• مقاله‌ها

    مقاله، تحلیل و نقد و بررسی بازی‌ها، شرکت‌ها و محصولات

    7 مطلب

      توسط Movyn، در مقاله‌ها،

      با توجه به نزدیکی زمان عرضه رزیدنت ایول ۷ (Resident Evil 7)، بازی که دیگر برای همه مسجل شده که قرار است ما را در حالت «اول شخص» به دنیای رزیدنت ایول برگرداند، یادداشتی برای مرور همه ویژگی‌های مثبت و خاطره‌انگیزی که با تغییر سبک کلاسیک به سوم شخص در بازی رزیدنت ایول ۴ تجربه کردیم جالب باشد. این بازی خیلی چیزها را در دنیای گیم تغییر داد و اصولا رقیب‌های خاصی غیر از Super Mario Bros، Doom، Half-Life، The Legend of Zelda و Grand Theft Auto III را نمی‌توان در سبک سوم شخص شوتر در آن زمان مثال زد.

       

      شما در نزدیکی یک غروب وارد دهکده می‌شوید. مردی که شما را به دهکده آورده را در وسط روستا، در حالی که به آتش کشیده شده خواهید دید. مردم دهکده نیز چیزی درموردشان درست نیست و طبیعی نیستند. چشم‌هایشان عجیب و غیرعادی شده است. ده‌ها نفر هستند و هر کدام تبر یا بیلی دست‌شان است و همه آن‌ها نیز به شما هجوم می‌آورند. یکی از آن‌ها هم که به اره‌برقی مسلح شده است. شما یک هفت‌تیر و چند خانه محقر برای پناه گرفتن دارید و تعدادی خشاب که باید روی تک تک آن‌ها حساب کنید.

      Resident Evil 4 به عنوان چهارمین عنوان شماره‌دار مجموعه ترسناک رزیدنت ایول در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. این بازی با هر بازی این مجموعه که قبل از خودش آمده بود تفاوت داشت. بازی‌های اولیه و کلاسیک این مجموعه، الهام گرفته از عناوینی مثل Sweet Home و 3D Monster Maze بودند که پایه‌گذار سبکی شدند که امروزه با نام ترس و بقا (survival horror) می‌شناسیم. در اولین بازی، بازیکنان در نقش گروهی از نیروهای زبده‌ای بودند که در عمارتی تو در تو، و مملو از اسرار به دام افتاده بودند. اصولی که در آن بازی پی‌ریزی شد در ادامه نیز دنبال شد و به ژانر ترس و بقا شکل داد. سبکی که بازیکنان در چالش مدیریت بادقت منابع، دانستن اینکه چه موقع باید از درگیری اجتناب کرد و حل کردن پازل‌ها و معماهای مختلف بودند. نزدیک یک دهه پس از بازی‌های مختلفی که در این ژانر از مجموعه رزیدنت ایول شاهد بودیم، خالق اصلی این مجموعه یعنی شینجی میکامی، تقریبا همه آنچه که این ژانر را به شهرت می‌رساند را کشت و در باقی‌مانده‌ها نیز تجدید نظر کرد تا اولین بازی به معنای حقیقی مدرن، در سبک سوم شخص شوتر را عرضه کند. بازی که پس از انتشار الهام بخش برای سازندگان دیگر، هم در سبک ترسناک و هم در سبک سوم شخص شوتر بود.

       

      با توجه به نزدیک بودن انتشار Resident Evil 7، تصمیم گرفتم بازی Resident Evil 4 که مدتی پیش برای پلتفرم‌های نسل جدید نیز ارائه شد را بازی کنم؛ بازی که پس از همان دوره انتشار دیگر دست هم به آن نزده بودم. به این فکر می‌کردم که احتمالا بعد از میان‌پرده و ورود به دهکده بازی را متوقف کنم. ولی وقتی وارد دهکده شدم، تپش قلب از وحشت محضی که نزدیک شدن هجوم خیل روستاییان همراه با آن اره‌برقی ایجاد می‌کرد، شروع به شدت گرفتن کرد و باعث شد بازی را متوقف نکنم. به خودم می‌گفتم بگذار کمی دیگر هم بازی کنم. سه ساعت گذشت تا در ساعت ۲ نیمه‌شب کنترلر را روی زمین گذاشتم. در هفته‌ای که گذشت بیشتر وقتم را برای سرگرمی مشغول انجام بازی رزیدنت ایول ۴ بودم و دائم خود را، هم مجذوب و هم شگفت‌زده جزئیات زیادی که هنوز می‌شود در بازی کشف کرد بودم؛ بازی که به شکلی تدریجی و «باورنکردنی» پیچیده‌تر می‌شود.

      منظور از «باورنکردنی» دقیقا مفهومی است که از کلمه باورنکردنی می‌شناسید. بار اولی که بازی کنید شما در ۱۲ تا ۱۵ ساعت به هر جایی خواهید رفت. در طی این دوره، شما با دیوانگان بیل به دست در یک روستای کوچک مبارزه می‌کنید، با یک کورکدیل جهش پیدا کرده در یک دریاچه، باید با کمک چند نیزه ماهیگیری مقابله کنید، به یک قلعه نفوذ می‌کنید و درحال فرار پازل حل می‌کنید. پیروان فرقه دشمن را به آتش می‌کشید تا وارد منطقه‌ای سراسر نظامی و مبارزه با یک ارتش کامل شوید. شاید بتوان گفت رزیدنت ایول ۴ مفهوم «ماجراجویی» را خیلی بهتر از اکثریت غریب به اتفاق بازی‌ها می‌داند. این را نمی‌شود خیلی ساده مجموعه‌ای حوادث دانست که به هم چسبانده شده باشند؛ برعکس، ما با گذر از یک بخش به بخش خاطره‌انگیز دیگری وارد می‌شویم، که بیشتر آن‌ها به شدت از نظر محیط و ضرب‌آهنگ، با یکدیگر متفاوت بوده و به درخشان‌ترین شکل ممکن در امتداد هم قرار گرفته‌اند. هر طور که حساب کنیم، نباید حل کردن پازل‌های چالش‌برانگیز بعد از بخش شلیک با یک قبضه توپ به دروازه سنگی و در ادامه یک بازی مرگبار «قایم باشک» چیز طبیعی به نظر برسد، اما در رزیدنت ایول ۴ همه این‌ها در «طبیعی‌ترین» چینش ممکن حس خواهد شد.

      gallery_1_1_212402.jpg

      در رزیدنت ایول ۴، عبور از یک بخش به بخش دیگر «گریز از مرکز» کمی را القا می‌کند. داستان بازی خیلی ساده و ابتدایی شروع می‌شود، اما شبیه‌ترین بازی که تا عناوین قبل از خودش در مجموعه رزیدنت ایول به متال گیر سالید شبیه بود. شما در نقش لیان اسکات کندی، یکی از قهرمان‌های بازی رزیدنت ایول ۲ هستید و همراه با او به اسپانیا می‌روید تا دختر رئیس جمهور را که توسط یک فرقه مذهبی وحشتناک ربوده شده نجات دهید. این شامل «نفوذ به مناطق»، دور زده شدن توسط آشنایان و خیلی چیزهای دیگر می‌شود که در جریان پیشرفت در داستان رخ می‌دهد. همه چیز روی مکانیک‌ها متمرکز بوده و در هرچیزی که کوچک هم به نظر می‌رسد، عمقی تحسین‌برانگیز نهفته شده است. مثلا درها. در طراحی بازی همه چیز به شکل فوق‌العاده‌ای عمق پیدا کردند، مثل اینکه بازیکن چطور با چیزی به شدت آشنا مثل درها مواجه می‌شود. لیان نزدیک درب می‌شود و با یک دکمه درب را آرام باز می‌کند، اگر دو بار روی دکمه ضربه بزنید لیان درب را به سبک فیلم‌های اکشن با لگد باز می‌کند، این حتی ترکیبی است و اگر ابتدا آرام درب باز شود، در میانه کار با دو ضربه روی دکمه می‌توان درب را با لگد باز کرد. این مکانیک در متن بازی و قسمت‌هایی که بازیکن باید فرار کند به زیبایی تلفیق می‌شود و عمق اضطراب را از دل صفحه نمایش به دکمه‌های کنترلر منتقل می‌کند. می‌توانید در برخی لوکیشن‌ها، گنجه یا دیگر آیتم‌هایی را پشت درب قرار دهید تا دشمنان دیرتر وارد اتاق شوند، این یک زمان ارزشمند به شما برای جستجوی اتاق و پیدا کردن آیتمی برای تقابل با دشمنان را می‌دهد. اگر دنبال کمی ابتکار عمل هستید، بخشی از درب را با شلیک گلوله تخریب کنید و از مجرایی که باز شده، دشمنان درگیر پشت درب را هدف قرار دهید.

       

      تقریبا هر شئ ثابتی که لیان بتواند در بازی تعاملی با آن برقرار کند، چندین گزینه تاکتیکی در خود نهفته می‌بیند. بله طبیعتا، شما می‌توانید از نردبان بالا رفته یا پایین بپرید اما شما همچنین می‌توانید دشمن که از آن استفاده می‌کند را نیز هدف بگیرید (یا بدون مصرف خشاب و با چاقو) و خسارتی بیشتر از حالت معمول، به خاطر سقوط از نردبان به وی تحمیل کنید. حتی می‌توانی نردبان را زمین بیاندازید و باعث سقوط تعداد زیادی از دشمنان که روی آن هستند شوید.

       

      از وقتی که رزیدنت ایول ۴ به شکل سوم شخص عرضه شد، کارهایی که شما بیشتر در حال انجام دادن آن شدید تیراندازی به دشمنان بود. اما در همین چرخه تکرار، بسیاری از این گزینه‌های تاکتیکی حتی در مدرن‌ترین شوترها نیز دیده نمی‌شوند. در رزیدنت ایول ۴، دشمن به محل اصابت گلوله روی بدنش واکنش‌های متفاوتی نشان می‌داد که در دل هر یک گزینه‌های تاکتیکی مختلفی برای ادامه تقابل بود. وقتی به پای یکی از آن‌ها شلیک کنید، او روی زانو می‌افتد، و فرصتی به شما برای عقب‌نشینی، زدن ضربه نهایی و یا یک «هدشات» می‌دهد. وقتی به سر آن‌ها شلیک کنید، آن‌ها با فریاد سر خود را گرفته و کمی عقب می‌روند. فرصتی که برای شما ایجاد می‌شود، وارد کردن یک لگد اکشن، در کنار دیگر گزینه‌هایی است که با خلاقیت می‌توانید اجرا کنید. این حتی جالب‌تر نیز می‌شود اگر دشمن شما سلاحی در دست داشته باشد. برای مثال برخی از آن‌ها مشعل آتشی دارند و اگر در زمان مناسب به او ضربه بزنید، آتش روی خودش خواهد افتاد. یا دشمن دینامیت به دست را پیدا کرده و با شلیک به دینامیت‌ها، به شکل گروهی دشمنان را نابود کنید.

      درحالی که اکثر بازی‌ها، شما تشویق به «هدشات» کردن و گرفتن جایزه بیشتر هستید، در رزیدنت ایول ۴ ممکن است این کار را با اضطراب انجام دهید! جایی که برخی از دشمنان در صورت منفجر شدن سرشان، انگل بزرگی از جای گردن‌شان خارج می‌شود. با وجود این دسته از دشمنان، که تنوع، شیوه حمله زیادی هم دارند، مفهومی که از هدشات وجود دارد به چالش کشیده می‌شود. در واقع رزیدنت ایول ۴ شما را به ریسکی دعوت می‌کند که در آن یا جایزه یا خطری حتمی نهفته است. تنوع ذکر شده نیز شامل جزئیات سختی متفاوت است که برخ با چند ضربه و برخی دیگر در تنها یک ضربه می‌توانند شما را «گیم آور» کنند. این با هر چه بیشتر وارد شدن در عمق داستان سخت‌تر می‌شود، جایی که انگل موجود در بدن دشمنان، هرچه بالغ‌تر شده و ابعاد و خطر بزرگ‌تری نیز می‌توانند نشان دهند. تا جایی که حتی ممکن است برای برخی دشمنان، شلیک به سینه یا پاهایشان هم دلهره‌آور شود.

       

      بازی شامل یک مرافبت و توجه خاص به انعطاف‌پذیری مکانیک‌ها در تقابل‌ها با دشمنان به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که چرا رزیدنت ایول ۴، گیم‌پلی بهتر از هر سوم شخص شوتری که در یک دهه گذشته ساخته شده را ارائه کرده است. انجام آن مثل این است که با بازی «ساخته شده» طرف هستید، نه یک بازی «مونتاژ شده». هر چیز کوچکی از انیمیشن لود کردن اسلحه، کار با منوی محتویات، کار با آیتم‌های فروختنی و کلیدها، باد خوردن موی لیان در حرکت‌ها و چرخش‌ها، لرزشی که دستش در حین هدف‌گیری پیدا می‌کند و بسیاری نهفته‌شده‌ها در متن این بازی می‌تواند شامل گزینه‌های تاکتیکی مختلفی باشد.

      بیشتر گیم‌پلی بازی، ایجاد تعادل میان دو کار عمده است؛ تلاش برای نجات یا حفاظت از دختر رئیس‌جمهور از دشمنانی تعقیب‌گر یا غول‌آسا در یک طرف و در طرف دیگر مجبور شدن بازیکن برای درگیر شدن با محیط پیرامونی برای بهره‌گیری تاکتیکی و رسیدن به بخش بعدی. شما مثل یک ابر قهرمان به اطراف نمی‌دوید و دشمنان را تکه تکه نمی‌کنید، بلکه به جای آن در جای خود ثابت می‌ایستید یا به روش‌های مختلفی که از محیط می‌توانید برای برتری‌جویی استفاده می‌کنید. اینکه چطور می‌توانید با محدودیت خشاب و از یک درب یا یک نردبان، برای زنده ماندن در مقابل دشمنی با سر انگلی که قادر است در یک حرکت کله شما را بکند زنده بمانید. درگیری حتی با همین چالش‌ها، خود مثل «یک پازل بی‌پایان» در لحظات تقابل با دشمنان است.

      gallery_1_1_98700.jpg

       

      رزیدنت ایول ۵ و ۶ هرگز این موضوع را درک نکردند. آن‌ها را قصد نداریم بازی‌های بدی معرفی کنیم ولی باید گفت دوره عمر آن‌ها کوتاه بود. برخلاف آن‌ها، RE4 یکی از اصلی‌ترین منابع الهام بخش برای اولین بازی Gears of War بود که می‌توان آن اثر Epic را یک تقلید شایسته از بازی رزیدنت ایول ۴ دانست و درنهایت آن مجموعه نیز به چیزی بیشتر از انقلابی تبدیل نشد که RE4 معرفی کرده بود.

       

      با توجه به نزدیک شدن زمان انتشار رزیدنت ایول ۷، این کنجکاوی وجود دارد که چرخش رادیکالی که کپکام برای این بازی، نسبت به بازی‌های قبل پیاده کرذه به چه سرنوشتی منتهی خواهد شد. آن‌ها پس از ۱۲ سال قصد دارند بازی را از حالت سوم شخص به اول شخص، و تمرکز را از اکشن به بازآفرینیِ عمقیِ ترس و بقایی قرار دهند، که در دو بازی اول مجموعه شکل گرفته بود. با توجه به پیش‌نمایش‌های بازی پیش رو، هنوز این اعتقاد به وجود نیامده که تصمیم همراه با ریسک کپکام به موفقیت زیادی که RE4 کسب کرد منتهی شود؛ اما باید گفت این توقع تاحدودی غیرمنصفانه است. بعد از این همه، ما درباره مجموعه بازی صحبت می‌کنیم که دو ژانر جدید و بنیادساز در صنعت گیم به یادگار گذاشت که یکی سقوط و دیگری همچنان محبوب است. باید امیدوار بود رزیدنت ایول ۷ غیر از تغییر زاویه دوربین به اول‌شخص، نوآوری‌های بیشتری را در آغوش بگیرد و جزئیات بیشتری را در گیم‌پلی خود بگنجاند؛ کاری که دوازده سال پیش در رزیدنت ایول ۴ و کم‌تر از یک دهه قبل از آن در اولین بازی این مجموعه شاهد بودیم.

       

       

      توسط Movyn، در مقاله‌ها،

      با توجه به ارتقای آیدیاپد یوگا ۲ پرو در بین دستگاه‌های هیبریدی پرطرفدار بر پایه ویندوز ۸، همچنان این مدل بهتر از یک تبلت است، اما در نسخه جدید قابلیت‌هایی اضافه شده است که در این محدوده قیمتی فوق العادست.

      شاید بهترین نمونه تمام عیار از نسل اول دستگاه‌های هیبریدی ویندوز ۸ لنوو آیدیاپد یوگا باشد که به طور هوشمندانه‌ای صفحه کلید آن به سمت پشت تا می‌شود و به شکل یک تبلت در می‌آید و در نسخه‌های ۱۳ و ۱۱ اینچ تولید شد. اما اکنون با پرچمدار جدید ویندوز ۱/۸ یعنی لنوو آیدیاپد یوگ ۲ روبرو هستیم.

      اگر با سیستم یوگا آشنا نیستید باید بگوییم که صفحه نمایش و در آن امکان تا شدن به صورت ۳۶۰ را دارد که می‌تواند یک تبلت ضخیم یا یک پایه را شکل دهد.

      نکته برجسته مدل جدید یک صفحه نمایش ۱۳ اینچی با کیفیت فوق‌العاده ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسل است که می‌تواند در محدوده دستگاه‌هایی چون مک بوک پرو با صفحه رتینا، کروم بوک پیکسل، سامسونگ Ativ Book 9 Plus، و دیگر دستگاه‌های مشابه قرار می‌گیرد. با توجه به صفحه نمایش ۹۰۰*۱۶۰۰ پیکسلی یوگا، می‌توان گفت یوگا ۲ پیشرفت قابل توجهی داشته است که نمی‌توان از یک لپ تاپ ۱۰۰۰ دلاری مدرن انتظار داشت.

      نسخه جدید یوگا از یک پردازنده اینتل Core i5، ۴ گیگابایت رم، هارد ۱۲۸ گیگابایت SSD و قیمت ۹۹۹ دلار عرضه می‌شود. طراحی باریک، حالت‌های تبلت انعطاف‌پذیر و صفحه نمایش با کیفیتی بالاتر از HD از دیگر مشخصات برتر این دستگاه است.

       



      طراحی و امکانات

      Lenovo IdeaPad Yoga 2 Pro

      اگر بخواهیم یک لپ تاپ باریک، سبک، زیبا با ظاهر اولترابوک را در محدوده ۱۰۰۰ دلار انتخاب کنیم می‌توانیم یوگا ۲ را در کنار مک بوک ایر، مک بوک پرو، سامسونگ Book 9، سونی وایو پرو ۱۳ و چند مدل دیگر قرار دهیم. ظاهر نسخه جدید مانند همان نمونه اصلی است ولی کمی باریک‌تر و سبک‌تر شده و لبه‌های آن کمی گردتر شده است.

      مقایسه یوگا ۲ با دیگر دستگاه‌ها با صفحه نمایش بهتر از HD مانند مک بوک پرو و سامسونگ Ativ Book 9 Plus معقول به نظر می‌رسد. یوگا ۲ به زیبایی و محکمی مدل‌های دیگر نیست اما با توجه به قیمت پایین‌تر با مشخصات مشابه Core i5، هارد ۱۲۸ گیگابایت می‌تواند گزینه مناسبی باشد که با رزولوشن بالاتر برای محاسبات موبایلی استفاده می‌شود.

      دستگاه‌های هیبریدی و قابل تبدیل به دو دسته تقسیم می‌شوند. برخی از آن‌ها تبلت‌های لپ تاپ شکل است و دسته و دیگر در اصل لپ تاپ‌هایی هستند که امکان تبدیل به تبلت را دارند. برای مثال، سونی وایو Tap 11 75 درصد تبلت و ۲۵ درصد لپ تاپ است. مایکروسافت سرفیس پرو ۲ نیز ۶۰ درصد تبلت و ۴۰ درصد لپ تاپ است. از طرف دیگر لنوو یوگا ۲ ۷۵ درصد لپ تاپ است و از حالت‌های دیگر آن به ندرت استفاده خواهید کرد.

      همچنین مشکل دیگری وجود دارد که تبلت‌های ویندوز ۸ که از ویندوز ۱/۸ نیز پشتیبانی می‌کنند به طور ۱۰۰ درصد و کامل تبلت‌های مطابق با سیستم عامل نیستند و کار کردن با آنها به ویژه به شکل عمدی بسیار مشکل است.

      با این وجود در وضعیت لپ‌تاپ، کار کردن با یوگا ۲ لذت بخش است. لنوو از صفحه کلید جزیره‌ای و انحنای کم در قسمت پایین برای این دستگاه استفاده کرده است که فشردن اشتباه کلیدها را به حداقل می‌رساند. انتهای کلیدها نرم‌تر شده و این کلیدها نسبت به مدل اصلی یوگا کم سر و صداتر هستند. تنها مشکل موجود کلید Shift است که نسبت به مدل قبلی کوچکتر شده است. صفحه کلید یوگا ۲ دارای نور پس زمینه است و مناسب افرادی خواهد بود که در فضاهایی با نور کم مانند کافی شاپ یا داخل خودرو از دستگاه خود استفاده می‌کنند.

      تاچ پد این مدل نیز مانند نمونه قبلی الیت است، و به خوبی با ژست‌های حرکتی دو انگشتی مانند حرکت در وب سایت‌ها کار می‌کند. به نظر می‌رسد این تاچ پد کمی زیادی حساس باشد که باید میزان حساسیت آن را در تنظیمات تغییر دهید.

      در کنار حالت‌های لپ تاپ و تبلت، می‌توانید صفحه نمایش را به اندازه ۱۸۰ درجه خم کنید و سیستم را به شکل یک کیوسک با پایه قرار دهید که صفحه نمایش رو به تماشاچی قرار گیرو صفحه کلید و تاچ پد آن مشخص نباشد. این حالت برای ارائه مطلب یا پخش تصاویر به صورت اسلاید یا پخش فیلم بسیار مفید است. همچنین می‌توانید به گونه‌ای صفحه نمایش یوگا ۲ را خم کنید که شکلی مانند نیمه تبلت داشته باشد. این حالت یکی از ۴ شکلی است که لنوو برای یوگا ۲ در نظر گرفته است اما نمی‌شود گفت به اندازه حالت کیوسکی مفید باشد.

      به لطف صفحه نمایش یوگا ۲ می‌توانید متون را بهتر مشاهده کرده و از ابزارهای ویرایش عکس به راحتی استفاده کنید. در رابط کاشی‌های ویندوز ۸ تا با دقت نگاه نکنید نمی‌توانید متوجه تغییرات شوید. مشابه OS X در ویندوز ۸ هم امکان تغییر مقیاس خودکار آیکن‌ها برای سازگاری با هر رزولوشنی وجود دارد. با این وجود در ویندوز ۸ امکان مشاهده دسکتاپ‌ها به صورت سنتی وجود دارد که در صفحه نمایش کوچک این دستگاه کمی عجیب به نظر می‌رسد. انتخاب لینک‌ها و آیکن‌ها کمی سخت است و برای کار با فتوشاپ باید با منوها و جای گزینه‌ها بیشتر آشنا شوید.


      اتصالات، عملکرد و باتری

      Lenovo IdeaPad Yoga 2 Pro

      بر خلاف طراحی زیبا و قیمت مناسب لنوو یوگا ۲ در ین دستگاه تنها یک پورت USB 3.0، یک پورت USB 2.0 و شبکه بیسیم قدیمی در اختیار شماست که از WiFi 802.11ac پشتیبانی نمی‌کند. تنها خروجی داخلی دستگاه نیز یک پورت میکرو HDMI است برای ارتباط اترنت نیاز به تهیه دانگل مخصوص به صورت جداگانه است.

      یوگا ۲ با قیمت ۹۹۹ دلار به یک پردازنده اینتل core i5 4200U، ۴ گیگابایت رم، و یک هارد جامد ۱۲۸ گیگابایتی مجهز شده است. با پرداخت ۱۳۹۹ دلار می‌توانید دستگاهی را خریداری کنید که رم آن ۸ گیگابایت و هارد آن ۲۵۶ گیگابایت است و اگر ۱۴۹۹ پرداخت کنید پردازنده core i7 نیز در اختیار شما خواهد بود. اما نسخه آخر که مجهز به ۵۱۲ گیگابایت هارد SSD است نزدیک به ۱۵۹۹ دلار برای شما خرج دارد. البته ارزانترین نسخه یک مدل ۹۲۹ دلاری با پردازنده core i3 است.

      نسخه core i5 که در اختیار ما بود، عملکردی مطابق انتظار و مانند دیگر لپ تاپ‌های این محدوده داشت. یوگا ۲ در مقابل مدل‌های گرانتر مانند مک بوک پرو ۱۳ اینچ کمی کندتر عمل می‌کرد و در تست فتوشاپ رزولوشن صفحه بالاتر تأثیر زیادی روی عملکرد دستگاه داشت.

      اما استفاده از پردازنده نسل چهارم اینتل core i5 باعث شده است این دستگاه برای محاسبات روزمره و چندلمسی کاملاً قدرتمند باشد. با توجه به قیمت یوگا ۲ شما می‌توانید از طراحی جذاب و عالی و کیفیت ساخت خوب دستگاه در کنار امکانات هیبریدی و صفحه نمایش با کیفیت ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسل بهره‌مند شوید.

      عمر باتری از نمونه اصلی یوگا بیشتر است و می‌توان علت آن را در پردازنده اینتل Haswell جستجو کرد که تأثیر بسزایی در عملکرد باتری دارد. لپ تاپ‌هایی با صفحه نمایش با کیفیت تر نیز از پردازنده مشابهی استفاده می‌کنند و میزان شارژدهی باتری آنها نیز بیشتر است که می‌توان به مک بوک ۱۳ اینچی و لپ تاپ قدرتمند Ativ Book 9 Plus سامسونگ اشاره کرد ولی شارژ ۷ ساعت و ۱۰ دقیقه‌ای یوگا ۲ در زمان پخش مداوم فیلم نیز مقدار کمی نیست.


      سخن پایانی

      Lenovo IdeaPad Yoga 2 Pro

      با اضافه شدن امکانات جدید به دستگاه‌های مشتری پسند آیدیاپد لنوو، خط تولید یوگا نیز دارای امکانات کاملاً متفاوت است که می‌توان از آن به عنوان Thinkpad Yoga تجارت محور یاد کرد. در این حالت، آیدیاپد یوگا۲ دارای صفحه نمایش با کیفیت بالاست در حالی که در تینک پد یوگا شاهد مکانیزم صفحه کلید هوشمند هستیم و وقتی دستگاه تا می‌شود و به شکل تبلت تبدیل می‌شود دیگر خبری از صفحه کلید نیست.

      وجود صفحه کلید و تاچ پد حتی وقتی که نیازی به آنها ندارید باعث می‌شود طراحی یوگا ۲ کمی عجیب باشد و خیلی‌ها این موضوع را دوست نداشته باشند. اگر یوگا ۲ را اصولاً لپ تاپی بدانیم که با قابلیت تا شدن و تبدیل شدن به اشکال جدید برای اهداف خاص طراحی شده است، می‌توانیم آن را یکی از بهترین سیستم‌های اولترابوک موجود در دنیا بدانیم که با داشتن امکانات رده بالا باعث می‌شود در این محدوده قیمتی بی رقیب باشد.

       



      مزایا و معایب

      :t:

      لنوو یوگا ۲ یک اولترابوک عالی است که می‌توان از نداشتن قابلیت هیبریدی آن چشم پوشی کرد. این مدل دارای صفحه کلید با نور پس زمینه و صفحه نمایش با کیفیت بالای ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسلی است، در حالیکه قیمت آن کمتر از ۱۰۰۰ دلار خواهد بود.

      :x:

      از نظر عمر باتری این دستگاه پشت بسیاری از لپ تاپ‌های گران‌قیمت با صفحه نمایش با کیفیت بالاتر قرار می‌گیرد و لنوو هنوز هم نمی داند باید با صفحه کلید در وضعیت تبلت چه کار کند.

       


       



      گالری


       

      توسط Movyn، در مقاله‌ها،

      اگر فقط به دنبال یک اولترابوک لمسی مبتنی بر ویندوز هستید و قیمت آن برایتان مهم نیست، لپ تاپ Ativ Book 9 Plus می‌تواند یک سرمایه‌گذاری مناسب باشد.

      اولین نکته مهم، طراحی زیبای این الترابوک ویندوزی است. بعد از آن می‌توان به صفحه نمایش لمسی با رزولوشن بسیار بالا و عمر باتری بیشتر اشاره کرده که به لطف پردازنده اینتل Haswell حاصل می‌شود.

      Ativ Book 9 Plus نمونه بازتولیدی سری ۹ سامسونگ است که چند سالی به خاطر شکل یکپارچه، طراحی باریک و عملکرد قوی جزو مدل‌های دوست داشتنی بازار بوده است. تغییر بند لپ تاپ‌های ساموسنگ به Ativ با توجه به تقسیم خط تولید به دو قمست Book 9 Lite و Book 9 Plus کمی گیج کننده به نظر می‌رسد. مدل Lite از بدنه پلاستیکی، پردازنده AMD و شکل متفاوتی از تولید بهره می‌برد و قیمت آن ۷۵۰ دلار است. مدل Plus یک اولترابوک بهتر ولی با قیمت ۱۳۹۹ دلار است که تقریباً دو برابر مدل Lite است. این لپ تاپ مجهز به صفحه نمایش لمسی با کیفیت ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسل است و به لطف پردازنده اینتل هزول core i5 عمر و شارژدهی باتری آن بهبود یافته است.

      Ativ Book 9 Plus یکی از لپ تاپ‌های دوست داشتنی مبتنی بر ویندوز ۸ است که کار با آن حس خوبی را برای شما به ارمغان خواهد آورد حتی اگر مجبور باشید آن را گران بخرید. قیمت این دستگاه با توجه به امکانات بالاتر ۳۰۰ دلار بیشتر از مک بوک ایر ۱۳ اینچی است و محدوده قیمت لپ تاپ‌های ویندوزی نیز حدود ۱۰۰۰ دلار است.

       



      طراحی: یک اولترابوک کامل و بی نقص

      gallery_1_21_161694.jpg

      Ativ Book 9 Plus شباهت‌های زیادی با مدل Book 9 قبلی دارد و از همان فلز خاکستری در بدنه، لبه‌های نقره‌ای، و ظاهر منحنی و شکل دار مانند یک جسم آیرودینامیک استفاده می‌کند و قسمت پایین آن کوچک‌تر از مک بوک ایر ۱۳اینچی است. Ativ Book 9 Plus نسبت به سری ۹ قبلی سنگین تر و ضخیم‌تر است وزن آن در حدود ۲/۳ پوند می‌باشد.



      صفحه نمایش: پیکسل‌های فوق‌العاده زیاد که نمی دانید با آنها چه کار کنید!

      gallery_1_21_25249.jpg

      طی سال‌های اخیر لپ تاپ‌ها از صفحه نمایش‌های با کیفیتی بالاتر از 1080p استفاده می‌کنند و در نتیجه کیفیت تصویر خروجی آنها بی نظیر خواهد بود. Book Plus 9 یکی از برندگان بی چون و چرای رقابت پیکسل هاست که مجهز به یک صفحه نمایش ۳/۱۳ اینچی با رزولوشن ۱۸۰۰*۳۲۰۰ پیکسل است و به راحتی توشیبا Kirabook را با ۱۴۴۰*۲۵۶۰ پیکسل و مک بوک پرو رتینای ۱۳ اینچی با صفحه نمایش ۱۶۶۰*۲۵۵۰ پیکسل را پشت سر می‌گذارد. همچنین این میزان تراکم پیکسلی نسبت به سری قبلی Book 9 با ۹۰۰*۱۶۰۰ پیکسل یک جهش بزرگ است.

      با اینکه این کیفیت در مشاهده تصاویر و متون با رزولوشن بالا مؤثر است ولی هنوز بسیاری از اپلیکیشن‌های ویندوز ۸ نمی‌توانند با این کیفیت سازگار باشند. کیفیت اسپیکرهای داخلی نیز بسیار خوب و راضی کننده است و وب کم این دستگاه به کیفیت 720p بیش از سطح متوسط عمل می‌کند.

      صفحه کلید این لپ تاپ دارای نور پس زمینه است و آنقدر کافی است که در هر شرایط نوری بتوانید به راحتی کلیدها را بخوانید. تایپ کردن با این صفحه کلید حس خوبی را منتقل می‌کند وفاصله کلیدها بسیار مناسب طراحی شده و مانند اکثر لپ تاپ‌های باریک این کلیدها کاملاً تخت و صاف هستند.

      تاچ پد دستگاه به اندازه کافی بزرگ طراحی شده و امکان کلیک کردن نیز در آن وجود دارد که واقعاً کار با آن لذت بخش است. فضا برای ژست‌های حرکتی چند لمسی کاملاً فراهم شده است و حرکت روی لبه‌ها به خوبی صورت می‌گیرد. سامسونگ به خوبی روی صفحه کلید و تاچ پد Book 9 Plus وقت گذاشته است.

      سامسونگ نشان داده است که به استفاده از مینی پورت‌ها روی Book 9 Plus علاقه دارد. خروجی‌های HDMI و VGA دو نمونه از مینی پورت‌های این دستگاه است که کاملاً مشخص هستند. دو پورت USB 3.0 و یک شیار کارت SD نیز روی این دستگاه تعبیه شده است.

      از دیگر امکانات ارتباطی این لپ تاپ می‌توان به بلوتوث نسخه ۴، شبکه بیسیم 802.11 a/b/n اشاره کرد. خبری از شبکه بیسیم پرسرعت 802.11ac نیست.


      دربارهٔ SideSync

      لپ تاپ‌های ویندوزی جدید سامسونگ به امکان نرم‌افزاری SideSync مجهز هستند که به گوشی‌ها و تبلت‌های گلکسی اجازه می‌دهد در کنار هم به خوبی کار کنند و صفحه کلید و صفحه نمایش خود را روی دستگاه دیگر به اشتراک بگذارند. این قابلیت واقعاً جذاب است و می‌توانید صفحه گوشی یا تبلت خود را روی مانیتور Book 9 Plus داشته باشید و هشدارها و پیام‌های خود را روی آن بخوانید. حتی می‌توانید از صفحه کلید و تاچ پد لپ تاپ برای استفاده از اپلیکیشن‌های گوشی یا تبلت استفاده کنید.


      عملکرد و عمر باتری

      gallery_1_21_248153.jpg

      Book 9 Plus از نسل چهارم پردازنده اینتل corei5 اینتل در قلب خود بهره می‌برد و بی تردید عملکرد آن نسبت به مدل‌های قبلی ارتقاء یافته است. پردازنده‌های اینتل Haswell لپ تاپ‌های باریک، باعث می‌شوند که گرافیک onboard و عمر باتری بهبود یافته و روی سرعت نهایی سیستم مؤثر باشند. همان‌طور که در تست‌های بنچمارک مشاهده می‌کنید Book 9 Plus دارای پردازنده 1.6 GHz Intel Core i5 4200U است که عمکلردش نزدیک به پردازنده 2GHz Intel Core i7 3527U می‌باشد. با مقایسه مدل Plus و Lite متوجه عملکرد سریعتر اینتل نسبت به پردازنده AMD مدل Lite خواهید شد.

      باتری این دستگاه در زمان پخش مداوم فیلم تا ۸ ساعت و ۲۹ دقیقه کار می‌کند که بسیاری از اولترابوک‌های ویندوزی فعلی می‌توانند به این عدد برسند. با توجه به تنظیمات مختلف می‌توان این مقدار را افزایش داد تا بتوان یک روز کامل با دستگاه کار کرد و به رکورد سونی وایو پرو ۱۳ نزدیک شد.



      شگفت آور نیست ولی واقعاً خوب است!

      gallery_1_21_23704.jpg

      Ativ Book 9 Plus نقطه عطف نسل قبلی با طراحی زیبا و امکانات زیاد ولی با صفحه نمایش لمسی و طول عمر باتری بیشتر است. در کل با اینکه این اولترابوک ویندوزی نمی‌تواند شما را شوکه کند ولی یک دستگاه تمام عیار است. باتری آن شاید به پای مک بوک ایر نرسد ولی کاملاً خوب است و کیفیت صفحه نمایش آن در مقابل لپ تاپ‌های ویندوزی یک سر و گردن بالاتر است؛ ولی با این وجود با توجه به عرضه توشیبا kirabook و لنوو یوگا ۲ نمی‌توان خیلی هم از اولترابوک سامسونگ شگفت زده شد. به نظر می‌رسد در مقایسه با رقبا سامسونگ خیلی روی طراحی خود تمرکز داشته که شاید خیلی هم بد نباشد.

      به هر حال Ativ Book 9 Plus یک محصول خوب از سامسونگ است که با توجه به قیمت ۱۳۹۹ دلاری خیلی هم ارزان نیست ولی خیلی خیلی گران هم نیست. در این مدل نیز از هارد درایو جامد ۱۲۸ گیگابایتی در کنار یک رم ۴ گیگاباتی DDR3 استفاده شده است که به نظر کافیست.

      در نهایت یکی دیگر از نکات منفی این اولترابوک، تبدیل نشدن آن به شکل یک تبلت است ولی اگر این قابلیت خیلی برایتان مهم نیست و دنبال یک لپ تاپ براساس ویندوز ۸ با مشخصات خوب می‌گردید Ativ Book 9 Plus گزینه مناسبی خواهد بود. البته اگر قیمت آن شما را اذیت نکند!

       


      مزایا و معایب

      :t:

      لپ تاپ Ativ Book 9 Plus از یک طراحی زیبا و باریک، صفحه نمایش با کیفیت و یک باتری عالی بهره می‌برد.

      :x:

      قیمت بالاتر از انتظار، خروجی HMDI کوچک و تبدیل نشدن به شکل تبلت از جمله معایب این دستگاه است.

       




      گالری

      توسط Movyn، در مقاله‌ها،

      چند وقتی است تغییرات خاصی در طراحی مک بوک ایر مشاهده نمی‌کنیم و تغییرات صورت گرفته در مدل‌های 11 و 13 اینچی 2014 نیز خیلی جدی نیست.

      مدل فعلی مک بوک ایر از پردازنده core i5 با فرکانس کاری 4/1 گیگاهرتز استفاده می‌کند که در نمونه 2013 فرکانس پردازنده 3/1 گیگاهرتز بود. اما نکته جالب توجه اینجاست که مدل 6/11 اینچی با 100 دلار کاهش قیمت از 899 دلار در امریکا و 749 یورو در انگلستان فروخته می‌شود، در حالی که قیمت مدل 13 اینچی جدید به 999 دلار و 849 یورو رسیده است.

       

      طی بررسی‌های ما از نسخه 2014 متوجه شدیم که میزان عملکرد کمی بهتر شده است. البته شاهد نتایج متفاوت در دستگاه‌های مختلف بودیم که می‌تواند به دلیل استفاده از SSDهای شرکت‌های گوناگون در انواع مدل‌های ایر باشد ولی این مسئله در مورد CPU کمی فرق می‌کرد.

      با اینکه کاهش قیمت یک امتیاز مثبت محسوب می‌شود ولی کمبود بهبودهای عملکردی و سخت‌افزاری قابل توجه و طراحی تکراری ایر سسب شده است تا نسبت به مدل 2013 تفاوت چندانی را شاهد نباشیم و امتیازات ما نیز همچون مدل قبلی باشد. هر دو مدل 11 و 13 اینچی مک بوک ایر همچنان از بهترین لپ تاپ‌های دنیا هستند ولی نمی‌توانند برای افرادی که به دنبال تغییرات جدید هستند راضی کننده باشند.

      پردازنده این دستگاه نیز مانند مدل سال قبل اینتل Haswell با گرافیک HD5000 است که همچنان خبری از GPU به کار رفته در مدل 15 اینچ مک بوک پرو با صفحه رتینا نیست. اما با استفاده از سرویس‌های مخصوص بازی مانند Steam و Ea Origin که با سیستم عامل مک سازگاری دارند می‌توان نسبت به وضعیت بازی روی OS X امیدوار بود.

      در مدل 2013 ایر، شاهد اضافه شدن استاندارد جدید شبکه بیسیم 802.11ac بودیم که مانند AirPort Extreme و AirPort Time Capsule با روترهای وایرلس فعلی مشکل دارد و کند کار می‌کند. اگر یک روتر قدمی در اختیار دارید باید بدانید که با مشکل روبرو خواهید شد.

      باتری این دستگاه شاید کماکان یکی از امیدوارکننده ترین قسمت‌های باشد که با توجه به کاهش قیمت 100 دلاری بعد از دو سال باعث شده باشد بر خلاف نداشتن طراحی جدید، باز هم مک بوک ایر جزو مفیدترین لپ تاپ‌های دنیا باشد.



      طراحی و امکانات

      Apple_MacBook_Air_13-inch_Laptop-Silver.jpg

      ضخامت هر دو مدل 11 و 13 اینچی همچنان یکسان است و در محدوده 11/0 تا 68/0 اینچ قرار می‌گیرد در حالی که رقبایی چون سونی وایو پرو هم سبک تر و هم باریک تر شده است. به نظر می‌رسد ضخامت مدل 13 اینچی منطقی تر باشد.

      بدنه آلومینیومی ایر آنقدر محکم است که با خیال راحت می‌توانید آن را داخل کیف بیندازید و بدون کاور مخصوص هر جا که خواستید حمل کنید و شاید این برتری نسبت به بدنه فیبر کربنی سونی وایو پرو مشهود باشد. صفحه کلید با نور پس زمینه و تاچ پد نیز مانند مدل قبلی طراحی شده و همه چیز به صورت استاندارد باقی مانده است. بسیاری از مدل‌های تولید شده توسط رقبا سعی در استفاده از تاچ پدهای بزرگتر با امکان پشتیبانی بهتر از ژست‌های حرکتی چند لمسی داشته‌اند.

      دیدن توسعه رابط کاربری اپل در مقابل ویندوز 8 واقعا لذت بخش تر است. در این رابط سعی شده است مفهوم کلی کار با سیستم عامل کامپیوتر تغییر پیدا کند و این موضوع در به روز رسانی OS X Mavericks نیز رعایت شده است. برای جابجایی بین پنجره‌ها و برنامه می‌توانید از ژست‌های حرکتی 3 یا 4 انگشتی روی ترک پد استفاده کنید که شاید تجربه خوبی باشد.

      برخلاف مدل 11 اینچ مک بوک ایر، صفحه نمایش مدل 13 اینچی نسبت 16 به 9 را ندارد. همچنین این صفحه دارای شیشه لب به لب روی یک قاب سیاه رنگ نیست که در مدل مک بوک پرو وجود دارد و به جای آن از همان نمونه قبلی با قاب نقره‌ای ضخیم استفاده شده است.

      اما در طرف مثبت، این صفحه نمایش دارای کیفیت 900*1440 پیکسل است که نسبت به کیفیت 768*1366 پیکسلی لپ تاپ‌های 13 اینچی کمی بهتر است. گرچه مدل‌های رقیب خیلی زود به سمت 900*1600 و 1080*1920 پیکسل در حال حرکت هستند.


      اتصالات، عملکرد و باتری

      apple-macbook-air-13-inch-i5-4gb-ram-128-flash-ssd_sigilat.jpg

      خروجی‌ها و اتصالات نیز نسبت به مدل 2013 مک بوک ایر تغییری نداشته‌اند. 2 پورت USB 3.0 و یک پورت تاندربولت و خروجی‌های لوازم جانبی و تصویر در اختیار شماست. شبکه بیسیم 802.11ac با سخت‌افزار مخصوص اپل به خوبی کار می‌کند ولی با روترهای 802.11n مشکل دارد.

      مدل‌های جدید باز مشابه گذشته از هارد جامد 128 گیگابایت در کنار رم 4 گیگابایتی استفاده می‌کنند. تفاوت‌های تست ما در مدل 2014 نسبت به نمونه 2013 مک بوک ایر واقعا ناچیز بود. با اینکه شاهد پیشرفت‌هایی در عملکرد هستیم که به دلیل سرعت کلاک پردازنده است، اما واقعا نکته قابل توجهی وجود ندارد که بخواهیم به آن اشاره کنیم. برای کاربران دائمی مک بوک که می‌خواهند از جستجو در اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تماشای ویدئوهای HD، و موارد دیگر لذت ببرند باید بگوییم که مدل‌های جدید مک بوک ایر به اندازه کافی قدرتمند هستند.

      تراشه گرافیکی مجتمع HD5000 اینتل نمی‌تواند از پس بازی‌های سنگین بر بیاید، اما می‌تواند بازی‌هایی در حد Tomb Rider جدید را روی تنظیمات متوسط با نرخ فریم 6/17 در ثانیه اجرا کند. البته شاید با کمی دستکاری بتوان بازی‌هایی در سطح پورتال 2 را نیز اجرا کرد.

      شارژدهی باتری مک بوک ایر در هر دو مدل 11 و 13 اینچی فوق العادست که در نمونه 13 اینچی 2014 به عنوان مثال می‌توان تا 16 ساعت و 26 دقیقه به طور مداوم با دستگاه کار کرد. البته تحت شرایط مختلف این زمان کم و زیاد می‌شود ولی باز هم نسبت به لپ تاپ‌های دیگر کاملا برتری دارد.

       


      سخن پایانی

      طراحی بدون تغییر و ثابت و عدم حضور قابلیت‌های جذاب و جدید (صفحه نمایش لمسی، صفحه نمایش با کیفیت و NFC) از جمله مواردی است که تصمیم گیری درباره مک بوک ایر جدید و ارتقای نسخه‌های قبلی به مدل‌های فعلی را سخت می‌کند.

      ولی کاهش قیمت 100 دلاری، بهبود عملکرد و باتری آن سبب می‌شود باز هم جزو انتخاب‌های ما باشد و شاید رقیبی پیدا نشود که ناکارامدی این دستگاه را اثبات کند.
       

      :t: ارتقای CPU در مدل مک بوک ایر 13 اینچ باعث بهبود عملکرد شده است.

      :t: کیفیت ساخت ترک‌پد چند لمسی آن همچنان بی نظیر است و حتی نسبت به قبل بهتر هم شده است.

      :t: مدل 13 اینچ مک بوک ایر با 100 دلار کاهش نسبت به مدل قبلی به 999 دلار رسیده است.

      :x: جای خالی قابلیت‌های جدید مانند صفحه نمایش لمسی و با کیفیت بالا همچنان احساس می‌شود.

      :x: رقابت اولترابوک در حال حاضر روی طراحی است.

      :x: اگر طی دو سال گذشته یک مک بوک ایر برای خود خریده‌اید هیچ نیازی نیست تا آن را به نسخه جدید ارتقا دهید، اما اضافه شدن قابلیت‌ها و امکانات جدید و پیشرفت‌های سخت‌افزاری سبب شده است تا مدل جدید جذاب تر باشد.

       

       

      توسط Movyn، در مقاله‌ها،

      ایسر اسپایر V5-573PG-9610 با قیمتی معادل هزار دلار می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌های میان قیمت بازار برای جایگزینی کامپیوترهای دسکتاپ باشد که دارای صفحه نمایش لمسی، عملکرد مالتی‌مدیای فوق‌العاده و یک باتری قدرتمند است و می‌توانید ساعت‌ها به طور مداوم با آن کار کنید. از دیگر امکانات این نوت‌بوک خوش قیمت، کارت گرافیک قوی از شرکت انویدیا، اسپیکرهای داخلی و طول عمر زیاد باتری است که در سایت آمازون نیز می‌توان آن را یا قیمتی در حدود ۹۰۰ دلار پیدا کرد و مطمئن باشید از نظر عمکلرد و امکانات شما را ناامید نخواهد کرد. پیش از شروع بررسی خود باید بگوییم با اینکه ایسر اسپایر V5-573PG-9610 نوت‌بوکی خوبی است ولی در این محدوده قیمتی می‌توان رقبای بهتری برایش یافت.

       

      طراحی

       

      ایسر اسپایر V5-573PG-9610 به عنوان یک نوت‌بوک بازیک و سبک ۱۵ اینچی شناخته می‌شود. اندازه این نوت بوک، ۲٫۳*۳۸٫۱*۲۵٫۶ سانتی‌متر است و وزن آن در حدود ۲٫۲ کیلوگرم می‌باشد که نسبت به اچ‌پی Envy TouchSmart 15t-j100 Quad Edition با قیمت ۷۵۰ دلار و وزن ۲٫۵ کیلوگرمی و ایسوس N550JV-DB72T با قیمت هزار دلار و وزن ۲٫۵ کیلوگرمی، سبک‌تر است.

      کلید پاور در قسمت لبه سمت چپ دستگاه قرار دارد که کمی نامناسب به نظر می‌رسد و شاید پیداکردن آن راحت نباشد و حتی به اشتباه با فشردن آن باعث خاموش شدن سیستم شوید.

      ایسر اسپایر V5-573PG-9610 مجهز به صفحه کلید جزیره‌ای مخصوص ایسر است که دکمه‌های Enter و Backspace به صورت یک L بزرگ درآمده‌اند. صفحه کلید این نوت‌بوک کامل است و قسمت اعداد در سمت راست قرار دارد و در مجموع تایپ کردن با این صفحه کلید کاملا نرم و روان و بدون مشکل انجام می‌پذیرد. البته برخی اعتقاد دارند کلید Space می‌توانست بزرگتر باشد. تاچ‌پد دستگاه نیز به اندازه کافی بزرگ بوده و انتهای پایینی آن دارای قسمتی برای قرارگیری مچ از جنس آلومینیوم است.

       

      مشابه اکثر لپ‌تاپ‌های امروزی رزولوشن صفحه نمایش ایسر اسپایر V5-573PG-9610 دارای کیفیت ۷۶۸*۱۳۶۶ است که در این بازه قیمتی شاید کمی ناامید کننده باشد چون هر دو مدل ایسوس N550JV-DB72T و اچ‌پی Envy 15t-j100 Quad Edition دارای کیفیت ۱۰۸۰*۱۹۲۰ هستند. با این وجود صفحه نمایش این دستگاه از لمس ده انگشتی پشتیبانی می‌کند که برای کار با ویندوز ۸٫۱ یک ضرورت به شمار می‌رود. لولاهای این صفحه نمایش به خوبی می‌تواند در مقابل ضربات و لمس صفحه لمسی مقاومت کند در حالی که بازکردن درب نوت بوک یا تغییر وضعیت آن به راحتی صورت می‌گیرد.

      ایسر اسپایر V5-573PG-9610 دارای ۴ اسپیکر داخلی و نرم‌افزار ارتقا یافته Dolby Home Theater v4 است که ارمغان آن برای شما صدایی با کیفیت و بلند است که نه تنها شما را از هدفون بی‌نیاز می‌کند که می‌تواند به راحتی فضای اتاق را پوشش دهد.

       

       

      امکانات

      gallery_1_10_2489.jpg

      ایسر اسپایر V5-573PG-9610 مجهز به دو پورت USB 2.0، پورت کارت SD، یک پورت USB 3.0، خروجی HDMI و پورت اترنت است. قفل Kensington نیز مانند دستگاه‌های دیگر برای محافظت فیزیکی روی این نوت‌بوک نیز وجود دارد و می‌توانید از امکانات ارتباطی شبکه بی‌سیم 802.11n و بلوتوث نسخه ۴ در کنار HS برای برقراری ارتباط بی‌سیم استفاده کنید.

      اکثر خروجی‌های ایسر اسپایر V5-573PG-9610 به جای قسمت‌های راست و چپ در پشت دستگاه قرار دارد. شاید دسترسی به آنها کمی سخت باشد ولی علت این کار کمتر کردن ضخامت دستگاه بوده است. در پشت دستگاه یک جای دیگر برای کانکتور کوچک Converter Port مخصوص ایسر وجود دارد که به کمک آن می‌توانید از طریق کابل تبدیل ایسر به قمیت ۳۵ دلار کابل‌های VGA، USB یا اترنت را به سیستم وصل کنید. با اینکه به نظر پیشنهاد جالب و مفیدی است ولی کمی عجیب به نظر می‌رسد.

      فضای ذخیره‌سازی ایسر اسپایر V5-573PG-9610 یک هارد یک ترابایتی است که فضای کافی برای ذخیره فایل‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد ولی هیچگاه انتظرا عملکرد پرسرعت مانند هاردهای جامد SSD را نداشته باشید.

       

      همانند دیگر سیستم‌های ایسر این نوت‌بوک نیز با تعداد زیادی از اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های پیش‌نصب شده به فروش می‌رسد. این برنامه‌های شامل Acer Docs و Acer Remote Files (برای همگام‌سازی و به اشتراک‌گذاری فایل‌ها) و نسخه‌های آزمایشی Norton Internet Security و Microsoft Office 365 می‌باشد.

      در منوی Start شاهد برنامه‌هایی چون Stumble Upon، Spotify، Music Maker Jam، Netflix و Hulu Plus است. چندین برنامه برای خواندن کتاب‌های الکترونیکی و اخبار نیز وجود دارد که می‌توان به Kindle Reader، Zinio Reader و NewsXpresso اشاره کرد. با اینکه این برنامه‌های قابلیت‌های کاربردی را در اختیار شما قرار می‌دهند ولی مشکلاتی نیز مانند تعداد کمی بازی از WildTangent و لینک‌های خرید به سایت‌های Ebay و Amazon نیز به چشم می‌خورد. یکی از بهترین اپلیکیشن‌های پیش نصب روی ایسر اسپایر V5-573PG-9610 نسخه‌ای از برنامه محبوب و کاربردی Evernote است. ایسر این نوت‌بوک را با گارانتی یکساله بین‌المللی عرضه می‌کند.

       

      عمکلرد

      gallery_1_10_52305.jpg

      زیر پوسته زیبای ایسر اسپایر V5-573PG-9610 یک پردازنده کم مصرف اینتل Core i5-4500U قرار دارد که مشابه همان پردازنده 1.8 GHz به کار رفته در نوت‌بوک گیگابایت U24T-CF1 با قیمت ۱۳۵۰ دلار است. رم دستگاه نیز 8 GB می‌باشد. ایت ترکیب در نهایت می‌تواند عملکرد مطلوبی را برای محصول ایسر فراهم کند و امتیازات خوبی را تست‌ها بنچ‌مارک ما نصیب ایسر اسپایر V5-573PG-9610 نماید.

      با این وجود باید اشاره کنیم که اگر به جای یک هارد درایو معمولی از هاردهای جامد SSD استفاده می‌شد دیگر نمی‌توانستیم ایرادی به عملکرد این دستگاه وارد کنیم. برای مثال در تست PCMark7، امتیاز ایسر اسپایر V5-573PG-9610 برابر ۲۸۴۶ بود در حالی نوت‌بوک گیگابایت با همان مشخصات توانست به عدد ۴۹۹۲ دست یابد که نشان از تفاوت حافظه‌های ذخیره‌سازی دو دستگاه و تاثیر آن در عملکرد نهایی دارد.

      با اینکه عمکلرد ایسر اسپایر V5-573PG-9610 نمی‌تواند ما را شگفت‌زده کند ولی برای کاربردهایی که ایسر مدنظر خود داشته راضی کننده است.

       

      ایسر از بخش سرگرمی و مالتی مدیا غافل نبوده و به لطف استفاده از کارت گرافیم Nvidia GeForce GT 750M توانسته است شرایط خوبی را برای علاقمندان پخش فیلم فراهم کند. البته این شرایط شاید خیلی مناسب بازی‌خورها نباشد. بهترین عنوانی که می‌شود روی این دستگاه اجرا کرد بازی League of Legend است. البته جزئیات فیلم Heaven به خوبی با نرخ ۳۲ فریم در ثانیه پخش می‌شد.

      اما در مورد عمر باتری نوت‌بوک ایسر اسپایر V5-573PG-9610 خیلی خوب عمل می‌کند و باتری لیتیوم پلیمر ۴ سلولی آن رکورد ۹ ساعت و ۱۷ دقیقه را ثبت کرده است. این قابلیت باعث پیش گرفتن محصول ایسر از رقبایی چون ایسوس N550JV-DB72T با ۴ ساعت و دو دقیقه و گیگابایت U24T-CF1 با سخت‌افزار مشابه و شارژ باتری ۶ ساعت ۹ دقیقه شده است. به نظر باتری ایسر اسپایر V5-573PG-9610 می‌تواند به راحتی برای یک روز در محیط کار یا مدرسه کافی باشد.

       

       

      سخن پایانی

      gallery_1_10_61957.jpg

      سال گذشته، نوت‌بوکی با قابلیت لمسی برای جایگزینی کامپیوترهای دسکتاپ کافی بود ولی اکنون نوت‌بوک ایسر اسپایر V5-573PG-9610 نمی‌تواند به عنوان یک پیشگام خودش را معرفی کند و عمکلرد نسبتا متوسط، امکانات استاندارد و صفحه نمایش آن با کیفیتی پایینتر از حد انتظار باعث می‌شود در این محدوده قیمتی ما انتظار محصولات بهتری داشته باشیم و به سراغ ایسوس N550JV-DB72T برویم که دارای عملکرد بهتر، کیفیت صفحه نمایش بالاتر و همان امکانات سرگرمی است و تنها کمتر از صد دلار گرانتر از ایسر اسپایر V5-573PG-9610 می‌باشد.

      توسط Ali، در مقاله‌ها،

      سامسونگ گلکسی نوت ۳

      Samsung Galaxy Note 3

       

      94ef3e12fb4e25275e24a5e9f7e33b99.png

       

       

      شبکه GSM, CDMA, 3G, HSDPA, LTE
      ابعاد 151.2 × 79.2 × 8.3 میلی‌متر
      وزن 168 گرم
      سیستم عامل Android 4.3
      حافظه داخلی 32 / 64 گیگابایت
      باطری 3200 میلی‌آمپر
      نمایشگر 5٫7 اینچ سوپر آمولد، لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ، 1080×1920 پیکسل، محافظ گوریلا گلس نسل سوم
      دوربین جلو 2 مگاپیکسل
      دوربین پشت 13 مگاپیکسل - فلش LED، فوکوس خودکار، تشخیص چهره و لبخند، فیلمبرداری با وضوح 4K یا 1080p در 60 فریم بر ثانیه
      CPU Octa-core 1.9 GHz (HSPA+ version)

      2.3 GHz quad-core Snapdragon 800 (LTE version)

      GPU ARM Mali T628MP6 GPU (HSPA+ version)

      Adreno 330 (LTE version)

      Chip Samsung Exynos 5 Octa 5420 (HSPA+ version)

      Qualcomm Snapdragon 800 (LTE version)

      رنگ‌ها سفید - مشکی - صورتی (و رنگ‌های دیگر)

      گوشی هوشمند سامسونگ گلکسی نوت 3 سومین نسل از گوشی-تبلت‌های هوشمند (فبلت) شرکت Samsung است که در 25 سپتامبر 2013 برای نخستین بار وارد بازار شد. این فبلت در مقایسه با نسخه‌های قبلی این سری و حتی رقیبان خود از قدرت بالا و عملکرد بی نظیری برخوردار است و توانایی‌های بالای آن، آزادی عمل بسیار بالایی را به کاربران خود می‌دهد.

       



      مقدمه

      :t: جذاب و پیچیده

      :t: صفحه نمایش بزرگ و با کیفیت

      :t: بسیار قدرتمند

      :t: استفاده از قلم Stylus برای نوشتن یادداشت‌ها

      :t: طراحی زیبا

      :t: دوربین خوب

      شاید اندازه 5.7 اینچی نوت 3 به مذاق خیلی خوش نیایید ولی از صفحه بزرگ آن که بگذریم باید بگوییم با یک گوشی فوق‌العاده قدرتمند روبرو هستیم که می‌توانید به کمک هر وسیله‌ای یا انگشتانتان و Stylus، یادداشت‌ها خود را وارد کنید و در این زمینه نوت 3 یکی از بهترین‌ گوشی‌هاست.

      اندازه صفحه نمایش واقعا مهم است و به اعتقاد سامسونگ صفحه نمایش بزرگتر یعنی بهتر بودن. چرا وقتی که دستگاهی به نام گلکسی نوت 3 وجود دارد که مرز بین گوشی و تبلت را از بین برده، باید به سراغ صفحه نمایش‌ها کوچکتر برویم؟ پس بیایید به این گوشی سلام کنیم.

      این گوشی 5.7 اینچی مجهز به یک پردازنده چهار هسته‌ای با فرکانس کاری 2.3 GHz و 3 GB رم مجهز است. همچنین گلکسی نوت 3 دارای قلم استایلوس و یک دوربین 13 مگاپیکسلی است که توانایی ضبط تصاویر با کیفیت 4K را داراست. روی کاغذ نیز این گوشی از امکانات بی‌نظیر و پیشرفته‌ای بهره می‌برد که می‌تواند از پس کارهای سنگین به راحتی برآید.

      قیمت گلکسی نوت 3 نیز واقعا اغوا کننده است و این گوشی به صورت آنلاک و بدون قرارداد اپراتوری با قیمت 600 پوند و با قیمت ماهیانه 33 پوند طی دو سال به فروش می‌رسد.


      آیا خریدن گلکسی نوت 3 ارزش دارد؟

      :x:اندازه بزرگ

      :x: کیفیت دوربین در شرایط نور کم خوب نیست

      :x:تنظیمات و آپشن‌های بسیار زیاد

      باید بگوییم اگر واقعا به دنبال محصولی هستید که سر و سامانی به زندگی شلوغ و آشفته شما بدهد، باید به نوت 3 به عنوان یکی از نامزدها نگاه کنید. صفحه نمایش بزرگ این گوشی باعث می‌‌شود به راحتی صفحات نمایش و اسناد را بخوانید و آنقدر قدرت دارد که هرچیزی کنار دستتان بود را روی آن پرتاب کنید! به کمک قلم استایلوس نیز می‌توانید به راحتی یادداشت‌برداری کنید. اگر از طرفداران سرسخت تماشای فیلم هستید، اپلیکیشن Netflix به کمک شما می‌آید تا به لطف صفحه نمایش بزرگ نوت 3 از دیدن آخرین فیلم‌های روز لذت ببرید.

      اگر چه صفحه نمایش بزرگ این گوشی شاید به درد همه نخورد. کاربران معمولی اندروید ترجیح می‌دهند با همان صفحه نمایش 5 اینچی گلکسی S4 یا 4.7 اینچی اچ‌تی‌سی One کار کنند. طرفداران نوت هم از صفحه نمایش FullHD لذت می‌برند هم از قدرت پردازشگر آن و نیازی هم به استفاده از انگشت شست برای تایپ کردن ندارند.

      اگر علاقه به صفحه نمایش بزرگ دارید و نمی‌خواهید قیمت‌های نجومی بپردازید نسل قبلی نوت یعنی گلکسی نوت 2 نیز یکی از بهترین انتخاب‌های شما خواهد بود. مشخصات این گوشی خیلی به نوت 3 شباهت دارد ولی نوت 3 بدون هر مشکلی می‌تواند از عهده وظایف خود برآید و خیلی سریع می‌توانید کارهای خود را انجام دهید.

       


      طراحی و کیفیت ساخت

      gallery_1_5_208011.jpg

      طراحی این گوشی هوشمند از جذابیت بالایی برخوردار است

      در گلکسی نوت 2 با صفحه نمایش 5.5 اینچی واقعا سامسونگ از حد و مرزهای یک گوشی پا را فراتر گذاشت. با اینکه نوت 3 دارای صفحه نمایش بزرگتر است ولی نه تنها بدنه آن پهن‌تر نشده که حتی کمی سبک‌تر و باریک‌تر نیز شده است. این قابلیت به لطف قاب دور گوشی به دست آمده و نیازی نیست برای رسیدن به صفحه بزرگ تغییری در بدنه و قالب آن داده شود.

      طول 151 میلی‌متری و عرض 79 میلی‌متری نوت 3 باعث می‌شود نگه داشتن این گوشی در یک دست کار مشکلی باشد. تایپ کردن به کمک انگشت شست یک دست نیز کار سختی است و حتما برای کار با نوت 3 باید از دو دست خود کمک بگیرید. البته در خارج کردن یا گذاشتن گوشی در جیبتان مشکلی نخواهید داشت ولی اگر از شلوارهای جین یا تنگ استفاده کنید کاملا گوشی داخل جیب شما به چشم خواهد آمد.

      این گوشی یکی از بهترین ها در نوع خود برای پخش فایل‌های تصویری است و اگر یکی از طرفداران و علاقمندان سرسخت یوتیوب یا Netflix باشید، می‌توانیم بگوییم نوت 3 واقعا برای شما ساخته شده است. این فبلت برای انجام وظایف کاری، ارسال ایمیل و ثبت و مشاهده وقایع در تقویم نیز مناسب است و فضای کافی برای وارد کردن دست‌نوشته‌ها با Stylus وجود دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

      طراحی امکانات جلوی نوت از گلکسی S4 برداشت شده است که شامل شبکه کرومی اسپیکر و دکمه Home با لبه‌های نقره‌ای است. در لبه‌های گلکسی نوت 3 از نوار پلاستیکی نقره‌ای براق استفاده شده است که کاملا ملایم به نظر می‌رسد ولی باعث شده است نسبت به لبه‌های آلومینیومی به کار رفته در سونی ایکسپریا Z1 ارزانتر و کم تجمل‌تر به نظر بیایید. در کنار گوشی شاهد کلیدهای کنترل صدا، کلید پاور، جک صوتی 3.5 میلی‌متری و یک خروجی برای اتصال کابل USB 3.0 به منظور انتقال داده‌ها هستیم. شما می‌توانید از کابل میکرو USB معمولی نیز در این خروجی استفاده کنید.

       

      gallery_1_5_335347.jpg

      طراحی پشت گوشی حالت چرمی دارد

      پشت نوت 2 سفید براق بود ولی در گلکسی نوت 3 یک کاور چرمی مشکی جایگزین شده است که همچنان از جنس پلاستیک بوده و می‌توانید اطراف آن طرح دوخت را ببینید. اولین باری که تصاویر نوت 3 را دیدیم تصور ما این بود که این حالت چرمی ارزان و بی‌کیفیت باشد، ولی از نزدیک زیباتر از تصور ما بود. اگرچه کاملا حس چرم اصل به شما منتقل نمی‌شود ولی بافت نرم آن و حالت دوختی که به آن داده‌اند برای فریب دادن چشمان دیگران کافیست.

      به هر حال فرقی نمی‌کند طرح چرمی آن به چشم بیاید یا نه، مهم این است که ظاهر این گوشی کاملا هوشمندانه و حرفه‌ای‌تر از طراحی‌های زیباشناختی ساده فعلی است. هر چه باشد طرح نوت 3 نسبت به طرح براق نسل قبلی خود پخته‌تر شده است.

      کاوری که روی گوشی کشیده شده است کاملا محکم به نظر می‌اید ولی مشکل پوست پوست شدن دارد و نسبت به کاور گلکسی S4 کمتر قابلیت خم شدن دارد و نازک‌تر است. اینکه قاب پشت نوت 3 قابلیت جدا شدن دارد حداقل این امتیاز را به شما می‌دهد که بتوانید باتری آن را عوض کرده یا حافظه خارجی را داخل دستگاه گذاشته یا از آن خارج کنید که در بدنه فلزی اچ‌تی‌سی One و آیفون این امکان وجود ندارد.


      صفحه نمایش

      gallery_1_5_13820.jpg

      نمای مقابل Galaxy Note 3

      صفحه نمایش 5.7 اینچی نوت 3 دارای کیفیت 1080*1920 است که فقط در دستگاه‌های رده بالایی مانند این گوشی می‌توانیم آن را ببینیم. این کیفیت در گلکسی S4 نیز وجود داشت که در نوت 3 اندازه صفحه نمایش بزرگتر شده و همین مسئله نشان می‌دهد رنگ‌ها در S4 شاداب‌تر و تیزتر بوده و پیکسل‌های نزدیک به هم کیفیت صفحه نمایش بهتری را فراهم می‌آورد. کیفیت پیکسل‌ها نوت 3 برابر 386 پیکسل در اینچ (ppi) است که با اختلاف کمی بعد از کیفیت ppi440 گلکسی S4 قرار دارد.

      این اختلاف کم باعث می‌شود که این موضوع خیلی هم جدی نباشد. حتی اگر بینی خود را نزدیک صفحه کنید، باز نمی‌توانید خیلی تفاوت کیفیت صفحه را تشخیص دهید و همچنان متن‌های خیلی کوچک هم روی گلکسی نوت 3 به خوبی نمایش داده می‌شود. تصاویر HD به خوبی دیده می‌شوند و فیلم‌های Full HD نیز به راحتی پخش خواهند شد که این قابلیت به لطف رنگ‌های زیبا و عمق رنگ مشکی صفحه نمایش Super AMOLED سامسونگ است.

      این صفحه نمایش واقعا روشن و پر حرارت است و برخی از فیلم‌ها به خصوص کارتون‌هایی که براساس رنگ‌های روشن اصلی تولید شده‌اند، ممکن است کمی زیادی اشباع شده به نظر آیند. این امکان وجود دارد که از بین حالت‌های مختلف صفحه یکی را انتخاب کنید یا در قسمت تنظیمات تناژ رنگ را تغییر دهید اما برای در اکثر مواقع کیفیت اصلی خود صفحه نمایش کاملا لذت بخش است.


      اندروید 4.3 جلی‌بین (آبنبات پاستیلی)

      آخرین نسخه اندروید یعنی 4.3 موسوم به جلی‌بین روی نوت 3 اجرا می‌شود. ولی همچنان باید منتظر به‌روزرسانی S4 به این نسخه باشید. در حالی که طرفداران سرسخت فناوری از دیدن برنامه‌های جدید هیجان زده می‌شوند باید بگوییم تفاوت چندانی نسبت به نسخه قبلی وجود ندارد. سامسونگ از همان پوسته S4 بدون هیچ‌گونه قابلیت اضافی در اندروید آبنبات پاستیلی استفاده کرده است که جای صحبت خاصی را باقی نمی‌گذارد. کماکان امکان انتخاب صفحه خانگی از بین چند صفحه وجود دارد که در قسمت اپلیکیشن‌ها و ویجت‌ها استفاده می‌شود.

      یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌هایی که می‌توانید ببینید اضافه شدن اپلیکیشن Play Games است. این اپلیکیشن دقیقا همان کاربرد Game Center اپل را دارد که مرکزی را فراهم می‌کند تا بازی‌ها، لیدربردها و ماموریت‌ها و اهداف به پایان رسیده در انجا نمایش داده شود. در نوت 3 این اپلیکیشن به خوبی با اکانت گوگل همگام‌سازی می‌شود تا به شما اجازه دهد که میزان پیشرفت خود در بازی‌های را روی سرویس‌های ابری ذخیره کرده و آن را به دستگاه اندرویدی دیگر منتقل کنید تا بتوانید هر زمان که خواستید ادامه بازی را انجام دهید.

      امکانات دیگری زیر پوسته اندروید جلی‌بین وجود دارد که می‌توان به پشتیبانی از Open GL ES 3.0 اشاره کرد. این قابلیت بستری است که به شما اجازه می‌دهد هنگام بازی گرافیک بهتری را تجربه کنید. نسل بعدی بازی‌های بزرگ می‌توانند به کمک این فناوری عناوین با کیفیت‌تری را تولید کنند.


      نرم‌افزارهای سامسونگ

      سامسونگ مشابه تمامی کیت‌های قبلی تعداد زیادی برنامه اضافی نسبت به اپلیکیشن‌های پیشفرض اندروید را روی محصولات خود ارائه می‌کند. این اپلیکیشن‌ها شامل S Health، ابزار ترجمه S Translate، راهنمای Watch On TV و به اشتراک‌گذاری صفحه نمایش Group Play است که برای اولین در S4 شاهد عرضه آن بودیم.

      اپلیکیشن‌های اصلی ایمیل و تقویم سامسونگ نیز در کنار سرویس‌های Samsung Hub و Samsung Apps نیز وجود دارند که هر دو مورد مستقیما مشابه فروشگاه Google Play شما را به قسمت اپلیکیشن‌ها، موزیک‌ها، فیلم‌ها و کتاب‌های الکترونیکی هدایت می‌کند.

      ژست‌های حرکتی رو هوا نیز به شما اجازه می‌دهد تا بدون لمس صفحه نمایش در بین تصاویر به جستجو بپردازید. این قابلیت مشابه همان تشخیص حرکت چشم است که در گلکسی S4 از آن استفاده شده بود و به شما اجازه می‌داد بدون استفاده ازا نگشتان خود صفحات را حرکت داده یا با نگاه کردن به صفحه، پخش فیلم‌ها را متوقف کنید. به نظر قابلیت‌های جالبی هستند ولی به نظر ما خیلی در S4 یا Note 3 مفید نخواهند بود.

      شاید بحث در مورد حرکت با ارزش سامسونگ برای دسترسی به تعداد زیادی از سرویس‌ها و قابلیت‌های متفاوت آسان باشد ولی در عوض کار با این امکانات اضافی و عادت کردن به آنها مخصوصا در نوت کمی دشوار است. اگر تازه پا به دنیای اندروید گذاشته باشید، اضافه کردن چند حساب ایمیل که باید به صورت دستی آنها را وارد کنید چیز خاصی را ساده تر نمی‌کند.

      برای هر کار کوچکی نیاز به تنظیمات زیادی وجود دارد که باعث شده است منوی تنظیمات به 4 تب جداگانه و طولانی تقسیم شود. اگر دوست دارید از تمام جنبه‌های فناوری زندگی خود سر در بیاورید، شاید در اختیار داشتن گزینه‌های متعدد را دوست داشته باشید ولی باید بدانید فهم آنها به این سادگی هم نیست.


      S Pen

      gallery_1_5_125590.jpg

      قلم S Pen استفاده از این گوشی هوشمند را آسان‌تر و جذاب‌تر کرده است

      در قسمت پایین نوت 3 قلم استایلوس یا همان S Pen برای وارد کردن یادداشت‌ها وجود دارد. طول این قلم 110 میلی‌متر است و کاملا سبک به نظر می‌آید، و باید حواستان باشد کار با S Pen به اندازه کار با قلم و خودکارهای معمولی راحت نیست، اما برای وارد کردن سریع نوشته‌ها کاملا مناسب است. نوک این قلم خیلی کوچک است و به همین دلیل دقت آن نسبت به قلم‌های دستگاه‌های دیگر بیشتر است.

      سامسونگ برای کار با S Pen تعداد زیادی برنامه منتشر کرده است که سوپرایز بزرگی به حساب می‌آید. اکثر آنها کاربردی هستند و اپلیکیشن S Note نیز به روز شده است که به شما اجازه می‌دهد، به راحتی هر چیزی را ترسیم کرده، تایپ کنید و یادداشت‌هایتان را به کمک کتابچه‌های جذاب کوچک توضیح دهید. در این قسمت نیز به اندازه کافی دکمه و تنظیمات وجود دارد که شما را سردرگم کند ولی استفاده از این امکانات به خصوص در یک قرار ملاقات به کارتان می‌آید.

      همچنین نسخه بهینه شده اپلیکیشن Autodesk SketchBook برای نوت 3 وجود دارد که به شما کمک می‌کند تا به کمک S Pen طرح های خلاقانه و هنری را خلق کنید. به لطف طرح‌ها، رنگ‌ها و لایه‌های موجود هر کاری می‌توانید انجام دهید مگر اینکه ذوق هنری نداشته باشید.

      زمانی که قلم را از گوشی خارج می‌کنید یک پنجره محاوره‌ای باز می‌شود و امکان دسترسی سریع به ابزار کار با S Pen را به شما نشان می‌دهد. به کمک Action Memo می‌توانید شماره تلفن‌ها، آدرس‌های ایمیل یا حتی‌ کلمات معمولی را یادداشت کرده، سپس انتخاب کنید که می‌خواهید با آنها تماس بگیرید، برایشان ایمیل یا پیام بفرستید یا حتی عبارت یادداشت شده را در اینترنت جستجو کنید. Screen Write مانند یک اسکرین‌شات از نوشته شما روی صفحه تصویر تهیه می‌کند و می‌توانید حتی به سریع‌ترین و بدخط‌ترین شکل ممکن مطالب را بنویسید.

      Pen Window نیز به شما اجازه می‌دهد تا کادری را روی صفحه نمایش ترسیم کرده و اپلیکیشن مورد نظر را انتخاب کنید. برای مثال اگر YouTube را انتخاب کنید این برنامه داخل آن کادر اجرا می‌شود و بالای اپلیکیشن‌های دیگر قرار می‌گیرد. می‌توانید با نگه‌داشتن دکمه کوچک روی قلم می‌توانید هر قسمتی از صفحه نمایش را که خواستید انتخاب کنید تا بتوانید بعدا آن را به عنوان یک اسکرین‌شات داخل S Note وارد کرده یا به صورت تصویر آن را ایمیل کنید.

      البته ترفندهایی برای کار با S Pen وجود دارد. این ترفندها به نظر قابلیت‌های اضافی خوبی هستند ولی هیچکدام از آنها خیلی مهم نیست. مهمترین موضوع این است که گزینه‌های زیادی برای انجام یک وظیف پیش روی شماست و به خاطر سپردن تمامی روش‌ها متفاوت انجام کارها کمی سخت است. باید وقت بگذارید تا بتوانید بهترین راه کار کردن با نوت را یاد بگیرید.


      پردازنده و عمکلرد

      gallery_1_5_95523.jpg

      گلکسی نوت 3 به یک پردازنده چهارهسته‌ای با فرکانس کاری 2.3 GHz در کنار یک حافظه رم 3 GB مجهز شده است. این سخت‌افزار قوی اصلی‌ترین مشخصات فنی نوت 3 است و از دیدن رکوردهای این گوشی در تست‌های بنچمارک شگفت‌زده نخواهید شد.

      در تست بنچمارک Geekbench 2 نوت 3 توانست به امتیاز 4139 برسد و از ایکسپریا Z1 با امتیاز 3706 به عنوان صدرنشین قبلی پیشی بگیرد. جالب است بدانید امتیاز نسل قبلی نوت برابر 1998 بوده است. در تست Quadrant نیز توانست امتیاز 22487 را کسب کند مه باز هم بهترین دستگاه موبایل شناخته شد.

      این امتیازات فوق‌العادست، اما نکته مهم اینجاست که معمولا موقع اعلام نتایج کمی تفاوت با عمکلرد واقعی احساس می‌شود و تست‌های بنچمارک همیشه دقیق نیستند. ولی باید بگوییم هنگام کار با نوت 3 هیچ گونه لگی دیده نشد چه در هنگام کار با صفحه home، قرار دادن اپلیکیشن‌ها روی این صفحه و پایین کشیدن نوار هشدارها چه زمانی که با منوها کار کردیم. ویرایش تصاویر و پخش فیلم‌های Full HD نیز خیلی سریع و روان انجام می‌گیرد.

      بازی کردن در نوت 3 واقعا لذت بخش است. بازی مسابقه‌ای Riptide GP 2 روی آب کاملا روان و بدون افت نرخ فریم اجرا می‌شد و ین شرایط برای نسخه جدید Asphalt 8 و N.O.V.a 3 نیز به همین شکل بود. به‌روزرسانی‌های صورت گرفته در اندروید جلی‌بین نیز باعث می‌شود نوت 3 نه تنها یکی از بهترین گزینه‌ها برای بازی باشد که الگویی برای نسل بعدی بازی‌های موبایل خواهد شد.

       


      دوربین

      gallery_1_5_109173.jpg

      دوربین پشت نوت 3 یک دوربین 13 مگاپیکسلی است که همان روزلوشن S4 را دارد و رقاب سرسختی چون Xperia Z1 با دوربین 20.7 مگاپیسکل و نوکیا لومیا 1020 را با دوربین 41 مگاپیکسلی پیش روی خود می‌بیند. با اینکه اعداد مگاپیسکل همه چیز نیست و نمی‌توان به آنها خیلی اعتماد کرد بیایید خودمان دوربین نوت 3 را تست کنیم.

      در اولین عکاسی ما از St Paul Cathedral لندن، همان عملکردی را مشاهده کردیم که از هر گوشی رده بالایی انتظار می‌رود. کیفیت تصاویر عالی، دقیق، آسمان آبی و جزئیات کاملا واضح بودند و حتی سایه‌ها در فضاهای تاریک دیده می‌شوند. زمانی که در حالت تمام صفحه تصاویر را مشاهده می‌کنید جزئیات کاملا مشخص و رنگ‌ها دقیق است.

      تصویر دوم از سبد میو‌ه‌ها و سبزیجات گرفته شده است که باز هم جزئیات و کیفیت تصویر خوب است. رنگ تمامی محتوای تصویر مانند گوجه‌ها کاملا جذاب است. با اینکه به خوبی دوربین S4 نیست ولی رقیبی جدی برای آن به شمار می‌رود.

      ولی مشکل دوربین نوت 3 در شرایط نور کم است که عمکلرد قابل قبولی ندارد. در این تصاویر شاهد تناژ رنگ غیر طبیعی، وضوح پایین و نویز تصاویر هستیم. نوت 3 مانند گلکسی S4 دارای تعداد زیادی حالت عکاسی خلاقانه است که می‌توان به پانوراما، HDR، تصاویر متحرک و قابلیت شات دوگانه اشاره کرد. این قابلیت به شما اجازه می‌دهد تا بتوانید به کمک دوربین جلو از صورت خود عکس بگیرید و آن را در تصویری که با دوربین پشت گرفته‌اید کپی کنید. یکی دیگر از قابلیت‌های جذاب این دوربین Surround Shot است که با تصویر برداری از اطراف و تبدیل آن به یک عکس امکان ثبت تصاویر 360 درجه را فراهم می‌کند.

      این قابلیت اولین بار روی گوگل نکسوس 4 دیده شد و خیلی مشتاق کار با آن بودیم بنابراین این قابلیت در نوت 3 خیلی هم جدید نیست. یکی از مهمترین دلایل این عدم جذابیت این است که تصویربرداری 360 درجه به خوبی روی نوت 3 انجام نمی شود. چندین بار از رودخانه Thames عکسبرداری کردم و هر بار با تصاویر ضعیفی روبرو شدم. تصویر ثبت شده از برج را ببینید که چه وضعی دارد. این دروبین نمی‌تواند حتی کمی از قابلیت دوربین نکسوس 4 را در ثبت تصاویر 360 انجام دهد.

      اما شاید بهترین قابلیت دروبین نوت فیلمبرداری با کیفیت 4K یا همان اولترا HD باشد. این قابلیت فوق‌العاده است ولی نمی‌تواند دلیلی برای خریدن نوت 3 باشد. برای دیدن کلیپ‌های 4K نیاز به تجهیزات مخصوص آن مانند تلویزیونهای 4K دارید که همچنان قیمت گزافی دارند.

      فایل‌های ویدئویی 4K دارای حجم زیادی هستند که فضای زیادی از حافظه گوشی را اشغال خواهند کرد. یک کلیپ دو دقیقه‌ای حدود 1 GB حجم دارد که فضای زیادی محسوب می‌شود. حتی اگر بخواهید این فایل را جایی اپلود کنید نیز زمان زیادی باید منتظر باشید و اصلا فیلمبرداری با کیفیتی بیش از 1080p را به شما توصیه نمی‌کنیم.


      باتری

      نوت 3 به یک باتری 3200 میلی‌آمپرساعتی مجهز است که به نظر خیلی بزرگتر از نمونه‌های گوشی‌های هوشمند استاندارد است. شاید باتری بزرگ باشد ولی کیفیت پخش تصاویر قدرت پردازشی بالای پردازنده از مواردی است که زیاد شارژ مصرف می‌کند. به همین دلیل نوت 3 نمی‌تواند انتظارات ما را از باتری برآورده کند.

      اگر بتوانید با تنظیمات مختلف و دقت از باتری کار بکشید شاید بتواند یک روز دوام بیاورد. باید روشنایی صفحه نمایش را کاهش داده، از GPS استفاده نکنید، به طور مداوم بازی نکنید و اگر ضروری نیست سراغ تصویربرداری 4K هم نروید.

      اگر در راه کار تمام حواستان به تماشای Netflix است و می‌خواهید موقع ناهار از اخبار و برنامه‌ها با خبر شوید باید تمام حواستان به صفحه نمایش باشد که به اندازه کافی شارژ داشته باشید. به عنوان یک قانون کلی در تمامی گوشی‌های هوشمند، باید هر شب گوشی خود را شارژ کنید.

       


      سخن پایانی

      برجسته‌ترین امکانات گلکسی نوت 3 صفحه نمایش Full HD،پردازنده قدرتمند، S Pen با عمکلرد خوب است که باعث می‌شود نوت 3 یک محصول قوی باشد که جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی‌گذارد. اندازه بزرگ بدون در نظر گرفتن قیمت به معنای این است که برای طرفداران این گوشی موضوع حساسی نیست.

       


      گالری

       

      توسط Ali، در مقاله‌ها،

      هیچ‌کدام از کمپانی‌ها تاکنون نتوانسته است تب و تاب و هیجانی که در معرفی آیفون اپل وجود دارد را تجربه کند. این بار اپل با عرضه آیفون 5C با قاب‌های رنگی پلاستیکی توانسته است خواسته طرفداران گوشی‌های رنگی را برآورده کند و تجربه ارزانتری از کار با آیفون را در اختیار آنها قرار دهد. اما اپل از طرفداران گوشی‌های لوکس و قدرتمند نیز غافل نبوده و ارمغان این شرکت برای آنها پرچمدار اپل یعنی آیفون 5S است.

      شاید آیفون 5S مشابه نمونه قبلی خود باشد ولی علاوه بر پیشرفت‌هایی که داشته در سه رنگ سفید اصلی، خاکستری جدید و طلایی به فروش می‌رسد. قیمت بدون قرارداد آیفون 5S برای مدل 16 GB از ۵۴۹ پوند شروع می‌شود و در مدل 64 GB به ۷۰۹ پوند می‌رسد.

       

       



      آیا خرید آیفون 5S ارزش دارد؟

      iPhone-5s-iPhone-5c-Keynote-iPhone-5s-Touch-ID.jpg

      حسگر اثر انگشت در آیفون 5S روی دکمه Home تعریف شده است

      جواب این سوال کاملا به گوشی فعلی شما بستگی دارد. اگر در حال حاضر از آیفون ۵ استفاده می‌کنید که از نظر طراحی و امکانات نرم‌افزاری تفاوتی ندارد، خریدن آیفون 5S جدید اصلا توجیه خاصی نخواهد داشت. با اینکه پردازنده آیفون جدید تغییرات قابل توجهی داشته ولی برای مصارف روزانه می‌توانید این موضوع را نادیده بگیرید چون آیفون ۵ همچنان دستگاه پرسرعتی است؛ ولی اگر قبلا آیفون 4S یا ۴ داشتید، باید بگوییم که 5S، سبک‌تر، باریک‌تر و دارای صفحه نمایش بزرگتر است. البته پیشرفت‌های در پردازنده و دوربین نیز به چشم می‌خورد و حسگر اثر انگشت از امکانات جدید و جذابی است که نیاز شما را به وارد کردن رمزعبور برطرف می‌کند.

      اگر از کاربران Android هستید باید بدانید آیفون جدید نمی‌تواند شما را ترغیب کند تا گوشی خود را تعویض کنید. اندازه صفحه نمایش همچنان از بهترین گوشی‌های اندرویدی کوچکتر است و امکانات نرم‌افزاری iOS 7 مانند قابلیت‌هایی چون نبود ویجت‌ها روی صفحه home نیز مانند اندروید است. اگر هم به بدنه فلزی علاقه دارید HTC One می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

      سهولت کار با iOS 7 می‌تواند برای کاربرانی که تازه به دنیای گوشی‌های هوشمند یا آیفون قدم گذاشته‌اند امتیاز مثبتی باشد. اگر هم آیفون 5S به نظر شما گران است می‌توانید آیفون 4S را با قیمت ۳۴۹ پوند خریداری کنید.

       


      طراحی و کیفیت ساخت

      iPhone 5s colors.jpg

      آیفون 5S در سه رنگ وارد بازار شده است

      اگر منتظر تغییرات اساسی یا یک طراحی جدید در آیفون 5S باید از همین ابتدا بدانید که ناامید خواهید شد. چون طراحی فیزیکی آن دقیقا مشابه آیفون ۵ است.

      بدنه فلزی، قسمت‌های شیشه‌ای جلو و پشت دستگاه، اسپیکرهای زیری گوشی، پورت Lightning، جک صوتی ۳٫۵ میلی‌متری همه و همه مانند نمونه قبلی آیفون است. شاید تنها تفاوت رنگ‌های جدید آیفون 5S باشد که خاکستری و طلایی به آن اضافه شده است.

      برخلاف شایعات صفحه نمایش و مشخصات ظاهری آیفون همان صفحه ۴ اینچی قبلی است و اگر دنبال صفحه نمایش مناسب برای دیدن فیلم هستید سامسونگ گلکسی S4 گزینه بهتری است. البته طراحی اپل برای کارکردن با یک دست است.

      به لطف طراحی بدنه فلزی و یکپارچه آیفون 5S انتظارات شما از یک گوشی رده بالا برآورده می‌شود. هیچ فاصله یا لقی در پنل گوشی دیده نمی‌شود. اما این موضوع به این معنی است که نمی‌توانید باتری را عوض کرده یا از حافظه خارجی اسنفاده کنید. در حالیکه رنگش مشکلی آیفون ۵ خیلی زود به دلیل خط و خش‌هایی که روی بدنه گوشی دیده می‌شد ظاهر زیبای خود را از دست می‌داد، در رنگ‌ها رونش اینگونه نیست.


      حسگر اثر انگشت

      اگر دکمه home را برای مدتی نگه‌دارید امکانی به عنوان حسگر اثر انگشت فعال می‌شود. حسگرهای اثر انگشت قابلیت جدیدی نیستند و چندین سال است که روی لپ‌تاپ‌ها شاهد آنعا بودیم ولی اولین باری است که در ک گوشی از این حسگرها استفاده می‌شود.

      بعد از اسکن کردن اثر انگشت و تشخیص آن توسط دستگاه برای باز کردن قفل گوشی کافیست انگشت خود را به آرامی روکی دکمه home قرار دهید. به نظر این روش خیلی بهتر از وارد کردن رمزعبور است. نصب و کارکردن با این حسگرها کاملا ساده بوده و این روش به خوبی اجرا می‌شود.

      البته هکرها توانسته‌اند با اثرانگشت‌های تقلبی در کیفیت بالا از قفل گوشی عبور کنند. اما اپل این اطمینان را داده است که اثر انگشت شما در محلی ایمن از گوشی شما تبدیل به کد شده و به اکانت iCloud ارسال می‌شود و برمی‌گردد.

       


      صفحه نمایش

      iPhone 55 Display.jpg

      اپل همچنان از صفحه نمایش ۴ اینچی با کیفیت ۶۴۰*۱۱۳۶ پیکسل استفاده می‌کند که هیچ پیشرفتی نسبت به نمونه قبلی نداشته است. شاید بتوان این موضوع را در مقابل مشخصات خوب این گوشی نادیده گرفت ولی کیفیت صفحه نمایش عالی است و نیاز نیست نگران باشید.

      تراکم پیکسلی آیفون 5S برابر ۳۲۶ پیکسل در اینچ است و گرچه به پای شفافیت Full HD گوشی اچ‌تی‌سی One با ppi446 نمی‌رسد ولی در واقعیت تفاوت چندانی ندارد. البته نباید از امکاناتی که روی صفحات بزرگتر مانند گلکسی S4 وجود دارد غافل بود چون در این صفحات پخش فیلم‌ها یا تایپ کردن خیلی راحت‌تر و سریع‌تر است.

      صفحه نمایش AMOLED گلکسی S4 شاید گهگاه بیش از حد اشباع شود ولی پیچیدگی‌های رنگ سفید و عمق رنگ مشکلی صفحه نمایش آیفون 5S این مشکل را ندارد.

       


      امکانات نرم‌افزاری iOS 7

      iphone-5s.jpg


      آیفون 5S به سیستم عامل iOS 7 مجهز است که بیشترین تغییرات گرافیکی را داشته است. از مهمترین تغییرات می‌توان به تغییرات ظاهری، جایگزینی آیکون‌های براق و سه‌بعدی با نمایش تخت و رابط کاربری رنگارنگ اشاره کرد. در منوها، صفحه کلید و پوشه آیکون‌ها شاهد طرح‌های مختلف و شفاف هستیم.

      این طراحی جدید به این شکل است که برای اپلیکیشن یادداشت از دفترچه استفاده نشده است و به عنوان مثال برای Game Center از یک میز رولتی (گرد) استفاده شده است که در پس‌زمینه سفید هم به خوبی دیده می‌شود. بعد از طراحی به نظر می‌رسد iOS 7 با دنیایی از قابلیت‌های جذاب و کاربردی به سراغ ما آمده است و مانند قبل پنل هشدارها در بالای صفحه قرار دارد که با می‌توانید آن را به سمت پایین بکشید. اما اکنون می‌توانید با کشیدن صفحه از پایین به بالا وارد Control Center شوید. در این پنل به تنظیمات سطح روشنایی، شبکه Wi-Fi و تنظیمات دیگر دسترسی دارید.

       


      قدرت و عملکرد

      apple-a7-chipset.jpg

      پردازنده A7 اپل

      قلب تپنده آیفون 5S آخرین نسل پردازنده ۶۴ بیتی و دوهسته‌ای اپل با معماری A7 است که در کنار 1 GB رم قرار می‌گیرد. پیش از اینکه طرفداران اندروید بخواهند خرده بگیرند که چرا این پردازنده چهار هسته‌ای نیست باید بگوییم همین پردازنده دو هسته‌ای بسیار قوی عمل می‌کند.

      با توجه به تغییرات و امکانات نرم‌افزاری اپل، این گوشی به خوبی می‌تواند از توان پردازنده خود استفاده کند. آیفون 5S در تست بنچمارک GeekBench 3 توانست امتیاز ۱۴۱۹ (امتیاز تک هسته) و ۲۵۶۷ (امتیاز چند هسته) را ثبت کند و به راحتی گلکسی S4 با امتیازات ۶۵۹ و ۱۸۶۰ و سونی ایکسپریا Z1 با ۹۰۴ و ۲۶۲۳ را پشت سر بگذارد.

      بنچمارک Sunspider Java نشان می‌دهد جستجو در اینترنت با 5S به کمک مرورگر سافاری بسیار سریع و تنها ۴۰۳ میلی‌ثانیه زمان می‌برد در حالیکه گلکسی S4 با مرورگر کروم دارای رکورد ۱۲۱۸ و ایکس‌پریا Z1 نیز با همین مرورگر ۷۳۸ میلی‌ثانیه است.

      حرکت در بین صفحات و منوهای آیفون طبق انتظار بدون هیچگونه تاخیر یا لگ همراه است و بلافاصله با زدن روی اپلیکیشن برنامه مورد نظر باز می‌شود. دوربین نیز خیلی سریع آماده به کار می‌شود و نصب برنامه‌های جدید مانند آیفون ۵ و 4S هیچگونه کندی مشاهده نمی‌شود.

      استفاده از پردازنده ۶۴ بیتی اپل نه تنها سبب شده است تا این شرکت اپلیکیشن‌های ۳۲ بیتی خود را دوباره به صورت ۶۴ بیتی بازنویسی کند بلکه توسعه دهنگان نیز باید به فکر نسل بعدی اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها باشند.

      پردازنده A7 با توجه به پیشرفت‌های گرافیکی در بازی‌ها نیز بی‌نقص عمل می‌کند و Real Racing 3، Asphalt 8 و Riptide GP 2 خیلی سریع و روان اجرا می‌شوند؛ ولی بیشترین تغییرات و پیشرفت‌ها در نسل بعدی بازی‌ها دیده می‌شود.

       


      دوربین

      IPhone-5S-main-camera.jpg

      آیفون 5S مانند نمونه قبلی دارای یک دوربین ۸ مگاپیکسلی است که نمی‌تواند در مقابل دوربین ۲۰ مگاپیکسلی ایکس‌پریا Z1 یا ۴۱ مگاپیکسلی نوکیا لومیا ۱۰۲۰ حرفی برای گفتن داشته باشد ولی یادتان باشد همیشه مگاپیکسل‌ها همه چیز نیستند.

      دوربین این گوشی یکی از بهترین‌هاست و فاصله کانونی آن به f2.2 تغییر پیدا کرده و حسگر دوربین نیز از نظر فیزیکی بزرگتر شده است که می‌تواند در شرایط نور کم عمکلرد مناسبی داشته باشد.

      دوربین ۵ و 5S خیلی با هم تفاوت ندارد اما در 5S تصاویر دارای کنتراست و شفافیت بهتر هستند. تنها در حالت تمام صفحه می‌توانید تفاوت‌ها را درک کنید. مطابق انتظار در شرایط نور کم هر دو گوشی دارای نویز هستند. البته 5S در نهایت تصاویر روشن‌تری ارائه می‌کند و با اینکه گوشه‌های تصویر کمی تاریک به نظر می‌رسد ولی مرکز آن کاملا روشن است.

      اپل با اضافه کردن یک فلش دیگر آیفون 5S را به روز کرده است که می‌تواند شرایط نوری را تشخیص داده و در تنهای تناژ رنگ مناسبی را ثبت کند. بازهم تفاوت زیادی با نمونه قبلی به چشم نمی‌آید.

      به لطف پردازنده A7 راه‌اندازی دروبین و عکاسی خیلی سریع اتفاق می‌افتد و دوربین 5S می‌تواند فیلم‌ها را با کیفیت 720p و نرخ فرم ۱۲۰ ثانیه ضبط کند و امکان پخش تصاویر به صورت صحنه آهسته نیز وجود دارد. قابلیت HDR و پانوراما در کنار افکت‌های دیگر برای این دوربین در نظر گرفته شده است.

       


      باتری

      iphone-5s-battery.jpg

      متاسفانه ظرفیت باتری نیز تغییر زیادی نداشته است ولی در تست‌ها ویدئویی ما نتایج خوبی به دست آمد و می‌توان به صورت ۱۱ ساعت مداوم با این گوشی کار کرد که کمی از آیفون ۵ بهتر است. این باتری در شرایط کار معمولی شاید بتواند تا یک روز دوام بیاورد ولی زمان اجرای بازی‌ها یا افزایش نور صفحه بعید است به شارژر نیاز پیدا نکند.

      البته مثل همیشه با کم کردن نور صفحه، خاموش کردن GPS و WiFi می‌توانید کمی بیشتر از گوشی استفاده کنید.

       


      سخن پایانی

      همانطور که گفتیم طراحی و صفحه نمایش و برخی از امکانات مشابه باعث نمی‌شود تا کاربران آیفون ۵ نسبت به خرید 5S ترغیب شوند. اگر تازه می‌خواهید وارد دنیای آیفون شوید یا از مدل‌های قدیمی استفاده می‌کنید و شاید از اندروید خسته شده‌اید آنگاه می‌توانید به آیفون 5S به عنوان یک گزینه مناسب نگاه کنید.

       

      :t:فوق‌العاده قدرتمند

      :t:طراحی زیبا و لوکس

      :t:کاربرد ساده سیستم نرم‌افزاری iOS 7

      :t:دوربین کارآمد

      :t:حسگر اثر انگشت

      :x:قیمت بالا

      :x:طراحی کاملا مشابه آیفون 5

      :x:امکان تعویض باتری و استفاده از حافظه خارجی وجود ندارد

      :x:اندازه صفحه نمایش و کیفیت آن تغییری نکرده است