تمامی فعالیت‌ها

این استریم به طور خودکار بروز می شود     

  1. ساعت گذشته
  2. دیروز
  3. takkar.png

  4. رینبو سیکس سیج

    در واقع بخش داستانی در بازی وجود نداره و کلا تمرکز رو بخش چند نفره هست که یا player vs player هست یا player vs environment. این ماسک سفیدها و کلا اون قسمت از مطالب در مورد قسمت Terrorist Hunt در بازی هست که اون بخشم کاملا آنلاینه. یعنی تیم شما از 5 نفر بصورت رندوم تشکیل میشه و باید نقشه ای که در اون قرار دارید رو از تروریست ها (که تعدادشون بستگی به درجه سختی که انتخاب میکنین دارن) پاکسازی کنید.
  5. هفته گذشته
  6. FC3_cutout_riley.png

  7. FC3_cutout_dennis.png

  8. DLC_Operators_-_Year_Two.jpg

  9. DLC_Operators.png

  10. GIS_patch.png

  11. Thatcher-logo

  12. Thatcher

  13. The Last of Us third Trailer

    در طی تریلر منتشر شده در E3 2018 از The Last of us part II که اعلام شد تاریخ انتشار آن زمانی دور است و زمانی اعلام خواهد شد که به تاریخ انتشار نزدیک شده باشیم. در طی مصاحبه ای نیل دراکمن با سخنی کنایه آمیز در مورد جوئل گفت که جوئل همین دور و بر هاست! اطلاعات جدید The Last of Us Part II در جریان پنل اختصاصی بازی در E3 2018 پس از نمایش بازی The Last of Us Part II در جریان کنفرانس سونی در نمایشگاه E3 2018، اطلاعات مختلفی از آن به اشتراک گذاشته شده است. پیش از این در زومجی، یک جمع‌بندی از این اطلاعات را که اکثرا توسط نیل دراکمن ارائه شده بودند مطالعه کردید و حال، بامداد امروز هم پنل اختصاصی این بازی برگزار شده است و در آن، کرت مارگانو و آنتونی نیومن، از اعضای استودیو ناتی‌داگ، اطلاعات بیش‌تری از بازی ارائه کردند. البته برخی از این اطلاعات، تقریبا مشابه همان‌هایی هستند که نیل دراکمن هم ارائه کرده بود و به همین دلیل، دیگر آن‌ها را تکرار نخواهیم کرد و در این مطلب، فقط سراغ اطلاعات جدید ارائه‌شده در پنل اختصاصی بازی می‌رویم. طبق اعلام سازندگان، الی در مقایسه با جوئل، از لحاظ جسمانی شخصیت ضعیف‌تری است و این مساله را در گیم‌پلی بازی به وضوح خواهیم دید. با این حال الی، مزایایی هم در مقایسه با جوئل دارد و مثلا، از چالاکی بیش‌تری برخوردار است. به همین سبب هم سبک مبارزه وی کاملا متفاوت از جوئل خواهد بود ولی کماکان آن حس خشونت و بی‌رحمی در مبارزات را در الی هم مشاهده خواهیم کرد. همچینن مبارزات بازی، در مقایسه با نسخه اول، کاملا استراتژیک‌تر شده‌اند و به لطف سیستم ساخت و ساز بازی و همچنین سیستم جدید جاخالی دادن، می‌توانید از شیوه‌های مختلفی برای مبارزات استفاده کنید. یکی از مسائلی که در این چند روز بحث پیرامون آن زیاد است، بیش از حد سینمایی بودن نمایش بازی در کنفرانس سونی بود و عده‌ای، اعتقاد داشتند که نمایش نهایی بازی ممکن است چنین شرایطی نداشته باشد. با این حال سازندگان بازی در پنل آن اعلام کردند که فرضا برای جاخالی دادن، انواع و اقسام انیمیشن‌ها طراحی شده است و به همین دلیل هم الی هر بار، بسته به شرایط و جهت ضربات، واکنش متفاوتی نشان می‌دهد و شاهد انیمیشن متفاوتی برای جاخالی دادن هستیم که این مورد، خود یکی از دلایلی است که حس و حال سینمایی‌تری به بازی و گیم‌پلی آن می‌دهد. توضیحات سازندگان The Last of Us 2 در پنل آن، بیش‌تر روی مبارزات متمرکز بود و به همین دلیل، آن‌ها کمی هم در مورد آزادی‌عمل در مبارزات توضیح دادند. بر این اساس، مبارزات بازی روند از پیش تعیین‌شده‌ای ندارند و ممکن است بسته به تصمیم‌های بازیکن، هر گیمر اتفاقات مختلفی را از حیث مبارزات تجربه کند. به عنوان مثال، ممکن است یک بازیکن از همان ابتدا با نهایت خشونت وارد عمل شود، یک بازیکن دشمن را به سبک مخفی‌کارانه از بین ببرد و حتی یک بازیکن کلا فرار و رد شدن از محیط را به ماندن و مبارزه ترجیح بدهد و بی‌خیال نبرد شود. همچنین در طول بازی، اصلا قرار نیست شاهد روندی خطی باشیم و فرضا، مرز‌هایی برای جدا کردن مواردی مثل مبارزه یا حرکت در محیط وجود داشته باشند. از این رو ممکن است وقتی که همه‌چیز خیلی آرام به نظر می‌رسد، ناگهان درگیری‌های شدیدی شکل بگیرد و به همین دلیل، بازی همیشه آن حس تنش را خواهد داشت و هرگز، احساس امنیت نخواهیم داشت. به عنوان آخرین نکته جدید در مورد بازی، سازندگان اشاره‌ای به سیستم ساخت و ساز غنی بازی داشتند که با استفاده از آن، می‌توان سلاح را ارتقا داد یا حتی مهمات مختلفی برای استفاده ساخت. به هر حال با توجه به توضیحات سازندگان و همچنین نمایش اخیر بازی، به نظر می‌رسد که ناتی‌داگ در مسیر ساخت یک بازی فوق‌العاده دیگر هم قرار دارد و حال، فقط باید منتظر ماند و دید که The Last of Us Part II، در نهایت چه زمانی منتشر خواهد شد. شخصیت هایی که در تریلر سوم به نمایش در آمدند بازیگر مربوطه"شنون وودوارد" می باشد، که به احتمال زیاد دوست الی است. و با او رابطه دارد. نام کاراکتر:DINA بازیگر مربوطه"استیون چنگ" می باشد و به نظر صاحب مکان کافی شاپ مانندی بود که Dina در آن کار می کرد زیرا بعد از رقص Dina او را رئیس خطاب کرد. نام کاراکتر:Jesse و در نهایت الی که با بازی اشلی جانسون شخصیت اصلی بازی می باشد. اطلاعات جدید The Last of Us Part II در E3 2018؛ از تایید بخش چندنفره تا جزییات گیم پلی نیل دراکمن، کارگردان بازی The Last of Us Part II، امروز با حضور در برنامه E3 Coliseum، اطلاعاتی از گیم‌پلی بازی ارائه کرده است. The Last of Us Part II بدون شک یکی از مورد انتظار‌ترین بازی‌های ویدیویی حال حاضر است که با وجود نداشتن تاریخ انتشار مشخص، خیلی‌ها بی‌صبرانه منتظر تجربه آن هستند. این بازی دیروز و در جریان کنفرانس سونی در E3 2018، نمایشی واقعا جذاب و شگفت‌انگیز داشت و مخصوصا صحنه‌های نمایش داده‌شده از گیم‌پلی بازی، تحسین علاقه‌مندان به بازی‌های ویدیویی را برانگیخته‌اند. البته در این بین افرادی مثل مدیر استودیو ایداس هم با انتشار توییتی اعلام کرده بودند که گیم‌پلی‌ای که سونی از بازی به نمایش گذاشت، واقعی نیست و بیش از حد سینمایی شده است. البته مدیر این استودیو خیلی زود توییت خود را پاک و از ناتی‌داگ هم بابت این موضوع عذرخواهی کرد و دلیل مساله پیش آمده را به تفاوت‌ها بین دو زبان فرانسوی و انگلیسی ربط داد. اما از این مسائل که بگذریم، امروز نیل دراکمن، کارگردان بازی The Last of Us Part II، در برنامه E3 Coliseum جف کیلی حاضر شد و در آن، اطلاعات بیش‌تری از گیم‌پلی بازی به اشتراک گذاشت. بر این اساس، هدف اصلی گیم‌پلی بازی The Last of Us Part II، ارائه دادن حس تنش به بازیکنان خواهد بود؛ به این صورت که در طول بازی، همواره یک نوع تنش و استرس دائمی بر فضا حاکم خواهد بود و بازیکن هم آن را حس خواهد کرد. همچنین به گفته دراکمن، در این نسخه از بازی شاهد ارتباط بیش‌تری بین الی و محیط خواهیم بود؛ بدین ترتیب که مثلا الی تعامل بیش‌تری با اشیا محیطی خواهد داشت و فرضا، می‌تواند از زیر موانع یا از روی آن‌ها به شکلی طبیعی‌تر رد شود یا حتی از اشیایی که در محیط هستند، برای زنده ماندن استفاده ببرد. از طرف دیگر، ناتی‌داگ تلاش زیادی کرده تا هوش مصنوعی دشمنان را بهبود ببخشد و این مساله، فقط به مبارزات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در طول بازی، با دشمنانی رو‌به‌رو خواهیم شد که رفتاری شبیه به یک انسان واقعی دارند. به عنوان مثال، اگر به صحبت‌های رد و بدل شده بین دشمنان گوش بدهید، آن‌ها همدیگر را با اسم صدا می‌زنند و هرکدام، هویت خودشان را دارند. به‌علاوه هوش مصنوعی در تمامی موقعیت‌ها سعی در ارائه رفتاری واقع‌گرایانه خواهد داشت. مثلا اگر آن‌ها جسد یکی از دوستان‌شان را در نقطه‌ای پیدا کنند، به شکل طبیعی دچار ترس خواهند شد و سعی خواهند کرد زودتر با افرادی که شاید در فاصله دورتری باشند، ارتباط برقرار کنند و آن‌ها هم خیلی زود خودشان را به محل حادثه خواهند رساند! همچنین با اینکه در نسخه Left Behind هم الی به عنوان یک شخصیت قابل‌بازی حضور داشت، ولی در این نسخه به مراتب کنترل این شخصیت و تجربه بازی با او، حس و حال متفاوتی خواهد داشت؛ چرا که اولا الی از لحاظ سنی بزرگ‌تر شده است و از طرف دیگر، گیم‌پلی بازی به مراتب گسترده‌تر از قبل است و فرضا، مواردی مثل مبارزات، مخفی‌کاری یا حتی ساخت و ساز کاملا وارد سطح جدیدی شده‌اند. نیل دراکمن در کل، گیم‌پلی بازی را «یک تجربه جدید» می‌داند که قرار است گزینه‌های متعددی را در تمام بخش‌ها در اختیار بازیکنان قرار بدهد و آزادی‌عمل بالایی را به آن‌ها ارائه کند. البته شخصیت‌پردازی بهتر، فقط در انحصار الی نیست و به گفته دراکمن، حتی آنتاگونیست‌های بازی هم شخصیت‌پردازی پیچیده‌ای خواهند داشت و اصلا، قرار نیست که با یک سری شخصیت صرفا بد طرف باشیم؛ بلکه آن‌ها هم خصوصیات اخلاقی و رفتاری پیچیده‌ای خواهند داشت. ویژگی‌های جدید گیم‌پلی بازی، به‌ویژه در زمینه مبارزات بیش‌تر به چشم خواهند آمد. برای مثال، یک ویژگی جدید اضافه‌شده به بازی، جاخالی دادن است که در مبارزات تن به تن و نزدیک نقش مهمی ایفا خواهد کرد. در مجموع، سیستم مبارزات بازی به شکلی خواهد بود که هر بازیکن، بسته به سلیقه خودش با دشمنان مبارزه کند و به همین دلیل هم سبک بازی کردن و پشت سر گذاشتن مراحل توسط یکی از بازیکنان، ممکن است با بازیکن دیگر تفاوت خیلی زیادی داشته باشد و هرکدام از آن‌ها، از یک شیوه مبارزه استفاده کنند. این مساله در رابطه با مخفی‌کاری هم صدق می‌کند و سازندگان سعی کرده‌اند مخفی‌کاری در بازی شکلی طبیعی داشته باشد. فرضا دیگر قرار نیست که صرفا با نشستن روی زمین وارد یک حالت «مخفی کاری» شوید؛ بلکه مواردی مثل ارتفاع گیاهانی که در لابه‌لای آن‌ها مخفی شده‌اید، روی میزان مخفی بودن شما در بازی تاثیر دارند. استودیو ناتی‌داگ در بازی Uncharted 4 یک سری المان‌های جهان‌باز به بازی اضافه کرد و با اینکه با یک داستان خطی طرف بودیم، اما برخی محیط‌های بازی به شکلی بودند که بازیکن می‌توانست در آن‌ها به گوشه و کنار منطقه هم سرک بکشد. حال چنین ویژگی‌هایی، در The Last of Us 2 حتی پررنگ‌تر از قبل حضور خواهند داشت و با اینکه با یک داستان خطی طرف هستیم، ولی دراکمن محیط بازی را «بسیار بزرگ» معرفی می‌کند و اعتقاد دارد که بازیکنان، در این محیط بزرگ به حد کافی برای حرکت کردن یا کار‌های دیگر، آزادی‌عمل خواهند داشت. همچنین در این محیط، تقریبا هیچ جای امنی وجود ندارد و همیشه باید منتظر حمله ناگهانی از طرف دشمنان باشید و با آن‌ها مبارزه کنید. با اینکه در تریلر پخش‌شده از بازی، فقط دشمنانی انسانی را مشاهده کردیم، ولی این بدین معنی نیست که در بازی، خبری از موجودات آلوده به بیماری نخواهد بود؛ بلکه چنین موجوداتی هم در بازی حضور خواهند داشت و حتی این بار، شاهد رفتار‌های جدیدی از جانب آن‌ها هستیم که البته این رفتار‌ها و تغییرات آن‌ها نسبت به نسخه اول بازی، کاملا توجیه داستانی خواهد داشت و علت آن در طول بازی شرح داده خواهد شد. همچنین این موجودات، نه فقط برای الی که حتی برای دشمنان انسانی وی هم یک تهدید محسوب می‌شوند و شاید همین مساله بتواند صحنه‌های جالبی را در گیم‌پلی بازی رقم بزند. دراکمن در بخش پایانی صحبت‌های خود همچنین اشاره کرد که نمایش ارائه‌شده در کنفرانس سونی، در منطقه جکسون کانتی جریان دارد؛ جایی که الی وظیفه محافظت از آن را بر عهده دارد ولی به مرور، شرایط بدتر و بدتر می‌شود و مشکلات مختلفی به‌وجود می‌آیند. همچنین صدای راوی تریلر، مربوط به جوئل است که به گفته دراکمن، جوئل «جایی در همان حوالی» حضور دارد! کارگردان بازی همچنین اعلام کرد که هنوز، زمان زیادی تا انتشار بازی باقی مانده است و تاریخ انتشار The Last of Us 2 هم فقط زمانی اعلام خواهد شد که به انتشار بازی نزدیک شده باشیم. به عنوان مورد پایانی هم امروز، آنتونی نیومن و کرت مارگنائو، از سازندگان بازی، تایید کرده‌اند که در نسخه دوم The Last of Us، شاهد بخش چندنفره هم خواهیم بود و حالت Faction هم در این نسخه برمی‌گردد. البته اطلاعات بیش‌تری در مورد بخش چندنفره بازی ارائه نشده و صرفا، حضور آن تایید شده است. و شما می توانید تریلر (کامل)بازی را در زیر ببینید منبع: زومجی تریلر با زیرنویس فارسی نکات تریلر در جریان صحبت حرف از Old Man می شود که می توان آن را به جوئل ربط داد(جسی به الی در لحظات آغازین گفت) و همچنین در لحظات آغازین تریلر دست بندی شبیه به پنجه ی خرس (یا...) در دست Dino قرار دارد که بعد از سکانس اول و در گیم پلی آن دستبند در دست الی است( در تریلر شاهد دادن دستبند به الی نیستیم و همچنین بنابر این این می تواند یادگاری باشد که یک تئوری بر مرگ بهترین دوست او یعنی Dino)
  14. the last of us II

    حمله ی کلیکر ها
  15. جدیدا
  16. میا وینترز

    سلام درکل بازی چیزی به اسم پایان خوب و بد نداره. اگر شما میا رو نجات بدید، درنهایت هم میا و هم زویی (در DLC) نجات پیدا می‌کنن اگر شما زویی رو نجات بدید، قطعا میا خواهد مرد. بای همین این میشه یک پایان بد
  17. میا وینترز

    سلام.میشه انتخاب کنی که کودوم پایان اتفاق بیفته؟
  18. دیترویت: بیکام هیومن

    این بازی دارای اشکالات فراوان اما قابل چشم پوشی است امتیاز Video gamer اصلا قابل قبول نیست و همچنین داستان بازی به همین سادگی ها نیست و شخصیت ها و پایان ها و همچنین داستان هایی که می تونست نوشته و گذاشته بشه داستانی که تو ویکیا گذاشته شده خیلی کلی هست بازی دارای کار های کسل کننده است اما بازی به گونه ای است که فرد برای لحظات اکشن بازی تلاش نمی کند بلکه برای احساسی در بازی تصمیم می گیرد که بازی در گیمر ایجاد کرده به نظر من این بازی مثل فیلمی است که می تونیم تعیین کنیم چطور تموم بشه از نظر من مهم ترین کاراکتر کانر بود و جالب ترین شخصیت هنک هندرسون بود با بازی کلنسی براون
  19. FC3-fullbody.png

  20. Assassin's Creed: Unity x64 (+13 Trainer)

    ورژن بازی شما چی هست؟ این ترینر با 1.5.0 کار می‌کنه
  21. Assassin's Creed: Unity x64 (+13 Trainer)

    داداش کار نمیکنه.دقیقا کارهایی ک گفته شده بودو انجام دادم
  22. پیر بلک

    عالی
  23. دیترویت: بیکام هیومن

    عالی بود واقعا لذت بردم
  24. detroit-become-human-s.jpg

  25. Detroit: Become Human دیترویت: تبدیل شدن به انسان توسعه‌دهنده کوانتیک دریم ناشر سونی کارگردان دیوید کیج موسیقی متن فیلیپ شپرد نیما فخرآرا جان پیزانو نویسنده دیوید کیج پلتفرم پلی‌استیشن ۴ انتشار ۲۵ می ۲۰۱۸ (۴ خرداد ۱۳۹۷) سبک درام تعاملی، اکشن مادها تک‌نفره دیترویت: بیکام هیومن یا دیترویت: تبدیل شدن به انسان (انگلیسی: Detroit: Become Human) یک بازی ماجراجویی و تعاملی ساخته شده توسط استودیو کوانتیک دریم است که شرکت سونی، آن را در ۲۵ می ۲۰۱۸ (۴ خرداد ۱۳۹۷) برای پلتفرم پلی‌استیشن ۴ عرضه کرده است. داستان این بازی پیرامون سه اندروید به نام‌های کارا، کانر و مارکوس است؛ کارا در این بازی به عنوان یک اندروید خانگی، برای حفاظت از دختری به نام آلیس و البته برای دنبال کردن خلقیات و احساسات جدیدی که پیدا کرده، اقدام به فرار از خانه مالک خود می‌کند. کانر، یک پلیس اندرویدها است و وظیفه او شکار و دستگیری اندرویدهای منحرف شده از برنامه است. مارکوس نیز به عنوان یک اندروید که از برنامه‌های پیش‌فرض خود منحرف شده، ادامه زندگی خود را وقف آزاد کردن بقیه اندرویدها از خدمتگذاری می‌کند. این سه شخصیت اصلی بازی، براساس انتخاب‌ها و دیالوگ‌ها در بازی ممکن است زنده بمانند یا از بین بروند و این انتخاب‌ها، به طور کلی جزئیات ادامه داستان را به شکلی که بازیکن انتخاب کرده شکل می‌دهد. بازی دیترویت: بیکام هیومن، براساس «دموی فنی کارا» که در سال ۲۰۱۲ توسط کوانتیک دریم ساخته شده بود، توسط این استودیو خلق شده است و برای توسعه این بازی، بازیگر نقش کارا در آن دمو، یعنی والری کاری نیز مجددا به تیم سازندگان ملحق شد. سازندگان برای تحقیق پیرامون محیط‌ها، به شهر دیترویت، میشیگان نیز رفتند و برای بازی، یک موتور بازی‌سازی جدید نیز ساخته شد. همچنین صدها بازیگر از لوس آنجلس و لندن تا پاریس نیز از طریق این موتور بازی‌سازی مدل سازی و سپس پروسه فیلم‌برداری و انیمیشن‌سازی بازی شروع شد. نویسنده و کارگردان بازی یعنی دیوید کیج، برای نوشتن فیلمنامه چندهزار صفحه‌ای بازی نیز دو سال زمان صرف کرده بود. فیلیپ شپرد، نیما فخرآرا و جان پیزانو نیز به عنوان آهنگسازان موسیقی متن شخصیت‌های کارا، کانر و مارکوس (به همین ترتیب) با پروژه همکاری کردند. بازی دیترویت: بیکام هیومن در ۴ خرداد ۹۷ عرضه شد و در زمان عرضه، موفق به دریافت بازخوردهای عمدتا مثبت و تحسین‌برانگیز از جانب منتقدین و طرفداران شده است. منتقدین بازی را عمدتا به خاطر فضاسازی، جلوه‌های ویژه، لحظات کوتاه تر داستانی، شخصیت‌های اصلی و صداپیشگان آن‌ها، تاثیرگذاری انتخاب‌ها در شکل‌گیری داستان و ویژگی نمودار روندنمای داستانی، از جمله مواردی بوده که با تحسین مواجه شده است. موشن کنترل‌ها، سوءاستفاده از تمثیل‌های تاریخی و موضوعی و برخی جنبه‌ها پیرامون داستان و شخصیت‌ها نیز از جمله مواردی بوده که برخی منتقدان، دیدگاه‌های منفی وارد دانسته‌اند. محتویات گیم‌پلی داستان ساخت و توسعه بازتاب‌ها منابع گیم‌پلی دیترویت بیکام هیومن، یک بازی اکشن تعاملی و قابل بازی از طریق زاویه ددوربین سوم شخص است. در این بازی بازیکن کنترل چند شخصیت اصلی و قابل بازی را برعهده می‌گیرد که هر کدام مسیر و خط داستانی مختص به خودشان را دارند. در طول بازی ودنبال کردن داستا هر شخصیت، بازیکن به انتخاب‌ها و گزینش‌هایی مواجه می‌شود که در تعامل با شخص یا پدیده مقابل خواهد بود. این انتخاب‌ها، کاملا در شکل گیری بقیه داستان موثر هستند و بازی به جای دنبال کردن چند خط داستانی فیکس و ثابت، امکان داستان‌سازی را از طریق همین انتخاب‌ها می‌دهد. هر کدام از شخصیت‌ها بسته به داستان ساخته شده، ممکن است در هر قسمت از بازی بمیرند و این مرگ، باعث توقفداستان نمی شود. به این ترتیب بازی فاقد Game Over است و داستان بدون آن شخصیت پیش رفته و سرانجام پایان می‌یابد. همچون بازی ماوراء: دو روح، در این بازی نیز بازیکن برای تعامل با اشیا و اشخاص قابل تعامل، باید از آنالوگ راست کنترلر استفاده کند. آنالوگ چپ برای حرکت در محیط، دکمه R2 برای اسکن محیط و پیدا شدن موارد قابل تعامل، موشن کنترلر و تاچ‌پد کنترلر پلی‌استیشن ۴ نیز برای مواردی چون تعامل و توجه شخصیت در مواردی مثل quick time events و انتخاب دیالوگ به کار برده می‌شود. تصمیمات باعث شکل‌گیری داستان می شود با توجه به گیم‌پلی تعاملی بازیکن با فضاهای درون بازی، انتخاب‌ها و کشفیات محیطی در شکل‌گیری بخش بخش داستان بازی تاثیرگذار هستند. این انتخاب‌ها و مسیر طی شده درداستان نیز درنهایت در نمودار روندنمای مخصوص انتخاب‌ها (flowchart) نمایش داده می‌شود. از این طریق امکان بازگشت به نقاط مورد نظر داستانی و انتخاب گزینه دیگر برای خط داستانی دیگر فراهم است. برخی از انتخاب‌ها نیز البته دارای شمارش معکوس هستند و بازیکن باید در مدت زمانی کوتاه، گزینه‌ها را بررسی و انتخاب خود را قبل از پایان بازه زمانی صورت دهد. شخصیت‌های قابل بازی در دیترویت بیکام هیومن، اندرویدهای Life Model Decoy زیر هستند: کانر، یک اندروید آزمایشی و نمونه پلیسی، کارآگاهی که وظیفه او شکار کردن یا دستگیر کردن سایر اندرویدهایی است که از برنامه اولیه خود به کلی منحرف شده و طغیان‌گر شده‌اند. کارا،یک اندروید تازه ساخت و خانه‌دار است که از بدو ساخته شدن، آثار شکل‌گیری خودآگاهی و تفکر خارج از برنامه در وی شکل گرفته بود. مارکوس، یک اندروید پرستار است که پس از پیدا کردن خودآگاهی اولیه، خودش را در مسیری قرار می‌دهد که بقیه اندرویدها را از خدمت‌گذاری و بردگی انسان‌ها آزاد کند. کانر به عنوان یک اندروید پلیس-کارآگاه، قادر است تا با بررسی محیط و کشف سرنخ‌ها، اقدام به آنالیز و بازسازی وقایع مهمی کند که در محیط اتفاق افتاده بودند. با بررسی دقیق‌تر محیط، سرنخ‌های بیشتری پیدا می‌شود که به عنوان نتیجه، دیالوگ گزینه و مسیر داستانی جدید در لحظات انتخاب بعدی باز می‌شود. همچنین با پیدا کردن دیالوگ و گزینه‌های انتخابی بیشتر، شانس کانر برای حل و فصل پرونده‌ها بیشتر می‌شود. کانر همچنین دارای قدرت واگذاری «آزادی اختیار» به اندرویدها و محاسبه رفتارهای مشخصی از آن‌ها در آینده نیز هست. داستان مارکوس، اندروید پرستار کارل مانفرد است که همراه با صاحب خود به خانه برمی‌گردند و به خاطر وقوع سرقت، پلیس را در جریان می‌گذارند. مارکوس درنهایت با سارق مواجه می‌شود و در انتهای این برخورد، او از برنامه‌ریزی پیش فرض خود عبور کرده و از آن نقطه به بعد تبدیل به یک اندروید «منحرف» و کاملا خود مختار می‌شود. با توجه به این وضعیت، پلیس نیز وقتی از راه رسید به او تیراندازی می‌کند. پس از این مارکوس در یک گورستان زائدات از اندرویدهای خراب شده بیدار می‌شود و پس از فرار، موفق به پیدا کردن یک کشتی تخریب شده به نام جریکو می‌شود که حالا تبدیل به محلی امن، برای اندرویدهای منحرف شده است. در اینجا، مارکوس به تدریج در جلب نظر بقیه اندرویدها موفق عمل کرده و آن‌ها را برای مبارزه برای حقوق شان تهییج می‌کند. آن‌ها نیز در ادامه چندین عمل غیر قانونی انجام می‌دهند که رفته رفته توجه عمومی را به خودشان جلب و اندرویدهای منحرف دیگر را هم ترغیب به پیوستن به خودشان می‌کنند. این روند درنهایت باعث جلب توجه FBI شده و آن‌ها به جریکو حمله می کنند. اگر مارکوس زنده بماند، او و بقیه نقشه حمله نهایی را می‌کشند که این حرکت یا باعث مرگ همه اندرویدهای منحرف می‌شود، یا رئیس‌جمهور پیشنهاد مذاکرات صلح را مطرح کند. کانر، اندروید پلیس و کارآگاه است که توسط شرکت سایبرلایف، برای کمک به ستوان هنک هندرسون فرستاده می‌شود که او یک شخص الکلی بوده و از اندرویدها نیز نفرت دارد. این دو در بطن تحقیق و رمزگشایی از یک شورش اندرویدهای منحرف هستند که در جریان این تحقیقات، کانر و هنک ممکن است یکدیگر را به عنوان هم‌تیمی بپذیرند و یا جدا شوند که درنهایت ممکن است به خودکشی هنک منتهی شود. کانر در جریان ماموریت شکار اندرویدهای منحرف گروه مارکوس، او رفته رفته به اهداف از قبل برنامه‌ریزی شده خودش شک می‌کند و یا می‌تواند انتخاب کند که همچنان به خودش و برنامه‌ریزی پیش‌فرض خود وفادار بماند. کانر در نهایت موفق به کشف جریکو می شود و در اینجا، او بالاخره خودش هم می‌تواند انتخاب کند که به یک اندروید منحرف تبدیل شود یا خیر. اگر کانر به یک منحرف تبدیل شود، او به ساختمان سایبرلایف نفوذ می‌کند و در اینجا، همه اندرویدها را به حالت منحرف تبدیل می‌کند. در غیر این صورت، کانر در آخرین اعتراضات اندرویدهای منحرف، سعی می‌کند با اسلحه اسنایپر مارکوس را بکشد که توسط یک عضو تیم SWAT و یا توسط هنک متوقف می‌شود. در پایان کار، اگر صلح برقرار شود، کانر می‌تواند انتخاب کند که مارکوس را در جریان سخنرانی بکشد یا خیر. کارا، یک اندروید خانه‌دار برای یک راننده تاکسی سابق به نام تاد ویلیامز و دختر او یعنی آلیس است. پس از یک واقعه و دعوای داخل خانه، کارا همراه با دختر از خانه فرار می‌کنند و کارا تبدیل به یک اندروید منحرف می‌شود. این دو به بخش‌های مختلف شهر دیترویت سفر می‌کنند و سعی می‌کنند خودشان را به کانادا برسانند که هیچ قانون داخلی مرتبط با اندرویدها در آنجا وجود ندارد و کارا می‌توانست در آنجا در امنیت باشد. کارا و آلیس در طول این سفر با یک اندروید منحرف دیگر به نام لوتردوست می‌شوند و او هم با این دو در سفر همراه می‌شود. آن‌ها سپس محلی به نام جریکو را پیدا می‌کنند که تبدیل به یک محل سکونت امن برای اندرویدهای منحرف شده بود. کارا در اینجا می‌گوید که آن‌ها می توانند به فکر گرفتن پاسپورت باشند. در ادامه ولی آن‌ها در جریان یک حمله به دام می‌افتند که بسته به انتخاب‌ها و مسیرهای داستانی، ممکن است به مرگ لوتر، کارا و آلیس منتهی شود. کارا همچنین متوجه این حقیقت می‌شود که آلیس نیز درواقع یک اندروید است که تاد ویلیامز بعد از اینکه از همسرش جدا شد و دخترش توسط او برده شد، این اندروید را مشابه دخترش سفارش داده بود. این گروه درنهایت ممکن است با اتوبوس، یا هواپیما به کانادا برسند یا در حین تلاش برای این کار کشته شوند. ساخت و توسعه دیترویت بیکام هیومن، بازی است که با بودجه اولیه ۳۰ میلیون دلاری ساخته شده است. این بازی براساس یک دموی فنی به نام «کارا» است که کوانتیک دریم، در سال ۲۰۱۲ و برای نمایش مرزهای تکنولوژیک پلی‌استیشن ۳ ساخته بود. این دمو در آن زمان با نقدها و بازتاب‌های بسیار مثبتی مواجه شد و جایزه‌ای هم از طرف LA Shorts Fest دریافت کرده بود. در این دمو، اندروید انسانی به نام کارا، با بازی والری کاری به نمایش درآمد که چند سال بعد و با شروع ساخت بازی دیترویت، او مجددا به کوانتیک دریم ملحق شد تا همین نقش کارا را بازی کند. دیوید کیج کارگردان این بازی، در مصاحبه‌ای گفته بود که علیرغم اینکه هیچ وقت چنین چیزی در برنامه نبود، ولی او شدیدا مایل بود که این دموی فنی درنهایت به یک بازی کامل تبدیل شود. او برای این بازی از The Singularity Is Near اثر ری کورزویل نیز الهام گرفته است که پیرامون مقایسه سرعت توسعه و تکامل هوش انسانی و ماشینی است. از اینجا، کیج معتقد است که ماشین‌ها ممکن است روزی صاحب احساسات و خودآگاهی شوند. اندرویدها در بازی صاحب اندام‌ها و اورگان‌های مصنوعی هستند که روش مصرف انرژی خودشان را دارند و مثل انسان قدرت حرکت چشم نیز دارند. ویژگی‌های هر اندروید در بازی براساس نوع اندروید و حرفه مخصوصی که خط تولید اندروید برای آن حرفه ساخته شده تعیین می‌شود. برای موضوع هوش مصنوعی و خودآگاهی نیز سازندگان با متخصصان این مباحث به بحث، تبادل نظر و مشورت پرداختند. همچنین شهر دیترویت به این دلیل به عنوان لوکیشن اصلی انتخاب شده، چون شهری بوده که پس از یک دوره طولانی مشارکت فعال و پیشگام در صنعت آمریکا، مدت‌هاست که از ورشکستگی و بحران‌های اقتصادی مختلف رنج می‌برد. سازندگان همچنین به این شهر سفر، از برخی ساختمان‌های متروکه و لوکیشن‌های دیگر بازدید و عکس‌برداری و با برخی از شهروندان مصاحبه داشتند. دیوید کیج روند پیش ساخت بازی دیترویت: بیکام هیومن را از اواخر سال ۲۰۱۳ شروع کرد. فیلم‌نامه این فیلم درنهایت بین۲ تا ۳ هزار صفحه شد. یک موتور بازی‌سازی جدید نیز ساخته شد که شامل ارتقاهای مختلف فنی از نظر رندرینگ، نورپردازی پویا، سایه زنی، بوکه و دوربین‌های فیزیکی می شد. تیم فنی موتور بازی سازی، همچنین پس از آمدن رئیس بخش مهندسی سخت افزاری پلی استیشن ۴ یعنی مارک سرنی، موتور بازی خودشان را در زمینه‌های عمق محیطی نیز ارتقا دادند. فیلمنامه بازی نیز در نهایت در سال ۲۰۱۶ و پس از بیش از دو سال کار توسط دیوید کیج تکمیل شد. او در فیلمنامه خود از نمودار و دیاگرام هم در زمینه انتخاب‌های داخل بازی استفاده کرده بود تا دقیقا مشخص شود مسیرهای انتخابی به چه پایانی منتهی می‌شوند. در این زمینه کل دست‌نوشته‌های کیج بین ۵ تا ۶ هزار صفحه شده بود که از دید او داستان را به یک مکعب روبیک تبدیل می‌کرد. در طول ساخت، دو سکانس هم به کلی حذف شد چون در این مقطع مرز مشخصی برای نمایش خشونت وجود نداشت. تیم بازی سازان همچنین به دنبال بیش از ۲۵۰ بازیگر برای ایفای ۵۱۳ نقش مختلف بودند که این بازیگران از شهرهایی مثل لوس آنجلس، لندن و پاریس استخدام شدند. فیلم برداری شخصیت‌ها نیز ۳۲۴ روز طول کشید، و بازی در مجموع شامل ۳۵ هزار تصویر، ۷۴ هزار انیمیشن منحصر به فرد و ۵٫۱ میلیون خط کدنویسی نیز بوده است. غیر از والری کاری در نقش کارا، برایان دیچارت و جسی ویلیامز نیز ایفاگر نقش‌های کانر و مارکوس در بازی بودند. کلنسی براون، لنس هنریکسن و مینکا کلی نیز به عنوان ایفاگر نقش شخصیت‌های مکمل هنک اندرسون، کارل مانفرد و نورث حضور داشتند. برای این بازی سه آهنگساز مختلف برای هر کدام از سه شخصیت اصلی بازی استخدام شد که فیلیپ شپرد کار موسیقی متن برای خط داستانی کارا، نیما فخرآرا برای کانر و جان پیزانو نیز برای نقش مارکوس به ساخت موسیقی پرداختند. بازی درنهایت پس از ۴ سال توسعه در ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ آماده تولید انبوه شد و در ۲۵ می ۲۰۱۸ (۴ خرداد ۱۳۹۷) نیز توسط سونی اینتراکتیو اینترتینمنت، به شکل انحصاری برای پلی‌استیشن 4 عرضه گردید. بازتاب‌ها امتیازات متاکریتیک ۷۹/۱۰۰ دستراکتوید ۷/۱۰ EGM ۸٫۵/۱۰ گیم رولوشن ۴/۵ گیم‌اسپات ۷/۱۰ گیم اینفورمر ۸/۱۰ IGN ۸/۱۰ VideoGamer ۴/۱۰ بازی دیترویت: بیکام هیومن از زمان عرضه خود، با نقدهای عمدتا مطلوبی مواجه شد و به استناد وب‌سایت متاکریتیک، این بازی متااسکور ۷۹ از ۱۰۰ را دریافت کرده است. دستراکتوید که به این بازی امتیاز ۷ از ۱۰ را داده، نوشته که گرچه منتقد از علاقه شدید کوانتیک دریم در بازی برای داستان‌های کارآگاهی خسته می‌شد، ولی او از تصمیمات و شخصیت آرام و اندرویدی کانر لذت برده است. منتقد همچنین به تحسین فضاسازی «قابل‌باور» و «فریبنده» بازی پرداخته و به این نکته اشاره کرده که برخی لحظات کوچک‌تر در داستان از نقاط قوت بازی محسوب می‌شده است. Electronic Gaming Monthly یا EGM نیز به بازی امتیاز ۸٫۵ از ۱۰ داده و منتقد پیرامون بازی نوشته است که این موضوع که قهرمانان داستان اندروید هستند لذت بخش است؛ چون بازیکن می‌تواند از دید «یک شهروند درجه دو» به دنیای پیرامون و چالش‌های پیرامون این افراد نگاه کند. در بازی همچنین ویژگی های کنترلی و quick-time event ها نیز از جمله موارد مورد بحث بوده است. منتقد درنهایت به این ویژگی فوق‌العاده رضایت‌بخش و گاهی دور از انتظار تاثیر تصمیمات جمعی در داستان سرایی نیز پرداخته و آن را بزرگ‌ترین دستاورد بازی قلمداد کرده است. وب‌سایت گیم اینفورمر نیز به بازی امتیاز ۸ از ۱۰ را داده است. از دید منتقد این وب‌سایت نیز «لحظات کوتاه و کوچک» موجود در بازی از جمله نقاط قوت آن محسوب می‌شود و دیدن تکامل و رشد تدریجی شخصیت‌ها بسیار عالی و جذاب است. این منتقد نیز داستان سرایی شاخه‌ای و قابل شکل گیری توسط بازیکن را چشمگیرترین دستاورد کوانتیک دریم در این بازی عنوان کرد. گیم رولوشن به بازی امتیاز ۴ از ۵ را داد و نوشت که دیترویت: بیکام هیومن از دنیایی به شدت باورپذیر و مجذوب‌کننده و غنی شده با نقش‌آفرینی شگفت‌انگیز و هنرمندانه بازیگران تشکیل شده است. او از نقش‌آفرینی فوق‌العاده کاری، ویلیامز و دیچارت به شدت استقبال کرده و خود بازی را از بهترین بازی‌های دوران در زمینه نقش‌آفرینی بازیگرانش دانسته است. این منتقد البته پیرامون این که انتخاب‌ها «به شدت» باعث تغییر داستان می‌شود نقد منفی به بازی وارد کرده است. گیم اسپات به این بازی امتیاز ۷ از ۱۰ را داد و نوشت که آن‌ها از تنوع شخصیت‌ها برای اطمینان از سرگرمی سازی بیشتر بازیکنان استقبال می‌کنند. منتقد همچنین به برخی «صحنه‌های دردناک و ترسناک» که در بازی وجود داشته اشاره کرده که اثر قابل توجهی روی منتقد به جای گذاشته بود که برخی از آن‌ها، «واقعا فراموش نشدنی» بودند. منتقد همچنین به دنیای پرجزئیات و با جلوه‌های بصری عالی بازی نیز به عنوان «یک دنیای به شدت مجذوب کننده» اشاره کرده است. IGN به بازی دیترویت امتیاز ۸ از ۱۰ را داد و نوشت که این بازی درنهایت موفق شد تا سبک ملودرام را قدمی به جلو برده و برای تصمیماتی که بازیکن در بازی می‌گیرد، نتایج معنی‌دار و خوب نشان دهد. این منتقد نیز به تحسین بازیگران اصلی، والری کاری، برایان دیچارت و جسی ویلیامز پرداخته است. داستان‌سرایی کلی بازی نیز از دید این منتقد «بزرگ و به شکل لذت‌بخشی جاه‌طلبانه» بوده است. همچنین این منتقد نیز از دنیای پرجزئیات و زیبای بازی تمجید کرده است. در نهایت IGN نیز مثل اکثر منتقدین دیگر، ویژگی نمودار روندنمای داستانی و داستان عمق‌دار شاخه‌ای بازی را از جمله نقاط قوت دیگر بازی به حساب آورده است. ضعیف تصویر شدن بیش از حد شخصیت کارا و گردش و کاوش در محیط بسیار سطحی که در بازی وجود دارد، از جمله نقدهای منفی دستراکتوید به بازی بوده است. EGM نیز به مشکلات آزاردهنده استفاده از موشن سنسور کنترلر و به طور کلی کنترل های بازی به عنوان نقاط ضعف بازی پرداخته است. گیم اینفورمر، بخش داستانی مارکوس را «ضعیف‌ترین در میان سه خط داستانی بازی» قلمداد کرده که در آن شاهد دیالوگ های قابل پیش‌بینی، و تصمیم‌گیری‌های سیاه و سفید به عنوان مشکلات اصلی بوده است. گیم رولوشن نیز act شروع بازی را کند و کسل‌کننده دیده است که تصمیم‌گیری‌ها و خط‌های داستانی نیز تا حد زیادی زیر سوال هستند. گیم‌اسپات نیز شخصیت مارکوس را کم‌عمق و اشارات تاریخی و فلسفی در خط داستانی را حواس پرت کن دیده است. این منتقد همچنین به انتقاد از ویژگی نمودار روندنما پرداخته چون دائم باعث زیر سوال رفتن تصمیمات و خط داستانی شکل گرفته می‌شود که درنهایت زیان‌آور است و منتقد معتقد است که بهتر بود به طور کلی حذف می‌شد. منابع Detroit: Become Human در ویکی‌پدیا Detroit: Become Human در DBH ویکیا
  1. نمایش فعالیت‌های بیشتر