این، جیسون مجموعه زیادی از مراحل و ماموریت‌ها را نیز برای راکیاتی‌ها انجام داد و دیگر دوستانش همچون کیث، اولیور و دوست‌دختر خودش یعنی لیزا را هم از اسارت دزدان نجات داد. کارها و کمک‌های جیسون باعث شد تا راکیاتی‌ها رفته رفته جزیره را از نفوذ دزدان خارج کنند. او به دیگر چهره‌های جزیره مثل دکتر ارن‌هارت و همچنین یک عامل CIA به نام ویلیس هانتلی نیز در پیشبرد کارهایشان کمک کرد. واس جیسون چند تقابل با واس نیز خواهد داشت و متوجه این موضوع می‌شود که واس در واقع توسط تاجر دیگری به نام هویت ولکر استخدام شده است. هویت یک تاجر برده، و واس نیز به عنوان فرمانده دزدان دریایی، برادر سیترا بود. در طول ماموریت‌ها، جیسون رفته رفته از یک جوان معمولی به یک جنگجو و مبارز نترس تبدیل خواهد شد و مورد احترام اهالی راکیات قرار می‌گیرد. او هرچه بیشتر می‌کشد، بیشتر از دوستانی که مشغول نجات‌دادنشان است دور می‌شود. بعد از اینکه سیترا از جیسون می‌خواهد که در جزیره و با راکیاتی‌ها بماند، او به خانه دکتر ارن‌هارت رفت؛ جایی که بقیه دوستان نجات‌یافته مخفی شده و در حال تعمیر قایق برای فرار از جزیره بودند. او در این نقطه، به قدری از دوستانش دور شده بود که به آن‌ها گفت که قصد دارد در جزیره باقی بماند که باعث ناراحتی لیزا شده بود. جیسون دیگر احساسی نسبت به لیزا نداشت و از طرفی دیگر، سیترا نیز قبلا به او موادی داده بود و جیسون حالا به سیترا علاقه داشت. او پس از خداحافظی از دوستانش به مقر دزدان دریایی رفت. او در ادامه توسط واس اسیر می‌شود و به قصد کشتن او از دره پایین انداخته می‌شود. با این حال او زنده می‌ماند و مجددا به سمت واس خواهد رفت. پس از کشتن تعداد زیادی از دزدان دریایی، او درنهایت به انبار رسیده و با واس مبارزه می‌کند. در این محل، او وارد شرایط توهمی شده و تصور می‌کند با چند واس مبارزه می‌کند. او درنهایت به آخرین واس رسیده و پس از این مبارزه نهایی، جیسون خنجر اژدها را در سینه واس فرو خواهد کرد. پس از این، جیسون نیز درست کنار جسد واس می‌افتد. هویت ولکر جیسون مدتی بعد در معبد و کنار سیترا به هوش آمد و به او قول داد تا هویت را برای او بکشد. در ادامه، هانتلی به جیسون کمک می‌کند تا وارد جزیره هویت شود و او در اینجا، با کمک سم بکر در ارتش شخصی هویت نفوذ می‌کند. جیسون در اینجا پی می‌برد که برادرش رایلی که تصور می‌کرد مرده، هنوز زنده ولی زندانی هویت است. جیسون که در میان نیروهای هویت نفوذ کرده بود، موفق به جلب اعتماد هویت شده و توسط او به یک بازی پوکر دعوت می شود. جیسون و بکر نقشه کشتن هویت در زمان بازی را کشیده و در اتاق هویت پشت میز او می‌نشینند. با این حال، هویت که به این موضوع پی برده بود، ناگهان بکر را با یک ضربه چاقو می‌کشد. بعد از این، او و جیسون درگیر شده و در این درگیری نیز جیسون به بهای قطع شدن نصف انگشتش هویت را خواهد کشت. او سپس رایلی را نجات داده و صحبتی کوتاه هم از طریق رادیو با با لیزا خواهد داشت که این ارتباط ناگهان قطع می‌شود. جیسون و رایلی سپس به خانه دکتر ارن‌هارت رفته و آنجا را در حال سوختن می‌بینند. ارن‌هارت قبل از مرگش خواهد گفت که دوستان جیسون توسط راکیاتی‌ها مورد حمله قرار گرفته و ربوده شدند. جیسون سپس به معبد رفته و از سیترا خواهد پرسید که چرا دوستانش را دزدیده که سیترا او را مجددا با موادی وارد حالت متوهم می‌کند. سیترا به جیسون می‌گوید که عاشق او شده و باور دارد که جیسون یک جنگجوی شجاع و قدرتمند و یک اسطوره راکیاتی است. او سپس در عالم توهم، سعی داشت به جیسون این موضوع را منتقل کند که در مسیری که قرار گرفته، لیزا یک هیولا است و مانع جیسون در راکیات خواهد شد. پس از این، جیسون درحالی از توهم خارج می‌شود که خودش را در مقابل لیزا می‌بیند. لیزا همراه با دیگر دوستان جیسون بسته شده و جیسون نیز خنجری را زیر گلوی لیزا گذاشته است. در اینجا جیسون می‌تواند لیزا را بکشد یا اجازه دهد زنده بماند. او اگر لیزا را بکشد، با سیترا متحد می‌شود و اگر لیزا را نکشد، دوستانش آزاد خواهند شد. او اگر دوستانش را آزاد کند، سیترا به جیسون التماس خواهد کرد که در جزیره بماند. در ادامه دنیس که شدیدا عصبانی است قصد کشتن جیسون را دارد که با فداکاری سیترا و به بهای جان خودش، جیسون را نجات می‌دهد. جیسون و دوستانش پس از این از جزیره فرار می‌کنند. جیسون در اینجا خواهد گفت که با وجود کشتن تعداد زیادی از انسان‌ها و اینکه درواقع به یک هیولا تبدیل شده، او می‌داند که در اعماق وجودش می‌تواند شخص بهتری باشد. با این حال، جیسون اگر لیزا را بکشد، او در جزیره و پیش سیترا خواهد ماند. مدتی بعد، سیترا خنجری در سینه جیسون فرو می‌کند و خواهد گفت که بچه‌ این دو که در راه است، روزی رهبر راکیات خواهد شد. ساخت و توسعه اولین بار در آگوست 2010 بود که PC Gamer خبر از توسعه بازی فار کرای 3 توسط استودیو یوبی‌سافت مونترال داد. پس از این برخی خرده‌فروشی‌ها نیز به شکل اتفاقی خبر از عرضه بازی در سال 2010 دادند که البته این اتفاق هرگز رخ نداد. پس از این نیز یوبی‌سافت شایعات عرضه بازی در اکتبر 2011 را نیز نه تایید و نه تکذیب کرد. پس از این دیگر منابع مثل مجله رسمی پلی‌استیشن نیز خبر از عرضه فار کرای 3 در اواخر 2011 داد که پیش‌بینی نیز کرده بود بازی در E3 2011 معرفی شود. جفری یوهالم، نویسنده بازی این ادعا را مطرح کرد که داستان بازی قصد گفتن این موضوع را دارد که «شلیک و تیراندازی چیست و این کار با انسانیت چه می‌کند». جیسون برادی قهرمان بازی، یک سرباز آموزش دیده نیست بلکه یک مرد همه کاره است، یعنی انسانی عادی که در موقعیت‌های سخت قرار می‌گیرد و در راهی که پیش می‌رود، مجبور به کشتن و تبدیل شدن به یک قاتل می‌شود. به گفته یوهالم، این خط داستانی بررسی می‌کند که «چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر شخصی در موقعیتی قرار بگیرد که باید دقیقه به دقیقه برای بقای خودش بجنگد و دوستانش را نجات دهد؟ آیا او یک اسلحه برمی‌دارد و این مسیر چه تاثیری در شخصیت و رح او خواهد گذاشت؟». بازتاب‌ها نقد و بررسی‌ها میانگین امتیازات متاکریتیک (X360) 91/100 (PS3) 90/100 (PC) 88/100 امتیازات منتقدین یوروگیمر 10/10 اج 8/10 گیم اینفورمر 9/10 گیم‌اسپات 9/10 IGN 9/10 گیم‌تریلرز 8٫6/10 گیمزرادار 4٫5/5 فار کرای 3 با دریافت امتیازهای متای 91 (ایکس‌باکس 360)، 90 (پلی‌استیشن 3) و 88 (PC) نقدهای بسیار مثبت و درخشانی را از جانب منتقدین صنعت گیم به خود جلب کرده است. این بازی به طور کلی از جمله ستایش‌شده‌ترین بازی‌های سال 2012 بوده و منتدقین و طرفداران را به خاطر فاکتورهای نظیر طراحی محیط، گرافیک، داستان، طراحی مراحل و شخصیت‌پردازی بازی خصوصا شخصیت ضدقهرمان یعنی واس این بازی را با امتیازات فوق‌العاده مواجه کردند. یوروگیمر به این بازی امتیاز کامل 10 را داد و ادعا کرد که فار کرای 3، شامل بهترین چیزهایی می‌شود که در یک بازی جهان-باز می‌تواند وجود داشته باشد. گیم‌اینفورمر به بازی امتیاز 9 از 10 را داد و آن را به خاطر داستان جذاب، گردش در دنیای جهان-باز بازی و گیم‌پلی تحسین کرد. گیم تریلرز نیز به بازی امتیاز 8٫6 داد و درحالی که بخش‌هایی نظیر داستان، شخصیت‌پردازی‌ها و تشابهاتش با اساسینز کرید 3 را شایسته تمجید دیده است، این نکته را ذکر کرده که با گذشت هر چه بیشتر بازی، محیط جزیره تکراری حس خواهد شد. IGN نیز به بازی امتیاز 9 را داد و صداگذاری و شخصیت‌پردازی عالی، دشمنان و مبارزات غیر قابل پیش‌بینی و طراحی محیطی و دنیای جهان-باز بازی را از نقاط مثبت بازی برشمرده است. برخی منتقدین البته داستان بازی را غیرواقع‌گرایانه، شخصیت‌ها را نه چندان دوست داشتنی و به یاد ماندنی و روایت داستانی را دارای تناقض دیده‌اند. فروش فار کرای 3 از حیث مالی با فروش بیش از 6 میلیون نسخه در سال اول، موفقیت بزرگی برای یوبی‌سافت بوده است. این شرکت تا اواخر 2014 بیش از 10 میلیون نسخه از این بازی را عرضه کرده است. جوایز فار کرای 3 از زمان معرفی تا عرضه توسط منابع مختلفی کاندیدای جوایز در رشته‌های مختلف شده که در برخی نیز موفق به کسب جایزه نهایی نیز گردیده است. بازی سال، بهترین داستان‌سرایی، بهترین گرافیک، بهترین تکنولوژی، بهترین دیالوگ‌ها، بهترین شخصیت‌پردازی، بهترین بازی اکشن ماجرایی، بهترین موسیقی، بهترین سکانس و لحظه و ... از جمله رشته‌هایی هستند که فار کرای 3 موفق به کسب نامزدی و حتی بردن جایزه نهایی در فاصله سال‌های 2012 و 2013 شده است. گالری منابع Far Cry 3 در وب‌گاه ویکی‌پدیا Far Cry 3 در وب‌گاه فار کرای ویکیا
  12. 1 امتیاز
    Meysam

    هنری ایوری

    هنری ایوری Henry Avery تولد 23 اگوست 1659 مرگ سپتامبر 1718 کشتی فنسی در لیبرتالیا - ماداگاسکار ملیت انگلیسی جنسیت مذکر اتحادها توماس تیو آدام بالدریج آن بونی کریستوفر کاندنت ادوارد انگلند جوزف فارل ریچارد وانت طارق ابن ملک ویلیام میس یزید البصره گای وود حضور آنچارتد 4: پایان یک دزد پیشه ناخدای دزد دریایی، ملوان سابق نیروی سلطنتی دریایی انگلیس ناخدا هنری ایوری (انگلیسی: Captain Henry Avery) همچنین به هنری ایوری و بنجامین بریجمن (Benjamin Bridgeman) و شاه دزدان دریایی (the King of Pyrates) نیز شناخته میشود. او یک دزد دریایی انگلیسی بود که به خاطر بزرگترین دزدی قرن 1600 مشهور است و به خاطر آن به مرد تحت تعقیب در کل جهان تبدیل شده بود. او و گروهش موفق میشوند به دور از چشم قدرت ها و مخفیانه با ثروت عظیم که داشتند کلونی و جامعه ای مخصوص دزدان دریایی ایجاد کنند که لیبرتالیا نام داشت. از دید بقیه دنیا گنج گمشده او تا سالها و قرن های بعد هم آرزو و هدف جویندگان گنج بود. از جمله کاساندرا مورگان که تحقیقاتش را نوشت ولی مرد. اما بچه های او یعنی سم و نیتن دریک روزی موفق میشوند تا تحقیقات مادرشان را ثابت کنند و گنج را پیدا کنند. ایوری از نظر فیزیکی در بازی آنچارتد 4: پایان یک دزد حضور ندارد ولی تمام هدف نیتن و سم پیدا کردن گنج گمشده ایوری است. آنها تقریبا در همه جا نفوذی که این دزد دریایی به جا گذاشته را می بینند و روشی که برای ساختن آرمانشهر دزدان دریایی پی گرفته را دنبال میکنند. در انتها هم همه طرفیت که دنبال گنج ایوری هستند جسد او را پیدا میکنند. محتویات بیوگرافی دزدی گانزوی یا گنج سواهی آرمانشهر دزدان وقایع در آنچارتد 4 منابع بیوگرافی I am a Man of Fortune, and I must seek my Fortune. من مرد اقبال هستم، و باید دنبال اقبال خودم باشم. - هنری ایوری در 1694 هنری ایوری در 23 اگوست 1659 در شهر دوون انگلیس به دنبا آمد و در جوانی به نیروی دریایی انگلیس ملحق شد.او برای به دست آوردن ثروت بیشتر از نیروی دریایی جدا میشود و ناخدای کشتی the Fancy میشود. دزدی گانزوی یا گنج سواهی در اگوست 1695 ایوری با کشتی فنسی قوای خودش را چند دزد دریایی دیگر از جمله توماس تیو یکی میکند و به تنگه باب المندب می روند. درست است که تیو تجربه بیشتر داشت ولی درآخر ایوری دریاسالار انتخاب شد و هدایت همه ناوگان ها را در اختیار داشت. او اینجا فرماندهی چیزی بیش از 400 دزد دریایی را در اختیار داشت. در این محل آنها برای کشتی های گورکانی که از هند به مکه می رفتند کمین می کنند. در بین کشتیها یک کشتی پر از گنج 1600 تنی به اسم گنج سواهی یا گانزوی بود که هدف اصلی دزدان دریایی بود. بعد از ۴ روز دزدان بالاخره گانزوی را در دامشان می اندازند و در جنگی که در میگیرد در طرف دزدان دریایی، کشتی فنسی ایوری، پرل برای ویلیام میس و کشتی پورتسموس ادونچر برای جوزف فارل حضور داشتند. کشتی ایوری از نوع Man-O-War و بسیار عظیم بود و به تنهایی گانزوی را روی آب فلج کرد. کشتی که دیگر نمیتوانست جلو برود ایوری و مردانش راهشان را به داخل گانزوی باز میکنند. بقیه دزدان ازجمله مردان کشتی پرل هم ملحق میشوند و جنگ داخل کشتی دو تا سه ساعت به می کشد. در انتها هندی ها تسلیم میشوند و ایوری هم بسیاری از افرادش را از دست می دهد. ولی ثروت گانزوی که حدود 600 هزار پوند ارزش داشت را تصاحب میکنند. جواهرات، فلزات قیمتی و ... که ایوری را به ثروتمندترین دزدان دریایی تاریخ تبدیل میکرد. آرمانشهر دزدان ایوری و 5 ناخدای بزرگ دزد که با او بودند بزرگ ترین ثروت را به دست آوردند و تصمیم گرفتند برای دزدان دریایی آرمانشهر آزاد و مستقل از قدرت هایی مثل انگلیس ایجاد کنند. او به ماداگاسکار رفت تا لیبرتالیا را تاسیس کند و با ثروت همه دزدان دریایی معماران و مهندسان و شهرسازان استخدام شدند. مجسمه هایی از ایوری و بقیه دزدان نیز ساخته میشود تا کلونی با شکوهی تحت قوانین دزدان دریایی و برای دزدان دریایی تاسیس شود. ایوری و تیو بعد از این داستان سنت دیسمس را منبع قرار میدهند. یعنی یکی از دو نفر دزدی که در روز مصلوب شدن کنار حضرت عیسی مصلوب میشوند. در این داستان انجیل دیسمس که کنار حضرت مسیح بود از دزدی هایش توبه میکند و به خدای عیسی ایمان پیدا میکند.مسیح هم او را آمرزیده میخواند و قول میدهد پس از مرگ او را با خودش به بهشت ببرد.ایوری و تیو با این داستان تعدادی صلیب سنت دیسمس ساختند و برای بسیاری از ناخدایان دزد میفرستند. تشویق میکنند که مثل دیسمس از دزدی در بیایند و توبه کنند. و کسانی که لیاقتشان را ثابت کنند بهشت منتظرشان خواهد بود. تیو و ایوری در گورستان و کلیسای سنت دیسمس اسکاتلند (جایی که ایوری آخرین بار در اسکاتلند دیده شده است) می روند و با مهندسان و معماران غاری مخفی طراحی میکنند که پازل و تله های زیادی داشت. و هر کس که به دعوت ایوری جواب میداد باید از این غارها زنده بیرون می آمد.و به بهشت (یعنی ماداگاسکار و لیبرتالیا) میرفت. در کل 12 ناخدای بزرگ و ثروت آنها در لیبرتالیا جمع میشوند و برای سال ها جامعه شان رشد میکند. هرکدام عمارت بزرگی در بخش دیگر کلونی می سازند که عمارت ایوری بزرگ ترین عمارت است.تا اینکه ثروت عظیم جمع شده ناخداها در یک جا بالاخره باعث میشود تا دوباره به راه قبل برگردند و وسوسه شوند. 12 ناخدا اول همه گنجها را از کلونی خارج میکنند که باعث شورش کلونی نشین ها میشود. ایوری و بقیه دزدان این شورش را با خون و شمشیر سرکوب میکنند. بعد از این 12 دزد با هم به اختلاف میخورند. ایوری نقشه میکشد و تیو اجرا میکند. و دیگر ناخداها را به عمارت تیو دعوت میکنند تا صحبت کنند. اینجا ایوری و تیو 10 ناخدای دیگر را مسموم کردند و صاحب گنج تمام آنها می شوند. تیو در هر مرحله چاره ای جز اطاعت ایوری نداشت و از اینکه لیبرتالیا به خاطر ایوری نابود شده بود متنفر بود. در موقع فرار تیو به مردانش دستور حمله به مردان ایوری را میدهد و این دو گروه می جنگند. جنگ باعث فلج شدن کشتی های این دو میشود. سپس جنگ به داخل کشتی فنسی کشیده میشود و تیو و ایوری با هم میجنگند تا اینکه هر دویشان در کنار آن همه گنج و ثروت کشته میشوند. وقایع در آنچارتد 4 سم و نیتن دریک رقابتی با ریف ادلر و شورلاین شروع میکنند تا گنج گمشده ایوری را پیدا کنند. سم و نیتن در هر مرحله متوجه راهی که ایوری برای ساخت لیبرتالیا کرده میشوند و درنهایت هم کشتی را پیدا میکنند. نیتن برای نجات برادرش وارد کشتی میشود و با ریف ادلر درگیر میشود. او و ریف با شمشیرهای تیو و ایوری با هم میجنگند. ریف برای گنج میجنگد و کشته میشود ولی نیتن به خاطر برادرش میجنگد و درنهایت هم ریف را میکشد. بعد از این هم سم و نیتن وقتی که کشتی گنج و اجساد ایوری و تیو درحال غرق شدن بودند از کشتی خارج میشوند. منابع Henry Avery در آنچارتد ویکیا
  13. 1 امتیاز
    Movyn

    آنچارتد 4 - مرحله 8

    مرحله هشتم - The Grave of Henry Avery Collectibles گنجینه: 11 تصاویر ژورنال: 2 یادداشت‌های ژورنال: 1 گفتگوهای اختیاری: 2 در مرحله هفتم بازی آنچارتد 4، شما موفق به ربودن صلیب سنت دیسمیس از ساختمان حراجی و فرار از محل شدید. این صلیب، حاوی سندی قدیمی و سرنخ بعدی شما در اسکاتلند بود. به این ترتیب شما برای دنبال کردن سرنخ بعدی منتهی به گنج گمشده ایوری به اسکاتلند رسیده‌اید و باید راه خود را تا رسیدن به گورستان کلیسا دنبال کنید. این مرحله، نسبتا طولانی و شامل موارد جمع‌کردنی زیادی است. در این مرحله شما 11 گنجینه، 2 مورد ثبت در ژورنال، 1 مورد سند و 2 مورد گفتگوی اختیاری باید جمع‌آوری کنید. با دنبال کردن این راهیاب تصویری، این موارد نیز قابل مشاهده و پیدا کردن هستند. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - محوطه شروع مرحله مرحله با یک میان‌پرده شروع می‌شود و نیتن ابتدا کلیسا و سپس چند صد متر در طرف مقابل، محوطه گورستان را از دور و با دوربین نگاه می‌کند. بعد از صحبت با سالی، شما کنترل نیتن را ر اختیار می‌گیرید و مرحله را همراه با سم شروع می‌کنید. سم را پایین دنبال کرده و وقتی پایین پریدید، به جای دنبال کردن سم در راست، در سمت چپ حرکت کرده و جلو بروید تا یک راه در سمت چپ معلوم شود. شما این مسیر سمت چپ و سربالایی را کمی که بالا بروید، درخشش گنجینه اول مرحله دیده می‌شود. نزدیک شده و اولین گنجینه Treasure - Redware and Silver Jug Flask (1/11) را بردارید. حالا برگشته و به سمت سم بروید. همین خط را دنبال کنید؛ شما در جلوتر و دوردست یک صخره بزرگ خواهید دید که برف روی آن نشسته است. به سمت آن صخره بروید تا اینکه بایستی به سکوی پایین بپرید. این سکو منتهی به غاری در دل همین صخره برفی است. وارد غار شده، و این داخل گنجینه دوم Treasure – Bronze Boar (2/11) را بردارید. از غار بیرون رفته و جلوتر با بالا رفتن از صخره به مسیر اول و اصلی برگردید. مسیر سمت راست را ادامه و سم را دنبال کنید. شما به زودی به محلی می‌رسید که با یک پرش روی سراشیبی سنگی می‌افتید. هدف شما سر خوردن و پایین رفتن از سراشیبی نیست، بلکه سر خوردن به سمت دیگر و صخره سمت راست این سراشیبی است. روی این صخره نیز مسیر کوتاه تا پایین پریدن روی صخره بعدی را دنبال کنید. اینجا در لبه پرتگاه یک تنه درخت و طناب است؛ با دکمه L1 طناب را متصل کرده و از پرتگاه پایین بپرید. در حالی که L1 را پایین نگه داشته‌اید، از صخره پایین بیایید. وقتی به سطح برسید، میان‌پرده از حضور تجهیزات شورلاین خواهید دید. نیتن می‌گوید که فکر می‌کرده شورلاین و افراد ریف الآن باید در محوطه کلیسا باشند که تیراندازی شروع و مشخص می‌شود که تعدادی سرباز شورلاین نیز در محوطه گورستان خواهند بود. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - نزدیک ویرانه‌ها پشت جعبه‌ها کاور گرفته و این دو سرباز را در مقابل‌تان بکشید. این سربازها خشاب‌های Para .45 می‌اندازند و شما هم همین سلاح را در اختیار دارید. خشاب‌هایشان را برداشته و از مسیر سمت راست و سربالایی روی صخره مسیرتان را ادامه دهید. جلو رفته و در سمت چپ راه برفی را دنبال کنید تا به محوطه ویرانه‌ها می‌رسید. روی پلتفرم‌های پایینی در سمت راست محوطه پریده و خودتان را به سطح پایین برسانید. اینجا هم جعبه‌های آبی شورلاین وجود دارد پس انتظار یک مبارزه و زد و خورد دیگر را باید داشت. جلوتر تقریبا در مرکز محوطه و روبروی دروازه شما تعدادی جعبه آبی و یک جعبه سبز رنگ می‌بینید. به سمت جعبه سبز رفته و از اینجا دینامیت بردارید. یک راهنما از بازی درباره استفاده از دینامیت خواهید دید. شما دینامیت را باید با نگه داشتن R1 استفاده کنید. وقتی R1 را نگه داشتید، نیتن دینامیت در دست و هدف‌گیری می‌کند. به سمت درب چوبی مقابل‌تان هدف‌گیری کنید. برای پرتاب نیز کافی است دکمه R1 را رها کنید. این کار را انجام دهید تا با دینامیت این درب چوبی بزرگ منهدم شود. اگر احیانا از پرتاب دینامیت منصرف شدید، باید به درحالی که R1 را نگه داشتید دکمه مثلث را بزنید. بعد از تخریب درب چوبی، سمت راست را نگاه کرده تا صخره و تعدادی جعبه روی آن ببینید. یک جعبه سبز و یک جعبه بزرگ‌تر آبی رنگ. شما باید بالا رفته و در سمت راست جعبه بزرگ آبی دنبال گنجینه بعدی باشید. گنجینه سوم باید در گوشه نزدیک پرتگاه باشد. گنجینه Treasure – Carved Wood Kashkul (3/11) را برداشته و به سطح پایینی در عقب برگردید. ظرفیت دینامیت خودتان را پر کنید و در سمت چپ جعبه سبز شما یک صخره دیگر و سپس سکوی دیگری روی آن دارید. از این دو سکو بالا رفته و این بالا، از دینامیت برای منهدم کردن درب چوبی اینجا نیز استفاده کنید. حالا می‌توان جعبه قابل حرکت زرد رنگ را برداشت و از این محوطه خارج کرد. هدف شما خارج کردن این جعبه و حرکت دادن و رساندن آن به داخل درب چوبی اولی است که منهدم کردید. بعد از اینکه جعبه متحرک را از درگاهی باز شده عبور دهید، شما صدای انفجار دیگری خواهید شنید و جلوتر جعبه را که به پایین رها کردید، باید آن را همچنان به سمت مقصد حرکت دهید. به زودی سربازان شورلاین وارد محوطه می‌شوند. آن‌ها فقط مشکوک هستند و هنوز شما را ندیده‌اند. پس می‌توانید طبق معمول از روش جنگ مستقیم یا مخفی‌کاری و دیده نشدن استفاده کنید. روش جنگ مستقیم، یعنی شروع تیراندازی از طرف شما و این به معنی کشتن سربازان حاضر و تقریبا 5 سرباز پشتیبان و جدید است. برای روش مخفی‌‌کاری، شما باید در بیرون از محوطه که جعبه زرد را برداشتید، به سمت چپ (جایی که اول این بخش وارد شدید) بروید. مسیر سمت چپ را ادامه دهید تا دو سرباز در پایین دیده شوند. به آرامی و در زمان مناسب پایین پریده و سرباز اول را با روش مخفی‌کاری بکشید. جلوتر سرباز دوم را نیز بدون اینکه دیده شوید بکشید. حال فقط سه سرباز باقی مانده است و اگر بدون دیده شدن عمل کنید این محوطه پاکسازی می‌شود. برای این کار، باید در بهترین زمان ممکن، به محوطه مرکزی (جایی که جعبه‌ها وجعبه سبز حامل دینامیت‌ها وجود داشتد) بروید و در علفزارهای سمت چپ مخفی شوید. در حالت مخفی‌شده در علفزار، شما حداقل در مسیر حرکت و گشت‌زنی دو سرباز هستید و با تمرکز می‌توانید آن‌ها را بکشید. با از بین رفتن این دو، فقط یک سرباز باقی مانده و شما کار راحت‌تری دارید تا پشت او رفته و مخفیانه او را نیز بکشید. پس از مرگ پنجمین سرباز، اگر شما بدون جنگ کار کرده باشید در محوطه آزاد هستید و سرباز پشتیبان درکار نخواهد بود. اسلحه AK-47 را که سربازان انداختند بردارید. این سلاح در ادامه با وفور خشاب مواجه خواهد بود. دیگر خشاب‌ها و ظرفیت دینامیت خودتان را نیز پر کنید. حال به سمت جعبه زرد برگشته و آن را به مقصد، یعنی پشت درب چوبی اول که منفجر کردید ببرید. در اینجا، جعبه را به گوشه سمت راست این فضا برده سپس از جعبه و سکوی بالای آن بالا بروید. در این بالا، کمی در راست حرکت کرده و صخره چپ را نگاه کنید. اینجا یک در پایین سمت راست درخت شما در زیر صخره یا فضای غار مانندی می‌بینید. یک دینامیت داخل بیاندازید تا موانع چوبی منفجر شوند. حال وارد غار شده و گنجینه چهارم مرحله Treasure - Carved Nut Bottle (4/11) را بردارید. از غار خارج شده و در سمت چپ، نزدیک پرتگاه شوید. شما حتما نماد طناب و چنگک را خواهید دید. نزدیک‌تر شده تا دکمه L1 ظاهر شود و با زدن دکمه، نیتن طناب را به شاخه قلاب خواهد کرد. پریده و معمولا با یک بار تاب خوردن و پرش باید به صخره برسید. از لبه‌ها گرفته و همین‌طور بالا بروید تا در بالاترین نقطه نماد طناب ظاهر شود. با پرتاب طناب، شما اینجا قادر هستید روی صخره به چپ و راست بدوید؛ همین کار را کرده و به صخره سمت چپ تکیه‌گاه بپرید و لبه را بگیرید. سپس بالا رفته، در سمت چپ نماد آیکون روی تنه درخت ظاهر خواهد شد. پرت کرده و پس از آویزان شدن تاب بخورید؛ مقصد شما بعد از بیش از یک بار تاب خوردن، گرفتن لبه صخره قبلی است که حالا با تاب خوردن از این نقطه قادر به گرفتنش می‌شوید. لبه‌های سمت راست را گرفته و شما لبه دیگری در راست با خط‌هایی روی صخره می‌بینید. این اصولا به معنای این است که می‌توانید روی این نوع لبه‌ها بایستید. بالا رفته و منتظر سم شوید. سپس او را بالا بفرستید و مجددا روی لباه سمت چپ بیایید. سم از اینجا شما را بالا خواهد کشید پس با یک پرش، سم شما را خواهد گرفت. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - نزدیک ویرانه‌های دوم جلو رفته و شما باید بعد از صخره از طرف بازی یک دکمه L3 بگیرید. این دکمه را بزنید تا نیتن بگوید که مقصدشان نزدیک است. از شیب تند سنگی سمت چپ سر خورده و تا آخر پایین بیایید. جلوتر سراشیبی بعدی را هم سر خورده و در آخرین قسمت سریع بپرید و صخره بعدی را بگیرید. از لبه‌های صخره ابتدا بالا سپس چپ و پایین آمده و حالا در آخرین نقطه کمی صبر کنید. شما صدای صحبت چند سرباز شورلاین را می‌شنوید. دو سرباز به سمت جلو می‌روند و یکسرباز زیر صخره که شما آویزان هستید می‌آید. با دکمه دایره این سرباز را Air Assassinate کنید! حالا به آرامی پشت سرباز سمت راست رفته و با دکمه دایره او را نیز راهی کنید؛ ترتیب سومی را هم سم خواهد داد. شما یک قسمت مبارزه‌ای در پیش خواهید داشت که طبق معمول، سعی می‌شود استراتژی مناسب برای روش مخفی‌کاری دنبال شود. بعد از کشتن این چند سرباز، جلو و به سمت سه درخت سمت راست بروید و از بینشان رد شوید. اینجا علف‌هایی هست که می‌توانید در موقع حس شدن خطر مخفی شوید. مقصد بعدی شما جلوتر و علفزارهای پشت جعبه‌ها است؛ این جعبه‌هایی است که کنار آن یک کپسول سفید وجود دارد. شما باید به علفزارهای بعد و زیر درخت برسید و مخفی شوید. منتظر باشید تا صحبت دو سرباز روی صخره بالایی تمام شود و بعد از این به علفزار سمت راست بروید. شما اینجا کمی که منتظر بمانید سرباز شتگان دار در سمت راست نزدیک می‌شود و می‌توانید بی سر و صدا او را بکشید. حال نوبت سرباز سمت چپ است؛ برای کشتن این یکی به شکل مخفیانه، شما باید سرباز دیگر که با این شخص حرف می‌زد را نیز مراقب باشید. پس از کشتن این سرباز نوبت سرباز صخره سمت چپ است که او را بهتر است با آویزان شدن از لبه و دکمه دایره بکشید. شما محوطه ابتدایی را پاکسازی کردید و حالا باید روی ویرانه اصلی را پاکسازی کنید. از این دیوار آویزان شده و منتظر سرباز کلا قرمز باشید و او را هم با دکمه دایره و در حالت آویزان بکشید. پس از این حالت آویزان از لبه را حفظ و به سمت چپ بروید. شما باید به توقف‌گاه سرباز سفید در سمت چپ این دیوار برسید و در وقت مناسب او را هم با دکه دایره Ledge Assassinate کنید. با احتیاط همین لبه را در سمت چپ دنبال و سرباز کلاه قرمز را نیز به همان شکل بکشید. شما سرباز سفید را هم در سمت چپ خواهید داشت پس مراقب او هم باشید. پس از کشتن کلاه قرمز، نوبت سفید است که به همین شکل کشته شود. پس از کشتن این سرباز، در وقت مناسب داخل پریده و سرباز کلاه قرمز بعدی را نیز از پشت و مخفیانه ساکت کنید. شما راه اصلی را بدون درگیری باز کردید و فقط یک سرباز سفید پایین در سمت چپ باقی مانده که می‌توانید او را حتی رها کرده و به بخش بعدی بروید. این محوطه غیر از خشاب‌ها، شامل سلاح‌های مثل اسلحه اسنایپر Mettler M-30 و اسلحه مگنام Barok .44 نیز هست. همچنین دو سلاح Spezzotti 12-gauge و Fossa R-81 نیز وجود دارند. بهتر است اسلحه مگنام را برداشته و مسیر را تا رسیدن به صخره‌های سمت راست و نزدیک دره ادامه دهید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - نزدیک دره از لبه‌های صخره سمت راست و نزدیک دره بالا بروید. شما باید این صخره را دور زده و پس از فرود روی پلتفرم بعدی باید با کمک طناب کمی تاب بخورید. مقصد شما لبه‌های روی صخره در سمت چپ تکیه‌گاه طناب است پس بهتر است کمی از طناب بالا رفته و بعد تاب بخورید. از این صخره نیز بالا رفته و پس از رسیدن به سطح، نیتن در سمت چپ به ساختمان گورستان اشاره می‌کند. مسیر سمت راست را برای یک قسمت شیب‌دار و سنگی دنبال و از این بخش برای سر خوردن و رسیدن به پایین استفاده کنید. شما اینجا سه سرباز را در مقابل دارید و از روش علفزار، یا آویزان شدن از صخره سمت راست و Ledge Assassinate می‌توانید برای کشتن به روش مخفی‌کاری استفاده کنید. پس از پاکسازی این بخش، روی صخره سرباز کلاه قرمز رفته و یک سطح شیب‌دار سنگی دیگر را در سمت چپ خواهید دید. ابتدا روی ستون نزدیک بپرید و پس از سر خوردن شما باید با یک پرش ستون دورتر را بگیرید. پس از این ستون بالا رفته، به ستون بعدی پریده و از اینجا با یک پرش لبه دیوار را بگیرید و به بالا برسید. در بالای این دیوار هستید و باید در سمت راست روی سکوی بعدی برسید. روی این سکو، سمت راست را که نگاه کنید، همان سطح شیب‌دار سنگی را خواهید دید و باید یک بار دیگر از آن سر بخورید. با این حال این بار باید لبه صخره بالاتر را بگیرید. در بالای این صخره، شما جلوتر یک سطح شیب‌دار سنگی دیگر خواهید داشت و باید به شکل اریب سر خورده و صخره مقابل را بگیرید. روی این صخره رفته و بالای سکو و ستون بعدی بروید. پس از پرش روی ستون بعدی، با یک پرش دیوار سمت چپ و سپس میله را گرفته و بعد از کمی تاب خوردن بپرید. حالا شما روی یک سازه سنگی خواهید بود؛ به سمت پرتگاه رفته و آزویان شوید. در پاین این سازه سنگی بخش مخفی هست؛ پایین پریده و از این محل گنجینه پنجم یعنی Treasure – Traveling Inkwell with Seal (5/11) را نیز بردارید. پس از برداشتن گنجینه، از ستون سمت راست این محل استفاده و بار دیگر به بالای سازه سنگی برگردید. در بالا از سکوی مقابل بالا رفته و در سمت چپ یک سطح شیب‌دار سنگی دیگر وجود دارد. شما باید سر خورده و لبه دیوار بعدی را بگیرید. در بالای این صخره، یک سر خوردن اریب دیگر و گرفتن ستون وجود دارد و در ادامه باید روی طاق سنگی مقابل بپرید. جلوتر رفته و از درگاهی عبور کنید. در سمت دیگر این درگاهی هستید و اینجا باید با سمت خارجی این سازه یعنی سمت دره نگاه کنید تا دو میله چوبی چسبیده به دیوار ببینید. روی این دو پریده و سپس لبه دیوار را بگیرید. به بالای این بخش رسیده و جلوتر شما در چپ و راست سطح شیب‌دار سنگی دارید. از سمت چپ سر خورده و پس از ظاهر شدن دکمه L1 به سرعت این دکمه را بزنید. شما باید با همان تاب خوردن اول و پرش به سکوی بعدی و مقابل دروازه بزرگ برسید. مسیر اصلی شما، عبور از همین درب هست ولی قبل از آن، از لبه دیوار سمت چپ بالا بروید. مسیر بالارو را همین طور دنبال کنید تا یک به سکویی برسید. جلوتر رفته و از سمت چپ، از زیر مجسمه گنجینه ششم Treasure - Carved Ivory Vanitas (6/11) را بردارید. حال وقت پایین رفتن و عبور از درب است. با کمک سم از این درب عبور کنید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - گورستان پس از یک سفر پر از چالش، بالاخره وارد گورستان کلیسای سنت دیسمیس شده‌اید. از پلکان بالا رفته و در سمت راست نیتن شروع به کشیدن طرحی در دفترچه‌اش می‌کند. نیتن از این دفترچه یا ژورنال برای ثبت لحظات و قرار دادن اسناد و مدارک در طول سفرش استفاده خواهد کرد. شما با دکمه تاچ‌پد می‌توانید ژورنال را در هر لحظه از بازی فراخوانی کنید. پس از تکمیل طراحی نیتن و دیدن این طرح در ژورنال، به طرف دیگر بلوک‌های سمت چپ بپرید تا یک قبر شکافته و دو جسد ببینید. اینجا دکمه مثلث را بزنید تا نیتن اولین تصویر ژورنال مرحله Optional Journal Entry – Excavated Grave (1/2) را در دفترچه‌اش ثبت کند. پس از این، به سمت سم بروید؛ شما باید در این قبرستان، با مشخصاتی که از سند داخل صلیب سنت دیسمیس پیدا کردید به دنبال گور منحصر به فردی باشید. تاریخ تولد و مرگ 1659 – 1699 / دو شمشیر در تلاقی و استخوان و جمجمه علائمی هستند که باید روی گور پیدا کنید. تقریبا همه سنگ قبرها قابل بررسی هستند. برای پیدا کردن این گور، از بلوک‌ها مجددا به طرف قبل برگردید و در سمت چپ مسیر را دنبال کنید. مسیر را تا انتها، یعنی درختی در لبه پرتگاه دنبال کنید. در سمت راست درخت یک تخته نگ و دو سنگ قبر هست. سنگ قبر را بررسی و شاهد میان‌پرده از باز شدن یک راه مخفی باشید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - دخمه‌های زیر گورستان پس از باز شدن پلکان مخفی، داخل شده و پلکان‌ها را تا انتها پایین بروید. اینجا دخمه‌های مخفی زیر گورستان است و شما در سمت راست پلکان، باید به گوشه سمت چپ راهرو بروید و از روی زمین، اولین یادداشت را بردارید. نیتن غیر از طراح کشیدن در دفترچه‌اش، زمانی که این سندهای قدیمی را هم پیدا کند در ژورنال قرار می‌دهد. پس از برداشتن یادداشت Optional Journal Note – Monk's Letter (1/1)، مسیر سمت راست خودتان را دنبال کنید. در سمت راست از طریق درگاه خارج و از درگاهی بعد هم عبور کنید. از پلکان پایین رفته و پس از رسیدن به طبقه پایین، شما کمی جلوتر در سمت چپ یک کوریدور خواهید دید. وارد شده و در ادامه گنجینه هفتم مرحله Treasure - Scottish Ha'penny (7/11) را نیز بردارید. پس از اینکه گنجینه را برداشتید، به کوریدور اصلی برگردید تا در سمت چپ، سه مجسمه از مسیح، و دو دزد که همزمان با هم به صلیب کشیده شده بودند را ببینید. دکمه مثلث را بزنید تا نیتن اینجا صحبتی کند یک تصویر در ژورنالش می‌کشد. پس از این گفتگوی اختیاری با سم باز می‌شود. دکمه مثلث را بزنید و گفتگوی Optional Conversation - “Avery Sure Had a Thing for St. Dismas” (1/2) را شاهد باشید. به سمت دیگر این مجسمه‌ها بروید تا نیتن و سم یک دروازه سنگی عجیب را مشاهده کنند. شما نقاطی آبی رنگ روی دروازه خواهید دید. پشت سرتان را نگاه کرده و مکانیزم‌ وسط دیوار را با دکمه مثلث بررسی کنید. نیتن اینجا با فندک سم مشعل را روشن می‌کند و نورهایی ظاهر خواهد شد. مجددا به سمت مجسمه‌ها برگردید. حالا می‌توانید هر کدام از مسجمه‌ها را جداگانه بررسی کنید. از هر مجسمه، چند پرتو نور خارج می‌شود که باید با کمک این پرتوها و تاباندن‌شان به نقاط آبی روی دیوار، این نقط را درواقع به هم متصل کنید. از مجسمه سمت راست شروع کنید و نورها را روی نقطه‌های آبی بتابانید. وقتی نورهای هر سه مسجمه، نقاط را به هم متصل کردند، سم خواهد گفت که پازل را حل کردید. حالا به سمت دروازه سنگی پشت مجسمه‌ها رفته و گفتگوی اختیاری دوم Optional Conversation - "It Looks Like a Constellation" (2/2) را نیز با سم فعال کنید. نیتن در حین این صحبت یک طرح Optional Journal Entry - Libra Constellation Sketch (2/2) نیز در ژورنالش خواهد کشید. اینک وقت این است که روازه را بررسی کنید تا نیتن دروازه را باز کند. پس از این شاهد میان‌پرده از سرنخ جدید بعدی هستیم و نیتن و سم برای رسیدن به غار مشخص شده، باید مجددا به بیرون از دخمه‌ها بروند. پس همین کار را کرده و کل مسیر را به عقب برگردید و از دخمه‌ها بیرون بیایید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - گورستان در بازگشت به محوطه گورستان، شما یک جوخه سرباز شورلاین را در پیش رو دارید که به دقت و پراکندگی مشغول گشت‌زنی در ساختمان‌های منتهی به دروازه بزرگ و خروجی هستند. شما پس از بالا آمدن از پلکان مخفی دخمه‌ها، دکمه L3 و دیدن دروازه را دیده باشید. به این ترتیب، مقصد اصلی رسیدن به آن دروازه است و شما خصوصا در درجات سختی بالاتر مسیری دشوار را برای کشتن این سربازان در پیش رو دارید. همچنین از طریق روش‌های مختلف، می‌توان حتی بدون دیده شدن، یا بدون شلیک تیر و صرفا کشتن بی سر و صدا مسیری به دروازه بزرگ باز کرد و پس از باز کردن وارد محوطه بعدی شد. هشدار تروفی - گرفتن تروفی Ghost in the Cemetery تروفی منحصربه‌فرد و مخفی نقره‌ای در بازی به نام Ghost in the Cemetery وجود دارد. برای گرفتن این تروفی، شما باید بدون اینکه توسط شورلاین دیده شوید، به دروازه بزرگ رسیده و از گورستان خارج شوید. روش‌های مختلفی برای این کار وجود دارد که یکی از این روش‌ها در ادامه شرح داده می‌شود. شما باید این روش را خیلی سریع دنبال کنید. پس از خروج از پلکان مخفی و دخمه‌ها، و دیدن دروازه با دکمه L3، به سمت جعبه مهمات شورلاین رفته و ظرفیت دینامیت خود را پر کنید. در سمت چپ جعبه، دو دیوار هست؛ از بینشان رد شده و خودتان را به زیر ساختمان با یک طاق برسانید (ساختمانی با دو سرباز در طبقه اول و طبقه دوم). از دیوار کنار طاق بالا رفته، لبه‌ها را گرفته و تا انتها به چپ بروید. شما باید حالا روی لبه دیوار پلکان باشید. همین لبه را باز هم به سمت چپ و در واقع طرف دیگر ساختمان حرکت کنید و سپس از دیوار کنار پنجره بالا بروید. روی این دیوار به سمت دیوار سمت چپ (پنجره آهنی) حرکت و این دیوار را بگیرید. از لبه‌ها گرفته و در چپ به سمت دیگر این دیوار بروید. حال رها کنید، لبه، دیوار اتا رسیدن به سطح زمین همه چیز را با دایره رها کنید. اینجا یک محوطه علفزار است و شما باید آرام حرکت کنید. جلوتر درگاهی اول دیواری که از آن پایین آمدید را رد و به طرف پلکان کوچک در مقابل بروید. اینجا در راست یک درگاهی دوم هم هست. از دیوار کنار آن بالا بروید. بعد از بالا رفتن از این دیوار، فعلا روی آن آویزان بمانید و روی دیوار نروید. در حالت آویزان، به سمت چپ ساختمان حرکت کنید تا این لبه پشت‌بام در تلاقی با دیوار چپ قرار بگیرد. شما باید مراقب سه سرباز باشید. سرباز سفید در سمت چپ، سرباز کمی دور تر و یک سرباز هم روی طبقه بالاتر. زمانی که سرباز دورتر به سمت مخالف شما بچرخد، سرباز طبقه بالایی نیز حرکت می‌کند. حالا یک زمان کوتاه صبر می‌کنید تا سرباز سفید پوش نیز به سمت دیوار سمت چپ برود. این زمانی است که باید روی پشت بام بیایید، سپس در سمت چپ سرباز سفید، از دیوار بالا بروید. روی پشت‌بام‌های تخریب شده هستید و از سمت چپ و چسبیده به دیوار بزرگ روی پشت‌بام‌ها بپرید. کمی جلو بروید تا پلکان مشخص شود. خیلی سریع پایین پریده و در سمت چپ، دروازه بزرگ را با کمک سم باز کنید. اگر این روش را به کار ببرید، شما باید بدون دیده شده این محوطه را رد رده و تروفی Ghost in the Cemetery را دریافت کنید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - صخره‌های پس از گورستان با روش تیراندازی و جنگ یا روش مخفی‌کاری، شما درنهایت از دروازه بزرگ عبور خواهید کرد. پشت این دروازه، از پلکان پایین رفته و در چپ روی سطح شیب‌دار شنگی در پایین بپرید. سر خورده و در پایین این بخش، از روی سکو و ساختار پل مانند بگذرید تا در نهایت روی سکوهای مقابل برسید. این سکو را در راست تا انتها دنبال کرده و اینجا در راست، روی سکوی مجاور بپرید. سپس روی سکوی سمت چپ و درنهایت به پایین خواهید پرید. شما حالا به محوطه‌ای رسیده‌اید که دورنمای دریا مشخص است. کمی جلو بروید تا دکمه L3 در کنار صلیب‌های دوردست نمایان شود. آنجا مقصد بعدی ما و جایی است که در دخمه‌ها پیدا کردیم. پایین پریده و مسیر برفی را دنبال کنید. جلوتر روی سکو، به پرتگاهی می‌رسید و بایستی با پرتاب طناب به طرف دیگر برسید. در مقابل علفزاری که داخلش هستیم، صخره‌های تراش خورده دیده می‌شوند و در سمت چپ، یک صخره با شمایل درگاهی مانند دیده می‌شود. وارد این بخش شده و جلوتر از تونل کوچک در سمت راست عبور کنید. سپس پیچ را به چپ دنبال کرده تا به خروجی برسید. اینجا از کنار اسکلت اسلحه Flintlock shotgun را بردارید. حال این کوریدور را در چپ نیز دنبال و از روی زمین گنجینه هشتم مرحله Treasure - Slipjoint Clasp Knife (8/11) را نیز بردارید. حالا وقت این است که این کوریدور و تونل را به عقب برگشته و دوباره وارد قسمت علفزار در بیرون شوید. در سمت راست، صدای سربازان را خواهید شنید. از صخره بالا بروید و اینجا کمی که صبر کنید دو سرباز کلا قرمز از هم جدا می‌شوند و یک به یک می‌توانید به آرامی و بدون شلیک تیر بکشید. یا اینکه روش مستقیم و جنگ را دنبال کنید. پس از کشتن این دو سرباز، یک سرباز سفیدپوش در صخره‌های بالایی نیز هست که می‌توانید به شکل مخفی‌کاری یا جنگ مستقیم بکشید. پس از کشتن هر سه سرباز، شما باید به سمت دیگر صخره‌ای که سرباز سفید روی آن بود بروید تا یک نردبان شکسته دیده شود. قلاب بگیرید و سم را بالا بفرستید. پس از این کار، پشت سر برگشته و این راه کوچک برفی را دنبال کنید. شما صخره دیگری خواهید دید که باید با پرش روی آن بروید. جلوتر نیز یک غار مخفی هست که در همین ابتدای ورودی در سمت چپ، گنجینه شماره ۹ مرحله یعنی Treasure - Pewter Singing Bird Box (9/11) را باید بردارید. بعد از برداشتن گنجینه نهم مرحله از غار خارج و جلوتر با یک پرش به صخره قبلی برگردید. در بالا، سم تنه درختی را جابجا و برای شما راه جدید درست می‌کند. با دکمه L1 طناب را روی آن چوب پرتاب کرده و درحالی که از صخره آویزان هستید، دکمه L1 را پایین نگه دارید و از صخره بالا بروید. وقتی به بالای صخره رسیدید، مجددا با دکمه L1 طناب را به این ساختار چوبی متصل کنید و این بار از سمت دیگر آویزان شوید. تاجای ممکن پایین آمده و سپس شروع به تاب خوردن کنید. در سمت چپ، لبه‌هایی روی صخره بعدی هست که با تاب خوردن و پرش باید آن‌ها را بگیرید. حال این لبه‌ها را در سمت چپ دنبال کرده و درانتها از لبه‌ها بالا بروید. شما باید یک ساختار چوبی/میله‌ای دیگر را دیده باشید. همین‌طور بالا و سپس به چپ از راه شیارها حرکت را ادامه دهید تا به بالای این ساختار برسید. حال رها کرده و میله را بگیرید. در پایین شما یک سطح شیب‌دار سنگی است که سر خوردن روی آن کمی چالشی است. شما باید همراه با پیچ سراشیبی بپیچید و درست نزدیک پرتگاه با دکمه L1 طناب پرتاب کنید. پس از این کار، تاب خورده و روی صخره بعدی شیار را بگیرید. از این شیارها در سمت چپ بالا بروید تا یک میله دیگر در بالا سمت چپ دیده شود. دکمه L1 را زده و از طناب آویزان شوید. شما باید کمی از طناب بالا بروید تا تونل و سطح شیب‌دار را ببینید. پس از تاب خوردن و پرش شما مدتی سر خواهید خورد و باید مراقب موانع باشید. در انتها نیز با یک پرش، لبه صخره را بگیرید. اینجا یک میان‌پرده کوتاه از شکستن صخره و افتادن نیتن به سطح پایین‌تر را می‌بینید. لبه‌ها را در سمت راست ادامه دهید؛ سم نیز خواهد پرید و او در قسمت بالایی خواهد بود. در انتهای شیارهای سمت راست باید بهصخره مجاور بپرید و حالا شیارهای این صخره را طی کنید. سم درحال گفتن این است که نیتن استعداد خوبی در شکستن صخره‌ها دارد که شما باید با یک پرش نردبانی را بگیرید و این نردبان نیز خواهد شکست. سپس سم نیز در بالا روی پلی خواهد رفت که پل زیر پای او نیز می‌شکند و نیتن خواهد گفت که شاید این [شکستن چیزها] رسم خانوادگی باشد! با شکستن این پل، سکوی چوبی درست می‌شود که می‌توان طناب انداخت. تاب خورده و جلوتر چوب‌های روی صخره را بگیرید. حال مسیر خودتان را به بالا پیدا کرده و در این نقطه سم شما را بالا و روی صخره خواهد کشاند. وقتی بالا برسید، سم و نیتن دیالوگی درباره این خواهن داشت که سم اگر نبود نیتن به کجا می‌رسید که نیتن می‌گوید احتمالا الآنباید در خانه‌اش و مشغول نوشیدن شکلات داغ بود! از جایی که سم شما را بالا کشید، به سمت چپ و لبه صخره بروید و آویزان شوید. در پایین، شیارهایی وجود دارد که می‌توانید از آن پایین بروید. هیچ قسمت شیاری را رها نکنید، شما فقط از یک لبه به لبه بعدی پایین بروید. مسیر خود را به پایین و سمت راست این صخره پیدا کنید تا به پل شکسته برسید. جلو رفته و گنجینه دهم مرحله Treasure - Tortoise Shell Snuff Box (10/11) را بردارید. حال در سمت چپ از شیارهای روی صخره بالا رفته تا به صخره‌ای که سم روی ان است برسید. به سمت مجسمه بزرگ صلیب بروید و به سم ملحق شوید. اینجا یک دکمه L3 از بازی نیز خواهید گرفت. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - محوطه حفاری پس از دیدن Hint به عقب برگشته و صخره سمت راست خودتان را تا انتها ادامه دهید تا سکویی ببینید. از سکو بالا رفته و جلوتر روی شیارهای صخره بزرگ بعدی بپرید. این صخره را در راست دنبال کرده و در انتها پایین بپرید. شما در علفزار فرود آمدید و در چند دقیقه بعدی یک بخش درگیری /یا/ مخفی‌کاری در مواجهه با گروهی از سربازان شورلاین در پیش خواهید داشت. طبق معمول، استراتژی مناسب برای روش مخفی‌کاری شرح داده می‌شود. این یک روش سرعتی است و باید با سرعت عمل دنبال کنید. به محض پایین افتادن، به سمت تخته‌های کاورگیری در سمت چپ بروید. در سمت چپ شما یک صخره کوچک می‌بینید؛ روی دیواره آن پریده و در حالی که آویزان هستید در سمت چپ حرکت کنید تا دکمه L1 روی تیر در صخره بعدی دیده شود. به سرعت طناب انداخته، تاب خورده و دیواره صخره بعدی را بگیرید. مثل قبلی، نیازی نیست روی آن بروید و همین‌طور لبه دیواره را گرفته و به سمت چپ تا زمانی که زیر پای نیتن سطحی باشد حرکن کنید. حال روی این سطح بیافتید. داخل علفزار هستید؛ کمی جلو بروید و اینجا منتظر حرکات سه سرباز باید باشید. سرباز سفید جلویی، سرباز اسنایپردار است. یک سرباز در بالا سمت راست شما است و یک سرباز در فاصله دورتر در راست وجود دارد. وقتی دو سرباز سمت راست به عقب حرکت کردند و سرباز سفید نیز به سمت راست سکو حرکت کرد، بلافاصله بالا و جایی که سرباز سفید است پریده و جلوتر وارد غار شوید. اگر این روش را دنبال کنید، شما بدون شلیک گلوله بخش را رد کرده‌اید. زمین‌های کلیسای سنت دیسمیس - غار کشتی‌ها در این تونل کوچک، مسیر را دنبال کرده تا به بن‌بست برسید. با کمک سم مانع را رد خواهید کرد و جلوتر، از تونل خارج خواهید شد. در بیرون و سمت چپ، یک سطح شیب‌دار سنگی دیگر هست؛ سر بخورید و در پرتگاهی با یک پرش سکوی بعد را بگیرید. مسیر را تا دو سکوی کوچک و بزرگ ادامه و روی سکوی بزرگ بروید. بالا را نگاه کرده، طناب را پرتاب و سپس روی سکوی بعد بپرید. جلوتر روی تخته بلندی می‌رسید و در انتها باید پایین و روی تخته بعدی بپرید. تخته‌های بعدی را نیز یکی پس از دیگری پریده تا در نهایت روی صخره برسید. از پلکان بالا رفته تا نیتن یک طرح دیگر در ژورنالش بکشد. جلوتر پلکانی می‌بینید؛ قبل از بالا رفتن وارد فضای زیر این پلکان شده و گنجینه آخر مرحله Treasure - Persian Tailoring Scissors (11/11) را بردارید. حالا بالای پلکان و سمت راست رفته و از صخره بالا بروید. در بالای صخره، در سمت چپ مسیر را دنبال کنید. سالی تماس می‌گیرد و از پیشرفت کار می‌پرسد که نیتن خواهد گفت که راهشان به غاری ختم خواهد شد. شما یک مسیر مستقیم و رو به جلو خواهید داشت. در یک نقطه نیتن و سماز محل باریکی رد می شوند. سپس جلوتر، درب دیگری هست که در یک میان‌پرده نیتن قفل درب را باز می‌کند و این دو وارد محوطه بعدی می‌شوند. در اینجا نیز میان‌پرده دیگری نمایش داده می‌شود و نیتن و سم متوجه می‌شوند که در کل این سفر، آن‌ها فقط دنبال رد پای گمشده هنری ایوری نبودند بلکه ظاهرا دزد دریایی دیگری یعنی توماس تیو نیز در فعالیت‌های ایوری مشارکت داشته است. راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  14. 1 امتیاز
    Movyn

    تمپلار

    محفل تمپلارها The Templar Order یک تمپلار در دوران جنگ‌های صلیبی شعار May the Father of Understanding Guide us به امید آنکه پدر دانایی‌ها ما را هدایت کند اطلاعات سازمانی عنوان رهبر استاد اعظم (Grand Master) وابستگان سنای روم شوالیه‌های معبد خاندان بورجیا دستگاه پاپ امپراطوری بیزانس ژاکوبین‌ها آبسترگو دیدگاه مذهبی بدون دین اطلاعات تاریخی پیدایش پیشاتاریخ تاریخ شکل‌گیری امروزی 1129 م 1312 م 1937 م اطلاعات دیگر افراد شناخته شده هیوجز دپاینز روبرت دی سیبل ژاک دوموله رودریگو بورجیا چزاره بورجیا لائوریانو تورس آیالا شهزاده احمت هیثم کن‌وی شی پاتریک کورماک فرانسوا توماس ژرماین هنری فورد رانسوم الی اولدز توماس ادیسون ورن ویدیچ آلن ریکین تمپلارها یا محفل تمپلارها (انگلیسی: The Templar Order) در سری بازی‌های Assassin's Creed به محفلی تاریخی گفته می‌شود که به طور مشخص از زمان جنگ‌های صلیبی مطرح شدند و در عملیات‌های نظامی و فرهنگی اروپایان در این دوران شرکت موثری داشتند و پس از آن در اداره مناطق تصرف شده فعالیت می‌کردند. با این حال تاریخچه پیدایش این محفل به دوران پیشاتاریخ و زمان قتل هابیل توسط قابیل بازمی‌گردد؛ درحقیقت نخستین تمپلار تاریخ قابیل بوده است. تمپلارها، بازماندگان گروهی از مردمی بودّ اند که اعتقاد دارند که مرم و جوامع حتما بایستی تحت کنترل درآیند و برای رسیدن به این هدف، معتقدند تمدن اولیه باید مجددا بر انسان حاکم شود تا جهان در صلح واقعی قرار گیرد. افراد این محفل در طول تاریخ با به دست آوردن تکه‌های عدن (میراث به جا مانده از تمدن اولیه) توسط خودشان یا متحدان و وابستگانشان دوره‌های مهمی از تاریخ را به قدرت‌نمایی و حکومت بر مردم می‌پرداختند تا اینکه افرادی آزادی‌خواه و حامی طبقات ظلم‌کشیده برمی‌خیزیدند و حکومت ظلم تمپلارها را از بین می‌بردند. چنین افرادی نیز پس از جنگ‌های صلیبی سوم به اساسین مشهور شدند. به این ترتیب جنگ تمپلار-اساسین نبردی به درازای تاریخ بشر و فرهنگ‌های مختلف جوامع است. محتویات پیش زمینه پیشاتاریخ جهان باستان کمک به هخامنشیان حمایت از اسکندر مقدونی دودمان چین نفوذ در امپراتوری روم مصلوب شدن عیسی قرن ششم قرون وسطی شکل گیری یک نظم شوالیه‌ای جستجو برای جام جنگ‌های صلیبی سوم تغییر موقعیت به قبرس مرگ چنگیز و بعد از آن بازگشت به زیر زمین جنگ‌های صدساله رنسانس قتل اسفورزا توطئه خاندان دی پاتزی کنترل ونیز جستجو برای سیب دراختیارگرفتن دستگاه پاپ حمله به مونتریجیونی برخاستن چزاره بورجیا مسیریابی ایتالیایی جستجو برای کلیدهای مصیاف کشمکش‌های بی‌پایان قسطنطنیه چین و هند عصر خردورزی عصر طلایی دزدی دریایی جنگ‌های فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان انقلاب آمریکا انقلاب فرانسه انقلاب صنعتی دوران مدرن جنگ جریان‌ها انقلاب روسیه تاسیس آبسترگو جنگ جهانی جنگ جهانی دوم سرنگونی دولت‌ها ترور جان اف کندی و آپولو 11 انحلال کمونیزم پروژه آنیموس پروژه فونیکس «ققنوس» پیدا کردن کفن عدن تلاش برای سیب منابع پیش زمینه حتی زمانی که امثال شما فکر می‌کنید برنده شدید ... باز هم ما برمیخیزیم. آیا می‌دانید برای چه؟ برای اینکه ما درک درستی از جهان داریم. ما به عقیده و کیش خاصی نیاز نداریم. عقایدی که از جانب پیرمردان ناامید تلقین می‌شوند. همه چیزی که ما بدان نیاز داریم این است که جهان را همان‌طور که هست بپذیریم. به این دلیل است که تمپلارها هرگز نابود نخواهند شد. ―هیثم کن‌وی به کانر تمپلارها در سری بازی‌های اساسینز کرید هماوردان اصلی ‌اساسین‌ها هستند. تاریخچه پیدایش این گروه به بعد از دوران انقراض اولیه بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از جنگ انسان-تمدن اولیه طی یک فوران آتشفشانی بسیار بزرگ هر دو گونه متحمل خسارات فراوانی شدند و جمعیت‌شان به‌زودی در سرتاسر زمین به شدت کم شد. فرزندان هر دو گونه انسان‌های کنونی و تمدن اولیه با یکدیگر ادغام شدند و جمعیت‌شان در جهان رو به فزونی گذاشت. اعضای بازمانده از تمدن اولیه بسیار کم‌تر از انسان‌ها بودند و بنابراین افراد دورگه انسان-تمدن اولیه نیز بسیار محدودتر از انسان‌های عادی بودند. در این زمان بود که در میان افرادی که از "تمدن اولیه" آگاهی داشتند (دورگه‌ها) در مورد استفاده از تکنولوژی‌های آنان، مثل apple of eden اختلاف نظر به وجود آمد. افرادی که قصد داشتند تا برای پایان دادن به هرج و مرج و بی ثباتی در جهان، مجددا انسان‌ها را کنترل کنند در آینده‌ای بسیار دورتر نیز فعال بودند و برای مثال برای چند صد سال با نام باستانیان در مصر باستان و بعد کل امپراتوری روم حضور داشتند. صدها سال بعد نیز در دوران جنگ‌های صلیبی سوم، به نام تمپلار مشهور شدند و افرادی که در برابر این عقیده بودند و معتقد بودند که آزادی و حاکمیت از آن نوع انسان است هم در آینده اساسین نامیده شدند. تمپلارها پس از دوران جنگ‌های صلیبی به قدرت و ثروت فراوانی رسیدند اما از جانب حکومت‌ها و مردم همواره طرد می‌شدند؛ زیرا بستر جوامع آن‌ها با تغییرات مدنظرشان همراه نبود. با این وجود از سال 1312 میلادی، این محفل خود را از نو تعریف کرد و در قرن‌های متمادین بعدی با خدمات و اعمال مثبت در میان جوامع رفته رفته اعتماد از دست رفته را بازگرداند و در نهایت در سال 1937 با تاسیس شرکت آبسترگو به دامنه فعالیت‌های مفید خود برای بشریت افزودند و پیشرو در توسعه و پیشرفت جوامع بشری شدند. پیشاتاریخ تمپلارها با نام شناخته شده، از زمان جنگ‌های صلیبی سوم مطرح شدند؛ با این وجود وجود دیدگاه‌های تمپلارها در میان جوامع بشری به دوران پیشاتاریخ بازمی‌گردد. ریشه تفکر این دیدگاه به زمان قتل هابیل توسط قابیل بازمی‌گردد. قابیل برای به دست آوردن سیب عدن که هابیل موفق به تصاحبش شده بود، برادر کوچک‌تر خود را مخفیانه کشت و دفن کرد درحالی که سیب عدن او را برداشته بود. کلای کژمارک یا نمونه شماره ۱۶ شرکت آبسترگو، از طریق آنیموس به نماد قابیل اشاره کرد که درحال حاضر توسط تمپلارها استفاده می‌شود. درحقیقت قابیل، به عنوان بنیانگذار تفکر تمپلارها شناخته می‌شود. قابیل قصد استفاده از سیب عدن را برای کنترل مردمش داشت و در این راه برادر خود را که شخصی متواضع بود کشت. موافقان این نظریه که انسان‌ها پس از رهایی از تمدن اولیه باید تحت کنترل باشند در آینده به تمپلار و در برابر افرادی که معتقد به آزادی بشریت و نیاز نداشتن آن‌ها به اعمال کنترل و تسلط است قرار گرفتند؛ این افراد نیز خود در آینده به اساسین‌ها معروف شدند. جهان باستان کمک به هخامنشیان در دوران امپراتوری هخامنشی، تمپلارها به داریوش یکم کمک کردند تا تاج و تخت امپراطوری را از بردیای دروغین پس بگیرد. همچنان که به پسر وی، خشایارشا در زمان حمله وی به یونان کمک کردند. حمایت از اسکندر مقدونی تمپلارها در قرن‌های بعد به مقدونیه نفوذ کردند، جایی که با موفقیت توانستند با اسکندر مقدونی متحد شوند. به عنوان نمادی از این اتحاد، تمپلارها یکی از تکه‌های عدن را به نام Staves of Eden را به او سپردند؛ جسمی که به اسکندر کمک کرد تا یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های دوران باستان را بسازد، درحالی که خود نیز به یکی از شکست‌ناذیرترین سرداران تاریخ تبدیل شد. گرچه اسکندر در 323 پیش از میلاد به دست یک اساسین بابلی به نام ایلتانی مسموم و کشته شد. دودمان چین تمپلارها در سرزمین چین و در میان سلسله چین (Qin Dynasty) نیز نفوذ کرده بودند. آن‌ها متحد نخستین امپراتور چین، یعنی چین شی هوانگ بودند، امپراتوری که بیشتر سرزمین‌های چینی نشین شرق دور را زیر یک پرچم درآورد. او نیز توسط یک اساسین چینی به نام وی یو در 210 پیش از میلاد کشته شد. نفوذ در امپراتوری روم آنها برای چندین قرن در مصر باستان پشتیبان فراعنه بودند و کسی از فعالیتشان خبر نداشت. در این دوران اسم محفل باستانیان بود و آنها در به قدرت رسیدن کلئوپاترا نقش داشتند. تمپلارها از طریق ایجاد سازوکار مجلس سنا بر کار و فعالیت‌های امپراتوران روم نظارت می‌کردند و از این طریق بسیاری از توطئه‌های اساسین‌ها را خنثی می‌نمودند گرچه در مواردی مهم اساسین‌ها موفق می‌شدند. نمونه بارز آن ژولیوس سزار بود که به شدت تحت تاثیر تمپلارها قرار گرفته بود و رفته رفته به یک دیکتاتور تبدیل شد. در این زمان تعدادی از اساسین‌ها که در میان سنا نفوذ داشتند طرح قتل سزار را کشیدند که در این میان فرزندخوانده‌اش مارکوس یونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لونگینوس از طراحان اصلی طرح ترور موفق ژولیوس سزار بودند. چندی بعد تمپلارها با کلئوپاترا، ملکه مصر متحد شدند ولی اساسین‌ها این ملکه مصری را نیز توسط آمونت به قتل رساندند. مصلوب شدن عیسی در قرن اول میلادی، تمپلارها متوجه شدند که یکی از تکه‌های عدن به نام کفن عدن (کفن تورین) در اختیار عیسی مسیح است. بنابراین آن‌ها برای به دست آوردن این تکه عدن، با طرح توطئه‌ای باعث به صلیب کشیده شدن او شدند. قرن ششم در قرن ششم تمپلار ها پسر سلطان محمد را اسیر کردند. سلطان محمد که یک اساسین بود سیب عدن را در اختیار داشت و برای همین تمپلار ها قصد داشتند که در عوض جان شاهزاده سیب عدن را از او بگیرند. با وجود تلاش ناموفق چند اساسین از جمله آکیلار برای نجات شاهزاده متاسفانه ای تلاش ناموفق بود و تمپلار ها به سیب عدن دسترسی پیدا کردند. با این حال آگیلاس و همراهش که از اعدام فرار کرده بودند به تمپلار ها حمله کردند و با وجود اینکه یکی از اساسین ها کشته شد آکیلار با سیب فرار کرد. قرون وسطی شکل گیری یک نظم شوالیه‌ای در سال 1118 میلادی، برنارد کلروو تصمیم گرفت تا با کلیسا متحد شود. او 9 مرد را به معبد سلیمان فرستاد، پس از گذشت 9 سال، استاد اعظم هیوجز د پاینز و برنارد نظام لاتین را پایه‌گذاری کردند و تمپلارها را درغالب شوالیه در جامعه فئودالی سامان دادند. هدف آشکار و عمومی آن‌ها، حفاظت از زائران سرزمین مقدس مسیحیان اروپا بود. شوالیه‌های معبد در سال 1129 توسط شورای ترویس به وسیله کلیسای کاتولیک به رسمیت شناخته شدند. جستجو برای جام در 1190 تمپلار متوجه شدند که یک شئ قدرتمند که به نام "جام" شناخته می‌شد در معبد ماسه‌ای پنهان شده است و برای رسیدن به آن نیاز به پیدا کردن کلیدهایی مخصوص است. اساسین، الطائر موفق به پیدا کردن این کلیدها شده بود و این جام را به شهر صور منتقل کرد. با وجود اینکه اساسین لرد باسیلیسک تمپلار را کشت ولی درنهایت این جام به همراه متحد الطائر آیها دست تمپلارها افتاد. جنگ‌های صلیبی سوم در سال 1191، تمپلارها تحت فرماندهی استاد اعظم، روبرت دی سیبل قرار گرفتند. آن‌ها خود را درگیر جنگ صلیبی سوم که در سرزمین مقدس درجریان بود کردند. دی سیبل درهمان ابتدا شروع به یارگیری و استخدام نفرات از هر دو طرف جنگ کرد. در این میان گارنیه د ناپلوز، ویلیام مونتفرات و سیبرند از طرف صلیبیون و تلال، ابوالنقود، مجدالدین و جبیر الحکیم از میان مسلمانان به او پیوستند، المعلم که خود رهبر اساسین‌های مصیاف بود نیز به تمپلارها پیوسته بود تا در هدف نهایی تمپلارها، یعنی پیدا کردن سیب عدن در معبد سلیمان با آن‌ها شریک باشد. هنگامی که دی سیبل و تعداد کمی از مردانش در معبد سلیمان مشغول جستجوی سیب عدن بودند، مورد حمله یک گروه کوچک اساسین‌ها قرار گرفتند. الطائر با وجود هشدار دو همراهش کدار السیف و مالک السیف به تمپلارها حمله کرد که دی سیبل به راحتی حمله را دفع کرد؛ الطائر از کارزار گریخت، کدار کشته شد و مالک نیز یک دست خود را از دست داد. این حمله هماهنگ نشده با المعلم، اینک باعث ایجاد تلفات برای اساسین‌ها شده بود و همین کافی بود تا خشم المعلم برانگیخته شود. با این حال روبرت دی سیبل نیز از این موضوع خشمگین بود و با ارتش خود به قلعه مصیاف حمله کرد. المعلم به الطائر فرصت جبران داد و او نیز با آزاد کردن کنده‌های چوبی و آوار کردن آن‌ها روی ارتش دی سیبل، آن‌ها را فراری داد و خود نیز بخشوده شد. المعلم پس از این ماموریت قتل ۹ نفر از تمپلارها را به الطائر داد و او نیز همین کار را انجام داد. تنها در آخرین مرحله و زمان قتل دی سیبل متوجه شد که المعلم خودش یک خاسن به اساسین‌ها است و قصد تصاحب سیب عدن را داشته است. الطائر پس از بازگشت به مصیاف متوجه شد که ادعای دی سیبل حقیقت داشته است. او درنهایت المعلم را نیز کشت و سیب عدن را تصاحب کرد و به دلیل قدرت‌های خارق‌العاده آن تصمیم گرفت تا آن را بدون استفاده پنهان کند. تغییر موقعیت به قبرس کنترل محفل تمپلارها پس از کشته شدن دی سیبل، به جانشین وی یعنی آرماند بوکهارت رسید. بوکهارت جزیره قبرس را از ریچارد شیردل، پادشاه انگلستان خریداری کرد تا به عنوان پایگاهی مستحکم برای تمپلارها قرار گیرد. این جزیره پیش از تصرف ریچارد شیردل نیز تحت حکمرانی یک تمپلار به نام آیساک کامننوس قرار داشت. بوکهارت برنامه داشت تا تمامی اشیائ تمدن اولیه را در مجموعه‌ای به نام بایگانی تمپلارها در این جزیره گردآوری کند. این مجموعه مخفی و در زیر زمین قرار داشت. پس از مدتی الطائر و اساسین‌ها به آنجا نفوذ کردند و باعث وحشت تمپلارها شدند. بوکهارت زمانی که اساسین‌ها مشغول کشتن تمپلارها بودند دستور خارج کردن اشیا باستانی را داد و زمانی که همه این اشیا خارج شده بودند خود را در برابر الطائر دید. در این نبرد آرماند بوکهارت کشته شد ولی تمپلارها بیشتر اشیاء تمدن اولیه را از جزیره خارج کرده بودند و همچنان مالک آن‌ها بودند. مرگ چنگیز و بعد از آن چنگیز مغول بعد از پیوستن به تمپلار ها با استفاده از یکی از تکه های عدن به قدرت رسیده بود ولی سرانجام او مرگ به دست پسر الطائر داریم بود. بعد از مرگ چنگیز عباس که با توطئه رهبر اساسین ها بود این محفل را به شدت ضعیف کرد ولی محفل دوباره با مرگ او به دست الطائر قدرت گرفت. بازگشت به زیر زمین در سال 1307، پادشاه فرانسه فیلیپ چهارم که توسط اساسین‌ها و در راس آن‌ها، گیوم دنوگارت متقاعد به اتحاد شده بود تصمیم گرفت تا تمپلارها را مرتد اعلام کند. تمپلارها پس از جنگ‌های صلیبی و در بازگشت به فرانسه دستگاه تفتیش عقاید به راه انداخته بودند؛ موضوعی که تا چند سده و تا پیش از نفوذ اساسین‌ها مورد تایید دستگاه کلیسا و پادشاه بود اما در این سال کلیسا و شاه تمپلارها را به بدعت در مسیحیت و ارتداد محکوم کردند. پادشاه به نیروهایش دستور حمله به معبد پاریس را داد و درنهایت با نابود شدن شوالیه‌های معبد، استاد اعظم ژاک دوموله دستگیر و پس از مدتی در آتش سوزانده شد. پادشاه فیلیپ چهارم و پاپ کلمنت پنجم توسط ژاک دوموله که در آتش می‌سوخت نفرین شدند؛ این دو در این زمان فکر می‌کردند که تمپلارها دیگر از بین رفته‌اند ولی این محفل ریشه در تاریخ داشت و فعالیت‌های آن زیرزمینی و پنهانی شد. در سال 1323، تمپلارها یک اساسین به نام دانته آلیگیری را کشتند آن‌ها سه سال بعد نیز یک اساسین دیگر به نام مارکو پولو را کشتند. جنگ‌های صدساله در سال 1337 میلادی، دودمان پلانتاژنه انگلیس به پادشاهی فرانسه حمله کرد. در سال 1428 یک دختر فرانسوی به نام ژان دارک که به شکلی موفق به تصاحب یکی از شمشیرهای عدن شده بود رهبری نیروهای فرانسوی را به دست گرفت و پیروزی‌های فراوانی برای فرانسویان به ارمغان آورد. دراختیار داشتن این شمشیر نیز کافی بود تا تمپلارها نسبت به تصاحب آن طرح ریزی کنند. او در سال 1430 توسط انگلیسی‌ها دستگیر شد و شمشیر عدن او به دست تمپلارها افتاد. یک سال بعد تمپلارها او را زنده در آتش سوزاندند. جفری تراژ، یکی از اجداد وارن ویدیچ از اعدام کنندگان ژان دارک بود. رنسانس از میانه‌های قرن 15، تمپلارها قدرت زیادی پیدا کردند؛ آن‌ها تحت فرمان رودریگو بورجیا در اشرافیت ایتالیا، کلیسای کاتولیک و دیگر مراکز قدرت ایتالیا نفوذ کردند و به یک قدرت بی‌رقیب بدل شدند. رویای خاندان بورجیا به عنوان یک تمپلار، متحد کردن همه دولت شهر ایتالیایی زیر یک پرچم بود. همچنین جمع‌آوری اشیاء باستانی تمدن اولیه و سیب عدن که در دوران جنگ‌های صلیبی در قبرس پنهان شده بود. خاندان بورجیا با قدرت و نفوذ فراوانی که در کل اروپا کسب کرده بود شروع به برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهدافش کرد. قتل اسفورزا تمپلارها تحت فرمان رودریگو بورجیا، تصمیم گرفتند تا خاندان اسفورزا را از قدرت در دولت-شهر میلان کنار بگذارند و از این طریق روابط میلان با فلورانس را دچار بی‌ثباتی کنند. نقشه آن‌ها به قتل رسادن دوک گالاتزو ماریا اسفورزا در جشن سانتو استفانو بود؛ برنامه‌ای که با موفقیت به انجام رسید. رودریگو برنامه‌هایی دیگر برای شهرهایی چون فلورانس نیز داشت ولی در این زمان یک اساسین دیگر به نام جیووانی آئودیتوره درحال تجسس پیرامون تمپلارها بود. با این حال رودریگو بسیار زیرکانه و پنهانی عمل می‌کرد و نقشه‌های خود را پیگیری می‌نمود. او از طریق اوبرتو آلبرتی این اساسین و خانواده‌اش را درمیدان شهر فلورانس اعدام کرد و پس از این برنامه‌های خود را در فلورانس پیاده کرد. تنها پسر بازمانده خاندان آئودیتوره، یعنی اتزیو اینک ادامه دهنده راه پدرش بود. توطئه خاندان دی پاتزی رودریگو از طریق خاندان دی پاتزی قصد کنترل فلورانس را داشت. او در سال 1478 با یاکوبو، فرانچسکو و ویه‌ری دی پاتزی در سن جیمینیانو دیدار کرد. برنامه ابتدایی او کشتن لورنزو د مدیچی شهردار خوش فکر فلورانسی‌ها بود. در این توطئه برادر لورنزو کشته شد ولی خودش توسط اتزیو نجات پیدا کرد. پس از این برای مدتی شهر در آتش جنگ داخلی طرفداران دی پاتزی و دی مدیچی می‌سوخت. اتزیو در ادامه ویه‌ری و فرانچسکو را کشت و با درنظر گرفتن شرایط، رودریگو متوجه شد که در فلورانس بیش از این نمی‌توان کاری کرد. بنابراین خودش یاکوبو را کشت و برنامه‌های خود را در ونیز ادامه داد. کنترل ونیز در سال 1480 میلادی، امیلیو بارباریگو مامور شد تا همه بازرگانا شهر را با خود متحد کند و از طریق پرچم او به تجارت ادامه دهند. در مدت 6 سال او موفق به این کار شد و تمپلارها بر نفوذ خود در ظهر افزودند، گرچه اتزیو آئودیتوره یک بار دیگر در مقابل تمپلارها ایستاد و امیلیو را به قتل رساند. او با تعقیب تمپلارها شاهد یک دیدار مهم دیگر میان آن‌ها بود. رودریگو بورجیا درحال ملاقات با کارلو گریمالدی، سیلویو بارباریگو، مارکو بارباریگو و دانته مورو بود. نقشه تمپلارها قتل دوجه ونیز، جیووانی موکه‌نیگو بود که پس از وی مارکو بارباریگو جانشین وی شود. اتزیو که از این نقشه باخبر بود با کمک جیب‌برهای شهر و همچنین ماشین پرنده لئوناردو داوینچی به محل اقامت دوجه ونیز نفوذ کرد. گرچه تلاش وی برای نجات جان دوجه بی‌ثمر بود ولی وی موفق شد تا کارلو گریمالدی را به قتل برساند؛ او شخصی بود که دوجه را مسموم کرده بود. درحقیقت کل برنامه جانشینی مارکو بارباریگو به جای دوجه سابق یک نقشه فرعی برای گمراه کردن اساسین‌ها و اتزیو بود. در این زمان تمپلارها تمرکز خود را برای وارد کردن سیب عدن از قبرس گذاشته بودند. اتزیو در ادامه با به دست آوردن نقاب طلایی در کارناوال شهر ونیز موفق به نفوذ به داخل محوطه شد و مارکو بارباریگو را به قتل رساند. اتزیو در ادامه بارتولومئو د آلویانی را از زندان توپ‌خانه ونیز آزاد کرد و با کمک او و مزدورانش (سربازان مزد بگیر) شهر را از نیروهای وفادار به سیلویو بارباریگو پاکسازی کرد. او در ادامه سیلویو و دانته مورو را تعقیب کرد و پس از کشتن آن دو متوجه شد که تمپلارها نقشه دیگری در پس جانشینی در ونیز داشته‌اند؛ ورود کشتی ونیزی از مبدا قبرس که محموله آن، سیب عدن است. جستجو برای سیب با ورود محموله فوق محرمانه سیب عدن، تعدادی سرباز به صورت دقیق عملیات انتقال آن را به رودریگو را برعهده گرفتند. با آشکار شدن نقشه تمپلارها، اتزیو به داخل سربازان نفوذ کرد و خود محموله را برداشت. او را چند سرباز دیگر نیز همراهی می‌کردند. این تیم درنهایت به رودریگو بورجیا رسید و او متوجه شد که اساسین، دارنده سیب عدن است. او سربازان را صدا کرد تا سیب را از اتزیو بگیرند ولی در این زمان، دیگر اساسین‌ها به یاری اتزیو رفتند و در پایان موفق به نگه داشتن سیب عدن شدند. در پایان این ماجرا، رودریگو و نیروهای بازمانده‌اش فرار کردند. کاترینا اسفورزا، ماریو آئودیتوره، بارتولومئو د آلویانی و نیکولو ماکیاولی از جمله اساسین‌هایی بودند که به اتزیو کمک کردند. دراختیارگرفتن دستگاه پاپ با وجود از دست رفتن سیب عدن، رودریگو بورجیا خیالی آسوده داشت زیرا در سال 1491 به عنوان پاپ کلیسای کاتولیک و رهبر مسیحیان جهان برگزیده شد. او پس از رسیدن به قدرت با توماس دو تورکمادا که یکی از بزرگ‌ترین تفتیش‌کنندگان عقاید در تاریخ اسپانیا بود به مخالفت پرداخت و او را به دلیل بدعت مرتد اعلام کرد. همچنین او همین حکم را برای جیرولامو ساوونارولا صادر کرد، یک کشیش معتقد که رنسانس و پیامدهای آن را در ضدیت با مسیحیت دید و با دراختیار گرفتن سیب عدن کنترل شهر و مردم فلورانس را دراختیار گرفت. دوره جکومت او با سوزانیدن آثار هنری و کتاب‌های علمی و کشتن دانشمندان و هنرمندان همراه بود. بورجیا او را مرتد اعلام کرد و پس از مدتی حتی با سیب عدن نیز نتوانست کنترل مردم را دراختیار داشته باشد. او توسط مردم خشمگین فلورانس محاصره شد و در آتشی که برای سوزاندن آثار علمی و هنری برپا کرده بود ساوزانده شد؛ گرچه پیش از مرگ در آتش، اتزیو او را از سوختن راحت کرد و با خنجر پنهان کشت. رودریگو بورجیا همچنین کریستوف کلمب را مامور جستجوی بر جدید کرد. اتزیو در سال 1499 به محوطه کلیسای واتیکان نفوذ کرد. او کنجکاو بود تا بداند تلاش بی‌دریغ تمپلارها برای رسیدن به نهانخانه واتیکان چیست و بورجیا سیب عدن را به چه دلیل از قبرس فراخوانی کرده بود. در کدکس‌های الطائر از پیشگویی یاد شده بود که دارنده دو شئ عدن یک پیغام‌بر است و می‌تواند نهانخانه را باز کند. رودریگو خود را این پیغام‌بر می‌دانست. اتزیو با همراه داشتن سیب عدن و نفوذ در کلیسای سن پیترز خود را به رودریگو رساند. رودریگو نیز یکی دیگر از اشیاء تمدن اولیه را در اختیار داشت. این شئ که Staves of Eden نام دارد از قدرت‌های تمدن اولیه برخوردار بود. این دو با اشیاء مربوط به خود با یکدیگر مبارزه کردند. اتزیو با کمک سیب عدن ۶ همزاد از خودش ایجاد کرد و ۷ نفره به رودریگو حمله کرد؛ حال آنکه قدرت Staves of Eden نیز بسیار زیاد بود و همچون سرنیزه عمل می‌کرد و قدرت غیب و ظاهر شدن را به صاحبش می‌داد. رودریگو در پایان این درگیری پیروز شد و خنجری را در شکم اتزیو فرو کرد و سیب عدن او را به Staves of Eden خود چسباند. او پس از این کار وارد نهانخانه واتیکان شد. پس از مدتی اتزیو نیز به هوش آمد و با کمک حس عقابی نهانخانه را پیدا کرد و وارد آن شد. اتزیو این بار به رودریگو گفت که بدون هیچ سلاحی با یکدیگر مبارزه کنند. رودریگو که کاملا از باز کردن درب ورودی داخل نهانخانه ناامید شده بود این پیشنهاد را پذیرفت و درنهایت شکست خورد. پس از این درگیری، اتزیو به راحتی درب رودی را باز کرد و داخل نهانخانه شد. رودریگو که فهمیده بود پیغام‌بر ذکر شده در پیشگویی نبوده است از وارد شدن به نهانخانه خوددرای کرد. اما اتزیو در نهانخانه با مینروا مواجه شد. او یکی از افراد تمدن اولیه بود و به اتزیو توضیح داد که او تنها نقش یک پیغام‌بر را دارد و همه این رویدادها برای آگاهی دزموند مایلز است. شخصی که 500 سال بعد از طریق آنیموس مشغول تماشای سرنوشت جدش اتزیو خواهد بود. مینروا همچنین توضیح داد که او یکی از خدایگان نیست و یکی از اعضای تمدن اولیه است که هزاران سال پیش انسان‌ها را ساختند. حمله به مونتریجیونی 5 روز پس از رویدادهای کلیسای سن پیترز و دراختیار گرفتن مجدد سیب عدن توسط اساسین‌ها، پسر رودریگو، یعنی چزاره بورجیا که فرماندهی ارتش پاپ را دراختیار داشت، به آرامی درحال دراختیار گرفتن کنترل تمپلارها بود، به مونتریجیونی حمله کرد. مونریجیونی پایگاه اساسین‌های ایتالیایی و محل اختفای سیب عدن بود. حمله نظامی قدرتمندانه چزاره، این شهر را به ویرانه‌ای تبدیل می‌کند که دیگر نتوانست به پایگاه اساسین‌ها بدل شود. در پایان این نبرد، سیب عدن به دست چزاره افتاد و بیشتر مردم شهر و اساسین‌ها از جمله عموی اتزیو، ماریو آئودیتوره کشته شدند. با این حال اتزیو و خواهر و مادرش از طریق راه مخفی از شهر گریختند. اتزیو پس از این به رم رفت تا با تشکیل محفل اساسین‌ها در این شهر با بورجیا مبارزه کند و سیب عدن را پس بگیرد. برخاستن چزاره بورجیا پس از نابود کردن اساسین‌های مونتریجیونی و دراختیار گرفتن سیب عدن، چزاره بورجیا به آرامی درحال گرفتن جای پدر و تبدیل شدن به استاد اعظم تمپلارها بود. پس از این تلاش او برای اتحاد همه شهرهای ایتالیا در زیر یک پرچم از طریق قوای نظامی و در ادامه اتحاد کل اروپا بود. او از طریق تهدید و اجبار، لئوناردو داوینچی را نیز مامور ساخت ماشین‌های جنگی مدرن‌تر کرد و ارتشی قدرتمند و نوپا در ایتالیا تاسیس کرد که باعث پیروزی‌های پی در پی در کل ایتالیا شد. به دلیل کنترل کلیسا توسط پدرش، خاندان بورجیا نفوذ گسترده‌ای در میان مردم اروپا و همچنین پادشاهانی چون لویی دوازدهم فرانسه، فردیناند دوم آراگون و مانوئل اول پرتغال داشت و رویای وحدت اروپا یک بار دیگر در میان یک فرمانده اروپایی دیگر زنده شده بود. به این ترتیب چزاره به نبردهای فاتحانه خویش ادامه داد. اساسین اتزیو آئودیتوره، که در جریان نبرد مونتریجیونی زنده مانده بود به رم رفت و با کمک نیکولو ماکیاولی محفل اساسین‌های شهر را پایه‌گذاری کرد. او شروع به جذب نیرو از میان رنج کشیدگان دستگاه بورجیا کرد و پس از مدتی یک نیروی قابل اتکا تشکیل شد. اساسین‌ها شروع به کشتن تمپلارهای حامی چزاره و سرداران بزرگ او کردند. آن‌ها همچنین خوآن بورجیا بانکدار شخصی چزاره را نیز کشتند. پس از پایان نبردها و ورود چزاره به رم، او دریافت که همه متحدانش کشته شدند و ثروت او نیز نابود شده است. او به شدت از این وضعیت برافروخته شده بود. مسیریابی ایتالیایی رودریگو در 18 آگوست 1503 ترتیب یک ملاقات را در قلعه سنت آنجلو با پسرش چزاره ترتیب داد. او رفته رفته متوجه شد که چزاره یک تهدید برای بقای خاندان در قدرت است و برای همین می‌خواست پسرش چزاره را بکشد. او از پسرش با یک سبد سیب زهرآگین پذیرایی کرد. به محض خوردن چزاره از این سیب، خواهرش لوکرتزیا وارد اتاق شد و به چزاره هشدار داد که سیب‌ها زهرآلود هستند. چزاره که از نیت پدرش سخت برآشفته بود با همان سیب سمی پدرش را کشت. او سپس خواهرش را نیز تهدید کرد که محل سیب عدن را به او بگوید. در این زمان، اتزیو نیز مخفیانه درحال شنود بود و پس از آگاهی از موقعیت سیب عدن به سرعت و زودتر از چزاره خود را به محل رساند. او سیب عدن را برداشت و نیروهای چزاره را با کمک سیب عدن نابود کرد و به سمت مخفیگاه اساسین‌ها بازگشت. اتزیو در ادامه با همه اساسین‌ها به چزاره و باقیمانده نیروهای وفادارش حمله کرد و درنهایت آن‌ها را شکست داد. چزاره پس از این توسط پاپ جدید، ژولیوس دوم دستگیر شد. این اما پایان کار چزاره نبود و او با کمک میکلتو کورلا از زندان گریخت و به والنسیا اسپانیا رفت. او در این شهر نیز ارتشی تشکیل داد و به نبردهای بی‌پایان خود این بار در شهر ویانا ادمه داد تا زمانی‌که اتزیو بار دیگر خود را در مسیر او قرار داد. اتزیو که به اسپانیا رفته بود درنهایت چزاره را پیدا کرد و شکست داد. در آخرین لحظه، چزاره به او گفت که من قصد دارم تا انسانیت را وارد نظم جدیدی کنم و برای همین قصد متحد کردن آن‌ها زیر یک پرچم را دارم. او به اتزیو گفت که هیچ کس نباید او را بکشد. بنابراین اتزیو تصمیم گرفت تا چزاره را از قلعه به پایین بیاندازد تا با سقوط خودش بمیرد. جستجو برای کلیدهای مصیاف پس از زمین‌لرزه سال 1509 قسطنطنیه تمپلارها در این شهر زیر پرچم بیزانسی‌ها درآمدند. این زلزله باعث ناپدیدی سلطان بایزید دوم شد و بیزانسی‌ها و تمپلارها با کمک یکدیگر و با درنظر گرفتن شرایط جدید قصد به دست گرفتن مجدد کنترل شهر قسطنطنیه را داشتند. بیزانسی‌ها همچنین درحال ساخت یک پایگاه نظامی مخفیانه در ناحیه کاپادوکیه و در شهر زیرزمینی درین‌کویو بودند. بیزانسی‌ها که توسط مانوئل پالایولوگوس رهبری می‌شدند، از حمایت پنهانی شهزاده احمت، برادر سلطان و عموی شاهزاده سلیمان نیز برخوردار بودند. تمپلارها از طریق مطالعه کتاب راز جنگ‌های صلیبی اثر اساسین نیکولو پولو متوجه کتابخانه الطائر ابن لا احد شدند. مانوئل و تمپلارها دستور اعزام نیرو به مصیاف را دادند تا از طریق دراختیار گرفتن کنترل شهر و قلعه عملیات جستجو برای پیدا کردن کتابخانه را پیگیری کنند. آن‌ها پس از پیدا کردن این کتابخانه متوجه شدند که ورودی اصلی آن با 5 کلید مخصوص باز می‌شود. تلاش آن‌ها برای باز کردن در بدون کلیدها بی‌نتیجه بود و بنابراین عملیات جستجو کلیدها در دستور کار قرار گرفت. درحالی که شهزاده احمت برنامه‌های خود را برای رسیدن به قدرت دنبال می‌کرد، به تمپلارها نیز در جستجوی کلیدها در قسطنطنیه کمک می‌کرد. آن‌ها تا سال 1511 یکی از این کلیدها را از زیرزمین کاخ توپ‌قاپی به دست بیاورند. در زمستان همان سال، اتزیو آئودیتوره نیز که به سبب مطالعه کدکس پیج‌های الطائر به وجود چنین کتابخانه‌ای در مصیاف پی‌برده بود به این شهر رسید و مسیر قلعه مصیاف را پیمود. قلعه و شهر در این زمان در تصرف تمپلارها به رهبری لیندروس بود. آن‌ها ابتدا اتزیو را دستگیر کردند ولی اتزیو موفق به فرار و ر ادامه کشتن تمپلارها و رهبرشان لیندروس شد. اتزیو پس از رسیدن به کتابخانه و آگاهی از کلیدهای مخصوص این بار به سمت قسطنطنیه رهسپار شد. کشمکش‌های بی‌پایان قسطنطنیه اتزیو به محض ورود به قسطنطنیه، با استقبال یوسف تعظیم رهبر اساسین‌های ترک مواجه شد. او متوجه نبردهای سنگین میان اساسین‌ها و تمپلارهای شهر شد و قصد کمک به آن‌ها را داشت و درعوض یوسف و اساسین‌های شهر نیز اتزیو را در پیدا کردن کلیدها همراهی می‌کردند. اتزیو پس از مدت‌ها جستجو و کمک گرفتن از اساسین‌های شهر و همچنین افرادی چون شاهزاده سلیمان و صوفیا سارتورموفق به پیدا کردن 4 کلید از 5 کلید مخفی شده بود و در این راه بسیاری از تمپلارهای شهر و همچنین مانوئل پالایولوگوس را به قتل رساند. آخرین کلید در اختیار خود شاهزاده احمت بود که درنهایت آن را نیز تصاحب کرد و احمت نیز به دست خود سلطان سلیم کشته شد. با دراختیار داشتن هر 5 کلید، اتزیو به عنوان نواده الطائر بار دیگر به مصیاف رفت تا این بار درب ورودی کتابخانه الطائر را باز کند. پس از ورود به کتابخانه، اتزیو دریافت که این محل درحقیقت کتابخانه نیست و یک نام سردرگم‌کننده برای آن است. این محل آخرین اقامت‌گاه الطائر و محل اختفای یکی از سیب‌های عدن بوده است. اتزیو تصمیم گرفت تا این محل را در همین حالت رها کند و اجازه دهد تا مخفی بماند؛ پس از این او لباس اساسین‌ها را از تن خارج کرد و همراه با صوفیا سارتور به ایتالیا بازگشت. چین و هند در ادامه دو اساسین به نام شائو ژون و ارباز میر شروع به نابودی تمپلار ها پرداختند. با وجود اینکه شائو ژون با نابودی زانگ تمپلار های چین را از بین برد ولی ارباز به خاطر نامزدش مجبور شد یکی‌ از وسایل تمدن اولیه را به الکساندر تمپلار انگلیسی تحویل دهد. عصر خردورزی تمپلارها قرون وستی را قرون تاریکی برای خود می‌دیدند؛ درحالی که بشر در این عصر به گشترش پیشرفت و دانش خود می‌پرداخت آن‌ها زخم‌خورده دوران بد حکومت بورجیا در قرن 15 بودند. در این عصر خاندان بورجیا از پیشرفت‌های بشری در جهت رسیدن به اهداف خود استفاده کرد و اهمیتی خاص برای این اهداف بشری قائل نبود؛ اما با آغاز عصر خردورزی، تمپلارها نیز تغییر رویه دادند و با ورود به فلسفه و علم تصمیم گرفتند تا جوامع و روشن‌فکران عصر حود را تحت تاثیر قرار دهند، به جای آنکه آن‌ها را کنترل کنند. عصر طلایی دزدی دریایی با ورود اروپایی‌ها به بر جدید و ایجاد مستعمره‌نشین در این سرزمین‌ها، عملا جنگ‌های قدرت چند هزارساله اروپا به جنگ‌های این قدرت‌ها در سرزمین‌های جدید کشانده شد. اسپانیایی‌ها، پرتغالی‌ها، فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها از مهم‌ترین قدرت‌های اروپایی بودند که بیشتر سرزمین‌های بر جدید را دراختیار داشتند و در آن مستعمره نشین ایجاد کرده بودند. سرمین‌های جدید به خودی خود دارای ثروت‌های نامحدود و دست‌نخورده‌ای بود که برای آن جنگ‌های زیادی درگفت. در این زمان دزدی دریایی نیز در مهم‌ترین گذرگاه بر جدید، یعنی دریای کارائیب درحال شکل گیری بود. بسیاری از ملوانان و فرماندهان دریایی و نظامی که از حکومت‌های مستبد و مبدا خود ناراضی بودند حمله به کشتی‌های تجاری این حکومت‌ها را کاری کاملا درست می‌دانستند. تمپلارها در این زمان یکی از نخستین هسته‌های قدرت خود را توسط استاد اعظم لائوریانو تورس آیالا در کارائیب بنا نهادند. تورس در اصل یک اسپانیایی وفادار به تاج و تخت بود و فرمانداری تعداد زیادی از مستعمره‌نشین‌های اسپانیایی را برعهده داشت و شخصی شناخته شده در میان کارائیبی‌ها بود. او و افرادش به عنوان تمپلار، در جستجوی یک سیج به نام بارتولومئو روبرتز بودند. روبرتز از محل دقیق Observatory که توسط تمدن اولیه ساخته شده بود آگاهی داشت و تمپلارها نیز مانند همیشه درتلاش برای به دست اوردن فناوری‌های تمدن اولیه بودند. با دراختیار داشتن قدرت فراوان و همچنین یک کمک ارزشمند از طرف ادوارد کن‌وی، تمپلارها موفق به موقعیت‌یابی اساسین‌های کارائیب شده و با نیروی دریایی اسپانیا به آنجا یورش بردند. حمله‌ای که گرچه با کمک خود ادوارد از اساسین‌ها دفع شد ولی آن‌ها متحمل خسارت‌های فراوانی شدند. این حملات به پایگاه‌های اساسین‌ها دامنه‌دار نیز بود و عملا ابتکار عمل را از اساسین‌ها گرفت. تمپلارها از طریق روبرتز قصد دسترسی به رصدخانه را داشتند. روبرتز نیز یک سیج بود و درنهایت قصد رسیدن به رصدخانه را داشت. ادوارد کن‌وی از خط خونی الطائر بود ولی او درواقع یک دزد دریایی بود و درابتدا با تمپلارها و در ادامه با اساسین‌ها همکاری می‌کرد. اما هدف اساسین‌ها جلوگیری از تمپلارها برای رسیدن به رصدخانه بود. رصدخانه‌ای که توسط آیتا شوهر جونو در دوران تمدن اولیه ساخته شده بود. تمپلارها به دلیل قدرت و نفوذ خود و همچنین ناکام گذاشتن اساسین‌ها درنهایت موفق به دسترسی به رصدخانه شدند ولی این دزد دریایی، ادوارد کن‌وی بود که آن‌ها را از کنترل رصدخانه خارج کرد و استاد اعظم تورس آیالا را کشت. جنگ‌های فرانسوی‌ها و سرخ‌پوستان جنگ بر سر زمین و مستعمرات به مرزهای سرخ‌پوستان و قبیله‌های موهاک رسیده بود. درحالی‌که فرانسویان درحال جنگ با سرخ‌پوستان بودند، در لندن استاد اعظم رجینالد برچ هیثم کن‌وی را به مستعمرات سیزده‌گانه انگلستان فرستاد تا موقعیت معبد اعظم تمدن اولیه را پیدا کند. او به عنوان یک تمپلار انگلیسی با ورود به بوستون شروع به جمع‌اوری نیرو و منابع کرد و با کمک ویلیام جانسون با سرخ‌پوستان ارتباط برقرار کرد. انگلستان در جنگ فرانسویان و سرخ‌پوستان جانب میانه را گرفته بود ولی دراصل به فرانسویان کمک می‌کرد. هیثم با آزاد کردن تعداد زیادی برده سرخ‌پوست از اسارت انگلیسی‌ها رفته فرته اعتماد بیشتر آن‌ها را جلب کرد و درنهایت با راهنمایی آن‌ها به معبد اعظم رسید؛ اما این معبد کاملا مهر و موم شده بود و برای باز شدن نیاز به سیب عدن داشت. در سال 1750، شی پاتریک کورماک که در گذشته یک اساسین بود به تمپلارها پیوست. اساسین‌ها در این زمان مشغول جمع‌آوری تکه‌های عدن بودند تا به دست تمپلارها نیافتد. او دریافته بود که تکه‌های عدن تنها برای کنترل مردم نیستند و جابجایی تکه‌های ثابت عدن از مکان اولیه ممکن است منجر به وقوع فجایع زمینی شود. با این وجود اساسین‌ها تنها به فکر جمع‌آوری تکه‌های عدن بودند و شی کورماک نیز همین دستورات را پیروی کرد. پس از ماموریت لیسبون پرتغال و جابجایی سیب عدن کشف شده در این شهر، زلزله مهیبی ایجاد شد و شی با سرعت شهر را به مقصد کشتی‌اش ترک کرد. او پس از این دریافت که اساسین‌ها هیچ اهمیتی به فجایعی که منجر به جابجایی این اشیاء می‌شود نمی‌دهند و تنها به فکر آن هستند، که این تکه‌ها را از دسترس تمپلارها خارج کنند. بدون درنظر گرفتن هزینه و خسارت‌هایی که در پی آن می‌آید. بنابراین شی نتوانست با این شرایط کنار بیاید و به تمپلارها پیوست. او تا سال 1760 بیشتر اساسین‌ها را نابود کرد و از آن‌ها جز نام و نشانی فراموش شده باقی نگذاشت. انقلاب آمریکا در سال 1770، شعله‌های انقلاب مستمعره‌نشینان سیزده‌گانه در حال افروخته شدن بود. پسر دورگه هیثم کن‌وی، یعنی کانر کن‌وی که به توصیه جونو به اساسین‌ها پیوسته بود به همراه آکیلیز داون‌پرت به بوستون آمد تا شرایط شهر را از نزدیک بیند. مستعمره‌نشینان از قوانین تبعیض‌آمیز انگلیسی‌ها به تنگ آمده بودند و مسیر انقلاب را می‌پیمودند. در این میان برخی اساسین‌ها و تمپلارها در درستی انقلاب تردید و برخی دیگر با آن موافق بودند. کانر به عنوان یک اساسین در جریان به آب انداختن چای‌های انگلیسی به دریا به نشانه اعتراض همکاری داشت. تمپلارها نیز در پاره‌ای اوقات با انقلابیون و در پاره‌ای اوقات دیگر با انگلیسی‌ها همراهی می‌کردند. با این وجود هیثم کن‌وی و چارلز لی دو تن از بزرگان تمپلارها با انقلاب مخالف بودند و طرح قتل جورج واشبنگتن، فرمانده نظامی انقلابیون را داشتند. طرحی که توسط کانر کن‌وی خنثی شد. کانر در ادامه پدر خود هیثم، استاد اعظم تمپلارها را کشت و تمام نمرکز خود را روی کشتن جانشین وی، چارلز لی گذاشت. او در این مسیر نیز موفق بود و با کستن لی، تمپلارها از ایالات متحده حذف شدند؛ گرچه در سال‌های بعد نیز این محفل در این کشور شکل گرفت و در دوره‌های زمانی مختلفی قدرت را نیز در دست داشت. انقلاب فرانسه برخلاف انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه مورد تایید و کنترل عمومی تمپلارها قرار داشت. زمانی که سیج، فرانسوا توماس ژرماین نقره‌کار مشهور فرانسوی طرح قتل استاد اعظم فرانسوا دلا سر را در سر داشت؛ نقشه‌های بزرگ‌تری در سر می‌پروراند. تمپلارهای فرانسه پس از ضربه بزرگی که از مرگ ژاک دوموله از چند قرن قبل خورده بودند، فعالیت‌های کاملا پنهانی را پیگیری می‌کردند. در دوره رهبری آقای دلا سر، او تصمیم گرفت تا مشی محفل را تغییر دهد و با اساسین‌ها صلح کند. این کار مورد استقبال اساسین‌های فرانسوی و رهبرشان میربو نیز بود. اما در هر دو طرف، افراد مخالف اتحاد وجود داشتند. فرانسوا توماس ژرماین که نسبت به این مشی جدید اعتراض کرده بود از محفل اخراج شد و در ادامه با یارگیری از تمپلارهای مخالف موفق شد تا با طرح ریزی نقشه‌ای دقیق، آقای دلا سر و متحدانش در محفل را از قدرت پایین بکشد. او به عنوان یک Sage موفق به درک هدف و ایده‌ال‌های ژاک دوموله، آخرین استاد اعظم تمپلارها شده بود و روش کنونی را برخلاف مشی دوموله می‌دانست. همین موضوع کافی بود تا بسیاری از تمپلارها به وی اعتماد کنند و درنهایت آقای دلا سر از قدرت به پایین کشیده شد. ژرماین همچنین غیر از بزرگان تمپلار، افرادی دیگر در سطح پاریس را نیز با خود همراه کرد، کسانی که از دولت پادشاهی فرانسه ضربه خورده بودند و از زندگی در ذیل سلطنت ناراضی بودند. به زودی ژرماین و تمپلارها با کمک سرمایه عظیمی که داشتند، برای رسیدن به مقصد خود یعنی سرنگونی پادشاه، به گسترش جنبش‌های آزادی‌خواهانه کمک کردند. این کار از طریق حمایت از طبقه متوسط و نخبگان و آزاداندیشان عملی شد و درنهایت آتش انقلابی را پدید آورد که سرتاسر فرانسه را در برگرفت. آقای دلا سر دختری به نام الیز و پسرخوانده‌ای به نام آرنو دوریان داشت. مرگ آقای دلا سر به گردن آرنو انداخته شد و الیز نیز پس از این در تلاش برای انتقام گیری بود. در جریان آغازین روززهای انقلاب و حمله مردم به زندان باستیل آرنو موفق به فرار شد. او در زندان با یک اساسین به نام پیر بلک آشنا شد و به توصیه وی قصد حضور در محفل اساسین‌ها را داشت. او نیز همچون الیز از مرگ آقای دلاسر ناراحت بود و قصد داشت با کمک اساسین‌ها قاتلین او را پیدا کند. برخی اساسین‌ها با این هدف آرنو مخالف بودند و اعتقاد داشتند که دلا سر یک تمپلار بوده و باید می‌مرد اما میربو نیز با هدف آرنو موافق بود. از طرفی دیگر آرنو باید قاتلین آقای دلا سر را از میان تمپلارها پیدا می‌کرد زیرا توطئه مرگ او توطئه‌ای درون محفلی بود و برای همین اساسین‌ها به صورت طبیعی موافق کشتن تمپلارها توسط آرنو بودند. پس از مدت‌ها بررسی، آرنو تعداد زیادی از تمپلارها و بزرگان محفل را کشت و درنهایت متوجه شد که شخص پشت پرده همه این وقایع، استاد اعظم کنونی تمپلارها یعنی ژرماین است. آرنو و الیز برای مرتبه اول در زمان اعدام لویی شانزدهم با ژرماین مواجه شدند ولی او از کارزار گریخت و تا مدت‌ها از موقعیت وی اطلاعی نبود. این زمان مصادف بود با دوران ترور که با ماکسیمیلیان روبسپیر شناخته می‌شود. الیز از طریق روبسپیر متوجه شد که ژرماین در معبد پاریس است. او و آرنو پس از این به معبد نفوذ کردند تا با وی رو به رو شوند. ژرماین در پشت بام بود و آرنو با دیدن شمشیر عجیبش در بهت قرار گرفت. این شمشیر که شمشیر عدن نام داشت از یادگاران ژاک دوموله بود که در همان معبد پنهان شده بود و اینک مورد استفاده ژرماین قرار داشت. با وجود شمشیر، آرنو و الیز ژرماین را شکست دادند ولی این به قیمت مرگ الیز بود. با مرگ ژرماین، تمپلارها کنترل انقلاب را از دست دادند و رفته رفته مردم به سوی ناپلئون بناپارت ژنرال سابق ارتش پادشاه متمایل شدند. انقلاب صنعتی تمپلارها در دوران انقلاب صنعتی در لندن، کرافورد استاریک را به رهبری خود برگزیدند. تمپلار ها همچنین یک گروه جنایی وابسته به خود یعنی بلایترز ها را ساختند. در این دوره تلاش این محفل در لندن بر بدست آوردن یکی دیگر از تکه‌های عدن یعنی کفن عدن بود که درنهایت با دخالت اساسین‌ها به رهبری جیکوب و ایوی فرای در به دست آوردن این شئ ناکام ماندند. دوران مدرن جنگ جریان‌ها در میانه‌های قرن نوزدهم، تمپلارها شروع به تاسیس صنایع بسیار بزرگ در ایالات متحده کردند. تمپلارهای شاخص این دوره توماس ادیسون، هنری فورد و هاروی فایراستون بودند. ادیسون با اختراع جریان برق مستقیم (DC) به شهرت زیادی رسید ولی طولی نکشید که کارمند سابقش، نیکولا تسلا که یک اساسین بود جریان برق متناوب (AC) را معرفی کرد. این جریان برق از کارایی بیشتری برخوردار بود و همین باعث حسادت ادیسون به وی شد. تمپلارها از طریق تبلیغات منفی علیه تسلا دستاورد جدید او را در میان مردم زیر سوال بردند. از طرف دیگر ادیسون با همکاری تمپلاری دیگر، جی‌پی مورگان که تاجر ثروتمند و پرنفوذی بود به تسلا فشار آورد. ادیسون قصد داشت تا با کمک مورگان جریان برق مستقیم را به عنوان جریان برق مصرفی عمومی و به رایگان توسعه دهد، حال آنکه مورگان کمک‌های مالی خود به تسلا را پس از این قطع کرد. به این ترتیب سیستم جریان برق مستقیم ادیسون به مصرف عمومی و جهانی گذاشته شد. در قرن بیستم نیز دو تمپلار مشهور، رانی اولدز و هنری فورد نخستین سازوکار خط تولید را راه‌اندازی کردند. تا پیش از این محصولات صنعتی به صورت واحدی ساخته و عرضه می‌شد اما فورد با طراحی خط تولید موفق به ایجاد چرخه‌های تولید صنعتی و در ادامه افزایش تولیدات صنعتی شد. انقلاب روسیه در اواخر قرن نوزدهم، دستگاه حکومتی و سلطنتی تزار روسیه به صورت کامل تحت نفوذ تمپلارها قرار داشت. این امپراتوری غول‌آسا که سرحدات خود را در دو قاره و پنج دریا گسترانیده بود، هر روز بیشتر مورد نفرت عموم روسیان قرار می‌گرفت. این دستگاه تحت نفوذ تمپلارهای روسی به یک حکومت مستبد و خودرای تبدیل شده بود که هیچ کس نیز یارای ایستادن در برابرش را نداشت. پس از گذشت مدتی، ولادیمیر لنین که با اساسین‌ها متحد بود برعلیه حکومت تزاری روسیه انقلاب بزرگی به راه انداخت و با دراختیار گرفتن احساسات گسترده ضد تزاری روس‌ها، انقلابی بر پایه از بین بردن نظام طبقاتی شکل داد که به انقلاب روسیه مشهور شد. مجموعه رویدادهایی که منجر به سقوط تمپلارها و تزار در روسیه و شکل گیری حکومت شورایی شوروی شد. البته این حکومت نیز تحت نفوذ تمپلارها قرار گرفت و پس از لنین، جوزف استالین که یک تمپلار بود رهبری کشور تازه تاسیس را برعهده گفت. تاسیس آبسترگو در سال 1937، تمپلارها شرکت آبسترگو را تاسیس کردند. شرکتی که باهدف گسترش اقتصاد سرمایه‌داری و کنترل آن و خنثی‌سازی کمونیزم تاسیس شد و هدف بزرگ‌تر آن کنترل اقتصاد و جوامع جهانی بود. این شرکت با گسترش اقتصاد آزاد و تولیدات صنعتی گسترده جوامع را به سمت دهکده جهانی سوق داد و از طریق دراختیار داشتن سهام شرکت‌های بزرگ و کوچک، دولتی و غیر دولتی و ... مانند ناسا، فورد موتورز، کوکا کولا و ... به گسترش شبکه اقتصادی خود درجهان پرداخت. جنگ جهانی در این دوره یک اساسین به نام نیکولای اورلوف با کمک یک زن به نام آناستازیا شروع به قتل عام تمپلار ها کرد و آن ها را به شدت ضعیف کرد. جنگ جهانی دوم در اواخر 1930 میلادی، آدولف هیتلر که یک تمپلار بود، با دراختیار داشتن سیب عدن شروع به تحت کنترل درآوردن مردم آلمان که در تحقیر نتایج جنگ جهانی اول بودند کرد. با تحت کنترل درامدن و رهبری نازی‌ها، هیتلر جنگ جهانی دوم را از طریق حمله به کشورهای همسایه خود آغاز کرد. درحالی‌که جنگ جهانی توسط تمپلارها شروع شد، در طرف دیگر جنگ نیز تمپلارها قرار داشتند. فرانکلین دلانو روزولت، وینستون چرچیل و جوزف استالین که هر سه تمپلار بودند. درحقیقت جنگ بین دو نیروی بزرگ درحال شکل‌گیری بود که هر دو نیز وابسته به تمپلارها بودند و جنگی درون محفلی بود؛ نیروهای محور و نیروهای متفق. در دوره ی هیتلر تمپلار ها و جاسوس های آلمانی متحد با هم به رهبری مستر اسپی در شهر لندن نفوذ داشتند که سرانجام اسپی و افرادش توسط یک اساسین به نام لیدیا فرای کشته شدند. همچنین این نکته بسیار مهم است که چرچیل هم که خود یک تمپلار است لیدیا را مامور‌ کشتن اسپی و افرادش کرد. در 30 اوریل 1945 که پیروزی متفقین قطعی بود، هیتلر خودکشی کرد و نیروهای محور تسلیم متفقین شدند. پس از پایان جنگ، جهان وارد جنگ سرد شد، جنگی که جهان را به دو قطب شرق و غرب تقسیم می‌کرد. درحالی‌که رهبری هر دو طرف نیز با تمپلارها بود؛ تمپلارهایی با دیدگاه‌های متضاد. سرنگونی دولت‌ها در جریان سال‌های 1950 تا 1970، آبسترگو سیستم اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری را به نظام اقتصادی کارآمد و فراگیر تبدیل کرد و کنترل بسیاری از نهادهای دولتی و غیردولتی مثل CIA و NASA را در پشت پرده در اختیار داشت. تمپلارها در کوران جنگ سرد مشغول از بین بردن دولت‌ها و جکومت‌های مخالف با یکی از دو جبهه غرب و شرق کردند. سرنگونی حکومت ملی دکتر مصدق از طریق کودتا و دراختیار گذاردن جکومت به پادشاه وقت ایران از جمله توطئه‌های تمپلارها در ایران بود. آن‌ها همچنین در تاسیس ساواک نیز نقشی اساسی داشتند. آن‌ها همچنین حکومت‌های کشورهای آمریکای مرکزی و لاتین، آسیایی و آفریقایی را نیز دستخوش تغییر و همسوسازی با نظام دوقطبی شرق و غرب کردند. ترور جان اف کندی و آپولو 11 در سال 1960 و با آشکار شدن وجود تکه‌های عدن روی ماه، دو قدرت شرق و غرب عملیات رسیدن به ماه را آغاز کردند. در این زمان، جان اف. کندی رئیس جمهور آمریکا و دارنده یک سیب عدن بود و به تمپلارها اجازه دخالت در امور را نمی‌داد. تمپلارها قصد رسیدن به ماه و برداشتن سیب عدن را داشتند. با نتیجه نگرفتن تمپلارها در همسوسازی کندی با خود، تصمیم گرفتند تا او را به قتل برسانند. زمانی که کندی درحال بازدید از دالاس تگزاس بود، راننده وی ویلیام گریر که یک تمپلار بود او را از میان جمعیت عبور می‌داد. در این حین یک تمپلار دیگر به نام لی هاروی اسوالد کندی را هدف شلیک گلوله قرار داد و ترور کرد. پس از قتل کندی، راننده خودرو به سرعت سیب عدن کندی را برداشت و قاتل نیز خود به ضرب گلوله "جک رابی" به قتل رسید. پس از این واقعه لیندون بی. جانسون تمپلار که معاون کندی بود رسما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد. در 29 جولای 1969، تمپلارها از طریق ناسا به ماه راه پیدا کردند و به یکی دیگر از تکه‌های عدن دست یافتند. آن‌ها این ماموریت را یکی از موفق‌ترین نقشه‌های خود می‌دانند. انحلال کمونیزم در اواخر قرن بیستم، تمپلارها تصمیم به قطع حمایت از اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. سیستم اقتصادی اشتراکی بسیار ضعیف‌تر از آن بود که بدون حمایت تمپلارها قادر به بقا باشد. سیاست‌های اقتصادی کشور به زودی به سمت اقتصاد آزاد رفت ولی سیستم به قدری فرتوت شده بود که هر روز دامنه اعتراضات در هر نقطه از این اتحادیه کشیده می‌شد و شهر به شهر و کشور به کشور شوروی و سیستم اشتراکی را ترک می‌کردند. سقوط دیوار برلین و اتحاد دو آلمان و سیاست اقتصادی پرسترویکا نیز نتوانست این اتحادیه عظیم را حفظ کند و درنهایت شوروی کاملا منحل و جمهوری‌های آن یک به یک مستقل شدند. پروژه آنیموس در اواخر قرن بیستم، آبسترگو پروژه آنیموس را آغاز کرد. این شرکت افرادی با نژاد اساسین را از سرتاسر جهان ربود و از آن‌ها به عنوان نمونه‌های آزمایشی جهت پروژه استفاده کرد. آنیموس دستگاهی است که استفاده کننده از آن می‌تواند با استفاده از حافظه ژنتیکی خود، به مشاهده وقایعی که برای اجداد خودش اتفاق افتاده بپردازد. این دستگاه از طریق آنالیز دقیق قسمت حافظه ژنتیک DNA کاربر خود، به کاربر اجازه می‌دهد تا اطلاعات رمزگذاری شده حافظه ژنتیک خود را به صورت بصری مشاهده کند. این اطلاعات که نسل به نسل از طریق حافظه ژنتیک منتقل می‌شوند به صورت رمز گذاری شده هستند و آنیموس می‌تواند این رمزها را خوانده و در قالب تصویر و صوت منتشر کند. به این ترتیب امکان مشاهده سرگذشت اجداد یک کاربر فراهم می‌شود. در سال 2000، تمپلارها و اساسین‌ها هر دو تلاش کردند تا جکومت ایالات متحده را برعهده بگیرند. جرج دبلیو بوش تمپلار و ال گور اساسین در این رقابت شرکت کردند. با این حال پیش از رای گیری، دانیل کراس تمپلار موفق شد رهبر اساسین‌ها را به قتل برساند و جبهه اساسین‌ها را سردرگم کند. درنهایت نیز بوش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. در سال 2012، آبسترگو یکی از بهترین نمونه‌های پروژه آنیموس را پیدا کرد. دزموند مایلز که خط خونی او به یکی از بکرترین خط‌های خونی اساسین‌ها یعنی خط خونی الطائر می‌رسید. اگرچه او پس از مدتی توسط اساسین‌ها فراری داده شد. با این حال تمپلارها از طریق خاطرات دزموند در مورد جدش الطئر به نقشه هولوگرافیکی از جهان و تکه‌های عدن مخفی دست پیدا کرده بودند. فرار دزموند و ادامه پیگیری اساسین‌ها نیز در ادامه باعث شد تمپلارها در مسابقه پیدا کردن تکه‌های عدن تنها نباشند. پس از این آن‌ها قصد داشتند یک سیب عدن در مدار زمین مستقر کنند ولی تا ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ موفق به پیدا کردن این تکه نشدند و پروژه لغو گردید. در همین دوره تمپلارها دو نیروی مهم خود یعنی ویدیچ و دنیل کراس را به همراه یک جاسوس اساسین به نام لوسی استیلمن را به خاطر دخالت اساسین‌ها از دست دادند. پروژه فونیکس «ققنوس» آبسترگو پروژه ققنوس (Phoenix Project) را پس از پیدا کردن یک Sage به نام جان استندیش در سال ۲۰۱۳ عملیاتی کرد. سیج‌ها دارای حافظه ژنتیک نابی از افراد تمدن اولیه هستند و باتوجه به دست‌یابی تمپلارها به یکی از سیج‌ها، آغاز چنین پروژه‌ای بدیهی می‌نمود. گرچه جان استندیش در همان ابتدا مرد ولی نمونه‌گیری از وی باعث شد تا چندین سیج دیگر در دوره‌های تاریخی مختلف و همچنین دوران مدرن از طریق حافظه ژنتیک او مشخص شود. هدف دیگر آبسترگو، توالی‌یابی دقیق‌تر افراد تمدن اولیه و همچنین پیدا کردن دیگر اشیا و دستاوردهای به جا مانده از این تمدن بود. تمپلارها همچنین از وجود گروهی به نام محفل خواست اول مطلع شدند که هدف‌شان به قدرت رساندن مجدد تمدن اولیه و دراختیار گذاشتن اختیار انسان‌ها به دست آنان بودند. آن‌ها قصد داشتند از این گروه برای پیدا کردن دیگر تکه‌های عدن استفاده کنند ولی یوهانی اوتسو برگ مخالف بود و معتقد بود ممکن است آن گروه از منابع تمپلارها برای رسیدن به اهداف خودشان سوءاستفاده کنند. پیدا کردن کفن عدن در سال ۲۰۱۵، جونو در تشکیلات تمپلارها نفوذ کرد تا مخفیانه یک اتحاد با افراد مورد اعتمادش برقرار کند. او به عنوان یک "هوش مصنوعی" که "زندگی خاگستری" دارد اهدافی چون تشکیل نظم نوین جهانی داشت که از دیرباز هدف نهایی تمپلارها بوده است. با درنظر گرفتن منافع مشترک، برخی تمپلارها، مخفیانه از این اتحاد استقبال کردند. اوتسو برگ و دا کوستا پس از این براساس اطلاعات پروژه ققنتوس به جستجوی کفن عدن پرداختند و درنهایت نیز علی‌رغم درگیری با اساسین‌ها موفق شدند آن را به دست بیاورند. تمپلارها با کفن عدن امیدوار به ساخت یک بدن زنده بودند اما نادانسته توسط آن‌ها، دا کوستا عضوی از "محفل خواست اول" و طرفدار جونو بود و برای برگرداندن زندگی فیزیکی برای جونو تلاش می‌کرد. پس از این دا کوستا تلاش کرد تا با جونو ارتباط برقرار و با او درمورد کفن و همچنین چگونگی فکر مردم در مورد بازگشت جونو به زندگی صخبت کند، جونو در ادامه ظاهر شد و گفت نگران نباشد چون او جهان را نجات خواهد داد. تلاش برای سیب در ادامه تمپلار ها به کمک آلن ریکین و دخترش صوفیا ریکین موفق شدند با استفاده از خاطرات جد کالم لینچ یعنی آگیلاس مکان سیب را در محل دفن کریستوفر کلمب در یک کلیسا پیدا کنند. پس از یک شورش موفق در شرکت آبسترگو در مراسمی که آلن قصد داشت سیب را به تمامی تمپلار ها نشان دهد لینچ او را با خنجر پنهان به قتل رساند و سیب عدن را دزدید. صوفیا نیز تصمیم به انتقام گیری از لینج گرفت. منابع Templars, وب‌سایت Assassin's Creed Wikia
  15. 1 امتیاز
    Movyn

    اساسین

    محفل اساسین‌ها The Assassin Order قتل ژولیوس سزار امپراتور روم اطلاعات سازمانی عنوان رهبر منتور وابستگان اوباش مزدورها فاحشه‌ها جیب‌برها کولی‌ها دیدگاه مذهبی متنوع اطلاعات تاریخی پیدایش پیشاتاریخ تاریخ شکل‌گیری امروزی 1191 م اطلاعات دیگر افراد شناخته شده حسن صباح المعلم الطائر اتزیو آئودیتوره ماکیاولی ادواله ادوارد کن‌وی کانر کن‌وی آرنو دوریان دزموند مایلز اساسین‌ها یا محفل اساسین‌ها (انگلیسی: The Assassin Order or Assassin Brotherhood) نام گروهی تاریخی در سری بازی‌های Assassin's Creed است که نقش محوری و اصلی را در این سری ایفا می‌کنند. این گروه در دوران‌های مختلفی ولی با یک عقیده همواره حضور داشته‌اند؛ در دوران امپراتوری روم پنهان شدگان نامیده می‌شدند و ژولیوس سزار را به قتل رساندند. در دوران جنگ‌های صلیبی به نام حشاشیون شناخته می‌شدند و کلمه Assassins از همین کلمه ریشه گرفته است. گروه اساسین‌ها با این نام به طور مشخص از همین دوران به اساسین‌ها مشهور شدند ولی پیدایش این گروه از مردمان به دوران پیشاتاریخ باز می‌گردد. اساسین‌ها در مجموع دشمنان قسم‌خورده تمپلارها بوده و مخالف هدف آن‌ها برای بازگرداندن قدرت به تمدن اولیه هستند. این گروه برخلاف تمپلارها که معتقد به کنترل انسان‌ها هستند، اعتقاد به آزادگی انسان‌ها و پیمودن مسیر و سرنوشت به دست خودشان را دارند. تا پیش از جنگ‌های صلیبی، وجود چنین افرادی در تاریخ بشر، به درازای تاریخ بوده است و برای مثال در دوره مصر باستان و امپراتوری روم با نام پنهان شدگان فعالیت میکردند. اما پس از این جنگ‌های صلیبی، افرادی با چنین نگرش به صورت سازمان یافته تر عمل می‌کردند و اساسین نامیده شدند. محتویات پیش‌زمینه عقیده آرمان‌ها و اهداف روش‌ها نقدها پارادوکس‌های یک اساسین بی‌طرفی تلفات مردم عادی آموزش‌ها ورود به محفل تمرین‌ها تجهیزات احترامات خروج از محفل تاریخچه شکل‌گیری جمهوری روم امپراتوری روم قرون وسطا اوخر قرون وسطا استعمار قاره امریکا انقلاب فرانسه انقلاب صنعتی دوران مدرن منابع پیش‌زمینه ما در تاریکی فعالیت می‌کنیم تا روشنایی را حفظ کنیم. ما اساسین هستیم. ―نیکولو ماکیاولی اساسین‌ها محور اصلی سری بازی‌های اساسینز کرید هستند. دزموند مایلز، الطائر، اتزیو آئودیتوره و کانر کن‌وی از آن جمله هستند و نقش‌های اصلی را در نسخه‌های مختلف این سری برعهده دارند. تاریخچه پیدایش این گروه به بعد از دوران انقراض اولیه بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از جنگ انسان-تمدن اولیه طی یک حادثه خورشیدی هر دو گونه تمدن اولیه و انسان کنونی متحمل خسارات فراوانی شدند و جمعیت‌شان بزودی در سرتاسر زمین به شدت کم شد. فرزندان هر دو گونه انسان‌های کنونی و تمدن اولیه با یکدیگر ادغام شدند و جمعیت‌شان در جهان رو به فزونی گذاشت. اعضای بازمانده از تمدن اولیه بسیار کم‌تر از انسان‌ها بودند و بنابراین افراد دورگه انسان-تمدن اولیه نیز بسیار محدودتر از انسان‌های عادی بودند. در این زمان بود که در میان افرادی که از "تمدن اولیه" آگاهی داشتند (دورگه‌ها) در مورد استفاده از تکنولوژی‌های آنان، مثل Apple of Eden اختلاف نظر به وجود آمد. افرادی که قصد داشتند تا برای پایان دادن به هرج و مرج و بی ثباتی در جهان، مجددا انسان‌ها را کنترل کنند در آینده، تمپلار و افرادی که در برابر این عقیده بودند و معتقد بودند تا آزادی و حاکمیت از آن انسان است در آینده اساسین نامیده شدند. اساسین‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی همواره حضور داشته‌اند و به دلیل اعتقاد به آزادی انسان، همواره در حال مبارزه با تمپلارها بودند و آن‌ها را به قتل می‌رساندند. قتل جولیوس سزار در روم و در آینده قتل کلئوپاترا فرعون مصر از جمله فعالیت‌های تاریخی این افراد است. این افراد پس از دوران جنگ‌های صلیبی آرایش و نظم جدیدی به خود دادند و فعالیت‌های خود را سازمان‌دهی کردند که از آن دوران تاکنون این گروه همچنان به فعالیت‌های خودشان تحت نام محفل اساسین‌ها ادامه می‌دهند. عقیده Nothing is true, everything is permitted هیچ چیز درست نیست، همه چیز مجاز است. ―اتزیو آئودیتوره "عقیده" محفل اساسین‌ها به من آموخت که هیچ چیز برای ما ممنوع نیست. یک بار من با خود فکر کردم که این به این معنی است که ما آزادیم هرکاری انجام دهیم. برای رسیدن به آرمان‌هایمان و بدون توجه به هزینه آن. من حالا می‌فهمم که این عقیده یک هشدار [برای دشمن‌ها] است، نه یک آزادی مطلق. ―آرنو دوریان محفل اساسین‌ها برپایه عقیده‌ای راسخ و خلل‌ناپذیر بنا شده است که اعضای آن نیز پیش از پیوستن به آن، بدان معتقد بوده‌اند. عقیده اساسین‌ها بر سه اصل استوار است. شمشیر و سلاح خود را از خون و گوشت یک بی‌گناه دور نگه دار. در معرض دید مخفی باش و با جمعیت همراه شو. هرگز به محفل پشت نکن. این اصول در همه جنبه های زندگی روزانه اساسین‌ها حضور دارد و آن‌ها را در جنگ برای "صلح در همه چیز" هدایت می‌کند. اساسین ها معمولا از طریق کشتن یک شخص، امیدوار به نجات هزاران نفر هستند. آن‌ها همچنین براین باور هستند که نبرد آن‌ها با قدرتمندان از طرف افرادی است که قدرت، ثروت و یا دانش پایین‌تری دارند. آرمان‌ها و اهداف اساسین‌ها اهداف زیادی را پیگیری می‌کنند که ممکن است رسیدن به برخی نیز بسیار طولانی باشد، ولی هدف اصلی و نهایی آن‌ها، دستیابی به آزادی کامل برای همه انسان‌ها و از بین بردن افرادی است که سعی در کنترل مردم دارند. چنین هدفی باعث می‌شود اساسین‌ها با افراد ظالم و ستمگر به شکلی یکسان و فارغ از دیدگاه‌های سیاسی و ... مخالفت ورزند. تمپلارها دیرینه‌ترین افراد انسان‌ها بودند که همواره مانع از رسیدن به چنین هدفی می‌شدند و به همین دلیل نیز، اساسین‌ها دشمنان قسم خورده تمپلارها هستند. یک عضو محفل اساسین، هرگز برای انتقام و اهداف شخصی دست به قتل نمی زند. زمانی که هیثم کن‌وی مدعی شد تمپلارها برپایه "آگاهی" از حقایق جوامع پدید آمده‌اند، بنابراین اساسین‌ها نیز در "واکنش" به این حقایق پدید آمده‌اند. قدرتمند و ضعیف، ثروتمند و فقیر، دانا و بی‌سواد و ... حقایق جوامع انسانی محسوب می‌شوند. بنابراین اساسین‌ها زمانی که قدرتمندان از قدرت، ثروتمندان از ثروت خود و دانایان از دانش خود برای کنترل و آسیب رساندن به ضعیفان استفاده می‌کنند، اساسین‌ها تلاش می‌کنند آن افراد را از بین ببرند تا تعادل به جوامع بازگردد و آزادی افراد حفظ شود. روش‌ها فرهنگ‌ها، ادیان و زبان ها مردم را به جوامع مختلف تقسیم می‌کند، اما چیزی در محفل اساسین‌ها وجود دارد که همه مرزها را در می‌نوردد. علاقه به زندگی و آزادی. ―ماری رید در طول تاریخ، محفل با روش‌های مختلفی افراد را به خود جذب می‌کرد. درحالی که برخی افراد همچون الطائر در محفل متولد و رشد می‌کردند، بیشتر افراد ملحق شده به محفل، مانند اتزیو آئودیتوره، استفن شافو، کانر کن‌وی و ... افرادی بوده‌اند که تحت ظلم تمپلارها و یا همفکران آن‌ها قرار می‌گرفتند و ابتدا برای انتقام وارد محفل می‌شدند و در ادامه، با فراگیری عقیده محفل، هدف خود را از انتقام‌های سطحی و کور به اهدافی والاتر ارتقاع می‌دادند. برخی افراد نیز بدون آن‌که در محفل رشد کنند و یا مورد ظلمی از طبقه قدرتمندان قرار گیرند، به عقیده اساسین‌ها علاقمند می‌شدند و ممکن بود به محفل نیز بپیوندند. محفل معمولا ابتدا اهداف اساسین را مشخص می‌کند و اساسین نیز در بیشتر موارد مجاز به حذف فیزیکی هدف، بدون آسیب رساندن به دیگران است. با این وجود اساسین‌ها پس از قتل نیز با هدف با احترام برخورد می کنند زیرا عمل خود را یک هدف شخصی نمی‌دیدند. اساسین‌ها همچنین ممکن است برای رسیدن به اهدافشان در طیفی گسترده عملیات‌های مخفی نیز انجام دهند، استراغ سمغ، به دست آوردن اطلاعات از طریق جیب بری، پشتیبانی مخفی و اعلام نشده از گروه‌های دیگر و یا ایجاد شورش و درگیری از جمله این روش‌ها هستند. اساسین‌ها برای تعیین اهداف و یا روش‌های رسیدن به اهداف خود نیازمند اطلاعات و دانش گسترده‌ای هستند که هر اساسین پیش از آغاز ماموریت‌های خود آن‌ها را فرا می‌گیرد. علوم اجتماعی، علم فلسفه، کلام، روانشناسی و جاسوسی از جمله دانش‌هایی است که توسط هر اساسین باید گذرانده شود تا با بینشی درست وارد مرحله عملیاتی شوند. با وجود تلاش اساسین‌ها برای افراد ضعیف‌تر و ستمدیده، آن‌ها معمولا مایل به تبدیل شدن به یک قهرمان و ظاهر شدن در نظر مردم را ندارند و از روش‌های مخفی‌کاری استفاده می کنند. نقدها پارادوکس‌های یک اساسین آنچه ما پیگیری می‌کنیم، سه تناقض بزرگ را شامل می‌شود: ۱) ما به دنبال صلح و گسترش آن هستیم، اما قتل معنی ما است. ۲) ما قصد داریم ذهن مردم و افراد ضعیف جامعه را باز کنیم و آزادی را به آن‌ها بازگردانیم، اما خود باید از یک استاد و مجموعه‌ای قوانین پیروی کنیم. ۳) ما قصد داریم ستم دیدگان را از خطر داشتن ایمان کور آگاه کنیم، اما خود آکنده از یقین عمل می‌کنیم. ―کدکس پیچ های الطائر با وجود داشتن نیاتی خیرخواهانه، محفل اساسین‌ها همچنان در معرض خطاهای بنیادین، اعتقادات نادرست و فساد نیز هست. بسیاری از اساسین‌ها از پارادوکس‌های روش ها و اهداف خود در سطح های مختلف آگاهی دارند. هنگامی که دزموند مایلز توسط اساسین‌ها از شرکت آبسترگو نجات پیدا کرد، اساسین‌ها را "آدم های خوب" توصیف کرد، اما شان هاستینگ گفت که "اساسین‌ها هنوز هم برای رسیدن به اهداف خود آدم می‌کشند." در این زمان ربکا کرین گفت "این ایده‌آل نیست ... ولی گاهی اوقات چاره‌ای هم جز این نیست. گاهی اوقات باید برخی کشته شوند تا چیزهایی تغییر کند." بی‌طرفی اساسین‌ها به طور انحصاری با تمپلارها، وابستگان آن‌ها و یا همفکرانشان در نبرد هستند اما در دوره‌های زمانی مختلف با چهره‌ها و گروه‌های مشکوک نیز همکاری کرده‌اند. خاندان مدیچی، ولادیمیر لنین و یا به مقداری کم‌تر با توماس دو تورکمادا از آن جمله هستند، این شاید به این دلیل باشد که این افراد بخشی از محفل دشمن نبوده‌اند یا در عین داشتن دیدگاهی مشابه، به برخی رفتارهای تمپلارها اعتراض داشتند و در حقیقت با آن‌ها نبودند. برای مثالی دیگر، ولی سل ترادات یک اساسین بود که از محفل خارج شد زیرا آن‌ها عثمانی‌ها را از فتح سرزمین مادری خود، والاچیا بازنداشتند. در آن زمان والاچیا توسط یک تمپلار به شورش کشیده شده بود. تلفات مردم عادی محفل اغلب دیگر آرمان‌های جوامع را برای رسیدن به آزادی قربانی می‌کند. ایجاد حس ترس و بهخطرانداختن امنیت جوامع از جمله آرمان‌هایی هستند که معمولا قربانی اهداف اساسین‌ها می‌شوند. برای مثال، اتزیو آئودیتوره و یوسف تعظیم در سال ۱۵۱۱ که شورشی بزرگ در منطقه بازار استانبول را تدارک دیدند تا بتواند به توپ‌خانه بندر نفوذ کرده و تجهیزات تمپلارها را نابود کنند. این گونه وقایع به خسارت گسترده جانی برای افراد بی گناه و مردم عادی منجر می شود. از دیگر موارد مشابه، زمانی بود که آکیلیز داون پورت دستور کشف دیگر تکه‌های عدن را پیش از آنکه به دست تمپلارها بیفتد داد. او بدون توجه به هشدارهای شی پاتریک کورماک روی این موضوع تاکید کرد و هدف او تنها دور نگه داشتن این اشیا از دست تمپلارها، بدون توجه به خساراتش بود. شی کورماک هشدار داد که برداشتن تکه عدن از معبد لیسبون، طبق دست‌نوشته‌های ووینیچ منجر به مرگ بسیاری از مردم خواهد شد. او درنهایت ماموریت محفل را اطاعت کرد ولی پس از خارج کردن این شئ، لیسبون دچار زمین‌لرزه‌ای مهیب شد و بسیاری از ساکنان لیسبون کشته شدند. شی کورماک پس از این واقعه از محفل جدا شد و درادامه به شکار اعضای محفل اساسین‌ها پرداخت تا زمانیکه فقط آکیلیز باقی مانده بود. آموزش‌ها ورود به محفل دو روش برای ورود به محفل اساسین‌ها وجود دارد. روش اول همچون الطائر که از بدو تولد در محفل رشد کرد و آموزش دید و یا ورود به محفل بر اساس انتخاب شخص. پس از ورود به محفل، کارآموز ابتدا مورد آزمون قرار می‌گیرد که مشخص شود توانایی پذیرش عقیده یک اساسین را دارد، این دوره ممکن است طولانی و یا کوتاه باشد؛ برای مثال اتزیو آئودیتوره، سال‌ها مشغول از بین بردن تمپلارها بود تا اینکه رسما به عضویت محفل درآمد. در مجموع افرادی که تجربه کافی و بینشی روشن از محفل اساسین‌ها را داشته باشند، سریع‌تر به یک اساسین تبدیل می‌شوند. تمرین‌ها اساسین‌ها تقریبا در تمام دوره زندگی خود آموزش برای کشتن می بینند. به عنوان اموزش‌های اولیه، اساسین‌ها می‌آموزند چگونه به محیط پیرامون خود توجه کنند و در برابر شرایط مختلف برنامه داشته باشند. آن‌ها همچنین تمرینات مبارزه‌ای انجام می‌دهند که بیشتر برپایه سلاح‌های سرد و تیغه دار بوده است. دیگر تمرین مهم یک اساسین مخفی کاری است؛ اساسین‌ها به خوبی می‌توانند از شرایط محیطی مختلف برای مخفی‌کاری و اتمام ماموریت استفاده کنند. در حقیقت بزرگ‌ترین سلاح یک اساسین توانای وی در مخفی‌کاری، رسیدن به هدف و انجام ماموریت و بازگشت به محفل و گزارش عملیات است. یکی دیگر از تمرینات اساسین‌ها دویدن آزاد است که یک حالت ابتدایی از پارکور محسوب می‌شود. اساسین درحقیقت باید بتواند با سرعت و بدون خستگی بدود و از هرگونه مانع در برابر خود عبور کند. دویدن در میان مردم، دویدن از روی موانع طبیعی و مصنوعی، بالا و پایین رفتن از ساختمان‌ها و ارتفاعات، شنا، پرش با ایمان و ... بخشی از تمرینات دویدن آزاد بای یک اساسین محسوب می‌گردد. یک اساسین براساس دوره های تمرینی گذرانده و یا تجربه‌های کسب شده ارتقاع رتبه پیدا می‌کند. بالاترین رتبه یک اساسین، اساسین استاد (Master Assassin) است. این رتبه از اساسین‌ها نیز همچنان تحت فرمان مربی خود هستند. مربی اساسین (Mentor) بالاترین رتبه در محفل اساسین‌ها محسوب شده و تنها به یک شخص تعلق دارد. یک مربی اساسین رهبر محفل محسوب شده و ماموریت‌ها را مشخص می‌کند. اساسین‌ها همچنین بر اساس مناطق محل فعالیت، تنها از یک شیوه و نوع مبارزه یا سلاح استفاده نمی‌‌کنند و ممکن است اساسین‌ها در مناطق مختلف، از روش‌های مختلفی برای مبارزه بهره گیرند. برای مثال درحالی که اساسین‌های چینی بیشتر آموزش کونگ فو می‌دیدند، اساسین‌های ایتالیایی متمرکز بر سلاح‌های سرد بودند. با این حال در میان اساسین‌ها، سلاح خنجر پنهان تقریبا سلاحی فراگیر و محبوب است. تجهیزات اساسین‌ها بسته به دوره های تاریخی از سلاح‌ها و تجهیزات مختلفی استفاده کرده‌اند. در دوران باستان، اساسین‌ها هیچ گونه لباس یا سلاح استانداردی نداشتند ولی در استفاده نیزه، زهر، کمان و سلاح‌های ابتدایی شناخته می‌شدند. در قرون وسطی، اساسین‌ها با نام سازمانی حشاشین شناخته می‌شدند که توسط حسن صباح فعالیت داشتند و لباسی سفید رنگ به همراه کلاهی روپوش مانند را روی سر می‌کشیدند. این کار به اختفای آن‌ها کمک زیادی می‌کرد. این دوره همچنین برابر بود با استفاده گسترده‌تر اساسین‌ها از خنجر پنهان که قرن‌ها قبل توسط یک اساسین هخامنشی به نام داریوش استفاده می شد. سلاح‌های اصلی دیگر مانند شمشیر، چاقوی پرتابی و خنجر کوتاه نیز از سلاح‌های مورد استفاده اساسین‌ها در قرون وسطی و جنگ‌های صلیبی بوده است. حضور الطائر در محفل حشاشین‌ها که بعدها به اساسین ها مشهور شدند باعث تغییرات ساختاری و سازمانی گسترده‌ای در محفل شد. به طوری که دوران اساسین‌ها به قبل و پس از دوره حضور الطائر در قلعه مصیاف تقسیم می شود. الطائر در دوران ماموریت‌های خویش، از تکنیک ها، روش‌ها و سلاح‌های جدیدی استفاده کرد که به یک حالت استاندارد در میان اعضای محفل اساسین‌ها در جهان تبدیل شد. در دوره رنسانس، تجهیزات اساسین‌ها تغییرات گسترده‌ای به خود ندید و عمدتا انواع ارتقع یافته عصر قرون وسطا بود. خنجر پنهان همچنان سلاح محبوب اساسین‌ها بود و در کنار آن شمشیرها، سلاح‌های سرد بلند و کوتاه و سلاح‌هایی مانند سلاح گرم مخفی، سلاح سمی و ... نیز در مقیاسی گسترده‌تر از قرون وسطا استفاده می‌شدند. در اوایل قرن شانزده و امپراتوری عثمانی، خنجر قلاب‌دار سلاح محبوب اساسین‌های ترک بود که نوعی ارتقتع یافته از خنجر پنهان محسوب می‌شد. در دوران دزدی دریایی در کارائیب سلاح‌ها عمدتا ارتقاع‌یافته‌های عصر قبل بودند، خنجر مخفی و شمشیر در کنار سلاح‌های پیستولی و تپانچه‌ای از سلاح‌های محبوب عصر دزدان دریایی بودند. در عصر انقلاب آمریکا، سلاح محبوب اساسین‌های کلونی نشین تاماهاک بود که در کنار دیگر سلاح‌های سنتی ولی ارتقاع یافته استفاده می‌شد. در دوران مدرن، سلاح‌های سرد جای خود را تقریبا به شکلی کامل به سلاح‌های گرم و در ادامه، این سلاح‌ها نیز جای خود را به تکنولوژی‌های جدیدتر مانند رایانه، شبکه‌های رایانهای و ماهواره‌ها دادند. اساسین‌های مدرن مانند ربکا کرین، بیشاپ و ... در زمینه هک شبکه، رایانه و توسعه فنآوری دارای تخصص هستند و سلاح محبوب‌شان محسوب می‌شود. با این حال این دسته از اساسین‌ها حکم نیروهای پشتیبانی و هماهنگی را برعهده دارند و نیروهای اصلی اساسین‌ها از سلاح‌های گرم روز مانند سلاح‌های خودکار و نیمه‌خودکار و ... استفاده می‌کنند. احترامات اساسین‌ها از نظر تاریخی، به مردگان خود و یا دشمنان احترام می‌گذاشتند. معمولا مردگان خود را می‌پوشاندند و دفن می‌کردند و در ادامه مقبره‌ای بنا می‌کردند. همچنین اساسین‌ها به اهداف خود پس از قتل نیز احترام می‌گذاشتند. زمانی که اتزیو در ابتدای راه، ویری دی پاتزی را به قتل رساند، به جسد وی بی‌احترامی کرد و پس از مرگ جسد را نیز مورد ضرب و شتم قرار داد؛ در این زمان عمویش ماریو آئودیتوره به او گفت که این راه یک اساسین نیست و باید پس از مرگ به مرده احترام گذاشت. او سپس با گفتن جمله "Requiescat in pace" چشم‌های ویری را بست. خروج از محفل یک اساسین زمانی که رفتاری غیر عقلانی و برخلاف برنامه‌های محفل انجام دهد، ممکن است از محفل اخراج شود، اخراج شامل بازپس‌گیری همه رتبه‌ها و مزایای اساسین و یا حتا تبعید وی نیز باشد. برای مثال آرنو دوریان اساسین فرانسوی، به دلیل آنکه چندین مورد قتل بدون درجریان گذاشتن محف انجام داد، درنهایت از محفل اخراج و رتبه‌های وی نیز بازپس گرفته شد. تاریخچه شکل‌گیری تاریخچه پیدایش این گروه به بعد از دوران انقراض اولیه بازمی‌گردد؛ زمانی که پس از جنگ انسان-تمدن اولیه طی یک فوران آتشفشانی بسیار بزرگ هر دو گونه متحمل خسارات فراوانی شدند و جمعیت‌شان به‌زودی در سرتاسر زمین به شدت کم شد. فرزندان هر دو گونه انسان‌های کنونی و تمدن اولیه با یکدیگر ادغام شدند و جمعیت‌شان در جهان رو به فزونی گذاشت. اعضای بازمانده از تمدن اولیه بسیار کم‌تر از انسان‌ها بودند و بنابراین افراد دورگه انسان-تمدن اولیه نیز بسیار محدودتر از انسان‌های عادی بودند. در این زمان بود که در میان افرادی که از "تمدن اولیه" آگاهی داشتند (دورگه‌ها) در مورد استفاده از تکنولوژی‌های آنان، مثل apple of eden اختلاف نظر به وجود آمد. افرادی که قصد داشتند تا برای پایان دادن به هرج و مرج و بی ثباتی در جهان، مجددا انسان‌ها را کنترل کنند در آینده‌ای بسیار دورتر و در دوران جنگ‌های صلیبی سوم، تمپلار و افرادی که در برابر این عقیده بودند و معتقد بودند که آزادی و حاکمیت از آن نوع انسان است در آینده اساسین نامیده شدند. اساسین‌ها عمدتا دورگه انسان-تمدن اولیه هستند و برخی ویژگی‌ها و حس‌های این تمدن مانند دید عقابی در آن‌ها به صورت ژن نهفته وجود دارد. این احساس‌ها و قابلیت‌ها ممکن است در زمان تولد در برخی انسان‌ها از ابتدا وجود داشته باشد (مانند بارتولومئو روبرتز) و یا از طریق اثر بلیدینگ در فرد ظاهر شود. جمهوری روم دشمن ما قدرت در سایه و پشتیبان حاکمان است. پس چه کسی پشتیبان مردم عادی باشد؟ - بایک در عصر جمهوری روم اساسین‌ها با نام پنهان شدگان توسط بایک و آیا اول در مصر باستان و بعد هم در کل روم فعالیت داشتند و دشمن پنهان سنای روم شدند. سنای روم درحقیقت توسط تمپلارها (در آن دوره با اسم باستانیان) تاسیس و کنترل شده بود. تمپلارها از طریق ایجاد سازوکار مجلس سنا بر کار و فعالیت‌های امپراتوران روم نظارت می‌کردند و از این طریق بسیاری از توطئه‌های اساسین‌ها را خنثی می‌نمودند گرچه در مواردی مهم اساسین‌ها موفق می‌شدند. نمونه بارز آن ژولیوس سزار بود که به شدت تحت تاثیر تمپلارها قرار گرفته بود و رفته رفته به یک دیکتاتور تبدیل شد. در این زمان تعدادی از اساسین‌ها که در میان سنا نفوذ داشتند طرح قتل سزار را کشیدند که در این میان فرزندخوانده‌اش مارکوس یونیوس بروتوس و گایوس کاسیوس لونگینوس از طراحان اصلی طرح ترور موفق ژولیوس سزار بودند. امپراتوری روم چندی بعد درسال ۳۰ پیش میلاد تمپلارها با کلئوپاترا، ملکه مصر و معشوقه سابق سزار متحد شدند ولی اساسین‌ها این ملکه مصری را نیز توسط آمونت به قتل رساندند. سال‌ها بعد در ۲۴ ژانویه ۴۱ پس از میلاد نیز اساسین‌ها از طریق لئونیوس دیگر امپراتور مستبد رومی یعنی کالیگولا را به قتل رساندند. قرون وسطا در دوران قرون وسطی، تمپلارها در قالب شوالیه‌های تمپلار شکل و سازمانی عمومی پیدا کردند و به صورت آشکار اهداف خود را در جنگ‌های صلیبی و همراهی با صلیبیون پیگیری می‌کردند. در همین دوران و در سال ۱۰۹۰ میلادی، رهبری اساسین‌های درگیر در جنگ‌های صلیبی به حسن صباح رسید. او نیز با درنظر گرفتن شرایط فعالیت‌های محفل را از حالت پنهان به حالت عمومی درآورد و آشکارا در جنگ‌های صلیبی حضور داشت. تحت فرمان حسن صباح و پیروانش، ماموریت‌های اساسین‌ها در قتل هدف‌ها بسیار بیشتر شد و صباح مردم را به مقابله با صلیبیون و شوالیه‌های تمپلار تشویق می‌کرد. با گسترش دامنه جنگ‌های صلیبی و رسیدن دومین و سومین دوره ا آن، مرکزیت محفل اساسین‌های درگیر در جنگ‌های صلیبی از الموت به مصیاف تغییر کرد، به طوری که مصیاف بسیار نزدیک تر به سرزمین مقدس بود و انجام ماموریت‌ها برعلیه تمپلارها راحت‌تر می‌نمود. در طول جنگ صلیبی سوم، اساسین‌ها مستقل از خلافت ایوبیان و خلیفه وقت، صلاح‌الدین ایوبی ماموریت‌های خود را برعلیه تمپلارها انجام می‌دادند. در ۱۱۷۶ میلادی، خلیفه و سپاهیانش به مصیاف و قلعه اساسین‌ها حمله کرد ولی در نهایت بدون نتیجه و با شکست مواجه شد و لشگر صلاح‌الدین دستور عقب‌نشینی صادر کرد. در حقیقت ماموریت عمر ابن لا احد به دستور المعلم بود که صلاح‌الدین را از حملات شدیدتر به قلعه منصرف کرد. در سال ۱۱۸۹، شوالیه‌های تمپلار و نیروهای صلیبی با ارتشی بزرگ به مصیاف حمله کردند. این حمله سنگین باعث شد تا شهر و قلعه به تصرف تمپلارها در بیاید. آن‌ها به درون قلعه نفوذ کردند و دستور به اعدام همه اساسین‌های باقی‌مانده را دادند. بیشتر اساسین‌ها فرار کرده بودند اما المعلم همچنان در قلعه بود و جانش در خطر بود. در این زمان الطائر ابن لا احد که از ماموریت برگشته بود، با برخی دیگر از اساسین‌های درحال فرار صحبت کرد و به سمت قلعه حرکت کردند. او موفق شد تا به قلعه نفوذ کند و با کشتن تمپلارها، المعلم و دیگر بازماندگان را نجات دهد. المعلم پس از نجات پیدا کردن، به الطائر گفت که چقدر شبیه پدرش است. او مقام اساسین استاد را پس از این به الطائر داد. در ۱۱۹۱، پس از تلاش خودسرانه و ناموفق الطائر در کشتن استاد اعظم تمپلارها در داخل معبد سلیمان، روبرت دی سیبل، استاد اعظم تمپلارها با ارتش خود به مصیاف حمله کرد. زمانی که لشگریان تمپلارها به پشت دروازه قلعه مصیاف رسیدند، المعلم به روبرت گفت که بالای کوه را نگاه کند، زیرا سربازان او از مرگ نمی‌ترسند. در این زمان الطائر و دو اساسین دیگر خود را به پایین پرت کردند. الطائر و دو اساسین دیگر از این اتفاق زنده بیرون آمدند زیرا در پایین دره، مقدار بسیار زیادی کاه و علف وجود داشت تا سقوط کنندگان روی سطح نرمی فرود بیایند. الطائر خود را به استحکامات قلعه رساند و با آزاد کردن کنده‌های چوبی، همه آن‌ها را به روی تمپلارها ریخت. بازماندگان تمپلارها که شامل خود روبرت می‌شد به سرعت پا به فرار گذاشتند و قلعه و شهر مصیاف نجات پیدا کرد. در سپتامبر ۱۱۹۱، المعلم موفق به تصاحب سیب عدن شده بود. او با کمک این تکه عدن کنترل ذهن ساکنان مصیاف و همچنین اساسین‌های قلعه را دراختیار گرفت. آن‌ها دائم درحال ستایش و پرستش المعلم بودند. الطائر در این زمان تازه از آخرین ماموریت خویش یعنی قتل روبرت دی سیبل به مصیاف بازگشته بود و از دیدن این افراد شگفت زده شده بود. جمعیتی بزرگ از مردم پشت درهای قلعه ایستاده بودند و درحال پرستش المعلم بودند. الطائر پس از ورود به باغ قلعه، بلافاصله دروازه آن به رویش بسته شد. در این زمان المعلم که سیب عدن را در دستانش داشت به اوگفت که به این سیب نگاه کند! این سیب همان سیبی است که آدم و حوا از آن استفاده کردند، اریس، از این سیب برای شروع جنگ تروا استفاده کرد و ... دارنده این سیب می‌تواند ذهن و تفکر دیگر مردمان را کنترل کند. او الطائر را نیز تحت کنترل درآورده بود ولی الطائر تحت تاثیر کامل قرار نگرفت زیرا او خود یک انسان دورگه بود (انسان-تمدن اولیه). او به المعلم گفت که کار او خیانت است و مجازات او مرگ می‌باشد. المعلم با کمک سیب عدن، هر ۹ تمپلار را زنده کرد و آن‌ها را به جنگ الطائر فرستاد. الطائر موفق به کشتن دوباره هر ۹ نفر شد و در این زمان، المعلم خودش را به ۹ نفر تبدیل کرد. الطائر هر ۹ المعلم را از بین برد و در نهایت المعلم واقعی را نیز کشت. پس از مرگ المعلم، سیب عدن توسط الطائر تحت حفاظت قرار گرفت. با مرگ المعلم، عباس سفیان اختلافاتش با الطائر را علنی‌تر کرد و سعی در تصاحب سیب عدن گرفت. او این کار را انجام داد ولی قدرت سیب عدن بیش از آن بود که عباس توانایی کنترلش را داشته باشد؛ بنابراین الطائر مجددا سیب عدن را پس گفت. عباس پس از این و تا سال ۱۲۲۷ تحت رهبری الطائر در محفل بود. در سال ۱۲۱۷، چنگیزخان مغول کشورگشایی خود را از شرق شروع کرده بود و به خطری برای سرزمین‌های مغرب زمین محسوب می‌شد. الطائر تصور داشت چنگیز خان به یکی از تکه‌های عدن یعنی شمشیر عدن دست یافته و توانسته چنین سریع کشورگشایی کند. بنابراین خودش و ماریا به همراه داریم به مغولستان رفتند تا خان مغول را به قتل برسانند. الطائر در این زمان پسرش سف را در مصیاف گذاشت تا به مالک السیف که به رهبری اساسین‌ها رسیده بود کمک کند. در اوایل سال ۱۲۲۷ اساسین‌های مصیاف به مغولستان رسیدند و با یکی از اساسین‌های مغول یعنی قولان گال دیدار کردند. اساسین‌ها طبق نقشه قصد نفوذ به اردوگاه چنگیز و به قتل رساندن وی را داشتند؛ با این حال الطائر بهدلیل کهولت بیشتر توان خود را از دست داده بود و در حین ماموریت لو رفت. او در پایان مبارزه با سربازان چنگیز به شدت زخمی شد و درنهایت توسط قولان گال نجات پیدا کرد. اساسین‌ها پس از این چندین نقشه ناموفق دیگر برای ترور چنگیز خان اجرا کردند. قولان گال انتظار سختی کار را داشت و از طرفی چنگیز خان درک کرده بود که اساسین‌ها در پی ترور وی هستند، بنابراین با هوشیاری بیشتری در اردوگاه‌های جنگی خود حضور داشت. اساسین‌ها با استفاده از مهارت داریم در تیراندازی با کمان پولادی چند حمله موفقیت آمیز به چنگیز خان انجام دادند که در یکی از آن‌ها داریم شخصا چنگیز خان را به قتل رساند. در سال ۱۲۲۸، داریم و والدینش به مصیاف بازگشتند و مورد استقبال سوامی قرار گرفتند. سوامی به الطائر و داریم گفت که رئوف سال گذشته به دلیل بیماری مرد و درنتیجه نمی‌توانست برای استقبال بیاید. او همچنین گفت که رهبر اساسین‌ها یعنی مالک السیف توسط رهبر جدید یعنی عباس سفیان دستگیر شده است. او سپس به داریم گفت که برادرش سف نیز به همراه خانواده‌اش به الموت رفته است. پس از این الطائر داریم را مامور کرد تا به الموت رفته و برادرش را با خود به مصیاف بیاورد. داریم پس از رسیدن به الموت با خواهر و برادرزاده‌اش ملاقات کرد. او سپس نامه‌ای از پدرش گرفت که سف کشته شده است و به سرعت باید خود را مصیاف برساند. زمانی که داریم به مصیاف رسید، الطائر در حال فرار از اساسین‌های مصیاف بود و اساسین‌ها تحت فرماندهی عباس به والدینش حمله کردند و مادرش ماریا، در این زمان کشته شده بود. الطائر پس از دیدن داریم به همراه او از مصیاف فرار می‌کند و به الموت برمی‌گردد. در الموت نیز خواهر و برادرزاده داریم به دلیل تحمل نکردن رنج الطائر آنجا را ترک و به اسکندریه رفتند. یک سال بعد الطائر خودش به دلیل افسردگی از در اختیار داشتن سیب عدن داریم را از الموت راند. داریم پس از این به فرانسه و انگلستان رفت تا خطر پیشرفت مغول‌ها را به آن‌ها هشدار دهد. پس از بیست سال از رهبری عباس بر محفل اساسین‌ها، اساسین‌ها کاملا در فساد غرق شده بودند. بیشتر زمان اساسین‌ها در خوش‌گذرانی و دوری از تمرین‌های نظامی و ماموریت‌های اساسین بود. در این زمان الطائر مجددا به مصیاف بازگشت و با روشن شدن هویت او، افراد زیادی از اساسین‌ها به وی پیوستند. او سپس با کمک این نیروها وارد قلعه شد و عباس را با سلاح گرم کشت. او پس از این کنترل قلعه و محفل را مجددا در دست گرفت. در سال ۱۲۵۷ میلادی، دو جهانگرد مشهور نیکولو و مافئو پولو از مصیاف و قلعه دیدن کردند. الطائر خود از طریق پسرش داریم این دو جهانگرد ایتالیایی را به مصیاف دعوت کرده بود زیرا این دو عقیده اساسین‌ها را باور داشتند. در جریان شش ماه اقامت دو برادر ایتالیایی در مصیاف، مغول‌ها به تلافی قتل چنگیز خان به این شهر حمله کردند. الطائر که می‌دانست نمی‌تواند در برابر این لشگر مقاومت کند دستور تخلیه شهر را داد. او همچنین مجموعه کدکس‌ها و همچنین کلیدهای مصیاف را به این دوبرادر داد تا از مصیاف خارج کنند. او پس از این در کتابخانه‌ای مرموز پنهان شد و دو برادر نیز از مصیاف خارج شدند. مغول‌ها در پایان نبرد شهر را به صورت کامل تصرف و بازماندگان را قتل عام نمودند. اوخر قرون وسطا در سال ۱۳۰۷، پادشاه فرانسه فیلیپ چهارم که توسط اساسین‌ها و در راس آن‌ها، گیوم دنوگارت متقاعد به اتحاد شده بود تصمیم گرفت تا تمپلارها را مرتد اعلام کند. تمپلارها پس از جنگ‌های صلیبی و در بازگشت به فرانسه دستگاه تفتیش عقاید به راه انداخته بودند؛ موضوعی که تا چند سده و تا پیش از نفوذ اساسین‌ها مورد تایید دستگاه کلیسا و پادشاه بود اما در این سال کلیسا و شاه تمپلارها را به بدعت در مسیحیت و ارتداد محکوم کردند. پادشاه به نیروهایش دستور حمله به معبد پاریس را داد و درنهایت با نابود شدن شوالیه‌های معبد، استاد اعظم ژاک دوموله دستگیر و پس از مدتی در آتش سوزانده شد. پادشاه فیلیپ چهارم و پاپ کلمنت پنجم توسط ژاک دوموله که در آتش می‌سوخت نفرین شدند؛ این دو در این زمان فکر می‌کردند که تمپلارها دیگر از بین رفته‌اند ولی این محفل ریشه در تاریخ داشت و فعالیت‌های آن زیرزمینی و پنهانی شد. اساسین توماس د کارنیلون در این زمان تلاش کرد تا شمشیر عدن را از معبد تمپلارها خارج کند ولی درنهایت موفق به این کار نشد. در سال ۱۳۲۳، تمپلارها یک اساسین به نام دانته آلیگیری را کشتند آن‌ها سه سال بعد نیز یک اساسین دیگر به نام مارکو پولو را کشتند. با مرگ این دو کنترل محفل به دومنیکو رسید. دومنیکو با ثروت اندوخته مارکو پولو به مونتریجیونی رفت و پس از انتخاب نام خانوادگی آئودیتوره، ویلای آئودیتوره را برای مرکزیت بخشیدن به فعالیت‌های اساسین‌های ایتالیایی بنا کرد. پس از این اساسین‌ها تحت رهبری خاندان آئودیتوره دوره مدرن‌سازی را پیگیری کردند. مدتی بعد اساسین‌ها بار دیگر وارد درگیری بزرگ‌تری با تمپلارها شدند. زمانی که رودریگو بورجیا به مقام استاد اعظمی محفل تمپلارها رسید و به سرعت شروع به تغییرات در ساختارهای سیاسی شهرهای ایتالیایی کرد. در ابتدا برای اساسین‌ها رهبری رودریگو مشخص نبود. جیووانی آئودیتوره نوه دمونیکو و همچون برادرش ماریو و اجدادش یک اساسین بود. او و برادرش از همان دوران نوجوانی به عنوان اساسین آموزش دیدند و هر دو به خوبی محفل تمپلارها را می‌شناختند. جیووانی در اوایل جوانی به فلورانس رفت تا نزد یکی از اقوامش ایلاریو آئودیتوره کار کند. او برای خاندان مدیچی کار می‌کرد. در سال ۱۴۵۰، یک بار او نوه کازیمو مدیچی، یعنی لورنزو د مدیچی که همچون او جوان بود را از خطر غرق شدن در رودخانه نجات داد. پس از این اتفاق، این دو دوستان نزدیکی برای یکدیگر شدند. لورنزو بعدها شهردار شهر فلورانس شد. در سال ۱۴۵۲، جیووانی با ماریا دی‌موتزی آشنا شد و با او ازدواج کرد. پس از ۴ سال اولین بچه آن‌ها، فدریکو آئودیتوره متولد شد. پس از آن در سال ۱۴۵۹، اتزیو آئودیتوره، سال ۱۴۶۱ کلاودیا آئودیتوره و در سال ۱۴۶۳، پاتریچیو آئودیتوره متولد شدند. زمانی که او برای لورنزو مدیچی، چند ماموریت را در قالب یک اساسین انجام داد، متوجه شد که استاد اعظم کنونی تمپلارها چه کسی است. او رودریگو بورجیا بود و به عنوان یکی از کاردینال‌های بانفوذ کلیسای واتیکان در فلورانس اقامت داشت. جیووانی به تعقیب رودریگو ادامه داد و در یکی از این ماموریت‌ها موفق شد تا او را به دام بیاندازد، او دو محافظ رودریگو را از سر راه برداشت ولی موفق به کشتن خودش نشد و رودریگو فرار کرد. جیووانی سپس محافظ سوم را دستگیر کرد و برای سوال و جواب نزد اوبرتو آلبرتی یکی از مقامات شهر فلورانس برد. این محافظ پس از شکنجه اعتراف کرد که تمپلارها قصد دارند گالاتزو ماریا اسفورزا، دوک میلان را به قتل برسانند. بنابراین جیووانی به سرعت به میلان فرستاده می‌شود تا مانع اقدام تمپلارها شود. جیووانی گرچه تلاش خود را کرد ولی به موقع به محل حادثه نرسید و گالاتزو توسط تمپلارها کشته شد. او مهاجمین را از سر راه برداشت و پس از مرگ همه آن‌ها، جسد جیووانی آندریا لامپونانی را بررسی کرد. یک پاکت پر از سکه که روی همه آن‌ها مهر شیر بالدار ونیز حک شده بود. با توجه به علامت، جیووانی برای پیگیری این سرنخ به ونیز رفت. در ونیز، جیووانی مخفیانه به کلیسای سن مارکو نفوذ کرد و صحبت‌های گروهی از مردان را استراق سمع کرد. دو نفر از آن‌ها، مارکو و سیلیو بارباریگو بودند که پس از صحبت با یکدیگر، پیکی را برای رساندن یک پیغام مهم به رئیسشان در رم فرستادند. جیووانی تصمیم گرفت تا پیک را تعقیب کند، او در میانه راه پیک را به دام انداخت و پس از مبارزه او را شکست داد. جیووانی از پیک خواست تا نقشه تمپلارها را بازگو کند درغیراینصورت او را خواهد کشت اما پیک خودش با خنجر جیووانی خودش را کشت. جیووانی از جیب پیک نامه را برداشت و آن را به فلورانس برد. او این نامه را که مهر خاندان بارباریگو رویش بود نزد لورنزو برد ولی آن‌ها پس از باز کردن نامه متوجه شدند که متن آن به شکلی رمزی نوشته شده است. همان شب جیوانی به دیدار با لورنزو و اوبرتو آلبرتی احضار شد. اوبرتو [به دروغ] گفت که پدر آنتونیو مافی نتوانسته نامه را رمزگشایی کند، بنابراین از جیووانی خواسته شد تا یک کپی از نامه را به شهر رم ببرد تا در آنجا از طریق رابط‌ها بتوانند مخفیانه نامه را رمزگشایی کنند. در زم نامه به شکل دست به دست و پنهانی سرانجام به خود رودریگو بورجیا رسید. جیووانی در کلیسای سن پیترو موفق شد تا رودریگو بورجیا را ببیند، رودریگو که از جسارت و شجاعت جیووانی متعجب بود گفت که چرا به عنوان یک اساسین زندگی می‌کند؟ او به جیووانی پیشنهاد داد تا به تمپلارها بپیوندد تا با هم "دنیای جدیدی" را ایجاد کنند. جیووانی این پیشنهاد را رد می‌کند و بلافاصله مورد حمله محافظان رودریگو قرار می‌گیرد؛ گرچه تعداد محافظان بیشتر بود ولی جیووانی بر آنها غلبه کرد، اما به هر حال خنجری که از سمت خود رودریگو پرتاب شد او را زخمی کرد و فرصتی دست داد تا رودریگو فرار کند. جیووانی پس از این حادثه به فلورانس بازگشت. جیووانی پس از بازگشت توسط همسرش مداوا شد. حضور دوباره او در فلورانس کافی بود تا افراد خانواده مافی به دنبال او بیایند، اما به هرحال جیووانی توانست از راه مخفی شومینه خانه‌اش آنجا را ترک کند. او به زودی مدارکی علیه فرانچسکو دی پاتزی پیدا می‌کند که مسوول یک قتل بود. فرانچسکو توسط اوبرتو آلبرتی دستگیر می‌شود و پس از این، پسر او یعنی ویری دی پاتزی تصمیم می‌گیرد انتقام این کار را از پسر جیوانی یعنی اتزیو بگیرد. در سال 1476، درگیری بین اتزیو و ویری و طرفدارانشان در میدان پونته واچیو شکل می‌گیرد که باعث می‌شود جیووانی پسرش را برای این کار سرزنش کند، گرچه به او گفت که او زمان جوانی خودش را به خاطرش می‌آورد. جیووانی از اتزیو خواست تا نامه‌ای را به لورنزو برساند اما اتزیو متوجه شد که لورنزو مدتی است که فلورانس را ترک کرده است. بنابراین جیووانی از اتزیو خواست تا سه نامه را به سه نقطه از شهر برده و آن را تحویل افراد مورد اعتماد دهد. او این کار را کرد ولی شب هنگام زمانی که به خانه برگشت تا به پدرش گزارش دهد، متوجه شد که سربازان قبل‌تر به خانه جیووانی آمدند و او و دو پسرش را دستگیر کردند. ماریا و کلاودیا، همسر و دختر جیووانی در خانه خواهر یکی از مستخدمین پناه گرفته بودند. اتزیو خود را مخفیانه به زندان پدرش رساند و با او در این مورد صحبت کرد. جیووانی گفت که این یک اتفاق زودگذر است، تنها نیاز است که اتزیو وارد اتاق کارش در خانه شود و صندوقچه مخفی را باز کند. او از اتزیو خواست تا هرچه داخل صندوقچه است را بردارد از جمله یک نامه مهر و موم شده که باید به دست اوبرتو آلبرتی برساند. اتزیو نیز همین کار را کرد، او از صندوقچه لباس اساسین پدرش را پوشید و نامه را به اوبرتو تحویل داد. با وجود رساندن به موقع نامه، جیووانی و دو پسرش در میدان شهر فلورانس در حال آویخته شدن به طناب دار بودند. کسی که برنامه اعدام را انجام می‌داد نیز خود اوبرتو بود. جیووانی که از دیدن اوبرتو و رودریگو بورجیا در کنار هم شوکه شده بود، با انکار اوبرتو در خصوص رسیدن نامه نیز مواجه شد. پس از این اوبرتو دستور اعدام او و دو پسرش را صادر کرد. اتزیو که خودش از نزدیک شاهد این ماجرا بود نیز نتوانست کاری کند و سرانجام پدرش و دو برادرش اعدام شدند. رودریگو از طریق خاندان دی پاتزی قصد کنترل فلورانس را داشت. او در سال ۱۴۷۸ با یاکوبو، فرانچسکو و ویه‌ری دی پاتزی در سن جیمینیانو دیدار کرد. برنامه ابتدایی او کشتن لورنزو د مدیچی شهردار خوش فکر فلورانسی‌ها بود. در این توطئه برادر لورنزو کشته شد ولی خودش توسط اتزیو نجات پیدا کرد. پس از این برای مدتی شهر در آتش جنگ داخلی طرفداران دی پاتزی و دی مدیچی می‌سوخت. اتزیو در ادامه ویه‌ری و فرانچسکو را کشت و با درنظر گرفتن شرایط، رودریگو متوجه شد که در فلورانس بیش از این نمی‌توان کاری کرد. بنابراین خودش یاکوبو را کشت و برنامه‌های خود را در ونیز ادامه داد. در سال ۱۴۸۰ میلادی، امیلیو بارباریگو مامور شد تا همه بازرگانا شهر را با خود متحد کند و از طریق پرچم او به تجارت ادامه دهند. در مدت ۶ سال او موفق به این کار شد و تمپلارها بر نفوذ خود در ظهر افزودند، گرچه اتزیو آئودیتوره یک بار دیگر در مقابل تمپلارها ایستاد و امیلیو را به قتل رساند. او با تعقیب تمپلارها شاهد یک دیدار مهم دیگر میان آن‌ها بود. رودریگو بورجیا درحال ملاقات با کارلو گریمالدی، سیلویو بارباریگو، مارکو بارباریگو و دانته مورو بود. نقشه تمپلارها قتل دوجه ونیز، جیووانی موکه‌نیگو بود که پس از وی مارکو بارباریگو جانشین وی شود. اتزیو که از این نقشه باخبر بود با کمک جیب‌برهای شهر و همچنین ماشین پرنده لئوناردو داوینچی به محل اقامت دوجه ونیز نفوذ کرد. گرچه تلاش وی برای نجات جان دوجه بی‌ثمر بود ولی وی موفق شد تا کارلو گریمالدی را به قتل برساند؛ او شخصی بود که دوجه را مسموم کرده بود. درحقیقت کل برنامه جانشینی مارکو بارباریگو به جای دوجه سابق یک نقشه فرعی برای گمراه کردن اساسین‌ها و اتزیو بود. در این زمان تمپلارها تمرکز خود را برای وارد کردن سیب عدن از قبرس گذاشته بودند. اتزیو در ادامه با به دست آوردن نقاب طلایی در کارناوال شهر ونیز موفق به نفوذ به داخل محوطه شد و مارکو بارباریگو را به قتل رساند. اتزیو در ادامه بارتولومئو د آلویانی را از زندان توپ‌خانه ونیز آزاد کرد و با کمک او و مزدورانش (سربازان مزد بگیر) شهر را از نیروهای وفادار به سیلویو بارباریگو پاکسازی کرد. او در ادامه سیلویو و دانته مورو را تعقیب کرد و پس از کشتن آن دو متوجه شد که تمپلارها نقشه دیگری در پس جانشینی در ونیز داشته‌اند؛ ورود کشتی ونیزی از مبدا قبرس که محموله آن، سیب عدن است. با ورود محموله فوق محرمانه سیب عدن، تعدادی سرباز به صورت دقیق عملیات انتقال آن را به رودریگو را برعهده گرفتند. با آشکار شدن نقشه تمپلارها، اتزیو به داخل سربازان نفوذ کرد و خود محموله را برداشت. او را چند سرباز دیگر نیز همراهی می‌کردند. این تیم درنهایت به رودریگو بورجیا رسید و او متوجه شد که اساسین، دارنده سیب عدن است. او سربازان را صدا کرد تا سیب را از اتزیو بگیرند ولی در این زمان، دیگر اساسین‌ها به یاری اتزیو رفتند و در پایان موفق به نگه داشتن سیب عدن شدند. در پایان این ماجرا، رودریگو و نیروهای بازمانده‌اش فرار کردند. کاترینا اسفورزا، ماریو آئودیتوره، بارتولومئو د آلویانی و نیکولو ماکیاولی از جمله اساسین‌هایی بودند که به اتزیو کمک کردند. رودریگو پس از به عنوان پاپ کلیسای کاتولیک انتخاب شد. اتزیو در سال ۱۴۹۹ به محوطه کلیسای واتیکان نفوذ کرد. او کنجکاو بود تا بداند تلاش بی‌دریغ تمپلارها برای رسیدن به نهانخانه واتیکان چیست و بورجیا سیب عدن را به چه دلیل از قبرس فراخوانی کرده بود. در کدکس‌های الطائر از پیشگویی یاد شده بود که دارنده دو شئ عدن یک پیغام‌بر است و می‌تواند نهانخانه را باز کند. رودریگو خود را این پیغام‌بر می‌دانست. اتزیو با همراه داشتن سیب عدن و نفوذ در کلیسای سن پیترز خود را به رودریگو رساند. رودریگو نیز یکی دیگر از اشیاء تمدن اولیه را در اختیار داشت. این شئ که Staves of Eden نام دارد از قدرت‌های تمدن اولیه برخوردار بود. این دو با اشیاء مربوط به خود با یکدیگر مبارزه کردند. اتزیو با کمک سیب عدن ۶ همزاد از خودش ایجاد کرد و ۷ نفره به رودریگو حمله کرد؛ حال آنکه قدرت Staves of Eden نیز بسیار زیاد بود و همچون سرنیزه عمل می‌کرد و قدرت غیب و ظاهر شدن را به صاحبش می‌داد. رودریگو در پایان این درگیری پیروز شد و خنجری را در شکم اتزیو فرو کرد و سیب عدن او را به Staves of Eden خود چسباند. او پس از این کار وارد نهانخانه واتیکان شد. پس از مدتی اتزیو نیز به هوش آمد و با کمک حس عقابی نهانخانه را پیدا کرد و وارد آن شد. اتزیو در نهانخانه با مینروا مواجه شد. او یکی از افراد تمدن اولیه بود و به اتزیو توضیح داد که او تنها نقش یک پیغام‌بر را دارد و همه این رویدادها برای آگاهی دزموند مایلز است. شخصی که ۵۰۰ سال بعد از طریق آنیموس مشغول تماشای سرنوشت جدش اتزیو خواهد بود. مینروا همچنین توضیح داد که او یکی از خدایگان نیست و یکی از اعضای تمدن اولیه است که هزاران سال پیش انسان‌ها را ساختند. اتزیو پس از ان سیب عدن را با خود به مونتریجیونی برد. پس از شکست‌های متوالی رودریگو، پسر نظامی‌اش چزاره بورجیا به عرصه قدرت تمپلارها وارد شد. او تنها با قوه نظامی به فتح شهرها می‌پرداخت. در یکی از اولین اقدامات به مونتریجیونی حمله کرد. او مرکز محفل اساسین‌ها را به ویرانه تبدیل کرد، بسیاری از اساسین‌ها از جمله عموی اتزیو را کشت و سیب عدن را با خود به رم برد. اساسین اتزیو آئودیتوره، که در جریان نبرد مونتریجیونی زنده مانده بود به رم رفت و با کمک نیکولو ماکیاولی محفل اساسین‌های شهر را پایه‌گذاری کرد. او شروع به جذب نیرو از میان رنج کشیدگان دستگاه بورجیا کرد و پس از مدتی یک نیروی قابل اتکا تشکیل شد. اساسین‌ها شروع به کشتن تمپلارهای حامی چزاره و سرداران بزرگ او کردند. آن‌ها همچنین خوآن بورجیا بانکدار شخصی چزاره را نیز کشتند. پس از پایان نبردها و ورود چزاره به رم، او دریافت که همه متحدانش کشته شدند و ثروت او نیز نابود شده است. او به شدت از این وضعیت برافروخته شده بود. اتزیو و محفل به تلاش خود برای به دست آوردن سیب عدن ادامه دادند و درنهایت موفق نیز شدند. اتزیو پس از این با کمک محفلچزاره و آخرین وفادارانش را از رم بیرون کرد. چزاره پس از خروج از ایتالیا با تشکیل ارتشی به اسپانیا لشگرکشی کرد. اتزیو بار دیگر خود را در مسیر چزاره قرار داد و این بار او را کشت. اتزیو آئودیتوره نیز که به سبب مطالعه کدکس پیج‌های الطائر به وجود چنین کتابخانه‌ای در مصیاف پی‌برده بود به این شهر رسید و مسیر قلعه مصیاف را پیمود. قلعه و شهر در این زمان در تصرف تمپلارها به رهبری لیندروس بود. آن‌ها ابتدا اتزیو را دستگیر کردند ولی اتزیو موفق به فرار و ر ادامه کشتن تمپلارها و رهبرشان لیندروس شد. اتزیو پس از رسیدن به کتابخانه و آگاهی از کلیدهای مخصوص این بار به سمت قسطنطنیه رهسپار شد. اتزیو به محض ورود به قسطنطنیه، با استقبال یوسف تعظیم رهبر اساسین‌های ترک مواجه شد. او متوجه نبردهای سنگین میان اساسین‌ها و تمپلارهای شهر شد و قصد کمک به آن‌ها را داشت و درعوض یوسف و اساسین‌های شهر نیز اتزیو را در پیدا کردن کلیدها همراهی می‌کردند. اتزیو پس از مدت‌ها جستجو و کمک گرفتن از اساسین‌های شهر و همچنین افرادی چون شاهزاده سلیمان و صوفیا سارتورموفق به پیدا کردن ۴ کلید از ۵ کلید مخفی شده بود و در این راه بسیاری از تمپلارهای شهر و همچنین مانوئل پالایولوگوس را به قتل رساند. آخرین کلید در اختیار خود شاهزاده احمت بود که درنهایت آن را نیز تصاحب کرد و احمت نیز به دست خود سلطان سلیم کشته شد. با دراختیار داشتن هر ۵ کلید، اتزیو به عنوان نواده الطائر بار دیگر به مصیاف رفت تا این بار درب ورودی کتابخانه الطائر را باز کند. پس از ورود به کتابخانه، اتزیو دریافت که این محل درحقیقت کتابخانه نیست و یک نام سردرگم‌کننده برای آن است. این محل آخرین اقامت‌گاه الطائر و محل اختفای یکی از سیب‌های عدن بوده است. اتزیو تصمیم گرفت تا این محل را در همین حالت رها کند و اجازه دهد تا مخفی بماند؛ پس از این او لباس اساسین‌ها را از تن خارج کرد و همراه با صوفیا سارتور به ایتالیا بازگشت. در سال ۱۵۴۲ اساسین‌های چینی نیز مشغول مبارزه با تمپلارها بودند. در این دوره و با به حکومت رسیدن امپراتور جیاجینگ، محفل اساسین‌های چینی نابود شد. با نابودی محفل، اساسین شائو جان که آوازه اتزیو به محفل چینی‌ها نیز رسیده بود، به ایتالیا و نزد اتزیو رفت تا بیشتر از وی بیاموزد. شائو از اتزیو حمایت و کمک محفل اساسین‌های ایتالیا را برای مبارزه با تمپلارهای چینی خواست ولی در این زمان اتزیو خود بسیار پیر شده بود و توان این کار را نداشت. در عوض او بسیاری از روش‌ها و تجربیات خود را به شائو انتقال داد. پس از این شاسو به چین بازگشت و اندکی بعد اتزیو نیز در میدان شهر فلورانس مرد. استعمار قاره امریکا همزمان با دریانوردان اروپایی، اساسین‌ها نیز از طریق پیری رئیس به سرزمین‌های بر جدید آگاهی پیدا کرده بودند. در سال ۱۵۱۰، اساسین‌ها به تناسب پا گذاشتن تمپلارها در بر جدید وارد این سرزمین‌ها شدند. در همین سال آلونسو کارلو و پسرش میگوئل رامون کارلو محفل اساسین‌ها را در کلونی‌نشین‌های اسپانیا در فلوریدا پایه‌گذاری کردند. در سال ۱۷۱۳، تابای به رتبه Mentor یا رهبری اساسین‌ها رسید. محفل اساسین‌های تحت رهبری وی با محافل اساسین‌های مستعمره‌نشین‌های بریتانیا، اسپانیا و فرانسه در قاره آمریکا، همچنین با محافل اساسین‌های اروپایی، آفریقایی و چینی در ارتباط بود. محفل اسساین‌های کارائیب خود به صورت عمده از اساسین‌های اروپایی، آفریقایی و بومیان کارائیبی تشکیل شده بود. در همین سال شایعاتی در مورد پیدا شدن یک سیج جدید به محفل و تابای رسید و او از بیم به دام افتادن سیج توسط تمپلارها دستور بررسی کامل منطقه را داد ولی درنهایت به نتیجه‌ای نرسید. در سال ۱۷۱۵، تابای دو شاگرد جدید را برای آموزش در محفل پذیرفت؛ ماری رید و دانکن والپول که قصد داشتند به اساسین‌ها ملحق شوند. تابای این دو را پذیرفت و در ادامه به بهترین شاگردان وی تبدیل شدند، تا جایی که والپول به یکی از مورد اعتمادترین اساسین‌های تابای و یک استاد اساسین تبدیل شد. در ژوئن همان سال، اخبار معتبری به محفل رسید که یک سیج به نام بارتولومئو روبرتز توسط تمپلارها به اسارت گرفته شده و با ناوگان دریایی اسپانیا به سمت هاوانا درحال انتقال است. آه تابای بدون درنگ به والپول دستور داد تا با کشتی‌های جنگی به ناوگان اسپانیایی تمپلارها حمله کند و سیج را از دست آن‌ها آزاد کند. پس از رفتن والپول به این ماموریت، تابای متوجه ارتباط مخفیانه او با تمپلارها شد. والپول قصد داشت تا با کمک به تمپلارها از طریق ارائه نقشه موقعیت‌های اساسین‌ها در دریای کارائیب به آن‌ها ملحق شود. اما روند رویدادها به شکلی دیگر برای والپول رخ داد. او گرچه قول همکاری با لائوریانو تورس آیالا، استاد اعظم تمپلارهای مستعمره‌نشین‌های اسپانیایی را داده بود ولی تحت حمله دزدان دریایی واقع شد و درنهایت توسط ادوارد کن‌وی کشته شد. ادوارد با مطالعه نامه‌های والپول، لباس و هویت او را دزدید و شخصا با به دیدار آیالا در هاوانا رفت. پس از قطعی شدن موفقیت تمپلارها در انتقال روبرتز به هاوانا، تابای دستور حمله به هاوانا را صادر کرد. پس از این اساسین‌ها با تجمل خسارت‌های فراوان به هاوانا حمله کردند اما در این زمان، تمپلارها با کمک ادوارد کن‌وی این حمله را خنثی و روبرتز را همچنان در اسارت نگاه داشتند. این حمله برای اساسین‌ها بسیار گران تمام شد؛ جدای از مرگ تعداد زیادی از نیروهای اساسین، ادوارد کن‌وی نقشه موقعیت اساسین‌ها را که از والپول دزدیده بود به آیالا و تمپلارها داد و باعث لو رفتن موقعیت امنیتی محفل اساسین‌ها شد. ادوارد خود نیز به فاصله کوتاهی هویت واقعی‌اش برای تمپلارها آشکار شد و آیالا فهمید که او دانکن والپول نیست. بنابراین او را نیز زندانی کردند تا با کشتی به اسپانیا منتقل کنند. ادوارد با کمک ادواله خود را از بند نجات داد و با دیگر اسیران اسپانیایی یک کشتی بریگ را از آن‌ها دزدید و فرار کرد. زمانی که ادوارد از طریق ماری رید به محفل اساسین‌ها وارد شد، محفل تحت حمله اسپانیایی‌ها قرار داشت. تابای به ادوارد گفت که این حمله حاصل لو دادن موقعیت اساسین‌ها توسط ادوارد بوده است. ادوارد متقاعد شد تا به اساسین‌ها کمک کند تا این حمله دقع شود؛ کاری که سرانجام با موفقیت انجام شد. با این حال از آنجا که نیروهای اسپانیایی رو به گسترش بودند و مکان‌های امن اساسین‌ها نیز لو رفته بود، محفل بارها در روزها و سال‌های آینده هدف حمله و خسارت سنگین قرار می‌گرفت. به هرحال تابای گرچه نتوانست ادوارد را متقاعد به پیوستن به اساسین‌ها کند اما می‌توانست از او برای اهداف اساسین‌ها استفاده کند؛زیرا ادوارد یک دزد دریایی بود و برای پول مبارزه می‌کرد. تابای همچنین از طریق ماری رید اهداف اساسین‌ها را از طریق ادوارد پی می‌گرفت. ادوارد نیز خواهان پیدا شدن سیج، بارتولومئو روبرتز بود اما او نیز همچون تمپلارها قصد دیدن Observatory را داشت. تمپلارها، ادوارد کن‌وی و اساسین‌ها به دنبال بارتولومئو روبرتز بودند. برخلاف اساسین‌ها که خواهان تداوم پنهان بودن رصدخانه بودند، تمپلارها، ادوارد و البته خود بارتولومئو قصد رسیدن به رصدخانه و استفاده از آن را داشتند. از آنجایی که محفل داسما تحت حمله بود قدرت اساسین ها به شدت کاسته شده بود؛ با این حال تابای به درستی اعتقاد داشت تا می‌توان از ادوارد برای نجات رصدخانه استفاده کرد. ادوارد که موفق به پیدا کردن روبرتز شده بود، به او کمک کرد تا بتواند کشتی پرتغالی‌ها را بدزدد. روبرتز نیز به او قول داد تا رصدخانه را به او نشان دهد. روبتز این کار را کرد ولی پس از آن ادوارد را اسیر کرد و به اسپانیایی‌ها تحویل داد. زمانی که ادوارد در زندان جامائیکا زندانی بود، تابای به او کمک کرد تا از سلول خود فرار کند و درادامه با کمک یکدیگر، برای نجات ماری رید و آن بونی که آن‌ها نیز در سلول زندانی بودند رفتند. ماری رید در حین فرار از دنیا رفت ولی ادوارد و تابای به همراه آن بونی موفق به فرار شدند. ادوارد در ادامه تنها به فکر انتقام از روبرتز بود. او درنهایت روبرتز را پیدا کرد و او را کشت. سپس به سمت رصدخانه رفت ولی متوجه شد که توسط تمپلارها تسخیر شده است. بنابریان با آن‌ها نبارزه کرد تا اینکه سرانجام به محوطه داخلی رصدخانه رسید. در این مکان، آیالا سازوکار رصدخانه را فعال کرده بود ولی ادوارد با سختی خود را به او رساند و آیالا را کشت. پس از مرگ آیالا، تابای، آن بونی و ادواله نیز وارد رصدخانه شدند و با قرار دادن جمجمه کریستالی در محل سازوکار رصدخانه، آن را از کار انداختند. تابای پس از این از ادوارد تشکر کرد که تمپلارها را شکست داد و امنیت را به رصدخانه برگرداند. او همچنین پیشنهاد مجدد خود را برای پیوستن ادوارد به محفل به او داد. ادوارد این بار پذیرف که پس از پایان کارهایش به محفل بپیوندد. پس از ادوارد، پسرش هیثم کن‌وی نیز به خاک قاره آمریکا پا گذاشت. اما برخلاف پدر، هیثم یک تمپلار بود و در کلونی‌نشین‌ها به مقام استاد اعظم نیز رسید. او در این سرزمین از یک زن سرخ‌پوست به زودی صاحب پسری به نام کانر شد؛ گرچه هیچ‌گاه درکنار پسرش و زن سرخ‌پوستش نبود. کانر در جوانی به اساسین‌ها پیوست و با کمک آکیلیز داون‌پورت محفل اساسین‌ها را در ۱۳ مستعمره انگلیسی تجدید بنا کرد. کانر با علم به اینکه پدرش، رهبر تمپلارها و بزرگ‌ترین دشمن اساسین‌ها است، در محفل اساسین‌ها آموزش دید و درنهایت نیز پدر خود را کشت. انقلاب فرانسه در جریان انقلاب فرانسه، اساسین‌ها و تمپلارها مسیر صلح را می‌گذراندند و موضع چندان موافقی نسبت به انقلاب فرانسه نداشتند. به خصوص پس از آنکه تمپلارها با رهبری فرانسوا توماس ژرماین نقش پررنگی در انقلاب بازی کردند و اساسین‌ها کاملا به مخالفان انقلاب تبدیل شدند. در این زمان، آرنو ویکتور دوریان قهرمان محفل اساسین‌ها بود و بیشتر تمپلارها از جمله ژرماین را به قتل رساند. انقلاب صنعتی در دوره انقلاب صنعتی در انگلیس اساسین ها در وضعیت بسیار بدی بودند و تمپلارها به رهبری کرافورد استاریک بسیار قدرتمند شده بودند. بعد از رسیدن جیکوب فرای و ایوی فرای وضعیت عوض میشود و آنها موفق میشوند مناطق مختلف لندن را از تمپلارها بگیرند. در نهایت هم مانع از استاریک میشوند تا بتواند کفن عدن را بردارد. دوران مدرن اساسین‌ها در دوران کنونی به دلیل گسترش نفوذ تمپلارها در فرهنگ، اقتصاد و سیاست به محفلی منفور در میان جوامع تبدیل شدند. با این حال این افراد همچنان در حال مبارزه با تمپلارها در عصر حاضر هستند. تمپلارهایی که با نام شرکت آبسترگو فعالیت می‌کنند و نفوذی گسترده در همه جنبه‌های زندگی بشریت دارند. منابع اساسینز کرید اساسینز کرید ۲ Assassin's Creed Encyclopedia Assassins, وب گاه اساسینز کرید ویکیا
  16. 1 امتیاز
    راهیاب دارک سولز 3 | Dark Souls 3 Walkthrough بخش بعدی بخش دوّم: High Wall of Lothric لیست راهیاب راهیاب دارک سولز 3 با بخش اوّل راهیاب دارک سولز 3 خدمت شما هستیم. در این بخش ابتدا به سراغ Cemetery of Ashes و Firelink Shrine می رویم که سختی چندانی برای حتّی بازیکن های تازه وارد نیز ندارند، ولی در هر صورت چالش برانگیز اند و اوّل باس بازی را نیز شامل می شوند. محتویات Cemetery of Ashes Index Gundyr ادامه Cemetery of Ashes Firelink Shrine ویدیوی راهنما منابع Cemetery of Ashes بعد از مشاهده کات سین ابتدایی بازی (که هر چند بار هم که ببینید هیچ وقت خسته کننده نمی‌شود) وارد صفحه ی انتخاب شخصیّت می شوید. ما در این راهیاب با کلاس Warrior یا مبارز پیش می رویم. ولی در هر صورت، برای بازیکن های تازه وارد نسبت به این مجموعه کلاس های Warrior یا Knight مناسب ترین کلاس هاب برای شروع می باشند. همچنین بیلد و ساختازی که ما در این راهیاب برای شخصیّت مان میخواهیم انتخاب کنیم و جلو ببریم بر مبنای Str است. و سلاح های ما در این راهیاب بر این اساس انتخاب می شوند. به عنوان هدیه نیز در این راهیاب ما با Sovereignless Soul بازی را آغاز می کنیم که اندکی سول ذخیره (سول واحد پولی بازی برای ارتقاء و خرید و... است) در ابتدای بازی به ما می دهد. شما هر چه مایل هستید انتخاب کنید. بعد از انتخاب چهره می توانید بازی را به طور رسمی آغاز کنید. هنگامی که از تابوت خود بلند شدید. مستقیم به جلو رفته و اوّلین دشمن بازی را از پای در آورید. دشمنان ابتدای بازی، شعیف و کند هستند و به راحتی قابل شکست دادن هستند. بعد از شکست دادن این دشمن به سمت راست رفته و از انتهای آن جا روح جنازه افتاده بر روی زمین را جمع آوری کنید و برگردید. مستقیم پیش رفته و دشمنی که بیدار می شود را از پای در آورید و اوّلین آشن استوس فلاسک خود را از پای مجسّمه بدست آورید. مستقیم ادامه داده و دشمنان بعدی را نیز از پای در آورید. در این منطقه از بازی تمامی مکانیزم های بازی به صورت دست نوشته هایی بر روی زمین به شما آموزش داده می شود. در این بازی هر کدام از اسلحه های شما ویژگی ای به نام Skill دارد که به طور مثال Skill تبر شما در ابتدای بازی Warcry است که در ازای اندکی FP دمیج سلاح شما را برای مدّت کوتاهی افزایش می دهد. برای فعّال کردن Skill ها، اسلحه تان را با دو دست گرفته و با فشار دادن تریگر سمت چپ دسته قابلیّت اش را فعّال کنید. در هر صورت بعد از پاکسازی منطقه به سمت راست رفته و از راهی باریک و صخره ای وارد محوّطه ای شوید که اوّلین Crystal Lizard بازی در آن جا قرار دارد. در این نقطه کشتن این هیولا اختیاری بوده و در صورت سخت بودن این موجود برای شما می توانید برگشته و به راه خود ادامه دهید. در صورت تمایل به کشتن آن حواستان به حمله های مرگبار این موجود و سرعت خوب اش باشید. بعد از کشتن این موجود و گرفتن Titanite Scale از راهی که آمده برگشته و به محوّطه قبلی بازگردید. مستقیم به راه خود ادامه داده و بعد از عبور از کوره راه به اوّل بونفایر بازی برسید. آن را روشن کرده و بعد از استراحت و پر شدن جان تان و فلاسک هایتان به مسیرتان ادامه دهید. مستقیم رفته و بعد از از پای در آوردن دشمنان روبرو، از بالا با دقّت بر روی تابوتی که زیر شما هست بپرید و اوّلین Titanite Shard بازی را بدست آورید. سپس جلو رفته و از سکّوی دیگری بر روی دشمن زیری آن پریده و با حمله هوایی(Plunging Attack) او را از پای در بیاورید. سپس مستقیم رفته و دشمنی که کمان دارد را نیز از پای در اورید. برگشته و سکّوی دیگری را مشاهده کنید که زیر آن دو دشمن در لبه کوه قرار گرفته اند. از حمله هوایی برای کشتن نفر اوّل استفاده کرده و سپس دوّمین دشمن را نیز از پای درآورید. از طریق راه بازگشتی به روبروی دروازه برگشته و دشمنان بین راه را نیز از پای در آورده و این بار از دروازه عبور کنید تا به مردی زره پوش که شمشیری درون سینه اش فرو رفته برسید. به محض کشیدن شمشیر از دل این مرد، اوّلین غول و باس فایت بازی آغاز می شود. Index Gundyr ایندکس گاندیر اوّلین باس دارک سولز سه به حساب می آید و ضمن داشتن دو فاز، در فاز اوّل از حملات چرخشی بزرگی استفاده می کند که برد حملاتش به نسبت بسیار بالاست. بلافاصله بعد از کشیدن شمشیر از درون سینه اش شروع به ضربه زدن به آن کنید. در فاز اوّل سعی کنید از زیر حملات گسترده اش قل خورده، و بعد به آن ضربه وارد کنید. هنگام تبدیل شدن به فاز دوّم. گاندیر بسیار سریعتر و خشمگین تر شده و مایعی سیاه دور وجود او را در بر می گیرد. نترسیده و از نزدیک به او حمله کنید و بعد از ضربه زدن تا جای ممکن از او فاصله بگیرید تا دوباره از خود نقطه ضعفی نشان دهد. سپس حمله کرده و کار او را تمام کنید. ادامه Cemetery of Ashes بعد از شکست دادن گاندیر، بونفایر را روشن کرده و به راه خود ادامه دهید. شمشیر شکسته را از کنار قبر برداشته و بعد از آن دشمنان زیر تپّه را شکست داده و در انتهای کوره راه، هوموارد بون را بردارید. برگردید و این بار از تپّه بالا رفته و دشمنان بین راه را شکست داده و از پای در آورید. قبل از رفتن به فایرلینک شراین به سمت چپ رفته و از پلّه ها بالا بروید، میان پلّه ها چرخیده و از سمت دیگر بالا بروید و دو دشمن خوابیده را شکست دهید. و از پشت آن ها اِمبر را بردارید. مسیر را ادامه داده و یک homeward bone دیگر را نیز برداشته و پایین پریده و یک امبر دیگر را نیز بردارید. از پشت سگ ها را شکست داده و این بار بعد از رسیدن به درواره فایر لینک شراین وارد آن شوید. Firelink Shrine به هیچ و هیچ وجه ممکن هیچ کدام از شخصیّت ها و NPC های درون فایرلینک شراین و در کل، تمام بازی را نکشید فایرلینک شراین منطقه اصلی و خانه امن بازیکن ها در بازی است. در این جا شما می توانید با تعدادی از NPC ها صحبت کرده. سلاح خریده و آن را ارتقا دهید و و در نهایت مهم ترین چیز، این که می توانید خود را آپگرید کرده و ارتقاء دهید. برای ارتقای خود به سراغ بانویی که در مرکز معبد است، رفته و از او بخواهید که شما از ارتقا بخشد. سپس با توجّه به علاقه ای که دارید خود از ارتقاء دهید.(شما همچنین می توانید سول های ذخیره شده در inventory خود را نیز استفاده کرده و از آن ها نیز برای ارتقای خود استفاده کنید) بعد از ارتقای خود از فایر لینک شراین خارج شده و دوباره به سمت چپ و به سراغ پلّه ها بروید. این بار در آن جا پلّه را تا انتها رفته تا با مردی که یک کاتانا دارد روبرو شوید. کاتانای فرد برای افرادی که در ابتدای بازی به دنبال بیلد و ساختار Dex هستند بسیار مناسب است. دمیج زیادی ندارد امّا سرعت و اثر خونریزی بسیار بالایی دارد. بعد از شکست دادن مرد کاتانا دار (به راحتی می توانید با چند ضربه حساب شده او را از لبه پلّه ها به پایین بیندازید) اوچیگاتانا را از او جنازه او برداشته و برگردید. به فایر لینک شراین بازگشته و این بار شمشیری که از تن گاندیر خارج کرده را در خاکستر های مرکز معبد وارد کنید و بونفایر مرکزی بازی را بسازید. بعد از استراحت در آن از پلّه های معبد بالا رفته و ار خروجی بالای پلّه ها بیرون آمده و سول جنازه بخت برگشته را برداشته و به سمت درب بسته حرکت کنید. این درب قفل است و برای باز کردن آن به 20000 سول احتیاج است که به زودی در صورت رسیدن به این مقدار از سول به سراغ این درب خواهیم آمد. به فایرلینک شراین بازگشته و با مردی که روی پلّه ها نشسته صحبت کنید. بعد از چندین بار صحبت او به شما یکی از گستچر های بازی را یاد می دهد. به سراغ بونفایر رفته از طریق آن به High Wall of Lothric سفر کنید. ویدیوی راهنما منابع کانال فایتینگ کابوی از وبگاه یوتیوب
  17. 1 امتیاز
    Meysam

    نیدین راس

    نیدین راس نیدین راس در بازی آنچارتد 4 تولد 1980 ملیت آفریقای جنوبی جنسیت مونث وضعیت زنده اتحادها ریف ادلر آساو کلویی فریزر ساموئل دریک حرفه فرمانده سابق شورلاین، جوینده گنج حضور آنچارتد 4: پایان یک دزد آنچارتد: میراث گمشده صداگذار لاورا بایلی نیدین راس (انگلیسی: Nadine Ross) مزدور سابق اهل کشور آفریقای جنوبی است که به جوینده گنج تبدیل شده است. او سابقاً فرمانده گروه شبه نظامی شورلاین هم بوده که در آینده توسط ریف ادلر استخدام می شوند. به خاطر سابقه کاملا نظامی که نیدین دارد او یک سرباز جنگی قابل و ورزیده نیز هست. بعد وقایع آنچارتد 4: پایان یک دزد نیدین به جوینده گنج تبدیل میشود تا بتواند با ثروتی که به دست می آورد شورلاین را احیا کند. او در این مقطع با کلویی فریزر تیم میشود و شخصیت اصلی ثانویه در آنچارتد: میراث گمشده است. در هر دو بازی نیز لاورا بایلی نقش او را بازی و صداگذاری کرده است. محتویات معرفی وقایع در آنچارتد 4 وقایع در آنچارتد: میراث گمشده منابع معرفی درباره نیدین شناخت زیادی وجود ندارد. او فرماندهی نیروی شبه نظامی شورلاین را بعد از مرگ موسس اصلی آن، یعنی پدرش به ارث برد. این گروه شبه نظامی و قابل استخدام با پول بود. در گذشته این گروه در مقطعی نامشخص با ویکتور سالیوان ارتباط داشته که گرچه سالیوان دست بالا را قادر بود بگیرد. این گروه میراث بدنامی برای نیدین بود چون این گروه سابقه جنگیدن در چند جنگ داخلی را داشت که همگی به شکست آنها منجر شده بود. و نیدین در واقع امیدوار بود با قراردادی که با ریف ادلر برقرار کرده بود و پولی که به دست می آورد اعتبار شورلاین را احیا کند. یک عمر زندگی در جنگ و تقابل باعث شده نیدین به زنی با شخصیت بسیار محکم و لایق تبدیل شود. او همچنین در هنرهای رزمی نیز مهارت بالایی دارد و قادر است در شرایط سخت و نابرابر هم مبارزه کند. وقایع در آنچارتد 4 برای پیدا کردن گنج گمشده هنری ایوری، یعنی دزد دریایی قرن شانزدهم که گفته میشود بزرگترین سرفت تاریخ دزد دریایی را انجام داده است، ریف ادلر که شخص ثروتمند و یک جوینده گنج بود شورلاین را استخدام میکند. نیدین و ریف اول با ساموئل دریک شروع میکنند و بالاخره سرنخی جدید پیدا میکنند که یک صلیب سنت دیسمیس متعلق به ایوری است و قرار است در حراجی گذاشته شود. سم مدتی بعد مفقود میشود ولی نیدین و ریف به کارشان ادامه می دهند و به ایتالیا و محل حراجی میروند. نیدین در این محل ویکتور سالیوان را می بیند و از او درباره دریک میپرسد. بعد از قطع شدن برق و دزدیده شدن صلیب، نیدین در اتاقی نیتن را دید و به او گفت صلیب را پس بدهد. اینجا صلیب دست نیتن نبود و این دو مبارزه کردند. نیدین کاملا بهتر از نیتن بود و او را به قصد کشتن از پنجره بیرون انداخت. گرچه نیتن نمرد و با سالیوان از آنجا فرار کردند. نیدین و ریف بعد از شکست در بدست آوردن صلیب به اسکاتلند برگشتند و کاری که ریف سالها بود انجامش میداد را دنبال کردند. یعنی کند و کاو در کلیسای بسیار قدیمی و متروکه سنت دیسمیس. مدتی بعد نیتن دریک و برادرش سم وارد اسکاتلند شدند و چون سرنخ بهتری داشتند زودتر به محل سرنخ بعدی رسیدند. هرچند نیدین و افرادش هم درست همین موقع آمدند و آن دو نفر را خلع سلاح کردند. با وجود تلاش سم برای کشتن همه نیدین ولی زنده می ماند و آن دو فرار میکنند. نیدین و ریف حالا می فهمند که باید به خلیج کینگز در ماداگاسکار بروند. نیدین و ریف به همراه ارتش شورلاین به ماداگاسکار می رسند و شروع به گشتن برجک ها و خرابه های قدیمی دوران دزدان دریایی میکنند. در هر مرحله ولی رقبای آنها یعنی نیتن و سم ازشان جلو میزنند. با وجود داشتن ارتش کامل و مجهز در هر مرحله نیدین و ریف پشت سر سم و نیتن هستند. حتی تلاش آنها برای کشتن سم هم بدون نتیجه است و او و برادرش باز هم جلوتر هستند و سرنخ بعدی را زودتر پیدا میکنند. بعد از مشخص شدن موقعیت لیبرتالیا نیز نیدین و افرادش به تعقیب سم و نیتن می روند. در لیبرتالیا یک رشته حمله سنگین هم باعث نمیشود سم و نیتن از بازی خارج شوند. درنهایت نیدین باز هم نیتن را در یک اتاق تنها پیدا میکند و با او درگیر میشود. او خیلی راحت نیتن را شکست میدهد و حتی با آمدن برادرش هم دست بالا را دارد. مدتی بعد ولی ورق برمیگردد و سم اسلحه روی سر نیدین میگذارد. او میخواست با این کار با ریف مذاکره کند. ریف در اینجا میگوید که اگر سم مایل است میتواند شلیک کند که باعث عصبانیت نیدین شد. به هر ترتیب بعد از شلیک نیتن سقوط میکند و نیدین و ریف سم را گروگان میگیرند. نیدین و ریف سم را با زور اسلحه راهیاب گروهشان قرار میدهند و درنهایت پی میبرند که کشتی ایوری کجاست. ولی سم بعد از این دوباره سعی میکند فرار کند و گروه بزرگی از افراد نیدین را روی تله مرگبار میفرستد. نیدین و ریف بعد از این به محل میروند و چند صندوقچه از گنج را برمیدارند. ولی ریف که قانع نشده و سم را دید که وارد کشتی میشود گفت باید آنها هم وارد کشتی شوند و کل گنج را بردارند. نیدین ولی قبول نمیکرد و گفت اگر سم از آن کشتی پر از تله و بمب زنده بیرون بیاید استحقاق گنج را دارد... استحقاقی که بیشتر از ریف است. ریف عصبانی میشود و نیدین را میزند که نیدین هم تلافی میکند. خیلی زود ولی افراد شورلاین علیه نیدین میشوند. ریف خواهد گفت که چیز خوبی که درباره مزدور وجود دارد این است که وفاداری شان قابل خرید است و او قبلا این وفاداری را خریده. نیدین بعد از این تسلیم شد و گفت وارد کشتی شوند. در کشتی وقتی ریف با نیتن و سم مواجه شده بود نیدین هم وارد شد و نیتن را خلع سلاح کرد. ولی بعد از این او ریف را هم خلع سلاح میکند و به اجساد توماس تیو و هنری ایوری اشاره میکند. ریف اهمیتی نمیدهد ولی نیدین میگوید که هرکس که طمع این گنج را داشته باشد به چیزی که استحقاق دارد میرسد. او سپس میگوید که کشتی را ترک میکند و اهمیتی نمیدهد که آن ها فرار کنند یا خیر.او با گنج بزرگی از کشتی خارج میشود و امیدوار است با این پول شورلاین را احیا کند. وقایع در آنچارتد: میراث گمشده در آنچارتد: میراث گمشده معلوم میشود که معاون و افسر ارشد او در شورلاین خیانت میکند و گنجینه و کنترل شورلاین را خود برعهده می گیرد. او سپس با کلویی فریزر تیم تشکیل میدهد تا گنج گمشده عاج گانش را پیدا کنند. او درواقع قصد دارد با پیدا کردن این ثروت دوباره کنترل شورلاین را پس بگیرد. رقیب آنها برای پیدا کردن گنج آساو رهبر گروه شورشی در هند بود که جنگ داخلی ایجاد کرده بودند. در طول ماموریت نیدین و کلویی به تدریج به درک متقابل میرسند. آنها میفهمند متخصص و راهیاب آساو سم دریک است. بعد از نجات سم گرچه نیدین به خاطر وقایع لیبرتالیا از دستش عصبانی بود ولی کلویی صلح برقرار میکرد. آنها به زودی میفهمند که آساو گنج را به اورکا یعنی معاون سابق نیدین در شورلاین فروخته و در عوض از شورلاین بمب عظیمی خریده است. نیدین، کلویی و سم به قطار حامل بمب حمله میکنند و آنها اورکا و سپس آساو را میکشند و قطار را نیز برای سقوط کردن و نابود شدن رها میکنند. آنها که عاج را به دست آورده بودند میخواستند آن را به وزارت فرهنگ هند تحویل بدهند و نیدین که در این ماموریت تغییر زیادی کرده بود موافق بو. بعد از این هم این دو قبول میکنند که در ماموریت های بعدی تیمشان را حفظ کنند. منابع Nadine Ross در آنچارتد ویکیا الگو:شخصیت‌های آنچارتد 4 الگو:شخصیت‌های آنچارتد میراث گمشده
  18. 1 امتیاز
    استودیو راک‌استار گیمز در اطلاعیه جدیدی تایید کرد که تاریخ عرضه بازی Red Dead Redemption 2 برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان در 26 اکتبر 2018 (4 آبان 1397) خواهد بود. این اطلاعیه از طریق وبلاگ رسمی راک‌استار گیمز منتشر شد و شرکت از این طریق، به خاطر تاخیر اعلام شده عذرخواهی کرده است. این بازی دراصل قرار بود در طول بهار 2018 عرضه شود که خود این تاریخ نیز ، تاریخ خورده از پاییز 2017 بود. به گفته راک‌استار، این تاخیر به استودیو زمان بیشتری برای ارتقا بخشیدن به بازی خواهد داد. ما از اعلام تاریخ انتشار Red Dead Redemption 2 در 26 اکتبر 2018 هیجان‌زده هستیم. همچنین ما از تمامی کسانی که به خاطر این تاخیر ناراحت شده‌اند پوزش می‌خواهیم. درحالی که امیدوار بودیم بازی را زودتر عرضه کنیم، ما به مقداری وقت بیشتر نیاز داشتیم تا بازی را پولیش کنیم. ما تشکر خالصانه‌ای از شما به خاطر صبرتان می‌کنیم و امیدواریم وقتی فرصت بازی کردنش را پیدا کردید، موافق این تصمیم و صبر بیشتر باشید. در این بین، لطفا این تصاویر از بازی را نیز تماشا کنید. ما امیدوار هستیم که در هفته‌های آینده اطلاعات بیشتری در اختیار بگذاریم. همان‌طور که قبلا هم فاش شده بود، Red Dead Redemption 2 داستان «آرتور مورگان» و دار و دسته Van der Linde را دنبال می‌کند که برای بقا در زمین‌های وسیع و ناهموار آمریکا، غارت می‌کنند، می‌جنگند و می‌دزدند. بازی Red Dead Redemption 2 قرار است برای هر دو پلتفرم پلی‌استیشن 4 و ایکس‌باکس وان عرضه شود و تاکنون سازنده بازی هیچ صحبتی درباره نسخه PC نکرده است. بازی اول Red Dead Redemption نیز برای پلتفرم رایانه‌های شخصی عرضه نشد، ولی آخرین بازی مهم این شرکت یعنی Grand Theft Auto V به PC نیز راه پیدا کرد. خبر جالب در دسامبر 2017 این بود که بازیکنان Grand Theft Auto V پس از بروزرسانی، پیوند و مرحله مخفی پیدا کردند که در ارتباط با Red Dead Redemption 2 بود. پس از این، راک‌استار به بازیکنان GTA Online یک ایمیل داخل بازی فرستاد و سرنخی با محتوای «شایعات درباره یک شی گمشده از غرب وحشی» ارائه کرد تا بازیکنان بتوانند آن را دنبال کنند. با تکمیل این مرحله، به بازیکنان یک جفت اسلحه ریوولور جایزه داده می‌شد که در بازی Red Dead Redemption 2 نیز می‌توانند استفاده کنند. یکی از سوال‌های بزرگ درباره این بازی، این است که Red Dead Redemption 2 چگونه موفقیت عظیم GTA Online را در خودش لحاظ خواهد کرد. در این زمینه، راک‌استار هنوز پیرامون محتوای آنلاین بازی اطلاعاتی ارائه نکرده است. استراوس زلنیک، مدیرکل شرکت تیک-تو که کمپانی مادر راک‌استار محسوب می‌شود، پیش از این گفته بود که انتظار دارد فاکتور خریدهای درون برنامه‌ای اگر نه در همه، ولی در بیشتر بازی‌های شرکت وجود داشته باشد. با این وجود، او شکل و فرم اعمال این مدل را مشخص نکرد و در ابهام گذاشت. منبع: Gamespot
  19. 1 امتیاز
    Mohsen

    پنهان شدگان

    مخفی شدگان یا پنهان شدگان (The Hidden Ones) گروه مخفی بود که نیای معنوی محفل اساسین‌ها محسوب می‌شوند. این گروه در همه مرزهای امپراتوری روم فعال بودند و اولین گروه محفل برادری بودند که دارای انکانات اداری و سازمانی بودند. محتویات تاریخچه منابع تاریخچه گروه مخفی شدگان در سال 47 قبل از میلاد و به توسط بایک و آیا و متحدانشان در مصر تاسیس شد تا با محفل باستانیان مقابله کند. هدف آنها این بود که در سایه ها ماموریت هایشان را پیش ببرند و فقط کسانی را بکشند که قصد دارند آزادی و اختیار انسان ها را در کنترل قرار بدهند. محفل وقتی تشکیل شد که بایک و آیا تلاش زیادی کردند تا افراد نقابداری که باعث کشته شدن پسرشان بودند را پیدا کنند. آیا برای پیدا کردن هویت آنها با کلئوپاترا متحد میشود و بایک را هم به همین کار تشویق میکند. آنها کمک میکنند که کلئوپاترا ر جنگ قدرت علیه برادرش بطلمیوس سیزدهم پیروز شود و حمایت ژولیوس سزار را جلب کند و کلئوپاترا هم کمک کرد تا هویت نقابداران فاش شود. بایک و آیا می فهمند که نقابداران اعضای محفلی بسیار قدیمی به نام باستانیان هستند و باستانیان هم از بطلمیوس حمایت میکردند. با وجود اینکه آیا و بایک به کلئوپاترا کمک میکنند، ولی کلئوپاترا بعد از اینکه به قدرت می رسد حمایت باستانیان را قبول میکند و بایک و آیا را فراموش میکند. بایک و آیا اینجا میفهمند که باستانیان تا چه حد قدرت و نفوذ دارند و حتی روی سزار نیز نفوذ داشتند. علاقه اصلی باستانیان که یک کره عجیب داشتند پیدا کرن اشیا قدرتمند و بسیار قدیمی با قدرت های باستانی بود. این اشیا به آنها کمک میکرد تا افکار مردم را کنترل کنند و برای همین هم میخواستند تا دروازه معبد سیوا را هم باز کنند. وقتی بایک و آیا میفهمند که محفلی تا این حد با نفوذ در پشت سر قدرت ها وجود دارد و میتوانند اراده خودشان را از سایه ها و پشت پرده تعمیم بدهند، آن ها هم تصمیم میگیرند محفلی مشابه تاسیس کنند که از سایه ها و پشت پرده عملیات انجام دهند و افرادی که قصد دارند آزادی مردم را در دست بگیرند و کنترل شان بکنند را به قتل برسانند. اینجا است که گروه مخفی شدگان تاسیس میشود. نماد گروه باستانیان از رد جمجمه عقابی شکل گرفت که روی ماسه ها افتاده بود. گروه هم خودش در سال های بعد بزرگ تر شد و غیر از مصر در کل امپراتوری روم فعالیت کرد و از جمله در قتل ژولیوس سزار و کلئوپاترا نقش داشت. آنها تا قرن های بعد نیز در سایه ها فعالیتشان را گسترش دادند تا اینکه در دوران جنگ های صلیبی، حسن صباح گروهی از مخفی شدگان را از سایه ها بیرون میکشد و در انظار عموم فعالیت هایشان را پیگیری میکند. این گروه محفل اساسین نام میگیرد. این کار به این خاطر انجام میشود که باستانیان هم در این دوره از سایه ها و پشت پرده بیرون آمده بودند و تحت نام تمپلارها فعالیت میکردند. با وجد تغییر نام و نوع فعالیت مخفی یا غیر مخفی هدف گروه مخفی شدگان نیز مثل اساسین ها بود... یعنی مقابله با افرادی که قصد داشتند اراده آزاد بشریت را از بین ببرند. منابع The Hidden Ones در اساسینز کرید ویکیا
  20. 1 امتیاز
    Movyn

    آنچارتد 4 - مرحله 6

    مرحله ششم - ...Once a Thief Collectibles گنجینه: 9 گفتگوی اختیاری: 3 در مرحله قبلی بازی، ما متوجه شدیم که برادر نیتن یعنی سم در تمام این سال‌ها زنده و در زندان محبوس بود. تمام این سال‌ها که نیتن مشغول ماجراجویی و نجات دنیا بود، سم در زندان بوده و حالاکه چند سالی می‌شود که نیتن زندگی آرامی را در کنار النا فیشر شروع کرده و دست از زندگی دزدی و ماجراجویی برداشته، سم با مشکل بزرگی برگشته است. او با کمک هکتور آلکازار، یک قاچاقچی بزرگ مواد مخدر از زندان فرار کرده و حالا باید گنج گمشده هنری ایوری را برای او پیدا کند؛ در غیر این صورت، جان سم در خطر قرار می‌گیرد. به این ترتیب، نیتن یک بار دیگر پا به دنیای ماجراجویی و دزدی خواهد گذاشت؛ با این تفاوت که او این بار هیچ علاقه‌ای به این کار ندارد و تنها هدفش این است که برادرش را از این وضعیت مرگبار نجات دهد. سرنخ آن‌ها، یعنی صلیب سنت دیسمیس، قرار است در یک مزایده در عمارتی در ایتالیا به حراج گذاشته شود و به پیشنهاد سم، این دو قرار است به عمارت نفوذ کنند و این صلیب را بدزدند. در این مرحله، 9 گنجینه و 3 گفتگوی اختیاری وجود خواهد داشت. عمارت حراجی در ایتالیا - صخره‌ها مرحله با میان‌پرده از نیتن و سم شروع می‌شود و این دو روی صخره کوهی در طرف دیگر عمارتی هستند که قرار است حراجی صلیب سنت دیسمیس در آن برگزار شود. این دو باید از راه صخره‌ها به پشت عمارت برسند و با ویکتور سالیوان صحبت کنند. کنترل نیتن دریک را در اختیار دارید؛ مسیر مقابل را پیش بروید و چند صخره و پلتفرم را رد کنید. شما در نهایت به محلی می‌رسید با فضایی باز در مقابل که دریا مشخص است. اینجا سم به طرف راست خواهد رفت ولی شما به سمت چپ بروید. شما باید به گوشه سمت چپ محوطه بروید تا اولین گنجینه مرحله را ببینید. با دکمه مثلث گنجینه Treasure - Mughal Water Container (1/9) را بردارید. به سم در سمت دیگر محوطه ملحق شده و این راه را کمی جلوتر بروید. شما به یک ناحیه پرتگاه خواهید رسید. با دکمه L3 تخته چوب را نگاه کنید؛ اینجا وقت استفاده از طناب و چنگک با دکمه L1 است. نیتن مرتبه اول در قلاب کردن طناب شکست می‌خورد که سم کمی او را مسخره می‌کند! نیتن مدت‌ها است که از این فضاها و ماجراجویی دور بوده و بدنش آماده نیست. مرتبه دوم نیز امتحان کنید و این بار نیتن موفق خواهد بود. حال تاب خورده و سپس به سمت چپ و صخره‌های لبه‌دار تاب بخورید. با یک پرش، لبه را گرفته و آن‌ها را تا سمت چپ دنبال کنید، سپس از صخره‌ها پایین‌تر آمده و مجددا به سمت چپ بروید تا دکمه L3 و یک تخته چوبی دیگر مشخص شود. طناب دست سم است پس منتظر رسیدن او به جایی که هستید باشید. بعد از این، شما باید به طرف دیگر سم بروید. او طناب را در امتحان اولش به خوبی پرت خواهد کرد. حال شما باید لبه صخره را رها کرده و لبه‌های پایینی را بگیرید. به سمت چپ رفته و با دکمه X طناب را بگیرید. شما باید اینجا کمی روی صخره به چپ و راست بدوید و سپس بپرید تا نیتن لبه صخره را بگیرد. بالا و سپس چپ روی تنه درخت بروید و خودتان را به منتهی‌الیه سمت چپ درخت برسانید. اینجا هم باید تا خورده و با پرش به دیوار که سم از آن آویزان است برسید. اینجا بالا رفته و یک میان‌پرده کوتاه ببینید. سم هشدار می‌دهد و بعد از رفتن نگهبان‌ها آزادید که وارد این محوطه شوید. عمارت حراجی در ایتالیا - بیشه شما حالا در محوطه بیشه هستید و باید یک گنجینه و یک گفتگوی اختیاری تا قبل از رفتن به خانه چوبی سمت چپ جمع‌آوری کنید. بعد از بالا آمدن و وارد شدن به این بیشه، سم را در سمت چپ فعلا رها کنید و مستقیم جلو بروید. شما در مقابل و انتهای محوطه یک خانه، بالکن و درختی در مقابل آن می‌بینید. به سمت دیگر درخت رفته و گنجینه دوم یعنی Treasure - Nephrite Brass Cup (2/9) را از روی پنجره بردارید. حال در سمت راست به سم برسید. او اینجا شروع به صحبت می‌کند پس به صحبت‌هایش گوش کنید تا یک گفتگوی اختیاری باز شود. دکمه مثلث را زده و گفتگوی اختیاری Optional Conversation - "The Little Things You Miss the Most" (1/3) را فعال کنید. بعد از این صحبت، وارد خانه سمت راست شده و از پلکان پایین بروید. شما یک پنجره باز و یک تخته چوبی روی سقف می‌بینید. دکمه L1 را برای پرت کردن طناب بزنید و در همان حالت طناب به دست به بیرون از پنجره بپرید. عمارت حراجی در ایتالیا - محوطه ستون‌های مخروبه در این قسمت، شما با طناب از دیوار آویزان شده‌اید. دکمه L1 را پایین نگه داشته و همزمان با آنالوگ چپ از دیوار پایین بیایید. شما باید روی این دیوار بدوید و سپس به طاق سمت چپ که روی صخره دیگری است بپرید. حال از روی طاق پایین بپرید. اینجا منتظر سم باشید؛ او را دنبال کرده و بعد از سوالی که می‌پرسد شما فرصت انجام یک گفتگوی اختیاری را خواهید داشت. دکمه مثلث را که بزنید گفتگوی Optional Conversation - "Your Other Wonderful Finds" (2/3) فعال می‌شود. جایی که سم نشسته/ایستاده در انتهای مسیر قرار دارد، شما دو سطح و یک طاق تا او در پیش دارید. هدف شما بالا رفتن از صخره کنار طاق و رسیدن به بالای آن است. بعد از بالا رفتن از ستون و رسیدن به روی طاق، به سمت دیگر طاق رفته و باید با یک پرش، لوله روی دیوار را بگیرید. حال تاب خورده و با پرش به لبه صخره مقابل خواهید رسید. روی سکو آمده و در سمت چپ روی لبه بایستید. بالای سر نیتن در اینجا شیار دیگری برای بالا رفتن هست. از دیوار همین‌طور بال بروید تا به زیر یک سازه شبیه بالکن برسید. شما باید کمی بالاتر رفته و در سمت چپ، لوله زیر بالکن را بگیرید. لوله‌ها را یکی پس از دیگری رد کرده و در آخری، یک یا دو بار تاب بخورید و سپس روی صخره مقابل نیتن بپرید. شما اینجا یک صخره دیگر دارید؛ روی آن رفته و منتظر سم باشید. سم آمده و طبق معمول در همان تلاش اول طناب را قلاب می‌کند. بعد از اینکه بالا رفت، نوبت شما خواهد رسید. با ضربدر طناب را گرفته و در حالی که L1 را پایین نگه داشتید از دیوار بالا بروید. اینجا یک میان‌پرده از ملاقات نیتن و سم با ویکتور سالیوان خواهید دید. به زودی مشخص خواهد شد که فقط ۱۰ تا ۱۵ دقیقه زمان تا شروع حراجی صلیب باقی مانده است و نقشه این سه این خواهد بود که نیتن خودش را به اتاق ژنراتور برساند و برق را قطع کند؛ درحالی که سم با لباس مستخدم در کنار میز وسایل حراجی باشد تا به محض قطع شدن برق، صلیب را بدزدد. عمارت حراجی در ایتالیا - راهرو بالایی وقتی میان‌پرده تمام شد، شما در نقش نیتن در طبقه دوم عمارت هستید. سم و ویکتور جلو می‌روند ولی فعلا آن‌ها را دنبال نکنید؛ در عوض به اتاق پشت سر برگردید. روی میز در دیوار سمت چپ اتاق گنجینه Treasure - Viking Cloak Clasp (3/9) را برداشته و حالا به راهرو قبل برگردید. این راهرو را کمی جلو بروید و از درهای باز سمت راست به بالکن خواهید رسید. شما در سمت چپ سم را درحالی که به نرده تکیه داده خواهید دید. به سمت او رفته و یک گفتگوی اختیاری دیگر Optional Conversation - "Going Over Out Exit Strategy" (3/3) با او داشته باشید. پس از این، به انتهای سمت راست بالکن بروید و از روی ستون گنجینه Treasure - Mother of Pearl Horn (4/9) را بردارید. بعد از این کار شما روی بالکن تمام است و باید به راهرو داخل عمارت برگردید. وقتی به راهرو برسید، سالیوان را در کنار درب انتهایی خواهید دید، نزدیک او شده و سپس او را دنبال کنید. سم نیز با شما همراه خواهد شد. از پلکان پایین رفته تا در سالن بزرگی باشید. اینجا به محض پایین آمدن از پلکان شما روی میز چسبیده به ستون می‌توانید فهرست اشیا حراجی Auction Sheet را مشاهده کنید. به سمت چپ سالن، جایی که سالی ایستاده بروید و از خروجی برای ورود به لابی استفاده کنید. عمارت حراجی در ایتالیا - لابی در لابی جمعیت زیادی وجود دارند و شما بهتر است سم و سالی را دنبال کنید. شما باید خودتان را به درهای چوبی بالا سمت چپ لابی برسانید و با دکمه مثلث آن را باز کنید. در یک میان‌پرده مشخص می‌شود که در قفل شده و آن‌ها نیاز به کارت‌کلید دارند. انتظار هم زیاد طول نمی‌کشد و یکی از مستخدمین از همان در واد لابی خواهد شد. حالا وقت این است که با نیتن جیب‌بری کرده و کارت‌کلید را بردارید. این یک مینی‌گیم کوتاه و ساده است. شما باید دکمه L2 و مرکز تمرکز ایجاد شده را روی جیب پشتی مستخدم حفظ کنید. حرکات او چالش‌برانگیز هستند. اگر در مرتبه اول موفق نشدید، مستخدم جلوتر می‌رود و باز هم شانس برداشتن خواهید داشت. بعد از برداشتن کارت‌کلید، به سمت در برگشته و دکمه مثلث را بزنید. اینجا میان‌پرده خواهید دید که سالی دو رادیو به سم و نیتن می‌دهد تا با هم در ارتباط باشند. بعد از رفتن این دو نیز سالی در لابی با نیدین راس مواجه خواهد شد. عمارت حراجی در ایتالیا - محوطه انبار در میان‌پرده بعدی، نیتن و سم به محوطه انباری رسیدند. نیتن اطلاعاتی از نیدین راس از سالی خواهد گرفت و اینکه حضور نیدین دردسرساز خواهد شد. وقتی کنترل نیتن را دراختیار گرفتید، کمی جلو رفه و سمت چپ را نگاه کنید. شما یک راهرو خواهید دید و باید وارد شده و به انتهای راهرو برسید. در سمت راست لوله‌های کنج دیوار و روی جعبه‌های آبی، گنجینه Treasure - Persian Bronze Bowl (5/9) را بردارید. پس از برداشتن گنجینه، در سمت راست این جعبه‌های آبی راهرو دیگری وجود دارد؛ وارد شده و با سم همراه شوید. سم جلوتر خواهد بود، او را در کوریدورهای بعدی تا رسیدن به کوریدور تاریک دنبال کنید. یک در هست که می‌توان تعامل کرد. دکمه مثلث را بزنید تا نیتن متوجه نگهبانان آن اتاق شود. در سمت راست سم را در پایین پلکان دنبال کنید. وقتی به طبقه پایین رسیدید، از زیر راه‌پله و نزدیک بشکه‌ها گنجینه Treasure - Brass Barber's Bowl (6/9) را بردارید. سم را در کوریدور بعد و جلوی دروازه آهنی دنبال کنید. او امتحان کرده و دروازه قفل بوده؛ با این حال شما هم می‌توانید امتحان کنید. این کار را بکنید، مثلث را بزنید تا سم صحبتی کند. حالا در انتهای سمت راست شما یک سری جعبه چوبی و کارتن روی آن‌ها خواهید دید. پشت این بخش رفته تا متوجه یک بشکه بزرگ که راه را سد کرده شوید. شما از این مدل بشکه‌ها چند تای دیگر هم خواهید دید. بشکه را گرفته و آن را به جلو هل دهید تا راه باز شود. حال در این اتاق به سمت دیگر بشکه که هل دادید بروید و در را باز کنید. عمارت حراجی در ایتالیا - محوطه انبار تاریک این یک اتاق تاریک و مملو از بشکه است و سم از فندکش برای نور استفاده می‌کند. جلوتر در سمت راست وارد کوریدور شده و اینجا نیز سمت راست را نگاه کنید تا یکی دیگر از بشکه‌های بزرگ را ببینید. این بشکه را به سمت عقب و خودتان بکشید و در انتها رها کنید. حال کمی عقب برگشته در راست وارد کوریدور شوید. کمی صبر کنید تا سم برسد. شما باید راهی که با عقب کشیدن بشکه باز شده را ببینید. این محل را به خاطر داشته باشید و وارد راه جدید شوید. ادامه داده در جلو و سپس چپ یک بشکه دیگر خواهید دید. این را نیز عقب بکشید. حال به محل قبل برگردید و در راست و سپس انتهای چپ، منتظر سم باشید. شما باید راهی که باز کردید را در سمت راست ببینید. دو سکو را پریده تا به اتاق تاریک دیگری برسید. اینجا یک کانال تهویه روی دیوار هست و برای رسیدن به آن، باید بشکه دیگری را به عقب و تا زیر کانال بکشید. حال از بشکه بالا رفته و دریچه را باز کنید. پس از ورود به این کانال، شما یک راه کاملا مستقیم دارید و باید این مسیر را در پیچ‌های پیش رو نیز دنبال کنید. در طول این مسیر از دریچه‌های کوچک، نیتن و سم متوجه تعداد زیادی مستخدم در طبقات پایین می‌شوند. وظیفه شما گرچه پیدا کردن اتاق ژنراتور و قطع برق است، ولی سم باید به زودی فکری به حال یک دست لباس مستخدمین کند. چون او کسی است که وقتی برق قطع شد باید نزدیک صلیب سنت دیسمیس باشد. در انتهای کانال، سعی کنید دریچه را باز کنید. نیتن موفق نیست پس کمی عقب برگشته و راهی که سم پیدا کرده را ببینید. با کمک همدیگر این دریچه را باز کنید و وارد شوید. اینجا دنبال سم در کوریدور بعد و سپس روی سکوی بالایی بروید. جلوتر رفته و پس از رفتن نگهبانان سم دریچه را باز خواهد کرد. عمارت حراجی در ایتالیا - محوطه خارج از کانال در بیرون کانال سم خیلی سریع جلو در سمت راست خواهد دوید. ولی شما او را دنبال نکنید و در عوض، به سمت چپ رفته و به سطح پایین بپرید. شما باید یک آبخوری سنگی و سپس یک دروازه قرمز را رد کنید تا به گوشه محوطه (ساختمان پوشیده از گل) برسید. در سمت دیگر این ساختمان شما راهی منتهی به نردبان خواهید دید. از آن بالا رفته و سپس از این دیوار بالا بروید. در سمت چپ دیوار به لوله‌ها رسیده و از آن‌ها بالا بروید. لوله را در سمت چپ دنبال کرده و اینجا روی بالکن زیر پایتان بپرید. گنجینه Treasure - Syrian Vase (7/9) را بردارید و حالا باید پیش سم برگردید. نزدیک‌ترین و مستقیم‌ترین راه برای این کار بالا رفتن از بالکن بعدی و پریدن از طرف دیگر آن به محوطه حیاط است. پیش سم در جلوی دروازه رفته و مثلث را بزنید تا یک میان‌پرده بینید. سم کمی عقب برمی‌گردد. پشت سرتان در سمت چپ، شما باید یک نردبان ببینید. قلاب بگیرید تا سم بالا رفته و نردبان را آزاد کند. در بالا، این بار هم به جای دنبال کردن سم به سمت چپ رفته و به بالای بالکن بروید. همین که بالا می‌روید شما باید در سمت راست یک بالکن دیگر هم ببینید. هدف شما در بالای این بالکن، پرشی دقیق و گرفتن نرده‌های بالکن سمت راست پایین است. با یک پرش درست و رسیدن به نرده بالکن پایینی، شما می‌توانید وارد شده و از روی ستون میانی گنجینه Treasure - Persian Candlestick (8/9) را بردارید. پس از برداشتن گنجینه، از سمت نرده‌هایی که آمده بودید به پایین بپرید و جلوتر در سمت راست سم را مقابل در ببینید. یک نردبان روی دیوار سمت چپ در هست که باید بررسی شود. پس از این میان‌پرده خواهید دید که سم قلاب می‌گیرد و نیتن بالا می‌رود. او نردبان را می‌اندازد ولی به زودی مستخدمی از در خارج می‌شود. سم این شخص را با یک ضربه بی‌هوش می‌کند و خواهد گفت که لباس را به دست آورده و اینک نوبت شماست که به اتاق ژنراتور برسید. عمارت حراجی در ایتالیا - محوطه حیاط کنترل نیتن مجددا در دست شما است. از این راهرو جلوتر در سمت چپ خارج شوید. حالا به چپ نگاه کنید؛ یک پلکان به بالا و روی سکو در راست و یک پلکان به پایین در چپ خواهد بود. شما باید از بین این دو رد و جلو بروید تا دیواری شبکه‌سازی شده ببینید. از این دیوار بالا بروید و سپس دیوار شبکه‌سازی شده دیگر در سمت راست هست که از این هم بایستی بالا بروید. حالا شما روی سقف کوچکی هستید و اگر در سمت راست این محل نگاه کنید، دو چارچوب سقف‌دار دیگر خواهید دید. این مثل یک بازی پلتفرمی و پرش روی پلتفرم‌ها است. روی سقف بعدی و سپس بعدی بپرید. روی این سقف، از شیار روی دیوار سمت راست استفاده کرده و بالا بروید. شما باید به بام همین دیوار برسید. در بالا روی بالکن سمت چپ رفته و با یک پرش میله روی دیوار را بگیرید. روی میله آخر تاب خورده و روی سکوی بعد بپرید. اینجا میان‌پرده از سقوط نیتن خواهید دید. عمارت حراجی در ایتالیا - زیر ساختمان ژنراتور پس از دیدن میان پرده دیگری از لابی، جایی که سالیوان و نیدین مشغول صحبت هستند تا اینکه ریف ادلر هم وارد می‌شود، مشخص خواهد شد که به زودی حراج روی صلیب سنت دیسمیس شروع خواهد شد و ریف ادلر هم همچون 15 سال گذشته به دنبال سرنخی از گنج ایوری، قصد برنده شدن صلیبی را دارد که می‌خواهیم بدزدیم. در بازگشت به ساختمان زیر ژنراتور، نیتن از سقوط نجات پیدا کرده است و کنترل او مجددا دست شما خواهد بود. جلو رفته و روی میله بپرید. حال به سمت چپ میله آمده، تاب خورده و روی سطح پایین روبرو فرود بیایید. در سمت چپ منظره‌ای از دو ستون و دریا را خواهید دید؛ از لبه همین طرف پلتفرم آویزان شوید. کمی که به سمت راست بیایید، درخشش گنجینه بعدی روی شیار ستون مجاور مشخص است. خودتان را به آنجا رسانده و گنجینه Treasure - Mughal Dagger (9/9) را بردارید. حال به پلتفرم قبل برگشته و لبه‌های ستون سمت چپ را گرفته و از آن بالا بروید. پس از بالا رفتن از ستون، به میله دیگری می‌رسید و از آن آویزان خواهید شد. شما باید نیتن را چرخانده و رو به منظره دریا کنید. حال میله‌های مقابل دیده می‌شوند. تاب خورده و با پرش در نهایت به میله آخر خواهید رسید. حالا باید مجددا نیتن را چرخانده و این بار پشت به دریا شوید. از شیار سمت چپ دیوار گرفته و مسیر خود را به بالا پیدا کنید. شما باید خودتان را به بالاترین پنجره، یعنی پنجره باز سمت چپ برسانید و وارد ساختمان شوید. عمارت حراجی در ایتالیا - ساختمان ژنراتور شما حالا رسما وارد اتاق ژنراتور شدید. اینجا صدای چند مستخدم را خواهید شنید ولی آن‌ها شما را نمی‌بینند و به زودی نیز خواهند رفت. مسیر را به جلو، سپس راست و در انتها به چپ بروید. جلوتر در سمت چپ پایین بپرید و در سمت دیگر اتاق دروازه آهنی را بررسی کنید. دروازه باز نمی‌شود و نیتن نیاز به وسیله‌ای برای شکستن قفل دارد. از طرف دیگر، ریف بیشترین مبلغ را برای صلیب پیشنهاد داده و نیتن از سالی می‌خواهد که مبلغ را بالا ببرد و برای او وقت بخرد. در حالی که سالی مشغول این کار است، شما باید کمی اتاق را جستجو کنید. کشوها، قفسه‌ها و ... شما باید بیش از دو یا سه محل را جستجو کنید تا نیتن انبر بزرگی پیدا کند. پس از این‌کار، نزدیک در شده و قفل را بشکنید. اینک پیش ژنراتور رفته و مثلث را بزنید تا میان‌پرده دیگری نمایش داده شود. سالی یک بار دیگر شرط را بالا می‌برد و درنهایت صلیب را به ریف واگذار می‌کند. این زمانی است که نیتن برق را قطع می‌کند و سم صلیب را خواهد دزدید. راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  21. 1 امتیاز
    درود مقاله گنجینه های 2 هم تکمیل شده است. لطفا مقاله را تایید کنید.
  22. 1 امتیاز
    در آنچارتد 4 نیتن ممکن هست در برخی مراحل آیتم هایی به نام گنج یا گنجینه یا treasures پیدا کند که ممکن است بعضی هم سخت پیدا شوند. درحالت کلی شما کمی باید در محیط گردش کنید و اینها را پیدا کنید که معمولا می درخشند. درواقع treasures ها ریشه در همه بازی های آنچارتد داشته اند و این بازی نیز مستثنی نیست. در پایین نشان می دهیم که گنجینه ها در چه محل هایی و کجا پیدا میشوند. کل گنجینه ها 109 گنجینه است که ممکن است در بعضی مراحل به آن ها بر بخورید. با گرفتن گنج اول شما تروفی First Treasure را باز میکنید. با گرفتن 50 گنج شما تروفی Treasure Hunter را میگیرید و اگر همه اینها را جمع کنید تروفی Treasure Master باز خواهد شد. بعد از گرفتن گنج های مراحل قبل که در این مقاله ملاحظه کردید، در ادامه راهیاب گرفتن treasure ها برای مراحل 11 تا 22 را شرح میدهیم. محتویات 48 - Earthenware Mug 49 - "Antique" Compass 50 - Nephrite and Jade Bowl 51 - Ivory Handle Dagger 52 - Brass Globe Hand Warmer 53 - Combination Lock Tobacco Box 54 - Brass Pocket Sundial 55 - Silver and Wood Tankard 56 - Persian Silver Pen Box 57 - Panamanian Pendant 58 - Persian Leather Notebook Case 59 - Deccani Bronze Spouted Bowl 60 - Mughal Elephant Carving 61 - Ottoman Helmet 62 - Deccani Bronze Vase 63 - Strange Relic 64 - Hamsa Mystical Goose 65 - Pique Tortoise Shell Box 66 - Persian Ring 67 - Wood Tankard 68 - Spy Glass 69 - Dress Dirk 70 - Frechen Bearded Bottle 71 - Carved Horn Bird Sculpture 72 - Mughal Vase 73 - Ancient Stone Pot 74 - Painted Copper Bottle 75 - Stout Vase 76 - Slipjoint Claspknife 77 - Large Bronze Boar 78 - Mughal Serving Vase 79 - Mughal Jade Bottle 80 - Emerald Flask 81 - Toy Soldier 82 - Toy Seaplane 83 - Pirate Snowglobe 84 - Mughal Flared Vase 85 - Mughal Hinged Box 86 - Jade Serving Bowl 87 - Ancient Tone Bowl 88 - Pewter Incense Burner 89 - 18th Century Combination Lock 90 - Mughal Stout Vase 91 - Small Mughal Dagger 92 - Mughal Candle Holder 93 - Mughal Circular Box 94 - Mughal Headdress 95 - Spanish Brass Chalice 96 - Mughal Painted Elephant 97 - Mughal Dinnerware 98 - Ancient Stone Vessel 99 - Mughal Decorative Cudgel 100 - Jade Flower Pendant 101 - Stoneware Bearded Jug 102 - Stout Jade Vase 103 - Painted Spouted Vase 104 - Mughal Perfume Bottle 105 - Mughal Enamel Bird 106 - Stone Vase 107 - Strange Fruit 108 - Rajasthan Box 109 - Mughal Egg Pendant 48 - Earthenware Mug مرحله: 11 - Hidden in Plain Sight محوطه: بازار اطراف برج شهر در شروع این مرحله از پله پایین بروید. در چپ از بین جمعیت بگذرید. در سمت چپ اینجا در پایین پله ها یک کوچه هست.شما در انتهای این کوچه گنج را پیدا میکنید. 49 - "Antique" Compass مرحله: 11 - Hidden in Plain Sight محوطه: بازار اطراف برج شهر در شروع این مرحله از پله پایین بروید. از بین جمعیت رد شوید و مستقیم جلو بروید. شما کمی جلوتر در راست یک مغازه دار میبینید. با قطب نمای روی میز تعامل کنید تا نیتن آن را بالاخره با قیمت 300 دلار بخرد. این یک گنج است. 50 - Nephrite and Jade Bowl مرحله: 11 - Hidden in Plain Sight محوطه: بازار اطراف برج شهر - داخل برجک وقتی وارد برجک شدید علامت کف زمین را پیدا کنید. حالا رو به راهرو با پلکان به بالا شوید. در اینجا سمت چپ شما یک راهرو کوچک دیگری هست. وارد آن شده و این گنج را از روی مجسمه بردارید. 51 - Ivory Handle Dagger مرحله: 11 - Hidden in Plain Sight محوطه: بازار اطراف برج شهر - بالای برجک بعد از حل پازل ها و رسیدن به بالای برج شما به جایی میرسید در بالا که میتوانید بپرید و ناقوس بزرگ را تکان دهید. قبل از این کار از اتاقک ناقوس زرگ بیرون بیایید. شما باید خودتان را به بالای این اتاق برسانید و از لبه های مربعی روی دیوار سمت چپ بگیرید و بالا بروید. در طبقه بالا شما میتوانید گنج را در بیرون و گوشه سمت راست پیدا کنید. 52 - Brass Globe Hand Warmer مرحله: 11 - Hidden in Plain Sight محوطه: بازار اطراف برج شهر - طبقه پایین برجک بعد از فعال کردن ناقوس بزرگ نیتن و ناقوس و بخش های بالایی ساختمان با هم به پایین می افتند. نیتن نجات پیدا میکند. شما کلی آهن و تکه های کنده شده ساختمان روی زمین میبیند و وسط که یک پلکان مارپیچ است. قبل از پایین رفتن از آن به سمت دیگر رفته و از روی زمین گنج را بردارید. 53 - Combination Lock Tobacco Box مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. همین طور جلو و به سمت جزیره وسط بروید و سپس به طف چپ جزیره بروید. باید به عمق سمت چپ جزیره برسید تا یک ساحل کوچک دیده شود. از قایق بیرون بیایید و در این جستجو کنید. در سمت راست محل تعدادی جعبه و بشکه شکسته هست و گنج هم در این محل است. 54 - Brass Pocket Sundial مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. قایق را برانید به دورترین نقطه در جلو سمت چپ محیط تا یک جزیره و کشتی که غرق شده پیدا کنید. روی ساحل طرف کشتی پیاده شوید. اینجا لازم است که در آب شنا کنید و با دکمه دایره به کف آب برسید. حالا وارد کشتی غرق شده شوید که از طرف جلو و زیر کشتی راه دارد. شما باید گنج را در این محل پیدا کنید. 55 - Silver and Wood Tankard مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. با قایق به سمت راست محیط بروید و جزیره را هم که دیدید به سمت راست جزیره بروید. یک محوطه ساحلی است و باید از قایق پیاده شوید. شما اینجا متوجه یک برجک نگهبانی در وسط جزیره می‌شوید. همین لب ساحل را جلو بروید تا یک اسکلت دزد دریایی پیدا شود و اینجا نقاشی بکشید. وقتی این اسکلت را پیدا کردید سمت راست را نگاه کنید تا دو درخت ببینید. بین این دو درخت تخته سنگ هایی هستند که پایینشان خالی است. این گنج در آن فضا است. 56 - Persian Silver Pen Box مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. با قایق به سمت راست محیط بروید و جزیره را هم که دیدید به سمت راست جزیره بروید. یک محوطه ساحلی است و باید از قایق پیاده شوید. شما اینجا متوجه یک برجک نگهبانی در وسط جزیره می‌شوید. در منتهی الیه چپ جزیره یک غار پیدا میشود. شما داخل این غار شوید و در سمت راست روی زمین گنج را پیدا کنید. 57 - Panamanian Pendant مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. با قایق به سمت راست محیط بروید و جزیره را هم که دیدید به سمت راست جزیره بروید. در شمال این جزیره حرکت کنید تا یک ساحل در سمت چپ دیده شود. از قایق پیاده شوید و گنج را در این جزیره جلوتر و روی زمین بردارید. 58 - Persian Leather Notebook Case مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جزایر کوچک مرحله 12 بازی از جایی شروع می‌شود که نیتن و سم در یک قایق موتوری بزرگی هستند که سه جزیره یا خشکی کوچک جلویشان است. با قایق به سمت راست محیط بروید و جزیره را هم که دیدید به سمت راست جزیره بروید. یک محوطه ساحلی است و باید از قایق پیاده شوید. شما اینجا متوجه یک برجک نگهبانی در وسط جزیره می‌شوید. بعد از بررسی برجک شما علامت های سنگی فلش مانندی در دریا میبینید و باید با قایق این علامت ها را پیدا کنید. یک جا شما به محل عکس زیر میرسید. قایق را زیر سکو بیاورید و روی سکو بروید. حالا از لبه های صخره باید بگیرید و راه را ادامه دهید تا در بالا این گنج را پیدا کنید. 59 - Deccani Bronze Spouted Bowl مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - جلوی دروازه قعه بعد از دنبال کردن فلش های سنگی و پیدا کردن غار مخفی شما و سم با بالا رفن از سنگها و طناب به بالای صخره میرسید. کمی جلوتر که بروید پلکانی به پایین و رسیدن به یک قلعه است. پایین پله ها سمت راست شما باید غاری پیا کنید که این گنج داخل غار است. 60 - Mughal Elephant Carving مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - پل طنابی شما جلوتر به جایی با یک پل طنابی در بالا میرسید و باید قلاب بگیرید. سم را بالا می فرستید و لی او وقتی از پل رد شد پل می شکند. منتظر او نباشید و خودتان از طرف سمت راست پل شکسته را بگیرید و بالا بروید. جلوتر در طرف دیگر پل شکسته شما باید یک تونل در سمت راست پیدا کنید. گنج داخل این است. 61 - Ottoman Helmet مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - نزدیک برج در جزیره به جایی میرسید که برجی وجود دارد. شما از داخل نمیتوانید از برج بالا بروید و باید از دیواره بیرونی بالا بروید. در داخل ولی باید جستجوی کوچکی کنید تا گنج پیدا شود. 62 - Deccani Bronze Vase مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - نزدیک برج بعد از اینکه نیتن و سم به بالای برجک رسیدند باید روی یک تخته بروید و بعد روی شاخه بپرید. سپس تاب بخورید و بپرید. بعد از این ولی جلو و از گل ها سر نخورید. سمت چپ را نگاه کنید تا یک لبه قهوه ای روی صخره دیده شود. از این لبه آویزان شوید و به سمت چپ و سمت دیگر صخره برسید. گنج در اینجا است. 63 - Strange Relic مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - نزدیک برج نیتن و سم در جایی از سراشیبی گلی سر میخورند.وقتی به پایین نمیرسید کوریدور سمت چپ را دنبال کنید تا یک لبه باریک در دیوار سمت چپ دیده شود. بالا بروید و جلوتر به گوشه سمت راست و اینجا هم از لبه ها بگیرید و بالا بروید. در سمت چپ صخره بروید و صخره پایین را ببینید که یک شی دایره ای دیده میشود. در بالای این صخره یک تخته هست. شما باید بپرید و و وقتی آیکون ظاهر میشود L1 را بزنید. وقتی طناب آویزان شدید باید تاب بخورید و روی آن صخره بپرید. جلو رفته و گنجینه عجیب Jak and Daxter را بگیرید. 64 - Hamsa Mystical Goose مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - بالای Cistern بعد از برداشتن گنج و برگشتن پیش سم از دیوار به سمت راست بالا بروید. مسیر را که دنبال کنید بالاخره به جایی می‌رسید که باید طناب و قلاب را پرتاب کنید (آیکونش ظاهر می‌شود). قبل از این وقتی به دیوار و مجسمه‌ها نگاه کنید آیکون ثبت در دفترچه ظاهر می‌شود. بپرید و با L1 طناب بیاندازید. در سمت راست یک جا سکو هست بپرید و با طناب از جا طنابی سمت چپ آویزان شوید. شما باید از طناب بالا بیایید و روی سکوی همین مجسمه بپرید. گنج زیر پای این مجسمه است. 65 - Pique Tortoise Shell Box مرحله: 12 - At Sea محوطه: خلیج کینگز بی ماداگاسکار - اتاق مهندسی وقتی با طناب از رتفاع پایین محوطه میدان مانند با مجسمه های بزرگ در اطرافتان رسیدید،شما دو در کوچک در پایین این منطقه خواهید دید و شما باید به در چپ وارد شوید.اینجا در عقب یک استخر طبیعی هست واردش شوید و به طرف سطح وسط و پوشیده و سبز بروید. گنج در این سکو است. 66 - Persian Ring مرحله: 13 - Marooned محوطه: قسمت خارجی جزیره اصلی - نزدیک آبشار نیتن بعد از سقوط بیهوش میشود و بعد شما نزدیک آبشار به هوش می آیید. جلوتر نزدیک آبشار از صخره بالا بروید. در بالا به راست و سمت آبشار کوچک بروید. میشود کل صخره را تا آخر بالا رفت ولی برای برداشتن گنج به رسات و سمت آبشار کوچک بروید. این را ادامه دهید تا اینکه ببینید در یک شیار گنج بدرخشد. حال که جای آن را میدانید لبه ها را همین طور بگیرید و خودتان را برسانید. 67 - Wood Tankard مرحله: 13 - Marooned محوطه: قسمت خارجی جزیره اصلی - داخل غار آبشار در بالای صخره ها سه غار هست و همه به یک مقصد میرسند ولی شما به غار سمت چپ بروید.اگر سمت چپ خودتان را نگاه کنید چشمک زدن گنج را پشت سنگ میبینید. 68 - Spy Glass مرحله: 13 - Marooned محوطه: قسمت خارجی جزیره اصلی - داخل غار آبشار پس از خروج از غار و در ادامه بالا رفتن از صخره ها، شما به جایی می‌رسید که یک اسکلت آویزان شده روی صخره مقابل دیده می‌شود. بعد از کشیدن عکس، از سراشیبی لیز بخورید و بپرید تا جایی را بگیرید. بالا و جلو رفته تا درداخل یک غار پر از آب باشید.در سمت چپ اینجا یک راهی هست که منتهی میشود به جعبه چوبی و این گنج. 69 - Dress Dirk مرحله: 13 - Marooned محوطه: قسمت خارجی جزیره اصلی - محوطه جنگل جایی که نیتن به سربازهای شورلاین رسید و شما از آن‌ها عبور کردید، نیتن با طناب به سمت دیگر و جنگلی می رود. در ادامه شما به جایی می رسید که روی صخره لبه هایی برای بالا رفتن دارد. در اینجا جسدی است که یادداشت او را بردارید. در سمت چپ اسکلت یک فضای تاریک در زیر درختان هست که باید وارد شوید و راه را تا آخر بروید تا گنج پیدا شود. 70 - Frechen Bearded Bottle مرحله: 13 - Marooned محوطه: قسمت خارجی جزیره اصلی - ورودی کلونی دزدان در مرحله نیتن بالاخره به سم میرسید و دوباره تیم میشوند. جلوتر که بروید اولین بقایای کلونی دیده میشود. از دیواره بالا و داخل خانه بپرید. جلو و داخل راه باریک شوید و سم به شما میگوید در سمت راست دنبالش کنید. همین کار را کنید و داخل اتاق بیافتید. وارد سوراخ شویدو سپس سمت راست راببینید که فضای تاریکی است و میتوانید از به زیر کف خانه بروید. داخل فضای تاریک شوید تا نیتن چراغش را روشن کند. اینجا بسته است و باید کمی عقب رفته و راه مخفی سمت چپ را ببینید. دنبال کرده تا وارد فضایی شوید. حالا گنج را از کنار جعبه بردارید. 71 - Carved Horn Bird Sculpture مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بخش اقتصادی دهکده در همین شروع مرحله شما "قبل اینکه پایین بپرید" در سمت راست یک راه پنجره بالا هست. وارد شوید در اینجا گنجینه را از گاری بردارید. 72 - Mughal Vase مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بخش اقتصادی دهکده شما همین اول کار در بخشی هستید که مغازه ها و ... است و سم و نیتن نتیجه میگیرند که این محل قبلا باید بخش اقتصادی لیبرتالیا باشد. وارد فروشگاه مخروبه مقابل آهنگری شوید. جلوتر وارد اتاق زیر پله ها شوید و گنج را از روی بشکه بردارید. 73 - Ancient Stone Pot مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بخش اقتصادی دهکده در جایی سم از شما میخواهد عکسش را بکشید. اینجا جلوی زندان کوچکی است. وارد ساختمان شوید و داخل سلول وسط گنج را میبینید. شما باید وارد سلول سمت چپ شوید و از راه باریکی به آنجا برسید و گنج را بردارید. 74 - Painted Copper Bottle مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بخش اقتصادی دهکده موارد زیادی این محل برای پیدا کردن دارد و وقتی همه را پیدا کنید باید از ساختمان مجاور زندان بالا بروید. جلوتر پایین و بعد از رد شدن از یک مسیر مخفی شما باید از نردبان بالا بروید. جلوتر راه سمت راست را ادامه بدهید و اینجا در سمت چپ یک راه هست. این راه کوتاه را دنبال کنید و گنج را بردارید. 75 - Stout Vase مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بخش اداری بعد از سر خوردن از یک شیب گلی جلوتر وارد ساختمان اداری شوید و از پلکان بزرگ در طرف راست (درخت) بالا بروید. جلوتر به روی قسمت دیگ میپرید. حالا از روی میز گنج را بردارید. 76 - Slipjoint Claspknife مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - نزدیک برجک سفید بعد از اینکه دومین قسمت مخفی کاری رد شد نیتن به سم کمک میکند تا از نردبان شکسته بالا برود. بعد شما باید از برجک بالا بروید و وقتی به بالای برج برسید باید با طناب به لبه ساختمان سفید بپرید. اینجا به طرف دیگر بروید و روی سکوی پایین بپرید. به راست بروید و یک تخته با طناب سفید جلوتر پیدا کنید. بپرید و سپس طناب را پرت کنید. همین طور که تاب بخورید یک بخش تخریب شده در راست دیده میشود. به آنجا بپرید و گنج را از جعبه بردارید. 77 - Large Bronze Boar مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - نزدیک برجک سفید در ساختمان سفید بعد از رد شدن از پنجره به راست میروید و یک محل برای انداختن طناب هست. انداخته و تاب بخورید و به سمت دیگر بپرید. اینجا در سمت چپ یک لبه و راه باریک هست که باید با دقت حرکت کنید و به در برسید. وارد اتاق شوید و جلوتر از روی میز گنج را بردارید. 78 - Mughal Serving Vase مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - ساختمان مدیریت وقتی شما بالاخره به بخش اداری لیبرتالیا برسید شما وارد یک حیاط بزرگ میشوید که شبیه یک صحنه جنگ است و اجساد و بشکه ها و توپ ها در آن دیده میشوند. اینجا با سم بمانید تا بالاخره یک گفتگوی اختیاری فعال شود. از پله های سمت راست حیاط داخل شویدو سپس به چپ و از ستون ها بگذرید. این گنج روی یک صندلی افتاده است. 79 - Mughal Jade Bottle مرحله: 14 - Join Me in Paradise محوطه: لیبرتالیا - بعد از اولین درگیری در این مرحله وقتی اولین درگیری با شورلاین را تمام کردید و قبل از اینکه به گل زرد در گوشه برسید شما یک یادداشت روی میز سمت راست می یابید. وقتی به گلهای زرد رسیدید جلوتر نروید. چرخیده و بالا را نگاه کنید. شما گنج چشمک زن را روی سکویی در بالا می بینید. از لبه ها گرفته و به بالا برسید و گنج را بردارید. 80 - Emerald Flask مرحله: 15 - The Thieves of Libertalia محوطه: محوطه اداری لیبرتالیا - اتاق خزانه داری سم و نیتن در ادامه به اتاق خزانه داری رسیدند ولی اثری از گنج ایوری هم نبود. اینجا می توانید اتاق خزانه داری را جستجو کنید. اینجا دو قفسه هست که افتادند. پشت قفسه سمت چپ بروید و داخل شده گنج چشمک زن را بردارید. 81 - Toy Soldier مرحله: 16 - The Brothers Drake محوطه:عمارت - حیاط وقتی مرحله شروع شد به دورتر در راست بروید تا یک حوض ببینید. آن را رد کنید. شما باید جلو چشمک زدن گنج را ببینید. جلو بروید و از نرده پایین بپرید. گنج روی نیمکت است. 82 - Toy Seaplane مرحله: 16 - The Brothers Drake محوطه:عمارت - راهرو عتیقه ها داخل عمارت به جایی میرسید که باید دو تایی دری را باز کنید. اینجا یک راهرو با وسایل عتیقه بسیار زیادی است. در سمت راست راهرو یک پلکان به بالا وجود دارد. بالا بروید و در سمت چپ گنج را بردارید. 83 - Pirate Snowglobe مرحله: 16 - The Brothers Drake محوطه:عمارت - سالن بزرگ در سالن بزرگ شما به جایی میرسید که باید با سم قفسه کتاب ها را هل دهید. بعد از این کار شما از قفسه بالا می روید و در نهایت نیتن روی دو پا می ایستد. قبل از اینکه به سمت چپ بروید. دوربین را 180 درجه بچرخانید تا در طرف دیگر نیتن طبقه مخفی دیده شود. به آنجا پریده و از نرده داخل بپرید. گنج روی مبل است. 84 - Mughal Flared Vase مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه: جنگل نزدیک نیو دوون - راه دنباله بعد از اولین رودخانه بعد از اولین رودخانه وقتی از نردبان بالا رفتید اینجا یک گفتگوی اختیاری با النا فیشر باز میشود. در سمت چپ النا در ادامه یک لبه شما گنج را در کنار درخت میبینید. 85 - Mughal Hinged Box مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه:جنگل نزدیک نیو دوون - نزدیک آسانسور شما وقتی به پل شکسته برسید این گنج را میبینید. ولی قبل از اینکه به طرف دیگر بپرید پل میشکند و ... بعد از اینکه از رودخانه خارج شدید و جلوتر دو سرباز به شما حمله میکند. که با کمک النا باز هم امن میشود. به راست رفته و در اینجا گفتگوی اختیاری با النا دارید. اینجا پلکان چوبی شکسته را در جلوتر پیدا کرده و پایین بروید. جلوتر شما طرف دیگر پل شکسته را می بینید که گنج حالا قابل برداشتن است. 86 - Jade Serving Bowl مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه:جنگل نزدیک نیو دوون - نزدیک آسانسور ماشین برای به کار انداختن آسانسور شما با نیتن از دیوار سمت چپ بالا و وارد یک ساختمان میشوید. از در کنار جعبه وارد بالکن شوید و گنج را از روی جعبه بردارید. 87 - Ancient Tone Bowl مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه:جنگل نزدیک نیو دوون - بالای آسانسور ماشین بعد از یک جنگ با سربازان آسانسور کامل بالا می آید و شما میروید و النا را نجات میدهید. هرچند النا خودش هر دو سرباز مهاجم را میکشد. باید بروید و سوار ماشین شوید ولی قبل از این کار به سمت دیگر ماشین بروید. گنج روی جعبه در طرف دیگر علفها است. 88 - Pewter Incense Burner مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه:جنگل نزدیک نیو دوون - بالا نزدیک جریان کمی بعد اینکه نیتن و النا با ماشین از یک تپه گلی پایین آمده و به طرف دیگر یک پل شکسته پریدند شما جایی هستید که رانندگی طولانی به جلو می کنید. در زمان حرکت حواستان به سمت راست جاده خاکی باشد تا یک سکو و نردبان بیابید.اینجا از ماشین پیاده شوید و روی سکو بروید تا جلوتر هم یک خانه کوچکی ببینید.وارد خانه بشوید و یک یادداشت را از روی بشکه سمت راست بردارید. حالا از طرف پنجره بیرون بپرید و از سمت راست نیتن گنج را از زمین بردارید. 89 - 18th Century Combination Lock مرحله: 17 - For Better or Worse محوطه:جنگل نزدیک نیو دوون - نزدیک آسانسور سوم وقتی به آسانسور سوم برسید در چپ یک چرخ آبی بزرگی و ساختمان در راست آن مشاهده میکنید. حال از ماشین پیاده و به سمت چپ ساختمان و جلوتر از سکو بالا بپرید. حال از پنجره آویزان و به پشت ساختمان بروید. در پایین گنج را از روی بخش فلزی بردارید. 90 - Mughal Stout Vase مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - بیرون دیوار شهر در ابتدای مرحله به طرف محلی با قفس های آویزان بروید. و سپس در سمت چپ ستونی در مرکز محوطه.حالا نزدیک تابلویی شوید تا النا آن را بخواند.بعد از این شما یک گفتگوی اختیاری با او باز می کنید.در همین زمان به دوردست جلوی تابلو اگر دقت کنید چشمک زدن گنج باید دیده شود.نزدیک آن صخره شوید و گنج را بردارید. 91 - Small Mughal Dagger مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - بیرون دیوار شهر اینجا بیرون دیوار نیو دوون میباشد.و باید از ستون وسط بگیرید و بالا بروید.شما باید دراصل روی تیرهای جلو بپرید ولی در سمت راست و عقب هم تیرهایی هست. الان روی آنها بپرید. بعد از رد کردن چند تیر به تیر آخر میرسید که قفسی از آن آویزان است.خودتان هم آویزان شوید و گنج را از قفس بردارید. 92 - Mughal Candle Holder مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - عمارت آب گرفته بعد از اینکه نیتن و النا به بالای دیوار دروازه میرسند و سپس داخل آب می پرند. اینجا یک مجسمه هست و عمارت آب گرفته در سمت چپ وجود دارد.در سمت چپ این خانه سکو هست. بالا بروید. جلوتر از سکوی سمت چپ هم بالا بروید و جلوتر در دیوار از زیر طاق گنج را بردارید. 93 - Mughal Circular Box مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - نزدیک عمارت وانت بعد از اولین قسمت مبارزه ای در مرحله و رد شدن از تونل و غار.نیتن و النا به محلی میرسند که متوجه ماشین های شورلاین میشوند. جلو بروید و وارد ساختمان مخروبه و آب گرفته بشوید. شما باید از سکویی بالا بروید ولی ارتفاعش زیاد است. به سمت دیگر خانه بروید و در سمت چپ جلو بروید تا دکمه L3 ظاهر بشود. اول به پشت درخت تنومند آخر همین راهی که هستید بروید و گنج را از پشت درخت بردارید. 94 - Mughal Headdress مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - نزدیک عمارت بالدریج یک نقطه در ساختمان کف چوبی می شکند ونیتن و النا همین طور داخل آب می افتند. شما باید به عمارت جلویی تان وارد شوید که راه ورودی آن یک پنجره باز در سمت راست است. وقتی به این پنجره نزدیک شدید به زیر آب بروید (دکمه دایره) و حالا سمت چپ را نگاه کنید. گنج را از کف اینجا برمیدارید. 95 - Spanish Brass Chalice مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - عمارت بالدریج در عمارت بالدیج. وقتی نیتن و النا به قسمت بالا در اتاق خواب میرسند و شما از راه در خارج میشوید به راست بروید. هال را دنبال کنید و به جایی بروید که بن بست است (راست). چندتا کاناپه در آخر هست. شما باید پشت آخرین کاناپه در راست بروید و گنج را بردارید. 96 - Mughal Painted Elephant مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - بیرون عمارت ایوری بعد از اینکه از عمارت توماس تیو خارج بشید (عمارت که میز غذا و اسکلت های دزدان دریایی در آن داشت) باید از یک درخت قطع شده و دیوار بالا بروید تا بالاخره به عمارت بسیار بزرگ ایوری برسید. در جلوی این عمارت عظیم باید به چپ بروید تا یک سوراخ روی دیوار ببینید. این راه ورود شما به عمارت میباشد. ولی فعلا وارد نشوید و به طرف توپخانه طلایی بروید. حالا راه سمت راست توپخانه را جلو بروید و گنج را از روی ستون بردارید. 97 - Mughal Dinnerware مرحله: 18 - New Devon محوطه: نیو دوون - اتاق مطالعه عمارت ایوری بعد از رسیدن به اتاق مطالعه ایوری در عمارت بزرگ شما باید در سمت راست دنبال یک پلکان گرد باشید. از آن بالا بروید و در طبقه دوم راه چپ را بروید و گنج را که میدرخشد بردارید. 98 - Ancient Stone Vessel مرحله: 19 - Averys Descent محوطه: نیو دوون - غارهای زیرزمین عمارت ایوری وقتی در غارهای زیرزمینعمارت ایوری به محلی برسید که تابلو Hearts that Hardened Against Me وجود دارد. جلوتر ک بروید باید مراقب منفجر شدن تعداد زیادی مومیایی باشید. وقتی انفجارها کاملا تمام شد یک مومیایی هست که نترکیده و شما میتوانید دکمه مثلث بزنید تا نیتن چیزی بگوید. در سمت چپ این مومیایی یک راه هست واردش شوید. از سکو پایین بپرید و همینجا در سمت چپ این سکو گنج را بردارید. 99 - Mughal Decorative Cudgel مرحله: 19 - Averys Descent محوطه: نیو دوون - غارهای زیرزمین عمارت ایوری بعد از رد شدن از تونل با لامپ آبی و رد شدن از تعداد بسیار زیادی مومیایی منفجر شونده نیتن و النا پایین می افتند و جایی است که سه مجسمه دارد. مجسمه سمت چپ یعنی پری دریایی در سمت چپ این مجسمه یک تونل هست و وارد شوید. در راست گنج را از روی بشکه بردارید. 100 - Jade Flower Pendant مرحله: 20 - No Escape محوطه: گورستان کشتی - منطقه تراس در اوایل مرحله در گورستان کشتی ها هستید و از راه گرفتن صخره ها و پریدن روی صخره ها جلو می روید. در یک نقطه نیتن به جایی میرسید که میتوان طناب پرتاب کرد.قبل از این کار برگشته و پشت سر را نگاه کنید. این یک صخره است که باید رویش بپرید و با دکمه مربع و میخ نیتن بگیرد. حالا بالا بروید و گنج را بردارید. 101 - Stoneware Bearded Jug مرحله: 20 - No Escape محوطه: گورستان کشتی - منطقه شهری ساحل با کمک سالیوان ماشین را منفجر میکنید و بعد از این هم کل تیم یعنی نیتن و سم و النا با سالی جمع میشوند. سالی اینجا جلوتر میرود و همه دنبالش میروند. اوشما را به یک محوطه با ساختمان سوق میدهد. جلوتر از پلکانی پایین می روید. در پایین دنبال آنها نروید و برگشته و زیر پله ها را ببینید. یک خانه اینجا هست و وارد شوید. گنج روی کمد در قسمت تاریک است. 102 - Stout Jade Vase مرحله: 20 - No Escape محوطه: گورستان کشتی - منطقه شهری ساحل شما به جایی میرسید که سالیوان به هواپیما اشاره میکند و دکمه L3 برای دیدن هواپیما داده میشود. جلوتر یک پل شکسته هست که در سمت چپ پل یک خانه چوبی هست. وارد رودخانه شوید و به زیر خانه (جایی که چهار ستون چوبی در آب است) بروید. یعنی بین ستون دوم و سوم. از اینجا راهی برای رفتن به داخل هست پس وارد شوید و گنج را از روی میز بردارید. 103 - Painted Spouted Vase مرحله: 20 - No Escape محوطه: گورستان کشتی - قسمت دیگر در منطقه شهری ساحل بعد از اینکه در قسمت دیگر این شهر رسیدید و سم از تیم جدا شد جلوتر سالی و النا را دنبال کنید. آنها وارد یک حیاط بزرگ میشوند ولی قبل از وارد شدن به اینجا یک ساختمان در سمت راست هست. از طرف راست وارد ساختمان شوید و از پلکان هم بالا بروید. گنج اینجا روی کمد است. 104 - Mughal Perfume Bottle مرحله: 20 - No Escape محوطه: گورستان کشتی - قسمت دیگر در منطقه شهری ساحل بعد از برداشتن گنج بالا سالی و النا را دنبال کنید و به حیاط بزرگی میرسید که مجسمه ایوری در آن وجود دارد (روبروی درگاهی). در سمت چپ درگاهی ساختمانی هست که از طرف چپ آن یک بخش باز دارد. وارد شوید و گنج را از پایین دیوار عقب بردارید. 105 - Mughal Enamel Bird مرحله: 21 - Brothers Keeper محوطه:به دنبال سم - راه دره روی صخره ها وقتی نیتن دنبال رد پاهای سم است او به جایی میرسد که باید طناب پرتاب کند. پرتاب کنید و تاب بخورید ولی جلو نپرید. به جایش دوربین را به عقب برگردانید (پشت سر نیتن) و به این طرف تاب بخوری. اینجا یک صخره بالای همان جا که اول بودید هست و الان با یک بار تاب خوردن میتوان روی آن بپرید. گنج روی این صخره است. 106 - Stone Vase مرحله: 21 - Brothers Keeper محوطه:به دنبال سم - غار بعد از رد کردن یک سراشیبی در غار جلوتر که بروید یک غار کوچک ا باید رد کنید.بعد از این یک محوطه بسته با گیاهان روی دیوار است و شبیه برکه راکد در پایین است.به پایین بروید و در سمت راست باید درخشش گنج را ببینید. 107 - Strange Fruit مرحله: 21 - Brothers Keeper محوطه:به دنبال سم - غار بالای کشتی در یک نقطه در مرحله شما طناب را به تخته هایی وصل میکنید و سپس از طناب آویزان هستید که کشتی هنری ایوری در پایین معلوم است و نیتن اشاره میکند. وقتی آویزان که هستید شما در اصل باید به سمت صخره در سمت چپ کشتی تاب بخورید. ولی به جای این کار به سمت صخره سمت راست تاب بخورید. شما باید چند بار تاب بخورید تا در محل صخره بزرگ عمودی و افقی یک لبه ببینید. روی این لبه بپرید و بالا بروید. همین راه را جلو بروید تا گنج بعدی پیدا شود. 108 - Rajasthan Box مرحله: 21 - Brothers Keeper محوطه:به دنبال سم - غار آبی برای پایین آمدن و رسیدن به کشتی ایوری یک جا نیتن روی سراشیبی می افتد و چند بار باید پرش کنید و سراشیبی را ادامه دهید تا بالاخره در آب بیافتید. وقتی در آب هستید دو آبشار نازک و کوچک را میبینید به سمت این دو شنا کنید. بین این آبشار یک سنگ مثل تنه درخت است. در سمت راست این یک غار هست. وارد غار شوید و گنج را از سمت چپ بردارید. 109 - Mughal Egg Pendant مرحله: 22 - A Thiefs End محوطه:نزدیک کشتی هنری ایوری - غار زیر آب وقتی مرحله شروع شد و به سمت کشتی ایوری درحال شنا بودید متوقف شوید. سمت راست را نگاه کنید تا زیر آب یک غار مخفی معلوم شود. با دایره زیر آب بروید و در داخل آب جلو بروید تا آخرین گنج نیز مشخص و برداشته شود. راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  23. 1 امتیاز
    Movyn

    آنچارتد 4 - Prologue

    Uncharted 4: A Thief's End - Prologue کمپین داستانی اصلی بازی با مرحله Prologue یا مقدمه شروع می‌شود. این بخش بیشتر حالتی آموزشی دارد و بازیکن با راهنماها و دشمنان نسبتا ضعیف‌تری که دارد مرحله‌ای تمرینی در پیش خواهد داشت. با این حال مرحله از نظر داستانی بخش مهمی محسوب شده و بدون تکمیل کردن آن امکان شروع بازی اصلی وجود ندارد (مگر آن که بازی یک بار به پایان رسیده باشد). در این مرحله، بازیکن کنترل شخصیت اصلی سری یعنی نیتن دریک را برعهده دارد. سفر به جزیره نیتن و سم در آغاز مرحله سوار یک قایق موتوری بزرگ و وسط اقیانوس هستند. آن‌ها توسط ارتشی از قایق‌سواران درحال تعقیب می‌باشند و شما به زودی کنترل نیتن را برای فرار از این افراد در اختیار می‌گیرید. دکمه R2 دکمه شتاب شما برای جلو راندن قایق است و باید آن را نگه دارید. با حرکت دادن آنالوگ راست، دوربین را حرکت می‌دهید و با دکمه R3 می‌توانید دوربین را مستقیما به مرکز صفحه بیاورید. اگر شما دوربین را به کناره قایق بیاورید سم پیشنهاد خواهد کرد که به قایق‌های دیگر بکوبید پس چنین کنید و به قایق‌های کوچک که بکوبید منهدم‌شان خواهید کرد. سم در کل پشت قایق و درحال تیراندازی است. همین‌طور که پیشروی کنید بالاخره یک قایق بزرگ به شما خواهد زد و سپس شما را که مشغول فرار هستید با شلیک مین‌های دریایی از دور تهدید خواهد کرد. کاملا مراقب این مین‌ها و محل فرودشان باشید و به آن‌ها نبایستی برخورد کنید. دیدن‌شان بسیار ساده است و کار اصلی شما تمرکز روی جاخالی دادن قایق خواهد بود. علیرغم بهترین تلاش شما، بالاخره یکی از مین‌ها به قایق خواهد خورد و موجب پرت شدن نیتن به آب می‌شود. حالا نیتن زیر آب است و شما آموزش کنترل شنا را در آب از بازی خواهید گرفت. با دکمه ضربدر، نیتن را به بالا و سطح و با دکمه دایره به پایین سوق دهید. شما باید بالا بروید ولی اینجا هم با نزدیک شدن قایق بزرگ مواجهید و سریعا با دکمه دایره باید به زیر آب برگردید. پس از این در سطح به سمت قایق و سم شنا کرده و با دکمه ضربدر وارد شوید. شما در بدو ورود به قایق خبر بدی را از سم می‌شنوید. وسط ارتشی از قایق‌های دشمن، سم خبر می‌دهد که موتور قایق خراب شده است! حالا شما یک بخش شبه آموزشی و تمرین تیراندازی خواهید داشت. با دکمه دایره کاور بگیرید. شما در زمانی که کاورتان را حفظ کرده‌اید، می‌توانید پشت پناه‌تان حرکت نیز کنید و چپ و راست بروید. در این محل، شما دو استراتژی برای تیراندازی دارید که مورد اول، خیلی ساده دکمه L2 را زده تا نیتن هدف‌گیری کند. در حالت هدف‌گیری شما می‌توانید دقیقا نقطه مور نظر را هدف بگیرید و با دکمه R2 هم تیراندازی کنید. مورد دوم که بیشتر در مواقع خیلی اضطراری می‌تواند کاربردی باشد «شلیک کورکورانه» است؛ تیراندازی که صرفا با دکمه R2 تنها نیتن از پشت کاور و بدون هدف گیری به هدف‌ها تیراندازی می‌کند. از دکمه مثلث برای ری‌لود خشاب استفاده کنید. چند سرباز را که روی قایق‌های مقابل‌تان بکشید بالخره یک سرباز در سمت چپ قایق بزرگ ظاهر خواهد شد که نارنجک‌انداز دارد؛ او را بکشید تا فعلا از شر قایق بزرگ خلاص شوید. حالا قایق‌های کوچک خواهند امد و شما باید سربازان اخل‌شان را هدف بگیرید. ادامه دهید تا سم بالاخره بگوید که موتور تعمیر شده است. خوب حالا از کاور خارج و مقابل فرمان قایق بروید. با دکمه مثلث کنترل را مجددا در دست گرفته و شروع به حرکت کنید. گیم‌پلی رانندگی قایق این بار کمی چالش‌برانگیزتر هست و شما به محیطی با نور کم و صخره‌هایی در وسط آب خواهی رسید. دقت کنید چون به هیچ عنوان نباید با سرعت به صخره‌ها بکوبید. از بین‌شان رد شده و به فرارتان به سمت جزیره ادامه دهید. از کناره‌ها هم قایق‌هایی مملو از سرباز خواهند رسید که بایستی بهشان بکوبید. رانندگی در این وضعیت را ادامه دهید تا سم فریاد بزند و در ادامه قایق بزرگ به قایق شما بکوبد. قایق شما رسما منهدم شده مرحله اینجا به پایان می‌رسد. راهیاب آنچارتد 4 راهیاب مراحل Prologue • Chapter 01 - The Lure of Adventure • Chapter 02 - Infernal Place • Chapter 03 - The Malaysia Job • Chapter 04 - A Normal Life • Chapter 05 - Hector Alcazar • Chapter 06 - Once a Thief... • Chapter 07 - Lights Out • Chapter 08 - The Grave of Henry Avery • Chapter 09 - Those Who Prove Worthy • Chapter 10 - The Twelve Towers • Chapter 11 - Hidden in Plain Sight • Chapter 12 - At Sea • Chapter 13 - Marooned • Chapter 14 - Join Me in Paradise • Chapter 15 - The Thieves of Libertalia • Chapter 16 - The Brothers Drake • Chapter 17 - For Better or Worse • Chapter 18 - New Devon • Chapter 19 - Averys Descent• Chapter 20 - No Escape • Chapter 21 - Brothers Keeper • Chapter 22 - A Thiefs End • Epilogue
  24. 1 امتیاز
    Mohsen

    باستانیان

    The Order of the Ancients محفل باستانیان تاسیس 1334 قبل از میلاد توسط فرعون اسمنخ‌کارع لقب رهبر شیر حوزه مصر روم گروه مرتبط تمپلارها (شکل آینده) محفل باستانیان (انگلیسی: The Order of the Ancients) که عموما به نام مارها (The Snake) هم شناسایی می شوند. گروهی مخفی و مرموزی بودند که در دوره مصر باستان وجود داشتند و محدوده فعالیتشان هم حتی به فراتر از مصر می رسید. مشخصه معمول افراد گروه این بود که از اشیا مرموز منتسب به خدایگان باستانی که قدرت های عجیبی داشتند استفاده می کردند تا انسان ها و مردم عادی را در مسیری که می خواستند یعنی صلح و پیشرفت سوق بدهند. در عصر بطلمیوس سیزدهم این محفل نفوذ زیادی روی این فرعون پیدا کرد و در اصل گروهی بودند که در پشت پرده روی مصر باستان حاکم بودند.بعد از مردن بطلمیوس هم این محفل روی ژولیوس سزار دست گذاشت و از او حمایت کردند. این محفل در پشت پرده بسیاری از مراکز قدرت را در کنترل خودش داشت تا اینکه در جریان جنگ‌های صلیبی سوم از حالت خفا و پشت پرده در آمد و به نام محفل تمپلارها فعالیتش را ادامه داد. محتویات معرفی شکل گیری و اعضا اهداف و اعتقادات منابع معرفی بطلمیوس سیزدهم در سال ۵۱ قبل از میلاد تحت عنوان جانشین حاکم در کنار خواهرش کلئوپاترا به تاج و تخت مصر رسید. از طریق بطلمیوس که تحت نفوذ و اراده باستانیان بود، محفل با قدرت بالایی که کسب کرده بود نفوذش را گسترش می داد و در مصر سازماندهی می کرد تا نقشه های خودشان برای کشور را اجرایی بکنند. محفل وقتی دید که خواهر بطلمیوس مثل خودش راحت کنتل نمیشود، پشت پرده نقشه ای را اجرا کرد که باعث اخراج کلسوپاترا از مصر و در سال ۴۸ قبل از میلاد شد. البته این را می دانستند که کلئوپاترا زیرک تر و استراتژیست بهتری نسبت به برادر کوچک ترش است ولی چون بطلمیوس سیزدهم فردی سطحی بین تر و عاشق قدرت بود محفل می توانست به راحتی کنترل کند. در این بین یک مدجای که به ماهیت محفل مخفی باستانیان پی برده بود، ماموریتی را شروع کرد که رفته رفته مقاصد باستانیان برای او مشخص می شد. این مدجای که بایک نام داشت، مدتی بعد گروهی با هدف مقابله با باستانیان تشکیل داد. افراد این گروه که مخفی شدگان نام داشتند، در جنگ پنهان و زیرپوستی با باستانیان قرار گرفتند که در اصل از قرن ها قبل از آن ها نیز با همین مقاصد دنبال می شد. باستانیان قرن ها بعد به شکل گروه سازماندهی شده به نام شوالیه‌های تمپلار در آمد و از حالت مخفی فعالیتش را در حالت عمومی اجرا میکرد. تمپلارها در جنگ های صلیبی سوم درست مثل باستانیان در پی پیدا کردن اشیا مرموز و قدیمی با قدرت‌های عجیب بودند تا از آن برای کنترل مردم عادی استفاده کنند. شکل گیری و اعضا فعالیت سری محفل باستانیان از سال ۱۳۳۴ قبل از میلاد و توسط فرعون اسمنخ‌کارع شروع شد. این فرعون در دوره خودش یک نهانگاه باستانی متعلق به تمدن اولیه پیدا کرد و از قدرت هایی که اشیا به جا مانده داشتند شگفت زده شد. او گروه باسلتانیان را با هدف شناسایی و استفاده از قدرت های این اشیا شکل داد و پس از مرگش هم مقبره او مخفی شد که در اصل در نزدکی همین نهانگاه قرار داشت. بیش از هزار سال بعد که مصر حالا توسط سلسله بطلمیوسی اداره میشد، محفل از مردان و زنان عضوی تشکیل شده بود که از طبقه مرفه و نزدیک به حاکمان بودند.این اشخاص هر کدام در جای خود منصب مهمی داشتند یا صاحب منصب خاصی را تحت نفوذ قرار می دادند و در خفا عضو محفل بودند و کسی از وجود تشکیلات سری شان هنوز باخبر نبود. اعضا محفل در ملاقات های خودشان ماسک میزدند که به نشانه وفاداری است.هدف آن ها بیشتر مباحث سیاسی، دینی، اقتصاد و نظامی است تا با کنترل این ارکان بتوانند مردم را کنترل کنند و برنامه های خودشان را اجرا کنند. اهداف و اعتقادات باستانیان هم مثل شکل تکاملی خودشان در قرن های بعد که به تمپلار معرفو بودند به پدر دانایی ها معتقد بودند. هدف اصلی این محفل در مصر، برگرداندن یک سلسله سلطنتی قدرتمند به حکومت مصر بود که تحت نفوذشان هم باشد. بدین شکل محفل دنبال پیدا کردن قدرت کنترل از روش سیاسی، دینی، نظامی یا فرهنگی بود. آنها برای داشتن این کنترل به دنبال تکه‌های عدن بودند و از قدرت شان برای رسیدن به هدف های اشاره شده استفاده می کردند تا با داشتن این همه قدرت کنترل روی سرنوشت مردم آن ها را در همان مسیری که از دیدشان صحیح می بود قرار بدهند. منابع The Order of the Ancients در اساسینز کرید ویکیا الگو:اساسینز کرید اوریجینز
  25. 1 امتیاز
    Movyn

    کلویی فریزر

    Chloe Frazer کلویی فریزر ملیت هندی-استرالیایی جنسیت زن وضعیت زنده ارتباطات نیتن دریک هری فلین زوران لازارویچ چارلی کاتر نیدین راس ساموئل دریک قد ۱٫۷۰ سانتی‌متر رنگ مو مشکی رنگ چشم خاکستری شناخته شده برای جوینده گنج حضور در آنچارتد 2: درمیان دزدان آنچارتد 3: فریب دریک آنچارتد 4: پایان یک دزد (بخش چند نفره) آنچارتد: کامیک آنچارتد: میراث گمشده صداگذارها کلودیا بلک کلویی فریزر (انگلیسی: Chloe Frazer) یکی از شخصیت‌های سری آنچارتد است. او یک جوینده گنج هندی-استرالیایی و یک دزد حرفه‌ای برای استخدام است و به خاطر مهارت‌هایش از اعتبار زیادی در میان خلافکاران پشت پرده برخوردار است. کلویی همچنین در گذشته همکار، متحد و برای مدت کوتاهی معشوقه نیتن دریک، جوینده گنج حرفه‌ای دیگر در این سری نیز بوده است. او برای اولین بار در بازی آنچارتد 2: در میان دزدان دیده شد؛ جایی که به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی و معشوقه دوم نیتن نقش‌آفرینی می‌کرد و به عنوان یک شخصیت، قادر بود همزمان هم نقش مکمل قهرمان و هم نقش مکمل ضدقهرمان بازی را ایفا کند معرفی شد. کلویی در بازی آنچارتد 3: فریب دریک نیز برای مدتی به عنوان نقش مکمل در کنار نیتن بود. در بازی آنچارتد: میراث گمشده نیز کلویی به شخصیت اصلی و محوری بازی تبدیل شد و همراه با نیدین راس، ماموریت پیدا کردن عاج گانش را دنبال کردند. محتویات معرفی آنچارتد کامیک آنچارتد ۲: در میان دزدان آنچارتد ۳: فریب دریک آنچارتد: میراث گمشده منابع معرفی کلویی فریزر در تاریخی مشخص نشده در کشور هند به دنیا آمد. پدر او یک جوینده گنج بود و او را از همان کودکی همراه با مادرش به استرالیا فرستاد. چند هفته بعد پدرش یک مجسمه گانش، از خدایان هندو برای او فرستاد و مدتی بعد نیز خبر کشته شدن او در جریان اکتشاف عاج گانش به او رسید. کلویی خودش هم درنهایت به یک جوینده گنج تبدیل شد و به تدریج سبک کاری و دستاوردهای مختص خودش را بدست آورد و از این طریق، در سری آنچارتد به عنوان یک جوینده گنج بزرگ و حرفه‌ای شناخته می‌شود. کلویی در سری آنچارتد یک جوینده گنج ماهر و شناخته شده است. او هم در کار با اسلحه و هم در مبارزات تن به تن مهارت داشته و به خاطر ذکاوت ذاتی که دارد، می‌تواند در سخت‌ترین شرایط نیز ماموریت خود را به سرانجام برساند. او همچنین به خاطر توانایی‌اش در متحد شدن با هر کدام از طرف‌های درگیر در ماموریت نیز شناخته می‌شود و همزمان می‌تواند هویت واقعی‌اش را از طرف‌ها مخفی نگه دارد. او به طور کلی یک ذات پایبند به اخلاق، ارزش قائل شدن برای دوستان و متحدان داشته و از طرف دیگر، یک ذات پایبند بودن قوی به منفعت شخصی خودش دارد و برای اطرافیانش در شرایطی که کار سخت پیش برود، مشخص نیست او کدام ذاتش را بازی خواهد کرد. آنچارتد کامیک مقاله اصلی: آنچارتد کامیک قلعه ولکوف در قلعه ولکوف در کشور اوکراین مزایده‌ای در جریان بود که یکی از اشیا برای مزایده لوح آمبر بود. نیتن دریک و ویکتور سالیوان قصد ربودن این لوح را داشتند و شب‌هنگام وارد محوطه شدند. همین طور که آن‌ها مشغول بررسی وضع و چک کردن مسیر بودند، کلویی ناگهان نیتن را درحالی که اسلحه را به سمتش نشانه گرفته بود غافلگیر کرد. کلویی قصد شلیک به نیتن را داشت که نین به سرعت در صورت او خاک پاشید و از فرصت برای فرار استفاده کرد. در داخل سالن مزایده نیز نیتن به زودی توسط یک خلافکار روسی به نام میکولا راسناک به دام می‌افتد اما با رسیدن کلویی، او خواهد گفت که نیتن همراه او است و نیتن را از این شرایط خارج می‌کند. با این وجود، نیتن بدون هیچ تشکری همچنان پیگیر نقشه خودش برای ربودن لوح آمبر خواهد بود. کلویی نیز برای دزدیدن این شی وارد سالن مزایده شده بود و این دو به زودی مجددا به درگیری می‌خورند. پس از یک مبارزه بر سر لوح، کلویی ناخواسته آلارم را به صدا در آورد و به این ترتیب هر دو مجبور به فرار شدند. در ادامه نیز درحالی که نیتن لوح را به دست آورده بود، کلویی چاره‌ای جز فرار نداشت. شب بعد نیز کلویی درحالی که سالی و نیت بازهم توسط راسناک به دام افتاده بودند، آن‌ها را نجات داد. درحالی که کلویی رانندگی می‌کرد، این سه سوار بر جیپ از محل دور می‌شدند تا اینکه کلویی با مانوری بسیار خطرناک، تعقیب کنندگان را به پایین پرت کرد که باعث مرگ راسناک شد. سالی و نیت پس از مطمئن شدن کلویی، قبول کردند که او نیز همراهشان برای پیدا کردن اتاق آمبر بیاید. قطب شمال این سه با قطار به قطب شمال رسیدند، و کلویی متوجه هواپیمایی شد که «مایکل و رز داتی» قصد داشتند با آن پرواز کنند. این سه قصد ربودن هواپیما را داشتند ولی داتی‌ها آن‌ها را گیر انداخته و سالی را تهدید کردند که آن‌ها را به شهر گمشده آگارتا ببرند و در غیر این صورت کلویی را خواهند کشت. سالی مجبور به قبول کردن این کار شد و پرواز کرد ولی هواپیمای آن‌ها دچار سانحه شد و درنهایت در یک غار فرود آمد. درحالی که سالی مشغول تعمیر هواپیما بود، گروه به زودی اردوگاه سر ریچارد برد را کشف و کلویی نیز متوجه شد که اتاق آمبر به کلی از بین رفته است. پس از این نیز کلویی و نیتن از فرصت استفاده کرده و درحالی که مایکل و رز درحال بحث بودند از درب اصلی به سمت آگارتا فرار کردند. نیت و کلویی توسط داتی‌ها و مزدورانشان مورد تعقیب قرار گرفتند و در نقطه‌ای، برای گم کردن آن‌ها به پایین پریدند. مدتی بعد، آن‌دو به یک هواپیمای بازمانده از جنگ جهانی دوم رسیدند که روی رودخانه لاوا افتاده بود. در ادامه مسیر نیز کلوییناگهان در یک گودال افتاد و وقتی نیتن پایین رفت تا او را نجات دهد، متوجه شد که صدمه‌ای ندیده است. به هر شکل این دو اما به زودی متوجه رسیدن افراد داتی‌ها شده و خود را به دام افتاده می‌دیدند. خوشبختانه برای این دو، ناگهان خدایان دودی (موجوداتی که در آگارتا زندگی می‌کردند) از راه رسیده و مزدوران را کشتند. این موجودات نزدیک بود نیتن را هم بکشند که کلویی او را باز هم نجات داد. او در ادامه با یک شلیک راکت فضایی غار شکل را در صخره باز کرد که باعث عقب نگه داشتن خدایان دودی شد. با ادامه مسیر نیز این دو در انتهای تونل آگارتا را پیدا کردند. آگارتا در شهر گمشده آگارتا همین طور که این دو محو شگفتی‌های آن بودند، کلویی دوربینش را بیرون آورد و از ماشین معلقی برای مشتری‌اش عکس گرفت. با حضور مایکل و رز در محل، شرایط تغییر کرد و مایکل به سمت نیتن اسلحه کشید. کلویی گرچه سعی کرد با تهدید اسلحه مایکل را متوقف کند، ولی با دخالت رز شرایط تغییر کرد. حالا، در حالی که مایکل به سمت هر دوی آن‌ها هدف‌گیری کرده بود، رز الماسی را دید که به صخره‌ای چسبیده بود و به نظر مانع ورود آب رودخانه می‌شد. رز قصد خارج کردن الماس را داشت ولی مایکل مخالف بود؛ این دو مجددا با هم بحث‌شان شد که این بار رز مایکل را کشت و الماس را از درز خارج کرد. در این شرایط، نیتن و کلویی به موقع فرار کردند، در حالی که جریان شدید آب همان ابتدا باعث کشته شدن رز شده بود. همین طور در حین فرار که شهر درحال نابودی بود، خدایان دودی نیز این دو را دنبال می‌کردند. پس از این نیز نیتن داخل رودخانه سقوط کرد و کلویی نیز برگشت تا با سالی و هواپیمای او نیتن را نجات دهد. این سه درنهایت از طریق یک آتشفشان درحال فوران از این محدوده فرار کردند. نیتن و کلویی را شب بعد با هم گذرانده و صبح روز بعد کلویی از آنجا رفته بود. او یادداشتی برای نیتن گذاشت که به زودی او را می‌بیند، کابوی. بدون پشیمانی. او سپس در جیپ خود با مشتری‌اش تماس گرفت و گفت که از ماشین معلقی که قول داده بود عکس گرفته و منتظر پولش خواهد بود. آنچارتد ۲: در میان دزدان مقاله اصلی آنچارتد ۲: در میان دزدان بار ساحلی چند سال بعد، کلویی با پیشنهادی از طرف یک جوینده گنج به نام هری فلین مواجه شد که بایستی یک فانوس نفتی بسیار قدیمی را از موزه استانبول می‌دزدیدند. برای تکمیل تیم، این دو به فلوریدا و دیدن دوست مشترک‌شان «نیتن دریک» رفتند. نیتن دریک وقت استراحت خود را در یک بار ساحلی می‌گذراند که شاهد نزدیک شدن کلویی و هری فلین بود. کلویی وفلین پیشنهاد کاری به نیتن دادند که بایستی به موزه استانبول نفوذ کرده و شی فانوس نفتی مغول را می‌دزدیدند. نیتن گرچه ابتدا پیشنهاد را رد کرد ولی با مشخص شدن اینکه فانوس نفتی، به مارکو پولو و کشتی‌های گمشده او ارتباط دارد کار را قبول کرد. پیش از رفتن به ماموریت نیز کلویی به کابین نیتن رفت و با توجه به اتفاقی که چند سال قبل‌تر بین آن‌ها افتاده بود مجددا به مجادله پرداختند. به هر شکلی که بود، آن‌ها در نهایت به باور مشترک رسیده و تصمیم گرفتند ماموریت را همان‌طور که برنامه‌ریزی شده بود انجام داده و در پایان پس از گفتن سهم‌شان، هر کدام مسیر خودشان را بروند. استانبول در ماموریت استانبول، کلویی نقش پشتیبان تیم دو نفره نیتن و فلین را داشت و در حالی که این دو مسیر خود را به درون موزه باز می‌کردند، کلویی با قطع نور در برهه زمانی مشخص خط دید محافظین موزه را محدود می‌کرد. او همچنین راننده ماشین برای فرار تیم نیز بود. با این حال وقتی که این دو فانوس را به دست آورده و نیتن آن را رمزگشایی کرده بود، فلین به او خیانت کرد و او را با محافظین که در حال وارد شدن به سالن بودند تنها گذاشت. پس از این کلویی و فلین نقشه حاصله از فانوس را پیش کارفرمای اصلی فلین یعنی زوران لازارویچ در بورنئو بردند. سه ماه بعد و در حالی که لازارویچ و افرادش ردی از سنگ چینتامانی پیدا نکرده بودند، ویکتور سالیوان با کلویی ارباط برقرار کرد و درباره نیتن پرسید. نیتن درواقع پس از وقایع موزه دستگیر و برا سه ماه زندانی بود. سالیوان با کمک کلویی، نیتن را پیدا و او را آزاد کرد. این زمانی بود که کلویی نیز همراه با سالیوان به زندان رفته بود. در اینجا نیتن از کلویی عصبانی بود و او را همدست فلین و در ماجرای خیانت به او مقصر می‌دانست. با این حال سالی گفت که کلویی بوده که به او برای پیدا کردن نیت کمک کرده است. به هر شکل با توجه به به بن‌بست خوردن لازارویچ و افرادش، کلویی به عنوان مامور دوجانبه که در اردوگاه لازارویچ بود، به نیتن و سالی در پیدا کردن سنگ چینتامانی کمک می‌کرد. بورنئو کلویی همراه با نیتن و سالی به بورنو برگشت، جایی که لازارویچ همراه با فلین اردوگاهی برای پیدا کردن کشتی‌های گمشده دائر کرده بودند. کلویی در این اردوگاه نفوذ داشت و حالا هدف اصلی او کمک به نیتن و سالی برای پیدا کردن کشتی‌های گمشده و سنگ چینتامانی بود. لازرویچ، یک جنایتکار جنگی با ارتشی از مزدوران بود و حتی با وجود فلین و خود کلویی نتوانسته بود سرنخ جدیدی به دست بیاورد. کلویی در این مسیر سعی کرد با ایجاد حواس پرتی در میان افراد لازارویچ راه را برای نیتن و سالی باز کند. او مخفیانه در برخی اردوگاه‌ها بمب C4 کار گذاشته بود تا نیتن و سالی به موقع از آن علیه افراد لازارویچ استفاده کنند. با ادامه پیشروی نیتن و سالی، کلویی همچنان با مهارت خاص خودش نقش مامور دوجانبه را در اردوگاه لازرویچ بازی کرد و در حالی که به آن دو کمک می‌کرد، اجازه لو رفتن موقعیت خودش در اردوگاه لازارویچ را نیز نمی‌داد. این سه در نهایت هم موفق شدند محوطه‌ای مملو از اجساد هم‌سفران کشتی مارکو پولو را پیدا کنند. مهم‌ترین سرنخ‌های کشف شده یک چاقوی فوربا و نقشه‌ای با دست خط مارکو پولو بود که به یک معبد به خصوص در نپال اشاره می‌کرد. نیتن همچنین متوجه شد که مارکو پولو هیچ وقت سنگ چینتامانی را با کشتی‌هایش جابجا نکرد و آن باید هنوز در شامبالا باشد. این سه در حال خروج از محوطه مقبره بودند که کلویی با نزدیک شدن افراد فلین و لازارویچ چاره‌ای جز خیانت به نیتن نداشت. او با هدف گرفتن نیتن و سالی، صحنه‌ای درست کرد که موقعیتش در اردوگاه لازارویچ به خطر نیافتد. او سپس نقشه و فوربا را از نیتن گرفت و به فلین داد. حالا که فلین به سرنخ بعدی یعنی نپال رسیده بود، نیتن و سالی را به کلویی و دو سرباز دیگر سپرد تا خودش سرنخ را پیش لازارویچ ببرد. پس از این اما کلویی در فرصتی مناسب دو سرباز را کشت و به نیتن و سالی گفت فرار کرده و به نپال بروند. پس از این نیز نیتن و سالی پا به فرار گذاشته و درنهایت نیز سالی تصمیم گرفت ماموریت را ادامه ندهد. به این ترتیب، این فقط نیتن بود که به نپال رفت تا همراه با تنها متحدش کلویی، مانع لازارویچ و فلین شود. نپال کلویی در نپال نیز با مهارت هم نفوذ خود در اردوگاه لازارویچ را حفظ کرد و هم به نیتن در پیشبرد ماموریت کمک کرد. او به نیتن در پیدا کردن معبدی مخفی کمک کرد. در ادامه مسیر، این دو با النا فیشر و فیلمبردار او جف مواجه شدند. النا نیز در گذشته ماموریتی را در کنار نیتن انجام داده بود و این دو از دیدن یکدیگر سورپرایز شده بودند. النا، خبرنگار آزادی بود که در نپال بود به دنبال تهیه مدارک علیه لازرویچ بود و نیتن تمایل زیای به کمک به او و جف داشت. پس از پیدا شدن یک معبد مخفی، نیتن و کلویی چند پازل حل کردند و به عنوان نتیجه فهمیدند که شامبالا و سنگ چینتامانی در هیمالیا واقع شده است. پس از خروج از معبد، افراد لازارویچ که برایشان تله گذاشته بودند گروه را تعقیب کردند که در جریان حمله جف زخمی شد. نیتن جف را پشت سر نگذاشت و او را برای فرار مشایعت کرد. کلویی نیز در این زمان به سمت افراد لازارویچ تیراندازی و مسیر را برای نیتن، النا و جف باز می‌کرد. سرانجام در یک نقطه، دیگر نمی‌شد جف را مشایعت کرد و درحالی که کلویی مصرانه از نیتن خواست تا جف را رها کرده و همراه با او فرار کند، با این حال او تصمیم گرفت در کنار جف و النا بماند. اصرارهای بعدی کلویی نیز فایده نداشت تا اینکه لازارویچ و فلین شخصا وارد اتاق شدند؛ جایی که کلویی مجددا ناچار شد به سمت نیتن اسلحه بکشد. در اینجا لازرویچ، جف مرجوح را بدون درنگ کشت و سرنخ بعدی را گرفت. با این حال نیتن و النا در بهترین فرست موفق به فرار از دست آن‌ها شدند و کلویی نیز همچنان موقعیت خودش را در اردوگاه لازارویچ حفظ کرده بود. مدتی بعد نیتن به قطار حامل تجهیزات ارتش لازارویچ نفوذ کرده بود و در ادامه پیشروی به یکی از افسران اصلی آن‌ها یعنی درازا رسید. درازا خنجر فوربا را در اختیار داشت و نیتن باید او را شکست می‌داد. با این حال او کار راحتی نداشت و به سختی او را شکست داد. بدون توجه نیتن، درازا اما به هوش آمد و درست در لحظه‌ای که قصد شلیک به نیت را داشت، کلویی وارد شد و درازا را کشت. کلویی که هنوز به خاطر رها نکردن جف و النا از نیتن عصبانی بود، با او مشاجره کرد. در این زمان فلین وارد شد و نیتن را با شلیک تیر از ناحیه شکم مجروح کرد. کلویی در این زمان حواس فلین را پرت و به نیتن فرصت فرار داد. نیتن که هیچ گزینه دیگری نمی‌دید، به سمت مخازن پروپان تیراندازی و با منفجر کردن آن‌ها، افراد فلین را کشت. این انفجار البته باعث پرت شدن بخشی از قطار به پرتگاه نیز شد. در این واقعه کلویی و فلین که در واگن جلویی بودند از سقوط نجات پیدا کردند ولی نیتن راه سختی را برای فرار از شرایط سقوط در دره در پیش داشت. مدتی بعد و در همیالیا نیز کلویی شاهد مشاجره فلین و لازارویچ بود؛ لازارویچ از فلین عصبانی بود که تاکنون وجودش هیچ ثمری در این جستجو نداشته است. اندکی بعد و با رفتن این دو، نیتن از فرصت استفاده کرد و با کلویی صحبت کرد. او متوجه شده بود که محل ورود مخفی به شامبالا کجاست و فوربا نیز درواقع کلید ورود به آن محل بوده است. مدتی بعد، نیتن موفق به باز کردن دروازه ورود به شامبالا شد و این زمانی بود که افراد لازارویچ نیز وارد شدند. در اینجا با فعال شدن یک تله، افراد گروه از هم جدا شده و نیتن، کلویی و النا با هم همراه شدند. پس از مدتی پیشروی و مصدومیت شدید النا، نیتن او را به کلویی سپرد و خودش برای متوقف کردن لازارویچ به محل نصب سنگ چینتامانی رفت. در این مدت کلویی از النا مراقبت کرد تا اینکه نیتن ماموریتش را با موفقیت انجام داد و پس از خروج همراه با کلویی و النا از محل فرار کردند. در دهکده نزدیک به شامبالا، کلویی از نیتن پرسید که آیا عاشق النا است؟ و اگر این طور است بهتر است عجله کند و او را از دست ندهد. نیتن هم البته این سوال را رد نکرد. پس از این سالیوان نیز النا را که بهبود پیدا کرده بود تا نیتن همراهی و سپس به بدرقه کلویی رفت. آنچارتد ۳: فریب دریک مقاله اصلی: آنچارتد ۳: فریب دریک کلویی در سال ۲۰۱۱ و برای پیدا کردن شهر گمشده ارم نیز همراه با چارلی کاتر به کمک نیتن دریک و ویکتور سالیوان رفت. در حالی که کاتر به عنوان هامل نفوذی در کنار تالبوت و افرادش حضور داشت، کلوی بیرون و داخل ون منتظر کاترین مارلو بود. نیتن و سالیوان قصد داشتند تا با تالبوت و کارفرمای او یعنی مارلو وارد معامله شوند. در جریان این معامله، آن‌ها قرار بود حلقه فرانسیس دریک را در ازای پول بفروشند ولی نیتن به زود معامله را فسخ کرد. بیرون از بار، او و سالی به دام افتاده و سرانجام مارلو وارد شد. او حلقه را از گردن نیت خارج و از محل خارج شد. این زمانی بود که کلویی مخفیانه مارلو را تعقیب کرد تا محل اختفای او را پیدا کند؛ ماموریتی که کلویی به خوبی توانست به انجام برساند. پس از این، نیتن، سالی، کاتر و کلویی وارد مخفی‌گاه زیرزمینی لندن شده و در ادامه سرنخ‌های لازم را پیدا کردند. نیتن با استفاده از آیتم‌های پیدا شده، و همچنین حلقه و اصطرلاب فرانسیس دریک، محل‌هایی در دو شهر باستانی متعلق به عصر صلیبیون را پیدا کرد؛ شیتو در فرانسه و سیتادل در سوریه. به این ترتیب بود که نیتن و سالی به شرق فرانسه رفتند تا در شیتو به دنبال سرنخ بگردند و کلویی و کاتر نیز به سوریه رفتند. مدتی بعد نیز کلویی و کاتر پس از جستجو در قلعه سیتادل ناگهان با نیتن و سالی مواجه شدند که خودشان را از شیتو به آن‌ها رسانده بودند. کلویی و کاتر متوجه شده بودند که مارلو، رهبر محفل و سازمانی است که ریشه مستقیم آن به همان محفل می‌رسد که زمانی فرانسیس دریک نیز در آن بود. در مسیر جستجو، کاتر به خاطر شلیک دارت سمی دچار حالت متوهم شد و یک بار به نیتن هم حمله کرد که درنهایت با وساطت کلویی و سالی این درگیری متوقف شد. این سه در پایان جستجو نیز با حمله و تقیب و گریز افراد مارلو مجبور به فرار شدند. در یک نقطه، کلویی، سالی و نیتن از پرتگاه پریدند ولی کاتر توسط تالبوت به دام افتاد. در ادامه هم کاتر مجبور شد از پرتگاه پایین بپرد که همین کار هم باعث شکستن پایش شد. او گرچه زنده مانده بود ولی با این شرایط نمی‌توانست ماموریت را دنبال کند. به همین دلیل نیز کلویی تصمیم گرفت به کاتر کمک کند و به این ترتیب سالی و نیتن بدون او برای پیدا کردن ارم به یمن رفتند. آنچارتد: میراث گمشده مقاله اصلی: آنچارتد: میراث گمشده چند سال بعد کلویی و برادر نیتن، یعنی سم دریک همراه شد تا عاج گانش را به دست بیاورد. در ادامه اما سم مفقود شد و کلویی فرصت را در پیوستن به نیدین راس، فرمانده سابق گروه شبه‌نظامی شورلاین دید. این شی، همان چیزی بود که پدرش در راه پیدا کردنش کشته شده بود و این بهترین فرصت برای او و برای پیدا شدن این شی افسانه‌ای در هند بود. کلویی با کمک یک تاجر به نام مینو موفق به عبور از گروه‌های شورشی شده و درنهایت با نیدین ملاقات می‌کند. در ادامه این دو همراه با یکدیگر، به دفتر رهبر شورشیان یعنی آساو نفوذ می‌کنند؛ شخصی که خودش نیز به دنبال عاج بوده و رهبری شورشیان در جنگ داخلی هند را برعهده دارد. کلویی و نیدین در این محل یک لوح به عنوان کلید و همچنین نقشه‌ای پیدا می‌کنند که توسط شخص نامعلومی ترسیم شده و مسیر رسیدن به عاج را از وسط تمدن باستانی «هویسالا» نشان می‌داد. با استفاده از نقشه، کلویی و نیدین به گهات غربی در جنوب هند رفتند، جایی که در مسیر خود و عبور از چند برج باستانی، سلاح‌های هندی جالبی مثل نیزه گانش، کمان شیوا و تبر پاراشوراما را پیدا کردند. جستجوی آن‌ها، درنهایت باعث رسیدن به یکی از دو پایتخت هویسالا، یعنی شهر کوچک هالیبید شد؛ جایی که آخرین امپراتور آنجا در گذشته، بی‌دفاع رها شده بود تا توسط ارتش ایرانیان تسخیر شود. کلویی و نیدین در نهایت متوجه شدند که این یک حقه بوده و امپراور از عمد در آنجا مانده بود چون محل اصلی عاج در شهر بزرگ‌تر بعنی بلور قرار داشت. در مسیر رسیدن به این شهر، این دو هدف حمله نیروهای آساو قرار گرفتند و گرچه موفق شدند زنده از این درگیری بیرون بیایند، اما لوح را از دست داده بودند. کلویی در جریان حوادث قبلی مجروح شده بود اما آن‌ها به هر شکل مصمم بودند که لوح را مجددا به دست بیاورند. زمانی که آن‌ها حرکات افراد آساو را زیر نظر داشتند، کلویی سرانجام همکار قدیمی‌اش سم دریک را دید و مشخص شد شخص نامعلومی که نقشه را کشیده و در مسیر پیدا کردن عاج با آساو همکاری می‌کرد نیز او بوده است. نیدین گفت قصد دارد او را بکشد ولی کلویی مخالفت کرد و گفت که قبل از اینکه سم ربوده شود با او همکاری می‌کرد. این موضوع باعث اختلاف میان کلویی و نیدین شد و این دو مدتی جدا از هم ماموریت را دنبال کردند؛ ولی به هر شکل مجددا به هم ملحق شدند. پس از این، نیدین و کلویی به شهر بلور رسیدند و موفق به حل چند پازل و معما شدند، تا اینکه توسط افراد آساو به دام افتاده و دستگیر می‌شوند. آساو در ادامه این دو را به تالار اصلی برد، جایی که سم نیز حضور داشت و در اینجا کلویی را مجبور کرد که با استفاده از لوح موقعیت عاج را مشخص کند. این عاج افسانه‌ای، مزین به جواهرات بود و کلویی متوجه شد که گانش خودش به پاراشورما اجازه بریدن عاجش را داده بود. آساو با فعال کردن یک تله بزرگ، خودش همراه با عاج از محل رفت و کلویی، نیدین و سم را همانجا ترک کرد تا کشته شوند. به هر شکل کلویی قادر بود تا به سرعت چند پازل حل کند و هر سه نجات پیدا کنند. با وجود اختلاف میان سم و نیدین، این سه تعقیب آساو را همراه با هم شروع کردند. در حین مسیر، نیدین از اینکه شورلاین با آساو همکاری می‌کند عصبانی و شوک‌زده شده بود. نیدین در گذشته فرمانده شبه‌نظامیان شورلاین بود و امیدوار بود بعد از پیدا کردن عاج بتواند مجددا کنترل شورلاین را در اختیار بگیرد. با این حال، شورلاین اینک تحت فرماندهی دستیار نیدین یعنی اورکا بود که با آساو به توافقی رسیده بودند. آساو عاج را در قبال یک شی بسیار بزرگ با شورلاین معامله کرده بود که آن‌ها آن را با قطار انتقال می‌دادند. پس از مبارزه با اورکا، این سه هلی‌کوپتر او را ساقط می‌کنند. اورکا در حال مرگ فاش می‌کند که آساو بمب بسیار بزرگی را معامله کرده و قصد دارد آن را به سمت پایتخت پرتاب کند. اورکا پس از این شانس کشتن نیدین را داشت ولی سم او را متوقف کرد و فرصت برای نیدین فراهم شد تا اورکا را بکشد. در ادامه نیز کلویی بقیه را متقاعد کرد که ماموریت را تا خنثی کردن نقشه آساو دنبال کنند. سوار بر ماشین، کلویی نیدین و سم درنهایت به قطار می‌رسند. در اینجا سم باقی می‌ماند و نیدین و کلویی پس از رسیدن به واگن‌ها با افراد آساو درگیر می‌شوند. در ادامه، سوییچی دیده خواهد شد که با استفاده از آن می‌شد جهت حرکت قطار روی ریل را تغییر داد، مسیری که به یک پل منهدم شده هدایت می‌شد. در حالی که نیدین همچنان باقی مانده بود، کلویی از قطار پایین پرید و با کمک سم سوییچ ریل را چرخاند. این دو سپس برگشته و کلویی مجدد با نیدین همراه شد. آن دو سپس مسیر خود را تا واگن اصلی دنبال و با آساو مواجه شدند. پس از مدتی مبارزه، آن‌ها آساو را در همان واگن زمین‌گیر کردند، از قاطر زنده بیرون پریدند و تماشا کردند که قطار و آساو در دره سقوط کرده و منفجر می‌شود. کلویی و نیدین که عاج را به دست آورده بودند، تصمیم گرفتند همکاری با هم را ادامه دهند. سم نیز از اینکه آن‌ها می‌خواستند عاج را به وزارت فرهنگ هند تحویل دهند راضی نبود چون بعید بود پول زیادی به آن‌ها دهند. منابع Chloe Frazer در وب‌گاه آنچارتد ویکیا
  26. 1 امتیاز
    Movyn

    اساسین

    سلام ممنون از نظر. ممنون از لطفتون در مورد سایت. نکته اول اینکه اگر در مورد بازی اطلاعاتی دارید در سایت ثبت نام کنید و مقالات رو گسترش بدید. در سایت ویکی، مشارکت برای همه کاربرها آزاد هست. نکته دوم اینکه الطائر این جمله رو میگه و در انتها به عربی هم میگه چون موتو اساسین‌ها هست. نکته سوم اینکه اتزیو هم این جمله رو میگه و در پاسخ به ماکیاولی هم میگه و همچنین در زمان صحبت با صوفیا سارتور در مصیاف هم میگه چون یک اساسین هست. نکته چهارم اینکه این جمله شعار محفل اساسین‌ها هست و هر اساسینی به این شعار پایبند هست. چه بگه (در گیم‌پلی ببینیم) و چه نگه (در گیم‌پلی نبینیم). موفق باشید.
  27. 1 امتیاز
    Movyn

    سف ابن لا احد

    سف ابن لا احد (انگلیسی: Sef Ibn-La'Ahad) یکی از اعضای محفل اساسین‌های شامی در اواخر قرون وسطی و پسر کوچک‌تر الطائر و ماریا تروپ بود. او همچنین یک برادر به نام داریم ابن لا احد داشت. محتویات معرفی منابع معرفی سف ابن لا احد (Sef Ibn-La'Ahad) در سال ۱۱۹۷ در خانواده اساسین‌ها الطائر و ماریا تروپ متولد شد. او یک برادر بزرگ‌تر از خود به نام داریم نیز داشت که او نیز به عنوان یک اساسین در قلعه شهر مصیاف زندگی می‌کرد. در سال ۱۲۱۷، زمانی که الطائر تصمیم گرفت برای ماموریت کشتن چنگیز خان مغول به مغولستان برود، ماریا و داریم را همراه با خود برد ولی به سف گفت در مصیاف بماند و به رهبر موقت محفل یعنی مالک السیف کمک کند. سف در این زمان همسر و دو دختر نیز داشت. هشت سال بعد از رفتن الطائر و خانواده‌اش، یک اساسین دیگر به نام عباس سفیان تصمیم گرفت با طرح یک کودتا قدرت را در محفل از مالک بگیرد. او برای کنار زدن مالک نیاز به طرح‌ریزی نقشه‌ای داشت تا دیگر اساسین‌ها نیز با آن همراهی کنند. درنتیجه او سوامی را برای قتل سف فرستاد. در زمان قتل، سوامی به سف گفت که فرمان کشته شدنش توسط پدرش الطائر داده شده است. در پایان و پس از کشتن پسر الطائر، سلاح قتل نیز مخفیانه در رختخواب مالک قرار داد. با مشخص شدن مرگ سف، پیدا شدن آلت قتل در رختخواب مالک و شهادت دروغ سوامی، مالک به عنوان قاتل معرفی و روانه زندان شد که در نتیجه آن عباس سفیان قدرت را در محفل به دست آورد. منابع اساسینز کرید: مکاشفات Sef Ibn-La'Ahad, وب‌گاه اساینز کرید ویکیا
  28. 1 امتیاز
    Movyn

    برایان آیرونز

    Brian Irons برایان آیرونز در بازی Resident Evil 2 اطلاعات شخصی ملیت آمریکایی فعالیت رئیس پلیس شهر راکون وضعیت مرده تاریخ مرگ 29 سپتامبر 1998 اطلاعات فیزیکی جنسیت مرد اطلاعات در بازی اولین حضور رزیدنت اویل ۲ صداگذارها Gary Krawford (RE2) J. B. Blanc (DC) برایان آیرونز (انگلیسی: Brian Irons) یکی از شخصیت‌های سری بازی‌های رزیدنت اویل است. او به عنوان رئیس اداره پلیس شهر راکون برای اولین بار در بازی Resident Evil 2 نمایش داده شد. او در این بازی به عنوان یک پلیس فاسد، در نقشه‌های ویلیام برکین همکاری می‌کند و درنهایت نیز توسط خود برکین کشته می‌شود. برایان آیرونز در دوره دانشجویی یک بار به اتهام دو مورد تجاوز دستگیر شده بود. پس از بررسی بیشتر شواهد، تحقیقات روانشناسی و با درنظر گرفتن جایگاه علمی فوق‌العاده او، رای به تبرئه او صادر و از زندان آزاد شده بود. او در آینده به عنوان افسر پلیس به اداره پلیس شهر می‌رود و به گفته ماروین براناف واسطه تبدیل یکی از موزه‌های شهر به مقر اداره پلیس می‌شود. این کار به این دلیل انجام شد که مقر قدیمی اداره پلیس فرسوده شده بود و مرمت آن در برنامه کاری بود. آیرونز با پشتیبانی شرکت آمبرلا که در پشت پرده از او حمایت مالی می‌کرد به ریاست پلیس شهر نیز رسید. او از پنج سال پیش از نابودی شهر راکون از آمبرلا و ویلیام برکین رشوه دریافت می‌کرد تا چشم بر روی پروژه‌های داخل شهری و زیرزمینی شرکت ببندد. پس از وقایع کوهستان آرکلی که اعضای گروه s.T.A.R.S به شواهد مهمی علیه این شرکت رسیده بودند، آیرونز با این توجیه که عمارت مذکور اصلا وجود ندارد، چشم بر حقایق بست و گزارش‌های آن‌ها را نادیده گرفت. با خروج کریس ردفیلد از اداره پلیس و همراهی جیل و بری با او، بدون بحثی گروه استارز را تعطیل کرد. با این وجود آیرونز می‌دانست که کریس حقیقت را می‌گوید و از همین رو دچار نگرانی شد. او از ترس شیوع مجدد ویروس، دستور داد تا اسلحه‌ها و مهمات پلیس به محلی دیگر و امن تر منتقل شود. همین موضوع نیز باعث شد تا اداره پلیس نتواند در زمان شروع طغیان ویروس T به مقابله موثر دست بزند. با رسیدن 23 سپتامبر، آیرونز متوجه شد که شیوع ویروس T شروع شده است. او به حالت جنون و دیوانگی رسیده بود و دیگر نمی‌دانست چه عملی را باید انجام دهد. رفتارهای او باعث سردرگمی بیشتر پلیس شد. او از طرفی تحت فشار آمبرلا بود، از طرفی تحت فشار افسران پلیس و از طرف دیگر ترس جان خودش را داشت. آیرونز در مقطعی حساس اجازه مقابله با زامبی‌ها را نداد زیرا قصد نداشت تا محل کارش از نیروها خالی شود. او حتا چند افسر از جمله "اد" را برای همین موضوع کشت. با شدت گرفتن شیوع ویروس و افزایش زامبی‌ها، آیرونز دیگر هیچ امیدی برایش باقی نمانده بود و توانایی کنترل افسرانش را نیز نداشت. او پس از دزدیدن دختر شهردار شهر، مایکل ورن خود را به همراه او در دفتر کارش حبس کرد و راه‌های ورود به اتاق را مسدود کرد. ورن یک کلکسیون از انواع حیوانات خشک شده داشت و قصد داشت تا دختر شهردار را نیز خشک کند.برای همین منظور آیرونز این دختر را می‌کشد. پس از مدتی کلر ردفیلد، خواهر کریس که به شهر راکون آمده بود تا برادرش را پیدا کند، وارد اداره پلیس می‌شود و راه ورودی اتاق آیرونز را باز می‌کند. آیرونز که ابتدا فکر می‌کرد او یک زامبی است، به سمت او با Desert Eagle اسلحه کشید. اما بعد که متوجه شد کلر چه کسی است از او خواست تا دفترش را ترک کند چون می‌خواهد تنها باشد. پس از رفتن کلر، آیرونز که امنیت جانی خود را در خطر می‌دید از در مخفی پشت اتاقش هارج شد و با آسانسور به پایین مجموعه اداره پلیس رفت. در این محوطه، ویلیام برکین درحال عبور بود و با دیدن آیرونز به سمت او رفت. برکین به ویروس G مبتلا شده بود و بدنش دائم درحال جهش بود. او به سمت آیرونز حمله کرد و یک "تخم ویروس G" را وارد بدن او کرد. در ادامه کلر که توانسته بود راه مخفی اتاق آیرونز را پیدا کند، خود را به او می‌رساند و مشاهده می‌کند که موجودی وحشتناک بدن آیرونز را شکافته و از آن بیرون می‌آید. این هیولا که "مخلوق G" نام داشت به سرعت رشد کرد و به او حمله کرد اما درنهایت توسط کلر کشته شد.
این صفحه از لیدربورد بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد